فرهنگ مصادیق:اخلاق پزشکی(۱)
کلمات کلیدی: پزشک، اخلاق، پزشکی، بیمار، علم اخلاق در حرفه پزشکی
محتویات
علم اخلاق پزشکی
علم اخلاق در حرفه پزشکی، اهمیت و نقش اساسی دارد. این علم که بایدها و نبایدهای اخلاق پزشک را به او گوشزد میکند و شیوه رفتار با بیماران و همکاران را به او میآموزد، از مهمترین بخشهای علم و تعهد پزشکی به شمار میرود. حقیقت آن است که در گذشته، طبیبان افزون برداشتن درجات بالای علمی، از مقام و منزلتی روحانی و اخلاقی نیز بهره مند بودند. آنها در حفظ مبانی و ارزشهای اخلاقی بسیار میکوشیدند. همچنین آنان هم از جهت علمی و هم از نظر عملی، الگویی شایسته برای مردم به شمار میرفتند و مانند پیشوایان دینی همواره مردم را به نیکی، راستی، پاکی و نجابت، راهنمایی میکردند.
نوشتهها و گفتههای ارزشمند پزشکان فاضلی چون بقراط، جالینوس، رازی، ابن سینا و دیگران که دانشمندان برجسته زمان خود بودند، این ادعا و مرتبه علمی و اخلاقی آنان را به روشنی آشکار میسازد. به عقیده آنان، پزشک باید روحی پاک داشته و از اخلاق ناپسند به دور باشد، تا حقایق علم پزشکی در دل او جای گیر شود و باور داشتند که طهارت نفس و پاکی روح، فقط با علم اخلاق حاصل میشود.
بر همین اساس، نخست، علم اخلاق را به شاگردان خود میآموختند و تا آنها را از نظر اخلاقی نمیآزمودند، آنان را برای آموختن علم پزشکی، به شاگردی نمیپذیرفتند. بدین ترتیب، با سخت گیری در گزینش شاگردان پزشکی، از ورود نااهلان به این حرفه مقدس جلوگیری میکردند تا حیات انسانها به مخاطره نیفتد.
بدیهی است اگر علم با اخلاق و تهذیب نفس همراه نباشد، ممکن است برای جامعه زیان بار باشد. چنان که دیده شده است، علم بدون اخلاق، گاه از پزشک صاحب مقام و منزلت، فردی ستم کار میسازد که با قاچاقچیان اعضای بدن افراد، هم داستان میشود یا از علم خود برای شکنجه مبارزان سیاسی و اسیران جنگی استفاده میکند و بازیچه جریانهای سیاسی میشود.
پیام متن
۱. بایسته است علم پزشکی به علم اخلاق نیز آراسته شود.
۲. متعهد نبودن پزشک به موازین اخلاق، او را به سوء استفاده از علم پزشکی وامی دارد و سبب میشود که علم او در خدمت هوا و هوس و آسیب رساندن به انسانهای بی گناه از جمله قاچاق اعضای بدن به کار گرفته شود.
قداست پزشکی
در قرآن کریم آمده است:
هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.
علم پزشکی، با هدف خدمت رسانی به بشر تدوین شده است و حتی گاه مرگ و زندگی آدمی بدان وابسته میشود؛ و میتواند انسانی را از مرگ حتمی برهاند و یا موجب مرگ انسانی بشود، موجودی که خداوند مهربان به او توجهی ویژه داشته، نفخهای از روح ذات اقدس خود در او دمیده و او را اشرف مخلوقات و جانشین خود بر روی زمین خوانده است.
با دقت در این سخن که فضیلت و برتری هر علم بسته به اهمیت و ارزش موضوع و هدف آن است و اینکه موضوع علم پزشکی، انسان و اشرف کاینات و هدف آن، رساندن سلامتی به بدن است، ضرورت برتری آن بر دیگر علمها روشن تر میشود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در کلامی فرمود: «العلم علمان: عِلمُ الاَدیانِ و عِلمُ الأَبدان؛ در حقیقت، علم دوتاست: علم دینها و علم بدنها».
پیغامبر گفت که علم علمان علم الاَبدان و علم الادیان
در کان دو علم بوی طیب است کان هر دو فقیه یا طبیب است
نظامی گنجهای
اخلاق پزشکی در کلام دانشمندان
جالینوس حکیم
صحت و سلامتی، نعمتی است که هیچ چیز مطلوب و لذت بخش، با آن برابری نمیکند و داشتن و نگه داشتن آن، مورد جست وجو و طلب هر کسی است و آنچه مردم در تدبیر دنیا و معاش خود میکوشند، برای همین است. بنابراین، پزشکی که حافظ این سلامتی است، برترین صناعات به شمار میرود.
همچنین علی بن عباس مجوسی در فضیلت علم پزشکی مینویسد:
انسان، افضل و اشرف از همه حیوانات است، به جهت عقلی که خداوند به او عطا کرده است. نیروی عقل نیز بستگی به صحت نفس دارد و صحت نفس به صحت بدن وابسته است و صحت بدن را صناعت طب، متعهد است. بنابراین، علم پزشکی، افضل و سودمندترین علم است.
شافعی
من پس از علم حلال و حرام، علمی را شریف تر از پزشکی نمیدانم و مایه تأسف و اندوه است که مسلمانان آن را رها کرده و به یهودیان و مسیحیان سپردهاند.
در حقیقت، پزشکی، حرفهای است که با حیات آدمیان که برترین و ارزشمندترین دارایی آنهاست، ارتباط دارد. از همین رو، مسئولیت و وظیفه پزشکان را به مراتب سنگین تر میسازد و ایجاب میکند ویژگیهای خاصی داشته باشند.
پیام متن
علم پزشکی به دلیل عهده دار بودن تأمین سلامتی بدن، سودمندترین علمها پس از دانش حلال و حرام است.
تقوای پزشک
امام علی علیه السلام میفرماید: «هر کس پزشکی پیشه کند، باید خداترس باشد و به دیگران پند بدهد» و ترس از خدا، همان تقوای الهی است که در رفتار انسانهای خودساخته جاری است.
از آن جا که پزشک به اقتضای شغل خود، گاه بر جان و مال و ناموس مردم مسلط میشود، ضرورت دارد فردی پرهیزکار و درست کار باشد تا به مدد تقوای الهی، قدرتی روحی و معنوی به دست آورد و بتواند نفس اماره و احساسات سرکش خود را مطیع سازد. نیرویی که به او معنویت و مصونیت اخلاقی و روانی بدهد تا اگر در شرایط وسوسه انگیزی قرار گرفت، پاک بماند و در محدوده وسیع شغل خود، تنها به تکلیف والای خویش؛ یعنی شفابخشی و درمان بیماران بیندیشد.
بقراط، شرایطی را برای پزشک ضروری دانسته است که در حقیقت، همه آنها برخاسته از ایمان و اعتقادی راستین به خداست. از نظر وی: «پزشک باید فروتن، معتقد، باایمان، پاک دامن و با حوصله باشد و وظایف خود را با خوشحالی و دل گرمی انجام دهد».
پزشک که گاه بر جان و مال و ناموس مردم مسلط میشود، برای مصون ماندن از لغزشهای احتمالی، باید خویشتن را به تقوای الهی آراسته کند.
رازداری در پزشکی
حضرت علی علیه السلام در حدیثی فرمود: «آنچه نمی دانی مگو و همه آنچه را می دانی نیز بر زبان میاور».
رازداری یکی از فضیلتهای ستوده اخلاقی است که همگان میتوانند با اراده قوی، پشتکار فراوان، این خصلت باارزش را در خود تقویت کنند.
این ویژگی بسیار مهم، در حرفه پزشکی اهمیت فراوانی دارد و از وظایف پزشکان نیز به شمار میآید. محمدبن زکریای رازی، پزشک و روان شناس حاذق و مردم دوست ایرانی، هزار سال پیش به پزشکان و خدمت گزاران این صنف توصیه میکرد:
سزاوار است پزشک، با بیمار خود، رفیق و نگه دار اسرار وی باشد؛ زیرا رفتار دوستانه طبیب، مایه آرامش و راحتی روان بیمار میشود.
دیگر بزرگان جامعه پزشکی نیز از زمانهای قدیم تا حال، همواره بر این نکته باور و تأکید داشتند که پزشک باید رازنگه دار باشد تا آبرو و شخصیت بیماران حفظ شود. بر همین اساس، پزشکان در همه زمانها باید سوگند یاد کنند که به این مهم، متعهد و پای بند میمانند. برای مثال، در سوگندنامه بقراط آمده است:
آنچه را در حین انجام دادن وظیفه و حتی خارج از آن، دربارهٔ زندگی مردم خواهم دید یا خواهم شنید، به هیچ کس نخواهم گفت؛ زیرا این گونه مطالب را باید به گنجینه اسرار سپرد.
در سوگندنامه مونتیله، برگرفته از سوگندنامه بقراط، این عبارت آمده است:
چشمان من، اسرار خانههایی را که در آنها وارد میشوم، نخواهند دید و زبان من، اسراری را که به من بسپارند، فاش نخواهد کرد.
و اکنون نیز در سوگندنامه دانشکدههای پزشکی چنین میخوانیم:
به خداوند تبارک و تعالی و قرآن کریم سوگند یاد میکنم و شرف و وجدان خویش را گواه میگیرم که راز بیماران را هیچ گاه فاش نسازم.
پزشک باید رازدار باشد تا اسرار شخصی، آبرو و شخصیت مراجعه کنندگان به او، محفوظ بماند.
تخصص در پزشکی
در حدیثی از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نقل است:
هر جامعه به سه گروه محتاج است: فقیه دانشمند پرهیزکار؛ پادشاهی نیکوکار؛ پزشکی متخصص و مورد اعتماد.
حضرت علی علیه السلام در مورد اهمیت تخصص میفرماید: «ارزش هر کس، به مقدار دانایی و تخصص اوست».
پزشک کارآزموده و کاردان میتواند بیماری مراجعه کنندگان را به نیکی تشخیص بدهد و از شیوه درمان آنها نیز آگاه باشد. در غیر این صورت، پی آمدهایی چون به خطر افتادن سلامتی و جان بیمار، اتلاف وقت و بازماندن فرد بیمار از کار و زندگی، پرداخت هزینههای سنگین و مصرف داروهای بی اثر، در انتظار بیمار است.
متأسفانه آمار این دسته از پزشکان، در جامعه ما قابل توجه است و ای بسا همه ما کم و بیش چنین پزشکانی را تجربه کردهایم. بارها پیش آمده است برای درمان یک بیماری به ظاهر ساده به چندین پزشک مراجعه میکنیم، ولی آنها حتی از تشخیص نوع بیماری عاجز میمانند. بر این اساس، بی بهره بودن پزشک از تخصص لازم، برای جامعه بشری زیان بار است و او را به افراد جامعه، مدیون و بدهکار میسازد.
۱. شرط اصلی طبابت، داشتن تخصص است.
۲. بی بهره بودن پزشک از تخصص گاهی موجب به خطر افتادن سلامتی و جان بیمار میشود و ضررهای مادی برای بیمار به همراه دارد.
اهمیت تلاش پزشک در کسب تازههای پزشکی
حضرت علی علیه السلام فرمود: «هر که پزشکی پیشه کند... باید برای افزودن بر دانش خود بکوشد.» ایشان در سخنی دیگر، با اشاره به گنجایش نامحدود ظرف علم میفرماید: «هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پر میشود، جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی، وسعتش بیشتر میشود».
هر روز تحقیقات گسترده تری در علم پزشکی، همپای دیگر علوم صورت میگیرد و از این رهگذر، دریچه تازهای از علم و امید به روی پزشکان و بیماران گشوده میشود. در این میان، حساسیت علم پزشکی هم چنان از دیگر علمها بیشتر است؛ زیرا علم پزشکی با بیماری و سلامتی و نیز مرگ و حیات بشر در ارتباط است. بنابراین، با توجه به اهمیت این حرفه و مسئولیت بسیار سنگین پزشکان، فراگیری تازههای دانش پزشکی برای پزشکان، لازم و ضروری است. پس این دانش که شاخهای اساسی و حیات بخش از علم به شمار میرود، باید به روز و بر اساس تازهترین دستاوردهای بشری باشد.
پزشک باید برای بالا بردن سطح دانش خود، به منظور درمان بهتر و سریع تر بیماران و نجات آنها از رنج و مرگ، با مطالعات پیوسته و شرکت در سمینارها و مجامع پزشکی، از تازههای علم پزشکی آگاه شود و به قول بقراط «در فراگرفتن دانش و سود رساندن به مردم، حریص باشد».
پزشک باید برای پیشرفت علم پزشکی و در نتیجه، توسعه و ارتقای سلامت در جامعه، همت و زحمت به خرج دهد. همچنین باید اطلاعات تازه، یافتهها، تجربهها و استنباطهای محکم علمی خود را در مجامع و انجمنهای پزشکی مطرح کند تا دیگر متخصصان نیز دربارهٔ آنها به بحث و تبادل نظر بپردازند و با این کار، دانش و اطلاعات جامعه پزشکی ارتقا یابد.
برای موفق بودن پزشک در امر طبابت، لازم است اطلاعات او به روز باشد و همواره از تازههای پزشکی بهره ببرد.
پرهیز از بخل در پزشکی
از امام باقر علیه السلام روایت است: «زکات علم، این است که آن را به بندگان خدا بیاموزی.» پزشکان با توجه به این نکته مهم و دستور دینی، نباید در دادن اطلاعات خود به دیگر پزشکان و مجامع پزشکی، بخل بورزند، بلکه اخلاق متعهدانه پزشک حکم میکند که یافتههای علمی و تجربی خود را به راحتی و به دور از حسد و بخل در اختیار همکارانش قرار بدهد. اگر پزشک آگاه باشد در اینکه با این کارش میتواند به رهایی بیماران بسیاری از رنج و درد و حتی مرگ کمک کند، بی شک، این سخاوت برای او آسان و لذت بخش خواهد بود. پزشک متعهد با دقت در آیات، روایات و گفتار و کردار بزرگان دربارهٔ پرهیز از صفت ناپسند بخل و پی بردن به آثار زیان بار آن در دنیا و آخرت، میکوشد تا این صفت را از خود دور کند.
بخل ورزی پزشکان در دادن اطلاعات پزشکی و نیز مسائل مالی، در نظر همگان، نکوهیده و ناخوشایند است. خداوند متعال در قرآن کریم با صراحت دربارهٔ بخل میفرماید:
وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.[۱]
کسانی که بخل میورزند به آنچه خدا از فضل خود به ایشان عطا فرموده است، گمان نکنند که این خیر ایشان است، بلکه این شر است برای ایشان و زود باشد که در روز قیامت، آنچه بخل کردهاند، طوق شود و به گردن ایشان افتد.
بخل ورزی در امر پزشکی و خودداری پزشک از قرار دادن تجربههای پزشکی در اختیار همکارانش، امری نکوهیده و ناپسند است و میتواند به ضرر جامعه نیز تمام شود.
منبع
طوبی - دی ۱۳۸۵، شماره ۱۴
پا نویس
- ↑ آل عمران: 180







