کتابخانه:اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران
مشخصات کتاب
Akhlaghe pezeshkan-nahad.jpg
نویسنده نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان
زبان فارسی
تاریخ نشر ۱۳۸۹
دانلود PDF

محتویات

جلد اول

آداب طبابت و وظائف طبیب

درآمد

حرفه پزشکی، از آن رو که با جان، ناموس و اسرار زندگی مردم سر و کار دارد، علاوه بر مقررات اسلامی، در همه حرفه ها دارای آداب و احکام ویژه ای است که رعایت آن برای پزشک مسلمان، لازم و ضروری است. در اینجا اشاره ای کوتاه به مهم‌ترین آداب آن خواهیم کرد.

احساس مسئولیت

احساس مسئولیت، از مهم‌ترین و اصلی‌ترین آداب پزشکی است، زیرا این احساس است که پزشک را به رعایت وظایف اخلاقی، قانونی و شرعی خود در مورد درمان بیمار، وادار می‌سازد.

امام صادق (ع)، سخنی سخت تکان دهنده درباره مسئولیت پزشک از حضرت مسیح (ع) نقل فرموده است:

مسیح (ع) می‌گفت:

إنَّ التارک شِفاءَ المَجروحِ من جرحهِ شَریکُ لِجارحِهِ لا مَحالَهَ (۱)

آنکه درمان کردن زخم زخم دیده ای را واگذارد، ناگزیر، شریک کسی است که زخم را بر بدن وی نشانده است.

این سخن، متکی بر منطق روشنی است که نه تنها پیروان اسلام و مسیحیت، بلکه هیچ پزشک با وجدانی نمی‌تواند آن را انکار کند. از این رو، شایسته است همه‌ی پزشکان، آن را قاب کنند و در مطب خویش بیاویزند.

بر اساس این منطق، کوتاهی پزشک در درمان بیمار، به معنای سهیم بودن او در بیماری و گاه، هلاکت بیمار است لذا پزشک، مسئول است با همه‌ی توان برای درمان بیمار، تلاش کند و با هیچ بهانه ای نمی‌تواند از زیر بار مسئولیت، شانه خالی نماید.

بر همین اساس، معتقدیم یکی از وظایف مهم دانشگاههای علوم پزشکی، برنامه ریزی برای پرورش حس مسئولیت شناسی در دانش‌پژوهان این دانش است.

تقوای پزشکی

تقوا در هر حرفه ای به معنای رعایت قوانین الهی در انجام دادن آن است. بنابراین، تقوای پزشکی، شامل همه‌ی آداب و احکام اسلامی در مورد این حرفه است؛ لیکن در تقوای پزشکی دو نکته از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است:

یکی خیرخواهی برای بیمار، و دیگری تلاش برای درمان او. از این رو، امام علی (ع)، پس از توصیه پزشکان به تقوا، بلافاصله به این دو مصداق بارز تقوای پزشکی اشاره می‌فرماید:

مَن تَطَبَّبَ فَلیَتَّقِ الله وَ لیَنصَح وَ لیَجتَهِد (۲)

هر کس طبابت پیشه کند، باید که از خدا پروا بدارد و خیرخواهی و جدیت به خرج دهد.

«نُصح» که در این سخن بدان اشاره شد، به معنای خیر خواهی و «اجتهاد»، به معنای به کارگیری همه توان است. بنابراین، تقوای پزشکی بدین معناست که پزشک برای حسن انجام وظیفه، اولا باید سود بیمار را در نظر بگیرد نه سود خود را. ثانیا باید از همه توان فکری و عملی خود برای در مان وی استفاده کند و پزشک باتقوا، کسی است که در صرف وقت برای تشخیص بیماری، در تجویز دارو، در چگونگی درمان و طول آن، به چیزی جز سود بیمار نیندیشد.

پاکدامنی

یکی از مصادیق مهم تقوای پزشکی، عفت جنسی و پاکدامنی است. پزشک باتقوا، به خود اجازه نمی‌دهد از بیمار، سوء استفاده جنسی کند و حتی در نگاه کردن برای معاینه، حدود اسلامی را رعایت می‌نماید، بدین معنا که اگر از طریقی به جز نگاه کردن به مواضعی که نگاه کردن به آن در اسلام ممنوع است، بتواند بیماری را تشخیص دهد، مبادرت به نگاه نامشروع نمی‌ورزد و در صورت نیاز به این کار نیز، به اندازه ضرورت، اکتفا می‌کند.

اهتمام به تشخیص بیماری

یکی از نکات آداب پزشکی که در احادیث اسلامی برآن تاکید شده، اهمیت دادن به تشخیص بیماری است. پیامبر اسلام به یکی از پزشکان معاصر خود، چنین توصیه می‌فرماید:

لا تُداوِ أحَداً حَتّی تَعرِفَ داءَهُ. (۳)

هیچ کس را درمان نکن، مگر آن گاه که بیماری او را بشناسی.

مکرر شنیده می‌شود که به دلیل تشخیص نادرست طبیب و داروی نامناسب، بیماری تشدید شده و گاه بیمار، هلاک شده است. رعایت این ادب، اقتضا می‌کند که پزشک، همه توان خود را برای تشخیص بیماری به کار گیرد و پیش از تشخیص آن اقدام به تجویز دارو نکند و اگر فرصت لازم را برای تشخیص بیماری به کار گیرد و پیش از تشخیص آن اقدام به تجویز دارو نکند و اگر فرصت لازم را برای تشخیص ندارد یا خسته است و یا به هر دلیل دیگر، آمادگی لازم را برای اظهارنظر ندارد، از معاینه بیمار و دادن دارو به طور جدی خودداری کند.

تلاش برای شناخت داروهای طبیعی

احادیث وارده از معصومین (ع) تاکید دارند که همه بیماریها به استثنای مرگ، در نظام آفرینش دارو دارند و قابل درمان اند. برخی تصریح می‌کنند که خداوند برای همه بیماریها دارو آفریده است و برخی می‌گویند خداوند برای همه‌ی بیماریها دارو نازل کرده است.

ظاهر این دو تعبیر این است که داروی همه بیماریها در طبیعت وجود دارد. بی‌تردید، داروهای طبیعی زیان کمتر و سود بیشتر برای درمان دارند. با عنایت به این واقعیت است که گیاه درمانی، بتدریج در کشورهای پیشرفته رایج می‌گردد. بنابراین یکی از مسئولیت های مهم مراکز علمی- پزشکی، تلاش برای کشف داروهای طبیعی و آشنا کردن جامعه پزشکی با این داروهاست.

رعایت ضرورت در تجویز دارو

در روایات فراوانی از اهل بیت (ع) (۴) تاکید شده است که تا آنجا بدن قدرت تحمل بیماری را دارد، بیمار نباید به پزشک مراجعه کند؛ زیرا مصرف دارو بدون ضرورت برای سلامت انسان، زیان بار است. امام علی (ع) می‌فرماید:

امش بدائک ما مشی بک (۵)

با درد خویش تا آن هنگام که با تو مدارا می‌کند، مدارا کن.

و از امام کاظم (ع) روایت شده است:

ادفَعوا معالَجَهَ الأطِبّاءِ مَا اندَفَعَ الدّاءُ عَنکُم؛ فَانَّهُ بِمَنزِلَهِ البِناء قَلیلهُ یَحرُّ إلی کَثیرِهِ. (۶)
تا زمانی که بیماری به جد با شما درگیر نشده است، درگیر معالجه طبیبان نشوید، که درمان به مانند ساختمان است که مقدار کمی از آن شخص را به مقدار فراوانش می‌کشاند.

طبق دلالت التزامی این احادیث، برفرض اگر بیماری این رهنمودها را نادیده گرفت و به پزشک مراجعه کرد، پزشک متعهد و باتقوا، کسی است که پس از معاینه اگر تشخیص داد بیماری او جزیی است و نیازی به دارو ندارد اقدام به نوشتن نسخه و تجویز دارو نمی‌کند و اگر تشخیص داد که مصرف دارو ضرورت دارد، بیش از اندازه لازم، دارو تجویز نمی‌نماید تا کیسه تولیدکنندگان دارو را پر نماید

حفظ اسرار بیمار

یکی از آداب مهم پزشکی، رازداری است. برخی از بیماریها، راز بیمار محسوب می‌شوند و او مایل نیست دیگران از آن مطلع شوند. روایات سلامی از یک سو به بیمار توصیه می‌کنند که بیماری پنهان خود را از پزشک کتمان نکنند، چنانکه امام علی (ع) می‌فرماید:

مَن کَتَمَ مَکنونَ دائِهِ عَجَزَ طَبیبهُ عَن شِفائِهِ. (۷)

هر کس درد نهفته خویش را پنهان بدارد، طبیبش از درمان وی ناتوان می‌ماند.

واز سوی دیگر، به پزشک تاکید می‌کند که امانت دار باشد و با افشای راز بیمار به او خیانت ننماید. در حدیث نبوی آمده است:

المَجالِسُ بِالأمانَهَ و إفشاوُکَ سِرَّ أخیکَ خِیانَهُ فَاجتَنِب ذلِکَ. (۸)

نشستن ها (گفتگوها در یک جلسه) به امانت است و افشای راز برادرت نیز خیانت. پس از این کار بپرهیز.

ایجاد امیدواری در دل بیمار

یاس و نومیدی، موجب تشدید بیماری است و بیش از بیماری برای بیمار، رنج آور است.

به گفته امام علی (ع):

أعظَمَ البَلاءِ انقِطاعُ الرَّجاءِ. (۹)

سخت‌ترین بلا، گسستن ایمان و امید است. (یعنی ناامیدی)

بلکه گاه نومیدی، سبب مرگ بیمار می‌گردد، چنانکه امام علی (ع) می‌فرماید:

قتل القنوط صاحبه (۱۰)

ناامیدی صاحبش را می‌کشد.

به عکس، امید به درمان، از رنج بیماری می‌کاهد و به بیمار قدرت غلبه بر بیماری می‌دهد و درمان را تسریع می‌نماید. از این رو یکی از وظایف مهم پزشکی، به ویژه در مورد بیماریهای خطرناک، تقویت روحیه‌ی بیمار و ایجاد امید در اوست.

گفتنی است که بهترین راه امیدوار کردن بیمار، تقویت حس مذهبی، توکل به خدا و اعتقاد به این حقیقت است که طبیب واقعی اوست و درمان هیچ دردی برای خداوند متعال، دشوار نیست و چه بسا دردهای بی‌درمان که با دعا شفا یافته و به هر حال، خداوند متعال، چیزی جز خیر و صلاح و سود انسان را نمی‌خواهد.

ازاین‌رو پزشک متعهد همواره به بیماران خود امید می‌بخشد و به شفا بخشی حضرت حق توجه می‌دهد.

جلوگیری از طبابت افراد غیر متخصص

از نظر اسلام، طبابت افراد غیر متخصص، ممنوع و نظام اسلامی موظف است از کار آنان جلوگیری کند و در صورت سرپیچی، آنان را مانند روحانی نمایان فاسق، زندانی کنند امام علی (ع) در این باره می‌فرماید:

یَجِبُ عَلَی الإمامِ أن یَحبِسُ الفسّاقَ منَ العلَماءِ الجهالَ مِنَ الأطِبّاءِ. (۱۱)

بر امام، لازم است عالمان تبهکار و پزشکان نا آگاه را به زندان درافکند.

مقدم داشتن ضرورت زندانی کردن علمای فاسق بر پزشکان جاهل، از آن جهت است که خطر طبیب نمایان روحانی برای جامعه‌ی اسلامی بیش از طبیب نمایان جسمانی است.

باری، پزشک غیر متخصص، در صورتی که اقدام به طبابت کرد و موجب زیان بیمار گردید، علاوه بر اینکه مرتکب گناه شده، براساس قانون «ضمان»، ضامن است، چنانکه از پیامبر اسلام روایت شده:

مَن تَطَبَّبَ و لَم یَعلَم مِنهُ قَبلَ ذالکِ، فَهوَ ضامِن (۱۲)

هر کس بدون سابقه و تخصص لازم به کار طبابت دست زند، ضامن است.

همچنین طبیب متخصص اگر در انجام دادن وظیفه خود کوتاهی کند و این کوتاهی به فساد بینجامد، ضامن خواهد بود. (۱۳)

دیگر از نکات اخلاقی که باید مورد توجه اطباء قرار گیرد

الف) اهتمام به شناخت بیماری

پزشکان نباید در شناخت بیماری، کم حوصلگی یا کم دقتی به خرج دهند بلکه برای شناخت درست بیماری باید از وقت کافی، دقت لازم، و مطالعه کافی داشته باشند و حتی در این موضوع نیز از مشاوره نیز بهره گیرند.

پیامبر خدا (ص) خطاب به شمردل طبیب فرمود: هیچ‌کس را درمان نکن، مگر آنگاه که بیماری او را بشناسی (۱۴)

و نیز امام سجاد (ع) فرمود: کسی که بیماری اش تشخیص داده نشود، دارویش او را تباه می‌سازد. (۱۵)

بنابراین پزشک خوب پزشکی است که قبل از تجویز دارو از تشخیص درست خود اطمینان یابد.

ب) انتخاب هم جنس برای معاینه و معالجه

اخلاق اسلامی اقتضاء می‌کند که پزشکان در صورت مراجعه بیماران جنس مخالف بلافاصله اقدام به معاینه و معالجه ننمایند بلکه بیماران را به پزشک همجنس خود راهنمایی نمایند مگر در صورت اضطرار که آن خود حکمی جداست.

ابو حمزه ثمالی می‌گوید: از امام باقر (ع) پرسیدم: زن مسلماننی در جایی از بدنش که نگاه کردن به آن جایز نیست، عارضه‌ی شکستگی یا زخمی رخ می‌دهد و در این حال، مردان نیز در درمان وی از زنان توانمندترند. آیا برای مرد (در چنین حالتی) جایز است به او بنگرد؟

فرمود: «اگر زن ناچار شود و خودش نیز بخواهد، جایز است مرد او را درمان کند.» (۱۶)

قید (ناچار) گویای این مطلب است که در صورت بودن معالج همجنس و همگن به او مراجعه والا با رعایت موازین می‌تواند، مرد او را معالجه کند.

و نیز علی بن جعفر (ع) می‌گوید: از «برادرم» امام کاظم (ع) درباره زنی پرسیدم که در ران یا شکم (۱۷) یا بازویش زخمی وجود دارد، آیا برای مرد درست است در کار درمان این زخم بدان بنگرد؟

فرمود: «نه». (۱۸)

علی بن جعفر (ع) از برادرش امام کاظم (ع) نقل می‌کند: از او در این باره پرسیدم که آیا زن حق دارد برای حجامت نزد مرد برود؟

فرمود: «نه». (۱۹)

زیرا حجامت ضرورت فوری ندارد.

ج) اجتناب از درمان با آنچه حرام است

اطباء باید دقت کنند که در درمان و تجویز دارو آنچه را که خدا حرام نموده بکار نگیرند چرا که روایت داریم.

پیامبر خدا (ص): هر کس به حرام درمان جوید، خداوند در آن شفایی قرار نمی‌دهد. (۲۰)

امام صادق (ع): پیامبر خدا از مداواکردن با داروی ناپاک نهی فرمود. (۲۱)

مسند أبی یعلی- به نقل از ام سلمه: یکی از دخترانم بیمار شد و من برایش شرابی در کوزه‌ایی ریختم در حالی که آن دارو می‌جوشید، پیامبر (ص) وارد شد و پرسید: «این چیست؟»

گفتم: دخترم بیمار شده و برایش این دارو را گذاشته ام.

فرمود: «خداوند، شفایتان را در چیز حرا قرار نداده است» (۲۲)

امام صادق (ع)- در پاسخ به کسی که درباره‌ی دارویی آمیخته شده به شراب پرسیده بود-: نه. به خداوند سوگند، دوست ندارم بدان بنگرم؛ چه رسد که با آن، به‌منزله پیه خوک یا گوشت خوک است. البته مردمی با آن، دارو و درمان می‌کنند. (۲۳)

توصیه های پزشکی

اشاره

آنچه انسان را از پزشک بی‌نیاز می‌کند.

از اصبغ بت نباته امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) به فرزند خود حسن (ع) فرمود: (پسرم! آیا تو را چهار نکته نیاموزم که به کمک آنها از طب، بی‌نیاز شوی؟)
گفت: چرا ای امیر مومنان (ع)!

فرمود: بر سر سفره نمی‌نشینی مگر آن هنگام که گرسنه ای، و از سفره بر نمی‌خیزی، مگر در آن حال که هنوز، میل خوردن داری، خوب بجو؛ و به گاه خفتن، خودت را بر خلا (مستراح) عرضه کن؛ اگر این چهار نکته را به کار بستی، از طب، بی‌نیاز شوی). (۲۴)

امام علی (ع): هر کس در گرسنگی کامل، غذا بخورد، غذا را خوب بجود، در حالی که هنوز میل خوردن دارد، غذا را واگذار و چون احساس قضای حاجت کرد، آن را محبوس ندارد، به هیچ بیماری ای جز بیماری مرگ، مبتلا نمی‌شود. (۲۵) ۲

امام علی (ع) در پاسخ به این پرسش که گفتند: چرا در قرآن، هر دانشی جز دانش طب هست؟-: هان! در قرآن، آیه ای است که همه طب را یک جا در خود گردآورده است: (کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا (۲۶) بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.) (۲۷)

پرهیز از مراجعه به پزشک تا سر حد امکان پیامبر خدا (ص): تا هنگامی که بدنتدرد را تحمل می‌کند، از دارو بپرهیز؛ و آن گاه که درد را تحمل نکرد، پس دارو استفاده کن. (۲۸)

پیامبر خدا (ص): هر کس که می‌تواند با بیماری خود، سر کند، از درمان بپرهیزد؛ زیرا بسا دارویی که خود، بیماری برجای می‌نهد. (۲۹)

امام علی (ع)- (در حکمت های منسوب به ایشان)-: نوشیدن دارو برای بدن، به صابون برای جامه می‌ماند؛ آن را تمیز می‌کند، اما کهنه‌اش هم می‌کند. (۳۰)

امام علی (ع): با درد خویش، تا آن هنگام که با تو مدارا می‌کند، مدارا کن. (۳۱)

راه تندرستی

پیامبر خدا (ص): هر کاری را چاره ای است و چاره تندرستی در دنیا، چهار چیز است: کم سخن گفتن، کم خفتن، کم راه رفتن، و کم خوردن. (۳۲)

الفقه المنسوب للإمام الرضا (ع): روایت شده است: چون گرسنه شدی، بخور، چون تشنه شدی، بنوش؛ چون ادرار بر تو فشار آورد، ادرار کن؛ جز از سر نیاز، نزدیکی مکن؛ و چون احساس خواب آلودگی کردی، بخواب، که اینها مایه تندرستی بدن اند. (۳۳)

پیامبر خدا (ص): روزه بگیرید تا تندرست بمانید. (۳۴)

پیامبر خدا (ص): سفر کنید تا تندرست و سالم بمانید. (۳۵)

عوامل شادابی

پیامبر خدا (ص): بوی خوش، شادی می‌آورد، عسل، شادی می‌آورد. نگریستن به سبزه، شادی می‌آورد. و سواری، شادی می‌آورد. (۳۶)

امام باقر (ع): هر کس کفش زرد بپوشد، تا زمانی که آن کفش را داشته باشد، دل خوش دارد؛ چرا که خداوند می‌فرماید: (صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ (۳۷)؛ زردی پررنگ، که دیدنش بینندگان را شاد می‌کند) (۳۸).

الفقه المنسوب للإمام الرضا (ع): روای می‌کنم که اگر چیزی موجب شد افزایش (نیرو یا نشاط) بدن باشد، ماساژ دادن و لباس نرم، همچنین بوی خوش و استحمام، (جزیی از) آن است، و اگر (گزارش شود) مرده‌ای در اثر ماساژ دادن زنده شده است، من آن را انکار نمی‌کنم. (۳۹)

عوامل طول عمر

امام علی (ع): هر که خواهان جاودانگی است- و البته جاودانگی ای (برای غیر خدا) نیست- زود صبحانه بخورد، دیرتر شام بخورد، با زنان کمتر درآمیزد، و ردای سَبُک بر گیرد. (۴۰)

امام علی (ع): شستن دست ها پیش و پس از غذا خوردن، (موجب) فزونی عمر می‌شود. (۴۱)

اندوه و بیماری

پیامبر خدا (ص): هر کس اندوه (و دغدغه اش) فراوان شود، بدنش بیمار گردد. (۴۲)

پیامبر خدا (ص): اندوه (و دغدغه)، نیمی از پیری است. (۴۳)

امام علی (ع): اندوه، یکی از دو پیری است. (۴۴)

امام علی (ع): اندوه، تن را ذوب می‌کند. (۴۵)

امام علی (ع): اندوه، تن را نحیف می‌کند. (۴۶)

امام علی (ع): اندوه، بدن را فرسوده می‌کند. (۴۷)

پرهیز از سرما، و استقبال از آن

امام علی (ع): از سرما در آغازش بپرهیزید و در پایانش استقبال کنید؛ چه سرما با بدن، همان کاری را می‌کند که با درختان می‌کند: در آغازش می‌سوزاند و در پایانش شاخ و برگ می‌رویاند. (۴۸)

خاصیت های بوی خوش

پیامبر خدا (ص): بوی خوش، قلب را تقویت می‌کند. (۴۹)

امام صادق (ع): هر ک در آغاز روز، بوی خوش استعمال کند، تا شب، عقلش او را همراهی می‌کند. (۵۰)

امام رضا (ع): ... گل نرگس ببویید، زیرا از زکام، ایمنی می‌بخشد. همچنین است سیاه دانه. (۵۱)

پوشاندن روی ظرف

پیامبر خدا (ص): بر درهایتان (ظرف آب) قفل بزنید، دهانه مشک هایتان (ظرف آب) را ببندید و بر ظرف هایتان درپوش بگذارید. (۵۲)

گرفتن سبیل

پیامبر خدا (ص): هر کس در روز جمعه، قدری از سبیل و ناخن های خود را بگیرد، خداوند به (بدن) او شفایی نهد و دردی از او برون بَرَد. (۵۳)

کوتاه کردن ناخن

پیامبر خدا (ص): کوتاه کردن ناخن ها، مانع (بروز) درد بزرگ می‌شود و روزی را سرشار می‌سازد. (۵۴)

۱- ر. ک ص ۵۱، ح ۳۱ ۲- ر. ک: ص ۵۱، ح ۳۲ ۳- ر. ک: ص ۵۱، ح ۳۳ ۴- ر. ک: ص ۶۲ (توصیه های پزشکی/ پرهیز از مراجعه به پزشک تا سرحد امکان)
۵- ر. ک: ص ۶۲، ح ۷۳ ۶- ر. ک: ص ۶۳، ح ۷۸ ۷- ر. ک: ص ۱۰۵، ح ۲۰۹ ۸- الامالی، توسی: ص ۵۳۷، ح ۱۱۶۲ ۹- غرر الحکم: ح ۲۸۶۰ ۱۰- غرر الحکم: ح. ۶۷۳۱ و ح. ۶۸۲۳ ۱۱- ر. ک: ص ۵۱، ح ۳۵ ۱۲- ر. ک: ص. ۵۲، ح. ۳۶ [۱] ________________________________________ [۱] نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش.

جلد دوم

اخلاق و آداب پرستاری

اشاره

پیراهنی سفید، ابزار پزشکی، دانستن نام داروها و بیماریها و حاضر شدن در شیفت های پرستاری، تنها نشانه های پرستاران نیست. اگر چه امروزه پرستاری، چون دیگر علوم، جنبه های تخصصی و روانشناختی پیدا کرده است و دانشکده های پرستاری در سرتاسر گیتی شکل گرفته اند اما باید اذعان نمود که بسیاری از زوایای این چهره زیبا زیر سایه سنگین بی‌توجهی ناشناخته مانده است. اسلام که دین همه جانبه نگر است ما را با این زوایا آشنا می‌کند که اگر این زوایا ترویج شوند، انگیزه های معنوی در دل پرستاران بیدارتر می‌شوند و با اخلاق اسلامی پرستاران، بیمارستانها به دانشگاههای حکمت و عرفان تبدیل خواهند شد. آنچه به فهرست کشیده می‌شود گامی کوچک در بیان آداب و اخلاق پرستاری است از نگاه اسلام:

پرستاری توام با اخلاص باشد

پرستاری شغلی الهی است. اگر خورشید ایمان گرما بخش دل پرستار باشد، اگر عاطفه پرستار از سرچشمه عاطفه زینبی جاری شود، اگر جویبار رحمت و ایثار پرستار به چشمه تقوای الهی متصل باشد، پرستاری، بالی است برای پرواز در آسمان رضایت خدا. اگر دل پرستار لبریز از نور ایمان و معنویت باشد، اگر دستانش تنها به عشق خدا به کار آید، اگر گام هایش خالص و بی‌شائبه به امید نزدیک شدن به سوی او باشد و اگر تنها به خدا بیندیشد و رضایت او، پرستاری بالی است برای پرواز تا خدا و آن وقت است که مشمول این سخنان رسول اکرم (ص) می‌شود که در روزهای آخر عمر شریفشان بر فراز منبر خطبه‌ای ایراد نمودند که در ضمن آن فرموده اند:

«کسی که یک شبانه روز پرستاری بیماری را بر عهده بگیرد خداوند او را با ابراهیم خلیل محشور می‌کند و مانند درخشش برقی از صراط عبور می‌کند و کسی که برای برطرف کردن نیازهای مریض تلاش کند و نیاز او را برآورده کند همانند روزی که از مادر متولد شده است از گناهانش پاک می‌گردد.»[۱]

اذیت نکردن مریض

مریض در غم و رنج فراوانی دست و پا می‌زند. پرستاران زمانی با بیمار مواجه هستند که وی نیازمند کمک و پشتیبانی پرستار است. بیمار در این وضعیت روح حساس و رنجیده ای دارد و تجربه تلخ بیماری، ضعف جسمانی، کسالت و بی‌حوصلگی، ترس از حوادث آینده و همچنین ناتوانی از انجام کار و فعالیت و نگرانی از تامین هزینه های درمانی و مخارج زندگی و ..... همه عواملی هستند که در افزایش آلام روحی و روانی وی موثر است و سزاوار نیست بار غم او را با اذیت کردنش بیشتر کنید.

امام صادق (ع) فرموده اند:

«دعای سه کس مستجاب است، یکی از آن سه تن بیمار است. پس او را به خشم نیاورید و آشفته نسازید.»[۲]

اعمال مهر و عاطفه، که از ویژگیهای بارز اخلاق اسلامی است

همانطور که گفته شد بیمار از وضع جسمی و روحی نامطلوبی برخوردار است و در محیطی نامأنوس، همدم و همراهی بجز پرستار ندارد. و در این ضعف و بیماری علاوه بر کارهای درمانی، نیازمند حمایت عاطفی می‌باشد که این مهم را شما پرستاران می‌توانید برآورده نمایید. بیمار اگر با حسن خلق و روابط صحیح و اسلامی پرستار مواجه شود، به وی اعتماد نموده و او را دلسوز و حامی خود می‌داند. این اعتماد و امنیت روحی در تسریع بهبودی او نقش موثری دارد. بر عکس اگر این امنیت روحی و اعتماد برای بیمار حاصل نشود، چه بسا کارهای درمانی هم بی‌نتیجه مانده و بیمار نتواند سلامتی خود را بازیابد.

پرستار آگاه و متعهد، با حسن خلق و رابطه حمایتی و عاطفی که با بیمار برقرار می‌کند در سلامت و بهبودی بیمار نقش بسزایی دارد. تاثیر رفتار و عملکرد مثبت یک پرستار و بازگرداندن سلامتی یک بیمار کمتر از دارویی که او مصرف می‌کند نیست. بر این مبنا، پرستار از مهمترین کارهایش شناخت شیوه های برخورد و کیفیت رابطه با بیمار و در نهایت پایبندی به اصول و موازین صحیح و سازنده در ارتباط با بیمار می‌باشد که روح پرستاری و ارزش والای آ ن نیز در همین امور نهفته است.

انس با بیمار

الف- از او احوالپرسی نماید:

احوالپرسی از یک فرد نشانه توجه به او و احوالپرسی نکردن نشانه نادیده گرفتن اوست. اسلام از کسی که با بیمار روبرو می‌شود خواسته است که احوالپرسی را فراموش نکند. مبادا که بیمار دلگیر شود زیرا بیمار در راه پرفراز و نشیب بیماری به روحیه ای قوی و پا برجا شدیداً احتیاج دارد.

پیامبر (ص) فرمود: «کمال عیادت بیمار این است که یکی از شما دست بر چهره یا دست او نهد و با او احوالپرسی نماید. به او بگوید چگونه صبح یا شب نمودی؟»[۳]

ب- امیدوار کردن مریض

یأس و نا امیدی، موجب تشدید بیماری است و بیش از بیماری برای بیمار، رنج آور است.

به گفته امام علی (ع): «سخت‌ترین بلا گسستن امید است»[۴]. بلکه گاهی نومیدی، سبب مرگ بیمار می‌گردد، چنان که امام علی (ع) می‌فرماید: «نومیدی، آن کس را که دامنگیرش بشود می‌کُشد».[۵]

به عکس، امید به درمان، از رنج بیماری می‌کاهد و به بیمار قدرت غلبه بر بیماری می‌دهد و درمان را تسریع می‌نماید.

بیمار با شرایط سختی دست و پنجه نرم می‌کند؛ تلخی دارو، سختی تنهایی، فشار درد و .... در این شرایط گاهی بیمار خود را می‌بازد و تصویر سلامتی‌اش را در آینده مبهم می‌بیند و از خود می‌پرسد آیا شفا پیدا می‌کنم؟ اینجاست که اگر امید خود را باز نیابد ممکن است اصلا به بهبودی نرسد. از این رو، یکی از وظایف مهم پزشکی و پرستاری، به ویژه در موارد بیماریهای خطرناک، تقویت روحیه بیمار و ایجاد امید در اوست. اسلام وظایفی را جهت تقویت روحیه بیمار ارائه داده است که مسلماً پرستاران از مخاطبان اصلی این وظایف هستند.

پیامبر (ص) فرمودند: «هنگامی که بر بیمار وارد شدید او را به زنده ماندن امیدوار کنید. این سخن قضا را رد نمی‌کند ولی روح را شادمان می‌کند.»

گفتنی است که بهترین راه امیدوار کردن بیمار، تقویت حس مذهبی، توکل به خدا و اعتقاد به این حقیقت است که طبیب واقعی اوست و درمان هیچ دردی برای خداوند متعال، دشوار نیست و چه بسا دردهای بی‌درمان که با دعا شفا یافته. و به هر حال، خداوند متعال، چیزی جز خیر و صلاح و سود انسان را نمی‌خواهد.

نرمخویی و مدارا با بیمار

نرمخویی و مدارا با بیمار زمانی که با کج خلقی ها و بی‌حوصلگی های وی مواجه می‌شود، ضرورت کار یک پرستار است و این خوی نیکو و رفق و مدارای او، زیبایی کار پرستار را دو چندان می‌کند.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مدارا کردن با مردم نیمی از زندگی است»[۶]. و در بیان نورانی دیگر فرمود: «هر گاه دو نفر با یکدیگر همسفر شوند آن کس که رفق و مدارا پیش گیرد نزد خدا محبوبتر و پاداشش عظیم تر است»[۷]

هدایت و ارشاد معنوی بیمار

پرستاری هنری است بی‌نظیر و تخصصی است بی‌همتا. پرستاری تنها مراقبت از علایم حیاتی بیمار نیست؛ فقط نگاهبانی از مرز حیات بیمار نیست؛ بلکه دمیدن روح زندگی است در تن رنجور بیمار؛ وزش نسیم محبت است و جاری کردن زلال امیدواری در بدن خسته بیمار؛ پرستاری حفظ جان بیمار است و تقویت روح او؛ درمان زخم های بیمار است و مرهم نهادن بر زخم های درون او. پرستاری آمیختن طبابت جسم است با طبابت روح؛ روشن نگه داشتن چراغ حیات بیمار است و درخشان کردن خورشید ایمان و اعتمادش به زندگی.

علاوه بر اینکه پرستاری بستر مناسبی برای خدمت به خلق خدا و تحصیل ثواب است، پرستار مومن و متعهد می‌تواند بهترین و عملی‌ترین تبلیغ را برای ارزشهای دینی انجام دهد و با عمل خود دلها را به سوی خدا و ارزشهای خدایی متوجه کند.

در بیمارستان، خودخواهیها و سرکشی ها فرو می‌نشیند، روح بیمار فرصت می‌یابد تا زندگی را از زاویه درد و رنج تجربه کند. دل بیمار اجازه می‌دهد تا کبوتران عبرت راحت بر دامانش بنشینند و عقل به سفر تفکر برود. پرستار که مونس تنهایی ها، رنجها و تحولات روحی بیمار است، در این لحظات کمیاب باید دست بیمار را بگیرد و او را در برگشت به خویشتن یاری رساند، در اعماق روح خسته بیمار نفوذ کند و دانه مهر به حق را در جانش بنشاند. او می‌تواند و باید وظایف بنده را در پیشگاه بنده نواز در گوش بیمار زمزمه کند.

پرستاری همراه با تحمل سختی ها همراه باشد

پرستار کسی است که چشم از خود فرو بسته، از خود و تمایلات خود گذشته، خواب راحت را ترک گفته، خستگی را بر آسودگی ترجیح داده، نگاه از خویشتن برگرفته و بر عزیزی که در رنج بیماری گرفتار آمده است نگران گشته است. رنج بیمار را در خود حس می‌کند و این رنجوری را بین بیمار و خود تقسیم می‌کند تا از رنج بیمار بکاهد. پرستاری آن است که از خودخواهی تهی شوی و به عشق رضایت حق، خود را سرشار از نوع دوستی و احسان سازی کنی.

عامل دیگری که به قدر و منزلت پرستاری می‌افزاید: تحمل دشواری ها و زحمات طاقت فرسا را به جان خریدن است که اقتضای شغل شریف پرستاری است رسول اکرم (ص) فرمودند: «برترین اعمال، سخت‌ترین آنهاست.»[۸]

تعلیم احکام مورد ابتلاء بیمار

پرستار باید دو نوع حکم را فرا گیرد:

الف- احکامی که بر اساس مسئله محرم، نامحرم بودن نسبت به بیمار مطرح شده است.
در این زمینه، فقه در کنار توجه به ضرورتها و واقعیتهای اجتماعی، به جنبه های طهارت و روح نیز توجه کرده است و احکامی جامع ارائه داده که لازم است پرستاران عزیز این احکام را بدانند.

ب- احکام فقهی بیمار:

بیمار در زمینه انجام عبادت و پاکی و نجاست احکامی دارد. شایسته است که پرستاران نیز با این احکام آشنا گردند تا:

۱- اگر بیماری این احکام را نمی‌داند او را ارشاد کند.

۲- بتواند بیمار را در انجام اعمال عبادی یاری برسانند.

و بسیاری از آداب دیگر که فقط به عنوان آنها اشاره می‌شود:

مراعات خواب بیمار

مجبور نکردن بیمار بر خوردن غذا

کمک کردن به بیمار در انجام عبادات

پرهیز از نشستن طولانی نزد مریض

پرهیز از پرسش زیاد از مریض

برآوردن حاجت بیمار

آنچه که گذشت مختصری بود از دیدگاه اسلام در بیان ارزشها و آداب پرستاری. به امید اینکه دستورات اسلامی و روایات اهل بیت را تابلوی راهنما در انجام وظایفمان قرار دهیم.

دست خدا به همراهت

چه سخت بود اگر پایان دنیا، انتهای وجود بود برای تو که از دنیا هیچ برای خود نخواسته ای. چه دشوار بود اگر با این همه تلاش، فقط بهای ناچیز دنیایی ثمره دست های خسته ات بود. چه رنج آور بود اگر پایان این همه فداکاری تو چند سکه بی‌ارزش می‌بود. و چه زیان بزرگی خواهد بود اگر تو در پایان آن همه تلاش و فداکاری و صبر و ایثار، به دنیا و پاداش دنیایی دل ببندی و پاداش اخروی را نخواهی که درهای بهشت خدا بر روی تو گشوده است به یک تمنای خالصانه تو بر درب خانه محبوب و در آخر دعایت می‌کنم؛

دست خدا به همراهت ای دست سرشار از عاطفه و مهر. دعای همه دردمندان بدرقه راهت ای سینه لبریز از ایمان و یقین. دستت همیشه گرم ای نگران چشم های خسته و بیمار. خدا پشت و پناهت ای باغبان گل های پژمرده و شاخه های شکسته. نسیم رضایت خدا گوارای وجودت ای جلوه گاه فداکاری و صبر، ای اسوه نیکوکاری، ای پرستار

«پرستار تابشی از زیبایی انسان»

اشاره

لایه های سنگین حزن بر دل بیمار فر می‌نشیند. چشم های بی‌رمق او درد را فریاد می‌کشد. در این لحظات سایه توست که بیمار را در مسیر پر فراز و نشیب بیماری قوت می‌بخشد. بوی بهشت می‌دهی. زلال عفو و رحمت خدا بر چهره ات جاری است. عطر بخشش از ذره ذره وجود گرامی ات برمی‌خیزد، نه این که من به تخیلی شاعرانه کلامی بگویم بلکه رسول گرامی اسلام فرمودند: «هر کس به عیادت بیماری برود (تا زمانی که در راه است) پیوسته به درون رحمت گام می‌نهد و چون نزد او بنشیند به تمامی در رحمت غوطه ور می‌شود».[۹] باران رحمت خدا بر تو که لحظه لحظه ات را به عیادت بیماران می‌گذرانی، نگاه عطشناک بیمار، تشنه زلال مهر توست. تن رنجور و خسته اش به مهربانی تو مرهم می‌گیرد و تو وقتی با نگاهی مهربان که به کویر عطشناک بیماری بباری گرمای زندگی را در او خواهی اندوخت. امام متقیان امام صادق (ع) می‌فرمایند: «بیمار با هرچه که برایش ببرند آرامش می‌یابد».[۱۰]

خوشا به سعادت تو که لحظه لحظه زندگی ات جاری کردن زلال آرامش و آسایش بر وجود انسان های بیمار و رنجور است. گوارا باد بر تو آغوش گشوده بهشت خدا و رحمت بی‌نهایت او.

در حیرتم که خدا از چشمه کدام عاطفه، تو را لبریز ساخته است؟ ایمانت تا کدام آسمان بالا رفته است؟ سینه ات را وسعت کدام دریا، زلال مهر نوشیده که چنین مهربان و صمیمی، خستگی ناپذیر و پر تلاش دست به ایثار برآورده ای؟ در اندیشه این پرسشم که کدام بها می‌تواند مزد این مهربانی بی‌ریا و خالصانه تو را بپردازد؟ چشم های مهربان و خسته ات بر کدام افق زرین دوخته شده که معنای خستگی و خواب را از قاموس خود محو کرده است؟ دست های پر تلاش تو به بهای چه پاداشی به کار آمده که چنین خستگی ناپذیر در تاب و تب کار است؟ قلب مهربانت از سر چشمه کدامین یقین سیراب شده که دل را به رضایت الهی سپردی و از هرچه دنیا و دنیانگری است تهی داشته ای؟ تو اهل کدام دیاری که این‌گونه مهربان، پرتلاش، کم توقع و صبور به یاری بنی آدم همت بسته ای و از این یاری زلال سیراب نمی‌شوی؟ دلت هماره گرم و دستت همیشه پر تلاش ای پرستار خوبیها.

شاگرد مکتب زینب

از جاری این دریای عاطفه در وجود من تعجب مدارید. چنین خورشید روشنی از ایمان را، در آسمان وجودم به تحیر منگرید. وزش نسیم فداکاری و ایثارم بر تن همنوعان، شما را به تعجب وا مدارد که من از چشمه سار ایمان آسمانی زینب (س) سیراب شده ام. از نور هدایت او، خورشید آسمانم را روشن کرده ام و نسیم فداکاری از کوی آن یگانه وادی ایثار به ارمغان آورده ام. من شاگرد مکتب زینبم. من پای درس دختر فاطمه (س)، الفاظ ایمان و عاطفه و ایثار را زمزمه کرده ام و عجب نیست اگر در تمام اینها سر آمدم.[۱۱]


______________________________ (1)- المجازات النبویه- صفحه ۳۸۰ حدیث ۲۹5 (2)- الکافی جلد ۱۳- صفحه ۱۱۸- حدیث ۳[۱۲]


جلد سوم

ارزش کار اداریان

اقتصاد هر مملکتی متوقف بر کار است: کار تولیدی، کار توزیعی وکار خدماتی از نظر اسلام قرآن و روایات اهل بیت کارهای خدماتی نظیر اداره ها اهمیت بیشتری دارد؛ یعنی اسلام که مردم را بر کار تولیدی و کار توزیعی مثل تجارت سفارش کرده به کار خدماتی بیشتر اهمیت داده و تاکید نموده است تا جایی که می‌توان گفت عبادتی بالاتر از خدمت به جامعه نیست.

ثواب کار خدماتی از نماز شب، روزه مستحبی، حج و حتی از جهاد بالاتر است در روایتی آمده است:

قَضاءُ حاجَه المُومِنُ یَعدِلُ سَبعین حُجهً مَبرورهً [۱۳]

برآوردن حاجت مردم مساوی با هفتاد حج مقبول است.

در این باره اگر همین یک روایت بود قبولش مشکل بود و به نوعی توجیه می‌شد اما آن چه آن را یقین آور می‌کند این است که این روایت به طور پی در پی و متواتر نقل شده است.

در این جا گوشه ای از سیره پیامبر اکرم و ائمه معصومین را نقل می‌کنیم تا به ارزش خدمت به مردم بیشتر پی ببریم.

سعی و کوشش پیغمبر اکرم (ص) این بود که گره ای از کار مسلمانی باز کند یا اگر امیر المومنین (ع) گره ای از کار مسلمانی می‌گشود. برایش از نماز شب خوش حال کننده تر بوده از تاریخ و سیره پیامبر و ائمه به خوبی استفاده می‌شود که بی‌تفاوت بودن در کار مسلمانان، توهین کردن به آنان به اندازه ای برای آن بزرگواران ناراحت کننده و غم‌انگیز بوده که حتی اگر فرزندشان از دنیا می‌رفت آن اندازه ناراحت نمی‌شدند

پرهیز از عجب

اشاره

یکی از صفات رذیله و زشتی که ما همگی باید از آن دوری بجوییم و مواظب باشیم که با متصف شدن به آن اعمال خود را هبط نکنیم (عُجب) است.

امیر المومنین (ع) می‌فرماید: عمل خود را بزرگ حساب نکنید که اگر چنین نمودید نور حق از آن عمل می‌رود و به فرموده قرآن چنین عملی مربوط به جهنم است هم خود عمل و هم صاحبش.

علمای علم اخلاق نسبت به عجب حساسیت خاصی داشته و بر اجتناب از آن پافشاری بسیاری نموده اند.

فرق (عجب) و (ریا)

فرق میان عجب و ریا این است که:

(ریا) در عمل است؛ یعنی انسان عمل را در ظاهر برای خدا انجام می‌دهد اما در واقع و حقیقت برای تظاهر ونشان دادن خود است تا این که به او اعتماد کنند و او را آدم خوبی حساب نمایند.

اما (عجب) یعنی عمل را بزرگ دیدن و به آن بالیدن. کاری که انجام می‌دهد آن کار در نظرش بزرگ جلوه کند.

دو نفر وارد مسجد شدند که یکی فاسق بود و دیگری صدیق وقتی از مسجد بیرون آمدند فاسق صدیق شده بود و صدیق فاسق زیرا فاسق به خاطر گناهانش اشک ریخت و اظهار ندامت و پشیمانی از گذشته کرد اما صدیق به عمل خودش افتخار کرد و به خود بالید و عملش در نظرش بزرگ جلوه نمود و در نتیجه از آن درجه صدیقی سقوط نموده و فاسق گردید.

شخص گناه کار اگر واقعا برای تقصیرش بنالد و تلاطم درونی پیدا کند نه تنها فسقش زایل می‌شود بلکه به مقام بلند و والایی نیز می‌رسد پرونده سیاهش بسته و پرونده درخشانی برایش باز می‌شود.

إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.[۱۴]

به عکس اگر کسی خود را گناه کار و مقصر نداند و به اعمالش بنازد و از خود راضی باشد از مقام صدیقی به فسق سقوط می‌کند گویی که اصلا عملی را انجام نداده است.

پرهیز از منت گذاری

امیر المومنین (ع) منشور بسیار ارزشمندی به مالک اشتر و در واقع خطاب به سیاست مداران و حکومت گران و نیز تمام کسانی که به نحوی با ارباب رجوع سر و کار دارند نوشته است. این منشور افتخاری برای عالم اسلام است که حتی آن را با منشور سازمان ملل مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده اند که این دو منشور از نظر محتوا و دقت در عدالت اجتماع با هم قابل قیاس نیستند منشور سازمان ملل، منشوری است که متفکران دنیا از کشورهای مختلف بعد از جنگ جهانی دوم گرد هم آمدند دو سال فکر کردند و تلاش نمودند تا آن را نوشتند اما امیر المومنین (ع) آن منشور را زمانی نوشت که مالک اشتر سوار بر مرکب و مهیای رفتن برای حکومت بود.

علی (ع) در این منشور به مالک اشتر می‌فرماید:

ایّاک وَ المَنَّ عَلی رَعَیَّتِکَ بِاحسانک .. فَان المَنَّ یُبطِلُ الاحسان [۱۵]

مبادا هرگز با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری زیرا منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می‌برد.))

انسان وقتی سیره اهل بیت (ع) را مطالعه می‌کند و می‌بیند که آن بزرگواران تلاش فراوان داشتند که چشم ارباب رجوع و مستمندان گرفتاران به چشم آنان نیفتد که در نتیجه خجالت بکشند از این رو همیشه سعی می‌کردند که در نیمه های شب به سراغ محرومان رفته و نیازهای آنان را برطرف کنند؛ به طوری که محرومان متوجه نمی‌شدند چه کسی است که به یاری آنان می‌شتابد، زمانی یاور و حامی شان را می‌شناختند که نعمت از دستشان می‌رفت.

ایستگاه خطرناک

در روز قیامت چندین گردنه و ایست بازرسی وجود دارد؛ یعنی زمانی که انسان وارد صف محشر می‌شود در هفتاد مورد باید حساب و کتاب پس بدهد یکی از ایستگاهائی که بسیار خطرناک است و ایستگاه مرصاد نام دارد در این ایستگاه بازرسی کننده خود خداوند است:

إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ[۱۶]

آیه مذکور دو معنا دارد:

۱- خداوند در کمین گاه تو بوده و ناظر اعمالت می‌باشد؛

۲- در روز قیامت حساب و کتاب تو که مربوط به حق الناس است با خداست و خداوند قسم خورده است که به عزت و جلالم سوگند از حق الله ممکن است بگذرم اما از حق الناس نخواهم گذشت.

علی (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: خدایا پناه می‌برم به تو از پلیس راه دوم (مرصاد) که حتی اگر خاری در دست رفته باشد از آن هم سوال می‌کنی که آیا این خار از درخت خودت بود یا از درخت دیگری.

آری از این پلیس راه نمی‌گذرند جز سبکبارها. بابا طاهر عریان حدیث پیامبر (ص) را این گونه به شعر درآورده است.

موکه چون اشتری قانع به خارم خورم خاری خرواری به بارم

با این خرج قلیل و بار سنگین هنوز در روی صاحب شرمسارم

سعدی نیز بسیار عالی سروده است:

یکی قطره باران زابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید می‌گوید: قطره بارانی به دریا افتاد و خود را در مقابل دریا و عظمت آن کوچک دید و با خود گفت: آن جا که دریا است من نیستم یک قطره در مقابل دریا چیست؟ از آن جا که خود را کوچک شمرد و عملش را ناچیز دید سرانجام همین قطره داخل دهان صدف افتاد و درّ و لؤلؤ شد.

آری خود را نیست حساب کرد و هست شد.

اگر می‌خواهید به رستگاری برسید اگر می‌خواهید اهل بهشت شوید باید دو چیز را در نظر داشته باشید:

۱- خلوص و یک رنگی بر زندگی بر کار اداری و خلاصه بر تمام اعمال شما حاکم باشد.

۲- مواظب باشید که شیطان با عجب، شما را به انحراف نکشاند.

البته بدیهی است کسی که خدمت به خلق خدا کند، کسی که نماز شب بخواند و یا هر عمل نیک دیگر انجام دهد خوشحال می‌شود تنها چیزی که هست این که: انسان نباید به عمل خود ببالد و آن را بزرگ بیند.

خدمت خالصانه

کار اداریان خدمت به مردم و سامان دهی کار آنان است. این قشر عظیم و محترم همیشه در فکر آنند که گره ای از کار فروبسته خلق خدا بگشایند. اما نکته اینجاست که اگر بخواهند این کارها پر برکت و جاویدان شود در دنیا و آخرت به کارشان بیاید باید با اخلاص هم آغوش گردد. از همین روست که در این جا اندکی درباره این موضوع بحث می‌کنیم.

خلوص واژه ای است که همواره تقدس و نورانیت و نجات را به همراه دارد در مقابل خلوص ( (ریا و تظاهر)) است که هر گاه این کلمه را تصور می‌کنید نامیمونی و ظلمت در ذهنتان تداعی می‌شود نتیجه و معنای این دو واژه از حیث تاثیر در جامعه به اندازه ای بزرگ و وسیع است که حتی به لفظ خود نیز سرایت کرده و آن را ( (مقدس)) و ( (نامقدس)) نموده است.

وقتی به قرآن و روایات اهل بیت رجوع می‌کنیم، می‌بینیم که در مورد کسب خلوص و پرهیز از ریا و تظاهر تاکید فراوان شده است.

قرآن کریم می‌فرماید: اگر می‌خواهی به مقام لقا و فنا برسی اولین چیزی را که باید سرلوحه زندگی ات قرار دهی این است که به همه کارهایت رنگ خلوص بدهی.
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً[۱۷]

عمل هر چه که کوچک باشد اگر خلوص را به همراه خود داشته باشد ارزش پیدا می‌کند حتی ارزشش از دنیا و آنچه در آن است بیشتر و بزرگ تر می‌شود.

امیر المومنین (ع) انگشتری به فقیر دادکه ارزش پولی چندانی نداشت اما از آن جا که خالصانه بود به قدری اهمیت یافت که در قرآن آیه ولایت در خصوص این عمل نازل شد.

إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ [۱۸]

ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.

گاهی قضیه به عکس می‌شود یعنی چه بسا کار خوبی از جهت مادی و تاثیر گذاری بسیار بزرگ و وسیع است ولی از آنجا که رنگ خلوص به خود نمی‌گیرد درنزد خداوند هیچ ارزشی ندارد و بال مگسی نمی‌ارزد اگر خدای ناکرده عملی، رنگ ریا و تظاهر داشته باشد نه تنها باطل بلکه گناهی بس بزرگ و در حد کفر است.

ریا و تظاهر اگر در عمل عبادی باشد مثل نماز و روزه و .... آن را باطل می‌کند و باید دوباره به جا آورده شود و اگر عمل عبادی نباشد در صورت خالص نبودن پوچ و بی‌ارزش است.

قرآن کریم اهمیت زیادی به خلوص داده و می‌فرماید:

وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ [۱۹]

و امر نشدند مگر بر این که خدا را به خلوص کامل در دین پرستش کنند.

فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.[۲۰]

پس هر کسی به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسه بپردازد و هیچ کس را در پرستش شریک نسازد.


آری اگر کسی بخواهد به مقام لقای پروردگار برسد یعنی مقامی که خدا بر دل او حکومت داشته باشد تمام بت ها را شکسته و جز خدا هیچ چیز و هیچ کس در دلش نباشد باید به مقام اخلاص برسد و در هر کاری فقط خدا را در نظر بگیرد.

عزیزان بیایید خود را اصلاح کنیم، ریا و تظاهر را از خود دور سازیم ریا دل را تاریک و عمل را باطل می‌سازد و انسان را از جامعه طرد می‌کند. هیچ کسی انسان ریاکار و زبان‌باز را دوست ندارد؛ انسان ظاهر ساز می‌کوشد تا خود را بالا ببرد اما هم در میان مردم منفور می‌شود و هم از نظر خدا می‌افتد رنگ خلوص رنگ بسیار زیبایی است؛ بیایید کاری کنیم که همگی در زندگی به این رنگ مزین باشیم. انسان می‌تواند به تمام کارهایش رنگ اخلاص و عبادت بدهد. باخوردن و آشامیدن، خوابیدن و ... ثواب کسب کند.

انسان گاهی کار خوب انجام می‌دهد تا به بهشت برود. این عمل ریایی نیست و قصد قربت نیز هست یا کاری می‌کند تا به جهنم نرود این هم برای خداست و ریا محسوب نمی‌شود اما گاهی کاری می‌کند که نظرش نه بهشت است و نه جهنم بلکه آن عمل را به جا می‌آورد چون خدا راضی است اگر انسان بتواند به این حد از کمال برسد مقام والایی را کسب کرده است.

در روز قیامت عمل انسان را می‌سنجند و می‌بینند که سبک است و نجات بخش نیست لذا یک عمل فوق العاده کوچکی را به آن ضمیمه می‌کنند که بسیار سنگین می‌شود تا جایی که بهشت بر انسان واجب می‌گردد، به فرشتگان خطاب می‌شود که این بنده من به خاطر گناهش از من خجالت کشید و قطره اشکی ریخت و آن قطره اشک چون به خاطر من بود ارزش والا دارد و سنگین است.

اگر مصصم شویم که ریشه ریا و تظاهر را از دل خود برکنیم مرتبه اول خلوص را پیموده و می‌توانیم گاهی به تأسی از امیر المومنین (ع) و حضرت زهرا (س) اعمال خالص انجام دهیم.

هر کدام از ما از همین لحظه می‌توانیم برای کسب اخلاص تلاش کنیم یعنی زمانی که از خانه قدم بیرون می‌گذاریم بگوییم خدایا! برای خدمت به خلق تو می‌خواهم به اداره و محل کار بروم و هنگامی که وارد محل کار شدی با خدایت پیمان ببندی که خدایا! برای رضا و خشنودی تو می‌خواهم با بندگانت که ارباب رجوع من هستند برخورد انسانی داشته باشم و به خاطر تو می‌کوشم که مشکل انسانهای گرفتار را حل کنم. ابتدا فقط لفظ است و سپس کم کم لفظ در عقل رسوخ می‌کند و سرانجام به دل راه پیدا می‌کند و پروردگار عالم عنایت و توجهش را شامل انسان می‌کند و اعمالش به تدریج رنگ اخلاص به خود می‌گیرد و در روز قیامت در صف دوستان و محبان امیر المومنین (ع) قرار می‌گیرد.

خدمت گزاری و آرامش

خدمت به مردم از جنبه های مختلفی برای آدمی موثر است یکی از آن جنبه ها آرامش روحی و روانی است یعنی کسی که در اندیشه گره گشایی از کار مردم است وجدانش دائما او را یاری می‌کند و اکسیر آرامش را به او هدیه می‌دهد همه مردم به دنبال کسب آرامش اند اما راه های آن را گم کرده اند معمولا در تکاپو هستند تا با پول و امکانات مادی آن را به دست آورند روشن است که رفاه آسایش و خوشی مرهون پول و قدرت نیست چه بسیار افرادی که تمکن و قدرت و شخصیت و پول دارند اما به اندازه ای غم و غصه دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی آنان را احاطه کرده که اگر مرگ خریدنی بود تمام هستی خود را می‌دادند و آن را می‌خریدند عکسش را هم فراوان می‌بینیم که انسانی خانه یا فرشی که روی آن بنشیند ندارد اما با نشاط و روحیه است و طمانینه و وقار دارد.

الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.[۲۱]

کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده اند آنان راست ایمنی و ایشان راه‌یافتگانند.

افرادی که ایمان دارند و ایمانشان آلوده به گناه و ظلم نیست مومن و متقی اند اگر چه پول مکنت و قدرت ندارند اما رفاه و آسایش دارند، چرا که امنیت قلبی دارند و بالاترین رفاه و آسایش یعنی این انسان در زندگی همه چیز را برای آرامش می‌خواهد تشکیل خانواده می‌دهد برای این که سکینه و آرامش به دست آورد.

و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازوجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمة[۲۲]

و از نشانه های او این که از نوع خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میان شما دوستی و رحمت نهاد.

تشکیل خانواده برای آن است که آرامش دل پیدا شود، اگر خانه نا امن شد زندگی تلخ می‌شود وقتی معنویت بر خانواده‌ای حاکم نشد زن و شوهر حقوق یکدیگر را رعایت نمی‌کنند مرد پرخاشگر و زن زبان دراز می‌شود و زندگی را به جهنم تبدیل می‌کنند.

گناه غم و غصه می‌آورد اضطراب و نگرانی به همراه دارد وقتی می‌بینید کسی خانه‌ای چون قصر دارد، ریاست و قدرت دارد حسرت نخورید.
وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً[۲۳] و کسانی که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرایی در زمین هموار است که تشنه آن را از آب می‌پندارد.

فرد گناه کار دائما کوبندگی و عذاب وجدان دارد مثل پتکی که بر روی سندان کوبیده می‌شود بر سر و روی زندگی چنین افرادی غم و غصه اضطراب می‌بارد. این گرفتاری ها و اضطراب ها نه فقط گریبانگیر خود آنان است بلکه به اطرافیان، وابستگان و خویشان نیز سرایت می‌کند همانند دیوانه ای که کبریتی بر اتاق می‌اندازد و چون جریان طبیعی آتش سوزاندن است لذا وسایل خانه، زن، فرزند و خودش همگی در معرض خطر و خسارت قرار می‌گیرند آتش ظلم و ظالم دامن دیگران را نیز می‌گیرد.

زندگی منهای خدا زندگی توام با گناه مخصوصا گناه اجتماعی و تجاوز به حق الناس تاریک و وحشتناک است:

او کظلمات فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعضا اذا اخرج یده لم یکد یراها و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور.[۲۴]

یا کارهایشان مانند تاریکی هایی است که در دریای ژرف است که موجی آن را می‌پوشاند و روی آن موجی دیگر است و بالای آن ابری است تاریکی هایی است که بعضی بر روی بعضی قرار گرفته است هر گاه انسان غرق شده دستش را بیرون آورد به زحمت آن را می‌بیند و خدا به هر کسی نوری نداده باشد او را هیچ نوری نخواهد بود.

گناه بزرگ آن است که مسئولیت هایی که به دوشمان گذاشته شده انجام ندهیم و در فکر حل مشکلات مردم نباشیم آرامش خاطر و آسایش وجدان برای یک کارمند و یا منصب دار آن است که در پست و سمتی که هست به خوبی انجام وظیفه کند اگر نکند بی‌شک مرتکب گناه عظیم گشته که عاقبت آن نیز از کف دادن آرامش و راحتی وجدان است.

مدیران و امتحان الهی

اشاره

به فرموده قرآن کریم تمام انسان ها باید امتحان شوند و در این امتحان نمرات انسانها بررسی می‌شود که کدام نمره ممتاز و قبولی و کدام یک نمره مردودی گرفته اند. این امتحان برای این نیست که برای خداوند ثابت شود که چه کسی آدم خوبی است و چه کسی بد بلکه برای این است که ما بفهمیم کارنامه عملمان چگونه است خداوند با این امتحان خوبی و بدی خودمان را به ما می‌نمایاند.

احسب الناس ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین

انقلاب اسلامی ما برای تمام مردم یک امتحان بود؛ برای روحانی، اداری، نظامی، زارع کاسب، سیاسیون، کارگزاران، غربال عجیبی بود؛ همان جلمه ای که امیر المومنین (ع) فرمود

وَ الَّذی بَعثه بِالحَّق لتبلبلن بَلبله وَ لَتُغَربُلِن غُربله؛[۲۵]

بسیاری از ما مردم از عهده امتحان خود برنیامدیم پروردگار عالم به وسیله این انقلاب به ما فهماند که چکاره‌ایم!

انواع امتحان ها

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ [۲۶]

این آیه شریفه می‌فرماید: ای انسان تو را آفریدیم و به این دنیا آوردیم تا به کمال و سعادت برسانیم مواظب باش که هر آن در معرض امتحانی گاهی به مال گاهی به جان گاهی به وسیله فرزندت و ...

اگر از قرآن بپرسید که: عالم هستی برای چه چیزی خلق شده است؟ در جواب می‌فرماید: برای انسان و اگر سوال کنید: انسان برای چی آفریده شده؟ می‌فرماید: برای این که به مقام عنداللهی برسد و انسان کاملی شود؛ یعنی به جایی برسد که به جز خدا نبیند و نخواهد. انسان به این مقام نمی‌رسد مگر این که با مشکلات و ابتلائات دست و پنجه نرم کند همانند آن دانه گندم.

انسان زمانی به سعادت می‌رسد که بر مصیبت ها و سختی ها پیروز شود و در برابر آنها صبر و استقامت ورزد و خود را نبازد معمولا انسان ها در مواجهه با مشکلات دو قسم هستند:

۱- افرادی که صبور نیستند و استقامت ندارند و خود را می‌بازند و در نتیجه سقوط می‌کنند؛ به فرموده امیر المومنین (ع) مصیبت را می‌بینند و سختی را تحمل می‌کنند اما به کمال و سعادت نمی‌رسند و بلکه در اسفل السافلین جای می‌گیرند.

۲- گروه دیگر در مقابل این دسته هستند؛ یعنی مصیبت و گرفتاری را لطف خدا می‌دانند از دیدگاه بزرگان علم اخلاق مصیبت از الطاف خفیه خداست و معتقدند همان طور که مال و قدرت و تمکن از نعمت های بزرگ خداست، مصیبت، بلا و مشکلات نیز از نعمت های اوست.

توضیح آن که لطف خداوند دو قسم است:

الف: لطف جلی یعنی: نعمت هایی که به انسان ها می‌دهد و آنان هم توجه به این نعمت ها دارند مثل پول، ریاست، تمکن، و قدرت ب لطف خفی یعنی: گرفتاری هایی که به نظر انسان بدبختی و بیچارگی است مثل مرگ فرزند فقر و نداری و ...

غفلت انسان

انسان غافل و سبک سر است گاه اهداف، برنامه ها و فلسفه خلقت خویش را فراموش می‌کند با این غفلت در برابر حادثه ها می‌شکند و در هنگام فراوانی نعمت مغرور می‌شود و انسانیت خود را می‌بازد قرآن می‌فرماید:

إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً[۲۷]

به راستی که انسان بسیار آزمند و بی‌تاب خلق شده است چون صدمه ای به او رسد عجز و ناله کند و چون خیر به او رسد بخل ورزد.

نعمت و نقمت هر دو وسیله آزمایش و امتحان انسان است.

از نظر علی علیه السلام ریاست خوب است اما برای اثبات حق و از بین بردن باطل برای این که با آن گره ای از مشکلات مسلمانان باز شود.

بنابراین آن ریاستی بد است که ا نسان را جهنمی کند انسان را به زمین بزند همین طور بقیه نعمت ها مثل پول، علم و ...

برای عارف، فقر از الطاف خفیه است که اگر با فقر بسازد خداوند بر او درود می‌فرستد:

(أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ)

اما همین فقر بعضی ها را به کفر می‌کشاند:

کادُ الفَقر أن یَکُونَ کُفرا[۲۸]

گاهی فقر کفرآور است

پس نباید غافل بود که مشکلات و سختی ها همه مقدمه این است که انسان به کمال و فلاح برسد اگر قرآن را با تامل بخوانیم همین نکته را به روشنی از آن درمی یابیم مثلا خداوند در این آیه شریفه که در سه جای قرآن تکرار شده است می‌فرماید:
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ [۲۹]

او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.

آری این آیت الهی نوید می‌دهد که دین اسلام به دست مظلومین و مستضعفین جهانی داده خواهد شد یعنی به دست آنان که همیشه شکنجه شده و یا کشته داده اند به دست آنان که در یک دستشان قرآن است و در دست دیگرشان ولایت و همواره در زندگی مظلومند.

در آیه دیگر می‌فرماید:

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ.[۳۰]

در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

یقینا فرد صالح از نظر قرآن آن است که در یک دستش قرآن و در دست دیگرش عترت باشد.

نتیجه کردارهای مدیران و کارکنان اداره ها

اشاره

اعمال انسان ها از جهت تاثیر دو قسم است:

۱- افرادی که گفتار و کردارشان به حساب خودشان گذاشته می‌شود مثلا اگر کاسبی گران فروشی می‌کند و مشتری‌اش کم می‌شود و مردم دیگر به مغازه‌اش نمی‌روند و در جامعه به عنوان گران فروش شناخته می‌شود خانمی که لاابالی است و حجاب خود را حفظ نمی‌کند در نظر مردم زن بی‌بند و باری است شخصی که ربا می‌خورد در جامعه به عنوان رباخوار و پست مطرح می‌شود.

گناه این دسته از مردم به خودشان بر می‌گردد و عکس العمل زیادی ندارد تنها به خود شان مربوط نیست و مردم تنها به خود آنان بدبین نمی‌شوند؛ بلکه این گروه باعث منفور شدن یک جمعیت می‌شوند.

مدیران و کارکنان اداره هم این گونه هستند یعنی رئیس یک اداره یا معاونش و یا بالاخره هر کارمندی که دارای ارباب رجوع است اگر بد باشند و یا با ارباب رجوع با خشونت و تکبر برخورد کنند. مردم این بدی را به حساب خود آنان نمی‌گذارند بلکه به حساب انقلاب می‌گذارند و این جا است که گناه بسیار بزرگ می‌شود، کارمند و مدیری که می‌تواند در عرض چند دقیقه کار انسان گرفتاری را انجام دهد و نمی‌کند گناه بسیار بزرگی را مرتکب شده است.

اهمیت دادن به شخصیت انسان ها در برخوردها

انسان باید در کارهای فردی و اجتماعی عاقبت‌اندیش و با احتیاط باشد؛ سنجیده بگوید و سنجیده کار کند. در بعضی از موارد این احتیاط ضروری و لازم تر است از جمله در مورد (حق الناس) (عِرض و ناموس) (عفت زنان) و (جان انسان).

اسلام برای انسان اهمیت بسیار قائل است شما اگر قرآن و روایات را از زوایه انسان شناسی مطالعه کنید به نکته های بسیار مهمی برخورد می‌کنید و پی می‌برید که شخصیت انسان از منظر اسلام تا چه حد والاست برای نمونه قرآن ارزش انسان را با تمامی انسان های روی زمین مساوی می‌داند و می‌فرماید:

اگر کسی انسانی را بکشد مثل آن است که تمام انسان ها را کشته باشد و هم چنین اگر کسی شخصی را که در شرف مرگ است نجات دهد همانند آن است که جهانی را زنده کرده باشد (مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ)[۳۱]

قرآن در آیه دیگر هم می‌فرماید:

هر کسی مومنی را به عمد بکشد مجازاتش آتش جهنم است که در آن جاوید و همیشگی معذب خواهد بود (مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ)[۳۲]

مطالعه احکام فقهی دیه نیز ارزش انسان از دیدگاه اسلام را به ما می‌فهماند مثلا اگر کسی انسانی را حتی به خطا در تصادف یا به نحو دیگر بکشد علاوه بر این که باید دیه بدهد دو ماه نیز باید روزه بگیرد آنهم سی و یک روز پی در پی و سی روز به طور منفصل.

شخصیت انسان از دیدگاه اسلام

امیر المومنین (ع) پیرامون شخصیت انسان می‌فرماید:

الَمُومن اعظَم حُرمَه مِن الکَعبه [۳۳]

شرافت و احترام مومن از احترام کعبه بیشتر است.

باز در جای دیگر می‌فرماید:

ان المومن اعظم حرمه عند الله و اکرم علواً من ملک مقرب [۳۴]

مومن از جهت شخصیت و احترام نزد خداوند از ملک مقرب، مقرب تر است.

راز این برتری آن است که اگر ا نسان حرکت کند و سیر تکاملی بپیماید به جایی می‌رسد که حتی ملک مقرب الهی نیز نمی‌تواند به آن جا برسد قضیه معراج پیامبر خود گواه بر این مطلب است که انسان به مقامی دست می‌یابد که ملک مقرب الهی به آن راه نمی‌یابد و پایش لنگ است.

در قضیه معراج پیامبر (ص) به جبرئیل فرمود: همراه من بیا جبرئیل گفت:

(لو دنوت انمله لاحترقتُ) اگر ذره ای بالاتر بیایم می‌سوزم و بیش از این قدرت آمدن ندارم.

مولوی این روایت را انصافا خوب به شعر درآورده است:

گفت: جبریلا بیا اندر پیم گفت رو رو من حریف تو نیم

قرآن در سوره بقره اولین درجه‌ای را که به انسان می‌دهد درجه خلیفه اللهی است به ملائکه خطاب شد:

إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً[۳۵]

من در زمینه خلیفه ای خواهم گماشت.

اگر نبود برای انسان جز این درجه و امتیاز، برایش کافی بود.

بالاتر از این، آن که در همین سوره چند آیه بعد می‌فرماید:

وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها[۳۶]

و خداوند تمامی اسما را به آدم آموخت.

یعنی انسان مظهر اسما و صفات حق شد و همه آنها در آدم جلوه کرد آن جا که ملائکه درباره خلقت انسان اعتراض داشتند و اظهار می‌کردند، این موجود خون ریز است، مفسده به پا می‌کند و گویا فرشتگان موضوع خونریز بودن انسان را فهمیده بودند و درک کرده بودند که انسان مرکب از روح و جسم است و تمایلات و غرائزش مفسده‌انگیز است لذا گفتند خداوندا! این موجود مفسد و خونریز را برای چه خلق می‌کنی اگر برای عبادت کردن است ما برای تو عبادت می‌کنیم و برای فهماندن و جوابگویی به فرشتگان وقتی که اسما و صفات حق برای آدم تجلی کرد به ملائکه و فرشتگان عرضه نمود و فرشتگان آن را تجلی دیدند و به اشتباه خود پی بردند از خداوند عذر خواهی نمودند و گفتند خدایا ما نمی‌دانستیم، علم ما محدود بود و تو می‌دانی چیزهایی را که ما نمی‌دانیم.

این امتیازهایی که برای انسان شمردیم اختصاص به پیامبران ندارد بلکه برای انسان نیز هست مقام انبیا و اولیا مقام دیگری است بالاتر از این امتیاز و درجه دیگری که قرآن برای انسان بیان می‌فرماید این که:

و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛[۳۷]

یعنی وقتی از روح خود در انسان دمیدم و انسان کامل شد به فرشتگان امر نمودم که به آدم سجده کنید همگی سجده کردند مگر ابلیس که به خاطر تکبرش سجده نکرد و به خاطر اینکه ملک نبود و از جنیان بود: (کانَ مِنَ الْجِنِّ) بی‌ادبی کرد اگر ملک بود این گونه بی‌ادب نبود این مطالب می‌رساند که خداوند به انسان می‌فرماید: ای انسان! هر کس با تو مبارزه کند رانده درگاه من است و از دیده من او مستکبر است آن کس که به تو سجده نکند و در مقابلت متواضع نشود کافر است.

امتیاز دیگر انسان این که خداوند در آیه ای می‌فرماید:

وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً[۳۸]

ای انسان ها هر آنچه در آسمان و زمین است برای شما آفریدم.

پس آگاه باش که عالم هستی برای تو و به خاطر تو آفریده شده است و قدر و منزلت خود را بدان خداوند می‌فرماید:

یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ [۳۹]

ای انسان حقا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد.

در آیه های دیگر می‌فرماید: (إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی [۴۰] (أَنَّ إِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی [۴۱]

اگر چه حرکت در این مسیر دشوار و پر مشقت است اما نتیجه‌اش لذت بخش و شیرین است به حدی که کسی حتی ملائکه مقرب خدا نمی‌تواند آن را درک کند.

کرامت انسانی و برتری آن بر موجودات دیگر امتیاز دیگری است که خداوند به انسان داده است:

وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلًا[۴۲]

و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر مرکب‌ها نشاندیم و از چیزهایی پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده های خود برتری دادیم.

این آیه تشبیه معقول به محسوس است بدین صورت که اگر شما کسی را دوست داشته باشید و بخواهید ارادت و لطف خود را به او نشان دهید او را مهمان می‌کنید و اگر بخواهید ارادت خود را بیش از آن نشان دهید خودت یا فرزندت هنگام آمدن با او همراهی می‌کنید و اگر بیشتر از این بخواهید اظهار محبت کنید وسیله نقلیه می‌برید و او را می‌آورید و سپس بهترین غذا را برایش تهیه می‌کنید و سرانجام می‌کوشید بهترین و بالاترین نوع احترام را به او بگذارید خداوند می‌فرماید ما نیز به انسان چنین کردیم یعنی بهترین غذا و مرکب را در اختیار او گذاشتیم.

واگذاری امانت الهی به انسان امتیاز دیگری است که خداوند عطا فرموده است شاید بتوان گفت که این موهبت بالاترین امتیاز و درجه ای است که پروردگار عالم به انسان داده است:

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا.[۴۳]

ما امانت الهی و بار تکلیف را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناک شدند ولی انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود.

لا یسعنی ارضی و لا سمائی و لکن یسعنی قلب عبدی المومن.[۴۴]

عالم هستی نمی‌گنجد که من در آن باشم اگر می‌خواهی مرا بیابی جایگاهم دل و قلب مومن است.

اما چیزی که تاسف آور است مطلب ذیل آیه است که می‌فرماید:

(إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا) به راستی او ستمگری نادان بود.

آری انسان با آن همه امتیاز و درجه بسیار جاهل نیز هست انسان خودش را شناخته است و نمی‌داند که این همه مقام دارد، چون مقام و منزلت خود را درک نمی‌کند، در منجلاب شهوت غوطه ور است، عمر ارزشمند خود را تنها در جمع آوری مادیات صرف می‌کند و انسان همانند آن بچه خردسالی است که وقتی دُرّ گرانبهایی را به دستش دهند مدتی با آن بازی می‌کند بعد هم که خسته شد با سنگی یا با جسم سخت دیگری آن را می‌شکند خداوند می‌فرماید انسان خود را نمی‌شناسد و خیلی جاهل است و به خود ستم می‌کند انسانی که باید از نعمت توبه استفاده کند و به مقام تخلیه و سپس به مقام تحلیه و سر انجام به مقام تزکیه برسد مثل کرم ابریشم دور خود را می‌تند و در آخر خفه می‌شود و یا به قول امیر المومنین علیه السلام مثل کرم مستراح است که در عذره می لولد تا خفه شود.

اولیای خدا دنیا را شناخته اند اگر کسی نزد ابن سیرین (که تعبیر خواب می‌داند) برود و بگوید من خواب دیده ام که به مستراح افتادم و لباس و بدنم متنجس شده است او چنین تعبیر می‌کند که: پول زیادی به تو می‌رسد دنیا به توروی می‌آورد و ... او می‌خواهد بگوید که مال حرام به اندازه ای پست و بی‌ارزش است که در عالم معنا عذره‌ای بیش نیست.

انسان از طرفی اگر بخواهد سیر صعودی کند به جایی می‌رسد که جز خدا نبیند و اگر بخواهد سیر نزولی کند به حدی سقوط می‌کند که از میکروب سرطان مضرتر و از سگ درنده پست تر و ... می‌گردد.

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ [۴۵]

قطعا بدترین جنبندگان نزد خداکران و لالانی هستند که نمی‌اندیشند.

آری مدیران و کارکنان اداره ها و سازمان ها بدانند که با چنین انسان و شخصیتی رو به رو هستند؛ انسانی که خداوند متعال بر روی او بسیار سرمایه گذاری کرده است و همه هستی را آفریده تا او به تکامل برسد در واقع هر کس در مواجهه با هر انسانی باید بداند که با عصاره همه هستی رو به روست، وظیفه دارد تا با خدمتگزاری به او زمینه تکاملش را فراهم سازد این همه تاکیدی که اسلام در خصوص شخصیت انسان کرده از آن روست که این موجود گل سرسبد هستی است و نباید با رفتارهای نسنجیده آن را رو به افسردگی بردو بخشکاند. خدمت به چنین آفریده ای خدمت به خدا و احترام به خلقت اوست. خوشا به حال کسانی که هر روز با چنین فهم و درکی بر سرکار خود حاضر می‌شوند و از این کشتزار ناپیدا کرانه خرمن خرمن محصول می‌چینند و برای سرای آخرت خود ذخیره می‌کنند.

و بدا به حال افرادی که بادست خود وجودشان را در کمند شیطان اسیر کرده و جاهلانه این کشتزار را به آتش می‌کشند و استعدادهای وجودی خود و دیگران را از بین می‌برند

ویژگی های مدیران موفق

اشاره

هر جامعه ای هر چند که کوچک باشد مانند جمعیت یک خانواده اگر بخواهد متشکل و منظم باشد باید رئیس و سرپرست داشته باشد در غیر این صورت بی‌نظمی و هرج و مرج در آن جامعه حاکم می‌شود.

قرآن کریم نیز این مطلب را پذیرفته است منتها نه به این تعبیر بلکه به تعبیرهای مختلف دیگر بیان فرموده است مثلا به جای ریاست کلمه قوام به کار می‌برد و می‌فرماید:
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ[۴۶]

مردان سرپرست زنان هستند

و این شاید به دو دلیل باشد: یکی تعقلی تر بودن مردم و سختی پذیرش و دیگر عهده داری نفقه اهل خانه بنابراین ریاست و سرپرستی یک امر عقلانی بوده و اسلام آن را پذیرفته است؛ یعنی بودن رئیس و سرپرست در هر اداره و تشکیلاتی ضروری است خواه تشکیلات طاغوتی باشد خواه الهی، البته برای ایجاد نظم و به وجود آوردن تشکل تنها وجود رئیس کافی نیست بلکه افراد تحت امر یک فرمانده و افراد زیر دست یک رئیس باید اطاعت‌پذیری داشته باشند و از او پیروی کنند؛ اما روسا و مدیران باید ویژگی هایی داشته باشند تا در کار خود موفق باشند که در این جا برخی از آنها را بر می‌شمریم.

تخصص و تعهد

درباره طالوت و جالوت در قرآن کریم آمده است که: جنگی بین حق و ناحق اتفاق افتاد و از پیامبر آن زمان خواسته شد که رئیس و فرمانده ای برای لشکر تعیین کند آن پیامبر از خداوند خواست تا فرمانده ای معرفی نماید پروردگار عالم جوانی را برای فرماندهی لشکر برگزید مردم اعتراض کردند که این جوان است و مناسب فرماندهی و ریاست نیست. آن پیامبر از سوی خداوند به مردم اعلام کرد که این جوان دو صفت دارد: تخصص و تعهد

از این بیان قرآن به خوبی می‌فهمیم که این دو صفت ویژگی اولیه یک مدیر موفق است.

ایجاد مواسات

این شرط بسیار مهم است و باید همگی سعی کنیم در خانه، اداره و یا در هر جای با زیر دستان خود مدارا نموده و با آنان مثل یک رفیق صمیمی و برادر برخورد کنیم و قانون (مواسات) بین ما حاکم باشد.

امیر المومنین (ع) به مالک اشتر می‌فرماید:

ای مالک، فرماندارها و فرماندهان لشکر تو باید از افرادی باشند که مواسات بر وجود آنان حاکم است.[۴۷]

مواسات قانون بسیار مهمی است و کپی شده از عالم تکوین است مواساتی که اسلام دارد از عالم تکوین نشات گرفته است انسان اعضای مختلفی دارد: پا، دست، چشم و ... در بین اعضا سر به‌منزله رئیس است در بدن، لذا می‌گویند: سر انسان از اعضای رئیسه است بین سر و بقیه اعضای بدن قانون مواسات و برابری حاکم است و سرهیچ گاه تحمیل کننده بر بقیه اعضای بدن نیست و با آنان مستبدانه برخورد نمی‌کند.

سعدی علیه الرحمه بسیار عالی سروده است که:

بنی آدم اعضای یکدیگرندکه در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگاردگر عضوها را نماند قرار

توکز محنت دیگران بی‌غمی‌نشاید که نامت نهند آدمی

این اشعار برگرفته از روایات است؛ مرحوم کلینی حدود پنجاه روایت در این زمینه در جلد دوم اصول کافی آورده است این همان قانون مساوات است یعنی اگر خاری به پا فرو رود مثل این است که به چشم فرو رفته باشد نه تنها پا ناراحت است که دیگر اعضا نیز با پا همناله می‌شوند این جاست که فعالیت همگانی برای نجات پا شروع می‌شود و رئیس بدن یعنی سر به دست چشم مغز و .. فرمان می‌دهد تا با دقت تمام آن تیغ و خار را از پا درآورند هیچ‌یک از اعضا بی‌تفاوت نبوده و خود را کنار نمی‌کشند بلکه سر که رئیس بدن است می‌گوید درد پا درد من است لذت و خوشحالی پا لذت و خوشحالی من است دستور اسلام در عالم تشریع نیز چنین است و مسلمانان باید چنین باشند.
پیامبر گرامی اسلام ص فرمود:

مَن اصبَحَ وَ لَم یَهتَمّ بِامُور المُسلِمینَ فلَیسَ بِمِسلم [۴۸]

کسی که صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد مسلمان نیست.

منطقی بودن

یکی دیگر از ویژگی های مدیر موفق این است که رئیس و مسئول با استدلال و منطق به میدان کار وارد شود نه با زور و قلدری البته ممکن است با زور و تحمیل تشکل به وجود بیاید اما به قول شیخ الرئیس بوعلی سینا چنین نظمی دوام و استمرار نخواهد داشت. شما اگر سنگی را به و سیله زور و نیروی بازو به طرف بالا پرتاب کردید آن سنگ به اندازه زور و بازوی شما بالا خواهد رفت و بیش از آن ادامه نخواهد یافت و سر انجام به طرف پایین خواهد آمد.

طبق فرموده قرآن اگر پدر و مادر و رئیسی بخواهد نظرش را بر زیر دستانش تحمیل کند نه تنها پیشرفتی ندارد که آنان را عقده‌ای باز خواهد آورد لذا اگر تندخویی و خشونت به میان آمد انسان به جای گرفتن نتیجه مثبت با سرعت تمام به سوی ضد مطلوب خود می‌رود.

امام حسین (ع) سخنی دارد که باید پدران و مادران در خانه و مسئولان در اداره آن را با آب طلا بنویسند و در اتاقشان نصب کنند و آن این که امام (ع) فرمود:

مِن هاوِلَ امُرا بِمَعصیه الله کان افوتُ لما یَرجو[۴۹]

اگر کسی از راه گناه و خلاف چیزی را به دست آورد مسلما امید او قطع می‌شود و به ضد مطلوب خود می‌رسد.

پرهیز از تندخویی

رئیس تندخو و نامهربان گذشته از این که در مسند مدیریت ناموفق بوده و شکست می‌خورد مصیبت فشار قبر را نیز برای خود خریده است.

معاذ جوان پاک و خوبی است جبهه رفته و برای اسلام پیکارهای فراوانی نموده است زمینی که از دنیا رفت فرشتگان به قدری در تشییع جنازه اش شرکت نموده اند که پیغمبر (ع) فرمود زمین در تشییع معاذ از ملائکه پر شده است رسول گرامی اسلام در تشییع و غسل و کفنش شرکت کردند و با دست مبارک خود بر قبر گذاشتند اما زمانی که قبر را با خاک پر نموده و روی آن را پوشانیدند پیامبر رو به اصحاب کرده و فرمودند: قبر چنان فشاری به معاذ داد که استخوان های سینه‌اش در هم شکست اصحاب تعجب کردند و پرسیدند: یا رسول الله معاذ که انسان خوبی بود پیامبر فرمود:
آری آدم خوبی بود بهشت هم می‌رود اما در خانه با زیردستانش رفتار تندی داشت و تندخو بود.

سعه صدر

دریادلی وسعه صدر از صفات لازم یک مدیر است بااین ابزار است که مسئولان و مدیران می‌توانند با حوادث روبه‌رو شوند و مشکلات مردم را درک کنند از همین روست که امیر مومنان علی (ع) فرمود:

الَه الریاسَه سِعه الصَّدر[۵۰]

ابزار ریاست سعه صدر است.

مسئول و رئیس در اثر زیادی ارباب رجوع و سختی کار و بد بودن افراد زیر دست هر چه خسته و عصبانی باشد باز نمی‌تواند بد اخلاقی کند از مرز اعتدال خارج شود و برخورد خشن و نامناسب با ارباب رجوع داشته باشد و در نتیجه کار خوب و خدمات گذشته‌اش را هبط و نابود کند.

ممکن است کسی که یک سال خدمت به جامعه و انقلاب کند اما از طرفی دل مسلمان و مومنی را بی‌جا بیازارد که در این صورت آن یک سال خدمت و عبادت هر چه که بالا باشد باز در مقابل آن گناه نمی‌تواند قد علم کند، چرا که اهانت به مسلمان جنگ با خداست:

من اهان ولیا فقد بارزنی بالمحاربه [۵۱]

عزیزان به خاطر داشتن میز ریاست یا معاونت مغرور نشوید و خود را گم نکنید این عنوان ها همه هیچ است.

به جرات می‌توان گفت که تاثیر سعه صدر ازهر قدرت و مکنتی و از هر لشکر مجهزی برای انسان بیشتر است در روان شناسی معیاری وجود دارد به نام قانون فشار که اگر بخواهند شخصیت و سعه صدر و تسلط بر اعصاب کسی را ارزیابی کنند تا کار و پست کلیدی را به او محول کنند. ابتدا او را با قانون فشار آزمایش می‌کنند، نحوه امتحان هم به این صورت است که: او را در جای ناراحت کننده و آزار دهنده ای می‌نشانند و یک لامپ قوی در مقابل چشمانش روشن می‌کنند؛ به طوری که از نظر جسم او راصد درصد ناراحت می‌کنند سپس دو یا سه نفر با او مشغول حرف زدن می‌شوند ابتدا سوال پیچش می‌کنند و هنوز یک سوال را جواب نداده و سؤال دوم و سوم ... خطاب به او شروع می‌کنند به حرفهای رکیک و تند و تمسخر آمیز تا جایی که از نظر روحی نیز صد درصد عصبانی‌اش می‌کنند.

قاطیعت

انسان وقتی شرح زندگی افرادی که در دنیا پیروز و موفق بوده اند رامی شنود و یا درباره آنان مطالعه می‌کند به این نتیجه می‌رسد که پیروزی و موفقیت این گروه مرهون قاطعیت آنان است.

منظور از قاطعیت تشخیص وظیفه، تشخیص راه، رسیدن به هدف جدیت در گفتار و ایمان به پروردگار عالم است اگر کسی این چهار صفت را دارا باشد قاطعیت دارد:
بنابراین اگر کسی بخواهد کاری انجام دهد و به هدف برسد ابتدا باید هدف را در نظر بگیرد و آن را به خوبی تشخیص بدهد سپس راه آن را بیابد و بداند که از چه راهی باید رفت در مرتبه سوم باید در گفتار خود جدی باشد یعنی گفتار و کردارش با هم بخواهد و تنها شعار نباشد در مرحله چهارم و بلکه باید گفت قبل از همه اینها امید به خدا داشته باشد و او را پناه و پشتیبان خود بداند.

شما اگر اخلاق پیامبران و زندگی و مبارزات آنان را مطالعه کنید درمی‌یابید که موانع زیادی داشته اند اما از میدان در نرفتند و سرانجام به هدفشان رسیدند، مثلا حضرت موسی (ع) زمانی که به رسالت مبعوث شد هیچ ابزار مادی نه لشکری نه سلاحی نه پولی و نه امکانات مادی دیگری در اختیار نداشت، خودش بود و عصایی که هنوز اژدها نشده بود از جانب خدا خطاب می‌شود: ای موسی! برو در مقابل فرعون و ماموریت خود را به انجام رسان که فرعون طغیان کرده است، موسی با سلاح قاطعیت به راه می‌افتد او هدف را تشخیص داده و برای از بین بردن ظلم و نشر توحید راه را نیز یافته است که باید به مقابله با ظلم و ستم برخیزد استقامت کند تا سرانجام سردمدار ظلم را شکست دهد او این قاطیعت را از اتکای به خدا به دست آورده است و دریافته است که چون هدفش و راهش حق است خداوند نصرت و یاریش خواهد کرد چنین انسانی هیچ گاه خسته نمی‌شود لذا مقابل کاخ فرعون آمد و راهش ندادند یک سال آن جا ایستاد، به دست خود دشمن، موفق شد که نزد فرعون برود و درهمان برخورد اول فرعون را در معرض شکست قرارداد بالاخره حضرت موسی توانست بساط مستبد آن‌چنانی را برچیده و به هدف مقدس و الهی خود نائل شود.

صبر و استقامت

یکی دیگر از شرایط مدیر و مسئول صبر و استقامت است باید بدانیم که در دنیا مشکل فراوان است و هیچ کس بی‌مشکل و گرفتاری نیست دنیا را بلا و گرفتاری احاطه کرده است.

امیر المومنین علیه السلام می‌فرماید:

الدّنیا دار بالبلاء محفوفه [۵۲]

دنیا با بلا و مصیبت پیچیده شده است.

همان طور که اگر انسانی در آب باشد آب محیط بر اوست. انسان نیز در دنیا به وسیله گرفتاری و مصیبت ها احاطه شده است و تنها چیزی که هست این که مشکل ها بزرگ و کوچک بوده و انواع مختلف دارد امروز به رنگی است و فردا به رنگ دیگر.
علی (ع) در جای دیگر می‌فرماید:

الَدُّنیا بَحر عَمیقُ قَد غَرقِ فیها ناسُ کَثیر[۵۳]

دنیا دریاست و افراد بسیاری در این دنیا غرق خواهند شد.

دریا جزر و مد و موج های ویرانگر و نابود کننده دارد مگر می‌شود کسی در دریا باشد و از جزر و مد امواج آن در امان بماند.

دنیا نیز همانند دریا یک روز آرام است روز دیگرش طوفانی است.

الَدَّهرُ یوُمان یَومُ لَکَ وَ یَوم عَلَیک [۵۴]

دنیا دو روز است یک روز به نفع و بر وفق مراد تو و روز دیگرش به ضرر تو است.
ما باید قبل از هر چیز درک کنیم که: زندگی همراه با مشکلات است در اداره و در اجتماع با سختی ها و گرفتاری های متعدد روبه‌رو خواهیم بود و باید آنها را یکی پس از دیگر حل کنیم و بر موج ها سوار شده آنها را پشت سر بگذاریم؛ نه آن که تسلیم امواج شده و خود را به امواج بسپاریم هم چنین باید بدانیم که: رسیدن به موفقیت و کمال مرهون مشکلات است؛ و تنها بدین وسیله می‌توان به هدف رسید به قول حافظ:
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد از دیدگاه قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام اگر کسی بخواهد به کمال برسد باید با مصیبت ها و مشکلات دست و پنجه نرم کند.

پیغمبر اکرم (ص) می‌فرماید:

البَلاء لّلولاء[۵۵]

مصیبت و سختی برای اولیا الله است.

آری پروردگار عالم هر که را بیشتر دوست داشته باشد او را با مرکب بلا زودتر به هدف و کمال و سعادت می‌رساند.

تمدن امروز اگر با دست خودش خود را نابود نکند زهره که سهل است به منظومه شمسی نیز می‌تواند برود. و می‌تواند فضا را تسخیر کند و بلکه بالاتر و مهم‌تر از فضا که عالم ملکوت را می‌شود تسخیر کرد به قول قرآن انسان می‌تواند به جایی برسد که با ملائکه رابطه داشته باشد:

إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ.[۵۶]

در حقیقت کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست سپس ایستادگی کردند فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند و می‌گویند: هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد باشید در زندگی دنیا و آخرت دوستانتان ماییم و هر چه دلهایتان بخواهد در بهشت برای شماست و هر چه خواسته باشید در آنجا خواهید داشت.
بسیاری هستند که حتی سواد الفبا ندارند اما چشم و گوش ملکوتی دارند و اینان نیز می‌توانند عالم ملکوت را تسخیر کنند.[۵۷] ______________________________ (1)- فصلت، آیه ۳۰[[۵۸]



جلد چهارم

اجرت پزشک

اشاره

گرفتن اجرت جهت معالجه بیمار و یا حتی حضور یافتن بر بالین وی جایز است؛ هرچند بر پزشکان واجب است که در امر درمان بیمار کوشا باشند و نمی‌توانند در آن کوتاهی نمایند.

«عروه الوثقی، ج ۲، کتاب الاجاره، خاتمه، ص ۴۵۵، مساله ۱۷»

مقدار اجرت

اگر حق ویزیت با معالجه و دست مزد عمل جراحی قبلا تعیین شده و بین بیمار و پزشک توافق حاصل شده باشد، همان مقدار را باید بپردازد ولی اگر قبلا تعیین نشده و توافق حاصل نشده باشد، اجرة المِثل باید پرداخت شود.

مقاطعه

پزشک می‌تواند با بیمار مقاطعه نماید، یعنی بگوید من تو را تا فلان مدت مثلا یک ماه با فلان مبلغ درمان می‌کنم، ولی اگر مدت را تعیین نکند جایز نیست.

«عروه الوثقی، ج ۲، کتاب الاجاره، خاتمه، ص ۴۵۵، مساله ۱۷»

احکام تلقیح مصنوعی

باردار نمودن مصنوعی زن

۱- باردار نمودن مصنوعی زن با نطفه همسرش، جایز است. البته باید از مقدمات حرام دوری جست، مثلا تلقیح کننده نباید بیگانه و نامَحرم باشد و این عمل، مستلزم نگاه حرام هم نباشد. بنا بر این اگر نطفه به صورتی حلال خارج شده و مرد آن را به همسر خود تلقیح کند این کار صحیح است ولی اگر همراه با ارتکاب عمل حرامی باشد، گناهکارند، هر چند که فرزند حاصل از این عمل در هر دو صورت (یعنی با ارتکاب غمل حرام و عدم ارتکاب عمل حرام) فرزند آنهاست.

۲- باردار نمودن مصنوعی زن با نطفه غیر شوهر، (وارد نمودن نطفه غیر شوهر بداخل رحم زن) جایز نیست، خواه زن شوهر داشته و یا بدون شوهر باشد، زن و شوهر به آن راضی باشند یانه وزن، با صاحب نطفه نسبت محرمیت داشته باشد یا نه.

احکام طفلی که مرده به دنیا می‌آید (حکم ماما)

بچه سقط شده: اگر بچه سقط شده چهار ماه یا بیشتر از ماه چهار ماه دارد، باید بچه را غسل میت داد و کسی که با بدن او تماس پیدا کند (مانند ماما) باید غسل مس میت نماید.

س: در بعضی از بیمارستانها برای اینکه بفهمند انسان بچه دار می‌شود یا نه، از مرد می‌خواهند که با عمل استمناء نطفه خودش را در اختیار آزمایشگاه قرار بدهد، آیا این کار جایز است یا خیر؟

ج: حرام است.

س: حکم تلقیح مصنوعی چیست؟ (تلقیح مصنوعی یعنی نطفه مرد را با وسایل خاصّی وارد رحم زن کنند و زن از این راه باردار گردد. (تلقیح مصنوعی درباره نباتات و حیوانات سابقه دیرینه ای دارد، ولی تلقیح مصنوعی در انسان کاملا تازگی دارد و انگیزه افراد برای این کار، این است که کسانی که به علل، قدرت بر تولید مثل ندارند ولی زنان آنها از هر نظر برای بارداری آماده می‌باشند، برای این که شبستان زندگی آنها به وجود فرزند روشن شود، نطفه همان مرد یا مرد دیگری را از طریق وسیله پزشکی وارد رحم زن می‌نمایند و از این راه باردار می‌شود.

این مسأله در مراکز قانون‌گذاری جهان، مانند انگلستان و فرانسه و مصر و کشورهای دیگر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. مجلس عوام انگلستان تصمیم گرفت که هیأتی از حقوقدانان بزرگ تشکیل دهد تا درباره این موضوع مطالعه کنند. ولی پزشکان فرانسه انجام آن را موکول به رضایت زن و شوهر دانسته و در صورت رضایت طرفین، انجام آن را بی‌مانع می‌دانند. پاپ در ایتالیا از طریق اعلامیه ای آن را تحریم نمود و مفتی اعظم مصر آن را بدتر از «پسر خواندگی» که در آیین اسلام ممنوع است، دانست.

ج: تلقیح مصنوعی دو صورت دارد:

صورت اوّل: نطفه مرد را به همسر خود او تزریق کنند؛ این نوع تلقیح از نظر دلیل فقهی بی‌اشکال است، زیرا دو طرف همسر شرعی و قانونی یکدیگرند و مرد و زن حق دارند که صاحب فرزند شوند؛ در این قسمت فرق نمی‌کند که این کار از طریق آمیزش انجام گیرد یا از طریق وسایل طبّی صورت پذیرد. البتّه در انجام امر تلقیح مصنوعی باید کوشش نمود که منجر به ارتکاب حرامی نشود؛ مثلا، مرد بیگانه آن را انجام ندهد، بلکه خود شوهر عهده دار آن کار گردد.

صورت دوّم: نطفه مرد بیگانه ای به همسر شخص دیگر تزریق گردد؛ این نوع تلقیح از نظر اسلام که ازدواج را براساس احتیاط و دقّت و پرهیزکاری استوار کرده است بطور مسلّم مجاز نیست و نظر فقهای بزرگ اسلام نیز همین می‌باشد و از برخی از روایات که در باب ازدواج وارد شده است، می‌توان تحریم آن را استفاده نمود.

گذشته از این از نظر اصول اخلاقی و اجتماعی و عاطفی، این کار هرگز صحیح و صلاح نیست و از سه نظر دارای مفاسدی است که ذیلا به آنها اشاره می‌شود:

۱- از نظر اخلاقی چنین کاری زن را به بی‌بند و باری جنسی سوق می‌دهد، زیرا کم کم به آمیزش های نامشروع تشویق می‌کند و با خود چنین می‌اندیشد که چه فرق می‌کند که نطفه مرد بیگانه از طریق تلقیح مصنوعی وارد رحم او گردد یا از طریق آمیزش نامشروع، چه بسا این زن پس از انجام گرفتن این عمل و لو به رضایت شوهر، اقدام به آمیزش های نامشروع نیز بنماید، زیرا این کار برای او از نظر شوهر مخاطره ای به بار نخواهد آورد و اگر «باردار» شود می‌تواند آن را به گردن تلقیح مصنوعی که با اجازه شوهر انجام گرفته بیندازد.

۲- از نظر مسائل اجتماعی، این کار اساس خانواده را متزلزل می‌سازد و موجب به هم ریختن نظام خانوادگی و به هم خوردن «نسب» می‌گردد، زیرا می‌دانیم یکی از مفاسد آمیزش‌های نامشروع همان اختلاف انساب و از بین رفتن رشته ارتباط میان کودکان و پدران است و این موضوع در این گونه تلقیح مصنوعی بطور روشن وجود دارد و نوزاد در این قسم از تلقیح مصنوعی، پس از تولّد و بزرگ شدن پدر واقعی خود را نخواهد شناخت.

۳- نقش عاطفه در تربیت و پرورش فرزندان و تأمین هزینه


زندگی آنان بسیار مهم و حسّاس است و هرگز نباید از آن غفلت نمود، زیرا عاطفه است که پدر را به پرورش فرزند و تحمّل هزینه زندگی او وادار می‌سازد و عاطفه انسانی در صورتی برانگیخته می‌شود که کودک را پاره تن خود بداند، ولی اگر متوجّه گردد که از کس دیگر است دیگر است دیگر دلیل ندارد که بار سنگین تربیت و زندگی او را به دوش بکشد.

س: حکم وارد کردن اسپرم مرد اجنبی به رحم زن- در صورتی که شوهرش عقیم باشد- چیست؟ فرزندی که متولد می‌شود، متعلق به کیست؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز خامنه‌ای): این کار حرام است و اگر فرزندی به دنیا آید، به صاحب نطفه و به زنی که صاحب رحم است، تعلق دارد. خامنه‌ای: اصل این کار اشکال ندارد؛ به شرط آن که از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود و اگر فرزندی به دنیا آید، به صاحب نطفه و به زنی که صاحب رحم است، تعلق دارد.
س: حکم تقویت اسپرم شوهر، با استفاده از اسپرم مرد دیگر و تلقیح این اسپرم تقویت شده به رحم همسر چیست؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز خامنه‌ای): این کار جایز نیست.

خامنه‌ای: اصل این کار اشکال ندارد؛ به شرط آن که از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود. س: حکم باردار نمودن مصنوعی زن با نطفه‌ی شوهرش چیست؟ آیا فرزندی که از این راه متولد می‌شود، حکم فرزند حقیقی را دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: اصل این کار اشکال ندارد؛ به شرط آن که از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود و بچه به دنیا آمده، همه احکام فرزند آن زن و شوهر را دارا است.

احکام درمان با اجزای غیر متعارف

معالجه با چیزهایی که ضرر قطعی دارند

معالجه با چیزهایی که ضرر قطعی دارد و ضرر آن بالفعل و فوراً حاصل می‌شود، در صورتی که ضرر بزرگتر و شدیدتری با آن دفع شود جایز است مانند قطع بعضی از اعضای بدن جهت جلوگیری از هلاکت بیمار؛ البته مداوا و معالجه با چیزی که احتمال خطر دارد و بعضی اوقات منجر به خطر می‌شود، جایز استبه شرط آنکه براساس تجربه و تشخیص افراد ماهر و صاحب نظر، غالباً چنین کاری سودمند باشد.

«تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الاطعمه و الاشربة، القول فی غیر الحیوان، ص ۱۶۳»

معالجه با مواد مست کننده

حرمت آشامیدن شراب بسیار شدید است. پس نباید در آشامیدن و معالجه با آن عجله کرد، مگر در صورت تحقق سه شرط:

معالجه بیمار منحصر به آن باشد.

علم داشته باشد که بیماری او به این وسیله قابل علاج است.

علم داشته باشد- و لو به سبب موافقت عده‌ای از دکترهای ماهر و صاحب دیانت و درایت- که ترک معالجه با آن منجر به هلاکت (یا صدمه‌ای مانند هلاکت است) می‌شود.

«تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الاطعمه و الاشربة، القول فی غیر الحیوان، ص ۱۷۰، توضیح المسائل، مسأله ۲۶۳۳»

س: کشیدن سیگار چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز مکارم): اگر باعث ضرر قابل توجه باشد، جایز نیست.

مکارم: با توجه به شهادت و گواهی جمعی از پزشکان آگاه و اساتید متعهد دانشگاه و نیز آمارهای تکان دهنده از مرگ و میر ناشی از سیگار و بیماری های خطرناکی که از آن نشأت می‌گیرد؛ ثابت شده که خطرات مهم دود سیگار، یک واقعیت است. از این رو کشیدن آن به طور مطلق حرام است.

س: در مواردی که مواد مخدر جنبه درمانی پیدا کند، استفاده از آن چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: اگر بر اساس تشخیص پزشک متخصص و مورد اطمینان، استفاده از مواد مخدر، تنها راه درمان محسوب شود (به مقدار ضرورت)، اشکال ندارد.

تبصره- هر چیزی که در دین حرام شمرده شده، استفاده از آن به عنوان درمان با شرایط یاد شده، جایز است و مواد مخدر هم مصداقی از آن محسوب می‌شود.

احکام نگاه و لمس

سوال: معاینه افراد غیر بیمار، برای کنترل سلامتی، استخدام، سربازی و کارهای پژوهشی، چه حکمی دارد؟

جواب: نگاه کردن به عورت دیگری و لو همجنس او باشد حرام است و جایز نیست.
س: در صورتی که پزشک هم جنس هم وجود دارد و معالجه مستلزم نگاه و لمس است؛ ولی احتمال می‌رود که متخصص غیر ج: هم جنس بیماری را بهتر تشخیص دهد، تکلیف چیست؟

همه‌ی مراجع (به جز تبریزی و سیستانی): تخصص بیشتر باعث نمی‌شود که زن به پزشک مرد مراجعه کند؛ مگر آن که ضرورت و احتمال خطر در میان باشد.

تبریزی و سیستانی: اگر تخصص پزشک مرد در آن بیماری بیشتر باشد، مراجعه به او اشکال ندارد.

س: حکم آمپول زدن توسط نامحرم چگونه است؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز تبریزی و سیستانی): اگر هم جنس در دسترس نباشد و ضرورت اقتضا کند، اشکال ندارد.

تبریزی و سیستانی: اگر هم جنس در دسترس نباشد یا آمپول زن غیر هم جنس مهارتش در تزریق بیشتر باشد، اشکال ندارد.

پیوند

س: پیوند قسمتی از بدن میت به انسان زنده، از نظر طهارت و نجاست چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: اگر جزء بدن انسان زنده شود، پاک است.

س: آیا قطع عضو میت مسلمان برای پیوند زدن، دیه دارد؟ این دیه به چه کسی می‌رسد؟

ج: امام، خامنه‌ای، سیستانی و نوری: اگر میت در زمان حیات خود وصیت نکرده، بر قطع کننده، دیه تعلق می‌گیرد. این دیه بین ورثه ها تقسیم نمی‌شود؛ بلکه در راه خیرات، برای خود میت صرف می‌شود.

مکارم: اگر میت در زمان حیات خود وصیت نکرده، بر قطع کننده، دیه تعلق می‌گیرد. این دیه بین ورثه ها تقسیم نمی‌شود؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب در راه خیرات، برای خود میت صرف می‌شود.

فاضل: بر قطع کننده دیه تعلق می‌گیرد و این دیه بین ورثه ها تقسیم نمی‌شود؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب، باید در راه خیرات، برای خود میت صرف شود (هر چند میت در زمان حیات خود هم وصیت کرده باشد (.

بهجت، تبریزی و وحید: بر قطع کننده دیه تعلق می‌گیرد و این دیه بین ورثه ها تقسیم نمی‌شود؛ بلکه باید در راه خیرات، برای خود میت صرف شود.

س: پیوند بعضی از اعضای بدن میّت، به بدن انسان زنده چنانچه ضرورت اقتضاء کند چه صورت دارد؟

ج: اگر ضرورت اهم (مهمتر) اقتضاء کند نظیر حفظ نفس محترمه، جایز است.

«گلپایگانی، مجمع المسائل، ج ۱، ص ۴۹، س ۹۰»

س: پیوند بعضی اعضای میت به بدن انسان چه صورت دارد؟

ج: پیوند فی نفسه مانع ندارد، لکن جدا کردن اعضای میّت مسلمان، مُثله و حرام است و اگر جدا شده، دفن آن واجب است. بلی در خصوص دندان میت اگر جدا شد، مانعی نیست که به جای دندان حیّ بگذارند.

«گلپایگانی، مجمع المسائل، ج ۱، ص ۴۸، س ۸۹»

س: نظر به نیاز بیماران به پیوند اعضا بخصوص کلیه، نظر شما چیست؟

ج: اگر بیمار در خطر جانی باشد پیوند برای حفظ جان مسلمان مانع ندارد و تا از بدن غیر مسلمان ممکن است عضو مورد نیاز برداشته شود، از مسلمان جایز نیست.

«امام خمینی، استفتاآت، ج ۲، ص ۴۴، س ۱۲۱»

س: معمول است افرادی که کلیه یا سایر اعضای آنها فاسد می‌شود، دیگری همان عضو را از بدن خود به او اهدا می‌کند. آیا شرعاً شخص می‌تواند یکی از کلیه یا یک چشم یا عضو دیگری که دوتاست را به دیگری اهدا نماید یا خیر؟

ج: اگر حیات دیگری منوط به آن باشد و خطر جانی متوجه اهدا کننده نشود، اشکال ندارد.

«امام خمینی، استفتاآت، ج ۲، ص ۴۳، س ۱۲۰»

س: استفاده از باقیمانده های زایمانی (جفت، پرده، جنین و ...) برای اعمال جراحی دیگران چه حکمی دارد؟

ج: فی حدّ نفسه اشکالی ندارد.

«استفتای مستقل از دفتر آیت الله اراکی»

س: وصل کردن جزیی از حیوان نجس العین مانند روده‌ی سگ به روده‌ی انسان زنده در صورتی که بیمار مضطرّ به چنین عملی باشد چه صورتی دارد؟

ج: مانعی ندارد

«گلپایگانی، مجمع المسائل، ج ۱، ص ۴۸، س ۸۶»

تشریح

س: حکم کالبد شکافی و تشریح بدن میت غیر مسلمان (غیر ذمی) چیست؟

ج: همه‌ی مراجع: تشریح بدن میت غیر مسلمان اشکال ندارد.

س: آیا برای آموزش دانشجویان یا کشف مطالب جدید علم پزشکی، تشریح بدن میت مسلمان جایز است؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز تبریزی): اگر امکان دسترسی به بدن میت غیر مسلمان نباشد و کشف مسائل جدید پزشکی در حدی باشد که نجات جان مسلمان (هر چند در آینده (، متوقف بر آن باشد؛ تشریح بدن میت مسلمان (به مقدار ضرورت) اشکال ندارد.

تبریزی: اگر نیاز به تشریح است، باید جسد غیر مسلمان را تهیه کند و تشریح جسد مسلمان جایز نیست.

حجیت و اعتبار نظر پزشک در اثبات جرایم

اشاره

بطور کلی کارشناسان فنی اگر داری شرایط شهادت باشند، نظریه آنان قبول می‌شود، ولی اگر دارای شرایط شهادت نباشند نظریه آنها شرعاً معتبر نیست. البته با اصول گمان از نظریه آنها در جنایات، لوث محقق می‌شود با حصول علم، حاکم شرع می‌تواند به علم خود عمل کند. با توجه به این مطلب، به مواردی از نظریات پزشک در اثبات جرایم اشاره می‌شود:

نظریه پزشک بعنوان شهادت

شهادت پزشک در امور حدثی و غیر محسوس در اثبات دعوی و جرم، مشکل است (مگر در مواردی که استثنا شده است).

شهادت پزشک در امور محسوس، بعنوان یک گواه و شاهد است و در صورتی که پزشک داری شرایط شهادت (شرایط بینه) باشد، شهادتش معتبر است.

تشخیص پزشک در تحقیق زنا و لواط

تشخیص پزشک در وقوع زنا و لواط، کافی نیست و حجیت شرعی ندارد، زیرا ثبوت زنا و لواط منوط است به اقرار و یا شهادت چهار نفر شاهد- با شرایط مخصوص، که به آن بینه گفته می‌شود- پس به طور خلاصه می‌توان گفت مجرد نظر پزشک در تشخیص اثبات جرم (زنا و لواط) کافی نیست.

۱- سوال: آیا برای کشف جرم می‌توان از تجزیه خون استفاده کرد؟

جواب: تجزیه خون یک دلیل و حجت شرعی نیست، یعنی: تجزیه خون، به تنهایی نمی‌تواند مستند و دلیل، برای اثبات جرم واقع گردد.

خرید و فروش اجزای بدن

س: آیا شخص می‌تواند در مقابل اهدای خون به بیماران نیازمند، پول بگیرد؟

ج: همه‌ی مراجع: آری، جایز است [؛ به شرط آن که برای او خطر و ضرر قابل توجهی نداشته باشد [.

س: در مواردی که پیوند عضو جایز است؛ آیا خرید و فروش اعضا و کلیه جایز است؟

ج: امام، خامنه‌ای و نوری: در فرض یاد شده، خرید و فروش آن جایز است؛ و نیز می‌تواند پول را در برابر اجازه‌ی برداشتن عضو بگیرد.

فاضل و مکارم: در فرض یاد شده، خرید و فروش آن جایز است؛ ولی بهتر است پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.

تبریزی: اعضای بدن انسان، قابل خرید و فروش نیست.

بهجت، سیستانی، صافی و وحید: در فرض یاد شده، می‌تواند پول را در برابر اجازه‌ی برداشتن عضو بگیرد.

«دندان و دندانپزشکی»

کشیدن دندان

۱- کشیدن دندان و هر اقدامی که به واسطه آن از دهان خون بیاید، برای شخص روزه دار مکروه است.

۲- دندان جداشده از شخص زنده پاک و طاهر است.

۳- مسّ دندان جدا شده از شخص زنده در صورتی که بدون گوشت یا گوشت ان کم باشد، موجب غسل مسّ میت نمی‌گردد.

۴- دفن دندانی که از شخص زنده جدا شده هرچند مقدار کمی گوشت با آن باشد، واجب نیست ولی دفن آن مستحب است.

۵- اگر هنگام کشیدن دندان مقداری از گوشت لثه همراه دندان جدا شود نجس است واگر مقدار گوشت جدا شده کم باشد، بنا بر احتیاط واجب نجس است.

زایمان

اشاره

واجب است در امور مربوط به زنها در هنگام زایمان فقط زنان دخالت داشته باشند و دخالت مردان در صورتی که باعث اطلاع آنها بر آنچه که بر آنان حرام است (مانند نگاه لمس و ...) باشد، جایز نیست، مگر در صورتی که زنی نبوده و چاره ای جز دخالت مردان نباشد.

نحوه دخالت مردان در زایمان

مردی که در انجام عمل زایمان دخالت می‌کند یا همسر آن زن است یا مَحرم او و یا نامحرم، و هریک یا متخصص (اهل فن) هستند و یا نه، که در مرحله اول اگر شوهر اهل فن باشد، او باید دخالت کند واگر دخالت او ممکن نباشد، مرد مَحرمی که اهل فن باشد واگر آن هم ممکن نیست، مرد نامحرمی که متخصص و اهل فن است می‌تواند دخالت کند و در صورتی که دسترسی به هییچ یک از این افراد نباشد، همچنین شوهر آن زن (که اهل فن نیست) حاضر نباشد، غیر متخصص می‌تواند دخالت کند و در تمام این مراتب، بجز مرتبه اول (که شوهر اهل فن باشد) زنی که اهل فن است، بر دیگر افراد مقدم می‌باشد.

در صورت اول باید دخالت کند. واگر صورت اول نبود صورت سوم یعنی محرم متخصص و در صورت سوم صورت پنجم یعنی نامحرم متخصص و در موردی که صورت پنجم نبود صورت دوم و در غیر این صورت نوبت به صورت چهار و شش می‌رسد.

سقط جنین

س: هرگاه کسی «جنین نامشروع» را سقط کند، آیا همان دیه ای را که برای سقط جنین مشروع تعیین شده باید بپردازد؟

ج: سقط جنین مطلقاً جایز نیست- خواه جنین از طریق مشروع باشد یا از طریق نامشروع- بنابراین در این قسمت میان مشروع و نامشروع فرقی نیست؛ چیزی که هست دیه سقط «جنین نامشروع» به پدر و مادر او نمی‌رسد- در صورتی که هر دو در حال نزدیکی، متوجّه نامشروع بودن کار خود بوده باشند- و بسان ارث بی‌وارث، جزء بیت المال می‌گردد؛ ولی اگر جنین حلال و مشروعی را ساقط نماید دیه آن به وارثان او تعلّق می‌گیرد، مگر این که یکی از وارثان- مانند پدر یا مادر- اقدام به ساقط نمودن کرده باشد که در این صورت همانند «قاتل» از ارث «مقتول» محروم می‌شود.
س: سقط جنین نامشروع، چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: جایز نیست.

س: دیه جنینی که به وسیله پزشک سقط می‌شود، بر عهده‌ی کیست؟ وظیفه پدر و مادری که اقدام به چنین کاری کرده اند، چیست؟

ج: همه‌ی مراجع: دیه ی سقط جنین بر عهده‌ی قاتل مباشر است و چون این عمل به وسیله‌ی پزشک انجام شده، بر پدر و مادر تکلیفی نیست؛ بلکه او ضامن است و این دیه به پدر و مادر پرداخت می‌شود. البته می‌تواند از حق خود بگذرند و از او چیزی دریافت نکنند. در هر حال باید از کار خود توبه کنند.

س: دیه سقط جنین چه مقدار است؟

ج: همه‌ی مراجع: دیه برای نطفه، ۲۰ مثقال شرعی طلای سکه دار؛ برای علقه (خون بسته شه)، ۴۰ مثقال و برای مضغه (پاره گوشت)، ۶۰ مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، ۸۰ مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت کامل شده باشد، ۱۰۰ مثقال است. اگر روح در آن دمیده شده؛ چنان چه پسر باشد، ۱۰۰۰ مثقال و اگر دختر باشد، ۵۰۰ مثقال شرعی طلای سکه دار دیه دارد. گفتنی است روح در حدود چهار ماهگی، در جنین دمیده می‌شود.

س: آیا سقط جنین در ماه های اول حاملگی، اشکال شرعی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: آری، سقط جنین پس از انعقاد نطفه، در هر ماهی که باشد، جایز نیست.

س: هرگاه کسی «جنین نامشروع» را سقط کند، آیا همان دیه ای را که برای سقط جنین مشروع تعیین شده باید بپردازد؟

ج: سقط جنین مطلقاً جایز نیست- خواه جنین از طریق مشروع باشد یا از طریق نامشروع- بنابراین در این قسمت میان مشروع و نامشروع فرقی نیست؛ چیزی که هست دیه سقط «جنین نامشروع» به پدر و مادر او نمی‌رسد- در صورتی که هر دو در حال نزدیکی، متوجّه نامشروع بودن کار خود بوده باشند- و بسان ارث بی‌وارث، جزء بیت المال می‌گردد؛ ولی اگر جنین حلال و مشروعی را ساقط نماید دیه آن به وارثان او تعلّق می‌گیرد، مگر این که یکی از وارثان- مانند پدر یا مادر- اقدام به ساقط نمودن کرده باشد که در این صورت همانند «قاتل» از ارث «مقتول» محروم می‌شود.

ضمان در آزمایش

اشاره

سوال: با توجه به اینکه در کشف و توسعه داروهای جدید، یکی از مراحل نهایی قبل از ورود دارو به بازار، آزمایش آن، روی انسانهای داوطلب سالم یا مریض به منظور ارزیابی اثرات و عوارض دارو است و همچنین در مورد داروهای رایج المصرف نیز بعضا به منظور بررسی و تحقیق اثرهای جدید، لازم است روی انسانها انجام شود. چنانچه این امر منجر به عوارض نامطلوب روی این افراد گردد، آیا علی رغم داوطلب بودن افراد تحت آزمایش، ذمه ای به عهده محققین است؟

جواب: اگر موجب ضرر به بدن انسان باشد جایز نیست و فرقی نمی‌کند که این کار- موجب هلاک یا سبب انحراف مزاج و یا از کار افتادن (تعطیل) بعضی قوای ظاهری یا باطنی گردد، در هر صورت جایز نیست.

سوال: آیا انجام آزمایشهای تشخیصی، احتیاج به برائت ذمه دارد؟

جواب: در صورتی که موجب دیه شود، اگر مریض ابراء نکند، طبیب ضامن است.

ضمان در تزریقات

۱- اگر تزریق آمپول منجر به فوت مریض شود، موجب ضمان است هرچند- عمل تزریق کننده- با اجازه وزارت بهداری باشد. پس اگر عمدی بوده قصاص دارد و اگر شبه عمد بوده دیه برعهده تزریق کننده است. اما اگر خطای محض بوده، دیه برعهده سرپرست اوست.

۲- اگر مریض، تزریق کننده را در مقام معالجه ابراء نموده باشد، دیه ندارد. (یعنی بگوید اگر اتفاقی برای من افتاد چیزی بر شما نیست)

۳- در صورتی که مریض نداند تزریق کننده، اجازه تزریق ندارد و به خیال مجاز بودن (کارش غیر قانونی است)، وی را ابراء نماید، اجازه مریض (در صورت پیشامد حادثه) موجب رفع ضمان نمی‌شود.

۴- شخصی در اثر تصادف انگشتانش قطع می‌شود و راننده، اورا به بیمارستان برده و معالجه می‌کند. اطبای کادر بیمارستان، در زدن آمپول کزاز مسامحه می‌کنند و مجروح مبتلا به کزاز شده، فوت می‌کند.

سوال: آیا راننده یا طبیب، ضامن دیه است؟

جواب: عدم ایجاد مانع، موجب استناد قتل نیست، پس در فرض سوال، نه راننده ضامن است نه طبیب، هرچند به خاطر مسامحه در آمپول، مرتکب حرام شده است.

ضمان در خون گرفتن

هرگاه خون گیرنده به مریض ضرری وارد سازد، اگر از حدی که اجازه داشته تعدّی کرده باشد، هر چند قصد ضرر رسانیدن را هم نداشته ضامن است، ولی اگر طبق معمول و مقداری که اجازه داشته عمل کرده و اتفاقا به شخص ضرری وارد شده در این صورت اقوی عدم ضمانت وی است.

«عروه الوثقی، ج ۲، کتاب الاجاره، ص ۴۲۴، مساله ۴»

ضمانت در دندانپزشکی

دندانسازی که از نظر علمی مهارت کافی دارد به شخصی ضرر وارد سازد، چنانچه در عمل کوتاهی نکرده باشد و ولیّ بیمار صغیر یا شخص بیمار بالغ، به وی اجازه داده باشد، ضامن نیست. اما اگر در علم و عمل کوتاهی کرده باشد ضامن دیه است هرچند که اجازه این کار راهم داشته باشد. همچنین اگر غیر بالغ را بدون اذن ولی او و بالغ را بدون اذن وی، معالجه کند و خسارتی وارد کند (موجب تلف شود)، ضامن دیه ان چیزیست که تلف شده، هرچند که حاذق و ماهر باشد.

- کندن دندان شخص دیگر دیه دارد (چه دندانها سالم باشد چه در اثر بیماری لق شده باشد) مگر اینکه مریض، از اول اجازه این کار را داده باشد.

تسریع در مرگ بیمار

سوال: گاهی بعضی از محتضرها را به جهت تعجیل در راحت شدن، مواد مهلکه (کشنده) تزریق می‌کنند؛ آیا این عمل جایز است یا نه؟ و در صورت عدم جواز [عاملان این کار] شریک در خون او و مورد دیه و قتل نفس و ... خواهند بود یا نه؟
جواب: عمل مذکور جایز نیست و با استناد موت به آن عمل، عامل آن قاتل محسوب می‌شود و حکم آن را در احکام دیه مراجعه نمایید.

ضمان پزشک

اگر بر اثر معالجه‌ی پزشک، ضرری متوجه بیمار شود، با توجه به نحوه دخالت پزشک در معالجه، صورتهای مختلف ضمانت و عدم ضمانت پزشک در زیر مطرح می‌نماییم:

پزشک مباشرت در عمل نداشته باشد بلکه فقط دارو را توصیف نماید، مثلا بگوید فلان دوا برای فلان بیماری مفید است و ضرری متوجه او نمی‌شود، که در این صورت بنا بر اقوی پزشکان ضامن نیست.

پزشک مباشرت در عمل داشته باشد و شخصا اقدام به معالجه کرده باشد، مثلا به دست خود به مریض دوا بدهد که این بر سه قسم است:

(۱- ۲) پزشک در معالجه خطا کند و به مریض ضرری برسد یا منجر به فوت او شود که در این صورت، ضامن است هرچند دارای مهارت و تخصص لازم باشد. «توضیح المسائل، مسئله ۲۲۰۵»

(۲- ۲) پزشک از نظر علم یا عمل کوتاهی کند چنانچه در اثر معالجه وی، صدماتی به بیمار وارد گردد (مثلا بیمار از دنیا برود یا عضوی از اعضای او از بین برود)، در این صورت نیز ضامن است، هرچند با اذن مریض (در شخص بالغ) و یا اولیای مریض (نسبت به شخص نابالغ، سفیه و مجنون) اقدام به معالجه کرده باشد.

(۳- ۲) اگر پزشک از نظر علمی و عملی در حرفه‌ی خود مهارت داشته باشد، خود به دو صورت تقسیم می‌شود:

(۱- ۳- ۲-) اگر بدون اذن بیمار یا ولیّ او اقدام به معالجه نماید، ضامن صدماتی است که به بیمار می‌رساند.

(۲- ۳- ۲) اگر با اذن بیمار یا ولیّ او اقدام به معالجه نماید، بنا بر اقوی ضامن صدمات مالیی است که به او وارد می‌کند.

نکته: در طبابت و معالجه های متعارف و معمول، در صورت ضرر رسیدن به بیمار، بعید نیست پزشک ضامن باشد.

«تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الدیات، القول فی موجبات الضمان، ص ۵۶۰، مساله ۴» ضربه ها و لطمه های وارد بر بیمار در طی درمان اگر پزشک در علم یا عمل قاصر باشد (در زمینه‌ی علمی، مهارت لازم را نداشته و یا در عمل کوتاهی کند)، ضامن دیه ی بیمار است، هرچند که بیمار یا ولیّ او به پزشک اجازه و اذن داده باشد.

اگر پزشک در علم و عمل قاصر نباشد (مهارت لازم علمی را داشته باشد و در عمل هم کوتاهی نکند)، چنانچه بدون اذن ولیّ بیمار (در صورتی که بیمار بالغ نباشد) و یا بدون اذن خود بیمار (در صورتی که بیمار بالغ باشد)، اقدام به معالجه بیمار کند و به تلف منجر شود، ضامن دیه ی آنچه تلف شده می‌باشد. اما اگر ولیّ بیمار یا خود بیمار به پزشک اذن داده باشد و پزشک نیز در عمل کوتاهی نکرده باشد، ضامن نیست.

اگر در درمان بیمار، به وسیله‌ی عواملی (که مربوط به پزشک نیست)، به بیمار لطمه‌ای وارد شود، مثلا در اختلال در دستگاهها و رفتن برق و ... به بیمار لطمه وارد شود، در این صورت کسی که آن عمل (وارد کردن لطمه بر بیمار را) به او استنا داده شود ضامن است. «استفتای مستقل از دفتر آیت الله اراکی»

رفع مسئولیت پزشک

با توجه به مطالبی که در بحث ضمان مطرح شد، پزشک ممکن است در بسیاری از موارد به مساله ضمان روبرو گردد. از این رو در هنگام معالجه (برای اجتناب از درگیر شدن با چنین مسائلی) پزشک می‌تواند به ترتیب ذیل از خود رفع مسئولیت کند:

چنانچه پزشک به مریض یا ولیّ او بگوید اگر ضرری به مریض برسد، ضامن نیست و مریض یا ولیّ او نیز قبول کرده باشد، طبق شرایطی که در ذیل خواهد آمد از پزشک در قبال ضررهای احتمالی رفع مسئولیت می‌شود و گرفتن این رضایت از مریض یا ولیّ او (مبنی بر عدم مسئولیت پزشک در قبال ضررهای احتمالی) را در اصطلاح" ابراء" می‌نامند.

اقسام رفع مسئولیت (ابراء)

اگر مریض بالغ و عاقل نباشد، در این صورت رضایت ولیّ بیمار معتبر است، حتی اگر منجر به مرگ بیمار شود اگر مریض بالغ و کامل العقل باشد (یعنی علاوه بر بلوغ شرعی، رشد عقلی نموده و به خوبی مصالح و مفاسد خویش را تشخیص بدهد)، در این صورت ابراء و رضایت او حتی در صورتی که به مرگ هم منجر شود، معتبر است.

البته احتیاط مستحب آن است که پزشک در این صورت، هم از بیمار و هم از ولیّ او رضایت بگیرد.

مریض بالغ و عاقل بوده ولی کامل العقل نباشد، در این صورت رضایت وی تا حدی معتبر است که منجر به مرگ وی نشود. بنابراین اگر منجر به مرگ شود، ابراء و رضایتی که این پزشک از مریض گرفته است، فاقد اعتبار است. اما در همین صورت اگر ولیّ بیمار ابراء نموده و رضایت داده باشد و منجر به مرگ بیمار گردد، رضایت و ابراء او معتبر است.

«تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الدیات، القول فی موجبات الضمان، ص ۵۶۱، مساله ۶»

طهارت و نجاست در تزریقات و پانسمان

۱- هرگاه سوزن یا چاقو را داخل بدن انسان یا حیوان کنند، اگر معلوم نباشد که در داخل بدن با خون برخورد کرده است، پاک و طاهر می‌باشد، همچنین اگر بدانند که ملاقات و برخورد نموده ولی هنگام خارج شدن از بدن، تمیز خارج شده است، طاهر است و لکن بهتر است احتیاطا از آن اجتناب شود.

۲- زردابه‌ای که در حال بهبودی زخم، در اطراف آن پیدا می‌شود، اگر معلوم نباشد، که با خون مخلوط است، پاک است.

س: کندن و جویدن پوست لب و جاهای دیگر بدن، چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: پوست های مختصر لب و جاهای دیگر بدن- که به آسانی کنده می‌شود و در حال افتادن است- پاک است.

س: آیا خونی که بر روی زخم خشک می‌شود، نجس است؟

ج: همه‌ی مراجع: آری، نجس است؛ هر چند خشک شده باشد.

س: اگر از دندان خون بیاید و با آب دهان مخلوط شود، فرو بردن آن چه حکمی دارد؟ آیا باید دهان را آب کشید؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز مکارم و نوری): اگر خون به حدی کم باشد که به واسطه‌ی مخلوط شدن با آب دهان از بین می‌رود، پاک است و فرو بردن آن اشکال ندارد.

نوری: اگر خون به حدی کم باشد که واسطه‌ی مخلوط شدن با آب دهان، از بین می‌رود، پاک است؛ ولی فرو بردن آن اشکال دارد.

مکارم: اگر خون به حدی کم باشد که به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین می‌رود، پاک است و فرو بردن آن اشکال ندارد؛ ولی عمداً این کار را نکند.

س: آیا الکل صنعتی مورد استفاده در آزمایشگاه ها و الکی که در تزریقات و مانند آن به کار می‌رود، نجس است؟

ج: امام، خامنه‌ای، صافی و نوری: اگر یقین نداشته باشید که از الکل مایع و مست کننده تهیه شده، پاک است.

تبریزی، سیستانی، فاضل، مکارم و وحید: خیر پاک است.

بهجت: الکل طبی و صنعتی، بنا بر احتیاط نجس است.

کالبد شکافی

س: کالبد شکافی برای کشف جرایم و شناسایی قاتل، چه حکمی دارد؟

ج: بهجت و مکارم: اگر ضرورت ایجاب کند اشکال ندارد؛ مانند نجات جان بی‌گناه و شناسایی قاتل.

خامنه‌ای، فاضل و نوری: اگر کشف حقیقت متوقف بر آن است، اشکال ندارد.

تبریزی: خیر، جایز نیست.

نگاه و لمس بدن نامحرم

اگر پزشک ناهمگن (در صورت نبودن پزشک همگن)، جهت معالجه یا کارهایی از قبیل تشخیص نبض، گرفتن خون و ... ناچار شود به بدن نامحرم نگاه کند، یا دست به بدن او بزند (در صورتی که استفاده از دستکش هم ممکن نباشد)، در این صورت لمس و نگاه اشکال ندارد. البته در این موارد، باید به مقدار ضرورت بسنده کرد، یعنی اگر تنها با نگاه کردن یا لمس، بتواند بیمار نامحرم را معالجه کند، باید به همان نگاه یا لمس (آن هم به مقدار ضرورت) اکتفا کند و زیادتر از آن جایز نیست.

سوال: انجام آزمایش های ضروری توسط افراد ناهمگن چه حکمی دارد؟

جواب: در فرض ضرورت، حکم سایر ضرورتهای دیگر را دارد که به مقدار رفع ضرورت، اکتفا می‌شود. (به مقداری که ضرورت برطرف شود، باید اکتفا کرد)

اگر پزشک معالج بتواند برای انجام کارهای ذکر شده از روی لباس اقدام کند باید این کار را بکند اگر امکان داشته باشد که پزشک معالج برای انجام کارهایی که ذکر کردیم از دستکش استفاده نماید، لمس بدن بدون دستکش حرام است.

هرگاه پرستار یا پزشک ناچار باشد دست به عورت بیمار بزند باید دستکش یا مانند آن را در دست داشته باشد.

س: نگاه کردن به عکس های عریان موجود در کتاب های پزشکی- که آموزش آن برای دانشجویان ضروری است- چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال ندارد.

س: در بیمارستان ها و مراکز آموزشی- پزشکی، دانشجویان جهت آموزش به معاینه نواحی مختلف بدن (شکم، سینه، لگن و عورت) بیمار زن می‌پردازند. با توجه به این که این امر یک موضوع آموزشی است که در برنامه پزشکان قرار دارد، حکم آن چیست؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز تبریزی): اگر فراگیری مسائل پزشکی، در حدی است که حفظ سلامتی و جان بیمار (هر چند در آینده)، متوقف بر آن باشد؛ به مقدار ضرورت و ناچاری جایز است.

تبریزی: اگر فراگیری مسائل پزشکی، در حدی است که حفظ سلامتی و جان بیمار (هر چند در آینده) و یا حفظ پیشرفت و فرهنگ طب مسلمان، متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد. س: آیا پرستار می‌تواند برای گرفتن نبض و فشار خون و ... به بدن ناحرم نگاه و او را لمس کند؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز تبریزی و سیستانی): با وجود پرستار هم جنس، این کار برای غیر هم جنس جایز نیست؛ ولی اگر ضرورت باشد، اشکال ندارد. تبریزی و سیستانی: اگر برای انجام دادن این امور، پرستار هم جنس در دسترس نباشد و یا مهارت غیر هم جنس در این زمینه بیشتر باشد، اشکال ندارد.

تبصره ۱- پرستار در نگاه و لمس تنها باید به همان قسمت از بن- که انجام معاینه به آن ارتباط دارد- اکتفا کند.

تبصره ۲- چنان چه پرستار برای معاینه، به نگاه و لمس بدن بیمار نیاز داشت، مانعی ندارد و در غیر این صورت، تنها باید به یکی از آن دو اکتفا کند.

تبصره ۳- در صورتی که معاینه از روی لباس ممکن باشد، باید به این مقدار اکتفا کند و لمس بدن جایز نیست.

س: لمس نامحرم برای آموزش چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز تبریزی): اگر فراگیری مسائل پزشکی، در حدی است که حفظ سلامتی و جان بیمار (هر چند در آینده)، متوقف بر آن است؛ به مقدار ضرورت و ناچاری اشکال ندارد.

تبریزی: اگر فراگیری مسائل پزشکی، در حدی است که حفظ سلامتی و جان بیماران (هر چند در آینده) و یا حفظ و پیشرفت فرهنگ طب مسلمانان، متوقف بر آن است؛ به مقدار ضرورت و ناچاری اشکال ندارد.

س: لمس بیمار برای معاینه و درمان، چه حکمی دارد؟

ج: همه‌ی مراجع (به جز تبریزی و سیستانی): اگر پزشک هم جنس در دسترس نباشد، لمس بیمار برای معاینه و درمان اشکال ندارد؛ ولی باید به مقدار ضرورت اکتفا کند. تبریزی و سیستانی: اگر پزشک هم جنس در دسترس نباشد و یا مهارت مرد بیشتر باشد، لمس بیمار برای معاینه و درمان اشکال ندارد؛ ولی باید به مقدار ضرورت اکتفا کند.

تبصره ۱- اگر معاینه از روی لباس ممکن باشد، باید به این راه بسنده کند

تبصره ۲- جواز لمس بیمار به منظور معاینه، باعث نمی‌شود که گناه به بدن نیز جایز باشد؛ مگر آن که نگاه به آن لازم باشد.

س: در جایی که پزشک زن در دسترس باشد، آیا لمس بدن زن از روی لباس، به وسیله‌ی پزشک مرد جایز است؟

ج: همه‌ی مراجع: اصل لمس بدن زن نامحرم، از روی لباس حرام نیست؛ ولی اگر تلذذ و مفسده ای در بین باشد، جایز نیست س: آیا تزریق خون مرد به بدن زن نامحرم یا بالعکس اشکال دارد؟

ج: چون دلیلی بر ممنوعیّت این عمل در دست نیست، بنا بر این طبق قواعد فقهی اشکالی ندارد ولی در صورت امکان اگر از خون مرد برای تزریق به بدن مرد و از خون زن به بدن زن استفاده شود بهتر است؛ ولی همان طور که گفتیم حرام نیست

س: آیا عکس رحم زن را مرد اجنبی می‌تواند بدون ریبه نگاه کند؟

ج: در فرض سؤال نظر به عکس مانعی ندارد.

«اراکی، استفتاآت، ص ۲۶۱، س ۴۲»

لمس بدن نامحرم، زن برای مرد و مرد برای زن، حرام است، مگر در صورت ضرورت برای امدادرسانی، خونگیری، شکسته بندی، اندازه گیری نبض، حرارت، فشارخون، جراحی، معاینه، تزریق و امثال آنها توسط پزشک معالج و پرستار به اندازه کفایت و ضرورت.

اگر امکان داشته باشد پرستار برای کارهایی که ذکر کردیم از دستکش استفاده نماید، لمس بدن بدون دستکش حرام است.

اگر پرستار بتواند برای انجام کارهای ذکر شده از روی لباس اقدام کند، باید این کار را انجام دهد.

اگر پرستار بتواند فقط با نگاه کردن بیمار را معاینه و معالجه کند، لمس کردن بدن او جایز نیست و اگر بتواند این کار را فقط با لمس کردن انجام دهد نگاه کردن جایز نخواهد بود و در هر حال باید به مقدار ضرورت اکتفا شود و بیش از آن حرام می‌باشد.

زن برای گرفتن نبض خود نباید به پرستار مرد مراجعه کند و مرد هم نباید نبض زن نامحرم را بگیرد، اما در صورت ناچاری با ابزار و وسیله انجام شود و اگر ممکن نیست از روی پارچه و امثال آن و چنانچه آن هم نشود، عیبی ندارد (مورد اتفاقی)

اگر پرستار مرد برای معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند، اشکال ندارد. ولی اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند، نباید دست به بدن او بزند واگر با دست زدن بتواند معالجه کند، نباید او را نگاه کند (مورد اتفاق)

اگر در حال ناچاری زن بخواهد زن دیگری یا مردی غیر از شوهر خود را معاینه کند یا عورت او را آب بکشد، باید چیزی در دست کند که دست او به عورت نرسد و همچنین اگر مرد بخواهد مرد دیگری را یا زن خود را معاینه کند یا عورت او را آب بکشد. (مورد اتفاقی)

مرگ مغزی

بعضی اوقات نسبت به بیماری که در بخش مراقبت های ویژه است، ناامیدی و یأس از معالجه حاصل می‌گردد و تنها راه برای تداوم حیات و احیای قلب بیمار، تنفس مصنوعی یا ماساژ دادن است و امور دیگر از این قبیل. در این گونه موارد، در صورتی که ادامه معالجه با این اعمال موجب استمرار حیات وی (و لو در زمانی کوتاه) گردد، چنین اقداماتی واجب است و جایز نیست او را به حال خود واگذارند.

«ارشاد السائل، ص ۱۷۲، س ۶۳۳»

سوال: آیا نداشتن امواج مغزی، دال بر مرگ می‌باشد یا نداشتن امواج قلبی؟ با توجه به اینکه ممکن است امواج مغزی وجود نداشته باشد ولی قلب شخص با کمک دستگاههای مصنوعی فعالیت داشته باشد.

جواب: در هر صورت اگر در مردن کسی، شک باشد، محکوم به زنده بودن است.

س: آیا استفاده از اعضای بدن شخصی که دچار مرگ مغزی شده (مانند قلب و دو کلیه)، برای نجات جان بیماران دیگر جایز است؟

ج: امام، بهجت، تبریزی، سیستانی، صافی، فاضل و وحید: در فرضی که هنوز شخص از دنیا نرفته، استفاده از اعضای او، قتل نفس محسوب می‌شود و جایز نیست.

خامنه‌ای: اگر استفاده از اعضای بدن شخص یاد شده، باعث تسریع در مرگ وی شود، جایز نیست. در غیر این صورت اگر با اجازه قبلی او صورت گرفته باشد و یا نجات جان نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.

نوری: آری، جایز است؛ ولی اگر میت در این باره وصیت نکرده باشد، باید این کار با اجازه مجتهد جامع شرایط انجام گیرد.

مکارم: اگر مرگ مغزی به طور کامل و مسلم باشد و هیچ گونه احتمال بازگشت به زندگی عادی وجود نداشته باشد- چنان چه برای نجات جان مسلمانی باشد- اشکال ندارد.

تماس با بدن مرده

اگر انسان بدن مرده‌ای را که تمام بدن او سرد شده است و هنوز او را غسل نداده اند مس نماید (دست یا سایر اعضای خود را به بدن میت برساند)، باید غسل مسّ میت نماید. بنابراین برای مس مرده‌ای که تمام بدن او سرد نشده است، غسل واجب نمی‌شود هرچند جایی از بدن را که سرد شده، مس کرده باشد.

«عروه الوثقی، ج ۱، کتاب الطهاره، فصل فی غسل مس المیت، ص ۲۶۰ و ۲۶۱»

تماس با عضو جدا شده از بدن

قطعه جدا شده از بدن مرده: به طور کلی هر عضوی از مرده که در زمان اتصال با مرده، تماس با آن موجب غسل می‌شود، در موقع جدا شدن نیز تماس با آن موجب غسل می‌گردد. بنابراین، برای مسّ استخوان دندانی که از مرده جدا شده باشد، غسل واجب است. این حکم (وجوب غسل) در صورتی است که مرده یا عضو آن جدا شده غسل میت نداده باشند

«عروه الوثقی، ج ۱، کتاب الطهاره، فصل فی غسل مس المیت، ص ۲۶۰ و ۲۶۱»

مس قطعه جدا شده از بدن شخص زنده، چند صورت دارد:

اگر دارای استخوان باشد غسل واجب است

دارای استخوان نباشد غسل واجب نیست

فقط استخوان باشد احتیاط مستحب آن است که غسل نماید

دندان جدا شده اگر بدون گوشت یا گوشت آن خیلی کم باشد، غسل واجب نیست

البته در این چند صورت نیز زمانی غسل واجب است، که آن قطعه را غسل میت نداده باشند و بنا بر احتیاط واجب فرقی نیست که آن قطعه جدا شده را قبل از سرد شدن مس کند یا بعد از سرد شدن.

«عروه الوثقی، ج ۱، کتاب الطهاره، فصل فی غسل مس المیت، ص ۲۶۰ و ۲۶۱»

تماس با عضوی که حس خود را به طور کلی از دست داده و عضوی که کاملا جدا نشده باشد:

اگر عضوی از بدن انسان زنده، خشک شده و به طور کلی بی‌روح گردد، ما دامی که به بدن متصل است مس آن غسل ندارد ولی اگر بعد از جدا شدن همراه با استخوان باشد، مسّ آن موجب غسل می‌شود.

همچنین اگر عضوی از بدن بریده شود و به بدن (و لو با پوست) متصل باشد، مسّ آن غسل ندارد و بعد از جدا شدن اگر دارای استخوان باشد مسّ آن غسل دارد.

«تحریر الوسیله، ج ۱، کتاب الطهاره، فصل فی غسل مس المیت، ص ۶۳، مساله ۴»

بچه سقط شده اگر چهار ماه یا بیشتر از ماه چهار تا دارد، باید بچه را غسل میت داد و کسی که با بدن او تماس پیدا کند (مانند ماما) باید غسل مس میت کند.

س: آیا دست زدن به بیماری که در کما بوده و یا دچار مرگ مغزی شده و چند لحظه دیگر می‌میرد، غسل مس میت دارد؟ ج: همه‌ی مراجع: تا وقتی که روح از بدن او جدا نشده و یا بدنش گرم است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمی‌شود س: اگر مس میت با دستکش صورت گیرد، باز غسل مس میت لازم است؟

ج: همه‌ی مراجع: خیر، غسل واجب نمی‌شود.

س: آیا ماساژ فردی که نمی‌دانیم زنده است یا مرده، غسل مس میت دارد؟

ج: همه‌ی مراجع: تا وقتی که روح از بدن او جدا نشده و یا بدنش گرم است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمی‌شود.

س: حکم دست زدن دانشجویان پرستاری به استخوان های (بون گوشت) میت چیست؟

ج: امام، خامنه‌ای و نوری: اگر میت را غسل نداده اند، باید برای مس استخوان او غسل کرد.

بهجت، صافی و فاضل: اگر میت را غسل نداده‌اید، بنا بر احتیاط واجب باید برای مس استخوان او غسل کرد. تبریزی، سیستانی، مکارم و وحید: اگر استخوانی باشد که گوشت ندارد، برای مس آن غسل واجب نیست.

س: در هنگام تشریح، اگر دست ما به مرده‌ای بخورد که نمی‌دانیم مسلمان است یا کافر؛ آیا غس مس میت لازم است؟

ج: همه‌ی مراجع: غسل مس میت واجب است، خواه میت مسلمان باشد یا کافر؛ مگر آن که بدانید میت مسلمانی است که او را غسل داده اند.[۵۹]


جلد پنجم

احکام اخلاقی

مسئله: کار کردن و حقوق گرفتن در بیمارستانی که برخی از مسوولان برای جذب هزینه و امکانات بیشتر آمار دروغ به ما فوق خود می‌دهند مانند: آمار مراجعین و بیماران و هزینه ها و .. اشکال ندارد ولی دروغ گفتن حرام است و لازم است آنها را نهی از منکر نماید اگر احتمال تاثیر می‌دهد.[۶۰]

مشارکت در فعل حرام

سوال: پرستاری هستم که علاوه بر کار در بیمارستان در مواقع بی‌کاری به خانم پزشکی که تخصص زنان دارد در امور طبابت کمک می‌کنم. در بین بیماران گاهی دیده می‌شود که بیماری برای کورتاژ (سقط جنین) مراجعه می‌کند با توجه به حرام بودن سقط جنین زنده و تبعات آن دستمزدی که من از این خانم پزشک برای کمک به ایشان در امور درمانی و رسیدگی به بیماران می‌گیرم حلال است یا خیر؟ و آیا دستمزدی که من می‌گیرم مشمول اجرت گرفتن از عمل حرام می‌شود یا خیر؟

جواب: کمک جائز نیست. دستمزد در مقابل عمل حرام، است و عمل بر خلاف مقررات جائز نیست.

احکام تماس

لمس بدن بیمار، اگر پزشک هم جنس نباشد به قدر ضرورت اشکال ندارد (در صورت عدم امکان لمس غیر مستقیم)[۶۱]

پرستاران عزیز ممکن است هنگام پرستاری از بیمار و انجام مراقبتهای فوری که بیمار در حالت اغماء می‌باشد برای احیاء بیمار تلاش زیاد به همراه سرعت عمل نمایند، بگونه ای که حتی ثانیه ها نیز مهم است به همین خاطر به ناچار با خود بیمار یا اطرافیان و همکاران ممکن است تماسهایی حاصل شود که حکم آنها در ذیل بیان می‌شود.

تماس در این موارد اشکال ندارد:

الف: اضطراری در کار باشد.[۶۲]

ب: تماس از روی لباس باشد.[۶۳]

ج: بصورت اتفاقی و تصادفی باشد.[۶۴]

بنابراین تماسهای غیر ارادی و اتفاقی اشکالی ندارد و در تماس با بیمار هم آنجا که ناچار است تماس داشته باشد اشکالی نیست.

سوال: در صورتی که بدانیم فردی که با ما تماس پوستی پیدا می‌کند از موقعیت اضطراری سوء استفاده کرده است و من پرستار نیز به علت کارم مجبور به تحمل هستم، حکم او که مشخصی است. ولی حکم کار من چیست؟

جو اب: نمی‌توانید خود را در معرض گناه قرار دهید.[۶۵]

سوال: در بخش کاری من (دیالیز)، مسئول بخش مرد است و من پرستار زن با توجه به اینکه در بخش، مرد هست مجبور به برخورد و تماس با نامحرم هستم. از طرفی به علت رعایت سلسله مرا تب اداری حق اعتراض ندارم از جهت شرعی تکلیف من چیست؟

جواب: لمس و نگاه به نامحرم حرا م است.[۶۶]

در بخشهای مختلف بیمارستان در مراحل معاینه، معالجه، اتقال بیمار و ... بین پرستاران زن و مرد تماسهایی صورت می‌پذیرد در این تماسها باید دقت شود که از دستکش استفاده کرده و برای انتقال نیز حتی الامکان از پتو و ملافه استفاده نمایند. همچنین در اطاق عمل یا بخشها در هنگام کار با پزشک غیر همجنس، برای آماده کردن وسایل ابزار پزشکی، دارو و یا ابزار جراحی. در این مواقع اگر به جای پرستار مرد، پرستار خانم در بخش هست که ابزار را به دست خانم پزشک بدهد (و یا بالعکس) بودن پرستار مرد ضرورتی ندارد و این عمل که منجر به تماس زن و مرد نامحرم می‌شود جایز نیست خصوصاً اگر موجب فتنه و تحریک غریزه جنسی شود. در بیمارستان مسلمانها که قوانین شرع و دین حاکم است بسیار پسندیده است که مدیریت بیمارستانها دقت نظر وافر داشته باشند تا ارتباط کاری پرسنل نامحرم به حد اقل ممکن برسد.

احکام پوشش

پوشیدن مانتو و لباس فرم به نحوی که دوخت آن شایسته شما نباشد و یا به گونه ای تنگ و چسبان باشد که برجستگیهای بد ن کاملًا پیدا باشد علاوه بر اینکه شایسته یک پرستار مومن نیست بلکه اگر این نحو پوشش و نمایان بودن برجستگیها باعث ریبه و مفسده با شد جایز نیست. و بهتر است ترک شود.

سوال: دانشجوی پزشکی هستم و در بعضی از بخشهای بیمارستان با وجود نامحرم باید چادر خود را بردارم که ناچار حجاب کمتر می‌شود لطفاً بفرمایید تکلیف من چیست؟
جواب: اصرار مسئولان، مجوز عدم رعایت پوش به مقدار واجب نمی‌شود و موافقت آنان جایز نیست و لی با توجه به اهمیت تحصیل و تخصص در رشته پزشکی و مامایی، در صورتی که ضرورت (یعنی ناچاری) اقتضا کند، به مقدار ضرورت از پوشش واجب خود بکاهید و در هر صورت نگاه عمدی نامحرم جایز نیست و اگر ضرورت پزشکی و حفظ جان مسلمان اگر چه در آینده متوقف به تحصیل و آموزش فعلی باشد ارتکاب فعل حرام مثل نگاه کردن زن به بدن مرد و امثال آن به قدر ضرورت مانعی ندارد.[۶۷]

سوال: هنگام عمل جراحی پرسنل اطاق عمل باید آستینها را تا آرنج بالا بزنند خانمهای حاضر اعم از پرستار، بهیار و یا پرسنل اطاق عمل نیز در بعضی مو اقع که پزشک مرد یا پرسنل مرد حضور دارند مجبور به رعایت این امر هستند و گرنه در بر خی موارد پزشکی آنان را بیرون می‌کند تکلیف ما چیست در حالی که پوشش از حد واجب خود کمتر می‌شود و مجبور به انجام تکالیف شغلی هستیم؟


جو اب: نمی‌توانند خود را در معرض گناه قرار دهند و در مقام ضرورت حکم سایر ضرورتها را دارد (یعنی اشکال ندارد)[۶۸]

نکته: نمایان بودن زیر چانه، گردن، گوش، سینه و دست و بازو و موها برای خانمها جایز نیست باید این مو اضع را از دید نامحرم بپوشانند. پرستاران محترم مواظبت نمایند اولًا در موقع کار با نامحرم آستینها بالا نرود. بهتر است از قبل تمهیدات لازمه دیده شود. ثانیاً در دو ختن مقنعه ها و نحوه پوشیدن آنها دقت شود تا موها و زیر چانه پوشیده باشد.

جوراب

از نظر شرع مقدس اسلام، بر زنان واجب است تمام بدن خود را به استثنا وجه و کفین را (دو دست تا مچ) از نامحرم بپوشانند.[۶۹]

پوشانیدن پا بر خانمها واجب است نظر مراجع محترم تقلید در مورد جوراب آن است که:

«جوراب نازک پا نما، ساتر نیست» (یعنی پوشانده نیست)

بنابراین، خوهران پرستار جورابی که می‌پوشند باید از ضخامت کافی برخوردار باشد تا پشت پا نمایان نباشد زیرا پوشیدن پا هم واجب است.

سوال: پوشیدن جوراب نازک پا نما برای خواهران پرستار در محوطه کار چه حکمی دارد؟

جواب: پوشیدن جوراب نازک که پوست پا در آن نمایان باشد حکم پوشش ندارد و خانمها باید از پوشیدن این‌گونه جورابها در مقابل نامحرم اجتناب کنند.[۷۰]

در اماکن محل تردد نامحرم با پای بدون جوراب یا با جورابهای نازک حاضر شدن در شان پرستار مومن و متعهد نیست. پرستار مسلمان ابتدا باید وظیفه خود را در برابر خداوند انجام دهد و سپس کمر خدمت به خلق را ببندد.

احکام روابط زن و مرد

مراکز بهداشتی و درمانی اعم از درمانگاهها، بخش های بیمارستان، مراکز فیزیوتراپی، سونوگرافی و .. همگی مکان هایی هستند که مراجعه کنندگان و متعدد و از جنس مخالف و موافق در آن تردد دارد.

چه بسا خانم پرستار ناچار باشد به اقتضای شغل خود به مردان پاسخگو باشد و یا پرستار مرد به خانمها جواب دهد. از نظر اسلام صحبت کردن زن با مرد نامحرم به صورت عادی اشکالی ندارد؛

مشروط بر اینکه:

۱- به قصد لذت و ریبه (خوف فساد) نباشد.

۲- صدای خود را ترقیق (نازک) و تلطیف نکنند.

۳- خوف فتنه و گناه نباشد و احتیاط مستحب است که به مقدار ضرورت اکتفا شود.[۷۱]

بنابراین اگر صحبت با ارباب رجوع پزشک و پرسنل ایجاد فتنه می‌کند (زیرا انسان با زیرکی خاصی که دارد خوب می‌تواند صحبت و نگاه عادی و یا مشکوک را تشخیص دهد مخصوصا خانمها در این امر دقیق تر هستند باید بگونه ای رسمی و قاطع سخن گفت که آنها که در دلشان مرض هست در او طمع نکنند.

سوال: بنده در محیطی مختلط از بخشهای بیمارستان کار می‌کنم و گاهی ممکن است ساعتها در یک اتاق با پرستار مرد یا بیمار مرد تنها باشم آیا اشکال دارد؟ البته احتمال حضور رفت و آمد اشخاص دیگر هم است.

جواب: اگر خلوت با اجنبی و اجنبیه صدق نکند مانع ندارد.[۷۲]

سوال: در محیطی مختلط و در زمانهای طولانی بین دو همکار مرد و زن با حضور ثالث و یا بدون حضور وی صحبت کردن و شوخی و خندیدن با توجه به اطمینان از اینکه محیط خواهرانه و برادرانه است اشکالی ندارد؟

جواب: صحبت کردن و شوخی و خندیدن دوتا محرم اگر موجب مفسده باشد حرام است.[۷۳]

یک پرستار ممکن است یک یا دو شیفت پیاپی با پرستاران بهیاران پرسنل و پزشک جنس مخالف در ارتباط باشد در این مواقع سخنان بی‌مورد تعریفها از این طرف و آن طرف، گرم گرفتن ها، خنده ها، قهقهه هایی که د در پی تعریفها می‌آید همه و همه ممکن است انسان را گرفتار حیله های شیطانی کرده، به گناه و معصیت بکشاند.

این کار علاوه بر این که جایز نیست خیانت به نظام خانواده و حق همسر نیز می‌باشد از طرف دیگر محیط کار دست خوش نا امنی اخلاقی می‌گردد.

عزیزان! حال که زحمت شغل پرستاری را متحمل شده اید اجر و ثواب عظیم آن را با گناهان حاشیه ای که در اطراف و در محیط کاریتان است نابود ننمایید خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً»[۷۴]

(ای زنان پیامبر) هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.

احکام زینت و آرایش

اشاره

هر عملی که موجب آراسته و زیباتر شدن عضو بدن شود زینت محسوب می‌شود اعم از زینتهای دست؛ مانند انگشتر، حلقه عروسی، النگو دستبند و ... و یا زینتهای چهره؛ مانند آرایشهای چشم، لب، و گونه و ... و حتی سرمه.

بنابراین هر چیزی که عرفا زینت محسوب گردد و مردم به آن زینت بگویند باید از دید نامحرم پوشیده شود مثلا اگر از نظر عرف (عامه مردم) سرمه چشم زینت محسوب شود و لو اینکه شخص برای فواید طبی آن استعمال کرده باشد این زینت نباید در معرض دید نامحرم قرار گیرد.

سوال: محیط کاریمان یعنی بخش بیمارستان به اقتضای شغلمان برای گرفتن نبض از ساعت مچی و به علت مختلط بودن محیط کاری و برخوردهای زیاد با نامحرم مجبور به همراه داشتن حلقه عروسی هستیم با این توضیح استفاده از اینها باز هم زینت محسوب می‌شود و چه حکمی دارد؟

جواب: بر زن واجب است زینت خود را از نامحرم بپوشاند و ساعت اگر زینتی نباشد و حلقه اگر ساده بوده و چشم گیر نباشد اشکال ندارد.[۷۵]

استحکام خانه و خانواده در اسلام دارای اهمیت بسیاری است و اسلام همیشه در پی قوام نظام خانواده می‌باشد به همین علت به زن دستور می‌دهد آرایش، زینت و زیورهای خود را تنها برای شوهر و محارم خویش نمایان سازد تا زمینه به گناه افتادن مردان دیگر را فراهم نکرده و زن نیز به جلوه گری و خودنمایی کردن نپردازد این کار اگر به قصد به گناه انداختن دیگری باشد حرام است.[۷۶]

عطر زدن

اسلام به عطر زدن و استعمال بوی خوش در موارد متعددی سفار ش کرده؛ به گونه ای که ثواب نماز با عطر و استعمال بوی خوش را چندین برابر می‌داند لیکن در مواردی این استعمال عطر و بوی خوش، مفسده آفرین است در اماکن عمومی و محل کار، مجالس مختلط و داخل اتبوس و ... که با نامحرم برخورد دارد ممکن است نامحرم به گناه بیفتد در این مواقع اسلام اجازه استفاده از آن را نمی‌دهد و به خانمها توصیه می‌کند که از استعمال عطر و بوی خوش خودداری فرمایند.

ناخن

گفته شد که هر چه در نزد عرف زینت محسوب شود استفاده از آن در منظر نامحرم جایز نیست.

ناخنها هم در صورتی که بلندتر از حد متعارف باشد (سوهان کشیده و لاک زده) حکم زینت را پیدا می‌کند و لازم است از دید نامحرم مستور و پوشیده شود.[۷۷]

سوال:

بعضی از بهیاران و پرستاران زن یک یا دو ناخن خود را بلند می‌کنند و می‌گویند برای سرعت عمل در بعضی از کارها کاربرد دارد. (استفاده از این ناخنها بجای تیغ یا پاره کردن چسب زخم و ..) حال با این توضیحات، بلند بودن ناخن برای خانمها چه حکمی دارد؟

جواب: آنچه در نزد عرف زینت محسوب می‌شود باید پوشانده شود.[۷۸]

احکام محتضر

با توجه به این که درصد زیادی از مرگها در بیمارستان رخ می‌دهد و غالباً در لحظات آخر پرستاران و بهیاران زحمتکش با آنان سروکار دارند از این رو لازم دانسته شد که مسایل ضروری بیماران در حال احتضار ر ا بیان کنیم:

۱- رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمانی واجب است.[۷۹]

۲- مسلمانی که در حال جان دادن است، مرد باشد یا زن، کوچک با شد یا بزرگ، باید او را به پشت خواباند بطوری که کف پاهایش به طرف قبله باشد. اگر خوابانیدن او به این نحو ممکن نیست «بنا بر احتیاط واجب» تا اندازه ای که ممکن است باید به این دستور عمل شود. چنانچه خوابانیدن او به کیفیت مذکور به هیچ قسم ممکن نباشد به قصد احتیاط او را رو به قبله بنشانند اگر آن هم ممکن نباشد باز به قصد احتیاط او را به پهلوی چپ رو به قبله بخوابانند. شایسته است در بخشهایی از بیمارستان که احتمال فوت بیمار بیشتر است مانندicu ، چینش تختها و نصب دستگاههای کنترل کننده علایم حیاتی بیمار را بگونه ای قرار دهند که بیمار همواره رو به قبله باشد.

سوال: بیماری که در حال احتضار(icu) است و با ۹۹٪ احتمال فوت او می‌باشد و ما تنها با ۱٪ احتمال زنده ماندن روی بیمار کار می‌کنیم بعلت دستگاههای متعدد نمی‌توان بیمار را رو به قبله کرد و یا بعلت تراکم کاری شهاد تین و ... را نمی‌توان برایش گفت آیا مسئول هستیم؟

جواب: اگر رو به قبله کردن محتضر ممکن نیست تکلیفی ندارید ولی مجرد تراکم کاری تکلیف برداشته نمی‌شود و تلقین و شهادتین مستحب است.[۸۰]

۳- مستحب است شهادتین و اقرار به دوازده امام «ع» و سایر عقاید حقه را به کسی که در حال جان دادن است طوری تلقین کنند که بفهمد. همچنین مستحب است چیزهایی را که گفته شد تا وقت مرگ تکرار کنند.[۸۱]

۴- تنها گذاشتن محتضر، گذاشتن چیز سنگین روی شکم او، بودن جُنُب و حائض نزد او، حرف زدن زیاد، گریه کردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مکروه است.

۵- خواندن قرآن به ویژه سوره های یس، صافات، احزاب و آیه الکرسی، بر بالین محتضر مستحب است.

احکام نگاه و لمس

اشاره

شاید از مهمترین مسایل صنفی که لازم است پرستاران گرامی با آن آشنا با شد همین بحث نگاه و لمس می‌باشد. چون امروزه به جهت ضرورت و بناچار با نا محرم سرو کار دارند و برای معاینه، معالجه، و درمان ... نگاه و لمس لازم می باشد بنا بر این آشنایی با مسایل شرعی این موضوع ضروری به نظر می‌رسد.

نگاه هنگام آموزش و تحصیل

دانشجویان رشته پرستاری در دوران آموزش با اساتید و دانشجویان جنس مخالف برخورد دارند. همچنین در بعضی کتب درسی عکسهایی از بدن نامحرم برای تسهیل امر آموزش وجود دارد و نیز در حین کار عملی با اعضاء و جوارح جدا شده از بدن نامحرم مواجه می‌شوند همین طور مجبور به نگاه به مواضعی از بدن بیمار هستند که در غیر ضرورت نمی‌توان نگاه کرد. مثلًا یکی از مهارتها و مراقبتهای پزشکی که با ید بیاموزد نحوه نصب سو نداژ رکتال تیوپ «مقعدی» برای بیمار همجنس می‌باشند که امر واجبی برای درمان است، از طرفی بدو ن نظر و نگاه ممکن نیست در این گونه موارد که معالجه متوقف بر دست زدن و نگاه به عورت است نگاه و لمس جایز است.[۸۲]

مسئله: نگاه کردن به چهره و حرکت دستها و دهان استاد نا محرم در هنگام آموزش مسائل طبی در صورتی که همراه با قصد لذت نباشد اشکالی ندارد.[۸۳]

نکته: در مسئله نظر و نگاه آنچه حرام است نگا ه کردن به قصد لذت است، نه نگاه افتادن. در حالت دوم قصد در کار نیست و اشکال ندارد ولی نگاه کردن همراه با قصد و کنجکاوی که در این صورت خوف فتنه و فساد می‌رود حرام است.

مسئله: دانشجویان پزشکی در حین آموزش با بیمارانی مواجه می‌شوند از بخش زنان و مامایی، حتی در بعضی مواقع با وجود مامای زن اینترن مرد زایمان را به عهده می‌گیرد یا بالعکس در بخش مردان اینترن زن، پرستار مرد بیمار است. حکم شرعی این موضوع این است که اگر حفظ جان بیمار توقف بر آن داشته باشد اشکالی ندارد و لی تجاوز از حد ضرورت جایز نیست.[۸۴]

سوال: نگاه کردن به عکسهای عریان که در کتب درسی پزشکی موجود است اگر به قصد آموزش باشد جایز است یا نه؟ در صورتی که با قصد لذت و ترس وقوع گناه و فساد باشد تکلیف چیست؟

جواب: بدون قصد لذت مانعی ندارد: ولی با قصد ریبه و التذاذ جنسی و یا مفسده جایز نیست.[۸۵]

همچنین اختلاط دانشجویان دختر و پسر برای تشریح جنازه مرد و یا زن (مسلمان یا کافر) در جایی که هیچ ساتری نیز ندارد در صورتی که یادگیری منحصر باشد به همین طریق، مانعی ندارد ولی تجاوز از حد ضرورت جایز نیست.

نگاه به اعضای جدا شده از بدن نامحرم بدون قصد درمان و معالجه و ... جایز نیست؛ خصوصا اگر قابل تشخیص باشد.[۸۶]

معاینه، گرفتن نبض و فشار خون، شکسته بندی و ... توسط جنس مخالف جز در موارد ضرورت و عدم دسترسی به جنس موافق جایز نیست. همچنین در تماس به بدن نامحرم در هنگام درمان اگر استفاده از دستکش به منظور لمس غیر مستقیم ممکن نباشد و ناچار به نگاه هم باشید در این صورت نظر و لمس اشکال ندارد که باید به حد اقل نگاه و لمس بسنده کرد.[۸۷]

سوال: در بعضی از مراقبتهای قبل و بعد از زایمان و عمل جراحی و ... مانند نصب سونداژ، ماساژ رحمی پس از زایمان تراشیدن موهای موضع عمل بیمار بجهت آماده شدن برای عمل و .. و نیاز به نگاه و لمس است. لمس را می‌توان با دستکش بطور غیر مستقیم انجام داد ولی از نگاه چاره ای نیست چه باید کرد؟

جواب: در موارد ضرورت در صورتی که معالجه متوقف بر دست زدن و نگاه به غیر باشد جایز است؛ البته در این مواقع رعایت چند نکته لازم است:

۱- به دست کردن چیزی مانند دستکش تا اگر بیمار همجنس است به عورت او و اگر غیر همجنس است به بدن او تماس پوستی مستقیم نداشته باشد.

۲- هنگام معاینه و مراقبت به همان مقدار ضرورت اکتفا کند که بیشتر از آن حرام است.[۸۸]

تذکر: با توجه به کثرت پزشکان متخصص زن و مرد، به غیر از موارد ضرورت باید از مراجعه به پزشک غیر همجنس خودداری کرد جهت کارهای درمانی؛ مانند نصب سرم، تزر یق آمپول، تعویض پانسمان و شستشوی زخم و .. اگر کادر پزشکی هم جنس وجود دارد نمی‌توان به پزشک غیر هم جنس مراجعه کرد. مسایلی مانند دوری راه یا تبحر و دقت زیاد فلان شخص که از جنس مخالف است نمی‌تواند دلایل موجهی برای این کار شود اما در صورت نبودن کادر پزشکی و درمانی هم جنس و اضطرار مراجعه به جنس مخالف اشکال ندارد و در غیر این موارد جایز نیست.[۸۹]

نکته دیگر اینکه پزشک گرچه محرم راز است ولی از محارم نیست؛ بنابراین در غیر زمان اضطرار نمی‌تواند به بدن زن یا مرد نامحرم نگاه کند. (همان)

معنای اضطرار این است که اصل تشخیص بیماری و یا علاج آن جز از طریق جنس مخالف امکان نداشته باشد در امور پزشکی تشخیص ضرورت به عهده پزشک متخصص است که از گفته او اطمینان حاصل شود.

مسئله: استفاده از دستگاههای درون رحمی(aud) و بستن لوله ها و یا عمل دیگر به منظور جلوگیری از حاملگی اشکال ندارد در صورتی که:

۱- مستلزم سقط یا عقیم شدن دائمی نباشد و بتواند هر وقتی که بخواهد دوباره بچه دار شود.

۲- مستلزم فعل حرامی نباشد مگر در مقام اضطرار بنابراین اگر مستلزم فعل حرامی باشد مانند لمس یا نظر به عورت زن و کشف عورت برای پزشک جایز نیست. (مثلا اگر خانمی همسرش پزشک باشد استفاده از این روشها مانعی ندارد)

البته امروزه نسبت به(AUD) اضطراری در بین نیست چون می‌توان از راههای دیگر از حاملگی جلوگیری کرد.[۹۰]

سوال: با توجه به مسئله فوق آیا پزشک موظف است برای هر بیمار که مایل به استفاده از این روش است توضیح دهد که تنها در صورت اضطرار می‌تواند از آن روش استفاده کند یا خیر او باید وظیفه شغلی خود یعنی گذاردن ابزار را انجام دهد؟

جواب: لمس و نظر به عورت زن برای غیر شوهر حرام است و لو پزشک باشد.[۹۱]

اشیاء پیدا شده

سوال: اگر از بیمار چیزی بجا مانده است یا چیزی در بیمارستان پیدا شود تکلیف چیست؟

جواب:

۱- نشانه دارد

۱- بهای آن کمتر از یک درهم (۶/ ۱۲ نخود نقره مسکوک است).

در این صورت:

اگر صاحبش معلوم است؛ چنانچه نداند صاحبش راضی است یا نه نمی‌تواند بدون اجازه او بردارد.

اگر صاحبش معلوم نیست می‌تواند به قصد اینکه مال خودش شود بردارد.

- به اندازه درهم و بیشتر از آن است.

و این دو صورت دارد:

الف- اعلام کند صاحبش پیدا شود (تا یک سال طبق دستور رساله اعلام کند پس از آن اگر پیدا نشد می‌تواند خودش بردارد یا از طرف صاحبش صدقه بدهد.

ب- اعلام کند صاحبش پیدا نمی‌شود می‌تواند از طرف صاحبش صدقه بدهد ۲- نشان ندارد

(احتیاط واجب آن است که از طرف صاحبش صدقه بدهد)

سوال: شخصی جاهل به مسائل شرعی یک ساعت مچی (در بیمارستان) پیدا کرده و چند سال است از این جریان می‌گذرد به دستش بسته و نماز هم می‌خواند حالا این ساعت را چه کار کند آیا می‌تواند برای خودش بردارد یا خیر؟

جواب: باید تا یک سال برای پیدا شدن صاحبش اعلان کند واگر صاحب واقعی مایوس است از طرف او به فقراء صدقه بدهد.[۹۲]

سوال: اگر در یخچال از بیمار مرخص شده میوه و کمپوت و ... جا بماند و کسی دنبال آن نیاید مصرف آن توسط پرسنل و یا بیمارستان چگونه است؟

جواب: اختیار آن با مالک آنهاست مگر اینکه از آنها اعراض کرده باشند.[۹۳]

سوال: در بخش جراحی بیمارستان زنان گاهی اوقات در حین عمل می‌بینیم که نخ مکدونالد که جهت دوخت دهانه رحم استفاده می‌شود اضافه می‌آید (این نخها بلند است که خود مریضها باید تهیه کنند) آیا مجاز است از ما بقی آن برای مریض دیگر استفاده نماییم (با توجه به این مطلب که ما بقی نخ بدرد نمی‌خورد و ممکن است امکان اجازه گرفتن از بیمار را به جهت کمبود وقت یاندیدن وی برایمان میسر نباشد).[۹۴]

جواب: اختیار وسایل مذکور با مالک آنهاست مگر اینکه از آنها اعراض کرده باشند.
سوال: در طول سال دو دست لباس فرم به پرسنل می‌دهند که گاهی بجای پارچه حواله می‌دهند سوال من اینست:

الف- اگر آن را در صورت عدم نیاز به اطرافیان بدهیم چه حکمی دارد؟

ب- آیا می‌توان در صورت عدم نیاز، آن حواله را مواد غذایی یا وسایل مورد نیاز خرید یا حتما باید فرم تهیه کرد؟

جواب: اگر مطابق مقررات بیمارستان صرف آن در غیر تهیه لباس فرم منعی نداشته باشد اشکال ندارد.[۹۵]

تخلفات اداری

سوال: یکی از پرسنل درمانی وزارت بهداشت هستم، گاهی از محل خدمتم یعنی بیمارستان بدون اجازه برای کارهای شخصی مثل خرید از فروشگاه تعاونی و .. خارج شده ام، حقوقم چه صورت دارد؟

جواب: اگر از وظیفه کوتاهی نموده‌اید به همان مقدار مدیون هستید.

سوال: لطفا نظر خود را در مورد دریافت اضافه کار ساعتی که بسیاری از کارمندان دولت بدون انجام کار اضافی دریافت می‌دارند اعلام فرمایید.

جواب: تابع مقررات است در صورتی که در مقابل کار می‌دهند بدون انجام کار استحقاق ندارد.[۹۶]

تیمم

اشاره

نکته: شخص بیمار اگر نتواند خودش تیمم کند باید از دیگران مثلًا پرستاران در انجام تیمم کمک بگیرد.

در جاهایی که وظیفه بیمار تیمم است: مانند، بیماری که مجروح شده در اعضای وضو عین نجاست چسبیده و برطرف کردن آن ممکن نیست یا آب برایش ضرر دارد در این مواقع خوب است پرستاران عزیر به نکات زیر توجه داشته باشند:

۱- چیزی را که تیمم بر آن صحیح است در محل مناسب و قابل دسترس بیماران قرار دهند.

۲- همواره در کنار تخت بیمار مهر یا شی ء دیگری را که سجده بر آن صحیح ا ست وجود داشته باشد.

۳- در صورتی که بیمار برای وضو یا تیمم به کمک دارد در اوقات نماز به او پیشنهاد کمک کند.

۴- در صورتی که پرستار محترم متوجه شد که بیمار وظیفه‌اش تیمم است ولی به وظیفه‌اش آشنا نیست سعی کند این وظیفه را به بیمار آموزش دهد.

موارد تیمم

در چند مورد به جای وضو و غسل باید تیمم کرد برخی از موارد آن عبارتند از: الف: اینکه بترسد به واسطه استعمال آب، ضرر جانی به او برسد، مریض شود، بیماریش طول بکشد، شدت پیدا کند یا به سختی معالجه شود.

ب: اینکه عضو وضو نجس باشد و پاک کردن آن ممکن نباشد

ج: هر گاه وقت به قدری کم با شد که اگر وضو یا غسل کند تمام یا مقداری از نماز را باید بعد از وقت بخواند.

د: آب به مقدار کافی برای وضو و غسل نباشد.

نحوه تیمم

۱- زدن کف دو دست با هم بر چیزی که تیمم بر آن صحیح است

۲- کشیدن کف دست ها بر پیشانی (از رستن گاه مو) و اطراف آن بنا بر احتیاط روی ابرو و بالای بینی

۳- کشیدن کف دست راست بر تمام پشت دست چپ

۴- کشیدن کف دست چپ بر تمام پشت دست راست [۹۷]

شرایط تیمم

۱- نیت: برای انجام فرمان خدا تیمم کند و تعیین ک ند که تیمم بدل از غسل است یا بدل از وضو.

- موالات: ا عمال تیمم را پشت سر هم و بدون فاصله انجام دهد.

۳- ترتیب: اعمال تیمم را به ترتیب که در نحوه تیمم گفته شده انجام دهد

۴- مباشرت: اعمال تیمم را خودش انجام دهد

۵- نبودن مانع: در حال اختیار روی أعضاء وضو مانعی نباشد: مانند انگشتر، باند یا چسب

۶- پاک بودن: اعضای تیمم پاک باشد.

۷- کشیدن دستها از بالا به پایین: (بر پشت دستها و پیشانی)[۹۸]

نکته: شرایط ذکر شده برای حالات اختیار است. در حالت ناچاری به مقداری که برای شخص ممکن است رعایت کند.

بنابراین شخص بیمار اگر خودش نتواند تیمم کند باید از دیگران مثلًا پرستاران در انجام تیمم کمک بگیرد.

سوال: شخصی که یک چشم او عمل شده و دکتر سفارش نموده که آب برای چشم ضرر دارد و از تیمم هم برای اینکه گرد و خاک به چشم او نرود خود داری کند بدون وضو و تیمم نماز چه صورت دارد؟

جواب: باید بر روی زمین یا سنگی که غبار ندارد تیمم کند و نماز بدون وضو و تیمم قضا دارد.[۹۹]

حج

سوال: کارمندی که شرعا مستطیع نیست یعنی زندگانی خود را با درآمدش نمی‌تواند تامین کند، اگر از طرف دولت جهت کاری مثل طبابت، یا پرستاری و ... مامور شود به مکه برود و مناسک حج و عمره را به جا آورد آیا این حج کفایت از حج واجب او می‌کند یا نه؟ (اگر او بعدا استطاعت پیدا کرد حج بر او واجب نیست).

جواب: حج مسقط حجه الاسلام نیست (یعنی اگر بعدا مستطیع شد باید به حج برود.)[۱۰۰]

خمس

برقراری عدالت اجتماعی از برنامه های اصلی دین اسلام به شمار می‌رود فرد مسلمان خود را در برابر محرومین و آسیب دیدگان از حوادث و خانواده های بی‌سرپرست مسئول می‌داند. با این نگرش، اسلام از همه مسلمانها به صورت تکلیف شرعی خواسته است تا یک پنجم پس انداز خود را طبق ضوابط خاص از دارایی خارج کرده به مرجع تقلید خود و ترجیحا به ولی امر مسلمین بپردازند تا در راستای رونق اقتصادی کشور و محرومیت زدایی هزینه شود.

برای پرداخت خمس که وظیفه قرآنی هر مسلمان بالغ است و موجب پاکی و پاکیزگی مال و روح انسان می‌شود باید به روش زیر عمل کرد:

۱- تعیین سال خمسی: اولین درآمد و حقوقی را که کسب می‌کند آغاز از سال خمسی خود قرار می‌دهد و پس از گذشت یک سال قمری یا شمسی زمان اصلی محاسبه و پرداخت خمس فرا می‌رسد.

۲- محاسبه درآمدها و خرج کردها: آن مقدار از درآمد که در طول سال به مصرف رسیده و یا کالاهایی که مورد نیاز است خریداری کرده در صورتی که متناسب با شان اجتماعی و وضع خانوادگی او باشد مشمول قانون خمس نمی‌شود.[۱۰۱]

سوال: بعضی از دخترخانمهای پرستار و یا بهیار حقوق دریافتی شان را کلًا پس انداز می‌کنند و چون فعلا در خانه پدر و مادر هستند احتیاج به خرج کردن ندارند. فقط مقداری از این پول را جهیزیه تهیه می‌کنند آیا اینها باید سال مالی (خمسی) داشته باشند یا خیر؟ آیا به پس انداز آنها یا جیهزیه شان خمس و سهم امام تعلق می‌گیرد؟
جواب: اگر در بین سال جهیزیه تهیه کرده باشند خمس ندارند؛ ولی اگر پول پس انداز نموده باید خمس آن را بدهد.[۱۰۲]

سوال: خانمی (خانم پرستاری) که مایحتاج زندگی‌اش را شوهرش تامین می‌کند و خودش نیز کار می‌کند و پولش را صرف زندگی و خورد و خوارک و می‌نماید آیا خمس به پول زن هم تعلق می‌گیرد؟

جواب: اگر بین سال صرف موونه (خرج زندگی) نموده خمس ندارد. و زائد بر آنچه در بین سال خرج زندگی کرده خمس واجب است.

۳- پرستارانی که درآمد و پس انداز دارند باید برای محاسبه خمس به مرجع تقلید یا نماینده ایشان مراجعه کنند چون ممکن است برخی از اموال نیاز به مصالحه داشته باشد و این کار توسط خود افراد ممکن نیست.

راه ثابت شدن نجاست

در بیمارستان گاهی با اشیایی برخورد می‌شود که پاک یا نجس بودن آنها مشکوک است. حکم کلی این گونه اشیاء این است که از نظر شرعی هر چیز را می‌توان پاک دانست مگر آنکه نجاست آن بوسیله یکی از راههای زیر ثابت شود:


الف- خود انسان یقین کند که آن شی‌ء نجس است

ب- کسی که آن چیز را در اختیار اوست بگوید (اگر پرستار و یا بیمار دیگر بگوید ظرف یا چیزی که در اختیار اوست نجس است با ید از آن اجتناب کند خواه عادل باشد یا فاسق، مسلمان باشد یا کافر)

ج- دو نفر مرد عادل بگویند[۱۰۳] بنابراین

۱- اگر یقین به نجاست غذا یا چیزی که برای او می‌آورند ندارد آن غذا یا آن چیز پاک است.

۲- چیزهایی که از خارج می‌آورند مانند: دارو، عطر، روغن و صابون، اگر انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد پاک است

۳- بیماران غیر مسلمان و افراد لاابالی که انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد پاک است.

۴- وسایل و لوازمی که در بیمارستان وجود دارد از جمله ظروف غذا، حوله و دستشویی، صابون، رختخواب، تخت و سایر چیزها پاک است مگر آن که نجس بودن آنها ثابت باشد.

سوال: تماس دست با انواع الکل (صنعتی، شیمیایی و ...) چگونه است؟

جواب: اگر معلو م نیست که الکل مست کننده و از چیز مایع به دست آمده محکوم به طهارت است.[۱۰۴]

سوال: مصرف الکل سفید حکمش چیست؟ در بخش کودکان مجبور به تزریق آمپول هستم و هر بار آب کشیدن دشوار است. آیا جایز است همراه داشتن لباس و مقنعه ای که نمی‌دانیم دست آغشته به الکل به آن تماس پیدا کرده یا نه؟

جواب: الکلی که در اصل مایع نباشد محکوم به طهارت است هر چند که مسکر باشد. به کار گیری آن در امور طبی و غیر آن مانع ندارد و نماز خواندن با لباسی که به این قسم الکل آغشته شده و صحیح است و احتیاج به تطهیر ندارد.[۱۰۵]


- پرستارانی که در محیط کاری و بیمارستان مجبورند با پرستاران یا همکاران اهل کتاب مانند مسیحی یا زرتشتی کسانی که هیچ اعتقادی به نجاست و پاکی ندارند و یا جمعی از کسانی که مسلمانند ولی آشنا به احکام نبوده و رعایت پاکی و نجاست را نمی‌کنند همکاری نمایند این مکان درمانی (بیمارستان) بنا بر نظر مبارک حضرت امام به جهت شک در ملاقات با نجس محکوم به طهارت است.[۱۰۶]

نجاست ذاتی اهل کتاب

نیز معلوم نیست و محکوم به طهارت می‌باشند. بنا بر این، صرف غذا، مایعات و چای در ظروف رستوران یا سلف سرویس این‌گونه اماکن که افراد غیر مسلمان و کسانی که اهل رعایت مسابل نیستند و از ظروف مشترک استفاده می‌کنند اگر علم به نجاست غذا و ظروف نباشد اشکال ندارد.[۱۰۷]

- اگر سوزن و مانند آن در بدن فرو رود و در داخل بدن یا نجاست برخورد کند در صورتی که پس از بیرو ن آمدن آلوده به نجاست نباشد پاک است.

- هنگام برخورد چیز پاک یا نجس مثل دست پاک با ملافه و شی‌ء نجس اگر شک کنیم که یکی از آن دو رطوب بوده اما در سرایت مرطوبت یکی به دیگری شک کنیم چیز پاک همچنان پاک می‌باشد.[۱۰۸]

مثال: اگر دست یا بدن به ملافه نجس برخورد کند اما یقین به سرایت رطوبت نداشته باشد پاک است.

روزه

سوال: پرستاری هستم که در بخش ICU بیمارستانی مشغول به خدمت می‌باشم. در یکی از سحرهای ماه مبارک چند بیمار بد حال به بخش آوردند که نیاز به مراقبتهای ویژه و شدید داشتند. به جهت انجام مراقبت ها و حساسیت حال و موقعیت بیماران و تنها بودن بنده در بخش نتوانستم از غذایی که آورده بودند مصرف کنم (در ضمن از جهت بدنی دار ای ضعف هستم که به هیچ وجه نمی‌توانم گرسنگی را تحمل نمایم) من روزه آن روز را نگرفتم چون فکر می‌کردم مضر به حال می‌باشد. سوال من این است که وظیفه من در آن هنگام چه بوده؟ آیا باید روزه آن روز را می‌گرفتم؟

جواب: گرفتن روزه واجب است؛ ولی در اثناء روز اگر خوف مرض پیش آمده و یا آنکه ادامه روزه سخت شد افطار بنماید.[۱۰۹]

سوال: آیا وراد کردن دستگاه آندوسکوپی در معده برای عکسبرداری بدون وارد کردن چیزی که مبطل روزه باشد روزه را باطل می‌کند؟

جواب: مبطل نیست.

سخنی با پرستاران

پرستاران به اقتضای حرفه و شغلشان با بیماران متعدد و متفاوت بر خورد دارند که دارای شرایط یکسانی نبوده و تنها وجه مشترک آنها بیماری و مریضی است. شاغلین در بیمارستان خوب می‌دانند بیماران در واقع میهمانانی هستند که مدتی برای کاهش درد و بیماری نزد آنان می‌باشند بنابراین، به عنوان میزبان دانستن چند نکته ضروری است:

۱- تصوری باطل در بین برخی بیماران و پرستاران وجود دارد که معتقدند بیمار که بستری شد لازم نیست اعمال عبادی خویش را انجام دهد. زیرا سِرُم به دست دارد و نباید حرکت کند. استراحت مطلق باید بنماید و یا اینکه خانم (جهت زایمان آمده و منتظر وضع حمل است و یا اینکه) جهت استراحت ویژه ای برای نجات جنین خود از خطر سقط بستری شده و ... با نگاهی سطحی و گذرا می‌توان بخوبی در یافت که این علل و بیماری ها هیچ‌کدام دلیل نمی‌شود که بیمار نمازش را ترک کند. حتی خانمی که جهت زایمان آمده و مقداری هم خون دیده ولی هنوز زایمان نکرده است اگر وقت نماز شد نماز همچنان بر او واجب است. خون زمانی حکم نفاس دارد که اولین جزء بچه از شکم مادر خارج شود. قبل از آن هر خون دیگری حکم استحاضه را دارد و صرف سِرُم به دست داشتن دلیل بر ترک نماز نمی‌شود. پرستاران به عنوان میزبان مهربان و دلسوز علاوه بر رسیدگی غذایی و دارویی به جسم بیمار، لازم است به غذای روح آنها نیز توجه داشته باشند. در بسیاری از مواقع این آگاهی دادن شما به بیماران می‌تواند نقش موثری داشته باشد. زیرا زندگی ما آمیخته با دین است و عبادات در همه جا مقدم هستند، در خانه، محل کار، تفریح و حتی در ایام بیماری.

۳- چینش تختها، به طرف قبله و بگونه ای با شد که بیماری که وظیفه‌اش خواندن نماز بر روی تخت یا بصورت خوابیده است از این جهت مشکلی نداشته باشد.

۴- جهت قبله در هر اتاق مشخص، آب برای وضو و خاک برای تیمم موجود باشد.

۵- مهر و یا چیزی که سجده برآن صحیح است برای کسانی که نمی‌توانند به نماز خانه بروند وجود داشته باشد.

۶- در بخش خواهران اگر ممکن است سجاده به همراه یک چادر نماز برای خواهران بیمار و یا همراه موجود باشد.

۷- بیمارانی که نیاز به کمک دارند از طرف بهیاران و پرستاران امداد شده تا این عزیزان عبادتشان را بجا آورند. مسلماً در ثواب نمازهای آنها سهیم خواهند بود.

طهارت و نجاسات

اشاره

خون

اگر در مایعی شک کند که خون است یا نه پاک می‌باشد؛ به عنوان مثال اگر از زخم یا دمل مقدار کمی مایع زرد رنگ خارج شده و شک دارد که خون است یا نه پاک می‌باشد.[۱۱۰]

مسئله: زردابه‌ای که در حال بهبود زخم و اطراف آن پیدا می‌شود اگر معلوم نباشد که با خون مخلوط است، پاک است.[۱۱۱]

سوال: اگر ظرفی که محتوی آب کمتر از کر باشد و با خون یا فرآورده های خونی نجس شده باشد، بجوشد، آیا بخار آن پاک است؟ و آیا فرآورده های خونی مانند پلاسما و سرم نجس است؟ اگر با همین شرایط به جای خون ادرار باشد آیا بخار آن پاک است یا نه؟

جواب: بخار پاک است، ولی سرمی که از فرآورده های خون است نجس است مگر در صورتی که صدق خون بر آن نشود.[۱۱۲]

خون انسان و حیواناتی که خون جهنده دارند نجس می‌باشد. بنا بر این خونی که هنگام تزریق آمپول یا سرم یا کشیدن دندان بیرون می‌آید نجس است و برطرف نمودن خون بوسیله پنبه الکلی یا چیز دیگر باعث پاک شدن محل نمی‌شود.

سوال: اگر از فرآورده های خونی مثل (پلا سما و ...) روی بدن یا لباس بریزد حکم آن چیست؟

جواب: نجس است مگر در صورتی که صدق خون بر آن نشود.[۱۱۳]

انتقال خون و خرید و فروش آن

انتقال خون از بدن انسانی به بدن انسان دیگر یا از بدن حیوانی به بدن انسان اشکال ندارد.

- انتقال خون غیر مسلمان به بد ن مسلمان اشکال ندارد.

- خرید و فروش خون برای استفاده بیماران و مجروحان اشکال ندارد.

- اگر گرفتن خون بر ای صاحب آن ضرر داشته با شد اشکال دارد خصوصاً اگر ضرر فاحش و زیاد باشد.[۱۱۴]

عضو جدا شده

اگر عضوی از بدن انسان قطع شود و بصورت آویزان متصل به بدن باشد تا زمانی که اتصال دارد (هر چند فقط بوسیله پوست) پاک است اما همین که از بدن جدا شود نجس می‌شود و اگر با رطوبت به چیزی برخورد کند آن را نجس می‌کند.

- اگر دندان به تنهایی کشیده شود نجس نیست اما اگر همراه با آن گوشت باشد نجس است.[۱۱۵]

- اگر جنین قبل از آنکه در او روح دمیده سقط شود نجس است.[۱۱۶]

مسایل مالی

اشاره

مسایل مالی شامل اموال عمومی بیت المال، اشیاء پیدا شده، ضمان و هدیه است.

بیت المال

در اسلام حفظ اموال عمومی و مصرف آن از اهمیت خاصی برخودار است. بنابراین کسانی که در دستگاههای دولتی کار می‌کنند باید به پیشوایان بزرگ دین مانند حضرت امیر تاسی نمایند و سیره عملی آن حضرت را سر مشق و الگوی خویش قرار دهند هر چند که ما قدرت اینکه مانند ایشان عمل کنیم نداریم اما می‌توانیم در عمل به ایشان نزدیک شویم. دستور رعایت بیت المال ندایی است از آن حضرت در طول تاریخ و برای همه کسانی که زمامدار حکومت هستند که تا حد ممکن در بیت المال تصرف نکنند. امام خمینی در این باره می‌فرماید: «یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم باید در پیشگاه خدای تبارک و تعالی در کارهایی که می‌کنیم تصرف هایی که در بیت المال می‌کنیم باید حساب بد هیم. زیاده روی شده باشد مجازات دارد، عدالت شده باشد مجازات خیر دارد. بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید.»[۱۱۷]

سو ال: مشاهده می‌شود که برخی از دانشجویان، اساتید پزشکی، (پرستاران و پرسنل) از امکانات دولتی مثل فرمهای بیمارستانی و کاغذهای مکاتبه ای استفاده می‌کنند. در حالی که هزینه این وسایل یا از بیت المال تامین می‌شود یا به هزینه بیمارستان اضافه شده و از آنها اخذ می‌گردد. آیا این کار جایز است؟

جواب: جایز نیست مگر به اجازه مسوولان بیمارستان با در نظر گرفتن مصالح مجموعه.[۱۱۸]

سوال: پرستاران برای اطلاع یافتن از وضعیت خانواده و فرزندان از تلفن بخش استفاده می‌کنند (چون به علت حساسیت شغلشان نمی‌توانند از بخش خارج شوند و از تلفن عمومی استفاده کنند)

حکم این‌گونه استفاده ها چیست؟

جواب: جایز نیست مگر به اجازه مسوولین ذی صلاح [۱۱۹]

سوال: اگر مسوول قسمت یا رییس بیمارستان اجازه دهد که می‌توانید به اندازه نیاز خودتان از سرنگ و ... استفاده کنید با توجه به دولتی بودن بیمارستان آیا می‌شود استفاده کرد؟

جواب: تابع مقررات است و باید طبق آن عمل شود.[۱۲۰]

سوال: در بیمارستان ها غذا زیاد اسراف می‌شود اگر باقیمانده غذاهای توزیع شده را جمع کنند و به عنوان غذای مرغ و گوسفند به منزل ببرند حکمش چیست؟

جواب: تابع مقررات است و باید طبق آن عمل شود.[[۱۲۱]

موسیقی

سوال: در بعضی بیمارستانهای خصوصی گاهی پزشک معالج برای بعضی از بیمارهای روانی تجویز می‌کند که هر موزیک و یا ترانه ای که مورد علاقه آنها است برایشان پخش کنند (اطاق خصوصی است). پرسنلی که برای رسیدگی به او وارد آن اطاق می‌شوند تکلیفشان چیست؟

جواب: پخش موسیقی مطرب که متناسب با مجالس عیش و نوش باشد حرام است و شنیدن آن برای مکلفین جایز نیست و اگر به تشخیص پزشک حاذق متعهد مداوا منحصر در این امر باشد تا زمان بهبودی اشکال ندارد و برای پرسنل هم اگر اضطراری باشد در حد رفع ضرورت مانع ندارد.

میت یا انسان مرده

یکی دیگر از اقسام نجاسات، مردار یا انسان مرده است. از آنجا که پرستاران گرامی در بیمارستان با جسد سر و کار دارند در ذیل احکام جسد انسان ذکر می‌شود:

- شرط نجس بودن میت آن است که روح از تمام بد نش خارج شود. بنابراین اگر بطور کامل روح از بدن خارج نشده با شد نجس نمی‌باشد.[۱۲۲]

- اگر کسی بدن انسان مرده‌ای را که سرد شده و غسلش نداده اند مس کند (یعنی جایی از بدن خود را به آن برساند) با ید غسل مس میت نماید حتی اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان میت برسد.

توجه: اگر هنگام معاینه، رسیدگی یا حمل بیمار متوجه شد که روح از بدن وی خارج شده و بدن نیز سرد شده است در صورت تماس پوستی مستقیم (مثلًا بدون دستکش) با میت سرد شده، غسل مس میت واجب می‌شود ولی اگر بدن هنوز گرم است غسل واجب نیست.

نماز

وقت نماز

پرستاران این فرشتگان گمنام در کمک رسانی به بیماران آن‌چنان از جان مایه می‌گذارند که حتی در بعضی از مواقع ناخواسته، ناگهان متوجه می‌شوند (بجهت فراوانی مشغله کار) وقت نمازشان رو به اتمام است و آنها بواسطه تراکم کاری نتوانسته اند به این امر مهم بپردازند. با توجه به ارجحیت اطاعت خالق و نماز بر هر کار دیگر (الّا در موارد خاص) تذکر نکاتی چند ضروری به نظر می‌رسد:

۱- حس همکاری و تقسیم کار در بین پرستاران باید به گونه ای با شد که در نحوه مدد رسانی به بیماران با تعویض جا و جایگزین کردن همکاران بجای یکدیگر هم اطاعت خالق صورت گیرد و هم رسیدگی به مخلوق

۲- هنگام تراکم کاری شدید که به هیچ وجه نمی‌توان بیمار را ترک کرد و امکان جایگزین کردن فرد دیگری هم نیست می‌توان نماز را به صورت اضطراری خواند یعنی در کنار تخت مریض همراه با رسیدگی به بیمار از نماز این فریضه الهی نیز غافل نشد حتی درICU و اطاق مراقبتهای ویژه باید نماز بخواند.

سوال: به جهت تراکم کاری و وجود بیماران بسیار و یا اورژانسی در بخش، بعضی مواقع ما فرصت نماز خواندن پیدا نمی‌کنیم مخصوصاً برای ما خانمها که حتماً با ید مانتو عوض کنیم یا در محلی تدارک نماز ببینیم که نا محرم نباشد. از طرفی هم بسیار اتفاق افتاده که پرسنل بر ای نماز رفته اند و به خاطر کمبود نیرو بیمار تلف شده است. با توجه به این محدودیتها آیا نماز های قضاء شده ما حکم عمدی پیدا می‌کند؟
جواب: تاخیر نماز تا بعد از وقت جایز نیست و به هر نحو که می‌توان باید نماز را در وقت بخواند.[۱۲۳]

سو ال: با توجه به سوال بالا اگر پرسنل بر ای نماز رفتند و بر اثر کمبود نیرو بیمار تلف شد آیا پرستار مزبور مقصر است یا خیر؟

جواب: بر هر شخصی که می‌تواند مریض را از مرگ نجات دهد واجب است او را نجات د هد و اگر کوتاهی در حفظ او کند معصیت کرده است و نجات نفس محترمه از نماز در وقت مهمتر است.

نماز خواندن با لباس فرم و یا مقنعه ای که هنگام تزریق آمپول و یا انجام مراقبتهای درمانی یک یا چند قطره الکل نجس باشد اشکال دارد و با ید برای نماز تطهیر شود.

۳- نکته بعد از ا ینکه پرسنل در مانی، مخصوصاً بهیاران و پرستاران عزیز با ید با مدیریت بیمارستان هماهنگ کرده تا تراکم کاری موجب ضایع شدن نماز نشود همچنین برای انجام عملهای طولانی که چندین سا عت طول می‌کشد باید دقت در جایگزینی افراد و همکاری پرسنل وجود داشته با شد.

سو ال: بعضی عملهای اورژانسی و یا جراحی ۶ ا لی ۷ ساعت طول می‌کشد بدین صورت که قبل از وقت نماز وارد اتاق عمل شده و بعد از اتمام نماز خارج می‌شویم حکم نماز ها در صو رتی که نمی‌توانیم اطاق عمل را ترک کنیم چیست؟

جواب: در اطاق عمل با ید به هر نحو می‌توانند نماز را بخوانند و در صورت امکان، شیفت را عوض کنند و نماز را به صورت معمول و غیر اضطراری بخوانند.[۱۲۴]

۴- هنگام فریضه صبح که بعضی از همکاران بعد از انجام شیفت کاری به استراحت می‌پردازند در صورتی که بیدار نکردن آنها برای نماز صبح سهل انگاری و استخفاف (سبک شمردن) امر نماز بشمار رود با ید آنها را بیدار نمود.

نماز با بدن یا لباس نجس

یکی از شرایط لباس نماز گزار پاک بودن است. در بیمارستانها به خاطر جراحتها و بیماریها پرستاران در هنگام کار بدن یا لباسشان ممکن است به خون یا نجاستی دیگر آلوده گردد. در بعضی مواقع پرستاران گرامی و یا بیماران مجبورند با لباس نجس نماز بخوانند و یا نمی‌دانند که در موقع رسیدگی به بیمار لباسشان نجس شده یا نه (شک دارند) و با همان لباس نماز خوانده اند در همه ا ین موارد پسندیده است که حکم نماز با بدن یا لباس آلوده به نجاست را بدانیم:

۱- اگر بداند که بدن و لباس نجس است و از روی عمد و آگاهی نماز بخواند نمازش باطل است

۲- اگر نمی‌دانسته که با بد ن و لباس نجس نماز خوانده نمازش باطل است.

۳- اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است نمازش باطل است و باید دوباره بخواند.

۴- اگر شک کند که همان وقت نجس شده یا قبلًا نجس بوده چنانچه بتواند لباسش را درآورد باید با بدن پاک و پوشش لازم نماز را بخواند و گرنه در وسعت وقت نماز باطل و در کمی و قت به صورت نماز برهنگان نماز بخواند و اگر نمی‌تواند با همان حال نماز بخواند.

سوال: اگر بعد از نماز متوجه شود که لباس یا بدنش نجس بوده آیا نمازش صحیح است؟

جو اب: صحیح است.[۱۲۵]

مسئله: لباس زن پرستاری که لباس دیگری ندارد اگر روزی یک بار آن را آب بکشد کافیست.

۱- وضو

هنگام وضو، لازم است به چند نکته توجه شود:

۱- به اقتضای شغل پرستاری، ممکن است لباسهای فرم یا مانتو و مقنعه خواهران پرستار آلوده به خون یا نجاست دیگرشود به همین خاطر بهتر است همواره لباسی پاک و تمیز در محل کار داشته باشد که هنگام نماز از آن استفاده نماید.

۲- از آنجا که گاهی از خودکار، خود نویس یا روان نویس استفاده می‌شود، لازم است یاد آوری شود که جوهر خود نویس و روان نویس بر ای وضو مانعی ندارد و جوهر خودکار نیز در صورتی که تنها رنگ باشد و جرمی نداشته با شد که روی پوست را بگیرد اشکالی ندارد ولی در صورتی که پررنگ و دارای جرم است باید برطرف شود.

۳- بخشها و مراکز درمانی که پرستاران زن و مرد در محیطی مختلط مشغول بکار هستند، هنگام وضو گرفتن باید دقت شود که در معرض دید نامحرم نباشند.

سو ال: در بیمارستان خصوصی، که خوشبختانه محیطی زنانه است و پرسنل مرد در آن نیست کار می‌کنم و تنها چند پزشک مرد و خدمه آن هم اغلب در مواقع خاص وارد می‌شوند. بعضی وقتها جوراب در می‌آوریم، آستینها را بالا می‌زنیم که وضو بگیریم و یا مقنعه در می‌آوریم که ناگهان مردی وارد می‌شود. با توجه به زنانه بودن محیط، آیا عمل این پرستار خواهر جزء گناهان عمدی است و وی گناهکار است؟ یا چیزی بر او نیست؟

جواب: اگر بعد از ورود نامحرم فوراً خود را بپوشاند گناهی مرتکب نشده اند.[۱۲۶] پرستار می‌تواند در عبادت بیماران شریک و سهیم باشد، به عنوان مثال:- اگر بیمار قادر به حرکت نیست و برای وضو آب طلب کرد پرستار از کمک به او دریغ نورزد.

- بیمار برای وضو گرفتن هر مقدار از افعال وضو را که می‌تواند باید خودش به تنهایی انجام دهد و برخی از افعال را که نمی‌تواند انجام دهد پرستار می‌تواند به او کمک کند. در وضو، غسل و تیمم، لازم است شرایط عمومی آنها مانند پاک بودن و ترتیب رعایت شود. از جمله مسایلی که پرستاران عزیز با آن مواجه هستند و لازم است احکام آن را بدانند وضوی جبیره ای است. که در اینجا به توضیح آن می‌پردازیم.

وضوی جبیره ای

از آنجا که بیمار هنگام بستری شدن در بیمارستان در وضعیتی است که یا آگاهی کامل نسبت به وضوی جبیره ای ندارد و یا ممکن است توانایی انجام وضوی حبیره ای را نداشته با شد، در نتیجه نیازمند کمک پرستار است. بنابراین شایسته است پرستاران عزیز احکام را آموخته و در مواقع لزوم به بیماران تعلیم دهند تا بیمار نمازش فوت نشود. پرستاران عزیز می‌توانند جهت مطالعه وضوی جبیره ای به قسمت احکام بیمار مراجعه نمایند

هدیه گرفتن

سوال: گاهی همراهان بیمار برای مداوای بیمارشان تولد فرزند یا موفقیت در عمل جراحی و ... شیرینی یا بستنی و یا میوه و یا پول نقد می‌آورند از نظر شرعی گرفتن اینها چه صورتی دارد؟

جواب: اگر شما حق کسی را ضایع نکنید و کسی را بی‌جهت بر دیگری مقدم ندارید و فرقی میان آنهایی که هدیه ای می‌آورند و نمی‌آورند نگذارید گرفتن آن هدیه مانعی ندارد.[۱۲۷]

تذکر: پرستاران عزیز توجه داشته باشند که با حیله های شیطان به دام رشوه و مال حرام نیفتند زیرا تشخیص بین رشوه و هدیه کار بسیار دشوار و از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است از این رو مبادا پرستاران از بیماران تقاضای هدیه نمایند.

______________________________ (1) استفتائات آیت ا ... مکارم شیرازی ص ۵۰۰ سوال ۱۶۷۴[۱۲۸]

جلد ششم

احکام زخم و دمل یا شکستگی

«یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ» سوره بقره آیه ۱۸۵

خداوند اراده کرده است برای شما راحتی و آسانی را و اراده نکرده است سختی را.
یکی از ویژگی های احکام اسلام مطابقت آنها با فطرت و حتی با شرایط انسان است که هرکسی در هر حال و شرایطی بتواند از عهده انجام آنها برآید.

مسئله: اگر جبیره تمام اعضای وضو را گرفته باشد باید تیمم کند و اگر جبیره بیشتر اعضای وضو را گرفته باشد بنا بر احتیاط واجب باید وضوی جبیره‌ی بگیرد و تیمم هم انجام دهد.

توضیح مختصری از کیفیت وضوی جبیره‌ی

اگر یکی از اعضای وضو دارای زخم یا سوختگی و یا از این قبیل شود باید وضوی جبیره‌ی گرفته شود که در نمودار به حالت و شکل های مختلف وضوی جبیره‌ی اشاره شده است.

اما در رابطه با شستن یا مسح کردن محل زخم یا دُمل و یا شکستگی و ... ذکر این نکته مهم است که با تشخیص خود بیمار (نیت به ضرر داشتن آب یا خیر و دیگر حالات)، یا دست تر روی زخم بکشد یا پارچه‌ای روی زخم انداخته و آن را با دست تر مسح کند و یا فقط اطراف زخم را شسته و یا مسح نماید.

چند مسئله درباره تیمم

تیممی که به جای وضو است با تیممی که به جای غسل است فرقی ندارد مگر در نیت.
کسی که مبتلا به درد چشم است و آب برای او ضرر دارد باید تیمم نماید. (توضیح المسائل، مسئله ۶۷۱)

اگر پیشانی یا پشت دستها زخم است و پارچه یا چیز دیگری را روی آن بسته و نمی‌تواند باز کند، باید دست را روی آن بکشد و نیز اگر کف دست زخم باشد و پارچه یا چیز دیگری را روی آن بسته و نمی‌تواند باز کند، باید دست را با همان پارچه به چیزی که تیمم با آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دستها بکشد. (توضیح المسائل، مسئله ۷۰۸)

اگر کسی که وظیفه‌اش تیمم است و نمی‌تواند تیمم کند باید نائب بگیرد و اگر ممکن است نائب او را با دست خود او تیمم کند و اگر ممکن نیست باید نائب دست خود را به چیزی که تیمم بر آن صحیح است بزند و به پیشانی و دست های او بکشد. (مسئله ۷۱۱، توضیح المسائل)

لازم نیست که انسان یقین کند که آب برای او ضرر دارد بلکه اگر احتمال ضرر هم بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد باید تیمم کند. (مسئله ۶۷۰، توضیح المسائل)

اگر انسان به واسطه عذری تیمم کند، بعد از برطرف شدن آن عذر، تیمم او باطل است.

چه وقت نماز را خوابیده بخوانیم؟

اشاره

نماز گزار اگر به هیچ نحو نمی‌تواند بایستد یا بنشید باید نماز را بصورت خوابیده بخواند. همچنین اگر می‌تواند بایستد و بنشیند اما می‌ترسد که به واسطه ایستادن و نشستن مریض شود یا ضرری به او برسد می‌تواند «خوابیده» نماز را بخواند.[۱۲۹]

- تذکر: نماز گزاری که خوابیده نماز می‌خواند اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را که می‌تواند نشسته بخواند. همچنین اگر می‌تواند بایستد باید مقداری را که می‌تواند ایستاده بخواند.[۱۳۰]

- نماز گزار در موقع انتقال از حالتی به حالت دیگر (مثلًا از حالت ایستاده به نشسته یا خوابیده و بالعکس) نباید ذکر بگوید؛ بلکه ذکر را باید بعد از آرامش بدن بگوید.[۱۳۱]

چگونگی نماز خوابیده

نماز گزاری که بصورت خوابیده نماز را می‌خواند باید به پهلوی راست طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد. اگر نمی‌تواند، باید به پهلوی چپ طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد. اگر به این طریق هم نمی‌تواند باید به پشت بخوابد، به طوری که کف پای او رو به قبله باشد. برای «رکوع و سجده» واجب است تا حد امکان خم شود اگر امکان ندارد با سر اشاره کند ولی برای سجده بیشتر از رکوع اشاره کند.
اگر این را نیز نمی‌تواند بوسیله باز و بسته کردن چشمها رکوع و سجود کند.[۱۳۲]

«بنا بر احتیاط واجب» مهر یا چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح باشد روی پیشانی خود قرار دهد.[۱۳۳]

سوال: کسانی که مجبورند به رو خوابیده و در همان حال نماز بخوانند وظیفه شان برای نماز و قبله چیست؟

جواب: طوری بخوابند که پاهایشان رو به قبله باشد.[۱۳۴]

سوال: کسی که روی تخت بیمارستان خوابیده و خود عاجز بوده و امکان تغییر جهت تخت بسوی قبله هم نیست تکلیفش برای نماز چیست؟

جواب: اگر نمی‌تواند رو به قبله کند (و لو صورت) به همان نحو نماز بخواند کافی است.[۱۳۵]

- بیدار کردن هم اتاقی واجب نیست و لی در صورتی که موجب سهل انگاری و استخفاف به امر نماز (سبک شمردن نماز) باشد باید آنها را بیدار نمود.[۱۳۶]

مسئله: شخصی که نماز خوابیده می‌خواند در صورتی که ملافه زیر پایش نجس باشد آیا برای نماز اشکال دارد یا خیر؟[۱۳۷]جواب: مانعی ندارد.

خوردن و آشامیدن چیز حرام یا نجس برای معالجه

- اگر مداوای مرضی که تحمل آن بطور معمول ممکن نیست متوقف بر خوردن یا آشامیدن چیز حرام یا نجس باشد و معالجه آن منحصر در استفاده از آن دارو باشد خوردن و آشامیدن آن اشکال ندارد.[۱۳۸]

- در مواردی که خوردن یا آشامیدن حرام یا نجس، جایز است باید به مقدار ضرورت اکتفا کند و زیاد بر آن جایز نیست. (همان)

در صورتی معالجه بیمار با خوردن چیز نجس و حرام جایز است که پزشکان ماهر و مورد اطمینان معالجه بیمار را منحصر در خوردن آ ن تشخیص دهند و به طور متعارف راه دیگری نباشد.[۱۳۹]

سوال: شنیده می‌شود که بعضی از شربتهای تقویتی و بعضی شربتهای سینه الکل طبّی (مست کننده) در فرمول آنها بکار رفته، تجویز و یا فروش آنها در دارو خانه ها چه حکمی دارد؟ آیا لازم است نجاست آن ها را به مریض تذکر دارد؟

جو اب: اگر معلو م است که در آن شراب حرام بکار رفته است تجویز و صرف (خوردن) آن جایز نیست مگر در موارد ضرورت و انحصار علاج به آن و[۱۴۰]لی در صور ت شک مانع ندارد و تحقیق زیاد لازم نیست.

عمل نیابتی در وضو و تیمم

اشاره

تطهیر بدن از حدث اصغر و اکبر که به وسیله وضو یا غسل حاصل می‌شود باید:
اولا: به وسیله خود فرد انجام پذیرد، یعنی کسی دیگر در عمل به او کمک نکند.
ثانیا: اگر نیاز به کمک دیگری داشت، جزهایی از عمل را که نمی‌تواند به تنهایی انجام دهد باید خود انجام دهد.

برخی از موارد جواز گرفتن نایب

شخصی که در اثر قطع نخاع از ناحیه گردن قدرت حرکت را از گردن به پایین از دست داده است، برای تطهیر بدن خود باید از نایب کمک بگیرد.

اگر شخصی که در اثر سانحه‌ی چنان مصدوم شود که پزشک معالج حرکت کردن او را به طور مطلق ممنوع کند و یا اینکه درمان را به نحو کششی انجام دهد و یا اینکه مصدوم طوری مورد درمان قرار گیرد که قادر به حرکت نباشد، در چنین صورتی باید برای تطهیر بدن خود از نایب کمک بگیرد.

اگر کسی دو کف و روی دستش کاملا دارای جبیره است، برای تطهیر بدن خود باید به دستور جبیره عمل ک:ند و اگر حکمش از نوعی بود که باید روی جبیره هم مسح شود در این هنگام برای مسح جبیره ها باید از نایب کمک بگیرد.

وظیفه نایب وضو

چگونگی نیت: نایب برای غسل دادن دیگری، بنا بر احتیاط باید قصد غسل فرد عاجز را به منظور تقرب به خدا داشته باشد، نیت نایب را تشکیل می‌دهد، اما خود بیمار یعنی همان فرد عاجز هم باید نیت غسل نماید و این قصدش هم برای نزدیک شدن به خدای متعال است.

طریقه عمل

اگر فرد عاجز مضطر از:

۱) انجام تمام عمل ناتوان باشد الف) در صورت جبیره به صورت ترتیبی اعمال او را اعم از شستشو و مسح نواحی مختلف بدن انجام دهد ب) در صورت نبود جبیره به طریق ارتماسی عمل نماید.

۲) انجام بخشی از عمل تطهیر را ندارد: نایب باید در همان قسمت او را یاری دهد.

«غسل جبیره‌ای»

افرادی که غسل بر آنها واجب است و قسمتی از بدن آنها بر اثر بیماری خاصی که دارند (مثلًا: آب ضرر داشته باشد، پا یا دست گچ گرفته باشد یا امثال اینها) غیر قابل غسل دادن است باید به نیت غسل جبیره‌ای غسل نماید و اعمال آنها را انجام دهد. مثلًا:
کسی که پایش شکسته شده و می‌تواند یک پلاستیک را به پای خود ببندد و در لحظه غسل نیت غسل جبیره‌ای کند و سروگردن و سمت راست و چپ را غسل دهد و همین که روی پلاستیک را بشوید کافی است.

اگر به هیچ وجه نتواند غسل جبیره‌ای را نیز انجام دهد باید تیمم بدل از غسل نماید.

کسانی که روزه بر آنها واجب نیست

کسی که به واسطه پیری نمی‌تواند روزه بگیرد یا برای او مشقت (سختی) دارد، روزه بر او واجب نیست. ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مُد که تقریباً ده سیر است گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. (توضیح المسائل، مسئله ۱۷۲۵)

اگر انسان مرضی دارد که زیاد تشنه می‌شود و نمی‌تواند تشنگی را تحمل کند یا برای او مشقت دارد روزه بر او واجب نیست ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مُد گندم یا جو یا مانند اینها را به فقیر بدهد. (مسئله ۱۷۲۷، رساله)

زنی که به زاییدن او نزدیک است و روزه برای حملش ضرر دارد روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مُد طعام یعنی گندم یا جو یا مانند اینها را به فقیر بدهد و نیز اگر روزه برای خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نیست و بنا بر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مُد طعام مانند گندم یا جو و یا مانند اینها را به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید. (مسئله ۱۷۲۸، رساله)

زنی که بچه شیر می‌دهد و شیر او کم است چه مادر بچه یا دایه او باشد یا بی‌اجرت شیر بدهد، اگر روزه برای بچه ضرر داشته باشد روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مُد طعام یعنی گندم یا جو و یا مانند اینها را به فقیر بدهد و نیز اگر برای خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نیست و بنا بر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید. (مسئله ۱۷۲۹ رساله)

کسی که یقین دارد روزه برای او ضرر دارد نباید روزه بگیرد اگرچه دکتر بگوید روزه بگیرد. (قسمتی از مسئله ۱۷۴۳، رساله)

نکته: همچنین اگر کسی یقین دارد که روزه برای او ضرری ندارد باید روزه بگیرد اگرچه دکتر بگوید روزه نگیرد. (قسمتی از مسئله ۱۷۴۳، رساله)

نکته: لازم نیست که یقین به ضرر داشتن روزه پیدا کند بلکه اگر احتمال ضرر هم بدهد نباید روزه بگیرد. (مسئله ۱۷۴۴، رساله)

مواردی که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

۱- آنکه به واسطه زخم یا جراحت یا دُملی که در بدن او است لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد

۲- آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم به خون آلوده باشد.

۳- آنکه به ناچار با لباس یا بدن نجس نماز بخواند. (رساله، مسئله ۸۴۸)

در موارد زیر ذیل اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد (بدن پاک باشد) نماز او صحیح است.

۱- آنکه لباسهای کوچک او مانند جوراب و عرقچین نجس باشد.

۲- آنکه لباس زنی که پرستار بچه است نجس شده باشد و احکام این پنج صورت گفته خواهد شد.

مسائل متفرقه روزه

اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بیهوش شود و در بین روز به هوش آید بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد قضاء آن را بجا آورد. (مسئله ۱۵۵۸ رساله)

اگر مریضی پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل کند انجام نداده باشد باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و چنانچه بعد از ظهر خوب شود روزه آن روز بر او واجب نیست. (مسئله ۱۵۶۷ رساله)

احتیاط واجب آن است که روزه دار از آمپولی که به جای غذا به کار می‌رود خودداری کند ولی تزریق آمپولی که عضوی را بی‌حس می‌کند یا به جای دوا استفاده می‌شود اشکال ندارد. (مسئله ۱۵۷۶ رساله)

انسان نمی‌تواند برای ضعف، روزه را بخورد ولی اگر ضعف او به قدری است که معمولًا نمی‌شود آن را تحمل کرد خوردن روزه اشکالی ندارد. (رساله، مسئله ۱۵۸۳)
اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد بعد از آنکه خوب شد اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد باید قضای رمضان آخر را بگیرد و برای هر روز از سالهای پیش یک مُد که ده سیر طعام یعنی گندم یا جو و یا مانند اینها بدهد. (رساله، مسئله ۱۷۰۷)

اماله کردن با چیزی روان اگرچه از روی ناچاری و برای معالجه باشد روزه را باطل می‌کند ولی استعمال شیاف هایی که برای معالجه است اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیاف هایی که برای کیف کردن مثل شیاف تریاک یا برای تغذیه از این مجرا است خودداری کند. (رساله مسئله ۱۶۴۵)

پرسش و پاسخ ها:

۱- سوال: گاهی از لثه هایم خون بیرون می‌آید و با آب دهانم مخلوط می‌شود، اگر آن را فرو ببرم روزه باطل می‌شود؟

پاسخ: همه مراجع بجز (عظام تبریزی، صافی، نوری): اگر خون لثه در آب دهان فرو برود، فرو بردن آن روزه را باطل نمی‌کند. (دفتر آیات عظام، آیت ا ... خامنه‌ای، اجوبه الاستفتاءات ۷۶۳، سیستانی، مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی، حاشیه بر عروه، فصل ۴، مسئله ۱) آیت ا ... نوری: فرو بردن آن جایز نیست. (حاشیه عروه، فصل ۴، مسئله ۱)
آیت ا ... تبریزی و صافی: بنا بر احتیاط واجب فرو نبرد و بیرون بریزد. (تبریزی، استفتانات، سوال ۶۴۰، آقای صافی، دفتر)

۲- سوال: پر کردن دندان در ماه رمضان چگونه است؟

پاسخ: (همه مراجع): برای شخص روزه دار زمانی جایز است که مطمئن باشد خون یا آبی که به وسیله دستگاه وارد فضای دهان می‌شود فرو نخواهد رفت (رساله، مسئله ۱۵۸۳، ۱۵۸۳)

۳- سوال: آیا چرک گلو باعث باطل شدن روزه می‌شود؟

پاسخ: اگر پیش از رسیدن به فضای دهان فرو رود مبطل نیست.

آیا می‌دانید که: استفاده از اسپری دنتولین برای باز کردن راه تنفسی که به صورت بخار به حلق می‌رسد روزه را باطل نمی‌کند.

مصرف قرصهای ضد بارداری برای جلوگیری از خونریزی و عادت ماهیانه زنانه در صورتی که مضر به حال شخص نباشد اشکالی ندارد. همچنین مصرف نوعی داروی طبی (اسپری) که جهت تسکین آسم و تنگی نفس استعمال می‌شود مضر به روزه نیست زیرا اکل و شرب (خوردن و آشامیدن) بر آن صدق نمی‌کند.

سوال:[۱۴۱]

آیا وارد کردن دستگاه آندوسکوپی در معده برای عکسبرداری بدون وارد کردن چیزی که مبطل روزه باشد روزه را باطل می‌کند.

جواب: مبطل نیست.[۱۴۲]

سوال: در شهر ما چند نفر متخصص زنان وجود دارد ولی ما کادر بهداشت می‌دانیم که حاذق‌ترین آنها مرد است در این صورت مراجعه با او چه حکمی دارد؟

جواب: در صورتی که دکتر زن (نتواند) مداوا کند اشکالی ندارد.[۱۴۳]

«مسائل متفرقه نماز»

اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت و یا دُمل باشد، چنانچه طوری است که آب کشیدن لباس یا بدن یا عوض کردن لباس برای بیشتر مردم یا برای خصوص او سخت است، تا وقتی که زخم یا جراحت یا دُمل خوب نشده است، می‌تواند با آن خون نماز بخواند و همچنین اگر چرکی که با خون بیرون آمده یا دوایی که روی زخم گذاشته اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد. (رساله، مسئله ۸۴۹)

اگر خون بریدگی یا زخمی که به زودی خوب می‌شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است. (رساله، مسئله ۸۵۰)

اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود جایز نیست با آن نماز بخواند، ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده می‌شود، به رطوبت آن نجس شود نماز خواندن با آن مسئله‌ای ندارد. (رساله، مسئله ۸۵۱)

اگر از زخمی که توی دهان یا بینی و یا مانند اینهاست خونی به بدن یا لباس برسد، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند، ولی با خون بواسیر می‌شود نماز خواند اگرچه دانه هایش در داخل باشد. (رساله، مسئله ۸۵۲)

کسی که بدنش زخم است، اگر در بدن یا لباس خود خونی ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر، با آن نماز خواندن مانعی ندارد. (رساله، مسئله ۸۵۳)

اگر چند زخم در بدن باشد و به طوری نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود، تا وقتی همه خوب نشده اند نماز خواندن با آنها اشکالی ندارد، ولی اگر به قدری از هم دور باشند که هرکدام یک زخم حساب شود، هرکدام که خوب شد باید برای نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بکشد. (رساله، مسئله ۸۵۴)

خونی که به لباس بی‌آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب می‌شود ولی اگر پشت آن جدا خونی شود، بنا بر احتیاط واجب باید هرکدام را جدا حساب نمود، پس اگر خونی که در پشت و روی لباس است روی هم مقدارش کمتر از درهم باشد، نماز خواندن با آن صحیح و اگر بیشتر باشد نماز خواندن با آن باطل است. (رساله، مسئله ۸۵۶)

اگر خون، روی لباسی که آستر دارد بریزد و به آستر برسد و یا به آستر بریزد و روی لباس خونی شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود، پس اگر خون روی لباس و آستر، کمتر از درهم باشد نماز با آن صحیح است و اگر بیشتر باشد نماز با آن باطل است. (رساله، مسئله ۸۵۵)

کسی که لال است یا زبان او مرضی دارد که نمی‌تواند (الله اکبر) را درست بگوید، باید به هر طوری که می‌تواند بگوید و اگر هیچ نمی‌تواند بگوید باید در قلب خود بگذراند و برای تکبیر اشاره کند و زبانش را نیز اگر می‌تواند حرکت دهد. (رساله، مسئله ۸۵۶)

اگر در پیشانی دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن است باید با جای سالم پیشانی سجده کند، واگر ممکن نیست باید زمین را گود کند و دُمل را در گودال و جای سالم را به مقداری که برای سجده کافی باشد بر زمین بگذارد. (رساله، مسئله ۱۰۶۶)

اگر به واسطه مرض و مانند آن در رکوع آرام نگیرد نماز صحیح است ولی باید پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود ذکر واجب را یعنی سبحان ربی العظیم و بحمده یا سه مرتبه سبحان الله را بگوید. (رساله، مسئله ۱۰۳۵)

«پرسش و پاسخ در مورد نماز»

سوال: اگر مهر نماز و یا محل سجده نجس باشد، نماز بر آن صحیح است؟

پاسخ: همه مراجع: خیر باید پاک شود هر چند خشک شده باشد.

سوال: وسط پیشانی جوش زده در سجده خونی می‌شود چگونه سجده کنیم؟

پاسخ: همه مراجع: تمام پیشانی جای سجده شده است و در مورد سوال، باید با قسمت سالم پیشانی، سجده کنید که مهر خونی نشود.

سوال: آیا نماز خواندن روی تخت و تُشک ابری صحیح است؟

پاسخ: همه مراجع: اگر هنگام نماز، تخت حرکت زیادی نداشته و بدن در موقع قرائت و ذکر روی آن آرام باشد نماز صحیح است.

نماز بیماران

مکانهای بهداشتی و درمانی از جمله اماکنی هستند که افراد مختلف و از هر قشری به آنجا مراجعه می‌کنند: پیر، جوان، زن، مرد، کودک، متدین و مقید و یا بی‌قید و لا ابالی و ... گاهی بیمار از جهت جسمی و روحی در وضعیت مناسبی نیست از طرفی هم مقید است که نمازش را بجا آورد ولی نمی‌توانند و یا آگاهی لازم از چگونگی نماز در این گونه مواقع را ندارد (زیرا تا زمانی که انسان زنده است نماز از او برداشته نمی‌شود) و یا اینکه طریقه نماز نشسته و یا خوابیده خواندن را نمی‌داند و همچنین نماز با لباس و عضو نجس را. در این جا وظیفه پرستار این است که همانطور که به بیمار می‌گوید: آب خوردن برایش ضرر دارد یا راه رفتن برای وی مضر است این مطلب را هم می‌تواند تذکر دهد که چون شما ضعف جسمی دارید و نمی‌توانید بایستید، نمازتان را باید نشسته یا روی همین تخت و یا حتی خوابیده بجا آورید و در صورت بلد نبودن طریقه نماز نشسته یا خوابیده چگونگی آن را به بیمار آموزش دهد.

نماز نشسته (چه وقت نماز را نشسته بخوانیم)

اشاره

نماز گزار تا هر وقت و به هر نحو که توانایی دارد ایستاده نماز بخواند نباید بنشیند بنابراین کسی که موقع ایستادن بد نش حرکت می‌کند یا ناچار است به چیزی تکیه دهد یا بدنش را کج کند یا خم شود یا پاها را بیش از معمول باز بگذارد باید ایستاده نماز بخواند. اما اگر به هیچ نحو حتی مثل حال رکو ع هم نتواند بایستد باید نماز را نشسته بخواند.[۱۴۴]و همچنین نماز گزاری که می‌تواند بایستد اما می‌ترسد بخاطر ایستادن مریض شود یا ضرری به او برسد یا بهبودش طولا نی شود می‌تواند نماز را نشسته بخواند.[۱۴۵]

تذکر: نماز گزار تا هر مقداری که قدرت دارد باید نماز را ایستاده بخواند.[۱۴۶]

اگر کسی فقط (یک یا چند رکعت را) می‌تواند ایستاده بخواند باید همان مقدار را ایستاده و بقیه رکعات را نشسته بخواند. اگر نشسته نیز نتواند باید بصورت خوابیده بخواند.[۱۴۷]

نماز گزاری که نشسته نماز می‌خواند اگر بعد از خواندن (مثلًا حمد و سوره) بتواند بایستد و ر کوع را ایستاده بجا آورد باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود.

چگونگی نماز نشسته

در نماز نشسته نماز گزار باید راست بنشیند[۱۴۸] و در موقع نماز صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد. اگر مجبور است در موقع نشستن کف پاهایش را بر زمین بگذارد با رعایت رو به قبله بودن صورت و سینه و شکم لازم نیست که ساق پای او نیز رو به قبله باشد.

در نماز نشسته، نشستن بر ای نماز گزار قیام است و برای رکوع باید بقدری خم شود که صورت مقابل زانوها برسد؛ بهتر است صورت نزدیک جای سجده برسد. اگر نمی‌تواند برای سجده پیشانی را بر زمین برساند باید به مقداری که می‌تواند خم شود و مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است را روی چیز بلندی گذاشته و طوری پیشانی را بر آن بگذارد که بگویند سجده گرده است و لی باید کف دست و زانوها و انگشتان پا را بطور معمول بر زمین بگذارد.[۱۴۹]

وضو و احکام آن

اگر قبل از تمام شدن وضو، جایی را که شسته یا مسح کشیده نجس شود، وضویش صحیح است. (مسئله ۲۷۶ رساله)

اگر هنگام وضو گرفتن یکی از اعضای وضو که هنوز شسته یا مسح نشده است نجس شود، ابتدا باید آن را پاک کند و سپس بشوید یا مسح کند.

اگر غیر از اعضای وضو جایی از بدن نجس شود وضو صحیح است. ولی اگر مخرج را از بول یا غائظ تطهیر نکرده است احتیاط مستحب آن است که اول آن را تطهیر کند بعد وضو بگیرد. (مسئله ۲۷۷ رساله)

اگر از دستها یا اعضای صورت گوشتی کنده شده، شستن جای آن که ظاهر شده واجب است و نیز شستن گوشت قطع شده اگر چه به پوست نازکی بند باشد واجب است. (تحویر الوسیله، ج ۱، احکام وضو، مسئله ۶ از واجبات وضو)
برآمدگی روی پوست مانند تاولی که موقع سوختن به وجود می‌آید تا زمانی که باقی است اگر چه پاره شود، شستن ظاهر آن کفایت می‌کند و رساندن آب به زیر پوست واجب نیست، بلکه اگر قسمتی از پوست جدا شده و قسمتی باقی مانده باشد، شستن ظاهر قسمت باقی مانده کفایت می‌کند و اگر زیر تمام پوست پیدا شود ولی پوست هنوز متصل است شستن زیر آن واجب است. (تحریر الوسیله، ج ۱، با ترجمه ص ۳۵، قسمتی از مسئله ۸)

برداشتن پوسته‌ای که موقع خوب شدن زخم روی آن می‌بندد واجب نیست و شستن روی آن اگرچه برداشتنش هم ممکن نباشد مانند جبیره است (که احکام آن می‌آید) که شستن روی آن کافی است ولی اگر برداشتن آن آسان باشد باید برداشته شود.

(تحریر الوسیله، ج ۱ با ترجمه، ص ۳۷، مسئله ۱۱، از واجبات وضو)

اگر انسان مرضی دارد که بول او قطره قطره می‌ریزد یا نمی‌تواند از بیرون آمدن غائظ خودداری کند چنانچه یقین دارد که از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‌کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد فقط کارهای واجب نماز را به جا آورد و کارهای مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک کند. (مسئله ۳۰۶ رساله)

اما اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمی‌کند و در بین نماز چند دفعه بول از او خارج شود، وضوی اول کافی است. (قسمتی از مسئله ۳۰۷ رساله)

کسی که غائظ طوری پی در پی از او خارج می‌شود که وضو گرفتن بعد از هر دفعه برای او سخت باشد، اگر بتواند مقداری از نماز را با وضو بخواند باید برای هر نماز یک وضو بگیرد. (مسئله ۳۰۸، رساله)

اگر مرضی دارد که نمی‌تواند از خارج شدن باد معده جلوگیری کند باید به وظیفه کسانی عمل کند که نمی‌توانند از بیرون آمدن غائظ خودداری کنند. (مسئله ۳۱۱ رساله)

توضیح: یعنی اگر می‌تواند با یک وضو مقداری از نماز را بخواند باید برای هر نماز یک وضو بگیرد «واگر نمی‌تواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند می‌تواند چند نماز را با یک وضو بخواند مگر اختیاراً وضو را باطل کند.»

کسی که بول یا غائظ پی در پی از او خارج می‌شود اگر نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند می‌تواند چند نماز را با یک وضو بخواند مگر اختیاراً بول یا غائظ کند یا چیز دیگری که وضو را باطل می‌کند پیش می‌آید. (مسئله ۳۱۰ رساله)

یکی از شرایط صحت (صحیح بودن) وضو این است که شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد، یا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او کمک کند وضویش باطل است. (رساله عملیه، شرایط وضو)

توضیح: آنچه که باعث باطل شدن وضو می‌شود این است که کسی در کارهای وضو او را کمک کند یعنی در شستن دست ها و صورت و مسح سر و پا او را کمک کند. اما در مقدمات وضو مانند ریختن آب به دست انسان وضو را باطل نمی‌کند اگرچه کراهت دارد. پس باطل شدن وضو مختص به جایی است که کسی او را در شستن و مسح کشیدن اعضاء کمک کند. (عروه الوثقی، فی شرائط الوضو، شرط ۸)

در صورت گرفتن نایب برای وضو، هر کدام از کارهای وضو را که می‌تواند به تنهایی انجام بدهد نباید در آن کمک بگیرد. (مسئله ۲۷۸ رساله عملیه)

یکی دیگر از شرایط وضو این است که آب برای وضوگیرنده ضرر نداشته باشد و اگر کسی می‌ترسد که وضو بگیرد مریض می‌شود نباید وضو بگیرد. ولی اگر نداند آب برای او ضرر دارد وضو بگیرد و بعد بفهمد که ضرر داشته وضویش صحیح است. (مسئله ۲۸۸ رساله عملیه)

محل مسح باید پاک باشد پس اگر نجس است و نمی‌تواند آن را آب بکشد باید تیمم کند. (مسئله ۲۶۰ رساله)[۲۲]


پانویس

  1. ثواب الاعمال- صفحه ۳۴۱- حدیث ۱
  2. بحار الانوار جلد ۹۰- باب ۲۲- صفحه ۳۵۷
  3. سنن الترمذی جلد ۵- صفحه ۷۶- حدیث ۲۷۳۱
  4. غرر الحکم- حدیث ۲۸۶۰
  5. غرر الحکم حدیث ۶۷۳۱
  6. به نقل از سیره نبوی صفحه ۱۵۲
  7. وسائل الشیعه جلد ۸ صفحه ۳۰۲
  8. بحار الانوار- جلد ۵۲- صفحه ۱۳۰
  9. المجازات النبویه- صفحه ۳۸۰ حدیث ۲۹۵
  10. الکافی جلد ۱۳- صفحه ۱۱۸- حدیث ۳
  11. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش.<
  12. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش.<
  13. )- بحار الانوار ج ۷۴ ص ۲۸۵
  14. )- فرقان، آیه ۷۰
  15. نهج البلاغه، نامه ۵
  16. )- فجر، آیه ۱۴
  17. )- بقره آیه ۱۳۲
  18. مائده، آیه ۵۵
  19. بینه، آیه ۵
  20. کهف، آیه ۱۱۰
  21. انعام، آیه ۸۲
  22. روم، آیه ۲۱
  23. )- نور، آیه ۳۹
  24. نور، آیه ۴۰
  25. عنکبوت، آیه ۲
  26. نهج البلاغه، صبح صالح، خطبه ۱۶
  27. معارج، آیه ۲۰
  28. بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۹، ح ۲۶
  29. توبه، آیه ۳۳
  30. انبیاء، آیه ۱۰۵
  31. مائده، آیه ۳۲
  32. نساء، آیه ۹۶
  33. بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۷۱، ح ۳۵
  34. بحار الانوار، ص ۲۷، ح ۴۱
  35. بقره، آیه ۳۰
  36. بقره، آیه ۳۱
  37. حجر، آیه ۲۹
  38. جاشیه، آیه ۱۳
  39. انشقاق، آیه ۶
  40. علق، آیه ۸
  41. نجم، آیه ۴۲
  42. اسراء، آیه ۷۰
  43. احزاب، آیه ۷۲
  44. عوالی اللئالی، ج ۴، ص ۷
  45. انفال، آیه ۲۲
  46. نساء، آیه ۳۴
  47. نهج البلاغه، نامه ۵۳
  48. وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۵۹، ج ۲
  49. بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۹۲
  50. نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۱۷۶
  51. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۵۵۸، ح ۱
  52. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۷۸- سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۵۰
  53. بحار الانوار، ج ۸۷، ص ۴۲۷
  54. بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۱۳۵، ح ۱۴۰
  55. بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۰۷
  56. فصلت، آیه ۳۰
  57. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش.
  58. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش
  59. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش
  60. استفتائات امام ج ۱ ص ۴۵۸
  61. تحریر الوسیله، ج ۲، مسئله ۲۲
  62. ( طبق حدیث رفع: رُفع مَا اضطُرّ الیه)
  63. ( عروه الوثقس، نکاح، مسئله ۴۷)
  64. ( احکام روابط زن و مرد)
  65. استفتاء حضرت آیه ا ... خامنه‌ای
  66. استفتاء حضرت آیه ا ... خامنه‌ای
  67. برگرفته از استفائات امام کتاب نکاح ص ۱۹۵
  68. استفتاء از آیه ا ... خامنه‌ای حفظه الله
  69. عروه الوثقس، س تر و ساتر مسئله ۵
  70. استفتائات مراجع ص ۵۵۰
  71. تحریر الوسیله، نکاح مسئله ۲۹
  72. استفتائات رهبری
  73. استفتائات رهبری
  74. سوره احزاب آیه ۳۲
  75. استفتانات رهبری
  76. احکام روابط زن و مرد ص ۱۱۸
  77. عروه الوثقی بحث ستر و ساتر مسئله ۵
  78. احکام روابط زن و مرد ص ۱۱۲
  79. رساله امام مسئله ۵۳۵
  80. استفتاء از رهبری حفظه الله
  81. رساله امام مسئله ۵۳۶
  82. تحریر الوسیله ج ۲ ص ۴۳
  83. احکام روابط زن و مرد ص ۶۰
  84. جامع المسائل ص ۵۵۹ سوال ۲۰۹۰
  85. جامع المسائل ص ۶۰۰ سوال ۲۰۹۴
  86. جامع المسائل ص ۶۰۱ سوال ۲۰۹۸
  87. تحریر الوسیله ج ۲ ص ۲۴۳ مسئله ۲۲
  88. تحریر الوسیله ج ۲ ص ۴۳
  89. تحریر الوسیله نکاح مسئله ۲۲
  90. احکام روابط زن و مرد ص ۵۶
  91. استفتاء از مقام معظم رهبری حفظه الله
  92. استفتائات امام ج ۲ ص ۶۰۳
  93. استفتائات رهبری
  94. استفتائات رهبری
  95. استفتائات امام ج ۱ ص ۴۴۰
  96. استفتائات امام ج ۲ ص ۵۲
  97. تا درس تحریر الوسیله ص ۱۰۵ مسئله ۱
  98. آدرس تحریر الوسیله ص ۱۰۶ مسئله ۱
  99. آدرس استفتانات امام ج ۱ ص ۹۲
  100. استفتائات امام ج ۱ ص ۴۴۰
  101. تحریر الوسیله کتاب خمس مسئله ۱۰
  102. استفئاتات امام ج ۱ ص ۵۳ سوال ۲۵
  103. رساله امام مسئله ۱۲۱
  104. استفائات امام ج ۱ ص ۱۰۰
  105. استفئا ء از مقام معظم رهبری حفظه الله ج ۱ ص ۸۷
  106. آدرس استفئائات امام ج ۱ ص ۱۰۸ صوال ۲۸۷
  107. استفائات ج ۱ ص ۱۰۹ سوال ۲۹۰
  108. عروه الوثقی ص ۷۹ مسئله ۱
  109. جامع المسائل ص ۱۴۹ سوال ۵۵۳
  110. آدرس عروه الوثقی ج ۱ ص ۶۵ مسئله ۸
  111. آدرس رساله امام مسئله ۱۰۴
  112. آدرس استفتائات امام ج ۱ ص ۹۹
  113. آدرس استفتائات امام ص ۹۹
  114. آدرس احکام جانبازان و بیماران ص ۲۰
  115. آدرس عروه الوثقی ج ۱ ص ۶۲ مسئله ۱۴
  116. آدرس رساله امام مسئله ۱۶
  117. صحیفه نور امام خمینی ج ۱۹ ص ۲۲۳
  118. اسفتائات آیه ا ... مکارم شیرازی سوال ۱۵۶۸
  119. استفتائات آیه ا. مکارم سوال ۱۶۶۶
  120. استفتائات رهبری
  121. استفتائات رهبری
  122. عروه الوثقی ص ۶ مسئله ۱۱
  123. آدرس استفتات امام ج ۱ ص ۱۷۴
  124. آدرس استفتات امام ج ۱ ص ۱۷۴
  125. آدرس استفتات امام ج ۱ ص ۱۷۴
  126. استفناء از مقام معظم رهبری حفظه الله
  127. استفتائات آیت ا ... مکارم شیرازی ص ۵۰۰ سوال ۱۶۷۴
  128. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اخلاق و احکام پزشکان و پرستاران، ۶جلد، دانشگاه علوم پزشکی لرستان - خرم آباد، چاپ: اول، ۱۳۸۹ ه.ش.
  129. رساله امام مسئله ۹۷۵
  130. همان مسئله ۹۷۳
  131. رساله امام مسئله ۹۶۹
  132. احکام جانبازان و بیماران ص ۱۶۸
  133. عروه الوثقی ص ۶۳۷ مسئله ۱۵
  134. احکام جانبازان و بیماران ص ۱۶۹
  135. احکام جانبازاان و بیماران ص ۱۳۰
  136. استفتانات امام ج ۱ ص ۱۳۳
  137. احکام جانبازان و بیماران ص ۱۳۳
  138. رساله نوین امام ج ۳ ص ۲۲۶
  139. رساله نوین امام ج ۳ ص ۲۲۶
  140. احکام جانبازان و بیماران ص ۳۱
  141. جامع المائل ص ۱۴۹ سو ال ۵۵۰
  142. جامع المسائل. ص ۱۴۹ سوال ۵۵۳
  143. از احکام روابط زن و مرد ص ۷۸ امام، گلپایگانی ارکی. استفائات
  144. رساله امام مسئله ۹۷۱
  145. عروه الوثقی ص ۶۴۰ مسئله ۲۳
  146. تحریر الوسیله ص ۱۶۴ مسئله ۷
  147. همان
  148. رساله امام مسئله ۹۷۱
  149. رساله امام مسئله ۱۰۷۰