کتابخانه:اخلاق عبادی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اخلاق عبادی)
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاق عبادی
مشخصات کتاب
Akhlaghe ebadi-elhami niya.jpg
نویسنده علی اصغر الهامی نیا
موضوع اخلاق اسلامی
ناشر موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع)
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۷۵
زبان فارسی

محتویات

مقدّمه

- بدیهی است که (اخلاق ) و (عبادت ) در یکدیگر تاءثیر متقابل دارند، به این بیان که از یکسو اخلاق نیکو، سبب پیدایش و تقویت روحیه پرستش در فرد می‌گردد و از سوی دیگر، یکی از آثار قطعی عبادت حق ، تهذیب نفس ، یا آراسته شدن به صفات زیبا و پیراسته شدن از خصلتهای زشت است . بطور مثال ؛ قرآن مجید چنین اثری را برای عبادتهایی مثل نماز، روزه و زکات ، بدیهی دانسته ، می‌فرماید:

(اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ)[۱]

همانا نماز (آدمی را)، از فحشا و منکر، باز می‌دارد.

(خُذْمِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْبِها)[۲]

از ثروتهایشان صدقه (زکات ) بستان تا به وسیله آن ، آنان را پاک سازی و پرورش دهی ! شهید مطهری در این رابطه می‌نویسد:

(... در عبادت ، خارج شدن از محدوده کوچک خودی ، خارج شدن از محدوده آمال و تمنیّات کوچک ، محدود و موقّت هست ، و به عبارت دیگر؛ درعبادت ، انسان از دایره تمنیّات و آمال کوچک ، خارج می‌شود، در عبادت التجاهست ، انقطاع هست ، در عبادت ، واقعاً انسان از محدوده خود خواهیها، خود پرستیها، آرزوها، تمنیّها وامور کوچک پرواز می‌کند و بیرون می‌رود... بزرگترین ، شریفترین ، باشکوهترین و با عظمت‌ترین حالت انسان ، آن حالت پرستشانه‌ای است که به خود می‌گیرد.)[۳] - همان گونه که روشن است برخی از صفات زشت یا زیبای اخلاقی ، در ظاهر، رابطه بیشتری با عبادات دارند و نیز، رعایت برخی از آداب و مسائل اخلاقی در مورد بعضی عبادات ضروری تر به نظر می‌رسد که بخش مهمّی از (اخلاق عبادی ) را نیز تشکیل می‌دهند.

- در جزوه حاضر سعی شده تا حدودی به این مساءله پرداخته و گوشه‌ای از آثار اخلاق و عبادت در یکدیگر و همین طور بخشی از آداب و سنن نیکوی عبادی مطرح شود، تا به خواست خدا عبادات واخلاقمان ، نیکوتر گردد. مرکز تحقیقات اسلامی

معاونت متون آموزشی

درس اوّل

عبادت ، هدف خلقت

حقیقت عبادت

الف مفهوم عبادت

عبادت ، اظهار بندگی و نیاز در پیشگاه خداوند تعالی و بیان خواستها و تقاضای تکامل از درگاهش و تقدیس ذات مقدس اوست .

(در لغت به معنای افتادگی و ذلّت است و به همین دلیل برای غیر خدا پسندیده نیست .)[۴] و در اصطلاح : (مراقبت بر افعال و اوامری است که خداوند فرمان داده است .)[۵]

شهید مطهری در زمینه اهمیت و نقش عبادت می‌گوید:

(عبادات برای این مقرر شده که مردم ، مقنّن قانون را فراموش نکنند و ارتباطشان همواره با او برقرار باشد و به یادشان باشد که خدایی دارند و مراقب آنهاست و همان خداست که قانون عادلانه را میان آنها وضع کرده است.) [۶]

ب اقسام عبادت

عبادات را با یک نگاه می‌توان به سه نوع تقسیم کرد:

۱ برخی جنبه عبادی محض دارد و باید با (قصد قربت ) انجام گیرد و گرنه باطل است . مانند؛ غسل ، وضو، نماز، روزه ، حجّ، خمس ، زکات و مانند آن .

۲ برخی دیگر کارهایی است که اگر به قصد تقرّب به خدا انجام گیرد، عبادت محسوب شده و اجر بیشتری دارد. مانند امر به معروف و نهی از منکر و تاءمین نفقه برای خانواده ... .

۳ قسم سوّم ، جهت دادن هر ترک و فعلی به سوی کسب رضای الهی است که در این صورت همه کارهای انسان عنوان عبادت پیدا می‌کند. چنانکه رسول اکرم (ص ) به روزه داران ماه رمضان نوید داده است :

(نفسهایتان در این ماه ، تسبیح خدا و خوابتان در آن ، عبادت است .)[۷]

همچنین کارهایی از قبیل نگاه کردن به چهره عالم و پدر و مادر یادگیری مسائل دینی ، اندیشیدن و تفکر، ادای حق مومن ، خاموشی و ... نیز عبادت شمرده شده است. [۸] رسول خدا (ص ) فرمود:

(ما یَتَقَرَّبُ إِلَیَّ عَبْدی بِمِثْلِ اءَداءِ مَا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ...)[۹]

هیچ عملی همچون انجام واجبات بنده رابه من نزدیک نمی‌کند.

امیرمؤ منان علی (ع ) نیز با دیدگاه دیگری عبادت را به سه نوع تقسیم کرده است :

۱ عبادت تجاری .

۲ عبادت از روی ترس .

۳ عبادت عاشقانه . [۱۰]

ج ارزش عبادت

عبادت وبندگی در برابر پروردگار متعال ، مایه پرهیزگاری و تقرّب به ذات اقدس الهی است . قرآن کریم می‌فرماید:

(یا اءَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)[۱۱]

ای مردم پروردگارتان را که شما و پیشینیانتان را آفریده بپرستید، شاید با تقوا شوید.

هر چه انسان در مسیر عبادت خدا گام بردارد، نزد خدا وخلق محبوبتر و با ارزشتر می‌شود. به عبارت دیگر، در جهان آفرینش ، معیار ارزش گذاری مخلوقات ، کرنش و عبادت است و هر چه انسان از راه عبادت ، کوچکی و وابستگی خویش را به خداوند نشان دهد از عزّت و آزادگی بیشتری برخوردار می‌گردد. امام صادق (ع ) فرمود:

(امام حسین (ع ) نزد یارانش آمد و فرمود: خداوند متعال ، بندگان را جز برای اینکه او را بشناسند نیافرید، وقتی آنان خدا را شناختند او را می‌پرستند و هر گاه او را بپرستند از پرستش دیگران بی نیاز خواهند بود.)[۱۲] بنابراین راز و ارزش عبادت در این است که انسان را از تمام مخلوقات خدابی نیاز کرده ، او را در اوج آزادگی و عزّت ، وابسته به ذات مقدس خدا نگه می‌دارد که عین رستگاری است ، چنان که امیر مؤ منان علی (ع ) (ع ) فرمود:

(اَلْعِبادَةُ فَوْزٌ)[۱۳]

عبادت فوز و رستگاری است .

هدف خلقت در قرآن

خداوند در آفرینش انسان هدف بسیار مهمی را دنبال کرده است . قرآن کریم آن هدف مهم را چنین معرفی می‌کند.

(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدوُنِ)[۱۴]

جن و انس را جز برای پرستیدن و عبادتم نیافریدم .

چنان که گذشت ، انسان با پرستش خدا، ارج و منزلت خویش را بالا می‌برد و گرنه روشن است که ذات مقدّس خدا کمترین نیازی به عبادت ندارد.

از این رو، خداوند در ابتدای آفرینش انسان ، از او پیمان می‌گیرد که در مسیر عبادت او که (صراط مستقیم ) است ، گام بردارد و جز او را نپرستد که آن راه شیطان است . خدای تعالی در قرآن مجید می‌فرماید:

(اءَلَمْ اءَعهدْ إِلَیکمْ یابنی ادَمَ اءَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوُّمُبینٌ وَ اءَنِ اعْبُدُونی هذا صِراطٌ مُسْتَقیمٌ)[۱۵] ای فرزندان آدم ! آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا او دشمن آشکار شماست و مرا عبادت کنید که راه راست همین است ؟

خداوند سبحان در این آیه ضمن این که انسان را از عبادت و اطاعت شیطان منع می‌کند، هدف و غایت زیستن را عبادت واطاعت از خود می‌داند و پیمان و قانون خلقت را شاهد می‌آورد که باید انسانها عبودیت خدا را بر بندگی غیر خدا مقدم بدارند و دلیلش را درست بودن این راه می‌داند[۱۶]

هدف خلقت در روایات

در احادیث و سخنان پیشوایان معصوم : نیز هدف از خلقت انسان ، عبودیت و بندگی وی نسبت به خدای مقتدر عنوان شده است .

حضرت امیر(ع ) ضمن بیان مراتب توحید فرمود:

(اَلَّذی خَلَقَ الْخَلْقَ لِعِبادَتِهِ وَ اءَقْدَرَهُمْ عَلی طاعَتِهِ...)[۱۷]

خداوند، مخلوقات را برای عبادتش آفرید و آنان را بر فرمانبرداری ازخود، توانا ساخت . امام صادق (ع ) در جواب فردی که پرسید: خدا مردم رابرای چه آفرید؟ پاسخ داد:

(إِنَّ اللّهَ تبارَکَ وَ تعالی لَمْ یخلُقْ خلْقهُ عبثاً وَ لَمْ یَتْرُکْهُمْ سُدًی بَلْ خَلَقَهُمْ لاِِظْهارِ قُدْرَتِهِ وَ لِیُکَلِّفَهُمْ طاعَتَهُ فَیَسْتَوْجِبُوا بِذلِکَ رِضْوانَهُ، وَ ما خَلَقَهُمْ لِیَجْلِبَ مِنْهُمْ مَنْفَعَةً وَ لا لِیَدْفَعَ بِهِمْ مَضَرَّةً بَلْ خَلَقَهُمْ لِیَنْفَعَهُمْ وَ یُوصِلَهُمْ إِلی نَعیمِ الاَْبَدِ)[۱۸]

خداوند، مخلوقات را بیهوده و بی هدف نیافرید و آنان را به حال خود رها نکرد، بلکه آنان را آفرید تا قدرتش را آشکار کند و آنها را به اطاعت خویش مکلّف سازد تا بدین وسیله ، رضایت خدا را حاصل نمایند وآنها راخلق نکرد تا از آنان سود ببرد یا به وسیله آنها ضرری از خود دور کند، بلکه آنان را آفرید تا به آنها بهره داده ، به نعمت جاویدشان برساند.

با اندکی دقّت در آفرینش خود و جهان در می‌یابیم که آفرینش ما از روی لطف و بزرگواری (اللّه ) بوده است ؛ زیرا او قدرت و خیر مطلق است و ذات مقدّسش از هر گونه نیازی پاک است . از طرف دیگر، هستی هر موجودی ، فیض و مرحمتی است که از جانب او به آن موجود می‌رسد. پس سپاس ، آن یگانه‌ای را که انسان را به موهبت (معرفة اللّه ) گرامی داشت و در حدیث قدسی فرمود:

(کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِیّاً فَاءَحْبَبْتُ اءَنْ اءُعْرَفَ وَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ اءُعْرَفَ)[۱۹]

من گنجی پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، خلایق را آفریدم تا مرا بشناسند. دراینجا نیزهدف خلقت ، معرفت به خدا عنوان شده است ؛ زیرا شناخت و معرفت ، اساس عبادت وبندگی خداست .

خلاصه درس

- عبادت به معنی افتادگی و اظهار خضوع و کوچکی در پیشگاه قادر مطلق است و این حالت دربرابر غیر خدا سزاوار نیست ، چون فقط خداوند است که عاری از هر نقص و عیب می‌باشد.

- در روایات اسلامی عبادت از سه حال خارج نیست یا از ترس جهنم است یا به طمع بهشت یا به دلیل عشق و محبّتی که عابد به خدا دارد که نوع سوم از همه برتر است .

- قرآن هدف از خلقت بشر را عبادت و ستایش خالق متعال می‌داند و هشدار می‌دهد که غیر خدا را پرستش نکنید و به راه شیطان قدم نگذارید و از او اطاعت مکنید.

- در روایات نیز هدف خلقت انسانها عبادت وبندگی خدا معرفی شده تا بدین وسیله از گمراهی و انحرافات دیگر نجات یابند.

پرسش

۱ عبادت را معنا کنید.

۲ انواع عبادت را بیان کنید.

۳ قرآن هدف از خلقت را چگونه بیان می‌کند؟

۴ امام حسین (ع ) به اصحاب خود در باره هدف خداوند از آفرینش چه فرمود؟

درس دوّم

عبادت و کمال انسانی

مفهوم کمال

کمال در لغت ، به معنای تمام شدن ، کامل شدن ، تمام و آراستگی صفات است .[۲۰] و در اصطلاح ، به این معنی است که در ساختمان وجودی انسان ، بُعدی بی نهایت قرارگرفته که انسان می‌تواند با گام برداشتن در راه خدا به (اعلی علییّن ) برسد. چنان که قرآن مجید در مورد پیامبراکرم (ص ) می‌فرماید:

(ثُمَّ دَنا فَتَدَلّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ اءَوْاءَدْنی )[۲۱] سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد تا به قدر دو کمان یا نزدیکتر.

شهید مرتضی مطهری می‌نویسد:

(ما در زبان عربی ، دو کلمه داریم (کمال ) و (تمام ) که نزدیک به یکدیگر هستند. انسان تمام می‌تواند کامل و کاملتر باشد، تا به آن حدّ نهایی برسد که از آن بالاتر دیگر انسانی وجود ندارد، این را می‌گوییم انسان کاملِ کامل ، که دیگر حد اعلای انسانیت است .)[۲۲]

کمال یابی در پرتو عبادت

تمام برنامه‌های دینی و الهی برای تکامل انسان پایه گذاری شده است . هدف واقعی عبودیت و بندگی و فلسفه عبادتهای ما که خود، کلاسهای تربیتی هستند، تکامل انسان است .

کمال انسانی ابعاد مختلفی دارد مانند کمال عرفانی ، کمال عبادی ، کمال سیاسی و کمال اخلاقی که در پرتو عبادت الهی فراهم می‌شود، چرا که انسان وقتی به مقام بندگی خدا توجّه کرد. خلایق را آفریده‌های او می‌داند و لطف و رحمت و رفتار نیکو نسبت به آنها را وظیفه بندگی خویش ‍می‌شمارد و انس و الفت با آنها را راه وصول به بندگی می‌داند، همینطور به فرمانهای الهی در مسائل اخلاقی عمل می‌کند؛ پس بنده خدا به اخلاق الهی متخلق می‌شود و اعضا و جوارحش کاری خدایی انجام می‌دهند.

امام باقر(ع ) فرمود:

(خدای عزّوجل فرموده است : هیچ بنده‌ای به وسیله چیزی ، نسبت به من تقرب نجسته که محبوبتر از انجام فرایض باشد و او با انجام نمازهای مستحب تا آنجا به من نزدیک می‌شود که او را دوست می‌دارم . وقتی او محبوب من شد، من گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و زبان او می‌گردم که با آن سخن می‌گوید و دست او می‌شوم که با آن می‌زند. هر گاه مرا بخواند او را اجابت می‌کنم و اگر چیزی از من بخواهد بدو می‌بخشم .)[۲۳]

عبادت و اطاعت از خدا سبب می‌شود که انسان با قدرت الهی صداهایی را که با نیروی عادّی نمی‌شنود، بشنود و صورتهایی را که دیدگان عادّی را یارای دیدن آن نیست ، ببیند. امام خمینی (ره ) می‌فرماید:

(... شما ملاحظه کردید که در قرآن شریف و همین طور در نماز وقتی که (تشهد) نماز را می‌خوانید نسبت به رسول اکرم (ص ) (عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ) عبد را بر رسالت مقدم داشتند و ممکن است که اصل این به این اشاره باشد که از کانال عبودیت به رسالت رسیده است ، از همه چیز آزاد شده است ، و عبد شده است ، عبد خدا نه عبد چیزهای دیگر.)[۲۴]

پس باید اذعان کرد که تنها راه رسیدن به کمال انسانی که همان نزدیکی به پروردگار است بندگی و عبودیت است که در بستر (صراط مستقیم ) و با عنایت و مدد الهی انجام می‌گیرد.[۲۵]

بنابر این (عبادت ) و (کمال ) لازم وملزوم یکدیگرند و به عبارتی ، هر یک در دیگری تاءثیر متقابل دارد. بدین ترتیب ، انسانی که در مسیر تکامل گام نهاده است به عبادت پروردگار می‌پردازد و هر چه عبادت بیشتر و بهتر انجام گیرد تکامل سرعت می‌یابد و هر چه انسان کاملتر گردد، عبادت و بندگی نیز افزون می‌شود و هر چه در این مسیر کوشش نماید، خدایی تر می‌شود، بگونه‌ای که اندیشه ، گفتار و کردار او رنگ خدایی می‌گیرد که در بخش دیگر به ترسیم آن خواهیم پرداخت .

ویژگیهای انسان کامل

قرآن مجید با عنوان زیبای (عِبادُ الرَّحْمنِ) بندگان خدای رحمان با چنین ویژگیهایی معرفی می‌کند:

الف فروتنی

تواضع و فروتنی یکی از ویژگیهای انسان کامل است . قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلیَ الاَْرْضِ هَوْناً)[۲۶]

بندگان خدای رحمان کسانی اند که با تواضع بر روی زمین راه می‌روند.

ب حلم و بردباری در برابر جاهلان

نشانه دیگر انسان کامل ، مدارا با مردم ، بویژه طبقه جاهل و نادان است . قرآن کریم می‌فرماید:

(... وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)[۲۷]

وچون جاهلان آنان را مخاطب سازند (با بزرگواری عبورکنند) وسخنان مسالمت آمیز گویند. مردی بادیه نشین از قبیله (بنی سلیم ) خدمت پیامبر(ص ) رسید و با کمال جسارت گفت :

تو همان جادوگر دروغگویی هستی که آسمان بر کسی دروغگوتر از تو، سایه نیفکنده و زمین دربر نداشته است !

عمر در این لحظه خواست او را بکشد پیامبر (ص ) فرمود:

(عمر بنشین ! حلم و بردباری به اندازه‌ای نیکوست که شایسته است افراد حلیم و بردبار پیامبر باشند.)[۲۸]

می‌بینیم رسول اکرم (ص ) در اوج قدرت و توانایی ، نسبت به آن مرد گستاخ با حلم و بردباری برخورد می‌کند و قدرت و شوکت آن حضرت سبب انتقامجویی و برتری طلبی نمی‌گردد.

ج عبادت در دل شب

سومین ویژگی عابدان کمالجو، راز و نیازهای عاشقانه آنها در دل شب است . قرآن کریم می‌فرماید:

(...وَ الَّذینَ یَبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً)[۲۹]

و آنان که شب را در سجده یا در قیام برای پروردگارشان به صبح می‌آورند.

چنین کسانی از سوی رسول خدا(ص ) با لقب (اشراف ) توصیف شده‌اند، آنجا که فرمود:

(اءَشْرافُ اءُمَّتی حَمَلَةُ الْقُرْانِ وَ اءَصْحابُ اللَّیلِ)[۳۰]

اشراف امّت من ، حاملان قرآن و شب زنده داران هستند.

د دعا برای رفع عذاب جهنم

(وَ الَّذینَ یقولُونَ رَبَّنا اصرِفْ عناعذابَ جهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرّاً وَ مُقاماً)[۳۱]

آنان که می‌گویند: ای پروردگارما، عذاب جهنم را از ما بگردان ، زیرا عذاب جهنم ، مهلک و دایمی است . جهنم بد قرارگاه و بد مکانی است .

ه‍ میانه روی در انفاق

انسانهای کامل هنگام بخشش خسیس نیستند و ریخت و پاش و اسراف هم در کارشان نیست .

(وَ الَّذینَ إِذا اءَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً)[۳۲]

و آنان که چون انفاق می‌کنند اسراف نمی‌کنند و خسّت نمی‌ورزند بلکه میان این دو، راه اعتدال را می‌گیرند.

و اخلاص

ویژگی دیگر رهایی از بندهای اسارت و وابستگی به غیر خدا و رسیدن به توحید خالص است که آنها را از هر گونه شرک دور می‌سازد. قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ الَّذینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللّهِ إ لهاً اخَرَ)[۳۳]

و آنان که با خدای یکتا خدای دیگری را نمی‌خوانند.

مقام اخلاص یکی از عالیترین مراحل تکامل و سیر و سلوک است .

اخلاص دارای درجاتی است که پایین‌ترین مرتبه اش این است که انسان عبادتهایش را از شرک و ریا و خودنمایی خالص نماید و فقط برای خدا انجام دهد. ارزش عمل به نیت پاک و خلاصی ازشرک و ریاست . رسول خدا (ص ) به ابوذر فرمود:

(یااءَباذَزٍّ إِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی لا یَنْظُرُ إِلی صُوَرِکُمْ وَلا إِلی اءَمْوالِکُمْ وَ لکِنْ یَنْظُرُ إِلی قُلُوبِکُمْ وَ اءَعْمالِکُمْ)[۳۴]

ای اباذر! خداوند به صورتها ومالهای شما نگاه نمی‌کند، بلکه به قلبها و عملهای شما نظر می‌کند.

آنچه خواندید، تنها برخی از صفات کمال بندگان شایسته خدا بود که در چند آیه از قرآن آمده است . وقتی قرآن مجید، بندگان خدای رحمان را دارای چنین کمالاتی معرفی می‌کند از آن برداشت می‌کنیم که عبادت با کمال ، رابطه‌ای مستقیم دارد و کمالجویان واقعی از راه پرستش به آرمان خویش نایل می‌شوند و پرستشگران حقیقی نیز صفات زیبای انسانی را در خود تقویت می‌نمایند تا به مقام والای عبودیت ، که همان کمال انسانی است برسند.

به امید آنکه ما نیز در چنین مسیری گام برداریم ان شااللّه .

خلاصه درس

- انسان می‌تواند با گام برداشتن در راه خدا به اوج کمال برسد.

- تمام برنامه‌های دینی و الهی برای تکامل انسان پایه گذاری شده است .

- عبادت سبب می‌شود انسان به مقامی بس والا برسد، چنان که پیامبرگرامی اسلام از راه عبودیت به رسالت و اوج کمال نایل گشت .

- انسان کامل ویژگیهای زیادی دارد که می‌توان از: فروتنی ، بردباری در برابر جاهلان ، عبادت در دل شب ، میانه روی در انفاق و اخلاص نام برد مقام اخلاص یکی از عالیترین مراحل تکامل و سیر و سلوک است .

پرسش

۱ معنای لغوی و اصطلاحی کمال را بنویسید.

۲ حقیقت عبودیت چیست ؟ توضیح دهید.

۳ چرا کلمه (عبده ) بر کلمه (رسوله ) مقدم است ؟

۴ چهار ویژگی از ویژگیهای انسان کامل را بنویسید.

درس سوّم

نظم و اعتدال در عبادت

نظم و اعتدال و اهمّیّت آن

نظم در لغت ، آراستن و درست کردن و میزان کردن چیزی را گویند.[۳۵]

نظم پدیده‌ای است که آفرینش موجودات با آن شکل گرفته و خداوند دانا جهان را بر اساس آن بنا کرده است ، بطوری که یکی از دانشمندان می‌نویسد:

(در جهان هستی ، تاآنجا که عقل و دانش بشر از روی آن پرده برداشته است ، به جز نظم و دقت چیزی وجود ندارد.)[۳۶]

چنین نظمی را (نظم تکوینی ) می‌نامیم که بر سراسر جهان آفرینش از (اتم ) گرفته تا بزرگترین کهکشانها، حاکم و خدشه ناپذیر است .

نوع دیگر نظم یعنی (نظم تشریعی ) نیز مورد تاءیید اسلام قرار دارد که هم در قوانین خود آن را مراعات کرده و هم از پیروانش خواسته است تا در همه کارهای فردی یا اجتماعی خود، آن را مراعات نمایند.

حضرت امیر(ع ) در بستر شهادت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمود:

(اوُصیکُما وَجَمیعَ وُلْدی وَ اءَهْلی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتابی بِتَقْوَی اللّهِ وَ نَظْمِ اءَمْرِکُمْ)[۳۷]

شما و همه فرزندان و خانواده‌ام و هر کس که نوشته‌ام به او برسد را به تقوای الهی و نظم در کارتان سفارش می‌کنم .

چنین سفارشی در آن موقعیت و از زبان امیر مؤ منان علی (ع ) آن هم در کنار تقوای الهی ، نشانگر اهمیت ویژه نظم و برنامه ریزی در کارهای فردی و اجتماعی است که پیروان واقعی اسلام ناب محمدی (ص ) باید آن را مراعات کنند.

اصولاً اسلام از پیروان خویش خواسته تا همه امور زندگی خود را منظم سازند، از این رو تقسیم ساعات شبانه روز را چنین مطرح می‌سازد؛ امام کاظم (ع ) می‌فرماید:

(اِجتهدُوا فی اَنْ یکُونَ زَمانُکُمْ اَرْبَعَ ساعاتٍ: ساعَةٌ لِمُناجاةِ اللّهِ وَ ساعَةٌ لاَِمْرِالْمَعاشِ وَ ساعَةٌ لِمُعاشَرَةِ الاِْخْوانِ وَ الثِّقاتِ الَّذینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فیِ الْباطِنِ وَ ساعَةٌ تخلَوْنَ فیها لِلَذّاتکمْ فی غیرِ محرَّمٍ وَ بهذِهِ الساعةِ تقدِرُونَ عَلَی الثَّلاثِ ساعاتٍ ...)[۳۸]

سعی کنید که اوقات شما (در شبانه روز) چهار بخش باشد: بخشی برای مناجات ، بخشی دیگر جهت کار و تلاش ، بخش سوم جهت معاشرت با برادران و مردمان مورد اعتماد که عیوبتان را به شما می‌نمایانند، در حالی که در این عمل اخلاص دارند و بخش آخر را هم به لذتهای حلال اختصاص ‍دهید، زیرا با این بخش ، بر انجام تکالیف و وظایف آن سه بخش دیگر توانا می‌شوید... .

بر این اساس ، بایستی بر سراسر زندگی یک مسلمان ، نظمی دقیق حاکم باشد که در اینجا به بخشی از نظم در عبادت می‌پردازیم :

نظم در عبادت

برای مسلمانان ، نماز صبح قرار داده شده تا همه پس از طلوع سپیده صبح از خواب برخیزند و در آغاز کار روزانه ، رو به سوی خدا آورند. سپس با رسیدن خورشید به وسط آسمان ، دست از کار شسته رو به درگاه معبود آورند، مبادا کار روزانه آنان را از خدا غافل سازد. هنگام عصر و آغاز کار وتلاش بعد ازظهر نیز باید دست نیاز به آستان بی نیاز دراز کنند سپس به کار معمول روزانه روی آورند. هنگام آغاز شب به عنوان سرفصل جدیدی در شب و روز، بار دیگر به نماز (مغرب ) می‌ایستند و در نهایت فعالیتهای روزانه با گزاردن نماز عشا و سرساییدن در آستان ایزد یکتا به خواب می‌روند.

به جا آوردن نمازهای واجب شبانه روزی ، نظم خاصّی به زندگی نمازگزار می‌بخشد، بویژه اگر این نمازها باتاءکیدی که اسلام دارد به جماعت خوانده شود.

به علاوه ، هفته‌ای یک بار، همه اهل یک شهر به نقطه اجتماع ، فراخوانی می‌شوند تا همه با هم ، مطابق برنامه مخصوصی از مسایل اجتماعی ، سیاسی ، اخلاقی و حوادث هفته با خبر شوند و به ذکر و شکر الهی بپردازند.

نمازهای دو عید بزرگ اسلامی فطر و قربان نیز به نوبه خود، دو فراخوانی عمومی است که سالانه مسلمانان را برای دو اجتماع سیاسی عبادی بزرگ گرد هم می‌آورد و با نظم و شکوه خاصی برگزار می‌شود و مسلمانان ، رو به سوی خدا آورده ، یکپارچه به رکوع و سجود و قیام و قعود می‌پردازد.

همچنین همه مسلمانان هر ساله با مشاهده هلال ماه مبارک رمضان ، روزه می‌گیرند و با دیدن هلال ماه شوال افطار می‌کنند. آغاز و انجام روزه نیز، طلوع سپیده صبح و مغرب است که دقیقه‌ای پس از آن و پیش از این ، خوردن و آشامیدن ، حرام است ، که خود نظمی دقیق است .

کنگره بزرگ و سالیانه (حج ) نیز نمودار نظم زیبای اسلامی است ؛ همه حاجیان بابستن (احرام ) متحدّالشکل از (میقات ) به سوی (مکّه ) حرکت می‌کنند، سپس با نظمّی خاصّ، طواف ، نماز، سعی و تقصیر به جای می‌آورند و (عمره ) رابه پایان می‌برند. سپس با احرام بستن مجدّد راهی عرفات و مشعر می‌شوند و با وقوف منظم در هر یک از آن سرزمینهای مقدّس ، به سوی مناحرکت می‌کنند و پس از انجام منظم اعمال مناو بیتوته در آنجا دوباره در ساعت معینّی از منا خارج می‌شوند و طواف و سعی را نیز مجدّداً به همان ترتیب انجام می‌دهند.

اعتدال در عبادت

همان طور که سستی و بی توجهی نسبت به عبادات نافرمانی خداوند را در پی دارد. افراط و زیاده روی نیز نتیجه مطلوب نخواهد داشت ، زیرا ممکن است در بعضی افراد موجب سرخوردگی و دلزدگی و انحراف و سستی عقیده گردد.

امام صادق (ع ) از رسول خدا (ص ) نقل می‌کند که فرمود:

(اءَلااِنَّ لِکلِّ عبادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصیرُ إِلی فَتْرَةٍ، فَمَنْ صارَتْ شِرَّةُ عِبادَتِهِ إِلی سُنَّتی فَقَدِ اهْتَدی وَمَنْ خالَفَ سُنَّتی فَقَدْ ضَلَّ وَ کانَ عَمَلُهُ فی تَبابٍ. اءَما إِنّی اءُصَلّی وَ اءَنامُ وَ اءَصُومُ وَ اءَفْطُرُ وَ اءَضْحَکُ وَ اءَبْکی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهاجی وَ سُنَّتی فَلَیْسَ مِنّی )[۳۹] هر عبادتی را نخست شور و شوقی است که پس از چندی به سستی می‌گراید. کسی که نشاط و شوق عبادتش به سوی سنت و طریق من ختم گردد، هدایت یافته است و اگر در جهت مخالف رویّه من باشد گمراه خواهد شد و عملش نابود است . آگاه باشید که من نماز می‌گزارم و می‌خوابم ، روزه می‌گیرم و افطار می‌کنم ، می‌خندم و می‌گریم . بنابر این هر کس از راه و روش من کناره گیرد از امت من نیست .

امام صادق (ع ) در مورد اینکه افراط و زیاده روی در عبادت موجب دلسردی و انحراف می‌گردد، داستانی از فردی تازه مسلمان ، بدین گونه نقل می‌کند: ( مرد مسیحی در همسایگی یک مسلمان زندگی می‌کرد و بر اثر تعریف و تبلیغ مرد مسلمان آن مسیحی به اسلام گرایش پیدا کرد و مسلمان شد. شب فرا رسید و هنگام سحر همسایه مسلمان به سراغ مرد تازه مسلمان آمد، در زد و او را از خواب بیدار کرده ، به نماز شب و عبادت فرا خواند مرد برای اولین بار وضو گرفت و همراه مرد مسلمان به مسجد رفت و تا صبح مشغول عبادت و نماز شد پس از نماز، مرد تازه مسلمان خواست به خانه برود، آن مرد مانع شد و گفت : خوب است به تعقیب نماز و خواندن قرآن مشغول شویم و اگر نیت روزه کنی و روزه مستحبی بگیری خوب است . پس از مدتی خواست به خانه برود، مرد گفت :

چیزی به ظهر نمانده و او را نگه داشت تا نماز ظهر و سپس عصر را خواندند و باز مرد تازه مسلمان خواست به خانه اش برود. مرد مسلمان گفت : صبر کن تا غروب نمازمغرب و عشا را نیز بخوانیم . خلاصه او را تا آخر شب نگه داشت و هر دو خسته به خانه برگشتند. شب دیگر وقت سحر شد. مرد مسلمان باز به در خانه تازه مسلمان آمد و از او خواست برای مسجد آماده شود. آن مرد تازه مسلمان گفت : من همان دیشب از اسلام استعفا دادم . من مرد فقیری هستم و کار می‌کنم برو یک فرد بیکار پیدا کن که بتواند همیشه مشغول عبادت باشد.)

امام صادق (ع ) پس از نقل این حکایت فرمود:

به این ترتیب آن مرد عابد سختگیر کسی را که وارد اسلام کرده بود، از اسلام خارج کرد... [۴۰]

و نیز آن حضرت فرمود:

در سنین نوجوانی ، در حالی که از شدّت عبادت عرق از سر و صورتم می‌ریخت ، به طواف خانه خدا مشغول بودم . در این حال پدرم مرا دیده و فرمود: جعفر! پسرم ، (اینقدر خودت را در زحمت نینداز) هر گاه خداوند بنده‌ای را به دوستی با خود برگزیند، او را وارد بهشت می‌کند و عبادت کم او را می‌پذیرد. (در عوض پاداش بزرگ و زیاد به او عطا می‌کند).[۴۱]

ناگفته نماند که معیار میانه روی در عبادت برای هر کس فرق می‌کند و بستگی به توان و ظرفیت جسمی و روحی هر فرد دارد بطور مثال :

رسول خدا(ص ) آن قدر ایستاده نماز می‌خواند که پاهایش ورم می‌کرد.[۴۲]

حضرت امیر(ع ) هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواند.[۴۳]

البته آن بزرگواران با افراد دیگر تفاوت دارند. این قبیل عبادات برای آنان افراط نبود. آنها توان آن را داشتند و از چنان ایمان و معرفتی برخوردار بودند که نه تنها چنین عبادتی آنان را خسته و افسرده نمی‌کرد، بلکه هر چه بیشتر عبادت می‌کردند، شادابتر و خوشحالتر بودند.

بنابراین ، اگر امیر مؤ منان (ع ) می‌فرماید: (وَ اقْتَصِدْ فی عِبادَتِکَ)[۴۴]در پرستش ‍خدا معتدل باش ، در حالی که خود، هزار رکعت نماز می‌خواند نسبت به مقام و ظرفیت خود، افراط نکرده است .

مداومت واستمرار

نظر اسلام درباره عبادت این است که استمرار یابد گرچه آن عمل کم و کوتاه باشد، به این معنا که اگر مسلمانی ذکر، دعا، نماز، تعقیب نماز وامثال آن را شروع کرد، آن را ادامه دهد، تا دلش صیقل خورده ، روحش صفا یابد. امام سجاد(ع ) فرمود:

(من دوست دارم عمل (عبادت ) را ادامه دهم ، گرچه کم باشد.)[۴۵]

راز این مطلب را امام محمّد باقر(ع ) این گونه بیان می‌کند:

(اءَحَبُّ الاَْعْمالِ إِلیَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ماداوَمَ عَلَیْهِ الْعَبْدُ وَ إِنْ قَلَّ)[۴۶]

محبوبترین کارها نزد خداوند عزّوجّل ، کاری است که استمرار داشته باشد، گرچه اندک باشد.

بنابراین ، زیبنده است که مؤ من در حدّ توان و فرصت و با برنامه ریزی و نظم ، علاوه بر عبادتهای واجب ، عبادت مستحبی را به دلخواه برگزیند و آن را مدّتی ادامه دهد. امام صادق (ع ) فرمود:

(إِذا کانَ الرَّجُلُ عَلی عَمَلٍ فَلْیَدُمْ عَلَیْهِ سَنَةً ثُمَّ یَتَحَوَّلُ عَنْهُ إِنْ شاءَ إِلی غَیْرِهِ)[۴۷]

هر گاه شخصی وارد عبادتی شد، آن را تا یک سال ادامه دهد آن گاه اگر خواست وارد عبادت دیگری شود.

خلاصه درس

- نظم و اعتدال به معنای آراستن و مرتب کردن و میانه روی در هر چیزی است .

- نظم در عبادت مورد در خواست و دستور شارع مقدّس می‌باشد و پیشوایان اسلام به این مساءله توجّه زیادی داشتند.

- حضرت علی (ع ) به هنگام شهادت ، فرزندان و شیعیان خود را به نظم و دقّت در امور از جمله عبادت توصیه و سفارش کرد.

از جمله مصادیق نظم در عبادات یکی مقدّم دانستن امور اخروی بر امور دنیوی است ، زیرا یک فرد مؤ من و متدیّن آنچه برایش اهمیت دارد اطاعت و بندگی خدا و نزدیک شدن به اوست . و نیز اعتدال و میانه روی در عبادت از جمله سفارشهای دین است که نه آن قدر افراط کنیم که خسته شویم و نه کوتاهی کنیم که ترک عبادت به حساب آید.

پرسش

۱ منظور از نظم در عبادت چیست ؟

۲ امیر مؤ منان (ع ) پیرامون نظم چه فرموده است ؟

۳ چرا باید در هنگام عبادت شاداب باشیم ؟

۴ یک حدیث درباره استمرار عبادت ذکر کنید.

درس چهارم

اخلاص در عبادت

اخلاص در عبادت چیست ؟

اخلاص به معنی (خالص کردن ، ویژه کردن ، ارادت صادق داشتن ...) است .[۴۸]

بر اساس این معنی ، مخلص کسی است ، که طاعات و عبادات خود را از هرگونه آلودگی و آمیختگی به غیر خدا خالص کرده ، انگیزه‌ای جز تقرّب به درگاه خدا ندارد. از این رو، فقط به او دل می‌بندد و تعریف و تکذیب دیگران ، در نظرش یکسان است و هدف از عبادت ، جلب رضایت خالق است نه کس دیگر.

حضرت علی (ع ) در این باره فرمود:

(اَلْعِبادَةُ الْخالِصَةُ اءَنْ لا یَرْجُوَ الرَّجُلُ إِلاّرَبَّهُ، وَ لا یَخافُ إِلاذَنْبَهُ)[۴۹]

عبادت خالص آن است که مرد جز به پروردگارش امید وار نبوده و جز از گناه خویش نهراسد.

امام صادق (ع ) فرمود:

(لا یصیرُ الْعبدُ عبداً خالِصاً لِلّهِ عزَّوَجلَّ حتی یصیرَ الْمدْحُ وَ الذَّمُّ عندَه سَواءً...)[۵۰]

انسان ، بنده خالص خدای بزرگ نمی‌شود تااینکه تعریف وتکذیب (دیگران ) در نظرش یکسان باشد.

ارزش و اهمّیّت اخلاص

اخلاص ، معیار ارزش عبادت ، مقامی از مقامات مقرّبان الهی و هدف دین است . هر کس ‍آن را یافت ، موهبتی الهی نصیبش گشته که به وسیله آن به مقامات بزرگی خواهد رسید. چرا چنین نباشد، در حالی که خداوند متعال ، بندگانش را به آن امر کرده ، می‌فرماید:

(فَادْعُوا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ)[۵۱]

خدا را بخوانید، در حالی که تنها برای او در دین اخلاص می‌ورزید، اگر چه کافران را ناخوش آید.

در سخنان پیشوایان معصوم ، تعابیر گوناگونی ، از قبیل بهترین عبادت ، ثمره عبادت ، غایت دین ، عبادت مقرّبان الهی و مانند آن درباره فضیلت اخلاص آمده است . در اهمیت اخلاص همین بس که شرط قبولی عمل است و اگر در عملی موجود نباشد، بی هدف و بی نتیجه خواهد بود. از این رو، علی (ع ) فرمود:

(مَنْ لَمْ یَصْحَبِ الاِْخْلاصُ عَمَلَهُ لَمْ یُقْبَلْ)[۵۲]

عمل هر کس که با اخلاص همراه نباشد، قبول نمی‌شود.

مراتب اخلاص

خالص کردن و پاکیزه نمودن عمل از غیر خدا مراتبی دارد. هر چه درجه اخلاص بیشتر باشد، عمل ارزش بیشتری نزد خدا پیدا می‌کند، به هدف و مقصد نزدیکتر شده و شخص را زودتر به کمال مطلوب خود می‌رساند و هر چه درجه اخلاص کمتر باشد، به همان اندازه از ارزش عمل کاسته شده و شخص از کمال مطلوب باز می‌ماند و از این رهگذر درجات مؤ منان در نزد خدا متفاوت خواهد بود، چنانچه پیامبراکرم (ص ) فرمود:

(بِالاِْخْلاصِ تَتَفاضَلُ مَراتِبُ الْمُؤْمِنینَ)[۵۳]

درجات مؤ منان به وسیله اخلاص برتری می‌یابد.

اینک برای رعایت اختصار، سه مرتبه ازمراتب اخلاص را ذکر می‌کنیم :[۵۴]

الف خالص کردن عمل ، به دلیل ترس از عذاب روز قیامت ، که گرچه عمل مخلصانه است ، اما این نوع عبادت ، عبادت بردگان است .

ب اخلاص در عمل ، برای رسیدن به بهشت و آنچه در آن است مثل حورالعین ، قصرهای بهشتی و مانند آن ؛ که این گونه مخلصانه عمل کردن نیز روشن اجیران است .

ج تصفیه عمل از هر نوع شایبه‌ای ، اعم از طمع به بهشت ، ترس از جهنم ، رضای مخلوق وجلب قلوب آنها، طمع به مقاصد دنیوی و مانند آن ، که فقط منظور رضایت خداست .

این مرتبه که بالاترین مراتب اخلاص می‌باشد، از آن کسانی است که غرق در محبت ، عظمت و جمال الهی هستند و خدا را سزاوار پرستش یافته ، عبادتش می‌کنند و این ، عبادت آزادگان است . [۵۵]

راه‌های کسب اخلاص

همان گونه که ذکر شد، اخلاص ، پاکیزه کردن عمل از هر گونه آلودگی به غیر خداست و انسان مخلص ، در انجام عمل محرّکی غیر از خداوند ندارد، فقط قصد تقرّب به خداست که او را به کار وا می‌دارد و بس . این حالت ، مقام بسیار بزرگی است و کسی می‌تواند، به آن برسد که غرق در محبّت خدا باشد، بحدّی که در دلش برای محبتهای دنیایی ، جایی نبوده و اگر از خوراک ، پوشاک ، مسکن و سایر امور مادی استفاده می‌کند، به خاطر لذّت بردن از آنها نباشد، بلکه به خاطر آن باشد که نیروی بیشتری برای عبادت خدا، به دست آورد.

حال چه کنیم که به این درجه از اخلاص برسیم ؟

در سخنان پیشوایان معصوم ، راه‌هایی برای رسیدن به اخلاص بیان شده که به اختصار ذکر می‌کنیم :

الف قطع طمع از غیر خدا

امام باقر (ع ) در این باره می‌فرماید:

(بنده ، پرستشگر واقعی خدا نمی‌شود، مگر آنکه از همه مخلوقات بریده و به او بپیوندد،آن گاه خداوند می‌فرماید: این عمل خالص برای من است و به کرمش آن را می‌پذیرد.)[۵۶]

ب افزودن بر علم و یقین

علی (ع ) در این باره فرمود:

(ثَمَرَةُ الْعِلْمِ إِخْلاصُ الْعَمَلِ)[۵۷]

اخلاص عمل ، ثمره و میوه علم است .

یعنی هر چه آگاهی انسان از حقایق هستی بیشتر شود و به عظمت خالق و ناچیزی خود علم پیداکند، اخلاص او بیشتر می‌شود. و نیز فرمود:

(اِخْلاصُ الْعَمَلِ مِنْ قُوَّةِ الْیَقینِ...)[۵۸]

اخلاص عمل از قوت یقین است .

ج کم کردن آرزوها

امیر مؤ منان در این زمینه فرمود:

(قَلِّلِ الاْ مالَ تُخْلَصْ لَکَ الاَْعْمالُ)[۵۹]

آرزوها را کم کن ، تا اعمالت خالص گردد.

د - پرهیز از گناه و هوای نفس

پیامبر اکرم (ص ) فرمود:

(تَمامُ الاِْخْلاصِ اجْتِنابُ الَْمحارِمِ)[۶۰]

دوری کردن از کارهای حرام کمال اخلاص است .

آثار اخلاص

اخلاص ، آثار ارزنده‌ای در سعادت انسان دارد که برخی از آنها به شرح زیر است :

الف تقرّب به خدا

حضرت علی (ع ) در این باره فرمود:

(تَقَرُّبُ الْعَبْدِ إِلیَ اللّهِ سُبْحانَهُ بِإِخْلاصِ نِیَّتِهِ)[۶۱]

نزدیک شدن بنده به خدای سبحان به سبب خالص کردن نیت اوست .

=ب امدادهای الهی

اثر دیگر رعایت اخلاص ، یاری ، پشتیبانی و امدادهای الهی در زندگی فرد مخلص است . حضرت فاطمه زهرا۳ فرمود:

(مَنْ اءَصْعَدَ إِلیَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اءَهْبَطَ اللّهُ إِلَیْهِ اءَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ)[۶۲]

کسی که عبادت خالصانه اش را به سوی خدا بالا بفرستد، خداوند بهترین مصلحتش را به سوی او فرو خواهد فرستاد.

ج بصیرت و حکمت

از دیگر آثار رعایت اخلاص ، اعطای روشن بینی ، بصیرت ، حکمت و معیار شناسایی حق و باطل از جانب خدا به فرد مخلص است ، بگونه‌ای که این اثر در تمام برخوردهای او به روشنی دیده می‌شود. چنانچه رسول خدا(ص ) فرمود:

(ما اءَخلَصَ عبدٌ لِلّهِ عزَّوَجلَّ اءَرْبعینَ صباحاً إِلاّ جرَتْ ینابیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلی لِسانِهِ)[۶۳]

هیچ بنده‌ای برای خدا چهل روز اخلاص نورزید، مگر اینکه چشمه‌های حکمت از قلب او، بر زبانش ‍جاری گردید.

همچنین حضرت علی (ع ) فرمود:

(عِنْدَ تَحقیقِ الاِْخْلاصِ تَسْتَنیرُ الْبَصائِرُ)[۶۴]

هنگام محقق شدن اخلاص ، دیدگاه‌ها نورانی می‌شوند.

د پیروزی و موفّقیّت

موفقیت در کارها، یکی دیگر از آثار اخلاص است . علی (ع ) در این باره فرمود:

(فی إِخْلاصِ النِّیّاتِ نَجاحُ الاُْمُورِ)[۶۵]

موفقیت در کارها، به خالص کردن نیتهاست .

ه‍ هیبت و شوکت

انسان مخلص بر اثر رعایت اخلاص ، چنان هیبتی به دست می‌آورد که حتی همه جنبندگان ، حیوانات وحشی و پرندگان نیز از هیبت و شوکت او می‌هراسند، چنانچه امام صادق (ع ) در این باره فرمود:

(إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَخْشَعُ لَهُ کُلُّ شَیْءٍ وَیَهابُهُ کُلُّ شَیْءٍ ثُمَّ قالَ: إِذا کانَ مُخْلِصاً لِلّهِ اءَخافَ اللّهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْءٍ حَتّی هَوامِّ الاَْرْضِ وَ سِباعِها وَطَیْرِ السَّماءِ)[۶۶]

همانا همه چیز برای مومن خشوع می‌کند و او را بزرگ و باشکوه می‌دارد. سپس فرمود: هر گاه مومن ، مخلص خدا شد خداوند همه چیز را از او می‌ترساند حتی جنبندگان و درندگان زمین و پرندگان آسمان را.

عابدان مخلص

پس از بیان آثار اخلاص ، اکنون به معرفی نمونه‌هایی از انسانهای پاکباخته که درون و برون خود را از هر آلودگی ، پاک و مبرّا کرده‌اند، می‌پردازیم ، باشد تا این راه یافتگان به عالم بقا را سرمشق و الگو قرار داده ، از آنان شیوه اخلاص بیاموزیم .

خدای تعالی در حدیث قدسی فرمود:

(اَلاِْخْلاصُ سِرُّ مِنْ اءَسْراری إِسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ اءَحْبَبْتُ مِنْ عِبادی )[۶۷]

اخلاص ، سرّی از اسرار من است که در دل بندگان محبوب خویش به امانت نهاده‌ام .

اگر کسی به این مرتبه دست یافت ، بزرگترین نعمت الهی نصیبش شده است گویند:

(روزی سید بحرالعلوم (ره ) را شاگردانش خندان و متبسّم دیدند. سبب پرسیدند در پاسخ گفت : پس از بیست و پنج سال مجاهدت ، اکنون که در خود نگریستم ، دیدم دیگر اعمالم ریایی نیست و توانسته‌ام به رفع آن موفّق گردم .)[۶۸]

در مورد امام خمینی قدس سرّه گفته‌اند:

(از روز جوانی که به مقام اجتهاد رسید، تا روزی که بر کرسی قیادت و امامت نشست در راه شناساندن خود و به دست آوردن مقام و مسند، کوچکترین گامی برنداشت .[۶۹]

هر که با خدا باشد، خدا همراه اوست . این عظمت و قدرت و شوکتی که امام خمینی (ره ) در دنیا کسب کرده ، نه به خاطر تلاش برای خودش بود، بلکه این نتیجه اخلاص ، سعی و تلاش برای انجام فرمان خدا بود که او را به آن مرتبه و مقام رساند.

(درباره میرزای بزرگ شیرازی نقل شده هنگامی که شاگردان شیخ انصاری پس از درگذشت شیخ با اصرار فراوان میرزا را وادار به قبول این مسؤ ولیت کردند. قطرات اشک بر گونه و ریش مبارکش جاری شد و سوگند یاد کرد که هرگز به ذهنم خطور نکرده بود که روزی این مسؤ ولیت عظیم بر دوشم می‌آید.)[۷۰]

درباره فرزند وحید بهبهانی که نامش عبدالحسین بود نوشته‌اند:

(در کربلا متولد شده خدمت پدرش علوم دینی و شرعی را تحصیل کرد و در عصر آن مرحوم مرجع مردم در مسائل شرعی شد. وحید بهبهانی اجازه مبسوط به ایشان داد و مردم را به رجوع و استفتا از خدمتش حکم فرمود. پس از رحلت پدر، مردم ، علما و مؤ منین از او خواهش کردند که به جای آقا نماز بخواند. پس از اصرار، چند روزی مشغول امامت شد و ماءمومین فراوانی حاضر می‌شدند پس از دو ماه ، دیگر نیامد و گفت : امامت مقامی است عظیم و تحمّل آن بر من مشکل است و با آن زهد وتقوا، کناره گرفت .)[۷۱]

خلاصه درس

- اخلاص در عبادت ، پاک و خالص کردن عبادت است از هرگونه آمیختگی به غیر خدا و پرهیزاز ریاکاری درآن . درمورد ارزش اخلاص همین بس که شرط قبولی عمل در پیشگاه خداوند تعالی است و بدون آن هر عملی بی نتیجه خواهد بود.

- افراد مؤ من به اندازه درجه اخلاص در کارها با هم تفاوت پیدا می‌کنند و هرکس از اخلاص ‍بیشتری برخوردار باشد قرب ونزدیکی معنوی بیشتری نزدخدا خواهد داشت .

- تحصیل اخلاص از راه‌های کم کردن لذّتهای نفسانی ، قطع طمع از غیر خدا و توجه کامل به آخرت ، افزون بر علم و یقین ، کم کردن آرزوها، افزودن بر مجاهدتها و مراقبتهای مداوم میسر و آسان می‌گردد.

- اخلاص فقط یک مفهوم ذهنی و دور از واقعیتهای خارجی نیست ، بلکه مفهومی است که رابطه مستقیم با زندگی عملی انسان دارد و آثار ارزنده‌ای در زندگی انسان به جا می‌گذارد. بعضی از آن آثار عبارتند از تقرّب به خدا، امدادهای الهی ، بصیرت و حکمت ، پیروزی و موفقیت در کارها، هیبت و شوکت و مانند آن .

- حضرت امام خمینی (ره ) نمونه عملی اخلاص بود وآثار ارزنده اخلاص در زندگی آن ولّی خدا به روشنی مشهود بود که الگوی مناسبی برای جویندگان راه سعادت در طول تاریخ بشریت است .

پرسش

۱ اخلاص در عبادت یعنی چه ؟ یک حدیث درباره اهمّیّت آن بنویسید.

۲ مراتب اخلاص را بیان کنید.

۳ راه‌های کسب اخلاص را بنویسید.

۴ آثار اخلاص را بنویسید.

۵ روایتی درباره اثر هیبت و شوکت در زندگی فرد مخلص بنویسید.

درس پنجم

خشوع در عبادت

خشوع و اهمّیّت آن

در لغت (خشوع و خشیت ، ترسی است آمیخته با تعظیم .)[۷۲] و در اصطلاح به حالتی گفته می‌شود که کسی در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته بطوری که تمام توجهش به وی معطوف گشته و از همه جا بریده باشد.[۷۳]

از رسول خدا پرسیدند: خشوع چیست ؟ فرمود:

(فروتنی در نماز و اینکه بنده با تمام قلبش متوجّه خدا باشد.)[۷۴]

امام خمینی (ره ) می‌نویسد:

(یکی از اموری که برای سالک در جمیع عبادات خصوصاً نماز که سرآمد همه عبادات است و مقام جامعیت دارد، لازم است خشوع است و حقیقت آن عبارت است از خضوع تام ممزوج با حب یا خوف .)[۷۵]

غرض اصلی از عبادت و اطاعت ، پالایش نفس و تطهیر آن از آلودگیهاست و هر عملی که در زمینه صفای عبادت و پاکیزه انجام دادن آن بیشتر مؤ ثر باشد مطلوب و مقدّم است و خشوع از اموری است که در جلای دل و اثر عبادت نقش بسزایی دارد.

خشوع از دیدگاه قرآن وسنت

پس از بیان اهمّیّت خشوع در عبادات ، اینک به خشوع از نظر قرآن و روایات می‌پردازیم : قرآن مجید یکی از ویژگیهای مؤ منان رستگار را خشوع در نماز دانسته و فرموده است :

(قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ)[۷۶]

به تحقیق رستگار شدند مؤ منان ، آنان که در نمازشان خشوع دارند.

امیر مؤ منان علی (ع ) به کمیل فرمود:

(یا کمیلُ: لَیسَ الشَّاءْنُ اءَنْ تصلِّیَ وَ تصومَ وَ تَتَصَدَّقَ، اَلشَّاءْنُ اءَنْ تَکُونَ الصَّلاةُ فُعِلَتْ بِقَلْبٍ تَقِی وَ عَمَلٍ عِنْدَاللّهِ مَرْضِی وَ خُشُوعٍ سَوِی)[۷۷]

ای کمیل ! عبادت ، تنها نماز خواندن و روزه گرفتن و صدقه دادن نیست . بلکه شاءن (عبادت ) این است که با قلب پاک و عمل مورد پسند خدا و خشوع راستین انجام پذیرد.

امام صادق (ع ) فرمود:

(إِذا کُنْتَ فی صَلاتِکَ فَعَلَیْکَ بِالْخُشُوعِ وَ الاِْقْبالِ عَلی صَلاتِکَ...)[۷۸]

وقتی در نماز هستی ، بر تو باد به رعایت خشوع و توجه کامل به نماز... .

خشوع دل و اعضا

وقتی مؤ من حالت خشوع پیدا کند، آثارش در بدن و اعضا و جوارحش ظاهر می‌شود و سراسر وجودش غرق عشق و شیدایی حق می‌گردد و جسم و جانش در هر عبادتی ، خشوعی هماهنگ با آن خواهد داشت . قرآن در این باره می‌فرماید:

(اَللّهُ نَزَّلَ اءَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلوُدُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی ذِکْرِ اللّهِ...)[۷۹]

خدا بهترین سخن را نازل کرده است . کتابی متشابه و دوتا، دوتا، که از تلاوت آن تن کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند بلرزد. سپس تن و جانشان به یاد خدا آرام می‌گیرد.

نکته قابل توجه این است که جسم وجان باید تواءم باهم در برابر خدا خضوع و خشوع کند؛ زیرا خشوع قلب ، خشوع اعضا و جوارح را نیز در پی دارد چنان که حضرت امیر (ع ) فرمود: ( لِیَخْشَعْ لِلّهِ سُبْحانَهُ قَلْبُکَ، فَمَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ خَشَعَتْ جَمیعُ جَوارِحِهِ()[۸۰]

باید قلبت برای خدای سبحان خاشع شود و کسی که قلبش خاشع شد همه اعضایش خاشع می‌شود.

خشوع جوارح بدون خشوع قلب ، تظاهر به خشوع و نوعی نفاق است که به فرموده نبّی اکرم (ص ) باید از آن پرهیز کرد:

(إِیّاکُمْ وَ تَخَشُّعَ النِّفاقِ وَ هُوَ اءَنْ یُرَی الْجَسَدُ خاشِعاً وَ الْقَلْبُ لَیْسَ بِخاشِعٍ)[۸۱]

از خشوع نمایی منافقانه بپرهیزید وآن این است که اندام خاشع دیده شوند ولی قلب خاشع نباشد.

خشوع ، زینت اولیا

اولیای الهی در تمام امور زندگی ، بویژه در عبادت ، اسوه‌های زیبای بشریتند و به هنگام عبادت ، عالیترین نمونه خشوع را دارا می‌باشند.

آن مردان بزرگ فقط در مقابل خدا خاضع هستند خداوند به حضرت موسی و هارون چنین وحی فرستاد.

(إِنَّما یَتَزَیَّنُ لی اءَوْلِیائی بِالذُّلِّ وَ الْخُشُوعِ وَ الْخَوْفِ)[۸۲]

دوستان من ، خود را با افتادگی و خشوع وترس برای من می‌آرایند.

در اینجا به ذکر چند نمونه می‌پردازیم :

رسول خدا (ص ) وقتی به نماز می‌ایستاد، از ترس خدا رنگش می‌پرید و صدای سوزناکی از او به گوش می‌رسید.[۸۳]

درباره خشوع حضرت امیر(ع ) چنین آمده است : هنگام نماز و عبادت ، لرزه بر اندامش ‍می‌افتاد و رنگ رخسارش دگرگون می‌شد.[۸۴]

و درباره آن حضرت است که در یکی از جنگها تیری به پای مبارکش اصابت کرد که بر اثر شدّت درد به کسی اجازه نمی‌داد آن تیر را بیرون کشد تا اینکه هنگام نماز آن را از پایش ‍درآوردند، که البته این مرتبه والای خشوع به معنی فناء فی اللّه است و کمتر کسی به آن دست می‌یابد. امام صادق (ع ) از قول پدرش امام باقر(ع ) چنین نقل می‌کند:

(کانَ علِیُّ بنُ الْحسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلامُ إِذا قامَ فِی الصَّلاةِ کَاءَنَّهُ ساقُ شَجَرَةٍ لا یَتَحَرَّکُ مِنْهُ شَیْءٌ إِلاّ ما حَرَّکَتِ الرّیحُ مِنْهُ)[۸۵]

امام سجاد(ع ) وقتی به نماز می‌ایستاد همچون ساقه درختی بود و هیچ جزئی از بدن و لباس او حرکت نمی‌کرد. مگر آن مقداری را که باد به حرکت در می‌آورد.

قرآن درباره ذکریّا و عبادت و حالات او می‌فرماید: (فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَوَهَبْنا لَهُ یَحْیی وَ اءَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباًوَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعینَ)[۸۶]

پس دعایش رامستجاب کردیم وبه او یحیی را بخشیدیم و همسرش را برایش شایسته گردانیدیم . اینان در کارهای نیک شتاب می‌کردند و بابیم و امید ما را می‌خواندند و برای ما خاشع بودند.

خشوع ، بال عبادت

عبادت ، هنگامی ارزشمند است که باتوجّه کامل وخشوع انجام پذیرد وگرنه ، عبادت سرسری و بدون توجّه ، تنها رفع تکلیف است و خاصیّتی ندارد.

چنین عبادتی نشان دهنده آن است که صاحبش فاقد ایمان قوی و یقین است . حضرت صادق (ع ) فرمود:

(لا ایمانَ إِلاّ بِالْعَمَلِ وَ لا عَمَلَ إِلاّ بِالْیَقینِ وَ لا یَقینَ إِلاّ بِالْخُشُوعِ)[۸۷]

ایمانی (ایمان ) نیست مگر به عمل و عملی (پذیرفته ) نیست مگر به یقین و یقین وجود ندارد مگر در صورت وجود خشوع .

رسول خدا (ص ) فرموده :

نماز بر چهار بخش بنا شده است : ۱ وضوی شاداب ، ۲ رکوع ، ۳ سجده ، ۴ خشوع .

پرسیدند ای رسول خدا خشوع چیست ؟ فرمود:

فروتنی درنماز واینکه بنده باتمام قلبش متوجه خداباشد. اگر او رکوع و سجود و بخشهای نماز را کامل به جای آورد، نمازش با درخشندگی به آسمان بالا رود و درهای آسمان به رویش باز شود. (چنین نمازی نمازگزار را دعا کند) و گوید: همان گونه که مرا پاس داشتی ، خدایت پاس دارد و فرشتگان نیز گویند. درود خدا بر صاحب این نماز. ولی اگر بخشهای نماز را کامل نکند، نمازش با تیرگی بالا می‌رود و درهای آسمان به رویش بسته می‌گردد، چنین نمازی به نمازگزار گوید: خدا تو را ضایع کند چنان که مرا ضایع کردی و خدا آن را به روی صاحبش می‌کوبد.)[۸۸]

=موانع خشوع

قرآن مجید مؤ منان را در مورد خطر خاشع نبودن دل هشدار داده ، فرموده است :

(اءَلَمْ یاءْنِ لِلَّذینَ امَنُوا اءَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَکُونُوا کَالَّذینَ اُوتوا الْکتابَ منْ قبلُ فطالَ علَیهمُ الاَْمدُ فقستْ قلُوبهمْ وَ کثیرٌ منهم فاسِقُونَ)[۸۹]

آیا وقت آن نشده آنان که ایمان آورده‌اند. دلهایشان در مقابل ذکر خدا و معارف حقی که نازل کردیم نرم شود؟ و مانند اهل کتاب که پیش از این می‌زیستند نباشند. ایشان در اثر مهلت زیاد دچار قساوت قلب شده ، بیشترشان فاسق شدند.

علاّمه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد:

(در این آیه شریفه عتابی است به مؤ منان به خاطر قساوتی که دلهایشان را گرفته و در مقابل ذکر خدا خاشع نمی‌شود... خدای تعالی با این کلام خود به این حقیقت اشاره نموده که دلهای مسلمانان مانند دلهای اهل کتاب دچار قساوت شده و قلب قاسی از آنجا که در مقابل حق ، خشوع و تاءثیر و انعطاف ندارد، از زیّ عبودیت خارج است و در نتیجه از مناهی الهی متاءثر نمی‌شود و با بی باکی مرتکب گناه و فسق می‌شود.)[۹۰]

بنابراین ، بزرگترین مانع ترقی دل ، غافل شدن از یاد خدا، دور شدن از مکتب وحی و ارتکاب گناه است که مؤ من باید به شدّت از آنها پرهیز نماید. همچنین از کارهایی که در ظاهر گناه نیست ، ولی قساوت دل می‌آورد یا انسان را از توجّه به عبادت و حالت خشوع باز می‌دارد، خود داری کند. امیرمؤ منان علی (ع ) می‌فرماید:

(لا یَعْبَثُ الرَّجُلُ فی صَلاتِهِ بِلِحْیَتِهِ وَ لا بَما یَشْغَلُهُ عَنْ صَلاتِهِ)[۹۱]

مرد نباید در نمازش با ریش خود و هر چه او را از توجه به نماز باز می‌دارد بازی کند.

خلاصه درس

- خشوع به معنای آرام بودن و اظهار خضوع و افتادگی در مقابل دیگری است و خشوع در عبادت به این معناست که با نهایت افتادگی و کوچکی ، نسبت به عظمت وبزرگی خداوند اقرار بندگی کرده و در اطاعت و فرمانبرداری از او دریغ نورزیم . قرآن و روایات ائمه معصومین : در مورد اهمیّت و لزوم خشوع در هنگام عبادات فراوان تاءکید کرده است . ارزش واقعی خشوع به هماهنگی قلب و اعضای بدن است ؛ چرا که اگر غیر از این باشد بیان کننده نفاق در خشوع است و امامان معصوم ، خود در نهایت خشوع به عبادت می‌پرداختند و همیشه به یاد خدا بودن ، گناه نکردن ، به فکر قیامت بودن و راز و نیاز با خدا و راه‌های رسیدن به آن را معرفی کرده‌اند.

- گناه ، غفلت از خدا و کارهای لغو به عنوان موانع ایجاد خشوع در قلب و در عبادت مطرح گردیده است .

پرسش

۱ معنای خشوع را بیان کنید.

۲ یک آیه از قرآن درباره خشوع بنویسید.

۳ پیامبر خدا در هنگام عبادت چه حالتی داشت ؟ ۴ موانع خشوع در عبادت را بنویسید.

درس ششم

طهارت در عبادت

اهمّیّت طهارت در عبادت

طهارت که همان زدودن و پاک کردن درون و برون ، از آلودگیها و خبائث است .[۹۲]

از مهمترین شروط انجام عبادت است ، چرا که طهارت ظاهری اعم از طهارت بدن و لباس مقدمه رسیدن به طهارت باطنی است . و بدون آن نمی‌توان به حقیقت عبادت رسید، ازاین رو، دین مقدس اسلام ، اهمیت فراوانی برای پاکیزگی بدن ولباس قائل شده است .

طهارت در اصطلاح فقهی ، غسل ، وضو و تیمم است . رسول خدا (ص ) درباره اهمّیّت طهارت و پاکیزگی چنین فرموده است :

(بُنِیَ الدّینُ عَلَی النَّظافَةِ وَ قالَ: مِفْتاحُ الصَّلاةِ الطَّهُورُ)[۹۳]

دین برنظافت و پاکی بنا شده و کلید قبولی نماز طهارت است .

در جای دیگر فرمود:

(اَلطَّهُورُ شَطْرُ الاْ یمانِ)[۹۴]

طهارت نیمی از ایمان است .

در شریعت مقدّس اسلام طهارت شرط صحت بعضی از عبادات است که بدون آن عمل باطل است و در برخی ، شرط کمال است که نبود آن از ارزش عمل می‌کاهد. از این رو، امام حسن مجتبی (ع ) به عنوان یک رهنمود کلی فرمود:

(إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکّی لَها)[۹۵]

هر کس خواهان عبادت است ، خود را برای آن پاکیزه می‌کند.

مسجد در اسلام ، ارزنده‌ترین و مناسبترین جای عبادت است . قرآن مجید مسجد روندگان را انسانهای خوش طینتی دانسته که برای تطهیر و تزکیه خویش وارد مسجد می‌شوند و مورد عنایت الهی هستند:

(فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ اءَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ)[۹۶] در آن (مسجد) مردانی هستند که دوست دارند پاکیزه و طاهر باشند و خدا پاکیزگان را دوست دارد.

طهارت ظاهری ، مقدمه طهارت روحی

پاکیزگی لباس و بدن و طهارت که عبارت از وضو، غسل و تیمم است ، رابطه مستقیم با تزکیه درونی دارد بطور مثال ؛ امام کاظم (ع ) می‌فرماید:

(منْ توَضَّاءَ لِلْمغرِبِ کانَ وُضوءُهُ ذلِکَ کفارَةً لِما مضی منْ ذُنوبه فی نهارِهِ ما خلاَ الْکَبائِرَ...)[۹۷]

کسی که برای نماز مغرب وضو می‌گیرد، این وضو کفّاره گناهانی است که در آن روز مرتکب شده بجز گناهان کبیره .

امام صادق (ع ) نیز می‌فرماید:

(غُسْلُ یَوْمِ الْجُمُعَةِ طَهُورٌ وَ کَفّارَةٌ لِما بَیْنَهُما مِنَ الذُّنُوبِ مِنَ الْجُمُعَةِ اِلَی الْجُمُعَةِ)[۹۸]

غسل جمعه ، پاک کننده و کفّاره گناهان است از جمعه‌ای تا جمعه دیگر. بنابراین ؛ طهارت ظاهری ، مقدمه طهارت روح و دستیابی به تقوا می‌گردد که آن نیز مایه بالا رفتن اعمال و پذیرش آن در درگاه الهی است .

حضرت امیر سلام الله علیه در این باره می‌فرماید:

(...فَاِنَّ تَقْوَی اللّهِ دَواءُ داءِ قُلُوبِکُمْ ... وَ طَهُورُ دَنَسِ اَنْفُسِکُمْ...)[۹۹]

تقوای الهی ، دوای بیماری دل و پاک کننده پلیدی جان شماست .

امام خمینی (ره ) در زمینه لزوم تطهیر درون می‌فرماید:

(تطهیر قلوب از قذرات معنویه و کثافات خلقیه ، از مهمات است که انسان باید با هر عدّه و عدّه‌ای که شده ، وبه هر ریاضت و مجاهده‌ای است به آن قیام کند و خود را از ننگ و عار آن خلاص ‍نماید.)[۱۰۰]

دانستن این نکته ضروری است که اگر انسان هنگام عبادت به تطهیر و پاک نگهداشتن بدن و لباس ظاهر مکلّف شده است ، نباید از تطهیر قلب و درون که حقیقت وجود انسانی است ، غافل باشد. باید به وسیله توبه رو به خدا آورده ، در پاک نگه داشتن قلب و روح و روان بکوشد و خود را برای عبادت مهیا سازد.

عرش خدا، جای پاکان

مؤ من عابد سزاوار است ، در هنگام تطهیر توجه داشته باشد که تکلیف به این امر (تطهیر) برای انجام عبادات و مناجات با آفریدگار از این جهت است که اعضایی که امر به تطهیر آنها شده ، مباشر امور دنیوی [۱۰۱] بوده و در تیرگیهای طبیعت مادی فرو رفته و از لیاقت ایستادن در پیشگاه خدای سبحان و اشتغال به عبادات ؛ بیرون رفته‌اند. پس ؛ به تطهیر آنها امر شده تا از آن تیرگیها و کدورتها پاک شود و شایسته مناجات با خدای سبحان گردد.[۱۰۲] امام رضا (ع ) درباره علّت طهارت و وضو گرفتن فرمود:

(... امر به وضو بدان سبب است که بنده ، هنگام ایستادن در برابر خدای بزرگ و مناجات با او پاکیزه باشد ... از پلیدی و نجاست پاک باشد، همچنین در وضو، نابودی کسالت و دوری از خواب آلودگی است و دل برای ایستادن در پیشگاه خدا تزکیه می‌گردد.)[۱۰۳]

از این رو، قرآن پس از دستورهای لازم برای انجام غسل ، وضو و تیممّ می‌فرماید:

(ما یُریدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ)[۱۰۴]

خداوند نمی‌خواهد دشواری برای شما ایجاد کند، بلکه می‌خواهد شما را پاکیزه سازد. نکته جالبتر اینکه رسول اکرم (ص ) واژه (غسل ) به معنای (شستن ) را که در مورد پاکیزگی و شستن ظاهری لباس و بدن به کار می‌رود، در مورد طهارت و پاکیزگی درونی استعمال کرده ، در دعا می‌فرماید:

(اَللّهُمَّ اغْسِلْنی فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ طَهِّرْنی فیهِ مِنَ الْعُیُوبِ)[۱۰۵]

خدایا در این روز، مرا از گناهانم بشوی و از عیبها پاکم کن .

آثار طهارت

طهارت شرعی (غسل ، وضو و تیمم ) علاوه بر اینکه مقدمه طهارت و پاکیزگی روحی است خود نیز بطور مستقیم آثار ارزنده‌ای دارد که به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

الف طول عمر

یکی از آثار پاکیزگی و طهارت در دنیا عمر طولانی است که چون این گونه افراد مورد محبت خدا و فرشتگان قرار دارند سزاوار چنین پاداشی هستند. رسول خدا (ص ) در نصایح خود به انس بن مالک فرمود: ( یا اءَنَسُ اءَکْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یَزیدُ اللّهُ فی عُمْرِکَ...)[۱۰۶]

ای انس ! بسیار طاهر و پاکیزه باش خداوند عمرت را طولانی می‌کند.

ب اجر شهید

عاقبت نیکو و خوب مردن ، آرزوی هر مسلمانی است . هر بنده‌ای دوست دارد در هنگام مرگ ، خداوند از وی راضی و خوشنود باشد و طهارت و پاکیزگی یکی از عواملی است که سبب این توفیق می‌شود. رسول اکرم (ص ) در این باره فرمود:

(إِنِ استطعتَ اءَنْ تکونَ باللَّیلِ وَ النَّهارِ عَلی طَهارَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّکَ تَکُونُ إِذا مِتَّ عَلی طَهارَةٍ شَهیداً...)[۱۰۷]

اگر می‌توانی در طول شبانه روز با وضو و طاهر باشی ، این کار را بکن ؛ زیرا اگر با وضو بمیری ، شهید محسوب می‌شوی .

ج کفّاره گناهان

سومین اثر طهارت و پاکیزگی ، آمرزش و پاک شدن از گناهان است . این عمل چون برای رضای خدا و جدا شدن از آلودگیهای ظاهری است ، خداوند آلودگیهای درونی و گناهان را نیز با آن شسته و پاک می‌سازد.#

د پاداش بی حساب

از دیگر آثار طهارت ، پاداش و ثواب فراوانی است که نصیب پاکیزگان می‌گردد. این پاداش به سبب محبوبیت آنان نزد خداوند است . به عنوان مثال ، امام صادق (ع ) در مورد غسل روز عید غدیر خم فرمود:

(... وَ مَنْ صَلّی فیهِ رَکْعَتَیْنِ یَغْتَسِلُ عَنْدَ زَوالِ الشَّمْسِ ... عَدَلَتْ عِنْدَ اللّهِ مِاءَةَ اءَلْفِ حَجَّةٍ وَ مِاءَةَ اءَلْفِ عُمْرَةٍ...)[۱۰۸]

کسی که در این روز دو رکعت نماز بخواند و در وقت ظهر غسل کند،... این عمل نزد خداوند ابراست با ثواب صد هزار حج و صد هزار عمره ...

ه‍ بلندی مقام

برتری مقام و منزلت و یافتن درجه و شوکت معنوی یکی دیگر از آثار طهارت است که در دو جهان نصیب پاکیزگان می‌گردد. رسول اکرم (ص ) فرمود:

(یحشرُاللّهُ عزَّوَجلَّ اءُمَّتی یوْمَ الْقیامةِ بینَ الاُْممِ غرّاً محجَّلینَ منْ آثارِ الْوُضُوءِ)[۱۰۹] خداوند امت مرا در قیامت در حالی محشور می‌کند که بین امتهای دیگر همچون نور می‌درخشند و این از آثار وضو (و طهارت و پاکیزگی ) آنهاست .

خلاصه درس

- طهارت در لغت به معنی پاک کردن و زدودن آلودگیهاست و دراصطلاح فقهی به وضو، غسل وتیمم می‌گویند که مقدمه عبادات محسوب می‌شوند.

- اهمیت طهارت در اسلام بقدری است که صحت اغلب عبادت بستگی به آن دارد، بعلاوه در بارگاه خدای سبحان که پاک و منزّه از هر زشتی است جز پاکان راهی ندارند.

- طهارت آثار و نتایج فراوانی در دنیا و آخرت دارد. از جمله : عمر طولانی ، مردن با اجر شهید، کفاره گناهان ، فراوانی پاداش و ثواب و برخورداری از مقام رفیع .

پرسش

۱ حدیثی از پیامبر اکرم (ص ) درباره اهمیت طهارت نقل کنید.

۲ رابطه میان طهارت ظاهری و باطنی را بیان کنید.

۳ سه اثر از آثار طهارت را بنویسید.

۴ پاکیزگان در قیامت چگونه زنده می‌شوند.

درس هفتم

آثار نماز

تردیدی نیست که ایمان داشتن و انجام دستورات الهی ، دشواریهایی را در پی دارد که مؤ من باید آنها راتحمّل کند وپشت سربگذارد تا به آرمان مقدّس خویش که همانا سعادت جاوید درمقام قرب الهی است ، دست یابد.

از سوی دیگر حرکت در صراط مستقیم الهی و اطاعت از اوامر او زندگی دنیوی مؤ من رانیز تنظیم می‌کند و او از دنیای منظّم به آخرت خرّم و شاد قدم می‌گذارد. از این رو، دستورات شریعت مقدّس اسلام همواره با مصلحتی مادی یا معنوی یا هر دو همراه است ، گرچه فکر ما از درک آن عاجز باشد.

در این درس به برخی ازآثار پربار نماز که در دنیا و آخرت تحقق می‌یابد و در آیات و روایات به آن تصریح شده ، می‌پردازیم .

الف آثار دنیوی

الف جلوگیری از گناه و فحشا

جنبه باز دارندگی نماز از فحشا و منکر یکی از آثار ارزشمند این فریضه الهی است ؛ نماز از آن جهت که موجب توجه انسان به خدا می‌شود و در شبانه روز، حداقل پنج بار تکرار می‌شود، انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد؛ زیرا نمازگزار برای نزدیکتر شدن به خداوند تلاش خود را در جهت انجام کارهای نیک و کسب اخلاق حسنه بیشتر می‌کند. قرآن با توجّه به این اصل مسلّم می‌فرماید:

(اءَقِمِ الصَّلوةَ إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ)[۱۱۰] نماز را بر پا کن که آدمی را از گناهان و کردار زشت باز می‌دارد.

چندتن از یاران رسول خدا (ص ) به حضور آن حضرت رسیدند و درباره یکی از مسلمانان که همیشه پشت سر پیامبر نماز جماعت می‌خواند، ولی مرتکب گناهان نیز می‌شد، گفتگو کردند. حضرت به آنها فرمود: (نگران نباشید) نمازش او را از گناه باز می‌دارد. طولی نکشید که آن شخص گناه را ترک کرد و توبه نمود.[۱۱۱] آن حضرت فرمود:

(کسی که از نماز اطاعت نکند، نماز واقعی را به جا نیاورده است . اطاعت از نماز این است که از منکرات و زشتیها دوری کند.[۱۱۲]

ب بهداشت تن و روان

نماز گزاران همواره از صفای ظاهری و باطنی خاصّی برخوردارند که بی نمازان فاقد آنند. بهداشت تن : برخی از شرایط نماز، موجب بهداشت تن ، لباس و به تبع آن بهداشت محیط زندگی می‌شود. در برخی از سخنان معصومین برای برخی نمازها اثر مستقیم بهداشتی عنوان شده است ، بطور مثال ، علی (ع ) می‌فرماید:

(قِیامُ اللَّیْلِ مَصَحَّةٌ لِلْبَدَنِ)[۱۱۳]

برخاستن شب (برای نماز) سبب سلامتی جسم است .

بهداشت روان : یکی از فلسفه‌های تشریع نماز، (یاد خدا) است چنانکه در قرآن آمده است : (اءَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکْری )[۱۱۴]

برای یاد من نماز بگزار.

و یاد خدا، منشاء آرامش دل و امنیت روانی است ، همانطور که در قرآن می‌خوانیم :

(اءَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)[۱۱۵] هان ! به یاد خدا دلها آرام گیرد.

پس ، تاءثیر نماز در بهداشت روانی مردم نمازگزار قطعی است و آرامش و امنیّت نسبی بیشتری که در جوامع اسلامی حکمفرماست . شاهد این تاءثیر است . به تعبیر امام خمینی رضوان اللّه علیه :

(شما پرونده‌هایی که در دادگستریها در جاهای دیگر، دادگاه‌هاست بروید ببینید، از نماز خوانها ببینید پرونده هست آنجا؟ از بی نمازها پرونده هست ، هر چه پرونده پیداکنید، پرونده بی نمازها هست .)[۱۱۶]

ج استقامت در برابر مشکلات

از دیگر آثاری که در سایه نماز، نصیب نمازگزار می‌شود، قدرت و نیروی مقاومت در برابر مشکلات و سختیهاست . به عبارت دیگر، نماز که رابطه معنوی بین شخص و عالم بالاست ، قدرتی در انسان ایجاد می‌کند که با وجود آن در مقابل سختیها و مشکلات ، شکست ناپذیر خواهد بود. قرآن می‌فرماید:

(إِنَّ الاِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً إِلا الْمُصَلّینَ الَّذینَ هُمْ عَلی صَلوتِهِمْ دائِمُونَ)[۱۱۷]

آدمی حریص خلق شده ، وقتی که شر و بدی به او می‌رسد، جزع و بی تابی می‌کند و زمانی که نعمت و خیر به او می‌رسد حق مستمندان و فقرا را نمی‌دهد، مگر نمازگزاران ؛ کسانی که در نمازشان مداومت دارند.

از این رو، قرآن به مؤ منین سفارش می‌کند:

(یا اءَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ)[۱۱۸] ای مومنان ، از شکیبایی و نماز کمک جویید.

د نورانی شدن چهره

حضرت صادق (ع ) می‌فرماید:

(صَلاةُ اللَّیْلِ تُبَیِّضُ الْوُجُوهَ)[۱۱۹]

نماز شب ، چهره‌ها را نورانی می‌کند.

نیز از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که فرمود: (صَلاةُ اللَّیْلِ تُحْسِنُ الْوَجْهَ وَ...)[۱۲۰]

نماز شب چهره را زیبا می‌سازد.

ه‍ استجابت دعا

از دیگر آثار نماز، قبول شدن دعاها و رفع نیازهاست . نماز چون بین عبد و معبود پیوند برقرار می‌کند و نشانگر تلاش نمازگزار برای رسیدن به ملکوت اعلا و پیوستن به حق است ، چنین تلاشی از نظر کردگار عالم مخفی نمانده ، در مقابل ، دعاهای او را قبول می‌کند و خواسته‌هایش را برآورده می‌سازد. رسول خدا (ص ) فرمود:

(مَنْ اءَدّی فَریضَةً فَلَهُ عِنْدَ اللّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجابَةُ)[۱۲۱]

هر کس واجبی را انجام دهد، در نزد خدا یک دعای مستجاب دارد.

امام صادق (ع ) فرمود:

(إِذا اءَرَدْتَ حاجةً، فصلِّ رَکعتینِ وَصلِّ علی محمَّدٍ (ص ) وَ الِ محمَّدٍ (ص ) وَسلْ تُعْطَهُ)[۱۲۲]

هر گاه حاجتی داشتی ، دو رکعت نماز بخوان و بر محمد و آل او درود فرست و سپس از خداوند (خواسته خود را) بخواه که به تو داده می‌شود.

و تاءخیر عذاب دنیوی

از آنجا که نماز یکی از بهترین عبادات و افضل آنها به شمار می‌رود و نمازگزار محبوب خداوند است و از جایگاه رفیعی برخوردار می‌باشد؛ سزاوار است که خداوند به احترام نماز و نمازگزار، خشم خود را از دیگران برداردو از خطای آنها درگذرد. حضرت علی (ع ) فرمود:

(گاهی خدا اراده می‌کند که مردمی را به خاطر گناهانشان طوری عذاب کند که احدی باقی نماند ولی در آن میان نمازگزار پیری را که با قدمهای لرزان به جایگاه نماز می‌رود و کودکانی را که در حال تعلیم قرآن هستند می‌بیند، از عذاب آنها چشم پوشی کرده ، آن را به تاءخیر می‌اندازد.)[۱۲۳]

ب آثار اخروی

الف رحمت ومغفرت الهی

بیشترین آثار عبادات ، بویژه نماز در آخرت تجلّی پیدا می‌کند و نتایج آن در آخرت نسبت به دنیا بسیار بیشتر است . رسول خدا(ص ) فرمود:

(از آن هنگام که مؤ منی به نماز می‌ایستد، تا آنگاه که نمازش را به پایان می‌برد، رحمت از بالای سرش ‍تا افق آسمان بر او سایه می‌افکند و فرشتگان ، اطراف او را تا افق آسمان ، در بر می‌گیرند.)[۱۲۴]

همچنین فرمود:

(لَنْ یَلِجَ النّارَ اءَحَدٌ یُصَلّی قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها)[۱۲۵]

کسی که پیش از طلوع و غروب آفتاب نماز گزارد داخل آتش نمی‌شود.

ب راهیابی به عالم ملکوت

نماز برگ عبوری است در دست نمازگزار که او را تا اوج کمال و عالم ملکوت می‌رساند. رسول خدا(ص ) فرمود:

(وقتی بنده مؤ من برای نماز به پا می‌خیزد، درهای بهشت برایش گشوده می‌شود و پرده‌های میان او و خدای متعال برداشته می‌شود و همسران بهشتی به استقبال او می‌آیند.)[۱۲۶] نماز موجب تقرّب انسانهای باتقوا به خداوندبزرگ است ، چنان که علی (ع ) فرمود:

(اَلصَّلاةُ قُرْبانُ کُلِّ تَقِی ) [۱۲۷] نماز نزدیک کننده متقین به خداوند است .

امام صادق (ع ) در این باره فرمود:

(ما تَقَرَّبَ الْعَبْدَ إِلَی اللّهِ تَعالی بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ شَیْءٌ اءَفْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ)[۱۲۸]

پس از خداشناسی و معرفت هیچ عاملی ، بهتر از نماز انسان را به خدا نزدیک نمی‌کند.

رهبر معظّم انقلاب حضرت آیة ا... خامنه‌ای (دام ظله العالی ) در بخشی از پیام خود به سمینار نماز با عنایت به این حدیث شریف فرمودند:

(هیچ وسیله‌ای محکمتر و دائمی تر از نماز برای ارتباط میان انسان با خدا نیست )[۱۲۹]

ج ورود به بهشت

نمازگزاری که با انجام فرمان الهی به درجه بالایی از معرفت رسیده و به درگاه الهی تقرّب جسته ؛ تنها بهشت سزاوار اوست . رسول خدا(ص ) فرمود:

(مَنْ عَلِمَ اءَنَّ الصَّلاةَ حَقُّ واجِبٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ)[۱۳۰] کسی که بداند نماز حقی است که خدا واجب کرده ، داخل بهشت می‌شود.

خلاصه درس

- اهمیت نماز و قداست آن بر هیچ مسلمان متدینی پوشیده نیست ، آثار و پاداشی که خدای متعال به نمازگزار می‌دهد فراوان و غیرقابل شمارش است .

- آثار نماز به دو دسته تقسیم می‌شود: برخی در دنیا و برخی دیگر در قیامت پدیدار می‌گردد.

- بعضی از آثار دنیایی نماز عبارت است از: ممانعت و جلوگیری از گناه و آمیخته شدن با هواهای نفسانی ، سلامت روح و جسم و آرامش فکر و اندیشه در مسائل اجتماعی و اقتصادی ، قدرت استقامت در برابر حوادث و مصیبتهای زندگی دنیایی ، قبول دعا و برآورده شدن نیازها، فروکش کردن خشم خداوند و عزیز و محترم شدن نمازگزار. از آثار اخروی نماز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- فراگیری رحمت الهی و آمرزش گناهان ، ورود به بهشت و بهره بردن از نعمتهای الهی و در نهایت راه یابی به عالم ملکوت وتقرب جستن به خدای بزرگ .

پرسش

۱ چگونه نماز جلو گناهان رامی گیرد؟

۲ چگونه نماز به انسان آرامش و اطمینان می‌دهد؟

۳ حضرت عیسی به حواریّون و اصحاب خود درباره نماز چه فرمود؟

۴ چند اثر از آثار نماز را در آخرت بنویسید.

درس هشتم

اهتمام به نماز

نماز و اهمّیّت آن

نماز از ارکان دین شمرده شده و در اسلام هیچ عملی پس از خداشناسی به پای آن نمی‌رسد.[۱۳۱] همچنین پذیرش عبادات دیگر بستگی به پذیرفته شدن نماز دارد.[۱۳۲] و نماز همچون نهر آبی است که آلودگی گناه را از قلب می +++زداید.++[۱۳۳] حضرت علی (ع ) درباره اهمّیّت نماز فرمود:

(اُوصیکُمْ بِالصَّلاةِ وَ حِفْظِها، فَإِنَّها خَیْرُ الْعَمَلِ)[۱۳۴]

شما را به نماز و حفظ آن سفارش می‌کنم که بهترین عمل است .

بدیهی است که با چنین اهمّیّتی که این عبادت بزرگ دارد، خدا، پیامبر وائمه معصومین : بطور جدّی و پی در پی مسلمانان را به بزرگداشت آن فرا خوانند و رسول خدا(ص ) وامامان معصوم : خود بدان سخت پایبند باشند.

آنچه در زیر می‌آید، گوشه‌ای از تاءکید فراوان اسلام پیرامون نماز است :

الف سفارش قرآن

قرآن مجید در آیات فراوانی حدود هشتاد آیه با تعبیرهای گوناگون درباره اقامه نماز یا حدود و احکام آن سخن گفته است یا از نمازگزاران تمجید نموده و بی نمازان را سخت توبیخ کرده . بطور مثال به رسول خدا (ص ) دستور می‌دهد:

(وَ اءْمُرْ اءَهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها)[۱۳۵] کسان خود رابه نماز فرمان بده و بر نماز پایداری کن . در آیه دیگر مؤ منان را سفارش به نماز می‌کند و می‌فرماید:

(قُلْ لِعِبادِیَ الَّذینَ امَنُوا یُقیمُوا الصَّلوةَ...)[۱۳۶]

به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز رابه پا دارند.

ب توجه ویژه معصومین : به نماز

آن برگزیدگان الهی در موقعیتهای مناسب با سخنان شیوای خود به تشریح ابعاد وسیع نماز و نقش سازنده آن می‌پرداختند و جایگاه ویژه آن را برای مسلمانان بیان می‌کردند. در میان فروع دین به هیچ مساءله‌ای به اندازه نماز اهمّیّت داده نشده است ، حتی اولیای خدا هنگام ارتحال ، آخرین سفارشی که به مؤ منان می‌کردند، توصیه به نماز بود. اهمیت این موضوع آنگاه روشن می‌شود که بدانیم هر انسانی در آخرین لحظات عمر خود سعی می‌کند که درباره بزرگترین و عزیزترین آرمان خویش ‍سخن بگوید.

امام صادق (ع ) در آخرین وصایایش فرمود:

(اءَحبُّالاَْعمالُ إِلَی اللّهِ عزَّوَجلَّ الصَّلاةُ وَ هیَ آخرُ وَصایا الاَْنبیاءِ علَیهم السَّلامُ)[۱۳۷]

نماز محبوبترین اعمال نزد خداوند و آخرین سفارش پیامبران است . حضرت علی (ع ) در وصیتنامه اش می‌فرماید:

(اَللّهَ اَللّهَ فِی الصَّلاةِ فَإِنَّها خَیْرُ الْعَمَلِ وَ إِنَّها عَمُودُ دینِکُمْ)[۱۳۸]

خدا را خدا را (در نظر داشته باشید) درباره نماز که بهترین عمل و ستون دین شماست .

چگونه به نماز اهتمام ورزیم ؟

شریعت مقدّس اسلام ، برای هر چه باشکوهتر برگزار شدن این واجب الهی ، دستورات گوناگونی داده که مهمترین آنها به شرح زیر است .

الف رعایت آداب نماز

برای نماز، آداب و حدودی دارد که رعایت آن بر نماز گزار لازم و ضروری است وتوجه و دقّت در آن نشانگر اهمّیّت دادن او به نماز است . قرآن به مؤ منین دستور می‌دهد:

(یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ)[۱۳۹]

ای فرزندان آدم ! زینتهای (مادی و معنوی ) خود را هنگام رفتن به هر مسجدی با خود بردارید.

زینتهای مادی شامل پوشیدن لباسهای مرتب ، پاک ، تمیز، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن می‌شود و زینتهای معنوی ، صفات انسانی ، ملکات اخلاقی ، پاکی نیّت و اخلاص را در بر می‌گیرد.[۱۴۰]

امام رضا(ع ) در این باره چنین فرموده است :

(هر گاه بخواهی نماز به جای آوری ، در حال کسالت و خواب آلودگی و شتابزدگی و هواپرستی به نماز نایست ، بلکه آن را با آرامش و وقار و هشیاری به پادار. و بر تو باد به افتادگی و فروتنی در برابر خداوند بزرگ ، بر تو باد به واهمه و پریدگی رنگ ، بین بیم و امید... همچون برده فراری و سرافکنده در پیشگاه خدا بایست ؛ پاهایت را استوار وقامتت را مستقیم بدار و به چپ و راست منگر، گویا او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند؛ و در وقت نماز با ریش خود و با هیچ یک از اعضای بدنت بازی مکن .)[۱۴۱]

امام خمینی (ره ) درباره رعایت آداب نماز می‌نویسد:

(سزاوار است که نمازگزار با حالت سنگینی و وقار با لباس آراسته و عطر زده و مسواک کرده و موهای شانه کرده باشد.)[۱۴۲]

ب مراعات اوّل وقت

پاسخ سریع به خواسته بزرگان ، نشانه احترام وادب نسبت به آنان است . از این رو، افراد نمازگزار به مجرد شنیدن نوای ملکوتی اذان که اقامه نماز را از جانب خدا اعلان می‌دارد، همه کارهای خویش را تعطیل کرده ، به نماز می‌ایستند و بویژه به هنگام سحر، خود را پیش از اذان صبح آماده حضور در پیشگاه خدا نموده و زمزمه‌های عاشقانه خویش را با نسیم سحری در هم می‌آمیزند، چنانکه قرآن درباره آنان می‌فرماید:

(وَ بِالاَْسْحارِهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ)[۱۴۳]

و در سحرگاهان از خدا بخشش می‌طلبند.

امام باقر(ع ) فرمود:

(إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الاَْوَّلِ عَلَی الاْ خَرِ کَفَضْلِ الاْ خِرَةِ عَلِی الدُّنْیا)[۱۴۴]

برتری اول وقت بر دیگر وقتها همچون برتری آخرت بر دنیاست .

ج شرکت در نماز جماعت

حضور در نماز جماعت نیز یکی از نشانه‌های اهمیت دادن به نماز است . اسلام تاءکید فراوان دارد که مؤ منین در صف واحد وکنار یکدیگر خدا را عبادت کنند. قرآن مجید در این باره می‌فرماید:

(وَ اءَقیمُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّکوةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ)[۱۴۵]

نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید و با رکوع کنندگان به رکوع روید.

رسول خدا(ص ) در این باره فرمود:

(هر کس به سوی مسجدی برای نماز قدم بردارد (تا در جماعت شرکت نماید) خداوند با هر قدمی ده ثواب برای او می‌نویسد و ده گناه از او بر می‌دارد و ده درجه بر او می‌افزاید و کسی که مراقب باشد نمازهایش را به جماعت بخواند در قیامت همچون برق از صراط می‌گذرد.)[۱۴۶]

در روایتی آمده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت از نماز آنان ثواب ۱۵۰ نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند،هر رکعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند، ثواب نمازشان بیشتر می‌شود، تا به ده نفر برسند و عدّه آنان که از ده گذشت ، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه ، نویسنده شوند، نمی‌توانند، ثواب یک رکعت آن را بنویسند.[۱۴۷]

د حضور قلب در نماز

توجه و حضور قلب از جمله اموری است که روح و حقیقت نماز به آن بستگی دارد. مقصود از حضور قلب ، تهی کردن دل از غیر خداست .

نماز، حضور در پیشگاه الهی و سخن گفتن با بزرگ مطلق است و در چنین جایگاهی هر گونه دلدادگی و التفات به غیر او، بی ادبی و نشانه عدم حضور نمازگزار و رعایت نکردن مقام بلند نماز است . رسول خدا (ص ) فرمود:

(لا تَلْتَفِتُوا فی صَلاتِکُمْ فَإِنَّهُ لا صَلاةَ لِمُلْتَفِتٍ...)[۱۴۸]

در نماز به غیر خدا توجّه نکنید؛ که برای کسی که به غیر خدا توجّه دارد، نمازی نیست .

یعنی : گویا نمازی به جا نیاورده است . و نیز فرمود:

(إِنَّ الْعبدَ إِذا اشتغلَ بِالصَّلاةِ جاءَهُ الشَّیْطانُ وَ قالَ لَهُ: اءُذْکُرْ کَذا، اءُذْکُرْ کَذا حَتّی یُضِلَّ الرَّجُلَ اءَنْ یَدْرِیَ کَمْ صَلّی )[۱۴۹]

وقتی کسی به نماز مشغول می‌شود، شیطان به سراغش می‌آید و می‌گوید: این را به یاد بیاور، آن را به یاد بیاور، تا آنجا او را گمراه می‌کند که نمی‌داند چقدر نماز خوانده است . آری طمع شیطان در انسان برای نفوذ در دل و ربودن ایمان اوست و اگر بتواند در حال نماز بر او چیره شود، گمراه ساختن او در غیر نماز آسانتر خواهد بود.

پس نمازگزار باید هشیار باشد و از این دشمن خطرناک حذر نماید و درهنگام نماز توجه کامل به خدای متعال نماید، تا با ورود به حریم قدس الهی از وسوسه‌های شیطان و گمراهی نجات یابد.

بعد دیگر توجّه و حضور قلب ، با طهارت و پاکی از گناه تحقق می‌یابد، آیا ظرف کثیف و آلوده ، آب زلال یا غذای پاکیزه است ؟ آیا دل زنگار گرفته از گناه قابلیت تجلّی انوار الهی نماز را دارد؟ پاسخ این سؤ ال در نصیحت حکیمانه امیر مؤ منان (ع ) به کمیل چنین آمده است :

حضور قلب در عبادت دو درجه دارد، یکی حضور قلب اجمالی ، یعنی اینکه در عین اشتغال به عبادت ، بطور اجمال ملتفت باشد که در حال ثنای معبود است ، اگر چه خود نمی‌داند چه ثنایی می‌کند و دیگری حضور قلب تفصیلی است که این مرتبه جز برای خلّص اولیای خدا و اهل معرفت ممکن نیست .[۱۵۰]

اگر نماز گزار موفّق شود که با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس خدا باشد و در نماز جز او را به یاد نیاورد، خداوند نیز لطف و عنایت خویش رامتوجه او خواهد کرد، چنان که پیامبر خدا (ص ) فرمود:

(إِنَّ اللّهَ مُقْبِلٌ عَلَی الْعَبْدِ ما لَمْ یَلْتَفِتْ)[۱۵۱]

تا وقتی که فردی از خدا رویگردان نشده ، خداوند به او توجه دارد.

خلاصه درس

- ستون دین و از بالاترین عبادات است . درباره گ فضیلت و اهمّیّت نماز همین بس که قرآن در آیات متعدد سفارش به برپایی آن کرده است . همچنین یکی از دستورات مهم و اساسی پیامبران الهی و اولیای خدا نماز بوده که در همه مراحل زندگی بدان توصیه کرده و خود نیز به آن عمل می‌نمودند.

- یکی از راه‌های اهمیت دادن به نماز، رعایت آداب نماز است که نمازگزار باید به آن عمل نماید. بعضی از آداب نماز عبارتند از:

پوشیدن لباس تمیز ومعطر و درکمال آمادگی جسمی و روحی بودن . همچنین خواندن نماز در اول وقت ، از آداب مهم آن است که نماز گزار با شنیدن صدای اذان به فرمان خداوند پاسخ داده وبه نماز می‌ایستد ونیز نماز را به جماعت خواندن از دیگر نشانه‌های اهمّیّت دادن به آن است . اسلام با توصیه‌های مکرربه اقامه نمازجماعت ، درمسیر وحدت مسلمانان گام بر می‌دارد.

- توجّه کامل و حضور قلب در نماز از مصادیق روشن اهمّیّت دادن به نماز است که نمازگزار در حال نماز با تمام توجه و التفات به سوی خدای تعالی رو کرده و از هر چه غیر خداست دل می‌کند.

پرسش

۱ سفارش قرآن به پیامبر در مورد نماز چیست ؟

۲ حضرت علی در وصیت خود درباره نماز چه فرمود؟

۳ سه نشانه از اهمیت دادن به نماز را نام ببرید.

۴ بیان امام خمینی رحمة اللّه علیه درباره حضور قلب در نماز چیست ؟

درس نهم

مقام نمازگزار

رسیدن به جایگاه رفیع (نماز) و دریافت نشان (نمازگزار) خود، افتخاری بس بزرگ و مورد غبطه خردمندان است . با توجّه به اینکه نماز در اسلام برترین عبادت شمرده شده ، باید نماز گزار نیز از بهترین جایگاه برخوردار باشد.

در والا بودن مقام نمازگزار همین بس که حضرت ابراهیم (ع ) با اینکه از پیامبران بزرگ الهی و دارای منصب (خلیل اللهی ) است از خدا می‌خواهد که او و فرزندانش را در زمره نمازگزاران قرار دهد. چنانکه قرآن کریم از زبان آن حضرت چنین می‌گوید:

(رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلوةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی )[۱۵۲]

پروردگارا! مرا و فرزندان مرا بر پا دارنده نماز قرار بده .

همچنین در روز عاشورا، وقتی یکی از یاران حضرت سید الشهداء(ع ) گفت : وقت نماز است ، آیا نماز نمی‌خوانید؟ حضرت فرمود:

(جَعَلَکَ اللّهُ مِنَ الْمُصَلّینَ)[۱۵۳]

خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد.

جایگاه نمازگزار درقرآن و سنّت

مقام ارجمند نمازگزار و جایگاه بلند مرتبه او همواره مورد توجّه و تحسین شارع مقدّس ‍بوده است . قرآن و روایات ، مقام و ارزش نمازگزاران را بیان کرده و با اوصاف گوناگون از آنان بخوبی یاد می‌کند که چند نمونه آن را در زیر می‌خوانید:

الف شیدای حق

مؤ من نمازگزار از هر چه جز خدا چشم پوشیده و دیده و دل به معشوق واقعی دوخته است . او هیچ چیز جز خدا را شایسته دلبستگی نمی‌داند. از این رو، در انتظار وصال یار لحظه شماری می‌کند، تا اینکه با شنیدن صدای روحبخش اذان به مراد خویش نایل آید. بدین خاطر است که رسول اکرم (ص ) هنگام فرا رسیدن اذان می‌فرمود:

(اءَرِحْنی یا بَلالُ)[۱۵۴]

ای بلال ! (اذان بگو) و مرا راحت کن .

قرآن مجید شیدایی نمازگزاران را این گونه توصیف می‌کند:

(رِجالٌ لا تلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلوةِ وَ ایتاءِ الزَّکوةِ، یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الاَْبْصارُ)[۱۵۵] مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات باز نمی‌دارد، ایشان از روزی که دلها و دیدگان دگرگون می‌شود هراسناکند.

ناگفته نماند که این عشق و شیدایی ، یک طرفه نیست ، بلکه از آن سو نیز محبت و عنایت الهی شامل حال نمازگزار می‌گردد و او را غرق الطاف خود می‌سازد. علی (ع ) فرمود:

(لَوْ یَعْلَمُ الْمُصَلّی ما یَغْشاهُ مِنْ جَلالِ اللّهِ ما سَرَّهُ اءَنْ یَرْفَعَ رَاْسَهُ مِنَ السُّجُودِ)[۱۵۶]

اگر نماز گزار می‌دانست که چقدر جلال الهی او را فرا می‌گیرد سر از سجده برداشتن را خوش ‍نمی‌داشت .

ب رستگاری

قرآن رستگاری را از آن مؤ منانی می‌داند که خاشعانه نماز می‌گزارند و می‌فرماید:

(قَدْ اءَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ)[۱۵۷] به تحقیق مؤ منان رستگارند، آنان که در نماز خود خاشعند.

ج هدایت و نیکوکاری

همچنین به پا دارندگان نماز را نیکوکاران هدایت یافته می‌داند و می‌فرماید:

(المْ تلْکَ آیاتُ الْکتابِ الْحکیمِ هدًی وَ رَحمةً لِلْمحسنینَ الَّذینَ یقیمون الصَّلوةَ...)[۱۵۸]

الف ، لام ، میم . اینها آیه‌های حکمت آمیز است و برای نیکوکاران هدایت و رحمتی است ، نیکوکارانی که نماز می‌گزارند....

د ریزش گناهان و ترفیع درجه

سلمان فارسی از رسول خدا(ص ) چنین نقل می‌کند:

(إِنَّ الْعبدَ الْمسلِمَ، إِذا قامَ إِلَی الصَّلاةِ، تحاتتْ عنهُ خطایاهُ، کما تحاتتْ وَرَقُ هذِه الشَّجَرَةِ)[۱۵۹] آن هنگام که مسلمان برای اقامه نماز حرکت می‌کند، گناهان و خطاهایش همچون برگ این درخت (به هنگام خزان ) می‌ریزد.

ه‍ پیشوایی فرشتگان

نمازگزار در پیشگاه خداوند از چنان جایگاه بلندی برخوردار است که شایستگی پیشوایی فرشتگان را می‌یابد امام باقر (ع ) در این باره فرمود:

(ما منْ عبدٍ منْ شیعتنا یَقُومَ إِلَی الصَّلاةِ إِلا اکْتَنَفَتْهُ بِعَدَدِ مَنْ خالَفَهُ مَلائِکَةٌ یُصَلُّونَ خَلْفَهُ یَدْعُونَ اللّهَ لَهُ حَتّی یَفْرُغَ مِنْ صَلاتِهِ)[۱۶۰]

هیچ کس از شیعیان ما به نماز نمی‌ایستند، جز اینکه به تعداد مخالفین و دشمنانش ، فرشتگانی اطراف او راگرفته پشت سرش به نماز می‌ایستند و تا زمانی که در حال نماز است او را دعا می‌کنند.

و ویژگیهای دیگر

علاوه بر مواردی که بر شمردیم ، ویژگیهای مهم دیگری نیز در کلمات و احادیث معصومین : به چشم می‌خورد. با آوردن دو روایت ، این بخش را به پایان می‌بریم .

رسول خدا(ص ) فرمود:

(... وَ لِلْمصلّی حبُّ الْملائِکةِ، وَ هدًی وَ ایمانٌ، وَ نورُ الْمعْرِفَةِ وَ بَرَکَةٌ فیِ الّرِزْقِ وَ راحَةٌ لِلْبدَنِ، وَ کراهةٌ لِلشَّیطانِ، وَ سلاحٌ علَی الْکفارِ وَ إِجابَةٌ لِلْدُّعاءِ وَ قَبُولٌ لِلاَْعْمالِ وَ زادٌ لِلْمؤْمنِ منَ الدُّنیا إِلَی الاْ خرَةِ، وَ شفیعٌ بیْنَهُ وَ بَیْنَ مَلَکِ الْمَوْتِ، وَ اءَنیسٌ فی قَبْرِهِ وَ فَراشٌ تَحْتَ جَنْبِهِ وَ جَوابٌ لِمُنْکَرٍ وَ نَکیرٍ)[۱۶۱]

نمازگزار را نزد خداوند مقاماتی است از جمله : محبت فرشتگان ، هدایت ، ایمان ، نور معرفت و شناخت ، برکت در روزی ، راحتی بدن ، ناخرسندی شیطان ، قدرت در برابر کفّار، قبولی دعا، توشه مؤ من از دنیا برای آخرت ، واسطه بین او و ماءمور مرگ ، و همنشین و بستر زیر پهلوی او در قبر و جواب برای نکیر و منکر.

و نیز آن حضرت درباره عظمت و بزرگی مؤ من نمازگزار در قیامت فرمود:

(تکونُ صلاةُ الْعبْدِ عِنْدَ الَْمحْشَرِ تاجاً عَلی رَاءْسِهِ وَ نُوراً عَلی وَجْهِهِ وَلِباساً عَلی بَدَنِهِ وَ ستراً بینهُ وَ بینَ النارِ وَ حُجَّةً بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الرَّبِّ جَلَّ جَلالُهُ وَنَجاةً لِبَدَنِهِ مِنَ النّارِ، وَ جَوازاًعَلَی الصِّراطِ وَ مِفْتاحاً لِلْجَنَّةِ وَمُهُوراً لِلْحُورِ الْعینِ، وَ ثَمَناً لِلْجَنَّةِ)[۱۶۲]

در روز قیامت و محشر نماز بنده مؤ من تاجی است بر سرش ، نوری است بر جبینش ، پوششی است بر اندامش ، حجابی است بین او و آتش ، حجتی است بین او و پروردگار جلّ جلاله ، نجات بخش بدن او از آتش ، برگ عبور از صراط، کلید بهشت ، مهریه‌هایی برای حورالعین و بهای بهشت است .

انسانهای با شخصیّت

معیار تعیین ارزش در اسلام ، نزدیک شدن انسان به خداوند است و هر اندازه که بنده به خدا نزدیک شود، ارزشش افزون می‌گردد و چون نماز بهترین راه تقرّب به پروردگار است ، نمازگزار دارای والاترین شخصیت اسلامی است .

رسول خدا(ص ) در وصیت خود به حضرت علی (ع ) فرمود:

(ثَلاثُ دَرَجاتٍ وَ مِنْهَا الْمَشْیُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ إِلَی الْجَماعَةِ)[۱۶۳]

سه چیز درجه و ارزش است : یکی از آنها شب و روز به نماز جماعت رفتن است .

و در سخنی دیگر شرکت در نماز جماعت را نشانه نیک بودن دانسته و می‌فرماید: (مَنْ صَلَّی الْخَمْسَ فِی الْجَماعَةِ فَظَنُّوا بِهِ خَیْراً)[۱۶۴]

به کسی که نمازهای پنجگانه رابه جماعت بخواند گمان نیک داشته باشید.

از امام صادق (ع ) پرسیدند: با چه معیاری ، عادل را بشناسیم تا شهادتش را بپذیریم و گواهی علیه او را باور نکنیم ؟ امام پاسخ داد:

کسی که نمازهایش را بموقع و در جماعت بخواند و بدون دلیل نماز جماعت را ترک نکند، شهادت او را بپذیرید و شهادت کسی را بر ضد او قبول نکنید.[۱۶۵]

نمازگزار در حال نماز و مناجات با خدا شخصیت ارزنده‌ای پیدا می‌کند و غرق رحمت الهی می‌گردد. حضرت علی (ع ) در این باره فرمود:

(إِذا قامَ الرَّجلُ إِلَی الصَّلاةِ اءَقبلَ إِلَیهِ إِبلیسُ، ینظُرُ إِلَیْهِ حَسَداً لِما یَری مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ الَّتی تَغْشاهُ)[۱۶۶]

زمانی که شخصی برای ادای نماز به پا می‌خیزد، شیطان به سوی او می‌آید و با حسرت و حسادت به او می‌نگرد این به لحاظ رحمت الهی است که نمازگزار را در برگرفته است .

خلاصه درس

- مقام نمازگزار بسی ارجمند است بگونه‌ای که حتی خردمندان نیز نسبت به آن غبطه می‌خورند. ابراهیم (ع ) از خدا می‌خواهد که او را از نمازگزاران قرار دهد.

- قرآن و روایات ، برای جایگاه نمازگزار ارج فراوان قائل بوده ، اوصاف گوناگونی به آن نسبت می‌دهد، از جمله :

- شیدایی حق ، رستگاری ، هدایت و نیکوکاری ، ریزش گناهان و ترفیع درجه نزد خداوند، پیشوایی برای فرشتگاه و غیره .

- نمازگزار، انسان با شخصیّتی است که با نماز خویش به خدا تقرب می‌جوید و از سوی معصومین : سفارش شده است که مردم به او احترام بگذارند، گواهی اش را بپذیرند و گواهی بر ضد او را ردّ کنند، همچنین نمازگزاران مشمول رحمت بی پایان خدایند.

پرسش

۱ حضرت ابراهیم از خداوند چه درخواست کرد؟

۲ قرآن شیدایی نمازگزاران را چگونه توصیف می‌کند؟

۳ سلمان از پیامبر (ص ) درباره نمازگزار چه نقل کرده است ؟

۴ سه ویژگی نمازگزاران را بیان کنید.

درس دهم

آثار ترک نماز

همان گونه که نماز، آثار و فواید فراوانی در دنیا و آخرت به دنبال دارد ترک این واجب الهی و سبک شمردن آن نیز عواقب شوم و آثار نامطلوبی در پی خواهد داشت . پیش از پرداختن به پیامدها، نخست مراتب بی نمازی را توضیح می‌دهیم :

مراتب بی نمازی

الف ترک نماز از روی انکار

یعنی مسلمان نماز واجب را بر خود لازم نداند، چنین کسی منکر ضروری دین است و اگر این انکار به انکار خدا و پیامبر باز گردد، کافر است .

ب ترک نماز از روی مسامحه

یعنی مسلمانی قبول دارد که در اسلام نماز واجب است ، ولی از روی بی اعتنایی به امور دینی و به بهانه اشتغال به کارهای دنیوی آن را به جا نمی‌آورد، چنین کسی مرتکب گناه کبیره شده وفاسق نامیده می‌شود.

ج ترک برخی از واجبات نماز

بدین معنا که نماز می‌خواند، ولی شرایط صحت آن را مراعات نمی‌کند. مانند آنکه نماز را با لباس غصبی ، یا در مکان غصبی ، به جا آورد، یا سوره و ذکر واجب را نخواند، یا آنها را صحیح انجام ندهد. اینان از جمله سبک شمارندگان نماز به حساب می‌آیند.[۱۶۷] که در درسهای آینده به کیفر چنین افرادی اشاره خواهد شد.

ترک نماز و بی اعتنایی به آن

الف در دنیا
جراءت بر گناه
یکی ازآثار ترک نماز، جراءت پیدا کردن بر سایر گناهان است ؛ بدین معنا که انسان وقتی نماز را که ستون دین به شمار می‌آید، ترک کند، ارتکاب گناهان دیگر برایش آسان می‌شود. رسول خدا(ص ) فرمود:

(لا یزالُ الشَّیطانُ یرْعَبُ مِنْ بَنی آدَمَ ماحافَظَ عَلیَ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فَإِذا ضَیَّعَهُنَّ تَجْرُاءُ عَلَیْهِ وَ اءَوْقَعَهُ فِی الْعَظَائِمِ)[۱۶۸]

تا زمانی که انسان نمازهایش را به جاآورد شیطان سراغ او نمی‌رود و هنگامی که آنها راضایع کند (ترک کند)، شیطان بر او جری شده ، به گناهان بزرگ وادارش می‌کند.

حضرت علی (ع ) در نامه‌ای به محمّد بن ابی بکر می‌نویسد:

(...ثمَّ ارْتقبْ وَقتَ الصَّلاةِ، فصلِّها لِوَقتها... فمنْ ضیَّعَ الصَّلاةَ، فإِنَّهُ لِغیرِها اءَضْیَعُ...)[۱۶۹]

سپس مراقب اوقات نماز باش ، و آن را بموقع به جا آورد؛ زیرا کسی که نماز را ضایع سازد، غیر نماز (عبادت دیگر) را بیشتر ضایع می‌کند.

راز این مطلب آن است که نماز موجب تذکّر و توجّه به خداست وانسان را متوجه حضور در محضر الهی می‌سازد و او را از گناهان باز می‌دارد، در صورت ترک نماز، یادآور حضور و مراقبت خدا ومهار کننده گناهان وجود نخواهد داشت . به عبارت دیگر، مانع فعالیتهای وسوسه گرانه شیطان و نفس امّاره برطرف می‌شود و شیطان و نفس امّاره بر انسان چیره می‌گردند و او را به گناهان دیگر می‌کشانند.

ویرانی دین

نماز، تکیه گاه و اساس دین خدا راتشکیل می‌دهد که هر چه بهتر انجام پذیرد، ایمان انسان را قویتر خواهد کرد و اگر خللی در آن وارد شود، ستون دین را منهدم می‌کند. پیامبر اکرم (ص ) فرمود:

(اَلصَّلاةُ عِمادُ الدّینِ، فَمَنْ تَرَکَ صَلاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دینَهُ)[۱۷۰]

نماز، ستون وتکیه گاه دین است و کسی که به عمد آن را ترک کند، دینش را ویران ساخته است .

از این رو، امام موحّدان ، علی (ع ) ضمن سفارش به نماز، ضایع کننده آن را از خود طرد کرده و فرموده است :

(عَلَیْکُمْ بِالُْمحافَظَةِ عَلی اءَوْقاتِ الصَّلاةِ فَلَیْسَ مِنّی مَنْ ضَیَّعَ الصَّلاةَ[۱۷۱]

برشما باد به پاس داشتن اوقات نماز، پس هر کس نماز را خراب کند از (زمره دوستان ) من نیست .

ترک نماز، گاهی به کفر و بی دینی می‌انجامد، به عبارت دیگر، نماز مرز میان اسلام و کفر است . رسول خدا (ص ) فرمود:

(ما بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَیْنَ اءَنْ یَکْفُرَ إِلاّ اءَنْ یَتْرُکَ الصَّلاةَ الْفَریضَةَ مُتَعَمِّداً اءَوْ یَتَهاوَنَ بِها فَلایُصَلّیه ا)[۱۷۲]

میان مسلمان تا کافر شدنش فاصله‌ای نیست ، جز ترک عمدی نماز واجب یا سستی در آن که به نماز نخواندن بینجامد.

امام باقر(ع ) فرمود:

(رسول خدا (ص ) در مسجد نشسته بود که مردی وارد شد و به نماز ایستاد، ولی رکوع و سجودش را ناقص انجام داد. حضرت با دیدن او فرمود: همچون کلاغ بر زمین نوک می‌زند؛ این شخص اگر در این حالت بمیرد، به دین من از دنیا نرفته است .)[۱۷۳]

از دست دادن شخصیت اجتماعی

ازدیگر آثار زیانبار ترک نماز و سبک شمردن آن ،منفور شدن درجامعه است ؛یعنی تارک نماز یا سبک شمارنده آن ارزش وشخصیت اجتماعی خویش را از دست می‌دهد و مسلمانان با دیده نفرت به او می‌نگرند، تا جایی که به گفته امام باقر(ع ):

(رسول خدا(ص ) با همسایگان مسجد شرط کرد به نماز جماعت حاضر شوند و متخلّفان را تهدید کرد که خانه هایشان را آتش خواهد زد.)[۱۷۴]

امام صادق (ع ) در مورد انتخاب دوست و همنشین فرمود:

(اِختبروُا إِخوانکمْ بخصْلَتَیْنِ، فَإِنْ کانَتا فیهِمْ وَ إِلاّ فَاعْزُبْ، ثُمَّ اعْزُبْ: مُحافَظَةً عَلَی الصَّلَواتِ فی مَواقیتِها وَ الْبِرَّ بِالاِْخْوانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْرِ)[۱۷۵]

دوستان و برادران خود را با داشتن دو صفت انتخاب کنید وگرنه آنها را رها کنید و از آنان دوری گزینید:اول مراقب برنماز دراوقات مخصوص آن و دوم نیکی کردن به برادران درسختی و راحتی .

زندگی سخت

سختی زندگی و آمیخته شدن با مشکلات روحی و روانی از دیگر پیامدهای ترک نماز و سبک شمردن آن است . کسی که رابطه‌ای باخدا نداشته باشد، روشن است که از رحمت و الطاف الهی به دور خواهد بود. قرآن مجید می‌فرماید:

(اءَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکْری )[۱۷۶]

نماز را برای یاد من به پای دار.

درآیه دیگر می‌فرماید:

(وَ مَنْ اءَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً)[۱۷۷]

هر کس از یاد من رویگردان شود زندگی برایش سخت و ناگوار خواهد بود. در این راستا، روایتی ازرسول خدا(ص ) نقل می‌کنیم که زندگی سخت و ناگوار را تشریح می‌کند.

(منْ تهاوَنَ بصلاتِهِ ... یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ مِنْ رِزْقِهِ... وَ کُلُّ عَمَلٍ یَعْمَلُهُ لا یُوجَرُ علَیهِ وَ لا یرْتفعُ دُعائُهُ إِلَی السَّماءِ وَ لَیسَ لَهُ حظُّ فی دُعاءِ الصّالِحینَ وَ یَمُوتُ ذَلیلاً وَ جائِعاً وَعَطْشاناً...)[۱۷۸]

کسی که نماز را سبک شمارد ... خداوند برکت از عُمر و روزی او برمی دارد و هرعملی انجام دهد پاداشی نمی‌برد، دعایش به آسمان بالا نمی‌رود، از دعای نیکوکاران بهره‌ای نمی‌برد و با ذلت و خواری و گرسنگی و تشنگی می‌میرد.

چهره منفور
همچنین رسول گرامی اسلام ، زشتی چهره و منفوری آن را نتیجه سبک شمردن نماز دانسته ، می‌فرماید:

(... یَمْحُوا اللّهُ تَعالی سیماءَ الصّالِحینَ مِنْ وَجْهِهِ...)[۱۷۹]

خداوند سیمای نیکوکاران را از چهره او (سبک شمارنده نماز) محو می‌کند.

ب در آخرت
شکنجه و فشار قبر

عواقب و آثار زیانبار ترک نماز و بی اعتنایی به آن ، نه تنها در دنیا بلکه در عالم برزخ و آخرت نیز دامنگیر انسان خواهد بود. رسول اکرم (ص ) فرمود:

(...مَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ... یُوَکِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَکاً یَزْعَجُهُ فی قَبْرِهِ وَ یَضیقُ عَلَیْهِ قَبْرَهُ وَ تَکُونُ الظُّلْمَةُ فی قَبْرِهِ)[۱۸۰]

کسی که نمازش را سبک بشمارد خداوند فرشته‌ای را ماءمور می‌کند که او را در قبر شکنجه دهد و قبرش را برای او تنگ سازد و تاریکی در قبر او خواهد بود.

بر عکس کسی که نماز را زیبا به پا دارد از وحشت قبر در امان است .

امام باقر(ع ) فرمود:

(مَنْ اءَتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ یَدْخُلْهُ وَ حْشَةُ الْقَبْرِ)[۱۸۱]

کسی که رکوع نمازش را درست انجام دهد وحشت قبر او را نمی‌گیرد.

سختی در محشر
رسول خدا (ص ) فرمود:

(منْ تهاوَنَ بصلاتهِ... یوَکِّلُ اللّهُ بهِ ملَکاً یَسْحَبُهُ عَلی وَجْهِهِ وَ الْخَلائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ یُحاسَبُ حِساباً شَدیداً...)[۱۸۲]

کسی که نماز را سبک بشمارد، خداوند فرشته‌ای را ماءمور می‌کند تا (در محشر) او را با صورت روی زمین بکشد درحالی که مردم او را نگاه می‌کنند و حساب سختی نیز خواهد داشت .

امام صادق (ع ) فرمود:

(منْ ترَکَ صلاةَ الْعصرِ غیرَ ناسٍ لَها حتی تفوتهُ وَترَهُ اللّهُ اءَهلَهُ وَ مالَهُ یوْم الْقِیامَةِ[۱۸۳]

هر کس نماز عصر را عمداً ترک کند تا قضا شود، خداوند در قیامت او را تنها و جدای از اهل واموالش محشور می‌کند.

محرومیت از شفاعت

سوّمین پیامد ناهنجار کوچک شمردن یا ترک نماز، محروم شدن از شفاعت اولیای خدا در روز باز پسین است . قرآن مجید در سوره مدّثر، آیه ۴۸ یکی ازعلل محرومیت ازشفاعت را بی نمازی می‌داند و حضرت صادق (ع ) در آخرین لحظه حیات ، که دوستان وآشنایان ، دور بسترش را گرفته بودند، فرمود:

( إِنَّ شَفاعَتَنا لاتَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ)[۱۸۴]

شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نخواهد رسید.

ورود به دوزخ
خیره سری در برابر خدا و سر بر آستان او نساییدن ، در واقع ، سقوط در دوزخ و گرفتار شدن به آتش دوری از رحمت اوست . از این رو نخستین علّتی که دوزخیان برای ورود بدانجا بر زبان می‌آورند این است که :

(لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلّینَ...)[۱۸۵]

ما از نماز گزاران نبودیم .

از رسول گرامی اسلام نیز چنین نقل کرده‌اند که فرمود:

(لا تُضَیِّعُوا صَلاتَکُمْ فَإِنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ حُشِرَ مَعَ قاروُنَ وَ هامانَ وَ کانَ حَقّاً عَلیَ اللّهِ اءَنْ یُدخِلَهُ النّارَ)[۱۸۶]

نماز خویش را تباه نسازید؛ چرا که هر کس نمازش را تباه کند با قارون وهامان محشور می‌شود و بر خداست که او را داخل دوزخ سازد.

خلاصه درس

- ترک نماز از روی عمد، به کفر می‌انجامد و از روی بی اعتنایی و مسامحه به فسق می‌رسد و اگر گهگاه بخواند، آثار و عواقب خطرناک و زیانباری هم در دنیا و هم در آخرت در پی خواهد داشت .

- آثاری که بر اثر ترک نماز، گریبانگیر فرد می‌شود عبارتند از: جراءت پیدا کردن بر سایر گناهان ، ویرانی دین و به کفر انجامیدن ، انزجار و نفرت اجتماعی ، زندگی سخت و مشقت بار، فشار قبر، سختی در محشر، محرومیت از شفاعت و ورود به دوزخ .

پرسش

۱ ترک نماز چند نوع است ؟

۲ آثار ترک نماز را بشمارید.

۳ چگونه شخص با ترک نماز بر گناهان دیگر جسور می‌شود؟

۴ چرا فردی بی نماز زندگی سختی دارد؟

۵ اهل جهنم به پرسش بهشتیان در باره علّت ورودشان به جهنم چه پاسخی می‌دهند؟

درس یازدهم

نمازهای مستحبی

نمازهای مستحبی زیاد است و آنها را (نافله ) گویند و بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله‌های شبانه روز بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روز جمعه ، سی و چهار رکعتند که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا[۱۸۷] و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح می‌باشد)[۱۸۸]

تاءکید بر نافله‌ها

در اسلام تاءکید فراوانی بر انجام نمازهای مستحبی شده و ثوابهای زیادی نیز برای آن منظور گردیده است که شمارش آنها، از حوصله درس خارج است . در اینجا تنها به ذکر یک روایت تبرّک می‌جوییم : رسول اکرم (ص ) فرمود: ( إِنَّ لِلْقلُوبِ إِقبالاً وَ إِدْباراً فإِذا اءَقبلَتْ فتنفَّلُوا وَ إِذا اءَدْبرَتْ فعلَیکم بِالْفَریضَةِ)[۱۸۹]

دلها را آمادگی و بی رغبتی است ؛ هر گاه آمادگی داشتند، نافله بخوانید و اگر بی رغبتی نشان دادند بر شما باد که بر نماز واجب بسنده کنید.

فلسفه نوافل

می‌دانیم که هر کار مستحبی اعم از نماز و غیر آن ، عملی است که برای استحباب آن از سوی شرع حکمتی و جود دارد و داوطلبانه ، به دلخواه شخص انجام می‌گیرد که در این صورت پاداش نیکو دارد و اگر هم انجام ندهد ،عقاب وعذابی در کار نیست . در اینجا این سؤ ال پیش می‌آید که فلسفه وعلت تشریع کارهای مستحب ازجمله نمازهای نافله چیست ؟ در پاسخ گوییم چنین کاری دو علّت مهم و اساسی داشته است :

الف تاءکید بر حفظ نمازهای واجب

نمازهای مستحبی ، نمازهای واجب را در برابر گردبادهای اهمال و سهل انگاری محافظت می‌کنند و قصد وسوسه و دستبرد شیطان به وسیله آنها شکسته و دفع می‌گردد.

به عبارت دیگر، نمازهای مستحبی سبب تقویت نمازهای واجب در برابر آسیبها و حوادث احتمالی است . حمّاد بن عبداللّه گوید:

علّت تشریع نمازهای نافله را از امام صادق (ع ) جویا شدم .

ایشان پاسخ داد:

(علّت چنین کاری تاءکید بر نمازهای واجب بوده است ؛ زیرا اگر نماز مردم جز همین چهار رکعت نماز ظهر نبود، به آن اهمیت چندانی نمی‌دادند و احتمال داشت که توفیق انجام آن را از دست بدهند، ولی وقتی نافله هم به آن اضافه شده ، به خاطر زیاد بودنش در انجام آن تعجیل می‌کنند، همچنین است نماز عصر....)[۱۹۰]

نکته دیگر اینکه وضع نمازهای مستحبی ، لطف و عنایتی است از جانب خدا برای بندگان ، به این بیان که بیشتر مردم در بجای آوردن نمازهای واجب ، ازنظر آداب و شرایط پذیرش و گزاردن نمازی خداپسند، کوتاهی می‌ورزند، از این رو، خداوند، نمازهای نافله را راه جبران این نقیصه قرار داده است : شخصی به نام (ابوبکر) گوید: ( حضرت امام باقر (ع ) از من پرسید: آیا می دانی نمازهای مستحب برای چه وضع شده است ؟ عرض ‍کردم : فدایت شوم نمی‌دانم . فرمود:

(لاَِنَّهُ إِنْ کانَ فی الْفریضةِ نقصانٌ قضیتِ النافلَةُ علَی الْفریضةِ حتی تَتُمَّ)[۱۹۱]

برای اینکه اگر در نماز واجب کمبودی باشد، نافله آن را جبران کند، تا کامل شود.

امام کاظم (ع ) نیز فرمود:

(إِنَّ اللّهَ تبارَکَ وَ تَعالی اءَتَمَّ صَلاةَ الفَریضَةِ بِالصَّلاةِ النّافِلَةِ وَ اءَتَمَّ صِیامَ الْفَریضَةِ بِصِیامِ النّافِلَةِ)[۱۹۲]

خداوند بزرگ ،نمازواجب رابانمازنافله و روزه واجب رابا روزه مستحب کامل کرده است .

ب باز بودن مسیر تکامل

تشریع انواع عبادتها در ادیان الهی برای تکامل و تقرّب انسان به خدا صورت گرفته است که عبادتهای واجب ، حدّ ضروری و لازم آن است و هر کس مکلّف است با انجام آن خود را به چنین مرزی برساند.

از طرف دیگر، برای آنکه مؤ من توقف نکند و راه تقرّب بیشتر به رویش باز باشد، عبادتهای اختیاریِ فراوانی فرا روی او قرار گرفته تا بتواند بدین وسیله سیر تکاملی خویش را ادامه دهد پس هر که عبادتش بیشتر باشد، تقربش بیشتر است . شاهد این گفتار، سخن امام کاظم (ع ) در باره قرآن است :

(...دَرَجاتُ الْجنَّةِ علی قدْرِ ایاتِ الْقرْآنِ یقالُ لَهُ اقرَاءْ وَ ارْقَ فیقرَاُ ثمَّ یرْقی ...)[۱۹۳]

درجات بهشت به تعداد آیه‌های قرآن است . به او (مؤ من ) گفته می‌شود (آیه‌های قرآن را) بخوان و بالا برو، او هم می‌خواند و بالا می‌رود.

حضرت رضا (ع ) در این راستا فرمود: ( بدانید که نمازهای نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشریع شده است ؛ زیرابرخی از برخی ، قوی ترند، نمازهای واجب برای پایین‌ترین سطح وضع شده ، سپس مستحبات درپی آن آمده است تا قوی و ضعیف در حد توانشان عمل نمایند، بنابراین هیچ کس فراتر از توانش مکلّف نشده است ... همچنین است روزه و حج و برای هر واجبی ، مستحبی بدین معنا وجود دارد.[۱۹۴]

تجلّی عشق به معبود

پس از آنکه مؤ من طعم شیرین عشق الهی را در نمازهای واجب چشید در پی ارتباط بیشتر با معبود خویش به دامن مستحبات چنگ می‌زند و برای جلب توجّه معشوق بی همتا، هدیه گرانقدر و زیبایی به نام (نماز مستحبی ) را پیش کش می‌آورد. حضرت رضا (ع ) فرمود:

(حَسِّنُوا نَوافِلَکُمْ وَ اعْلَمُوا اءَنَّها هَدِیَّةٌ إِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ)[۱۹۵]

نمازهای نافله را زیبا ادا کنید و آگاه باشید که آنها هدیه‌ای به پیشگاه خدای بزرگ است .

نماز شب

در میان نوافل روزانه ، ماهانه و سالانه ، نماز شب ازفضیلت بیشتری برخوردار است که قرآن و روایات بر آن تاءکید فراوان دارند. قرآن مجید با لحن بسیار شوق آور از شب بیداران زنده دل یاد کرده ، می‌فرماید:

تتجافی جنوبهمْ عنِ الْمضاجعِ یدْعونَ رَبَّهمْ خوْفاً وَ طمعاً وَ مما رَزَقناهم یُنْفِقُونَ)[۱۹۶]

از بستر خواب پهلو تهی کنند، پروردگارشان را با بیم و امید بخوانند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم انفاق کنند.

مرحوم طبرسی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل می‌کند که : ( منظور از مؤ منان در این آیه شب زنده دارانی هستند که برای اقامه نمازشب از بستر گرم خویش بر می‌خیزند.[۱۹۷]

آن گاه قرآن مجید از پاداش بزرگ و نفیسی که خداوند به زاهدان شب عنایت می‌کند، خبر داده ، می‌فرماید:

(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اءُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اءَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ)[۱۹۸]

هیچ کس نمی‌داند که در ازای کاری که انجام داده‌اند، چه (پاداش مهم ) و چشم روشنی ای برای آنها نهفته شده است .

حضرت امام صادق (ع ) در تفسیر این آیه شریفه فرمود:

(ما منْ حَسَنَةٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَیَّنٌ فِی الْقُرْانِ إِلاّ صَلاةُ اللَّیْلِ فَإِنَّ اللّهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ یُبَیِّنْ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ)[۱۹۹] هیچ کار نیکی نیست جز آنکه پاداشش در قرآن بیان شده است مگر نماز شب که خداوند به خاطر عظمت شاءن آن ثوابش را برملا نکرده و فرموده است : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ).

ممکن است در اینجا این سؤ ال پیش آید که چرا پاداش عظیم نماز شب مخفی نگاه داشته شده است ؟ این سؤ ال را به سه شکل می‌توان پاسخ داد:

۱ کارهای ارزشمند و عظیم چنان است که حقیقت آنها به سادگی قابل درک نیست ، در عین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است .

۲ قرّة العین و چشم روشنی ، آن قدر بزرگ و گسترده است که دانش انسان از رسیدن به تمام خصوصیات آن ناتوان است .

۳ چون (نمازشب ) مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می‌گیرد، پاداش آن نیز پنهان و دور از چشم مردمان است .[۲۰۰]

رهبران بزرگوار اسلام نیز با تعبیرهای گوناگونی مردم را به انجام این عمل بزرگ تشویق می‌کردند که در اینجا به یک نمونه آن بسنده می‌کنیم ؛ معاذ بن جبل گوید:

(روزی رسول اکرم (ص ) به من فرمود: اگر مایلی راه‌های خیر را به تو نشان بدهم . سپس فرمود: (... قِیامُ الرَّجُلِ فی جَوْفِ اللَّیْلِ یَبْتَغی وَجْهَ اللّهِ)[۲۰۱]

(یکی از راه‌ها) برخاستن مرد در دل شب در پی یافتن رضای خداست .

برخی از آثار نماز شب

با اینکه همه پاداش اخروی نماز شب برای ما درک کردنی نیست ، ولی معصومین : از برخی آثار دنیوی و اخروی آن ما را مطلع کرده‌اند که توضیح آن در زیر می‌آید:

رسول اکرم (ص ) فرمود:

(إِنَّ قیامَ اللَّیلِ قرْبةٌ إِلَی اللّهِ وَ تکفیرُ السَّیِّئاتِ وَ مَنْهاةٌ عَنِ الاِْثْمِ وَ مَطْرَدَةُ الدّاءِ فِی الْجَسَدِ)[۲۰۲]

همانا نماز شب : ۱ نزدیکی به خداست .

۲ جبران کردن گناهان است .

۳ باز دارنده ازگناه است .

۴ دفع کننده درد بدن است .

۵ در سخنی دیگر فرمود:

(مَنْ صَلّی بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهارِ)[۲۰۳]

هر کس نمازشب بخواند، چهره اش در روز نیکو (نورانی ) می‌شود.

۲۰۳ ۶ رزق روز را تضمین می‌کند؛ چنانکه شخصی خدمت آن حضرت آمده ، بگونه‌ای عرض نیاز کرد که گویا به نان شب محتاج است . امام پرسید: آیانماز شب می‌خوانی ؟ پاسخ داد آری ، حضرت رو به یاران خویش کرده فرمود:

(کذِبَ منْ زَعمَ اءَنَّهُ صلّی باللَّیلِ وَ یجوعُ بالنَّهارِ إِنَّ اللّهَ ضمَّنَ بصَلاةِ اللَّیْلِ قُوتَ ال نَّهارِ)[۲۰۴]

کسی که ادعا می‌کند نماز شب خوانده و در روز گرسنه مانده است ، دروغگوست ؛ زیرا خداوند به وسیله نماز شب روزی روز را تضمین کرده است .

۷ و ۸ و ۹ چهره را زیبا می‌سازد غم را می‌زداید و دیده را جلا می‌دهد، چنان که پیامبر اکرم (ص ) در باره این سه اثر فرمود:

(صَلاةُ اللَّیْلِ تُحْسِنُ الْوَجْهَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُوا الْبَصَرَ)[۲۰۵]

نماز شب چهره را نیکو می‌کند و غم را می‌زداید و دیده را جلا می‌دهد.

۱۰ بهشت ، پاداش آن است . رسول اکرم (ص ) هنگام ارتحال به ابوذر فرمود:

(یااءَباذَرٍّ ! إِحفظْ وَصیَّةَ نبیِّکَ تنفعکَ، منْ ختمَ لَهُ بقیامِ اللَّیلِ ثمَّ ماتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ)[۲۰۶] ای ابوذر سفارش پیامبرت را حفظ کن که برایت سود آور است : هر کس آخر کارش با نماز شب باشد و بمیرد، بهشت برای اوست .

خلاصه درس

- دو مساءله مهم ، فلسفه تشریع نوافل را تشکیل می‌دهد. ۱ صیانت از نمازهای واجب و کامل نمودن آنها. ۲ باز بودن مسیر تکامل مؤ من .

- تعداد نمازهای مستحبی که به (نافله ) معروف است ، فراوان است که تنها نافله‌های روزانه ۳۴ رکعت می‌باشد و اسلام بر انجام آنها تاءکید زیادی کرده است .

- در میان نافله‌ها، نماز شب از موقعیّت برتری برخوردار است ، بگونه‌ای که از شدت عظمت و فضیلت ، ثواب آن پنهان نگاه داشته شده است و رسول اکرم (ص ) آن را یکی از راه‌های خیر معرفی کرده است .

- همچنین در روایات اسلامی ، آثار ارزشمندی برای نماز شب بیان شده از جمله اینکه : مانع گناه ، برطرف کننده درد بدن ، زیاد کننده روزی ، روشن کننده چشم ، زیبا کننده چهره بوده و بهشت پاداش آنست .

پرسش

۱ نافله یعنی چه ؟

۲ فلسفه تشریع نوافل چیست ؟

۳ قرآن مجید چه پاداشی برای نماز شب بیان کرده است ؟

۴ چهار اثر نماز شب رابنویسید.

درس دوازدهم

دعا و مناجات

جایگاه و ارزش دعا در اسلام

دعا در لغت به معنای طلب ، درخواست و تقاضاست [۲۰۷] و در اصطلاح به اظهار نیاز و خواهش بندگان به درگاه خدای قادر متعال گفته می‌شود.

ارزش و اهمیت دعا در فرهنگ اسلامی ، از سفارشهای قرآن و معصومین (ع ) معلوم می‌شود. این تاءکید بسیار زیاد، نشانگر جایگاه ویژه دعا در اسلام است ، تا جایی که رسول گرامی اسلام (ص ) فرمود:

(اَلدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ)[۲۰۸]

دعا مغز عبادت است .

همچنین امام باقر (ع ) فرمود:

(ما مِنْ شَیْءٍ اءَفْضَلُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ اءَنْ یُسْاءَلَ وَ یُطْلَبَ مِمّا عِنْدَهُ)[۲۰۹]

در نزد خدا هیچ چیز بهتر از این نیست که از او سؤ ال شود و از آنچه نزد اوست درخواست گردد.

آداب دعا

دعا همچون عبادات دیگر آداب و مقررات ویژه‌ای دارد که در صورت انجام آن ، نتیجه بهتر و مطلوبتری به دست می‌آید. برخی از آن آداب را بطور اختصار بیان می‌کنیم :

الف حال دعا داشتن

دعا کننده باید با تمام وجود متوجه ذات مقدّس خدا باشد و از غیر او بکلی دل بکند و هیچ امیدی به دیگران نداشته باشد.

دیگر اینکه در کارهای نیک پیشقدم باشد با بیم و امید به دعا بنشیند. قرآن مجید می‌فرماید: خاندان زکریّای پیغمبر با چنین حالتی خدا را می‌خواندند:

(إِنَّهمْ کانوا یسارِعونَ فی الْخیراتِ وَ یدْعو ننا رَغباً وَ رَهباً وَ کانوا لَنا خاشِعینَ)[۲۱۰] بدرستی که آنها در کارهای خیر پیشگام بودند و با حالت امید و ترس ، ما را می‌خواندند و برای ما خاشع بودند.

توجه قلبی نیز از شرایط دعاست که داعی باید با توجه کامل و از ته دل خدا را بخواند. علی (ع ) فرمود:

(لا یَقْبَلُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ دُعاءَ قَلْبٍ لاهٍ)[۲۱۱]

خداوند بزرگ ، دعای دلی را که غافل و مشغول باشد نمی‌پذیرد.

همین طور بجا و نیکوست که انسان هنگام دعا و مناجات دستهای خویش را به سوی آسمان بالا برد چنان که نقل شده است که رسول خدا (ص ) هنگام دعا و مناجات دستهایش را بالا می‌برد.[۲۱۲] امام صادق (ع ) در مورد حکمت این کار فرمود:

(هر گاه بنده دستهایش را به سوی خدا بالا برد، او حیا می‌کند که آنها را خالی برگرداند.)[۲۱۳]

استعمال بوی خوش ، صدقه قبل از دعا و انگشتر عقیق به دست داشتن نیز از آداب دعا شمرده شده است .[۲۱۴]

ب رعایت زمان دعا

گرچه درهای رحمت الهی ، همواره به سوی بندگانی که صادقانه ومخلصانه او را می‌خوانند، باز است و خداوند، به آنها وعده پاسخ داده است ، امّا امامان معصوم : به بعضی از زمانها و اوقات ، عنایت بیشتری داشته‌اند و احتمال استجابت را در آن مواقع خاص ، بیشتر دانسته‌اند. از آن جمله ماه مبارک رمضان بویژه شبهای قدر، روز عرفه ، روزهای عید فطر، قربان ، غدیر و شبهای جمعه ... . امام باقر (ع ) فرمود:

(إِنَّ اللّهَ تعالی ینادی کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اءَوَّلِ اللَّیْلِ إِلی آخِرِهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونی لِدینِهِ وَ دُنْیاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاءُجیبُهُ..[۲۱۵]

خدای بزرگ در هر شب جمعه از اول تا آخر شب از بلندای عرش ندا دهد که آیا بنده مؤ منی نیست که امشب مرا برای دین و دنیای خویش بخواند تا او را اجابت کنم .

امام صادق (ع ) فرمود:

(إِذا زالَتِ الشَّمسُ فتحتْ اءَبوابُ السَّماءِ وَ اءَبوابُ الْجنانِ وَ قضیتِ الْحوائِج الْعِظامُ...)[۲۱۶]

به هنگام نیمروز، درهای آسمان و بهشت گشوده می‌شود و حاجتهای مهم برآورده می‌گردد. همچنین رسول اکرم (ص ) دعا در ماه مبارک رمضان را مستجاب دانسته و فرمود:

(... وَ دُعاءُکُمْ فیهِ مُسْتَجابٌ...)[۲۱۷]

ج توجّه به مکان دعا

جای دعا کردن نیز در چگونگی استجابت دعا نقش دارد. مکان هر چه مقدستر باشد دعا به استجابت نزدیکتر است . مانند: مکّه معظّمه ، مدینه منوّره ، مشاهد مشرّفه امامان ، مساجد، امامزاده‌های معتبر مزار گلگون شهدا و....

امام رضا(ع ) درباره دعا کردن در شهر مقدّس مکّه فرمود:

(هیچ کس در این کوه‌ها( مکّه ) نایستاد (و دعا نکرد) مگر اینکه مستجاب شد. اما دعاهای مؤ منان در امور آخرتشان و دعای کفّار در امور دنیاشان به اجابت می‌رسد.[۲۱۸]

درجوار قبر رسول خدا(ص ) نیز دعا به اجابت می‌رسد.[۲۱۹] همچنین کنار مرقد مطهّر سیدالشهدا حسین بن علی ۸ از مکانهایی است که دعا مستجاب می +++شود.++[۲۲۰]

اسباب و عوامل اجابت

علاوه بر آداب ظاهری دعا، عوامل دیگری نیز در استجابت دعا موثرند، که در اینجا بطور اختصار می‌آوریم :

الف قطع امید از غیر خدا

قطع امید ازغیر خدا، عزم دعا کننده را در توسل به پروردگار و مبداء هستی قویتر کرده ، با خلوص بیشتری خواسته‌های خود را از درگاه خدا طلب می‌کند.

امام صادق (ع ) در این باره فرمود:

(هر گاه یکی از شما اراده کرد که هر چه از خدا بخواهد به او بدهد باید از همه مردم ناامید شود و جز به خدا امیدوار نباشد. اگر خداوند این حالت را در قلب دعا کننده یافت هر چه از او درخواست شود عطا می‌کند.)[۲۲۱]

ب دسته جمعی دعا کردن

از دیگر عوامل مؤ ثر در اجابت دعا، گروهی بودن آن است و این نشانه اهتمام اسلام به جمع و اجتماع است . یکی از حکمتهای آن ، این است که هر چه افراد، بیشتر باشند، هر یک به سهم خود و نسبت به خصایل نیکویی که دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت ، نزدیکتر می‌کنند. امام صادق (ع ) فرمود:

(هر گاه امری پدرم (امام باقر (ع ) ) را محْزون می‌کرد، زنان و کودکان را جمع نموده ، دعا می‌کرد و آنها آمین می‌گفتند.)[۲۲۲]

ج واسطه قرار دادن اهل بیت

انسان غیر معصوم ، بطور معمول ، مرتکب گناه و اشتباه شده ، بدین وسیله در درگاه الهی خجل و روسیاه است . ازاین رو، اگر اولیای مقرّب درگاه خدا را واسطه قرار دهد به خاطر آنها دعا به اجابت نزدیکتر می‌گردد. در میان امت اسلامی هیچ کس از پیامبر و خاندانش ‍نزد خدا محبوبتر نیست . خداوند، خود فرموده است : (محبوبترین و گرامی‌ترین بندگانم نزد من محمّد و علی ، حبیب و ولی من هستند، هر کس به وسیله آن دو و خاندان پاکشان از من چیزی بخواهد، خواسته اش را رد نمی‌کنم .)[۲۲۳]

رسول اکرم (ص ) نیز فرمود:

(... إِجْعَلُونی فی اءَوَّلِ الدُّعاءِ وَ فی اخِرِهِ وَ وَسَطِهِ)[۲۲۴]

مرا در اول ، وسط و آخر دعا قرار دهید.

موانع اجابت

همان طور که عواملی موجب تسریع در اجابت دعا می‌شود، عللی نیز مانع اجابت دعا می‌گردند، که به شرح زیر است :

الف گناه

گناه ، دشمن دیرینه و خطرناک انسان و دور کننده او از نعمتهای مادّی و معنوی است و مانع بزرگی در مسیر کمال او محسوب می‌شود.

دعای فرد گنهکار به اجابت نمی‌رسد و ناله‌هایش خریدار ندارد. امام باقر(ع ) فرمود: (انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می‌کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می‌گذارد، ولی بنده در این مدّت مرتکب گناه می‌شود. خداوند به ماءمور اجابت دعا امر می‌کند: خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.[۲۲۵]

شخصی خدمت رسول خدا(ص ) آمد و گفت : دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به وی فرمود:

(طَهِّرْمَاءْکَلَکَ وَلا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرامَ)[۲۲۶]

خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.

ب تقاضای امر محال و یا غیرجایز

اجابت دعا از جانب خدای سبحان پس از حصول شرایط در صورتی است که آنچه از خدا خواسته‌ایم شدنی و ممکن باشد و نامشروع نباشد. به عبارت دیگر، دعا در مسیرمصلحت خلقت انجام گیرد و دعای انحرافی نباشد. از حضرت علی (ع ) سؤ ال شد:

(فَاءَیُّ دَعْوَةٍ اءَضَلُّ؟ قالَ: الدّاعی بِما لا یَکُونُ)[۲۲۷]

کدام دعا گمراهی است ؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیر ممکن .

ج عدم مصحلت

توانایی و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان ، مورد تردید نیست ، ولی گاهی می‌شود بنده ، چیزی را می‌خواهد که به مصلحت او نیست ، در حالی که خود نمی‌داند و خداوند که به همه جوانب زندگی اش آگاه است ، به دلیل لطفی که به بندگانش ‍دارد، آن دعا را مستجاب نمی‌کند:

(عَسی اءَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی اءَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرُّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ اءَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ)[۲۲۸]

چه بسا چیزی بر شما ناگوار و ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی‌دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست بدارید که ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بی خبرید.

د مهیا نبودن شرایط و زمان اجابت=

مناسب نبودن زمان و شرایط از جمله موانع اجابت دعاست . چه بسا شخص دعاکننده ، گمان کند که خواسته اش رد شده و ناامید گردد، در حالی که نباید قطع امید کند. امام صادق (ع ) فرمود:

(إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَدْعُو فَیُؤَخَّرُ إِجابَتُهُ إِلی یَوْمِ الْجُمُعَةِ)[۲۲۹]

مؤ من دعا می‌کند و خداوند اجابت آن را تا روز جمعه عقب می‌اندازد.

خلاصه درس

- دعا در اسلام از اهمیت زیادی برخوردار است و از بهترین عبادات شمرده شده و رسول اکرم (ص ) آن را مغز عبادت نامیده است .

- برای (دعا) آداب و شرایط خاصی وجود دارد که با تحقق آنها، دعا نیز به اجابت نزدیکتر می‌گردد. این شرایط شامل حالات دعا کننده (توجه کامل به خدا، حضور قلب ، دعا در حال خوف و رجا، قطع امید از غیر خدا و تنها به او امید بستن و...) و زمان دعا و مکان دعا است . بعضی مکانها از جمله مکّه و مدینه و مساجد و قبور ائمه : از اولویت برخوردارند. همچنین تنها به او امید بستن و به صورت دسته جمعی دعا کردن و واسطه قرار دادن اهل بیت عصمت : از جمله عوامل تسریع در اجابت محسوب می‌شوند و بر عکس گناه ، تقاضای چیز محال و نشدنی از خدا، به مصلحت نبودن و فرا نرسیدن زمان و شرایط مناسب از جمله موانع قبول دعا درپیشگاه باریتعالی است .

پرسش

۱ ارزش دعا و مناجات در اسلام را بیان کنید.

۲ آداب دعا را بیان کرده ، مقداری توضیح دهید.

۳ دو عامل از عوامل اجابت دعا را ذکر کنید.

۴ موانع اجابت دعا چیست ؟

درس سیزدهم

تفکر

(تفکر) که در لغت به معنای اندیشیدن است [۲۳۰] با تاءمل و تدبر، هم معناست .[۲۳۱] و در اصطلاح عبارت است از تشکیل دو مقدّمه (صغری و کبری ) برای دستیابی به یک نتیجه .

مثال :۱ آنچه پایدار است بر ناپایدار رجحان دارد.

۲ آخرت پایدار و دنیا ناپایدار است .

پس : آخرت بر دنیا رجحان دارد.[۲۳۲]

رابطه عبادت و تفکّر

طرح بحث (تفکّر) در (اخلاق عبادی ) به دو جهت است :

نخست اینکه تفکّر، خود، عبادتی بزرگ ، بلکه از بهترین عبادتهاست ، تا آنجا که حضرت صادق (ع ) فرمود:

(تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَنَةٍ إِنَّما یَتَذَکَّرُ اوُلُوا الاَْلْبابِ)[۲۳۳]

ساعتی اندیشه از سالی عبادت بهتر است . همانا تنها خردمندان درک می‌کنند.

امیر مؤ منان (ع ) فرمود:

(اَلتَّفَکُّرُ فی مَلَکُوتِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ عِبادَةُ الُْمخْلِصینَ)[۲۳۴]

اندیشیدن در حقیقت آسمانها و زمین ، پرستش مخلصان است .

دوّم آن که عبادت واقعی و ارزشمند، با تاءمّل واندیشیدن تواءم است و زیباترین پرستش را انسانهای اندیشمند و خردمند انجام می‌دهند، چنانکه قرآن مجید می‌فرماید:

(إِنَّ فی خلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اختلافِ الَّیلِ وَ النَّهارِ لاَ یاتٍ لاِ وُلِی الاَْلْبابِ الَّذین یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَقُعوُداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ رَبَّناما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ)[۲۳۵]

همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز، برای خردمندان نشانه‌هایی است . آنان که خدا را (در حالتهای ) ایستاده ونشسته و به پهلو خفته ، یاد می‌کنند و در آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند (و گویند:) ای پروردگار ما ! اینها را بیهوده نیافریده‌ای ، تو منزّهی ، ما را از عذاب آتش ‍نگهدار.

شب زنده داران عاشق در قیام و قعود خویش با (تفکّر) به (ذکر) و (تسبیح ) خدا پرداخته ، این حقیقت را در پهنه هستی به اثبات رساندند که اندیشمندان خردمند، عابد و ذاکر خدایند و پرستشگران ، متفکّرند و با خرد.

شبی ، رسول اکرم (ص ) آن قدر گریسته بود که محاسن و جای سجده اش خیس ‍شده بود،بامداد که برای برپا نمودن نماز از منزل خارج شد، بلال پرسید: ای رسول خدا ! چرا این قدر گریسته‌ای ؟ فرمود:

(امشب آیه (إِنَّ فی خلْقِ السَّمواتِ...) بر من نازل شد، وای بر کسی که آن را قرائت کند و پیرامونش ‍نیندیشد.)[۲۳۶]

ارزش تفکّر

با توجّه به آنچه گذشت ، بروشنی در می‌یابیم که چرا اسلام این گونه برای تفکّر ارزش ‍قائل شده و رهبر آن فرموده است :

(اءَوَّلُ ما خَلَقَ اللّهُ الْعَقْلُ)[۲۳۷]

نخستین آفریده خدا عقل است .

شهید مطهری در این باره می‌نویسد:

(دین اسلام رکن اساسی و پایه اصلی خود را توحید قرار داده است ، توحید بالاترین و عظیم‌ترین اندیشه‌ای است که به دماغ بشر رسیده ، بسیار دقت و نازک کاری می‌خواهد، و از طرفی در اصول این دین و بالاخص در اصل اصول آن یعنی و توحید، تقلید محکوم شده و تحقیق لازم شمرده شده ، ناچار باید این دین ، (تفکّر) و (تدبّر) و (تحقیق و جستجو) را فرض بشمارد، و قسمت مهمی از آیات (کتاب ) خود را به این موضوع اختصاص بدهد و همین کار را کرده است .)[۲۳۸]

منابع تفکّر

دین مقدّس اسلام علاوه بر ارج نهادن به فکر و اندیشه ، راه تفکّر صحیح را نیز به بشر نشان داده است ، تاپیروان خویش را از آلودگی به افکار پلید و بیهوده باز دارد. متفکّر بزرگ اسلام خواجه نصیر الدین طوسی در این باره می‌نویسد:

(تفکر، سیر درونی از مبادی به مقاصد است و هیچ کس از کاستی به کمال نمی‌رسد، مگر به این سیر درونی . مبادی تفکّر (آفاق ) و (انفس ) است به این بیان که در اجزا و ذرّات عالم از قبیل کرات آسمانی ، ستارگان ، حالات و حرکات و تاءثیر و هدف آنهااندیشه کند. همچنین در موجودات زمینی بویژه در اجزا و اعضای انسان و غیر آن که قابل شمارش نیست ، بیندیشد آن گاه با تفکر درباره منافع و مصالح اینها بر کمال ، عظمت ، علم و قدرت آفریننده و ناپایداری غیر خدا استدلال کند ... و از همین قبیل است ، تاءمّل در تاریخ گذشتگان و کوتاه شدن دست آنها از دنیا و رهسپار شدن به دیار آخرت . چنین تفکری سبب قطع محبت از غیر خدا، وابستگی کامل به آفریننده ، تقویت تقوی و اطاعت پذیری می‌گردد. همچنین می‌توان دامنه تفکّر را گسترده تر کرد تا شامل تفکر در آیات ، روایات ، احکام و مسایل دینی نیز بشود.)[۲۳۹]

قرآن ما را به تفکّر در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز[۲۴۰] و آفرینش روح و جسم انسان [۲۴۱] و بسیاری دیگر از مظاهر قدرت و حکمت خدا تشویق می‌کند تا به عظمت خدا و هدف از آفرینش اشیاء توجه کنیم و از این راه پرده غفلت را از جلو چشم خود کنار زنیم .

در تاریخ آمده است که روزی رسول اکرم (ص ) بر عده‌ای گذشت که در حال اندیشه بودند، فرمود: چرا ساکتید و سخن نمی‌گویید؟ پاسخ دادند: درباره مخلوقات خدا اندیشه می‌کنیم . فرمود:

(چنین کنید و پیرامون مخلوقات بیندیشید نه پیرامون خالق ).[۲۴۲]

آثار تفکّر

تفکّر و اندیشیدن ، آثار
پرباری برای اندیشمند دارد و همان گونه که منابع تفکّر، فراوان و بی شمار است ، آثار و فواید آن را نیز نمی‌توان شماره کرد. در اینجا به چند نمونه آن بگونه‌ای گذرا اشاره می‌کنیم :
الف راءی صائب

اوّلین اثر نیکوی تفکّر، به دست آوردن راءی پخته و درست پیرامون کار مورد نظر است ؛ زیرا متفکّر عجولانه عمل نمی‌کند و به قول معروف (بی گدار به آب نمی‌زند) بلکه با اندیشیدن پیرامون موضوع ، راه حل صحیحی برای آن می‌یابد. به تعبیر امیرمؤ منان علی (ع )

(مَنْ طالَ فِکْرُهُ حَسُنَ نَظَرُهُ)[۲۴۳]

هر کس زیاد اندیشه کند راءیش نیکو گردد.

ب مصونیّت از لغزشها

شخص خردمند پیش از انجام هر کاری به فرجام آن می‌اندیشد، آرای دیگران را جویا می‌شود، تجربیات پیشینیان را به کار می‌بندد و پس از یک جمعبندی اندیشمندانه به کار اقدام می‌کند، از این رو، احتمال خطا و خسران در چنین کاری بشدّت کاهش می‌یابد و در برابر، بازدهی آن زیاد می‌شود. به فرموده (ع )

(مَنْ فَکَّرَ قَبْلَ الْعَمَلِ کَثُرَ صَوابُهُ)[۲۴۴]

هر کس پیش از اقدام به کار بیندیشد درستی کارش فزونی می‌یابد.

امام صادق (ع ) فرمود:

مردی نزد رسول خدا (ص ) آمد و اندرز خواست رسول اکرم (ص ) سه بار فرمود: اگر اندرزی گویم به کار می‌بندی ؟ آن مرد، در هر بار جواب مثبت داد، آن گاه فرمود: (إِذا اءَنتَ هممتَ باَمرٍ فتدَبَّرْ عاقبتهُ فإِنْ یکُ رُشداً فامضهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَاَنْتَهِ عَنْهُ)[۲۴۵] هر گاه قصد کاری کردی در فرجامش بیندیش ، اگر صحیح بود انجامش بده و گرنه از آن صرف نظر کن .

ج دعوت به نیکیها

فکر و اندیشه صحیح ، انسان را به بسیاری از نیکیها سوق می‌دهد و بسان محرّکی قوی ، چرخ نیکوکاری را به گردش می‌اندازد. حضرت علی (ع ) فرموده است :

(إِنَّ التَّفَکُّرَ یَدْعُو إِلیَ الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِهِ)[۲۴۶]

اندیشیدن (انسان را) به نیکی و انجام آن فرا می‌خواند.

حضرت صادق (ع ) نیز ضمن تجلیل و ارج نهادن به تفکّر و اندیشه ، هشت اثر ارزنده برای آن بیان کرده ، می‌فرماید:

(اَلْفِکْرَةُ مِرْاةُ الْحَسَناتِ وَ کَفّارَةُ السَّیِّئاتِ وَ ضِیاءُ الْقُلُوبِ وَ فُسْحَةُ الْخُلْقِ وَ إِصابَةٌ فی صلاحِ الْمعادِ، وَ اطِّلاعٌ علَی الْعواقبِ وَ استزادَةٌ فی الْعلْمِ وَ هیَ خصلَةٌ لا یعبَدُ اللّهُ بِمِثْلِها)[۲۴۷]

=تفکّر واندیشه =

۱ آیینه نیکیهاست .

۲ کفّاره گناهان است .


۳ فروغ دلهاست .

۴- گشاده رویی است .

۵ موفقیت در آبادی آخرت است .

۶ آگاهی به فرجام کارهاست .

۷ افزایش دانش است .

۸ خصلتی است که خداوند به (چیزی ) مانند آن پرستیده نمی‌شود.

د سلامت و نیک فرجامی

اثر مهمّ دیگر اندیشه ، سلامت و خوش عاقبتی در کارهاست ، چرا که شخص خردمند با تدبّر و تاءمل پیرامون کارها و برنامه‌های خویش تلاش می‌کند تا آفتها وپیامدهای ناهنجار را شناسایی و دفع نماید، از این ، رو کمتر دچار زیانهای مادی و معنوی می‌گردد و به ندرت گرفتار لغزش و اشتباه می‌شود. حضرت علی (ع ) این راستا فرمود:

(اءَصْلُ السَّلامَةِ مِنَ الزَّلَلِ، اَلْفِکْرُ قَبْلَ الْفِعْلِ...)[۲۴۸]

اساس سالم ماندن از اشتباهات ، اندیشیدن پیش از انجام کار است .

=پرهیز از اندیشه‌های هوس آلود=

نکته دیگری که اسلام در زمینه تفکّر با دید منفی به آن نگریسته و پیروان خویش را از آن باز داشته است ، اندیشه‌های هوس آلود است که علاوه بر بی ثمر بودن ، انسان را به وادیهای خطرناک نیز سوق می‌دهند.

امیرمؤ منان صلوات اللّه علیه ، اندیشه غیر منطقی و دور از حکمت را هوا و هوس و بی معنی دانسته ، فرمود:

(اَلْفِکْرُ فی غَیْرِ الْحِکْمَةِ هَوَسٌ)[۲۴۹] اندیشه در (چیزی ) جز حکمت ، هوس است .

نسبت به چنین اندیشه‌هایی هشدار داده می‌فرماید:

(فِکْرُکَ فِی الْمَعْصِیَةِ یَحْدُوکَ عَلَی الْوُقُوعِ فیها)[۲۵۰]

اندیشه ات پیرامون گناه تو را به انجام آن می‌کشاند.

بنابراین ، مؤ من خردمند باید ازنظر تجزیه و تحلیل ورزیده شود و عقل و اندیشه خود را کنترل کرده ، تنها در مسائل جدّی و سودآور به کار اندازد، تا به سعادت مادّی و معنوی دست یابد. از سوی دیگر باید فکر خویش را از هر گونه اندیشه ناشایست باز دارد و به تعبیر امام علی علیه السلام ، همان گونه که روزه بدنی می‌گیرد، روزه فکری هم بگیرد:

(صِیامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِکْرِ فیِ الاْ ثامِ اءَفْضَلُ مِنْ صِیامِ الْبَطْنِ عَنِ الطَّعامِ)[۲۵۱]

روزه دل از فکر گناه آلود، برتر از روزه شکم از خوردنیهاست .

خلاصه درس

- اندیشیدن یکی از عبادتهای بزرگ شمرده شده و هر عبادتی که با تفکّر انجام گیرد از ارزش ‍بیشتری برخوردار است . دین مقدّس اسلام ، زیربنای اصول خویش را بر پایه تفکر نهاده و انسان را از تقلید در اصول دین منع کرده است .

- همه پدیده‌ها، اوامر الهی ، سخنان معصومین : کتاب آفرینش ، تاریخ گذشتگان و امثال آن موضوع تفکّر است ، تا انسان به عظمت ، قدرت و علم الهی بیشتر پی ببرد و از غیر او دل بکند.

- تفکّر آثاربی شماری دارد که به عنوان نمونه : راءی صائب ، مصونیت از لغزشها، دعوت به نیکیها، سلامت و نیک فرجامی را می‌توان نام برد.

- اسلام با همه عنایتی که به آزادی فکر و اندیشه دارد، پیروان خویش را ملزم کرده است که عقل و اندیشه خود را از افکار هوس آلود و غیر حکیمانه حفظ کرده ، همواره پیرامون مسائل بطور منطقی بیندیشند.

پرسش

۱ معنای لغوی و اصطلاحی تفکّر چیست ؟

۲ منابع تفکّر را بنویسید.

۳ برخی از آثار تفکّر را ذکر کنید.

۴ امیر مؤ منان (ع ) در مورد فکر آلوده چه فرموده است ؟

درس چهاردهم

عبادت و خدمت

واژه (خدمت )، مفهوم گسترده‌ای دارد و همه امور اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی را در بر می‌گیرد و به گذشت ، فداکاری ، ایثار و تحمل رنج و سختی در همه این امور، خدمت و خدمتگزاری ، صدق می‌کند.

کاری که شکل آن مفید و برخوردار از روح معنویت بوده و وسیله تقرّب به خدا باشد، در فرهنگ اسلامی خدمت نامیده می‌شود.

بنابراین خدمتی که مقدمه قرب الهی و در راستای رضای خدا نباشد، عبادت نیست و از اجر الهی سهمی ندارد.

خدمت عبادی علاوه بر انگیزه الهی و تقرّب به خدا، دارای شرایط زیر است :

در راه خدا باشد.

مخلصانه انجام گیرد.

خیر خواهانه بوده و فاعلش ، نیّت و هدف خیر داشته باشد.

داد و ستد و به منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.

اعانت بر اثم و گناه نباشد.

از منّت و آزار مبرّا باشد.

خدمت شوندگان ، افراد شایسته خدمت باشند، گرچه متوجه خدمتِ خدمتگزار نباشند و... . چنین خدمتی از ارزش و اهمیت بسزایی برخوردار است و حضرت علی (ع ) در این باره می‌فرماید:

(اَحْسَنُ الصَّنائِعِ ما وافَقَ الشَّرایِعَ)[۲۵۲]

بهترین احسانها و خدمات ، آن است که موافق با شریعت‌ها (و طبق شرایط و موازین دینی ) باشد.

محدوده خدمت

همانطور که ذکر شد، یکی از شرایط خدمت آن است که افراد خدمت شونده ، شایسته خدمت باشند، در اینجا این سؤ ال مطرح است که آیا دایره خدمتگزاری آنقدر وسعت دارد که غیر مسلمان را نیز شامل می‌شود، یا اختصاص به مسلمانان و مؤ منان دارد؟ به عبارت دیگر، آیا از نظر اسلام ، خدمت در هر جا و به هر کس ، پسندیده و مورد ستایش ‍است ؟ یا خدمت مسلمانان و مؤ منان به یکدیگر و در جامعه اسلامی دارای ارزش و اهمّیّت است ؟

از نظر اسلام ، خدمت به همه مردم و نوع بشر عملی شایسته است و غرض اولیای گرامی اسلام در خدمتگزاری ، تنها مؤ من یا مسلمان نیست ؛ بلکه نوع بشر را شامل می‌شود. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌فرماید:

(رَاءْسُ الْعقلِ بعدَ الدّینِ التَّوَدُّدُ اِلَی الناسِ وَ اصطناعُ الْمعرُوفِ اِلی کلِّ برٍّ وَ فاجِرٍ)[۲۵۳]

پس از دین (و ایمان به خداوند)، بشر دوستی و نیکی به مردم ، اعم از درستکار و گناهکار، سرآمد تمام کارهای عاقلانه است .

امیرمؤ منان (ع ) نیز می‌فرماید:

(اُبذُلْ معرُوفکَ لِلناسِ کافَّةً فاِنَّ فضیلَةَ فعلِ الْمعْرُوفِ لا یَعْدِلُها عِنْدَ اللّهِ سُبْحانَهُ شَیْءٌ)[۲۵۴]

کارهای نیک خود را برای همه مردم به کار بر و براستی که هیچ چیز نزد خدای سبحان ، با فضیلت کارهای نیک ، برابری نمی‌کند.

بر اساس اینگونه روایات ،خدمت کردن محدودیتی ندارد.

در برخی دیگر از روایات ،خدمت کردن با قید (مؤ من یا مسلم ) ذکر شده است . به عنوان نمونه ،رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌فرماید:

(اَیُّما مُسْلِمٍ خَدَمَ قَوْماً مِنَ الْمُسْلِمینَ اِلاّ اَعْطاهُ اللّهُ مِثْلَ عَدَدِهِمْ خُدّاماً فِی الْجَنَّةِ)[۲۵۵]

هر مسلمانی که به جماعتی از مسلمانان ، خدمت کند، خدا به شماره آنها در بهشت برایش خدمتگزار می‌گمارد.

شخصی به نام جمیل گوید: از امام صادق (ع ) شنیدم که می‌فرمود: ( اَلْمؤْمنونَ خدَمٌ بعْضُهُمْ لِبَعْضٍ. قُلْتُ: وَ کَیْفَ یَکُونُونَ خَدَماً بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ؟ قالَ: یُفیدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً...)[۲۵۶]

مؤ منان خدمتگزار یکدیگرند. عرض کردم : چگونه خدمتگزار یکدیگرند؟ فرمود: به یکدیگر فایده می‌رسانند.

از مجموع این دو دسته روایات ،چنین بر می‌آید که خدمت ، ارزش ذاتی دارد وخدمتگزاری به همه مردم اعم از مسلمان و کافر (با شرایطش ) امری پسندیده است ؛ لیکن خدمت به مسلمانان از اهمّیّت بیشتری برخوردار است .

خدمت به غیر مسلمانان به جهت تاءلیف قلوب و جذب آنها به اسلام ، اهمیت بسزایی دارد.چنانکه در بعضی ابواب فقهی مانند زکات به آن اشاره شده و سهمی از زکات در این جهت ،مصرف می‌شود.

در سیاست خارجی کشور اسلامی گاهی می‌بینیم دولت جمهوری اسلامی به بعضی از کشورهای غیر اسلامی کمک بلاعوض می‌کند و گاه در حوادث ناگوار همچون سیل ، زلزله ، قحطی و... کمکهای مالی فراوانی به نامسلمانان می‌شود. چنین کاری یکی ازمصادیق خدمت است و با انگیزه الهی انجام می‌گیرد؛ بله ، اگر به غیر مسلمانان ، خدمت ، صورت گیرد؛ اما انگیزه الهی بر آن مترتّب نباشد، باعث تقویت ، شوکت و عزّت آنان در برابر اسلام و مسلمانان شود، سبیل و راه سلطه آنان بر مسلمانان باشد و مسلمانان را به استخدام خود درآورند و ... چنین امری خدمت نیست ؛ بلکه خیانت به اسلام و مسلمانان است .

بنابراین در خدمت کردن ، سه مساءله موارد، انگیزه و آثار خدمت باید مدّ نظر خدمتگزار باشد، تا از محدوده جلب رضا و تقرّب به درگاه خداوند، خارج نشود.

خدمتگزاری در نظام اسلامی

در نظام اسلامی مدیریتها و مسؤ ولیتهای سیاسی اجتماعی ، امانت سنگینی بر دوش ‍صاحبان آنهاست ، نه اینکه طعمه و لقمه چرب و نرمی باشد، چنانکه امیر مؤ منان (ع ) به فرماندار آذربایجان نوشت :

(...اِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لکِنَّهُ فی عُنُقِکَ اَمانَةٌ)[۲۵۷] عمل (و حکمرانی )، طعمه و شکار تو نیست ؛ بلکه امانت و سپرده‌ای در گردن توست .

همه کسانی که در جمهوری اسلامی ، مسؤ ولیت دارند، باید خود را مدیون مردم دانسته ، بلکه آنان را در مرتبه بالاتر و (ولی نعمت ) خود حساب کنند و آزادی ، استقلال و مقام خویش را مرهون کوشش آنان بدانند و همچون رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، حضرت امام خمینی (ره ) خود را خادم ملّت بدانند، چنان که فرمود:

(من خادم شما هستم ، من خادم ملّت شما هستم . من آمده‌ام که بزرگواری شما را حفظ کنم . من آمده‌ام که دشمنهای شما را زمین بزنم . من آمده‌ام که ملّت را یک ملّت مستقل کنم ....)[۲۵۸] در جای دیگر فرمود:

(... به من اگر خدمتگزار بگویند، بهتر از این است که رهبر.[۲۵۹]

و نیز فرمود:

(...حکومت اسلامی ، حکومت خدمت است . پیغمبر اکرم (ص ) با اینکه مقامش آن بود، ولی خدمتگزار بود، خدمت می‌کرد.)[۲۶۰]

مسؤ ولان مملکتی ، ارگانها و نهادهای انقلابی و همه کسانی که در این راستا مشغول خدمتند، باید خود را موظف به انجام وظیفه و رفع گرفتاریهای امت شهید پرور و مظلوم دانسته ، از دل و جان ، به اصلاح امور آنان همّت گمارند، امکان ملاقات برای مطرح کردن دردها ومحرومیتها و مشکلات را به آنان بدهند، با نهایت تواضع و خوشرویی با آنها برخورد نمایند و از صمیم قلب بخواهند، کارشان را انجام دهند و از انداختن آنها به پیچ و خمها و کاغذ بازیهای اداری و معطل کردن ، ردّ کردن ، جواب ندادن ، سرگردان کردن و مشکل درست کردن برای آنان ، سخت بپرهیزند و هرگز از خدمتگزاری به آنان خسته نشود.

امام حسین علیه السلام ، افراد خدمتگزار را تشویق کرده و توفیق رفع نیازهای مردم را از جمله نعمتهای الهی شمرده ، می‌فرماید:

(اِنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللّهِ عَلَیْکُمْ فَلا تَمُلُّوا النِّعَمَ)[۲۶۱] همانانیازمندیهای مردم به شما ازنعمتهای خدابر شماست ، بنابراین ، ازاین نعمتهاخسته نشوید.

لازم به ذکر است که امروز در جامعه ما، اسلام و جمهوری اسلامی ، حاکم است و همه کسانی که در این نظام ، مشغول خدمت هستند، شغل ، لباس و مسؤ ولیت آنان از نام اسلام و انقلاب اسلامی ، مایه می‌گیرد و مردم ، اعمال ، رفتار و برخوردهای آنان را به پای اسلام و جمهوری اسلامی می‌گذارند. به همین جهت ، همواره و بویژه در هنگام خدمت ، باید هوشیار و بیدار بوده ، از رفتار و برخورد مغایر با اخلاق اسلامی بپرهیزند و در خدمتگزاری ، موازین اخلاقی را مراعات نمایند.

آفات خدمتگزاری

خدمتگزاری آفاتی دارد که شخص خدمتگزار گاهی در حین عمل ، دچارش می‌شود، مثل اینکه انگیزه خدمت رسانی او، الهی نباشد، بلکه برای جلب منفعت شخصی خدمت کند؛ قدمی بر می‌دارد، تا قدمی برایش برداشته شود، خدمت می‌کند، تا به نام و نانی برسد و شهرت و مقامی بدست آورد. یا به اهلش خدمت نمی‌کند و یا در حین خدمتگزاری موازین اخلاق اسلامی را زیر پا می‌گذارد.

گاهی نیز شخص خدمتگزار بعد از عمل ، آسیب می‌بیند و خدمت خود را با به رخ کشیدن ، منّت نهادن ، اذیت و آزار کردن و ... تباه می‌سازد.

اینک به عنوان نمونه به دو آفت مهمّ خدمتگزاری اشاره می‌کنیم :

الف ریا

ریا یکی از آفتهای عبادت است [۲۶۲] و خدمتی هم که در راستای رضا و خشنودی و تقرّب به خدا باشد، نیز عبادت است . بنابراین ریا و نمایش خدمت ، از آفات خدمتگزاری محسوب می‌شود. امیر مؤ منان (ع ) می‌فرماید:

(کلُّ حسنةٍ لا یرادُبها وَجهُ اللّهِ تعالی فعلَیها قبحُ الرِّیاءِ وَ ثمرُتها قبح الْجَزاءِ)[۲۶۳] هر نیکی و خدمتی که بدان خوشنودی خدا اراده نشود، زشتی ریا بر چهره آن مانده و نتیجه اش ‍پاداشی زشت است .

ب منّت و آزار

یکی از نشانه‌های خدمت عبادی ، آن است که شخص خدمتگزار کارهای نیک خود را به رخِ خدمت شوندگان نکشد، برآنان منت ننهد و اذّیت و آزارشان نرساند و گرنه عمل خویش را پایمال کرده است . حضرت علی (ع ) می‌فرماید:

(مَنْ مَنَّ بِمَعْرُوفِهِ اَفْسَدَهُ)[۲۶۴]

هر کس با کارهای نیک خود (بر دیگران ) منّت نهد، تباهش می‌سازد.

و در جای دیگر خطاب به مالک اشتر و همه دولتمردان ، هشدار می‌دهد که مبادا خدمات عمومی و فعالیتهای مردم را با منّت و ... آلوده سازند:

(اِیّاکَ وَ الْمَنَّ عَلی رَعِیَّتِکَ بِاِحْسانِکَ ... فَاِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الاِْحْسانَ)[۲۶۵]

مبادا با نیکی خود بر رعیت ، منت بگذاری ... که منت نهادن نیکی را باطل می‌کند.

خلاصه درس

- (خدمت ) مفهوم گسترده‌ای دارد و همه امور اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی را در بر می‌گیرد. کاری که ضمن مفید بودن شکل عمل ، روح معنویت نیز بر آن حاکم باشد و مایه تقرّب به خدا باشد، شایسته نامگذاری به (خدمت ) است و چنین خدمتی از دیدگاه جهان بینی الهی عبادت شمرده می‌شود.

- خدمتگزاری ، ارزش ذاتی دارد و دایره اش همه مردم را شامل می‌شود گرچه خدمت کردن به مسلمانان از اهمیت بیشتری برخوردار است .

- خدمت به غیر مسلمانان به جهت تاءلیف قلوب و جذب آنها به اسلام نیز عملی پسندیده است و در برخی از ابواب فقهی مانند زکات به آن اشاره شده و سهمی از زکات در این جهت ، مصرف می‌شود.

- خدمتگزاری آفاتی دارد که گاهی در حین عمل و گاهی نیز بعد از عمل گردنگیر شخص ‍خدمتگزار می‌شود و عملش را تباه می‌سازد. ریاکاری و انگیزه الهی نداشتن در خدمت رسانی ، منّت نهادن و آزار رساندن و ... از جمله آفتهای خدمتگزاری شمرده می‌شوند.

پرسش

۱ خدمتگزاری با چه شرایطی ، عبادت محسوب می‌شود؟

۲ آیا خدمتگزاری شامل غیر مسلمانان هم می‌شود؟ توضیح دهید.

۳ خدمت به غیر مسلمانان درچه صورتی خیانت به اسلام ومسلمانان است ؟ ۴ خدمتگزاری در نظام اسلامی چگونه است ؟

۵ آفتهای خدمتگزاری را بیان کنید.

درس پانزدهم

تعظیم شعایر اسلامی

(شعایر) جمع شعاریا شعیره به معنای عبادتها، نشانه‌ها وآداب و رسوم مذهبی یا ملّی است[۲۶۶] و(شعایرالهی نشانه‌هایی است که خداوند برای اطاعت خویش ‍نصب کرده است .)[۲۶۷] و مرکز ومحوری است که مردم گرد آن اجتماع کرده ، خدا را اطاعت وعبادت می‌کنند.

شعایر اسلامی ممکن است از نوع کردار، ایّام و اماکن باشد که به شرح برخی از آنها می‌پردازیم :

کردار

منظور از شعایر کرداری ، اعمالی است که انجام دادن آنها جنبه شعاری دارد و علامت مسلمانی به حساب می‌آید مانند اذان ، نماز جمعه و جماعت ، حجّ و....

الف اذان

ندای ملکوتی و روح بخش اذان که فراخوانی عمومی مسلمانان به سوی خداست از شعایر مهمّ اسلامی محسوب می‌شود و در هر صبح و شام هر مسلمانی را در هر کوی و برزن به نماز و راز و نیاز با خدا می‌خواند و هر جای زمین چنین ندایی برخیزد نشانه وجود اسلام و مسلمان در آن دیار است .

به مسلمانان سفارش شده که شعار اذان را زنده بدارند و در شبانه روز پنج نوبت اذان بگویند و نام و یاد خدا و پیامبر (ص ) را با صدایی رسا به عمق جانها بفرستند و در پی آن در صفوفی متحد به نماز بایستند.

رسول گرامی اسلام ، چهره واقعی مؤ ذّن را این گونه ترسیم می‌کند:

(اَلْمُؤَذِّنُونَ اَطْوَلُ النّاسِ اَعْناقاً یَوْمَ الْقِیامَةِ)[۲۶۸]

مؤ ذنّان ، در روز قیامت ، یک سرو گردن از دیگران بلندترند.

و مقام مؤ ذّن تا آنجا ارجمند است که جبرئیل - فرشته مقرّب الهی در شب معراج اذان می‌گوید و فرشتگان ، به امامت پیامبر (ص ) نماز جماعت بر پا می‌کنند.[۲۶۹]

مستحب است (مؤ ذّن ) در جای بلند اذان گوید، خوش صدا باشد، دست بر بنا گوشش ‍گذارد و همه صدایش را به اذان بلند کند. رسول خدا (ص ) به بلال می‌فرمود:

(بالای دیوار مسجد برو و صدایت را به اذان بلند کن ، خداوند، بادی را ماءمور کرده که صدای اذان را به آسمان ببرد، وقتی فرشتگان آن را بشنوند، گویند: این صدای امّت محمّد (ص ) است که به توحید بلند شده است .)[۲۷۰]

ب نماز جمعه و جماعت

اجتماع پرشکوه مسلمانان در هر شهر و روستا به طور روزانه ، هفتگی و سالیانه در قالب نماز جماعت ، جمعه و عید، از بهترین نشانه‌های مسلمانی است که اعتقاد راسخ نمازگزاران را به برنامه‌های اسلام نشان می‌دهد، چرا که حضور در چنین اجتماعاتی ، فرد رابسان قطره‌ای به دریا پیوند می‌دهد، نفاق را از دل می‌زداید، مسلمانان را یکدل و یکپارچه می‌کند و شیاطین پیدا و نهان را ماءیوس می‌سازد.

امام صادق (ع ) در سخنی به جنبه شعاری و نشانه بودن نمازهای جماعت تصریح کرده می‌فرماید: ( نماز جماعت واجتماع بدین سبب نهاده شده که نمازگزار از بی نماز باز شناخته شود... و اگر جماعت نبود، امکان نداشت کسی به صلاحیت دیگری گواهی دهد؛ زیرا آن کس که نماز جماعت نمی‌خواند، در نزد مسلمانان بی نماز محسوب می‌شود چرا که پیامبر (ص ) فرموده است : (کسی که بدون عذر، با مسلمانان در مسجد نماز نگذارد، در واقع بی نماز است .)[۲۷۱]

همینطور نقل می‌کند:

(در زمان پیامبر (ص ) عدّه‌ای از نماز جماعت در مسجد طفره می‌رفتند، پیامبر (ص ) فرمود: (اگر به چنین کاری ادامه دهند) بزودی دستور می‌دهیم تا خانه هایشان را آتش بزنند.[۲۷۲] امام خمینی (ره )به یکی از ابعاد مهمّ نمازهای دسته جمعی اشاره کرده می‌فرماید:

(... هر روز در محلّه‌ها اجتماع و رسیدگی به اوضاع شهر و محلّه ، در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها و در جاهایی که شرایط نماز (جمعه ) محقق است برای بررسی اوضاع شهرستان و بالاتر؛ اوضاع کشور و در هر سال باز دو اجتماع بزرگ برای بررسی اوضاع کشورها ... این مسائل سیاسی هست و مسائلی است که باید مسلمین به آن توجه داشته باشند.[۲۷۳]

ج حجّ

کنگره عظیم و سالیانه حج که فراتر از شهر و کشور و در مقیاس بین الملل اسلامی برگزار می‌شود، نمایش بی نظیری از وحدت و قدرت مسلمانان در جهان است که عظمت و شکوه آن بر دوست و دشمن عیان است .

حضور میلیونی پیروان محمّد صلی اللّه علیه وآله در سرزمین وحی ، شعاری پرفروغ و جاودانه است که استواری و صلابت دین مبین اسلام را نوید داده ، پیروان آن را به توحید و دوری از شرک فرا می‌خواند. هر یک از مناسک حج و همه مواقف مقدّس آن به تنهایی شعاری دشمن شکن و وحدت آفرین است مانند؛ احرام بستن حاجیان در لباس سفید و متحدالشکل ، طواف منظم آنان گرد خانه خدا، سعی صفا و مروه ، وقوف روزانه در عرفات ، وقوف شبانه در مشعر، رمی جمره ، قربانی ، تراشیدن سر، بیتوته در منا و... همه نشانی از بندگی خدا و شعاری از شعائر الهی است که خیر و برکت در آن نهفته است ؛

(وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ لَکُمْ فیها خَیْرٌ...)[۲۷۴]

شتران قربانی را برای شما از شعایر الهی قرار دادیم ، شما در آن خیری است ... .

اماکن=

در فرهنگ ناب اسلام ، نقاطی از زمین دارای قداست خاصی است و به مسلمانان سفارش ‍شده آنها را گرامی بدارند. حتی اهمیت این اماکن مقدّس آنها را به شکل شعارهایی استراتژیک مطرح کرده ، جنبه محوریت بخشیده است ؛ کعبه و مسجدالحرام ، مسجد پیامبر، مسجد کوفه ، بیت المقدس ، مسجد جامع هر شهر، تربت پاک معصومین : و هر مسجدی که در هر نقطه جهان ساخته شود، از چنین اهمیتی برخوردار است و هر مسلمانی وظیفه دارد که حرمت آنها را پاس دارد و در حفظ وآبادانی آنها بکوشد.

در اینجا به اختصار پیرامون برخی از اماکن مقدس اسلامی مطالبی بیان می‌کنیم :

الف مسجد الحرام

شریفترین مرکز اسلامی طی قرون متمادی ، (مسجدالحرام ) و خانه خدا کعبه است که قبله حدود یک میلیارد مسلمان است که همه به سوی آن نماز می‌خوانند، به آن عشق می‌ورزند، حتی بدان سوی می‌خوابند و می‌میرند. استواری کعبه نشانه حیاط اسلام و مسلمانان است . حضرت صادق (ع ) فرمود:

(لا یَزالُ الدّینُ قائِماً ما قامَتِ الْکَعْبَةُ)[۲۷۵]

تا زمانی که کعبه پابرجاست ، دین ، استوار است .

از این رو، بر هر مسلمانی فرض است که با داشتن توانایی به سوی این مرکز مقدّس ‍بشتابد و با آداب و احترام خاصی به نیت بندگی خدا گردش بگردد، در مسجد الحرام نماز بگزارد، با دست کشیدن بر(حجر الاسود) به خدا اعلام وفاداری کند و... در ضمن بداند که : صفا و مروه از شعایر الهی است [۲۷۶]

شهر مکه و حومه آن که مسجد الحرام را بسان نگینی گرانقدر در خود جای داده است زادگاه پیامبر، علی و زهرا۸ و مهبط بسیاری از آیات قرآن و حرم امن الهی است . مقام ابراهیم ، حجر اسماعیل ، چاه زمزم ، حطیم و... در مسجد الحرام قرار دارد.

یک رکعت نماز در مسجد الحرام بیش از صد هزار رکعت در جای دیگر ارزش ‍دارد.[۲۷۷]

مشعرالحرام ، سرزمین عرفات و منا در آنجا قرار دارند که خود، از شعایر محسوب می‌شوند.

مسجد الحرام ، به منزله خانه مردم است که مسافر می‌تواند، نمازش را در آنجا تمام بخواند.

ب مسجد النبی

نخستین اقدام رسول خدا(ص ) پس از هجرت به مدینه ، احداث مسجدی بود که به نام نامی آن حضرت مشهور شد و عنوان (مسجد النبی ) به خود گرفت که پس از مسجد الحرام حائز بیشترین اهمیت است . طرح و نقشه این مسجد، از فکر پاک پیامبر، تراوش کرده ومعماری نخستین آن نیز با دست مبارک آن فرزانه یگانه به فرجام رسیده است و قداست خود را نیز از همین راه کسب کرده است ، البته حرم مطهر آن پیامبر بی نظیر پس از ارتحالش به مسجد ضمیمه شد و بر اهمّیّتش افزود. رسول خدا (ص ) فرمود:

(اَلصَّلاةُ فی مَسْجِدی کَاَلْفِ صَلاةٍ فی غَیْرِهِ اِلا الْمَسْجِدَ الْحَرامِ...)[۲۷۸]

(یک ) نماز در مسجد من ، مانند هزار نماز در دیگر مساجد بجز مسجد الحرام است ... .

ج مسجد کوفه

مسجد کوفه که در شهری به همین نام در کشور عراق واقع شده نیز از شعایر مهم اسلامی است . امیر مؤ منان صلوات اللّه علیه فرموده است : [۲۷۹]

کوچ نمی‌شود مگر به سوی سه مسجد، مسجد الحرام ، مسجد پیامبر و مسجد کوفه .

امام صادق سلام اللّه علیه نیز فرموده است :

(نِعْمَ الْمَسْجِدُ مَسْجِدُ الْکُوفَةِ؛ صَلّی فیهِ اَلْفُ نَبِی وَ اَلْفُ وَصی ...)[۲۸۰]

مسجد کوفه ، مسجد خوبی است ؛ هزار پیامبر و هزار وصّی پیامبر در آن نماز گزارده است .

د مسجد الاقصی

مسجد الاقصی نیز در میان شعایر اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است بطوری که خداوند، در شب معراج پیامبر (ص ) را از مسجد الحرام به مسجد الا قصی و از آنجا به آسمانها برد.[۲۸۱]

همچنین این مکان مقدس در نیمه اول دوران رسالت ، قبله گاه مسلمانان بود و پس از هجرت ، جای خود را به کعبه سپرد.

این مسجد با عظمت ، پس از تشکیل حکومت غاصب اسرائیل در فلسطین اشغالی ، همواره نقطه امید مظلومان فلسطین و زبانزد مسلمانان جهان بوده است که امیدواریم در آینده نه چندان دور از چنگال حکومت صهیونیستی نجات یابد.

ه‍ عتبات مقدّسه

تربت پاک ذریه پیامبر(ص ) نیز در میان امّت اسلامی بویژه شیعه از احترام فراوانی برخوردار است و عاشقان اهل بیت ، پروانه وار برگرد آنها پرسوخته‌اند و در طول بیش از هزار سال همواره از آن حرمهای نورانی امید و نیرو گرفته‌اند، حوزه علمیه هزار ساله نجف در پرتو ضریح مطهّر امیر مؤ منان علیه السلام ، چون مشعلی فروزان فرا روی امّت اسلامی نورافشانی کرده است و انقلابیون سترگ همیشه ، از تربت لاله گون شهیدان الهام گرفته‌اند و... (زیارت ) در فرهنگ شیعه ، شعاری تحرّک زا، امید آفرین و حماسی است که (زائر) را به (صاحب مزار) پیوند داده او را بر ضدّ دشمنان اسلام می‌شوراند، از این رو، ستمگران ، با تمام توان به مقابله با شعار (زیارت ) برخاسته ، گاه دست (زائر) را بسته ، گاه پایش را شکسته و گاه (مزار) را به آب و منجنیق بسته‌اند تا از شور آفرینی این شعار بکاهند.

و همه مساجد

مسجد در هر شهر و محلی خانه مقدّس الهی است و از شعایر الهی به شمار می‌آید، احترام مساجد ضروری است ، باید آباد نگاه داشته شوند؛ هم با تعمیر و نگهداری و بازسازی و هم با حضور پرشکوه مردم ، نیز باید از آلوده شدن مسجد جلوگیری شود و اگر به نجاست آلوده شد، فوراً اقدام به تطهیر آن گردد. خوابیدن در مسجد و ورود به مسجد بدون وضو کراهت دارد، هنگام ورود مستحب است پای راست را مقدم بدارد و هنگام خروج پای چپ را. در آغاز ورود به مسجد سلام به مسجد اقامه نماز تحیّت است . آن قطعه زمینی که وقف مسجد شد دیگر از مسجد بودن خارج نمی‌شود، اموال مسجد را باید حفظ و نگهداری کرد، اشیاء متعلق به مسجد را نباید در غیر مسجد مورد استفاده قرار داد، نظافت مسجد و تمیز نگهداشتن آن ضروری است ، سخن گفتن از کارهای دنیایی در مسجد کراهت دارد و این‌ها همه برای تعظیم واحترام مسجد است .

ایام اللّه

در تاریخ هر ملتی ، روزهای سرنوشت ساز مثبت یا منفی وجود دارد که خاطره آنها نقطه عطف گذشته آن ملت است . در فرهنگ قرآن ، واژه (ایام الله ) دارای چنین مفهومی است . خداوند به حضرت موسی (ع ) فرمان می‌دهد:

(وَ ذَکِّرْهُمْ بِاَیّامِ اللّهِ...)[۲۸۲]

روزهای خدا را به یاد آنها بیاور.

ایام الله برای بنی اسرائیل ، روزهای تلخ گرفتاری در چنگال فرعونیان بود که خدا آنان را نجات بخشید، در اسلام روزهایی چون اعیاد بزرگ فطر، قربان ، مبعث ، غدیر، هجرت ، موالید معصومین : و... روزهای سوگ بزرگ چون رحلت پیامبر، عاشورای حسینی و... ایّام الله‌اند، چنانکه در انقلاب اسلامی نیز پانزده خرداد، هفده شهریور، بیست ودوم بهمن ، دوازده فروردین ، هفت تیر، هشت شهریور، سیزده آبان ، چهارده خرداد و... از جمله ایام الله‌اند که بزرگداشت آنان سبب تحکیم و انسجام ملت و شور و تحرّک آنان در راستای آرمانخواهی اسلام می‌گردد. از این رو، معمار انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ، حضرت امام خمینی (ره ) بر تعظیم آنها چنین تاءکید می‌کند؛

(انقلاب کردیم که شعایر اسلام را زنده کنیم ، نه انقلاب کردیم که شعایر اسلام رابمیرانیم . زنده نگه داشتن عاشورا یک مساءله بسیار مهمّ سیاسی عبادی است ... یک مساءله‌ای است که در پیشبرد انقلاب اثر بسزا دارد.)[۲۸۳]

وبه سخنی دیگر: ایشان علّت مُحْدِثه و مُبْقیه انقلاب اسلامی را همین ایّام الله می‌دانستند.

احیای شعایر اسلامی

به منظور تجسّم عینی اسلام در جامعه ، لازم است شعایر اسلامی به همان کیفیتی که از طرف شارع مقدّس رسیده ، حفظ شود و برای احیا و تعظیم هر یک از آنها دولت و ملّت اسلامی وظیفه‌ای بر عهده دارند که به اختصار شرح می‌دهیم :

الف وظیفه دولت اسلامی

مبنای سیاست و رهبری کشورهای اسلامی باید براحیا، اعمال و ترویج شعایر اسلامی استوار باشد؛ زیرا حیات وعظمت جامعه اسلامی به آن بستگی دارد. قرآن مجید نیز برخی از اعمال و شعایر اسلامی را درحیطه حکومت ورهبری جامعه اسلامی قرار داده ، می‌فرماید:

(اَلَّذینَ إِنْ مکَّنا همْ فی الاَْرْضِ اءَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّکوةَ وَ اءَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ...[۲۸۴]

کسانی (هستند) که اگر در زمین به آنان قدرت دهیم نماز را بپا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند....

از سوی دیگر، مبارزه با مظاهر شرک و بت پرستی نیز وظیفه حکومت اسلامی محسوب می‌شود، چنان که رهبر بزرگ اسلام به تخریب بتخانه‌ها و شکستن بتها، اقدام کرد. به همین جهت ، اهل ذِمه یعنی کفاری که در پناه اسلام و در کشور اسلامی به عنوان ذِمّی و مُعاهد، زندگی می‌کنند، حق تظاهر به کارهای خلاف شعایر اسلامی نظیر تظاهر به روزه خواری در ماه مبارک رمضان ، استعمال مشروبات الکلی و گوشت خوک و یا به صدا درآوردن ناقوس کلیساها بدون اجازه دولت اسلامی ندارند. زیرا همه اینها با شعایر اسلامی منافات دارد.

بنابراین جهت گیری دولت اسلامی باید در راستای احیا و ایجاد مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشد و نیز موظف به پخش اذان از رادیو، تلویزیون و مساجد می‌باشد. همچنین ترتیب و تنظیم برنامه حجّ و احیای آن ، به صورت یک نیروی عظیم الهی در برابر کفر و استکبار، از وظایف دولت اسلامی است و باید در سیاست داخلی خود جایگاه ویژه‌ای برایش در نظر گیرد. دولت اسلامی باید جامعه را از تظاهر به روزه خواری ، پاک نموده و در معابر عمومی و دید مردم ، از آن جلوگیری نماید و... در خارج از کشور اسلامی و در ممالک کفر و شرک نیز باید، اسلام را تبلیغ کرده ، آنان را به اسلام و به کارگرفتن قوانین فردی و اجتماعی آن دعوت نماید.

ب وظیفه امت اسلامی

چنان که بیان شد، ترویج و آمیختن زندگی مسلمانان با شعایر اسلامی و الهی در درجه اول ، وظیفه حکومت اسلامی و علمای دین است و در درجه دوّم وظیفه فرد فرد امت اسلامی است که شعارهای الهی را حفظ نموده ، آنها را با زندگی فردی و اجتماعی خود بیامیزند، به عبارت دیگر، ایجاد زمینه رواج و احیای شعایر اسلامی ، وظیفه دولت است . مسؤ ولین کشور باید زمینه را مساعد کنند، تا این شعارها در جامعه اعمال و احیا شود و در مقابل ، امت اسلام نیز باید در زنده نگه داشتن آنها بکوشند. این امر به اندازه‌ای مهمّ است که در فقه اسلام آمده است که بر مسلمانان حرام است ، در جایی که قادر به اظهار و اعلان شعایر اسلام نیستند، سکونت و اقامت کنند و در صورت تمکن ، هجرت از چنین مکانی واجب است .[۲۸۵]

علاوه بر این ، قرآن مجید، تعظیم شعایر اسلامی را نشانه با تقوا بودن دلها دانسته می‌فرماید: (...ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ)[۲۸۶] آری کسانی که شعایر خدا را بزرگ می‌شمارند. این کار نشان دهنده تقوای دلهایشان می‌باشد.

خلاصه درس

- شعایر الهی ، نشانه‌هایی است که خداوند برای اطاعت خویش نصب کرده است و ممکن است از نوع کردار، اماکن و ایّام باشد.

- منظور از شعایر کرداری ، اعمالی است که انجام دادن آنها نشانه مسلمانی است مانند اذان ، نماز جمعه و جماعت ، حج و مانند آن .

- مکانهای مقدّسی نیز بر روی زمین وجود دارد که به خاطر اهمّیّتشان در دیدگاه اسلام ، جنبه شعاری یافته‌اند مانند، کعبه ، مسجد الحرام ، مشعر، عرفات ، منا، مسجد النبی ، مسجد کوفه ، مسجدالاقصی ، مشاهدمشرفّه و ....

- روزهای تلخ و شیرین تاریخ اسلام و انقلاب نیز با عنوان (ایّام اللّه ) از شعایر اسلامی محسوب می‌شود مانند بعثت ، غدیر، عاشورا، رحلت پیامبر، پانزده خرداد، بیست و دوم بهمن و....

- بزرگداشت و احیای شعایر اسلامی در درجه اوّل وظیفه حکومت اسلامی و علمای دین و در درجه دوّم وظیفه فرد فرد امّت اسلامی است .

پرسش

۱ شعایر یعنی چه ؟ و منظور از شعایر اسلام را توضیح دهید.

۲ برخی از شعایر مهم اسلام را نام ببرید.

۳ وظیفه دولت اسلامی در مورد احیای شعایر اسلامی چیست ؟

۴ وظیفه امّت اسلامی درباره احیای شعایر اسلامی چیست ؟

۵ آیه‌ای درباره تعظیم شعایر الهی بنویسید.

درس شانزدهم

روزه

(روزه آن است که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی که روزه را باطل می‌کند... خودداری نماید.)[۲۸۷] (روزه ) در فرهنگ اسلام از جایگاه والایی برخوردار است و آثار و برکات فراوانی با خود به ارمغان می‌آورد و از معدود عباداتی است که نصیب امّت اسلامی گشته است .

میهمانی خدا

پیامبر اکرم (ص ) از روزه با عنوان (ضیافة الله ) یعنی مهمانی الهی یاد می‌کند و درباره ماه رمضان می‌فرماید:

(هُوَ شَهْرٌ دُعیتُمْ فیهِ اِلی ضِیافَةِ اللّهِ)[۲۸۸]

رمضان ، ماهی است که در آن ، به میهمانی خدا خوانده شده‌اید.

حضرت امام خمینی رحمة الله علیه پیرامون (ضیافت الله ) می‌فرماید:

(شماها در ماه مبارک رمضان ، مهمان خدا هستید، مهماندار خداست ، و مخلوق ، مهمان اوست ... ما باید حساب کنیم ببینیم که این ضیافت چی بوده است و ما چقدر راه یافتیم به این ضیافت ... این ضیافت ، همه اش ترک است ، ترک شهوات از قبیل خوردنیها و نوشیدنیها و جهات دیگری که شهوات انسان اقتضا می‌کند. خداوند دعوت کرده ما را به اینکه شما باید وارد بشوید در این مهمانخانه و این ضیافت هم جز ترک ، چیزی نیست . ترک هواها، ترک خوردنیها، ترک منی‌ها، منیت‌ها ... من به شما آقایان و به هر کس که این کلمات می‌رسد و خصوصاً طبقه جوان عرض می‌کنم که آیا در این مهمانخانه رفتید؟ استفاده کردید؟ از شهوات ، خصوصاً شهوات معنوی ، چشم پوشیدید؟...) [۲۸۹]

خداوند با فراخوانی مؤ منان به مهمانسرای خویش ، در واقع او را از زندگی مادّی ، که سفره مشترک انسان و حیوان ، مؤ من و کافر، و نیکوکار و بدکار است جدا کرده و در جوار خویش جای داده است . در این جشن پرشکوه :

میزبان : خداوند بزرگ .

قاصد: رسول بزرگوار اسلام .

نامه دعوت : قرآن مجید.

میهمان : بندگان مؤ من .

پذیرایی کننده : فرشتگاه الهی .

و موعد: ماه مبارک رمضان است .

خداوند برای هر چه باشکوه برگزار کردن این (سور) (تحفه )های زیرا رابه مهمانان خویش تقدیم می‌کند:

آنها را کرامت ویژه می‌بخشد.

نفس کشیدن آنها را (تسبیح ) محسوب می‌کند.

خواب آنها را عبادت می‌داند.

اعمالشان را می‌پذیرد.

دعایشان را مستجاب می‌کند.

درهای بهشت را به رویشان باز می‌کند.

درهای دوزخ را بکلی می‌بندد.

شیاطین را به زنجیر می‌کشد.

به هر آیه‌ای که تلاوت کنند، ثواب یک ختم قرآن می‌دهد.[۲۹۰]

حکمت روزه

روزه هم مانند سایر احکام متین اسلام ، از حکمت و مصلحت خاصی سرچشمه می‌گیرد. روایات متعدّدی با تعبیرهای گوناگون ، گوشه‌ای از حکمت نهفته آن را بیان می‌کند، در زیر به چهار مورد آن اشاره می‌کنیم :

الف اخلاص و خودسازی

حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده است :

(فَرَضَ اللّهُ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاِْخْلاصِ)[۲۹۱]

خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص (در دل مردم ) واجب کرده است . (صائم ) با خودداری از خواسته‌های نفسانی ، فرمان خدا را به اجرا می‌گذارد و با عالم ملکوت ، پیوند معنوی برقرار می‌کند و چون کارهای حیوانی را رها کرده ، درونش صفا و جلا می‌یابد. همین طور، همگام با امساک از لذّات جسمانی ، از لذّتهای حرام روحانی نیز پرهیز می‌کند، امتناع می‌ورزد.

=ب تعدیل قوای جسمانی

دوّمین حکمتی که در روزه نهفته است ، تعدیل و تنظیم بدن صائم است ؛ به این بیان که دستگاه‌های مختلف بدن در طول یک سال فعالیت شبانه روزی ، ممکن است دچار عارضه و فرسودگی یا خستگی مفرط گردند که اگر به آنها رسیدگی نشود. آسیب کلی ببیند. از این رو، خداوند حکیم برای حفظ سلامتی و ترمیم و تعدیل قوای جسمانی مؤ من ، روزه را واجب کرده است . شاهد این گفتار، سخن حکیمانه رسول خدا (ص ) است که فرمود:

(صُومُوا تَصِحُّوا)[۲۹۲]

روزه بگیرید تا سالم بمانید.

ج تمرین تقوا

سوّمین حکمت مهمّ روزه داری ، ممارست و تمرین (پرهیزکاری ) است . مسلمان با تمرین یک ماهه خود در ماه مبارک رمضان ، از ارضای تمایلات نفسانی خودداری می‌کند تا به نفس خویش بقبولاند که توانایی ایستادگی در برابر کارهای ناروا را دارد، به عنوان نمونه روزه دار: با نخوردن غذای حلال خود، تمرین می‌کند که به اموال دیگران دست درازی نکند. با نرفتن نزد همسر خویش ، درک می‌کند که به ناموس دیگران نباید چشم طمع دوخت .

بابستن زبان از دروغ بر خدا و پیامبر(ص ) یاد می‌گیرد که هر کلامی رابر زبانش جاری نکند. مساءله تمرین تقوا و افزایش درجه آن را قرآن در آیه (روزه ) بصراحت بیان کرده ، پس از بیان وجوب روزه فرموده است :

(لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)[۲۹۳] شاید شما تقوا پیشه کنید.

د کم شدن فاصله فقیر و غَنی

احساس نیاز و نداری و چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی و محرومیت ، حکمت دیگر روزه است . به این معنا که ثروتمندان مسلمان در طول سال ، از نعمت و رفاه برخوردارند و هر زمان ، هر چه اراده کنند، در اختیارشان قرار می‌گیرد، دیگر چگونه به یاد محرومان باشند؟ و از کجا بفهمند که (گرسنگی ) چه دردی است ؟ آنان باید یک ماه با گرسنگی و تشنگی دمساز شوند تا طعم تلخ آن را بچشند و دل رفاه زده آنان قدری به حال محرومان بسوزد: از امام حسین (ع ) پرسیدند: چرا خدا روزه را واجب کرده است ؟ فرمود:

(لِیَجِدَ الْغَنِیُّ مَسَّ الْجُوعِ فَیَعُودُ بِالْفَضْلِ عَلَی الْمِسْکینِ)[۲۹۴]

تا توانمند گرسنگی را لمس کند و مازاد برنیاز را بر مستمند باز گرداند.

ه‍ یادآوری آخرت

آخرین حکمتی که در اینجا به آن می‌پردازیم به خاطر آوردن آخرت است . حضرت رضا(ع ) طی گفتار متینی این پرسش را طرح می‌کند که : چرا فرمان روزه داری بر بندگان صادر شده است ، آن گاه در پاسخ می‌فرماید:

(لِکَیْ یَعْرِفُوا اءَلَمَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ فَیَسْتَدِلُّوا عَلی فَقْرِ الاْ خِرَةِ)[۲۹۵]

تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمد و بر بیچارگی سرای دیگر رهنمون گردند. از این رو، پیامبر خدا(ص ) در یکی از خطبه‌هایی که در آستانه ماه مبارک رمضان ایراد کرد، فرمود:

(... وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیمَةِ وَ عَطَشَهُ...)[۲۹۶]

با گرسنگی و تشنگی تان در این ماه گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به یاد آورید.

مراتب روزه داری

امیر مؤ منان ، صلوات اللّه علیه روزه را دارای سه مرتبه دانسته ، و می‌فرماید: (صَوْمُ الْقَلْبِ خَیْرٌ مِنْ صِیامِ اللِّسانِ وَ صِیامُ اللِّسانِ خَیْرٌ مِنْ صِیامِ الْبَطْنِ)[۲۹۷]

روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان برتر از روزه شکم است .

ملا مهدی نراقی این مراتب را نام گذاری کرده و در توضیح هر یک می‌نویسد:

(۱ روزه عام که نگه داشتن شکم و شهوت است و فایده آن ، رفع تکلیف و آزادی از دوزخ است .

۲ روزه خاص که بایستی علاوه بر مرتبه اوّل ، چشم ، گوش ، زبان ، دست ، پا و دیگر جوارح را نیز از آلوده شدن به گناه حفظ کرد و ثوابهای وعده داده شده از سوی خدا (بیشتر) به چنین روزه‌ای تعلق می‌گیرد. ۳ روزه خاص الخاص که در این مرحله ، علاوه بر رعایت دو مرحله پیش ، دل نیز از افکار دنیوی ، اخلاق زشت و همّت پست ، روزه می‌گیرد و از غیر خدا بکّلی گسسته می‌گردد.)[۲۹۸]

آداب روزه داری

آیا تاکنون دیده‌اید کسی در مجلس عزا و سوگواری ، اشعار شاد و فرحزا بخواند و شاد و خندان باشد؟ یا دیده‌اید شخصی با شال عزا در مجلس جشن و سرور شرکت کند و گریه کند؟

اگر پاسختان منفی است ، دلیلتان چیست ؟ شاید شما هم به این مطلب اذعان داشته باشید که شرکت در هر مجلسی تشریفات خاص خود را می‌طلبد.

حال ، با توجه به اینکه (صائم ) در مدّت روزه داری ، در حریم قدس الهی و ضیافت اللّه داخل می‌شود و از سوی پروردگار پذیرایی می‌شود. شایسته است آداب ویژه چنین محفلی را مراعات کند، تا بیشتر مورد لطف (صاحب خانه ) قرار گیرد. اینک برخی از آن آداب :

الف پرهیز از گناهان

هر گناهی ، خشم و غصب الهی را بر می‌انگیزد؛ امّا در ماه مبارک رمضان ، آلوده شدن به گناه ، زشتی بیشتری دارد، بدین خاطر میهمان خدا نباید گرد آن بگردد.

روزی پیامبر(ص ) پیرامون ماه مبارک رمضان سخن می‌گفت ، امیر مؤ منان (ع ) پرسید: ای رسول خدا ! برترین عمل در این ماه چیست ؟

پیامبر(ص ) پاسخ داد:

پرهیز از هر چه خدا حرام کرده است .[۲۹۹] با این وصف ،بسیاری از روزه داران اگر دست از گناه نشویند، جز تشنگی و گرسنگی ، طرفی نمی‌بندند. حضرت زهرا سلام الله علیها می‌فرماید:

(ما یَصْنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إِذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَسَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ)[۳۰۰]

روزه داری که زبان ، گوش ، چشم و اعضا و جوارحش را (از گناه ) حفظ نکند، با روزه خود چه می‌کند؟

یعنی این روزه چه سودی برای او دارد؟

ب انجام واجبات

دوّمین وظیفه میهمان خدا این است که بقیه دستورات الهی را نادیده نگیرد، که این خود، بزرگترین بی ادبی در محضر ربوبی است و چنین میهمانی نزد ملکوتیان انگشت نما می‌شود. به نظر شما آیا روزه داشتن و نماز نخواندن ، روزه گرفتن و خمس ندادن ، روزه داری و مردم آزاری و ... با هم سازگاری دارد؟

ج پرستش و نیایش

از دیگر آداب ماه خدا، نیایش و پرستش داوطلبانه است . فراوانی نمازها و دعاهای ماه رمضان ، گویای اهمیت آن است . روزه دار با تشریفات ویژه‌ای به (ضیافت الله ) دعوت شده و چه نیکوست که با هدیه گرانبهایی به محضر خدای سبحان شرفیاب گردد و زیباترین هدیّه به پیشگاه الهی ، ساییدن پیشانی به خاک و بالا بردن دست نیاز است .

د تلاوت قرآن

ماه رمضان ، بهار قرآن است ، قرآن و رمضان ؛ پیوندی دیرینه دارند زیرا یکی از شبهای مبارک رمضان ، یعنی شب قدر ظرفیت نزول قرآن را دارا بوده و سزاوار است که روزه دار، این پیوند را نگسلد و با ترتیل آیه‌های روح بخش قرآن ، فضای ملکوتی ماه خدا را عطرآگین سازد که به گفته آورنده قرآن :

(منْ تلافیهِ آیةً منَ الْقرْآنِ کانَ لَهُ مثلُ اءَجرِ منْ ختمَ الْقرْآنَ فی غیرِهِ من الشُّهُورِ)[۳۰۱]

کسی که یک آیه از قرآن را در ماه رمضان تلاوت کند، به اندازه اجر یک ختم قرآن در دیگر ماه‌ها نصیبش می‌شود.

ه‍ آداب دیگر

آنچه گفته شد، مهمترین آداب میهمانی خدا بود، به برخی دیگر فقط اشاره می‌کنیم . صدقه به فقرا و مستمندان ، احترام به بزرگترها، مهربانی نسبت به کوچکترها، صله رحم ، ترحم به یتیمان ، توبه و استغفار، افطاری دادن ، خوش خلقی ، مدارا نسبت به زیردستان ، صلوات بر محمد و آل محمد و....)[۳۰۲]

آثار ارزشمند روزه داری

ارزنده‌ترین اثر هر عبادتی ، همان اطاعت از دستور خداوند بزرگ است و آثار دیگر به دنبال آن نصیب شخص عابد می‌گردد. امّا انسان روزه دار علاوه بر تمام آثار گرانبهایی که از این رهگذار به دست می‌آورد، مشمول لطف ویژه الهی می‌گردد. خداوند درباره آن چنین فرموده است :

(اَلصَّوْمُ لی وَ اءَنَا اءَجْزی بِهِ)[۳۰۳]

روزه برای من است و من به آن پاداش می‌دهم (یا من خود پاداش آن هستم ).

خلاصه درس

- روزه در فرهنگ اسلام ، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و رسول خدا (ص ) آن را میهمانی خدا خوانده است . اخلاص و خودسازی ، تمرین تقوا، تعدیل قوای جسمانی ، کم شدن شکاف طبقاتی و آمادگی برای سفر آخرت ، از حکمتهای روزه است .

- روزه دارای سه مرتبه : عام ، خاص و خاص الخاص است . امیر مؤ منان (ع )، روزه زبان را بهتر از روزه شکم و روزه دل را بهتر از آن دو دانسته است .

- ورود به ضیافة اللّه آداب مخصوصی دارد از جمله : پرهیز از گناهان ، انجام واجبات ، پرستش و نیایش ، تلاوت قرآن و غیره .

- روزه مانند عبادتهای دیگر آثار ارزنده‌ای دارد، شخص روزه دار علاوه بر این آثار شامل لطف ویژه الهی نیز می‌گردد.

پرسش

۱ نظر حضرت صادق (ع ) پیرامون سابقه روزه چیست ؟ ۲ حکمتهای روزه را بشمارید.

۳ مراتب روزه داری را ذکر کنید.

۴ برخی از آداب روزه داری را بنویسید.

درس هفدهم

حجّ

جایگاه حجّ در اسلام

(إِنَّ اءَوَّلَ بیتٍ وُضعَ لِلناسِ لَلَّذی ببکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمینَ فیهِ ایاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبراهیمَ وَ منْ دَخلَهُ کانَ امناً وَلِلّهِ علَی الناسِ حجُّ الْبیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَفَاِنَّ اللّهَ غَنیُّ عَنِ الْعالَمینَ)[۳۰۴]

نخستین خانه‌ای که برای مردم بنا شده ، همان است که در مکّه است خانه‌ای که برای جهانیان برکت و هدایت است . در آنجا آیات روشنی از جمله مقام ابراهیم (ع ) است و هر کس داخل آن شود در امان است . برای خدا، حجّ آن خانه بر کسانی که قدرت رفتن به آن را داشته باشد، واجب است . و هر کس ‍کفران ورزد (و آن راترک کند) خدا از عالمیان بی نیاز است .

عنوانهای (اوّلین خانه )، (مبارک )، (هدایتگر همه )،(نشانه‌های روشن )، (مقام ابراهیم ) و(امنیت ) کافی است که اهمیت و ویژگی (حج ) را نمایان سازد. چنین تعابیری در مورد هیچ یک از عبادات اسلامی به کار نرفته است . این تعبیرها خود، گویای مقام والای حجّ در اسلام است . انتهای آیه نیز، هشداری است به کسانی که حجّ را ترک می‌کنند و اینکه تشریع حجّ و امنیّت مکّه به سود مسلمانان حجّ گزار است و با اشاره به بی نیازی خدا از همه ، خسران ترک مراسم حجّ را متوجّه تارکان آن می‌کند، چنانکه رسول اکرم (ص ) نیز به آنان چنین وعید می‌دهد:

(مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتّی یَمُوتَ بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَهُودِیّاً اءَوْ نَصْرانِیاً)[۳۰۵]

کسی که حجّ رابه تاءخیر بیندازد تابمیرد، خداوند او را روز واپسین ، یهودی یامسیحی بر می‌انگیزد.

امیرمؤ منان علی (ع ) ، فلسفه تشریع حجّ را تقویّت دین مقدّس اسلام دانسته ، فرموده است : (فَرَضَ اللّهُ الْحَجَّ تَقْوِیَةً لِلدّینِ)[۳۰۶]

خداوند حجّ را به منظور تقویت دین واجب فرمود.

احیاگر حجّ ابراهیمی ، حضرت امام خمینی قدس سره پیرامون حجّ فرمود:

(حجّ کانون معارف الهی است ، حجّ پیام آور ایجاد و بنای جامعه‌ای به دور از رذائل مادّی و معنوی است حجّ تجلّی و تکرار همه صحنه‌های عشق آفرین زندگی یک انسان و یک جامعه متکامل در دنیاست . و مناسک حجّ، مناسک زندگی است ... حجّ بسان قرآن است که همه از آن بهره مند می‌شوند. ولی اندیشمندان و غوّاصان و درد آشنایان امت اسلامی اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام وسیاستهای اجتماعی آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهای هدایت و رشد و حکمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت .)[۳۰۷]

نگاهی به اسرار حجّ

درک عمیق و بیان اسرار حجّ فکر و قلمی بزرگ و مجالی وسیع می‌طلبد، که از عهده این قلم خارج است ، علاوه بر اینکه این کنگره عظیم از ابعاد گوناگون سیاسی[۳۰۸] ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اخلاقی و ... قابل بربسی است . در اینجا تنها گوشه‌ای از دریای معارف حجّ را با استمداد از سخن ترجمان وحی ، حضرت سجاد علیه السلام ، بازگو می‌کنیم . امید آنکه با همین مقدار اندک نیز بتوانیم تا حدودی به محتوای عمیق و سازنده آن در بعد اخلاقی پی ببریم :[۳۰۹]

احرام بستن : حرام دانستن کلیّه کارهای حرام و کمر همّت بر ترک آن بستن .

گفتن لبیک : پاسخ مثبت به خدا و سر دادن سرود اطاعت او و دوری از معصیت .

طواف کعبه : حاجی با ورود به مکّه مکّرمه ، قصد ملاقات خدا را می‌کند و با طواف گرد خانه او و تقدیس ارکان کعبه در پناه خدا قرار می‌گیرد.

استلام حجر : (دست زدن به سنگ سیاه و مقدّس که در رکن کعبه قراردارد)؛ به منزله مصافحه و بیعت با خدا و اطاعت از اوست .

ایستادن در کنار مقام ابراهیم (ع ) : به معنای استقامت در اطاعت از خدا و دوری از گناه است و نماز خواندن در آن محل بینی شیطان را به خاک می‌مالد.

نوشیدن آب زمزم : چشم پوشی از معصیت است .

سعی میان صفا ومروه : به معنی میان خوف و رجاء زندگی کردن است .

رفتن به منا : به قصد ایمن شدن مردم از دست و دل و زبان حاجی می‌باشد.

وقوف در عرفات : به معنی شناخت و معرفت خداست .

وقوف در مشعر (محل شعور) : قصد اشعار قلبی به تقوای الهی است .

رمی جمره : هدف قرار دادن شیطان و تیراندازی به سوی اوست .

تراشیدن سر : پاکیزگی سر و مغز از زشتی و پلیدی بسان روز ولادت .

قربانی کردن : کشتن طمع و آزمندی ودستیابی به ورع و اقتدا به سنّت ابراهیم (ع ) در قربانی کردن عزیزترین کس خویش در راه خدا.

حجّ و خودسازی

مراسم با شکوه حجّ، علاوه بر اینکه تمام حرکاتش عبادت است و بایستی با قصد تقرّب به خدا انجام پذیرد، جنبه هدایتگری دارد و هر یک ازاعمال آن بگونه‌ای حاجی را ارشاد و هدایت می‌کند و به عمق معنویت ، خودسازی ، تحرک و امید رهنمون می‌شود.

حاجی با در آمدن از لباسهای خویش و پوشیدن لباس احرام احساس می‌کند که از (خود) کنده شده ، پوسته پوچ (منّیت ) را رها کرده و به (جمع ) پیوسته ، جمعی که مانند او در جستجوی خدایند جمعی با معنویت و صفا که بدون هر گونه تشخّصی و تهی از خود پرستی و جاه طلبی و شهوت مال و تمایل جنسی (لبیک ) گوی خدایند.

طواف و چرخیدن گردخانه خدا نیز تمرین اطاعت و تسلیم بی چون و چرا در برابر حق و پشت پازدن به همه زرق وبرقهای مادی و پشت کردن به کاخهای اهریمنی است که باید بطور دقیق و حساب شده و آگاهانه انجام گیرد و حاجی با تمام وجود خویش پروانه شمع حق گردد و از هر گونه شرک و ریا گسسته به توحید خالص رو آورد.

(وقوف ) در (عرفات ) و (مشعر الحرام ) یعنی ماندن در بیابان ماسه‌ای داغ عرفات که عرق بدن همه حاجیان را در می‌آورد، همینطور گرد وغبار آن بر سر و روی و بدن آنها می‌نشیند، سپس کوچ شبانه از عرفات به مشعر و بیتوته شبانه در بیابانی دیگر، در درک موقعیت خواری و ذلّت انسان در برابر خدا بسیار مفید است ، منّیتهای او را می‌کشد و توجّه به خدا را افزون می‌کند.

آنگاه حاجی با مویی ژولیده ، بدنی خسته و پرغبار، رهسپار (منا) سرزمین مبارزه با شیطانها و قربانی کردن هواها و هوسها می‌شود، شیطان را طرد می‌کند، علایق را قربانی کوی دوست می‌سازد. بعد از آن با تراشیدن سر، نشان غلامی محبوب بر خود می‌زند و برای شرفیابی به محضر دوست بار می‌یابد و به گرد خانه اش می‌گردد.

همه این مناسک بایستی با (قصد قربت ) و آهنگی برخاسته از جان حاجی انجام گیرد، تا روح او را مطیع صاحب خانه سازد، تا پنجره معنویّت و خودسازی را به رویش بگشاید، پیام حجّ را در یابد و در راه پالایش و آراستگی جسم و جان خویش ، الهام گیرد.

اخلاق در حجّ

از جمله مسایلی که در حجّ بر آن تاءکید شده ، نیکوسازی رفتار فردی و اجتماعی است . اهمیت این موضوع به اندازه‌ای است که در متن احکام حجّ و در قرآن کریم بدان تصریح شده است .

حجّ گزار باید از لحظه (احرام ) تا پایان مراسم پرشکوه حج ، از هرگونه کنش منفی در رفتار و گفتار خویش بپرهیزد و جز یاد خدا و سخن زیبا از او سر نزند.

امام صادق از قول پدرش علیهما السلام چنین نقل می‌کند:

(لا یعبَاءُ بِمَنْ یَؤُمُّ هذَا الْبَیْتَ اِذا لَمْ یَکُنْ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: خُلْقٌ یُخالِقُ بِهِ مَنْ صَحِبَهُ، اَوْ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ، اَوْ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ.)[۳۱۰]

به کسی که آهنگ این خانه (کعبه ) می‌کند، اگر سه خصلت در او نباشد اعتنایی نمی‌شود، ۱ اخلاق نیکی که با رفیقانش خوشرفتاری کند. ۲ بردباری ای که با آن خشمش را کنترل کند. ۳ ورعی که او را از محرّمات الهی باز دارد.

بنابراین ضرورت دارد که زائر خانه خدا در کنشهای مثبت و منفی خویش ، در بعد فردی و اجتماعی ، مراقب باشد که مرتکب خلاف نشود، بامسؤ ولان وماءموران داخلی و خارجی ، همسفران ، حاجیان سایر کشورها، خدمه فرودگاه و منزل ، رانندگان و... رفتار خوش اسلامی داشته باشد، کسی را از خود نرنجاند، همدل و غمخوار یاران و مسلمانان باشد، بهداشت فردی و اجتماعی را مراعات کند، از هرگونه کمکی به همراهان دریغ نورزد.

امام زین العابدین (ع ) با همه قدر و منزلتی که داشت ، در مسافرتها بطور ناشناس با قافله‌ها همراه می‌شد و با آنان قرار می‌گذاشت که برخی نیازمندیهایشان را برآورده سازد.[۳۱۱] امام صادق (ع ) فرمود:

در نصایح لقمان به پسرش آمده است :(هر گاه با گروهی همسفر شدی ؛ در کارها زیاد با آنان مشورت کن ، بر روی آنان ، فراوان لبخند بزن ، در مورد زاد و توشه ات ، سخاوتمند باش ، هر گاه صدایت کردند، پاسخ گو، اگر به یاریت طلبیدند، بشتاب . پیوسته خاموش باش و زیاد نماز بگذار. در شهادت به حق شرکت کن . در حرکت کردن با آنان موافقت کن ، در انجام امور کوشا باش . اگر از تو وام خواستند به آنان بپرداز. حرف بزرگترها را بشنو و به درخواستشان پاسخ مثبت بده ،... فرزندم ! برای هیچ کاری نماز را از اوّل وقت تاءخیر نینداز و آن را با جماعت بخوان ... تا آنجا که امکان دارد، صدقه بده . هر چه می‌توانی کتاب خدا را تلاوت کن ، حتی هنگام سواری ، تسبیح و دعا را فراموش ‍مکن ....)[۳۱۲]

حجّ و ولایت

در فرهنگ مسلمانان راستین و حاجیان صادق ، حجّ (بیت الله الحرام ) از زیارت رهبران معصوم جدا نبوده است و پروانگان کعبه خدا همواره گرد وجود مقدس (نبی ) یا (ولیّ خدا) پر سوخته‌اند و حجّ ابراهیمی را که سنت نبّوت است با (ولایت ) به وسیله رشته‌های عشق و محبّت خویش پیوند داده‌اند و به تعبیر امیرمؤ منان (ع ) (حج ) را با (ولایت ) تکمیل کرده‌اند:

(وَ اءَتمُّوا برَسولِ اللّهِ (ص ) حجَّکمْ إِذا خرَجتمْ إِلی بیتِ اللّهِ فَإِنَّ تَرْکَهُ جَفاءٌ، بِذلِکَ اءُمِرْتُمْ وَ اَتِمُّوا بِالْقُبُورِ الَّتی اءَلْزَمَکُمُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ زِیارَتَها وَحَقَّها...)[۳۱۳]

پس از رفتن به خانه خدا با (زیارت ) پیامبر (ص ) حجتان را کامل کنید و ترک آن ناسپاسی و ستم است . به این (زیارت ) امر شده‌اید (همین طور) با (زیارت ) قبرهایی که خداوند بزرگ زیارت وحق آنها را بر شما واجب کرده ، حجتان را کامل کنید.

امام صادق (ع ) فرمود:

(إِذا حَجَّ اءَحَدُکُمْ فَلْیَخْتِمْ بِزِیارَتِنا لاَِنَّ ذلِکَ مِنْ تَمامِ الْحَجِّ)[۳۱۴]

هرگاه یکی از شما حجّ به جا آورد، باید آن را به زیارت ما (اهل بیت ) تمام نماید، زیرا زیارت ما تکمیل کننده حجّ است .

همچنین فرمود:

(تَمامُ الْحَجَّ لِقاءُ الاِْمامِ)[۳۱۵]

تکمیل حجّ به دیدار امام است .

روشن است که وقتی زیارت مشاهد مشرّفه پیامبر و امامان : مایه تکمیل حجّ است ، زیارت آن بزرگواران در حال حیاتشان واطاعت و فرمانبرداری از آنان نزد خدا بسی ارزشمندتر خواهد بود. ابوحمزه ثمالی گوید: ( به محضر امام باقر(ع ) شرفیاب شدم . آن حضرت در کنار درب ورودی مسجد الحرام نشسته بود و حاجیان را که در حال طواف بودند، نظاره می‌کرد. امام به من فرمود: ای ابوحمزه ! این مردم چه وظیفه‌ای دارند؟ من نتوانستم پاسخ آن حضرت رابدهم . او فرمود:

(إِنَّما اُمِرُوا اءَنْ یَطَّوَّفُوا بِهذِهِ الاَْحْجارِ ثُمَّ یَاءْتُونا فَیُعْلِمُونا وِلایَتَهُمْ)[۳۱۶]

اینها وظیفه دارند که گرد این سنگها(کعبه ) بچرخند سپس نزدما آیند و ولایتشان رااعلام نمایند.

کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود

حاجی ، احرام دگر بند ببین یار کجاست ؟

بنابراین ، برگزاری مراسم پرشکوه حجّ باید با رهبری امامی لایق و شایسته صورت پذیرد و پیوند (حج ) و (ولایت ) امر ضروری است .

به امید روزی که حاجیان جهان اسلام ، با شناخت و معرفتی کامل به برپایی حج ابراهیمی توفیق یابند.

خلاصه درس

- فریضه حج ، در اسلام از جایگاه مهم و ویژه‌ای برخوردار است و خداوند از خانه خویش با عناوین ؛ اوّلین خانه ، مبارک ، هدایتگر همه و نشانه‌های روشن ، یاد می‌کند که هر کس داخل آن شود در امان است ، همچنین نظر رسول اکرم (ص ) این است که اگر کسی مستطیع شود و حجّ به جا نیاورد مسلمان از دنیا نمی‌رود.

- امیر مؤ منان (ع ) نیز حجّ را مایه تقویت دین مقدّس اسلام دانسته و امام خمینی (ره ) حجّ را کانون معارف الهی معرفی کرده است .

- هر یک از مناسک حجّ دارای اسرار و معارف نهفته‌ای است که بخشی از آن در سخنان معصومین : بیان شده است و حاجی باید به پیام و اسرار حجّ پی ببرد و باشناخت کامل آنها را به جا آورد.

- همچنین حجّ، که به شکلی تحرک آفرین اجرا می‌شود، در سازندگی فرد و جامعه نقش ‍بسزایی دارد، از جمله فرد را از هرگونه تشخص ، خودپرستی ، طاغوت پرستی و پوچی زندگی رهانیده ، به خداوند جهان وابسته می‌سازد. حاجی با رمی جمره که در فرهنگ حجّ به معنای تیراندازی به شیطان است . خود رابرای نبردبا شیطان وشیطان صفتان آماده می‌سازد. همین طور ازنظراخلاقی ، خود راملزم به رعایت خلق نیکو می‌کند، سپس با اعلام وفاداری به رهبران واقعی اسلام و زیارت آنان ، حجّش را کامل می‌کند.

پرسش

۱ حجّ در اسلام از چه جایگاهی برخوردار است ؟

۲ بخشی از اسرار حجّ را با استفاده از روایت امام سجاد(ع ) بیان کنید.

۳ نقش حجّ را در خودسازی فرد و جامعه توضیح دهید.

۴ برخی از اخلاقیات حجّ را بنویسید.

درس هجدهم

آثار عبادت

اساس آفرینش بر مبنای (داد و ستد) یا (حرکت و برکت ) نهاده شده و هر پدیده‌ای به اندازه لیاقت و ظرفیت خویش از فیض الهی برخوردار می‌گردد. از این رو، تمام پدیده‌ها به ارتباط با آفریننده هستی نیازمندند تا به هستی خود ادامه داده ، فیض بیشتری دریافت کنند.

کانال ارتباطی انسان با خدا و دریافت فیض و رحمت او عبادت (به معنای وسیع کلمه ) است و هرچه عبادت اوبیشتر وبهتر باشد از فیوضات الهی بهره بیشتر می‌برد وبه همان نسبت به خدای تعالی نزدیکترمی شود. از رسول خدا(ص ) نقل شده که خدای تبارک وتعالی فرمود:

(ما یَتَقَرَّبُ إِلَیَّ عَبْدی بِمِثْلِ اءَداءِ مَاافْتَرَضَتُ عَلَیْهِ)[۳۱۷] چیزی مانند انجام واجبات بنده‌ام را به من نزدیک نمی‌کند.

عبادت و بندگی خدا، هم در دنیا آثار و منافعی دارد هم در آخرت .

آثار دنیوی

الف خدا ترسی

هر چه (عابد) بیشتر در درگاه الهی سر بساید، به او نزدیکتر شده ، عظمت او را بیشتر درک می‌کند. در نتیجه ، ابهت و خوف از خدا دلش را پر می‌کند و به انجام وظایف دینی پرداخته ، از کارهای حرام دوری می‌کند. حضرت صادق (ع ) فرمود:

(خداوند در تورات فرموده است : ای فرزند آدم ! برای پرستش من کوشش کن تا دلت را از خوف خود پرکنم .)[۳۱۸]

پیدایش روحیه آزادگی نیز با خداترسی همراه است که (عابد) را از قید و بند عوامل آزادی کش مانند؛ علاقه به ثروت و مقام ، شهوات و ... آزاد می‌سازد و باید گفت ؛ هیچ چیزی مانند عبادت خدا، آزادی بخش نیست .

ب سلامت جسم و جان

دومین اثر ارزنده عبادت ، آرامش روحی و سلامت جسم و جان است . باید توجّه داشت که یکی از عوامل بیماری روحی و جسمی از نظر اسلام و روان شناسان ، تشویش خاطر و غم و غصه است . تشویش خاطر ناشی از دوری از خدا و معنویت است . قرآن مجید، درمان افسردگی و اندوه دل را در سایه ذکر خدا که روح عبادت است مُیَسّر دانسته ، چنین فرموده است :

(اءَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)[۳۱۹] بایاد و ذکر خدا دلها آرامش می‌یابد.

نکته جالب دیگر اینکه برخی از عبادتها تاءثیر مستقیم روی سلامت عابد دارد، به عنوان مثال رسول اکرم (ص ) می‌فرماید:

(صُومُوا تَصِحُّوا)[۳۲۰]

روزه بگیردید تا سالم شوید.

امام سجاد(ع ) نیز فرمود:

(حَجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحُّ اءَجْسامُکُمْ...)[۳۲۱]

حجّ و عمره به جا آورید تا بدنهای شما سالم گردد.

ج مصونیت در برابر گناه

اثر دیگر عبادت ، محفوظ ماندن از گناهان است ، چون انسان هر چه به خدا نزدیک تر شود به همان مقدار از انحراف و گناه فاصله می‌گیرد و وسوسه‌های شیطانی در او بی اثر خواهد بود. با توجه به این حقیقت ، قرآن مجید می‌فرماید:

(اءَقِمِ الصَّلوةَ، إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ)[۳۲۲]

نماز را به پا دار، همانا نماز از زشتی و منکرات باز می‌دارد.

رسول خدا(ص ) درباره حجّ نیز چنین فرمود:

(آیَةُ قَبُولِ الْحَجِّ تَرْکُ ما کانَ عَلَیْهِ الْعَبْدُ مُقیماً مِنَ الذُّنُوبِ)[۳۲۳] نشانه قبولی حج ، ترک گناهانی است که تاکنون انجام می‌داده است .

خدا ضمن بیان داستان حضرت یوسف (ع ) می‌فرماید: این عبادت پاک و ایمان کامل او بود که موجب شد او را از انحراف و آلوده شدن نجات دهیم :

(کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الُْمخْلَصینَ)[۳۲۴]

این گونه (برهان خویش را به او نشان دادیم تا) او را از گناه و بدی نجات دهیم ، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.

بدین معنا که با عبادت وانجام واجبات و اخلاص کامل ، شایستگی یافت که از آلودگی گناه و ورود به معصیّت در امان بماند.[۳۲۵]

د بی نیازی از مردم

از دیگر آثار عبادت ، محبوبیت در نزد خداوند است که با عمل به تکالیف و انجام واجبات به دست می‌آید. خدا بندگان وظیفه شناس را کرامت نفس و بی نیازی عطا می‌کند. تا محتاج غیر او نشوند.

امام صادق (ع ) فرمود در تورات چنین نوشته است :

(یَابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبادَتی اءَمْلاَْ قَلْبَکَ غِناً...)[۳۲۶]

ای فرزند آدم ! برای عبادت من خود را فارغ کن تا قلبت را از بی نیازی پرکنم .

ه‍ کامروایی و خوشبختی

خوشبختی و سعادت از جمله نعمتهایی است که هر کس در تلاش ‍برای رسیدن به آن ، تمام توان خود را به کار می‌گیرد. از نظر اسلام انسان سعادتمند، کسی است که به تعالیم انبیا و دستورات الهی عمل نموده ، در عبادت و کسب معنویت کوشا باشد.حضرت علی (ع ) در این باره فرمود:

(سَعادَةُ الرَّجُلِ فی إِحْرازِ دینِهِ وَ الْعَمَلِ لاِ خِرَتِهِ)[۳۲۷]

خوشبختی و سعادت مرد در دینداری و عمل برای آخرت است .

و پیروزی بر دشمنان

عبادت خدا وپناه بردن به قدرت بی پایان خدا پشتوانه محکم مؤ من در صحنه‌های گوناگون نبرد با دشمنان ، شیطان و نفس امّاره است .

بطور مثال ، (دعا) سلاح مؤ من و یکی از پشتوانه‌های محکم اوست .

رسول اکرم (ص ) روزی به یارانش فرمود: ( آیا شما را از سلاحی که از دشمن نجاتتان دهد آگاه نسازم ؟)

گفتند: چرا. فرمود:

(شب و روز دعا کنید که دعا اسلحه مؤ من است .)[۳۲۸]

ناگفته نماند که عبادت و دعا در کنار برنامه و عمل مؤ ثر خواهد بود، نه اینکه به جای تلاش و کوشش و کارزار، در محراب و مسجد و کنج خانه بنشینیم و دعا کنیم .

ز روزی فراوان

برخی از عبادتها سبب گشایش در زندگی و روزی فراوان می‌شود.

مردی خدمت رسول خدا (ص ) اظهار داشت : دوست دارم ثروتمند شوم و وسعتی در زندگی ام پیدا شود. آن حضرت فرمود:

(دُمْ عَلَی الطَّهارَةِ یُوَسَّعْ عَلَیْکَ فِی الرِّزْقِ)[۳۲۹]

همیشه با طهارت باش تا روزی ات زیاد شود.

امام سجاد(ع ) درباره حجّ و عمره نیز چنین فرمود:

(حجُّوا وَ اعتمرُوا... تتَّسعْ اءَرْزاقکمْ وَ یصلُحْ ایمانکمْ وَ تَکْفُوا مَؤُنَةَ النّاسِ وَ مَؤُنَةَ عَیالاتِکُمْ)[۳۳۰]

حج و عمره به جا آورید تا روزی تان فراوان شود و ایمانتان اصلاح گردد و مخارج مردم و خانواده‌های شما تاءمین شود.

آثار اخروی

آنچه پیرامون آثار دنیوی عبادت آوردیم ، بخش کوچکی از پیامدهای ارزنده آن بود وگرنه هدف اساسی و ثواب و اجر اصلی عبادات در عالم برزخ و آخرت آشکار می‌شود و آسایش و خوشی آخرت ، نتیجه اعمال دنیایی فرد است و خداوند از فضل و احسان خویش ، هر چه بخواهد بر آن می‌افزاید و بخشی از آثار اخروی بدین قرار است :

الف آسایش قبر

حفره قبر اوّلین منزل سفر آخرت است که اوّلین اثر اخروی عمل انسان ، در آن ظاهر می‌شود. اگر اعمال نیکو باشد، قبر همچون چراغ سبزی نوید رهایی می‌دهد و گرنه زنگ خطری است که آینده‌ای تاریک را خبر می‌دهد. امام باقر(ع ) فرمود: (مَنْ اءَتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ تَدْخُلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ)[۳۳۱]

کسی که رکوعش را کامل به جا آورد وحشت قبر بر او وارد نمی‌شود.

ب انیس در قبر

اطاعت و بندگی خدا در عالم برزخ تجسّم پیدا کرده و در قبر، مونس و همدم انسان است که یکی از بهترین آثار عبادت محسوب می‌شود. ابوبصیر از امام باقر یا امام صادق : نقل می‌کند که می‌فرمود:

وقتی مؤ من را در قبر می‌نهند به همراه او شش صورت نورانی داخل قبر می‌شوند و اطراف او را می‌گیرند، یکی از آنها که از دیگران نورانی تر است از آنها می‌پرسد: شما کیستید؟ یکی می‌گوید: من نمازم ، دوّمی می‌گوید من زکاتم . سومی می‌گوید: من روزه‌ام . چهارمی می‌گوید: من حج و عمره‌ام . پنجمی می‌گوید: من نیکیهای تو هستم که به برادرانت رساندی همه اینها از آن صورت نورانی تر می‌پرسند: تو که هستی که از همه نورانی تر و خوشبوتری ؟ می‌گوید: من ولایت اهل بیت پیغمبرم .[۳۳۲]

ج ایمنی در محشر

دومین اثر گرانقدر بندگی خدا در محشر، آشکار می‌شود. قرآن می‌فرماید:

(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ...)[۳۳۳]

کسانی که عمل نیک و شایسته انجام دادند پاداشی بهتر از آن می‌بینند و آنها از وحشت و سختی این روز در امانند.

د آمرزش و رحمت الهی

مشمول رحمت وآمرزش الهی شدن از دیگر آثار عبادت خداوند است که با ایمان و عمل پسندیده به دست می‌آید. قرآن کریم می‌فرماید:

(فَاءَمَّا الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ)[۳۳۴]

کسانی که به خدا ایمان آوردند و توسل جستند، خداوند بزودی آنها را در فضل و رحمت خویش ‍قرار می‌دهد.

ه‍ ورود به بهشت

بندگان شایسته خدا که در دنیا با ایمان بوده ، خدا را پرستیده و فریب زرق و برق دنیا را نخورده‌اند، سزاوار بهشت خواهند بود قرآن در این زمینه می‌فرماید:

(وَ سارِعوا إِلی مغفرَةٍ منْ رَبِّکمْ وَجنَّةٍ عرْضها السَّمواتُ وَ الاَْرْضُ اُعدَّت لِلْمُتَّقینَ)[۳۳۵]

بر یکدیگر پیشی گیرید به سوی آمرزش پروردگار خویش و رسیدن به بهشت که پهنایش بقدر همه آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران مهیّا شده است .

حضرت علی (ع ) نیز فرمود:

(ثَمَنُ الْجَنَّةِ الْعَمَلُ الصّالِحُ)[۳۳۶]

بهای بهشت عمل صالح است .

خلاصه درس

- عبادت آثار فراوانی در دنیاو آخرت دارد که خوف از خدا، سلامت جسم و جان ، آرامش ‍روحی و روانی ، محفوظ ماندن از گناهان ، بی نیازی از مردم ، رسیدن به سعادت و خوشبختی ، موفقیت در امور، پیروزی بر دشمنان ، روزی فراوان و تاءمین مخارج زندگی از جمله آثار عبادت در دنیا محسوب می‌شود.

- در آخرت نیز عبادت آثار فراوانی دارد از جمله : آسایش قبر، امنیّت محشر، رحمت الهی و ورود به بهشت .

پرسش

۱ رسول خدا (ص ) تقرّب به خدا را در چه می‌داند؟

۲ مصونیت انسان در برابر گناه چگونه حاصل می‌شود؟

۳ پنج اثر از آثار دنیوی عبادت را بنویسید.

۴ آثار اخروی عبادت را نام برده و توضیح مختصری درباره هر یک بنویسید.

درس نوزدهم

آفات عبادت

آفت چیست ؟

آفات ، جمع آفت به معنای آسیب ، بلا، زیان و هر چیزی که مایه تباهی و فساد است ، می‌باشد.[۳۳۷]

آفت هر پدیده‌ای بستگی به نوع آن پدیده و اجزای تشکیل دهنده و شرایط آن دارد. آفت عبادت ، گاهی یک جهت گیری فکری ، گاه یک عمل اقتصادی ، چرخش زبان ، حالت دل ، حرکت دست و پا و هر چه که بگونه‌ای به عبادت آسیب برساند، می‌باشد.

پیش از پرداختن به بیان آفتهای عبادت ، تذکر دو نکته ، ضروری است .

۱ آنچه در این درس به عنوان آفت بیان می‌کنیم ، در واقع به شرایط قبولی عبادت باز می‌گردد نه به صحّت آن ، یعنی از قبول شدن عبادت در درگاه خدا جلوگیری می‌کند و مانع اثر بخشی آن می‌گردد، ولی مبطلات عبادت ، که در کتابهای فقهی آمده است به شرایط صحّت آن مربوط است بدین مفهوم که با اخلال در هر یک از آن شرایط، عبادت باطل می‌شود و تکلیف ساقط نمی‌گردد.

۲ همه آفتها در آفت بودن شریکند؛ لیکن یک آفت ممکن است به همه عبادتها آسیب برساند و آفت دیگر به برخی از آنها.

انواع آفتها

الف شرک در عبادت

بطور کلّی ، روح عبادت و پرستش خدای یگانه با شریک قرار دادن در آن ناسازگار است و اگر عابد چنین کند، هم عبادت را تباه ساخته و هم خویش را در معرض ‍خشم خدا قرار داده است و به جای پرواز در آسمان توحید، در وادی شرک سقوط کرده است . به فرموده امام باقر و صادق ::

(لَوْ اءَنَّ عبْداً عَمِلَ عَمَلاً یَطْلُبُ بِهِ رَحْمَةَ اللّهِ وَ الدّارَ الاْ خِرَةَ، ثُمَّ اءَدْخَلَ فیهِ رِضا اَحَدٍ مِنَ النّاسِ کانَ مُشْرِکاً)[۳۳۸]

اگر بنده‌ای عملی رابرای نیل به رحمت الهی و (ثواب ) آخرت انجام دهد سپس خشنودی انسانی را در آن داخل کند، مشرک است .

آفت شرک آن قدر خطرناک و زیان آور است که بسان صاعقه ، خرمن عمل را بکلّی می‌سوزاند، بطوری که در روز جزا اثری از آن باقی نیست . رسول گرامی اسلام (ص ) فرمود:

(ینادی یوْمَ الْقیامَةِ: اءَیْنَ الَّذینَ کانُوا یَعْبُدوُنَ النّاسَ؟ قُومُوا وَ خُذُوا اُجُورَکُمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَهُ، فَإِنّی لا اءَقْبَلُ عَمَلاً خالَطَهُ شَیْءٌ مِنَ الدُّنْیا)[۳۳۹]

روز بازپسین (از سوی خدا) ندا می‌شود: کجایند آنهایی که مردم را می‌پرستیدند؟ برخیزید و مزدتان را از معبودان خویش بگیرید. چون من عمل مخلوط با چیز دنیوی را نمی‌پذیرم .

سخنسرای شیراز، این حقیقت را ضمن تمثیلی چنین بیان می‌کند: ( زاهدی مهمان پادشاهی بود، چون به طعام نشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظن صلاحیّت در حقّ او زیادت کنند!

ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

چون به مقام (منزل ) خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند، پسری صاحب فراست داشت ، گفت : ای پدر! باری به مجلس سلطان در، طعام نخوردی ؟ گفت : در نظرایشان چیزی نخوردم ، که به کار آید. گفت : نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید!

ای هنرها گرفته برکف دست عیبها بگرفته زیر بغل

تا چه خواهی خریدن ای مغرورروز درماندگی به سیم ودغل [۳۴۰]

ب عُجب

(عجب عبارت است از اینکه (انسان ) خود را بزرگ شمارد به جهت کمالی که در خود ببیند. خواه آن کمال را داشته باشد، خواه (در واقع ) نداشته باشد.)([۳۴۱]

شادی وشگفتی از عبادت ، خود را قهرمان میدان عمل دانستن و در پی آن ، ناز و کرشمه به خدا فروختن از نادانی و کوته فکری انسان سرچشمه می‌گیرد و دردی کشنده و آفتی بر باد دهنده است و هستی و حیات عبادت و کار نیک رانابود می‌سازد و از جمله آفتهایی است که ممکن است به همه نیکیها و پرستشها آسیب برساند.

امام علی (ع ) پیرامون آن فرمود:

(مَنْ اَعْجَبَ بِعَمَلِهِ اءَحْبَطَ اءَجْرَهُ)[۳۴۲]

هر کس از عمل خویش شگفت زده شود، اجر خویش را نابود کرده است .

عجب به یک معنا از ریا هم خطرناکتر است ، زیرا ریا با وجود شخص دوّمی تحقق می‌یابد، ولی عجب حالتی قلبی است که اگر کسی هم در میان نباشد صورت می‌پذیرد.

آنکه می‌خواهد با عبادتی کوچک و دست و پا شکسته که بطور کلّی با توفیق و نیروی خدادادی انجام پذیرفته است . بر خدای بزرگ و بی همتا منّت نهد، همان بهتر که چنین عبادتی را هرگز به جا نیاورد که پیشینه دیرینه او را به باد می‌دهد.

امام باقر(ع ) چنین فرموده است :

دو نفر وارد مسجد می‌شوند؛ یکی عابد و دیگری گنهکار، سپس آن دو در حالی از مسجد خارج می‌شوند که گنهکار، دوست خدا و عابد، گناهکار شده است . بدین جهت که عابد برای بالیدن به عبادت وارد مسجد شده و اندیشه گنهکار این بوده که از گناهش باز گردد و از خدا آمرزش ‍بطلبد.[۳۴۳]

ج حرامخواری

اگر کسی بر روی خاک نرم یا شن وماسه ساختمان بسازد، چنین ساختمانی نه تنها به پایان نخواهد رسید و سودی نخواهد داشت ، بلکه بودجه و مصالح آن نیز به هدر می‌رود. رسول اکرم (ص ) عبادت شخص حرام خوار را به چنین عمارتی تشبیه کرده ، فرموده است :

(اَلْعِبادَةُ مَعَ اءَکْلِ الْحَرامِ کَالْبِناءِ عَلَی الرَّمْلِ)[۳۴۴] پرستش باحرام خواری همچون ساختمان بر شن است .

دسترنج دیگران را به یغما بردن ، خون دل یتیمان و درماندگان رابه شیشه کردن ، احتکار و گرانفروشی ، سرقت ، بازار سیاه ، حقوق گرفتن و کارنکردن و... پدیده‌هایی است که با روح عبادت و پرستش الهی ناسازگار است . به عبارت دیگر: مال مردم خوردن و نماز خواندن ، دزدی کردن و حجّ رفتن ، شراب نوشی و تلاوت قرآن ، مردم آزاری و راز و نیاز و ... چون نقشی بر روی یخ در زیر آفتاب مرداد است .

د عدم ولایت

امام باقر (ع ) فرمود:

(اگر کسی در (حطیم اسماعیل ) که بهترین نقطه روی زمین است . شبها را به نماز و روزها را به روزه سپری سازد، ولی حق و حرمت ما، اهل بیت : رانشناسد، به خدا سوگند! خداوند هرگز چیزی از عبادتش رانمی پذیرد.)[۳۴۵]

ه‍ گناه و معصیت

روزی پیامبر اکرم (ص ) فرمود: ( اگر کسی یک (سبحان الله )، (الحمدللّه )، (لااله الاالله ) و یا یک (اللّه اکبر) بگوید، خداوند در ازای آن یک درخت در بهشت برایش غرس می‌کند.)

شخصی ازمیان جمعیت گفت : پس مادرختان زیادی دربهشت داریم ! پیامبر(ص ) فرمود:

(آری . بشرطی که آتشی نفرستید آنها را بسوزاند.)

خداوند می‌فرماید:

(اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا اَعْمالَکُمْ)[۳۴۶]

از خدا و پیامبر فرمان برید و اعمالتان را (با معصیت ) باطل نسازید.[۳۴۷]

و منّت و اذیّت

پنجمین آفت که قرآن بدان تصریح کرده ، منّت گذاشتن و آزار دیگران به خاطر عبادت است : (یا اءَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاَْذی )[۳۴۸]

ای مومنان ! صدقه‌های خویش را با منّت و آزار باطل نکنید. در این آیه ، منّت و اذّیت ، آفت صدقه (واجب یا مستحب ) شمرده شده است ، ولی در قانون و مقررات اسلام موارد فراوانی وجود دارد که منت و اذّیت ،آفت دیگر عبادات محسوب شده است ، مثل : عبور کردن از زمین و مزرعه دیگران برای انجام نماز ونیمه‌های شب با صدای بلند قرآن و زیارتنامه خواندن و مزاحم زائران شدن ، بستن راه عبور مردم برای انجام عبادت ،پخش مراسم سخنرانی و سوگواری هنگام استراحت مردم و مانند آن .

می‌توان به طور کلی اذعان کرد که هر عبادتی تواءم با اذیت دیگران یامنّت نهادن بر این و آن باشد از نظر اسلام آفت زده و نا سالم است .

ز غیبت

برملا کردن عیب و کاستی دیگران در چارچوب غیبت نیز از جمله آفاتی است که روح نیایش و پرستش را آلوده کرده ، اجر و اثر آن را نابود می‌سازد. به تعبیر علی (ع ) :

(إِیّاکَ وَ الْغیبَةَ فَإِنَّها تُمَقِّتُکَ إِلَی اللّهِ وَ النّاسِ وَ تُحْیِطُ اءَجْرَکَ)[۳۴۹]

از غیبت بپرهیز که مبغوض خدا و مردمت کرده ، پاداشت را نابود می‌سازد.

کسی که بخواهد با خلوص و

صفا سر بر آستان آفریننده یکتا بساید، سزاوار نیست زبان و دهان خویش را با بدگویی به آفریدگان او آلوده سازد که اگر چنین کند، زحمت عبادت خود را ضایع نموده است ، زیرا احترام و خیر خواهی مردم در طول اطاعت و عبادت خدا قرار دارد و ندیده انگاشتن آن با گناه ، بیشتر سازگار است تا با عبادت .
ح بدگمانی

سوء ظن (به خدا و خلق ) هفتمین آفتی است که تار و پود عبادت را از هم می‌گسلد. عابد باید با دلی پاک ، صاف و خالی از گمان بد و کینه ، به عبادت برخیزد، زیرا دل بدگمان و پرخیال نه تنها حق عبودیّت خدا را ادا نمی‌کند، بلکه سبب فساد عبادت نیز می‌گردد، چنان که امیر مؤ منان (ع ) فرمود:

(إِیّاکَ اءَنْ تُسی ءَ الظَّنَّ فَإِنَّ سُوءَ الظَّنِّ یُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ یُعْظِمُ الْوِزْرَ)[۳۵۰]

بترس از اینکه بدگمان بشوی که بدگمانی عبادت را فاسد و گناه را بزرگ می‌کند.

ضرورت آفت زدایی

آنچه گذشت ، بیان درد و شناسایی آفتها بود که به داوری فرد باید به زدودن آنها همت گماشت و حریم پرستش آفریدگار یکتا را پاک و با صفا کرد. برای چنین کاری ، نخست باید به فهم و آگاهی پیرامون عبادت ، دست یافت و با تفّقه و اندیشه به پرستش پرداخت ؛ زیرا امیر مؤ منان (ع ) فرمود:

(لا خَیْرَ فی عِبادَةٍ لَیْسَ فیها تَفَقُّهٌ)[۳۵۱]

در پرستشی که دانش واندیشه نباشد خیری نیست .

مرحله بعد، مواظبت بر عمل و نگهداری آن از شائبه ریا و سالوسی و حفاظت آن از رهزنی عجب است . امام خمینی (قدس سره ) در این باره می‌نویسد:

(در مدتی مواظبت کن از قلب خود، و اعمال و رفتار خود و حرکات و سکنات خود را تحت مداقّه آورده ، خفایای قلب را تفتیش کن و حساب شدید از او بکش ، مثل اینکه اهل دنیا از یک نفر شریک حساب می‌کشند. هر عملی را که شبهه ریا و سالوسی در اوست ، ترک کن ، هر چند عمل خیلی شریفی باشد حتی اگر دیدی واجبات را در علنی کردن ، خالص نمی‌توانی انجام بدهی ، در خفا بکن ... در هر صورت با جدّیت کامل و مجاهده شدیده ، قلب خود را از لوث شرک پاک کن ، مبادا خدای نخواسته با این حال از این عالم درگذری که کارت زار است و امید نجات به هیچ وجه برایت نیست )[۳۵۲]

یکی از راه‌های درمان آفتهای عبادت ، ناچیز شمردن عمل خود و ترس از قبول نشدن آن است ؛ کم شمردن عمل عبادی ، انسان را به بیشتر انجام دادن آن ، سوق می‌دهد و ترس از قبول نشدن نیز، اخلاص را تقویت می‌کند، در عین حال ، عابد باید امیدوار به حضرت حق باشد، زیرا نومیدی هم به نوبه خود سبب ترک عبادت می‌گردد.

خلاصه درس

- برخی از آفتهای عبادت عبارت است از: شرک ، ریا، عجب ، حرامخواری ، منت و اذیت ، غیبت و بدگمانی .

- بعضی از آفتها به همه عبادتها آسیب می‌رسانند و برخی دیگر به بعضی ازعبادات ضرر و زیان وارد می‌کنند.

- گروهی از آفتها آن قدر خطرناکند که عبادت را بطور کلی فاسد و تباه می‌سازند به عبارت دیگر، هم شرط صحت و هم شرط قبولی آن را خدشه دار می‌سازد. چنین عبادتی نه تنها پاداشی نصیب عابد نمی‌کند، بلکه گناه محسوب می‌شود.

- بر پرستشگر خدا لازم است نخست پیرامون عبادت اندیشه وتفکر کند، سپس مواظبت کند تا عمل وی از شائبه ریا وعجب در امان بماند، همین طور پس از شناخت آفتها به زدودن آنها همّت گمارد و پیوستگی در عبادت را نیز حفظ کند.

پرسش

۱ آفت عبادت چیست ؟

۲ انواع آفتها را نام ببرید.

۳ دوآفتی که از همه خطرناکتر است نام برده ، درباره آنها توضیح دهید.

۴ ضرورت آفت زدایی در عبادات را بیان کنید.

درس بیستم

آثار ترک عبادت

اگر انسان ، از دستورات خدا سرپیچی نموده و عبادات واجب را ترک کند، نه تنها هدایت نمی‌شود، بلکه ازمسیر انسانیت و صراط مستقیم منحرف می‌گردد و در گناه و آلودگی غرق گشته ، در دوجهان دچار نکبت و زیان خواهد شد.

همه پیامبران و مردان وارسته الهی تصریح کرده‌اند که ایمان نداشتن و عدم پرستش خدا، خسران دو جهان را به دنبال خواهد داشت که عواقب سوء دنیوی آن ، به تجربه نیز ثابت شده است . اینک به برخی از آن زیانها اشاره می‌کنیم :

زیانهای دنیوی

الف قساوت قلب

یکی از آثار ترک عبادت و قطع رابطه با خدا، قساوت قلب است که بر اثر ارتکاب گناه و ترک واجبات به وجود می‌آید. رسول گرامی اسلام (ص ) در این باره فرمود:

(تَرْکُ الْعِبادَةِ یُقْسِی الْقَلْبَ، تَرْکُ الذِّکْرِ یُمیتُ النَّفْسَ)[۳۵۳]

ترک عبادت و بندگی خدا قلب را سخت می‌کند و ترک یاد خدا دل را می می‌راند.

ب خود فراموشی

قرآن کریم ، ازیاد بردن خدا را سبب این انحراف دانسته ، می‌فرماید:

(وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللّهَ فَاءَنْساهُمْ اءَنْفُسَهُمْ اوُلئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ)[۳۵۴]

همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد. این گونه افراد همان فاسقان هستند.

(خود فراموشی ) یکی از نشانه‌های بدبختی انسان است ، چرا که تمام فضائل و امتیازاتی که خداوند در وجود او قرار داده و او را بر سایر مخلوقات برتری بخشیده ، فراموش کرده و شخصیت و مقام خود را تا مرز حیوانات پایین آورده بگونه‌ای که همّتش جز خوردن وخواب و شهوت وپیروی از هوای نفس چیزی نیست .

ج غم و اندوه

کسانی که با عبادت و معنویت آمیخته شده‌اند، تمام وجودشان سرشار از شوق و محبت خدای تعالی است ؛ آنان چون با خدا مناجات می‌کنند و از وی مدد می‌جویند؛ غم و اندوه و فشارهای روحی در آنان تاءثیرنمی کند.

رسول خدا(ص ) فرمود:

(إِذا قَصَّرَ الْعَبْدُ فِی الْعَمَلِ إِبْتَلاهُ اللّهُ تَعالی بِالْهَمِّ)[۳۵۵]

زمانی که انسان در انجام واجبات از جمله عبادات کوتاهی کند خداوند او را به غم و اندوه مبتلا می‌سازد.

د زندگی سخت

سختی زندگی ، همراه با تنگدستی و مشکلات ، نشانه بارز دوری از خدا و ترک عبادت است . گاهی انسان دست به هر کاری می‌زند، درها را به روی خود بسته می‌بیند و آن چنان به آشفتگی و سردرگمی گرفتار می‌شود که نمی‌داند چه کند! فقر و تنگدستی از یک طرف ، تشویش خاطر و فکر و خیال از طرف دیگر و مشکلات و گرفتاریها از هر سو او را احاطه می‌کند، بطوری که ادامه زندگی را برای خود دشوار می‌بیند.

همه این سردرگمی‌ها و سختیها ممکن است نتیجه دوری از سرچشمه فیاض معنویت و فراموشی یاد خدا باشد. قرآن مجید در این باره می‌فرماید:

(وَ مَنْ اءَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً)[۳۵۶]

هر کس از ذکر ویاد من روی گرداند زندگی برایش سخت و ناگوار خواهد بود.

سختی زندگی و دشواری آن بیشتر به دلیل کمبودهای معنوی و آشفتگی روحی ، عدم اعتماد به آینده ، ترس از مردن و از دست دادن دنیا و امکانات موجود است . چنانکه بسیاری از نگرانیها، اضطرابها و دلهره‌ها در جهان صنعتی امروز، ناشی از دوری آنان از عبادت و غفلت شان از یاد خداست . وقتی انسان وابستگی بیش از حدّ به دنیای ماده پیدا کرد، فکر دل کندن از آن ناراحتش می‌کند. اما کسی که ایمان و امیدش به ذات اقدس الهی است ، نه تنها از نگرانیها وتشویشها در امان است ، بلکه با اطمینان به آینده‌ای روشن سعی در جلب رضایت خدا دارد. امام صادق (ع ) فرمود:

(فی التَّوْراةِ مکْتُوبٌ: ابْنَ ادَمَ تَفَرَّغْ لِعِبادَتی ... وَ إِلاّ تُفَرِّغْ لِعبادَتی اءَمْلاَْ قَلْبَکْ شُغْلاً بِالدُّنْیا ثُمَّ لااءَسُدُّ ف اقَتَکَ وَ اءَکِلْکَ إِلی طَلَبِها)[۳۵۷]

در تورات نوشته شده : ای فرزند آدم : برای عبادت من کوشش کن و گرنه قلب تو را از اشتغال به دنیا پر می‌سازم و راه نیازمندیت را نمی‌بندم و تو را به طلب دنیا وا می‌گذارم .

زیانهای اخروی

بیشترین ضرر ترک عبادت در جهان پس از مرگ آشکار شده و از لحظه ورود به قبر تا ابد گریبانگیر ترک کننده واجبات الهی از جمله عبادت خواهد بود که برخی از آنها را در زیر می‌خوانید.

الف عذاب برزخی

عذاب قبر، نتیجه سرپیچی از فرمان خدا و ترک عبادت است که از لحظه ورود به قبر شروع می‌شود و ماءموران الهی ، او رابه خاطر ترک عمل واجب شکنجه و عذاب می‌کنند. امام صادق (ع ) فرمود:

مرد نیکوکاری را در قبر نشاندند و به وی گفتند: به فرمان خدا تو را باید صد تازیانه بزنیم ، مرد گفت : من طاقت ندارم . فرشتگان مرتب کاهش می‌دادند و او می‌گفت : طاقت ندارم تا به یک تازیانه رسید. گفتند: دیگر چاره‌ای نیست و از این کمتر نخواهد شد. مرد پرسید: این عذاب را برای چه بر من روا می‌دارید؟ گفتند: بدان جهت که روزی بدون وضو نماز خواندی و دیگر اینکه بر ناتوانی گذشتی ، و او را یاری ننمودی . پس تازیانه‌ای بر او زدند که قبرش پر از آتش گشت .[۳۵۸]

ب رسوایی محشر

کسی که در دنیا مطیع اوامر الهی نبوده ، پیرو هوای نفس و دنیای طلبی باشد، پس از زنده شدن در قیامت سرگردان و حیرت زده است و جز افسوس و پشیمانی ازکرده خویش چاره‌ای ندارد اعمال ننگین و پرونده سیاهش را در مقابل دیدگانش قرار می‌دهند و او را به سوی محکمه حساب می‌رانند. قرآن در این باره می‌فرماید:

( یوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ اءَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ اءَمَداً بَعیداً...)[۳۵۹]

روزی که هر کس کارهای نیک و کارهای بد خود را در برابر خود حاضر می‌بیند، آرزو کند که ای کاش میان او و کردار بدش فاصله‌ای زیاد بود....

کسانی که در دنیا اعمال نیک و واجبات را ترک کردند و از شیطان پیروی نمودند، در پیشگاه الهی سرافکنده و پشیمان هستند. قرآن در بیان حالات آنها می‌فرماید:

(وَ لَوْ تری إِذِ الُْمجْرِمُونَ ناکِسُوا رُوُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، رَبَّنا اءَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنّا مُوقِنونَ)[۳۶۰]

اگر ببینی که حال گنهکاران را که چگونه در پیشگاه پروردگارشان سر به زیرند (و با حسرت گویند:) پروردگارا اینک عذاب و شکنجه تو را دیدیم و نفهمیدیم ، ما را به دنیا بازگردان تا از این پس نیکوکار و مطیع شویم که هم اینک به یقین رسیدیم .

ولی بازگشتی در کار نیست ، هر کس در دنیا عمل شایسته انجام داده و به بندگی خدا مشغول بوده سعادتمند است و کسانی که از عبادت خدا و اطاعت او سرپیچی کردند، باید رسوایی و درماندگی آن را نیز تحمل کنند.

ج ورود به دوزخ

بی اعتنایی به مسائل دینی و ترک واجبات الهی به دوزخ و عذاب جهنم منتهی خواهد شد. قرآن کریم می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْ خُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ)[۳۶۱]

کسانی که با تکبر از عبادت و ستایش من رو گردانند، بزودی در جهنم سوزان داخل می‌شوند.

امام صادق (ع ) فرمود: (... لا ینظرُ اللّهُ عزَّوَجَلَّ إِلی عَبْدٍ وَ لا یُزَکّیهِ إِذا تَرَکَ فَریضَةً مِنْ فَرائِضِ اللّهِ... فَهذا مَعَ إِبْلیسَ فیِ الدَّرْکِ السّابِعِ مِنَ النّارِ)[۳۶۲]

خداوند به بنده‌ای که یکی از واجبات را ترک نماید نظر نمی‌کند، و او را (از انحرافات ) پاک نمی‌گرداند و جایگاه چنین کسی ، در هفتمین طبقه زیرین دوزخ ، همراه ابلیس است .

خلاصه درس

- بی اعتنایی به دستورات خدا وترک عبادت ، عواقب ناگوار و زیانهای فراوان در پی دارد، که هم در دنیا و هم در آخرت گریبانگیر انسان می‌گردد.

- زیانهای دنیوی ترک عبادت را می‌توان به چند قسم تقسیم کرد که بعضی از آنها عبارتند از:

قساوت قلب

ترک رابطه با خدا سنگدلی و قساوت قلب در پی دارد. در قرآن نیز این گونه افراد مورد لعنت قرار گرفته‌اند.

خود فراموشی
کسی که عبادت خدا را ترک نماید خدا هم او را به خودش واگذار می‌کند، بطوری که حتی خودش را هم از یاد می‌برد.
غم و غصه و پریشانی خاطر

زندگی سخت همراه با اندوه و مشقت و مشکلات ،از زیانهای دوری ازخداست . کسانی سعادتمند وپیروزند که خدا را درتمام ابعاد زندگی شان حاضر و ناظر ببینند و رضایت او را جلب نمایند.

- ترک عبادت و انجام ندادن واجبات در جهان پس از مرگ نیز آثار و زیانهای فراوان دارد: در قبر مورد شکنجه قرار می‌گیرد؛ در قیامت رسوا و سرافکنده و در نهایت با شیطان در قعر جهنم وارد می‌شود.

پرسش

۱ آثار دنیوی ترک عبادت رانام ببرید و درباره خود فراموشی توضیح دهید.

۲ در قبر با کسی که عمل خیر و عبادت را ترک کرده چه رفتاری می‌شود؟

۳ سرانجام کسی که متکبّرانه ترک عبادت کرده‌اند، چیست ؟

پانویس

  1. عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۵.
  2. توبه (۹)، آیه ۱۰۳.
  3. فلسفه اخلاق ، مرتضی مطهری ، ص ۱۲۱ ۱۲۲.
  4. مجمع البحرین ، ج ۳، ص ۹۲.
  5. همان ، ص ۹۵.
  6. هدف زندگی ، شهید مطهری ، ص ۱۶، حزب جمهوری اسلامی .
  7. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۶، اسلامیه .
  8. ر.ک : میزان الحکمة ، محمدی ری شهری ، ج ۶، ص ۱۶ ۲۱.
  9. وسائل الشیعه ، ج ۱، ص ۷۸، بیروت .
  10. شرح غررالحکم ، آمدی ، ج ۲، ص ۵۷۸، چاپ دانشگاه .
  11. بقره (۲)، آیه ۲۱.
  12. بحارالانوار، ج ۵، ص ۳۱۴.
  13. شرح غرر الحکم ، ج ۱، ص ۲۵.
  14. ذاریات (۵۱)، آیه ۵۶.
  15. یس (۳۶)، آیات ۶۰ ۶۱.
  16. ر.ک : تفسیر نمونه ، ج ۱۸، ص ۴۲۴ ۴۲۷
  17. مستدرک سفینة البحار، ج ۷، ص ۴۹.
  18. علل الشرایع ، شیخ صدوق ، ص ۹.
  19. تفسیرنمونه ، ج ۲۲، ص ۳۹۴.
  20. فرهنگ عمید، ص ۸۴۰، امیر کبیر.
  21. نجم (۵۳)، آیات ۸ ۹.
  22. انسان کامل ، شهید مطهری ، ص ۹، انتشارات اسلامی .
  23. وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۵۳.
  24. صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۳۰.
  25. برگرفته از سوره حمد.
  26. فرقان (۲۵)، آیه ۶۳.
  27. همان .
  28. سیمای انسان کامل ، جعفر سبحانی ، ص ۲۵۹، به نقل از حیاة الحیوان ، ج ۲، ص ۶۸.
  29. فرقان (۲۵)، آیه ۶۶ .
  30. بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۱۳۸ .
  31. فرقان (۲۵)، آیه ۶۷ .
  32. همان .
  33. فرقان (۲۵) ، آیه ۶۸.
  34. نهج الخطابه ، علم الهدی خراسانی ، ص ۴۷۷، کتابخانه صدر.
  35. فرهنگ سیّاح ، ج ۳، ص ۱۶۹۰.
  36. راه خداشناسی ، جعفر سبحانی ، ص ۱۲۸، چاپ صدر.
  37. نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص ۹۷۷.
  38. تحف العقول ، تصحیح غفاری ، ص ۴۳۳، اسلامیه .
  39. اصول کافی ، ج ۲، ص ۷۰، اسلامیه .
  40. داستان راستان ، ج ۱، ص ۶۹، به نقل از وسائل الشیعه ، ج ۱۱، ص ۴۲۷.
  41. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۱۳.
  42. تفسیر نورالثقلین ، ج ۳، ص ۳۶۶، اسماعیلیان .
  43. منتهی الامال ، ج ۱، ص ۱۸۳، سازمان انتشارات جاویدان .
  44. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۱۴.
  45. همان ، ص ۲۲۰.
  46. همان ، ص ۲۱۹.
  47. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۱۸.
  48. لغت نامه دهخدا، ذیل لغت اخلاص .
  49. شرح غرر الحکم ، ج ۲، ص ۱۴۴.
  50. بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۹۴.
  51. غافر(۴۰)، آیه ۱۴.
  52. شرح غررالحکم ، ج ۵، ص ۴۱۸.
  53. همان ، ج ۳، ص ۲۱۷.
  54. ر.ک : جامع السعادات ، ج ۲، ص ۴۰۲، داوری ؛ پرواز در ملکوت ، ج ۲، ص ۸۰ ۸۱.
  55. ر.ک ، بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۵۵.
  56. مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۰۱، آل البیت .
  57. شرح غررالحکم ، ج ۳، ص ۳۳۲.
  58. همان ، ج ۱، ص ۳۴۳.
  59. شرح غررالحکم ، ج ۴، ص ۵۱۱.
  60. میزان الحکمة ، ج ۳، ص ۶۳.
  61. همان ، ص ۲۷۹.
  62. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۴.
  63. همان ، ج ۷۰، ص ۲۴۳.
  64. شرح غررالحکم ، ج ۴، ص ۳۱۵.
  65. همان ، ص ۴۰۷.
  66. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۴۸.
  67. مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۰۱.
  68. سیمای فرزانگان ، ج ۳، ص ۱۲۲.
  69. رسیمای فرزانگان ، ج ۳ ، ص ۱۳۳.
  70. همان ، ص ۱۳۵.
  71. ر.ک : همان ، ص ۱۴۶.
  72. قاموس قرآن ، ج ۲، ص ۲۵۰ به نقل از مفردات راغب .
  73. المیزان ، مترجم ، ج ۲۹، ص ۱۱، انتشارات جامعه مدرسین .
  74. بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۶۴، موسسة الوفا، بیروت .
  75. آداب الصلواة ، امام خمینی (ره )، ص ۱۷، آستان قدس رضوی .
  76. مؤ منون (۲۳)، آیات ۱ ۲.
  77. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۳۰.
  78. فروع کافی ، ج ۳، ص ۳۰۰.
  79. زمر(۳۹)، آیه ۲۳. قرآن را (متشابه ) گفته از آن رو که اجزایش در اعجاز و فصاحت و بلاغت همه به هم شبیه است و دو تا دوتا خواند، از آن رو که بیشتر چیزها که در آن آمده است دوتا دوتاست ، چون امر ونهی ، نور و ظلمت ، عام و خاص ، بهشت و دوزخ و از این قبیل در مورد (متشابه ) و (دوتا دوتا) اقوال دیگری هم آمده است .(ترجمه از عبدالمحمد آیتی ذیل آیه مذبور).
  80. شرح غررالحکم ، ج ۵، ص ۴۶۰.
  81. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۶۴.
  82. بحارالانوار ، ج ۱۳، ص ۴۹.
  83. فلاح السائل ، سید بن طاوس ، ص ۱۶۱، دفتر تبلیغات اسلامی .
  84. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۸. # شیر خدا شاه ولایت علی صیقلی شرک خفی و جلی روز احد چون صف هیجاگرفت تیر مخالف به تنش جا گرفت غنچه پیکان به گل او نهفت صد گل راحت زگل او شکفت روی عبادت سوی محراب کردپشت به درد سر اصحاب کرد خنجر الماس چو بفراختندچاک بر آن چون گلش انداختند گل گل خونش چو به مصلاّ چکیدگفت چو فارغ ز نماز آن بدید این همه گل چیست ته پای من ساخته گلزار، مصلای من صورت حالش چو نمودند بازگفت که سوگند به دانای راز کزالم تیغ ندارم خبرگرچه زمن نیست خبردارتر طایر من سدره نشین شد چه باک گرشودم تن چو قفس چاک چاک جامی از آلایش تن پاک شودر قدم پاک روان خاک شو باشد از آن خاک بگردی رسی گرد شکافی و به مردی رسی مثنوی هفت اورنگ ، احمد جامی خراسانی ، ص ۴۰۳، چاپ سعدی .
  85. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۸.
  86. انبیا(۲۱)، آیه ۹۰، ترجمه آیتی .
  87. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۰.
  88. همان ، ج ۸۴، ص ۲۶۴.
  89. حدید(۵۷)، آیه ۱۶.
  90. المیزان ، مترجم ،ج ۱۹، ص ۲۸۴.
  91. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۳۴.
  92. فرهنگ سیّاح ، ج ۲، ص ۹۸۰.
  93. محجة البیضا، ج ۱، ص ۲۸۱، بیروت .
  94. میزان الحکمة ، ج ۵، ص ۵۵۸.
  95. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۱۲.
  96. توبه (۹)، آیه ۱۰۸.
  97. ثواب الاعمال ، شیخ صدوق ، ص ۳۲، چاپ صدوق .
  98. وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۹۴۵.
  99. نهج البلاغه ، خطبه ۱۸۹، ص ۶۳۵.
  100. سرالصلوة ، امام خمینی (ره )، ص ۳۷، مرکز نشر آثار امام خمینی .
  101. منظور از امور دنیوی اموری است که ائمه معصومین (ع ) نیز از آنان رویگردان بودند، مثل جمع کردن مال و ثروت و استفاده نادرست از آن .
  102. وسائل الشیعه ، ج ۱، ص ۲۵۷.
  103. عیون اخبار الرضا (ع ) ، مترجم ، محمدباقر ساعدی ، ج ۲، ص ۴۲۷، اسلامیه .
  104. مائده (۵)، آیه ۶.
  105. مفاتیح الجنان ، شیخ عباس قمی ، دعای بیست و سوم ماه رمضان .
  106. وسائل الشیعه ، ج ۱، ص ۲۶۹.
  107. امالی ، شیخ مفید، مترجم استاد ولی ، ص ۷۴، آستان قدس . # چنانکه پیشتر از قول امام صادق و امام کاظم علیهما السلام نقل شد.
  108. وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۹۶۱، بیروت .وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۹۶۱، بیروت .
  109. دعائم الاسلام ، نعمان بن محمد، ج ۱، ص ۱۰۰، آل البیت .
  110. عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۵.
  111. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۹۸.
  112. سیری در فلسفه احکام ، ص ۴۶، به نقل از مجمع البیان ، ج ۸، ص ۲۸۵.
  113. بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۱۲۶.
  114. طه (۲۰)، آیه ۱۴.
  115. رعد(۱۳)، آیه ۲۸.
  116. صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۱۴۸.
  117. معارج (۷۰)، آیات ۲۰ ۲۳.
  118. بقره (۲)، آیه ۱۵۳.
  119. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ، شیخ صدوق ، ص ۶۳، مکتبة الصدوق .
  120. وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۲۷۱.
  121. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۸.
  122. فروع کافی ، ج ۳، ص ۴۷۹، بیروت .
  123. ثواب الاعمال ، ص ۹۱.
  124. فلاح السائل ، سیدبن طاووس ، ص ۱۶۰، دفتر تبلیغات اسلامی .
  125. کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۰۷.
  126. همان ، ص ۲۱۲.
  127. مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۷۵.
  128. مجموعه ورام ، ج ۲، ص ۸۶.
  129. روزنامه اطلاعات ، ۱۶/۷/۷۰.
  130. کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۰۱.
  131. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۴۰۶.
  132. جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۶.
  133. همان ، ص ۱۴.
  134. بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۴۹.
  135. طه (۲۰)، آیه ۱۳۲.
  136. ابراهیم (۱۴)، آیه ۳۱.
  137. من لا یحضر الفقیه ، ج ۱، ص ۱۳۶، بیروت .
  138. بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۴۹.
  139. اعراف (۷)، آیه ۳۱.
  140. ر.ک : تفسیر نمونه ، ج ۶، ص ۱۴۸.
  141. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۰۴.
  142. رساله نوین ، بی آزار شیرازی ، ج ۱، ص ۱۲۳.
  143. ذاریات (۵۱)، آیه ۱۸.
  144. جامع الاحادیث ، ج ۴، ص ۱۱۰.
  145. بقره (۲)، آیه ۴۳.
  146. بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۳.
  147. توضیح المسائل امام خمینی (ره )، مساءله ۱۴۰۰، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
  148. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۱۱.
  149. همان ، ص ۲۵۹.
  150. اقتباس از کتاب چهل حدیث ، امام خمینی (ره )، ص ۳۶۵، نشر رجاء.
  151. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۶۱.
  152. ابراهیم (۱۴)، آیه ۱۴.
  153. ر.ک : منتهی الامال ، محدث قمی ، ج ۱، ص ۳۶۰.
  154. میزان الحکمة ، ج ۱، ص ۸۲.
  155. نور(۲۴)، آیه ۳۷.
  156. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۷.
  157. مؤ منون (۲۳)، آیات ۱ ۲.
  158. لقمان (۳۱)، آیات ۱ ۴.
  159. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۸.
  160. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۵.
  161. همان ، ص ۲۳۲.
  162. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۳۲.
  163. وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۷۲.
  164. وسایل الشیعه ، ج ۵ ، ص ۳۷۱.
  165. همان ، ج ۱۸، ص ۲۸۸.
  166. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۷.
  167. گناهان کبیره ، ج ۲، ص ۱۹۱ ۱۹۳.
  168. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۲.
  169. جامع الاحادیث ، ج ۴، ص ۴۸.
  170. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۲.
  171. جامع احادیث الشیعه ، ج ۴، ص ۵۲.
  172. محجة البیضا، ج ۱، ص ۳۴۰.
  173. ملاذ الاخبار، مجلسی ، ج ۴، ص ۲۷۲.
  174. ثواب الاعمال ، مترجم غفاری ، ص ۵۲۳، با اندک تغییر.
  175. جامع الاحادیث ، ج ۴، ص ۵۸.
  176. طه (۲۰)، آیه ۱۴.
  177. طه (۲۰) ، آیه ۱۲۴.
  178. سفینة البحار، ج ۲، ص ۴۳.
  179. همان .
  180. سفینة البحار، ج ۲، ص ۴۳.
  181. بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۴۴.
  182. سفینة البحار، ج ۲، ص ۴۳.
  183. ثواب الاعمال ، ص ۵۲۱.
  184. بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۱۹.
  185. مدثر(۷۴)، آیه ۴۵.
  186. بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۱۴.
  187. تذکّر: دو رکعت نافله عشا نشسته خوانده می‌شود و روی هم یک رکعت محسوب می‌گردد.
  188. توضیح المسائل ، امام خمینی (ره )، مساءله ۷۶۴.
  189. فروع کافی ، ج ۳، ص ۴۵۴.
  190. علل الشرایع ، مترجم ، ص ۳۲۸، داوری .
  191. همان .
  192. بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۲۷.
  193. اصول کافی ، ج ۲، ص ۴۴۳، اسلامیه .
  194. بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۲۲.
  195. همان
  196. سجده (۳۲)، آیه ۱۶.
  197. مجمع البیان ، ج ۷ ۸، ص ۳۳۱، داراحیا التراث العربی .
  198. سجده (۳۲)، آیه ۱۷.
  199. مجمع البیان ، ج ۷ ۸، ص ۳۳۱.
  200. ر.ک : مجمع البیان ، ج ۷ ۸، ص ۳۳۱.
  201. بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۱۲۳.
  202. بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۱۵۵.
  203. وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۲۷۰.
  204. وسایل الشیعه ، ج ۵ ، ص ۲۷۱.
  205. همان ، ص ۲۷۲.
  206. همان ، ص ۲۷۴.
  207. فرهنگ سیّاح ، ج ۱، ص ۴۶۳.
  208. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۰۸۶.
  209. وسایل الشیعه ، ج ۴ ، ص ۱۰۸۸.
  210. انبیا(۲۱)، آیه ۹۰.
  211. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۱۰۶.
  212. همان ، ص ۱۱۰۰.
  213. همان ، ص ۱۱۰۴.
  214. همان ، ص ۱۱۱۶.
  215. وسائل الشیعه ، ج ۴ ، ص ۱۱۲۵.
  216. همان ، ص ۱۱۱۵.
  217. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۶.
  218. عدّة الداعی ، ابن فهد حلّی ، ص ۴۷، نشر وجدانی .
  219. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۴۷.
  220. عدّة الداعی ، ص ۴۸.
  221. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۱۷۴.
  222. اصول کافی ، ج ۲، ص ۳۵۳.
  223. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۱۴۲.
  224. همان .
  225. اصول کافی ، ج ۲، ص ۲۰۸.
  226. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۱۷۶.
  227. همان ، ص ۱۱۲۸.
  228. بقره (۲)، آیه ۲۱۶.
  229. اصول کافی ، ج ۲، ص ۳۵۵.
  230. المنجد، واژه (فکر).
  231. محجة البیضا، ج ۸، ص ۱۹۷.
  232. همان ، ص ۱۹۶.
  233. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۷، بیروت .
  234. شرح غررالحکم ، ج ۲، ص ۴۹.
  235. آل عمران (۳)، آیات ۱۹۰ ۱۹۱.
  236. محجة البیضا، ج ۸، ص ۱۹۴.
  237. بحارالانوار، ج ۱، ص ۹۷.
  238. بیست گفتار، ص ۲۰۷، انتشارات اسلامی .
  239. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۱۹.
  240. إِنَّ فی خلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اختلافِ الَّیلِ وَ النَّهارِ لاَ یاتٍ لاُِولِی الاَْلْبابِ (آل عمران (۳)، آیه ۱۹۰).
  241. وَ فی اَنْفُسِکُمْ اَفَلا تُبْصِرُونَ (ذاریات (۵۱)، آیه ۲۱).
  242. محجة البیضا، ج ۸، ص ۱۹۳.
  243. شرح غرر الحکم ، ج ۵، ص ۱۵۵.
  244. همان ، ص ۲۷۶.
  245. وسائل الشیعه ، ج ۱۱، ص ۲۲۳.
  246. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۸.
  247. همان ، ص ۳۲۶.
  248. شرح غرر الحکم ، ج ۲، ص ۴۱۸.
  249. شرح غررالحکم ، ج ۱، ص ۳۳۷.
  250. همان ، ج ۴، ص ۴۲۴.
  251. همان ، ص ۲۱۴.
  252. شرح غررالحکم ، ج ۲، ص ۳۸۹.
  253. مستدرک الوسائل ، ج ۸، ص ۳۵۳.
  254. شرح غررالحکم ، ج ۲، ص ۲۳۶.
  255. اصول کافی ، مترجم ، ج ۳، ص ۲۳۹.
  256. اصول کافی ، مترجم ، ج ۳ ، ص ۲۴۳.
  257. نهج البلاغه ، نامه ۵، ص ۸۳۹.
  258. در جستجوی راه از کلام امام ، دفتر ششم ، ص ۱۷ سپهر.
  259. صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۱۹۲.
  260. رساله نوین ، ج ۴، ص ۲۵۷.
  261. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۸.
  262. شرح غررالحکم ، ج ۳، ص ۹۹.
  263. همان ، ج ۴، ص ۵۴۵.
  264. همان ، ج ۵، ص ۴۷۳.
  265. نهج البلاغه ، نامه ۵۳، ص ۱۰۳۱.
  266. لغت نامه دهخدا، ج ۲۹، واژه شعار.
  267. المیزان ، ج ۱۴، ص ۳۷۳.
  268. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۶۱۶.
  269. همان ، ص ۶۱۲.
  270. وسائل الشیعه ، ج ۴ ، ص ۶۴۰ ۶۴۱.
  271. همان ، ج ۵، ص ۳۷۷.
  272. وسایل الشیعه ، ج ۵ ، ص ۳۷۶.
  273. صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۶۴.
  274. حجّ(۲۲)، آیه ۳۶.
  275. وسائل الشیعه ، ج ۸، ص ۱۴.
  276. بقره (۲)، آیه ۱۵۸.
  277. وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۵۳۷.
  278. همان .
  279. وسایل الشیعه ، ج ۳، ص ۵۲۵.
  280. همان ، ص ۵۲۱.
  281. اسراء(۱۷)، آیه ۱.
  282. ابراهیم (۱۴)، آیه ۵.
  283. صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۵۶
  284. حجّ(۲۲)، آیه ۴۱.
  285. شرح لمعه ، ج ۱، ص ۲۵۶، چاپ سنگی .شرح لمعه ، ج ۱، ص ۲۵۶، چاپ سنگی .شرح لمعه ، ج ۱، ص ۲۵۶، چاپ سنگی .
  286. حجّ(۲۲)، آیه ۳۲.
  287. توضیح المسائل ، امام خمینی ، احکام روزه .
  288. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۶.
  289. صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۱۰.
  290. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۶ ۳۵۸ (اقتباس از خطبه شعبانیه رسول اکرم (ص ).
  291. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۶۸.
  292. همان ، ص ۲۵۵.
  293. بقره (۲)، آیه ۱۸۳.
  294. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۷۵.
  295. همان ، ص ۳۹۶.
  296. همان ، ص ۳۵۶.
  297. شرح غرر الحکم ، ج ۴، ص ۲۲۳.
  298. جامع السعادات ، ج ۳، ص ۳۸۱، بیروت .
  299. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۸.
  300. همان ، ص ۲۹۵.
  301. بحارالانوار، ج ۹۶ ، ص ۳۵۷.
  302. بحارالانوار، ج ۹۶ ، ص ۳۵۶ ۳۵۷.
  303. همان ، ص ۲۵۵. (کلمه اجزی را اُجْزی هم خوانده‌اند که معنایش می‌شود: من خود پاداش آنم .)
  304. آل عمران (۳)، آیات ۹۶ ۹۷.
  305. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۵۸.
  306. نهج البلاغه ، حکمت ۲۴۴،ص ۱۱۹۷.
  307. پیام استقامت .
  308. شاید مهمترین مساءله سیاسی حجّ (برائت از مشرکین ) باشد که امام خمینی (ره ) آن را احیا کرد.
  309. ر.ک . مستدرک الوسائل ، ج ۱۰، ص ۱۶۶.
  310. وسائل الشیعه ، ج ۸، ص ۴۰۳.
  311. همان ، ص ۳۱۵.
  312. وسایل الشیعه ، ج ۸ ، ص ۳۲۳ ۳۲۴.
  313. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۳۹.
  314. وسائل الشیعه ، ج ۱۰، ص ۲۵۴.
  315. همان .
  316. علل الشرایع ، ص ۴۰۶.
  317. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۶.
  318. بحارالانوار ، ج ۷۱، ص ۱۸۲.
  319. رعد(۱۳)، آیه ۲۸.
  320. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۵.
  321. ثواب الاعمال ، ص ۷۰.
  322. عنکبوت (۲۹)، آیه ۴۵.
  323. سیری در فلسفه احکام ، ص ۱۴۶، به نقل از جعفریات ، ص ۶۶.
  324. یوسف (۱۲)، آیه ۲۴.
  325. ر.ک : تفسیر نمونه ، ج ۹، ص ۳۷۴.
  326. اصول کافی ، ج ۲، ص ۸۳، بیروت .
  327. شرح غررالحکم ، ج ۴، ص ۱۴۴.
  328. ثواب الاعمال ، ص ۴۵.
  329. میزان الحکمة ، ج ۴، ص ۱۱۸.
  330. ثواب الاعمال ، ص ۷۰.
  331. بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۱۰۷.
  332. بحارالانوار، ج ۶،ص ۲۳۵، (ترجمه آزاد).
  333. نمل (۲۷)، آیه ۸۹.
  334. نساء(۴)، آیه ۱۷۵.
  335. آل عمران (۳)، آیه ۱۳۳، ترجمه آیتی .
  336. شرح غررالحکم ، ج ۳، ص ۳۴۹.
  337. فرهنگ عمید، واژه آفت .
  338. مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۰۵.
  339. مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۱۱۳.
  340. کلیّات سعدی ، ص ۷۳، امیرکبیر.
  341. معراج السعاده ، ص ۱۹۸، رشیدی .
  342. شرح غررالحکم ، ج ۵، ص ۳۱۰.
  343. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۳۱۶.
  344. همان ، ج ۱۰۳، ص ۱۶.
  345. وسائل الشیعه ، ج ۱، ص ۹۴. (حطیم میان رکن ومقام و درب کعبه است ).
  346. محمد(۴۷)، آیه ۳۳.
  347. وسائل الشیعه ، ج ۴، ص ۱۲۰۶.
  348. بقره (۲)، آیه ۲۶۴
  349. شرح غرر الحکم ، ج ۲، ص ۲۸۷.
  350. شرح غرر الحکم ، ج ۲، ص ۳۰۸.
  351. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۴۱.
  352. چهل حدیث ، ص ۴۵ ۴۶.
  353. میزان الحکمة ، ج ۸، ص ۲۳۹.
  354. حشر(۵۹)، آیه ۱۹.
  355. نهج الفصاحة ، مترجم ابوالقاسم پاینده ، ص ۴۴.
  356. طه (۲۰)، آیه ۱۲۴.
  357. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۲.
  358. ثواب الاعمال ، ص ۲۶۷.
  359. آل عمران (۳)، آیه ۳۰.
  360. سجده (۳۲)، آیه ۱۲.
  361. غافر(۴۰)، آیه ۶۰.
  362. ثواب الاعمال ، ص ۲۹۴.