فرهنگ مصادیق:اخلاق اسلامی - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
مقدمه
خوی اسلامی اخلاقی است که در چارچوب اسلام است.
اخلاق اسلامی سه بخش اصلی دارد:
۱. رابطه با خدا: کارهایی که آدمی باید در برابر خدا بکند، مانند نماز و روزه و دعا
۲. رابطه با مردم: برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، مانند رفتار نقشهای خانواده و دوستی عموماً منظور از اخلاق اسلامی بیشتر این بخش است.
۳. رابطه با خود: چارچوب برخورد انسان با خودش، مانند حسد (رشک) و چگونگی غذا خوردن
خوی اسلامی بهداشت اسلامی و احکام اسلام و دیگر چیزهای از این دست را نیز در بر میگیرد.
در کل ویژگیهای اخلاقی در اسلام بسیار مهم است، به گونهای که پیامبر اسلام فرمود: «إنّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَکارِم الأخلاق»[۱] یعنی «تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شدهام».
صفات و ملکات اخلاقی در قرآن
برای مطالعه صفات خوب و بد در قرآن کریم باید داستان انبیاء [علیهمالسلام] را مطالعه نمود برای مطالعه هر فضیلت بایستی ضد آن یعنی رذیلت مربوط را نیز توأمان نگریست تا بهتر بتوانیم با محاسن و مفاسد آنها آشنا شویم.
در قرآن کریم از ۲۹ صفت خوب و بد یاد نموده است.[۲]
۱-تکبر و تواضع
تکبر یا استکبار یعنی انسان خود را برتر از دیگری بداند و عکس آن تذلل و خواری است؛ یعنی تن به هرکاری داده و شخصیت خود را ضایع کند و هر دو اینها مذموم است، حد وسط آن دو تواضع و فروتنی است.[۳]
۲-طمع و قناعت
حرص از شدت تمایل به چیزی است که موجب دلباختگی به مواهب مادی میشود در مقابل تنبلی به معنای کناره گیری از دنیا و توسل به تکدی و گدائی است حد وسط آن دو قناعت است یعنی تمایل طبیعی و متوازن به دنیا[۴]
۳-حب الدنیا - اعتزال - دنیا دوستی
حب دنیا که ریشه در حرص دارد همان دنیاپرستی است و مذموم.بیزاری از دنیا نیز مذموم است چه دنیا مزرعه آخرت است حد وسطاند و دنیا دوستی و خداپرستی است[۵]
۴-حسد - نصح
حسد آرزوی زوال نعمت از دیگری است. در مقابل نصح یا خیرخواهی است که آدمی طالب بقا یا افزونی نعمت برای دیگری است[۶]
۵-غرور - تواضع - کسالت
غرور یعنی خود را فریب دادن و خوب شمردن که همان نخوت است که شیطان را از درگاه خداوند راند در برابر آن کسالت است یعنی آدمی خود را بی جهت خوار و ذلیل نماید حد وسط این دو فروتنی است[۷]
۶-طول امل - امید - یاس
طول امل یعنی داشتن آرزوهای دور و دراز در مسائل مادی و در برابر آن یأس و نا امیدی است بهویژه یاس از رحمت خدا و حد وسطاند و امیدواری است که موجب رشدادمی است البته آرزوهای دراز در امور معنوی پسندیده است.[۸]
۷-تعصب - تسلیم در برابر حق - تقلید کورکورانه
تعصب به معنای وابستگی غیرمنطقی به چیزی تا آنجا که حق را فدای آن کند. در مقابل آن تقلید کورکورانه است؛ یعنی بدون آگاهی و چشم بسته از کسی پیروی شود. حد وسط این دو تسلیم در برابر حق و عدم پذیرش ناحق است.[۹]
۸-جبن - شجاعت - تهور
جبن یعنی ترس از هر امر موهوم در مقابل آن تهور است؛ یعنی نترسیدن از هیچ چیز و هر دو مذموم است، اما میانه آن دو شجاعت است که پسندیده است.[۱۰]
۹-توکل - خود باختگی
توکل یعنی سپردن کارها به خدا و اعتماد به لطف اوست و این امر منافاتی با حداکثر تلاش انسان ندارد برخلاف خود باختگی که فرد بی اعتماد است و به هر حشیشی متوسل میشود
[۱۱]
۱۰-شهوت - عفت - خمودی
شهوت علاقه شدید انسان به یک امر مادی است و مفهوم خاص آن شکم بارگی و بیبندوباری جنسی است و خمودی در مقابل آن است، حد میانه آن عفت و پارسائی است؛ یعنی خویشتنداری.[۱۲][۱۳]
۱۱-غفلت - یقظه
غفلت هرگونه بیخبری از شرایط زمان و مکان که در یک لحظه هستی انسان را مبدل به خاکستر میکند. در برابر آن بیداری و ذکر است[۱۴]
۱۲-بخل - جود - اسراف
بخل یا شح صفتی است که بر اثر آن انسان از بخشیدن هرگونه دارائی خود به دیگران امساک میکند در مقابل آن اسراف است که بی حساب بخشیدن و یا بدون حساب مصرف کردن است و حد وسط این دو جود و سخاوت است[۱۵]
۱۳-عجله - فتور - صبر
عجله و شتاب یعنی اقدام به انجام کاری قبل از اینکه مقدمات لازم آن فراهم شده باشد؛ مثل اینکه میوه را قبل از رسیدن بچیند. در مقابل فتور و اتلاف وقت است که موجب هدر رفتن وقت و انرژی است، این دو صفت مذموماند و حد وسط آن دو صبر و شکیبائی است که بسیار پسندیده است [۱۶]
۱۴-جاه طلبی - تذلل
جاه طلبی یا ریاست طلبی عشق به مقام و نیاز به احترام دیگران است در برابر آن تذلل و تواضع است که بسیار پسندیده است.[۱۷]
۱۵-لجاجت -پذیرش حق
لجاجت یعنی پافشاری بر امر باطل همانند بهانه جوئیهای بنی اسرائیل امری مذموم است در حالی که پا فشاری بر امر حق پسندیده است و آن را استقامت مینامند.[۱۸]
۱۶-شکر نعمت – کفر نعمت
کفر نعمت یعنی پوشانیدن ارزش نعمت و ندیده گرفتن آن است اما شکر یعنی قدردانی و تشکر از نعمتها به قلب زبان و عمل؛ شکر موجب ازدیاد نعمت و کفر آن موجب زوال آن است[۱۹]
۱۷-غیبت - حفظ الغیب
غیبت آن است که انسان پشت سر کسی عیوب پنهان او را آشکار سازد، در مقابل حفظ الغیب آن است که همان بیان خوبیهای افراد در غیاب آنها است. غیبت موجب سلب اعتماد سوء، ظن ریا و انتقام میگردد.[۲۰]
۱۸-حسن خلق -کج خلقی (غلیظ القلب)
حسن خلق یعنی گشاده روئی و چهره شاد و زبان نرم و برخورد خوش با تبسم و ابراز کلمات با محبت است و سوء خلق عکس آن است، حسن خلق موجب جلب محبت آرامش روح و رشد در تمامی زمینهها میگردد و سوء خلق عکس آن را موجب میگردد.[۲۱]
۱۹-امانت - خیانت
امانت یعنی حفظ دارائی دیگری از جمله بیت المال و خیانت یعنی بی دقتی و یا از بین بردن مال دیگری. امانت موجب اعتماد صداقت و محبت و دوستی میشود و خیانت عکس آن را به همراه دارد.[۲۲]
۲۰-صدق - کذب
صدق و راستی مطابقت گفتار با حقیقت است که همراه با امانت است و کذب عکس آن است، کذب آدمی را ترسو، ریاکار و لجوج بار میآورد، به عکس راستی شجاعت صراحت لهجه و جلب اعتماد مردم را به همراه دارد.[۲۳][۲۴]
۲۱-وفای به عهد - پیمان شکنی
وفای بعهد از فطریات است و مقبول تمامی ادیان و ملتها همانطور که پیمان شکنی قبیح است. نقض عهد موجب بی اعتمادی و از بین رفتن اتحاد است[۲۵]
۲۲-بحث منطقی - جدال و مراء
بحث منطقی بهترین راه برای کسب حقایق است و جدال و مراء که همراه با تعصب و لجاجت میباشد موجب عقب ماندگی و نفرت و جدائی است. جدال دروغ دشمنی و نفاق را به دنبال دارد.[۲۶]
۲۳-سخن چینی - اصلاح ذات البین
در منازعات مردم وظیفه اصلی هر فرد اصلاح بین آنان است و این کار پسندیده ایست اما برخی عکس این کار را مینمایند یعنی بنزین بر آتش میریزند این همان سخن چینی و نمامی است. این سوره صف؛ آیه ت موجب تفرقه بدبینی و نفرت میشود.[۲۷]
۲۴-حسن ظن - سوء ظن
تفسیر درست نمودن از کار دیگران را حسن ظن و عکس آن را سوء ظن نامند. سوء ظن موجب میشود اعتماد از بین برود آرامش برهم بخورد و دوستان پراکنده شوند.[۲۸]
۲۵-تجسس در کارهای مردم - راز داری
تجسس یعنی جستجو در اعمال دیگران که بسیار نهی شده است. اما آدمی بهمحض اطلاع از مسائل خصوصی دیگران بایستی در حفظ آن بکوشد.[۲۹]
۲۶-حلم (کظم غیض) - غضب
خشم و غضب از خطرناکترین حالات انسان است که در صورت رها شدن بزرگترین جنایات را میآفریند درحالیکه بردباری آدمی را از خطرات حفظ میکند.[۳۰]
۲۷-عفو - انتقام
عفو همان گذشت است بهنگام قدرت و الا رشته انتقام طولانی است و هیچگاه خاتمه نخواهد یافت عفو موجب میشود دشمن تبدیل به دوست گردد حکومت دوام یا بدو روح آرامش یابد.[۳۱]
۲۸-غیرت - بی غیرتی
غیرت یعنی دفاع لازم از عرض ناموس اموال مملکت دین و آئین است به خلاف بیغیرتی که موجب از بین رفتن همه چیز میشود. غیرت یک نیروی دفاعی است نه تهاجمی.[۳۲]
۲۹-اجتماع گرائی - انزوا طلبی
طبیعت انسان جامعهگراست زیرا مدنی بالطبع میباشد. انزوا طلبی مذموم است چه گوشه گیری موجب انحرافات فکری سوءظن به دیگران و دور ماندن از تجربیات دیگران است از[۳۳]
حقوق بشر
در زمینه حقوق بشر، فقهای اولیه اسلامی تعدادی از مفاهیم حقوقی پیشرفته را معرفی کردند که مفاهیم مدرن مشابه در این زمینه را پیش بینی کرد. از جمله مفاهیم اعتماد خیریه و امانتداری از اموال، مفهوم برادری و همبستگی اجتماعی، مفهوم کرامت انسانی و شأن و منزلت کار، مفهوم قانون ایده آل، محکوم کردن رفتار ضد اجتماعی، اصل برائت، مفهوم "امر به معروف" (دستگیری از تنگدستان) و مفاهیم به اشتراک گذاری، مراقبت، جامعه گرایی، حقوق کاری عادلانه، قرارداد عادلانه، تجارت صادقانه، رهایی از ربا، حقوق زنان، حریم خصوصی، سوء استفاده از حقوق، شخصیت حقوقی، آزادی فردی، برابری در مقابل قانون، وکیل، عدم عطف به ماسبق، برتری قانون، استقلال قضایی، قضاوت بی طرفانه، حاکمیت محدود، تحمل، و مشارکت دموکراتیک است. بسیاری از این مفاهیم به واسطه ارتباط با اسپانیای اسلامی و امارت سیسیل و از طریق جنگهای صلیبی و ترجمههای لاتین قرن دوازدهم در اروپای قرون وسطی به تصویب رسید.
مفهوم حق مسلم در فقه و قانون اولیه اسلامی یافت شد که حکمران را از "حق دور کردن افراد خود از حقوقی که در فرد به عنوان یک انسان ذاتی است"، منع کرد. حاکمان اسلامی نمیتوانستند حقوق خاصی را بر این اساس که "آنها به دلیل این واقعیت تبدیل به حقوق شدهاند که توسط یک قانون و از یک منبع که هیچ حاکمی نمیتواند مورد سؤال یا تغییر قرار دهد، اعطا شدهاند" از افراد خود بگیرند. شواهدی وجود دارد که قاعده بندی جان لاک از حقوق مسلم و حکومت مشروط، که در قرون پیشتر در قانون اسلامی حضور داشتند، همچنین ممکن است متأثر از قوانین اسلامی (از طریق حضور وی در سخنرانیهای ارائه شده توسط ادوارد پوکوک، استاد مطالعات اسلامی) باشد.
در قوانین اولیه اسلامی دو مجموعه از حقوق بشر را به رسمیت شناخت. علاوه بر حقوق مدنی و حقوق سیاسی (تحت پوشش اعلامیه جهانی حقوق بشر)، قانون اسلامی همچنین دسته دیگری را به رسمیت شناخته است: حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی.
این شاخه آخر در سنت حقوقی غربی تا زمان میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در سال ۱۹۶۶، به رسمیت شناخته نشده بود. حق حفظ حریم خصوصی، که در سنت حقوقی غرب تا دوران مدرن به رسمیت شناخته نشده بود، در قوانین اسلامی، از زمان صدر اسلام شناخته شده بود.
در زمینه حقوق زنان، زنان به طور کلی، تا سدههای ۱۹ و ۲۰، تحت قوانین اسلامی از حقوق قانونی بیشتری نسبت به سیستم حقوقی غرب برخوردار بودند. برای مثال، "زنان متأهل فرانسوی، بر خلاف خواهران مسلمان خود، از محدودیتهای ظرفیت قانونیشان رنج میبردند که تنها در سال ۱۹۶۵ برداشته شد. "نوح فلدمن"، استاد حقوق دانشگاه هاروارد، مینویسد: مانند تبعیض جنسی، نظام رویه قضایی هر گونه حقوق مالکیت و یا در واقع شخصیت حقوقی جدا از شوهران را برای زنان متأهل منع کرد. زمانی که بریتانیا قانون خود را به مسلمانان به جای شریعت اعمال کرد، مانند برخی از مستعمرات، نتیجه محرومیت زنان متأهل از مالکیت بود، که قانون اسلامی همیشه به آنها عطا کرده بود - پیشرفت کند به سوی برابری جنسیتی پروفسور جان مدیسکی از دانشکده حقوق دانشگاه کارولینای شمالی، در مجله قانون کارولینای شمالی، مقاله "ریشههای اسلامی نظام رویه قضایی"، مینویسد:
در حوزه معنوی دین اسلام شیوهای که در آن یک عمل از نظر اخلاقی خوب یا بد ارزیابی میشود، از نحوه ارزیابی همان عمل در حوزه مادی قوانین اسلامی که از لحاظ قانونی معتبر و یا نامعتبر است، کاملاً متفاوت بود. قانون اسلامی دنیوی بود، نه معنوی... بنابراین سیستمی متمرکز بر تضمین این که یک فرد عدالت دریافت کند، نه این که یک فرد خوب باشد.
کنت لئون اوستورگ، حقوقدان فرانسوی، شرح زیر را در سال ۱۹۲۷ بر پایه قانون اسلام کلاسیک نوشت:
آن دسته از متفکران شرقی قرن نهم که اصول حقوق بشر را بر اساس الهیات خود، درک از حقوق آزادی فردی و مصونیت شخص و اموال، با آن شرایط بسیار نوشتهاند، قدرت عالی در اسلام و یا خلافت را، مبتنی بر یک قرارداد با دلالت بر شرایط صلاحیت و کارآمدی، و لغو آن در صورت عدم پوشاندن جامه عمل به شرایط قرارداد، توصیف کردهاند. نسخه انسانی شفاف سازی شده قانون جنگ که نسخ جوانمردانه متخاصمین خاص در جنگ جهانی اول را خجل خواهد نمود؛ که دکترینی از تحمل غیر مسلمانان را که شدیداً به لیبرال معتقد است، تشریح میکند، که غرب ما باید هزاران سال قبل صبر میکرد تا اصول معادلی تصویب رسد.
برخی از محققان پیشنهاد کردهاند ایده "منشور تعریف وظایف یک حاکمیت نسبت به افراد خود، و همچنین افراد نسبت به حاکمیت"، که منجر به "پیدایش سازههای اروپایی حقوقی" و توسعه ماگنا کارتا شده، ممکن است توسط جنگجویان صلیبی بازگشته و متأثر از آنچه که در لوانت در مورد نظام حاکم، منتشر شده توسط صلاح الدین، آموخته بودند، به وجود آمده باشد. همچنین پیشنهاد شده است که "بسیاری از درک غرب از لیبرالیسم در قانون، اقتصاد و جامعه، ریشه در اسلام قرون وسطی دارد."
یکی دیگر از نفوذ قوانین اسلامی در قانون اروپا، اصل برائت است که توسط شاه لویی نهم، پادشاه فرانسه، پس از بازگشت او از فلسطین، در زمان جنگهای صلیبی، به اروپا معرفی شد. پیش از این، روال قانونی اروپا شامل قضاوت با مبارزه و یا قضاوت با مصیبت بود. در مقابل، قانون اسلامی از آغاز آن بر اصل برائت قرار داشت که توسط شیعیان علیه حکومت خلیفه عمر در قرن هفتم [میلادی] آغاز و توسط امامان شیعه تأیید شد.
دیگر آزادیها و حقوق در نظام حقوقی اسلام بر اساس قرآن از زمان پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) به رسمیت شناخته شده، اما در جهان غرب تا مدتها به رسمیت شناخته نشد، شامل "حق دانستن، انتخاب دین و عقیده، خواندن و نوشتن، حق قدرت و حتی حق انتخاب دولت." .[۳۴]
فهرست منابع
[۱]. نک: سوره نور؛ آیه 22.
[۲]. کافی، ج ۲، ص ۱۰۷، ح 2.
[۳]. ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج ۵، ص 319.
[۴]. صحیفه سجادیه، دعای ۱۶ (تضرع در طلب عفو از عیوب).
[۵] من لا یحضره الفقیه، ص ۳۲۴، ج 5.
[۶]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص 11.
[۷]. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸، ح 5.
[۸]. مجمع البیان، ج ۱، ص ۵۰۵، ذیل آیه ۱۳۳ سوره آلعمران.
[۹]. خانواده در اسلام، صص ۱۴۴ و ۱۴۵؛ باقر شریق قریشی، نظام خانواده در اسلام، ترجمه: لطیف راشدی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.
[۱۰]. عباس قمی، سفینة البحار، بیروت، دارالمرتضی، ج ۲، ص 207.
پانویس
- ↑ نهجالفصاحة (مجموعهٔ کلمات قصار حضرت رسول (ص)، ترجمه ابولقاسم پاینده، تهران: دنیای دانش, 1382 (میلادی).
- ↑ جلد دوم و سوم اخلاق در قرآن دوره دوم پیام قرآن نوشته آیتالله مکارم شیرازی.
- ↑ سوره مائده؛ آیه 54 - سوره فرقان؛ آیه 63 - سوره شعرا؛ آیه 215 - سوره بقره؛ آیه 34 - (تکبرابلیس) - سوره اعراف؛ آیه 13 - سوره نوح؛ آیه 7 - سوره فصلت؛ آیه 15 - سوره اعراف؛ آیه 88 - سوره مدثر؛ آیه 22 - سوره نحل؛ آیه 23 - سوره عنکبوت؛ آیه 39 - سوره مؤمن؛ آیه 35 - سوره نساء؛ آیه 173 - سوره اعراف؛ آیه 40.
- ↑ سوره طه؛ آیه 120 - (حرص آدم) - سوره اعراف؛ آیه 85 - سوره ص؛ آیه 24 - سوره بقره؛ آیه 96 - سوره جمعه؛ آیه 11 - سوره همزه؛ آیه 1 - سوره توبه؛ آیه 128 - سوره نحل؛ آیه 37 - (فضیلت حرص معنوی).
- ↑ سوره انعام؛ آیه 32 - سوره حدید؛ آیه 20 - سوره آلعمران؛ آیه 185 - سوره لقمان؛ آیه 33 - سوره روم؛ آیه 7 - سوره توبه؛ آیه 38 - سوره نساء؛ آیه 94 - سوره انفال؛ آیه 67 - سوره هود؛ آیه 15 - سوره احزاب؛ آیه 28 - سوره بقره؛ آیه 212 - سوره آلعمران؛ آیه 14 - سوره بقره؛ آیه 180 - سوره اعراف؛ آیه 96 - سوره نوح؛ آیه 11 - سوره جمعه؛ آیه 10 - سوره فتح؛ آیه 20 - سوره اعراف؛ آیه 32 - سوره توبه؛ آیه 75.
- ↑ سوره مائده؛ آیه 27 (حسد قابیل) - سوره یوسف؛ آیه 4 (حسد برادران یوسف) - سوره نساء آیه 54 - سوره بقره؛ آیه 109 - سوره حشر؛ آیه 10- سوره قلق؛ آیه 5 - سوره حجر؛ آیه 47 - سوره اعراف؛ آیات 62، 68، 79، 93
- ↑ سوره اعراف؛ آیه 12 - سوره هود؛ آیه 32 - سوره هود؛ آیه91 - سوره زخرف؛ آیه 51 - سوره اعراف؛ آیه 77 - سوره حدید؛ آیه 14 - سوره انعام؛ آیه 70 - سوره لقمان؛ آیه 32 - سوره انفطار؛ آیه 6
- ↑ سوره اعراف؛ آیه 74 - سوره شعراء؛ آیه 129 - سوره حدید؛ آیات 14، 16 - سوره حجر؛ آیه 3 - سوره نجم؛ آیه 24 - سوره همزه؛ آیه 1 - سوره محمد؛ آیه 25 - سوره کهف؛ آیه 46.
- ↑ سوره نوح؛ آیات 7، 23 - سوره اعراف؛ آیه 70 - سوره انبیاء؛ آیات 52، 65 - سوره یونس؛ آیه 78 - سوره بقره؛ آیه 170 - سوره فتح؛ آیه 26 - سوره زخرف؛ آیه 23 - سوره صافات؛ آیه 36 - سوره احزاب؛ آیه 36
- ↑ سوره بقره؛ آیه 195 - سوره فتح؛ آیه 29 - سوره انبیاء؛ آیه 58 - سوره نمل؛ آیه 10 - سوره احزاب؛ آیات 15، 39 - سوره توبه؛ آیه 52 - سوره آلعمران؛ آیه 174
- ↑ سوره یونس؛ آیات 71، 84 - سوره هود؛ آیات 56، 88 - سوره طلاق؛ آیه 3 - سوره انفال؛ آیه 6 - سوره ابراهیم؛ آیه 37 - سوره توبه؛ آیه 129- سوره یوسف؛ آیه 67
- ↑ سوره مریم؛ 59 - سوره نساء؛ آیه 27 - سوره عنکبوت؛ آیه 28 - سوره هود؛ آیات 77 تا 83 - سوره اعراف؛ آیات 80 تا 84
- ↑ سوره بقره؛ آیه 273 - - سوره یوسف؛ آیات 24، 23 و 32 - سوره مؤمنون؛ آیه 5 - سوره احزاب؛ آیه 35 - سوره اعراف؛ آیه 30 - سوره فصلت؛ آیه 31 - سوره نور؛ آیات 31 و 60 - سوره احزاب؛ آیات 32 و 53 و 59
- ↑ سوره زخرف؛ آیه 36 - سوره اعراف؛ آیات 136 و 179 - سوره انبیاء؛ آیه 97 - سوره کهف؛ آیه 28 - سوره یونس؛ آیه 8 - سوره روم؛ آیه 7 - سوره ق؛ آیه 22 - سوره مریم؛ آیه 39.
- ↑ سوره قصص؛ آیات 76، 77 (قارون) - سوره قلم؛ آیات 17 تا 20 - سوره توبه؛ آیه 75 - سوره آلعمران؛ آیات 92، 180 - سوره نساء؛ آیه 37 - سوره محمد؛ آیه 38 - سوره اعراف؛ آیه 31 - سوره معارج؛ آیه 21 - سوره دهر؛ آیات 8 و 9 - سوره بقره؛ آیات 261، 274، 3 - سوره اسراء؛ آیه 29
- ↑ سوره کهف؛ آیات 66 و 67 (موسی و خضر) - سوره ص؛ آیه 21 (داود و قضاوت) - سوره طه؛ آیه 114 (عجله پیامبر) - سوره اسراء؛ آیه 11 - سوره رعد؛ آیه 6 - سوره انبیاء؛ آیه 37 - سوره احقاف؛ آیه 35 - سوره سجده؛ آیه 28 - سوره ص؛ آیه 44 - سوره یوسف؛ آیه 18 - سوره انبیاء؛ آیه 85 - سوره بقره؛ آیات 148، 151، 153، 249 - سوره آلعمران؛ آیه 200 - سوره زمر؛ آیه 10 - سوره رعد؛ آیه 24 - سوره فرقان؛ آیه 75 - استثنا (شتاب در امر خیر) سوره آلعمران؛ آیه 133
- ↑ سوره بقره؛ آیه 55 - سوره فرقان؛ آیه 21 - سوره قصص؛ آیه 83 - سوره اسراء؛ آیه 93 - سوره طه؛ آیات 85 تا 98
- ↑ سوره مائده؛ آیه 24 - سوره بقره؛ آیات 67 تا 71
- ↑ سوره نمل؛ آیه 40 - سوره لقمان؛ آیه 12 - سوره اسراء؛ آیه 12 - سوره ابراهیم؛ آیات 28 و 29 - سوره هود؛ آیات 9 و 10 - سوره نحل؛ آیه 112
- ↑ سوره حجرات؛ آیه 12 - سوره نور؛ آیه 19 - سوره نساء؛ آیه ؛ 148
- ↑ سوره قلم؛ آیه 4 - سوره بقره؛ آیه 83 - سوره فصلت؛ آیه 34 - سوره لقمان؛ آیات 18 و 19- سوره آلعمران؛ آیه 159
- ↑ سوره مؤمنون؛ آیه 8 - سوره معارج؛ آیه 32 – سوره انبیاء؛ آیه 58 - سوره انفال؛ آیه 27 - سوره بقره؛ آیه 283 - سوره احزاب؛ آیه 72
- ↑ صدق - سوره مائده؛ آیه 119 - سوره عنکبوت؛ آیه 3 - سوره احزاب؛ آیه 24
- ↑ کذب - سوره نحل؛ آیه 105 - سوره زمر؛ آیه 3 - سوره غافر؛ آیه 28 - سوره بقره؛ آیه 10 - سوره یونس؛ آیه 69 - سوره آلعمران؛ آیه 61 - موارد استثنا (سوره انبیاء؛ آیه 63 - سوره یوسف؛ آیه 70).
- ↑ سوره بقره؛ آیه 177 - سوره مؤمنون؛ آیه 8 - سوره معارج؛ آیه 32 - سوره اسراء؛ آیه 34 - سوره آلعمران؛ آیه 76 - سوره نحل؛ آیه 91 - سوره توبه؛ آیه 4
- ↑ سوره انفال؛ آیه 6 - سوره شوری؛ آیه 18 - سوره کهف؛ آیه 54 - سوره حج؛ آیات 3 و 8 - سوره قمر؛ آیه 36 - سوره بقره؛ آیه 197 - سوره غافر؛ آیه 56
- ↑ سوره همزه؛ آیه 1- سوره قلم؛ آیات 10 تا 13 - سوره حجرات؛ آیه 6 - سوره هود؛ آیه 88 - سوره بقره؛ آیه 224 - سوره نساء؛ آیات 85، 114 - سوره قصص؛ آیه 20 (استثناء).
- ↑ سوره حجرات؛ آیه 12 - سوره فتح؛ آیه 12 - سوره فتح؛ آیه 6 - سوره آلعمران؛ آیه 54 - سوره نور؛ آیه 12
- ↑ سوره یوسف؛ آیه 87 (تجسس)- سوره توبه؛ آیات 16، 102 - سوره آلعمران؛ آیه 118 - سوره تحریم؛ آیات 3 و 4
- ↑ سوره شوری؛ آیه 37 - سوره آلعمران؛ آیه 134 - سوره انبیاء؛ آیه 87 - سوره توبه؛ آیه 114 - سوره هود؛ آیه 75 - سوره صافات؛ آیه 101 - سوره فرقان؛ آیه 63 - سوره اعراف؛ آیه 199
- ↑ سوره شوری؛ آیه 40 - سوره اعراف؛ آیه 199 - سوره مؤمنون؛ آیه 96 - سوره فصلت؛ آیه 34 - سوره تغابن؛ آیه 14 - سوره نحل؛ آیه 126 - سوره نور؛ آیه 22 - سوره بقره؛ آیه 178
- ↑ سوره احزاب؛ آیات 60 تا62 - سوره یوسف؛ آیه 33 - سوره نور؛ آیه 31
- ↑ سوره آلعمران؛ آیه 103 - سوره صف؛ آیه 4- سوره نساء؛ آیه 115 - سوره انفال؛ آیه 62 و 63 - سوره حدید؛ آیه 27
- ↑ ترجمه از ویکیپدیای انگلیسی (توسط اخوان).







