کتابخانه:احکام خانواده

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از احکام خانواده)
پرش به: ناوبری، جستجو
احکام خانواده
مشخصات کتاب
Ahkamekhanevadi-yousefiyan.jpg
نویسنده نعمت الله یوسفیان
زبان فارسی
ناشر موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (علیهم السلام)


محتویات

پیشگفتار

انقلاب اسلامی ایران یگانه انقلاب ارزشی دوران معاصر است که به همّت و پایمردی سلاله پاک رسول اکرم (ص) و پیرو مخلص مکتب سیدالشهداء (ع)، حضرت امام‌خمینی (ره)، با هدف احیای سنّت نبوی و سیره علوی و نجات امت اسلامی از ستم قدرت‌های‌استکباری و نظام سلطه جهانی، تکوین یافت و به پیروزی رسید.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از خجسته نهادهایی است که همزمان با پیروزی انقلاب با تدابیر داهیانه امام راحل (ره) تشکیل شد و رسالت خطیر پاسداری و حراست از دستاوردهای انقلاب را برعهده گرفت. وظیفه سنگین پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن دارای جنبه‌های مختلفی است که ورود سپاه را به عرصه‌های متفاوت نظامی، امنیتی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تمنّا می‌کند؛ زیرا نوع و عرصه دفاع و حراست از انقلاب و دستاوردهای آن تابعی از نوع و عرصه تهاجم و تهدید دشمنان است. بنابراین از آنجا که حضور فعّال، مؤثر و همه‌جانبه سپاه در تمام عرصه‌های دفاع از انقلاب و نظام اسلامی ضروری است، باید برای تقویت و تثبیت عوامل اصلی و کارساز این نهاد مقدّس همّت گماشت.
یکی از عوامل اساسی تحقق پاسداری و کارآمدسازی سپاه، تقویت روحیه معنوی و افزایش بصیرت و فهم عمیق آحاد کارکنان آن است که این مهم در پرتو مراقبت، تذکر و آموزش، تحقّق می‌پذیرد.
برای افزایش دانش و بینش پاسداران، آموزش عقیدتی سیاسی نقش فعال و کارسازی را برعهده دارد. در این باره ولی امر مسلمین، فرمانده معظم کل قوا (مدّ ظلّه العالی) می‌فرماید:
واحدهای عقیدتی سیاسی را تقویت فرمایید تا با روشهای برنامه‌ریزی شده و شیوه‌های ابتکاری، معنویت و آگاهی و معرفت اسلامی را در سپاه رشد و عمق بخشند.
در ماده ۵۴ قانون استخدامی سپاه نیز آمده است:
سپاه موظف است برای تقویت بینش عقیدتی سیاسی و بالا بردن دانش و توان نظامی پرسنل در حین خدمت، نسبت به انتشار نشریات و برگزاری اردوهای آموزشی، سفرهای علمی و دوره‌های کوتاه مدت توجیهی و نیز تداوم آموزش اقدام نماید.
در تحقق اوامر ولی امر مسلمین، آموزش عقیدتی سیاسی سپاه، نظام آموزشهای عقیدتی سیاسی را طراحی نمود. در این نظام، دوره‌های آموزشی پایوران، سربازان، بسیجیان، خواهران، کارمندان، کارکنان پیمانی و قراردادی به دو مرحله طولی و تداوم آموزش تفکیک شده و فراگیران باید دوره‌های طولی را در ابتدای ورود به سپاه و هر مقطع از روند خدمتی گذرانده و در طول خدمت و برای نیل به درجه بعدی، دوره‌های ضمن خدمت یا «تداوم آموزش» را بگذرانند.
دوره‌های آموزشی غالباً در سطح ۱ و ۲ سطح‌بندی شده‌اند. سطح ۱ افراد دارای تحصیلات دیپلم و پایین‌تر و سطح ۲ تحصیلات فوق دیپلم و بالاتر را شامل می‌شود.
موضوعات آموزشی بیش‌تر دوره‌ها در هفت موضوع کلی اعتقادات، احکام، اخلاق، معارف قرآن، تاریخ اسلام، دانش سیاسی و نظام دفاعی اسلام تنظیم شده است. کلیه دوره‌ها کدگذاری شده است به‌طوری که به وسیله هر یک از ارقام آن می‌توان نوع دوره، سطح و موضوع آن را تشخیص داد.
دوره‌های تداوم آموزش خواهران در نظام آموزش ع. س. اگرچه خواهران در طیف کارمندان قرار می‌گیرند، ولی به‌واسطه ویژگیهای خاص فردی و شغلی آنها، دوره آموزش ویژه‌ای برای آنان طراحی شده است.
خواهران در آغاز ورود به سپاه دوره بدو خدمت را می‌گذرانند. این دوره دارای دو سطح آموزشی است. سطح ۱ آن با تحصیلات دیپلم و پایین‌تر دارای ۴۲ ساعت و سطح ۲ آن با تحصیلات فوق دیپلم و بالاتر دارای ۳۵ ساعت آموزش عقیدتی سیاسی است.
دوره‌های تداوم آموزش خواهران از دیگر دوره‌هایی است که خواهران شاغل در سپاه باید در طول دوره خدمت خویش سپری نمایند. سطح ۱ این دوره‌ها از کد ۱۱۲ برای رتبه‌های ۹ آغاز شده و تا کد ۱۳۴ برای رتبه‌های ۱۱ پایان می‌پذیرد. تعداد ساعات آموزشی هر دوره ۶۴ ساعت بوده که در ۴ موضوع کلی عقاید، اخلاق، احکام و سیاسی هر یک به میزان ۱۶ ساعت تقسیم شده است.
سطح ۲ دوره‌های تداوم آموزش نیز مجموعاً دارای ۶ دوره آموزشی بوده که از کد ۲۱۱ برای رتبه‌های ۱۱ آغاز شده و تا کد ۲۳۳ برای رتبه‌های ۱۶ پایان می‌پذیرد. تعداد ساعات آموزشی هر دوره در این سطح نیز ۶۴ ساعت است که در ۴ موضوع کلی عقاید، اخلاق، احکام و دانش سیاسی و هر یک به میزان ۱۶ ساعت پیش‌بینی شده است.
پژوهشکده تحقیقات اسلامی، عهده‌دار تدوین متون آموزشی مورد نیاز حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه است که با توجه به سطح معلومات و تخصّص نیروهای آموزشی و نوع و حوزه مأموریت آنان، متن مورد نیاز را تهیه و تدوین می‌نماید.
متون و جزوات این پژوهشکده توسط گروه‌های تحقیقاتی، تدوین و مورد بررسی علمی و نظارت شرعی قرار می‌گیرد.
کتاب حاضر گزیده احکام اسلامی خواهران با کد ۳/ ۱۲۲ دوره تداوم آموزش خواهران، از نظام آموزش عقیدتی- سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌باشد.
نظرات، پیشنهادها و تجربیات شما مربیان ارجمند و خواهران گرامی دانش پژوه متربّی راهگشا و مشوق ما در رفع نقایص و کاستیهای متون آموزشی خواهد بود.
از خدا می‌خواهیم که بر بینش و آگاهیهای اسلامی ما روز به روز بیفزاید، و آنها را عمیق‌تر سازد.
اداره آموزش عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه

مقدمه

معارف آسمانی اسلام در سه بخش اعتقادات، احکام و اخلاق پاسخگوی نیازهای بشر در همه زمانها و مکانها است. قوانین اسلام از چنان عظمتی برخوردار است که انسان را به شگفتی وا می‌دارد. اسلام به تعبیر امام خمینی (قدس سره) «برای همه امور، قانون و آداب آورده است، برای انسان، پیش از آنکه نطفه‌اش منعقد شود تا پس از آنکه به گور می‌رود قانون وضع کرده است. همان طور که برای وظایف عبادی قانون دارد، برای امور اجتماعی و حکومتی قانون و راه و رسم دارد. حقوق اسلام یک حقوق مترقی و متکامل و جامع است. کتابهای قطوری که از دیر زمان در زمینه‌های مختلف حقوقی تدوین شده، از احکام قضا و معاملات و حدود و قصاص گرفته تا روابط بین ملتها و مقررات صلح و جنگ و حقوق بین الملل عمومی و خصوصی، شمّه‌ای از احکام و نظامات اسلام است.» «۱» از این رو، می‌توان گفت که «هیچ موضوع حیاتی نیست که اسلام، تکلیفی برای آن مقرر نداشته و حکمی دربارهٔ آن نداده باشد» آنچه پیش روی شما است اندکی از انبوه احکام مربوط به خانواده است که به تناسب دوره تداوم آموزش خواهران در شانزده درس (یک واحد آموزشی) سامان یافته است.
1. رساله نوین، ج1، ص41، نقل از ولایت فقیه هدف اصلی جزوه حاضر آشنایی اجمالی و یادآوری مسائل ضروری خانواده در محدوده نظام آموزشی سپاه است.
متن اصلی دروس مطابق با فتاوای امام خمینی (قدس سره) می‌باشد و در پاره‌ای موارد نیز از فتاوای مقام معظم رهبری بهره گرفته شده است و مباحث اخلاقی آن نیز با تکیه بر آیات و روایات تنظیم گردیده است. امید است مرضی خداوند متعال قرار گیرد.
پژوهشکده تحقیقات اسلامی

درس اول: تشکیل خانواده

ازدواج، برای زن یا مرد، به خودی خود از مستحبات بسیار مؤکد است، «۱» ولی گاه واجب می‌شود. کسی که به واسطه نداشتن زن به حرام می‌افتد، واجب است زن بگیرد. «۲» خداوند متعال می‌فرماید:
وَأَنکِحُوا الْأَیَامَی مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَإِمائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (نور: ۳۲)
زنان و مردان مجرد، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست.
و نیز می‌فرماید:
وَ مِنْ ءَایاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِتَسْکُنُواْ إِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذَ لِکَ لَأَیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم: ۲۱)
از نشانه‌های خداوند این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میان شما الفت و مهربانی قرار داد؛ در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند.
پیغمبر اکرم (ص) می‌فرماید:
ازدواج کنید و مجردان را همسر دهید. نشان بخ احکام خانواده ۲۱ ۲. کفر وارتداد ص : ۲۱ ت بلند مسلمان این است که زن بی شوهری را شوهر دهد. هیچ چیز نزد خدا محبوب‌تر از خانه‌ای که در اسلام به ازدواج آباد شود نیست. «۱» همچنین می‌فرماید:
مردان مجرد را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیک، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را فراوان کند. «۲» زنی حضور امام صادق (ع) شرفیاب شده، عرض کرد: خدای بر درستی و استواری‌ات بیفزاید، من زنی هستم تارک دنیا آیا این شیوه صحیح است؟ حضرت فرمود: «منظورت از ترک دنیا چیست؟» عرض کرد: شوهر اختیار نکرده‌ام. فرمود: «چرا؟» گفت: برای اجر و ثواب آن.
امام فرمود: «برگرد که اگر تنها زیستن فضیلتی بود فاطمه بانوی اسلام از تو سزاوارتر بود. کسی را نرسد که در فضایل بر زهرا پیشی گیرد.» «۳» والدین و ازدواج فرزندان شایسته آن است که والدین موجبات ازدواج فرزندان خود را فراهم آورند.
با تسریع در ازدواج فرزندانی که به بلوغ جنسی رسیده‌اند می‌توان از بیش‌تر انحرافات جنسی پیشگیری کرد. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:
هر جوانی که در آغاز سالهای جوانی ازدواج کند، شیطانی که مأمور گمراهی او است، فریاد می‌کشد: (وای از او! وای از او! که ۲۳ دینش را از دستبرد من حفظ کرد.) چنین کسی پس از ازدواج باید تقوای الهی را در ۱۳ باقی دین خویش مراعات کند. «۴» امام رضا (ع) می‌فرماید:
جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد و گفت: پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: دوشیزگان همانند میوه بر درختند که وقتی رسید، برای پیشگیری از فاسد شدن باید آن را چید وگرنه تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد و دگرگون می‌سازد. دوشیزگان نیز وقتی به بلوغ رسیدند، باید ازدواج کنند. در غیر این صورت، فتنه آنها را تهدید می‌کند.
پیامبر (ص) با شنیدن این پیام، دستور داد مردم جمع شوند. سپس بر فراز منبر، پیام الهی را به آنان ابلاغ کرد. «۱» خواستگاری خواستگاری، که در اصطلاح فقه آن را (خِطبه) گویند، در خواست مرد است از زن برای ازدواج. عمل خواستگاری قبل از مراسم عقد و اجرای صیغه نکاح و خواستگاری از ناحیه مرد صورت می‌گیرد. «۲» خداوند متعال نیز به مردان دستور ازدواج و همسر گزینی داده و فرموده است:
فَانْکِحُوا ما طَابَ لَکُم مِنَ النِّسَاءِ (نساء: ۳)
با زنان پاکیزه ازدواج کنید.
برخی از احکام خواستگاری به قرار زیر است:
۱. رد نکردن خواستگار خوب مستحب است در خواستگاری به شرافت حسب وبزرگی نسب نگریسته نشود و به خواستگاری که اخلاق، دین و امانتداری اش را می‌پسندند و پاکدامن و دارای گشایشی در زندگی است، جواب رد ندهند. «۳» علی بن اسباط به حضرت جواد (ع) نوشت: من برای دخترانم کسی را همانند خودم [در اخلاق و ایمان] نیافته‌ام. حضرت در جواب نوشت: مطلبی که دربارهٔ دخترانت نوشته بودی دریافتم. خدایت رحمت کند تا این حد دقت در کار دختر لازم نیست [که همسر وی کاملا مطابق میل پدر باشد] پیغمبر (ص) فرموده: اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را می‌پسندید، او را بپذیرید و گرنه فتنه و فسادی بزرگ در زمین پدید می‌آید. «۱» ۲. دقت در انتخاب همانگونه که شایسته است مرد در صفات همسر آینده‌اش نیک بنگرد، بر زن و اولیای او نیز سزاوار است که در صفات خواستگار دقت نمایند «۲» بر این اساس، برای زنان شایسته نیست که مردان بد اخلاق، زن صفت و نامرد، فاسق و شرابخوار را به همسری برگزینند. «۳» حسین بن بشار به حضرت کاظم (ع) نوشت: یکی از خویشان من دخترم را خواستگاری کرده، ولی اخلاق ناپسندی دارد. حضرت جواب داد: «اگر بد اخلاق است دختر به او نده. «۴»» ۳. نخستین دیدارها در خواستگاری، صحبت کردن دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند باحفظ حجاب و مراعات وظایف شرعی، نبود مفسده و نداشتن قصد ریبه در حدی که به حرام مبتلا نشوند، مانعی ندارد و در صورت مفسده از این گونه روابط باید پرهیز نمایند.
سؤال ۱. امروز متداول است که دختر و پسر برای ازدواج خود باید همسر خود را ببینند، اگر جایز است چنانچه بعداً ازدواج نکنند چه حکمی دارد؟
جواب: با حفظ حجاب و موازین شرعی مانعی ندارد. «۵»
سؤال ۲. آیا ... ایراد دارد دختر و پسری که تصمیم به ازدواج گرفته‌اند قبل از خطبه عقد در مورد مسائل آینده زندگی خود صحبت کنند و نظرات خود را مطرح کنند و اگر شرایطش را داشتند وصلت نمایند؟
جواب: صحبت کردن اگر به قصد ریبه نباشد و فساد نداشته باشد مانع ندارد و محدود به حدی نیست. «۱» ۴. صداقت شایسته آن است که زن و مرد هنگام خواستگاری و معرفی یکدیگر صادق باشند و قصد خدعه و فریب به هم را نداشته باشند. از گفتن واقعیت‌ها نهراسند. نقصهای مانع ازدواج را- در صورت وجود آنها- مخفی نسازند، چنانچه از صفات کمالی مانند شرافت، حسب و نسب، زیبایی، بکارت و غیر اینها برخوردار نیستند، خویشتن را به آنها وصف نکنند.
چنانچه هنگام خواستگاری و گفت و گو یکدیگر را به صفات کمال یا نداشتن نقص وصف کنند و ازدواج بر همان اساس انجام گیرد و سپس معلوم شود دارای نقص بوده یا آن صفت کمال را نداشته، می‌توانند عقد را بر هم زنند. «۲» سؤال ۱. اگر مردی دارای عیبی باشد، آیا شرعا باید هنگام ازدواج و عقد آن را به زن اعلام دارد یا نه؟
جواب: اعلام لازم نیست. «۳» سؤال ۲. من پسری دارم که ... مدتی به ضعف اعصاب دچار بود ... و اکنون سالم است. حال که تصمیم به ازدواج گرفته و از من خواسته که در این مورد اقدام کنم. آیا لازم است به خانواده دختر راجع به این بیماری او بگویم؟ ...
جواب: گفتن سابقه کسالت لازم نیست؛ ولی تدلیس [هم] جایز نیست. «۴»
سؤال ۳. آیا مجرد کتمان عیب تدلیس می‌باشد یا خیر؟
جواب: مجرد نگفتن عیب تدلیس نیست. «۱» سؤال ۴. دختری را به پسری طوری نشان می‌دهند که صورت دختر خوب دیده نشود، سپس پسر از واسطه می‌پرسد که آیا دختر عیب و نقصی دارد یا نه؟ واسطه می‌گوید که نه تنها عیب و نقص ندارد بلکه خیلی هم زیباست [و سر به زیری دختر از خجالت است]؛ ولی بعد از عقد، پسر متوجه می‌شود که چشمهای دختر چپ است.
ضمناً پسر از اول به واسطه گفته بود که (من دختر متدین و با حجاب می‌خواهم) ولی بعداً معلوم شده که دختر فاقد این شرایط است. آیا عقد صحیح است؟ ...
جواب: عقد ازدواج صحیح است؛ ولی اگر وصف کمال یا عدم نقص در ضمن عقد شرط شده، یا عقد مبنی بر آن واقع شده، در صورت تخلف، شوهر حق فسخ دارد و در غیر این صورت حق فسخ ثابت نیست. «۲» ۵. دوران نامزدی چنانچه خواستگاری مقبول بیفتد، فاصله زمانی میان خواستگاری و اجرای مراسم عقد شرعی «دوران نامزدی» نام می‌گیرد. اگر بین دختر و پسر هیچ گونه صیغه محرمیتی منعقد نشده باشد، به یکدیگر محرم نیستند و با دیگر نامحرمها تفاوتی ندارند. «۳» سؤال. پسر و دختری که نامزد شده‌اند به چه مقدار باید حجاب را رعایت نمایند؟
جواب: نامزدی بین زن و مرد بدون آنکه صیغه عقد دائم یا غیر دائم بخوانند، هیچ گونه اعتباری در روابط ما بین ندارد و آن دو مطلقاً به هم نامحرم هستند و نگاه با تلذذ و سهل انگاری در پوشش نیز در این صورت جایز نیست. «۴»

ممنوعیتهای شرعی در ازدواج

ازدواج در پاره‌ای از موارد از نظر شرع ممنوع شمرده شده است. برخی از این موارد به قرار زیر است.
۱. ازدواج با محارم بعضی افراد به دلیل خویشاوندی نسبی، سببی و یا رضاعی، هرگز نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند. «۱» ۲. کفر وارتداد احکام خانواده ۲۷ ۳. رقص ص : ۲۷ ازدواج زن مسلمان با کافر و مرد مسلمان با زن کافر، جایز نیست؛ چه به طور دائم، چه به طور موقت، ولی ازدواج موقت مرد مسلمان با زن اهل کتاب مانند یهودی و مسیحی جایز است. «۲» ۳. دشمنی با اهل‌بیت (ع) و غلو ازدواج زن یا مرد مومن با کسی که به طور علنی، دشمن اهل بیت (علیهم السلام) است و به آنان ناسزا می‌گوید و یا دربارهٔ آنان غلو و زیاده روی می‌کند و آنان را خدا یا پیغمبر می‌داند، جایز نیست. «۳» پرسش ۱. ازدواج در چه زمانی واجب و چه هنگام مستحب است؟
۲. اسلام در ازدواج بر چه معیارهایی بیشتر تأکید دارد؟
۳. چه مردانی شایسته همسری نیستند؟
۴. دیدارهای اولیه و صحبت کردن دختر و پسر در هنگام خواستگاری چه حکمی دارد؟
۵. سه مورد از ممنوعیتهای شرعی در ازدواج را نام ببرید؟

درس دوم : مراسم عقد و عروسی

به واسطه عقد و ازدواج، زن به مرد حلال می‌شود. عقد بر دو قسم است: دائم و موقت.
عقد دائم آن است که مدت زناشویی در آن معین نشود و زنی را که به این قسم عقد می‌کنند «دائمه» گویند و عقد موقت آن است که مدت زناشویی در آن معین شود؛ مثلًا زن را یک ساعت، یا یک روز، یا یک ماه، یا یک سال و یا بیشتر عقد نمایند و زنی را که به این قسم عقد کنند، «متعه و صیغه» می‌نامند.

احکام عقد

۱. در زناشویی چه دائم و چه غیر دائم، باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می‌خوانند، یا دیگری را وکیل می‌کنند که از طرف آنان بخواند. «۱»

۲. وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می‌تواند برای خواندن صیغه عقد از طرف دیگری وکیل شود. «۲»

۳. زن و مرد تایقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است، نمی‌توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند و گمان به اینکه وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمی‌کند. ولی اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده‌ام کافی است. «۳»
۴. یک نفر می‌تواند برای خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود و نیز انسان می‌تواند از طرف زن وکیل شود و او را برای خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند، ولی احتیاط مستحب آن است که عقد را دو نفر بخواند. «۱»

شرایط عقد

۱. به عربی صحیح خواندن صیغه: عقد باید به احتیاط واجب به عربی صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم هم نیست که وکیل بگیرند؛ اما باید لفظی بگویند که معنای (زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ) را بفهماند. «۲»

۲. قصد انشا: مرد و زن یا وکیل آنها که صیغه را می‌خوانند قصد انشا داشته باشند، یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می‌خوانند زن به گفتن (زَوَّجتُکَ نَفْسی) قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن (قَبِلْتُ التَّزْویجَ) زن بودن او را برای خود قبول نماید و اگر وکیل مرد و زن صیغه را می‌خوانند، به گفتن (زَّوجْتُ وَ قَبِلْتُ) قصدشان این باشد که مرد و زنی که آنان را وکیل کرده‌اند، زن و شوهر شوند.

۳. بلوغ و عقل جاری کننده عقد: کسی که صیغه را می‌خواند بالغ و عاقل باشد، چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد.

۴. تعیین زن و شوهر: اگر وکیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می‌خوانند، در عقد، زن و شوهر را معین کنند؛ مثلًا اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند.

۵. رضایت زن و مرد: زن و مرد به ازدواج راضی باشند، ولی اگر زن ظاهراً به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضی است عقد صحیح است. «۳»

سؤال ۱. آیا اذن پدر در ازدواج دختر شرط است؟
جواب. دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است؛ یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست. «۱»

۲. جوانی ... تصمیم به ازدواج گرفته و دختر جوان رشیده بالغه‌ای را انتخاب نموده است که با او توافق کامل دارد، اما پدر دختر موافقت نمی‌کند، تکلیف شرعی چیست؟
جواب. در ازدواج دختر باکره اذن پدر شرط است، بلی اگر دختر قایل به ازدواج باشد و پسر کفو عرفی و شرعی او هست و دختر بترسد که اگر او را رد کند بعداً شوهر خوبی پیدا نشود پدر نمی‌تواند او را منع کند و در صورت منع، ولایتش ساقط می‌شود. «۲»

۳. ازدواج دختر باکره‌ای بدون اذن پدر انجام گرفته است، نظر مبارک در مورد صحت یا بطلان عقد چیست؟
جواب. عقد مذکور باطل است، مگر اینکه بعد از عقد، پدر آن را اجازه نماید. «۳»

۴. آیا شرط صحت عقد موقت برای دختران باکره اذن پدر است؟ ...
جواب. عقد باید با اجازه پدر باشد و فرقی بین عقد دائم و عقد موقت نیست. «۴»

۵. آیا دختری که پدر و پدر بزرگ نداشته باشد می‌تواند ازدواج موقت بکند؟
جواب. مانع ندارد. «۵»

۶. اگر پدر داشته باشد، ولی در شهر دیگری باشد و به آسانی تماس با او ممکن نباشد چطور؟
جواب. اگر طوری است که اجازه گرفتن از او ممکن نیست اشکال ندارد، ولی اگر تماس با او ممکن است- ولو مدتی طول بکشد یا سخت باشد- بدون اجازه نمی‌تواند صیغه شود. «۶»

۷. جوانی هستم که به سن ازدواج رسیده و می‌خواهم با دختری ازدواج کنم. ولی پدر و مادرم با این ازدواج مخالفت می‌کنند ... آیا اگر ازدواج کنم ازدواجم شرعی خواهد بود؟
جواب. اختیار ازدواج در دست خود شما است و پدر و مادر در ازدواج پسر ولایت ندارند، ولی تا می‌توانید رضایت آنها راتحصیل نمایید. «۱»

۸. دختری هستم ۲۵ ساله، چند سالی است که پدر خود رااز دست داده و جدّ پدری هم ندارم، می‌خواهم با مردی که از نظر سنی چندین سال از من بزرگ‌تر است ازدواج کنم، ولی برادر و مادرم با این ازدواج مخالفت می‌کنند و می‌گویند: (با حرف مردم چه کنیم؟) در صورتی که فرد مزبور از نظر ایمان و روش زندگی قابل توجه است؛ (آیا ازدواج ما اشکال دارد؟)
جواب. در فرض مرقوم، اختیار ازدواج و حق انتخاب همسر با خود شما است و رضایت برادر و مادر شرط نیست. «۲» مراسم عروسی مستحب است عروسی در شب انجام گیرد و در شب یا روز عروسی، ولیمه داده شود که از سنت پیامبران است. ولیمه یک یا دو روز مستحب است نه بیشتر و خوب است که مؤمنان ثروتمند و فقیر را به ولیمه دعوت کرد و برای آنان نیز مستحب است این دعوت را بپذیرند. گر چه روزه مستحب گرفته باشند. «۳»

برخی از احکام مربوط به مراسم عروسی به قرار زیر است:
۱. دعوت از گروه‌های ارکستر

سؤال. دعوت از گروه‌های مطرب و ارکستر در مجالس عروسی که غالباً این مجالس را به لهو و لعب تبدیل می‌کنند و شرکت در این محافل جه صورت دارد؟ کسب افراد از این راه آیا حلال است یا حرام؟
جواب. هر نوع خوانندگی و نوازندگی که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضایل اخلاقی دور نموده و به سمت گناه و بی بندوباری و بیهودگی سوق دهد، لهوی بوده و حرام می‌باشد و همچنین شرکت در این مجالس و کسب در آمد از طریق آن. «۱»

۲. دست زدن

سؤال. آیا دست زدن برای زنان در مجالس شادی زنانه مانند ولادتها و عروسیها جایز است و بر فرض جواز اگر صدای آن به بیرون از مجلس برود به طوری که به گوش مردان بیگانه برسد، چه حکمی دارد؟
جواب. دست زدن به نحو متعارف اگر مفسده‌ای بر آن مترتب نشود اشکال ندارد، حتی اگر اجنبی صدای آن را بشنود. «۲»

۳. رقص

سوال ۱. رقص در مجالس زنانه بدون آهنگ موسیقی حرام است یا حلال و در صورتی که حرام باشد، آیا ترک مجلس بر شرکت احکام خانواده ۳۳ ج - سببی ص : ۳۳ کنندگان واجب است؟
جواب. رقص به طور کلی اگر به گونه‌ای باشد که شهوت را تحریک می‌کند و یا مستلزم کار حرام و یا ترتّب مفسده‌ای باشد، حرام است و ترک آن مجلس به عنوان اعتراض بر کار حرام، چنانچه مصداق نهی از منکر محسوب شود، واجب است. «۳»

۲. آیا رقصیدن در جشن عروسی فرزندان جایز است هر چند توسط پدران یا مادران در مجالس عروسی فرزندانشان باشد؟
جواب. اگر از نوع رقص حرام باشد، حرام است هرچند توسط پدران و مادران در مجالس عروسی فرزندانشان باشد. «۴»

۴. حضور داماد در مجلس زنانه

سؤال ۱. آیا ورود داماد نزد عروس در مجلس زنانه (در حالی که بسیاری از زنان و دختران نامحرم‌اند و معمولًا زنان با آرایش خود را آراسته‌اند) جایز است یا نه؟
جواب. اگر به نامحرم نگاه می‌کند جایز نیست. «۱»

۵. موسیقی و غنا

سؤال. دف زدن زنان در عروسیها چه حکمی دارد؟
جواب. استفاده از آلات موسیقی برای نواختن موسیقی لهوی و مطرب جایز نیست؛ اما آواز خوانی در مجالس عروسی، بعید نیست برای زنان جایز باشد. «۲»

سؤال. آیا زدن بر ظرفها و سایر وسایلی که جزو آلات موسیقی نیستند، در عروسیها توسط زنان جایز است؟ اگر صدا به بیرون از مجلس برسد و مردان آن را بشنوند چه حکمی دارد؟
جواب. جواز این عمل بستگی به کیفیت نواختن دارد. اگر به شیوه متداول درعروسیهای سنتی باشد و لهو محسوب نشود و فسادی هم بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد. «۳»

۶. فیلمبرداری و عکاسی از مجالس

سؤال. فیلمبرداری و عکاسی در برخی از مجالس عروسی که به علت لاابالیگری مسائل محرم و نامحرم احیاناً رعایت نمی‌شود توسط عکاس زن که شغلش این کار است چه حکمی دارد؟
جواب. مراعات کامل حجاب اسلامی در برابر نامحرم در هر حال لازم است و فیلمبرداری از مجالس زنانه یا از مجالس مختلط اگر مستلزم نظر حرام یا موجب اشاعه فساد و ترتیب مفاسد باشد جایز نیست. «۴»

چند مسأله

۱. بر زن واجب است در مورد کامجوییهای حلال، از شوهر خویش تمکین کند. «۵»
۲. وقتی زن در اختیار همسرش قرار گیرد و مطیع او شود بر شوهر واجب است مخارج او را اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و لوازم ضروری زندگی در حد متعارف تأمین کند. به شرط آنکه زن، همسر دائمی مرد باشد و بدون اجازه او از منزل خارج نشود (جز برای حج واجب) و مرتد نگردد. «۱»

۳. زن به مجرد عقد، مهریه را مالک می‌شود، ولی مالکیت او نسبت تمام مهریه پس از آمیزش مستقر می‌گردد. از این رو، چنانچه مرد قبل از آمیزش او را طلاق دهد، نصف مهریه مال اوست و نصف دیگر به مرد برمی‌گردد. «۲»

پرسش

۱. آیا رضایت دختر و پسر بدون اجرای صیغه عقد، در ازدواج آنها کافی است؟
۲. آیا اذن پدر در ازدواج دختر شرط است؟ ازدواج پسر چطور؟
۳. دعوت از گروه‌های ارکستر و شرکت در آن محافل چه حکمی دارد؟
۴. دست زدن و رقصیدن در مجلس عروسی چه حکمی دارد؟
۵. آیا زدن برظرفها و سایر وسایلی که جزو آلات موسیقی نیستند، در عروسیها جایز است؟

درس سوم  : محارم

محارم، جمع مَحْرَم، یعنی کسانی که به‌دلیل خویشاوندی، هرگز نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند. قرابتی که موجب محرمیت می‌شود بر سه گونه است: نَسَبی، رضاعی و سببی. «۱»

الف. نَسَبی هفت دسته از مردان و زنان فامیل به شرح زیر با یکدیگر محرمند: «۲» ردیف محارم مرد محارم زن ۱ مادر، مادربزرگ پدری و مادری به بالاپدر، پدربزرگ پدری و مادری به‌بالا ۲ دختر و نوه‌های دختری و پسری تا آخرپسر و نوادگان پسری و دختری تا آخر ۳ خواهربرادر ۴ دختر خواهر و نوادگان او تا آخرپسر برادر و نوادگان او تا آخر ۵ دختر برادر و نوادگان او تا آخرپسر خواهر و نوادگان او تا آخر ۶ عمّه و عمّه‌های پدران و مادران به‌بالاعمو و عموهای پدران و مادران به‌بالا ۷ خاله و خاله‌های پدران و مادران به‌بالادایی‌و دایی‌های پدران و مادران به‌بالا ۲ توضیح ۱: در دسته‌های یادشده تفاوتی نیست بین اینکه افراد از طریق پدر و مادر یا از طریق یکی از آنها با یکدیگر خویشاوند باشند. «۳»

توضیح ۲: در حرمت ازدواج، تفاوتی میان نسب شرعی و غیرشرعی نیست؛ یعنی‌هریک‌از افراد یادشده در جدول، اگرچه از راه نامشروع نیز به‌دنیا آمده باشد، نمی‌تواند با نامبردگان ازدواج کند. «۱»

ب- رضاعی اگر کودکی، شیر غیر مادر خود را با شرایط خاصّی بنوشد، به آن زن (دایه) و بستگان او محرم می‌شود که به آن، محرم رضاعی یا شیری گفته می‌شود.

شرایط شیرخوارگی محرمیت

۱. شیر دایه، محصول زایمان و آمیزش شرعی و حلال باشد. بنابراین، اگر زنی بدون زایمان، کودک را شیر بدهد یا از راه زنا زایمان کند، به کودک محرم نمی‌شود.
۲. کودک، شیر را به‌طور مستقیم از پستان بمکد. اگر شیر را در دهانش بدوشند یا در ظرفی بدوشند و به او بدهند، محرم نمی‌شود.
۳. دایه هنگام شیر دادن، زنده باشد؛ بنابراین اگر کودک، همه یا برخی از نصاب شیرخوارگی را از زن مرده تغذیه کند، سبب محرمیت نمی‌شود.
۴. سنّ شیرخوار از ۲۴ ماه قمری، تجاوز نکرده باشد.
۵. کمیّت و کیفیت شیر خوردن به سه شکل زیر باشد:
الف. آن‌قدر شیر بخورد که گوشتش بروید و استخوانش محکم شود.
ب. یک شبانه‌روز، غذایش منحصر در شیر دایه باشد.
ج. ۱۵ مرتبه به‌طور مکفی و متوالی شیر دایه را بنوشد.
کودک باید ۱۵ مرتبه از یک زن شیر بنوشد و اگر چند مرتبه از یک زن و چند مرتبه از زن دیگر شیر بنوشد، گرچه شوهر آن دو، یک نفر باشد، سبب محرمیت نمی‌شود. «۲» احکام شیرخوارگی هرگاه شیرخوارگی با همه شرایط، تحقّق یافت، دایه و شوهرش، پدر و مادر رضاعی کودک شیرخوار می‌شوند و پدران و مادران آنها اجداد کودک محسوب می‌شوند وفرزندانشان برادران و خواهران رضاعی کودک شمرده می‌شوند- چه آنها که پیشتر به‌دنیا آمده‌اند و چه آنها که بعداً به‌دنیا می‌آیند- و در واقع، کودک شیرخوار، یکی از فرزندان این خانواده به‌حساب می‌آید و کلیه کسانی که در جدول گذشته برشمردیم از راه شیرخوارگی بر این کودک محرم می‌شوند. «۱» پدر اصلی کودک رضاعی، نمی‌تواند با هیچ‌یک از فرزندان پدر رضاعی او ازدواج کند؛ چنان‌که نمی‌تواند با فرزندان نسبی مادر رضاعی کودک، ازدواج کند. «۲» اگر مادربزرگی، نوه دختری خود را با شرایط یادشده شیر بدهد، مادر کودک بر همسرش حرام می‌شود و عقد ازدواج آنها باطل می‌گردد. «۳» اگر کسی در تحقّق شیرخوارگی یا برخی از شرایط آن از نظر کمّی و کیفی تردید داشته باشد باید بنا را بر عدم محرمیت بگذارد. «۴»

ج- سببی پیمان زناشویی نیز، سبب محرمیت میان برخی از افراد دو فامیل می‌شود که در جدول زیر آمده است: «۵» «۶» ردیف محارم سببی مرد محارم سببی زن ۱ مادر و مادربزرگ‌های زن به‌بالاپدر و پدربزرگ‌های مرد به‌بالا ۲ دختر زن (نادختری) و نوه‌های او تا آخر ۵ پسر شوهر (ناپسری) و نوه‌های او تا آخر ۳ زن پدر (نامادری) بر فرزند به پایین‌شوهر مادر (ناپدری) ۴ زن پسر (عروس)
احکام خانواده ۳۹ الف. اطاعت ص : ۳۹ بر پدر به بالاشوهر دختر (داماد) ۶

احکام محرمیت سببی

مرد نمی‌تواند بدون اجازه همسر خود با دختر برادر یا دختر خواهر او ازدواج کند. «۱» ازدواج با دو خواهر در یک زمان جایز نیست؛ خواه خواهران نَسَبی باشند یا رضاعی و خواه ازدواج دائم باشد یا موقّت. پس اگر با یکی از خواهران ازدواج کند، عقد دومی باطل است و اگر هردو را با یک عقد بخواهد به ازدواج خود درآورد یا صیغه عقد آنها را همزمان اجرا کنند، عقد هردو باطل است. «۲» اگر زن و مردی از یکدیگر جدا شوند و با افراد دیگری ازدواج کنند، دختر و نوه‌های پسری و دختری زن بر شوهر اوّل و پسر و نوادگان پسری و دختری مرد بر همسر اول او محرم هستند. «۳» احکام محرم و نامحرم گذشته از حکم ممنوعیت و حرمت ازدواج با محارم- اعم از نسبی، و سببی و رضاعی- دربارهٔ محرم و نامحرم احکام دیگری وجود دارد که پاره‌ای از آنها به قرار زیر است:
۱. نگاه کردن نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم، چه با قصد لذت و چه بدون آن، حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است؛ ولی اگر بدون قصد لذّت باشد مانعی ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است. «۴» مرد نباید با قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذت حرام است. «۵»
مرد و زنی که با یکدیگر محرمند، اگر قصد لذت نداشته باشند می‌توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند. «۱»

سؤال ۱. نگاه کردن زن به دست و صورت مرد نا محرم چگونه است؟
جواب. بدون قصد تلذذ و ریبه مانع ندارد. «۲» سؤال ۲. بعضی از آقایان با لباسهای آستین کوتاه و یقه باز هستند، اگر ناخود آگاه به آنان نگاه کنیم حرام است یانه؟
جواب. نظر غیر عمدی اشکال ندارد. «۳» سؤال ۳. آیا نگاه کردن به صورت یا بدن مرد نامحرم اگر به صورت عکس یا فیلم باشد اشکال دارد؟
جواب. حکم نظر به اجنبی را ندارد. «۴» سؤال ۴. نگاه کردن زن به آقایانی که در تلویزیون صحبت می‌کنند و مشخص هستند چه صورت دارد؟
جواب. مانع ندارد. «۵» ۲. پوشش و حجاب بر زن واجب است که تمام بدن خود را از نامحرم بپوشاند؛ ولی پوشاندن وجه و کفین لازم نیست. مگر آنکه مفسده‌ای داشته باشد. «۶» بر مرد نیز واجب است عورتین خود را از مکلفین- و حتی خواهر و مادر خود- بپوشاند؛ ولی زن و شوهر لازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند. «۷»
سؤال ۱. آیاحجاب از ضروریات اسلام است؟
جواب. اصل حکم حجاب از ضروریات است و منکر آن حکم منکر ضروری را دارد و منکر ضروری محکوم به کفر است، مگر اینکه معلوم باشد که منکر خدا یا رسول نیست. «۱»

سؤال ۲. آیا حجاب تنها چادر است؟ یا مانتو و شلوار همراه با روسری بلند یا مقنعه هم حجابی کامل است؟ و آیا ظاهر شدن با لباس گشاد و روسری بلند که به روی شانه‌هابیفتد از لحاظ اسلام حجاب نیست؟
جواب. زن باید تمام بدن را- به استثنای دستها تا مچ و صورت- از مرد نامحرم بپوشاند و در حجاب، لباس خاصی معتبر نیست، اگر چه پوشیدن چادر بهتر است و از لباسهایی که جلب توجه نامحرم کند، اجتناب شود. «۲»

سؤال ۳. گناه و کیفر زنی که موی سرش بیرون و معلوم باشد چیست؟
جواب. حجاب از نامحرم واجب است و کسی که دانسته تخلف می‌کند باید او را نهی از منکر نمایند. «۳»

سؤال ۴. حدود پوشش شرعی مرد نسبت به زن نامحرم تا کجاست؟
جواب. نظر زن به بدن مرد اجنبی جایز نیست، ولی بر مرد لازم نیست خود را بپوشاند. «۴»

۳. گفت و گو شنیدن صدای زن نامحرم، مادامی که با قصد لذت و شهوت نباشد، بنابر اقوا جایز است.
همچنین سخن گفتن بانوان با نامحرم در رساندن صدای خود به آنان در صورتی که بیم فتنه و فساد نباشد، جایز است، اگر چه احتیاط آن است که شنیدن صدای زن نامحرم و یا شنواندن زن صدای خود را به مرد نامحرم در غیر موارد ضروری ترک شود، به ویژه اگر زن جوان باشد. ولی گفت وگوی زن با مردان بیگانه با کیفیت تحریک کننده حرام است، مانند نازک کردن صدا، نرم سخن گفتن و زیبا ساختن صدا که شخص بیمار دل را به طمع اندازد. «۱»

سؤال ۱. صحبت با مرد نامحرم در حد احوال پرسی و یا بیشتر از این چه صورت دارد؟
جواب. اگر مفسده ندارد جایز است. «۲»

سؤال ۲. سلام کردن زن به مرد نامحرم صحیح است یا نه (با در نظر گرفتن روابط اجتماعی)؟
جواب. اشکال ندارد. «۳»

سؤال ۳. مذاکره مرد و زن نامحرم چه صورت دارد؟ سخنرانی مرد جوان در بین خواهران و بالعکس چه صورت دارد؟
جواب. با حفظ حجاب اسلامی مانع ندارد، مگر آنکه مفسده‌ای دربین باشد. «۴»

۴. تماس بدنی هر کس که نگاه کردن به او حرام است، مس نمودن او نیز حرام است. پس مس نمودن زن نامحرم توسط مرد نامحرم و عکس آن جایز نیست. «۵» دست دادن مرد با زن نامحرم، جایز نیست؛ اما اگر دست پوشش داشته باشد، اشکالی ندارد، ولی بنابر احتیاط دست زن را فشار ندهد. «۶» ۵.

اختلاط زن و مرد

سؤال ۱. زنی که می‌خواهد به تحصیل خود ادامه دهد که بعدها شغلی انتخاب کند (البته شغل حلال) ولی فعلًا ادامه تحصیل ملازم با این است که با مرد نامحرم روبه رو شود؛ مثلًا در دانشگاه نزد مرد درس بخواند یا اینکه با مردها در یک کلاس باشد. آیا اینگونه تحصیل جایز است یا خیر؟
جواب. ادامه تحصیل در رشته‌های حلال اشکال ندارد ولیکن تستّر از اجانب و خودداری از اختلاط با آنها لازم است و اگر ادامه تحصیل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دینی و اخلاقی در برداشته باشد ترک کند. «۱»

سؤال ۲. درس خواندن زنان در دانشگاه (با وجود استادهای مرد و استفاده از کلاسهایی که دخترها و پسرها با هم هستند و سوار شدن در سرویسهای دانشگاه به طور مختلط) آیا جایز است؟ البته فساد به همراه ندارد.
جواب. با فرض عدم مفسده و مراعات حجاب اسلامی و سایر وظایف مانع ندارد. «۲»

پرسش ۱. هفت دسته محارم نسبی را نام ببرید.
۲. شیر خوارگی، با چه شرایطی سبب محرمیت می‌شود؟
۳. چه کسانی با پیوند زناشویی با زن، محرم می‌شوند؟
۴. آیا حجاب تنها چادر است؟
۵. دست دادن زن با مرد نامحرم چه حکمی دارد؟

درس چهارم : حقوق شوهر

ازدواج، پیمانی است که میان مرد و زن، منعقد می‌شود و هریک از آنها با اجرای صیغه عقد، در واقع، قراردادی را امضا کرده‌اند که حقوق و وظایف هریک از آنان را به‌وضوح بیان کرده است و شرع و عقل و عرف، پایبندی به آنها را ضروری می‌دانند. آنچه در این درس بیان می‌کنیم، مهم‌ترین حقوقی است که شوهر نسبت به همسر خویش دارد.

الف. اطاعت

آفریننده دانا و توانا، با ظرافت و حکمت، سرپرستی و مدیریت کانون خانواده را به مرد سپرده. در قرآن مجید فرموده است:
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِما انْفَقُوا مِنْ امْوالِهِمْ ... فَانْ اطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلًا. (نساء: ۳۴)
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به احکام خانواده ۴۴ ج. بیرون نرفتن از منزل ص : ۴۴ دلیل برتری‌هایی که خداوند برای برخی نسبت به برخی دیگر قرار داده است و نیز انفاقی که از ثروتهایشان [در مورد زنان] می‌کنند ... پس اگر از شما اطاعت کردند، راهی برای تعدّی بر آن‌ها نجویید.
منظور از اطاعت، فرمانبرداری زن از شوهر در مطلق استمتاعات و امور مربوط به آن و خروج از منزل است. در غیر این دو مورد، زن موظف به اطاعت از شوهر نیست.
استفتاءات زیر را با هم می‌خوانیم.
سؤال ۱. تکلیف زنی که مردش او را مجبور کرده، نماز نخواند و حجابش رابرداردچیست؟
جواب. اطاعت شوهر در امر به ترک نماز و حجاب واجب، جایز نیست؟ «۱»

سؤال ۲. آیا مرد حق دارد به زنش بگوید: موهای خود را کوتاه نکن؟
جواب. حق ندارد؛ ولی [زن] باید مراعات حال شوهر را بنماید؟ «۲»

سؤال ۳. اگر شوهر به زن بگوید: (بیا برویم مهمانی) و زن یک بار به مهمانی برود و ببیند که مجلس مهمانی مجلس گناه است و به شوهر بگوید: (دفعه بعد اگر بخواهی به چنین مهمانیها و مجلسها بروی من با تو نمی‌آیم) و شوهر بگوید: (نه، تو باید هر جا من گفتم بیایی) زن در اینجا چه وظیفه‌ای دارد؟ آیا باید در مجلس مهمانی که گناه است به خاطر اطاعت از شوهر برود یا نه؟
جواب. در فرض مرقوم نباید از شوهر اطاعت کند و جایز نیست به مهمانی مزبوربرود. «۳»

سؤال ۴. اصولًا اطاعت زن از شوهر خود تا چه حدودی هست؟ مثلًا اگر مردی به زن خود هیچ گونه اجازه خروج از منزل را ندهد و از روی خود خواهی یا عدم اطلاع از دین خود امر و نهی کند، زن در این گونه موارد چه وظیفه‌ای دارد؟
جواب. خروج زن از منزل در غیر موارد وجوب منوط به اذن شوهر است و در غیر استمتاعات و امور مربوطه به آن واجب نیست دستورات شوهر را اطاعت کند و اگر شوهر مرتکب خلافی می‌شود، زن غیر از امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای ندارد. «۴»

سؤال ۵. شوهر اجازه صحبت و برخورد و غذا خوردن زن را در سر یک سفره با نامحرم نمی‌دهد. آیا زن می‌تواند با مرد نا محرم بر سر یک سفره بنشیند؟
جواب. اگر زن مواظب وظایف شرعی خود باشد شوهر نمی‌تواند او را منع کند. «۵»

سؤال ۶. اطاعت از شوهر در چه موقعی لازم و ضروری است و در چه موقع غیر ضروری است و واجب نیست؟
جواب. اطاعت واجب فقط در امور مربوط به استمتاع است و بدون اجازه شوهر نباید از خانه خارج شود، مگر اینکه در ضمن عقد شرط کرده باشد یا برای کار واجبی بخواهد از منزل خارج شود. «۱»

سؤال ۷. عواقب اطاعت نکردن از شوهر در استمتاعات و خروج از منزل چیست؟
جواب. اگر زن [در این گونه موارد] از شوهرش اطاعت نکند، گناهکار است و حق غذا، لباس، منزل و همخوابی ندارد؛ ولی مهریه او از بین نمی‌رود. «۲»

ب. تمکین

تمکین یعنی آمادگی زن در برابر کامجوییهای مشروع شوهر. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم، ازدواج از دیدگاه اسلام، امری مقدّس، خدایی و کمال‌آفرین است و انسانها بدون ازدواج به برخی از کمالات نایل نمی‌شوند. شهید مطهّری (ره) در این‌باره می‌گوید:
در میان غرایز شهوانی انسان، هر غریزه‌ای که اشباع شود، اشباع آن تأثیری در معنویت انسان ندارد، جز غریزه جنسی؛ لهذا ازدواج از نظر اسلام، سنّت و مستحب تعبیر شده. علّت اساسی این است که هر مقدار الفت زوجین به یکدیگر بیشتر باشد، یک‌قدم از «خودِ فردی» خارج شده‌اند ... تجربه نشان داده است افرادی که در تمام عمر به‌خاطر هدف‌های معنوی، مجرّد زندگی کرده و نخواسته‌اند دارای زن و بچّه باشند که مانع رسیدن آن‌ها به معنویت شود، در همه آن‌ها یک نوع نقص، هرچند به‌صورت یک خامی وجود داشته است؛ گویی انسان یک نوع کمال روحی دارد که آن کمال روحی که در همه مکتب‌ها و مدرسه‌ها حاصل نمی‌شود، [و در سایه ازدواج حاصل می‌شود.] «۳» قرآن مجید، از همسر، تعبیر به لباس کرده، می‌فرماید:
هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (بقره: ۱۸۷)
زنان، لباس شما هستند و شما [مردان] لباس آنان هستید.
ظاهر واژه لباس، همان معنای معروفش می‌باشد و در اینجا به استعاره به‌کار رفته است؛ زیرا هریک از زن و شوهر، طرف دیگر را از ارتکاب فسق و فجور و اشاعه آن در میان مردم، حفظ می‌کند. پس در واقع، مرد، لباس و ساتر زن است و زن هم ساتر مرد است. «۱» در دیدگاه اسلام، زناشویی، هدفی انسانی و روحی و بسیار فراتر از ارضای غریزه جنسی است و به همین دلیل نیز، زن را موظّف کرده در برابر این خواست طبیعی مرد، کاملًا تمکین کند و او را از این حقّ طبیعی محروم ننماید؛ چنان‌که مرد را موظّف کرده که به درخواست فطری زن، پاسخ مثبت دهد. بنابراین:
زنی که عقد دائمی شده ... باید خود را برای هر لذّتی که شوهر می‌خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند. «۲» همچنین زن باید خود را برای شوهرش بیاراید، بوی خوش استعمال کند و بهترین لباس‌های خود را بپوشد؛ چنان‌که امام صادق (ع) از رسول اکرم (ص) چنین نقل کرده است:
... عَلَیْها انْ تَطَیَّبَ بَاطْیَبِ طیبِها وَ تَلْبَسَ احْسَنَ ثِیابِها وَ تَزَیَّنَ بِاحْسَنِ زینَتِها وَ تَعْرُضَ نَفْسَها عَلَیْهِ غُدْوَةً وَ عَشِیَّةً وَ اکْثَرُ مِنْ ذلِکَ حُقُوقُهُ عَلَیْها. «۳» بر زن لازم است بهترین عطر را به خود بزند و نیکوترین جامه خویش را بپوشد و جالب‌ترین زیورآلاتش را بیاویزد و خود را هر صبح و شام در اختیار شوهرش قرار دهد و حقوق شوهر بر زن، از این نیز بیش‌تر است.
موضوع تمکین زن در برابر شوهر از نظر اسلام به اندازه‌ای مهم است که امام باقر (ع) می‌فرماید: رسول خدا (ص) به زنان مسلمان می‌فرمود:
لاتَطُولَنَّ صَلاتَکُنَّ لِتَمْنَعْنَ ازْواجَکُنَّ. «۴» نمازتان را طولانی نکنید تا مانع کامیابی شوهرانتان نشوید!

محدوده تمکین

تمکین زن در برابر شوهر منحصر به مسائل زناشویی و استمتاعات مشروع و خروج از منزل است و در موارد یادشده نیز زن، در شرط ضمن عقد می‌تواند سهم بیشتری را از شوهر طلب کند؛ سؤال ۱. آیا این موضوع که زن باید در عمل زناشویی از شوهر خود تمکین کند، حدی دارد یا اینکه به طور محدود هر گاه شوهر خواست، باید زن تمکین کند (البته در مواقعی که عذر شرعی نداشته باشد)؟
جواب. هرگاه شوهر بخواهد، زن باید تمکین کند. «۱»

سؤال ۲. آیا به این دلیل که کودک باید دو سال کامل شیر بخورد، می‌توان از نزدیکی با شوهر اجتناب کرد (چون در آن صورت احتمال مجدد حاملگی و قطع شیر هست)؟
جواب. در فرض مرقوم در صورت در خواست شوهر، زن حق امتناع ندارد. «۲»

سؤال ۳. دختری که به عقد فردی در آمده و هنوز مدخوله نیست، از شوهرش تقاضای نفقه می‌نماید؛ اما شوهرش می‌گوید تا زن تمکین نکند نفقه‌اش را نمی‌دهد و زن هم اظهار می‌دارد که تا تمام مهریه را نگیرد، تمکین نمی‌کند. آیا او مستحق نفقه حال و گذشته هست یا نه؟
جواب. در فرض مسئله که زن برای گرفتن مهریه تمکین نکرده، نفقه ساقط نمی‌شود. «۳»

سؤال ۴. آیا ... زن می‌تواند بگوید: (تا مهر مرا ندهی تمکین نمی‌کنم)؟ و بر فرض اینکه بتواند بگوید، آیا [در صورت امتناع از تمکین] ... مستحق نفقه می‌شود؟
جواب. اگر بعد از عقد تمکین نکرده، می‌تواند تا گرفتن مهر خود تمکین نکند و در این صورت استحقاق نفقه دارد. «۴»

سؤال ۵. تمکین و آمیزش در چه مواردی از نظر شرعی ممنوع و حرام است؟
جواب. برخی از موارد آن عبارت است از:

۱. ایام عادت ماهانه؛ در صورت ارتکاب، مرد باید کفاره بدهد.

۲. ایام نفاس (نقاهت پس از زایمان)، در صورت ارتکاب، احتیاط واجب آن است که مرد کفاره بدهد.

۳. در روزهایی که زن، روزه واجب گرفته است و کسی که به واسطه مسافرت یا مرض (در ماه رمضان) روزه نمی‌گیرد، نمی‌تواند زن روزه دار خود را به آمیزش مجبور کند. در صورت مجبور کردن او، بنابر احتیاط باید کفاره‌اش را بدهد. «۱»

ج. بیرون نرفتن از منزل

زن نباید بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود، حتی نمی‌تواند به خانواده خویش سرکشی کند. «۲» امام صادق (ع) می‌فرماید:
رسول خدا (ص) اجازه نداده که زن، بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شود و اگر چنین کند، همه فرشته‌های آسمان و هر چیزی که او بر آن می‌گذرد- از ج احکام خانواده ۵۰ ۳. بیتوته ص : ۵۰ ن و انس- وی را لعنت می‌کنند، تا به منزل بازگردد. «۳»

سؤال ۱. آیا زن با ادعای تنفر از شوهر می‌تواند خانه را ترک گوید یا خیر؟
جواب. بدون اذن یا رضای شوهر نمی‌تواند خانه را ترک گوید. «۴»

سؤال ۲. عیال این جانب مدتی است که مرا در سن کهولت و با حالت مریضی بدون اجازه ترک نموده است، آیا شرعاً او می‌تواند بدون اجازه و رضایت من خانه را ترک نماید یا آنکه بدون اجازه به زیارت اماکن متبرکه برود؟
جواب. خروج زن از منزل ولو برای زیارات مستحبه باید با اذن شوهر باشد و در واجبات اذن شوهر معتبر نیست. «۵»

سؤال ۳. آیا زن بدون اجازه شوهرش می‌تواند در مجالس روضه و مسجد، یا مجالس مذهبی دیگر شرکت نماید یا خیر؟
جواب. زن بدون اذن شوهر نباید از منزل خارج شود مگر در واجبات. «۱»

سؤال ۴. شرکت زن در مراسم نماز جمعه، دعای کمیل، راهپیمایی در مراسم اسلامی، چه حکمی دارد؟
جواب. در غیر واجبات، خروج از منزل منوط به اجازه شوهر است. «۲»

سؤال ۵. آیا زن مجاز است بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود و به مهمانی، گردش و حتی برای خرید بیرون برود؟
جواب. جایز نیست مگر در واجبات؟ «۳»

سؤال ۶. همسر من شاغل است، بنده با کارکردن ایشان مخالف هستم ولی او نمی‌پذیرد، آیا می‌توانم شرعاً از کارکردن او جلوگیری نمایم؟
جواب. خارج شدن زن از منزل باید با اجازه شوهر باشد، مگر اینکه در ضمن عقد شرط کرده باشند که زن بتواند خارج شود. «۴»

پرسش ۱. زن در چه اموری باید تابع شوهر باشد؟
۲. اگر زن در موارد لازم، از شوهرش اطاعت نکند، چه حکمی دارد؟
۳. در چه شرایطی مرد نمی‌تواند مانع تحصیل و کار همسر خود شود؟
۴. در چه مواردی تمکین زن در برابر شوهر حرام است؟
۵. آیا زن بدون اجازه شوهر می‌تواند در مجالس روضه و مسجد یا مجالس مذهبی دیگر شرکت نماید؟

درس پنجم : حقوق زن

زن با اجرای صیغه عقد، شریک زندگی مرد می‌شود و از نظر شرع، عقل و عرف، حقوق خاصی به او تعلق می‌گیرد که می‌توان آنها را به دو نوع واجب و مستحب تقسیم کرد.

الف. حقوق واجب

مهریه

چیزهایی را که می‌توان مهریه قرار داد عبارتند از هر چه که مسلمان بتواند مالک آن شود؛ از قبیل عین مانند خانه، باغ، دام، پول نقد، طلا ونقره، دین مانند چک و سفته و غیره، منفعت، کار مباح، آموزش و حقوق مالی.
مهریه مقدار معینی ندارد؛ بلکه هر مقدار که مورد رضایت و توافق زن و مرد قرار گیرد خواه کم باشد یا زیاد. البته نه به آن اندازه که بر اثر کمی از مالیت خارج باشد و از آن سو مستحب است که بیشتر از مهر السنه یعنی ۵۰۰ درهم نباشد. «۱»

سؤال ۱. مسئله‌ای که اکثر جوانان در موقع ازدواج با آن روبه رو هستند گرفتن مهریه زیاد از طرف والدین دختر می‌باشد ... نظر حضرت عالی در مورد زیاد بودن مهریه چیست؟
جواب. در اسلام حدی برای مهریه به نحو لزوم معین نشده، ولی مستحب می‌باشد که مخارج ازدواج و همچنین مهریه را کم کنند و نیز مستحب است مقدار مهریه از مهرالسنه که پانصد درهم است زیادتر نباشد. «۲»
سؤال ۲. مهر السنه در زمان ما چقدر است؟ و آیا در یک عقد ازدواج می‌شود هم مهر السنه را به حساب آورد و هم مبلغ دیگر و چیز دیگری را به آن ضمیمه نمود؟
جواب. مقدار مهر السنه ۵/ ۲۶۲ مثقال نقره مسکوک است و تقویم آن موکول به عرف بازار است و ضمیمه آن با چیز دیگر مانع ندارد. «۱»

سؤال ۳. آیا در تعیین مقدار مهریه توافق دختر و پسر کافی است یا آنکه والدین آنان هم حق اعمال نظر دارند؟
جواب. بستگی به توافق دختر و پسر دارد. «۲»

نفقه

منظور از نفقه، تأمین مخارج و نیازمندیهای عادی زندگی اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و لوازم زندگی، دارو و درمان، لوازم بهداشتی و آرایشی و مانند آن است.
خوراک: خوراک زن از نظر کمی و کیفی باید به گونه‌ای باشد که او را سیر کند، موافق طبع او باشد و نیازمندیهای بدنش را برآورده سازد؛ همین طور غذای متداول و متعارف بین مردم باشد. همچنین زن مستحق میوه فصل به اندازه متعارف و موادی چون قند و چای و مانند آن می‌باشد.
پوشاک: پوشاک او نیز در حد متعارف همشهریهایش باید تأمین شود و مرغوبیت آن از نظر اندازه و جنس و زمستانه و تابستانه، مدنظر قرار گیرد و اگر زن از زیباپوشان است، باید گذشته از پوشش بدن، لباسی را که امثال او می‌پوشند، برایش تهیه کند. «۳»

مسکن

زوجه، مستحق مسکنی است که شایسته حال او و امثال اوست، و این حق را دارد که مسکن مستقل مطالبه کند، خواه ملکی باشد یا اجاره‌ای و عاریه‌ای. چنان که اثاث منزل نیز باید در حدّ متعارف برایش فراهم شود. «۴»

دارو و درمان

داروهای متعارفی که مردم در طول ماه‌ها و سالها به جهت بیماریها و دردها معمولا به آن نیاز دارند، جزو نفقه است، ولی ظاهر آن است که دارویی که در معالجات سخت مصرف می‌شود و به طور اتفاقی به آن نیاز پیدا می‌کند، به ویژه اگر به بذل مال فراوان محتاج باشد جزو نفقه نیست. «۱»

امور بهداشتی

ظاهر آن است که اجرت حمام- هنگام نیاز- جزو نفقه است. در صورتی که محل زندگی زن از جاهایی است که حمام کردن در خانه متعارف نیست و یا به دلایلی متعذر یا سخت است. «۲»

سؤال ۱. آیا علاوه بر نفقه و نیازهای ضروری زن که بر شوهر می‌باشد نیازهای دیگر زن که جنبه معنوی دارد، از قبیل خرید کتاب، پول برای انفاق به فقرا، هدیه دادن و غیره، نیز بر عهده شوهر است؟
جواب. رفع نیازهای مورد سؤال بر شوهر واجب نیست. «۳»

سؤال ۲. در صورتی که زن درآمد کافی داشته باشد، آیا شوهر می‌تواند از پرداختن نفقه به همسر خود امتناع ورزد؟
جواب. نفقه زن بر شوهر واجب است گرچه زن در آمد کافی داشته باشد. «۴»

سؤال ۳. ... آیا کسی که عائله‌اش را رها کرده و رفته است، نسبت به مخارج فرزندان خود بدهکار است یا نه؟ اگر نیست، تکلیف آن شخصی که خرجی این فرزندان را داده- به امید اینکه مخارجش را از پدر بچه‌ها بگیرد- چیست؟
جواب. اگر زن استحقاق نفقه داشته باشد، نفقه او دین است بر عهده شوهر، و نفقه گذشته فرزند، دین بر عهده پدر نیست و اگر زن به امر و اجازه حاکم شرع نفقه خود و فرزندش را از کسی بر عهده شوهر قرض کرده، شخص قرض دهنده می‌تواند به شوهر رجوع کند. «۵»
سؤال ۴. اگر زن نفقه خود را پس انداز کند، شوهرش حق باز پس‌گیری آن را دارد؟
جواب. اگر شوهر، مخارج زن را به شکل هفتگی یا ماهانه بپردازد و زن آن را خرج نکند یا صرفه جویی نماید، حق باز پس‌گیری آن را ندارد. «۱»

سؤال ۵. نفقه با چه شرایطی واجب است؟
جواب. شرایط وجوب نفقه عبارتند از:

۱. دائمی بودن زوجه، پس نفقه به همسر موقت تعلق نمی‌گیرد.

۲. تمکین زوجه در آنچه اطاعت شوهر لازم است، پس زنی که از اطاعت شوهر تمرد کند، حق نفقه ندارد. ۳. پایبندی زوجه به دین مقدس اسلام، پس اگر زن مرتد شود، حق نفقه ندارد. «۲»

۳. بیتوته مرد، مجاز نیست همسرش را به گونه‌ای رها کند که معلوم نباشد آیا شوهر دارد یا ندارد و طلاق داده شده یا نشده. زن را در این حالت «معلّقه» می‌گویند و ضرورت دارد مرد به قدر لازم به همسرش سرکشی کند و شبهایی را نزد او بماند که به حالت معلّقه درنیاید.
این کار را اصطلاحاً «حق بیتوته: همخوابگی» می‌نامند که به شکلهای زیر ضرورت می‌یابد.
الف. اگر مرد، یک همسر دائمی دارد، بیتوته حد معینی ندارد، ولی نمی‌تواند زن را به حالت معلّقه رها کند.
ب. اگر مرد، بیش از یک همسر دائمی دارد؛ وقتی پیش یکی از آنها بیتوته کند، واجب است نزد دیگری نیز بیتوته کند. «۳»

۵. زن- خواه دائمی باشد خواه موقت- در هر چهار ماه، حق یک بار آمیزش دارد و برای شوهر جایز نیست، او را از چنین حق احکام خانواده ۵۶

ب. هنگام زایمان ص : ۵۴ ی محروم کند، مگر این که او اجازه بدهد یا عذری مانع این کار باشد. «۴»

ب. حقوق مستحب

منظور از حقوق مستحبی، اموری است که رعایت آنها از سوی شوهر، سبب تقویت بنیاد خانواده می‌گردد و مرد از این طریق به پاداش الهی نایل می‌شود؛ گرچه مراعات آنها الزام آور نیست و زن نمی‌تواند هیچ یک را مطالبه کند. برخی از آن حقوق عبارت است از:
۱. توسعه رفاهی برای مرد، زیبنده است نسبت به توسعه اقتصادی و فزونی درآمد خود، بر رفاه و آسایش خانواده خویش بیفزاید و به تعبیر رهبر عظیم الشأن اسلام (ص):
إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَأْخُذُ بِآدابِ اللَّهِ؛ اذا وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیهِ اتَّسَعَ وَ اذا امْسَکَ عَنهُ امْسَکَ. «۱» مؤمن به آداب الهی عمل می‌کند؛ هر گاه خدا به او توسعه دهد، او نیز [دیگران را] توسعه می‌دهد و هر گاه خدا از او باز دارد، او نیز چنین می‌کند.
امام رضا (ع) نیز می‌فرماید:
یَنْبَغی لِلرَّجُلِ انْ یُوَسِّعَ عَلَی عَیالِهِ لِئَلَّا یَتَمنَّوْا مَوْتَهُ. «۲» شایسته است مرد، بر عیالش، توسعه دهد تا مرگ او را آرزو نکنند!

۲. آمادگی و آراستگی میان زن و شوهر، رابطه عاطفی و عشق و محبت الهی، برقرار است و هر یک از آنها موظفند در تحکیم و صیانت چنین رابطه‌ای کوشا باشند. به همین دلیل مرد باید همواره به گونه‌ای آراسته و خوش نما باشد که محبت همسرش را به خود معطوف دارد و اگر برعکس عمل شود، ارتباط عاطفی میان آنها ضعیف و در مواردی- نیز- خطر ساز می‌شود.
در روایات اسلامی، همان گونه که زن موظف شده تا خود را برای شوهر بیاراید، به مردان نیز چنین سفارشی شده است و بزرگان اسلام، چنین سنتی داشته‌اند؛
حسن بن جهم می‌گوید:
امام رضا (ع) را دیدم که محاسنش را رنگین کرده بود، با تعجب پرسیدم فدایت شوم، شما نیز محاسنتان را خضاب کرده‌اید؟! فرمود: آری. آراستگی و آمادگی مرد از جمله کارهایی است که بر عفت و پاکدامنی زن می‌افزاید و اگر مردان خود را برای همسرانشان آماده نکنند، عفت زنان کاهش می‌یابد و همان گونه که تو دوست نداری همسرت را بی تفاوت ببینی، او نیز چنین حالتی را از تو نمی‌پسندد، اصولا نظافت و خوشبویی و اصلاح سر و صورت از اخلاق پیامبران است. «۱»

۳. محدودیت کاری مرد باید در حد توان، از واگذاردن کار به خصوص کارهای سخت و طاقت فرسا به همسر خویش امتناع ورزد. شایسته‌ترین کارها برای زن، تربیت فرزند صالح و خوب شوهر داری کردن است. وقتی حضرت زهرا و علی (ع) برای تقسیم کارهایشان با رسول اکرم (ص) مشورت کردند، آن حضرت، کارهای خارج از منزل را به امیرمؤمنان (ع) و کارهای داخلی منزل را به حضرت زهرا (س) واگذار کرد. حضرت زهرا (س) پس از این تقسیم بندی فرمود: کسی جز خدا نمی‌داند که من چقدر مسرور شدم از اینکه پیامبر (ص) مرا از کارهای خارج از منزل و درگیری با مردان معاف کرد! «۲»
پرسش:
۱. حقوق واجب زن را نام ببرید.
۲. نفقه چیست و محدوده آن کدام است؟
۳. آیا اگر زن نفقه خود را پس انداز کند، شوهرش حق بازپس‌گیری آن را دارد؟
۴. نفقه با چه شرایطی واجب است؟
۵. چند نمونه از حقوق مستحب همسر را نام ببرید.

درس ششم : حقوق کودک

فرزندان، شکوفه‌های زندگی و عامل تحکیم اساس خانواده هستند که در اسلام، آداب و رسوم و قوانین و دستورهای ارزشمندی به آنان اختصاص یافته است. از آنجا که بیان همه آنها کتاب‌های مستقلی را می‌طلبد، در این درس، اندکی از حقوق انبوه کودک را یادآوری می‌کنیم.

الف. ایام بارداری

نخستین حق کودک «حق حیات» است که با استقرار و انعقاد نطفه در رحم مادر، شروع می‌شود و پدر و مادر موظفند چنین حقی را به رسمیت بشناسند و از موجودیت کودک بالقوه خویش صیانت کنند. مهم‌ترین وظایف پدر و مادر، در این عرصه عبارت است از:
- امنیت و تغذیه کافی؛ مادر باید در دوران بارداری از امنیت و تغذیه سالم برخوردار باشد، تا سلامت و رشد جنین را تأمین کند؛ تأثیر امنیت جسمی و روحی مادر بر جنین، امری محسوس و غیر قابل تردید است و نیازی به بحث ندارد. دربارهٔ تغذیه مادر نیز سخن فراوان است. دستور کلی، تغذیه کافی و استفاده از غذاها و میوه‌های مقوی و خوشبو و انواع ویتامین‌های مورد نیاز است و راز این که بانوان باردار، میل شدید (ویار) به برخی از غذاها پیدا می‌کنند نیز همین است که جنین آنها چنین غذایی را نیاز دارد و نیاز او به مادر منتقل می‌شود. روایات متعددی از سوی پیشوایان معصوم (ع)، مسئله تغذیه مادر را مطرح کرده که به دو روایت از پیامبر (ص) بسنده می‌کنیم:
اطْعِمُوا حَبالاکُمُ السَّفَرْجَلَ فَانَّهُ یُحْسِنُ اخلاقَ اوْلادِکُمْ. «۱» به زنان باردارتان «به» بخورانید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می‌کند.
اطْعِمُوا حَبالاکُمُ اللُّبانَ فَانَّ الصَّبیَّ اذا غُذِّیَ فِی بَطْنِ امِّهِ بِاللُّبانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زیدَ عَقْلُهُ. «۲» به زنان حامله، کندر بخورانید که کودک، وقتی در شکم مادر، کندر تغذیه کند، دلش محکم و خردش افزون می‌گردد.

ب. هنگام زایمان

زایمان و نوزاد در اسلام، آداب خاصی دارند که برخی واجب و برخی مستحب است؛ ما در اینجا به بیان آداب مهم بسنده می‌کنیم.
۱. زایمان: هنگام زایمان، تنها زنان باید در کارها دخالت کنند و مردان، حق دخالت در کارهایی که مستلزم نگاه حرام است ندارند، مگر آنکه زنی حاضر نباشد و چاره‌ای جز دخالت مردان نباشد. البته دخالت همسر مانعی ندارد، گرچه زنان بتوانند کار وی را انجام دهند. «۳»

۲. شست و شو: مستحب است نوزاد را پس از تولد- در صورتی که برایش ضرر نداشته باشد- بشویند. «۴»

۳. خوراک مادر و نوزاد: در روایات اسلامی، تأکید شده که نخستین غذای مادر رطب (خرمای تازه) باشد. رسول کرم (ص) فرموده است:
لِیَکُنْ اوَّلُ ما تَأکُلُهُ النَّفْساءُ الرُّطَبَ. «۵» نخستین غذای زائو، باید رطب باشد.
حضرت صادق (ع) نیز سفارش کرده که:
حَنِّکُوا اوْلادَکُم بِتُربَةِ الحُسَیْن (ع) فَانَّهُ امانٌ. «۱» کام فرزندانتان را با تربت سید الشهداء (ع) برگیرید که امنیت آنان را تضمین می‌کند.
۴. آوای ملکوتی: بهتر است نخستین صدایی که به گوش نوزاد می‌رسد آوای توحید باشد و مستحب است در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود. «۲»

۵. نام گذاری: از حقوق لازمی که فرزند بر پدر دارد، انتخاب نام نیکوست و بهترین نام‌ها، نام‌هایی است که معنای بندگی خدا را داشته باشد، مثل عبداللَّه، عبدالرحیم و عبدالرحمان، و سپس نام‌های پیامبران و امامان (ع) اولویت دارد که بهترین آنها «محمد» است و اگر کسی دارای چهار فرزند پسر شود، مکروه است که نام یکی از آنها را محمد نگذارد. «۳»

۶. اصلاح سر و ختنه: مستحب است روز هفتم، سر نوزاد را بتراشند و به وزن آن طلا یا نقره به مستمندان، صدقه دهند. «۴» ختنه کردن پسر نیز واجب است و مستحب است آن را نیز در روز هفتم تولد انجام دهند گرچه می‌توان آن را به تأخیر انداخت و اگر تا هنگام بلوغ پسری را ختنه نکنند، بر خود او واجب می‌شود اقدام کند و ختنه، شرط صحت طواف خانه خدا در حج و عمره است. «۵»

۷. ولیمه و عقیقه: مستحب است پس از ولادت نوزاد، ولیمه دهند؛ چنان که مستحب است برای ختنه کردن نیز ولیمه دهند و اگر تا روز هفتم پسر را ختنه کنند، می‌توان یک ولیمه به نیت هر دو سنت داده شود. «۶» یکی از مستحبات مؤکد، «عقیقه» است، یعنی کشتن شتر یا گاو و گوسفند و صدقه دادن آن به نیت نوزاد. مستحب است برای پسر، حیوان نر و برای دختر، حیوان ماده، عقیقه کنند و مستحب است عقیقه در روز هفتم ولادت انجام پذیرد و هر قدر تأخیر بیفتد، استحباب آن ساقط نمی‌شود و از هنگام بلوغ تا آخر عمر بر خود شخص مستحب است عقیقه خود را بدهد و پس از مرگ او نیز بر بازماندگانش مستحب است از سوی او عقیقه تولدش را بدهند.
عقیقه باید حتماً حیوان باشد و صدقه قیمت آن کافی نیست و مستحب است ران حیوان را به ماما اختصاص دهند و در پخش آن به شکل خام یا پخته مخیرند؛ چنان که می‌توانند آن را بپزند و دست کم، ده نفر مؤمن را به خوردن آن دعوت کنند و هر چه مؤمنان بیش‌تر باشند، بهتر است و آنان پس از صرف غذا برای کودک دعا کنند. «۱»

ج. دوران شیرخوارگی

مستحب است کودک از شیر مادرش تغذیه کند؛ زیرا شیر مادر، با برکت‌تر از شیردیگران است. مگر آنکه برخی جهات، مانند شرافت و طهارت شیر دیگران یا خباثت مادر، شیر دیگری را در اولویت قرار دهد. «۲» دوران کامل شیرخوارگی، دو سال تمام (۲۴ ماه قمری) است و تا ۲۱ ماه نیز می‌توان آن را کاهش داد، ولی در صورت امکان و بدون ضرورت، نباید بیش از آن کاهش دهند. «۳» اگر پدر و جدّ کودک، توان تأمین شیر او را داشته باشند، بر مادر واجب نیست کودک را به طور رایگان شیر بدهد، بلکه می‌تواند در ازای شیر، اجرت مطالبه کند، ولی اگر کودک یا پدر و جدّ او تمکن مالی نداشته باشند، بر مادر واجب است توسط خود یا زن دیگری، شیر کودک را تأمین کند و مخارج او را بپردازد. «۴» اگر مادر، داوطلبانه حاضر شود مجانی یا با اجرت کم‌تری کودک خود را شیر دهد بر دیگران ترجیح دارد، ولی اگر دیگران با اجرت کمتری حاضر شوند کودک را شیر دهند، پدر طفل، حق دارد او را به آنان واگذارد. «۵»
در روایات متعددی از معصومین (ع)، آداب و رسوم و نکات مهمی پیرامون شیرخوارگی اطفال بیان شده که در اینجا به دو روایت از امام صادق (ع) تبرک می‌جوییم:
الرَّضاعُ واحِدٌ وَ عِشْروُنَ شَهراً فَما نَقَصَ فَهُوَ جَوْرٌ عَلَی الصَّبِیِّ. «۱» دوران شیرخوارگی [دست کم] ۲۱ ماه است و هر چه از آن کاسته شود، بر کودک، ستم‌شده‌است.
امام به بانویی به نام ام اسحاق- که در حال شیر دادن طفل خود بود- فرمود:
یا امَّ اسْحاقَ لا تُرضِعیهِ مِن ثَدْیٍ واحدٍ وَ ارْضِعیهِ مِنْ کِلَیهُما یَکُونَ احَدُهُمَا طَعاماً وَ الاخَرُ شَراباً. «۲» ای ام اسحاق! کودکت را از یک پستان شیر مده، بلکه او را از دو پستان شیر بنوشان تا یکی غذا و دیگری نوشابه‌اش باشد.

د. حق حضانت

نگهداری و تربیت کودک تا به سن بلوغ و رشد عقلی نرسیده، بر عهده پدر، مادر، جدّ یا دیگر نزدیکان اوست که از نظر فقهی به آن «حق حضانت» اطلاق می‌شود که به ترتیب:
به مادر، سپس پدر و بعد به دیگر نزدیکان تعلق می‌گیرد.
۱. مادر: مادر- به شرط آنکه آزاد، مسلمان و خردمند باشد- سزاوارترین کس به نگهداری و پرورش کودک و دیگر مصالح او در دو سال شیرخوارگی است. بنابراین، کودک خواه پسر باشد یا دختر، خواه شیر مادر بخورد یا از راه دیگری تغذیه شود باید در دامان مادر پرورش یابد و پدر نمی‌تواند او را از مادر جدا کند، گرچه کودک را از شیر هم باز گرفته باشند.
حضانت دختر تا هفت سالگی از آن مادر است و اگر مادر از شوهرش جدا شود تا هنگامی که ازدواج مجدد نکند، حق حضانت برایش محفوظ است، و اگر مادر با فرد دیگری ازدواج کند، حق حضانت او- چه دربارهٔ پسر و چه دربارهٔ دختر- از بین می‌رود.
تبصره: اگر مادر از شوهر دومش جدا شود، بعید نیست که حق حضانت او تجدید شود و احتیاط آن است که با پدر کودک صلح و سازش نماید. «۱»

۲. پدر: حق حضانت پسر پس از دو سالگی و دختر پس از هفت سالگی از آن پدر است و اگر مادر پیش از اتمام حق حضانت از پدر جدا شود و ازدواج مجدد کند، حق حضانت به پدر منتقل می‌شود. «۲» با مرگ پدر، حق حضانت به مادر منتقل می‌شود خواه ازدواج کند یا نکند؛ چنان که اگر مادر در دوران حضانت خویش از دنیا برود، حق حضانت از آن پدر می‌گردد. «۳»

۳. خویشان: با فقدان پدر و مادر، حق حضانت از آن خویشان کودک است و نخست به جدّ پدری او می‌رسد و اگر او یا وصی او نباشد، دیگر خویشان کودک- طبق اولویت ارثی- حق حضانت می‌یابند و در صورت تعدد و تساوی، میان آنها قرعه انداخته می‌شود. «۴» یک مسئله: حضانت با بلوغ و رشد «۵» فرزند به پایان می‌رسد و دیگر هیچ کس- حتی والدین- حق حضانت بر او را ندارند، بلکه جوان، اختیار خود را دارد؛ خواه پسر باشد یا دختر. «۶» پرسش:
۱. حقوق کودک در ایام بارداری را بیان کنید.
۲. آداب پس از زایمان را توضیح دهید.
۳. زمان کشتن عقیقه را بیان کنید.
۴. زمان شیرخوارگی چقدر است؟
۵. حق حضانت کودک از آن کیست؟

درس هفتم : تنظیم خانواده

مسئله تحدید نسل یا تنظیم خانواده، سالیانی است که نظر جامعه شناسان، اقتصاددانان و سیاستمداران را به خود معطوف داشته و در میان ملل جهان، طرفداران و مخالفانی را پیدا کرده است. حق یا ناحق بودن یا سودمند و زیانبار بودن این مسئله را به اهلش وا می‌گذاریم و در اینجا تنها به جنبه فقهی آن نظری می‌افکنیم.

جلوگیری

جلوگیری از ریختن منی در رحم زن بدون اشکال جایز است، در صورتی که همسر دائمی مرد اجازه بدهد، ولی بدون اجازه همسر دائمی، بنابر اقوا مکروه است. «۱» بنابراین طبق فتوای امام راحل (قدس سره) و بسیاری از فقها اصل جلوگیری از بچه‌دار شدن اشکال ندارد و هر خانواده‌ای این حق را دارد که طبق مصلحت خویش عمل کند و تعداد فرزندان خود را به تناسب توانایی‌های جسمی، مالی، جغرافیایی، فرهنگی و زمانی انتخاب نماید، ولی الزامی در این مورد در کار نیست؛ مگر آنکه دولت جمهوری اسلامی بنابر مصالحی که تشخیص می‌دهد، تنظیم خانواده را اجباری کند که در این صورت، رعایت قانون، الزام شرعی نیز دارد.
شرایط جواز جلوگیری آنچه یاد شد مربوط به عمل جلوگیری طبیعی و بدون استفاده از ابزار و داروهای جدید و عدم دخالت دیگران است؛ ولی استفاده از راه‌هایی که امروزه مطرح است با سه شرط جایز است:
الف. موجب نقص عضو یا عقیم شدن دائمی زن یا مرد نشود.
ب. سبب لمس یا نگاه کردن حرام دیگران نباشد.
ج. زن با اجازه شوهر از ابزار و دارو استفاده کند.
سؤال ۱. بستن لوله‌های رحم برای جلوگیری از حامله شدن چه صورتی دارد؟
جواب. اگر موجب نازایی دائمی نشود و ضرر به مزاج نرساند و همراه یا مستلزم محارم خارجی نشود اشکال ندارد. «۱» سؤال ۲. راه‌های شرعی جلوگیری از حاملگی را بیان فرمایید.
جواب. جلوگیری از حمل در صورتی که موجب عقیم شدن یا نقص و فساد عضو نشود اشکال ندارد. «۲» سؤال ۳. گذاشتن دستگاه جلوگیری از بارداری جایز است یا خیر؟
جواب. اگر دستگاه به وسیله کسی که جایز نیست لمس یا نظر به عورت او کند گذاشته می‌شود و مستلزم لمس و نظر است، حرام است و در غیر این صورت مانع ندارد، مگر اینکه موجب عقیم شدن یا نقص عضو شود. «۳» سؤال ۴. آیا دلایلی مانند مشکلات اقتصادی، اجتماعی، تعدد اولاد و کهنسالی مجوّزی برای قطع دائم حاملگی و یا سقط جنین می‌باشد؟
جواب. آنچه ذکر شده مجوّز نیست. «۴» سؤال ۵. جلوگیری از تولید نسل به هر ترتیب جایز است یا نه؟
جواب. جلوگیری کلی و دائمی از تولید نسل جایز نیست؛ ولی اگر موجب عقیم شدن و نقص عضو نباشد مانع ندارد موقتاً. «۵» احکام خانواده ۶۷ ۱. حیوانی ص : ۶۵

باروری مصنوعی

تولید نسل از راه غیر طبیعی به شکلهای مختلفی صورت می‌پذیرد که از دیدگاه فقهی دارای احکامی ویژه است:
الف. بهترین نوع باروری مصنوعی، آن است که نطفه مرد به وجه حلال تهیه و توسط خود او به همسرش تلقیح شود، در این صورت، فرزندی که به دنیا می‌آید منسوب به زوجین است؛ مانند فرزند طبیعی.
ب. نطفه مرد از راه شرعی به دست آید و توسط غیر شوهر، تلقیح شود، در صورتی که مستلزم نگاه یا تماس حرام نباشد، جایز است و فرزند متعلق به زن و شوهر است. «۱» ج. به دست آوردن نطفه مرد یا تلقیح، مستلزم کار حرامی باشد، در این صورت، تلقیح، جایز نیست، ولی اگر انجام گیرد، فرزند، مشروع و متعلق به زن و شوهر است. «۲» د. باروری زن با نطفه غیر همسرش جایز نیست؛ خواه زن، همسر داشته باشد یا نه، و خواه زن و شوهر، اجازه بدهند یا نه و خواه نطفه از محرم آن زن گرفته شود یا نه.
در این صورت، اگر تلقیح انجام گیرد و فرزندی به وجود بیاید که بدانند نتیجه تلقیح است، بدون شک پدر این فرزند، شوهر این زن نیست. «۳» ه. ممکن است بر اثر پیشرفت علم و فنّاوری، در آینده، باروری مصنوعی تنوع یابد از جمله:
- نطفه مرد را از میوه‌ها و حبوبات و امثال اینها به‌دست آورند و به زن تلقیح کنند و از این طریق کودکی به‌وجود بیاید. در این صورت، فرزند از آنِ مادر است و به کس دیگری تعلّق ندارد. «۴» - نطفه مرد را در دستگاهی شبیه ماشین جوجه‌کشی، پرورش دهند و فرزندی تولید شود، چنین فرزندی، تنها به مرد تعلّق دارد. «۵»
- نطفه را از میوه‌ها یا موادّ دیگر به‌دست آورند و در دستگاه پرورش دهند، اگر چنین تولیدی انجام گیرد، ضمن اینکه هیچ اشکالی ندارد، محصول آن نیز (هیچ پدر و مادری ندارد و) به کسی منسوب نمی‌شود. «۱» ۳. سقط جنین از بین بردن جنین آدمی از مرحله نخستین استقرار در رحم به بعد جایز نیست و هیچ‌کس حتّی زن و شوهر، حقّ چنین کاری را ندارند:
استفتا: آیا بعد از انعقاد نطفه، از بین بردن آن جایز است یا خیر؟
ج. بعد از انعقاد نطفه، جایز نیست. «۲» سقط جنین دو حکم تکلیفی و وضعی دارد؛ حکم تکلیفی آن «حرمت» است و هرکس مرتکب آن شود، مرتکب گناه شده که باید از آن توبه کند. حکم وضعی آن نیز پرداخت جریمه یا «دیه» است که به تناسب مراحل مختلف جنین، به شرح زیر تعیین می‌شود. «۳» ردیف وضعیت جنین جنسیت مقدار دیه ۱ روح در او دمیده شده باشدپسر دختر ۱۰۰۰ دینار ۵۰۰ دینار ۲ خلقتش تمام و گوشتش روییده باشدپسر و دختر ۱۰۰ دینار ۳ استخوان‌بندی‌اش کامل ولی گوشت نروییده باشدپسر و دختر ۸۰ دینار ۴ به شکل مضغه باشدپسر و دختر ۶۰ دینار ۵ به شکل علقه باشدپسر و دختر ۴۰ دینار ۶ نطفه در رحم، مستقر شده باشد- ۲۰ دینار ۱- اگر زنی، بچّه خود را ساقط کند، باید دیه کامل آن را [به پدر یا ورثه دیگر] بپردازد وخود بهره‌ای از دیه ندارد. «۱» اگر کسی زن حامله‌ای را بکشد و بچّه او نیز بمیرد، دیه بچّه جداگانه محاسبه و دریافت می‌شود. «۲»

موارد اضطراری

۱. استفتا: زنی حامله شده و تقریباً یک‌ماه و نیم از حاملگی او می‌گذرد؛ دکترهامی‌گویند این حمل برای مادر، خطر جانی دارد و موجب فلج شدن وی خواهد گشت. آیا سقط جنین برای چنین مادری جایز است؟
ج. اگر ضرر و خطر جانی برای مادر دارد، قبل از دمیده شدن روح در جنین، اسقاط جایز است. «۳»

۲. اگر بچّه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر، خطر داشته باشد، باید به آسان‌ترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند او را قطعه‌قطعه کنند، اشکال ندارد، ولی باید به‌وسیله شوهرش اگر اهل فن است یا زنی که اهل فن باشد او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست، مرد محرمی که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود، مرد نامحرمی که اهل فن باشد بچّه را بیرون بیاورد. «۴»

۳. هرگاه مادر بمیرد و بچّه در شکمش زنده باشد، اگرچه امید زنده ماندن طفل را نداشته باشند، باید به‌وسیله کسانی که در مسئله پیش گفته شد، از هر طرفی که بچّه، سالم بیرون می‌آید، او را بیرون آورند و دوباره بدوزند، ولی اگر بین پهلوی چپ و راست در سالم بودن بچّه فرقی نباشد، احتیاط واجب آن است از پهلوی چپ بیرون آورند. «۵»
پرسش

۱. شرایط جواز جلوگیری از بارداری را بنویسید.
۲. راه‌های باروری مصنوعی و حکم شرعی آنها را بیان کنید.
۳. حکم سقط جنین را بنویسید؟
۴. دیه جنین پسر، پس از دمیده شدن روح چقدر است؟
۵. سقط جنین در چه صورتی مجاز است؟

درس هشتم : تغذیه و بهداشت

قرآن مجید، انسان را موظّف کرده که در طعام خویش نیک بنگرد:
فَلْیَنْظُرِ الْانْسانُ الی طَعامِهِ. (عبس: ۲۴)
انسان باید به غذای خویش بنگرد.
و در آیه‌ای دیگر از مسلمانان چنین می‌خواهد:
یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ. (بقره: ۱۷۲)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از نعمتهای پاکیزه‌ای که به شما روزی داده‌ایم، بخورید.
بهترین دقّت و راه صحیح شناخت خوراکیهای پاکیزه، همان است که فقه اسلامی بیان می‌کند که در این درس به‌طور فشرده بیان می‌شود.

الف. خوراکی‌های حلال و حرام

حیوانی

دریایی

انواع ماهیهای پولک‌دار مانند ماهی سفید، کپور، برخی از پرنده‌های دریایی و تخم آن‌ها و میگو حلال است و ماهیهایی که پولک ندارند مانند مارماهی و تخم آن، حرام است. «۱»

زمینی

حیوانات اهلی (گاو، گوسفند و شتر) و حیوانات غیراهلی (گورخر، آهو، گاو کوهی و بز کوهی) حلال است و انواع درندگان و حشرات حرام است. «۲»
تبصره ۱. چهارده جزء از حیوانات حلال گوشت نیز حرام است که عبارتند از: خون، سرگین، سپرز، آلت تناسلی نر و ماده، دنبلان، مثانه، کیسه صفرا، نخاع، دشول، زهدان، پی گردن، غده هیپوفیز (که به‌شکل نخود در مغز کلّه وجود دارد) و مردمک چشم. «۱» تبصره ۲. خوردن گوشت اسب، قاطر و الاغ، مکروه است. «۲» تبصره ۳. حیوانات مسخ‌شده همچون فیل، میمون، خرس و غیره نیز حرام است، همین‌طور خرگوش.
حیوانی که مفعول انسان واقع شده است، مصرف گوشت و پشم، مو و فرآورده‌های لبنی آن حرام است. «۳»

پرندگان
حلال

پرندگانی که به حلیت آنها تصریح شده است مانند:
انواع کبوتران، انواع مرغ خانگی، انواع گنجشک‌ها، و از میان پرندگانی که به حلیت و حرمت آنها تصریح نشده است، انواع پرندگانی که هنگام پرواز، بال‌های خود را بیش‌تر حرکت می‌دهند و انواع پرندگانی که دارای چینه‌دان هستند، انواع پرندگانی که دارای سنگدان هستند، انواع پرندگانی که دارای خار عقب پا هستند حلال می‌باشند.

مکروه

هدهد، پرستو، صرد و صوام. «۴»

ج. حرام

خفّاش، طاووس، باز، قوش، عقاب، شاهین، قرقی، لاشخور، کرکس، کلاغ، هر پرنده‌ای که هنگام پرواز بالهای خود را کم‌تر حرکت دهد و بیش‌تر نگاه دارد و پرندگانی که سنگدان، چینه‌دان و خار عقب پا را ندارند. «۵» یادآوری ۱. خوردن گوشت حلال به‌شکل پخته و خام جایز است و خوردن گوشت خام- پیش از آنکه آن را در برابر خورشید یا آتش قرار دهند یا نمک سودکرده در سایه بخشکانند- مکروه است. «۶»

یادآوری

۲. کلیه حیوانات حلال‌گوشت در صورتی خوردن آنها حلال است که طبق دستور شرعی ذبح، نحر یا صید شوند. در غیر این صورت، مصرف آنها حرام است.

یادآوری ۳. اگر حیوانات درنده و گوشتخوار را- جز سگ و خوک- به دستور شرعی ذبح یا با اسلحه شکار کنند، گرچه خوردن آنها حرام است و نمی‌توان با اجزا احکام خانواده ۷۴ ۱. احترام متقابل ص : ۷۳ ی آنها نماز خواند، ولی پاک هستند. «۱»

موادّ طبیعی

موادّ پاک و بی‌زیان

مصرف این‌گونه مواد به حکم شرع و عقل، مجاز است. «۲»

موادّ پلید و آلوده

خوردن چیزهایی که ذاتاً نجس و پلید است و یا نجس و آلوده شده، تا زمانی که نجس است، حرام می‌باشد؛ خواه مایع باشد یا جامد. «۳»

موادّ زیان‌بخش

خوردن هرچه که برای بدن ضرر دارد، حرام است؛ خواه موجب هلاکت گردد مثل نوشیدن زهر یا موجب هلاکت دیگری گردد مثل اینکه زن باردار مایعی بنوشد که موجب سقط جنین شود و خواه سبب اختلال مزاج یا از کار افتادن برخی اعضا و حواس بدن شود، یا سبب گردد که بدن، برخی نیروی خود را از دست بدهد. «۴»

یادآوری: در حرام بودن مصرف موادّ زیان‌بخش، تفاوتی نیست بین اینکه خاصیّت هلاکت و ضرر آن قطعی باشد یا مظنون، بلکه اگر احتمال ضرر هم بدهد و این احتمال نزد خردمندان قابل اعتنا باشد، مصرف مواد، حرام است؛ چنان‌که فرق نمی‌کند که ضرر و تأثیر آن فوری باشد یا بعد از مدتی اثر کند. «۵»

موادّ دارویی

درمان و معالجه با داروهایی که احتمال خطر دارند و حتّی گاهی خطرآفرین هم هستند، مجاز است به‌شرط آنکه تجربه و پزشک حاذق و متخصّص، گواهی دهد چنین دارویی در بیش‌تر اوقات اثربخش است.
همچنین اگر دارویی، به‌طور قطع زیان فوری دارد، ولی با مصرف آن، خطر جدّی‌تر و زیان بزرگ‌تری را از بیمار می‌توان دفع کرد، مصرف آن جایز است. «۱»

چند یادآوری:
۱. موادّی که زیادش زیان‌بخش است، ولی مقدار کم آن ضرر ندارد، خوردن زیاد آن حرام و مصرف اندکش جایز است.
۲. موادّی که به‌تنهایی زیان‌بخش، ولی خوردن آن به‌انضمام چیز دیگر بی‌ضرر است، خوردن تنهای آن، حرام است.
۳. موادّی که به‌تنهایی بی‌ضرر، ولی به‌انضمام موادّ دیگر مضر است، خوردن به‌انضمام آن، حرام می‌باشد.
۴. موادّی که یکی دوبار آن بی‌ضرر است، ولی تکرار آن، زیان‌آفرین می‌شود، تکرارش حرام است. «۲»

ب- استعمال موادّ مخدّر امروزه انواع موادّ مخدّر، تهیّه، توزیع، استعمال و عوارض ناشی از آن به یک بحران جهانی تبدیل شده که بخش مهمّی از تجارت جهانی را به خود اختصاص داده است.
مصرف دارویی برخی از موادّ مخدّر- که ممکن و خردمندانه است- آن را از ممنوعیت شرعی و محکومیت عقلی خارج نمی‌سازد و باید گفت، استعمال هرگونه مادّه مخدّر از نظر دین و خرد و عرف و علوم پزشکی ناپسند و نامعقول است، مگر آنچه مجوّز پزشکی یا عرفی داشته باشد.
سؤال ۱. استعمال و مصرف موادّ مخدّر و هر نوع موادّ اعتیادآور دیگر (بدون دستور پزشک) برای کسانی که معتاد نمی‌باشند، از نظر شرع مقدّس مجاز می‌باشد یا خیر؟
جواب. جایز نیست. «۳»
سؤال ۲. تکلیف شرعی معتادان در ترک اعتیاد چیست؟
جواب. ترک، لازم است. «۱»

سؤال ۳. خرید و فروش موادّ مخدّر به‌طور قاچاق چه صورتی دارد؟
جواب. جایز نیست و باید جلوگیری شود. «۲»

سؤال ۴. شخصی که ... معتاد به هرویین است و به اشخاص معتاد نیز هرویین می‌فروشد ...
آیا ارتزاق او و فرزندانش از پول مزبور جایز است یا حرام؟
جواب. پول هرویین، حرام است و ارتزاق به آن جایز نیست. «۳» از نظر قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز، هرگونه دخالت در تولید، حمل و نقل، استعمال و خرید و فروش موادّ مخدّر (تریاک، شیره تریاک، هرویین، مرفین، کدیین، متادون و دیگر مشتقات شیمیایی مرفین و کوکایین، حشیش و روغن حشیش و ...) جُرم محسوب می‌شود و مرتکبین آن به جریمه نقدی، شلّاق، حبس، مصادره اموال و اعدام محکوم می‌شوند. «۴» ج. نوشیدنی‌های حرام ۱. شراب: حرمت نوشیدن شراب از ضروریات دین است؛ به‌طوری که حلال شمارنده آن- در صورت توجّه به‌این که چنین کاری مستلزم تکذیب پیامبر (ص) است- جزو کافران است. در اخبار و روایات از نوشیدن شراب به‌شدّت منع شده و مرتکب آن را به کیفر سخت، نوید داده‌اند. «۵» هرچه مست‌کننده است- خواه جامد باشد یا مایع- (در حرمت) به شراب انگور ملحق می‌شود.
آنچه زیادش، مست‌کننده است، ولی اندک آن، مستی‌آور نیست، مصرف کم یا زیاد آن حرام است.
چنانچه مادّه‌ای در برخی افراد یا بعضی از نقاط یا در افراد معتاد، سبب مستی نگردد، (ولی ذاتاً مست‌کننده است) موجب حلّیت آن نمی‌شود. «۱» ۲. آبجو: یکی دیگر از نوشیدنیهای حرام، آبجو است اگر به حالت جوشش درآید، هرچند مست‌کننده نباشد و آن شراب معروفی است که در صدر اسلام، اغلب از جو گرفته می‌شد. «۲» آبی که به دستور پزشکان از جو می‌گیرند و به آن ماءالشعیر گفته می‌شود، پاک است و نوشیدن آن مانعی ندارد. «۳» ۳. آب انگور، کشمش و خرما: هرگاه آب انگور، خودبه‌خود یا توسّط آتش بجوشد، نوشیدن آن حرام می‌شود.
هرگاه عصاره کشمش و خرما خودبه‌خود یا با آتش یا حرارت خورشید به جوش آید- اگر ثابت شود که مست‌کننده است- حرام می‌باشد. «۴» تبصره ۱: کشمشی که در خوراک پخته شده یا در کباب و کوفته و دلمه و مانند آن می‌گذارند، اشکالی ندارد. «۵»

تبصره ۲: انواع عصاره‌هایی که نوشیدن آنها حرام است، در صورتی که خودبه‌خود به جوش آمده باشد، جز با تبدیل و تحوّل آن به سرکه، حلال و قابل نوشیدن نمی‌شود.
تبصره ۳: عصاره‌هایی که نوشیدن آنها حرام است اگر توسّط آتش و مانند آن جوشیده باشند، حرمت آنها با تبخیر ۲۳ آن‌ها از بین می‌رود و احوط آن است که تبخیر، توسّط آتش یا مانند آن باشد که سبب جوش آمدن می‌شود. «۶»
پرسش ۱. حیوانات حلال‌گوشت زمینی را نام ببرید.
۲. نشانه‌های پرندگان حرام‌گوشت کدام است؟
۳. حکم استعمال موادّ مخدّر چیست؟
۴. آیا ارتزاق از راه فروش موادّ مخدّر، چون هرویین جایز است؟
۵. نوشیدنی‌های حرام را نام ببرید.

درس نهم : اخلاق خانواده

بنیاد مقدّس خانواده بر عشق و محبّت و روابط عاطفی و صمیمانه، پی‌ریزی شده است و بهترین راه تحکیم اساس خانواده و صیانت آن، رعایت اخلاق انسانی از سوی زن و شوهر است و خانواده نمونه و شایسته در اسلام، خانواده‌ای است که دستورهای دین و عقل را در همه زمینه‌ها، از جمله مسائل اخلاقی، اجرا کند. رسول اکرم (ص) می‌فرماید:
خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لَاهْلِهِ وَ انَا خَیْرُکُمْ لَاهْلی. «۱» بهترین شما، آن است که برای خانواده خویش بهتر است و من برای خانواده‌ام بهترینم.
بیان همه خصوصیّات و وظایف اخلاقی زن و شوهر، نسبت به یکدیگر، فرزندان و افراد خارج از خانواده، کتابی مستقل می‌طلبد، آنچه در این‌جا می‌آید، بخشی از وظایف اخلاقی همسران در برابر یکدیگر است.
۱. احترام متقابل پیمان زناشویی براساس علاقه و محبّت قلبی منعقد می‌گردد و زن و شوهر با این امید کنار سفره عقد می‌نشینند که هیچ‌گاه از یکدیگر جدا نشوند. چنین آرزویی، دست‌یافتنی است به‌شرط آنکه موجبات آن فراهم گردد و یکی از آنها حفظ حرمت زوجین از سوی یکدیگر است. رعایت ادب و احترام به دیگران، علاوه بر ارزش ذاتی آن، ادب و احترام آنان را نیز برمی‌انگیزد، چنان‌که عکس آن نیز صادق است و هرکس به دیگران، بی‌ادبی کند، قهراً نسبت به او بی‌ادبی خواهد شد.
امام صادق (ع) در مورد احترام به زن می‌فرماید:
مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْیُکْرِمْها فَانَّمَا امْرَأَةُ احَدِکُمْ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَها فَلا یُضَیِّعْها. «۱» هرکس زن بگیرد باید به او احترام گزارد؛ چراکه همسر هریک از شما دلبر شماست و هرکس همسر برمی‌گزیند نباید تباهش سازد.
و دربارهٔ احترام به شوهر نیز می‌فرماید:
... سَعیدَةٌ سَعیدَةٌ امْرَأَةٌ تُکْرِمُ زَوْجَها وَ لا تُؤْذیهِ وَ ت احکام خانواده ۷۹ درس دهم هدایت و حمایتُ طیعُهُ فی جَمیعِ احْوالِهِ. «۲» چه سعادتمند است زنی که شوهرش را گرامی بدارد و او را نیازارد و او را در هر حال اطاعت کند.
از سوی دیگر، حرام بودن اهانت به مؤمن، حکمی عام است و شامل همسر، فرزند و خویشان نیز می‌شود و مسلمان حق ندارد در خلوت یا نزد دیگران به همسر خود اهانت کند.
۲. عفو و گذشت هیچ‌کس، جز معصوم، مصون از خطا و اشتباه نیست و هرگاه دو انسان، دست به کاری مشترک بزنند، لغزشهای هریک در برابر دید دیگری قرار می‌گیرد و نمود بیش‌تری می‌یابد و زن و مردی که زندگی مشترک را شروع می‌کنند، به‌ویژه در ابتدای راه، ممکن است، برخی گفتارها و رفتارهای یکدیگر را ناصواب بدانند. در این‌گونه موارد باید با سعه صدر رفتار کنند و لغزشها را بر یکدیگر ببخشند و اگر لازم است، با تصریح و کنایه آن را اصلاح کنند و با تدبیر و درایت از وقوع برخی دیگر پیشگیری نمایند. اسحاق‌بن عمار گوید:
از امام صادق (ع) پرسیدم: زن چه حقّی بر عهده همسر خویش دارد که اگر آنها را برآورده سازد، نیکوکار خواهد بود؟ امام در پاسخ فرمود: «خوراک و پوشاک او را تأمین کند و نادانی او را ببخشد.» سپس فرمود: «پدرم، امام باقر (ع) همسری داشت که او را اذیّت می‌کرد، ولی پدرم او را می‌بخشید.» «۱» هرکس با سلاح عفو و اغماض به جنگ لغزشها برود، بدون تردید پیروز باز خواهدگشت و اثر تربیتی عفو و بخشش به‌مراتب از پرخاش و انتقام و خرده‌گیری بیش‌تر است. امام علی (ع) دربارهٔ گذشت نکردن از دیگران می‌فرماید:
شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا یَعْفُو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا یَسْتُرُ الْعَوْرَةَ. «۲» بدترین مردم کسی است که از لغزش دیگران نمی‌گذرد و عیبشان را نمی‌پوشاند.
و رسول‌اکرم (ص) از تأثیر عفو و اغماض چنین خبر می‌دهد:
تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَیْنَکُمْ. «۳» از یکدیگر درگذرید، تا کینه‌ها از میانتان رخت بربندد.
۳. خوش‌خُلقی خوش‌اخلاقی در همه‌جا و از همه‌کس پسندیده است؛ ولی از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده‌تر است. خوش‌اخلاقی، نشانه کرامت نفس، نجابت خانوادگی و صداقت و ایمان فرد است و زن و شوهر اگر به‌طور طبیعی خوش‌اخلاق نیستند، باید با تمرین و کنترل نفس خویش با یکدیگر و با فرزندانشان، خوش‌اخلاقی کنند تا محیط خانواده از صفا و صمیمیت برخوردار گردد. امام صادق (ع) می‌فرماید:
انَّ الْمَرْءَ یَحْتاجُ فی مَنْزِلِهِ وَ عَیالِهِ الی ثَلاثِ خِصالٍ یَتَکَلَّفُها وَ انْ لَمْ یَکُنْ فی طَبْعِهِ ذلِکَ؛ مُعاشَرَةٌ جَمیلَةٌ وَ سِعَةٌ بِتَقْدیرٍ وَ غَیْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ. «۴»
هر شخصی در میان خانه و خانواده خویش به سه خصلت نیازمند است و اگر در سرشتش هم نباشد باید خود را بدان مکلّف سازد: معاشرت نیکو و گشاده‌دستی حساب‌شده و غیرت‌ورزی در حفظ ناموس.
خوش‌اخلاقی افراد خانواده نسبت به یکدیگر و دیگران، زندگی را برایشان شیرین می‌کند، سبب محبوبیت می‌گردد، دوستان را بیش‌تر می‌کند، از دشمنان می‌کاهد و به تعبیر امام علی (ع):
بِحُسْنِ الْخُلْقِ یَطیبُ الْعَیْشُ. «۱» با خوش‌خلقی، زندگی، خوش و نیکو می‌گردد.
از سوی دیگر، زن و شوهر موظّفند در برابر بدخلقی دیگری، خویشتن‌دار باشند، صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند؛ چنین واکنشی سبب آرامش‌طرف مقابل و تنبّه و سازندگی او می‌گردد و پاداش معنوی نیز در پی دارد. پیامبر والامقام (ص) در این‌باره می‌فرماید:
مَنْ صَبَرَ عَلی خُلْقِ امْرَأَةٍ سَیِّئَةِ الْخُلْقِ وَ احْتَسَبَ فی ذلِکَ الاجْرَ اعْطاهُ اللَّهُ ثَوابَ الشَّاکِرینَ. «۲» هرکس بر رفتار زن بداخلاق، صبوری کند و در این کار، امید پاداش داشته باشد، خداوند، ثواب شاکرین را به او عطا می‌فرماید.
۴. خوش‌زبانی زبان، کوچک‌ترین عضو فعّال بدن است که اگر در اختیار عقل نباشد و تربیت نشود، امکان دارد گناهانی بزرگ همچون دروغ، تهمت، زخم زبان، فحش، سرزنش بی‌جا، عیب‌جویی، تحقیر دیگران و ... مرتکب شود. از آنجا که زن و شوهر، بیشتر وقت خود را در کنار یکدیگر می‌گذرانند، باید به‌طور جدّی مراقب زبان خویش باشند و نه‌تنها با بدزبانی سبب رنجش دیگری نشوند، بلکه همواره با سخنان حکمت‌آمیز، منطقی و شیرین، دل یکدیگر را به‌دست آورند و سبب انبساط خاطر همسر خود گردند و چه نیکوست زن و شوهرها بسان نخستین روزهای زندگی با یکدیگر سخن بگویند و با هر کلمه‌ای لبخند و امید را بر لب و دل یکدیگر بنشانند. رهبر بزرگ اسلام (ص) می‌فرماید:
قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ انّی احِبُّکِ لا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً. «۱» این سخن که مرد به همسرش بگوید: «دوستت دارم» هیچ‌گاه از یاد زن نمی‌رود.
امام علی (ع) نیز می‌فرماید:
دارُوهُنَّ عَلی کُلِّ حالٍ وَ احْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقالَ لَعَلَّهُنَّ یُحْسِنَّ الْمَقالَ» «۲» همواره بازنان مدارا کنید و باآنان به‌نیکی سخن گویید؛ تاآنان نیز سخن‌نیکو بگویند.
بنابراین شایسته است که زن و شوهر:
۱. یکدیگر را با احترام صدا بزنند و از به کار بردن کلمه «آقا» یا «خانم» به‌خصوص در میان جمع، نسبت به همدیگر دریغ نورزند.
۲. هرگز، حتی در خلوت، سخن زشت و ناسزا به یکدیگر نگویند. کم‌ترین پیامد شوم ناسزاگویی، بی‌حرمت شدن در برابر دیگران است. امیر مؤمنان (ع) می‌فرماید:
احْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَ الْکِذْبَ فَانَّهُما یُزْرِیانِ بِالْقائِلِ. «۳» از فحّاشی و دروغ بپرهیز که این‌دو، آدمی را کوچک می‌کنند.
۳. هیچ‌گاه به یکدیگر دروغ نگویند.
۴. نام زشت بر یکدیگر ننهند. قرآن مجید می‌فرماید:
وَ لا تَنابَزُوا بِالْالْقابِ. (حجرات: ۱۱)
با القاب زشت، یکدیگر را نخوانید.
۵. عیبها و اشتباه‌های یکدیگر را به رخ نکشند و سخن نفرت‌انگیز نگویند.
۶. از دوستان و آشنایان، به‌ویژه از خانواده همسر با احترام یاد کنند و بد آنان را نگویند.
۵. خوش‌بینی زناشویی، بی گمان همدلی، یکرنگی، صداقت و صمیمیت را در پی دارد و زن و مرد پس از ازدواج، با هم یکی می‌شوند و هریک، دیگری را خود می‌انگارد و در هنگام خطر حاضرند جانشان را فدای یکدیگر کنند. رمز پیدایش و پویش چنین فضای ارزشمندی، اعتماد و خوش‌بینی همسران نسبت به یکدیگر است که باید همواره پاس داشته شود و از آسیبها مصون بماند.
همسران علاوه بر خوش‌بینی به یکدیگر، باید زمینه‌های بدبینی طرف مقابل را ایجاد نکنند. رفتارهای مشکوک و نسنجیده، پنهان‌کاری، سخت‌گیری بی‌جا، بی‌دقّتی در رفتارهای اجتماعی، از مواردی است که زمینه بدبینی همسر را فراهم می‌سازد.
بدبینی، بیماری خطرناکی است که اگر سایه شوم آن بر خانواده گسترده گردد، اساس آن را سست می‌کند و پیامدهای ناگواری را بر جای می‌نهد. امیر مؤمنان (ع) در این‌باره می‌فرماید:
سُوءُ الظَّنِّ یُفْسِدُ الامُورَ وَ یَبْعَثُ عَلَی الشُّرُورِ. «۱» بدگمانی، کارها را تباه می‌سازد و بدیها را برمی‌انگیزد.
پرسش ۱. احترام متقابل را توضیح دهید.
۲. برخی از آثار خوش‌خلقی را بنویسید.
۳. رسول اکرم (ص) دربارهٔ صبوری تأثیر عفو و گذشت زن چه فرموده است؟
۴. امام علی (ع) دربارهٔ خوش خُلقی مرد چه فرموده است؟
۵. سخن امیر مؤمنان (ع) را دربارهٔ بدبینی بنویسید.

درس دهم : هدایت و حمایت

با اندک تأملّی در ساختار روحی و جسمی زن و مرد، به خوبی مشاهده می‌شود میان این دو جنس، وجوه مشترک و امتیازاتی وجود دارد که از سویی سبب پیوند و ارتباط ناگسستنی میان آنها شده، از سوی دیگر آنان را از یکدیگر ممتاز می‌سازد. شریعت مقدس اسلام نیز با توجّه به وجوه مشترک و امتیازات، وظایف مشترک و خاصّی را بر عهده زن و مرد نهاده است، از جمله، سرپرستی خانواده را به مرد سپرده است.
سپردن چنین مسئولیتی به مرد، در واقع، وظایف او را نسبت به خانواده افزایش داده است و باید گفت این حکم اسلامی ضمن اینکه واقع‌گرایانه و حکیمانه است و به اصطلاح، کار را به کاردان سپرده است، عادلانه و برحق نیز هست و نه‌تنها حقّی را از زن پایمال نکرده، بلکه بر کرامت و امنیت و آرامش او نیز افزوده است. در اینجا گوشه‌ای از این مسئولیت را با عنوان هدایت و حمایت، به اختصار بیان می‌کنیم.
الف- هدایت از نظر اسلام، همه مسلمانان در برابر یکدیگر مسئولند. هرکس باید در حدّ توان خویش در بهبود وضع جامعه اسلامی بکوشد، هیچ‌گونه علم و آگاهی و طرح و پیشنهادی را از دیگران دریغ نورزد و همگان یکدیگر را در راه خیر و صلاح و به تعبیر قرآن بر «برّ و تقوا» کمک نمایند. این مطلب در خانواده و به‌ویژه نسبت به سرپرست خانواده، نمود بیش‌تری می‌یابد و او باید با تمام توان بکوشد تا خانواده را از جنبه‌های گوناگون فکری، عقیدتی، اقتصادی، اجتماعی، عبادی، اخلاقی و ... با شریعت مقدّس اسلام هماهنگ سازد تا خود و اعضای خانواده به سعادت زندگی نایل آیند. اگر مردی به این وظیفه خطیر اقدام کند، به خوشبختی دنیا و آخرت دست خواهد یافت؛ چنان‌که امام صادق (ع) فرمود:
مِنْ سَعادَةِ الرَّجُلِ انْ یَکُونَ الْقَیِّمَ عَلی عَیالِهِ. «۱» از خوشبختی مرد است که سرپرست خانواده‌اش باشد.
برای تحقّق این موضوع باید دو اقدام اساسی انجام گیرد:
۱. توجیه و ارشاد: سرپرست خانواده باید با تدبیر و اندیشه، برنامه‌های کوتاه‌مدّت و بلندمدّت زندگی را در مسیر خوشبختی اعضای آن طرّاحی کند و ضمن راهنماییهای دقیق و حساب‌شده با کردار خود نیز نقش الگوی دلسوز و صادق را ایفا نماید. تعبیر عمیق و همه‌جانبه قرآن مجید در این باره چنین است:
وَ أْمُرْ اهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها لا نَسْأَلُکَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوی. (طه: ۱۳۲)
خانواده خود را به نماز فرمان بده و بر انجام آن شکیبا باش، از تو روزی نمی‌خواهیم، [بلکه] ما به تو روزی می‌دهیم و عاقبت نیک برای تقواست.
نظر به اینکه نماز، نماد تدیّن و عبودیت در برابر خدا و پیام‌آور وارستگی و اخلاص و توحید است، مفهوم آیه آن است که مرد به‌عنوان سرپرست خانواده باید تمام تلاش خویش را به کار گیرد تا اعضای خانواده اهل نماز شوند؛ یعنی در صراط مستقیم الهی قرار گیرند، تنها خدا را بپرستند و از او کمک بخواهند تا در مسیر نعمت‌یافتگان الهی قرار گیرند و از هرگونه ضلالت و شقاوت مبرّا شوند. به‌گفته امیر مؤمنان (ع)، رسول گرامی اسلام (ص) نخستین کسی بود که به این آیه، جامه عمل پوشاند؛ خود بهترین نمازگزار بود و خاندانش را نیز به آن فرا می‌خواند. «۲»

۲. امر به معروف و نهی از منکر: فریضه مهمّ امر به معروف و نهی از منکر، با شرایط خاصّ خود بر هر فرد مسلمان و در هر شرایطی واجب و ضروری است؛ ولی می‌توان گفت بر سرپرست خانواده- به‌دلیل مسئولیت، شناخت، دلسوزی و صداقتی که نسبت به افراد تحت تکفّل خود دارد- ضروری‌تر می‌نماید و او با داشتن امتیازات یادشده، بهتر می‌تواند امر به معروف و نهی از منکر کند. قرآن مجید نیز وظیفه خاصّی را بر عهده سرپرست خانواده گذاشته، می‌فرماید:
یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا قُوا انْفُسَکُمْ وَ اهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ. (تحریم: ۶).
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست، نگه دارید.
از روایات معصومین (ع) برمی‌آید که منظور از این آیه، فراخوانی خانواده به‌نیکی‌ها و بازداشتن آنها از زشتیهاست. امام صادق (ع) می‌فرماید:
وقتی این آیه نازل شد، یکی از مسلمانان در گوشه‌ای نشست و گریست و گفت: من از حفظ خویشتن نیز ناتوانم، اینک مسئولیت حفظ خاندانم نیز بر دوش من قرار گرفت! رسول اکرم (ص) به او فرمود: همین‌قدر که آنها را به آنچه خود را امر می‌کنی، فرمان دهی و از آنچه خود را بازمی‌داری، بازداری کافی است. «۱» ابوبصیر می‌گوید:
از امام صادق (ع) پرسیدم: چگونه خانواده‌ام را از ورود به دوزخ مصون بدارم؟ امام در پاسخ فرمود: «به آنچه خدا فرمانشان داده فرمانشان دهی و از آنچه خدا منعشان کرده، بازداری؛ اگر آنان تو را اطاعت کردند، از دوزخ مصونشان داشته‌ای و اگر نافرمانی‌ات کردند، تو وظیفه خویش را انجام داده‌ای.» «۲» دو استفتا از امام خمینی (ره) را در این‌باره می‌خوانیم:
۱. اگر زنی در زندگی اوّلًا اطاعت از شوهر نکرد، ثانیاً برای شوهرش ارزش قائل نبود، ثالثاً اسرار زندگی را در همه‌جا فاش نمود، رابعاً مرتّب دروغ گفت، تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست؟
ج. باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید. «۱»

۲. زنی که به مسائل شرعی مثل نماز و دیگر مسائل بی‌اهمّیت باشد، به‌خصوص نماز صبح را هیچ‌گاه به‌پا نمی‌دارد، وظیفه شرعی شوهر او چیست؟
ج. باید او را امر به معروف نمایید و به خواندن نماز، وادارش کنید. «۲» ب. حمایت با توجّه به برخی از ویژگیهای جسمی و روحی مرد، و نیز سرپرستی او در خانواده، به‌طور طبیعی دفاع از کیان خانواده در برابر آسیبهای گوناگون نیز بر عهده او قرار می‌گیرد و او موظّف است تهاجمات فرهنگی، جانی، ناموسی و مالی را از خانواده خویش دفع کند:
۱. تهاجم فرهنگی: آنچه در بخش پیش آوردیم، تا حدودی این موضوع را روشن ساخت و رسول گرامی اسلام، کسانی را که از زیر بار مسئولیت تربیتی و فرهنگی خانواده خویش شانه خالی می‌کنند، نفرین کرده و فرموده است:
ملعون است! ملعون است کسی که افراد تحت تکفّل خود را تربیت نکند و فاسد سازد. «۳»

2. تهاجم جانی: اگر کسی به منسوبین انسان از قبیل، پسر، دختر، پدر، برادر یا سایر بستگان او حتّی به نوکر و خدمتکارش حمله کند که او را به ناحق بکشد، جایز بلکه واجب است که دفاع کند حتّی اگر به کشته شدن مهاجم بینجامد. «۴» اگر کسی به قصد کشتن به انسان یا به حریم او حمله کند، واجب است به دفاع برخیزد؛ گرچه بداند در این راه کشته می‌شود. «۵»
اگر کسی به قصد کشتن به انسان، یا حریم او حمله کند، واجب است که با مهاجم بجنگد؛ اگرچه بداند جنگیدنش سودی ندارد و جایز نیست زیر بار ستم برود. «۱»

۳. تهاجم ناموسی: اگر کسی با قصد تجاوز به حریم انسان، همسر یا غیر او، هجوم‌آورد، دفع او به هر وسیله ممکن واجب است؛ گرچه به کشته شدن مهاجم بینجامد. همین‌طور اگر مهاجم قصد هتک حرمت کمتر از تجاوز را داشته باشد. «۲» اگر انسان، کسی را در حال فحشا با همسر یا یکی از نزدیکانش از قبیل پسر، دختر یا دیگر بستگانش ببیند، گرچه کم‌تر از آمیزش باشد، حق دارد در صورت امکان از آسان‌ترین راه مهاجم را دفع کند و اگر به کشتن مهاجم نیز بینجامد، خونش هدر است، بلکه مسلمان حق دارد همان‌گونه که از ناموس خود دفاع می‌کند از ناموس مسلمان دیگر نیز دفاع کند، در این صورت نیز اگر زیانی به مهاجم برسد مانعی ندارد. «۳» اگر (خدای نخواسته) ببیند مردی با همسرش زنا می‌کند و بداند که زن با رضایت به چنین ننگی تن داده، حق دارد هردو را بکشد. در این صورت گناهی مرتکب نشده و قصاص هم نمی‌شود، خواه آن زن همسر دائمی‌اش باشد یا موقّت. «۴»

۴. غارت اموال: اگر کسی ثروت انسان یا ثروت خانواده او را مورد تعرّض قرار دهد، جایز است با هر وسیله ممکن او را از چنین کاری بازدارد، اگرچه به کشتن مهاجم بینجامد. «۵» احکام دفاع با توجه به اینکه دفاع و راندن مهاجم از جان، مال و ناموس از مراتب نهی از منکر شمرده می‌شود و وظیفه انسان در این گونه موارد، در زمان استقرار حکومت اسلامی با دیگر زمانها تفاوت دارد، برخی از احکام مربوط به دفاع به قرار زیر خواهد بود؛

۱. اگر دفاع و جلوگیری از تهاجم، متوقف بر تصرف در نفس یا مال کسی نباشد که فعل حرام را به جا آورده، احتیاج به کسب اجازه از کسی ندارد؛ بلکه این مقدار بر همه مکلفین واجب است. «۱»

۲. در مواردی که برای جلوگیری از ارتکاب معصیت چاره‌ای جز اعمال قدرت از طریق تصرف در اموال کسی که فعل حرام انجام می‌دهد، یا تعزیر و حبس او و مانند آن نیست، در چنین زمانی با حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامی، واجب است احکام خانواده ۸۹ مصرف و هزینه ص : ۸۹ مکلفین در امر به معروف و نهی از منکر، به امر و نهی زبانی اکتفا کنند و در صورت نیاز به توسل به زور، موضوع را به مسئولین ذی ربط در نیروی انتظامی و قوه قضائیه ارجاع دهند. «۲»

۳. در زمان و مکانی که حاکمیت و اقتدار با حکومت اسلامی نیست، بر مکلفین واجب است در صورت وجود شرایط، جمیع مراتب امر به معروف و نهی از منکر را با رعایت ترتیب آنها تا تحقق غرض انجام دهند. «۳»

۴. اگر در مقام دفاع و حفظ نفس محترمه و جلوگیری از وقوع قتل، چاره‌ای جز دخالت فوری و مستقیم [از قبیل کتک زدن و زخمی کردن مهاجم] نباشد چنین دخالتی، جایز، بلکه شرعاً از باب وجوب حفظ نفس محترمه واجب است، و به کسب اجازه از حاکم نیاز ندارد. «۴»
پرسش:
۱. منظور از هدایت خانواده چیست؟
۲. توضیح امام صادق (ع) را دربارهٔ امر و نهی خانواده بنویسید.
۳. وظیفه شوهر نسبت به همسرش که به مسائل شرعی اهمّیت نمی‌دهد چیست؟
۴. مرد در برابر چه تهاجماتی باید از ناموس خود دفاع کند؟
۵. در زمان استقرار حکومت اسلامی، اگر دفاع از جان و مال و ناموس متوقف بر تصرف در نفس یا مال فرد مهاجم باشد، تکلیف چیست؟

درس یازدهم : اشتغال زنان

اسلام بار تأمین معاش خانواده را بر دوش مردان گذاشته و زنان در این زمینه مسئولیتی ندارند، ولی ورود زنان در عرصه اشتغال و خدمات اجتماعی تحریم نشده است و کار کردن زنان نیز حرام نیست و چه بسا در پاره‌ای موارد واجب کفایی باشد.
شرایط اشتغال زنان با مراعات شرایط ویژه‌ای می‌توانند در عرصه‌های اجتماعی حضور یابند و به کارهای اقتصادی و خدمات اجتماعی بپردازند، این شرایط عبارتند از:
۱. کار کردن موجب تضییع حقوق زناشویی شوهر نباشد

سؤال ۱. آیا زن می‌تواند بدون اجازه شوهر از منزل خارج گشته، و در مؤسسه‌ای مشغول کار شود؟
جواب. کارکردن زن در بیرون منزل اگر منافی با حقوق زناشویی شوهر نباشد با حفظ حجاب اشکال ندارد، ولی خروج از منزل منوط به اجازه شوهر است. «۱»

سؤال ۲. اگر شوهر شاغل بودن زن را صلاح نداند و شاغل بودن زن باعث از هم پاشیدن زندگی زناشویی شوهر باشد، آیا حق ممانعت او را دارد یا نه؟
جواب. اشتغال زن اگر موجب تضییع حقوق زناشویی شوهر نباشد مانع ندارد، ولی بیرون رفتن از خانه شوهر منوط به اجازه شوهر است. «۲»
سؤال ۳. آیا شوهر می‌تواند مانع خروج زن پزشک خود که متخصص زنان و زایمان است (و برای معالجه بیماران مجبور است در بعضی از شبها خانه را ترک کند) بشود؟
جواب. کار کردن زن در بیرون منزل اگر منافی با حقوق زناشویی شوهر نباشد با حفظ حجاب اشکال ندارد. ولی خروج زن از منزل برای غیر واجبات منوط به اجازه شوهر است و در موردی که معالجه بیمار در بیرون بر پزشک زن واجب شود شوهر او حقّ ممانعت او را ندارد. «۱» ۲. خروج از منزل با اجازه شوهر باشد زنان برای خروج از منزل جهت کارکردن باید از شوهر اجازه بگیرند. مگر اینکه اشتغال خود را ضمن عقد شرط کرده باشند.
سؤال ۱. این جانب زن شوهر داری هستم ... و فعلا امکان استخدام برایم موجود است.
تقاضا دارم اعلام فرمایید که آیا از نظر شرعی بلامانع است یا خیر؟
جواب. استخدام بلا مانع است. ولی با اجازه شوهر باید از منزل خارج شوید. «۲»

سؤال ۲. زنی در حال عقد، اشتغال به کاری داشته و زوج با آگاهی او به آن عقد راضی شده و شغل وی هم در سند ازدواج قید گردیده و به امضای طرفین عقد رسیده است و در ضمن عقد هم شرطی بر اینکه شوهر بتواند مانع از کار زن شود نشده است ... آیا زوج می‌تواند از ادامه اشتغال زوجه جلوگیری نماید؟
جواب. با فرض اینکه عقد مبنی بر اشتغال زوجه واقع شده [باشد] شوهر حق منع او را از آن اشتغال ندارد. «۳»

۳. موازین شرعی و از جمله حجاب مراعات شود؛ همچنین از اختلاط پرهیز شود

سؤال ۱. آیا خانمها می‌توانند در محلی مانند بیمارستان مشغول کار شوند که در آنجا دکتر مرد و زن کار می‌کنند؟
جواب. اشکال ندارد، ولی باید مراعات موازین شرعیه از حجاب و غیر آن بشود. «۱»

سؤال ۲. آیا زن می‌تواند بدون توافق مرد، در ارگانهای انقلابی فعالیت کند؟
جواب. اصل کار با مراعات حجاب واجب و سایر ضوابط شرعی مانع ندارد، ولی خروج زن از منزل منوط به اجازه شوهر است. «۲»

سؤال ۳. دختری هستم که برای گویندگی در سیمای جمهوری اسلامی انتخاب شده‌ام و به خاطر کمک به انقلاب آن را پذیرفته‌ام. آیا این کار من جایز است یا خیر؟
جواب. اصل شغل مانع ندارد. ولی باید کاملا مواظب وظایف شرعیه خودتان باشید، از جمله از خلطه و آمیزش با مرد اجنبی اجتناب نمایید. «۳»

۴. شغل زن با شأن و حیثیت خانوادگی خود و شوهرش سازگار باشد در غیر این‌صورت، شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد، منع کند. «۴» مشاغل زنان با مراعات شرایط یاد شده مجازند به هر کار تجاری، صنعتی، زراعی و درآمدزای مشروع دیگر دست بزنند و یا به استخدام ادارات دولتی درآیند؛ به طور مثال در ارگانهای انقلابی فعالیت کنند، «۵» پاسدار انقلاب شوند، «۶» تحت عنوان معلم و استاد در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس کنند، «۷» به طبابت بپردازند «۸» و یا در سایر خدمات و مسئولیتهای اجتماعی حضور یابند.
درآمد و مالکیت زنان نیز مانند مردان استقلال مالی دارند. محصول کارشان را مالکند، می‌توانند با آن به خرید و فروش بپردازند. ملکی بخرند، اجاره دهند و یا آن را در راه خیر صرف نمایند.
قرآن کریم می‌فرماید:
لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا و لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ. (نساء: ۳۲)
مردان از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای دارند و زنان [نیز] از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای دارند.
سؤال ۱. آیا زن بدون اذن شوهر می‌تواند با اموال خودش چیزی بخرد یا نه؟
جواب. زن می‌تواند با مال خودش خرید و فروش نماید. «۱»

سؤال ۲. اگر زن از شوهرش، ملکی طبق سند رسمی خریداری کند، شرعاًصحیح‌است؟
جواب. مانع ندارد، ملک شرعی شوهر را از او بخرد. «۲»

سؤال ۳. همسر من مالک نیم دانگ از شش دانگ خانه مسکونی پدرم می‌باشد ... آیا من که اختیار همسرم را دارم می‌توانم او را مجبور سازم که نیم دانگ خانه‌اش را بفروشد و پولش را دریافت دارد تا رضایت پدرم حاصل شود؟
جواب. حق ندارید و شوهر اختیار همسرش را ندارد و طرفین، حقوق متقابله‌ای دارند که باید عمل کنند. «۳»

سؤال ۴. این‌جانب دارای مقادیر زیادی سکّه و زینت آلات طلا می‌باشم ... مایل هستم ... در جهت انقلاب به مصرف برسد ... اگر در این زمینه با همسرم مشورت نکنم و یا در صورت مشورت با مخالفت ایشان رو به رو گردم آیا شرعا اجازه دارم اقدام نمایم؟
جواب. طلاجات و زینت آلاتی که ملک زن است اختیار آن با خود زن است و اجازه شوهر شرط نیست. «۴»
سؤال ۵. آیا می‌توانم از اجاره خانه [ای که همسرم در ایام حیات آن را به نام من کرده است] به مصرف امور متفرقه، و ضروریات که مطابق شئون زندگی بنده است (مثلا در کارهای خیریه و ایاب و ذهاب خانوادگی) برسانم یا نه؟
جواب. اگر خانه ملک شرعی شما باشد مال الاجاره آن هم ملک شماست، و هر گونه تصرفی در آن می‌توانید بکنید و گرنه موقوف است به نظر مالک شرعی خانه. «۱» مصرف و هزینه زن مستقلا می‌تواند در دارایی خود هر گونه تصرفی را کند. «۲» و شوهر از نظر قانونی و شرعی، حق ندارد مانع هزینه اموال همسرش شود، حتی اگر شوهر مخارج و نفقه زن را به صورت هفتگی یا ماهیانه بپردازد، ولی زن آن را مصرف نکند و پول دیگری را خرج کند یا کس دیگری خرج او را بدهد، نفقه دریافتی ملک اوست و شوهر حق باز پس‌گیری آن را ندارد. «۳» همچنین زنان مکلفند حقوقی را که به اموالشان تعلق می‌گیرد، بپردازند، خمس و زکات بدهند؛ نفقه پدر و مادر و فرزند را (در شرایط خاصی) بپردازند. صله رحم کنند؛ حج واجب به جا آورند و ... در هیچ یک از موارد یاد شده، مرد، حق جلوگیری و ممانعت را ندارد. «۴»

سؤال ۱. زن و شوهر هر دو کار می‌کنند و درآمد دارند، آیا به پول زن هم خمس تعلق می‌گیرد؟
جواب. در زاید بر آنچه در بین سال خرج زندگی کرده، خمس واجب است. «۵»

سؤال ۲. زنی که همه حقوق خود یا مقداری از آن را- برای خرج زندگی- در اختیار شوهر خود قرار می‌دهد؛ آیا باید خمس همه حقوق را بدهد یا خمس باقیمانده را؟
جواب. هر مقدار از حقوق هریک از زن و شوهر از مخارج سال زیاد بیاید، صاحب حقوق، مالک آن است و باید خمس آن را بپردازد و چنانچه زن به شوهر بخشیده است و چیزی از آنچه بخشیده شده زیاد بیاید، خمس ندارد. «۱»

سؤال ۳. بعضی از دختر خانمهای آموزگار حقوق دریافتی‌شان را کاملا پس انداز می‌کنند و چون فعلا در خانه پدر و مادر هستند احتیاج به خرج کردن پول ندارند ... و فقط مقداری از این پول را جهیزیه تهیه می‌کنند ... آیا به پس انداز آنها یا جهیزیه شان خمس و سهم امام تعلق می‌گیرد یا خیر؟
جواب. اگر در بین سال جهیزیه تهیه کرده باشند خمس ندارد، ولی اگر پول پس انداز نموده، باید خمس آن را بدهد. «۲»

یک استثناء: زن هر گونه نذری را بخواهد انجام دهد باید با اجازه شوهرش باشد، این حکم نسبت به اموال شخصی او نیز باید مراعات شود. بنابراین، چنانچه زن کارمند هم باشد و بخواهد از حقوق خود چیزی را نذر کند باید از شوهرش اجازه بگیرد و نذر بدون اجازه شوهر، باطل است اگرچه با حق شوهر منافات نداشته باشد. «۳» پرسش ۱. اسلام بار تأمین معاش خانواده را بر عهده چه کسی قرار داده است؟
۲. زن با چه شرایطی می‌تواند شغل اجتماعی داشته باشد؟
۳. آیا زن می‌تواند بدون توافق مرد، در ارگانهای انقلابی فعالیت کند؟
۴. آیا به درآمدهای زن نیز خمس تعلق می‌گیرد؟
۵. آیا زن کارمند برای نذر کردن مبلغی از حقوق خود باید از شوهرش اجازه بگیرد؟

درس دوازدهم : فعالیتهای اجتماعی زنان

گذشته از مسئله اشتغال می‌توانند با حفظ حجاب و رعایت کامل حدود شرعی برای انجام فعالیتهای اجتماعی حضور یابند و نقش ایفا نمایند. برخی از مسائل مربوط به حضور و فعالیتهای اجتماعی زنان به قرار زیر است:

خدمات اجتماعی

سؤال ۱. بسیاری از زنان جامعه کنونی مایلند ... در رشته‌های گوناگونی مثل کمکهای اولیه یا در بیمارستانها خدمت کنند. نظرتان در این مورد چیست؟ ... لطفا بفرمایید [به جز تربیت نسل آینده] چه کارهای دیگری بر عهده زنان است؟
جواب. بزرگ‌ترین وظیفه زن کوشش در انجام وظایف شوهر داری و تربیت صحیح و اسلامی فرزندان است و شرکت در خدمات اولیه درمانی با مراعات کامل حجاب شرعی- و در صورتی که شوهر داشته باشد. با اجازه شوهر- مانع ندارد «۱»
سؤال ۲. با توجه به اینکه وظیفه و مسئولیت زن در جامعه و نظام اسلامی تربیت فرزند و اداره خانواده است، آیا در حال حاضر با توجه به نیازهای جامعه ضروری است- کنار آن وظیفه- در مراکز فرهنگی و درمانی مشغول خدمت شوند؟
جواب. شرکت زن در خدمات فرهنگی و اجتماعی و رفتن به دانشگاه با مراعات کامل حجاب شرعی مانع ندارد، ولی خروج زن شوهردار از منزل منوط به اجازه شوهر است. «۲»

تحصیل علم

سؤال ۱. آیا زن می‌تواند علوم اسلامی را تحصیل نماید و به مقام اجتهاد برسد؟
جواب. تحصیل علم برای عموم آزاد است. «۱» سؤال ۲. پدر این جانب با اینکه فرهنگی است از تحصیل دخترانش جلوگیری می‌کند و مانع رفتن ما به مدرسه می‌شود ... آیا رفتن به مدرسه و تحصیل کردن ما دختران از نظر شرعی ایرادی دارد؟
جواب. اگر از نظر حجاب و غیر آن مراعات وظیفه شرعی را بکنید مانع ندارد. ولی خوب است رضایت پدر را تحصیل نمایید. «۲» سؤال ۳. دختری هستم که تصمیم دارم پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل در دانشگاه، رشته دندان پزشکی را انتخاب کنم؛ زیرا این رشته مورد علاقه من است آیا شرعاً جایز است؟
جواب. تحصیل در رشته دندان پزشکی مانع ندارد. لکن باید مراعات وظایف شرعیه را بنمایید. «۳» سؤال ۴. من دانشجوی رشته پزشکی هستم ... لازمه آموزش در این رشته معاینه بیماران مرد به وسیله دانشجویان دختر می‌باشد. آیا از نظر شرعی اشکالی در این امر وجود دارد یا نه؟ و به طور کلی آیا ادامه تحصیل در این رشته با توجه به مسائل ذکر شده شرعاً صحیح است؟
جواب. ادامه تحصیل بلا مانع است، ولی از لمس و نظر حرام باید اجتناب شود. «۴» سؤال ۵. خانمی در دانشگاه مشغول به تحصیل می‌باشد و غیر از ایشان بقیه افراد کلاس مرد هستند و کار تئوری و عملی را هم باید به طور مشترک انجام دهند، آیا ادامه تحصیل با این وضعیت جایز است؟
جواب. با مراعات کامل حجاب شرعی اشکال ندارد. «۵»
سؤال ۶. زن مسلمانی که در آموختن مسائل دینی احساس مسئولیت می‌نماید، آیا می‌تواند بدون رضایت شوهر خود برای یادگیری مسائل و معارف اسلام از منزل خارج شود؟
جواب. اگر مسائلی باشد که تحصیل آن بر زن واجب است و یاد گرفتن [آنها] منوط به خروج از منزل باشد اجاره لازم نیست و در غیر این صورت باید اجازه بگیرد. «۱» سؤال ۷. ورود به دانشگاه یا دانشکده‌ای که باعث اختلاط با زنانی که بدون پوشش برای تحصیل در آنجا حضور دارند می‌شوند، چه حکمی دارد؟
جواب. وارد شدن به مراکز آموزشی برای تعلیم و تعلّم اشکال ندارد، ولی بر زنان و دختران حفظ حجاب واجب است و بر مردان هم واجب است از نگاه حرام خودداری نموده و همچنین از اختلاط که موجب خوف فتنه و فساد است، اجتناب نمایند. «۲» امدادگری سؤال. آیا امدادگری خواهران در جبهه‌ها از نظر شرع اسلام (با توجه به اینکه پیامبر (ص) نیز زنان مسلمان داوطلب را برای بستن زخمهای جنگجویان به جبهه می‌بردند) اشکال دارد؟
جواب. با مراعات کامل حجاب واجب و اجتناب از محرمات اشکال ندارد در مداوای مجروحین کمک کنید. «۳» مشارکت در عرصه‌های سیاسی سؤال ۱. آیا رفتن زنان به تظاهرات و شرکت آنان در این گونه اجتماعات در زمان کنونی درست است یا نه؟
جواب. با حفظ جهات شرعیه جایز است. «۴»
سؤال ۲. آیا شرکت ما زنان و دختران در نماز جمعه و راهپیماییها احتیاج به اجازه پدر و مادرمان دارد یا خیر و در صورتی که بدون اجازه آنها باشد آیا گناه و معصیتی مرتکب شده‌ایم؟
جواب. زن بدون اجازه شوهر نباید از منزل خارج شود و اجازه پدر و مادر شرط نیست، ولی از کاری که موجب اذیت آنان باشد باید اجتناب نمایید. «۱» سؤال ۳. آیا جایز است که در راهپیماییها برای زنها زنی شعار بگوید در صورتی که نامحرم صدای او را بشنود؟
جواب. مانع ندارد. «۲» آموزش نظامی سؤال ۱. آیا بانوان می‌توانند آموزش فنون نظامی ببینند یا خیر؟
جواب. آموزش نظامی برای بانوان با مراعات کامل وظایف شرعیه مانع ندارد و اگر موقوف است به اینکه نامحرم آنها را آموزش بدهد احتراز نمایند. «۳» سؤال ۲. آیا بانوان می‌توانند در کلاسهای آموزش اسلحه و تیراندازی با رعایت حجاب شرکت کنند؟
جواب. با رعایت وظایف شرعیه و عدم مفسده مانع ندارد. «۴» سؤال احکام خانواده ۹۹ ۲. نشوز مرد ص : ۹۹ ۳. افراد ارتشی زنان را در محله‌ها و مساجد آموزش نظامی می‌دهند که بعضی از آنان در مسایل فقهی آگاهی ندارند، با توجه به اینکه این آموزش ممکن است اشکالات شرعی به وجود بیاورد و متمنی است نظر مبارک را در این امر مهم مرقوم فرمایید.
جواب. گرچه آموزش نظامی برای همه مطلوب است، لکن از این عمل در مساجد و همچنین برای زنها در صورتی که مربی مرد اجنبی باشد احتراز نمایند. «۵»

آموزش رانندگی و رانندگی

سؤال ۱. آیا آموزش رانندگی برای زنان و گرفتن گواهینامه و امتحان جایز می‌باشد یا نه؟
جواب. با مراعات حجاب و نبود مفسده مانع ندارد. «۱» سؤال ۲. رانندگی اتومبیل برای بانوان چه صورتی دارد؟
جواب. با حفظ حجاب و وظایف شرعیه مانع ندارد. «۲» سؤال ۳. رانندگی خانمها از لحاظ شرعی چه صورتی دارد و آیا مانتو و روسری حجاب کامل است؟
جواب. در حجاب واجب هر گونه لباسی که بدن را از نامحرم بپوشاند کفایت می‌کند، اگر چه بهتر است چادر انتخاب نمایند و رانندگی برای بانوان با حفظ حجاب مانع ندارد، مگر آن که مفسده‌ای بر آن مترتب باشد. «۳» سؤال ۴. اگر برادر نامحرمی برای مدت یک ساعت فنون رانندگی به خواهری یاد بدهد و بقیه را پیش یک فرد محرم تعلیم ببیند. آیا این گناه دارد؟
جواب. اگر بدون مفسده باشد اشکال ندارد با حفظ موازین شرعیه. «۴» سؤال ۵. آیا رانندگی کردن برای زن در صورتی که لازمه آن کارهایی از قبیل تعمیر کردن ماشین و به تعمیرگاه بردن آن، بنزین زدن و ... است جایز می‌باشد یا نه؟
جواب. با رعایت تکالیف شرعیه اشکال ندارد. «۵» سؤال ۶. آیا برای زن یاد گرفتن رانندگی به کمک اجنبی در مکان مخصوص تعلیم رانندگی، با علم به اینکه آن زن حجاب و عفاف شرعی خود را حفظ می‌کند، جایز است؟
جواب. آموختن رانندگی با کمک و راهنمایی مرد اجنبی در صورتی که با مواظبت بر حجاب و عفاف و اطمینان به عدم وقوع در مفاسد همراه باشد، اشکال ندارد، ولی در عین حال شایسته است که یکی از محارم وی همراه او باشد، بلکه اولی این است که آموزش رانندگی به کمک مربی زن یا یکی از محارم صورت بگیرد. «۱» تبلیغ و سخنرانی سؤال ۱. این جانب مبلغه‌ای می‌باشم که در ایام وفیات و اعیاد ائمه (ع) در اجتماع زنان سخنرانی می‌کنم، ولی این کار بدون بلند گو ممکن نیست و از طرفی هم ممکن است مرد نامحرمی از کنار محفل بگذرد و بعضی از کلمات این‌جانب را به طور واضح یا غیر واضح استماع نماید، در این صورت تبلیغ بنده از نظر جناب عالی چه صورت دارد؟
جواب. شنیدن مرد اجنبی صدای زن را در صورتی که بدون مفسده باشد اشکال‌ندارد. «۲» سؤال ۲. آیا زنان می‌توانند در حضور نامحرم سرودهای انقلابی و سخنرانی مذهبی داشته باشند؟
جواب. سخنرانی با مراعات وظایف شرعیه و نبود مفسده مانع ندارد. «۳» سؤال ۳. ... سخنرانی زن در میان مردان چه صورت دارد؟
جواب. حکم، دایر مدار وجود مفسده و عدم آن است. «۴» پرسش ۱. آیا زن می‌تواند در خدمات فرهنگی و اجتماعی مشارکت کند؟
۲. تحصیل زن در دانشگاه، که باعث اختلاط زن و مرد می‌شود، چه حکمی دارد؟
۳. مشارکت زنان در عرصه‌های سیاسی چه حکمی دارد؟
۴. آیا زنان می‌توانند آموزش نظامی ببینند؟
۵. سخنرانی زن در میان مردان چه صورت دارد؟

درس سیزدهم: ناسازگازی اسلام

برای استحکام بنیان ملکوتی خانواده، قوانینی مقرر کرده و زن و شوهر را به رعایت آن سفارش نموده است. عمل نکردن زوجین به وظایف زناشویی و زیر پاگذاشتن مقررات شرعی در زندگی مشترک، بنیان خانواده را متزلزل می‌سازد و مایه ناسازگاری و اختلاف می‌شود.
ناسازگاری که در اصطلاح فقه از آن به (نشوز) تعبیر می‌شود دربارهٔ مرد یا زنی به کار می‌رود که حقوق زناشویی را مراعات نمی‌کنند. از این رو، نشوز ممکن است از ناحیه زن، مرد و یا هر دو رخ دهد.
۱. نشوز زن نشوز در زن به معنای تمرد از دستورهای واجب شوهر است، از قبیل تمکین نکردن، نزدودن آنچه مایه تنفر و مانع کامجویی شوهر است، ترک نظافت و آرایش دلخواه شوهر و خارج شدن از منزل بدون اجازه همسر. «۱» نشوز منحصر در حقوق واجب همسر است و فراتر از آن را شامل نمی‌شود. از این‌رو، اگر زن کارهای منزل را انجام ندهد و خواسته‌های شوهر را که ارتباطی با کامجویی از او ندارد، بر نیاورد، ناشزه نمی‌شود، مثل اینکه از جارو کردن منزل، خیاطی، آشپزی و ...
حتی آب به دست شوهر دادن و رختخواب پهن کردن خودداری ورزد. «۲» مرد نیز حق ندارد زن را به انجام اینگونه خدمات مجبور سازد. «۳»
سؤال ۱. اگر زن در برابر شوهر خود تمکین نکند و یا خود را برای شوهرش آرایش نکند و شوهر بترسد که به گناه بیفتد وظیفه‌اش چیست؟ آیا می‌تواند برای جلوگیری از افتادن در گناه زنش را کتک بزند، یا او را طلاق بدهد و یا بدون رضایت او زن دیگری بگیرد؟
جواب. اختیار طلاق با شوهر است و باید خود را از گناه نگاه دارد و زن اگر تمکین نکند، ناشزه است و استحقاق نفقه ندارد. «۱» سؤال ۲. اگر زنی بدون اذن شوهر به خانه پدرش برود، آیا بر شوهر واجب است که نفقه او را بدهد؟
جواب. ناشزه می‌شود و تا وضع او این طور است حق نفقه ندارد. «۲» سؤال ۳. اگر زنی مدت ده سال یا بیشتر در هیچ امری از شوهر اطاعت ننموده در حالی که مرد در هر صورت با او حاضر است زندگی کند، تکلیف مرد با زنش چیست؟
جواب. اگر از حقوق واجبه مرد سر پیچی نموده، ناشزه است و استحقاق نفقه ندارد. «۳» سؤال ۴. اگر زن اطاعت از شوهر ننماید و هیچ گونه به سخن وی وقعی نگذارد و از خانه خود بدون اجازه شوهر بیرون رود- از یک ماه بیشتر و کمتر- آیا حق نفقه و سکنی دارد یا خیر؟
جواب. در فرض مرقوم حکم به نشوز زن می‌شود و حق نفقه و سکنی ندارد. «۴» سؤال ۵. ... ده سال است ازدواج کرده‌ام، همسرم اهل تبریز می‌باشد، به خاطر مسئولیتهای شغلی در تهران، امکان سکونت در تبریز را ندارم، همسرم نیز مایل به سکونت در تهران است، ولی وابستگیهای قومی و تعهدات فرهنگی او را وادار نموده که نتواند در تهران و در منزل شوهرش اقامت گزیند، در طول ده سال گذشته این دوریها ناراحتیهای بسیار برای ما ایجاد کرده و باعث اختلال فکری و روحی من و همسرم گردیده است، حل شرعی این مسأله را بیان فرمایید.
جواب. اگر منزل مسکونی شما در تهران موافق شأن همسرتان باشد متابعت در سکنی بر او لازم است و در صورت تخلف، ناشزه محسوب می‌شود، مگر اینکه انتخاب مسکن برای زن در ضمن عقد شرط شده باشد. «۱» ۲. نشوز مرد نشوز مرد با تعدی بر همسر و نپرداختن حقوق واجب از قبیل، نفقه، همخوابی واجب و مانند آن محقق می‌شود.
با بروز نشوز از سوی مرد، زن نخست به مطالبه حق خویش می‌پردازد و مرد را پند و اندرز می‌دهد که حقوق واجب شرعی او را بپردازد و از مخالفت، دست بردارد. در مرحله دوم اگر نصیحت و اندرز کارگر نیفتاد، زن به حاکم شرع مراجعه و از شوهر خویش شکایت می‌کند و حق ندارد با شوهرش قهر کند یا او را کتک بزند.
هنگامی که حاکم شرع از نشوز مرد آگاه شد، او را از کار حرام نهی می‌کند و به او دستور می‌دهد که وظیفه واجب خود را انجام دهد. اگر امر و نهی حاکم سود نبخشید، او را به آنچه خود صلاح می‌داند، تعزیر می‌کند؛ چنان که می‌تواند نفقه زن را از مال شوهرش بپردازد؛ گر چه با فروش املاک او باشد. «۲» سؤال ۱. این‌جانب شوهری دارم که در ضمن بد اخلاقی با من و چند دفعه کتک کاری سرانجام اجباراً مرا از خانه اخراج نموده و مدت سه ماه است که بدون نفقه در منزل پدرم به سر می‌برم، نه حاضر است مرا به خانه‌اش ببرد و نه طلاق می‌دهد. لذا تقاضامندم تکلیف بنده را روشن فرمایید.
جواب احکام خانواده ۱۰۴ ب. طلاق رجعی ص : ۱۰۴ ب. می‌توانید به دادگاه اسلامی شکایت کنید تا شوهر را اجبار به انجام وظیفه شرعی نماید. «۳» سؤال ۲. اگر شوهر برخی از حقوق واجب زن را بپردازد یا او را با ضرب و شتم و مانند آن اذیت کند و زن برای استیفای حقوق خود یا خودداری شوهر از اذیت و آزار، مالی به او ببخشد گرفتن این پول برای شوهر چه حکمی دارد؟
جواب. گرفتن چنین پولی بر شوهر حرام است، گر چه قصد او وادار کردن زن به پول دادن نباشد. «۱» سؤال ۳. اگر مرد، برخی حقوق غیر واجب همسرش را نمی‌پردازد، یا به بهانه مسن بودن یا مسائل دیگر می‌خواهد طلاقش دهد، یا تصمیم بگیرد بر سر او هوو بیاورد، در این صورت اگر زن مالی به شوهر ببخشد یا از برخی حقوق واجب خود مثل نفقه یا حق بیتوته بگذرد تا دل شوهرش را به دست آورد، چه حکمی دارد؟
جواب. چنین اقدامی صحیح است و گرفتن آن مال نیز برای مرد حلال است. «۲» تدبیر قرآن در زندگی زناشویی چاره‌ای جز حسن سلوک و مدارا نیست. زن و شوهر باید بنا را بر سازگاری و تحمل یکدیگر بگذارند تا در سایه آن وضعیت زندگی آنان بهبود یابد و به پاداش الهی دست یابند و در صورتی که مشکلاتی پیش بیاید به جای دامن زدن به اختلاف، به صلح و همدلی بیندیشند. دستور قرآن چنین است:
وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِما أَن یُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ. (نساء: ۱۲۸)
و اگر زنی، از طغیان و سرکشی یا اعراض شوهرش، بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند [و زن یامرد، از پاره‌ای از حقوق خود، به خاطر صلح، صرف نظر نماید] و صلح بهتر است؛ اگر چه مردم [طبق غریزه حب ذات، در این گونه موارد] بخل می‌ورزند.
از آیه استفاده می‌شود که در مسائل خانواده، مرحله اول اصلاح خود زن و شوهر، بدون دخالت دیگران است. شایسته است که آنها برای حفظ خانواده از برخی از حقوق خویش بگذرند و با حسن سلوک و مدارا و تحمل یکدیگر بر استحکام بنیان خانواده پای بفشارند. چنانچه تلاش آنها مؤثر واقع نشد، دیگران دخالت کنند. «۱» ۳. نشوز زن و مرد اگر ناسازگاری و نشوز از سوی هر دو رخ دهد و بیم شقاق و فراق آنان فراهم آید و کارشان به حاکم شرع بینجامد، حاکم شرع، داوری از سوی مرد و داوری از جانب زن انتخاب می‌کند تا آن‌گونه که صلاح می‌دانند- یا با آشتی یا با جدایی- به ختم غائله اقدام نمایند. «۲» قرآن مجید در این‌باره می‌فرماید:
وَ انْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ اهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ اهْلِها انْ یُریدا اصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما انَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً خَبیراً (نساء: ۳۵)
اگر از جدایی و شکاف میان زن و شوهر بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید [تا به کار آنان رسیدگی کنند] اگر داوران تصمیم اصلاح داشته باشند، خداوند آنان را موفّق خواهد کرد؛ زیرا خداوند دانا و آگاه است.
چگونگی داوری بر داوران واجب است:
۱. دربارهٔ زوجین و سبب بروز اختلاف میان آنان، تحقیق و بررسی کافی نمایند.
۲. سپس به بحث و تبادل‌نظر در موارد اختلاف بپردازند.
۳. رأی و حکم داوران بر زوجین نافذ است و باید به آن تن دهند؛ به‌شرطی که مصوّبات آنان از نظر شرعی جایز باشد؛ مثل اینکه مرد را ملزم کنند در فلان شهر برای همسرش مسکن تهیّه کند یا منزل مخصوصی برای او آماده نماید یا زن را در کنار پدر و مادرش اسکان دهد یا او را در کنار مادر یا خواهرشوهر ساکن نکند یا منزلش را از هوویش جدا سازد و ... یا زن را ملزم کنند در پرداخت مهریه به شوهرش مهلت بدهد یا اگر مهریه را دریافت کرده، به‌عنوان قرض به شوهرش پرداخت نماید.
۴. داوران حق ندارند زوجین را بر شرایط ناروا ملزم سازند مثل اینکه به مرد اجازه بدهند برخی از حقوق همسر دیگرش را ترک کند یا به زن اجازه بدهند که هروقت خواست از منزل خارج شود و هرجا دلش خواست برود و مانند آن. «۱» ۵. بهتر بلکه نزدیکتر به احتیاط آن است که داوران از خانواده طرفین باشند، یعنی یک داور از خانواده مرد و دیگری از خانواده زن و اگر یک‌طرف، خاندانی ندارد یا افراد فامیلش صلاحیت داوری ندارند، فردی از غیر خاندانش برای داوری تعیین می‌شود.
چنان‌که لازم نیست از جانب هر کدام تنها یک داور برگزید، بلکه اگر لازم باشد می‌توان یک هیئت برای داوری تعیین کرد. «۲» ۶. شایسته است که داوران، نیّت خالص و قصد سازش داشته باشند؛ زیرا نیّت هرکس نیکو شد، خداوند تلاش و کوشش او را به صلاح آورد؛ چنان‌که در آیه یادشده، بدان اشاره دارد. «۳» یادآوری ۱؛ همه آنچه یاد شد باید در مسیر اصلاح و آشتی دادن زوجین به‌کار رود و داوران حق ندارند بر جدایی زوجین اتّفاق کنند مگر هنگام قبول داوری چنین اختیاری از آنان گرفته باشند.
یادآوری ۲؛ چون جدایی زوجین جز با طلاق امکان‌پذیر نیست، اگر نتیجه‌داوری‌جدایی شد، به‌ناچار باید، طلاق با شرایط خاصّ خود انجام بگیرد. «۴» پرسش ۱. نشوز یعنی چه؟
۲. نشانه‌های نشوز زن کدام است؟
۳. نشوز مرد چگونه محقق می‌شود؟ وظیفه زن در این مورد چیست؟
۴. وظایف داوران میان زن و شوهر چیست؟
۵. آیا داوران، حق جدایی افکندن میان زن و شوهر را دارند؟

درس چهاردهم: طلاق در اسلام

به همان اندازه که از ازدواج تمجید و بدان سفارش شده است، از طلاق نکوهش و نهی شده است و رسول خدا (ص) فرموده است:
ما مِنْ شَیْ‌ءٍ ابْغَضُ الَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ بَیْتٍ یَخْرَبُ فِی الاسْلامِ بِالْفُرْقَةِ «۱» چیزی نزد خداوند بزرگ نکوهیده‌تر از این نیست که خانه‌ای در اسلام به‌سبب جدایی [طلاق] ویران گردد.
بدین سبب در اسلام تدبیری اندیشیده و تمهیداتی پیش‌بینی شده تا این «بدترین حلال» به‌وقوع نپیوندد و آوار جدایی، احساسات و عواطف و آرزوهای اعضای خانواده به‌ویژه کودکان را قربانی بی‌رحمی خود نسازد و عشق و محبت را به کینه و نفرت تبدیل‌نکند؛ انواع طلاق طلاق به دو نوع بائن و رجعی تقسیم می‌شود:

الف- بائن

طلاق بائن آن است که شوهر بعد از آن حقّ رجوع «۲» به زن را ندارد، خواه زن عدّه داشته یا نداشته باشد. طلاق بائن، خود به شش‌گونه زیر ممکن است رخ دهد:
۱. طلاق خُلع: اگر زن از شوهرش متنفّر باشد و مهریه یا مال دیگری را، گرچه بیش تر از مهر باشد، به شوهر ببخشد تا طلاقش دهد، چنین طلاقی را خلع گویند. «۱»

۲. طلاق مبارات: این نوع طلاق هنگامی رخ می‌دهد که زن و شوهر، یکدیگر را دوست نداشته باشند و زن مالی به شوهرش ببخشد- که بیش تر از مقدار مهر نباشد و احتیاط این است که کم تر باشد- تا شوهرش او را طلاق دهد. «۲»

۳. طلاق همسری که به سن بلوغ- ۹ سال قمری- نرسیده است.
۴ و ۵. طلاق زن یائسه و زنی که با او آمیزش نشده است.
۶. طلاق سومی که پیش از آن- بین طلاق اوّل و دوم و دوم و سوم رجوع کرده باشد، گرچه این رجوع با عقد جدید و پس از خروج زن از عدّه باشد. «۳» ب. طلاق رجعی طلاق رجعی آن است که مرد پیش از اتمام عدّه زن مطلّقه، او را به همسری سابق برمی‌گرداند. چنین کاری در طلاق بائن و پس از اتمام عدّه ممنوع است. «۴» رجوع و بازگشت مرد می‌تواند زبانی باشد و به همسرش بگوید تو را به ازدواج خویش بازگرداندم و می‌تواند عملی باشد و یا رفتاری داشته باشد که جز برای مرد نسبت به همسرش جایز نیست. «۵» زنی که طلاق رجعی گرفته، در احکام همانند همسر مرد است و استحقاق نفقه و مسکن و لباس را دارد ... ارث میان او و شوهر برقرار است، عقد خواهر او بر مرد حرام است و کفن و زکات فطره او نیز بر عهده شوهرش می‌باشد.
مرد حق ندارد زنش را که طلاق رجعی گرفته از منزل اخراج کند تا عدّه‌اش تمام شود ...
چنان‌که زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود مگر برای کاری ضروری یا واجبی که وقتش تنگ است. «۱» شرایط برای صحّت طلاق، سه دسته شرط لازم است که مربوط به اصل طلاق، طلاق‌دهنده و طلاق‌گیرنده می‌شود.
الف. شرایط طلاق ۱. خواندن صیغه مخصوص، که عبارت است از «انْتِ طالِقٌ: تو رها هستی» و مانند آن که طلاق‌گیرنده را دقیقاً معیّن کند. همچنین طلاق باید به صیغه عربی صحیح خوانده شود. «۲»

۲. صیغه طلاق باید منجّز و بدون قید و شرط باشد: پس اگر صیغه را مشروط به شرطی بکند، باطل است، خواه وقوع شرط احتمالی یا یقینی باشد مثل این که بگوید:
«انْتِ طالِقٌ انْ جاءَ زَیْدٌ: اگر زید بیاید تو رها هستی.» یا «انْتِ طالِقٌ انْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ: اگر خورشید، طلوع کند تو رها هستی.» «۳»

۳. حضور دو شاهد عادل: شاهدان باید مرد باشند و خواندن صیغه را بشنوند؛ چه طلاق‌دهنده به آنان بگوید شاهد باشید یا نگوید. همین‌طور هردو باید به‌اتّفاق شاهد صیغه باشند و صیغه به‌طور انفرادی و جداگانه نزد هریک از شهود کافی نیست؛ چنان‌که شهادت زنان، چه تنها باشند و چه همراه مرد، اعتبار ندارد. «۴» ب. شرایط طلاق‌دهنده ۱. بلوغ: بنابر احتیاط واجب، طلاق نابالغ، صحیح نیست؛ چه بی واسطه چه با واسطه وکیل، اگر چه ممیز و ده ساله باشد. «۵»
۲. عقل: طلاق شخص دیوانه صحیح نیست؛ چه دیوانگی‌اش دائم باشد و چه دوره‌ای و طلاق را در حال جنون انجام دهد. شخص مست و هرکس که به‌طریقی عقلش را از دست داده نیز مانند دیوانه است. «۱»

۳. قصد: یعنی شوهر به‌طور جدّی تصمیم به طلاق داشته باشد. بنابراین طلاق غیرمصمّم مثل کسی که خواب است یا به‌طور سهوی و اشتباهی و شوخی صیغه طلاق را بخواند صحیح نیست. «۲»
۴.اختیار: به این معنا که اکراه و اجباری در کار نباشد. پس اگر کسی را به ضرر مالی، جانی و آبرویی تهدید کنند که زنش را طلاق دهد، چنین طلاقی صحیح نیست. «۳» ج. شرایط طلاق‌گیرنده ۱. زن باید در وقت طلاق، از خون حیض و نفاس پاک باشد و شوهرش در آن پاکی یا در حال نفاس یا حیض که پیش از این پاکی بوده با او نزدیکی نکرده باشد. «۴» این شرط در سه صورت لازم‌الاجرا نیست:
اول. آنکه شوهرش بعد از ازدواج با او نزدیکی نکرده باشد. دوم. آبستن باشد. سوم.
مرد به واسطه غایب بودن نتواند یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد. «۵» ۲. همسر دائمی مرد باشد. بنابراین، طلاق همسر موقت، بی معنا و باطل است. «۶» ۳. معین باشد. اگر مرد دارای یک همسر است، همین قدر که بگوید: (زَوْجَتی طالقٌ: همسر من رها است) کافی است، ولی اگر بیش از یک همسر دارد باید آن را که می‌خواهد طلاق دهد با نام یا اشاره معین نماید. «۷»

احکام طلاق

۱. اختیار طلاق با شوهر است و طلاق بدون اذن یا وکالت او باطل است. «۱» ۲. تا شوهر، زن را طلاق نداده، در صورتی که زن حاضر به تمکین و اطاعت در حقوق او باشد باید نفقه او را بدهد. «۲» ۳. در پاره‌ای از موارد زن می‌تواند برای طلاق اقدام کند، به دادگاه مراجعه کرده، پیشنهاد طلاق دهد و حاکم شرع اسلامی آن را به مورد اجرا گذارد، مانند موارد زیر:
الف. ضمن عقد شرط کرده باشد که زن از طرف شوهر، وکیل در طلاق باشد؛ به این صورت که اگر مرد مسافرت کند، یا مثلًا شش ماه خرجی ندهد، از طرف او برای طلاق خود وکیل باشد، چنانچه پس از مسافرت مرد یا شش ماه خرجی ندادن، خود را طلاق دهد صحیح است. «۳» ب. هنگام مفقود شدن شوهر؛ استفتا: مدت پنج سال قبل زوج به مسافرت رفته و تاکنون باز نگشته است، با تحقیقاتی که شده حتی بستگان نامبرده هم هر چند سراغ گرفته و جستجو کرده‌اند نتیجه‌ای از پیدا شدن و یا حیات او به دست نیاورده‌اند. پس از یأس از پیدا شدن زوج فردی با رضایت زوجه نامبرده وی را مطلقه نموده و نوشته است که پس از عده وفات، زوجه می‌تواند با هر فردی که مایل باشد ازدواج کند مستدعی است حکم اللَّه را در این زمینه بیان فرمایید.
جواب. زنی که شوهر او غایب شده اگر نفقه او داده می‌شود باید صبر کند و طلاق او صحیح نیست و اگر نفقه او داده نمی‌شود می‌تواند به حاکم شرع مراجعه کند و بعد از فحص (تا چهار سال از زمان رجوع) و پیدا نشدن شوهر، حاکم شرع یا مأمور از طرف او زن را طلاق دهد و طلاق قبل از چهار سال باطل است، هر چند از پیدا شدن شوهر مأیوس شوند. «۴»
ج. در مواردی که شوهر از پرداخت نفقه و ادای حقوق واجبه استنکاف ورزد.
استفتا: اگر مردی از پرداخت نفقه و سایر حقوق زن امتناع ورزد و او را مورد اذیت و آزار قرار دهد و حاضر به طلاق هم نباشد حتی به طلاق خلع، آیا حاکم شرع حق اجبار او را به طلاق و یا اجرای آن را دارد؟
جواب. اختیار طلاق به دست شوهر است و حاکم شرع می‌تواند در صورت مطالبه زوجه، شوهر را وادارد که حقوق زن را ادا نماید و در بعضی موارد حاکم شرع می‌تواند طلاق بدهد. «۱»

۴. رها شدن همسر موقت به این است که مدتش تمام شود، یا مرد مدت را به او ببخشد؛ به این ترتیب که بگوید: (مدت را به تو بخشیدم) و شاهد گرفتن و پاک بودن زن از حیض لازم نیست. «۲» عده طلاق مدت زمانی که از نظر شروع لازم است زن بعد از طلاق، درنگ کند و پس از آن ازدواج مجدد نماید، (عدّه) نامیده می‌شود.
عده در طلاق، سه طهر است؛ یعنی بعد از آنکه در پاکی طلاقش دادند، به قدری صبر کند که دو بار حیض ببیند و پاک شود و همین که حیض سوم را دید عدّه او تمام می‌شود و می‌تواند شوهر کند. «۳» ۱. زن مطلقه در موارد زیر عدّه ندارد و بعد از طلاق می‌تواند فوراً شوهر کند؛ اول، زنی که نه سالش تمام نشده؛ دوم، زن یائسه؛ اگر چه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد.
سوم، زنی که شوهرش پیش از نزدیکی کردن با او طلاقش دهد. «۴»
۲. اگر زن آبستن را طلاق دهند، عده‌اش تا دنیا آمدن یا سقط شدن بچه او است؛ بنابراین اگر مثلًا یک ساعت بعد از طلاق بچه او به دنیا آید، عده‌اش تمام می‌شود. «۱» ۳. زنی که حیض نمی‌بیند، اگر در سن زنهایی باشد که حیض می‌بینند؛ چنانچه شوهرش بعد از نزدیکی کردن او را طلاق دهد، باید بعد از طلاق تا سه ماه (هلالی) عده نگاه دارد. «۲»

۴. همسر موقت چنانچه شوهرش با او نزدیکی نماید و مدت او تمام شود؛ یا شوهر مدت را به او ببخشد، در صورتی که حیض می‌بیند، باید به مقدار دو حیض و اگر حیض نمی‌بیند، چهل و پنج روز باید از شوهر کردن خودداری کند. «۳»

۵. ابتدای عده طلاق از موقعی است که خواندن صیغه تمام می‌شود. «۴» عده وفات زنی که شوهرش مرده است، باید مدت زمانی از شوهر کردن خودداری کند. این مدت در زنی که حامله نباشد چهار ماه و ده روز است و در زن حامله طولانی‌ترین دو مدت؛ یعنی یا چهار ماه و ده روز و یا تا مدت وضع حمل. بنابر این، اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچه‌اش به دنیا بیاید باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر کند. «۵» ملاک محاسبه عده، ماه قمری است. «۶» برای زنی که در عده وفات است، لباس رنگارنگ پوشیدن، سرمه کشیدن و نیز دیگر کارهایی که زینت به حساب می‌آید، حرام است. «۷» ازدواج مجدد زنان شوهر مرده مشروط به گذشتن عده وفات است. «۸» پرسش ۱. رسول گرامی اسلام دربارهٔ طلاق چه فرموده است؟
۲. انواع طلاق را نام ببرید؟
۳. طلاق رجعی چه فرقی با طلاق بائن دارد؟
۴. زن در چه صورتی می‌تواند اختیار طلاق خود را داشته باشد؟
۵. شرایط طلاق را بنویسید.

درس پانزدهم : مرگ اعضای خانواده

نشانه‌های مرگ و وظایف انسان بر کسی که نشانه‌های مرگ را در خود می‌بیند، لازم است کارهای زیر را انجام دهد:
۱. ردّ امانت‌ها: باید فوراً امانتهای مردم را به صاحبش برگرداند.
۲. پرداخت بدهیها: اگر به مردم بدهکار است و موقع دادن آن بدهی رسیده بایدبدهد، و اگر خودش نمی‌تواند بدهد، یا موقع دادن بدهی او نرسیده، باید وصیت کند و بر وصیت شاهد بگیرد، ولی اگر بدهی او معلوم باشد و اطمینان دارد که ورثه می‌پردازند وصیت کردن لازم نیست. «۱» ۳. پرداخت حقوق واجب مالی: اگر خمس و زکات و مظالم بدهکار است باید فوراً بدهد و اگر نمی‌تواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد، یا احتمال می‌دهد کسی آنها را ادا نماید، باید وصیت کند. «۲» ۴. مشخص کردن وضعیت نماز و روزه قضا: اگر نماز و روزه قضا دارد، باید وصیت کند که از مال خودش برای آنها اجیر بگیرند، بلکه اگر مال نداشته باشد، ولی احتمال‌بدهد کسی بدون آن که چیزی بگیرد آنها را انجام می‌دهد، بازهم واجب است، وصیت نماید. «۳» ۵. وصیت به حج: اگر حج بر او واجب شده باشد باید وصیت کند که انجام دهند.
هزینه این حج از اصل مال او خواهد بود. «۴»
۶. مشخص کردن مطالبات و ...: اگر مالی پیش کسی دارد یا در جایی پنهان کرده است که ورثه نمی‌دانند، چنانچه به واسطه ندانستن، حقشان از بین برود، باید به آنان اطلاع دهد. «۱» ۷. تعیین قیّم: لازم نیست برای بچه‌های صغیر خود قیم و سر پرست معین کند، ولی در صورتی که بدون قیم مالشان از بین می‌رود، یا خودشان ضایع می‌شوند، باید برای آنان قیم امینی معین نماید. «۲» احتضار و مرگ منظور از احتضار حالت جان دادن است. مسلمانی که در حال جان دادن است، مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک احکامی داردکه عبارتنداز:
۱. رو به قبله قرار دادن: باید او را به پشت بخوابانند به طوری که کف پاهایش به طرف قبله باشد. رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولیّ او لازم نیست. «۳» ۲. تلقین: مستحب است شهادتین، اقرار به دوازده امام (ع) و سایر عقاید حقّه را طوری به او تلقین کنند که بفهمد و نیز مستحب است چیزهایی را که گفته شد تا وقت مرگ تکرار کنند.
همچنین مستحب است دعاهای زیر را طوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد:
الَّلهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثیرَ مِنْ مَعاصیکَ وَاقْبَلْ مِنّیِ الْیَسیَر مِنْ طاعَتِکَ یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثیِر اقْبَلْ مِنّی الْیَسیرَ وَاعْفُ عَنّی الْکَثیرَ انَّکَ انْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللَّهُمَّ ارْحَمْنی فَانَّکَ رَحیمٌ. «۴» ۳. انتقال محتضر به جایی که نماز می‌خوانده: مستحب است کسی را که سخت جان می‌دهد، اگر ناراحت نمی‌شود به جایی که نماز می‌خواند ببرند. «۵»
۴. قرائت قرآن: مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره مبارکه یس، صافات، احزاب و آیةالکرسی، آیه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آیه آخر سوره بقره، بلکه هر چه از قرآن ممکن است بخوانند. «۱» ۵. بستن دهان، چشم و ...: بعد از مرگ مستحب است دهان میت را، به هم بگذارند که باز نماند و چشمها و چانه میت را ببندند و دست و پای او را دراز کنند و پارچه‌ای روی او بیندازند و اگر شب مرده است، در جایی که مرده، چراغ روشن کنند و برای تشییع جنازه او مؤمنین را خبر کنند، و در دفن او عجله نمایند، ولی اگر یقین به مردن او ندارند، باید صبر کنند تا معلوم شود.
اگر میت حامله باشد و بچه در شکم او زنده باشد، باید به قدری دفن را عقب بیندازند که پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند. «۲» تذکر: تنها گذاشتن محتضر، گذاشتن چیز سنگین روی شکم او و بودن جنب و حایض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد، گریه کردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مکروه است. «۳» تجهیز و دفن میت فراهم کردن مقدمات دفن میت، احکامی دارد که پاره‌ای از آنها به قرار زیر است:
۱. غسل میت ۱/ ۱. وجوب غسل: غسل دادن میت مسلمان دوازده امامی بر هر مکلفی واجب (کفایی) است و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده‌اند و بنابر احتیاط واجب حکم مسلمانی هم که دوازده امامی نیست، همین طور است. «۴» ۲/ ۱. وجوب ازاله نجاست: اگر جایی از بدن میت نجس باشد، باید پیش از آنکه آن جا را غسل بدهند، آن را بشویند و احتیاط مستحب آن است که تمام بدن میت، پیش از شروع به غسل پاک باشد. «۱» ۳/ ۱. کیفیت غسل: غسل میت مثل غسل جنابت است و احتیاط آن است که تا غسل ترتیبی ممکن است، میت را غسل ارتماسی ندهند. «۲» ۴/ ۱. نیت غسل: کسی که میت را غسل می‌دهد، باید قصد قربت داشته باشد یعنی‌غسل را برای انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و اگر به همین نیت تا آخر غسل سوم باقی باشد کافی است و تجدید لازم نیست. «۳» ۵/ ۱. تعداد غسلها: واجب است میت را سه غسل بدهند:
اول، به آبی که با سدر مخلوط باشد؛ دوم، به آبی که با کافور مخلوط باشد؛ سوم، با آب خالص. «۴» ۶/ ۱. شرط مماثلت: اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است، ولی زن می‌تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می‌تواند زن خود را غسل دهد. «۵» اگر برای غسل دادن میتی که مرد است مرد پیدا نشود زنانی که با او نسبت دارند و محرمند مانند: مادر، خواهر، عمه و خاله یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده‌اند، می‌توانند از زیر لباس او را غسل دهند.
همچنین اگر برای غسل میت زن، زن دیگری نباشد مردهایی که با او نسبت دارند ومحرمند، یا به واسطه شیرخوردن با او محرم شده‌اند، می‌توانند از زیر لباس او را غسل دهند. «۶»
چند نکته ۱. در دو مورد زیر باید میت را به جای غسل، سه بار تیمم بدل از سه غسل- با مراعات ترتیب- بدهند:
الف. موردی که آب برای غسل دادن موجود نباشد.
ب. موردی که میت به گونه‌ای جراحت، سوختگی یا آبله در بدن دارد که بیم متلاشی شدن پوستش در اثر غسل باشد.
۲. در کیفیت تیمم سه گانه:
الف. اگر امکان دارد با دست میت، تیمم بدهند، احتیاط این است که هم با دست زنده و هم با دست میت، تیمم داده شود. گرچه بعید نیست تیمم دادن با دست میت کافی باشد.
ب. چنانچه تیمم با دست میت ممکن نبود، باید با دست زنده داده شود. «۱» ۳. کسی را که در حال حیض یا جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا جنابت دهند، بلکه همان غسل میت برای او کافی است. «۲» ۲. کفن کردن ۱/ ۲. حکم تفکین: کفن کردن نیز مانند غسل میت واجب (کفایی) است. «۳» ۲/ ۲. کفن واجب: میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ، پیراهن و سرتاسری می‌گویند کفن نمایند. «۴» ۳/ ۲. شرایط کفن: کفن شرایطی دارد که عبارت است از:
الف. غصبی نبودن: کفن کردن با چیز غصبی اگر چیز دیگری هم پیدا نشود جایز نیست. «۵» ب. نج احکام خانواده ۱۲۲ عمل به وصایای میت ص : ۱۲۲ س و متنجس نبودن: کفن کردن میت با چیز نجس- جز در حال ناچاری- جایز نیست.
اگر کفن به نجاست خود او یا دیگری نجس شود چنانچه کفن ضایع نمی‌شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببرند. «۱» ج. ابریشم خالص نبودن: کفن کردن میت با پارچه ابریشمی خالص- جز در حال ناچاری- جایز نیست. احتیاط واجب آن است که با پارچه طلا باف هم کفن نکنند مگر در حال ناچاری. «۲» د. از اجزای حیوان حرام گوشت نبودن: کفن کردن با پارچه‌ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست. «۳» ۴/ ۲. کیفیت کفن کردن: لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد. پیراهن بنابر احتیاط واجب باید از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازی سرتاسری باید به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهنای آن باید به اندازه‌ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید. «۴» یک نکته: کفن زن بر عهده شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد. «۵» ۳. حُنوط کردن حنوط کردن یعنی مالیدن کافور به اعضای سجود میت (پیشانی، کف دستها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها)
بعد از غسل واجب است میت را حنوط کنند. بهتر آن است که او را پیش از کفن کردن حنوط نمایند، اگر چه در بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعی ندارد. «۶» مستحب است، قدری تربت سیدالشهدا (ع) با کافور مخلوط کنند. «۷»
خوشبو کردن میت با مشک، عنبر، عود و عطرهای دیگر یا مخلوط کردن آنها با کافور برای حنوط کراهت دارد «۱» نکته: مستحب است دو چوب‌تر و تازه در قبر همراه میت بگذارند. «۲» ۴. نماز میت نماز خواندن بر میت مسلمان، اگر چه بچه باشد واجب است. «۳» نماز میت باید بعد از غسل، حنوط و کفن کردن او خوانده شود. در این نماز لازم نیست نمازگزار با وضو یا غسل یا تیمم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبی هم باشد اشکال ندارد. ولی باید روبه قبله باشد و نیز واجب است میت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طوری که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد. «۴» نماز میت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نیت، میت را معین کند؛ مثلًا نیت کند نماز می‌خوانم بر این میت قُرْبَةً الَی اللَّه. «۵» مستحب است نماز میت به جماعت خوانده شود. در این صورت مأمومین باید تکبیرها و دعاهای آن را بگویند و نیز مستحب است امام جماعت تکبیرها و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز می‌خوانند آهسته بخوانند. «۶» کیفیت نماز میت: نماز میت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافی است:
بعد از نیت و گفتن تکبیر اول بگوید: اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ انَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللَّه بعد از تکبیر دوم بگوید: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
بعد از تکبیر سوم بگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُومِناتِ و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَیِّتِ، و اگر زن است بگوید اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَیِّت. و بعد تکبیر پنجم را بگوید. «۱» ۶. دفن دفن میت نیز مانند غسل، کفن و نماز واجب کفایی است. واجب است او را طوری دفن کنند که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند. «۲» میت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلوی بدن او رو به قبله باشد. «۳» تذکر: دفن میت آدابی دارد که جهت توضیح آن به مسائل ۶۲۸ تا ۶۳۱ توضیح المسائل مراجعه نمایید.
دو نکته ۱. برای غسل، کفن، نماز و دفن میت باید از ولیّ او اجازه بگیرند. «۴» ۲. ولیّ زن که در غسل، کفن و دفن او دخالت می‌کند شوهر اوست و بعد از او، مردهایی که از میت ارث می‌برند مقدم بر زنهای ایشانند و هر کدام که در ارث بردن مقدم هستند در این امر نیز مقدمند. «۵» نماز وحشت مستحب است در شب اول قبر، دو رکعت نماز وحشت برای میت بخوانند و دستور آن این است که در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره (اناانزلناه) بخوانند و بعد از سلام نماز بگویند (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها الی قَبْرِ فُلانٍ) و به جای کلمه فلان اسم میت را بگویند. «۱» این نماز را در هر موقع از شب اول قبر می‌شود خواند، ولی بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود. «۲» سوگواری ۱. مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میت را یاد می‌کند (انَّا للَّهَ‌و انَّا الیْهِ راجِعُون) بگوید، و برای میت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود. «۳» ۲. جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند. «۴» ۳. پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست. «۵» ۴. اگر مرد در مرگ زن یا فرزند یقه لباس خود را پاره کند یا اگر زن در عزای میت صورت خود را بخراشد به طوری که خون بیاید یا موی خود را بکند، باید یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را اطعام دهد و یا آنها را بپوشاند و اگر نتواند باید سه روز روزه بگیرد، بلکه اگر خون هم نیاید بنابر احتیاط واجب به این دستور عمل نماید. «۶» ۵. احتیاط واجب آن است که در گریه بر میت صدا را بلند نکنند. «۷»
پرسش ۱. برای کسی که نشانه‌های مرگ را در خود می‌بیند، انجام چه کارهایی لازم است؟
۲. چهار مورد از احکام مربوط به احتضار و حالت جان دادن مسلمان را بنویسید.
۳. چگونگی تعداد غسلهای میت را توضیح دهید.
۴. اگر میت به گونه‌ای، سوختگی یا آبله در بدن دارد که بیم متلاشی شدن پوستش در اثر غسل باشد، تکلیف چیست؟
۵. کفن واجب مسلمان را بیان کنید.

درس شانزدهم : وصیت و ارث

وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهایی انجام دهند، یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی شود، یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با اوست، قیم و سرپرست معین کند، و کسی را که به او وصیت می‌کنند (وصی) می‌گویند. «۱» حکم وصیت کردن سؤال ۱. آیا نوشتن وصیت نامه واجب است یا مستحب؟
جواب. واجب نیست مگر در مواردی که حق واجبی بر عهده شخص باشد و نتواند ادا نماید که واجب می‌شود وصیت نماید. «۲» سؤال ۲. آیا وصیت کردن واجب است به طوری که انسان با ترک آن مرتکب معصیت شود؟
جواب. اگر ودیعه‌ها و امانتهای دیگران نزد او باشد و حق الناس یا حق اللَّه تعالی بر عهده او باشد و در دوران حیات توانایی ادای آن را نداشته باشد، واجب است در مورد آنها وصیت کند و در غیر این صورت وصیت واجب نیست. «۳» سؤال ۳. از زمان بلوغ تا به حال به یاد ندارم که نماز یا روزه‌ای از حقیر فوت شده‌باشد، آیا لازم است وصیت نمایم که از ثلث مالم، اعمال یاد شده را برایم انجام دهند یا خیر؟
جواب. لازم نیست. «۴»
عمل به وصایای میت بر وصی واجب است که به وصایای میت عمل کند، حتی اگر پس از مرگ وصیت کننده از وصیت اطلاع یابد حق رد آن را ندارد و باید آن را اجرا کند. «۱» بدهیها و حقوق واجب الهی همچون خمس و زکات، مظالم و کفارات از اصل مال کم می‌شود، اگر چه به آن وصیت نکرده باشد و شامل همه مال نیز بشود. حج واجب گرچه نذری باشد نیز بنابر اقوا همین حکم را دارد. «۲» وصیت احکام خانواده ۱۲۸ فهرست منابع به انجام کارهای تبرعی (مستحبی) همچون اطعام به فقرا، رفتن به زیارت، اقامه عزا و مانند آن، اگر در حد ۱۳ اموالش باشد نافذ است و بیش از آن را وارثان باید اجازه دهند. واجب غیر مالی مانند نماز و روزه استیجاری نیز بنابر اقوا همین حکم را دارد. «۳» سؤال ۱. شخصی به طور مطلق وصیت کرده است، آیا عمل به این وصیت موسّع است یا موقّت؟
جواب. موقت نیست، ولی نباید در عمل به وصیت، تهاون و اهمال کنند. «۴» سؤال ۳. اگر کسی نسبت به ثلث ماترک خود وصیت کند که آن را از اصل مال اخذ و به مساکین بدهند آیا وصی شرعی و قانونی می‌تواند بعد از او از این امر بدون عذر منصرف شود؟ و آیا برای ورّاث جایز است بدون ادای حق (موصی لهم) کل مال را بین خود تقسیم کنند؟
جواب. تا به وصیت عمل نشده ورثه حق تصرف در ترکه را ندارند و بر وصی لازم است بر طبق وصیت عمل نماید. «۵» ارث زن و شوهر موجبات ارث از نظر اسلام بر دو گونه است؛ اول، نسبی که دارای سه مرتبه است: ۱. پدر و مادر، فرزندان و نوادگان؛ ۲. پدربزرگ و مادر بزرگ و دیگر اجداد و برادر و خواهر و فرزندانشان؛ ۳. عمو، عمه، خاله، دایی و فرزندانشان.
دوم، سببی که با زوجیت و ولا تحقق می‌یابد و ولا نیز سه مرتبه دارد: ۱. ولای عتق (آزاد کردن برده)؛ ۲. ولای ضمان جریره (پیمان بیمه حوادث در برابر ارث)؛ ۳. ولای امامت «۱» زن و شوهر به موجب زوجیت با دو شرط از یکدیگر ارث می‌برند: ۱. زن در عقد دائمی مرد باشد و در ازدواج موقت زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند؛ ۲. زن در قید زناشویی شوهر باشد. «۲» چگونگی ارث زن و شوهر در دو محور قابل بررسی است.
۱. میزان ارث اگر شوهر بمیرد و اولاد نداشته باشد ۱۴ ترکه به زنش می‌رسد خواه یکی باشد یا بیشتر؛ و در صورت متعدد بودن زن ۱۴ را میان خودشان به تساوی قسمت می‌کنند. «۳» چنانچه شوهر بمیرد و از همان زن یا زن دیگر اولاد داشته باشد ۱۸ ترکه‌اش به زن می‌رسد. خواه زنش یکی باشد یا بیشتر، هر قدر باشند همین ۱۸، را میان خود به تساوی قسمت می‌کنند. «۴» ولی اگر شوهر بمیرد و غیر از زن ورثه نداشته باشد، زن ۱۴ مال شوهر را ارث می‌برد و بقیه اموال از آن امام (ع) است. «۵» اگر زن بمیرد و اولاد داشته باشد ۱۴ ترکه‌اش به شوهر می‌رسد و چنانچه اولاد نداشته باشد ۱۲ ترکه‌اش به شوهر می‌رسد و اگر بمیرد و غیر از شوهرش، وارث نسبی و یا سببی نداشته باشد همه ترکه مال شوهر است خواه امام (ع) حاضر باشد یا غایب. «۶»
۲. اموالی که زن از آن ارث می‌برد اموال میت ممکن است سه گونه باشد:
الف. زمین؛ ب. اموال غیر منقول مانند ساختمان، درخت و ...؛ ج. اموال منقول.
زن از اولی اصلًا ارث نمی‌برد. از دومی قیمت آن را ارث می‌برد نه عین آن را و از سومی همانند دیگران ارث می‌برد. «۱» سؤال ۱. در اسلام زن بعد از فوت شوهر (با داشتن طفل و در صورت نداشتن بچه) چگونه و به چه اندازه از دارایی شوهر ارث می‌برد؟
جواب. اگر متوفی اولاد ندارد سهم ارث زن یک چهارم مال است. اگر اولاد دارد سهم زن یک هشتم است و زن از زمین اصلًا ارث نمی‌برد و از اموال غیر منقول از قیمت آن ارث می‌برد نه از عین آن. «۲» سؤال ۲. شوهرم مدت هفت ماه است فوت نموده و فرزندی ندارد، او دو قطعه باغ و دو سه باب خانه مسکونی با ساختمان قدیمی داشته است ... آیا از این باغ و خانه چیزی به من می‌رسد یا نه؟
جواب. زوجه از زمین خانه و باغ در مورد سؤال ارث نمی‌برد و فقط از قیمت اعیانی آنها ارث می‌برد. «۳» سؤال ۳. پدر من دو خانم داشت، زن پدرم دو بچه و مادر من هم سه بچه دارد- دو پسر و یک دختر- ارث پدرمان چطور تقسیم می‌شود؟«۴»
جواب. زنها از ترکه هشت یک می‌برند و از عین زمین ارث نمی‌برند و از بنا و اشجار هشت یک قیمت آن را می‌برند و بقیه ترکه که ۷۸ است بین اولاد تقسیم می‌شود بطوری که هر پسر دو برابر هر دختر ببرد.
سؤال ۴. از یک منزل شش دانگی دو دانگ آن به اسم زن متوفی است آیا از این چهاردانگی که به وارث رسیده آن زن می‌تواند ادعا هشت یک بکند؟
جواب. زن از زمین منزل ارث نمی‌برد، ولی از قیمت بنا ارث می‌برد. «۱» سؤال ۵. اثاث خانه را قیمت گذاری کرده‌اند. آیا از این پول هشت یک به زن او می‌رسد؟
جواب. زن از اثاث خانه ارث می‌برد. «۲» پاسخ به یک پرسش سؤال ۶. چرا ارث زن کمتر از مرد است؟
جواب. اولًا: در بسیاری از موارد ارث زن و مرد یکسان است و زن و مرد، معادل هم ارث می‌برند؛ از جمله پدر و مادر میت که هر دو یک ششم سهم دارند. همچنین اقربای مادری اعم از زن و مرد یکسان ارث می‌برند. فقط برادر و خواهری که دختر و پسر هستند در پاره‌ای از موارد در ارث بری تفاوت دارند، بنابراین، این گونه نیست که همیشه بیش از زن ارث ببرد.
ثانیاً: اگر هم در بعضی موارد تفاوت در ارث وجود دارد، عللی دارد؛ به عنوان مثال در مورد میتی که یک دختر و یک پسر دارد، آنچه مسلم است این است که پسر باید تشکیل خانواده دهد و همه هزینه خانواده نیز بر عهده اوست، مهر و نفقه همسر را باید او بپردازد، اما دختر همسری برمی گزیند که از همسرش مهر و هزینه می‌گیرد.
زن از زیباییها، پوشیدنیها و زیورآلات بهره می‌گیرد؛ در حالی که فراهم کردن اینها وظیفه مرد است. اسلام، مال را به زن می‌دهد، اما با سرپرستی مرد، تا او خود عهده دار دخل و خرج و زحمت تولید و تهیه نباشد. این به امور معنوی برنمی گردد، بلکه به امور اجرایی برمی گردد. «۳»
پرسش ۱. آیا نوشتن وصیت نامه واجب است یا مستحب؟
۲. وصی کیست و چه وظیفه‌ای دربارهٔ وصایای میت دارد؟
۳. بدهیها و حقوق واجب الهی میت مسلمان، مانند خمس و زکات، مظالم و کفارات، چگونه محاسبه می‌شود؟
۴. زن و شوهر با چه شرایطی از یکدیگر ارث می‌برند؟
۵. اموال میت بر چند گونه است و زن چگونه از آنها ارث می‌برد؟

فهرست منابع

- قرآن کریم
- احکام ازدواج، عبدالرحیم موگهی، انتشارات مشفق، چاپ اول، ۱۳۷۰.
- احکام و روابط زن و مرد و مسایل اجتماعی، سید مسعود معصومی، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۳.
- استفتاءات از محضر امام خمینی (ره)، دفتر انتشارات اسلامی، قم.
- بحارالانوار، علامه مجلسی (ره)، ایران، دارالکتب الاسلامیه.
- بررسی فقهی حقوق خانواده، سید مصطفی محقق داماد، نشر علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۵.
- تحریرالوسیله، امام خمینی (ره)، چاپ نجف اشرف.
- تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، صدرا، چاپ یازدهم.
- تفسیرنور، حجةالاسلام و المسلمین محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، ۱۳۷۸.
- توضیح المسائل، امام خمینی (ره)، دفتر انتشارات اسلامی، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰.
- رساله اجوبة الاستفتاءات (ترجمه فارسی)، حضرت آیةاللَّه العظمی حاج سید علی خامنه‌ای، انتشارات بین‌المللی الهدی چاپ ششم ۱۳۸۰.
- رساله نوین، امام خمینی (ره)، عبدالکریم بی آزار شیرازی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۷۲.
- زن در آئینه جلال و جمال، آیةاللَّه جوادی آملی، فرهنگی رجا، چاپ دوم، ۱۳۷۱.
- شرح غررالحکم و دررالکلم، آمدی، محدث ارموی، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱.
- قانون مدنی، هوشنگ ناصرزاده، انتشارات آگاه، تهران ۱۳۷۳.
- کنزالعمال، حسام الدین هندی، حیدرآباد.
- مجموعه مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، امیرهوشنگ ساسان نژاد، فردوسی، تهران ۱۳۷۶.
- مسائل جدید از دیدگاه علماء و مراجع تقلید، تنظیم و گردآوری سید محسن محمودی، انتشارات علمی فرهنگی صاحب الزمان (عج) چاپ اول ۱۳۸۰.
- مستدرک الوسائل، محدث نوری، آل البیت، قم.
- المیزان، علامه طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامی، قم.
- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، داراحیاء التراث العربی- بیروت.
- ولایت فقیه، امام خمینی (ره) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ اول ۱۳۷۳.