فرهنگ مصادیق:احترام به پدر و مادر
نویسنده: غلامعلی دانش
محتویات
چکیده
یکی از مهمترین اصول اخلاقی در مکتب اسلام، احترام به پدر و مادر است؛ آیات و روایات تأکید فراوان در این باره دارند، جالب این است که در موارد بسیار بعد از توحید و یکتاپرستی بدون فاصله احسان به این دو نهاد ارزشمند عالم خلقت را مطرح میکنند، آری اینگونه بیانات آن هم از قادر حکیم علی الاطلاق و رسول گرامیاش و ائمه هدی علیهمالسلام خود بیانگر اهمیت آن است.
کلید واژگان:
احترام، احسان، حق، پدر، مادر، رابطه بین اینها.
مقدمه
عواطف انسانی و حقشناسی دو مسئله ارزشمندی است که برای رعایت احترام به والدین کافی است ولی از آن جهت که در مکتب اسلام عزیز روی مسائل که عقل در آن استقلال دارد و عاطفه هم آن را در مییابد بهعنوان تاکید حکم دارد و سکوت را ناروا میداند و در مسئله احترام والدین تأکیدات دارد که در جای دیگر کمتر دیده میشود.
در قرآن کریم سوره لقمان آیه ۱۵ میفرماید: «وَ إِنْ جَاهَدَاکَ عَلَی أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا»[۱] در این آیه شریفه توصیه میکند حتی اگر پدر و مادر کافر باشد احترام آنها لازم است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد نظر الیهما» اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت خداوند از آن نهی میکرد، اف کمترین اظهار ناراحتی است و این حداقل مخالفت و بیاحترامی نسبت به پدر و مادر است و از این جمله نظر تند و غضبآلود به آنها است.[۲]
جهاد یکی از مهمترین برنامههای اسلامی مادام که وجوب عینی پیدا نکند خدمت پدر و مادر و رسیدگی به امور آنها اهم از آن است حتی اگر جهاد رفتن موجب ناراحتی آنها شود جایز نیست.
امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله نقل میکند که پیامبر صلیالله علیه و آله در جواب جوانی که شور جهاد در دل داشت ولی مادر ناتوان داشت که خیلی به او انس و علاقه داشت فرمود:
«فوالذی بعثنی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه»
قسم به آنکه مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یکشب مادر با تو مأنوس باشد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.[۳]
مؤثرترین نفرین، نفرین پدر و مادر دربارهٔ فرزند است. اگر والدین برای فرزند نفرین کند او در بهشت راه ندارد نه تنها راه ندارد بلکه از بوی بهشت از فاصلههای دور محروم میگردد.
پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله فرمود: ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه لوجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق» بترسید از اینکه عاق پدر و مادر قرار گیرید زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام میرسد ولی به مشام عاق والدین نخواهد رسید.[۴]
خداوند منّان و حکیم نسبت به یکتاپرستی و احترام والدین از انسان این گل سرسبد عالم خلقت تعهد و پیمان گرفته است و آن هم در جایی مطرح است که مطلوب و مقصود دلداری اهمیت و ارزش باشد والا تعهد و پیمان معنی و مفهوم ندارد.
خداوند در کتابش میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا...»[۵]
به یاد آور زمانی را که از بنیاسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید.
گر چه شأن نزول آیه دربارهٔ بنیاسرائیل است اما در حقیقت یک برنامه کلی الهی را دربارهٔ تمام جوامع بشری بیانگر است:
از آن جایی که احترام به پدر و مادر در مکتب اسلام جایگاه ویژه دارد لازم دیدیم در این مورد بحث داشته باشم گر چه نمیتوانم حق مطلب را ادا کنم؛ و من الله التوفیق.
احترام و نیکی به پدر و مادر
احترام و نیکی به پدر و مادر یکی از اصول بسیار مهم و ارزشمند اخلاقی است که معصومین و ائمه هدی علیهمالسلام در گفتار و کردار خود اهمیت و بهاء زیادی به آن دادهاند و برای روشن شدن این مطلب لازم است از جهات مختلف مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد:
الف: معنای نیکی به پدر و مادر
احترام به پدر و مادر معنی گسترده و وسیعی دارد بهطور خلاصه هر شکل و ... هر نوع بیاحترامی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آنها شود باید از آن دوری جست و در برابر آنها کاملاً خاضع و به خودش به آنها مؤدبانه و شایسته باشد و به تعبیر قرآن کریم:
«فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ»[۶] ترجمه: پس به پدر و مادر اف نگو.
یعنی از ریزترین و کوچکترین سخن و حرکتی که باعث آزردگی و بخش خاطر آنها گردد اجتناب کن.
واژهٔ «أُفّ» بی مقدارترین و سبکترین تعبیر نا مؤدبانه است که برای ابراز درد با ناراحتی گفته میشود.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیها»[۷]
ترجمه: «اگر در آزردن پدر و مادر خداوند چیزی را کمتر از اف میدانست از آن نهی میکرد و از جمله آزردن این است که انسان یا چشم خیره به آنها بنگرد.» اف گفتن از کمترین و بی مقدارترین موارد آزردن است از مفهوم این روایت فهمیده میشود که احترام و نیکی به پدر و مادر تا چه اندازه وسعت و گسترش دارد.
خلاصه این روایت بیانگر وسعت گسترش معنای بیاحترامی به پدر و مادر است.
ب: احترام و نیکی به پدر و مادر از دیدگاه قرآن
در سیزده مورد، قرآن کریم یاد از احترام و نیکی به پدر و مادر نموده و جالب اینکه در هفت مورد پس از دعوت به یکتایی و شکر خدا، بدون فاصله دعوت به احسان و تشکر از پدر و مادر میکند این مطلب بیانگر ارزش فوقالعادهٔ احترام به پدر و مادر است که بعد از اعتقاد به یکتای خدای منان مطرح و بیان شده است.
۱- وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَ ذِي الْقُرْبَى»[۸]
ترجمه: «و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان احسان كنيد».
در این آیه سخن از پیمان است که خداوند از بنی اسرائیل گرفته و آنها را به واسطهٔ شکستن این پیمان شدیداً مورد سرزنش قرار میدهد در این پیمان چندین مطلب آمده است من جمله دو مورد ذیل:
۱-پیمان میگیرد که خدای یگانه را پرستش کنید و در برابر هیچ بتی سر تعظیم فرود نیاورد.
۲- نسبت به پدر و مادر احترام و نیکی کنید.
برنامهای برای زنده ماندن ملتها
این آیه شریفه شأن نزول آن دربارهٔ یهود است و در عین حال یک سلسله قوانین کلی و عمومی را برای همهٔ ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن، بقاء و سرافرازی ملتها و رمز شکست آنان را یادآور میشود.
الف: از دیدگاه قرآن، سرافرازی و سربلندی ملتها در صورتی امکانپذیر است که خود را به قویترین قدرت و ریشهدارترین نیرو متکی سازند و در هر فراز و نشیبی زندگی با او مرتبط باشد و از او مدد جویند به قدرت تکیه کند که فنا و زوال در او راه نداشته باشد.
اگر چنین کنند از هیچ کسی ترس و وحشت نخواهد داشت و پیروزی و موفقیت آنها تضمین شده است و معلوم و هویدا است که چنین مبدائی جز آفریدگار جهان نخواهد بود آری این تکیهگاه خداوند است.
ب: و از طرف دیگر، برای بقاء و جاودانگی ملتها همبستگی خاصی بین ملتها و افراد لازم است این عمل در صورت ممکن است که هر کس و هر فردی نسبت به پدر و مادر که شعاع زندگی آنها ست و بعد نسبت به خویشاوندان و اقربا و بعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع و جامعه احترام بگذارد و با نیکی رفتار کند تا اینکه: همه بالوپر یکدیگر باشند.
۲- وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»[۹]
ترجمه: «و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد...»
در آیه فوق چندین مورد از حقوق اسلامی اعم از حق الهی و بندگان او و آداب معاشرت با مردم اشاره شده است.
۱-نخست مردم را به عبادت و پرستش ذات باریتعالی و ترک شرک و بت پرستی که ریشهٔ اصلی تمام برنامههای اسلامی است دعوت میکند دعوت به توحید و یگانهپرستی روح را پاک و نیت را خالص، اراده را قوی و تصمیم را برای انجام هر کاری و برنامهٔ مفیدی محکم میسازد از آنجا که آیه بیانگر یک سلسله از حقوق اسلامی است قبل از همه حقوق خداوند بر مردم را اشاره نموده و فرمود: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا»
۲- به حق پدر و مادر اشاره کرده و توصیه میکند: «نسبت به آنها نیکی کنید» «وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»
کمتر موضوع در قرآن مثل حق والدین مورد تاکید قرار گرفته است اینکه حق والدین در چندین مورد بعد از دعوت به پرستش خدای یگانه قرار میگیرد بیانگر اهمیت آن است علاوه بر این از چنین تعبیرهایی مکرر استفاده میشود میان یگانهپرستی و احسان والدین ارتباط و پیوندی وجود دارد و در حقیقت اینچنین هم است چون بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه اول از ناحیهٔ خدا است و در مراحل بعد به پدر و مادر ارتباط دارد، زیرا فرزند بخشی از وجود پدر و مادر است.
بنابراین ترک حقوق پدر و مادر، هم دوش شرک به خدا است.
۳-«قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»[۱۰]
ترجمه:«بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد...»
در این آیه به بخشی از محرمات الهی اشاره شده و جالبتوجه این است که شرک به خدا و احترام به والدین را در ردیف اول قرار داده و احترام به والدین را بعد از شرک بیان میکند.
نخست میفرماید به آنها بگو: بیایید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است برایتان بخوانم و بر شمارم «قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ»
۱-«اینکه هیچ چیز را شریک و همتای خدا قرار ندهید» «أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا»
۲- «نسبت به پدر و مادر نیکی کنید» «وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»
اگر در بیان محرمات الهی از شرک شروع میشود و نکته رمز قرآن این است که در واقع شرک سرچشمه اصلی همهٔ مفاسد اجتماعی است و ذکر نیکی به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک و قبل از دستورهای مهمی همانند تحریم قتل نفس و اجرای اصول عدالت میآید دلیل بر اهمیت فوقالعادهٔ حق پدر و مادر در دستورهای اسلامی است این موضوع وقتی روشن میشود که میبینیم بهجای تحریم آزار پدر و مادر که هم آهنگ با سایر تحریمهای این آیه است موضوع احسان و نیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن احسان و نیکی در مورد آنان نیز لازم و ضروری است.
۴- وَ قَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا[۱۱]
و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى».
وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا[۱۲]
ترجمه: و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند».
توحید و نیکی به پدر و مادر
اصل توحید یکی از اساسیترین تعلیمات انسانی انبیاء الهی است در این آیه پروردگارت فرمان داده که تنها او را بپرستید و نسبت به پدر و مادر نیکی کنید. «وَ قَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»[۱۳]
قضاء مفهوم و معنی مؤکدتری از امر دارد و امر و فرمان قطعی و محکم را میرساند و این نخستین تأکید در این مسئله است.
قرار دادن توحید یعنی اساسیترین اصل اسلامی، در کنار نیکی به پدر و مادر تأکید دیگری است بر اهمیت این دستور اسلامی.
مطلق بودن احسان که هرگونه نیکی را در بر میگیرد و همچنین والدین که مسلمان و کافر را شامل میشود سومین و چهارمین تأکید در این جمله است.
توجه به این نکته نیز لازم است که فرمان معمولاً روی یک امر اثباتی میرود و در اینجا روی نفی رفته است (پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید) ممکن است این شکل سخن راندن برای این باشد که: از جمله «قضی» فهمیده میشود که جمله دیگری در شکل اثباتی در تقدیر است و در معنی چنین میباشد. پروردگارت فرمان مؤکد داده است او را بپرستید و غیر او را نپرستید و یا اینکه مجموع جملهٔ نفی و اثبات (لا تعبدوا الا ایاه) در حکم یک جمله اثباتی است، اثبات عبارت انحصاری پروردگار سپس به دنبال بیان یکی از مصداقهای روشن نیکی به پدر و مادر پرداخته میفرماید: هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری و شکستگی برسند (آنچنانکه نیازمند به مراقبت دائمی تو باشد) از هرگونه محبت در مورد آنها دریغ مدار و کمترین اهانت به آنان مکن حتی سبکترین تعبیر نامؤدبانه یعنی اُف به آنها مگو.[۱۴]
دقت و باریکبینیهایی در احترام پدر و مادر
دو آیهٔ فوق الذکر نهایت دقت و باریکبینی را لازم دارد چرا؟ برای اینکه قسمتی از ریزهکاریهای رفتار مؤدبانه را نسبت به پدر و مادر بیانگر است.
۱-انگشت روی حالات ضعف و ناتوانی آنها میگذارد یعنی حال پیری و زمینگیری ایشان را یاد آور میگردد، در آن حال ضعف و ناتوانی است که نیاز به حمایت و محبت دارد و میگوید ناچیزترین سخن آزاردهنده به آنها نگو.
۲- یادآور میشود اگر آنها آنقدر پیر و ناتوان شود که نتواند از جا برخیزند و یا اینکه حتی قدرت دفع آلودگی را از خود نداشته باشد باز هم مسئولیت شما در قبال آنها سنگینتر است و این خود آزمایش بزرگی است که فرزندان به آن آزموده میشوند که: آیا وجود آنها را به داشتن چنین حالتی رحمت میداند و یا نقمت و بلا.
آیا صبر و حوصله برای نگهداری دارند و یا آرزوی مرگ آنها را میکنند؟
۳- خداوند به پیامبرش فرموده: در این حال به آنها اف نگو یعنی اظهار تنفر و ناراحتی نکن، داد نزن، صدا بلند مکن و با قول ملاطفتآمیز و بزرگوارانه به آنها سخن بگو که این خود نهایت ادب است.
۴- قرآن کریم فرمان به تواضع و فروتنی میدهد و تواضعی که نشان محبت، علاقه باشد نه اینکه بیانگر چیزی دیگری باشد.
۵- در موقع دعا و التماس آنگاه که رو بهجانب رب العزه میکنی پدر و مادر را چه زنده باشد و چه مرده باشد فراموش مکن و تقاضای عفو و بخشش الهی را برای آنها داشته باش و بگو خداوندا همانطور که آنها مرا در کودکی تربیت کردند آنها را مورد رحمت بیپایان خویش قرار بده.
نکتهٔ مهمی که از این تعبیر استفاده میشود این است اگر پدر و مادر امروز به مرحله ای از ناتوانی رسیدهاند که قدرت دفع آلودگی از خود ندارند فراموش مکن و به خود مغرور مباش تو هم روزی و روزگاری چنین بودی که آنها هیچگونه خود گذری و محبت را در مور تو فراموش نکردند تو هم امروز محبت و ملاطفت آنها را لازم است جبران کنی اگرچه جبران سخت است و آن ممکن نیست مگر با عنایت خاص الهی در این مرحله لازم میدانم این دعا را بکنم و بگویم بارالها دست مرا بگیر و مرا به این خدمت که قدرت بیان وصف آن را ندارم یاری فرما. آمین.
«وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»[۱۵]
ترجمه: و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى گويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته اى سپاس گويم و كار شايسته اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمانپذيرانم.
در این آیه شریفه نخست به وضع و حال نیکوکاران پرداخته و از نیکی پدر و مادر و شکر زحمات آنها که مقدمهای است برای شکر پروردگار آغاز میکند و میفرماید: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً»، توصیه به معنی مطلق سفارش است و معنی و مفهوم او تنها انحصار به سفارشهای بعد از مرگ ندارد روی جهت است که بعضی از مفسرین آن را به معنی امر و دستور تفسیر کردهاند.
بعد از بیان نیکی به پدر و مادر به حقشناسی مادر پرداخته و با دلیل آن را مطرح میکند و میفرماید: مادر او را با اکراه و ناراحتی حمل میکند و با ناراحتی بر زمین میگذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتن او سی ماه است. «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً»
در این مدت بزرگترین فداکاری و از خودگذشتگی را مادر دربارهٔ فرزند دلبندش از خود به نمایش میگذارد او را در جای نگهداری و بزرگ میکند و رشد میدهد که هیچ کسی دیگری را در آنجا نگهداری نمیکند و از شیرهٔ جان و مغز استخوان او را تغذیه میکند.
از روزی که نطفهٔ او منعقد میگردد حالت مادر دگرگون میشود و ناراحتی یکی پشت سر دیگری به او رخ میدهد هرقدر جنین بیشتر رشد و نمو میکند مواد بیشتری از شیرهٔ جان مادرمی گردد تا آنجا که روی استخوان و اعصاب مادر تأثر انکار ناپذیری میبخشد گاه خواب و خوراک و استراحت و آرامش او فدای فرزند میگردد و در دوران آخر، زمان حمل حتی نشست و برخاست برای او مشکل میشود اما مادر بهواسطه عشق به فرزندی که بهزودی دیده به جهان میگشاید و بر چهره دلربای مادر لبخند جانانه میزند این ناملایمات و مشکلات طاقتفرسا را تحمل میکند.
سختترین لحظات زندگی مادر همان لحظه است که لحظه وضع حمل فرا میرسد خیلی از مادران در این لحظات حساس جان به قربان فرزند میکنند و زنده ماندن خود را فدای زنده ماندن فرزندمی کند به هر صورت آنگاه که مادر این بار سنگین را زمین گذاشت و فرزندش دیده به جهان گشود دوران سخت دیگری برای او شروع میشود دوران مراقبت دائم و شبانهروزی از فرزند دوران که به تمام نیازهای فرزند باید جواب گفت آن هم نیازهای کودکی که هیچگونه قدرت به بیان آنها ندارد اگر دردی دارد، ناراحتی درد نمیتواند آن را بیان کند اگر گرسنه است و یا تشنه و یا گرمازدگی و سرماخوردگی داشته باشد اصلاً توان و قدرت بیان آنها را ندارد آنچه او ابراز میکند ناله و فریاد است و اشک ریختن این مادر است که باید باحوصله و بردباری تمام و کامل این نیازها را تشخیص دهد و مانند یک دکتر حاذق و دلسوخته نیازهای و را برآورده سازد فرزندان کوچولو نیاز به نظافت دارد و این خود مشکل دیگری از مشکلات مادر است.
نوزاد در این دوران گرفتار بیماریهای مختلفی میشود این مادر است که شکیبایی فوقالعاده و استثنایی به مقابله آنها برخیزد و فرزند عزیزش را نجات بخشد.
قرآن در اینجا تنها از ناراحتیها و مشکلات مادر سخن میگوید و از مشکلات و گرفتاریهای پدر سخن به میان نمیآورد و اینگونه سخن گفتن باریتعالی برای بیاهمیت نشان دادن زحمات و مشکلات پدر نیست بلکه پدر در بسیاری از این مشکلات شریک مادر است ولی مادر سهم بیشتر در سختی و گرفتاری دارد لذا روی او بیشتر تکیه شده است.
خداوند منان در ادامه آیه مورد بحث میفرماید: حیات انسان هم چنان ادامه مییابد تا زمانی که به کمال قدرت و نیروی جسمانی رسد و به مرز چهلسالگی وارد گردد «حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»
حضرت آیتالله ناصر مکارم شیرازی میفرماید: ظاهر این است که بلوغ اشد اشاره به بلوغ جسمانی و رسیدن به اربعین سنه (چهلسالگی) اشاره به بلوغ فکری و عقلانی است، چرا؟ برای اینکه معروف است: انسان غالباً در چهلسالگی به مرحله کمال عقل میرسد و گفتهاند: غالب انبیاء در چهلسالگی مبعوث به نبوت شدند. [۱۶]
در مورد اینکه سن بلوغ جسمانی چه سنی است؟ در بین علماء و بحث و گفتگو است. بعضی سن بلوغ جسمانی همان سن معروف بلوغ را میداند ولی روایات بعضش تصریح دارد که سن هجدهسالگی همان سن بلوغ جسمانی است.
این هم مانع ندارد که این واژه در موارد مختلفی معنی متفاوتی داشته باشد البته این معانی متفاوت بهواسطه قرائن که در کلام وجود دارد روشن میشود.
به هر صورت قرآن کریم بعد از مطرح کردن اشد بلوغ و بلوغ اربعین سنه میفرماید: این انسان با ایمان و لایق زمانی که به چهلسالگی رسید از خدای منان سه چیز را میخواهد:
۱- پروردگارا؛ به من الهام کن و توفیق عنایت فرما تا شکر نعمتی که به من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای بهجا آورم؛ «قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ»[۱۷]
در چنین سن و سالی انسان موحد و با ایمان هم از عمق و وسعت نعمتهای خدا برای خودش آگاه میگردد و هم از خدمات که پدر و مادر برای او انجام داده که تا به این حد رسیده چرا؟ برای اینکه خودش در این سن و سال طبق معمول پدر و مادر میشود و زحمات طاقتفرسا و بیشائبه و ایثارگرانهٔ آنها را با چشم سر مشاهده میکند و میبیند وانگهی بیاختیار به یاد آنها میافتد و به نیابت آنها خدا را شکر گذاری میکند.
۲- در مرحله دوم تقاضای او از خدایش این است: «وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ»
بارالها به من توفیق ده تا عمل صالح بهجا آورم که تو از آن خوشنود باشی.
۳- تقاضای سوم او به این صورت مطرح میشود «وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي» خداوند ا اصلاح و درستکاری را در فرزندان و دودمان من تداومبخش کلمه «لی» که در این جمله آمده بیانگر این است که این صلاح و درستکاری طوری باشد که نتایج آن عائد من نیز بشود.
شگفتی این چند جمله از دعا در این است که در دعای اول پدر و مادر را شریک قرار میدهد و به دعای سوم فرزندان و ذریه خود را ولی در دعای دوم برای خودش دعا میکند. آری انسانهای صالح و ملکوتی هرگز تنها خود را در نظر نمیگیرند بلکه اگر با چشمی خود را مینگرد و با چشم دیگر به افرادی که بر او حقدارند مینگرند.
آنگاه در پایان دو مطلب خیلی مهم را اعلام میدارد که هرکدام بیانگر یک برنامهٔ اعلای عملی است یک « إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ» پروردگارا من در این سن و سال بهسوی تو باز میگردم و توبه میکنم و بهجا و حد رسیدهام که باید خطوط زندگی من تعیین گردد و خط سیر من تا آخرین مرحلهٔ زندگی من مشخص گردد، راستی من به مرز چهلسالگی رسیدهام و برای عبد چون من چه قدر زشت و زننده است که بهسوی تو باز نگردم و خود را از گناهان با آب گوارای توبه نشویم.
دو: برنامهی دومش این است که میگوید: « وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» خدایا من از مسلمین هستم.
در واقع این دو جمله پشتوانه ای است برای آن دعاهای سهگانه و معنایش این است؛ چون من توبه کردم و تسلیم مطلق در برابر فرمان توأم، خدایا تو نیز بزرگواری و مرا مشمول آن نعمتها بفرما.
آیه بعدی که آیه ۱۶ از سوره احقاف است اجر و مزد این گروه از مؤمنان شکرگزار را بیان میکند که میفرماید: «أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا»[۱۸]
فعلاً مجال وارد شدن ای بحث نیست لذا از آن صرفنظر میکنیم و آن را به فرصت دیگری واگذار میکنیم و من الله توفیق.
«وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ»[۱۹]
ترجمه: «و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است».
در این آیهٔ شریفه، نخستین چیزی که مطرح میشود سفارش به پدر و مادر است و این خود بیانگر اهمیت حقوق پدر و مادر نسبت به فرزندان است و اینگونه بیان الهی زنگ خطری است برای فرزندان که این حقوق را همیشه نصب العین داشته باشند.
و برای اولین بار میفرماید:
«وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ» ما به انسان دربارهٔ پدر و مادرش سفارش کردیم و آنگاه به زحمات فوقالعادهٔ مادر میپردازد و میفرماید: «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ». مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى.
از نظر علمی این مطلب روشن و ثابت شده و تجربه نیز حاکی از این است که مادران هنگام بارداری شدیداً گرفتار وهن و سستی میشوند، چرا؟
برای اینکه: شیرهٔ جان و مغز استخوان خود را برای پرورش و رشد فرزند که در آیندهٔ نزدیک قرةالعین برای او میشود اختصاص میدهد.
بدین لحاظ مادران در دوران بارداری گرفتار کم بود انواع ویتامینها میشوند و آنها باید جبران گردد و الا برای مادران خطرناک است و ممکن است بدین جهت سر به بالین مرگ نهند و این وهن و سستی حتی در دوران رضاع و شیردهی نیز ادامه دارد چرا؟ برای اینکه شیر، شیرهٔ جان مادر است لذا به دنبال بارداری بلافاصله قرآن کریم دوران شیردهی را مطرح میکند و میفرماید: «وَ فِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ» پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است؛ و در سوره بقره آیه ۲۳۳ نیز میفرماید: «وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ» و مادران [بايد] فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند. البته منظور دوران کامل شیرخوارگی است گاهی ممکن است کمتر از آن باشد.
به هر صورت در این مدت سی ماه، مادر بزرگترین فداکاری و خود گذری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از نظر خدمات دربارهٔ فرزندش انجام میدهد و به دنبال توصیه به پدر و مادر خداوند منان میفرماید: «ان اشکر لی و لوالدین» شکر مرا بهجا آور که من خالق و منعم اصلی تو هستم؛ یعنی این منم که تو را به این هیئت و شکل زیبا قالب زدم و به تو شعور، درک، عقل دادم و نعمتهای فراوانی در اختیار تو قرار دادم که قابل شمارش نیست این منم که تو را گل سرسبد عالم هستی قرار دادم و به پاس این نعمتها مرا شکر گذار باش و همچنین لازم است که شکر پدر و مادر را بنمایی چرا؟ برای اینکه: آنها واسطه این فیض و عهدهدار انتقال نعمتهای من به تو میباشند.
آری، در اینجا شکر پدر و مادر در کنار شکر الهی قرار گرفته و این خود به نوبهاش بیانگر اهمیت شکرگزاری برای پدر و مادر است و این خیلی نکته جالب است و انسان باید با درک این حقیقت با خود ببالد که شکر پدر و مادر او در قبال شکر الهی قرار گرفته و آن را هم کسی دیگری نه بلکه ذات اقدس الهی خود شکر پدر و مادر را در کنار شکر خود هم ردیف آن قرار داده است.
در قسمت پایان آیه قادر لایزال و درعینحال رئوف و مهربان با لحن که خالی از تهدید و هشدار نیست میفرماید: «إِلَيَّ الْمَصِيرُ» بازگشت همهٔ شما بهسوی من است» بله در این مورد اگر کسی سستی و یا کوتاهی کند در پیش گاه الهی و در روز محشر تمام این حقوق و زحمات موردبررسی قرار میگیرد و موبهمو محاسبه میگردد و باید از این حساب و کتاب که دربارهٔ شکر نعمتهایش و همچنین از شکر نعمتهای وجود پدر و مادر و عواطف پاک و بیآلایش آنها برآیید و الا مورد عقاب او قرار خواهد گرفت.
احترام به پدر و مادر و اطاعت فرزندان از پدران و مادران یکی از مسائل عمده و اساسی اسلامی است ولی از آنجا که توصیه به احترام پدر و مادر و اطاعت از آنها ممکن است این توهم را به وجود بیاورد که حتی در مسئله اعتقادی از قبیل ایمان و کفر نیز به آنها مماشات کرد و حرف آنها را پذیرفت این مسئله استثنایی دارد و آن هم استثنایی محترمانه لذا قرآن کریم میفرماید: «وَ إِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا»[۲۰]
ترجمه: «و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر».
این آیه شریفه دستور قاطعانه میدهد رابطه انسان با پدر و مادر هرگز مقدم بر رابطه او با خداوند نباشد و عواطف خویشاوندی هرگز نباید حاکم بر مسائل اعتقادی و مکتبی او گردد.
جملهٔ «جاهداک» اشاره به این حرف دارد گاهی پدر و مادر به گمان اینکه سعادت و خوش بختی فرزند را میخواهند، تلاش و سعی میکنند او را رهنمایی نموده به عقیدهای انحرافی خود سوق دهند و این طرز عمل کرد در مورد همهٔ پدران و مادران دیده شده و میشود وظیفهٔ فرزندان هم چنین مواردی این است: هرگز در برابر فشار و خواسته آنها تسلیم نشوند و استقلال فکری خود را محفوظ نگه دارد و وارد هیچگونه معاملهای نگردد توحید و عقاید توحیدی را با چیز دیگری معاوضه نکنند. ممکن است فرمان « فلاتطعهما» باز این توهم را به وجود آورد که در برابر پدر و مادر مشرک باید شدت عمل و بیحرمتی به خرج داد بلافاصله اضافه میکند عدم اطاعت از آنها در مسئله کفر و شرک دلیل بر قطع رابطهٔ مطلق با آنها نیست بلکه فرمان میدهد «وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»[۲۱] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن.
از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت داشته باش و از نظر مسائل اعتقادی و برنامههای مذهبی تسلیم افکار و پیشنهادهای آنها نباش پس اینگونه عمل کردن خود نقطهٔ اصلی اعتدال است که تمام حقوق پدر و مادر در آن جمع است لذا بعداً میفرماید: «وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ»[۲۲]
راه آنهایی را پیروی کن که بهسوی من بازگشتهاند و آن راه پیامبران و مؤمنان راستین است چرا؟ برای اینکه: «ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[۲۳]
بازگشت همهٔ شما بهسوی من است و من شما را ازآنچه در دنیا عمل میکردید آگاه میسازم و بر طبق آن اجر و پاداش و کیفر میدهم. این قسمت آیه نیز هشدار است برای عمل کرد ما در دنیا و باید متوجه آن باشیم به هر صورت لازم است یادآور شویم که آیه فوق کاملاً شبه چیزی است که در آیه ۸ سورهٔ عنکبوت بیانشده است و افراد علاقهمند میتوانند در آنجا مراجعه کنند.
پانویس
- ↑ سوره لقمان؛ آیه 15
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص 96
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص 96
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص 97
- ↑ سوره بقره؛ آیه 83
- ↑ سوره إسری؛ آیه 23
- ↑ تفسیر نمونه/ج 12/ ص 96، ناصر مکارم شیرازی، انتشار 1385: ناشر دارالکتب الاسلامیه- تهران
- ↑ سوره بقره؛ آیه 83، تفسیر نمونه، ج 1، ص 382 ـ 387
- ↑ سوره نساء؛ آیه 36، تفسیر نمونه، ج 3، ص 479
- ↑ سوره انعام؛ آیه 151، تفسیر نمونه، ج 6، ص 43 ـ 48
- ↑ سوره إسراء؛ آیه 23
- ↑ سوره إسراء؛ آیه 24
- ↑ سوره إسراء؛ آیه 23
- ↑ تفسیر نمونه/ج 12/ ص 90-91
- ↑ سوره احقاف؛ آیه 15، تفسیر نمونه/ج 21/ ص 342
- ↑ تفسیر نمونه/ ج 21/ ص 344
- ↑ اوزعنی از مادهٔ انزاع است که به معنی الهام و توفیق عشق و علاقه و بازداشتن از انحراف است
- ↑ سوره أحقاف؛ آیه 16
- ↑ سوره لقمان؛ آیه 14، تفسیر نمونه/ج 17/ ص 52
- ↑ سوره لقمان؛ آیه 15، تفسیر نمونه/ج 17/ ص 54
- ↑ سوره لقمان؛ آیه 15
- ↑ سوره لقمان/ 15
- ↑ سوره لقمان؛ آیه 15







