فرهنگ مصادیق:احترام، همدلی، تواضع
نویسنده: دهقانی
مشهد مقدس مدرسه علمیه نرجس (علیهاالسلام)
محتویات
فصل اول: احترام گذاشتن به دیگران نشانه عظمت و بزرگی
هر انسانی برای خود احترامی قائل است. زمانی که به عقاید، کارها و سلیقههای افراد در حد و محدوده خودشان احترام بگذاریم و سعی نکنیم همیشه در پی رد کردن آنها برآییم دیگران ما را به رسمیت میشناسند؛ چرا که مردم عادتاً با کسی که به آنان احترام بگذارند و نسبت به ایشان ابراز توجه و قدردانی کنند انس و الفت میگیرند پس برای جلب مردم آنچه میخواهند باید به آنان بخشید. بدیهی است که مردم برای دوستی ورزیدن با افراد مال و منزل نمیخواهند بلکه صرفاً خواهان احترام و بزرگداشت خود از سوی آنان میباشند؛ چرا که مردم خود را دوست دارند و هر کس برای خودش جهانی دارد مملو از آراء و عقاید و نظرات متعددی که همین عقاید انسانها را از هم جدا میکند و دنیای هر فردی برای خودش محترم است پس کسی که به آنان احترام بگذارد و به عقاید آنان توجه نماید. دوست میدارند و کسانی را که عقاید آنان را نادیده گرفته و به شخصیت آنان احترام نمیگذارند نزد آنان هیچ محبوبیتی ندارد.
ممکن است بپرسید چگونه به مردم احترام بگذاریم؟ چگونه نشان دهیم که به آنان توجه داریم؟
جواب اینکه همانطور که بیان شد هر انسانی دارای خصلت یا رفتار و با عقیده و بعدی است که شایسته ستایش و تمجید است وظیفه ماست که این جنبههای خوب را بیابیم و او را به سبب داشتن آنها تمجید نماییم؛ و اگر هم قصد داریم به رد و اصلاح رفتار و افکار کسی بپردازیم باید از راه مناسبی استفاده کنیم. در ابتدا باید به جنبههای شخصیتی طرف مقابل تا حدودی آگاه شویم ظرفیت او را بسنجیم و آرامآرام او را به اشتباهی آگاه سازیم و در صورت نیاز راه مناسب را به او پیشنهاد کنیم. در اینجاست که او را از قصد و نیت نوعدوستی خودآگاه کرده و خود را برای محبوبیت آماده میکنیم.
نکته دیگر که در این زمینه باید توجه کنیم این است که احترام به انسانها را نامشروط جلوه دهیم. احترام نامشروط به این معناست که اگر تصمیم گرفتیم با فردی که خطایی از او سرزده و یا باعث ناراحتی ما شده است برخورد کنیم قادر باشیم در حین برخورد همچنان وی را یک انسان ارزشمند و قابلاحترام بدانیم و این احساس را به او منتقل کنیم چنین عملی سبب شکلگیری یک رابطه صمیمی، ایمن و اثربخش میگردد.[۱]
نتیجه آنکه برای به دست آوردن محبوبیت در نزد دیگران و جذب قلوب دیگران باید بیاموزیم که چگونه، خواه در مسائل کوچک و کماهمیت و خواه در مسائل بزرگ و پراهمیت به مردم احترام بگذاریم و این محبوبیت حاصل نمیشود مگر اینکه: به همگان احترام بگذاریم و هیچ فردی را کوچک نشماریم.
حضرت علی (علیهالسلام) میفرمایند: مردم یا برادر دینی تویند و یا در آفرینش همانند تو هستند.
فروتنی و پرهیز از تکبر
داشتههای مردم را ناچیز و دستکم نگیریم. نباید دانش خود را زیاد پنداشت و دانش دیگران را اندک و بیارزش، حتی اگر دانش بسیار یا ثروت فراوان و یا صفاتی داشته باشیم که دیگران از آن بیبهرهاند.
همانطور که دوست داریم دیگران به ما احترام بگذارند ما نیز همانگونه به آنها احترام بگذاریم. چرا که وقتی انتظار احترام از مردم داریم باید به آنها احترام بگذاریم آنگونه که آنها دوست دارند.
احترام گذاشتن در سیره و روایات
در احادیث پیرامون چگونگی احترام نهادن پیامبر اکرم (صلیالله علیه) به مردم و مظاهر آن نکات جالبی بیان شده است که بهطور خلاصه میتوان گفت: آن حضرت به هیچکس با انگشت خود اشاره نمیکرد بلکه با تمام دست اشاره فرمود: هرگاه کسی در کنارش نشسته بود و با ایشان سخن میگفت تنها چهرهاش را بهسوی او برنمیگرداند بلکه با تمام بدن به او رو میکرد. وقتی با کسی دست میداد تا طرف مقابل دست خود را نمیکشید آن حضرت اقدام به این کار نمیکرد هرگاه یکی از اصحابش بر آن حضرت وارد میشد به احترام او برمیخاست و ردای خود را برایش پهن میکرد و برای کسی که به حضور ایشان میرسید جامهاش را میگستراند تا بر آن بنشیند و متکای خود را به او میداد. نگاههای خود را میان مردم بهتساوی تقسیم میکرد هرگاه سواره بود اجاره نمیداد کسی پیاده همراهش برود و او را در کنار خود بر مرکب سوار میکرد. در حدیث آمده است که مردی وارد مسجد شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آنجا تنها نشسته بود با ورود او پیامبر برایش جا باز کرد. مرد گفت ای رسول خدا! جا باز است پیامبر (صلیالله علیه و آله) فرمودند: یکی از حقوق مسلمان بر مسلمان این است که چون دید قصد نشستن نزد او را دارد برایش جا باز کند.[۲]
در روایات هم احترام گذاردن به دیگران یکی از حقوقی مسلمانان و افراد در اجتماع بیان شده است که هر فردی باید آن را عمل کند. بهطوریکه پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) در این زمینه میفرمایند: لیسَ مِنّا مَن لَمْ یُوَفَّرْ کبیرَنا وَ لَمْ یَرْحَمْ صغیرَنا. کسی که بزرگ ما را احترام و کوچک ما را رحم نکند از ما نیست.[۳]
فصل دوم: همدلی و هم دردی راز محبوبیت
افراد «محبوب» دارای خصیصه همدلی میباشند یعنی بهراحتی توانایی ابراز همدردی و همدلی با دیگران را دارند. بعضی مواقع مشکلاتی در زندگی افراد پدید میآید که فشارهای روحی و حتی جسمانی فراوانی برای آنها ایجاد میکند. بعضی از این مشکلات بهقدری طاقتفرسا هستند که حل آنها برای بعضی از افراد بسیار دشوار است. درحالیکه همین مشکل برای فردی دیگر خیلی آسان است. گشایش این گره از زندگی دوستان و آشنایان و به عبارتی مردم باعث شکلگیری محبوبیت میشود. فهم و درک دیگران در ارتباطات توانایی است تابع قضاوتهای فردی بهعبارتیدیگر، درک دیگران ازنظر عمق و نفوذ یکسان نیست بلکه تابع شرایطی است که برخی افراد استعداد بهکارگیری آن را دارند و برای شکلگیری ارتباط یاری بخش از آن بهره میگیرند و برخی نیز نیازمند آموزش و توجه بیشتر در این زمینه میباشند. مراد از همدردی و همدلی با دیگران تلاش برای حس کردن تجارب فرد مقابل است. در این حالت باید سعی کرد دنیا را از چشم فرد مقابل دید و از گوش او شنید و خود را جای او احساس کرد و برای فهم دقیق افکار و احساسات او که در لحظهلحظه ارتباط در فرد مقابل ظاهر میشود حساسیت نشان داد و احساسات خود را نسبت به او بیان کرد. البته باید دقت داشت که بیان احساسات همیشه از طریق گفتار و کلام نیست. حالات و چهره بدن، لحن صدا و امثال اینها خیلی وقتها نشاندهنده، عواطف و احساسات هستند. افرادی که بتوانند این حالات را شناسایی کنند و به آنها پاسخ دهند، افرادی هستند که میتوانند با طرف مقابل خود همدلی و همنوایی داشته و بالطبع با همدلی و پاسخ مناسب دادن به احساسات اطرافیان میتوان موردتوجه افراد قرار گرفت و در دید آنها فردی محبوب و موردقبول جلوه نمود. در آزمونی که در امریکا بر روی 1011 کودک دبستانی به عمل آمد، کسانی که در زمینه دریافتن احساسات غیر کلامی دیگران استعداد از خود نشان داده بودند در میان شاگردان مدرسه جزء محبوبترین افراد قرارگرفتهاند.[۴]
بنابراین برای جذب کردن قلوب دیگران و محبوبیت نزد آنها ابتدا باید آنها را درک کرد موقعیت و مشکلات و احساسات آنها را فهمید و نسبت به آنها عکسالعمل مثبت نشان داده خواه عکسالعمل کلامیباشد و خواه غیرکلامی؛ و چهبسا در بعضی از مواقع عکسالعمل غیرکلامی ثمربخشتر باشد.
حضرت علی (علیهالسلام) در این زمینه میفرمایند: همسازی با همنشینان، همنشینی را پایدار میکند و نرمی درخواستها، سببها را آسان میکند.[۵]
فصل سوم: فروتنی و تواضع رمز عظمت و محبوبیت
امام سجاد (علیهالسلام) در دعای مکارم اخلاق خود میفرمایند: خدایا بر محمد و خاندان او درود فرست و هرچه و به هر درجه که مرا نزد خلق رفعت و بلندی عطا کردی به همان درجه مرا در نظر خودم پست و ذلیل گردان (تا مایه غرور و تکبر من نشود) و به هر عزت که در ظاهر به من عطا کردی همانقدر ذلت و حقارت به باطن ذاتم کرامت فرما.[۶]
حضرت در این قسمت از دعا اشاره دارند به این مطلب که لازمه رفعت مقام در نزد مردم، فروتنی و تواضع است؛ چرا که میوه درخت فروتنی است و هر کس افتادگی پیشه کند فیوضات الهی نصیب او خواهد شد و همچون زمین پستی که بهراحتی از آب حیات بهرهمند میشود از لطف و محبت مردم نیز بهرهمند خواهد شد.
فروتنی نه علم است که خوانده شود و نه نظریه که حفظ گردد و نه سخنرانی که ایراد شود بلکه هنری است که احتیاج به تمرین دارد. فروتنی و تواضع یعنی همان کارهایی را انجام دهیم که مردم انجام میدهند و ما هم مانند آنها باشیم افتاده باشیم و متکبر و مغرور نباشیم. برای آنکه مفهوم صحیحی از فروتنی و تواضع داشته باشیم باید ببینیم نظر اسلام در مورد فروتنی مؤمنان چیست؟
اگر سراسر قرآن را بررسی کنیم متوجه میشویم که اسلام تا چه حد به این عمل پرارزش اهمیت داده است و مسلمانان را به فروتنی و تواضع فرا خوانده است و عواقب وخیم تکبر و غرور را برای آنها گوشزد میکند و با یادآوری مراحل خلقت انسان و مرگ و عوالم پس از مرگ او را به تواضع و خشوع و خضوع فرا خوانده است.
تواضع از نظر اسلام یعنی ذلت مؤمنان نسبت به یکدیگر. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»[۷] «[اينان] با مؤمنان فروتند»
و ذلت به معنای اظهار کوچکی در برابر دوست نیست بلکه به معنای احترام نهادن و فروتنی نسبت به آنهاست. تفاوت زیادی است میان فروتنی برخاسته از موضع قدرت و فروتنی ناشی از ضعف چرا که فروتنی ناشی از ضعف همراه بااحساس کوچکی پستی و حقارت است و فروتنی حقیقی عبارت است از خضوع برخاسته از احترام نسبت به دیگران.[۸]
زمانی که انسان احساس میکند بنده خوب خداست و فروتنی او برای برادران مؤمنش فروتنی برای خداوند است در حقیقت احساس لذت میکند و احساس عزت و سربلندی درون خود میباید.
امام علی (علیهالسلام) این ویژگی انسان مؤمن را با کلماتی دلکش و زیبا توصیف کرده است آنجا که در وصف مؤمن میفرماید: مؤمن نرمخو و مهربان است از صخره سختتر و از بنده ذلیلتر است.[۹]
نشانههای فروتنی
- از نشانههای شخص فروتن آن است که مایحتاج خود را با دست خویش حمل میکند. این روش به انسان تمرین فروتنی میدهد چنانکه میبینیم حضرت علی (علیهالسلام) با آن همه عظمت و بزرگی در کوچه و بازار مایحتاج خویش را بر دوش خود حمل میکردند. مردم وقتی حضرت را میدیدند جلو میآمدند و از حضرت اجازه میخواستند که آنها این کار را برای حضرت انجام دهند؛ اما حضرت همیشه میفرمود: صاحبخانه سزاوارتر به حمل آن است.
- از نشانههای تواضع است که رفتاری چون دیگران داشته باشی.
همانطور که مردم برای به دست آوردن مایحتاج خود در صف میایستند او نیز در صف بایستد و از این کار ننگ نداشته باشد.
- از نشانههای تواضع است که میان اقران خود تفاوت نگذارد
تمایز حقیقتی فقط در ایمان است و تقوا؛ اما تمایز به علم یا پول و یا وجهه اجتماعی از تمایزات جاهلانهای است که خداوند آنها را به رسمیت نشناخته است.
- از نشانههای تواضع است که «به نشستن در پایین مجلس رضایت دهد و آن را کسر شأن نداند»
- از نشانههای تواضع است که «با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد با او رفتار کنند»
امام حسن (علیهالسلام) میفرمایند: «فروتنی آن است که به مردم آن دهی که دوست داری به تو بدهند»[۱۰]
با توجه به این آثار و نشانهها که از اشخاص متواضع و فروتن نمایان میشود پیداست که جامعه و مردم، انسان متواضع را دوست دارد و متکبر را دشمن؛ همنشینی و نشست و برخاست با افراد فروتن را افتخار میداند و همنشینی با اشخاص متکبر را ناخوش میدارد؛ بنابراین انسانهای متواضع، محبوب دیگران هستند و توانستهاند با این صفت پسندیده، مردم را بهسوی خود جذب کنند.
تواضع در سیره پیامبر و ائمه (علیهمالسلام)
نگاهی به زندگی پیامبر و ائمه (علیهمالسلام) این چهرههای محبوب در بین یاران و مردم آن زمان بیانگر آن است که یکی از دلایل محبوبیت آنها همین تواضع و فروتنی آنان نسبت به مردم و در ارتباط با مردم میباشد که توانسته جایگاه ویژهای برای آنان در قلوب مسلمین و غیر مسلمین ایجاد کند مثلاً در زندگی پیامبر اکرم (صلیالله علیه و اله) آمده است:[۱۱]
آن حضرت شخصاً زانوی شتر میبست، خانه جارو میکرد، گوسفند میدوشید، کفش پینه میکرد، لباس وصله میکرد، با خدمتکارش غذا میخورد، وقتی او خسته میشد آن حضرت بهجایش گندم آرد میکرد، از بازار خرید میکرد، با توانگر و بیچیز، بزرگ و کوچک، سیاهوسفید دست میداد و در گفتن سلام بر آنان پیشی میجست، آن حضرت موجب زحمتی نمیشد، در عین انعطافپذیری دوراندیش بود، فروتن بود اما نه خوار، بردبار بود اما مقاوم و تسلیمناپذیر، ارزش و عظمت تواضع او از این رو بود که اشرف قوم خود بود و پاکترین و متواضعترین آنها بود.
همچنین در زندگانی امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) بیان شده که روزی آن حضرت بر سیاهپوستی زشترو گذشت امام که سواره بود از اسب خویش پایین آمد و نزد او نشست و مدت زیادی با وی صحبت کرد و چون خواست از نزدش برود به او گفت: آیا تو را نیازی هست که آن را برآورده کنیم؟ با این سؤال حضرت، همراهان ایشان تعجب کردند و گفتند: یابن رسول لله! با آن منزلت و دانش و شرافتی که دارید برای چنین کسی فرود میآیید و با او مینشینید؟ امام (علیهالسلام) فرمودند: چرا که نه؟ او یکی از بندگان خدا و برادر دینی و همسایه مسلمان ماست و بهترین پدران آدم (علیهالسلام) و بهترین دین اسلام او را به ما پیوند میدهد.[۱۲]
نیز روایتشده که امام رضا (علیهالسلام) در خراسان به ضیافتی خوانده شد آن حضرت سائلی و بندگان سیاه خود و عدهای دیگر را همراه خویش به آن مهمانی برد یکی از مدعوین توانگر به امام رضا (علیهالسلام) عرض کرد: قربانت شوم کاش اینها (موالی و بندگان) را نمیآوردی امام به او فرمود: ساکت باش مرد! همانا خدای همه ما یکی است، مادر ما یکی است، پدر ما یکی است و پاداش هر کسی بستگی به کردار او دارد.[۱۳]
این موارد تنها نمونههای کوچکی از تواضع این بزرگواران بوده است. آیا این بزرگواران در این کار خود یعنی فروتنی و تواضع در برابر مردم چیزی را از دست دادهاند درحالی که خداوند در قرآن میفرماید: إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ - همانا او [خدای متعال] گردنكشان را دوست نمى دارد.[۱۴]
آری خداوند، تکبر و خودبزرگ بینی را دشمن میدارد؛ زیرا همچنان که تواضع زمینه محبت و محبوبیت است، تکبر زمینه پراکندگی و جدایی را به وجود میآورد و آن بزرگواران با تواضع خود در مرحله اول محبوب خدا و بهتبع آن محبوب مردم گردیدهاند.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی // هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) در این زمینه میفرمایند: خداوند در برابر گذشت بنده بر عزت او میافزاید و کسی برای خدا تواضع نکرد مگر اینکه خداوند مقام او را بالا برد.
پانویس
- ↑ بخشنده بالی- عباس- مقاله چگونه شخصیتی مطلوب داشته باشیم- مجله حدیث زندگی - سال سوم - شماره 1 - فروردین و اردیبهشت 1382 - ص 59
- ↑ مدرس- سید هادی- ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر- دوستی و دوستان (مجموعه معرف اسلامی در هنر رفتار با مردم) چاپ دوم 1373 - انتشارات استان قدس رضوی- ص 149
- ↑ شبر- سیدعبدالله- مترجم محمدرضا جباران- اخلاقی- انتشارات هجرت- چاپ سوم- تابستان 1378- ص 169
- ↑ مهکام- رضا- مجله حدیث زندگی- مقاله چه کسی محبوب است و چرا؟ ص 6
- ↑ تمیم آمدی- عبدالواحد- غررالحکم و درالحکم- ترجمه مصطفی درایتی- شماره 9986 - ص 563
- ↑ صحیفه سجادیه- دعای مکارم اخلاقی
- ↑ سوره مائده؛ آیه 54
- ↑ مدرسی- سید هادی- دوستی و دوستان- ص 246
- ↑ دشتی- محمد- نهجالبلاغه- حکمت 323
- ↑ کلینی- محمد بن یعقوب - اصول کافی - ج 2 ص 124
- ↑ مدرسی- سید هادی- دوستی و دوستان - ص 251
- ↑ مدرسی- سید هادی- دوستی و دوستان- ص 247
- ↑ علامه مجلسی- محمدباقر- بحارالانوار- ج 49 - ص 101
- ↑ سوره نحل؛ آیه 23







