فرهنگ مصادیق:آیا هر حکومتی پیش از قیام امام زمان (عج) حکومت طاغوت است؟
در روایت است هر حکومتی که پیش از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود بیاید، حکومت طاغوت است. این حدیث چگونه با نظام فعلی ما سازگار است؟
بشر، موجودی اجتماعی است. زندگی مطلوب در جامعه، به قانون و مقرراتی کامل و مجری آگاه و توانمند در اداره جامعه نیاز دارد تا در سایه مدیریت او مقررات اجرا شود و حقوق کسی پایمال نگردد. دین مقدس اسلام نیز از این مهم غافل نیست و علاوه بر دستورهایی که به زندگی شخصی انسان مربوط است؛ مانند نماز و روزه، حاوی مقررات و قوانین اجتماعی است و برای اداره کننده جامعه، صفاتی مانند عقل، درایت، ایمان، آشنایی با دستورهای دین، قناعت و مناعت را برمی شمرد. روشن است زندگی فردی انسان، از زندگی اجتماعی او قابل انفکاک نیست؛ لذا برای نیل به کمالات، باید هر دو بُعد زندگی مورد توجه و اهتمام قرار گیرد؛ بنابراین هم دستورهای فردی باید عمل شود و هم مقررات اجتماعی لازم الاجراء است.
نکته دیگر آنکه برنامهها و آموزههای دین، مربوط به دوره، عصر و زمانی خاص نیست؛ بلکه برای عموم مردم در هر عصر و زمان است؛ بنابراین، مردم در هر زمان، مکلّف به اجرای فرمان هایی؛ مانند (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه)[۱] یا (وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر)[۲] یا (وَ السّارِقُ وَ السّارِقَهُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما)[۳] هستند. اجرای اینها نیازمند برقراری حکومت و ایجاد تشکیلات نظاممند است. در نتیجه، از دید اسلام باید حکومت اسلامی تشکیل شود و حاکم اسلامی، اداره جامعه را بر عهده بگیرد.
با توجّه به این مقدمه، به بررسی روایت نفی حکومت در زمان غیبت میپردازیم. روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: «کلّ رایه ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله؛ هر پرچمی که پیش از قیام قائم برافراشته شود، صاحب آن، طاغوت است که به جای خدا، پرستش میشود».[۴]
برای فهم روایت، باید به دو نکته توجّه کرد:
۱. الفاظ روایت، چه محتوایی را بیان میکند؟
۲. آیا روایات دیگری نیز در اینباره صادر شده است، تا با توجه به آنها معنای صحیح آن روشن شود؟
رایه به معنای پرچم است و رفع رایه کنایه از اعلان جنگ با نظام موجودِ حاکم است. «صاحب پرچم» همان رهبر قیام است که مردم را به یاری میطلبد. طاغوت، یعنی فرد ستمگر و متجاوزی که به حریم خدا تجاوز میکند و مردم را به سوی خود میخواند که حاکمیّت او را بپذیرند. منظور از قبل قیام القائم دوران عصر غیبت است.
با توجّه به الفاظ روایت، میتوان دریافت، پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عدّهای با شعار نجات انسان، مردم را به سوی خود فرا میخوانند. اینان، بدون آنکه اعتقاد کامل و صحیح به دین داشته باشند و حاکمیت را فقط برای خدا و خلیفه خدا بپذیرند و تنها راه نجات و سعادت مردم را حرکت در مسیر دین تحت رهبری حجّت خدا بدانند، با پی ریزی مکتبهای مختلف، خود و اندیشه خود را تنها راه نجات بشریّت میدانند. اینان، طاغوتند که مردم را از راه الهی به سوی خود منحرف میکنند؛ از این رو، اگر فرد عادل و پرهیزکاری که نور ایمان و تقوا در تمام زندگانی اش نورافشانی کرده، به پاخیزد و مردم را به سوی دین خدا و زمینه سازی برای ظهور حضرت فرا خواند، اصلاً از موضوع روایت خارج است.
شاهد بر این بیان، روایت دیگری، با سند صحیح، از وجود مقدّس امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:
«اگر یک نفر از ما (= خاندان پیامبر) آمد و شما را به قیام و خروج دعوت کرد، خوب بیندیشید که به چه منظور قیام کرده است. (و برای توجیه قیام او) نگویید: «زید بن علی (= فرزند امام سجاد، علیه السلام) هم پیشتر قیام کرد»؛ زیرا زید، مردی دانشمند و راستگو بود و شما را به امامت خودش دعوت نمیکرد؛ بلکه به شخصی دعوت میکرد که مورد توافق و رضایت اهلبیت قرار گیرد (امام معصوم). او اگر پیروز میشد، حتماً به وعده اش عمل میکرد و حکومت را به اهلش میداد. زید، در مقابل دستگاه سلطنت قیام کرد، تا آن را سرنگون سازد؛ اما آن کس که امروز قیام کرده است، شما را به چه امری دعوت میکند؟ آیا شما را به سوی شخصی دعوت میکند که مورد توافق و رضایت آل محمد قرار گیرد؟ نه؛ چنین نیست. شما را گواه میگیریم که ما به قیام این شخص راضی نیستیم. او، اکنون که به قدرت نرسیده است، با ما مخالفت میکند؛ پس در صورتی که قدرت یافت و پرچمی برافراشت، به طریق اَولی، از ما اطاعت نمیکند».[۵]
با توجه به این روایت، به خوبی میتوان دریافت که اگر قیام کننده، دعوت کننده به خود باشد، طاغوت است؛ ولی اگر هدف او، دعوت مردم به خدا و زمینه سازی برای حاکمیت حجّت حق باشد، قیام او نه تنها اشکال ندارد؛ بلکه در راستای اراده خداوند است که میخواهد با حاکمیّت حاکم اسلامی، به مقررات عمل شود؛ لذا امامان:، مردم را به سوی عالمان فرا خواندند و آنان را مرجع امور قرار دادند. امام صادق علیه السلام دربارهٔ رجوع به فقیه فرمود: «فاِنّی قد جعلتُه علیکم حاکماً؛ من، او (فقیه) را بر شما حاکم قرار دادم».
به راستی آیا زندگی تحت سیطره حکومت ظلم، مطلوب خدا و عقل است یا زیر چتر عالم عادل مسلمان و کدام یک به زمینه سازی برای ظهور کمک میکند؟
خلاصه آنکه قوانین سیاسی و اجتماعی اسلام که بخش وسیعی از دین را شامل میشود، برای پیاده شدن و عمل کردن، در هر عصر و زمان است و اجرای این قوانین، به حکومت اسلامی نیاز دارد؛ چه در زمان وجود معصوم که میان مردم ظاهر است و چه در زمان غیبت. امام حسین علیه السلام فرمود: «مجاری امور و احکام، به دست عالمان است»[۶] و وظیفه هر مسلمان بویژه عالم دین مخالفت با حاکم جور است. امام حسین علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و عهد خدا را شکسته و با سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله مخالفت کرده و میان بندگان خدا به ظلم رفتار کرده است و او، در مقابل چنین حاکمی با عمل و گفتار مخالفت نکند، بر خدا است که او را در جایگاه همان ستمگر (جهنم) وارد کند»؛ لذا قیام برای حق، طاغوت نیست.[۷]
پانویس
- ↑ انفال /60؛ (هر نیرویی در قدرت دارید برای مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید).
- ↑ آل عمران /104؛ (باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند).
- ↑ مائده/38؛ (دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام دادهاند، قطع کنید).
- ↑ بحارالانوار، ج52، ص143.
- ↑ بحارالانوار، ج52، ص 302.
- ↑ اصول کافی، ج1، ص67.
- ↑ ر.ک: ابراهیم امینی، دادگستر جهان.







