فرهنگ مصادیق:آیا در قرآن درباره حرمت ریش تراشی سخنی گفته شده

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آیا در قرآن دربارهٔ حرمت ریش تراشی سخنی گفته شده

توسط : mohsenmeamar

فلسفه حرمت ریش تراشی در قرآن و روایات

بعضی‌ها این سوال را مطرح می‌کنند که: آیا فکر نمی‌کنید که مساله گذاشتن ریش مربوط به زمان پیامبر است. و الان دیگر لزومی ندارد. آیا این قدر که در این مملکت به ریش تاکید می‌شود به چیز دیگری هم تاکید می‌شود.اصلا چرا اسلام زدن ریش را نکوهش می‌کند.
نکاتی که در جواب این پرسش باید توجه داشت.

نکته اول:

آنچه مهم است «ریشه» و باطن شخص است انسان باید هم ریش داشته باشد وهم ریشه و اگر به «ریش» و ظاهر توجه می‌شود به جهت آن است که ظاهر نمادی از باطن باید باشد، لذا کسانی که ظاهر را می‌آرایند و باطن آلوده‌ای دارند به عنوان فریبکار و منافق معرفی می‌شوند این نکته هم باید توجه داشت که نباید رفتار برخی نالایقان، ما را از رعایت برخی احکام منصرف کند.
از سوی دیگر باید دانست قلب پاک با حفظ ظاهر، مصونیت بیشتر پیدا می‌کند. بهترین دلیل بر درستی این مطلب، سیره و روش تمامی پیامبران و امامان و اولیای خداست که علاوه بر این که به ریشه و باطن توجه داشتند ظاهر را نیز مطابق احکام شریعت رعایت می‌کردند.

و اما دلایلی که آورده‌اند برای حرمت ریش تراشی

دلیل اول :

این است که اهل ایمان می‌دانند که هر آنچه از ناحیه پروردگارش دستور داده شده و هر حکمی که از ناحیه وی صادر گردیده حتما دارای مصلحتی است اگر چه ما علت واقعی آن را ندانیم.
چیزی که لازم است گفته شود دربارهٔ فلسفه احکام علاوه بر منافع و ضررهای مادی و جسمی باید به آثار مثبت و منفی آن بر «روح و معنویت» انسان توجه کرد و گذشته از جنبه فردی باید به تأثیر آن در اجتماع نیز توجه کرد.

دلیل دوم :

با استفاده از آیات و روایات
در سوره نساء آیه ۱۱۹ می‌خوانیم که:
(وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ) آنها را به تغییر آفرینش خداوند وادار خواهم کرد[۱]
درست است که این آیه به این تفسیر شده است که این جمله اشاره به آن است که خداوند در نهاد اولی انسان توحید و یکتاپرستی و هر گونه صفت و خوی پسندیده‌ای را قرار داده است ولی وسوسه‌های شیطانی و هوی و هوسها انسان را از این مسیر صحیح منحرف می‌سازد و به بیراهه‌ها می‌کشاند.
ولی بعضی از علماء به این آیه استدلال کرده‌اند که تراشیدن ریش نیز تغییر خلقت الهی است و تغییر خلقت الهی حرام است الا آنجایی که دلیلی بر جواز آن داشته باشیم [۲]« 
و همچنین در تفسیر این آیه «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود.[۳]
از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
وقتی خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را خوب مورد امتحان قرار داد به اینکه فرزندش اسماعیل را ذبح کند، حضرت ابراهیم علیه السلام پس از بیدار شدن تصمیم بر ذبح فرزند خویش گرفت و پروردگار هم به جهت پاداش حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود:
ما تو را امام بر مردم قرار دادیم و سپس «حنیفیت» یعنی پاکیزگی که ده چیز پاک است را بر او نازل کرد، حضرت هم آنها را با خود آورد که تاکنون نسخ نشده و تا روز قیامت هم نسخ نخواهد شد که پنج چیز آن راجع به سر می‌باشد و عبارت است از:
۱- گرفتن شارب (سبیل) ۲- ریش گذاشتن ۳- تراشیدن موی سر ۴- مسواک کردن ۵ - خلال نمودن.
و پنج چیز دیگر آن مربوط به بدن است که عبارتند از:
۱- تراشیدن موهای زائد بدن ۲- ختنه کردن ۳- ناخن گرفتن ۴- غسل جنابت ۵- طهارت با آب.[۴]

حالا یک سوال :

از کجا معلوم که تبعیت از آیین ابراهیم واجب است

جواب :

خداوند تبارک و تعالی در سوره نحل می‌فرماید:
(اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) [۵] (
ترجمه: (ای رسول ما از آئین حنیف و پاک حضرت ابراهیم علیه السلام تبعیت کن).
و یکی از احکام آئین ابراهیمی گذاشتن ریش است.
و اما روایات:
و اما در روایات امر شده به ارسال لحیه (بلند گذاشتن ریش) و زدن سبیل‌ها. و از تشبیه به یهود و مجوس نهی گردیده است، [۶]
در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند:
زمانی که انسان به حد بلوغ رسید، اگر مرد بود مو در صورت او روئیده می‌شود که این نشانه علامت مرد بودن و هم موجب عزت او خواهد بود.و بوسیله آن از مرحلهٔ کودکی و از شباهت داشتن به زنان خارج می‌شود و اگر زن بود در صورت او مو روئیده نمی‌شود تا اینکه زیبائی و طراوتی که تحریک کننده مردان است به ازدواج و در سایهٔ آن تولید نسل و بقاء انسان انجام می‌گیرد باقی بماند.[۷]
از امام باقر علیه السلام روایت شده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله لعنت کرده‌اند مردانی که خود را به شکل زنان و زنانی که خود را به شکل مردان در آورند[۸]

پانویس

  1. (نساء آیه 119)
  2. (مصباح الفقاهه ج 1ص 257)
  3. بقره 124
  4. (وسائل الشیعه/ ج 1/ ص 423.)
  5. نحل /123.
  6. وسائل الشیعه، ج 1، باب 67
  7. ( بحار الانوار ج 3 ص 62)
  8. ( بحار الانوار/ ج 100/ ص 256/ ح1.)
منبع: تبیان - تاریخ برداشت:95/2/8
بازگشت به تراشیدن ریش