فرهنگ مصادیق:آیا در «قرآن مجید» خمس مخصوص به «غنائم جنگی» است؟

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آیا در «قرآن مجید» خمس مخصوص به «غنائم جنگی» است؟

پاسخ

در قرآن مجید تنها در یک مورد بحث خمس به میان آمده (و البتّه تنها مسأله خمس نیست که در قرآن در ضمن یک آیه بیان شده، بلکه بسیاری از احکام قرآن هستند که در قرآن تنها یک بار به آن اشاره شده است و شک نیست که همان یک بار کافی است.)
و آن آیه ۴۱ سوره انفال است:
«وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛[۱] و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ ايد و خدا بر هر چيزى تواناست»
موضوع مهمّی که در این آیه باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد و درحقیقت تمام بحث در آن متمرکز می گردد، در این است که آیا غنیمت که در آیه آمده است تنها شامل غنائم جنگی می شود، یا هرگونه درآمدی را در بر می گیرد.
در صورت اوّل، آیه تنها خمس غنائم جنگی را بیان می کند، و برای خمس در سایر موضوعات باید از سنّت و اخبار و روایات صحیح و معتبر استفاده کرد و هیچ مانعی ندارد که قرآن به قسمتی از حکم به تناسب اشاره کند، و قسمت های دیگر در سنّت بیان شود.
مثلاً در قرآن مجید، نمازهای پنجگانه روزانه صریحاً آمده است، وهمچنین به نماز طواف که از نمازهای واجب است اشاره شده، ولی از نماز آیات که مورد اتّفاق تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنّی است، ذکری به میان نیامده، و همچنین نمازقضا و مانند آن، و هیچ کس را نمی یابیم که بگوید چون نماز آیات در قرآن ذکر نشده وتنها در سنّت پیامبر آمده است، نباید به آن عمل کرد، و یا این که چون در قرآن به بعضی از غسلها اشاره شده و سخن از بعضی غسلها به میان نیامده است بنابراین باید ازآن صرف نظر کرد، این منطقی است که هیچ مسلمانی آن را نمی پذیرد.
بنابراین، هیچ اشکالی ندارد که قرآن تنها قسمتی از موارد خمس رابیان کرده باشد و بقیّه را موکول به سنّت نماید، و نظیر این مسأله در فقه اسلام بسیار زیاد است و آنها که کمترین آگاهی از مسائل فقهی دارند، بخوبی این مطلب رادریافته‌اند ولی با این حال باید ببینیم که غنیمت در لغت و در نظر عرف چه معنی می دهد؟
آیا راستی منحصر به غنائم جنگی است و یا هرگونه درآمدی را شامل می شود؟
آنچه از کتب لغت استفاده می شود، این است که در ریشه معنی لغویاین کلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست می آید، نیفتاده است، بلکه هر درآمدی راشامل می شود؛ به عنوان شاهد به چند قسمت از کتب معروف و مشهور لغت که مورد استنادهمه دانشمندان و ادبای عرب است، اشاره می کنیم:
در کتاب «لسان العرب»، جلد دوازدهم، می خوانیم:
«و الغنم: الفوز بالشّیء من غیر مشقّه و... الغنم، الغنیمه و المغنم، الفیء... و فی الحدیث الرّهن لمن رهنه له غنمه و علیهغرمه، غنمه زیادته و نمائه و فاضل قیمته... و غنم الشّیء غنما: فاز به...؛ غنم یعنی دسترسی به چیزی بدون مشقّت پیدا کردن و غنم،غنیمت و مغنم به معنی فیء است (فیء را نیز در لغت به معنی چیزهایی که بدون زحمت به انسان می رسد ذکر کرده‌اند...) و در حدیث وارد شده که گروگان در اختیار کسی است که آن را به گرو گرفته، غنیمت و منافعش برای او است، وغرامت و زیانش نیز متوجّه او است، و نیز غنم به معنی زیادی و نمو و اضافه قیمت است... فلان چیزی را به غنیمت گرفت یعنی به آن دسترسی پیدا کرد...»
و در کتاب «تاج العروس»، جلد نهم، می خوانیم:
«و الغنم الفوز بالشیء بلا مشقّه!؛غنیمت آن است که انسان بدون زحمت به چیزی دسترسی پیداکند.»
و در کتاب «قاموس» نیز غنیمت به همان معنی فوق ذکر شده است.
و در کتاب «مفردات راغب» غنیمت از ریشه «غنم» به معنی گوسفندگرفته شده، و سپس می گوید:
«ثم استعمل فی کل مظفور به من جهه العدی و غیرهم؛ سپس در هر چیزی که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست می آورد به کار رفته است.»
حتّی کسانی که یکی از معانی غنیمت را غنائم جنگی ذکر کرده اندانکار نمی کنند که معنی اصلی آن معنی وسیعی است، که به هرگونه چیزی که انسان بدون مشقّت به آن دسترسی پیدا کند، گفته می شود.
در استعمالات معمولی غنیمت در برابر غرامت ذکر می شود، و همانطورکه معنی غرامت معنی وسیعی است و هرگونه غرامت را شامل می شود، غنیمت نیز معنی وسیعی دارد و به هرگونه درآمد قابل ملاحظه ای گفته می شود.
این کلمه در «نهج البلاغه» در موارد زیادی به همین معنی آمدهاست:
در خطبه ۷۶ می خوانیم: «اِغْتَنَمَ الْمَهَلَ؛ فرصت‌ها و مهلت‌ها را غنیمت بشمارید!»
و در خطبه ۱۲۰ می فرماید: «مَنْ اَخَذَ بِها لَحِقَ وَ غَنِمَ؛ کسی که به آئین خدا عمل کند به سرمنزل مقصود می رسد و بهره می برد.»
و در نامه ۵۳ به مالک اشتر می فرماید: «وَ لاتَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضارِیاً تَغْتَنِمُ اَکْلَهُمْ؛ در برابر مردم مصر همچون حیوان درنده ای مباش که خوردن آنها را غنیمت و درآمدی برای خود فرض کنی!»
و در نامه ۴۵ به عثمان بن حنیف می فرماید: «فَوَاللّهِ ما کَنَزْتُ مِنْ دُنْیاکُم تِبْرأَ وَلا اَدَّخَرْتُ مِنْ غَنائِمِهاوَفْراً؛بخدا سوگند از دنیای شما طلائی نیندوختم، و ازغنائم و درآمدهای آن اندوخته ای فراهم نکردم!» و در کلمات قصار، در جمله ۳۳۱ می فرماید: «اِنَّاللّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الطّاعَهَ غَنِیمَهَ الاْکْیاسِ؛خداوند سبحان اطاعت را غنیمت و بهره هوشمندان قرار داده است.»
و در نامه ۳۱ می خوانیم: «وَ اغْتَنِمْ مَنِاسْتَقْرَضَکَ فی حَالِ غِناکَ؛ هر کس در حال بی نیازی ازتو قرضی بخواهد غنیمت بشمار!»
و نظیر این تعبیرات بسیار فراوان است.

عقیده مفسران

بسیاری از مفسّران که در زمینه این آیه به بحث پرداخته‌اند، صریحاً اعتراف کرده‌اند که غنیمت در اصل معنی وسیعی دارد، و شامل غنائم جنگی و غیرآن و بطور کلّی هرچیزی را که انسان بدون مشقّت زیادی به آن دسترسی پیدا می کند،می شود. حتّی آنها که آیه را به خاطر فتاوای فقهای اهل تسنّن مخصوص غنائم جنگی دانسته‌اند، باز اعتراف دارند که در معنی اصلی آن این قید وجود ندارد، بلکه به خاطرقیام دلیل دیگری این قید را به آن زده‌اند.
«قرطبی» مفسّر معروف اهل تسنّن در تفسیر خود، ذیل آیه چنین می نویسد: «غنیمت در لغت چیزی است که فرد یا جماعتی با کوشش به دست می آورند... وبدان که اتّفاق (علمای اهل تسنّن) بر این است که مراد به غنیمت در آیه«وَ اعْلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُمْ»اموالی است که با قهر و غلبه از کفّار به مسلمانان می رسد، ولی باید توجّه داشت که این قید همانطور که گفتیم درمعنی لغوی آن وجود ندارد، ولی در عرف شرع، این قید وارد شده است.»
«فخر رازی» در تفسیر خود تصریح می کند که: «الغنمالفوز بالشّیء؛غنیمت این است که انسان به چیزی دسترسی پیدا کند.» و پس از ذکر این معنی وسیع از نظر لغت می گوید: «معنی شرعی غنیمت (به عقیده فقهای اهل تسنّن) همان غنائم جنگی است[۲].
و نیز در تفسیر «المنار» غنیمت را به معنی وسیع تفسیر کرده. واختصاصی به غنائم جنگی نداده است، اگرچه معتقد است باید معنی وسیع آیه فوق را به خاطر قید شرعی مقیّد به غنائم جنگی کرد[۳].
در تفسیر «روح المعانی» نوشته آلوسی مفسّر معروف سنّی نیز چنین آمده است که: «غنم در اصل به معنی هرگونه سود و منفعت است[۴].
و در تفسیر «مجمع البیان» نخست غنیمت را به معنی غنائم جنگی تفسیرکرده، ولی به هنگام تشریح معنی آیه چنین می گوید: «قال اصحابنا انّالخمس واجب فی کلّ فائده تحصل للانسان من المکاسب و ارباح التّجارات، و فی الکنوز والمعادن و الغوص و غیرذلک ممّا هو مذکور فی الکتب، و یمکن ان یستدلّ علی ذلک بهذهالایه فانّ فی عرف اللّغه یطلق علی جمیع ذلک اسم الغنم و الغنیمه؛علمای شیعه معتقدند که خمس در هرگونه فائده ای که برای انسان فراهم می گردد واجب است، اعم از این که از طریق کسب و تجارت باشد، یا از طریق گنج و معدن و آنچه با غوص از دریاها خارج می کنند، و سایر اموری که در کتب فقهی آمده است، ومی توان به این آیه بر این مدّعا استدلال کرد زیرا در عرف لغت به تمام اینها غنیمت گفته می شود[۵].
شگفت آور این که بعضی از مغرضان که گویا برای سمپاشی در افکارعمومی مأموریّت خاصّی دارند، درکتابی که در زمینه خمس نوشته‌اند، دست به تحریف مضحکی در عبارت تفسیر مجمع البیان زده، قسمت اوّل گفتار او را که متضمّن تفسیر غنیمت به معنی غنائم جنگی (از نظر جمعی از مفسّران است) ذکر کرده ولی توضیحی را که درباره عمومیّت معنی لغوی و معنی آیه بیان کرده است، بکلّی نادیده گرفته و یک مطلب دروغین به این مفسّر بزرگ اسلامی نسبت داده است مثل این که فکر می کرده تفسیر مجمع البیان تنها در دست خود او است، و دیگری آن را مطالعه نخواهد کرد تا مشتش را آشکارا باز کند و عجیب این است که این خیانت را تنها در این مورد مرتکب نشده است، بلکه در موارد دیگر نیز آنچه به سود بوده گرفته، و آنچه به زیان بوده است نادیده گرفته است.
در تفسیر المیزان نیز با استناد به سخنان علمای لغت تصریح شده که غنیمت هرگونه فایده است که از طریق تجارت یا کسب و کار و یا جنگ به دست انسان می افتد، و مورد نزول آیه گرچه غنائم جنگی است ولی می دانیم که هیچ گاه مورد، عمومیّت مفهوم آیه را تخصیص نمی زند[۶].
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه گرفته می شود که:
آیه غنیمت معنی وسیعی دارد و هرگونه درآمد و سود و منفعتی را شامل می شود، زیرا معنی لغوی این لفظ عمومیّت دارد و دلیل روشنی بر تخصیص آن در دست نیست.
تنها چیزی که جمعی از مفسّران اهل تسنّن روی آن تکیه کرده‌اند ایناست که آیات قبل و بعد در زمینه جهاد وارد شده است و همین موضوع قرینه می شود که آیه غنیمت نیز اشاره به غنائم جنگی باشد.
در حالی که می دانیم شأن نزولها و سیاق، هیچ گاه عمومیّت آیه راتخصیص نمی زنند؛ و به عبارت روشن تر، هیچ مانعی ندارد که مفهوم آیه یک معنی کلّی و عمومی باشدو در عین حال مورد نزول آیه یکی از مصادیق این حکم عمومی و کلّی باشد.
مثلاً در آیه ۷ سوره حشر می خوانیم: «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛[۷] آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت بازايستيد» این آیه یک حکم کلّی درباره لزوم پیروی از فرمانهای پیامبر را بیان می کنددر حالی که مورد نزول آن اموالی است که از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان افتاده است (و اصطلاحاً به آن فیء گفته می شود).
و نیز در آیه ۲۳۳ سوره بقره، یک قانون کلّی به صورت«لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا؛[۸] هيچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى ‏شود» بیان شده است در حالی که مورد آیه درباره اجرت زنان شیرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانائیخود به آنها اجرت بدهد ولی آیا ورود آیه در چنین مورد خاصّیمی تواند جلو عمومیّت این قانون (عدم تکلیف مگر به مقدار توانائی) را بگیرد!
خلاصه این که، آیه در ضمن آیات جهاد وارد شده ولی می گوید: هردرآمدی از هر موردی عاید شما شود (که یکی از آنها غنائم جنگی است) خمس آن رابپردازید مخصوصاً کلمه «ما»ءِ موصوله و کلمه «شیء» که دو کلمه عام و بدون هیچ گونه قید و شرطند این موضوع را تقویت می کند.

منبع

خمس پشتوانه استقلال بیت المال، آیه اللّه العظمى مکارم شیرازى و همکاران.

پانویس

  1. سوره انفال؛ آیه 41
  2. تفسیر فخر رازی، جلد ۱۵، صفحه 164.
  3. تفسیر المنار، جلد ۱۰، صفحه 3-7.
  4. تفسیر روح المعانی، جلد ۱۰، صفحه 2.
  5. تفسیر مجمع البیان، جلد ۴، صفحه ۵۴۳ و 544.1.
  6. تفسیر المیزان، جلد ۹، صفحه 89.
  7. سوره حشر؛ آیه 7
  8. سوره بقره؛ آیه 233
منبع:سایت راز ماندگاری - تاریخ برداشت  : 01-11-9