فرهنگ مصادیق:آفات پیش روی سیرت و صورت انقلاب اسلامی
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ بیان مسئله
- ۳ تخلف از اوامر رهبر
- ۴ نفوذ فرصت طلبها
- ۵ نفوذ اندیشههای بیگانه
- ۶ رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی طرد شده
- ۷ خستگی نیروهای انقلابی و از دست دادن روحیه انقلابی
- ۸ کناره گیری و انزوا مدیران لایق و متعهد
- ۹ اختلاف
- ۱۰ ابهام طرحهای آینده
- ۱۱ خود باختگی
- ۱۲ ناآگاهی و عدم توجه به حیلهها و نقشههای ضدانقلاب
- ۱۳ بازگشت از معنویت
- ۱۴ کاهش حساسیت و مشارکت عامه در مسایل نظام
- ۱۵ جمع بندی
- ۱۶ فهرست منابع
- ۱۷ پانویس
مقدمه
این که چرا انقلاب اسلامی که انقلابی ساخته شده بر مبانی اصیل دینی و اسلامی است مورد توجه دانشمندان و اندیشمندان بسیاری بوده از منظری خاص در این نکته نهفته است که ظهور آن، ناتوانی بسیاری از نظریههای انقلاب در تحلیل و تبیین انقلابهای سیاسی و اجتماعی را نمایان کرد. برای همین شاید وقوع آن را بتوان نقطه عطفی در نظریه پردازیهای اندیشمندان علوم سیاسی و اجتماعی دانست، به طوری که بسیاری از آنان را به بازنگری و بازاندیشی در نظریههای خویش وادار نمود و حتی برخی آشکارا به ضعف نظریههای خود در رویارویی با انقلاب اسلامی ایران اعتراف کردند. کوتاه آنکه فرضیههای کهنه و رایج که برای تحلیل انقلابهای مدرن غیرمذهبی و ضدمذهبی ارائه شده، توانایی تحلیل این پدیده منحصر به فرد و استثنایی و بی نظیر را که از سیرت و صورتی متمایز از مقام مقایسه با سایر انقلابهای جهان را دارد و اهداف و مبانی متفاوتی از بقیه انقلابها را در خود جای داده است، ندارند.
همانطور که ذکر شد وجود سیرت و صورتی متمایز از مقام مقایسه با سایر انقلابهای جهان یکی از شاخصههای اصلی و وجوه بارز انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل (رض) میباشد که آن را متفاوت از دیگر انقلابهای بزرگ جهان نموده است. در اینجا منظور از سیرت همان اهداف، مبانی، هویت و اصولی میباشد که انقلاب اسلامی ایران مبتنی بر آنها شکل گرفته و جریان یافته که به قول رهبر معظم انقلاب میتوان از آنها تحت عنوان "ساخت حقیقی و روح انقلاب" نیز یاد نمود و منظور از صورت همان ابزارها و راهبردها و ملزوماتی اعم از نهادی و غیرنهادی میباشد که در خدمت و در جهت تحقق سیرت بوده و به آنها حیات و معنا بخشیده است که از منظر رهبر انقلاب، میتوان بر آنها "ساخت حقوقی و رسمی"، قالب و جسم انقلاب نام نهاد.
بیان مسئله
در دو مقاله شماره پیشین شاخصهای صورت و سیرت انقلاب را بررسی کردیم، اما در بحث مربوط به آفات سیرت و صورت انقلاب اسلامی، لازم است قاعده عقلی فلاسفه منظور نظر قرار گیرد. فلاسفه بر این باورند که: «علت محدثه، علت مبقیه نیز هست». هر چند نظریه فلسفی یاد شده، مربوط به مباحث هستیشناسی است، لکن این مطلب بر پدیدههای اجتماعی و انقلابهای مردم نیز صادق است زیرا علت پدیداری انقلاب را میتوان علت پایداری آن هم دانست. بنابراین اگر عوامل پدیداری انقلاب اسلامی را در اسلام، رهبری و مردم و . . . بدانیم که چنین است، عامل و علت بقا و پایداری آن را نیز باید در همان عوامل جستجو کنیم. هر چند آفاتی که متوجه سیرت و صورت انقلاب است بسیارند و ما را مجال بررسی همه آنها نیست ولی به بخشی از آنها که از اهمیت بیشتری برخوردارند اشاره میکنیم، در نتیجه آفات مهم سیرت و صورت انقلاب اسلامی عبارتند از:
تخلف از اوامر رهبر
همانطور که پیروزی از امر رهبری انقلاب مایه پیروزی بود، یقیناً تخلف از اوامر ودستورات رهبری نیز موجب شکست خواهد بود. جالب اینجاست که قرآن به سهآفت از آفات یاد شده در آیهای اشاره مـی کند و شـکست مسلمین را در جنگ احد بدست لشگریان قریش معلول همین سه عامل میداند. چنانکه پیروزیشان را در جنگ بدر معلول خستگی ناپذیری و وحدت و اطاعت امررهبری میداند، لذا میفرماید: «خداوند وعده خود را به شمار (درباره پیروزی بر دشمن در احد) راست گفت درآن هنگام کـه دشمنان را به فرمان او به قتل میرساندید تا اینکه سست شدید و درکار خود بنزاع پرداختید و بعد از آنکه خداوند به شما نشان داد آنچه را که دوست داشتید (از غلبه بر دشمن) سر به نافرمانی گذاشته و عصیان کردید و . . .».
نفوذ فرصت طلبها
رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یک نهضت از آفتهای بزرگ هر نهضت است. وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه این گونه افراد را هرچه سریعتر سد نمایند. هر نهضتی مادامی که مراحل دشوار اولیه را طی میکند سنگینی اش بر دوش افرادمؤمن و فداکار است اما همین که به بار نشست و یا لااقل نشانههای باردادن آشکارگشت سر و کله افراد فرصت طلب پیدا میشود روز به روز کـه از دشواریها کاسته میشود و موعد چیدن ثمر نزدیک تر میگردد فرصت طلبان محکمتر و پرشورترپای علم نهضت سینه میزنند تا آنجا کـه تدریجاً انقلابیون مؤمن و فداکار اولیه را ازمیدان بدر میکنند این جریان از چنان کلیتی برخوردار است که میگویند انقلاب فرزند خور است. گوئی که خاصیت انقلاب این است که همین که بـه نتیجه رسیدفرزندان خود را یک یک نابود میسازد ولی انقلاب فرزند خور نیست این غفلت ازنفوذ و رخنه فرصت طلبان است که فاجعه به بار میآورد.
این فرصت طلبی تاریخ دیرینه دارد و مختص انلاب اسلامی نیست و اثر شومش را در صدر اسلام هم نشان داده است. فرصت طلبان جای شخصیتهای مؤمن به اسلام و اهداف اسلامی را گـرفتند، وزیر و کعب الاحبارها مشاور شدند و اما ابوذرها و عمارها به تبعیدگاهها فرستاده شده و یا در زیر لگدها پایکوب شدند.
بنابراین جامعه اسلامی باید بسیار به این موضوع توجه نموده و جلو نفوذ آنان رابگیرند.
نفوذ اندیشههای بیگانه
اندیشههای بیگانه از دو طریق میتواند نفوذ کند. یکی از طریق دشمنان آگاه ودیگری از طریق دوستان نادان.
الف - دشمنان آگاه: هنگامی که یک انقلاب اوج میگیرد و جاذبه پیدا میکند و مـکتبهای دیـگررا تحت الشعاع قرار میدهد پیروان مکاتب دیگر برای رخنه کردن در آن مکتب وپوساندن آن از درون اندیشههای بیگانه را که با روح آن مکتب سازگار نیست واردآن مکتب نموده و آن مکتب را به این ترتیب از اثر و خاصیت میاندازند و یا کم اثرمی کند که نمونه اش را در قرون اولیه اسلام دیدهایم. به این صورت که پس از گستردگی و جهان گیری اسلام مخالفین اسلام مبارزه با اسلام را از طریق تحریف آغـاز کردند، اندیشههای خود رابا مارک تقلبی اسلام صادر نمودند، اسرأئیلیات، مجوسیات، مانویات با مدارک اسلام وارد حدیث و تفسیر و افکار و اندیشههای مسلمانان گردید و بر سر اسلامآمد آنچه آمد. خوشبختانه علما اسلام متوجه این جهت شده و تا حد زیادی آفت زداییی کرده وهنوز هم ادامه دارد.
ب - دوستان نادان: گاهی پیروان یک مکتب به علت ناآشنایی درست با مکتب مجذوب یک سلسه نظریات و اندیشههای بیگانه میگردند و آگاهانه یا ناآگاهانه به آن نظریات رنگ مکتب داده و عرضه میکنند. متاسفانه این مساله نیز در جریانات قرون اولیه اسلامیه دیده میشود که مثلاً مجذوب شدگان به فلسفه یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تصوف هندی نـظریات واندیشههایی را به عنوان خدمت نه به قصد خیانت وارد اندیشههای اسلامی کردهاند. خوشبختانه این جهت نیز از چشم تیزبین علما اسلامی دور نمانده و یـک جریاندر این موضوعات پیدا شده که سیر تحولات آن نظریات در جهت حذف نظریات بیگانه هدایت شده است. متأسفانه پس از انقلاب اسلامی ایران و اوج گرفتن آن بطوری که مکتبها و اسمهایدیگر را تحت الشعاع قـرار داده است این هر دو جریان مشاهده میشود.
گروهی را میبینیم که وابسته به مکتبهای دیگر و بالخصوص مکتبهای ماتریالیستی هستند و چون میدانند با شعارها و مارکهای ماتریالیستی کمتر مـی توان جوان ایرانی را شکار کرد، اندیشههای بیگانه را بـا مارک اسلامی عرضه میدارند. بدیهی است اسلامی که با محتوای ماتریالیستی در مغز یک جوان فرو رود و تنها پوسته اسلامی داشته باشد بسرعت دور انداخته خواهد شد و گروهی دیگر را مشاهده میکنیم که افرادی مسلمان اما ناآشنا به معارف اسلامی وشیفته مکتبهای بیگانه بنام اسلام اخلاق مینویسند و تبلیغ میکنند اما اخلاق بیگانه فلسفه تاریخ مینویسند همانطور فلسفه دین و نبوت مینویسند، همانطوراقتصاد مینویسند، همانطور سیاست مینویسند، همانطور جهان بینی مـی نویسند، همانطور تفسیر مینویسند و به خورد افراد ناآشنا مـی دهندواینهامتأسفانه خطرشان بیشتر از گروه اولی است لذا باید کوشش شود که مبادا با وروداندیشههای بیگانه ضربهای بر اسلام و سیرت صورت انقلاب اسلامی وارد شود.
رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی طرد شده
بدیهی است که در هر جامعه انقلابی با سقوط سیستم سیاسی بلافاصله ارزشهایمسلط بر آن محو نمیگردند، تأثیر ارزشهای مزبور به طول مدت سلطه آنها بر جامعه و نـفوذ بر مسأله فرهنگی، اجتماعی و تربیتی بستگی دارد. در واقع هر چه طول مدت مبارزه برای پیروزی انقلاب کمتر بـاشد آثار ارزشهای نظام پیشین دوام بیشتری مییابد ازجمله این ارزشهای مذموم از نـظر رهبران انقلاب اسلامی راحت طلبی، فساد اخلاق، رشوه خواری و... میباشد. در صورتی که یک مبارزه مستمر و طولانی با ارزشهایفرهنگی گذشته بعمل نیاید تدریجاً با رشد مجدد آن ارزشها مـوجبات انحراف وآلوده کردن ارزشهای اصیل انقلابی را فراهم میسازد و سیرت انقلاب را ناپاک میکند.
خستگی نیروهای انقلابی و از دست دادن روحیه انقلابی
یکی دیگر از آفتهایی که متوجه سیرت و صورت انقلاب اسلامی است،گاهاً سستی در جناح انقلابیون میباشد که خود را بصورت کناره گیری از صحنه به دلیل موفقیت انقلاب و به ثمر رسیدن آن خستگی و یأس از انقلاب به دلیل مواجه شدن با مشکلات و عدم موفقیت در حل آنها ناامیدی از پیاده شدن معیارهای ایدئولوژیکی و . . . نشان میدهد.
همه اینها خود آفات انقلاب اند که باید نیروهایانقلابی توجه داشته باشند و همان شور و شوق زمان انقلاب را در خود حفظ نموده و در برابر مشکلات کمر خم نکرده و در مقابل همه شدائد استقامت به خرج دهندتا انقلاب بطور کامل بثمر بنشیند و از خطر سقوط رهایی یابد وگرنه با کمترین سستی و کناره گیری، انقلاب با امواج خطرها مواجه خواهد شد.
کناره گیری و انزوا مدیران لایق و متعهد
یکی دیگر از آفات که سیرت و صورت انقلاب را ممکن است تهدید کند، کناره گیری و انزواطلبی مدیران لایق و متعهد بخاطر تنزه و قـداست طلبی اسـت. چنین افرادی با احساس مسئولیت شرعی از برخورد بامشکلات و موانع و جوسازیهای غلط نباید بهراسند و کماکان باید در صحنه حضور داشته باشند وگرنه در غیر این صورت امکان نفوذ فرصت طلبها و عوامل ناصالح وجود خواهد داشت. آنگاه است که انقلاب از مسیر اصلی منحرف شده وچه بسا به ضد خود تبدیل خواهد شد.
اختلاف
همانگونه که وحدت و یکپارچگی ملت و مسئولین و گردانندگان انقلاب مایه پیروزی انـقلاب است، در مقابل اختلاف و تشتت ملت باهم و یا اختلاف مسئولین رده بالاینظام که قهراً موجب دو دستگی مردم نیز خواهد شد باعث شکست انقلاب و به سقوط کشیدن آن خواهد بود. لذا برای حفظ انقلاب باید از هر نوع اختلاف و تشتت که به حق بدترین آفت انقلاب اسـت پرهیز نمود وگرنه با وجود اختلاف نفوذابرقدرتها و دشمنان در یک طرف درگیر آسان بوده و شکست انقلاب حتمی خواهدشد.
ابهام طرحهای آینده
برای تخریب یک ساختمان و بنای مجدد آن دو احساس وجود دارد یعنی منفی و مثبت. در احساس منفی یعنی تخریب مسأله آنچنان مشکل نیست بلکه با اندک توجه تخریب صورت میگیرد ولی این احساس مثبت است که نیاز به طرح و نقشه دارد. یعنی وقتی بطرف می گوئی این خانه قدیمی را به هم میزنیم و سپس خانه به شک و شیوه جدید برایت میسازیم اگر طرح ساختمان جدید را کشیده و به او نشان بدهید او بدون هیچ دلهرهای حاضر بـه تخریب خانه موجود میشود ولی هر چندهم که شما مورد اعـتماد باشید بدون طرح و نقشه قبلی فقط به او قول میدهید که من برای شما خانه خوبی میسازم. آن شخص با یک دنیا دلهره خانه را تخریب میکند زیرا نمیداند خانه بعدی بهتر از خانه قبلی خواهد بود یا نه؟
انقلاب اسلامی نیز یک چنین حالتی را دارد. لذا باید مسؤلان و دولت به مردم طرح بدهند که در حوزههای مختلف وجودی میخواهند چه کنند وبالاخره شکل و شیوه حکومت چه جامعه ایدهآلی را میخواهند تشکیل دهند؟ هرچند بحمدالله ما در اسلام مـواد خام یک حکومت ایدهآل را به حد کافی در منابعمان داریم و نیازی به مکاتب دیگر نیست ولی باید آن را تصفیه و تبدیل به کالای موردنیاز کرد. بنابراین طرح ونقشه نداشتن برای آینده خود از آفاتی است که سیرت و صورت انقلاب را ممکن است تهدید کند.
خود باختگی
یکی دیگر از آفات سیرت و صورت انقلاب اسلامی که مسیر انقلاب را ممکن است عوض کرده و انقلابیون را از بین راه ازکارشان پشیمان و منصرف کند، خودباختگی در مقابل قدرتهای حاکم واستعماری است. زیرا وقتی که یک مبارز انقلابی در برابر یـک حکومت استعماریقیام کند و بعد در اثر مشاهده بعضی از پیشرفتهای آن حکومت استعماری خود راببازد دیگر توان مبارزه با او را نخواهد داشت. لذا یکی از آفات اصلی سیرت و صورت انقلاب همین خودباختگی میتواند باشد.بنابراین مردم انقلابی نباید در برابرقدرتهای استعماری حس خفت و خواری نموده و خود را ذلیل بدانند. اگر جامعه اسلانی در برابر آنان قد علم نماید و آنان را ازاریکه قدرت به زمین بکشد و خود را از تحت سلطه آنان بیرون آورد، آنان دیگر ازچنین قدرتی برخوردار نخواهند بود.
ناآگاهی و عدم توجه به حیلهها و نقشههای ضدانقلاب
اگر انقلابیون احزاب و گروههای مخالف را شناسایی نکرده و به طرحها ونقشه هایشان آگاهی نداشته باشند آنان براحتی و بزودی میتواند انقلاب را از بین برند. لذا علم شناخت دشمن چه داخلی و چه خارجی و ناآگاهی نسبت به نقشه هایشوم آنان هم یکی از آفتهای سیرت و صورت انقلاب میتواند تصور شود.
بازگشت از معنویت
انقلابیون بخصوص در انقلاب اسلامی ایران با یک نیت خاص و معنویتی مخصوص انقلاب را آغـاز کردهاند. لذا تا زمانی که به همان معنویتشان باقی بمانند و درصدد خدمت به بندگان خدا باشند، انقلاب مـحفوظ خواهد ماند ولی اگر پس ازبدست گرفتن قدرت به فکر دنیا و امـور مادی بیفتند و از آن حـالت قداست زمان انقلاب بگذرند این اولین زنگ خطر برای انقلاب خواهد بود.
کاهش حساسیت و مشارکت عامه در مسایل نظام
کاهش حساسیت و مشارکت عمومی در مسائل سیاسی، اجتماعی و در کلیه صحنههای تصمیم گیری نیز به عنوان یک آفت باعث آن میگردد که حکومت از صلابت و اتقان گذشته بی بهره گشته و زمینه سست شدن ارکان انقلاب فراهم آید. از این رو تأکید و توجه به حضور دایمی و آگاهانه نیرویهای انقلابی در کلیه مراحل شکل گیری، تثبیت و تداوم انقلاب ضروری است که در غیراین صورت مسیر نهضت و انقلاب در جهت نیل به اهداف از پیش تعیین شده نخواهد بود.
جمع بندی
به عنوان جمع بندی نهایی باید تأکید داشت ظهور انقلاب اسلامی ایران که با برچیدن بساط نظام ۲۵۰۰ ساله ستمشاهی و سلطه همه جانبه و فراگیر نظام سلطه غرب و شرق در ایران آغاز شد و به همراه خود انقلابی بزرگتر و عمیق تر را رقم زد که پس لرزههای آنها طی سالهای اخیر بشدت منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را لرزانده است، حاوی اصول و مبانی و آرمانهایی از قبیل ارج نهادن به ارزشهایی چون عدالت، کرامت، حاکمیت مردمی، استکبارستیزی و . . . است که از آن تحت عنوان هویت، روح، نرم افزار و به عبارت دقیق سیرت انقلاب اسلامی یاد میشود که به انحاء مختلف همواره مورد تعرض دشمنان بوده است. ضمن اینکه در این بین نباید از صورت و جسم و سخت افزار و کالبد انقلاب نیز غفلت نمود که آنها هم مقولاتی همچون نظام رهبری، قانون اساسی، دولت، انتخابات، ساختارهای نهادی و غیرنهایی و . . . تبلور یافته است که اینها نیز به موازات سیرت و روح انقلاب کماکان در تیررس دشمنان قسم خورده این انقلاب و ملت بزرگ بودهاند.
اما آنچه مسلم است این است که تهدیدات و آفاتی که از همان نخستین روزهای انقلاب متوجه نظام اسلامی بوده و به مرور نیز در قالب جنگ نرم نظام سلطه علیه انقلاب تداوم یافته است، تا زمانی که مردم و مسؤلان از اتحاد و همدلی برخوردار بوده و بصیرت و بصیرت افزایی و غفلت گریزی در جامعه موج زند و تخطی از اصول و مبانی و ارزشهای انقلاب به عنوان یک امر مزموم شمرده شود و از آن جلوگیری گردد، لذا این تهدیدات و آفات نیز ولو اینکه بزرگ و فراگیر هم باشد در خوشبینانهترین حالت به سرابی بیش منتهی نخواهد شد.
فهرست منابع
۱) امام خمینی، "ولایت فقیه"، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هجدهم، ۱۳۸۸ ۲) باهنر، محمد جواد، "مباحثی پیرامون انقلاب اسلامی"، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۱ ۳) روزنامه رسالت، "سیرت و صورت انقلاب اسلامی"، ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ ۴) طاهری، حبیب الله، "انقلاب و ریشه ها"، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ ۵) فرهنگنامه نهادهای انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۸ ۶) محمدی، منوچهر، "سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران"، نشر دادگستر، ۱۳۸۰ ۷) مرتضوی امامی، سید علی، "جنگ نرم، سیرت و صورت انقلاب اسلامی"، سالنامه پژوهش فرهنگی، سال دوازدهم، شماره دوازدهم، زمستان ۱۳۸۹ ۸) مرتضی مطهری،"پیرامون انقلاب اسلامی"، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۰ ۹) ملک زاده، محمد، "مبانی دینی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران"، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۰ ۱۰) منشور دولت اسلامی، "باز خوانی مواضع و انتظارات مقام معظم رهبری از قوه مجریه"، دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر، قم: انتشارات همای غدیر، ۱۳۸۴







