فرهنگ مصادیق:آفات انقلاب

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از آفات انقلاب)
پرش به: ناوبری، جستجو
آفات انقلاب

آفات انقلاب

انـقلابها و نهضتها همانند پدیده‌های دیگر ممکن است دچار آفت زدگی شـوند آفات انقلاب با چهره‌های گوناگون و متفاوت ظاهر می‌شوند زیرا ممکن است ناشی ازعوامل فطری باشند و یا ممکن است ناشی از عوامل روانـی و اجـتماعی که بصورت نامحسوس و خزنه جامعه انقلابی را تحت نفوذ و تاثیر خود قرار داده و خسارات خود را با خالی کردن انقلاب از مـحتوای اصلی و درونی آن وارد نمایند لذا وظیفه رهبری نهضت و هـمه مـسئولین ایـن اسـت کـه از آفـات پـیشگیری نموده و یا اگر احـیانا نفوذ کـرد ((کـه می‌کنند)) با وسألی که در اختیار دارند ((آفـت زدأی) نـمایند اگـر رهـبرییک نهضت به آفتها توجه نداشته بـاشد و یـا در صـورت نفوذ در آفت زدأی سهل انگاری نماید قطعا آن نـهضت عـقیم مـانده و یا تبدیل به ضد خود خواهد شدکه آنگاه اثر معکوس خواهد بخشید.
هـر چـند کـه آفـات انقلاب بسیارند و ما را مجال بررسی همه آنها نـیست ولی به بخشی از آنها که از اهمیت بیشتری برخوردارند اشاره می‌کنیم:

نفوذ فرصت طلبها

رخـنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یک نهضت از آفتهای بزرگ هر نـهضت است وظـیفه بـزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه این گونه افراد را هرچه سریعتر سد نمایند.
هـر نهضتی مادامی که مراحل دشوار اولیه را طی می‌کند سنگینیش بر دوش افرادمومن و فداکار است اما همین که به بار نشست و یا لااقل نشانه‌های باردادن آشکارگشت سر و کله افراد فرصت طلب پیدا می‌شود روز بـروز کـه از دشواریها کاسته می‌شود و موعد چیدن ثمر نزدیک تر می‌گردد فرصت طلبان محکمتر و پرشورترپای علم نهضت سینه می‌زنند تا آنـجا کـه تدریجا انقلابیون مومن و فداکار اولیه را ازمیدان بدر مـی کنند ایـن جـریان از چـنان کـلیتی برخوردار است که می‌گویند:
(انقلاب فرزند خور است). گوئی که خاصیت انقلاب این است که همین که بـه نـتیجه رسـیدفرزندان خـود را یک یک نابود می‌سازد ولی انقلاب فرزند خور نیست این غفلت ازنفوذ و رخنه فرصت طلبان است که فاجعه به بار می‌آورد.
جـای دور نـرویم انـقلاب مـشروطیت ایـران را چـه کـسانی بـه ثمر رسـاندند؟ و پـس از به ثمر رسیدن چه چهره هأی پستها و مقامات را اشـغال کرده‌اند و نتیجه نهأی چه شد؟ قهرمانان آزادیخواه همه به گـوشه‌ای پرتاب شده و به فراموشی سپرده شدند وعاقبت با گرسنگی و گمنامی مردند اما فلان الدوله‌ها که تا دیروز زیر پرچم استبدادبا انـقلابیون مـی جنگیدند و طناب به گردن مشروطه چیان می‌انداختند به مـقام صدارت عـظمی رسـیدند و نـتیجه نـهأی اسـتبدادی شـد بصورت مشروطیت.
ایـن فـرصت طلبی تـاریخ دیـرینه دارد و اثر شومش را در صدر اسلام نشان دادفرصت طلبان جای شخصیتهای مومن به اسلام و اهداف اسلامی را گـرفتند((طریدها)) وزیـر , و کـعب الاحبارها مشاور شده‌اند و اما ابـوذرها و عمارها به تبعیدگاه‌ها فرستاده شده و یا در زیر لگدها پایکوب شدند.
بـنابراین رهـبران نـهضت باید بسیار به این موضوع توجه نموده و جلو نفوذ آنان رابگیرند.

نفوذ اندیشه‌های بیگانه

انـدیشه‌های بـیگانه از دو طـریق مـی تواند نفوذ کند یکی از طریق دشمنان آگاه ودیگری از طریق دوستان نادان.

دشمنان آگاه

هـنگامی کـه یـک نهضت اجتماعی اوج می‌گیرد و جاذبه پیدا می‌کند و مـکتبهای دیـگررا تحت الشعاع قرار می‌دهد پیروان مکاتب دیگر برای رخنه کردن در آن مکتب وپوساندن آن از درون اندیشه‌های بیگانه را که با روح آن مکتب سازگار نیست واردآن مکتب نموده و آن مکتب را به این ترتیب از اثر و خاصیت می‌اندازند و یا کم اثرمی کنند.
نـمونه اش را در قـرون اولـیه اسـلام دیـده‌ایم پـس از گـستردگی و جـهان گیری اسـلام مخالفین اسـلام مبارزه با اسلام را از طریق تحریف آغـاز کرده‌اند اندیشه‌های خود رابا مارک تقلبی اسلام صادر نمودند , اسـرأیلیات , مـجوسیات , مـانویات با مدارک اسلام وارد حدیث و تـفسیر و افـکار و انـدیشه‌های مـسلمانان گردید و بر سر اسلامآمد آنچه آمد.
خوشبختانه علما اسلام متوجه این جهت شده و تا حد زیادی آفت زدأی کرده وهنوز هم ادامه دارد.

دوستان نادان

گـاهی پـیروان یـک مکتب به علت ناآشنأی درست با مکتب مجذوب یک سـلـسه نظریات و انـدیـشه هـای بـیگانه مـی گردند و آگـاهانه یـا ناآگاهانه به آن نظریات رنگ مکتب داده و عرضه می‌کنند.
مـتاسفانه ایـن مـساله نـیز در جریانات قرون اولیه اسلامیه دیده می‌شود که مثلامجذوب شدگان به فلسفه یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تـصوف هـندی نـظریات واندیشه هأی را به عنوان خدمت نه به قصد خیانت وارد اندیشه‌های اسلامی کرده‌اند.
خـوشبختانه این جهت نیز از چشم تیزبین علما اسلامی دور نمانده و یـک جریان((نقد اندیشه)) در این موضوعات پیدا شده که سیر تحولات آن نظریات در جهت حذف نظریات بیگانه هدایت شده است.
مـتاسفانه پـس از انـقلاب اسـلامی ایران و اوج گرفتن آن بطوری که مـکتبها و اسـمهایدیگر را تـحت الشعاع قـرار داده است این هر دو جریان مشاهده می‌شود.
گروهی را می‌بینیم که وابسته به مکتبهای دیگر و بالخصوص مکتبهای مـاتـریالیستی هستند و چـون مــی دانـند بـا شــعارها و مـارکهای مـاتریالیستی کـمتر مـی توان جـوان ایرانی را شکار کرد اندیشه‌های بـیگانه را بـا مـارک اسلامی عرضه می‌دارند بدیهی است اسلامی که با مـحتوای مـاتریالیستی در مـغز یـک جـوان فـرو رود و تنها پوسته اسلامی داشته باشد بسرعت دور انداخته خواهد شد.
و گروهی دیگر را مشاهده می‌کنیم که افرادی مسلمان اما ناآشنا به مـعارف اسلامی وشیفته مکتب‌های بیگانه بنام اسلام اخلاق می‌نویسند و تـبلیغ مـی کنند امـا اخـلاق بیگانه فلسفه تاریخ می‌نویسند همانطور فـلسفه دیـن و نـبوت مـی نویسند همانطوراقتصاد می‌نویسند همانطور سـیـاست مـی نـویسند هـمانطور جـهان بنی مـی نویسندهمانطور تـفسیر مـی نویسند و بـه خـورد افـراد نـاآشنا مـی دهند هـمانطور ووو...
وایـنهامتاسفانه خـطرشان بیشتر از گروه اولی است لذا باید کوشش شـود که مبادا با وروداندیشه‌های بیگانه ضربه‌ای بر اسلام و انقلاب اسلامی وارد شود.

رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی طرد شده

بـدیهی است که در هر جامعه انقلابی با سقوط سیستم سیاسی بلافاصله ارزشـهایمسلط بـر آن مـحو نمی‌گردند تاثیر ارزشهای مزبور به طول مـدت سـلطه آنـها بـر جـامعه و نـفوذ بر مسأل فرهنگی اجتماعی و تربیتی بستگی دارد هر چه طول مدت مبارزه برای پیروزی انقلاب کمتر بـاشد آثـار ارزشهای نظام پیشین دوام بیشتری می‌یابد ازجمله این ارزشـهـای مـذموم از نـظر انـقلابیون, راحـت طـلبی, فـساد اخـلاق ,رشـوه خواری و... می‌باشد, در صورتی که یک مبارزه مستمر و طولانی بـا ارزشـهایفرهنگی گـذشته بـعمل نـیاید تدریجا با رشد مجدد آن ارزشـها مـوجبات انـحراف وآلـوده کـردن ارزشهای اصیل انقلابی را فراهم می‌سازد.

خستگی نیروهای انقلابی و از دست دادن روحیه انقلابی

یـکی دیـگر از آفـتهای انـقلابی سـستی در جـناح انقلابیون می‌باشد کـناره گیری از صـحنه به دلـیل مـوفقیت انـقلاب و به ثمر رسیدن آن خستگی و یا س از انقلاب به دلیل مواجه شدن با مشکلات و عدم موفقیت در حـل آنـها نـاامیدی از پیاده شدن معیارهای ایدئولوژیکی و ...
همه اینها خود آفات انقلاب اند که باید نیروهایانقلابی توجه داشته بـاشند و هـمان شـور و شوق زمان انقلاب را در خود حفظ نموده و در برابر مشکلات کمر خم نکرده و در مقابل همه شدأد استقامت به خرج دهـندتا انقلاب بطور کامل بثمر بنشیند و از خطر سقوط رهأی یابد وگـرنه بـا کمترین سستی و کناره گیری انقلاب با امواج خطرها مواجه خواهد شد.

کناره گیری و انزوا

یـکی دیـگر از آفـات انقلاب کناره گیری و انزواطلبی مدیران لایق و مـتعهد بـخاطر تـنزه و قـداست طـلبی اسـت چـنین افرادی با احساس مسئولیت شرعی از برخورد بامشکلات و موانع و جوسازیهای غلط نباید بـهراسند و کـماکان باید در صحنه حضور داشته باشند وگرنه در غیر ایـن صورت امکان نفوذ فرصت طلبها و عوامل ناصالح وجود خواهد داشت آنـگاه است که انقلاب از مسیر اصلی منحرف شده وچه بسا به ضد خود تبدیل خواهد شد.

اختلاف

همانگونه که وحدت و یکپارچگی ملت و مسئولین و گردانندگان انقلاب مـایه پـیروزی انـقلاب اسـت اخـتلاف و تـشتت ملت باهم و یا اختلاف مسئولین رده بالاینظام که قهرا موجب دو دستگی مردم نیز خواهد شد بـاعث شـکست انـقلاب و بـه سقوط کشیدن آن خواهد بود لذا برای حفظ انـقلاب بـاید از هر نوع اختلاف و تشتت که به حق بدترین آفت انقلاب اسـت پرهیز نمایند وگرنه با وجود اختلاف نفوذابرقدرتها و دشمنان در یک طرف درگیر آسان بوده و شکست انقلاب حتمی خواهدشد.

تخلف از اوامر رهبر

هـمانگونه که پیروزی از امر رهبری انقلاب مایه پیروزی بود یقینا تـخلف از اوامـر ودسـتورات رهبری نیز موجب شکست خواهد بود جالب اینجاست که قرآن به سهآفت از آفات یاد شده ((شماره ۴ و ۶ و ۷)) در آیـه‌ای اشـاره مـی کند و شـکست مسلمین را در جنگ ((احد)) بدست لشگریان قریش معلول همین سه عامل می‌داند چنانکه پیروزیشان را در جـنگ ((بـدر)) مـعلول خـستگی نـاپذیری و وحدت و اطاعت امررهبری ((رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) می‌داند لذا فرمود:
لقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتی اذا فشلتم و تنازعتم فی الامر وعصیتم من بعد ما اراکم ماتحبون...
(خـداوند وعـده خود را به شمار (درباره پیروزی بر دشمن در احد) راسـت گـفت درآن هـنگام کـه دشـمنان را بـه فـرمان او بـه قـتل مـی رساندید تـا ایـنکه سست شدید و درکار خود بنزاع پرداختید, و بعد از آنکه خداوند به شما نشان داد آنچه را که دوست داشتید (از غلبه بر دشمن) سر به نافرمانی گذاشته و عصیان کردید و...)

ابهام طرحهای آینده

برای تخریب یک ساختمان و بنای مجدد آن دو احساس وجود دارد منفی و مـثبت در احـساس منفی یعنی تخریب مساله آنچنان مشکل نیست بلکه با اندک توجه تخریب صورت می‌گیرد ولی این احساس مثبت است که نیاز بـطرح و نـقشه داردیعنی وقتی بطرف می گوئی این خانه قدیمی را به هـم می‌زنیم و سپس خانه به شک و شیوه جدید برایت می‌سازیم اگر طرح سـاختمان جدید را کشیده و به او نشان بدهید او بدون هیچ دلهره‌ای حـاضر بـه تـخریب خـانه مـوجود می‌شود ولی هر چندهم که شما مورد اعـتماد باشید بدون طرح و نقشه قبلی فقط به او قول می‌دهید که من بـرای شـما خـانه خوبی می‌سازم آن شخص با یک دنیا دلهره خانه را تـخریب می‌کند زیـرا نـمی داند خانه بعدی بهتر از خانه قبلی خواهد بود یا نه ؟ انـقلاب نـیز یک چنین حالتی را دارد باید سران نهضت به مردم طرح بـدهند که پس ازانقلاب می‌خواهند چه کنند از نظر نظامی , سیاسی , اقـتصادی , اجـتماعی , وبـالاخره شـکل و شـیوه حـکومت چـه جامعه ایـدهآلی را مـی خواهند تـشکیل دهند؟ هرچند بحمدالله ما در اسلام مـواد خـام یـک حـکومت ایـدهآل را بحد کافی در منابعمان داریم و نـیازی بـه مـکاتب دیـگر نیست ولی باید آن را تصفیه و تبدیل به کالای موردنیاز کرد.
بـنابراین طـرح ونـقشه نداشتن برای آینده خود از آفات انقلاب به حساب می‌آید.

خود باختگی

یـکی دیگر از آفات انقلاب که مسیر انقلاب را عوض کرده و انقلابیون را از بـین راه ازکـارشان پـشیمان و مـنصرف می‌کند خودباختگی در مـقابل قـدرتهای حـاکم واسـتعماری اسـت زیـرا وقتی که یک مبارز انـقلابی در بـرابر یـک حـکومت اسـتعماریقیام کـند و بعد در اثر مـشاهده بعضی از پیشرفتهای آن حکومت استعماری خود راببازد دیگر تـوان مـبارزه بـا او را نـخواهد داشت می‌گویند : ((سر سید احمد خـان هندی)) کـه در عصر خود رهبر مسلمانان هند بشمار می‌رفت و در ابـتدا با استعمارانگلستان مبارزه می‌کرد در سال ۱۲۸۴ هجری سفری بـه انـگلستان رفت آن سفر به اقرار دوست و دشمن در روحیه او اثر عـمیق باقی گذاشت بطوری که برگشت نه تنهااز مبارزه با انگلستان صـرف نظر کرده بلکه در ردیف مداحان انگلستان قرار گرفته ومبارزه حزب ((مسلم لیگ)) را نیز علیه انگلستان تخطئه کرد و به نظرش این چـنین آمـدتنها راه بـرای مـسلمین جلب حمایت انگلستان است و او آنـچنان مـرعوب تـمدن وقـدرت سیاسی , اقتصادی , نظامی و فرهنگی انگلستان شده بود که می‌گفت ابدامبارزه با او صحیح نیست و او یک قدرت شکست ناپذیر است.
ولـی سـید جـمال الدین اسدآبادی به عکس سید احمد خان هندی تمام هـمش راصـرف این جهت می‌نمود که مسلمانان را از این خودباختگی و حـس خود کم بینی نجات داده و قوی دل نماید و آنها را علیه انگلیس بشوراند.
بـنابراین یـکی از آفـات انقلاب همین خودباختگی است مردم انقلابی نباید در برابرقدرتهای استعماری حس خفت و خواری نموده و خود را ذلـیل بدانند و باید بدانندکه قدرت آنان مرهون ذلت ماست اگر ما در بـرابر آنـان قد علم نمأیم و آنان را ازاریکه قدرت به زمین بکشیم و خود را از تحت سلطه آنان بیرون آوریم آنان دیگر ازچنین قدرتی برخوردار نخواهند بود.

ناآگاهی و عدم توجه به حیله‌ها و نقشه‌های ضدانقلاب

زیـرا اگـر انقلابیون احزاب و گروه‌های مخالف را شناسأی نکرده و بـطرحها ونـقشه هایشان آگـاهی نداشته باشند آنان براحتی و بزودی انقلاب را از بین می برندلذا علم شناخت دشمن چه داخلی و چه خارجی و ناآگاهی نسبت به نقشه هایشوم آنان یکی از آفتهای انقلاب است.

ناتمام گذاشتن انقلاب

ناتمام گذاشتن انقلاب یکی دیگر از آفاتی است که انقلاب را به عقب برگردانده وبی ثمر می‌نماید یعنی اگر رهبران دینی یا سیاسی انقلاب را رهـبری نـموده و بـخش تخریبی آن را بخوبی به پایان برسانند و نـظام حاکم را سرنگون نمایند ولی وقتی به بخش سازندگی رسیدند آن را رهـا کـنند و بـه خـیال آنـکه انقلاب به پایان رسیده به دنبال کـارهای خـود بروند, اینجاست که میراث خواران فرصت طلب پیدا شده وزمـینه را خالی و بلامعارض ببینند و زمام امور را در دست گرفته یـا انقلاب را کلا ازبین می‌برند و یا اگر اسمی از آن باقی بماند, از محتوا آن را تهی می‌کنند همانندانقلاب مشروطه و ...

بازگشت از معنویت

انـقلابیون بـخصوص در انـقلاب اسـلامی ایـران بـا یـک نـیت خـاص و مـعنویتی مخصوص انـقلاب را آغـاز کـرده‌اند تـا زمـانی که به همان معنویتشان باقی بمانند و درصدد خدمت به بندگان خدا باشند انقلاب مـحفوظ خواهد ماند ولی اگر پس ازبدست گرفتن قدرت به فکر دنیا و امـور مـادی بـیفتند و از آن حـالت قداست زمان انقلاب بگذرند این اولین زنگ خطر برای آن انقلاب است.

منبع: سایت کتابخانه تبیان - تاریخ برداشت : 95/11/25
بازگشت به حفظ نظام