فرهنگ مصادیق:آسیب شناسی انقلاب اسلامی
محتویات
مقدمه
آسیب شناسی انقلاب اسلامی و آفات این انقلاب به خصوص از دیدگاه امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری چیست ؟
تحقق آرمانهای انقلاب، حفظ دست آوردهای آن، تنظیم سیاستهای کلی نظام و حفظ مشروعیت حکومت، مشروط به شناخت دقیق آفات، موانع و دشمنان داخلی و خارجی انقلاب است. معمولا به مشکلات درونی انقلاب، آفت و به مشکلات بیرونی آن، مانع گفته میشود. بنابراین آفات پدیدههای درونی و موانع پدیدههای بیرونی اند که رویاروی انقلاب قرار میگیرند. علاوه بر آن حوزههای سیاست، اقتصاد و اجتماع بر هم تأثیر میگذارند و اگر به طورمثال استقلال اقتصادی یا فرهنگی زیر سؤال برود، در درازمدت ممکن است استقلال سیاسی نیز خدشه دار شود.
اگر بخواهیم به صورت دقیق تر به بررسی آسیب شناسی انقلاب اسلامی بپردازیم ؛ مجموعه این آسیبها در سه دسته ذیل قابل بررسی است :
آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی
۱ نفوذ اندیشههای بیگانه; اندیشههای بیگانه ممکن است از طریق دشمنان یا دوستانی که مجذوب آرای دیگران شدهاند، نفوذ کنند.
۲ تغییر جهت دادن اندیشه ها; نهضت خدایی باید برای خدا آغاز شود و برای او ادامه یابد و هیچ خاطره و اندیشهای غیرخدایی در آن راه نیابد تا عنایت و نصرت الهی شامل حالش گردد.
۳ تجددگرایی افراطی; در مقابل تمسک به اسلام ناب، تجددگرایی افراطی ـ یاالتقاط ـ و زهدگرایی منفی قرار دارد. تجددگرایی افراطی تلفیق اسلام با اندیشههای غیراسلامی برای زیبا جلوه دادن آن میباشد.
۴ جدایی حوزه و دانشگاه; در واقع یکی از کلیدیترین مسایل اجتماعی و فرهنگی در جامعه اسلامی ما حفظ و تقویت وحدت این دو نهاد است که جدایی آنها آفتی بزرگ به شمار میآید.
۵ . بوروکراسی مفرط و فساد اداری و اجتماعی
۶ . دنیاطلبی و اشتغال به زینتهای دنیوی بالأخص بین اقشار انقلابی.
۷ حاکم شدن روحیه ریا و تملق به جای اخلاص و ایثار و دگرگونی مجدد ارزشهای جامعه و فرآیند تبدیل ثروت به ارزش و نابرابری اجتماعی;
۸ . اشاعه فحشا و فساد و ارتشا;
۹ تأثیرپذیری از جنگ روانی و تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی دشمن و رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی رژیم پیشین;
۱۰٫ بحران هویت اجتماعی بالأخص بین نوجوانان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرایش به الگوهای غربی;
۱۱٫ فرار مغزها; نداشتن برنامهای همه جانبه برای جلوگیری از مهاجرت تحصیل کردگان و متخصصان و مشخص نبودن مرزهای «تعهد» و «تخصص» باعث ظهور پدیده فرار مغزها به کشورهای دیگر جهان میشود.
آسیب شناسی سیاسی
۱ ناتمام گذاشتن آرمانهای نهضت
۲ ابهام طرحهای آینده; انقلاب باید طرحهای روشن و خالی از ابهام و مورد قبول وتأیید رهبران
۳ رخنه فرصت طلبان; فرصت طلب کسی است که نسبت به آرمانهای انقلاب بی اعتقاد یا بی تفاوت و در تلاش برای تأمین منافع شخصی خویش است.
۴ تفرقه و درگیرشدن در گرداب اختلافات داخلی و استفاده نکردن از نیروهای بالقوه مردم
۵ . شفاف نبودن مواضع گروهها، افراد و جناحها در سطح جامعه.
۶ . بی تفاوتی مردم نسبت به سرنوشت کشور و اصالت یافتن منافع شخصی و غیرسیاسی شدن
۷ . ایجاد تردید در آرمانهای انقلاب و به فراموشی سپردن یا تضعیف شعار استقلال و آزادی;
۸ . در خطر قرارگرفتن امنیت مظلومین; عدم امنیت حقوقی، سیاسی، جانی، مالی و حیثیتی مردم زمینه را برای رخنه و تقویت مخالفان انقلاب باز میکند;
۹ جدی نگرفتن تخصص در امر حکومت و سیاست;
۱۰ بروز ابهامات و چالشهایی در سیاست خارجی; از طریق ابهام در مفهوم و مرز منافع ملی، نداشتن استراتژی مشخص و عقلانی، گرفتارآمدن در ساختاری غیر پویا و ناکارآمد و روزمرگی و مشخص نبودن کامل روند تصمیم گیری.
۱۱٫ بازگشت استعمار به طرق آشکار و نهان و وابستگی نظامی و سیاسی به قدرتهای بیگانه.
آسیب شناسی اقتصادی
با توجه به سیره علی(علیه السلام) و با عنایت به رهنمودهای رهبران فکری ـ سیاسی انقلاب به اجمال مهمترین آسیبهای اقتصادی انقلاب اسلامی ایران را میتوان چنین معرفی کرد:
۱ وابستگی اقتصادی به قدرتهای بیگانه;
۲ نداشتن برنامههای بلندمدت و کوتاه مدت برای نیل به استقلال و توسعه اقتصادی با توجه به رشد بی رویه و نامناسب جمعیت; این امر باعث میشود امکانات و توانمندیهای کشور بی آنکه راه گشای یک اقتصاد مستقل و توسعه یافته شود در امور روزمره و زودگذر به کار افتد و از میان برود.
۳ عدم توجه به بحرانهای اقتصادی ناشی از روند توسعه یا عدم توجه به رعایت اقشار کم درآمد در اجرای برنامههای سازندگی و توسعه اقتصادی;
۴ عدم وجود فرهنگ کار و انضباط اجتماعی و گرایش به احتکار، دلالی، گران فروشی، قاچاق و سایر شغلهای کاذب;
۵ . رانت گرایی.
۶ . جداشدن مردم از برنامههای دولت در طرحهای سازندگی;
۷ . افزایش فاصله طبقاتی، پیدایش ثروتهای بادآورده و بی توجهی به مستضعفان و عنایت به ثرومندان; فاصله فاحش فقیر و غنی و فقدان عدالت اجتماعی ـ اقتصادی، راه رابر کم رنگ شدن آرمانهای انقلابی میگشاید. فقرا
راهکار مقابله با آسیبها و آفات انقلاب
علاوه برشناسایی آسیبهای فوق و توجه اساسی به آنها در این زمینه باید گفت : شرط اساسی برای مقابله با آسیبهای انقلاب توجه به علل و عوامل پیروزی، اقتدار و تداوم و استمرار انقلاب است. یک انقلاب در حد کمال مطلوب، سه رکن اساسی دارد که عبارت است از: برخورداری از یک ایدئولوژی و مکتب پویا و انقلابی، و مشارکت گسترده، فعالانه و ایثارگرانه مردم از همه طبقات، و ظهور و نهادینه شدن رهبری مورد قبول عموم مردم با ویژگیهای شخصی هم چون نبوغ، اقتدار، صلابت و جسارت در تصمیم گیری.
انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلابهای دیگر، در هر سه رکن از تمامیت و عظمت بینظیری برخوردار بوده است و در واقع، چه در مقابله با رژیم گذشته و حامیان خارجی آن و چه در مقابله با ضد انقلاب و دشمنان داخلی و خارجی با تکیه بر این سه رکن هم چنان بالنده و پیروز به پیش رفته و موفق بوده است.
به این ترتیب حفظ ویژگیهای این سه رکن اساسی اقتدار نظام و انقلاب، میتواند هم چنان موجب تداوم و توسعه آن گردد و هر نوع آسیبی که به این سه رکن وارد آید، موجبات زوال تدریجی و انحطاط انقلاب فراهم خواهد کرد. تاریخ جوامع بشری و ظهور اقتدار و زوال و انحطاط در آنها چه در جوامع اسلامی و چه در جوامع دیگر هم مؤید همین امر است.
از طرف دیگر دشمنان انقلاب نیز که از رویارویی مستقیم با این انقلاب نا امید گشتهاند، در جهت ایجاد و تقویت آفات و تشدید آسیبهای وارده به انقلاب از هیچ اقدامی دریغ نخواهند کرد و به این ترتیب این وظیفه دوستداران و مسئولین نظام است که هر چه دقیق تر نسبت به شناخت این آسیبها اقدام نموده، در صدد مقابله و علاج آنها باشند و حساسیت ویژهای در این زمینه به خرج دهند و بدانند و آگاه باشند که هیچ انقلابی بدون مبارزه مستمر و دائم با آفات آن نمیتواند همیشه از جایگاه مقتدری برخوردار بوده، موفقیتها و دست آوردهای آن تضمین گردد.
در جامعه اسلامی انقلابی ما، دو جریان فکری خطرناک و منحرف سیاسی چپ و راست (مارکسیسم و لیبرالیسم)، هم چنین جریانات انحرافی مذهبی از قبیل اسلام التقاطی و اسلام غیر سیاسی و تخدیری، وجود دارد اگر چه که در برخورد مستقیم و رویارویی با انقلاب اسلامی شکست خوردهاند و سیستم و نظام و تشکیلات رسمی آنها یا از هم پاشیده و یا رسوا شده است، ولی واقعیت امر این است که اکثر سردمداران آنها بر خط مشی و شیوه فکری خود باقی ماندهاند و احتمالا برای بقا و حیات خود و حتی پیشرفت و پیشبرد فکر خود به شیوه ماکیاولی نه تنها وابستگی، خود را به هر یک از جریانهای فکری مزبور انکار میکنند بلکه از آنها تبری نیز میجویند . ولی در عمل، جریان فکری خود را با نام انقلاب و به نام اسلام و تمسک به معیارهای اسلامی، بسط و گسترش میدهند. راست گرایی و چپ گرایی همواره از خطرات مهمی است که میتواند موجبات انحراف و شکست انقلاب را در دراز مدت فراهم کند.
برای جلوگیری از نفوذ چنین جریاناتی و تضمین سلامت انقلاب از هر خطر و انحرافی، دو وظیفه اصلی و اساسی بر عهده متفکران انقلاب به ویژه فقهای اسلامی میباشد:
الف) با مجاهدت و تلاش پیگیر، زوایا و جوانب مختلف مکتب اسلام را با توجه به مسایل و معضلات امروزی، روشن، تبیین و تدوین نمایند تا از این رهگذر در تنظیم قوانین مناسب و اجرای آنها مسئولین را یاری نمایند.
ب) ویژگیهای جریانات فکری سیاسی ـ مذهبی منحرف را دقیقا شناسایی و پیگیری کرده، با ارائه و معرفی آنها، جامعه را از خطر نفوذ آنها بر حذر دارند.
مسایلی که هنوز جامعه ما گریبانگیر آن بوده و حل نشده، متعدد است. در این جا نه فرصت پرداختن به آنها و ارائه راه حل برای هر یک وجود دارد و نه در توانایی نویسنده میباشد . بنابراین فهرست وار به آنها میپردازیم:
اگرچه جنگ تحمیلی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و اعلام آتش بس و به دنبال درگیری عراق با کویت و الزاما آزادی اسرا و خروج نیروهای عراق از خاک ایران دیگر به عنوان مسئله اصلی جمهوری اسلامی در سر لوحه برنامهها قرار ندارد، مع ذلک نباید فراموش کرد، جنگ با استکبار تا نابودی قطعی آن، هم چنان ادامه دارد و ملت نباید حالت آمادگی خود را برای ایثار و فداکاری از دست بدهد. این جنگ برای جمهوری اسلامی و انقلاب تنها مسئله رفع تجاوز و جبران خسارت وارده نبود بلکه علاوه بر خنثی کردن یکی از توطئههای بزرگ دشمنان خارجی انقلاب، در سقوط و به زانو در آوردن نظام جمهوری اسلامی، آزمایش و محک مهمی بود و در تحلیل میزان استقامت و پایداری و سازش ناپذیری انقلاب در مقابل فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی که بر آن وارد میآید، نقش مهمی داشت.
پیروزیهای پی در پی رزمندگان اسلام تحت تأثیر عامل ایمان واراده و بر پایه ایثار و شهادت، به ویژه عملیات استشهادی در لبنان و فلسطین، نگرانی جدی دشمنان انقلاب را فراهم کرده است و موضوع تسلط و یا توازن قوا را که قبلا بر پایه اقتدار نظامی و تسلیحاتی محاسبه میگردید، با پدیده جدید و لاینحلی مواجه ساخته است.
در عین حال جمهوری اسلامی کماکان باید تمام توان و نیروی خود را در تقویت بنیه نظامی و فعالیت در صحنه دیپلماسی برای تحقق خواستههایش به کار گیرد که اگر چه ذخایر عظیم انسانی و مالی را باید صرف آن نمود ولی قطعا در تثبیت و تقویت مواضع انقلاب اهمیت ویژهای خواهد داشت و موج تثبیت و استقرار هر چه بیشتر اقتدار ملی در منطقه، برای تحقق اهداف جهانی آن خواهد گردید.
حل مشکلات روستاها و روستاییان، کسانی که تولید کنندگان اصلی ارزاق جامعه هستند و جلوگیری از مهاجرت بی رویه آنها به شهرها و حل مسئله گسترش روز افزون و بدون برنامه شهرها نیز از مسایل عمدهای است که هنوز چارهای اساسی برای آن پیدا نشده است. در حالی که هم اکنون حدود بیش از نیمی از مردم ایران شهر نشین شده و کمتر از نیمی دیگر که در روستاها هستند به علت عدم بهرهبرداری از امکانات ضروری، قادر به تأمین نیازهای اولیه خود نیز نیستند . با این وجود، چگونه کشور ما میتواند از نظر تأمین ارزاق استراتژیک، خود کفا شود؟
مسئله تأمین مسکن مردم که بزرگترین بخش از نگرانیهای هر خانواده را تشکیل میدهد و قسمت عمده درآمد آنها را میبلعد نیز از مسایل رفاهی مهم و در عین حال معضل بزرگ جامعه است.
حل مسئله بوروکراسی اداری و اصلاح دانشگاهها و مؤسسات آموزشی نیز از مسایل بسیار مهمی است که باید به آنها توجه کافی نمود.
انقلاب اسلامی با همه عظمتی که برشمردیم هم چون ارمغانی الهی و مائدهای آسمانی در تاریکترین لحظات از تاریخ ملت ایران به ما ارزانی شد. در حقیقت این انقلاب ودیعهای است الهی که خداوند بر ما منت گذارده و ما را لایق دانسته که در میان همه نسلها به نسل حاضر و در میان همه جوامع و ملتها به ملت ما سپرده شود تا در حفظ و گسترش آرمانهای آن بکوشیم . ملت ما هم تا کنون با تقدیم چند صد هزار شهید و معلول و حضور همیشگی خود در صحنه و مشارکت گسترده در پاسداری آن با تمام توان کوشیده و بر همه مشکلات و موانع فایق آمده است.
پیروزیهای چشمگیر و شکوفایی روزافزون انقلاب اسلامی خواب راحت را از چشمان همه قدرتهای استکباری زدوده است. ترس آنها از این است که اگر به این انقلاب امکان داده شود تا در آرامش به سر برد و میدانی برای معرفی یک نظام اسلامی پیدا کند، جاذبه و کشش آن موجب خواهد شد که نه تنها ملتهای مسلمان به صورتی غیر قابل مقاومت به طرف آن کشیده شوند بلکه ملل غیر مسلمان نیز که از بلوک بندیها و وضع موجود جهان در رنج و عذاب هستند، مدل و شیوه دیگری را در اختیار خواهند داشت که نمیتوان آنها را از اختیار کردن چنین مدلی بازداشت. بنابراین قدرتهای استکباری تا شکست قطعی و ناامیدی کامل خود تلاش خواهند کرد برای انقلاب اسلامی درد سر ایجاد کنند و مجدانه برای سرنگونی آن خواهند کوشید و در آن صورت ادعا خواهند کرد که ایجاد چنین کمال مطلوبی با عنوان نظام اسلامی عملی نیست و مذهب در حد ایدهآل خود یک رابطه فردی با خدا است یا حداکثر یک فرم رسمی از دولتی است که در یک کشور مسلمان توسط یک حکمران مسلمان، اداره میشود.
باید هوشیار بود که هر نوع موفقیت استکبار در این زمینه، بزرگترین شکست را برای انقلاب به ارمغان میآورد و برای سالها بلکه قرنهای متمادی هر نوع حرکت اسلامی را به شکست کشانده و یا در نطفه خفه خواهد کرد.
ملت ایران و رهبران آن این فرصت و موقعیت را به دست آوردهاند که آن چه را در قالب مخالفتهای معنوی و اخلاقی خود با نظام سابق بروز میدادند در چارچوب سیاستهای مدرن و مدونی پیاده کنند. مسایلی از قبیل ماهیت سیاست و اقتصاد اسلامی، روابط اجتماعی و برقراری عدالت اسلامی در جامعه از جمله مسایلی است که باید به آنها پرداخت. در حالی که انقلابهای بورژوازی ـ لیبرالیستی غربی روی آزادی فرد به قیمت فدا کردن عدالت اجتماعی تکیه میکنند و انقلابهای مارکسیستی، برقراری عدالت اجتماعی را به قیمت از دست دادن آزادیهای فردی نوید میدهند، اینک انقلاب اسلامی است که باید بتواند جامعهای را به دنیا ارائه دهد که هیچ کدام از آنها، فدای دیگری نشود.
دنیای امروزی دیگر دنیای قبل از انقلاب اسلامی نیست. اینک صفحه جدیدی در تاریخ اسلام باز شده است. شکوه گذشته اسلام مجددا بدان باز میگردد. دشمنان اسلام، جنگ دائمی را بر علیه اسلام پی خواهند گرفت. آنها مغرور قدرت مادی خود هستند و دست از عناد و توطئه برنخواهند داشت.
سرنگونی رژیم طاغوت ـ و آن چه که نمایانگر آن بود ـ اگر چه به قیمت جان دهها هزار انسان به دست آمد، وقتی که با برنامهها و اهداف عظیمی که در پیش است، مقایسه شود به صورت موفقیت کوچکی جلوهگر شده و ابتدای راه را به ما نشان میدهد.
امروزه صدای تودههای مسلمان با شعارهای اسلامی در اقصی نقاط جهان اسلام، بلند است. تودههای مسلمان به یمن پیروزی انقلاب اسلامی ایران راهی را انتخاب کردند که ما طی کردیم . هر نوع غفلت در ادامه راه، موجبات یأس و سستی آنها را نیز فراهم خواهد کرد. بنابراین بار موفقیتها و شکستهای ملل دیگر هم بر دوش ما قرار دارد و نباید از آن غافل بود. و این در شرایطی است که دولتهای اسلامی فعلی نه تنها از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی بلکه از نظر ایدئولوژیک هم جذب اردوگاه استکبار شدهاند. آخرین امیدی که دشمنان انقلاب داشتند و بدان دل بسته بودند و در عین حال دوستان و یاران انقلاب هم نگران آن بودند، موضوع رحلت و غیبت رهبر و بنیانگذار انقلاب اسلامی «امام خمینی (ره)» از صحنه انقلاب بود.
رحلت امام (ره) در شرایطی رخ داد که همه تصمیمات بنیادینی که میتوانست برای جانشینان ایشان مشکل آفرین باشد و آنها را به بن بست بکشاند، اخذ شده بود. به ویژه در چند ماهه آخر حیات ایشان تصمیماتی که در زمینه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، برکناری آیت الله منتظری و صدور فرمان «بازنگری قانون اساسی» گرفته شده بود، راه را کاملا هموار ساخت .
از سویی دیگر، امام با اقدامات، پیامها و نوشتههای فراوان خود که آخرین آنها وصیت نامه سیاسی ـ الهی ایشان میباشد، به اندازهای سنت و رویه و دستور العمل برای پیروان و رهروان خود باقی گذارده است که بتوان با تکیه بر در هر صورت آیات قرآن کریم ما را به درس گرفتن از سرگذشت پیشینیان ترغیب میکند. هم چنین امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) مکرراً ما را به سرنوشت ملتهای پیشین و مطالعه تاریخ و عبرت گرفتن از آن دعوت مینماید. آن حضرت مهمترین موانع انقلاب و اسباب شکست نهضتها را کینه توزی، تفرقه و پشت کردن به یکدیگر معرفی میکند.
امام خمینی در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود با هشدار به این که انقلاب نباید به دست نااهلان افتد، رمز تداوم انقلاب را چنین معرفی میکند:
بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی، همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت میداند، و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن آن انگیزه الهی و مقصدعالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد میباشد.
آیت اللّه مطهری پس از پیروزی انقلاب، به موانع و آفات انقلاب عطف نظر نمود و اذعان داشت که اگر با واقع بینی و دقت کامل با مسایل انقلاب مواجه نشویم و در آن تعصبات و خودخواهی را دخالت دهیم، شکست انقلاب همانند نهضت صدر اسلام، حتمی خواهدبود. در این راستا بود که وی بحث «آفات انقلاب» را طرح نمود.
حضرت آیت اللّه خامنهای نیز همواره اقشار مختلف مردم را از آفات و موانع احتمالی انقلاب برحذر داشتهاند. ایشان در ارتباط با ضرورت و اهمیت آسیب شناسی انقلاب میگوید:
میکروب رجعت یا ارتجاع، دشمن بزرگ هر انقلاب است که به درون جوامع انقلابی نفوذ کرده و در آن رشد مییابد. نفوذ فساد و ایجاد تردید در اذهان جوانان نسبت به آرمانها، دنیاطلبی، اشتغال به زینتهای دنیوی و زندگی راحت در جامعه و بروز علایم زندگی تجملاتی در میان عناصر انقلابی، نشانههایی از تأثیر میکروب ارتجاع و عقب گرد است. پرداختن به مال و مال اندوزی، دچارشدن به فسادهای اخلاقی ـ مالی و فساد اداری، درگیرشدن در اختلافات داخلی که خود یک فساد بسیار خطرناک است، و جاه طلبی، کاخ آرمانی انقلاب اسلامی و هر حقیقت دیگری را ویران میکند.







