فرهنگ مصادیق:آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آسیب‎‌شناسی انقلاب اسلامی

آسیب‎‌شناسی انقلاب اسلامی

وَاحْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالأُمَمِ قَبْلَکُمْ مِنَ الْمَثُلاتِ بِسُوءِ الأَفْعَالِ وَذَمِیمِ الأَعْمَالِ، فَتَذَکَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَالشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ، وَاحْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا أَمْثَالَهُمْ. فَإِذَا تَفَکَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَالْزَمُوا کُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ، وَزَاحَتِ الأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَمُدَّتِ الْعَافِیَةُ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ وَوَصَلَتِ الْکَرَامَةُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ، مِنَ الاِجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِ وَاللُّزُومِ لِلأُلْفَةِ وَالتَّحَاضِّ عَلَیْهَا وَالتَّوَاصِی بِهَا، وَاجْتَنِبُوا کُلَّ أَمْرٍ کَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَأَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَتَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَتَدَابُرِ النُّفُوسِ وَتَخَاذُلِ الأَیْدِی؛[۱] از کیفرهایی که بر اثر کردار بد و کارهای ناپسند بر امت‌های پیشین فرود آمد خود را حفظ کنید و حالات گذشتگان را در خوبی‌ها و سختی‌ها به یاد آورید و بترسید که همانند آن‌ها باشید! پس آن‌گاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می‌کنید، عهده‌دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمت‌های فراوان را در اختیارشان قرار گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند و بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به وحدت واداشته به آن سفارش کردند.

مقدمه

انقلاب اسلامی ایران، با تمام دستاوردها و عظمتی که دارد، آسیب‌های جدّی‌ای را نیز در پیش روی خود دارد که بی‌توجهی به این آسیب‌ها می‌تواند تمام آن دستاوردها را بر باد دهد. اصولا‍ً هر حرکت اجتماعی که ابعاد وسیع‌تری دارد و دستاوردهای بزرگ‌تری را به ارمغان آورده است، دشمنان بزرگ‌تری، هم در عرصهٔ داخل کشور و هم در عرصهٔ جهانی دارد. از این‌رو، پرداختن به این بحث می‌تواند زوایای مختلف نفوذ دشمنان داخلی و خارجی به نظام اسلامی را نشان دهد و سدّی در برابر نفوذ بیگانگان و اجانب ایجاد کند.

پیش‌فرض‌های بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی

بحث از آسیب‌شناسی هر انقلابی، مستلزم آن است که پیش‌فرض‌هایی در این زمینه پذیرفته شود و اساساً پرداختن به این بحث، بدون پذیرفتن پیش‌فرض‌های آن معنا نخواهد داشت.
اولین پیش‌فرض در این زمینه آن است که هرگاه سخن از آسیب‎شناسی انقلاب به میان می‎آید، به‌این معنا خواهد بود که انقلاب به صورت یک موجود زندهٔ بالنده تصور شده است که هدف مطلوبی دارد و به سوی آن هدف حرکت می‎کند؛ اگر توفیق بالندگی پیدا کرد و به سمت هدف حرکت کرد، انقلابی سالم است و اگر مانعی بر سر حرکت آن پیدا شد و از پیشرفت آن جلوگیری به عمل آمد، این انقلاب بیمار و آفت‎زده است.
پیش‎فرض دیگر این است که این انقلاب که یک موجود زنده و پویای متحرک است، باید برای رسیدن به هدف مطلوب از مسیر معیّنی حرکت کند، مسیری که دارای شرایط و ضوابطی خاص است. بنابراین، اگر این ویژگی در یک انقلاب وجود داشته باشد، انقلابی سالم خواهد بود، در غیر این‌صورت آن انقلاب بیمار است و باید علایم بیماری را مورد شناسایی قرار داد و وسایل معالجهٔ آن را فراهم ساخت. اما وقتی کسی انقلاب را فقط یک پدیدهٔ طبیعی و جبری بداند که گاهی اوقات نوساناتی را نیز به همراه دارد، دیگر نمی‎توان انقلابی را سالم یا بیمار نامید، زیرا در این‌جا یک قانون جبری تاریخی حاکم است و از این‌رو خوب و بد یا سلامت و بیماری در مورد آن صادق نیست.
در بحث حاضر، پیش‎فرض دیگری نیز وجود دارد و آن این‌که هدف در این‌جا آسیب‎شناسی انقلاب اسلامی است، نه هر انقلابی. از این‌رو لازم است که ماهیت انقلاب اسلامی از قبل مشخص شده باشد و وجه ممیز آن نسبت به سایر حرکت‌ها و انقلاب‌ها تبیین گردیده باشد. این امر در دروس پیشین مورد توجّه قرار گرفت و وجه ممیز انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلاب‌ها مشخص گردید.

انواع آسیب‌های فراروی نظام اسلامی

آسیب‌های فراروی نظام را در دو قالب می‎توان در نظر گرفت. بخشی از این آسیب‌ها و تهدیدها از داخل کشور و برخی دیگر، از خارج بر نظام تحمیل می‎شود. البته تقسیم عوامل آسیب‎رسان به عوامل داخلی و خارجی، و این معنا نخواهد بود که دو نوع مجزا و مباین آسیب وجود دارد که یکی به دست دشمنان خارجی و دیگری به دست عناصر داخلی به اجرا درمی‎آید؛ بلکه در هر نوع آسیبی که متوجه نظام می‎شود، ممکن است هم عناصر داخلی و هم خارجی مشارکت داشته باشند؛ حال یا این طرح‌ها از داخل شروع و به ‎وسیلهٔ دشمنان خارجی تقویت می‎شود و یا فرمول و دستور این طرح‌ها از خارج داده می‎شود و مزدوران داخلی، آن را پیاده می‎کنند.

تهدیدهای خارجی فراروی نظام اسلامی

این آفت‌ها را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد: تهدیدهای نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی.

آفات نظامی

جامعه انقلابی ممکن است از سوی بیگانگان مورد هجوم نظامی واقع شود و نظامی که در مراحل تکوین خود می‌باشد، توسّط قوّه قهریّهٔ آنان، سرنگون گردد. راه مبارزه با این امر حفظ و تقویت روحیّه فداکاری، جان‌فشانی، مقاومت و سلحشوری مردم، تعلیم شیوه و شگردهای دفاع، جنگ و فنون نظامی به آنان، و تهیّه و تحصیل ساز و برگ جنگی و آلات و ادوات نظامی است.
نعمت انقلاب اسلامی، به همان میزان که بسیار بزرگ است، از نظر وجود دشمنان نیز کم‎نظیر می‎باشد و آشکارترین فعالیت دشمن در جهت نابودی انقلاب اسلامی، دخالت نظامی است. منابع غنی جمهوری اسلامی باعث شده است تا استکبار جهانی چشم طمع به خاک جمهوری اسلامی داشته باشد و مسلماً که با چنین وضعیتی نمی‎توان با اتخاذ سیاست بی‎طرفی از گزند دشمن مصون ماند؛ بلکه باید با حفظ آمادگی و قدرت لازم، زمینهٔ دفاع از خود را فراهم ساخت.

آفات اقتصادی

جامعه انقلابی، همچنین ممکن است از طرف بیگانگان مورد محاصره اقتصادی و تجاری قرار گیرد تا اوضاع و احوال اقتصادی و مالی رو به وخامت و نابسامانی گذارد. و در نتیجه، مردم ناراضی و نسبت به نظام انقلابی بدبین شوند و ارکان نظام دچار تزلزل، سستی و ضعف گردد. راه مبارزه با این امر این است که اولاً روحیّه ایثار، صبر و قناعت را در مردم ایجاد و تحکیم کنند؛ و ثانیاً با برنامه‌ریزی‌های عالمانه، معقول، و شرعی هرچه زودتر ریشه‌های وابستگی اقتصادی به بیگانگان را بخشکانند و مقدّمات خودبسندگی اقتصادی را، در همه زمینه‌های کشاورزی، دامپروری، صنعت و تجارت فراهم آورند.
اساساً، آفات نظامی و آفات اقتصادی هم به خوبی شناخته شده‌اند و هم در زمینه مبارزه با آنها اطّلاعات و تجارب لازم و کافی به دست آمده است. ولی آنچه شناختن آن دشوار است و راه مبارزه با آن نیز پر از سنگلاخ‌ها و پیچ و خم‌هاست، همانا آفات اخلاقی و آفات عقیدتی است.

آفات اخلاقی

بیگانگان می‌کوشند تا با ترویج و اشاعه انواع و اقسام فسق و فجور، ازجمله فحشا، مشروبات الکلی و موادّ مخدّر، اخلاق و روحیّات مردم را فاسد کنند و به صورتی درآوردند که مردم نه فقط استعداد و نشاط دفاع از کیان و موجودیّت انقلاب و نظام انقلابی خود را از کف دهند و بلکه اساساً نسبت به انقلاب و نظام انقلابی سردباور و سست‌مهر شوند و حتّی خواستار سقوط آن و ظهور نظام دیگری شوند که به اعمال و ارضای شهوات میدان دهد. طریقه مبارزه با آفات اخلاقی، تربیت مردم بر وفق ارزش‌های درست اخلاقی و دینی و جلوگیری جدّی و شدید از ورود آلات و وسایل فسق و فجور و فحشا و منکرات به درون جامعه است.

آفات عقیدتی

بیگانگان همچنین، ممکن است سعی کنند که یا تعالیم و احکام دینی مذهبی مردم وآرا و عقاید حقّه آنان را مورد خدشه و مناقشه قرار دهند و چنین وانمود کنند که بطلان آن‌ها را اثبات کرده‌اند، و خلاصه، به نوعی حمله فکری و فرهنگی اقدام کنند، یا چنان‌که در اغلب موارد معمول است، ظاهر آن‌ها را مورد هجوم و تعرض قرار ندهند؛ ولی چنان تفسیر و تأویل کنند که ماهیّت آموزه‌ها و فرموده‌های دین و شریعت متحوّل و متبدّل گردد و هویّتشان دگرگون شود.
این کار دوم، یعنی تفسیر و تأویل نادرست و نابه‌جای متون دینی و مذهبی، به‌طور معمول؛ تحت عناوینی بسیار دل‌آویز و فریبنده، مانند: «تعبیر عمیق و هوشمندانه از تعالیم و احکام دینی و مذهبی»، «تکامل معرفت دینی»، «نوسازی و بازسازی فکر دینی»، «تطبیق تعالیم واحکام دین بر مقتضیات و نیازهای متغیّر زمان»، و «ساده کردن و در دسترس همگان قرار دادن دین» صورت می‌پذیرد، آن هم به دست کسانی که یا مسلمان نیستند یا اگر مسلمانند به بعضی ازمکتب‌ها و مسلک‌های غیر اسلامی دل باخته‌اند. این کارها به تدریج، و بدون این‌که بسیاری از مردم بویی ببرند، موجب فساد عقیدتی جامعه می‌شود؛ و این فساد، بی‌شکّ، ‏مفاسد دیگری را در پی خواهد داشت.
از آن‌جاکه آثار و نتایج فساد عقیدتی به زودی ظاهر نمی‌شود و برای احساس و لمس آن حدّی از رشد فکری و عقلانی و روحی و معنوی ضرورت دارد، که بسیاری از افراد جامعه فاقد آنند، غالب مردم آفات عقیدتی را «آفات» و خطرخیز و هلاکت‌بار نمی‌دانند؛ و این خود بر خطرخیز و هلاکت‌بار بودن آفات عقیدتی می‌افزاید. از این‌رو، بر همه کسانی که به اهمیّت و خطر این آفات وقوف یافته‌اند و در اندیشه اصلاح جامعه‏، حفظ انقلاب و نظام انقلابی‌اند، فرض است که راه و رسم‌های مبارزه با آن‌ها را نیک بیاموزند و با جدّیّت تمام به کار گیرند و نگذارند که دین و مذهب مسخ و نسخ شود و معجون‌هایی که از خلط و مزج بینش‌ها و ارزش‌های اسلامی، غیر اسلامی و ضدّ اسلامی فراهم آمده است، به عنوان داروی شفابخش همهٔ دردها و رنج‌های مسلمین عرضه و ترویج شود.
از نظر شما شناخت کدام‌یک از آفات نظامی، اخلاقی یا عقیدتی آسان‌تر است؟ از میان این آفات چهارگانه، کدام‌یک دچار پیچ و خم‌های بیش‌تری است و مبارزه با آن‌ها، همراه با شدائد بسیار است؟ آیا می‌توانید با همفکری و تعامل با دوستان خود، راه‌هایی برای مقابله با هر یک از این آفات نشان دهید؟

تهدیدهای درونی فراروی نظام اسلامی

گاهی دشمن، از طریقی غیر از دخالت نظامی وارد می‎شود و با نفوذ دادن افراد وابسته به خود تلاش خواهد کرد تا نظام اسلامی را از درون متلاشی کند. وضعیت کنونی جهان به‎گونه‎ای است که هیچ دشمن خارجی بدون وجود هوادار و مزدور داخلی نمی‎تواند در درون یک نظام نفوذ کند و آن نظام را سرنگون سازد. مهم‌ترین آسیب‌هایی که از ناحیهٔ عوامل داخلی متوجه نظام اسلامی می‌شود، عبارتند از:

جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون

آفت‌هایی که در درون جامعه اسلامی و در میان خود انقلابیون مسلمان به وجود می‎آید، می‎تواند دو منشأ داشته باشد: ۱. جهل نسبت به حقایق اسلام و معارف اسلامی؛ ۲. ضعف ایمان. کسانی وجود دارند که علی‎رغم این‌که مسلمان بوده، ایمان نیز آورده‎اند، لیکن شرایط اجتماعی زندگی آنان به‎گونه‎ای نبوده است که به حقیقت معارف اسلامی پی ببرند. اینان به جهت معلومات اندک نسبت به حقیقت اسلام، باعث ایجاد یکی از کانون‌های خطر در بین خود مؤمنان می‌گردند.
امّا خطر جدی‎تر این است که در بین مؤمنان، ضعف ایمان پدیدار گردد. افرادی وجود دارند که علی‎رغم آشنایی کامل با معارف اسلامی، از تصمیم جدی و عزم راسخ برای عمل به آن‌ها برخوردار نیستند و از هوا و هوس‌های خود پیروی می‎کنند. چنین افرادی ممکن است که در واقع، خدا، پیامبر، دین و احکام شرع را قبول داشته باشند، امّا از مقاومت در برابر هوای نفس، ناتوان باشند. البتّه هنگامی که شخص، در عمل، از خود ناتوانی نشان داد و هوا و هوس بر او چیره گردید، ناخود آگاه ذهن و فکر او نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت:
إِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَأَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیْهَا کِتَابُ الله؛ [۲] همانا آغاز پدید آمدن فتنه‎ها، هواپرستی، و بدعت‎گذاری در احکام آسمانی است، نوآوری‌هایی که قرآن با آن مخالف است.
بر اساس این فرمایش نورانی از حضرت علی(علیه السلام)، یکی از دو منشأ پیدایش خطراتی که از درون، جامعهٔ اسلامی را تهدید می‎کند، پیروی از هوا و هوس و دنبال کردن خواهش‌های نفسانی می‎باشد.
پیروی از خواسته‎های نفسانی ممکن است از سوی افرادی صورت پذیرد که علم به مخالفت این اعمال با دستورات اسلام دارند. گاهی عامل بیرونی، به تشدید و تهییج خواهش‌های نفسانی کمک می‎کند و در نتیجه باعث می‎شود تا جوانان به طور غیر طبیعی به هیجان درآیند و غیر جوانان نیز فریفتهٔ زرق و برق‌های برخی از کشورها شوند. در این‌جا با دیدن مناظر دلربا و مشاهدهٔ شب‎نشینی‎ها، مجالس عیش و نوش و اموری از این قبیل، فرد مسلمان انقلابی نیز ممکن است حلال و حرام خدا را فراموش کرده، از هوای نفس خود پیروی نماید. هنگامی این خطر تشدید می‎گردد که محدودهٔ آن، افراد زیادی از جامعه را در بر بگیرد، در این صورت، خطر جدی و جلوگیری از آن بسیار مشکل خواهد بود.
البته این سخن به‌آن معنا نیست که این افراد تبدیل به یک عده انسان‌های کافر، منافق و یا ضد انقلاب گردیده‎اند؛ زیرا چه‌بسا همین افراد حاضر باشند برای انقلاب فداکاری کنند و حتی برای جهاد حاضر باشند از نظام اسلامی و ناموس و شرف خود دفاع کنند. تنها چیزی که اینان در آن ضعف دارند این است که در شرایط عادی به دنبال ارضای خواسته‎های نفسانی خویش هستند، هرچند از راه‌های غیر مشروع باشد.
نکته‎ای که باید بار دیگر مورد توجّه قرار گیرد، این است که این گونه افراد تا زمانی که اصل اعتقادات خود را حفظ کرده‌اند، راه آسان برای معالجهٔ خود در اختیار خواهند داشت، امّا چنانچه این گرایش‌ها، ناخودآگاه، در فکر و ذهن آنان اثر گذارد، به سختی می‎توان راه علاجی برای آن یافت.

تهاجم فرهنگی

برخی دیگر از گروه‌های معارض، همان گروه‌های نفاق هستند که در این نظام نقش مخالف را ایفا می‎کنند؛ لیکن مخالفت خود را بروز نمی‎دهند. اینان تلاش می‎کنند از طریق مغالطه و ایجاد شبهه در اذهان، باورها و ارزش‌های انحرافی را در جامعه جا اندازند و از این طریق، به اهداف خود دست یابند.
این دستهٔ اخیر که دشمنان اسلام به آن‌ها دل خوش نموده‎اند، تلاش می‎کنند تا جامعه را از درون تخریب نمایند و عمدتاً از طریق هجوم فرهنگی به اهداف شوم خود نایل آیند. یکی از برنامه‎های مهم دشمنان اسلام در جهت تضعیف باورها و ارزش‌ها این است که با نفوذ در دستگاه سیاست‎گذاری کشور، کسانی را سر کار آورند که اعتقادات و مبانی فکری و ارزشی آن‌ها تا حدودی از امام فاصله گرفته باشد و تحت تأثیر فرهنگ و ارزش‌ها و افکار غربی باشند. خطر این دسته از افراد به قدری گسترده است که بزرگ‌ترین تهدید علیه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‎رود. خطراتی همچون آفات نظامی، اقتصادی و سیاسی ممکن است شاخ و برگ‌های انقلاب را بزند یا موجب کم‎بار شدن آن شود، اما آفت فرهنگی، آفتی است که تیشه به ریشهٔ انقلاب می‌زند و درخت اسلام را می‎خشکاند.
دشمنان فرهنگ دینی مردم، می‎کوشند تا در حوزهٔ باورها، نگرش جامعه را دربارهٔ خدا، هستی وانسان تغییر دهند.در این صورت آنان می‌توانند در ذهن نسل جوان و نیز کسانی که ارتباط قلبی و معنوی با عالم ماورای ماده برقرار نساخته‎اند، تأثیر بگذارند. بحث قرائت‌های مختلف از دین و نیز طرح نظریهٔ عدم ثبات معرفت دینی از مباحثی است که در راستای تضعیف باورها صورت گرفته است. دومین میدان ستیز با فرهنگ دین، عرصهٔ ارزش‌هاست. در این راستا بحث اعتباری بودن ارزش‌ها را مطرح می‎سازند تا پوزیتویسم اخلاقی در جامعه جا افتد و ارزش‌های ثابت و اصیل، رنگ ببازد. بحث تساهل و تسامح نیز در جایی مطرح می‎شود که ارزش‌ها و گرایش‌ها تابع عوامل روانی و اجتماعی و پیرو خواست و میل انسان تلقی شود. در این صورت حقیقت ثابتی را نمی‎توان ثابت کرد. این‌گونه مباحث نیز از نظر اسلام مطرود است و تنها ارمغانی که به همراه خواهد آورد، از میان رفتن غیرت دینی مسلمانان و تضعیف مبانی دینی خواهد بود. نتیجهٔ مباحث مذکور آن خواهد شد که اصرار ورزیدن بر سر باورها و ارزش‌ها کاری ناصواب و بی‎نتیجه است و در این زمینه، هیچ راهی جز گفت‌وگو و مدارا با مخالفان و دشمنان وجود ندارد و از این‌رو نهضت‌های مبتنی بر باورها و ارزش‌های معیّن، مانند انقلاب اسلامی، به خطا رفته‎اند.
در کنار سست کردن باورهای دینی و ارزش‌ها، استعمارگران می‎کوشند تا از میزان پایبندی مردم به اعمال شرعی بکاهند و رفتار و کردار مردم را تابع خواهش‌های نفسانی خویش نمایند. به این ترتیب دشمنان اسلام درصددند تا هر سه حوزهٔ فرهنگ را این‌چنین تحت تأثیر خود قرار دهند و انحرافاتی در آنها ایجاد کنند.
برخی از تهاجم‌های فرهنگی، شگردهایی است که مغرضین در خصوص انقلاب اسلامی به کار می‎برند؛ به عنوان نمونه، برخی در تلاشند تا نقش امام خمینی(رحمه الله) را در نهضت کم‎رنگ نشان دهند، از این‌رو، ریشهٔ این انقلاب را در نهضت ملی شدن صنعت نفت و حرکت «جبههٔ ملی» به رهبری دکتر محمد مصدق خلاصه نموده، این نهضت را نهضتی ملی، و نه اسلامی، قلمداد می‎کنند. چنین برداشتی از این انقلاب، در راستای تحریف آرمان‌های نهضت امام خمینی(رحمه الله) صورت می‎گیرد. نادیده گرفتن انگیزه‎های دینی در نهضت، مقدمه‎ای برای طرح شعار «ایران برای ایرانیان» و نادیده گرفتن مرزبندی میان مسلمان و غیر مسلمان است و همین امر زمینه را برای میدان یافتن فرقه‎ها و مسلک‌های ضاله و احزاب و گروه‌های دین‎ستیز فراهم خواهد ساخت.
ترویج تفکر جدایی دین از سیاست، انکار ولایت فقیه و تشکیک در اعتبار الهی و تلاش برای تضعیف جایگاه قانونی آن، سه عنصر فرهنگی به شمار می‎روند که دشمنان انقلاب اسلامی درصددند به آن‌ها لباس عمل پوشانده، به این ترتیب فرهنگ پویای شیعه را مورد تاخت و تاز قرار دهند و از این طریق به نظام جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد سازند.
آنچنان‌که در بحث «تهاجم فرهنگی» مشخص گردید، ابعادی از این تهاجم، ریشه در عوامل بیرونی و ابعادی از آن ریشه در عوامل درونی دارد. آیا می‌توانید برای شناخت آسیب‌هایی که در این زمینه، از خارج بر نظام تحمیل می‌شود و آسیب‌هایی که ناشی از عوامل درونی است، مرزی را مشخص نمایید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، مرزها را مشخص سازید و اگر پاسخ شما منفی است، علّت را در چه می‌دانید؟

غرور و رخوت در میان انقلابیون

برخی ممکن است با به دست آوردن پیروزی دچار غرور گشته، کار را تمام شده بپندارند. از جهت روانی، این امر زمینه را برای ایجاد رکود و رخوت در میان انقلابیون فراهم می‎سازد و نیروهای انقلابی را به افرادی رفاه‎طلب و دنیاگرایی تبدیل می‎کند که دیگر نسبت به توطئه‎های فراروی نظام توجهی نخواهند داشت.
در این صورت، انقلابیون از هر تلاش و کوششی برای پیشرفت دست برمی‎دارند. البته تا حدی باید به آنان نیز این حق را داد که پس از تحمل آن شداید و مصیبت‌های فراوان،برای مدتی، در رفاه و آسایش به سر برند. ولی در عین حال این رفاه و آسایش را نباید به عنوان پایان کار تلقی کرد و از فعالیت و کوشش دست کشید.
باید، به طور دایم، توجه داشت که ممکن است هر لحظه توطئه‎ای این انقلاب را تهدید کند. بنابراین نمی‎توان دست از فعالیت برداشت. علاوه بر این، از نظر روانی نیز باید با حالت رخوت و رکود، مبارزه‎ای مستمر داشت و هیچ‌گاه انسان نباید خود را راحت احساس کند و تصور نماید که کار تمام شده است. دشمنان انقلاب نیز درصددند تا به هر طریق ممکن، مردم را در خواب فرو برند تا به اهداف خود دست یابند.
با توجه داشتن به این مطلب می‎توان با حالت رخوت و رکود به مبارزه برخاست. باید همهٔ ما به خود تلقین کنیم و به دیگران بفهمانیم که انسان، در این جهان، هیچ‎گاه برای راحتی و آسودگی خلق نشده است و هیچ مرحله‎ای از مبارزات را نباید تمام شده تلقی کرد، چرا که ممکن است با از بین رفتن یک دشمن، دشمنان دیگری به وجود آمده باشند و یا در آینده به وجود آیند. در جامعهٔ خود نیز شاهد بودیم که هنوز یک مبارزهٔ همگانی پایان نیافته بود که شیاطین دیگری، با شکل دیگر، در جامعه پدید آمدند و مشکلاتی را برای نظام به وجود آوردند. بنابراین، مجاهده و مبارزهٔ مسلمین باید همواره در حال تحرک و پیشرفت باشد و هیچ‎گاه نباید کار را تمام شده تلقی کرد. مبارزهٔ هر یک از اقشار جامعه، در شرایط فعلی متفاوت است و موقعیت خاص هر فرد، تکلیف خاصی را بر گردن او می‎نهد.

ضعف نهادها و ارگان‌های نظام

در کنار آسیب‌های فراروی نظام اسلامی، باید به آسیب‌های داخلی ناشی از ضعف نهادها و ارگان‌های نظام نیز توجه داشت. هرگونه آسیبی که بر نظام وارد می‎شود، ممکن است از سوی نهادها و ارگان‌های مختلفی باشد که بخشی از نظام اسلامی را در بر گرفته‎اند. این آسیب‌ها ممکن است ناشی از ضعف نهاد اقتصادی کشور، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد ازدواج، نهاد امنیتی، نهاد فرهنگی و نهادهای مهم دیگر کشور باشد.
خطراتی که از ناحیهٔ مسؤولین نهادهای نظام متوجه انقلاب می‎شود به دو دسته تقسیم می‌شود: الف ـ گاهی این‌گونه ضعف‌ها ناشی از جهل، غفلت، ناآگاهی، کم‌تجربگی مدیران و اموری از این قبیل است که در این صورت باید پس از گذشت چند دهه از انقلاب، این‎گونه ضعف‌ها به حداقل ممکن رسیده باشد. ب ـ ولی گاهی کمبودها، آسیب‌ها و خطراتی که جامعه را تهدید می‎کند، ناآگاهانه و از روی قصور و نارسایی نیست؛ بلکه تعمدی در کار است تا در نهادهای اجتماعی اختلالی ایجاد شود. در این صورت است که فساد در درون جامعه خواهد جوشید و به قسمت‌های دیگر سرایت پیدا خواهد کرد.
عمده تهدیدهایی که از ناحیهٔ نهادهای خود نظام متوجه نظام اسلامی می‌گردند به طور مختصر در ذیل می‌آید:

آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد اقتصادی

بخشی از نهاد اقتصادی، مربوط به معادن، بخشی دیگر مربوط به کشاورزی، بخشی مربوط به صنایع و بخشی نیز مربوط به تجارت و بازرگانی می‎شود. هدف تمام این بخش‌ها تأمین معیشت مردم است. اگر نظامی بتواند اعتدالی در این سازمان‌ها به وجود آورد و عملکرد مطلوبی را ارایه دهد، مردم از این نظام رضایت خواهند داشت و حاضر خواهند شد تا برای دوام آن سختی‌ها و مرارت‌ها را نیز تحمل کنند. اما اگر مجموع دستگاه اقتصادی کشور نتواند نیازمندی مادی مردم را تأمین کند و روز به روز، گرانی، تورم، بیکاری و سایر مظاهر بی‎اعتدالی در نظام اقتصادی افزایش یابد، طبعاً مردم از این نظام ناراضی خواهند شد، زیرا اولین نیازی که هر جامعه‎ یا انسانی احساس می‎کند، نیازهای مادی است. در صورت عدم تأمین این نیازها و در نتیجه، ایجاد نارضایتی در میان مردم، دولت شکننده شده و به اصل نظام ضربه وارد خواهد شد. بنابراین، یکی از نقطه‎های آسیب‎پذیر جامعه، نهاد اقتصادی است.

آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد تعلیم و تربیت

متصدیان نهاد آموزش و پرورش باید زمینه‎ای را فراهم سازند تا افراد جامعه بتوانند از شرایط مساوی برای تحصیل و ترقیات علمی و فنی بهره گیرند. در صورتی که دستگاه‌های متصدی آموزش و پرورش یک کشور، این شرایط را برای مردم فراهم کنند تا هر کس از هر قشری، اعم از فقیر یا غنی و روستایی یا شهری، بتواند از آموزش‌های مورد نیاز خود استفاده کند، پایه‌های آن نظام مستحکم خواهد گردید.
نباید شرایط به‎گونه‎ای باشد که تحصیلات عالیه، تنها در اختیار افراد متمول درآید. اعطای هرگونه امتیاز به افراد برای راه‎یابی به مقاطع مختلف تحصیلی، باید بر اساس شایستگی و استعداد افراد، و نه بر اساس میزان ثروت یا داشتن روابط بهتر با مسؤولین باشد. حاصل آن‌که، نهاد آموزش و پرورش نیز نهادی است که باید، همواره در حال اعتدال و عملکرد آن مورد رضایت جامعه باشد. در صورتی که این نهاد دچار آسیب شود، نارضایتی مردم را در پی خواهد داشت و در نتیجه، زمینهٔ سست شدن پایه‎های نظام فراهم خواهد شد.

آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد ازدواج

نهاد ازدواج، یکی دیگر از نهادهای جامعه است. برخی از جوامع، به حق، به این نهاد، به عنوان یک نهاد مستقل نظر کرده‎اند. در صورتی که در جامعه‎ای شرایط تأمین نیازهای جنسی و تشکیل خانواده، به صورت مطلوب و معقول، برای همه فراهم گردد و دولت بتواند این شرایط را برای قشرهای مختلف تأمین نماید و تسهیلاتی برای ازدواج و تشکیل خانواده در اختیار جوانان قرار دهد، طبعاً مردم از این جهت، از نظام راضی خواهند بود و از دولت پشتیبانی خواهند کرد.
اما در صورتی که دولت در این جهت موفق نباشد و روز به روز، بر مشکلات خانوادگی، از تشکیل خانواده گرفته تا تربیت فرزندان و شرایط داخل خانواده و ارتباط خانواده با محیط خارج، افزوده گردد، این نهاد دچار اختلال خواهد شد و خانواده‎ای که باید کانون صفا، مهر، محبت، صمیمیت و آرامش باشد، جای خود را به محیطی متشنج خواهد داد.
حاصل آن‌که دولت موظف است، برای تأمین آسایش و آرامش افراد، زمینه‎ای را فراهم سازد که در آن، تشکیل خانواده به سهولت انجام گیرد و مشکلی در مسیر زندگی خانوادگی افراد به وجود نیاید. در این صورت است که این نهاد، به خوبی، نیازهای انسان‌ها را برآورده می‎سازد و موجبات رضایت مردم را فراهم می‎کند.

آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد امنیتی

نهاد امنیتی در هر کشور، حداقل به دو بخش قابل تقسیم است؛ یک بخش مربوط به تأمین امنیت داخلی است، که معمولاً در نوع کشورها در اختیار وزارت کشور قرار می‎گیرد. بخش دیگر مربوط به تأمین امنیت خارجی است که در اختیار وزارت جنگ یا وزارت دفاع قرار می‎گیرد. نیروهای نظامی و انتظامی کشور، ضامن تأمین امنیت داخلی و خارجی جامعه هستند.
در صورتی که یک نظام بتواند امنیت داخلی خود را حفظ کند و جان، مال و ناموس مردم را از معرض خطر برهاند و همچنین بتواند امنیت خارجی خود را حفظ کند و مرزهای کشور را ایمن نگه دارد، به طوری که دشمنان خارجی جرأت تجاوز به مرزهای کشور اسلامی را پیدا نکنند، زمینهٔ رضایت مردم فراهم خواهد شد. اما اگر ناامنی در جامعه رواج پیدا کند و روز به روز، مردم احساس ناامنی کنند، به طوری که حتی در شهر، خانه،مجامع دانشگاهی و اماکن دیگر احساس امنیت نکنند، به تدریج، نارضایتی در میان مردم شیوع پیدا می‎کند و پایه‎های نظام سست می‎گردد.

آسیب‎پذیری ناشی از ضعف نهاد فرهنگی

نهاد فرهنگی، یکی دیگر از نهادهای مهم در هر جامعه‎ای است. اساس فرهنگ دو مقوله است: باورها و ارزش‌های جامعه. بنابراین، مراد از نهاد فرهنگی، نهادی است که باورها و ارزش‌های جامعه را سامان می‎بخشد. به عبارت دیگر، وظیفهٔ این نهاد این است که زمینه‎ای را فراهم سازد تا مردم جامعه به عقاید صحیح معتقد باشند و ارزش‌های الهی و متعالی را محترم شمارند و به آن‌ها پایبند باشند.
اگر رژیمی بتواند باورهای صحیح را در جامعه رواج دهد تا مردم از اعتقادات صحیح برخوردار شوند و یا اعتقادات صحیح آن‌ها تقویت گردد و نیز دلبستگی آنان به ارزش‌های معتبر افزایش یابد، در این صورت به وظیفهٔ خود، به خوبی، جامهٔ عمل پوشانده است. در صورت برخوردار شدن مردم از ریشه‎های فرهنگی بسیار قوی، کسی نخواهد توانست که به درخت فرهنگ آنان آسیب رساند و ریشهٔ آن را قطع کند حتی اگر این ریشه‎ها، برگ و باری هم نداشته باشد؛ ولی آنچنان مستحکم است که اگر کسی بخواهد آن ریشه‎ها را قطع کند، ریشهٔ خودش قطع خواهد شد.

اختلاف درونی

برخی از آسیب‌های فراروی نظام جمهوری اسلامی، آسیب‌هایی هستند که هم از ناحیهٔ داخل وهم ازناحیهٔ خارج متوجه نظام می‎گردند.عوامل داخلی و نیز عوامل خارجی می‎توانند در ایجاد این‎گونه ¬آسیب‌ها مؤثر باشند و گاهی هر دو عامل در کنار یکدیگر قرار گرفته، آسیبی را متوجه نظام می‎سازند. اختلاف و دشمنی میان اقشار و گروه‌های مختلف جامعه یکی از آسیب‌هایی است که عوامل داخلی و خارجی می‎توانند در ایجاد آن مؤثر باشند.
اختلاف میان گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه، گاهی از عواملی کاملاً درونی و بر اساس ملاک‌های غیر قابل قبول از نظر اسلام، نظیر اختلافات قومی، نژادی و حتی مذهبی، سرچشمه می‌گیرد. مسلم است که زمینهٔ این‎گونه اختلافات، در جامعه‎ای که مرکب از نژادهای مختلف و گویش‌های متفاوت است، وجود خواهد داشت. تفاوت مناطق جغرافیایی، اختلاف آداب و رسوم محلی، و حتی مذهبی، و عوامل داخلی دیگر موجب پیدایش اختلاف در جامعه خواهد شد. دشمنان یک نظام تلاش خواهند کرد تا برای متلاشی کردن و تضعیف جامعه، از این زمینه‌ها بهره برده، به اختلافات دامن زنند و آن‌ها را تشدید کنند.
اختلاف میان گروه‌های مختلف جامعه، سبب خواهد شد تا نیروهای جامعه در اثر اصطکاک، تحلیل رفته قدرت پیشرفت را از دست بدهند. تردیدی نیست که با رو در رو قرار گرفتن دو عامل متضاد، نیروهای زیادی صرف خواهد شد تا عامل مقابل تضعیف گردد. در صورتی که یکی از دو طرف، قوی‌تر از دیگری باشد، به پیشرفت محدودی نایل می‌شود، لیکن در صورت برابر بودن قدرت آنها، هر دو طرف از فعالیت و پیشرفت بازمی‌مانند. دشمنان جامعهٔ اسلامی نیز با استفاده از اختلافاتی که در درون یک جامعه وجود دارد، سعی می‌کنند که این اختلافات را تشدید کنند تا منجر به دشمنی و تخاصم گردد و قدرت و توانایی دو طرف، در رویارویی با یکدیگر مصرف شود و زمینهٔ بازماندن آنها از ترقی، تکامل و پیشرفت فراهم گردد.
سیاست «اختلاف بینداز و حکومت کن» سیاستی است که سابقه‌ای دیرین در طول تاریخ دارد و علاوه بر فرعون،[۳] که سیاست‌های خود را با ایجاد اختلاف در جامعه به‌پیش می‎برد، کسان دیگری نیز از این سیاست بهره می‎بردند و باعث ایجاد اختلاف در جوامع می‎شدند. از همان زمان که حکومت اسلامی به دست مبارک پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) تشکیل گردید، آن حضرت از این آفت در جامعهٔ خود رنج می‎برد و دشمنان خارجی آن حضرت نیز تلاش می‎کردند تا این اختلافات داخلی را تشدید کنند. البته عرب قبل از ظهور پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نیز از این اختلافات بسیار آسیب دیده بود و جنگ‌های داخلی طوایف و عشایر عرب با یکدیگر مسألهٔ شایعی بود.
از همان آغاز ظهور اسلام و تشکیل جامعهٔ اسلامی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) تلاش بسیاری برای برطرف ساختن این اختلافات و برقراری دوستی و محبت میان طوایف مختلف صورت دادند و رسماً بین طوایف مختلف اهل مدینه و مهاجرین، عقد اخوت منعقد ساختند. بر اساس این عقد اخوت، اموال موجود، میان تمام افراد، اعم از غنی و فقیر، تقسیم می‎گردید. این رابطه تا آن حد پیش رفت که هرگاه یکی از آنان در آستانهٔ مرگ بود، وصیت می‌کرد که اموال او را در اختیار دیگری قرار دهند. این رابطهٔ عاطفی و برادارانه، روح همکاری را در میان مسلمانان تقویت کرد و سبب گردید تا آن دشمنی‌ها و کدورت‌ها، که از دیرباز بین مردم ایجاد شده بود، رخت بربندد.[۴]

جنون ثروت، مقام و شهوت

آنان که در پی اجابت خواهش‌های نفس خویشند، یا به دنبال مال و ثروت حرام خواهند رفت و به اختلاس از اموال بیت المال، رشوه‎خواری و اموری از این قبیل متوسل خواهند شد و یا به دنبال پست و مقام خواهند رفت و از این طریق غریزهٔ قدرت‎طلبی خود را اشباع می‎کنند. برای عده‎ای از افراد رسیدن به پست و مقام از در اختیار داشتن ثروت اهمیت بیشتری دارد. انگیزهٔ افراد متوسط جامعه از تلاش برای کسب پست و مقام این است که در سایهٔ کسب چنین قدرتی، به ثروتی نیز دست یابند. ولی عده‎ای نیز وجود دارند که علی‎رغم در اختیار داشتن ثروت فراوان، مبالغ کلانی را هزینه می‎نمایند تا به پست و مقامی دست یابند. مقام برای چنین افرادی در حکم یک بت است که حاضرند برای رسیدن به آن از هر راهی که ممکن است، بهره گیرند.
جنون ثروت، مقام و شهوت، سبب می‎شود تا انسان به دنبال راه‌های نامشروع حرکت کند. تا زمانی که این مسأله در میان افراد مطرح باشد، زیان آن متوجه آن فرد و اطرافیان او خواهد شد، امّا زمانی که به صورت یک پدیدهٔ اجتماعی درآید، تبدیل به فتنه و بلایی خواهد شد که به آسانی نمی‎توان آن را علاج کرد.

ترور و خشونت

برخی از گروه‌های درونی مخالف انقلاب اسلامی، با صراحت با اساس فکر انقلابی به مخالفت می‎ورزند؛ از این دسته از افراد، برخی تنها به سخن اکتفا می‎کنند، لیکن برخی دیگر، برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، دست به ترور و خشونت نیز می‎زنند. البته این گروه‌ها در جامعهٔ اسلامی رو به ضعف نهاده، موقعیت چندانی در داخل ایران ندارند، از این‌رو تمام امید خود را به بیگانگان دوخته‎اند.
با توجه به آسیب‌هایی که در این درس بیان گردید، تلاش کنید با مرور تاریخ انقلاب اسلامی، مصادیقی را بیابید که در آن‌ها، این آسیب‌ها خود را نشان داده است. نتیجهٔ این آفات و آسیب‌ها را در ممانعت از رشد سریع انقلاب نشان دهید. به نظر شما، اگر نظام جمهوری اسلامی از این آفات به دور بود، هم اینک در چه وضعیتی به سر می‌برد؟

خلاصه و نتیجه‌گیری

۱. هر انقلابی که دستاوردهای بزرگی را به همراه دارد، می‌تواند آسیب‌های جدی‌ای را نیز در برابر خود داشته باشد. بنابراین پرداختن به بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، می‌تواند موجب حفظ دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی گردد.
۲. قبل از هر سخنی پیرامون آسیب‌شناسی انقلاب باید به پیش‌فرضهای آن نیز توجه داشت؛ اولین پیش‌فرض این است که انقلاب، به سان یک موجود پویا و بالنده است و هدف مطلوبی دارد که باید به آن سمت حرکت کند و موانع را پشت سر گذارد. دیگر آن‌که انقلاب، برای رسیدن به هدف مطلوب، باید از اصول و ضوابط خاصّی متناسب با هدف پیروی کند و هرگونه انحراف از مسیر صحیح، انقلاب را بیمار و آفت‌زده می‌کند.
۳. آفات نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی، آسیب‌هایی هستند که از بیرون مرزها، نظام اسلامی را با تهدید مواجه می‌سازند.
۴. مهم‌ترین آسیب‌هایی که می‌تواند از درون، نظام اسلامی را با مشکل مواجه سازد، عبارت‌اند از: جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون، تهاجم فرهنگی، غرور و رخوت در میان انقلابیون، اختلافات درونی، جنون ثروت و مقام مسؤولین و کارگزاران، و ترور و خشونت.
۵. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام، از جملهٔ آفت‌های داخلی متوجه نظام اسلامی است که ممکن است ناشی از آسیب‌پذیری و ضعف نهادهای فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، ازدواج، و تعلیم و تربیت باشد.
۶. با توجه به تهدیدهای متوجه نظام باید در پی راه‌کارهایی برای حفظ نظام اسلامی بود، بحثی که درس آتی را به خود اختصاص خواهد داد.

منابعی برای مطالعهٔ بیشتر

۱. مجموعهٔ مقالات اولین همایش آسیب‎شناسی یک انقلاب، آسیب‎شناسی انقلاب اسلامی،تهران: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه صنعتی شریف، چ۱، 1379.
۲. مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی؛ جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ۱، 1384.

۳.جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، [بی‎جا]: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ۲، 1372.

۴.عبرت‌های خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ۱، ۱۳۸۳.

پانویس

  1. نهج البلاغه، خطبهٔ 192.
  2. همان، خطبهٔ 50.
  3. قصص (28)، 4.
  4. آل عمران (3)، 103.
منبع: سایت پایگاه آثار آیت الله مصباح یزدی - تاریخ برداشت : 95/11/18
بازگشت به حفظ نظام