کتابخانه:آداب بیماری و احکام وفات
|
| |
| نویسنده | محمد تقی مدرسی ۱۹۴۵- م |
|---|---|
| مترجم | - سرور دانش |
| ناشر | محبان الحسین (ع) |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | اول - ۱۳۷۸/۱۲/۲۲ |
| قطع | وزیری |
| شابک | ۹۶۴-۵۶۴۸-۶۰-۲ |
| دانلود | TXT |
محتویات
- ۱ پیش گفتار
- ۲ فصل اول - آداب بیماری و احکام احتضار
- ۳ فصل دوم - احکام وفات
- ۳.۱ الف - غسل میت
- ۳.۲ ج - میت چگونه غسل داده میشود؟
- ۳.۳ د - احکام غسل میت
- ۳.۴ ه - میت چنین کفن میشود
- ۳.۵ و - دربارهٔ حنوط و جریدتین
- ۳.۶ ز - نماز میّت
- ۳.۷ ح - چگونگی نماز میّت
- ۳.۸ ط - میّت چگونه دفن میشود؟
- ۳.۸.۱ - احادیث شریف
- ۳.۸.۱.۱ حکمت دفن
- ۳.۸.۱.۲ لحد یا شقّ
- ۳.۸.۱.۳ به میّت قبل از دفن، مهلت بده
- ۳.۸.۱.۴ در هنگام عبور جنازه، ایستادن مستحب نیست
- ۳.۸.۱.۵ میّت را چگونه به قبر میسپاری؟
- ۳.۸.۱.۶ تلقین سنّت است
- ۳.۸.۱.۷ دروازه قبر
- ۳.۸.۱.۸ چه کسی وارد قبر شود؟
- ۳.۸.۱.۹ چه کسی خاک بریزد؟
- ۳.۸.۱.۱۰ قبر چند انگشت بلند شود و بر آن آب بپاشند
- ۳.۸.۱.۱۱ دعای بعد از دفن
- ۳.۸.۱.۱۲ آخرین تلقین
- ۳.۸.۱.۱۳ بر میّت سنگینی نکنید و نامش را بنویسید
- ۳.۸.۱.۱۴ انداختن میّت در آب به هنگام ضرورت
- ۳.۸.۱.۱۵ تابوت نمونه
- ۳.۸.۱.۱۶ زیارت مردگان
- ۳.۸.۱.۱۷ از حمل جنازه باید عبرت آموخت
- ۳.۸.۱.۱۸ آداب زیارت قبور
- ۳.۸.۱.۱۹ با اشخاص مصیبت دار چگونه رفتار کنیم؟
- ۳.۸.۱.۲۰ صبر در مصیبت
- ۳.۸.۱.۲۱ اشک ریختن در مصیبت
- ۳.۸.۱.۲۲ رفتار با یتیم
- ۳.۸.۱.۲۳ تفصیل احکام
- ۳.۸.۱ - احادیث شریف
- ۳.۹ ی - احکام قبور
- ۳.۱۰ ک - غسل مسّ میّت
- ۴ گواهی دادن برای میّت
- ۵ پانویس
پیش گفتار
انسان از آغاز تولد و تا آخرین لحظه عمر بر ضد مرگ مبارزه میکند، امّا مرگ همیشه و پیوسته او را دنبال مینماید و هیچ کس نمیتواند از چنگ آن رهایی یابد.
سؤال اصلی این است که آیا مرگ حق است؟ و اگر چنین است پس چرا برای هیچ کسی خوشایند نبوده و هیچ فردی حاضر نیست تسلیم مرگ شود؟ امّا اگر مرگ باطل است و حقیقت ندارد چرا هیچ شخصی نمیتواند از مرگ نجات یافته و راهی برای گریز پیدا کند؟
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در یک سخن زیبا به این سؤال، پاسخ داده است آن حضرت میفرماید:
"ما رأیت حقاً أشبه بالباطل من الموت"
"هیچ حقّی را شبیه تر به باطل مانند مرگ ندیدم."
بنابراین با مرگ چگونه باید برخورد کنیم؟ و در برابر این پدیده چه موضع باید داشته باشیم؟
آیا از نظر ذهنی و عملی تسلیم مرگ شویم یا از آن غافل بوده وفراموشش کنیم تا بطور ناگهانی از راه رسیده و ما را برباید؟ آیا دربرابر مرگ به مبارزه برخیزیم و یا منکر آن شویم تا زمانی که اجل فرارسد وبطور یقینی، حقیقت مرگ ثابت شود و پس از فوت فرصت، به آن ایمان و اعتقاد پیدا کنیم؟
هر گروهی از انسانها، به یکی از راههای فوق گرویده است، اما همه این باورها و راهکارها باطل و بی پایه است، زیرا تسلیم شدن در برابرمرگ موجب میشود که بخشی از حیات را از دست بدهیم. آیا مگرزندگی یک پیکار نیکو و مبارزه بر حق بر ضد مرگ نیست؟ شریعت الهی ما را از انداختن جان خود به هلاکت منع کرده و حتی از آرزو کردن مرگ هم نهی نموده است.
امّا فراموش کردن مرگ یا منکر شدن آن، یکنوع خود فریبی است.مگر کسی که آمدن شب و تاریکی را فراموش کرده آیا واقعاً برای آن آمادگی میگیرد؟ آیا کسی که درد خود را فراموش کرده است، به درمان آن میپردازد؟
اما مبارزه با مرگ هم هیچ سودی ندارد مگر با یک نسبت بسیاراندک، و بهر حال نمیتواند انسان را از خطر مرگ برهاند. بنابراین دربرابر این پدیده خطرناک چه باید کرد؟ پدیدهای که هر روز به دیدار مامی آید و عزیزان ما را میرباید و ما نمیتوانیم در برابر آن کمترین مقاومت از خود نشان بدهیم.
خداوند متعال میفرماید:
)فَلَوْلاَ إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ * وَأَنتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنکُمْ وَلکِن لاَ تُبْصِرُونَ * فَلَوْلَا إِن کُنتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ * تَرْجِعُونَهَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ[۱]).
"پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه میرسد )توانائی بازگرداندن آن راندارید( و شما در این حال نظاره میکنید )وکاری از دست تان ساخته نیست( و ما از شما به او نزدیکتریم، ولی نمیبینید. اگر هرگز )در برابراعمالتان( جزا داده نمیشوید، پس آن روح را بازگردانید اگر راست می گوئید!".
در آیه دیگر آمده است:
)قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاَقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَی عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(.[۲]
"بگو: این مرگی که از آن فرار میکنید سرانجام با شما ملاقات خواهدکرد، سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگردانده میشوید، آنگاه شما را از آنچه انجام میدادید خبر میدهد."
آنچه بطور جدی برای انسان مفید میباشد، یاد آور شدن مرگ وکار کردن برای زندگی است و شاید این سخن، بتواند موضع آیین اسلام را در قبال مرگ، برای ما بیان کند. پس باید به انسان گفت: ای انسان تو که همیشه به سوی خدا در حال حرکت و تکاپو هستی و سرانجام هم خدا را ملاقات میکنی، پس باید ملاقات پروردگارت راغایت و هدف قرار دهی و از کوشش و تلاش توأم با رنج و زحمت، به عنوان یک وسیله استفاده نمایی و مرگ را پلی به سوی آخرت خود قراردهی و برای زندگی اخروی خود توشهای از پیش بفرستی تا فردا جزءکسانی نباشی که میگویند:
)...یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی[۳]).
"ای کاش. برای این زندگی ام چیزی پیش فرستاده بودم."
تنها با یادآوری مرگ و لقای خداوند و آمادگی برای آن دو است که میتوانی از کسانی باشی که خداوند سبحان دربارهٔ آنان میگوید:
)یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً *فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَادْخُلِی جَنَّتِی[۴]).
"تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالیکه هم تواز او خوشنودی و هم او از تو خوشنود است پس، در سلک بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو!."
مرگ صرفاً یک نوع سفر است و مرحله بعد از مرگ، بسیار بزرگتر ازمرگ است و با تذکّر همیشگی مرگ است که انسان برای دوره بعد از آن کار و تلاش میکند و ارزش زندگی دنیوی را میفهمد و درک میکند که این فرصت، بازگشت ناپذیر و غیر قابل تعویض است و تنها در این حالت است که او در حیات دنیوی خود بدون تضییع وقت و از دست دادن فرصت، کار و تلاش میکند، شبها را - جز اندکی - به عبادت و نماز میپردازد؛ در سحرگاهان از خدای خود آمرزش میطلبد و ازمساکین و ایتام و فقرا دست گیری به عمل میآورد.
اما کسی که مرگ را فراموش کند، او چنان خواهد بود که خداوندمی فرماید:
)کَلَّا بَلْ لَا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ *وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلاً لَمّاً * وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً * کَلَّا إِذَا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکّاً دَکّاً * وَجَاءَ رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً * وَجِاْی ءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّی لَهُ الذِّکْرَی [۵])
"چنان نیست که شما میپندارید، شما یتیمان را گرامی نمی داریدویکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمیکنید و میراث را )از راه مشروع و نامشروع( جمع کرده میخورید. مال و ثروت را بسیار دوست دارید )و بخاطر آن گناهان زیادی مرتکب میشوید(. چنان نیست که آنهامی پندارند! در آن هنگام که زمین سخت در هم کوبیده شود و فرمان پرودگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند و در آن روزجهنّم را حاضر میکنند. در آن روز انسان متذکر میشود، اما این تذکر چه سودی برای او خواهد داشت؟"
یادآوری مرگ، زندگی را برای تو آسانتر میگرداند و بلکه تو رامسلّط بر زندگی قرار میدهد زیرا زندگی در دنیا، تنها یک مرحله و یک دورهای کوتاه از مسیر طولانی ما است. پس چرا در از دست دادن آن متأسف شویم؟ و چرا از آنچه که از امور دنیایی به ما داده شده، دچارغرور و نخوت گردیم؟ و چرا طالبان دنیا این همه بی تابی و نگرانی پیدامی کنند و اگر دنیا را از دست بدهند، بی قرار و بیمناک میشوند و اگرهم بدست بیاورند، حریص و بخیل میگردند؟
فضیلتها، آداب خیر و صفات نیک، در وجود کسانیکه به مرگ ایمان دارند و همیشه به یاد مرگ هستند، بیشتر از دیگران مشاهده میشود، چنین کسانی در برخورد با دشمن، از مرگ نمیترسند و ازرویارویی با مشکلات، نمیهراسند و اراده خود را از دست نمی دهندو از انجام دادن عمل خیر کوتاهی نمیکنند و از شرارت و تجاوزو تعدی بر دیگران شدیداً اجتناب و پرهیز مینمایند.
ما کوشش میکنیم که از طریق بررسی"فقه وفات و احکام مردگان"آینده مان را متذکر شویم، سفری که ممکن است نزدیک باشد و بسیارنزدیکتر از آنچه تصور میکنیم و چه بسا ممکن است این جزوه به دست شما خواننده گرامی برسد و مؤلف آن از این دنیا رحلت کرده باشد. مگر ما کتابهای زیادی را نمیخوانیم از نویسندگانی که بدرودحیات گفتهاند؟
بنابراین بیایید بیاد آوریم که ما فرزندان این دنیا نیستیم و برای این آفریده شدهایم که از این دنیا به سرمنزل دوّمی کوچ کنیم، به منزل آخرت که در واقع او منزل زندگی است. از خداوند متعال مسألت میکنیم که ما را از خواب غفلت بیدار کند و ما را در جهت عمل برای روزلقای پرودگار کمک نماید و عمل مؤمنان را مطابق این رساله، به کرم و لطف خود، مجزی و مقبول قرار دهد.
انه اکرم من سُئل و اجود من اعطی و الصلاة علی سیدنا محمد وآله الهداة المرضیین
محمّدتقی المدرسی
تهران
۱۸/جمادی الثانی/۱۴۱۸ ه . ق
فصل اول - آداب بیماری و احکام احتضار
الف - توبه کی، و چگونه؟
قرآن مجید
۱ - )إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ فَأُولئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً * وَلَیْسَتِ التَّوْبَةُلِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّی إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّی تُبْتُ الآنَ وَلَا الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَهُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ اعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباًأَلِیماً.[۶])
"پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را ازروی جهالت انجام میدهند، پس زود توبه میکنند. خداوند توبه چنین اشخاصی را میپذیرد و خدا دانا و حکیم است. برای کسانی که کارهای بد را انجام میدهند و هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا میرسد میگوید:"الان توبه کردم" توبه نیست و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیامی روند، اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی بر ایشان فراهم کردهایم."
فقه آیه:
از آیه فوق فهمیده میشود، بر شخص مؤمن لازم است تا هر موقع که تحت تاثیر وسوسههای شیطانی قرار گرفت و از راه پروردگار دورشد، فوراً توبه کند و خداوند هم در این صورت توبه او را می پذیردو جائز نیست توبه را تا دم مرگ به تأخیر اندازد.
۲ - )فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌرَحِیمٌ.[۷])
"اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید، خداوند توبه او را میپذیرد زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است."
)فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلاَةَوَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ[۸]).
"اما وقتی که ماههای حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید و آنها را اسیر سازید و محاصره کنید و در هر کمینگاه بر سر راه آنها بنشیند. هر گاه توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند،آنها را رها سازید زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است."
فقه آیه:
برای اینکه توبه تو پذیرفته شود، باید به اصلاح خود بپردازی وآنچه را گناه، تباه ساخته است جبران نمایی. پس اگر نماز را بجانیاورده باشی یا زکات را پرداخت نکرده باشی و یا حق خدا، یا مردم را ادا نکرده باشی، باید در هنگام توبه، نماز را قضا و حقوق را ادانمایی.
۳ - )إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ[۹]).
"مگر آنها که توبه و بازگشت کردند و اعمال بد خود را با اعمال نیک اصلاح نمودند و آنچه را کتمان کرده بودند آشکار ساختند، من توبه آنهارا میپذیرم که من توبه پذیر و مهربانم."
فقه آیه:
اگر گناهی که مرتکب شدهای، کتمان حقیقت باشد، باید در موقع توبه، آن حقیقت کتمان شده. را بیان نمایی و خود را از هر نوع فسادوخطایی که مرتکب شدهای، پیراسته سازی.
۴ - )إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِینَهُمْ للَّهِ فَأُولئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَسَوْفَ یُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْراً عَظِیماً[۱۰]).
"مگر آنها که توبه کنند و جبران و اصلاح نمایند و به دامن لطف خداچنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص کنند، آنها با مؤمنان خواهندبود و خداوند به افراد با ایمان، پاداش عظیمی خواهد داد."
فقه آیه:
علاوه بر اصلاح خویشتن در هنگام توبه، بر توبه کننده واجب است که دین خود را خالص گرداند و به خداوند تمسک جوید و این اخلاص امکان ندارد جز اینکه از پیامبر خدا و پیشوایان اطاعت نمایدو در پرتو هدایت قرآن مجید حرکت کند. در غیر این صورت، این توبه، توبه کسانی است که از پیامبر خدا دوری جستهاند و غیر ازخدا، و پیامبر و مؤمنان، کس دیگری را دوست و همدم خود قراردادهاند.
۵ - )لَقَد تَابَ اللَّهُ عَلَی النَّبِیِّ وَالْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِمَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ[۱۱]).
"مسلماً خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجرین و انصارکه در زمان عسرت و دشواری و شدّت )در جنگ تبوک( از او پیروی کردند نمود، بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنها، از حق منحرف شود )و از میدان جنگ بازگردند( پس خدا توبه آنها را پذیرفت که او نسبت به آنها مهربان و رحیم است."
فقه آیه:
از اقسام توبه، جهاد و پیکار با دشمن و فرمانبرداری از پیامبرصلی الله علیه وآله در لحظات سخت و دشوار است. زیرا کسی که عصیان میکند و ازاطاعت پیامبر سرپیچی مینماید و بعد توبه میکند و سپس وقتی که لحظه سخت و دشواری فرا میرسد، باز هم به عصیان و نافرمانی بازمی گردد، توبه او یک توبه واقعی و حقیقی نخواهد بود. مانند کسی که در هنگام شهوت، زنا میکند و پس از فراغت توبه میکند و سپس وقتی که شهوت میآید باز هم زنا میکند، چگونه میتوان توبه او رایک توبه صادق پنداشت؟
۶ - )فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ[۱۲]).
"پس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت )و با آنها توبه کرد(و خداوند توبه او را پذیرفت چرا که خداوند توبه پذیر و مهربان است."
فقه آیه:
وسیله پذیرش توبه، کلماتی است که خداوند از فضل و لطف خود به بندگانش میآموزد، مانند آن کلماتی که حضرت آدم ازپرودگارش دریافت کرد و آن کلمات عبارت بودند از: توسّل به حضرت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و اهل بیت اوعلیهم السلام.
۶ - )فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَعَسَی أَن یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ[۱۳]).
"اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امیداست از رستگاران باشد."
فقه آیه:
توبه در صورتی وسیله فلاح و ابزار رستگاری میباشد که توأم با ایمان حقیقی و عمل صالح باشد.
احادیث شریف
۱ - از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
"لا یحفظ الدین إلّا بعصیان الهوی، ولا یبلغ الرضی إلّا بخیفة أوطاعة"[۱۴].
"دین جز با سرپیچی از هواها و خواستههای نفسانی، حفظنمی شود، و خوشنودی خداوند جز با خوف و خشیت یا اطاعت وفرمانبرداری از او بدست نمیآید."
۲ - از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است:
"المُقِرّ بالذنب تائب"[۱۵].
"کسی که به گناه خویش اعتراف میکند، توبه کننده محسوب میشود."
۳ - از امیرالمؤمنین علیه السلام در نامهای به اهالی مصر نقل شده است که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود:
"من سرّته حسناته وساءته سیئاته فذلک المؤمن حقاً"[۱۶].
"کسی که حسنات و کارهای نیکش او را خوشحال می گرداندوکارهای زشتش او را ناراحت میسازد، او براستی یک شخص مؤمن میباشد."
۴ - از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
"إنّ اللَّه یحبّ المقرّ التوّاب. قال: وکان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله یتوب إلی اللَّه فی کل یوم سبعین مرة من غیر ذنب، یقول: استغفر اللَّه وأتوب إلیه.قال؛ کان یقول: أتوب الی اللَّه"[۱۷].
"خداوند کسی را که اعتراف به گناه و توبه میکند، دوست میدارد. فرمود: پیامبر خداصلی الله علیه وآله بدون اینکه گناه مرتکب شود، هرروز هفتاد بار توبه میکرد و میگفت: "استغفر اللَّه و أتوب الیه" و یامی گفت: "أتوب إلی اللَّه" یعنی توبه میکنم و به خدا باز میگردم."
۵ - از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است:
"ألا انبّئکم بدائکم من دوائکم، داؤکم الذنوب ودواءکم الاستغفار"[۱۸].
"همانا میخواهم هم دردتان و هم دوای تان را برای شما بازگویم. درد شما گناهان است و دوای آن هم استغفار و طلب آمرزش ازخداوند."
۶ - علی علیه السلام فرمود:
"ما من عبد یذنب إلّا أجّله اللَّه سبع ساعات، فإن تاب لم یکتب علیه ذنب"[۱۹].
"هر بندهای گناهی مرتکب میشود، خداوند به او هفت ساعت مهلت میدهد، پس اگر توبه کرد، گناهی در پرونده اعمال او نوشته نمیشود."
۷ - محمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام روایت میکند:
"إنّ من أحب عباد اللَّه إلی اللَّه المفتن المحسن التوّاب"[۲۰].
"محبوبترین بندگان خدا نزد خدا، بنده شیدای نیکوکار توبه کننده است."
۸ - پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود:
"التائب إذا لم یستبن علیه أثر التوبة فلیس بتائب، یرضی الخصماء،ویعید الصلوات، ویتواضع بین الخلق، ویقی نفسه عن الشهوات، ویهزل رقبته بصیام النهار، ویصفِّر لونه بقیام اللیل، ویخمص بطنه بقلّة الأکل،ویقوِّس ظهره من مخافة النار، ویذیب عظامه شوقاً إلی الجنة، ویرقّ قلبه من هول ملک الموت، ویجفّف جلده علی بدنه بتفکّر الآخرة، فهذاأثر التوبة، وإذا رأیتم العبد علی هذه الصفة فهو تائب ناصح لنفسه"[۲۱].
"توبه کنندهای که نشانهها و آثار توبه در او دیده نشود، توبه کننده نیست. باید طرف نزاع خود را راضی کند، نمازهای فوت شده رااعاده نماید، در میان خلق با فروتنی رفتار نماید، نفس خود را ازشهوات باز دارد، خود را با روزه داری لاغر گرداند، رنگ رخش بانمازهای شبانه زرد شود، با کم خوری شکمش را خالی نگهدارد،پشتش از ترس آتش جهنم کمانی شود، استخوانش را در اشتیاق بهشت آب کند و قلبش را از هول فرشته مرگ رقیق گرداند و با تفکردربارهٔ آخرت، پوستش را بر بدنش خشک سازد. اینها آثار توبه است و اگر بنده را با این اوصاف دیدید، او توبه کننده ناصح خویشتن است."
۹ - از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده که به شمعون بن لاوی درضمن حدیثی گفت:
"وأمّا علامة التائب فأربعة: النصیحة للَّه فی عمله، وترک الباطل،ولزوم الحقّ، والحرص علی الخیر"[۲۲].
"نشانههای توبه کننده واقعی چهار چیز است: اخلاص برای خدادر عملش، و ترک باطل، و ملازمت حق و حرص و اشتیاق به کارخیر."
تفصیل احکام
۱ - بر شخص مؤمن لازم است که بطور همیشگی بیاد آخرت باشدوبرای سفر طولانی گریز ناپذیر آمادگی بگیرد، زیرا اگر اجل او فرارسید، حتی یک ساعت هم جلو و عقب نخواهد شد.
۲ - یکی از راههای آمادگی برای مرگ، توبه است. توبه کردن بعد ازهر گناهی فوراً واجب است، و از شرایط توبه است: پشیمانی ازگناه، عزم بر ترک آن، ادای واجب یا حقی که ترک شده باشدهمچون نماز و زکات و ردّ مظالم. و از آداب توبه: تضرّع به خدا،توسل به پیامبرصلی الله علیه وآله و اهل بیت علیه السلام او، تمسک به آنان، جهاد درراه خدا، انفاق، عمل صالح، اخلاص و استغفار و طلب آمرزش در سحرگاهان میباشد.
۳ - ادای امانتها و مسترد ساختن حقوق مخصوصا با ظهور نشانههای مرگ، بر انسان واجب است، و اگر به وصی خود اطمینان دارد،وصیت کردن به انجام آنها هم کفایت میکند به گونهای که اختلالی در پرداخت حقوق و امانات پدید نیاید.
۴ - همچنین واجب است به انجام دادن واجباتی که موفق به انجام دادن آنها نشده مانند حج، وصیت کند. اما آنچه انجام دادن آن بروصی واجب است مانند قضای نماز و روزه، بنابر احتیاط بر اولازم است که آنها را به وصی اعلام نماید.
۵ - ضایع ساختن حقوق ورثه جایز نیست مثل اینکه بطور کاذب اقرارکند که پارهای از اموالش متعلق به غیر است و بنابر احوط نبایداموال و دارایی خود )مانند حسابهای شخصی بانکی( یا طلبهای خود را از ورثه کتمان کند.
۶ - شایسته است که بر کودکان صغیر خود قیّم تعیین کند و اگر بدون قیم، تلف شدن آنان یا تضییع حقوق آنان را احتمال بدهد، تعیین قیم واجب میشود، و شایسته است کسی را تعیین کند که برای انجام این مسؤلیت شایستگی داشته باشد.
ب - با بیماری چگونه برخورد کنیم؟
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: یقول اللَّه عزّوجلّ للملک الموکّل بالمؤمن إذامرض: اکتب له ما کنت تکتب له فی صحّته، فإنّی أنا الذی صیّرته فی حبالی"[۲۳].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند عزّوجلّ به فرشتهای که موکل به شخص مؤمن است، در زمانی که او مریض شود میگوید در پرونده اعمال او همان چیزی را بنویس که در هنگام صحّت و سلامتی اومی نوشتی، زیرا این من هستم که او را در دام خود کشیدهام )به بندبیماری درآوردهام(."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: الحمی رائد الموت، وسجن اللَّه فی الأرض،وفورها من جهنم، وهی حظّ کلّ مؤمن من النار"[۲۴].
"پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود: تب، پیشاهنگ مرگ و زندان خدا درزمین است و فوران و غلیان آن از آتش جهنم است. نصیب و قسمت هر مؤمن از آتش، تب است."
۳ - زراره از امام صادق علیه السلام یا امام باقرعلیه السلام روایت میکند:
"سهر لیلة من مرض أو وجع أفضل وأعظم أجراً من عبادة سنة"[۲۵].
"پاداش یک شب بی خوابی از جهت بیماری یا درد، بهتر وبیشتراز یک سال عبادت کردن است."
۴ - امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از وصیت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام نقل میکند:
"قال: یا علی، أنین المؤمن تسبیح، وصیاحه تهلیل، ونومه علی الفراش عبادة، وتقلّبه من جنب إلی جنب جهاد فی سبیل اللَّه، فإن عوفی مشی فی الناس وما علیه من ذنب"[۲۶].
"پیامبراسلام صلی الله علیه وآله فرمود: ای علی! ناله کردن مؤمن، تسبیح وفریادکردنش تهلیل و خوابیدن او در بستر بیماری، عبادت و پهلو به پهلوشدن او جهاد در راه خدا است. پس اگر عافیت و بهبودی پیدا کرد،در میان مردم به زندگی خود ادامه میدهد و هیچ گناهی بر اونیست."
۵ - جابر از امام باقرعلیه السلام روایت میکند:
"إذا أحبّ اللَّه عبداً نظر إلیه، فإذا نظر إلیه أتحفه بواحدة من ثلاث:إمّا صداع، وإمّا حمی، وإمّا رمد"[۲۷].
"وقتی خدا بندهای را دوست بدارد، به سوی او نگاه میکند،ووقتی به سوی او نگاه کند، یکی از سه چیز را به عنوان هدیه به اومی بخشد: یا سردرد یا تب یا چشم درد."
۶ - رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فرمود:
"حمی لیلة کفارة سنة"[۲۸].
"یک شب تب کردن، کفاره یک سال است."
۷ - حضرت علی علیه السلام دربارهٔ مریضی طفل گفت:
"کفارة لوالدیه"[۲۹].
"بیماری کودک، کفاره پدر و مادر او است."
۸ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال اللَّه عزّو جلّ: أیّما عبد ابتلیته ببلیّة فکتم ذلک عوّاده ثلاثاً أبدلته لحماً خیراً من لحمه، ودماً خیراً من دمه، وبشراً خیراً من بشره، فإن أبقیته أبقیته ولا ذنب له، وإن مات، مات إلی رحمتی"[۳۰].
"خداوند عزّ و جلّ فرمود: هر بندهای که او را به بیماری مبتلا کنم و او این بیماری را از عیادت کنندگان خود تا سه روز پنهان کند،گوشت بدن او را به گوشت بهتر و خون او را به خون بهتر و پوست بدن او را به پوست بهتر، تبدیل خواهم کرد. پس اگر او را در قیدحیات باقی بگذارم، زنده میماند در حالیکه هیچ گناهی ندارد. اگرهم بمیرد به جوار رحمتم منتقل خواهد شد."
۹ - حضرت علی علیه السلام فرمود:
"من کتم وجعاً أصابه ثلاثة أیام من الناس وشکی إلی اللَّه عزّ وجلّ کان حقّاً علی اللَّه أن یعافیه منه"[۳۱].
"کسی که گرفتار دردی شده است و تا سه روز آن را از مردم کتمان کند و تنها به خداوند شکوه نماید، بر خداوند لازم است که او را از آن بیماری بهبود بخشد."
۱۰ - امام ابوالحسن موسی بن جعفرعلیه السلام فرمود:
"لیس من دواء إلّا ویهیّج داء، ولیس شی ء أنفع فی البدن من إمساک الید إلّا عمّا یحتاج إلیه"[۳۲].
"هیچ دوایی نیست مگر اینکه دردی را تحریک و تهییج می کندوهیچ چیزی نافع تر به بدن از این نیست که انسان پرهیز کند مگر ازچیزی که واقعاً بدن به آن احتیاج دارد."
۱۱ - حسن بن فضل طبرسی در کتاب "مکارم الاخلاق" میگوید:امام علیه السلام فرمود:
"تجنّب الدواء ما احتمل بدنک الداء فإذا لم یحتمل الداء فالدواء"[۳۳].
"تا زمانی که بدن تو تحمل درد را دارد از مصرف دوا و دارو پرهیزکن و اگر درد غیر قابل تحمل بود آنگاه باید دوا مصرف کرد."
۱۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ نبیاً من الأنبیاء مرض فقال: لا أتداوی حتی یکون الذی أمرضنی هو الذی یشفینی، فأوحی اللَّه إلیه: لا أشفیک حتّی تتداوی،فإن الشفاء منّی"[۳۴].
"پیامبری از پیامبران الهی بیمار شد پس گفت: من مداوا نمیکنم تا اینکه آن کس که مرا بیمار ساخته، شفایم دهد. خداوند به او وحی فرمود: ترا شفا نمیدهم مگر اینکه خود را مداوا کنی زیرا شفا دادن ازمن است."
۱۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لیست الشکایة أن یقول الرجل: مرضت البارحة أو وعکت البارحةولکن الشکایة أن یقول: بلیت بما لم یبل به أحد"[۳۵].
"شکایت کردن این نیست که شخص بگوید: دیروز مریض یاکسل و ناخوش شدم بلکه شکایت این است که بگوید من به مرضی مبتلا شدم که هیچ کس به آن مبتلا نشده است."
۱۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"یا حسن، إذا نزلت بک نازلة فلا تشکها إلی أحد من أهل الخلاف ولکن اذکرها لبعض اخوانک فإنّک لن تعدم خصلة من خصال أربع: إمّاکفایة بمال، وإمّا معونة بجاه، أو دعوة تستجاب، أو مشورة برأی"[۳۶].
"ای حسن! اگر گرفتاری و مصیبتی برای تو پیش آمد، به هیچ کس از مخالفین شکوه نکن، ولی به برخی از برادرانت یاد آوری کن حتماًبا یکی از چهار چیز تو را کمک خواهد کرد: یا با مالش یا با جاه ومقامش یا با دعای مستجابش و یا با نظر و مشورتش."
۱۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ المشی للمریض نکس. إنّ أبی علیه السلام کان إذا اعتلّ جعل فی ثوب فحمل لحاجته -یعنی الوضوء- وذاک أنّه کان یقول: إنّ المشی للمریض نکس"[۳۷].
"راه رفتن برای مریض موجب عودت مرض میشود. پدرم علیه السلام وقتی علیل و بیمار میشد، در جامهای قرار داده میشد، و برای وضو گرفتن، کسی دیگر حضرت را بر دوش حمل میکرد، زیرا آن حضرت میفرمود: راه رفتن بیمار باعث بازگشت بیماری اومی شود."
۱۶ - امام ابوالحسن موسی کاظم علیه السلام فرمود:
"إذا مرض أحدکم فلیأذن للناس یدخلون علیه فإنّه لیس من أحد إلّاوله دعوة مستجابة"[۳۸].
"اگر کسی از شما بیمار شد باید به مردم اجازه دهد که به عیادت او بیایند، زیرا هیچ کسی نیست مگر اینکه یک دعای مستجابی دارد."
ج - با بیمار چگونه رفتار کنیم؟
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"أی مؤمن عاد مؤمناً فی اللَّه عزّ وجلّ فی مرضه وکّل اللَّه به ملکاً من العوّاد یعوده فی قبره ویستغفر له إلی یوم القیامة"[۳۹].
"هر مؤمنی که مؤمن بیماری را برای خدا عیادت کند، خداوندفرشتهای را موظف میسازد که او را در قبرش عیادت کند و تا روزقیامت برای او آمرزش بطلبد."
۲ - امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
"ضمنت لستّة الجنة منهم رجل خرج یعود مریضاً فمات فله الجنة"[۴۰].
"برای شش کس بهشت تضمین شده است، از جمله آنها مردی است که به منظور عیادت بیماری از منزل خارج شده و در راه مرده است. این مرد وارد بهشت میشود."
۳ - امام موسی بن جعفر از پدرانش علیه السلام از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نقل فرمود:
"یعیّر اللَّه عزّوجلّ عبداً من عباده یوم القیامة فیقول: عبدی ما منعک إذا مرضت أن تعودنی؟ فیقول: سبحانک سبحانک أنت ربّ العباد، لاتمرض و لا تألم، فیقول: مرض اخوک المؤمن فلم تعده، وعزّتی وجلالی ولو عدته لوجدتنی عنده ثمّ لتکفّلت بحوائجک فقضیتها لک وذلک من کرامة عبدی المؤمن وأنا الرحمن الرحیم"[۴۱].
"خداوند در روز قیامت، بندهای از بندگانش را نکوهش می کندومی گوید: بنده من! چه مانع شد از اینکه مرا عیادت کنی وقتی که بیمار شدم؟ آن بنده در پاسخ عرض میکند: خداوندا! تو پاک و منزه هستی، تو پروردگار بندگان هستی، بیمار نمیشوی، درد و مرض نداری. خداوند میفرماید: برادر مؤمن تو بیمار شد و تو از آن عیادت نکردی. سوگند به عزت و جلالم اگر او را عیادت میکردی، مرا هم در نزد او مییافتی و سپس من هم نیازمندیهای تو را برآورده میساختم و این از کرامتهای بنده مؤمن من است و من خدای بخشاینده و مهربان هستم."
۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"أیّما مؤمن عاد مؤمناً مریضاً حین یصبح، شیّعه سبعون ألف ملک،فإذا قعد غمرته الرحمة واستغفروا له حتی یمسی، وإن عاده مساءً کان له مثل ذلک حتی یصبح"[۴۲].
"هر مؤمنی اگر مؤمن بیماری را در اوّل صبح عیادت کند، هفتادهزار فرشته او را مشایعت میکنند و زمانی که در نزد او نشست،رحمت الهی وجود او را فرا میگیرد و فرشتگان الهی برای او آمرزش میطلبند تا شب فرا رسد و اگر در شب عیادت کند باز هم همین حالت برای او خواهد بود تا صبح شود."
۵ - عیسی بن عبداللَّه قمی در حدیثی میگوید؛ از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"ثلاثة دعوتهم مستجابة: الحاج، والغازی، والمریض فلا تغیظوه ولا تضجروه"[۴۳].
"دعای سه نفر اجابت میشود: حاجی، جنگجو )مجاهد(وبیمار، پس بیمار را خشمگین نسازید و خسته و رنجیده نگردانید."
۶ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا عیادة فی وجع العین، ولا تکون عیادة فی أقل من ثلاثة أیام،فإذا وجبت فیوم ویوم لا، فإذا طالت العلّة ترک المریض وعیاله"[۴۴].
"چشم دردی عیادت ندارد، و در بیماری کمتر از سه روز هم عیادت لازم نیست و زمانی که عیادت لازم باشد باید یکروز در میان انجام شود و اگر بیماری طول کشید، بیمار به خانواده اش واگذاشته شود."
۷ - ابو حمزه ثمالی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام: من أصابه ألم فی جسده فلیعوّذ نفسه ولیقل: "أعوذ بعزّة اللَّه من قدرته علی الأشیاء، اُعیذ نفسی بجبّارالسماء، اُعیذ نفسی بمن لا یضرّ مع اسمه سمّ ولا داء، اُعیذ نفسی بالذی اسمه برکة و شفاء.." فإذا قال ذلک لم یضرّه ألم ولا داء"[۴۵].
"حضرت علی علیه السلام فرمود: کسی که به بدنش دردی برسد بایدخود را تعویذ )در پناه خدا( کند و بگوید: "اعوذ بعزةّ اللَّه من قدرته علی الاشیاء، اُعیذ نفسی بجبار السماء، اُعیذ نفسی بمن لا یضر مع اسمه سم و لاداء، اُعیذ نفسی بالذی اسمه برکة و شفاء" وقتی این دعا را بخواند، هیچ درد و المی به او آسیب نمیرساند."
۸ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"ما اشتکی أحد من المؤمنین شکایة قطّ فقال بإخلاص نیّة ومسح موضع العلّه ویقول: )وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً( إلّا عوفی من تلک العلّة أیّة علّة کانت، و مصداق ذلک فی الآیة حیث یقول: )شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ("[۴۶].
"هیچ مؤمنی نیست که از بیماری و درد در رنج باشد، و موضع درد را با دست مسح کرده و با اخلاص نیت این آیه را بخواند:)وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّاخَسَاراً[۴۷]) مگر اینکه از آن بیماری، شفا مییابد، هر بیماری ای که باشد، زیرا در این آیه خداوند میفرماید: )شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ(."
۹ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"تمام العیادة للمریض أن تضع یدک علی ذراعه، وتعجّل القیام من عنده، فإنّ عیادة النوکی أشدّ علی المریض من وجعه"[۴۸].
"عیادت کامل بیمار این است که دست روی بازوی او بگذاری وهرچه زودتر از نزد او بلند شوی زیرا عیادت افراد احمق، برای بیمار از دردش، سخت تر و غیر قابل تحمل تر است."
۱۰ - أبو زید از یکی از دوستان جعفر بن محمدعلیه السلام نقل میکند:
"مرض بعض موالیه فخرجنا إلیه نعوده ونحن عدّة من موالی جعفر،فاستقبلنا جعفر فی بعض الطریق فقال لنا: أین تریدون؟ فقلنا: نریدفلاناً نعوده، فقال لنا: قفوا، فوقفنا. فقال: مع أحدکم تفاحة أو سفرجلةأو أترجة أو ملعقة من طیب أو قطعة من عود بخور؟ فقلنا: ما معنا شی ءمن هذا؟ فقال: أما تعلمون أن المریض یستریح إلی کلّ ما اُدخل به علیه"[۴۹].
"یکی از دوستان امام صادق علیه السلام بیمار شده بود و ما که با عدهای از دوستان آن حضرت بودیم و به منظور عیادت آن شخص بیمار ازمنزل خارج شدیم و در مسیر راه با امام صادق علیه السلام برخوردیم. او به ماگفت کجا میروید؟ گفتیم: نزد فلانی برای عیادت او میرویم.فرمود: بایستید پس ما ایستادیم گفت: آیا یکی از شما با خود سیبی یاگلابی یا بالنگی یا یک قاشق عطر یا قطعهای از عود بخور به همراه دارید؟ گفتیم: چیزی نداریم. فرمود: آیا نمیدانید که شخص مریض از هر چیزی که برای او برده شود خوشحال میشود؟"
۱۱ - امام صادق علیه السلام از پدارنش علیه السلام از پیامبر خداصلی الله علیه وآله در حدیث مناهی نقل فرمود:
"ومن کفی ضریراً حاجته من حوائج الدنیا ومشی له فیها حتی یقضی اللَّه له حاجته أعطاه اللَّه براءة من النفاق وبراءة من النار وقضی له سبعین حاجة من حوائج الدنیا، ولا یزال یخوض فی رحمة اللَّه حتی یرجع، ومن سعی لمریض فی حاجة قضاها أو لم یقضها خرج من ذنوبه کیوم ولدته اُمّه. فقال رجل من الأنصار: بأبی أنت واُمّی یا رسول اللَّه،فإن کان المریض من أهل بیته أوَلیس أعظم أجراً إذا سعی فی حاجة أهل بیته؟ قال: نعم"[۵۰].
"کسی که حاجتی از حوائج شخص نابینا )یازیان دیدهای( رابرآورده کند و برای رفع حاجت او تلاش کند خداوند هم نیاز او رابرآورده سازد، خدا برای او برائتی از نفاق و برائتی از آتش جهنم رامی بخشد و هفتاد حاجت دنیایی او را برآورده میگرداند و همچنان در رحمت الهی غوطه ور خواهد شد تا اینکه برگردد. و کسی که برای رفع نیاز بیماری کوشش و تلاش کند چه برآورده گردد و یا نتواند، ازگناهان خود مانند روزی که از مادر متولد شده، پاک خواهد شد.مردی از انصار پرسید، ای رسول خدا پدر و مادرم به فدایت اگرمریض از اهل بیت آن شخص باشد آیا پاداش او بیشتر خواهد بود؟فرمود: بلی."
۱۲ - علی بن جعفر در کتابش از برادرش امام موسی علیه السلام نقل میکند:
"سألته عن الوباء یقع فی الأرض هل یصلح للرجل أن یهرب منه؟قال: یهرب منه ما لم یقع فی مسجده الذی یصلّی فیه، فإذا وقع فی أهل مسجده الذی یصلّی فیه فلا یصلح له الهرب منه"[۵۱].
"از او دربارهٔ وبا پرسیدم که آیا برای مرد شایسته است که از آن فرار کند؟ فرمود: فرار کند تا زمانی که در مسجدی که در آن نمازمی خواند، سرایت نکرده باشد. پس اگر در میان اهالی مسجدی که اودر آن نماز میخواند سرایت کرده باشد، شایسته نیست که فرارکند."
۱۳ - علی بن ابوحمزه از امام ابوابراهیم علیه السلام نقل میکند:
"قلت له: جعلنا فداک، ما وجدتم عندکم للحمی دواء؟ قال: ماوجدنا لها عندنا دواء إلّا الدعاء والماء البارد"[۵۲].
"به حضرت گفتم: فدایت شوم آیا برای تب، دوایی نیافتهاید؟فرمود: ما برای تب، دوایی جز دعا و آب سرد نیافتیم."
۱۴ - ابو اسامه شحام میگوید؛ از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"ما اختار جدّنا رسول اللَّه صلی الله علیه وآله للحمی إلّا وزن عشرة دراهم سکر بماءبارد علی الریق"[۵۳].
"جدّ ما پیامبر خداصلی الله علیه وآله برای درمان تب، تنها به وزن ده درهم شکربا آب سرد، بصورت ناشتا میل میفرمود."
۱۵ - امام موسی بن جعفرعلیه السلام دربارهٔ مردی که به آن حضرت شکایت کرد و گفت: من ده نفر عیال دارم که همه آنها بیمار هستند چه کار کنم؟ فرمود:
"داوهم بالصدقة فلیس شی ء أسرع إجابة من الصدقة ولا أجدی منفعة للمریض من الصدقة"[۵۴].
" آنان را با صدقه مداوا کن، زیرا هیچ چیز از صدقه زودتر اجابت نمیشود و سودمندتر از صدقه برای بیمار چیزی نیست."
د - آمادگی برای مرگ
احادیث شریف:
۱ - از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
"قال: قلت: أصلحک اللَّه من أحب لقاء اللَّه أحبّ اللَّه لقائه؟ ومن أبغض لقاء اللَّه أبعض اللَّه لقائه؟ قال: نعم. قلت: فواللَّه إنّا لنکره الموت.قال: لیس ذلک حیث تذهب، إنّما ذلک عند المعاینة إذا رأی ما یحب فلیس شی ء أحبّ إلیه من أن یتقدّم واللَّه تعالی یحبّ لقائه وهو یحبّ لقاءاللَّه حینئذٍ، وإذا رأی ما یکره فلیس شی ء أبغض إلیه من لقاء اللَّه واللَّه یبغض لقائه"[۵۵].
"راوی گفت، گفتم: آیا کسی که ملاقات خدا را دوست دارد خداهم ملاقات او را دوست دارد و کسی که از ملاقات خدا کراهت ونفرت دارد خدا هم از ملاقات او کراهت دارد؟ گفت: بلی. گفتم: پس قسم به خدا ما از مرگ کراهت داریم. گفت: اینطور نیست که شما فکرمی کنید حبّ و بغض در هنگام مشاهده و معاینه معلوم میشود. اگرانسان آنچه را دوست دارد ببیند، پس هیچ چیز برای او دوست داشتنی تر از این نیست که به سوی خدا برود و خدا هم ملاقات او رادوست دارد و او هم در این هنگام ملاقات خدا را دوست می داردواگر برعکس ببیند آنچه را که از آن کراهت دارد، در این هنگام هیچ چیز برای او مبغوض تر از ملاقات خداوند نیست و خداوند ملاقات او را مبغوض میدارد."
۲ - ابو عبیده حذاء میگوید: به امام باقرعلیه السلام گفتم: سخنی برایم بگو که از آن بهره مند شوم. آن حضرت فرمود:
"یا أبا عبیدة، أکثر ذکر الموت فإنّه لم یکثر إنسان ذکر الموت إلّا زهدفی الدنیا"[۵۶].
"ای ابوعبیده! مرگ را بسیار یاد کن، زیرا هر انسانی که مرگ را زیادیاد کند در دنیا پارسایی را پیشه خود خواهد ساخت."
۳ - ابو بصیر میگوید: امام صادق علیه السلام به من گفت:
"أما تحزن؟ أما تهتمّ؟ أما تألم؟ قلت: بلی واللَّه. قال: فإذا کان ذلک منک فاذکر الموت ووحدتک فی قبرک، وسیلان عینک علی خدّیک،وتقطّع أوصالک، وأکل الدود من لحمک، وبلائک، وانقطاعک عن الدنیا، فإنّ ذلک یحثّک علی العمل، ویردعک عن کثیر من الحرص علی الدنیا"[۵۷].
"آیا غمگین نمیشوی؟ آیا دردمند نمیشوی؟ گفتم: بلی به خداقسم. گفت: اگر چنین شدی پس مرگ را به یاد آور و تنهائی خود را درقبر و جاری شدن چشمهایت بر گونههایت را، و جدا شدن اعضای پیکرت را و خوردن کرم گوشت بدنت را و پوسیده و مندرس شدنت را و بریده شدنت از دنیا را زیرا این یادآوریها تو را به عمل )نیک(تشویق میکند و از حرص زیاد به دنیا باز میدارد."
۴ - محمد به علی بن الحسین میگوید:
"قال علیه السلام: "من عدّ غداً من أجله فقد أساء صحبة الموت"[۵۸].
"امام علیه السلام فرمود: کسی که فردا را از اجل )عمر( خود بشمرد،همراهی مرگ را بد شمرده است یعنی از مرگ، کراهت و نفرت داشته است."
۵ - جابر بن عبداللَّه میگوید:
"قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: إنّ أخوف ما أخاف علی اُمّتی الهوی، وطول الأمل، أمّا الهوی فإنّه یصدّ عن الحقّ، وأمّا طول الأمل فینسی الآخرة"[۵۹].
"پیامبر خدا فرمود: ترسناکترین چیزی که از برای امتم میترسم،هوای نفس و آرزوی دور و دراز است زیرا، هوای نفس انسان را از حق باز میدارد، و آرزوی طولانی موجب فراموشی آخرت میشود."
۶ - حماد بن عثمان از امام صادق علیه السلام روایت میکند:
"ما من میّت تحضره الوفاة إلّا ردّ اللَّه علیه من بصره وسمعه وعقله للوصیة، أخذ الوصیة أو ترک، وهی الراحة التی یقال لها: راحة الموت فهی حقّ علی کل مسلم"[۶۰].
"هیچ کس نیست که لحظه مرگ و وفات او فرا رسد مگر اینکه خدا قدرت بینائی، شنوائی و عقل را برای وصیّت کردن به اوبرمیگرداند، چه وصیت کند یا نکند، وصیت همان چیزی است که به آن "راحتی هنگام مرگ" گفته میشود و یک واجب بر هر مسلمانی است."
۷ - ابو حمزه از بعضی از ائمه علیه السلام روایت میکند:
"إنّ اللَّه تبارک وتعالی یقول: ابن آدم! تطوّلت علیک بثلاثة: سترت علیک ما لو یعلم به أهلک ما واروک، وأوسعت علیک فاستقرضت منک فلم تقدّم خیراً، وجعلت لک نظرة عند موتک فی ثلثک فلم تقدّم خیراً"[۶۱].
"خداوند تبارک و تعالی میگوید: ای فرزند آدم! دربارهٔ سه چیز به تو مهلت دادم )ولی تو از آن مهلت استفاده نکرده و قدر نعمت راندانستی( عیبهایی را بر تو پوشاندم که اگر خانواده ات از آنها مطلع میشدند، تو را دفن و خاک نمیکردند. نعمت و مال به تو دادم و از توقرض خواستم پس هیچ کار خیری برای آخرت خود از پیش نفرستادی و در هنگام مرگت هم برای تو حقی در ثلث مالت قرار دادم باز هم هیچ کار خیری برای خود نکردی."
۸ - امام حسن عسکری علیه السلام از پدرانش علیه السلام نقل میکند:
"سأل الصادق علیه السلام عن بعض أهل مجلسه فقیل: علیل. فقصده عائداًوجلس عند رأسه فوجده دنفاً فقال له: أحسن ظنّک باللَّه، فقال: امّا ظنّی باللَّه فحسن.."[۶۲].
"امام صادق علیه السلام از احوال برخی از اهل مجلسش پرسید. گفته شد: بیمار است پس امام به قصد عیادت، نزد او رفت و بالای سرش نشست و او را سخت بیمار دید. پس به او گفت به خدا گمان نیکوداشته باش. آن مرد گفت: اما گمان من به خدا نیکو است."
۹ - امّ الفضل گفت:
"دخل رسول اللَّه صلی الله علیه وآله علی رجل یعوده وهو شاک فتمنّی الموت فقال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: لا تتمنَّ الموت فإنّک إن تک محسناً تزداد إحساناً، وإن تک مسیئاً فتؤخر تستعتب فلا تتمنّوا الموت"[۶۳].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله به قصد عیادت، بر مردی وارد شد. آن مرد که ازدرد شکایت داشت، آرزوی مرگ، کرد. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:آرزوی مرگ نکن، زیرا اگر تو نیکو کار باشی بر نیکوکاری ات افزوده خواهد شد و اگر بدکار باشی و مرگت به تاخیر بیفتد، مورد سرزنش قرار میگیری. پس آرزوی مرگ نکن."
۱۰ - ابوالحسن واسطی روایت میکند:
"قیل لأبی عبداللَّه علیه السلام: أتری هذا الخلق کلّهم من الناس؟ فقال: ألقِ منهم التارک للسواک، والمتربّع فی الموضع الضیّق، والداخل فیما لایعنیه، و المماری فیما لا علم له به، والمتمرّض من غیر علّة، والمتشعّث من غیر مصیبة"[۶۴].
"به امام صادق علیه السلام گفته شد، آیا همه این خلق را از مردم می دانی؟ فرمود: آن کسی را که مسواک زدن را ترک کند )از مردم حساب نکن( و همچنین کسی را که در جای تنگ چهارزانو می نشیندو کسی را که در مسایل غیر مربوط به او وارد سخن میشود و کسی راکه در مسایلی که علم و آگاهی ندارد، به بحث و مجادله می پردازدوکسی را که بدون بیماری خود را مریض نشان میدهد و کسی را که بدون مصیبت، خود را آشفته و پریشان جلوه میدهد."
ه - احکام احتضار
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"وإذا وجّهت المیّت للقبلة فاستقبل بوجهه القبلة، لا تجعله معترضاًکما یجعل الناس فإنّی رأیت أصحابنا یفعلون ذلک، وقد کان أبو بصیریأمر بالاعتراض، أخبرنی بذلک علی بن أبی حمزه، فإذا مات المیت فخذ فی جهازه وعجّله"[۶۵].
"وقتی خواستی میت را به سوی قبله بخوابانی پس روی آن را به سوی قبله قرار ده و آنطور که بعضی از مردم میکنند، با پهنای بدن بسوی قبله قرار نده، زیرا من اصحاب خود را دیدم که چنین می کردندو ابو بصیر به پهنا خواباندن، دستور میداد. علی بن ابی حمزه این خبر را به من داد. وقتی که محتضر فوت کرد به تجهیز و تدفین اوشروع کنید و این کار را زود انجام دهید."
۲ - محمد بن علی بن الحسین از امام صادق علیه السلام روایت میکند:
"إنّه سئل عن توجیه المیت فقال: استقبل بباطن قدمیه القبلة"[۶۶].
"از امام صادق علیه السلام دربارهٔ رو به قبله کردن میت سؤال شد پس فرمود: به گونهای بخوابانید که کف پاهایش به طرف قبله قرار گیرد."
۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"ما من أحد یحضره الموت إلّا وکّل به إبلیس من شیاطینه من یأمره بالکفر ویشکّکه فی دینه حتی یخرج نفسه، فمن کان مؤمناً لم یقدرعلیه، فإذا حضرتم موتاکم فلقّنوهم شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وأن محمّداًرسول اللَّه صلی الله علیه وآله حتی یموتوا"[۶۷].
"هر کسی که در حال احتضار قرار گیرد، ابلیس، شیاطین خود رامأمور میگرداند که او را به کفر ورزی دستور دهند و در دین او شک وتردید ایجاد کنند. پس اگر مؤمن باشد، بر او دست نمییابد. پس وقتی نزد مردگان خود حاضر شدید شهادتین را به آنان تلقین کنید تاجان بسپارند."
۴ - ابو بصیر از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"کنّا عنده فقیل له: هذا عکرمة فی الموت وکان یری رأی الخوارج فقال لنا أبو جعفرعلیه السلام: انظرونی حتی أرجع إلیکم، فقلنا: نعم، فما لبث أن رجع فقال: أما إنّی لو أدرکت عکرمة قبل أن تقع النفس موقعها لعلّمته کلمات ینتفع بها ولکنّی أدرکته وقد وقعت موقعها، فقلت: جعلت فداک،وما ذاک الکلام؟ قال: هو واللَّه ما أنتم علیه، فلقّنوا موتاکم عند الموت شهادة أن لا إله إلّا اللَّه والولایة"[۶۸].
"نزد امام باقرعلیه السلام بودم که گفته شد عکرمه در حال مرگ است و اوبرعقیده خوارج بود. ابو جعفرعلیه السلام به ما گفت: اجازه دهید تا نزد اوبروم و برگردم و ما گفتیم: بلی. پس او رفت و بی درنگ بازگشت وگفت: اگر عکرمه را پیش از جان دادن درک میکردم به او کلماتی میآموختم که برایش مفید بود ولی من وقتی رسیدم که جان باخته بود. پس گفتم: جانم به فدایت آن کلمات چه بود؟ گفت: قسم به خدا آن کلمات همان چیزی است که شما بر آن هستید پس به مردگان خود در هنگام جان دادن شهادت لا اله الاّ اللَّه و ولایت را تلقین کنید."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"کان أمیر المؤمنین علیه السلام إذا حضر أحداً من أهل بیته الموت قال له:قل: لا إله إلّا اللَّه الحلیم الکریم، لا إله إلّا اللَّه العلی العظیم، سبحان اللَّه ربّ السموات السبع وربّ الأرضین السبع وما بینهما وربّ العرش العظیم والحمد للَّه ربّ العالمین، فإذا قالها المریض قال: اذهب فلیس علیک بأس"[۶۹].
"حضرت علی علیه السلام وقتی یکی از بستگانش در حال احتضار قرارمی گرفت به او میگفت؛ بگو: "لا إله إلّا اللَّه الحلیم الکریم، لا إله إلّااللَّه العلی العظیم، سبحان اللَّه ربّ السموات السبع وربّ الأرضین السبع وما بینهما وربّ العرش العظیم والحمد للَّه ربّ العالمین"، وقتی که مریض این کلمات را میگفت، میفرمود: حالا جان بسپار که هیچ مشکلی نخواهی داشت."
۶ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"مردی از اهالی مدینه در هنگام احتضار، زبانش بند آمد پس رسول خداصلی الله علیه وآله بر او وارد شد و فرمود بگو "لا اله الاّ اللَّه" ولی اونتوانست، باز هم پیامبر اکرم تکرار کرد ولی باز زبانش بند آمد و نتوانست لا اله الاّ اللَّه بگوید، و بار سوم نیز همین وضعیت تکرارشد. بالای سر آن مرد زنی ایستاده بود، حضرت پیامبر پرسید آیا این مرد مادر دارد؟ آن زن گفت: بلی یا رسول اللَّه من مادر او هستم. پس گفت: آیا تو از پسرت راضی هستی؟ گفت: نه، من بر او خشمگین هستم. پیامبر فرمود: من علاقه مندم تو از او راضی شوی. آن زن گفت: بخاطر خوشنودی شما از او راضی شدم. پس پیامبر به شخص مریض گفت: بگو لا اله الاّ اللَّه و او گفت: لا اله الاّ اللَّه. پس فرمود:بگو: "یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر، اقبل منی الیسیر و اعف عنی الکثیر انک انت العفو الغفور" و آن مرد هم کلمات را تکرار کرد.حضرت پیامبر فرمود: اکنون چه میبینی؟ گفت: دو سیاه چهرهای رامی بینم که بر من وارد میشوند. پس پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: آنچه را گفتم تکرار کن پس تکرار کرد. پس پیامبر فرمود: اکنون چه میبینی؟ گفت:آن دو سیاه چهره از من دور و خارج شدند و دو نفر سفید چهره واردگردیدند و برای گرفتن روحم به من نزدیک شدند. در همان لحظه بودکه آن مرد، جان به جان آفرین تسلیم کرد.[۷۰]"
۷ - حریز نقل میکند:
"نزد امام صادق علیه السلام بودم که مردی به آن حضرت عرض کرد:برادرم سه روز است که در حال جان کندن است و کار بر او بسیارسخت شده پس برای او دعا کن. حضرت فرمود "اللّهم سهّل علیه سکرات الموت" پس دستور داد بستر او را در مصلاّ یعنی محلی که همیشه در آنجا نماز میگذارد قرار دهید، زیرا اگر اجل او تاخیر داشته باشد، شدت درد تخفیف مییابد و اگر هم مرگش فرارسیده باشد،جان دادن بر او آسان میشود ان شاء اللَّه.[۷۱]"
۸ - سلیمان جعفری میگوید:
"ابوالحسن علیه السلام را دیدم که به پسرش قاسم میگفت: فرزندم بلندشو و بالای سر برادرت سوره "والصافّات صفّاً" را تا پایان آن بخوان.پس او شروع به خواندن کرد و چون به این آیه رسید "اهم اشد خلقاام من خلقنا" آن جوان جان سپرد و چون میّت را پوشاندند و همه خارج شدند، یعقوب بن جعفر وارد شد و گفت: ما قبلاً فکرمی کردیم که نزد محتضر )یس والقرآن الحکیم( خوانده میشود اماشما، ما را به خواندن "صافات" امر کردی. پس فرمود: پسرم! این سوره نزد هیچ محتضری خوانده نشده مگر اینکه جان کندن او به راحتی انجام شده است.[۷۲]"
۹ - محمد بن علی بن الحسین میگوید:
امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا تدعنّ میّتک وحده فإنّ الشیطان یعبث فی جوفه"[۷۳].
"میت خود را تنها نگذارید زیرا شیطان در اندرون او بازی میکند."
۱۰ - علی بن ابی حمزه میگوید:
"به امام ابوالحسن علیه السلام گفتم: آیا زن حائض میتواند نزد مریض بنشیند و او در حال مرگ است؟ فرمود: اشکال ندارد، اگر زن مشغول پرستاری او باشد. پس وقتی مرگ او نزدیک شد، زن حائض را از نزداو دور کنند، زیرا فرشتگان از حضور او اذیت میشوند.[۷۴]"
۱۱ - زراره میگوید:
"یکی از فرزندان امام جعفر صادق علیه السلام، از شدّت بیماری دچاررنج زیادی شده بود و ابوجعفر )امام باقرعلیه السلام( در کنارش نشسته بود.پس هر انسانی که به او نزدیک میشد، میفرمود: به او دست نزنیدزیرا بر ضعف او افزوده میشود و او در این حال در ضعیفترین حالت خود میباشد و کسی که در این حال به او دست بزند به او ضررزده است و هنگامی که آن پسر بچه جان سپرد، چشمانش را پوشاندو چانههایش را بست.[۷۵]"
۱۲ - عثمان بن عیسی از عدهای از اصحاب ما روایت میکند:
"چون امام باقرعلیه السلام قبض روح شد، امام صادق دستور داد درخانهای که آن حضرت سکونت داشت، چراغ روشن کنند تا اینکه امام صادق علیه السلام نیز رحلت فرمود، امام ابوالحسن علیه السلام نیز دستور داد که در خانه امام صادق علیه السلام چراغ روشن شود تا زمانی که ابوالحسن علیه السلام ازآنجا به سوی عراق اخراج گردید و بعد از آن نمیدانم که چه شد.[۷۶]"
۱۳ - محمد بن ابوحمزه از علی به یقطین نقل میکند:
"از عبد صالح علیه السلام پرسیدم دربارهٔ زنی که میمیرد و فرزند او درشکمش است، فرمود: شکم او را شکافته و فرزندش را بیرون آورید.[۷۷]"
تفصیل احکام
۱ - میت بر زندگان حق دارد که آنچه را شرع دستور داده است دربارهٔ او انجام دهند مانند: رو به قبله کردن، غسل دادن، نماز بر اوخواندن، کفن و دفن کردن، و اگر همگی در انجام امور فوق کوتاهی کنند، گناه کردهاند و اگر بعضی انجام دهند از دیگران ساقط میشود.
۲ - ولیّ میت در انجام دادن امور فوق، بر دیگران اولویت دارد و بردیگران لازم است که از ولی میت اجازه بگیرند، و اگر او به تدفین میت اقدام نکرد و به دیگران هم اجازه نداد، حق او ساقطمی شود، و بنابر احتیاط -در این صورت- از نزدیکترین کسی که بعد از او، بر میت ولایت دارد، اجازه گرفته شود و بهتر این است که از حاکم شرع هم اجازه بگیرند.
۳ - شوهر نسبت به همسرش ارجحیّت دارد، و پس از او دیگر اولیاء برحسب مراتب ارث، پس پدر و مادر و فرزندان بر برادران و اجدادمقدم هستند و برادران و اجداد هم بر عموها و داییها مقدم میباشند، و اولیای مذکر - در هر طبقه - مقدم بر اولیای مؤنث هستند، و کسی که خویشاوندی او نسبت به میّت از ناحیه پدرو مادر میباشد، مقدم است بر آن کس که فقط از ناحیه پدر نسبت دارد وآن کس که فقط از ناحیه پدر منسوب میباشد، مقدم است بر آن کسی که تنها از ناحیه مادر نسبت دارد.
۴ - اگر تنها اولیای مؤنث موجود باشند، برای احتیاط از حاکم شرع هم باید اجازه گرفته شود، هر چند بنابر اقوی، اجازه آنان کفایت میکند.
۵ - فرزند میت در امر ولایت او، نسبت به مادر میّت ارجحیت دارد،وبنابر احتیاط از مادر هم اجازه گرفته شود.
۶ - اگر در یک طبقه از ورثه بیش از چند نفر ولایت داشته باشند باید ازهمه آنان اجازه گرفته شود.
۷ - بنابر احتیاط میت را به گونهای رو به قبله بخوابانند که اگر بنشیند،رو به قبله شود، و اگر انسان بداند که مرگش فرا رسیده، بنابراحتیاط باید به همین صورت دراز بکشد. و بنابر احتیاط مستحب،میت به همین حالت بماند تا اینکه به کفن و دفن او شروع کنند ومستحب است که در موقع غسل دادن هم به همین حالت گذاشته شود اما بعد از اتمام غسل و کفن، بهتر آن است که به کیفیتی گذاشته شود که در حال نماز خواندن بر او، گذاشته میشود.
۸ - مستحب است شهادتین و ولایت ائمه معصومین علیه السلام و سایرعقائد حقه را به محتضر تلقین کنند، و مستحب است مریض هم با زبان خود یا حداقل با قلب خود، سخنان تلقین کننده را تکرارکند و همچنین مستحب است کلمات فرج و سایر جملات مذکوردر روایات یاد شده را نیز به او تلقین کنند.
و اگر جان دادن برای محتضر دشوار شد، او را به محلی که درآنجا نماز میخواند، انتقال دهند تا دشواری جان دادن بر او آسان شود و همچنین سوره صافات و سوره یس و آیة الکرسی تلاوت گردد.
۹ - پس از قبض روح، چشمان او بسته و دهن او، هم گذاشته شودوچانه اش بسته گردد و دستها و پاهایش را دراز کنند و جامهای براو کشیده شود و شایسته است خبر وفات او به مؤمنین اعلام شودتا در ثواب تشییع اشتراک نمایند.
۱۰ - اگر در شب بمیرد، در انتظار روز نباشند و اگر در روز فوت کردمنتظر شب نشوند و بلکه اگر در اول صبح فوت کرد بهتر این است که تا بعداز ظهر در آرامگاهش دفن شده باشد.
۱۱ - اگر به مرگ او یقین حاصل نشده باشد، باید انتظار بکشند تا فوت او ثابت بشود و اگر در تاخیر تدفین او مصلحتی وجود داشته باشد، در حدود همان مصلحت به تاخیر انداخته شود.
۱۲ - بهتر این است که در حال جان دادن، به بدن میت دست نزنندوچیز سنگینی مانند آهن و غیره بر شکمش قرار ندهند. و مکروه است که شخص جنب یا حایض در هنگام احتضار در نزدیک میت حضور داشته باشند و همچنین کراهت دارد که میت را بعداز وفات تنها بگذارند، زیرا ممکن است شیطان با او بازی کند.
فصل دوم - احکام وفات
الف - غسل میت
ب - کسانی که از غسل دادن استثناء شدهاند
ج - میت چگونه غسل داده میشود؟
د - احکام غسل میت
ه - میت چنین کفن میشود
و - دربارهٔ حنوط و جریدتین
ز - نماز بر میت
ح - چگونگی نماز میت؟
ط - میت چگونه دفن میشود؟
ی - احکام قبور
ک - غسل مسّ میت
الف - غسل میت
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:
"غسل الجنابة واجب -إلی أن قال-: وغسل المیّت واجب"[۷۸].
"غسل جنابت واجب است" تا اینکه فرمود: "غسل میت واجب است."
۲ - ابو خالد روایت میکند:
"اغسل کلّ الموتی: الغریق، وأکیل السبع، وکلّ شی ء إلاّ ما قتل بین الصفّین، فإن کان به رمق غسّل وإلّا فلا"[۷۹].
"همه مردگان را غسل بدهید، غرق شده، و کسی را که درندگان خورده است و هر کس دیگر مگر کسی که در جنگ کشته شده است،پس اگر رمقی در بدن داشت غسل داده میشود و گرنه غسل ندارد."
۳ - صالح بن کیسان میگوید.
"معاویه به امام حسین علیه السلام گفت: آیا می دانی ما با حجر بن عدی واصحاب او یعنی شیعیان پدرت چه کردیم؟ امام حسین علیه السلام فرمود:چه کردید؟ گفت: آنان را کشتیم و بعد کفن کردیم و بر آنان نمازخواندیم. حسین علیه السلام خندید و گفت: مسلمانان خصم تو باشند، ای معاویه! ما اگر پیروان تو را بکشیم نه کفن میکنیم و نه بر آنان نمازمی خوانیم و نه دفن میکنیم.[۸۰]"
۴ - زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
"السقط إذا تمّ له أربعة أشهر غسّل"[۸۱].
"جنینی که سقط میشود اگر چهار ماه را تمام کرده باشد غسل دارد."
۵ - محمد بن فضیل میگوید:
"کتبت إلی أبی جعفرعلیه السلام أسأله عن السقط کیف یصنع به؟ فکتب إلیّ: السقط یدفن بدمه فی موضعه"[۸۲].
"به امام باقرعلیه السلام نوشتم و از او پرسیدم که با جنین سقط شده چه باید کرد؟ حضرت به من نوشت: جنین سقط شده با خونش در همان محلی که به زمین افتاد، دفن میشود."
۶ - از امام صادق علیه السلام سؤال شد دربارهٔ زنی که در سفر میمیرد و نه مرد محرمی دارد و نه زن با او است فرمود: "تدفن کما هی بثیابها".
"همانطور که هست با لباسش دفن میشود." و همچنین سؤال شد دربارهٔ مردی که میمیرد و مردی وجود ندارد و تنها زنان با اوهستند. فرمود: "یدفن کما هو بثیابه" "همانطور با جامه اش دفن میشود..[۸۳]"
۷ - عبداللَّه بن ابی یعفور میگوید:
"أنّه سأل أبا عبداللَّه علیه السلام عن الرجل یموت فی السفر مع النساء لیس معهنّ رجل کیف یصنعن به؟ قال: یلففنه لفّاً فی ثیابه ویدفنّه ولایغسّلنّه"[۸۴].
"از امام صادق علیه السلام سؤال شد دربارهٔ مردی که در سفر می میردوزنان با او هستند و لی مردی وجود ندارد و زنان با جنازه این مرد چه کنند؟ فرمود: او را در جامه اش بپیچند و دفن کنند وغسل ندهند."
۸ - ابو نمیر غلام حرث بن مغیره نصری میگوید:
"قلت: لأبی عبداللَّه علیه السلام حدّثنی عن الصبی إلی کم تغسّله النساء؟فقال: إلی ثلاث سنین"[۸۵].
"به امام صادق علیه السلام عرض کردم که کودک را تا چند سالگی زنان میتوانند غسل بدهند؟ فرمود: تا سه سالگی."
۹ - عبداللَّه بن سنان میگوید:
"سألت أبا عبداللَّه علیه السلام عن الرجل أیصلح له أن ینظر إلی امرأته حین تموت ویغسّلها إن لم یکن عندها من یغسلها؟ وعن المرأة هل تنظر إلی مثل ذلک من زوجها حین یموت؟ فقال: لا بأس بذلک، إنّما یفعل ذلک أهل المرأة کراهیة أن ینظر زوجها إلی شی ء یکرهونه منها"[۸۶].
"از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا مرد میتواند به بدن زنش که مرده است نگاه کند یا آن را غسل بدهد اگر زنی که او را غسل بدهدنباشد؟ و همچنین آیا زن میتواند به بدن شوهرش که مرده است نگاه کند؟ فرمود: اشکال ندارد. خانواده زن که این کار را انجام میدهند،به این دلیل است که نمیخواهند شوهر به جایی از بدن زن که آنها ازآن کراهت دارند، نگاه کند."
۱۰ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"الزوج أحقّ بإمرأته حتی یضعها فی قبرها"[۸۷].
"شوهر سزاوارتر است به زنش تا اینکه او را در قبرش بگذارد."
۱۱ - امام جعفر، از پدرش، از علی علیه السلام روایت میکند:
"یغسّل المیّت أوْلی الناس به"[۸۸].
"میت را نزدیکترین مردم به او غسل میدهد."
۱۲ - از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
"قال: قلت: فإن مات رجل مسلم ولیس معه رجل مسلم ولا إمرأةمسلمة من ذوی قرابته ومعه رجال نصاری ونساء مسلمات لیس بینه وبینهنّ قرابة؟ قال: یغتسل النصاری ثمّ یغسلونه فقد اضطر. وعن المرأةالمسلمة تموت ولیس معها إمرأة مسلمة ولا رجل من ذوی قرابتها ومعهانصرانیة و رجال مسلمون )لیس بینها وبینهم قرابة(؟ قال: تغتسل النصرانیة ثمّ تغسّلها"[۸۹].
"راوی گوید؛ به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اگر مسلمانی مرده است و مرد مسلمان یا زن مسلمانی که با او خویشاوندی داشته باشدنیست و تنها مردان مسیحی و زنان مسلمانی که بین او و آنان خویشاوندی نیست وجود دارند، دربارهٔ غسل او چه باید کرد؟ امام فرمود: مردان مسیحی غسل میکنند و بعد میت مسلمان را غسل میدهند، زیرا موقع، موقع اضطرار، است. همچنین از امام سؤال کردم دربارهٔ زن مسلمان که میمیرد و همراه او زن مسلمان یا مردمسلمانی که با او خویشاوندی داشته باشد نیست و تنها زن مسیحی ومردان مسلمانی که با او خویشاوندی ندارند وجود دارند؟ فرمود:زن مسیحی غسل میکند و سپس زن مسلمان را غسل میدهد."
۱۳ - جابر میگوید:
از امام باقرعلیه السلام پرسیدم دربارهٔ مردی که فوت کرده و همراه او فقطزنان هستند و مردی وجود ندارد؟ فرمود:
"یصببن علیه الماء من خلف الثوب، ویلففنه فی أکفانه من تحت الصدر، ویصلّین علیه صفّاً، ویدخلنه قبره، والمرأة تموت مع الرجال لیس معهم امرأة قال: یصبّون الماء من خلف الثوب ویلفّونها فی أکفانها و یصلّون ویدفنون"[۹۰].
"از پشت جامه بر او آب بریزند و او را در کفنش از زیر سینه بپیچند و در یک صف ایستاده بر او نماز بگذارند و داخل قبر کنند.همچنین از او پرسیدم دربارهٔ زن که میمیرد و همراه او تنها مردان هستند و زنی وجود ندارد؟ فرمود: از پشت جامه بر او آب بریزند ودر کفنش بپیچند و نماز بخوانند و دفن کنند."
تفصیل احکام
۱ - بر همه مسلمین واجب است که مردگان خود را غسل بدهند و بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی هیچ فرقی وجود ندارد و اطفال مسلمانان هم در حکم خود آنان است، حتی آن طفلی که با شبهه یا زنا از مسلمان پدید آمده باشد. دیوانه مسلمان نیز حکم مسلمان را دارد.
۲ - غسل دادن مردگان کفار و کسی که در حکم آنان است و همچنین اطفال و دیوانگان آنان جایز نیست.
۳ - طفلی که در دار الاسلام پیدا میشود، به مسلمانان ملحق می شودو همچنین اسیر مسلمان اما طفلی که در دارالکفر پیدا میشود،حکم به کفر او میشود.
۴ - بچه سقط شده اگر خلقت او کامل باشد و به چهار ماه رسیده باشد، در غسل و کفن و دفن، حکم بزرگسال را دارد، ولی نمازخواندن بر او، واجب نیست و اگر کمتر از چهارماه باشد، درپارچهای پیچیده شده و دفن میگردد.
۵ - غسل دهنده در غسل میت قصد قربت میکند و اگر قبل از شروع به غسل نیت کرده باشد، برای همه غسلها کفایت میکند ولی اگردر هر غسل تجدید نیت کند به احتیاط نزدیکتر است و اگر غسل دهنده بیش از یک نفر باشند، بر همگی واجب است نیّت کنند،مگر اینکه برخی از آنها غسل دهنده و برخی دیگر کمک کننده باشند که در این صورت بر کمک کننده، نیت واجب نیست، اگرچه بهتر است که نیت کند.
۶ - غسل دهنده میت باید از نظر جنسیت همانند او باشد. مذکر رامذکر و مؤنث را هم تنها مؤنث غسل میدهد. البته طفلی که هنوزبه پنج سال نرسیده استثناء شده است و برخی سه ساله گفته اندواین مطابق احتیاط است مخصوصاً در صورتی که همانند هم وجود داشته باشد. همچنین شوهر هم میتواند همسرش را غسل دهد و زن هم میتواند شوهرش را غسل دهد مخصوصاً در صورت فقدان مماثل و احتیاط مستحب آن است که در این صورت،غسل دادن از زیر لباس و بدون نظر به عورت انجام شود؟
۷ - برای محارم جایز است که در صورت فقدان مماثل، محارم خودرا غسل بدهند و احتیاط آن است که در صورت وجود مماثل ازاین عمل اجتناب کنند و اگر غسل دادند، احوط آن است که از زیرلباس انجام شود.
۸ - خنثی اگر محرم نداشته باشد جایز است که هر یک از دو جنس زن یا مرد، او را از زیر لباس غسل بدهد.
۹ - اگر مماثل میت، منحصر به اهل کتاب باشد، جایز است که یکی از آنان در ابتدا غسل کند و بعد به غسل دادن میت مسلمان بپردازد و احوط آن است که نیّت غسل میت را مسلمانی که دستورغسل میدهد به عهده بگیرد و در صورت ضرورت، شخص مخالف در عقیده میتواند میت مؤمن را غسل دهد.
۱۰ - در صورتیکه مماثل وجود نداشته باشد، غیر مماثل میتواند اززیر لباس بر بدن میت آب بریزد و سپس او را کفن کرده و دفن نماید.
۱۱ - علاوه بر مماثلت که از آن سخن گفته شد، فقها شرط کردهاند که شخص غسل دهنده، بالغ و عاقل و مؤمن و بر انجام دادن غسل به صورت صحیح قدرت داشته باشد. شرط بلوغ موافق احتیاطاست.
ب - کسانی که از غسل دادن استثناء شدهاند
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"الشهید إذا کان به رمق غسّل وکفّن وحنّط وصلّی علیه، وإن لم یکن به رمق کفّن فی أثوابه"[۹۱].
"شهید اگر رمق حیات داشته باشد، غسل و کفن و حنوط داده شده و سپس بر او نماز خوانده میشود و اما اگر رمق حیات نداشته باشد، در جامه خودش کفن میگردد."
۲ - زید بن علی از پدرانش نقل میکند:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام: ینزع عن الشهید الفرو والخفّ والقلنسوةوالعمامة والمنطقة والسراویل إلّا أن یکون أصابه دم، فإن أصابه دم ترک ولا یترک علیه شی ء معقود إلّا حلّ"[۹۲].
"حضرت علی علیه السلام فرمود: اشیای ذیل باید از پیکر شهید بیرون شود: پوستین، کفش، کلاه، عمامه، کمربند و شلوار مگر اینکه به خون آلوده باشند که در این صورت در بدن باقی گذاشته خواهد شد.و هر چیزی که در بدن او گره خورده باشد باید باز شود."
۳ - علا بن سیاّبه میگوید:
"سئل أبو عبداللَّه علیه السلام وأنا حاضر عن رجل قتل فقطع رأسه فی معصیةاللَّه أیغسّل أم یفعل به ما یفعل بالشهید؟ فقال: إذا قتل فی معصیته یغسّل أولاً منه الدم ثمّ یصبّ علیه الماء صبّاً، ولا یدلک جسده ویبدء بالیدین والدبر ویربط جراحاته بالقطن والخیوط، وإذا وضع علیه القطن عصب، وکذلک موضع الرأس یعنی الرقبة ویجعل له من القطن شی ءکثیر ویذرّ علیه الحنوط، ثمّ یوضع القطن فوق الرقبة، وإن استطعت أن تعصّبه فافعل. قلت: فإن کان الرأس قد بان من الجسد وهو معه کیف یغسل؟ فقال: یغسّل الرأس إذا غسل الیدین والسفلة بدء بالرأس ثمّ بالجسد ثمّ یوضع القطن فوق الرقبة ویضمّ إلیه الرأس ویجعل فی الکفن وکذلک إذا صرت إلی القبر تناولته مع الجسد وأدخلته اللحد ووجّهته القبلة"[۹۳].
"از امام صادق علیه السلام سؤال شد در حالیکه من حاضر بودم - دربارهٔ مردی که کشته شده و در معصیت خدا سرش از تن قطع گردیده است آیا او غسل داده میشود یا مانند شهید با او عمل میگردد؟ امام علیه السلام فرمود: اگر در راه معصیت کشته شده باشد، در ابتدا باید خونهای اوشسته شود سپس آب بر او ریخته شود و بدنش مالیده نشود. شستن او از دستان و دُبر )مقعد( آغاز گردد و زخمهایش با پنبه و نخ بسته شود و وقتی که پنبه بر او گذاشته شد با نخ پیچانده شود و همچنین است محلّ سر یعنی گردن و پنبه زیاد بگذارند و حنوط )کافور( بر اوبپاشند. سپس پنبه روی گردن گذاشته شود و اگر توانستی آن را با نخ بپیچ. گفتم: اگر سر بکلی از بدن جدا باشد چگونه غسل داده شود؟فرمود: وقتی دستان و اعضای پایین بدن شسته شد، سر شسته شودوبعد هم بدن و سپس پنبه روی گردن گذاشته شود و سر هم ضمیمه آن گردد و در کفن گذاشته شود و همچنین وقتی بدن را به سوی قبربردی سر را هم، همراه آن ببر و وارد قبر کن و رو به قبله بگذار."
۴ - از علی به حسین یا از امام باقرعلیه السلام نقل شده است:
"المجدور والکسیر والذی به القروح یصبّ علیه الماء صبّاً"[۹۴].
"میت مبتلا به آبله و شکستگی و زخم، فقط بر او آب ریخته میشود."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"المرجوم والمرجومة یغسّلان ویحنّطان ویلبسان الکفن قبل ذلک،ثمّ یرجمان ویصلّی علیهما، والمقتصّ منه بمنزلة ذلک یغسّل ویحنّطویلبس الکفن )ثم یقتاد( ویصلّی علیه"[۹۵].
"زن و مردی که حدّ رجم )سنگسار( بر آنان جاری میشود، قبل از اجرای رجم غسل داده میشوند و حنوط و کفن میگردند و سپس رجم میشوند و بر آنان نماز گزارده میشود و کسی که قصاص میگردد، نیز همین حکم را دارد یعنی غسل و حنوط و کفن می شودوسپس قصاص میگردد و بر او نماز خوانده میشود."
۶ - بعضی از اصحاب ما روایت کردهاند:
"المقتول إذا قطع أعضاؤه یصلّی علی العضو الذی فیه القلب"[۹۶].
"کسی که کشته شده و اعضای بدن او قطع گردیده است، بر آن عضوی نماز خوانده میشود که قلب در آن قرار دارد."
۷ - سماعه میگوید:
"سألته عن المحرم یموت فقال: یغسّل ویکفّن بالثیاب کلّها ویغطّی وجهه ویصنع به کما یصنع بالمحلّ غیر أنّه لا یمسّ الطیب"[۹۷].
"از امام دربارهٔ محرم پرسیدم که اگر بمیرد تکلیف چیست؟فرمود: غسل داده میشود و با جامههای کفن، تکفین می گرددوصورتش پوشانده میشود و با او همچون مُحِلّ رفتار میشود، ولی از طیب )بوی خوش( برای او استفاده نمیشود.
۸ - زید به علی، از پدرانش، از علی علیه السلام نقل میکند:
"إنّ قوماً أتوا رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فقالوا: یا رسول اللَّه مات صاحب لنا وهومجدور فإن غسّلناه انسلخ، فقال: یمّموه"[۹۸].
"گروهی نزد رسول خداصلی الله علیه وآله آمدند و گفتند: یا رسول اللَّه رفیق مامرده است در حالیکه مبتلا به آبله میباشد، پس اگر او را غسل بدهیم، بدن او متلاشی میشود. فرمود: او را تیمم بدهید.
تفصیل احکام
۱ - شهیدی که در راه خدا کشته میشود، غسل ندارد، بلکه درلباسش کفن میشود و سپس بر او نماز خوانده شده و به خاک سپرده میشود و تنها در صورتی که لباس از تن او بیرون آورده شده باشد، کفن میشود. جامه شهید از بدنش بیرون آورده نمیشود مگر کلاه، کفش و کمربند در صورتیکه از چرم باشند.
۲ - از شرایط سقوط غسل از شهید این است که در میدان جنگ به شهادت رسیده باشد، اما اگر مسلمانان، پیکر او را وقتی تحویل گرفته باشند که رمق حیات داشته و بعد جان داده است، غسل ازاو ساقط نمیشود و حکم دیگران را دارد.
۳ - کسی که با اجرای حدّ یا قصاص کشته میشود، قبل از آن به اودستور داده میشود که غسل و کفن و حنوط انجام دهد و زمانی که کشته شد، بر او نماز خوانده میشود و سپس دفن میگردد.
۴ - کسی که جنازه شهید یا کسی را که غسل بر او قبل از کشته شدنش واجب است، مس کند یعنی جایی از بدنش با جایی از بدن اوتماس پیدا کند، غسل مس میت بر او واجب نیست.
۵ - قسمتی از بدن میّت، اگر قلب جزء آن باشد، مانند میت حساب میشود و غسل و کفن و نماز دارد و بعد هم به خاک سپرده میشود و از کفن، پیراهن و سرتاسری کفایت میکند و احتیاط این است که لنگ هم اضافه شود.
۶ - اگر در آن قسمت از بدن سینه )قلب( وجود نداشته باشد ولی استخوان داشته باشد، غسل داده میشود و سپس در پارچهای گذاشته شده و دفن میگردد، اما اگر استخوان هم نداشته باشد،بنابر احتیاط در پارچهای پیچیده شده و سپس دفن میگردد.
ج - میت چگونه غسل داده میشود؟
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:
"غسل جنابت واجب است" تا اینکه فرمود: "غسل میت هم واجب است"[۹۹].
۲ - محمد بن سنان میگوید، که امام رضاعلیه السلام در جواب مسألهای به او نوشت:
"علّة غسل المیت أنّه یغسّل لأنّه یطهر وینظف من أدناس أمراضه وماأصابه من صنوف علله لأنّه یلقی الملائکة ویباشر أهل الآخرة فیستحب إذا ورد علی اللَّه عزّ وجلّ ولقی أهل الطهارة ویماسّونه ویماسّهم أن یکون طاهراً نظیفاً متوجّهاً به إلی اللَّه عزوجل لیطلب وجهه ولیشفع له، وعلّةاُخری أنّه یخرج منه المنی الذی منه خُلق فیجنب فیکون غسله له"[۱۰۰].
"علت غسل میت دو چیز است اول - اینکه از آلودگیهای بیماریهاپاک و تمیز شود زیرا او فرشتگان را ملاقات میکند و با اهل آخرت تماس میگیرد پس وقتی که نزد خدا وارد میشود و با اهل طهارت وافراد پاک دیدار و ملاقات میکند، مستحب است که پاک و پاکیزه باشد و در حالت پاکی توجه به خداوند پیدا کند تا برای او شفاعت شود. دوم - اینکه از میت منی خارج میشود، منی ای که از آن آفریده شده است پس میّت جنب است و غسل او برای جنابت است."
۳ - یونس از ائمه علیهم السلام نقل کرده است:
"وقتی خواستی میت را غسل بدهی پس او را در محل غسل، روبه قبله قرار بده ، اگر پیراهن بر تن او است دستش را از آن بیرون کن وپیراهن را جمع کن و روی عورت او تا بالای زانو بگذار و اگر پیراهن ندارد پارچهای روی عورتش بینداز و بعد سدر را داخل طشت آب بریز و با دست به هم بزن تا کف کند. سپس کف را در ظرفی جدا کن وبقیه را هم در ظرف آب بریز، بعد هر دو دست میت را تا میانه ساعد بشوی همانطور که انسان از جنابت دستش را میشوید. سپس عورت میت را بشوی و پاک کن، و بعد سر او را با کف سدر بشوی وکوشش کن که آب داخل بینی و گوش او نشود. سپس او را به پهلوی چپ بخوابان و از میانه سر تا کف پاها سه بار آب بریز و بدنش را باملایمت بمال. همچنین پشت و شکمش را، بعد به پهلوی راست بخوابان و همان عمل را تکرار نما. سپس آن آب را از ظرف خالی کن و ظرف را با آب خالص بشوی و دستانت را نیز تا آرنج بشوی و بعددر ظرف آب بریز و چند دانه کافور نیز بریز و مانند بار اول عمل کن.در ابتدا دستان و بعد عورتش را بشوی و بر شکمش با ملایمت دست بکش اگر چیزی از آن خارج شد، پاک کن و سپس سر او را بشوی وبعد به پهلوی چپ بخوابان و طرف راستش را از پشت و رو بشوی وبعد هم به پهلوی راست بخوابان و طرف چپش را مانند طرف راست بشوی.
سپس دستان خود را تا آرنج و ظرف را بشوی و با آب خالص پرکن و میت را با آب خالص مانند بار اول و بار دوم بشوی بعد با یک پارچه پاک خشکش کن و روی پنبه مقداری حَنوط )کافور( بگذار وآن را در فرج او اعم از قبُل و دُبر )جلو و عقب( قرار بده و مقعد او رابا پنبه پر کن تا چیزی خارج نشود. و بعد پارچه درازی را با پهنای یک وجب به کشاله ران میت ببند و هر دوران را به همدیگر بچسبان و باپارچه بپیچ و سر آن را از زیر پاها به طرف راست میت بیرون کرده ودر محلی که پارچه را پیچیدهای فرو کن و این پارچه باید بلند باشدتا رانهای میت را از کشاله ران تا زانوهای او محکم بپیچد.[۱۰۱]"
۴ - از امام باقرعلیه السلام نقل شده است:
"إنّ رجلاً سأل أبا جعفرعلیه السلام عن المیّت لِمَ یغسّل غسل الجنابة؟ قال:إذا خرجت الروح من البدن خرجت النطفة التی خُلق منها بعینها منه کائناً ما کان، صغیراً أو کبیراً، ذکراً أو اُنثی، فلذلک یغسّل غسل الجنابة"[۱۰۲].
"مردی از امام باقرعلیه السلام پرسید از اینکه چرا میت به غسل جنابت غسل داده میشود؟ امام فرمود: وقتی روح از بدن خارج شد،نطفهای که میت از آن خلق شده هم عیناً از بدن خارج میشود، چه میت صغیر باشد یا کبیر، مذکر باشد یا مؤنث و لذا غسل جنابت داده میشود."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"وإذا وجّهت المیّت للقبلة فاستقبل بوجهه القبله ولا تجعله معترضاًکما یجعل الناس"[۱۰۳].
"وقتی میت را رو به قبله کردی باید روی او را به طرف قبله قراردهی و با پهنای بدن به سمت قبله قرار نده آنطور که بعضی از مردم چنین میکنند."
۶ - عبداللَّه بن عبید میگوید:
"سألت أبا عبداللَّه عن غسل المیّت قال: تطرح علیه خرقة ثمّ یُغسل فرجه ویُوضّأ وضوء الصلاة ثمّ یغسل رأسه بالسدر والأشنان ثمّ بالماءوالکافور ثمّ بالماء القراح یطرح فیه سبع ورقات صحاح من ورق السدرفی الماء"[۱۰۴].
"از امام صادق علیه السلام دربارهٔ غسل میت، پرسیدم آن حضرت فرمود: بر روی میت پارچهای را میاندازی و بعد عورت او را شسته و به مانند وضوی نماز، وضو داده میشود، سپس سر او با سدرواشنان [۱۰۵] و بعد با آب و کافور و بعد هم با آب خالص شسته شود و درآب، هفت برگ سالم سدر قرار داده شود."
۷ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"أیّما مؤمن غسّل مؤمناً فقال إذا قلبه: اللّهمّ إنّ هذا بدن عبدک المؤمن قد أخرجت روحه منه وفرّقت بینهما فعفوک عفوک عفوک، إلّاغفر اللَّه له ذنب سنة إلّا الکبائر"[۱۰۶].
"هر مؤمنی که مؤمنی را غسل بدهد و در هنگام پهلو دادن اوبگوید )اللهم ان هذا بدن عبدک المؤمن قد اخرجت روحه منه وفرقت بینهما فعفوک عفوک عفوک( خداوند گناهان یکسال او - جزگناهان کبیره - را میبخشد."
۸ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"من غسّل میّتاً فأدی فیه الأمانة غفر له. قلت: وکیف یؤدی فیه الأمانة؟ قال: لا یخبر بما یری )رأی("[۱۰۷].
"کسی که میتی را غسل بدهد و امانت را رعایت کند خداوند او رامی آمرزد. گفتم: چگونه امانت را رعایت کند؟ فرمود: آنچه را در بدن میت دیده است به دیگران خبر ندهد."
۹ - محمد بن علی بن الحسین علیه السلام میگوید:
"قال الإمام الصادق علیه السلام: من غسّل میّتاً فستر وکتم خرج من الذنوب کیوم ولدته اُمّه"[۱۰۸].
"امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که میتی را غسل داده و مخفی وکتمان کرده است، از گناهان به مانند روزی که از مادر زاده شده پاک میگردد."
۱۰ - حمران بن اعین میگوید:
"قال أبو عبداللَّه علیه السلام: إذا غسّلتم المیت منکم فارفقوا به ولا تعصروه ولا تغمزوا له مفصلاً"[۱۰۹].
"امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی میت خود را غسل دادید، با رفق وملاطفت بشویید و فشار ندهید و هیچ یک از مفاصل او را به زورراست نکنید."
۱۱ - زراره میگوید:
"قال أبو جعفرعلیه السلام: "لا یسخّن الماء للمیّت"[۱۱۰].
"امام باقرعلیه السلام فرمود: برای غسل میت نباید آب گرم شود."
۱۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا یمسّ عن المیّت شعر ولا ظفر وإن سقط منه شی ء فاجعله فی کفنه"[۱۱۱].
"موی و ناخن میت گرفته نمیشود و اگر چیزی از بدن میت بیفتدآن را در کفن او بگذار."
۱۳ - سماعه از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
"سألته عن السقط إذا استوت خلقته بجب علیه الغسل واللحدوالکفن؟ قال: نعم، کلّ ذلک یجب علیه إذا استوی"[۱۱۲].
"از آن حضرت دربارهٔ بچه سقط شده پرسیدم که اگر خلقت اوکامل بود آیا غسل و کفن و دفن او واجب است؟ فرمود: بلی، اینهاواجب است در صورتی که خلقت او کامل شده باشد."
۱۴ - ابن ابوحمزه از امام ابوالحسن علیه السلام دربارهٔ شخص محرم)کسیکه احرام حجّ یا عمره پوشیده( که مرده است پرسیده، امام درجواب فرمود:
"یغسّل ویکفّن ویغطّی وجهه ولا یحنّط ولا یمسّ شیئاً من الطیب"[۱۱۳].
"غسل و کفن میشود، صورت او را بپوشانند ولی حنوط داده نمیشود و بوی خوش به بدن او نرسد."
۱۵ - سماعه میگوید:
"از امام پرسیدم که مُحرِم اگر بمیرد چه میشود؟ فرمود: غسل داده شود و بعد با همه جامههای کفن، تکفین شود و صورت او رابپوشانند و همانند شخص مُحلِّ )که در حال احرام نیست( با او رفتارشود جز اینکه بوی خوش به بدن او نرسد.[۱۱۴]"
۱۶ - زید بن علی، از پدرانش، از علی صلی الله علیه وآله روایت میکند:
"گروهی نزد رسول خداصلی الله علیه وآله آمدند و گفتند، یا رسول اللَّه! رفیق ماکه مبتلا به آبله بود فوت کرده است، اگر او را غسل بدهیم، بدنش متلاشی میشود؟ حضرت فرمود: تیمم بدهید.[۱۱۵]"
تفصیل احکام:
۱ - میت با سه نوع آب غسل داده میشود، اول با آب سدر، بعدبا آب کافور و سپس با آب خالص و رعایت ترتیب مذکور لازم است.
۲ - غسل میت مانند غسل جنابت است، از سر شروع میشود و بعدطرف راست و بعد هم طرف چپ شسته میشود و احوط آن است که به صورت ارتماسی غسل داده نشود و احتیاط مستحب آن است که همه بدن میت قبل از شروع غسل دادن، از نجاسات تطهیر شود، ولی تطهیر هر عضو بدن میت قبل از غُسل دادن آن،واجب است.
۳ - سدر و کافور به اندازهای در آب ریخته شود که آب سدر یا کافورنامیده شود و آب هم از مطلق بودن خارج نگردد )یعنی آب مضاف نشود(.
۴ - در هر سه غسل، آب به اندازهای که همه اعضای بدن را فرا گیرد،کفایت میکند و روایت شده که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام وصیت کرده بود که حضرت را با شش مشک آب، غسل بدهند.
۵ - اگر دست یابی به سدر یا کافور مقدور نباشد بنابر احتیاط، بجای آن دو، با آب خالص )بدون هیچگونه اضافه(، غسل داده شودواگر آب بطور کلی در دسترس نباشد، غسل به تیمم بدل می شودویکبار تیمم کفایت میکند و احوط سه بار است.
۶ - و اگر خانواده میت آب، جز آنچه برای یکبار غسل دادن کفایت میکند، نداشته باشد، به همان مقدار اکتفا میشود و آنان مخیرهستند بین اضافه کردن سدر یا کافور به آب و عدم آن، و تیمم بدل از دو غسل دیگر واجب نیست ولی احتیاط این است که تیمم هم بدهند.
۷ - اگر بترسند از اینکه با غسل دادن، گوشت بدن میت متلاشی شودمانند اینکه او سوخته بوده یا در آب غرق شده باشد، پس اگربدون مالیدن دست، ریختن آب امکان داشته باشد، انجام دهندوگرنه یکبار به خاک تیمم بدهند اگر چه احتیاط استحبابیِ این است که سه بار تیمم بدهند.
۸ - اگر کسی در حال احرام بمیرد، نباید کافور به بدن او برسد چون کافور بوی خوش است و بوی خوش دیگری هم نباید به بدن اورده شود.
۹ - روش تیمم دادن میت این است که کسی که مباشر آن می باشددست خود را یک یا دو بار به زمین بزند سپس با دست خود برمواضع تیمم از قبیل پیشانی و پشت دستان میت مسح کند و بهتراین است که دست خود را بار دوم به زمین بزند و بعد بر پشت دستان میت مسح کند.
د - احکام غسل میت
احادیث شریف
۱ - سلیمان بن خالد میگوید:
"سألت أبا عبد اللَّه علیه السلام عن غسل المیّت، کیف یغسل؟ قال: بماءوسدر واغسل جسده کلّه واغسله اُخری بماء وکافور ثمّ اغسله اُخری بماء. قلت: ثلاث مرات؟ قال: نعم. قلت: فما یکون علیه حین یغسّله؟قال: إن استطعت أن یکون علیه قمیص فیغسّل من تحت القمیص"[۱۱۶].
"از امام صادق علیه السلام پرسیدم که میت چگونه غسل داده میشود؟فرمود: با آب و سدر، همه بدن را بشوی و سپس بار دیگر با آب وکافور بشوی و بار دیگر )سوم( هم با آب )خالص( بشوی. گفتم:سه بار باید شسته شود؟ گفت: بلی. گفتم: در وقت غسل دادن روی بدن میت چه باشد؟ گفت: اگر بتوانی باید روی او یک پیراهن باشدواز زیر پیراهن غسل داده شود."
۲ - "عن أبی عبداللَّه علیه السلام أنّه سئل عن المرأة إذا ماتت فی نفاسها کیف تغسّل؟ قال: مثل غسل الطاهر وکذلک الحائض وکذلک الجنب، إنّمایغسّل غسلاً واحداً فقط"[۱۱۷].
"از امام صادق علیه السلام سؤال شد که اگر زن در نفاس خود بمیردچگونه غسل داده میشود؟ فرمود: مانند شخص پاک غسل داده میشود و همچنین است شخص حائض و جنب که اگر در آن حال بمیرد فقط یک غسل داده میشود."
۳ - عبداللَّه بن یحیی کاهلی و حسین بن مختار میگویند:
"عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: سألناه عن المیت یخرج منه الشی ء بعد مایفرغ من غسله؟ قال: یغسّل ذلک ولا یعاد علیه الغسل"[۱۱۸].
"از امام صادق علیه السلام پرسیدیم که اگر از میت، بعد از فارغ شدن ازغسل او، چیزی خارج شود آیا دوباره غسل داده میشود؟ فرمود:همان محل شسته شود و غسل اعاده نمیگردد."
۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا خرج من المیت شی ء بعد ما یکفّن فأصاب الکفن قرض منه"[۱۱۹].
"اگر از میت بعد از کفن کردن چیزی خارج شود و به کفن اوبرسد، همان محل از کفن بریده شود."
۵ - محمد بن یحیی میگوید:
"کتب محمّد بن الحسن إلی أبی محمّدعلیه السلام: هل یجوز أن یغسّل المیّت وماؤه الذی یصبّ علیه یدخل إلی بئر کنیف؟ أو الرجل یتوضأوضوء الصلاة أن ینصبّ ماء وضوئه فی کنیف؟ فوقّع علیه السلام: یکون ذلک فی بلالیع"[۱۲۰].
"محمد به حسن به ابو محمدعلیه السلام نوشت: آیا جایز است که میت غسل داده شود و آبی که بر او ریخته میشود به چاه توالت ریخته شود؟ یا اینکه کسی وضوی نماز میگیرد و آب وضوی او به چاه توالت بریزد؟ در جواب امضاء کردند: آب اینها در بالوعهها)فاضلاب( ریخته میشود."
۶ - علی بن جعفر از برادرش ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام نقل میکند:
"سألته عن المیّت هل یغسّل فی الفضاء؟ قال: لا بأس وإن ستر بسترفهو أحبّ إلیّ"[۱۲۱].
"از او سؤال کردم که آیا میت در فضای باز غسل داده میشود؟فرمود: اشکال ندارد ولی من بیشتر دوست دارم که با پوششی پوشانده شود."
۷ - امام صادق علیه السلام فرمود: "لا بأس أن تجعل المیّت بین رجلیک وأن تقوم من فوقه فتغسّله، إذا قلّبته یمیناً وشمالاً تضبطه برجلیک کیلایسقط لوجهه"[۱۲۲].
"اشکال ندارد، اینکه میت را بین پاهای خود قرار دهی و از روی او بلند شوی و بشویی و وقتی که به راست و چپ پهلو میدهی، باپاهای خود تکیه بدهی تا با صورت به زمین نیفتد."
تفصیل احکام
۱ - از شرایط غسل میت این است که کسی که مباشر غسل دادن است نیت قربت کند و از همین رو جائز نیست که برای غسل دادن درخواست اجرت نماید، مگر در برابر بعضی از مقدماتی که فراهم کرده یا در مقابل اینکه تنها او - نه غیر او - بر انجام این عمل مبادرت ورزیده است.
۲ - طاهر بودن آب غسل و همچنین طاهر بودن هر عضوی که غسل داده میشود، از شرایط صحت غسل میت است بلکه احتیاط این است که اعضای بدن میت قبل از شروع به غسل طاهر باشد.
۳ - واجب است در حد امکان، هر چیزی که مانع رسیدن آب به بدن میت میشود، زایل شود.
۴ - فقهاء گفتهاند: هر چیزی که مربوط به غسل است باید مباح باشدمانند آب غسل و مکان غسل و محل ریختن آب و غیره. مراعات این شرط موافق احتیاط است همانطور که در سایر طهارات هم یادآوری شد.
۵ - جایز است که میت از زیر لباس غسل داده شود و شاید بهتر این باشد که بر روی بدن میت پارچهای انداخته شود تا عیوب او ازدید غسل دهنده و همکارانش، پنهان بماند.
۶ - اگر میت در حال جنابت یا حیض و مانند آن مرده باشد به غسل میت به حسب معمول اکتفا میشود و اضافه کردن غسل دیگربرای جنابت یا حیض واجب نیست.
۷ - واجب است غسل دهنده از نگاه کردن به عورت میت خودداری کند ولی با نگاه کردن غسل باطل نمیشود.
۸ - اگر خون یا چیز نجس دیگر از بدن میت خارج شود، اعاده غسل واجب نیست مگر بنابر احتیاط مستحب. البته تطهیر بدن او هرچند بعد از گذاشتن در قبر اگر مشقتی نداشته باشد، واجب است.
۹ - در روایاتی که از نظر شما گذشت مجموعهای از آداب غسل میت نیز ذکر شده بود که شایسته است مراعات گردد.
ه - میت چنین کفن میشود
احادیث شریف
۱ - امام رضاعلیه السلام فرمود:
"إنّما اُمِرَ أن یکفّن المیّت لیلقی ربّه عزّ وجلّ طاهر الجسد، ولئلاتبدو عورته لمن یحمله أو یدفنه، ولئلا ینظر )یظهر( الناس علی بعض حاله وقبح منظره، ولئلا یقسو القلب بالنظر إلی مثل ذلک للعاهةوالفساد، ولیکون أطیب لأنفس الأحیاء، ولئلا یبغضه حمیمه فیلغی ذکره ومودّته فلا یحفظه فیما خلف واوصاه به وأمره به وأحبّ"[۱۲۳].
"بدان جهت به کفن کردن میت دستور داده شده است که پروردگارش را با بدن پاکیزه ملاقات کند، و عورت او برای کسی که اورا حمل یا دفن میکند نمایان نشود، و مردم از بعضی از حالات اووزشتی منظر او مطلع نگردند، و برای اینکه قلبها با دیدن زشتی وناتوانی و تباهی او قساوت پیدا نکند و دیگر اینکه برای زندگان،پاک و دلپذیر باشد تا دوستانش از او نفرت پیدا نکنند و خاطره و محبت او را به فراموشی نسپارند و او را در آنچه از خود بجا گذاشته یا به آن سفارش کرده و دستور داده است، حفظ و حمایت کنند."
۲ - ابو مریم انصاری میگوید:
"سمعت أبا جعفرعلیه السلام یقول: کفن رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فی ثلاثة أثواب،برد أحمر حبره وثوبین أبیضین صحاریّین -إلی أن قال-: وقال: إن الحسن بن علی علیه السلام کفّن اُسامة بن زید فی برد أحمر حبرة، وأنّ علیّاًعلیه السلام کفّن سهل بن حنیف فی برد أحمر حبره"[۱۲۴].
"از امام باقرعلیه السلام شنیدم که میگفت: پیامبر خداصلی الله علیه وآله در سه جامه کفن گردید ردای سرخ حبری )یک نوع پارچه یمنی( و دو جامه سفیدصحاری -تا اینکه فرمود: حسن بن علی علیه السلام اسامه بن زید را در ردای سرخ حبری کفن کرد و حضرت علی علیه السلام سهل بن حنیف را در ردای سرخ حبری کفن نمود."
۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"المیّت یکفّن فی ثلاثة سوی العمامة والخرقة یشدّ بها ورکیه لکیلایبدو منه شی ء والخرقة والعمامة لابدّ منهما، ولیستا من الکفن"[۱۲۵].
"میت در سه جامه کفن میشود غیر از عمامه و پارچهای که رانهایش بدان بسته میشود تا چیزی از او پپدا نباشد. پارچه و عمامه لازم هستند اما جزو کفن نمیباشند."
۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"یکفّن المیت فی خمسة أثواب: قمیص لا یزرّ علیه، وإزار، وخرقةیعصّب بها وسطه، وبرد یلفّ فیه، وعمامة یعتمّ بها ویلقی فضلها علی صدره"[۱۲۶].
"میت در پنج جامه کفن میشود: پیراهنی که دکمه نشود، لنگ،پارچهای که از کمرتاران میت با آن بسته میشود، و ردای سرتاسری که میت در آن پیچیده میشود و عمامهای که بر سر او میبندند و اضافه آن روی سینه میت انداخته میشود."
۵ - حسن بن راشد میگوید:
"سألته عن ثیاب تعمل بالبصرة علی عمل العصب )القصب(الیمانی من قزّ وقطن، هل یصلح أن یکفّن فیها الموتی؟ قال: إذا کان القطن أکثر من القزّ فلا بأس"[۱۲۷].
"از امام پرسیدم دربارهٔ جامهای که در بصره و به مانند جامه یمانی از ابریشم و پنبه ساخته میشود آیا میشود با آن مردگان را کفن کرد؟فرمود: اگر پنبه آن از ابریشم بیشتر باشد، اشکال ندارد.".
۶ - امام جعفر صادق علیه السلام از پدرش از امیر المؤمنین علیه السلام نقل میکند:
"علی الزوج کفن امرأته إذا ماتت"[۱۲۸].
"کفن زن اگر بمیرد، بر شوهر اوست."
۷ - فضل بن یونس کاتب میگوید:
"از امام موسی بن جعفرعلیه السلام پرسیدم مردی از اصحاب ما می میردو چیزی از او بجا نمانده است که با آن کفن شود آیا کفن او را از اموال زکات بخرم؟ فرمود: از زکات به اندازهای که برای تکفین او، کفایت کند به خانواده اش بده تا آنها او را کفن کنند. گفتم: اگر او پسر یا کسی دیگری که این کار را انجام دهد، نداشته باشد، آیا من او را از زکات تکفین کنم؟ فرمود: پدرم میگفت: حرمت و احترام بدن میّت مؤمن مانند زنده اوست. پس بدن و عورت او را بپوشان و کفن کن و حنوطبده و اینها را از زکات حساب کن و جنازه او را هم تشییع نما. گفتم:اگر برخی از برادران او کفن دیگری برای او بدست آوردند و بر ذمّه اودَیْن هم باشد، آیا با یکی کفن شود و با کفن دیگری دَین او پرداخت گردد؟ فرمود: نه، این میراثی نیست که از او بجا مانده باشد، چیزی است که بعد از وفات او بدست آمده است. پس باید با این کفنی که بعد بدست آمده است کفن کنند و آن کفن دیگری از آن آنها است که باآن کار خود را سامان دهند.[۱۲۹]"
۸ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"إذا أردت أن تکفّنه فإن استطعت أن یکون فی کفنه ثوب کان یصلّی فیه نظیف فافعل فإنّ ذلک یستحبّ أن یکفّن فیما کان یصلّی فیه"[۱۳۰].
"وقتی خواستی میّت را کفن کنی پس اگر امکان دارد در کفن اوجامهای را که در آن نماز میگزارده و تمییز است بگذار، زیرا مستحب است که میّت در جامهای کفن شود که با آن نماز میخوانده است."
۹ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام: "لا تجمّروا الأکفان ولا تمسحوا موتاکم بالطیب إلّا بالکافور فإنّ المیّت بمنزلة المحرم"[۱۳۱].
"حضرت علی علیه السلام فرمود: "به کفنها بخور نزنید و به مردگان خود بوی خوش نمالید جز کافور، زیرا میّت به منزله مُحرِم است."
۱۰ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا یسخّن للمیّت الماء، لا تعجّل له النار، ولا یحنّط بمسک"[۱۳۲].
"برای غسل میّت، نباید آب گرم شود، در تهیه آتش برای میّت شتاب نگردد و با مشک حنوط داده نشود."
۱۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"کفن باید برد باشد و اگر برد نبود، همه آن از پنبه )نخ( باشد و اگرعمامه پنبهای )نخی( نیافتی برای عمامه از پارچه سابری استفاده کن.[۱۳۳]"
۱۲ - از امام صادق علیه السلام دربارهٔ میّت سئوال شد. پس حدیثی را بیان فرمود که در آن گفت:
"سپس کفن میکنی: ابتدا در مقعد او مقداری پنبه و ذریره )نوعی از بوی خوش( قرار میدهی، و رانهایش را با هم محکم میبندی وجامههای کفنش را با سه عود خوشبوی کن، سپس سر تا سری را به درازا پهن میکنی و بر آن ذریره میپاشی و سپس لُنگ را پهن میکنی به گونهای که سینه و پاها را بپوشاند و بعد هم پارچهای را که پهنای آن یک وجب و نیم است و بعد هم پیراهن را. پارچه را بر پیراهن روی عورت و فرج میّت میبندی تا چیزی از عورت میّت پیدا نباشد،ومقدار کمی کافور در گوشها و محلهای سجده در بدن او قرار بده،ودر چشمان، دهن و گوشهای او مقدار کمی پنبه بگذار، سپس بر سراو عمامه بپیچ و بر صورتش مقداری ذریره بینداز و دو طرف عمامه باید به طرف چپ او و به اندازه یک وجب به صورت میّت رها شود،و کسی که میّت را غسل داده و کسی که میّت را مسّ نموده باید غسل کند هر چند که میّت غسل داده شده باشد. کفن هم باید برد باشدواگر برد نبود همه آن از پنبه باشد و اگر عمامه پنبهای نیافتی، ازپارچه سابری عمامه تهیه کن. بعد فرمود: برای فرج میّت زن به اندازه نیم منّ پنبه لازم است. دربارهٔ روش و ترتیب کفن کردن فرمود: ازپیراهن آغاز میکنی، سپس پارچه را روی پیراهن بر باسن و رانهاوعورت او میپیچی و درازای پارچه سه ذراع و نیم و پهنای آن یک وجب و نیم باشد. سپس لنگ چهار باره پیچیده شود و بعد سرتاسری و سپس عمامه و اضافه عمامه بر صورت او رها شود، و در هرپارچهای از کفن باید مقداری کافور گذاشته شود و هم چنین ذریره اگرچه در سرتاسری، پارگی وجود داشته باشد.[۱۳۴]"
۱۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"أجیدوا أکفان موتاکم فإنّها زینتهم"[۱۳۵].
"برای مردگان خود کفن نیکو انتخاب کنید، زیرا کفن زینت مردگان است."
۱۴ - حسن بن عبداللَّه صیرفی، از پدرش نقل میکند که:
"امام موسی بن جعفرعلیه السلام با کفنی تکفین شد که در آن حبره بودوبه دو هزار و پانصد دینار تهیه شده و همه قرآن بر آن نوشته شده بود.[۱۳۶]"
۱۵ - محمّد بن علی بن الحسین فرمود: "روایت شده است که سندی بن شاهک به امام ابوالحسن موسی بن جعفرعلیه السلام گفت:دوست دارم اجازه بدهی من تو را کفن کنم. امام فرمود: ما اهل بیت،حجّ صروره ما )یعنی حجّ واجب ما( و مهر زنان ما و کفنهای ما ازپاکترین اموال خود ما میباشد.[۱۳۷]"
۱۶ - محمّد بن مسلم از یکی از دو امام علیهما السلام نقل میکند:
"گفتم: کسی که چشمان میّت را میبندد و کسی که میّت را غسل میدهد باید غسل کند؟ فرمود: بلی. گفتم: پس میّت را غسل بدهدو قبل از آنکه خود غسل کند، میّت را کفن کند؟ فرمود: میّت را غسل بدهد، سپس دستانش را از شانه بشوید، پس از آن میّت را کفن نمایدو بعد خود غسل کند.[۱۳۸]"
۱۷ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"لا تماکس فی أربعة أشیاء: فی الاضحیّة والکفن وثمن النسمةوالکراء إلی مکّة"[۱۳۹].
"در چهار چیز چانه نزن: در خریدن قربانی و کفن و قیمت برده و کرایه رفتن به مکّه."
تفصیل احکام
۱ - کفن کردن مرده مسلمان بر همه مسلمانان واجب کفائی است.کفن عبارت از سه پارچه است: لنگ که از ناف تا پاهایش با آن پیچیده میشود، و پیراهن و سرتاسری که همه بدن را می گیردومستحبّ است که با پارچهای کمر میّت با عورت و رانهای اوبسته شود و بر سر او هم عمامهای پیچیده شود.
۲ - لنگ باید از ناف تا زانو را بپوشاند، و به اندازهای که لنگ گفته شودکفایت میکند، و پیراهن از شانه تا نصف ساق پا را بپوشاند و بهتراین است که تا روی پاها برسد، امّا سرتاسری باید همه بدن رابپوشاند و اگر سرتاسری بگونهای باشد که از نظر پهنا یک طرف آن روی طرف دیگر قرار گیرد، و از نظر درازا هم بستن دو سر آن ممکن باشد، احوط است.
۳ - میّت با پوست مردار و پارچه غصبی و چیز نجس )حتی آنچه درنماز عفو شده است( و پارچه ابریشمی خالص کفن نمیشود،واحوط این است که از پارچه طلا کاری شده هم اجتناب شود،وهم چنین با پوست ومو و پشم حیوان حرام گوشت هم کفن کردن جائز نیست، امّا پوست حیوان حلال گوشت هم اگر بر آن جامه یاپارچه صدق نکند احوط آن است که در کفن از آن اجتناب شود.
۴ - اگر کفن، بعد از گذاشتن میّت در آن، نجس شود باید تطهیر شود،یا با شستن یا بریدن و یا تبدیل آن به کفن دیگر، چه قبل از اینکه جنازه در قبر گذاشته شده باشد و یا بعد از آن.
۵ - کفن زن بر شوهر است اگر قدرت مالی داشته باشد، مگر اینکه کسی دیگر کفن او را به عهده گیرد و تبرّع )بخشش( کند یا اینکه زن وصیّت خاصّی کرده باشد. پس اگر وصی او وصیّت را انجام داد از شوهر ساقط میشود، و احوط آن است که سایر مخارج وفات هم مثل کفن است و شوهر باید آنها را به دوش بگیرد.
۶ - کفن هر انسان از اموال خود او تهیه میشود. فقهاءرحمهم الله گفتهاند: اگرمیّت فقیر باشد و کسی هم کفن او را تبرّع نکند، برهنه دفن میشود و بر اقارب و یا سایر مسلمانان، کفن او واجب نیست.ولی اگر گفته شود که کفن میّت بر کسانی که میّت واجب النفقه اوبوده است واجب است، و اگر چنین کسی نباشد بر سایر مسلمانان واجب کفایی است، این قول اقرب و احوط است.
۷ - مقدار واجب کفن، از اصل مال میّت برداشته میشود و هم چنین-بنابر اشبه- سایر مخارج دفن و کفن. و در این صورت باید حدّمتعادل لایق شأن میّت در نظر گرفته شود و از اسراف پرهیز گردد،امّا سایر مصارف وفات که از مستحبّات است یا از سنّتها و رسوم اجتماعی است، باید با اذن ورثه صورت گیرد مگر اینکه خودمیّت وصیّت کرده باشد که در این صورت از ثلث او برداشته میشود.
۸ - در کفن، مستحب است که برای مرد یک عمامه اضافه شود که برسر او پیچیده میشود و دو سر آن از زیر گردن بر روی سینه او رهامی گردد، یعنی طرف راست عمامه به طرف چپ سینه و طرف چپ آن به طرف راست سینه میّت انداخته میشود.
۹ . و مستحبّ است برای زن بجای عمامه، مقنعه اضافه شودو پارچهای که پستانهایش را با پشتش ببندد.
۱۰ - مستحب است با پارچهای کمر میّت -چه مرد باشد و یا زن-بسته شود و با پارچه دیگر رانهای او بسته گردد.
۱۱ - علاوه بر سرتاسری واجب، مستحب است یک سرتاسری دیگرهم اضافه شود و بهتر این است که بُرد یمانی باشد.
۱۲ - مستحب است مقداری پنبه روی عورت میّت و در مقعد اوگذاشته شود تا چیزی از آن خارج نگردد و هم چنین در فرج زن و بلکه در سوراخهای بینی نیز اگر بترسند که چیزی از آن خارج شود، مقداری پنبه گذاشته شود.
۱۳ - مستحب است که کفن خوب انتخاب شود و از جنس پنبه )نخی(و رنگش سفید باشد و رنگ زده هم نباشد مگر پارچه حبره[۱۴۰] که روایت شده کفن رسول خداصلی الله علیه وآله حبره سرخ بوده است. ومستحب است کفن از مال خالص میّت باشد و اگر از جامه احرام و نماز او باشد بهتر است، و هم چنین مستحب است مقداری کافور یا ذریره )دانه خوشبو و معطّری است به اندازه دانه گندم(پاشیده شود و اگر چیزی از تربت امام حسین علیه السلام همراه میّت گذاشته شود بهتر خواهد بود و مستحبّ است طرف راست کفن بر روی طرف چپ آن گذاشته شود و اگر نیازی به دوختن داشته باشد از نخ خود کفن بدوزند.
۱۴ - مستحب است کسی که میّت را غسل میدهد، بعد از تطهیرو شستن دستان و پاهایش به کفن کردن میّت بپردازد.
۱۵ - مستحب است که در حاشیه کفن، شهادت میّت به وحدانیّت خدا و نبوّت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و امامت ائمّه معصومین علیه السلام و نام آنان نوشته شود، بدین ترتیب که نوشته شود: فلان فرزند فلان شهادت میدهد به چنین و چنین... و مستحبّ است همه قرآن را روی کفن میّت بنویسند یا بر پارچهای دیگر که همراه کفن گذاشته شود.
۱۶ - مستحبّ است که انسان قبل از مرگش، کفن خود را تهیه نماید تاجزء غافلان شمرده نشود.
۱۷ - مکروه است که کفن با آهن بریده شود و آستین و دکمه برای آن گذاشته شود، و اگر میّت در پیراهن خود کفن شود بایددکمههای آن را بردارند و هم چنین مکروه است که نخ کفن را باآب دهن تر کنند.
۱۸ - مکروه است که کفن را بخور بزنند و هم چنین مکروه است که رنگ کفن سیاه باشد یا با رنگ سیاه بر آن نوشته شود یا از جنس کتّان یا مخلوط با ابریشم باشد.
۱۹ - مکروه است که انسان در خرید کفن چانه بزند.
۲۰ - مکروه است که کفن کثیف و چرکین باشد یا به قول بعضی از فقها دوخته باشد.
و - دربارهٔ حنوط و جریدتین
احادیث شریف
۱ - علی بن ابراهیم، از پدرش، از امام علیه السلام نقل میکند:
"السنّة فی الحنوط ثلاثة عشر درهماً وثلث أکثره وقال: إنّ جبرئیل علیه السلام نزل علی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله بحنوط وکان وزنه أربعین درهماًفقسّمها رسول اللَّه صلی الله علیه وآله ثلاثة أجزاء جزء له وجزء لعلیّ وجزءلفاطمةعلیهم السلام"[۱۴۱].
"سنّت پیامبر در مقدار حنوط، حدّاکثر سیزده درهم و یک سوم درهم است، زیرا جبرئیل برای رسول خداصلی الله علیه وآله حنوط آورد و وزن آن چهل درهم بود پس رسول خداصلی الله علیه وآله آن را سه قسمت تقسیم کرد:قسمتی را برای خود و قسمتی را برای علی علیه السلام و قسمتی را برای فاطمه علیها السلام قرار داد."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"أقلّ ما یجزی من الکافور للمیّت مثقال"[۱۴۲].
"کمترین مقداری که از کافور برای میّت کفایت میکند، یک مثقال است."
۳ - محمّد بن عبداللَّه بن جعفر حمیری میگوید:
"کتبت إلی الفقیه اسأله عن طین القبر یوضع مع المیّت فی قبره هل یجوز ذلک أم لا؟ فأجاب: -وقرأت التوقیع ومنه نسخت- توضع مع المیّت فی قبره ویخلط بحنوطه إن شاء اللَّه"[۱۴۳].
"به فقیه )امام علیه السلام( نوشتم و دربارهٔ خاک قبر )تربت امام حسین علیه السلام( پرسیدم که با میّت در قبرش گذاشته میشود آیا جایزاست یا نه؟ امام جواب داد: -من توقیع امام را خواندم و از روی آن استنساخ کردم- با میّت در قبرش گذاشته میشود و با حنوطش مخلوط میگردد ان شاء اللَّه."
۴ - عبدالرحمان بن ابی عبداللَّه میگوید:
"سألت أبا عبداللَّه علیه السلام عن الحنوط للمیّت فقال: اجعله فی مساجده"[۱۴۴].
"از امام صادق علیه السلام دربارهٔ حنوط میّت پرسیدم فرمود: حنوط رادر مواضع سجده او بگذار."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا أردت أن تحنّط المیّت فاعمد إلی الکافور فامسح به آثار السجودمنه ومفاصله کلّها ورأسه ولحیته وعلی صدره من الحنوط وقال: حنوطالرجل والمرأة سواء، وقال: أکره أن یتبع بمجمرة"[۱۴۵].
"وقتی خواستی میّت را حنوط کنی پس کافور بخواه و آن را به محلهای سجده در بدن میّت و مفاصل و سر و ریش و سینه او بمال.و فرمود: حنوط کردن مرد و زن یکسان است. و فرمود: من کراهت دارم از اینکه میّت با عود یا چیز دیگر بخور داده شود."
۶ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ النبیّ صلی الله علیه وآله نهی أن یوضع علی النعش الحنوط"[۱۴۶].
"پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نهی کرد از اینکه حنوط بر روی جنازه گذاشته شود."
۷ - زراره میگوید:
"قلت لأبی جعفرعلیه السلام ارأیت المیّت إذا مات لم تجعل معه الجریدة؟فقال: یتجافی عنه العذاب والحساب ما دام العود رطباً، إنّما العذاب والحساب کلّه فی یوم واحد فی ساعة واحدة، قدر ما یدخل القبرویرجع القوم وإنّما جعلت السعفتان لذلک فلا یصیبه عذاب ولا حساب بعد جفوفهما إن شاء اللَّه"[۱۴۷].
"به امام باقرعلیه السلام گفتم: چرا جریده )دو چوب تر( همراه میّت گذاشته میشود؟ در جواب فرمود: تا زمانی که چوب، تر باشد،عذاب و حساب از او دور خواهد بود، زیرا عذاب و حساب همگی دریک روز و در یک ساعت میباشد به اندازه وقتی که میّت در قبرگذاشته میشود و مردم بر میگردند و این دو جریده )دو شاخه چوب تر یا نخل خرما( برای همین است و بعد از خشک شدن آن دو، هیچگونه عذابی به او نمیرسد اِن شاء اللَّه."
۸ - سهل بن زیاد از جمعی از اصحاب ما نقل میکند:
"قلنا له: جعلنا اللَّه فداک، إن لم نقدر علی الجریدة؟ فقال: عودالسدر. قیل: فإن لم نقدر علی السدر؟ فقال: عود الخلاف"[۱۴۸].
"به امام علیه السلام گفتیم: فدایت گردیم، اگر نتوانیم جریده )شاخه خرما( پیدا کنیم چه کار کنیم؟ فرمود: چوب سدر. گفته شد: اگرچوب سدر هم نباشد؟ فرمود: چوب خلاف. )خلاف یا صفصاف نوعی از درخت بیداست که در سرزمین عرب زیاد وجود دارد."
۹ - جمیل بن درّاج میگوید:
"قال: إنّ الجریدة قدر شبر، توضع واحدة من عند الترقوة إلی مابلغت ما یلی الجلد، والاُخری فی الأیسر من عند الترقوة إلی ما بلغت من فوق القمیص"[۱۴۹].
"جریده به اندازه یک وجب است. یکی از آن دو در کنار استخوان بالای سینه نزدیک گردن و چسبیده به پوست بدن گذاشته می شودودیگری در طرف چپ و در همان محل ولی از بالای پیراهن کفن گذاشته میشود."
۱۰ - سهل بن زیاد میگوید:
"قیل له: جعلت فداک، ربّما حضرنی من أخافه فلا یمکن وضع الجریدة علی ما روینا، فقال: ادخلها حیث ما أمکن"[۱۵۰].
"به امام علیه السلام گفته شد: فدایت گردم، چه بسا ممکن است کسی درآنجا باشد که از او میترسم، پس گذاردن جریده طبق آنچه برای ماروایت شده، امکان ندارد. فرمود: جریده را با او بگذار هر طور که امکان داشته باشد."
۱۱ - ابوالبختری از امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقرعلیه السلام روایت میکند:
"إنّ الرشّ علی القبور کان علی عهد النبی صلی الله علیه وآله، وکان یجعل الجریدالرطب علی القبور حین یدفن الإنسان فی أوّل الزمان، ویستحبّ ذلک للمیّت"[۱۵۱].
"آب پاشیدن روی قبر در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله مرسوم بود و یک شاخه نخل تر و سبز نیز بلا فاصله پس از اینکه میّت دفن میشد، روی قبرگذاشته میشد و این مستحبّ است."
۱۲ - از امام صادق علیه السلام از پدرش علیه السلام نقل شده:
"إنّ النبیّ صلی الله علیه وآله سئل عن رجل یدعی إلی ولیمة وإلی جنازة فأیّهماأفضل؟ وأیّهما یجیب؟ قال: یجیب الجنازة فإنّها تذکّر الآخرة ولیدع الولیمة فإنّها تذکّر الدنیا"[۱۵۲].
"از پیامبرصلی الله علیه وآله سئوال شد دربارهٔ مردی که هم به ولیمه دعوت شده و هم به جنازه، کدام یک بهتر است؟ کدام یک را باید اجابت کند؟ فرمود: جنازه را اجابت کند، زیرا آخرت را به یاد انسان می آوردو ولیمه را ترک کند، زیرا انسان را به یاد دنیا میاندازد."
۱۳ - میسّر میگوید:
"سمعت أبا جعفرعلیه السلام یقول: من تبع جنازة مسلم اُعطی یوم القیامةأربع شفاعات ولم یقل شیئاً إلّا وقال الملک: ولک مثل ذلک"[۱۵۳].
"از امام باقرعلیه السلام شنیدم که میگفت: کسی که جنازه مسلمانی رادنبال )تشییع( کند، روز قیامت چهار شفاعت داده خواهد شد و درهنگام تشییع چیزی نمیگوید مگر اینکه فرشته میگوید: برای تو نیزمثل همین باد."
۱۴ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"کان فیما ناجی به موسی ربّه أن قال: یا ربّ ما لمن شیّع جنازة؟قال: اُوکّل به ملائکة من ملائکتی معهم رایات یشیّعونهم من قبورهم إلی محشرهم"[۱۵۴].
"در میان آنچه حضرت موسی علیه السلام با پروردگارش مناجات کرد این بود که: پروردگارا، برای کسانیکه جنازهای را تشییع کنند چه پاداش خواهد بود؟ فرمود: فرشتگانی را موظّف میسازم که با آنها پرچمهایی است و آنان را از محل قبرشان تا محشر تشییع کنند."
۱۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"أوّل ما یُتحَف المؤمن به فی قبره أن یغفر لمن تبع جنازته"[۱۵۵].
"اوّلین چیزی که به مؤمن در قبرش به عنوان یک تحفه بخشیده میشود این است که کسانیکه جنازه او را دنبال کردهاند، آمرزیده میشوند."
۱۶ - اصبغ بن نباته میگوید:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام: من تبع جنازة کتب اللَّه من الأجر له أربع قراریط: قیراط باتّباعه، وقیراط للصلاة علیه، وقیراط بالانتظار حتی یفرغ من دفنها، وقیراط للتعزیة"[۱۵۶].
"حضرت علی علیه السلام فرمود: کسی که جنازهای را دنبال )تشییع(کند، خداوند برای او چهار قیراط پاداش مینویسد: یک قیراطبخاطر دنبال کردنش، و یک قیراط به جهت نمازگزاردن بر او، و یک قیراط برای انتظار کشیدن تا فراغت از دفن او، و یک قیراط هم برای تعزیت و سوگواری."
۱۷ - زراره میگوید:
"کنت مع أبی جعفرعلیه السلام فی جنازة لبعض قرابته فلمّا أن صلّی علی المیّت قال ولیّه لأبی جعفرعلیه السلام: ارجع یا أبا جعفر مأجوراً ولا تعنی لأنّک تضعف عن المشی، فقلت أنا لأبی جعفرعلیه السلام: قد أذن لک فی الرجوع فارجع ولی حاجة اُرید أن اسألک عنها، فقال أبو جعفرعلیه السلام: إنّما هوفضل وأجر فبقدر ما یمشی مع الجنازة یؤجر الذی یتبعها فأمّا بإذنه فلیس بإذنه جئنا ولا بإذنه نرجع"[۱۵۷].
"همراه امام باقرعلیه السلام در تشییع جنازه بعضی از بستگان او بودم،هنگامیکه بر میّت نماز گزاردند، ولیّ میّت به امام باقرعلیه السلام گفت: ای ابا جعفر! شما پاداش خود را گرفتید، برگردید و خود را به زحمت نیندازید، زیرا از راه رفتن ناتوان هستید. پس من هم به ابا جعفرعلیه السلام گفتم: به شما اجازه داد، برگردید و من هم کاری دارم میخواهم ازشما بپرسم. امام باقرعلیه السلام به من گفت: این یک فضیلت و پاداش است و به کسی که دنبال جنازه میآید به همان اندازهای که همراه جنازه راه میرود پاداش داده میشود، امّا اجازه ولیّ میّت لازم نیست ما بااجازه او نیامده بودیم و با اجازه او هم بر نمیگردیم."
۱۸ - جابر از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"مشی النبیّ صلی الله علیه وآله خلف جنازة فقیل: یا رسول اللَّه، مالک تمشی خلفها؟ فقال: إنّ الملائکة رأیتهم یمشون أمامها ونحن تبع لهم"[۱۵۸].
"پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله پشت جنازهای راه میرفت. پس گفته شد: یارسول اللَّه! چطور از پشت جنازه میروید؟ فرمود: میبینم که فرشتگان پیشا پیش آن حرکت میکنند و ما هم به دنبال آنان هستیم."
۱۹ - امام باقرعلیه السلام از پدرش، از پدرانش، از علی علیه السلام روایت میکند:
"سمعت النبیّ صلی الله علیه وآله یقول: اتّبعوا الجنازة ولا تتبعکم، خالفوا أهل الکتاب"[۱۵۹].
"از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله شنیدم که میگفت: شما از دنبال جنازه حرکت کنید نه اینکه جنازه از دنبال شما حرکت کند، شما مخالف اهل کتاب عمل کنید."
۲۰ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"امش أمام جنازة المسلم العارف ولا تمش أمام جنازة الجاحد، فإنّ أمام جنازة المسلم ملائکة یسرعون به إلی الجنّة، وإنّ أمام جنازة الکافرملائکة یسرعون به إلی النار"[۱۶۰].
"در جلو جنازه مسلمان عارف راه برو و در جلو جنازه کافر منکرخدا راه نرو، زیرا در جلو جنازه مسلمان فرشتگانی است که او را به سرعت بسوی بهشت میبرند و در جلو جنازه کافر هم فرشتگانی است که بسرعت او را به سوی آتش جهنّم سوق میدهند."
۲۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"مات رجل من الأنصار من أصحاب رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فخرج رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فی جنازته یمشی فقال له بعض أصحابه: ألا ترکب یا رسول اللَّه؟فقال: إنّی لأکره أن أرکب والملائکة یمشون"[۱۶۱].
"مردی از انصار و از اصحاب پیامبر خدا فوت کرد و حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله در تشییع جنازه او پیاده میرفت بعضی از اصحاب میگفتند: یا رسول اللَّه! چرا سوار نمیشوید؟ حضرت فرمود: من مایل نیستم سوار باشم و فرشتگان پیاده راه بروند."
۲۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"السنّة أن تستقبل الجنازة من جانبها الأیمن وهو ممّا یلی یسارک ثمّ تصیر إلی مؤخّره وتدور علیه حتی ترجع إلی مقدّمه"[۱۶۲].
"سنّت پیامبر آن است که از طرف راست جنازه که طرف چپ تومی شود، جنازه را برداری و بعد به سمت عقب او برگردی ودوربزنی تا به سمت جلو او بازگردی."
۲۳ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"من حمل أخاه المیّت بجوانب السریر الأربعة محی اللَّه عنه أربعین کبیرة من الکبائر، والسنّة أن یحمل السریر من جوانبه الأربعة وما کان بعد ذلک فهو تطوّع"[۱۶۳].
"کسی که جنازه برادر میّت خود را از چهار گوشه تابوت بردارد،خداوند چهل گناه کبیره او را محو میگرداند، و سنّت این است که تابوت را از چهار طرف آن حمل کند و اضافه بر آن اختیاری است."
تفصیل احکام
۱ - حنوط کردن میّت یعنی مالیدن کافور بر مواضع هفتگانه سجده)پیشانی، هر دو کفّ دست، زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها(واجب است، و احتیاط این است که سر بینی نیز اضافه شود،وفرقی ندارد که کافور را بر مواضع یادشده با دست بمالد و یا باپارچه بمالد، بلکه پاشیدن کافور در آن مواضع هم جائز است ومستحب است که بر مفاصل، سر، ریش، سینه، فرج، گردن،شانهها، آرنجها و پشت دستان نیز مالیده شود.
۲ - وقت حنوط کردن بعد از غسل )یا تیمّم( است چه پیش از کفن کردن باشد یا بعد و یا در هنگام آن، و بهتر این است که پیش از کفن کردن حنوط شود، و احتیاط این است که کافور طاهر، مباح،ساییده شده و خوشبو باشد.
۳ - شخص مُحرِم که قبل از طواف مرده باشد، از حنوط کردن استثناشده است.
۴ - در حنوط، مسمّای آن کفایت میکند و بهتر این است که وزن آن به اندازه سیزده درهم و یک سوم درهم )در حدود هفت مثقال صیرفی( باشد و حدّاقل آن یک مثقال شرعی )سه چهارم مثقال صیرفی( و بهتر از آن چهار درهم است.
۵ - اگر حنوط کردن با کافور امکان نداشته باشد وجوب آن ساقطمی شود.
۶ - مستحب است کافور، با مقداری از تربت قبر امام حسین علیه السلام مخلوط گردد، و مکروه است که به دنبال جنازه بخوردان حمل شود.
۷ - مستحب است که در حنوط از پیشانی آغاز کند.
۸ - مستحب است که همراه میّت دو جریده )دو چوب تازه و سبز(گذاشته شود و بهتر این است که از نخل خرما باشد، و گرنه از سدرو گرنه از خلاف )بید( یا انار باشد و اگر درختان یادشده دردسترس نباشد از هر درخت دیگر هم درست است و باید تر باشدو چوب خشک فائدهای ندارد، و باید هر یک به اندازه یک ذراع طول داشته باشد.
۹ - جریده اوّل در طرف راست میّت روی استخوان بالای سینه نزدیک گردن )استخوان چنبره یا ترقوه( و چسپیده به بدن گذاشته شود و جریده دوّم در سمت چپ میّت و در همان محلّ ولی روی پیراهن و زیر سرتاسری قرار داده شود.
۱۰ - اگر دو جریده در قبر میّت گذاشته نشود، روی قبر او بگذارند.
۱۱ - اگر روی هر دو جریده، اسم میّت و اسم پدرش و اینکه او به شهادتین و ائمّه دوازده گانه علیهم السلام شهادت میدهد، نوشته شودنیکو خواهد بود.
۱۲ - مستحب است که مؤمنین از وفات برادر مؤمن شان مطّلع شوند تااز ثواب حضور در تشییع جنازه بهره مند گردند، و مستحب است که شخص تشییع کننده در هنگام تشییع، دعاهای روایت شده از معصومین را بخواند و به دنبال جنازه پیاده راه برود و نه سواره وهمچنان نعش را بر شانههای خود حمل کنند نه روی وسایل نقلیّه مگر در هنگام ضرورت، و هم چنین مستحب است که تشییع کننده، خاشع باشد و اندیشه کند و از دیدن جنازه عبرت بگیردوپشت سر جنازه یا دو طرف آن حرکت کند نه جلو آن، و جامه تزئین شده روی نعش گذاشته نشود و جنازه را چهار نفر حمل کنند.
۱۳ - مستحب است که تشییع کننده از چهار گوشه جنازه )تربیع(بگیرد و بهتر این است که از طرف راست میّت شروع کند و بر شانه راست خود بگذارد و بعد گوشه عقب تابوت را روی شانه راست خود حمل کند و سپس گوشه دیگر آن را روی شانه چپ خودحمل کند و بعد به جلو تابوت برود و سمت چپ میّت را روی شانه چپ خود حمل نماید.
۱۴ - مستحب است صاحب عزا پا برهنه راه برود و ردای خود راوارونه بپوشد تا شناخته شود که او صاحب مصیبت است.
۱۵ - خنده کردن و کارهای لهو و لعب در کنار جنازه مکروه است،وهم چنین مکروه است که غیر صاحب مصیب، ردای خود راوارونه بپوشد، و هم چنین مکروه است سخن گفتن به غیر ذکرخداوند و اینکه جنازه را خیلی بسرعت ببرند و اینکه تشییع کننده دست بر ران یا دست بر روی دست خود بزند و اینکه بدنبال جنازه بخوردان حمل شود.
ز - نماز میّت
احادیث شریف
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"ینبغی لأولیاء المیّت منکم أن یؤذنوا اخوان المیّت بموته،فیشهدون جنازته ویصلّون علیه ویستغفرون له فیکتب لهم الأجر ویکتب)ویکتسب( للمیّت الاستغفار ویکتسب هو الأجر فیهم وفیما اکتسب له من الاستغفار"[۱۶۴].
"برای اولیای میّت شایسته است که فوت او را برای مؤمنین اعلام کنند تا آنان در جنازه او حضور یابند و بر او نماز بگذارند و برای اوآمرزش بطلبند و بدین ترتیب هم برای آنان و هم برای خود میّت،پاداش و آمرزش نصیب خواهد شد."
۲ - گروهی از مردم یهود نزد رسول خداصلی الله علیه وآله آمدند و مسائلی را ازآن حضرت پرسیدند تا آنجا که حضرت فرمود:
"وما من مؤمن یصلّی علی الجنائز إلّا أوجب اللَّه له الجنّة إلّا أن یکون منافقاً أو عاقّاً"[۱۶۵].
"هیچ مؤمنی نیست که بر میّت نماز بخواند مگر اینکه خداوندبهشت را برای او واجب میگرداند جز کسی که منافق یا عاقّ والدین باشد."
۳ - از امام صادق علیه السلام سئوال شد که بر کودک چه وقت نماز خوانده میشود؟ فرمود:
"إذا عقل الصلاة. قلت: متی تجب الصلاة علیه؟ فقال: إذا کان ابن ستّ سنین والصیام إذا أطاقه"[۱۶۶].
"زمانی که نماز را بفهمد. گفتم: چه زمان نماز بر کودک واجب میشود؟ فرمود: وقتی به شش سالگی برسد، و روزه گرفتن، هرگاه تحمّل آن را داشته باشد."
۴ - امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام نقل میکند:
"یورث الصبی ویصلّی علیه إذا سقط من بطن اُمّه فاستهلّ صارخاًوإذا لم یستهلّ صارخاً لم یورث ولم یصلّ علیه"[۱۶۷].
"کودک ارث میبرد و بر او نماز خوانده میشود، اگر که از شکم مادر زنده متولدّ شود، یعنی صدایی از او شنیده شود و اگر بعد ازسقط از شکم مادر، هیچ فریادی از او شنیده نشود نه ارث میبرد و نه بر او نماز خوانده شود."
۵ - از امام موسی بن جعفرعلیه السلام نقل شده است:
"سألته عن الرجل یصلّی، له أن یکبّر قبل الإمام؟ قال: لا یکبّر إلّا مع الإمام فإن کبّر قبله أعاد التکبیر"[۱۶۸].
"از او پرسیدم: کسی که نماز میّت میخواند، آیا میتواند قبل ازامام تکبیر بگوید؟ فرمود: تنها همراه با امام تکبیر بگوید و اگر قبل ازامام تکبیر گفت باید تکبیر را اعاده کند."
۶ - جابر از ابی جعفر نقل میکند:
"قلت: أرأیت إن فاتنی تکبیرة أو أکثر؟ قال: تقضی ما فاتک. قلت:استقبل القبلة؟ قال: بلی وأنت تتبع الجنازة"[۱۶۹].
"به امام باقرعلیه السلام گفتم: اگر در نماز میّت یک یا چند تکبیر از من فوت شود )یعنی قبل از رسیدن من چند تکبیر را گفته باشند( چه کارکنم؟ فرمود: آنچه را فوت شده قضا کن. گفتم: آیا رو به قبله قضاکنم؟ گفت: بلی روبه قبله قضا میکنی، در حالیکه جنازه را هم دنبال مینمایی."
۷ - از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
"سألته عن الحائض تصلّی علی الجنازة؟ فقال: نعم، ولا تقف معهم، والجنب یصلّی علی الجنازة"[۱۷۰].
"از او پرسیدم که آیا حائض میتواند بر میّت نماز بخواند؟فرمود: بلی، ولی همراه مردان نمیایستد. و جنب هم میتواند برمیّت نماز بخواند."
۸ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"یصلّی علی الجنازة أوْلی الناس بها أو یأمر من یحبّ"[۱۷۱].
"کسیکه به میّت نزدیکتر است، بر او نماز میگذارد، یا به هر کس که دوست دارد دستور دهد."
۹ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا حضر الإمام الجنازة فهو أحقّ الناس بالصلاة علیها"[۱۷۲].
"وقتی امام بر جنازه حاضر شود، او شایستهترین مردم است برای خواندن نماز میّت."
۱۰ - ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
"سألته عن المرأة تموت من أحقّ أن یصلّی علیها؟ قال: الزوج.قلت: الزوج أحقّ من الأب والأخ والولد، قال: نعم"[۱۷۳].
"سئوال کردم که زن میمیرد چه کسی شایسته تر است که بر اونماز بخواند؟ فرمود: شوهر. گفتم: شوهر از پدر و برادر و فرزند،شایسته تر است؟ فرمود: بلی."
۱۱ - زراره از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"قلت: المرأة تؤمّ النساء؟ قال: لا، إلّا علی المیّت إذا لم یکن أحدأوْلی منها، تقوم وسطهنّ فی الصف معهنّ فتکبّر ویکبّرن"[۱۷۴].
"گفتم: آیا زن میتواند در نماز میّت، برای زنان دیگر امامت کند؟فرمود: نه، مگر اینکه میّت غیر از آن زن، کس دیگری را نزدیکتر از اونداشته باشد. در این صورت آن زن در وسط زنان در صف با آنهامی ایستد و تکبیر میگوید و آنان هم تکبیر میگویند."
۱۲ - یسع بن عبداللَّه قمّی میگوید:
"سألت أبا عبداللَّه علیه السلام عن الرجل یصلّی علی جنازة وحده؟ قال:نعم. قلت: فاثنان یصلّیان علیها؟ قال: نعم، ولکن یقوم الآخر خلف الآخر ولا یقوم بجنبه"[۱۷۵].
"از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا مرد میتواند به تنهایی بر میّت نماز بخواند؟ فرمود: بلی. گفتم: دو نفر هم میتوانند بر میّت نمازبخوانند؟ فرمود: بلی، ولی باید یکی پشت سر دیگری بایستد نه درکنار او."
۱۳ - محمّد بن علی بن الحسین علیه السلام فرمود:
"إنّ النساء کنّ یختلطن بالرجال فی الصلاة علی الجنائز، فقال النبیّ صلی الله علیه وآله: أفضل المواضع فی الصلاة علی المیّت الصفّ الأخیر،فتأخّرن إلی الصف الأخیر فیبقی فضله علی ما ذکره"[۱۷۶].
"در نماز بر میّت، زنان با مردان مخلوط میشدند، پس پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: بهترین جا برای نماز بر میّت، صف اخر است. پس زنان به صف آخر رفتند و فضیلت صف آخر همچنان باقی ماند."
تفصیل احکام
۱ - نماز گذاردن میّت مسلمان، واجب است. نماز بر میّت کودک تاقبل از رسیدن به شش سالگی واجب نیست اگر چه جائز است درصورتیکه زنده متولّد شده باشد.
۲ - نماز بر جنازه غیر مسلمانان یا کسی که محکوم به کفر شده است مانند مرتدّ، جائز نیست، و میّتی که در بلاد مسلمین پیدا شده است، بر او نماز خوانده میشود و هم چنین بنابر احتیاط بر میّتی که در سایر بلاد پیدا شده باشد، ولی احتمال دارد که مسلمان باشد نماز خوانده میشود.
۳ - در کفایت نماز، ایمان نماز گزار شرط است و هم چنین بنابر احوطاذن ولی نیز شرط است، امّا نماز کودک بنابر احوط کفایت نمیکند.
۴ - وقت نماز میّت، بعد از غسل و کفن است و اگر غسل و کفن امکان نداشته باشد، بعد از پوشاندن عورتش، بر او نماز گزارده شودواگر دفن شده، در همان حالت بر او نماز خوانده میشود و تغییردادن وضعیّت او بنابر اقوی جائز نیست.
۵ - نماز میّت بصورت جماعت نیز جائز است و در این صورت همگی باید نیّت وجوب نمایند و اگر برخی نماز میّت رابجاآوردند و دسته دوم که میخواهند نماز بخوانند، باید نیّت استحباب کنند.
۶ - بر اعضای میّت، در صورتیکه قلب میّت در میان آن عضوها باشد،بر آنها نماز خوانده میشود.
۷ - اگر اولیای میّت متعدّد باشند باید از همگی اجازه گرفته شود و اگرولیّ میّت، زن باشد جائز است خودش بر میّت نماز بگذارد یا به دیگران اجازه دهد که بر او نماز بخوانند.
۸ - نماز میّت با جماعت، افضل است و شرایط جماعت در این جامانند شرایط جماعت در نمازهای واجب دیگر است ولی امام دراین جا نسبت به مأمومین، وظیفه دیگری جز اجازه گرفتن از ولیّ بر عهده ندارد.
۹ - بنابر احوط باید مأموم پشت سر امام بایستد و زنان پشت سر مردان بایستند و حائض به تنهایی در یک صف بایستد.
۱۰ - وقتی که به نماز میّت حاضر شدی، اگر دیدی که امام بعضی ازتکبیرات را گفته است، میتوانی همراه با امام تکبیر بگویی و بعداز پایان یافتن نماز امام، تکبیرات باقیمانده را با دعای آن تکمیل کنی و اگر بترسی از اینکه جنازه را بردارند، تکبیرات باقیمانده راپشت سرهم بدون دعا بگو و یا در حالیکه به دنبال جنازه حرکت میکنی، بقیّه تکبیرات را بگو.
ح - چگونگی نماز میّت
احادیث شریف
۱ - محمّد بن مهاجر از مادرش امّ سلمه نقل میکند:
"سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول: کان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله إذا صلّی علی میّت کبّر وتشهّد ثمّ کبّر وصلّی علی الأنبیاء ودعا ثمّ کبّر ودعا للمؤمنین)واستغفر للمؤمنین والمؤمنات(، ثمّ کبّر الرابعة ودعا للمیّت، ثمّ کبّرالخامسة وانصرف، فلمّا نهاه اللَّه عزّ وجلّ عن الصلاة علی المنافقین کبّروتشهدّ ثمّ کبّر وصلّی علی النبیّین ثمّ کبّر ودعا للمؤمنین، ثمّ کبّر الرابعةوانصرف ولم یدع للمیّت"[۱۷۷].
"از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت: پیامبر خدا وقتی که برمیّت نماز میگذاشت، تکبیر میگفت و شهادتین را میخواند، سپس تکبیر میگفت و به پیامبران صلوات میفرستاد و دعا میکرد، سپس تکبیر میگفت و برای مؤمنین و مؤمنات دعا میکرد و آمرزش میطلبید، سپس تکبیر چهارم را میگفت و برای میّت دعا می کردو سپس تکبیر پنجم را میگفت و نماز را به پایان میرسانید. وچون خداوند آن حضرت را از نماز بر منافقین نهی کرد، بعد از تکبیر چهارم نماز را به پایان میرسانید، و برای میّت دعا نمیکرد."
۲ - زراره از امام صادق علیه السلام دربارهٔ نماز میّت نقل میکند که امام فرمود:
"تکبّر، ثمّ تصلّی علی النبیّ صلی الله علیه وآله، ثمّ تقول: اللّهمّ عبدک ابن عبدک ابن أمتک، لا أعلم )منه( إلّا خیراً، وأنت أعلم به )منّا(، اللّهمّ إن کان محسناًفزد فی إحسانه )حسناته( وتقبّل منه، وإن کان مسیئاً فاغفر له ذنبه وافتتح له فی قبره، واجعله من رفقاء محمّدصلی الله علیه وآله، ثمّ تکبّر الثانیة وتقول:اللّهمّ إن کان زاکیاً فزکّه، وإن کان خاطئاً فاغفر له، ثمّ تکبّر الثالثة وتقول:اللّهمّ لا تحرمنا أجره ولا تفتنا بعده، ثمّ تکبّر الرابعة وتقول: اللّهمّ اکتبه عندک فی علیّین، واخلف علی عقبه فی الغابرین، واجعله من رفقاءمحمّدصلی الله علیه وآله، ثمّ کبّر الخامسة وانصرف"[۱۷۸].
"تکبیر می گوئی و سپس بر پیامبرصلی الله علیه وآله صلوات میفرستی و سپس می گوئی: "اللّهمّ عبدک ابن عبدک ابن أمَتک لا أعلم منه إلّا خیراً وأنت أعلم به منّا. اللّهمّ إن کان محسناً فزد فی إحسانه وتقبّل منه، وإن کان مسیئاً فاغفر له ذنبه وافسح له فی قبره واجعله من رفقاء محمّدصلی الله علیه وآله"پس تکبیر دوم را میگویی و بعد از آن میگویی: "اللّهمّ إن کان زاکیاًفزکّه وإن کان خاطئاً فاغفر له"، و بعد از تکبیر سوم میگویی: "اللّهمّ لا تحرمنا أجره ولا تفتنا بعده"، و بعد از تکبیر چهارم میگویی:"اللّهمّ اکتبه عندک فی علّیین، واخلف علی عقبه فی الغابرین،واجعله من رفقاء محمّدصلی الله علیه وآله"، یس تکبیر پنجم را میگویی ومنصرف میشوی."
۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"مات رجل من المنافقین فخرج الحسین بن علی علیه السلام یمشی فلقیه مولی له فقال له: إلی أین تذهب؟ فقال: أفرّ من جنازة هذا المنافق أن اُصلّی علیه، فقال له الحسین: قم إلی جنبی فما سمعتنی أقول فقل مثله،قال: فرفع یدیه فقال: اللّهمّ اخزِ عبدک فی عبادک وبلادک، اللّهمّ اصله أشدّنارک، اللّهمّ أذقه حرّ )أحرّ( عذابک، فإنّه کان یتولّی أعدائک، ویعادی أولیائک، ویبغض أهل بیت نبیّک"[۱۷۹].
"مردی از منافقین فوت کرد پس حسین بن علی علیه السلام از منزل خارج شده و راه میرفت که یکی از دوستانش آن حضرت را ملاقات کرد.حسین بن علی گفت: به کجا میروی؟ گفت: فرار میکنم از اینکه برجنازه این منافق نماز بخوانم. حسین علیه السلام به او گفت: بیا در کنار من بایست، هرچه من میگویم تو هم بگو، پس دستانش را بلند کرد وفرمود: "اللّهمّ اخز عبدک فی عبادک وبلادک، اللّهمّ اصله أشدَّ نارک،اللّهمّ أذقه حرّ )أحرّ( عذابک، فإنّه کان یتولّی أعداءک، ویعادی أولیاءک، ویبغض أهل بیت نبیّک."
۴ - ابو بصیر میگوید:
"قلت لأبی عبداللَّه علیه السلام: لأیّ علّة )شی ء( نکبّر علی المیّت خمس تکبیرات، ویکبّر مخالفونا بأربع تکبیرات؟ قال: لأنّ الدعائم التی بُنِی علیها الإسلام خمس: الصلاة، والزکاة، والصوم، والحجّ، والولایة لنا أهل البیت، فجعل اللَّه للمیّت من کلّ دعامة تکبیرة، وإنّکم أقررتم بالخمس کلّها، وأقرّ مخالفوکم بأربع وأنکروا واحدة، فمن ذلک یکبّرون علی موتاهم أربع تکبیرات، وتکبّرون خمساً"[۱۸۰].
"به امام صادق علیه السلام عرض کردم که به چه علّت بر میّت پنج تکبیرمی گوئیم در حالیکه مخالفین ما چهار تکبیر میگویند؟ فرمود: چون ستونهایی که اسلام بر آنها بنا شده پنج است: نماز، زکات، روزه،حجّ و ولایت ما اهل بیت، و لذا از هر ستونی برای میّت یک تکبیرقرار داده شده است و شما هر پنج ستون را قبول دارید، امّا مخالفین شما چهار ستون را قبول داشته و یکی را منکرند. بنابراین آنان برمردگان خود چهار تکبیر و شما پنج تکبیر میگویید."
۵ - ابو بصیر از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"کبّر رسول اللَّه صلی الله علیه وآله علی حمزة سبعین تکبیرة، وکبّر علیّ علیه السلام عندکم علی سهل بن حنیف خمساً وعشرین تکبیرة، قال: کبّر خمساً خمساً،کلّما أدرکه الناس قالوا: یا أمیر المؤمنین، لَمْ ندرک الصلاة علی سهل فیضعه فیکبّر علیه خمساً، حتی انتهی إلی قبره خمس مرّات"[۱۸۱].
"رسول خداصلی الله علیه وآله بر جنازه حمزه هفتاد تکبیر گفت وعلی علیه السلام برجنازه سهل بن حنیف بیست و پنج تکبیر گفت، بدین ترتیب که پنج تاپنج تا تکبیر میگفت، زیرا هر بار که مردم برای نماز میآمدند،میگفتند: یا امیر المؤمنین! ما نماز بر سهل را درک نکردیم پس میّت را میگذاشتند و حضرت پنج تکبیر میگفت و تا زمانی که بر قبرش رسیدند نماز پنج بار تکرار شد."
۶ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"لیس فی الصلاة علی المیّت قراءة ولا دعاء موقّت، تدعو بما بدالک، وأحقّ الموتی أن یدعی له المؤمن، وأن یبدأ بالصلاة علی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله"[۱۸۲].
"نماز میّت، قرائت و دعای مُعیّنی ندارد، هرچه خواستی دعاکن، و مؤمن شایستهترین فردی است که برای او دعا شود، و نماز برمیّت با صلوات بر رسول خداصلی الله علیه وآله آغاز گردد."
۷ - امام رضاعلیه السلام فرمود:
"علّت اینکه نماز میّت رکوع و سجود ندارد این است که هدف ازاین نماز تنها شفاعت برای این بندهای است که از ما ترک خود بریده وبه آینده خود نیازمند است و ما نماز میّت را بدون وضو تجویزکردیم چون رکوع و سجود ندارد.[۱۸۳]"
۸ - از ابوالحسن رضاعلیه السلام سئوال شد دربارهٔ نماز میّت، فرمود:
"سألته عن الصلاة علی المیّت قال: أمّا المؤمن فخمس تکبیرات،وأمّا المنافق فأربع ولا سلام فیها"[۱۸۴].
"نماز میّت مؤمن پنج تکبیر دارد و منافق چهار و این نماز سلام ندارد."
۹ - راوی میگوید:
"صلّیت خلف أبی عبداللَّه علیه السلام علی جنازة فکبّر خمساً، یرفع یده فی کلّ تکبیرة"[۱۸۵].
"من بر جنازهای پشت سر امام صادق علیه السلام نماز خواندم پس آن حضرت پنج تکبیر گفت و در هر تکبیر دستانش را بلند میکرد."
۱۰ - امام صادق، از پدرش، از علی علیه السلام روایت میکند که:
"آن حضرت هر زمان که بر جنازهای نماز میخواند از محلّ نمازبلند نمیشد تا اینکه جنازه را بر سر دست مردم میدید.[۱۸۶]"
۱۱ - زید بن علی، از پدرانش، از علی علیه السلام نقل میکند که آن حضرت در نماز بر طفل میگفت:
"اللّهمّ اجعله لأبویه ولنا سلفاً وفرطاً وأجراً.[۱۸۷]"
۱۲ - از حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام، روایت شده است که سئوال کردند آیا میتوان پیش از امام تکبیر گفت؟ فرمود:
"لا یکبّر إلّا مع الإمام، فإن کبّر قبله أعاد التکبیر"[۱۸۸].
تکبیر نگوید، مگر همراه با امام و اگر قبل از امام تکبیر بگوید بایدتکبیر را اعاده نماید.
۱۳ - از امام صادق علیه السلام سئوال شد دربارهٔ میّتی که بر او نماز خوانده شده است و بعد از نماز امام جماعت، متوجّه شدند که میّت برعکس گذاشته شده یعنی پاهایش در محلّ سرش گذاشته شده است؟ امام فرمود:
"یسوّی وتعاد الصلاة علیه، وإن کان قد حمل ما لم یدفن، فإن دفن فقد مضت الصلاة علیه، ولا یصلّی علیه وهو مدفون"[۱۸۹].
"میّت را درست بگذارند و نماز را اعاده کنند، اگر چه میّت را ازمحلّش برداشته باشند و دفن نشده باشد امّا اگر بعد از دفن متوجّه شدند، نماز صحیح بوده و دو باره بر او در حالیکه مدفون است نمازخوانده نمیشود."
۱۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا بأس بالصلاة علی الجنائز حین تغیب الشّمس وحین تطلع إنّماهو استغفار"[۱۹۰].
"نماز بر جنازه در هنگام غروب یا طلوع خورشید اشکال ندارد،زیرا این نماز یکنوع استغفار وطلب آمرزش است."
۱۵ - محمّد بن مسلم از یکی از دو امام علیه السلام نقل میکند:
"سألته عن الرجل تفجأه الجنازة وهو علی غیر طهر قال: فلیکبّرمعهم"[۱۹۱].
"از او سئوال کردم دربارهٔ شخصی که طهارت ندارد امّا جنازه رسیده، آیا میتواند نماز بخواند؟ فرمود: با سایر نمازگزاران تکبیربگوید )نماز میّت بخواند(."
۱۶ - حلبی میگوید:
"سئل أبو عبداللَّه علیه السلام عن الرجل تدرکه الجنازة وهو علی غیر وضوء،فإن ذهب یتوضّأ فاتته الصلاة قال: یتیمّم ویصلّی"[۱۹۲].
"از امام صادق علیه السلام سئوال شد دربارهٔ مردی که جنازه حاضرگردیده است، امّا او وضوء ندارد و اگر برود وضوء بگیرد نماز فوت میشود. فرمود: تیمّم کند ونماز بخواند."
۱۷ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا دخل وقت صلاة مکتوبه فابدأ بها قبل الصلاة علی المیّت، إلّاأن یکون المیّت مبطوناً أو نفساء أو نحو ذلک"[۱۹۳].
"زمانی که وقت نماز واجب فرارسد، قبل از نماز میّت به نمازواجب شروع کن مگر اینکه میّت مبطون یا نفساء ) زنی که در حال زایمان مرده( و مانند آن باشد."
۱۸ - از امام صادق علیه السلام سئوال شد دربارهٔ دو یا سه میّت که چگونه بر آنان نماز خوانده شود؟ در جواب فرمود:
"إن کان ثلاثة أو اثنین أو عشرة أو أکثر من ذلک فلیصلِّ علیهم صلاةواحدة، یکبّر علیهم خمس تکبیرات، کما یصلّی علی میّت واحد، ومن)قد( صلّی علیهم جمیعاً یضع میّتاً واحداً ثمّ یجعل الآخر إلی الیة الأوّل،ثمّ یجعل )رأس( الثالث إلی الیة الثانی شبه المدرج، حتی یفرغ منهم کلّهم ما کانوا، فإذا سوّاهم هکذا قام فی الوسط فکبّر خمس تکبیرات،یفعل کما یفعل إذا صلّی علی میّت واحد، سئل فإن کان الموتی رجالاًونساء؟ قال: یبدء بالرجال فیجعل رأس الثانی إلی الیة الأوّل حتی یفرغ من الرجال کلّهم، ثمّ یجعل رأس المرأة إلی إلیة الرجل الأخیر، ثمّ یجعل رأس المرأة الاُخری إلی إلیة المرأة الاُولی حتی یفرغ منهم کلّهم، فإذاسوّی هکذا قام فی الوسط وسط الرجال فکبّر وصلّی علیهم کما یصلّی علی میّت واحد"[۱۹۴].
"اگر سه یا دو یا ده یا بیشتر از آن باشند، برای همه آنان یک نمازخوانده میشود وپنج تکبیر برای همه آنان گفته میشود، همانطور که برای یک میّت نماز خوانده میشود و کسی که بر همه آنان نمازمی خواند، میّت اول را در زمین بگذارد و سپس سر میّت دوم را برابرباسن میّت اول و سر میّت سوم را هم برابر باسن میّت دوم قرار دهدوهکذا چهارم و پنجم را تا آخر، همانند پلّه. بعد از فراغت از این کار،در وسط همه آنان بایستد و پنج تکبیر بگوید و همان کاری را بکند که در نماز یک میت میکند. سئوال شد که اگر مردگان، زن و مرد باشندچه باید کرد؟ فرمود: از مردان شروع کند یعنی میّتهای مرد را به ترتیبی که در بالا گفته شد بگذارد و سپس میّت زن را برابر باسن میّت مرد اخیر بگذارد و هم چنین سر میّت زن دوم را برابر باسن زن اول قرار دهد تا آخر ... بعد در وسط مردان بایستد و تکبیر بگوید و نمازبخواند همانطور که بر یک میّت نماز میخواند."
۱۹ - از امام موسی بن جعفرعلیه السلام روایت شده است:
"سألته عن قوم کبّروا علی جنازة تکبیرة أو اثنتین ووضعت معهااُخری کیف یصنعون؟ قال: إن شاؤوا ترکوا الاُولی حتی یفرغوا من التکبیر علی الأخیرة وإن شاؤوا رفعوا الاُولی وأتمّوا ما بقی علی الأخیرةکلّ ذلک لا بأس به"[۱۹۵].
"از او سئوال کردم دربارهٔ گروهی که بر جنازهای نماز میگذارند،یک یا دو تکبیر گفتند و در همین حال جنازه دیگری را در کنار جنازه اوّل گذاشتند، چه کار کنند؟ فرمود: اگر خواستند جنازه اول را هم همانجا بگذارند تا از نماز بر دوم فارغ شوند و اگر هم خواستند پس ازاتمام نماز اول جنازه اول را بردارند و باقیمانده تکبیرات جنازه دوم رااتمام کنند، همه اینها اشکال ندارد."
۲۰ - راوی میگوید:
"قلت لأبی الحسن الرضاعلیه السلام: قوم کسر بهم فی بحر فخرجوا یمشون علی الشطّ فإذا هم برجل میّت عریان والقوم لیس علیهم إلّا منادیل متّزرین بها، ولیس علیهم فضل ثوب یوارون الرجل فکیف یصلّون علیه وهو عریان؟ فقال: إذا لم یقدروا علی ثوب یوارون به عورته فلیحفرواقبره ویضعوه فی لحده ویوارون عورته بلبن أو أحجار أو تراب ثمّ یصلّون علیه ثمّ یوارونه فی قبره. قلت: ولا یصلّون علیه وهو مدفون بعد مایدفن؟ قال: لا، لو جاز ذلک لأحد لجاز لرسول اللَّه صلی الله علیه وآله فلا یصلّی علی المدفون ولا علی العریان"[۱۹۶].
"به امام ابوالحسن الرضاعلیه السلام گفتم: گروهی کشتی شان در دریاشکسته شده است و آنان از دریا بیرون آمده و در ساحل قدم می زدندکه مرد مرده برهنهای را دیدند و آنان هم جز لُنگی که برای خود اِزاروساتر عورت ساخته بودند چیز اضافهای که بتواند میّت برهنه رابپوشاند، نداشتند پس چگونه بر او نماز بخوانند در حالیکه او برهنه است؟ فرمود: اگر لباسی که عورت او را بپوشاند نداشته باشند، پس برای او قبری حفر کنند و او را در میان قبرش بگذارند و عورت او را باآجر یا سنگ یا خاک بپوشانند، بعد بر او نماز بگذارند و سپس درقبرش بخاک بسپارند. پرسیدم: اگر میّت دفن شده باشد بر او نمازخوانده نمیشود؟ فرمود: نه، اگر این کار برای کسی جائز می بودبرای رسول خداصلی الله علیه وآله جائز میبود، پس بر میّت دفن شده و میّت برهنه نماز خوانده نمیشود."
۲۱ - از امام صادق علیه السلام سئوال شد که:
"شارب الخمر والزانی والسارق یصلّی علیهم إذا ماتوا؟ فقال: نعم"[۱۹۷].
"آیا بر میّت شرابخوار و زناکار و دزد نماز خوانده میشود؟ درجواب فرمود: بلی."
۲۲ - علی بن جعفر میگوید:
"انّه سأل أخاه موسی بن جعفرعلیه السلام عن الرجل یأکله السبع أو الطیرفتبقی عظامه بغیر لحم کیف یصنع به؟ قال: یغسّل ویکفّن ویصلّی علیه ویدفن"[۱۹۸].
"از برادرش امام موسی بن جعفرعلیه السلام پرسید دربارهٔ مردیکه درنده یا پرنده او را خورده و تنها استخوانش بدون گوشت باقی مانده است با او چه باید کرد؟ فرمود: غسل و کفن میشود و بر او نماز خوانده میشود و به خاک سپرده میشود."
۲۳ - از امام صادق علیه السلام سئوال شد که آیا زنان بر میّت نمازمی خوانند؟ فرمود:
"إنّ زینب بنت رسول اللَّه صلی الله علیه وآله توفّیت وأنّ فاطمة-سلام اللَّه علیها-خرجت فی نسائها فصّلت علی اُختها"[۱۹۹].
"زینب دختر پیامبر خداصلی الله علیه وآله فوت کرد و حضرت فاطمه- سلام اللَّه علیها- با زنان همراه خود بیرون شد و بر جنازه خواهر خود نمازخواند."
تفصیل احکام
۱ - کیفیّت معروف در نماز میّت این است که پنج تکبیر بگوئی، بعد ازتکبیر اوّل شهادت به توحید و رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله میدهی وبعد از تکبیر دوّم بر محمّد و آل اوصلی الله علیه وآله صلوات میفرستی و بعد ازتکبیر سوم برای مؤمنین و مؤمنات دعا میکنی و بعد از تکبیرچهارم برای خود میّت دعا میکنی و آمرزش میطلبی و با تکبیرپنجم نماز تمام میشود.
۲ - اگر اذکار مختلف را بعد از تکبیر اوّل بخوانی و از تکبیر دوم دعاوطلب آمرزش برای میّت را شروع کنی، جائز است زیرا نماز میّت دعا است و چیز واجب مشخّص غیر از دعا برای میّت نداردوبهتر این است که شهادتین را هم اضافه کنی و در روایاتی که گذشت دربارهٔ کیفیّتهای نماز میّت هم اشاراتی وجود داشت.
۳ - چهار تکبیر برای نماز میّت کفایت نمیکند مگر برای تقیّه یا اینکه میّت منافق باشد. در صورتی که از حدّ واجب کمتر تکبیر گفته باشد، اگر موالات باقی است باید تکبیرات را تکمیل کند و اگرموالات از بین رفته باشد نماز را اعاده نماید.
۴ - در هنگام نماز بر میّت، دعا کردن با زبانهای دیگر جائز است مشروط بر اینکه حداقلّ اذکار واجب، به زبان عربی خوانده شود.
۵ - نماز میّت، سلام و هم چنین رکوع و سجود هم ندارد و کسی که به قصد تشریع، این امور را در نماز میّت اضافه کند، بدعت کرده است.
۶ - جائز است در دعاهای نماز با ضمیر مذکّر یا مؤنّث به میّت اشاره کنی مخصوصاً در صورتی که جنس او را هم ندانی، بدین ترتیب که اگر ضمیر را مذکّر آوردی، منظورت بدن یا نعش باشد و اگرمؤنّث آوردی به جنازه اشاره کرده باشی.
۷ - اگر ندانی که تکبیر چندم را گفتهای، بنا را بر حداقل بگذار مگراینکه دلیلی بر حداکثر داشته باشی.
۸ - واجب است در هنگام نماز، میّت به پشت گذاشته شود و سر میّت به طرف راست نماز گزار قرار بگیرد و نماز گزار، پشت میّت بایستد و بین او و میّت، حایلی نباشد و جنازه از نمازگزار دورنباشد مگر اینکه صفوف جماعت متّصل بهم باشد و هم چنین واجب است نمازگزار رو به قبله بایستد و در موقع نماز، میّت غسل و کفن شده باشد و اگر کفن نداشته باشد، عورت او پوشانده شود.
۹ - نمازگزار در حین نماز میّت باید ایستاده باشد و به گونهای استقرارداشته باشد که مخالف قیام و ایستادن نباشد، و اجزا و فصول نمازباید بطور متوالی و پشت سرهم خوانده شود به گونهای که صورت نماز حفظ گردد هم چنین نمازگزار باید میّت معیّنی را نیّت کند.
۱۰ - ولی نماز میّت در همه احکام مانند نماز واجب نیست، به عنوان مثال طهارت از حدث و خبث در نماز میّت واجب نیست وهم چنین شرایط لباس و مکان نمازگزار، در نماز میّت شرط نیست و احتیاط این است که از موانعی که نمازهای واجب را باطل میکند، در نماز میّت پرهیز شود و احوط این است که اموری مانند تکلّم و خنده و انحراف از قبله، در نماز میّت ترک شود.
۱۱ - اگر بر میّت نماز خوانده نشود تا اینکه دفن گردد، واجب است که بر روی قبر او نماز خوانده شود و هم چنین اگر بعد از دفن،معلوم شد که نماز خوانده شده، باطل میباشد، باید بر قبر اونماز بگذارند ولی نبش قبر بخاطر نماز جائز نیست و اگر بر او نمازخوانده نشود تا اینکه یک شب و روز از دفنش سپری شود، احوطاین است که بر او نماز خوانده شود و اگر جنازه بخاطر عواملی مانند سیل و غیره از قبر بیرون شود، بنابر احتیاط مستحبّ بر اونماز خوانده شود.
۱۲ - نماز میّت، وقت معیّنی ندارد، حتی در اوقاتی که نماز کراهت دارد، نماز میّت اشکال ندارد و اگر با وقت نماز فریضه تزاحم پیداکند، نماز فریضه مقدّم میشود تا وقت فضیلت آن از دست نرودونمازمیّت به تأخیر انداخته شود مگر اینکه خوف فاسد شدن جنازه یا دلیل دیگر باشد که در این صورت نماز میّت مقدّم میشود.
۱۳ - خواندن یک نماز مشترک بر مجموعهای از مردگان جائز است واگر امام بر جنازهای نماز میخواند که در همان حین، جنازه دیگری راهم حاضر کردند در این صورت چند راه وجود دارد:اوّل - اینکه تکبیرات باقیمانده را بطور مشترک برای جنازه اوّل ودوّم بخواند و سپس برای جنازه دوم، تکبیرات باقیمانده او رابطور اختصاص بخواند. دوم - این است که نماز اوّل را تمام کندبعد برای جنازه دوم نماز بخواند. سوم - اینکه جائز است نمازمیّت اوّل را قطع کند و برای هر دو جنازه از نو بطور مشترک نمازبخواند.
۱۴ - در نماز میّت، طهارت مستحب است و در صورت خوف فوت نماز، تیمّم هم جائز است.
۱۵ - مستحب است که نمازگزار در برابر وسط پیکر میّت مرد و دربرابر سینه میّت زن بایستد و مستحب است که پا برهنه باشد و درتکبیر اوّل بلکه در همه تکبیرات، دست خود را بلند نمایدونزدیک جنازه بایستد و در صورتیکه بخواهد مأمومین از اوتبعیّت کنند باید تکبیرات و دعاها را با صدای بلند بخواند.
۱۶ - مستحب است برای نماز میّت، موقعیّتی انتخاب شود که تردّدورفت و آمد مؤمنین زیاد باشد تا جماعت شرکت کننده نیز زیادشود. نماز میّت در مساجد -جز مسجدالحرام- مکروه است.
۱۷ - مستحب است در دعا برای میّت و برای مؤمنین، کوشش وتلاش شود و هم چنین مستحب است قبل از اقامه نماز، سه بار باعنوان "الصلاة" اعلام شود تا همه مطّلع شوند.
ط - میّت چگونه دفن میشود؟
- احادیث شریف
حکمت دفن
۱ - امام رضاعلیه السلام فرمود:
"إنّما اُمِر بدفن المیّت لئلا یظهر الناس علی فساد جسده، وقبح منظره، وتغییر رائحته، ولا یتأذّی الأحیاء بریحه، وما یدخل علیه من الآفة والفساد، ولیکون مستوراً عن الأولیاء والأعداء، فلا یشمت عدوّه،ولا یحزن صدیقه".
"اینکه به دفن میّت دستور داده شده است بدان جهت می باشدکه مردم، از متلاشی شدن بدن و زشتی منظر و قیافه و تغییر بوی)گندیده شدن( او مطّلع نشوند و زندگان از بوی بد و پوسیدگی وفساد او آزار نبینند و از دید دوست و دشمن پنهان بماند تا نه دشمن او شماتت کند و نه دوست او غمگین شود.[۲۰۰]"
حکمت دفن در حرم و در نجف اشرف:
۱ - عقبه بن علقمه میگوید:
"اشتری أمیر المؤمنین علیه السلام أرضاً ما بین الخورنق إلی الحیرة إلی الکوفة، وفی خبر آخر: ما بین النجف إلی الحیرة إلی الکوفة من الدهاقین بأربعین ألف درهم، واشهد علی شرائه، قال: فقلت له: یا أمیرالمؤمنین، تشتری هذا بهذا المال ولیس ینبت خطا؟ فقال: سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه وآله یقول: کوفان کوفان یرد أوّلها علی آخرها، یحشر من ظهرهاسبعون ألفاً یدخلون الجنّة بغیر حساب، فاشتهیت أن یحشروا من ملکی"[۲۰۱].
"امیر المؤمنین علیه السلام زمینی را بین خورنق تا حیره، تا کوفه و بنابرخبر دیگر، بین نجف تا حیره تا کوفه از دهقانان به چهل هزار درهم خرید و بر خرید آن شاهد گرفت، پس گفتم: یا امیر المؤمنین! آیا این زمین را که هیچ چیز در آن نمیروید با این قیمت زیاد میخری؟فرمود: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که میگفت: کوفه! کوفه! اول آن برآخر آن وارد میشود و از زمین آن هفتاد هزار نفر در قیامت محشورمی شوند که بدون حساب وارد بهشت میگردند. پس من میخواهم آنان از ملک من محشور شوند."
۲ - هارون بن خارجه میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"من دُفِن فی الحرم أمن من الفزع الأکبر، فقلت له: من برّ الناس وفاجرهم؟ قال: من برّ الناس وفاجرهم"[۲۰۲].
"کسی که در حرم دفن شود، از وحشت بزرگ )در روز قیامت(در امان خواهد بود. گفتم: هم افراد نیکوکار هم افراد فاجر؟ گفت:هم افراد نیکوکار و هم افراد فاجر."
۳ - محمّد بن علی بن الحسین میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ اللَّه أوحی إلی موسی بن عمران: أن اخرج عظام یوسف من مصر-إلی أن قال-: فاستخرجه من شاطئ النیل من صندوق مرمر، فلمّاأخرجه طلع القمر فحمله إلی الشام، فلذلک تحمل أهل الکتاب موتاهم إلی الشام"[۲۰۳].
"خداوند به حضرت موسی بن عمران وحی کرد که: استخوانهای یوسف را از مصر بیرون کن )تا اینکه گفت:( پس آن را از ساحل نیل از یک صندوق مرمرین بیرون کرد و چون بیرون آورد گویا ماه طلوع نمود پس آن را به شام منتقل کرد و از همین رو اهل کتاب مردگان خودرا به شام میبرند."
۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ النبیّ صلی الله علیه وآله نهی أن یعمّق القبر فوق ثلاثة أذرع"[۲۰۴].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله نهی فرمود از اینکه قبر، عمیقتر از سه ذراع حفرشود."
لحد یا شقّ
۱ - ابی همام اسماعیل بن همام از امام رضاعلیه السلام نقل میکند:
"قال أبوجعفرعلیه السلام حین أحضر: إذا أنا متُّ فاحفروا لی أو شقّوا لی شقّاً فإن قیل لکم: إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله لحّد له فقد صدقوا"[۲۰۵].
"امام باقرعلیه السلام موقعی که در حال احتضار قرار گرفته بود فرمود:وقتی من مُردم، لحدی را برای من حفر کنید یا شکافی را بشکافید.واگر برای شما گفته شود که برای رسول خداصلی الله علیه وآله لَحَدْ آماده کردندراست گفتهاند."
به میّت قبل از دفن، مهلت بده
۱ - یونس میگوید:
"حدیث سمعته عن أبی الحسن موسی علیه السلام ما ذکرته وأنا فی بیت إلّاضاق علیَّ، یقول: إذا أتیت بالمیّت إلی شفیر القبر فأمهله ساعة فإنّه یأخذ اهبته للسؤال"[۲۰۶].
"سخنی شنیدم از امام موسی کاظم علیه السلام که هر وقت آن را به یادمی آورم و در خانهای هستم، آن خانه برای من تنگ میشود)احساس سختی و تنگی میکنم( و آن این است که حضرت میگفت: وقتی میّت را به لب گور آوردید، ساعتی به او مهلت دهیدتا برای سؤال قبر آماده شود."
۲ - صدوق میگوید:
"وفی حدیث آخر: إذا أتیت بالمیّت القبر فلا تفدح به القبر؛ فإنّ للقبر أهوالاً عظیمة، وتعوّذ من هول المطلع، ولکن ضعه قرب شفیر القبرواصبر علیه هنیئة ثمّ قدّمه قلیلاً واصبر علیه لیأخذ اهبته ثمّ قدّمه إلی شفیر القبر"[۲۰۷].
"در حدیث دیگر است: وقتی میّت را نزدیک قبر آوردی،یکمرتبه او را وارد قبر نکن؛ زیرا قبر هول و هراس عظیمی دارد و ازهول قبر به خدا پناه ببر. میّت را نزدیک لب قبر بگذار و لحظهای درنگ کن سپس کمی جلوتر ببر و باز هم درنگ کن تا میّت برای قبرآمادگی بگیرد. سپس او را تا لب گور جلو ببر."
در هنگام عبور جنازه، ایستادن مستحب نیست
۱ - از امام صادق علیه السلام از پدرش علیه السلام نقل شده است:
"إنّ الحسن بن علیّ علیه السلام کان جالساً ومعه أصحاب له فمرّ بجنازة فقام بعض القوم ولم یقم الحسن، فلمّا مضوا بها قال بعضهم: ألا قمت عافاک اللَّه؟ فقد کان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله یقوم للجنازة إذا مرّوا بها فقال الحسن علیه السلام:إنّما قام رسول اللَّه صلی الله علیه وآله مرّة واحدة وذلک أنّه مرّ بجنازة یهودی وقد کان المکان ضیّقاً فقام رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وکره أن تعلو رأسه"[۲۰۸].
"امام حسن علیه السلام با اصحابش نشسته بود که جنازهای از آنجا عبورداده شد پس برخی از افراد ایستادند و امام حسن علیه السلام بلند نشدوچون جنازه را بردند برخی پرسیدند: خداوند شما را از آسیب نگهدارد، چرا بلند نشدید، زیرا پیامبر خداصلی الله علیه وآله در هنگام عبور جنازه میایستاد؟ امام حسن در جواب فرمود: پیامبر خداصلی الله علیه وآله تنها یکبارایستاد و آنهم زمانی بود که جنازه یهودی را از آنجا عبور میدادند و جاتنگ بود، رسول خداصلی الله علیه وآله بلند شد، زیرا کراهت داشت از اینکه جنازه یهودی از سر او بالاتر قرار گیرد."
میّت را چگونه به قبر میسپاری؟
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا تنزل القبر وعلیک العمامة ولا القلنسوة ولا رداء ولا حذاء و حلّل أزرارک قال: قلت: والخفّ؟ قال: لا بأس بالخفّ فی وقت الضرورةوالتقیة"[۲۰۹].
"با عمامه و کلاه و ردا و کفش وارد قبر نشو و دگمههایت را باز کن.گفتم: پاپوش )خُف( چطور؟ فرمود: در وقت ضرورت یا تقیّه،پاپوش اشکال ندارد."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"یجعل له وسادة من تراب ویجعل خلف ظهره مدرة لئلا یستلقی ویحلّ عقد کفنه کلّها ویکشف عن وجهه ثمّ یدعی له"[۲۱۰].
"زیر سر میّت، بالشی از خاک بسازند و پشت کمرش نیز چیزی)سنگ یا کلوخ( بگذارند تا به پشت نیفتد و همه گرههای کفنش گشوده شود و صورتش نیز بازگردد و سپس برای او دعا کنند."
۳ - زراره میگوید:
"وقتی میّت را در گورش گذاشتی، آیة الکرسی را قرائت کن وبادست به شانه راستش بزن و بگو: "یا فلان قل: رضیت باللَّه ربّاًوبالإسلام دیناً وبمحمّدصلی الله علیه وآله نبیّاً وبعلی إماماً" و به همین ترتیب تاامام زمانش را نام ببر.[۲۱۱]"
تلقین سنّت است
۱ - ابن عباس میگوید:
"وقتی که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فاطمه بنت اسد مادر علی بن ابیطالب را در قبر گذاشت، به طرف سر او رفت و سپس گفت: "یا فاطمة، إن أتاک منکر ونکیر فسألاک عن ربّک فقولی: اللَّه ربّی ومحمّد نبیّی والإسلام دینی والقرآن کتابی وابنی إمامی وولیّی"، بعد فرمود: اللّهمّ ثبّت فاطمةبالقول الثابت، و سپس از قبر اوخارج شد و مقداری خاک بر اوانداخت.[۲۱۲]"
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"زیر سر میّت بالشی از خاک بسازند و پشت کمرش نیز چیزی مانند سنگ یا کلوخ بگذارند تا به پشت نیفتد و همه گرههای کفنش رابگشایند و صورتش نیز باز شود و سپس برای او دعا کند و بگوید:"اللّهمّ عبدک وابن عبدک وابن أمتک نزل بک وأنت خیر منزول به.اللّهمّ افسح له فی قبره ولقّنه حجّته، وألحقه بنبیّه، وقه شرّمنکر ونکیر".
سپس دست راست خود را زیر شانه راست میّت قرار میدهی،ودست چپ را روی شانه چپ میّت قرار میدهی و به شدّت تکان میدهی و میگویی:
"یا فلان ابن فلان اللَّه ربّک ومحمّد نبیّک والإسلام دینک وعلیّ ولیّک وإمامک" و همه ائمّه علیهم السلام را یکی یکی تا آخر نام میبری ومی گوئی: "ائمّتک أئمّة هدی أبرار." سپس تلقین را یک بار دیگربرای او اعاده مینمایی و زمانی که آجر روی قبر گذاشتی بگو:
"اللّهمّ ارحم غربته وصل وحدته وآنس وحشته وآمن روعته،واسکن إلیه من رحمتک رحمة یستغنی بها عن رحمة من سواک واحشره مع من کان یتولّاه."
و هر زمان که قبر او را زیارت کردی با همین دعا برای او دعا کن درحالیکه روبه قبله باشی و دستهایت را بر روی قبر او بگذار.
وقتی از قبر خارج شدی در حالیکه دستهای خود را از خاک تکان میدهی بگو: إنّا للَّه وإنّا إلیه راجعون، و سپس با پشت دست بر او سه بار خاک بریز و بگو:
"اللّهمّ إیماناً بک وتصدیقاً بکتابک، هذا ما وعدنا اللَّه ورسوله وصدق اللَّه ورسوله"، زیرا هر کس این کار را انجام دهد و این کلمات را بگوید، خداوند در برابر هر ذرّهای از خاک، یک حسنه برای اومی نویسد.
سپس وقتی که قبر درست شد، قبر را در جلو خود قرار داده وروبه قبله میایستی و بر روی قبر آب میریزی وا ز محلّ سر میّت شروع میکنی و از چهار طرف دور میزنی تا به محلّ سر برسی بدون اینکه ریختن آب را قطع کنی پس اگر چیزی از آب اضافه آمد آن را بروسط قبر بریز و سپس دست روی قبر بگذار و برای میّت دعا کن وآمرزش بطلب.[۲۱۳]"
دروازه قبر
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لکلّ شی ء باب وباب القبر ممّا یلی الرجلین، إذا وضعت الجنازةفضعها ممّا یلی الرجلین ویخرج المیّت ممّا یلی الرجلین، ویدعی له حتی یوضع فی حفرته، ویسوّی علیه التراب"[۲۱۴].
"هر چیزی دروازهای دارد و دروازه قبر، سمت پاهای میّت است. پس وقتی جنازه را برزمین گذاشتی، در سمت پایین پا بگذارواز همانجا هم باید میّت خارج شود و برای او دعا گردد تا به داخل گودی گذاشته شود و بر او خاک انداخته شود."
۲ - ابو مریم انصاری میگوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که میگفت:
"کفّن رسول اللَّه صلی الله علیه وآله -إلی أن قال-: ثمّ دخل علیّ علیه السلام القبر فوضعه علی یدیه، وأدخل معه الفضل بن العباس، فقال رجل من الأنصار من بنی الخیلا یقال له أوس بن خولی: اُنشدکم اللَّه أن تقطعوا حقّنا، فقال له علیّ علیه السلام: ادخل فدخل معهما، فسألته أین وضع السریر؟ فقال: عند رجل القبر وسلّ سلّاً"[۲۱۵].
"رسول اللَّه صلی الله علیه وآله کفن شد. )تا اینکه فرمود:( سپس علی علیه السلام واردقبر شد و جسد پیامبر را روی دستش گرفت و با خود فضل بن عباس را نیز وارد قبر کرد. پس مردی از انصار بنام اوس بن خولی گفت: شمارا به خدا سوگند، حق ما را پایمال نکنید. پس علی علیه السلام به او فرمود:وارد قبر شو و او با آن دو وارد قبر گردید. از آن حضرت سؤال کردیم که تابوت در کجا گذاشته شد؟ فرمود: در نزد پای قبر گذاشته شدوجنازه به آرامی از تابوت بیرون و به قبر وارد گردید."
چه کسی وارد قبر شود؟
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"یکره للرجل أن ینزل فی قبر ولده"[۲۱۶].
"برای مرد مکروه است که وارد قبر فرزندش شود."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام مضت السنّة من رسول اللَّه صلی الله علیه وآله أنّ المرأة لایدخل قبرها إلّا من کان یراها فی حیاتها"[۲۱۷].
"امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله بر این قرارگرفت که وارد قبر زن نمیشود، مگر کسی که در زندگی او، میتوانسته او را ببیند."
۳ - علی بن محمّد قاسانی میگوید:
"علی بن بلال به ابوالحسن علیه السلام نوشت: چه بسا نزد ما کسی میمیرد ولی زمین تر است پس قبر را با چوب )یا درخت( فرش میکنند و یا آنرا بر روی میّت میگذارند، آیا این جائز است؟ درجواب نوشت: جائز است.[۲۱۸]"
چه کسی خاک بریزد؟
۱ - عمر بن اذینه میگوید:
"رأیت أبا عبداللَّه علیه السلام یطرح التراب علی المیّت فیمسکه ساعة فی یده ثمّ یطرحه ولا یزید علی ثلاثة أکفّ، قال: فسألته عن ذلک فقال: یا عمر،کنت أقول: إیماناً بک، وتصدیقاً ببعثک، هذا ما وعد)نا( اللَّه ورسوله،وصدق اللَّه ورسوله، اللّهمّ زدنا إیماناً -إلی قوله-: وتسلیماً، هکذا کان یفعل رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وبه جرت السنّة"[۲۱۹].
"امام صادق علیه السلام را دیدم که بر روی میّت خاک میانداخت پس ساعتی آن را در دست نگه میداشت بعد میریخت و از سه مشت هم بیشتر نمیریخت. پس از آن حضرت علّت این موضوع را پرسیدم فرمود: ای عمر! من داشتم میگفتم: "إیماناً بک وتصدیقاً ببعثک هذاما وعدنا اللَّه ورسوله وصدق اللَّه ورسوله. اللّهمّ زدنا إیماناً" تا..."وتسلیماً". پیامبر خداصلی الله علیه وآله هم چنین میکرد و سنّت هم بر همین جاری شده است."
۲ - عبید بن زراره میگوید:
"مات لبعض أصحاب أبی عبداللَّه علیه السلام ولد فحضر أبو عبداللَّه علیه السلام، فلمّااُلحد تقدّم أبوه فطرح علیه التراب، فأخذ أبو عبداللَّه علیه السلام بکفّیه وقال:لا تطرح علیه التراب، ومن کان منه ذا رحم فلا یطرح علیه التراب، فإنّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله نهی أن یطرح الوالد أو ذو رحم علی میّته التراب فقلنا:یابن رسول اللَّه، أتنهانا عن هذا وحده؟ فقال: أنهاکم أن تطرحوا علی ذوی أرحامکم، فإنّ ذلک یورث القسوة فی القلب، ومن قسا قلبه بعُد من ربّه"[۲۲۰].
"فرزند یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام فوت کرد و آن حضرت نیزحاضر شد و چون میّت در قبر گذاشته شد پدرش جلو آمد و بر قبر اوخاک ریخت. امام صادق علیه السلام از هر دو دستش گرفت و گفت: خاک نریز، زیرا کسی که با میّت خویشاوندی و قرابت دارد، بر او خاک نمیریزد و پیامبر خداصلی الله علیه وآله نهی فرمود از اینکه پدر یا هر کسی که ازارحام میّت محسوب میشود بر او خاک بریزد. پس گفتیم: ای پسررسول خدا! آیا تنها از این ما را منع میکنی؟ فرمود: من شما را منع میکنم از اینکه بر ارحام خود خاک بریزید، زیرا این عمل باعث قساوت قلب میشود و کسی که قلبش قساوت پیدا کند از خدا دورشده است."
قبر چند انگشت بلند شود و بر آن آب بپاشند
۱ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"قال النبیّ صلی الله علیه وآله لعلیّ علیه السلام: یا علیّ، ادفنی فی هذا المکان، وارفع قبری من الأرض أربع أصابع، ورشّ علیه من الماء"[۲۲۱].
"حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود: ای علی! مرا در این مکان دفن کن و قبرم را از زمین چهار انگشت بلند نما و بر آن آب بپاش."
۲ - زراره میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا فرغت من القبر فانضحه، ثمّ ضع یدک عند رأسه وتغمز کفّک علیه بعد النضح"[۲۲۲].
"وقتی از قبر فراغت یافتی، بر آن آب بپاش و سپس دست خود رانزد سر او بگذار و کف دست خود را روی قبر فشار بده."
دعای بعد از دفن
۱ - عبداللَّه بن عجلان میگوید:
"امام باقرعلیه السلام برابر قبر یکی از شیعیان خود ایستاد و گفت: اللّهمّ صِل وحدته، وآنس وحشته، واسکن إلیه من رحمتک ما یستغنی بهاعن رحمة من سواک.[۲۲۳]"
۲ - ورّام بن ابی فراس در کتابش میگوید:
قال علیه السلام: "إذا قرأ المؤمن آیة الکرسی وجعل ثواب قرائته لأهل القبورجعل اللَّه تعالی له من کلّ حرف ملکاً یسبّح له إلی یوم القیامة"[۲۲۴].
"امام علیه السلام فرمود: وقتی که مؤمن، آیة الکرسی را بخواند و ثواب قرائت او را برای اهل قبور هدیه کند، خداوند در برابر هر حرفی،فرشتهای را موظّف میسازد که تا روز قیامت برای او تسبیح بگوید."
آخرین تلقین
۱ - یحیی بن عبداللَّه میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"ما علی أهل المیّت منکم أن یدرؤا عن میّتهم لقاء منکر ونکیر، قال:قلت: کیف نصنع؟ قال: إذا اُفرد المیّت فلیتخلّف )فلیستخلف( عنده أولی الناس به فیضع فمه عند رأسه ثمّ ینادی بأعلی صوته: یا فلان ابن فلان أو یا فلانة بنت فلان! هل أنت علی العهد الذی فارقتنا علیه من شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شریک له، وأنّ محمّداً عبده ورسوله سیّدالنبیّین، وأنّ علیّاً أمیر المؤمنین وسیّد الوصیّین، وإنّ ما جاء به محمّدحقّ، وأنّ الموت حقّ والبعث حقّ )وأنّ الساعة آتیة لا ریب فیها( وأنّ اللَّه یبعث من فی القبور. قال: فیقول منکر لنکیر: انصرف بنا عن هذا فقدلقّن حجّته"[۲۲۵].
"بر اهل میّت است که ملاقات منکر و نکیر را از میّت شان دفع کنندگفتم: چه کار باید بکنیم؟ فرمود: وقتی که میّت تنها ماند پس نزدیکترین مردم به میّت نزد او بماند و دهنش را نزدیک سر او ببردوبا صدای بلند بگوید: یا فلان ابن فلان -أو یا فلانة بنت فلان- هل أنت علی العهد الذی فارقتنا علیه من شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شریک له وأنّ محمّداً عبده ورسوله سیّد النبیّین وأنّ علیّاً أمیرالمؤمنین وسیّد الوصیّین وأنّ ما جاء به محمّد حقّ وأنّ الموت حقّ والبعث حقّ وأنّ الساعة آتیة لا ریب فیها وأنّ اللَّه یبعث من فی القبور.فرمود: در این صورت منکر به نکیر میگوید: رهایش کنیم برویم،زیرا حجّتش را به او تلقین کردند."
بر میّت سنگینی نکنید و نامش را بنویسید
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"کلّ ما جعل علی القبر من غیر تراب القبر فهو ثقل علی المیّت"[۲۲۶].
"غیر از خاک هر چیزی که بر قبر گذاشته شود، بر میّت سنگینی میکند."
۲ - یکی از دختران ابو محمّدعلیه السلام نقل میکند که مادر مهدی علیه السلام درحیات ابومحمّدعلیه السلام فوت کرد و بر قبر او لوحی است که روی آن نوشته شده: "این قبر مادر محمّدعلیه السلام است.[۲۲۷]"
۳ - صمد بن هارون میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا أدخلت المیّت القبر إن کان رجلاً یسلّ سلّاً، والمرأة تؤخذ عرضاًفإنّه أستر"[۲۲۸].
"وقتی میّت را میخواهی وارد قبر کنی، اگر مرد باشد، به آهستگی وارد قبر گردد و اگر زن باشد باید از پهنا داخل قبر شود، زیرااین حالت بیشتر موجب ستر او میشود."
۴ - از امام صادق علیه السلام:
"دربارهٔ شخصی مسیحی که با مسلمانان در سفر است و می میردسؤال شد. حضرت فرمود:
"لا یغسّله مسلم ولا کرامة، ولا یدفنه، ولا یقوم علی قبره وإن کان أباه"[۲۲۹].
"مسلمان او را غسل نمیدهد و او کرامتی هم ندارد و او را دفن هم نمیکند و بر قبرش هم نمیایستد هر چند که پدرش هم باشد."
انداختن میّت در آب به هنگام ضرورت
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا مات الرجل فی السفینة ولم یقدر علی الشطّ قال: یکفّن ویحنّطفی ثوب )ویصلّی علیه( ویلقی فی الماء"[۲۳۰].
"اگر شخصی در کشتی بمیرد، و رسیدن به ساحل ممکن نباشد،کفن و حنوط شود و نماز بر او بگزارند و سپس در آب اندازند."
۲ - سلیمان بن خالد میگوید:
"سألنی أبو عبداللَّه علیه السلام فقال: ما دعاکم إلی الموضع الذی وضعتم فیه عمّی زیداً -إلی أن قال-: کم إلی الفرات من الموضع الذی وضعتموه فیه؟ فقلت: قذفة حجر، فقال: سبحان اللَّه، أفلا کنتم أوقرتموه حدیداًوقذفتموه فی الفرات وکان أفضل؟!"[۲۳۱].
"امام صادق علیه السلام از من سؤال کرد که چه باعث شد شما عموی من زید را در محلّی که دفن کردید بگذارید؟ تا اینکه فرمود: آن موضعی که دفن کردید تا فرات چه قدر فاصله داشت؟ گفتم: به اندازه پرتاب سنگ. گفت: سبحان اللَّه! چه میشد که آهنی بر او میبستید تاسنگین میگردید و به فرات میانداختید و این بهتر بود؟!"
۳ - محمّد بن حسن صفّار میگوید:
"کتبت إلی أبی محمّدعلیه السلام: أیجوز أن یجعل المیّتین علی جنازةواحدة فی موضع الحاجة وقلّة الناس وإن کان المیّتان رجلاً وامرأةیحملان علی سریر ویصلّی علیهما؟ فوقّع علیه السلام: لا یحمل الرجل مع المرأة علی سریر واحد"[۲۳۲].
"به ابومحمّدعلیه السلام نوشتم که: آیا جایز است که در صورت نیاز و کم بودن مردم، دو میّت را یکجا و در یک جنازه قرار دهند اگر چه زن ومرد هم باشند که بر یک تابوت حمل شوند و بر هر دو یکجا نمازخوانده شود؟ امام در جواب نوشت: نباید مرد به همراه زن در یک تابوت حمل شود."
۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"نهی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله أن یصلّی علی قبر أو یقعد علیه أو یبنی علیه"[۲۳۳].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله نهی کرد از اینکه بر روی قبر نماز خوانده شود یاروی آن بنشینند یا بنایی بر آن بسازند."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"ینبغی لمن شیّع جنازة أن لا یجلس حتی یوضع فی لحده، فإذاوضع فی لحده فلا بأس بالجلوس"[۲۳۴].
"شایسته است کسی که جنازهای را تشییع میکند، تا زمانی که میّت در قبرش گذاشته نشده، ننشیند و زمانی که میّت در قبر گذاشته شد، نشستن اشکال ندارد."
به عزادار چگونه باید تسلیت گفته شود؟
۱ - امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام نقل میکند:
"قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: من عزّی حزیناً کُسِی فی الموقف حلّة یحبربها"[۲۳۵].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: کسی که شخص غمگین و عزاداری راتسلیت بگوید در روز قیامت، جامهای به او پوشانده میشود که باعث زیبایی و آراستگی اومی گردد."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"التعزیة لأهل المصیبة بعد ما یدفن"[۲۳۶].
"تسلیت گفتن برای مصیبت دیدگان بعد از زمانی است که میّت دفن شود."
۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"التعزیة الواجبة بعد الدفن، وقال: کفاک من التعزیة أن یراک صاحب المصیبة"[۲۳۷].
"تسلیت واجب بعد از دفن است". و فرمود: "تسلیت دادن همین مقدار که صاحب مصیبت تو را ببیند کفایت میکند."
۴ - محمّد بن علی بن الحسین میگوید:
"امام صادق علیه السلام نزد قومی که گرفتار مصیبت شده بودند آمد و به آنان گفت: جبر اللَّه وهنکم وأحسن عزاکم ورحم متوفّاکم. و سپس ازآنجا رفت.[۲۳۸]"
چاه، هم قبر میشود:
۱ - از امام صادق علیه السلام سؤال شد دربارهٔ چاهی که مردی در آن افتاده و مرده و خارج کردن او از آن امکان ندارد آیا میشود با آب این چاه وضو گرفت؟ امام فرمود: "از آن وضوء گرفته نمیشود، این چاه بایدتعطیل شود و قبر قرار داده شود و اگر خارج کردن میّت امکان داشته باشد باید خارج گردد و غسل و دفن شود، زیرا پیامبر خدا فرمود:احترام و حرمت میّت مسلمان با حرمت زمان حیات او برابر و یکسان است.[۲۳۹]"
تابوت نمونه
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"اوّلین نعش و تابوتی که در اسلام ایجاد شد، تابوت فاطمه)س(بود، زیرا آن حضرت هنگامی که از بیماریی که بر اثر آن فوت کرد، رنج میبرد به اسماء گفت: من ضعیف ولاغر شدهام، گوشت در بدنم باقی نمانده است آیا چیزی برای من نمیسازی که بدنم را بپوشاند؟اسماء گفت: من زمانی که در سرزمین حبشه بودم، دیدم اهالی حبشه برای میّت چیزی میساختند آیا مانند آن برای تو بسازم؟ اگر از آن خوشت آمد برای تو میسازم. فاطمه فرمود: بلی بساز. اسماء یک تخت چوبین طلب کرد و آن را وارو بر زمین گزارد و سپس چند شاخه درخت خواست و آنها را بر پایههای آن بست و بعد با پارچهای آن راآراسته کرد و گفت: آنان را دیدم چنین میساختند. فاطمه فرمود:مانند آن را برای من بساز، من را بپوشان خداوند تو را از آتش جهنّم بپوشاند.[۲۴۰]"
۲ - امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:
"توضّأ إذا أدخلت المیّت القبر"[۲۴۱].
"وقتی که میّت را داخل قبر کردی، وضو بگیر."
زیارت مردگان
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام: زوروا موتاکم فإنّهم یفرحون بزیارتکم،ولیطلب أحدکم حاجته عند قبر أبیه وعند قبر اُمّه بما یدعو لهما"[۲۴۲].
"مردگان خود را زیارت نمایید، زیرا آنان با زیارت شما خوشحال میشوند و هنگامیکه برای زیارت قبر پدر و مادر خود میروید به واسطه دعا کردن برای آنان، حاجت خود را نیز بخواهید."
۲ - راوی میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"عاشت فاطمة بعد أبیها خمسة وسبعین یوماً لم تر کاشرة ولاضاحکة، تأتی قبور الشهداء فی کلّ جمعة مرّتین الاثنین والخمیس،فتقول: هیهنا کان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله هیهنا کان المشرکون"[۲۴۳].
"حضرت فاطمه- سلام اللَّه علیها- بعد از پدرش، ۷۵ روز زندگی کرد و در این مدّت هیچگاه تبسّم و خندهای از او دیده نشد. در هرهفته دو بار در روزهای دوشنبه و پنجشنبه به زیارت قبور شهدامی آمد و میگفت: این جا پیامبر خداصلی الله علیه وآله بود و این جا هم مشرکان قرار داشتند."
۳ - صفوان جمال میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"کان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله یخرج فی ملاء من الناس من أصحابه کلّ عشیةخمیس إلی بقیع المدینین فیقول: السلام علیکم یا أهل الدیار ثلاثاً،رحمکم اللَّه ثلاثاً"[۲۴۴].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله در هر پنجشنبه شب با جمعی از اصحاب خود به قبرستان بقیع میرفت و سه بار میگفت: السلام علیکم یا أهل الدیار.و سه بار میگفت: رحمکم اللَّه."
۴ - محمّد بن احمد بن یحیی میگوید: من در فید )قلعهای در دل مکّه( بودم... تا اینکه گفت: صاحب این قبر یعنی محمّد بن اسماعیل بن بزیع به من خبر داد که از امام باقرعلیه السلام شنیده است که میگفت:
"من زار قبر أخیه المؤمن فجلس عند قبره واستقبل القبلة ووضع یده علی القبر فقرأ إنّا أنزلناه فی لیلة القدر سبع مرّات أمن من الفزع الأکبر"[۲۴۵].
"کسی که قبر برادر مؤمنش را زیارت کند پس نزد قبر او بنشیندوروبه قبله دست بر قبر بگذارد و سوره إنّا أنزلناه فی لیلة القدر را هفت بار بخواند، از وحشت بزرگ روز قیامت در امان خواهد بود."
از حمل جنازه باید عبرت آموخت
۱ - عجلان ابوصالح میگوید:
"قال لی أبو عبداللَّه علیه السلام: یا أبا صالح، إذا أنت حملت جنازة فکن کأنّک أنت المحمول، وکأنّک سألت ربّک الرجوع إلی الدنیا ففعل، فانظر ماذاتستأنف، قال: ثمّ قال: عجب لقوم حبس أوّلهم عن آخرهم، ثمّ نودی فیهم الرحیل وهم یلعبون"[۲۴۶].
"امام صادق علیه السلام به من گفت: ای ابا صالح وقتی جنازهای را بردوش حمل میکنی، چنین فکر کن که گویا خودت بر دوش دیگران حمل میشوی و گویا از خداوند میخواهی که تو را به دنیا برگرداندوخداوند هم تو را به دنیا بازگرداند، ببین که از نو چه اعمالی را انجام میدهی. سپس فرمود: تعجّب است از قومی که رابطه اول شان باآخرشان قطع شده و هر روز در بین آنان ندای کوچ کردن بلند می شودولی آنان بازهم در لهو ولعب هستند!"
۲ - امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:
"لمّا مات إبراهیم ابن رسول اللَّه صلی الله علیه وآله رأی النبیّ صلی الله علیه وآله فی قبره خللاًفسوّاه بیده، ثمّ قال: إذا عمل أحدکم عملاً فلیتقن، ثمّ قال: ألحق بسلفک الصالح عثمان بن مظعون"[۲۴۷].
"چون ابراهیم فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله فوت کرد، پیامبرصلی الله علیه وآله در قبراو اشکالی دید، و آن را با دست خود، درست کرد و فرمود: هر یک ازشما وقتی کاری انجام میدهید باید به درستی و اتقان انجام دهیدوسپس فرمود: به سلف صالح خود عثمان بن مظعون ملحق شو."
۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"کان البراء بن المعرور الأنصاری بالمدینة، وکان رسول اللَّه صلی الله علیه وآله بمکّة، وأنّه حضره الموت، وکان رسول اللَّه)ص( والمسلمون یصلّون إلی البیت المقدّس، فأوصی البراء أن یجعل وجهه إلی تلقاء النبیّ صلی الله علیه وآله، وأنّه أوصی بثلث ماله، فجرت به السنّة"[۲۴۸].
"براء بن معرور انصاری در مدینه و پیامبر خدا در مکّه بود و در آن هنگام او در حال احتضار قرار گرفت و در آن زمان حضرت پیامبرومسلمانان به طرف بیت المقدّس نمازمی خواندند براء وصیت کردکه رویش را به سمت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله قرار بدهند و هم چنین ثلث مالش را نیز وصیّت کرد و سنّت نیز بر همین جاری شد."
آداب زیارت قبور
۱ - امام موسی بن جعفرعلیه السلام فرمود:
"إذا دخلت المقابر فطأ القبور، فمن کان مؤمناً استراح إلی ذلک، ومن کان منافقاً وجد ألمه"[۲۴۹].
"وقتی وارد قبرستان شدی، پا را روی قبرها بگذار پس کسی که مؤمن باشد از این عمل راحت میشود و کسی که منافق باشد، درد آن را احساس میکند."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: ستّة کرهها اللَّه لی فکرهتها للأئمّة من ذرّیتی ولتکرهها الأئمّة لأتباعهم، منه الضحک بین القبور والتطلّع فی الدور"[۲۵۰].
"رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: شش چیز را خداوند برای من نپسندیده و بد شمرده است که من هم آنها را برای پیشوایانی از دودمان خودنمی پسندم و پیشوایان هم آنها را برای پیروان خود نباید بپسندند. ازجمله آنهاست خنده در میان قبرها و سر کشیدن از خانهها )کنجکاوی درخانههای مردم.(
۳ - ابوموسی از پدرش نقل میکند:
"قال النبیّ صلی الله علیه وآله: علیکم بالسکینة، علیکم بالقصد فی المشی بجنازتکم"[۲۵۱].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: بر شماست که با وقار باشید و در هنگام حرکت با جنازه، آهسته وبا اعتدال راه بروید."
۴ - سماعة بن مهران میگوید که از امام صادق علیه السلام پرسید دربارهٔ زیارت قبور و ساختن مساجد در میان آنها و امام فرمود:
"أمّا زیارة القبور فلا بأس بها، ولا یبنی عندها مساجد"[۲۵۲].
"امّا زیارت قبور اشکال ندارد، ولی نزد قبور مساجد ساخته نشود."
۵ - عبدالرحمن بن سیابه میگوید:
"سمعت أبا عبداللَّه علیه السلام یقول: لا تکتموا موت میّت من المؤمنین مات فی غیبته لتعتدّ زوجته ویقسّم میراثه"[۲۵۳].
"از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت: مرگ مؤمنی را که در حال غیبت )دور از خانواده خود( مرده است مخفی نکنید تا همسر اوعدّه بگیرد و میراث او تقسیم شود."
با اشخاص مصیبت دار چگونه رفتار کنیم؟
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"الأکل عند أهل المصیبة من عمل أهل الجاهلیة، والسنّة البعث إلیهم بالطعام، کما أمر به النبیّ صلی الله علیه وآله فی آل جعفر بن أبی طالب لمّا جاء نعیه"[۲۵۴].
"غذا خوردن نزد اهل مصیبت، از اعمال اهل جاهلیّت است وسنّت این است که غذا برای آنان فرستاده شود همانطور که پیامبرصلی الله علیه وآله در مورد خانواده جعفر بن ابیطالب در موقعی که خبر مرگ او آمد چنین دستور داد."
۲ - عمر بن علی بن الحسین میگوید:
"چون حسین بن علی علیه السلام به شهادت رسید، زنان بنی هاشم جامه سیاه و درشت بر تن کردند و از سردی و گرمی شکایت نمی کردندوعلی بن الحسین علیه السلام برای آنان به جهت عزاداری، غذا آماده مینمود.[۲۵۵]"
۳ - زراره یا غیر او میگوید:
"امام باقرعلیه السلام برای عزاداری خود، هشت صد درهم وصیّت کرد،زیرا حضرت عزاداری را سنّت میدانست چون پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: برای خانواده جعفر غذا تهیه کنید، زیرا آنها مشغول عزاداری هستند.[۲۵۶]"
۴ - عبداللَّه کاهلی میگوید:
"به امام ابوالحسن گفتم: زن من و زن ابن مارد به عزاداری هامی روند و من آنها را از این کار منع میکنم و زن من میگوید: اگر این عمل حرام است پس ما را از آن نهی کن تا ترک کنیم و اگر حرام نیست پس به چه دلیل ما را از آن منع میکنی؟ و اگر کسی از ما بمیردهیچ کس نزد ما نخواهد آمد. امام در جواب فرمود: تو دربارهٔ حقوق از من سؤال میکنی. پدرم، مادر من و امّ فروه را میفرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا نمایند.[۲۵۷]"
۵ - امام صادق علیه السلام از پدرانش، از پیامبر خداصلی الله علیه وآله در وصیّتش به حضرت علی علیه السلام نقل میکند:
"لیس علی النساء عیادة مریض، ولا اتّباع جنازة، ولا تقیم عندقبر"[۲۵۸].
"بر زنان عیادت بیمار و تشییع جنازه، لازم نیست و زن نباید نزدقبری بماند."
۶ - امام صادق علیه السلام میگوید:
"قال أمیر المؤمنین علیه السلام: مُرُوا أهالیکم بالقول الحسن عند موتاکم،فإنّ فاطمة لمّا قبض أبوها أسعدتها بنات هاشم فقالت: اترکن التعداد،وعلیکن بالدعاء"[۲۵۹].
"امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: خانوادههای خود را دستور دهید درنزد مردگان، سخن نیکو بگویند، زیرا فاطمه)س( وقتی که پدرش رحلت کرد، دختران هاشم نزد او آمدند تا او را "در امر عزاداری(کمک کنند، و او گفت: شمردن فضائل و مناقب مردگان را کناربگذارید و بر شماست که دعا کنید."
آدابی که مصیبت دار باید رعایت کند:
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"ولد یقدّمه الرجل أفضل من سبعین ولداً یخلفهم بعده کلّهم قدرکبوا الخیر)الخیل( وجاهدوا فی سبیل اللَّه"[۲۶۰].
"فرزندی که پیش از پدرش میمیرد، بهتر از هفتاد فرزندی است که بعد از او باقی میمانند و همه آنان سوار بر اسب و در راه خدا جهادمی کنند."
۲ - جابر از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"دخل رسول اللَّه صلی الله علیه وآله علی خدیجة حیث مات القاسم ابنها وهی تبکی، فقال لها: ما یبکیک؟ فقالت: درّت دریرة فبکیت، فقال: یاخدیجة امّا ترضین إذا کان یوم القیامة أن تجیئی إلی باب الجنة وهوقائم فیأخذک بیدک ویدخلک الجنة وینزلک أفضلها؟ وذلک لکلّ مؤمن،إنّ اللَّه عزّ وجلّ أحکم وأکرم من أن یسلب المؤمن ثمرة فؤاده ثمّ یعذّبه بعدها أبداً"[۲۶۱].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله بر خدیجه وارد شد در زمانی که قاسم پسر اوفوت کرده و او گریه میکرد. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: چه چیز تو را به گریه آورده است؟ خدیجه گفت: از اندوه مرگ قاسم گریه میکنم.پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: آیا راضی نیستی که در روز قیامت، توبه دروازه بهشت بیایی و او )قاسم( در آنجا ایستاده باشد و دست تو را بگیردووارد بهشت کند و در بهترین جای آن منزلت بدهد؟ این حق هرمؤمن است زیرا خداوند حکیم تر و بزرگوارتر از آن است که میوه دل مؤمن را از او بگیرد و سپس بعد از آن همیشه او را عذاب دهد."
۳ - امام صادق علیه السلام میگوید:
"قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: إذا قبض ولد المؤمن واللَّه أعلم بما قال العبد قال اللَّه تبارک وتعالی لملائکته: قبضتم ولد فلان؟ فیقولون: نعم ربّنا؟ قال:فیقول: فما قال عبدی؟ قالوا: حمدک واسترجع، فیقول اللَّه تبارک وتعالی:أخذتم ثمرة قلبه وقرّة عینه فحمدنی واسترجع ابنوا له بیتاً فی الجنّةوسموّه بیت الحمد"[۲۶۲].
"پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: وقتی خداوند فرزند مؤمن را قبض روح کند، و خداوند داناتر است به آنچه بنده او میگوید، خداوند به فرشتگان خود میگوید: آیا فرزند فلانی را قبض روح کردید؟میگویند: بلی پروردگارا! خداوند میگوید: بنده من چه گفت؟میگویند: تو را سپاس گفت و کلمه استرجاع )اِنَّا للَّهِ واِنّا اِلیهِ راجعون(بر زبان آورد. خداوند میگوید: میوه دل و نور چشم او را گرفتیدواومرا ستایش کرد و خواستار بازگشت به سوی من شد. پس پاداش او این است که خانهای برای او در بهشت بنا کنید و آن را خانه سپاس و ستایش )بیت الحمد( بنامید."
صبر در مصیبت
۱ - امام باقرعلیه السلام فرمود:
"ما من عبد یصاب بمصیبة فیسترجع عند ذکر المصیبة ویصبر حین تفجأه إلّا غفر اللَّه له ما تقدّم من ذنبه، وکلّما ذکر مصیبة فاسترجع عندذکره المصیبة غفر اللَّه له کلّ ذنب اکتسبه فیما بینهما"[۲۶۳].
"هیچ بندهای نیست که مصیبتی به او برسد و در هنگام یادآوری مصیبت، کلمه استرجاع بر زبان آورد و شکیبایی پیشه کند، مگر اینکه همه گناهان پیشین او را میآمرزد و هر وقت که دوباره آن مصیبت رایادآوری کند و استرجاع بر زبان آورد، خداوند هر گناهی را که او درفاصله این مدّت )بین زمان مصیبت و زمان یادآوری آن( مرتکب شده، میبخشد."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"عجبت للمرء المسلم لا یقضی اللَّه عزّ وجلّ له قضاءً إلّا کان خیراً له،إن قرض بالمقاریض کان خیراً له، وإن ملک مشارق الأرض ومغاربهاکان خیراً له"[۲۶۴].
"از کار انسان مسلمان در شگفتم، زیرا هیچ چیزی را خداوند برای او تقدیر نمیکند مگر اینکه خیری برای اوست، اگر با قیچی )یا تیغ(قطعه قطعه شود، خیر اوست و اگر مالک مشرق و مغرب عالم شودهم خیر اوست."
۳ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"رأس طاعة اللَّه الصبر والرضا عن اللَّه فیما أحبّ العبد أو کره، ولایرضی عبد عن اللَّه فیما أحبّ أو کره إلّا کان خیراً له فیما أحبّ أو کره"[۲۶۵].
"در رأس اطاعت از خداوند، شکیبایی و رضا از خداوند است درهمه آنچه بنده آن را دوست دارد یا از آن کراهت و نفرت دارد و هیچ بندهای هم در آنچه دوست دارد یا کراهت، از خداوند راضی نمیشود مگر اینکه خیر او هم در همان چیز است."
۴ - ابو حمزه ثمالی میگوید:
"قال أبو عبداللَّه علیه السلام: من ابتلی من المؤمنین ببلاء فصبر علیه کان له مثل أجر ألف شهید"[۲۶۶].
"هر مؤمنی که به مصیبتی مبتلا شود و در تحمّل آن شکیبایی پیشه نماید، پاداش او مانند پاداش هزار شهید است."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ اللَّه أنعم علی قوم فلم یشکروا فصارت علیهم وبالاً وابتلی قوماًبالمصائب فصبروا فصارت علیهم نعمة"[۲۶۷].
"خداوند برای قومی نعمت بخشید، امّا آنان شکر نکردند پس آن نعمت وبال جان آنان و تبدیل به سختی گردید، امّا قوم دیگری را بامصیبت، آزمایش نمود و آنان شکیبائی کردند پس آن مصیبت برای آنان تبدیل به نعمت گردید."
۶ - عبدالرحمان بن حجّاج میگوید: در نزد امام صادق علیه السلام از بلاومصیبت و آنچه از طرف خداوند به مؤمن اختصاص داده شده است، سخن به میان آمد و او گفت:
"سئل رسول اللَّه صلی الله علیه وآله من أشدّ الناس بلاءً فی الدنیا؟ فقال: النبیّون،ثمّ الأمثل فالأمثل، ویبتلی المؤمن بعدُ علی قدر إیمانه وحسن أعماله،فمن صحّ إیمانه وحسن عمله اشتدّ بلاؤه، ومن سخف إیمانه وضعف عمله قلّ بلاؤه"[۲۶۸].
"از پیامبر خداصلی الله علیه وآله سؤال شد که در دنیا چه کسی از همه بیشترگرفتار بلا و رنج میباشد؟ فرمود: پیامبران و سپس هر کس که به آنان نزدیکتر و شبیه تر است، و مؤمن هم به اندازه ایمان و اعمال نیک خودآزمایش میشود. پس هر کس که ایمان او سالم و عمل او نیکو باشد،رنج او بیشتر است و هر کس که ایمانش سست و عملش اندک باشد،رنج او هم اندک است."
۷ - ابوبصیر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
"إنّ إسماعیل کان رسولاً نبیّاً سلّط اللَّه علیه قومه فقشّروا جلدة وجهه وفروة رأسه فأتاه رسول من عند ربّ العالمین فقال له: ربّک یقرؤک السلام ویقول: قد رأیت ما صنع بک وقد أمرنی بطاعتک فمرنی بماشئت فقال: یکون لی بالحسین علیه السلام اُسوة"[۲۶۹].
"اسماعیل پیامبر خدا بود که مغلوب قومش قرار گرفت و آنان پوست صورت و سر او را کندَند. فرستادهای از جانب خداوند نزد اوآمد و گفت: پروردگارت سلام میرساند و میگوید: من دیدم که با توچه کردند و اکنون مرا مأمور ساخته است که در فرمان تو باشم پس به هرچه خواهی فرمانم ده. پیامبر خدا گفت: در این کار، حسین علیه السلام اسوه و الگوی من میباشد."
۸ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا تبدی الشماتة لأخیک فیرحمه اللَّه ویصیّرها بک"، وقال: "من شمت بمصیبة نزلت بأخیه لم یخرج من الدنیا حتی یفتتن"[۲۷۰].
"به برادرت شماتت نکن که خداوند او را مشمول رحمت خودمی گرداند و آن شماتت را به خودت برمی گرداند". و فرمود: "کسی که در مصیبتی که بر برادرش وارد شده است او را شماتت کند، از دنیانخواهد رفت تا اینکه دچار فتنه و امتحان شود."
۹ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"من اُصیب بمصیبة فلیذکر مصابه بالنبیّ صلی الله علیه وآله فإنّه من أعظم المصائب"[۲۷۱].
"کسی که گرفتار مصیبتی شود باید مصیبت رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله را به یادآورد، زیرا آن بزرگترین مصیبتهاست."
۱۰ - امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:
"إنّ مَلَک الموت قال لرسول اللَّه صلی الله علیه وآله: یا محمّد، إنّی أقبض روح ابن آدم فیجزع أهله فأقوم فی ناحیة من دارهم فأقول: ما هذا الجزع؟ فواللَّه ماتعجّلنا قبل أجله، وما کان لنا فی قبضه من ذنب، فإن تحتسبوه وتصبرواتؤجروا، وإن تجزعوا تأثموا وتؤزروا"[۲۷۲].
"فرشته مرگ )عزرائیل( به رسول خداصلی الله علیه وآله گفت: ای محمّد! من روح فرزند آدم را قبض میکنم و خانواده او بی تابی و داد و فریادمی کنند و من در گوشهای از خانه آنان میایستم و میگویم: این بی تابی برای چیست؟ قسم به خدا ما قبل از اجل او در قبض روحش شتاب نکردهایم و در گرفتن روح او هیچ گناهی نداریم، اگر شما درفقدان او شکیبایی کنید پاداش داده خواهید شد و اگر بی تابی کنیدگنهکار خواهید شد."
۱۱ - زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
"من ضرب یده علی فخذه عند مصیبة حبط أجره"[۲۷۳].
"کسی که در مصیبتی، دست بر رانهایش بکوبد، اجر و پاداش اونابود خواهد شد."
۱۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لیس لأحد أن یحدّ أکثر من ثلاثة أیام إلّا المرأة علی زوجها حتی تقضی عدّتها"[۲۷۴].
"برای هیچ کس روا نیست بیش از سه روز لباس عزا بر تن کند مگرزن در مرگ شوهرش تا زمانی که عدّه او سپری شود."
۱۳ - جابر از امام باقرعلیه السلام نقل میکند:
"قلت له: ما الجزع؟ قال: أشدّ الجزع الصراخ بالویل والعویل ولطم الوجه والصدر وجزّ الشعر من النواصی، ومن أقام النواحة فقد ترک الصبر وأخذ فی غیر طریقه"[۲۷۵].
"از امام پرسیدم که جزع و بی تابی در مصیبت چیست؟ در جواب فرمود: بالاترین و شدیدترین مرحله بی تابی، فریاد زدن، وای اوی کردن، شیون و گریه کردن و به سینه و صورت زدن و موهای پیشانی کندن است و کسی که شیون و نوحه بر پا نماید، شکیبایی را رها کرده و راه دیگر سیر نموده است."
۱۴ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"لا ینبغی الصیاح علی المیّت ولا تشقّ الثیاب"[۲۷۶].
"شایسته نیست در مرگ کسی فریاد زده شود و جامه پاره گردد."
۱۵ - قتیبه اعشی میگوید:
"نزد امام صادق علیه السلام رفتم تا از پسر او عیادت کنم. امام را دردروازه منزل دیدم که بسیار غمگین و اندوهگین بود پس گفتم:فدایت گردم حال کودک شما چگونه است؟ فرمود: قسم به خدا به همان حال است )یعنی حال او خوب نیست(. سپس آن حضرت واردمنزل شد و ساعتی درنگ کرد و بعد خارج گردید، در حالیکه چهره اش نورانی و روشن بود و آن حالت غم و اندوه و دگرگونی دیده نمیشد. پس من به این خیال افتادم که حتماً حال کودک خوب شده است و گفتم: فدایت گردم، حال کودک چگونه است؟ فرمود: او به راه خود رفت. پس گفتم: فدایت گردم، وقتی کودک زنده بود شماغمگین و ناراحت بودید و اکنون که او فوت کرده است، حال شماتغییر کرده است این چه رمزی دارد؟ فرمود: ما اهل بیت قبل ازمصیبت، ناراحتی و بی تابی میکنیم، امّا وقتی که تقدیر خداوند به وقوع پیوست ما تسلیم او هستیم و به قضا و قدر او راضی و خوشنودمی باشیم.[۲۷۷]"
۱۶ - مهران بن محمّد میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میگفت:
"إنّ المیّت إذا مات بعث اللَّه ملکاً إلی أوجع أهله فمسح علی قلبه فأنساه لوعة الحزن، ولولا ذلک لم تعمر الدنیا"[۲۷۸].
"وقتی کسی بمیرد خداوند فرشتهای را به سوی درد رسیدهترین فرد خانواده او میفرستد که بر قلب او مسح کشد و بدین ترتیب سوزو گداز مصیبت را از دل او فراموش میگرداند و اگر چنین نباشد دنیاآباد و پا برجا نمیماند."
اشک ریختن در مصیبت
۱ - امام علیه السلام فرمود:
"من خاف علی نفسه من وَجْدٍ بمصیبة فلیفض من دموعه فإنّه یسکن عنه"[۲۷۹].
"کسی که از هیجان مصیبت بر جان )و عقل( خود بترسد پس اشک بریزد و گریه کند، زیرا اشک ریختن، دل را تسکین میبخشد واز سوز و گداز آن میکاهد."
۲ - امام علیه السلام فرمود:
"إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله حین جائته وفاة جعفر بن أبی طالب وزید بن حارثة کان إذا دخل بیته کثر بکاؤه علیهما جدّاً، ویقول: کانا یحدّثانی ویؤنسانی فذهبا جمیعاً"[۲۸۰].
"پیامبر خدا وقتی که خبر درگذشت جعفر بن ابیطالب و زید بن حارثه را شنید، هر زمان که وارد خانه خودمی شد، بسیار در فراق آن دو میگریست و میگفت: آن دو هم سخن و مونس من بودند و هر دورفتند."
۳ - محمّد بن علی بن الحسین فرمود:
"موقعی که رسول خداصلی الله علیه وآله از جنگ احد به مدینه بازگشت، دیداز هر خانهای که شهید داشت، صدای نوحه و گریه بلند است، امّا ازخانه عموی خود حمزه صدایی را نشنید، پس فرمود: ولی حمزه گریه کننده ندارد! و از این رو اهالی مدینه تصمیم گرفتند که بر هیچ میّتی گریه و نوحه نکنند مگر اینکه از حمزه آغاز کنند و برای او نوحه سر دهند و بگریند و آنان تا امروز بر همین حالتند.[۲۸۱]"
۴ - عبداللَّه بن بکیر رجانی میگوید:
"من در نزد امام صادق علیه السلام از ابوالخطّاب و کشته شدن او یاد کردم پس قلبم رقّت پیدا کرد و گریستم. امام علیه السلام فرمود: آیا در فقدان اوناراحت و غمگین هستی؟ گفتم: نه ولی از شما شنیدم که میگفتی:علی علیه السلام اصحاب نهروان )خوارج( را کشت و اصحاب علی علیه السلام برای آنان گریه میکردند پس علی علیه السلام فرمود: آیا برای آنان غمگین شدهاید؟ گفتند: نه، ولی آن الفتی را که میان ما بود به یاد آوردیم واینکه آنان گرفتار چه سرنوشتی شدند، و لذا دل ما برای آنان سوخت. حضرت فرمود: اشکال ندارد.[۲۸۲]"
رفتار با یتیم
۱ - امام علی علیه السلام فرمود:
"ما من عبد یمسح یده علی رأس یتیم ترحّماً له إلّا أعطاه اللَّه عزّ وجلّ لکلّ شعرة نوراً یوم القیامة"[۲۸۳].
"هیچ بندهای نیست که از باب ترحّم، دستش را بر سر یتیمی بکشد، مگر اینکه خداوند در روز قیامت در برابر هر تار موی سر یتیم نوری برای او میبخشد."
۲ - پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود:
"من أنکر منکم قساوة قلبه فلیُدنِ یتیماً فیلاطفه ولیمسح رأسه، یلین قلبه بإذن اللَّه عزّ وجلّ، فإنّ للیتیم حقّاً"[۲۸۴].
"کسی که بخواهد با قساوت قلب خود مبارزه کند، باید یتیمی رانزدیک خود بنشاند، با او ملاطفت و مهربانی کند، دست بر سرش بکشد و بدین ترتیب قلب او به اجازه خداوند متعال، نرم میشود،زیرا برای یتیم حقّی است."
تفصیل احکام
۱ - دفن کردن میّت مسلمان واجب کفایی است. پس باید جسدمسلمان زیر خاک شود به گونهای که از درندگان محفوظ باشدومردم هم از بوی آن در امان باشند و از این رو، گذاشتن جسد درمیان تابوت یا دیوار بدون اینکه زیر خاک شده باشد کفایت نمیکند مگر در هنگام ضرورت.
۲ - میّت در قبر بر پهلوی راستش گذاشته میشود به گونهای که صورتش به سمت قبله باشد و هم چنین اگر عضوی از بدن دفن شود هم در صورت امکان باید به ترتیب مذکور گذاشته شود.
۳ - کسی که در کشتی بمیرد باید نگهداری شود تا به خشکی برسدواگر امکان نداشته باشد باید در جعبه یا صندوقی گذاشته شده وبه دریا انداخته شود ویا با سنگ و آهنی بسته گردد تا سنگین شود و به دریا انداخته شود و احتیاط مستحب آن است که درهنگام انداختن به دریا، روی میّت به طرف قبله باشد.
۴ - واجب در دفن، تحقّق دفن است هر چند بدون قصد تقرّب صورت گرفته باشد پس اگر دستگاهی به حفر زمین بپردازد و میّت را در آن بگذارد کفایت میکند ولی دفن میّت موکول به ولیّ اوست و برای هیچ کس جایز نیست که بدون اذن ولیّ اقدام به دفن نماید.
۵ - کودک متولّد از پدر یا مادر مسلمان بنابر قول اقوی باید به روش اسلامی دفن شود.
۶ - هتک حرمت مؤمن به واسطه دفن کردن او در محل جمع آوری زباله یا چاه، جائز نیست و همچنین اگر دفن او در قبرستانهای غیرمسلمانان موجب هتک او شود، جائز نیست.
۷ - در مکان غصبی، دفن جائز نیست و هم چنین در قبر دیگری که مندرس و متلاشی نشده است و در زمین موقوفهای که ولیّ آن اجازه نداده باشد و در محلهای موقوفهای که برای این منظوروقف نشده مانند مساجد و مدارس و در مراکز عمومی ای که بادفن میّت منافات دارد مانند راههای عمومی که دفن کردن در آنهاباعث خرابی آنها میشود، دفن کردن جائز نیست.
۸ - قسمتهایی که از جسد میّت جدا شده است باید با خودمیّت دفن شود حتی موی و دندان که باید با میّت در کفنش گذاشته شود، امّاقسمتهایی که از بدن شخص زنده جدا شده باشد مانند ناخن ودندان و موی، دفن آنها واجب نیست بلکه مستحب است.
۹ - اگر جنین در شکم مادرش بمیرد، با هر وسیلهای که مناسب بااحترام میّت باشد، باید بیرون گردد و اگر مادر بمیرد و در شکم اوجنین زنده باشد بازهم باید بیرون شود هر چند با شکافتن شکم مادر و بخیه زدن آن پیش از دفن.
۱۰ - در روایاتی که از نظر شما گذشت، مجموعهای از آداب دفن وبعد از دفن ذکر شد که شایسته است مؤمنین به آنها تعبّد و التزام داشته باشند و در مقام عمل رعایت نمایند.
ی - احکام قبور
احادیث شریف
جعفی میگوید: نزد امام باقرعلیه السلام بودم که نامهای از هشام بن عبدالملک به او رسید دربارهٔ مردی که قبر زنی را نبش کرده، لباسهای او را ربوده و با او عمل جماع انجام داده است. هشام نوشته بود که مردم در این جا در باره او اختلاف کردهاند: عدّهای میگویند: او رابکشید و عدّهای میگویند: او را بسوزانید. امام در جواب نوشت که:
"إنّ حرمة المیّت کحرمة الحیّ، حدّه أن تقطع یده لنبشه وسلبه الثیاب، ویقام علیه الحدّ فی الزنا، إن احصن رُجِم، وإن لم یکن احصن جلد مائة"[۲۸۵].
"حرمت و احترام میّت مانند حرمت شخص زنده است. حدّآن شخص این است که بخاطر نبش قبر و ربودن جامهها، دستش بریده شود و بخاطر زنا،حدّ زنا جاری شود، اگر محصن است رجم وسنگسار شود و اگر غیر محصن است، صدتا زیانه زده شود."
تفصیل احکام
۱ - هتک حرمت میّت جائز نیست، زیرا حرمت میّت مؤمن مانندحرمت زنده او است. فقهای بزرگوار ما فتوا دادهاند که نبش قبرمیّت حرام است یا بدین جهت که هتک صاحب قبر حرام است یابدین دلیل که فلسفه و حکمت دفن اقتضا میکند که قبر نبش نشود، زیرا حکمت دفن این است که تغییرات و دگرگونیهایی که برای انسان بعد از مرگ پیش میآید، مفخی بماند و از پخش شدن بوی بد جلوگیری شود و اگر نبش قبر جائز باشد، این حکمت منتفی میشود.
۲ - برخی علما از حرمت نبش استثنا کردهاند اگر ادای حقّی توقّف برنبش داشته باشد مانند اینکه میّت در زمین غصبی دفن شده باشد، و یا در کفن غصبی کفن شده باشد و یا اینکه اثبات جرمی بررؤیت جسد دفن شده توقّف داشته باشد و یا اثبات حق شخص دیگری بر دیدن جسد متوقّف باشد.
امّا این نوع حقوق، در صورتی مقتضی جواز نبش است که واقعاً مهمتر از حرمت میّت باشد ولی اگر به عنوان مثال قیمت کفن یا زمین یا آن حق مورد اختلاف بسیار ناچیز باشد، اصل قسطو عدالت و اصل "لا ضرر ولا ضرار" و حکم حرمت نبش، ایجاب میکند که حق صاحب حق به طریقه دیگری ادا شود هر چند اوراضی هم نباشد، زیرا رضایت او در صورتی شرط است که ضرری به میّت نزند و نبش، موجب ستم بر میّت و هتک حرمت او نگردد واللَّه العالم.
۳ - باید مورد دیگری هم از حرمت نبش استثنا شود و آن اینکه ادای یک حق عمومی متوقّف بر نبش باشد مانند اینکه عبور و مروروامر ترافیک به گونهای اختلال پیدا کند که موجب ضرر و زیان مردم شود و تنها راه حل هم این باشد که خیابانی از روی گورستان کشیده شود به این ترتیب که اگر اجساد را بعد از نبش قبر از آنجا به جای دیگر نقل بدهند، ضرر رفع میگردد. در این صورت بعیدنیست که نبش قبر جائز باشد اگر رفع ضرر مهمتر از حرمت اموات بوده و از طریق دیگر امکان نداشته باشد.
۴ - در جایی که میّت بدون غسل یا کفن، دفن شده باشد، نبش قبر راجائز دانستهاند و این در صورتی است که موجب ضرر برای کسی نباشد، امّا اگر بطور مثال پس از چندین روز متوجّه شوند که بدون غسل یا کفن، دفن گردیده و نبش قبر هم باعث بروز و شیوع بیماری گردد، و یا اینکه بخاطر متغیّر شدن جسد، موجب هتک حرمت او شود، نبش قبر جائز نخواهد بود، امّا اگر میّت بدون نماز دفن شده باشد بر روی قبر او باید نمازگزارده شود.
۵ - گفتهاند جائز است که میّت در تابوتی گذاشته شود و تابوت دفن گردد تا اگر بعداً بخواهند جسد را به سرزمین مقدّسی نقل دهند،تابوت را بدون نیاز به نبش قبر انتقال دهند ولی بهتر و احوط ترک این عمل است، زیرا مسلتزم یکی از دو محذور میباشد چون یابه مسأله دفن اخلال شده است اگر گذاشتن در تابوت دفن محسوب نگردد و یا اینکه اگر دفن محسوب شود، نبش بعد ازدفن صورت گرفته است که حرام میباشد.
۶ - هم چنین گفتهاند: جائز است همه قبر نقل داده شود مانند اینکه امروزه چند متر مربع از اطراف قبر را یکجا انتقال میدهند تا قبروآنچه در آن است، همگی یکجا در محل دیگر منتقل شود. این عمل هم در مورد ضرورت جائز است مانند خوف از سیل یاتوسعه یک ساختمان ضروری یا افتتاح یک راه و خیابان مورد نیازو مانند آن.
۷ - اگر باقی ماندن قبر در یک محل موجب هتک میّت شود مثل اینکه معلوم گردد میّت در چاه فاضلاب دفن شده و یا اینکه قبر او درمسیر یک راه عمومی قرار گرفته که شایسته شخصی مانند اونیست، اقوی این است که نبش قبر به منظور انتقال جائز است وبهتر این است که در صورت امکان، انتقال به گونهای صورت گیرد که از نبش اجتناب شود.
۸ - وصیت کردن خودمیّت به نبش بنابر اقوی نافذ نیست، زیراحرمت نبش تنها از جهت هتک حرمت میّت نیست تا با وصیّت خود او جائز شود.
۹ - اگر قبر به گونهای مندرس و از بین برود که دیگر، قبر نامیده نشودمگر به عنوان مجاز،خراب کردن آثار آن جائز است مگر اینکه به آن آثار، یک مصلحت شرعی تعلّق گرفته باشد مثل اینکه محل احترام مؤمنین و مرکز عبادات و نمازها و دعاهای آنان باشد مانندقبور اولیا و بندگان صالح خداکه خراب کردن آنها جائز نیست.
ک - غسل مسّ میّت
احادیث شریف
۱ - محمّد بن مسلم از یکی از دو امام علیهما السلام نقل میکند:
"قلت: الرجل یغمض المیّت أعلیه غسل؟ قال: إذا مسّه بحرارته فلا،ولکن إذا مسّه بعد ما یبرد فلیغتسل، قلت: فالذی یغسّله یغتسل؟ قال:نعم، قلت: فیغسّله ثمّ یلبسه أکفانه قبل أن یغتسل؟ قال: یغسّله ثمّ یغسل یدیه من العائق، ثمّ یلبسه أکفانه ثمّ یغتسل، قلت: فمن حمله علیه غسل؟قال: لا، قلت: فمن أدخله القبر علیه الوضوء؟ قال: لا، إلّا أن یتوضّأ من تراب القبر إن شاء"[۲۸۶].
"گفتم: کسی که چشمان میّت را ببندد آیا بر او غسل مسّ میّت واجب است؟ فرمود: اگر هنوز بدن میّت گرم بوده و مسّ کرده باشد،غسل ندارد ولی اگر بعد از سرد شدن بدن میّت، مسّ کرده باشد،غسل دارد. گفتم: آیا کسی که میّت را غسل میدهد باید غسل کند؟فرمود: بلی. گفتم: او میّت راغسل بدهد و سپس قبل از آنکه خود،غسل کند، میّت را کفن نماید؟ فرمود: میّت را غُسل بدهد، بعددستهایش را از نشانه بشوید، سپس کفن کند و بعد غسل نماید.گفتم: آیا کسی که میّت را حمل کرده باید غسل کند؟ فرمود: نه.گفتم: آیا بر کسی که میّت را وارد قبر کرده وضو واجب است؟ فرمود:نه، مگر اینکه بخواهد از خاک قبر وضو بگیرد )یعنی تیمّم کند(."
۲ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"من غسَّل میّتاً وکفّنه اغتسل غسل الجنابة"[۲۸۷]
"کسی که میّت را غسل دهد و کفن کند، باید مانند غسل جنابت غسل نماید."
۳ - حسن بن عبید میگوید:
"به امام صادق علیه السلام نوشتم: آیا امیر المؤمنین علیه السلام وقتی که پیامبرخداصلی الله علیه وآله را پس از مرگش غسل داد، غسل کرد؟ جواب داد: پیامبرخداصلی الله علیه وآله طاهر و مطهّر است ولی امیر المؤمنین علیه السلام غسل کرد و سنّت هم بر همین جاری شده است.[۲۸۸]"
۴ - امام رضاعلیه السلام فرمود:
"إنّما اُمرَ مَن یُغسِّل المیّت بالغسل لعلّة الطهارة ممّا أصابه من نضح المیّت؛ لأنّ المیّت إذا خرج منه الروح بقی منه أکثر آفته"[۲۸۹].
"اینکه دستور داده شده کسی که میّت را غسل میدهد باید غسل کند، به جهت پاک شدن از تراوشات میّت است، زیرا وقتی روح ازبدن میّت خارج شد، اکثر آفات و آلودگیهای آن میماند."
۵ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا قطع من الرجل قطعة فهی میتة، فإذا مسّه إنسان فکلّ ما کان فیه عظم فقد وجب علی من یمسّه الغسل، فإن لم یکن فیه عظم فلا غسل علیه"[۲۹۰].
"اگر عضوی از بدن کسی قطع شود، مُرده محسوب میشود واگراستخوان داشته باشد، و کسی آن را مسّ کند غسل بر او واجب میشود و اگر استخوان نداشته باشد، بر مسّ کننده غسل نیست."
۶ - امام رضاعلیه السلام فرمود:
"إنّما لم یجب الغسل علی من مسّ شیئاً من الأموات غیر الإنسان کالطیور والبهائم والسباع وغیر ذلک؛ لأنّ هذه الأشیاء کلّها ملبسة ریشاًوصوفاً وشعراً ووبراً، وهذا کلّه ذکی لا یموت، وإنّما یماسّ منه الشی ءالذی هو ذکی من الحیّ والمیّت"[۲۹۱].
"اینکه اگر انسان، مردهای غیر از انسان مانند پرندگان و چهارپایان و درندگان و غیره را مسّ کند غسل ندارد بدان جهت است که آنهاپوشیده از پر و پشم و مو و کرک هستند و این چیزها پاک بوده و مرده محسوب نمیشود و تماس با چیزی حاصل میشود که آن پاک است از زنده و مرده."
تفصیل احکام
۱ - سنّت شرعی بر این جاری شده است که کسی که جسد میّت رابعد از سرد شدن بدن و قبل از اتمام غسلهای سه گانه مسّ کند،باید غسل نماید. امّا اگر میّت را بجای غسل، تیمّم داده باشنداحتیاط این است که در صورت مسّ، غسل ترک نشود، چه میّت مسلمان باشد یا کافر، بزرگ باشد یا صغیر حتی سقط در صورتی که عرفاً انسان گفته شود.
۲ - اگر موی شخص زنده با مو یا بدن میّت تماس حاصل کند یا اینکه دست شخص زنده به موی میّت برسد، غسل ندارد، مگر اینکه مردم آن را مسّ میّت بشمارند مانند اینکه دستش را روی سر میّت یا صورت یا دست او که مو دارد بگذارد، زیرا عرف چنین حالتی را مسّ میّت میشمارد. امّا تماس با استخوان و ناخن و دندان میّت، بنابر احوط غسل دارد زیرا مسّ میّت نامیده میشود.
۳ - عضوی که از بدن میّت جدا شده است اگر استخوان داشته باشد،مسّ آن موجب غسل میشود. امّا در حدیثی وارد شده و آمده است که مسّ استخوان بدون گوشت که یک سال یا بیشتر بعد ازوفات میّت بر آن گذشته باشد، غسل ندارد.
۴ - در موردی که شک کند آیا موجب مسّ میّت شده است یا نه،حکم به برائت میشود و غسل واجب نیست و هم چنین است اگرشک کنی که آیا قبل از وفاتش او را لمس کردهای یا بعد از آن یا ازپشت ساتر )پوشاننده( یا اینکه جسد را مسّ کردهای یا موی اورا، غسل بر تو واجب نیست؛ آری! اگر ندانی میّتی را که جسدش را مسّ کردهای غسل داده شده بوده یا نه، غسل مسّ میّت بر توواجب است.
۵ - اگر کودکی، میّت را مسّ کند، بعد از بلوغ باید غسل مسّ میّت راانجام دهد، و گفتهاند که اگر ممیّز باشد، غسلش مانند سایرعباداتش صحیح است و احوط این است که ولیّ او به نیابت از اونیّت کند و سپس اگر ممیّز نیست او را غسل دهد و همچنین است حکم مجنون.
۶ - کسی که بر او غسل مسّ میّت واجب شده است، نماز او و سائرعباداتی که توقّف بر طهارت دارد، صحیح نیست مگر بعد ازانجام دادن غسل. امّا وضو بنابر اقوی بر او واجب نیست.
۷ - برای کسی که این غسل بر او واجب است، بنابر اقوی جائز است که وارد مساجد شود و سورههای سجده را بخواند ولی احوط آن است که ترک کند آن چیزهایی را که ترک آنها بر جنب و حائض واجب است.
گواهی دادن برای میّت
۱ - امام صادق علیه السلام فرمود:
"إذا مات المؤمن فحضر جنازته أربعون رجلاً من المؤمنین فقالوا:اللّهمّ إنّا لا نعلم منه إلّا خیراً وأنت أعلم به منّا، قال اللَّه تبارک وتعالی: قدأجزت شهادتکم وغفرت له ما علمت ممّا لا تعلمون"[۲۹۲].
"وقتی که مؤمن بمیرد و چهل مرد از مؤمنان بر جنازه او حاضرشوند و بگویند: اللّهمّ إنّا لا نعلم منه إلّا خیراً وأنت أعلم به منّا.خداوند متعال در جواب آنان میگوید: شهادت و گواهی شما را برای میّت پذیرفتم و آن گناهان را از او که شما نمیدانید و من میدانم آمرزیدم."
پانویس
- ↑ سوره واقعه، آیات 83 - 87
- ↑ سوره جمعه، آیه 8
- ↑ سوره فجرآیه 14
- ↑ سوره فجر، آیات 27 - 30
- ↑ سوره فجر، آیات 17 - 23
- ↑ سوره نساء، آیات 17 - 18
- ↑ سوره مائده، آیه 39
- ↑ سوره توبه، آیه 5
- ↑ سوره بقره، آیه 160
- ↑ سوره نساء، آیه 146
- ↑ سوره توبه، آیه 117
- ↑ سوره بقره، آیه 37
- ↑ سوره قصص، آیه 67
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 112، حدیث 10
- ↑ همان، ص 116، باب 82، حدیث 3
- ↑ همان، ص 117، باب 83، حدیث 2
- ↑ مستدرک الوسائل، ص 119، باب 85، حدیث 2
- ↑ همان، ص 123، باب 85، حدیث 12
- ↑ همان، 124، باب 85، حدیث 17
- ↑ همان، ج 12، ص 126، باب 86، حدیث 6
- ↑ همان، ص 130، باب 87، حدیث 2
- ↑ همان، ص 137، باب 87، حدیث 7
- ↑ وسائل الشیعه، ج 2، ص 621، حدیث 2
- ↑ همان، ص 622، حدیث 5
- ↑ همان، حدیث 6
- ↑ همان، ص 623، حدیث 11
- ↑ همان، حدیث 12
- ↑ همان ص 625، حدیث 22
- ↑ همان، ص 626، باب 2، حدیث 1
- ↑ همان، ص 627، باب 3، حدیث 1
- ↑ همان، ص 628، حدیث 9
- ↑ همان، ص 629، باب 4، حدیث 1
- ↑ همان، ص 630، حدیث 5
- ↑ همان، حدیث 7
- ↑ همان، ص 631، باب 5 حدیث 3
- ↑ همان، باب 6، حدیث 2
- ↑ همان، ص 632، باب 7، حدیث 1
- ↑ همان، ص 633، باب 9، حدیث 1
- ↑ وسایل الشیعه، ص 634، باب 10، از ابواب احتضار حدیث 4
- ↑ همان، ص 635، حدیث 8
- ↑ همان، ص 635، حدیث 10
- ↑ همان، ص 636، باب 11، حدیث 1
- ↑ همان، ص 637، باب 12، حدیث 2
- ↑ همان، ص 638، باب 13، حدیث 1
- ↑ همان، ص 639، باب 14، حدیث 1
- ↑ همان، ص 640، باب 14، حدیث 7
- ↑ سوره اسراء، آیه 82
- ↑ وسائل الشیعه، ص 642، باب 15، حدیث 3
- ↑ همان، ص 643، باب 17، حدیث 1
- ↑ همان، ص 643، باب 18، حدیث 1
- ↑ همان، ص 646، باب 20، حدیث 5
- ↑ همان، ص 647، باب 21، حدیث 2
- ↑ همان، ص 648، حدیث 7
- ↑ همان، ص 648، باب 22، حدیث 4
- ↑ وسایل الشیعه، ص 644، باب 19، حدیث 2
- ↑ همان، ص 648، باب 23، حدیث 1
- ↑ همان، ص 650، حدیث 7
- ↑ همان، ص 651، باب 24، حدیث 2
- ↑ همان، حدیث 5
- ↑ همان، ص 657، باب 29، حدیث 1
- ↑ همان، ص 658، باب 30، حدیث 1
- ↑ همان، ص 658، باب 31، حدیث 1
- ↑ همان، ص 659، باب 32، حدیث 1
- ↑ همان، ص 660، باب 33، حدیث 1
- ↑ وسائل الشیعه، ص 661، باب 35، حدیث 1
- ↑ همان ص 662، حدیث 5
- ↑ همان، ص 663، باب 36، حدیث 3
- ↑ همان، ص 665، باب 37، حدیث 2
- ↑ همان، ص 667، باب 38، حدیث 3
- ↑ همان، ص 668، باب 39، حدیث 3
- ↑ همان، ص 670، باب 40، حدیث 6
- ↑ همان، باب 41، حدیث 1
- ↑ همان، ص 671، باب 42، حدیث 2
- ↑ همان، باب 43، حدیث 1
- ↑ همان، ص 672، باب 44، حدیث 1
- ↑ همان، ص 673، باب 45، حدیث 1
- ↑ همان، باب 46، حدیث 2
- ↑ وسایل الشیعه، ص 678، باب 1، از ابواب غسل میت، حدیث 1
- ↑ همان، ص 698، باب 14، حدیث 3
- ↑ همان، ص 704، باب 18، حدیث 3
- ↑ همان، ص 696، باب 12، حدیث 4
- ↑ همان، حدیث 5
- ↑ (83)همان، ص 708، باب 21، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 2
- ↑ همان، ص 712، باب 23، حدیث 1
- ↑ همان، ص 713، باب 24، حدیث 1
- ↑ همان، ص 715، حدیث 9
- ↑ همان، ص 718، باب 26، حدیث 1
- ↑ همان، ص 704، باب 19، حدیث 1
- ↑ همان، ص 711، باب 22، حدیث 5
- ↑ وسایل الشیعه، ص 698، باب 14، از ابواب غسل میت، حدیث 1
- ↑ همان، ص 701، باب 14، حدیث 10
- ↑ همان، باب 15، حدیث 1
- ↑ همان، ص 702، باب 16، حدیث 1
- ↑ همان، ص 703، باب 17، حدیث 1
- ↑ همان، ص 817، باب 38، از ابواب نماز جنازه، حدیث 12
- ↑ همان، ص 696، باب 13 از ابواب غسل میت، حدیث 2
- ↑ همان، ص 703 - 702، باب 16، حدیث 3
- ↑ وسایل الشیعه، ص 678، باب 1 از ابواب غسل میت، حدیث 1
- ↑ همان، ص 679، باب 1، حدیث 3
- ↑ همان، ص 680، باب 2، حدیث 3
- ↑ همان، ص 685، باب 3، حدیث 2
- ↑ همان، ص 688، باب 5، حدیث 1
- ↑ همان، ص 689، باب 6، حدیث 2
- ↑ گیاهی است دارای شاخههای باریک و برگهای ریز و ساقه ستبر که در شوره زارها میروید. )فرهنگ عمید(
- ↑ همان، ص 690، باب 7، حدیث 1
- ↑ همان،ص 691، باب 8، حدیث 1
- ↑ همان، ص 692، باب 8، حدیث 2
- ↑ همان، 692، باب 9، حدیث 1
- ↑ همان، ص 693، باب 10، حدیث 1
- ↑ همان، ص 694، باب 11، حدیث 1
- ↑ همان، ص 695، باب 12، حدیث 1
- ↑ همان، ص 697، باب 13، حدیث 7
- ↑ همان، ص 696، باب 13، حدیث 2
- ↑ همان، ص 703 - 702، باب 16، حدیث 3
- ↑ وسایل الشیعه، ص 682، باب 2 از ابواب غسل میت، حدیث 6
- ↑ همان، ص 721، باب 31، حدیث 2
- ↑ همان، ص 723، باب 32، حدیث 2
- ↑ همان، حدیث 3
- ↑ همان، ص 720، باب 29، حدیث 1
- ↑ همان، ص 20، باب 30، حدیث 1
- ↑ همان، ص 724، باب 33، حدیث 1
- ↑ وسایل الشیعه، ص 725، باب 1 از ابواب تکفین، حدیث 1
- ↑ همان، ص 726، باب 2، حدیث 3
- ↑ همان، ص 728، باب 2، حدیث 12
- ↑ همان، ص 728، باب 2، حدیث 13
- ↑ همان، ص 752، باب 23، حدیث 1
- ↑ همان، ص 759، باب 32، حدیث 1
- ↑ همان، ص 759، باب 33، حدیث 1
- ↑ همان، ص 732، باب 4، حدیث 1
- ↑ همان، ص 734، باب 6، حدیث 5
- ↑ همان، ص 734، باب 6، حدیث 6
- ↑ همان، ص 743، باب 13، حدیث 1
- ↑ همان، ص 745، باب 14، حدیث 4
- ↑ همان، ص 749، باب 18، حدیث 3
- ↑ همان، ص 758، باب 30، حدیث 1
- ↑ همان، ص 760، باب 34، حدیث 1
- ↑ همان، ص 760، باب 35، حدیث 1
- ↑ همان، ص 761، ب 36، حدیث 2
- ↑ نوعی پارچه )پارچه نرم و لطیف(. )فرهنگ عمید(
- ↑ وسایل الشیعه، ص 730، باب 3 از ابواب تکفین، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 2
- ↑ همان، ص 742، باب 12، حدیث 1
- ↑ همان، ص 747، باب 16، حدیث 1
- ↑ همان، ص 744، باب 14، حدیث 1
- ↑ همان، ص 748، باب 17، حدیث 1
- ↑ همان، ص 736، باب 7، حدیث 1
- ↑ همان، ص 739، باب 8، حدیث 1
- ↑ همان، ص 740، باب 10، حدیث 2
- ↑ همان، ص 741، باب 11، حدیث 1
- ↑ همان، ص 741، حدیث 6
- ↑ همان، ص 660، باب 34 از ابواب احتضار، حدیث 1
- ↑ همان، ص 820، باب 2 از ابواب دفن، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 2
- ↑ همان، حدیث 4
- ↑ همان، ص 822، باب 3 از ابواب دفن، حدیث 1
- ↑ همان، ص 823، حدیث 5
- ↑ همان، ص 824، باب 4، حدیث 2
- ↑ همان، ص 825، حدیث 4
- ↑ همان، ص 826، باب 5، حدیث 4
- ↑ همان، ص 827، باب 6، حدیث 1
- ↑ همان، ص 829، باب 8، حدیث 2
- ↑ همان، ص 828، باب 7، حدیث 6
- ↑ وسایل الشیعه، ص 762، باب 1از ابواب صلاة الجنازه، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 2
- ↑ همان، ص 787، باب 13، حدیث 1
- ↑ همان، ص 789، باب 14، حدیث 3
- ↑ همان، ص 792، باب 16، حدیث 1
- ↑ همان، ص 793، باب 17، حدیث 4
- ↑ همان، ص 800، باب 22، حدیث 4
- ↑ همان، ص 801، باب 23، حدیث 2
- ↑ همان، حدیث 3
- ↑ همان، ص 802، باب 24، حدیث 1
- ↑ همان، ص 803، باب 25، حدیث 1
- ↑ همان، ص 805، باب 28، حدیث 1
- ↑ همان، ص 806، باب 29، حدیث 2
- ↑ وسایل الشیعه، ص 763، باب 2 از ابواب صلاة الجنازه، حدیث 1
- ↑ همان، ص 764، باب 2، حدیث 2
- ↑ همان، ص 770، باب 4، حدیث 2
- ↑ همان، ص 775، باب 5، حدیث 17
- ↑ همان، ص 778، باب 6، حدیث 5
- ↑ همان، ص 783، باب 7، حدیث 1
- ↑ همان، ص 784، باب 8، حدیث 2
- ↑ همان، ص 784، باب 9، حدیث 1
- ↑ همان، ص 785، باب 10، حدیث 1
- ↑ همان، ص 787، باب 11، حدیث 1
- ↑ همان، باب 12، حدیث 1
- ↑ همان، ص 792، باب 16، حدیث 1
- ↑ همان، ص 796، باب 19، حدیث 1
- ↑ همان، ص 797، باب 20، حدیث 1
- ↑ همان، ص 798، باب 21، حدیث 1
- ↑ همان، ص 799، حدیث 6
- ↑ همان، ص 807، باب 31، حدیث 1
- ↑ همان، ص 808، ب 32، حدیث 2
- ↑ همان، ص 811، باب 34، حدیث 1
- ↑ همان، ص 813، باب 36، حدیث 2
- ↑ همان، ص 814، باب 37، حدیث 1
- ↑ همان، ص 815، باب 38، حدیث 1
- ↑ همان، ص 817، باب 39، حدیث 1
- ↑ وسایل الشیعه، ص 819، باب 1 از ابواب دفن، حدیث 1
- ↑ همان، ص 833، باب 12، حدیث 1
- ↑ همان، باب 13، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 2
- ↑ همان، ص 836، باب 14، حدیث 1
- ↑ همان، ص 836، باب 15، حدیث 2
- ↑ همان، ص 838، باب 16، حدیث 4
- ↑ همان، ص 834، حدیث 6
- ↑ همان، ص 839، باب 17، حدیث 3
- ↑ همان، ص 840، باب 18، حدیث 4
- ↑ همان، ص 842، باب 19، حدیث 5
- ↑ همان، باب 20، حدیث 2
- ↑ همان، ص 844، باب 20، حدیث 9
- ↑ وسایل الشیعه، ص 846، باب 21، حدیث 5
- ↑ وسایل الشیعه، ص 849، باب 22، حدیث 6
- ↑ همان، ص 850، باب 24، حدیث 2
- ↑ همان، ص 851، باب 25، حدیث 1
- ↑ همان، ص 853، باب 26، حدیث 1
- ↑ همان، باب 27، حدیث 1
- ↑ همان، ص 854، باب 29، حدیث 2
- ↑ همان، ص 855، باب 30، حدیث 1
- ↑ همان، ص 856، باب 31حدیث 3
- ↑ همان، ص 859، باب 32، حدیث 4
- ↑ همان. ص 862، باب 34، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 4
- ↑ همان، باب 35، حدیث 1
- ↑ همان، ص 864، باب 36، حدیث 3
- ↑ همان، باب 37، حدیث 3
- ↑ همان، باب 38، حدیث 1
- ↑ همان، باب 39، حدیث 1
- ↑ همان، ص 867، باب 40، حدیث 4
- ↑ همان، باب 41، حدیث 1
- ↑ همان، ص 868، باب 42، حدیث 1
- ↑ همان، ص 869، باب 44، حدیث 2
- ↑ همان، ص 871، باب 45، حدیث 1
- ↑ همان، باب 46، حدیث 1
- ↑ همان، باب 48، حدیث 1
- ↑ همان، ص 874، حدیث 4
- ↑ همان، باب 49، حدیث 3
- ↑ همان، ص 875، باب 51، حدیث 1
- ↑ همان، ص 876، باب 52، حدیث 2
- ↑ همان، ص 877، باب 53، حدیث 1
- ↑ همان، ص 878، باب 54، حدیث 5
- ↑ همان، ص 879، باب 55، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 5
- ↑ همان، ص 881، باب 57، حدیث 3
- ↑ همان، ص 883، باب 59، حدیث 1
- ↑ همان، باب 60، حدیث 1
- ↑ همان، ص 884، باب 61، حدیث 1
- ↑ همان، ص 885، باب 62، حدیث 1
- ↑ همان، ص 887، باب 63، حدیث 6
- ↑ همان، باب 64، حدیث 1
- ↑ همان، باب 65، حدیث 1
- ↑ همان، ص 888، باب 66، حدیث 1
- ↑ همان، ص 889، باب 67، حدیث 6
- ↑ همان، ص 890، حدیث 10
- ↑ همان، باب 68، حدیث 1
- ↑ همان، باب 69، حدیث 1
- ↑ همان، ص 891، حدیث 4
- ↑ همان، ص 892، باب 70، حدیث 1
- ↑ همان، ص 893، باب 72، حدیث 1
- ↑ همان، ص 894، باب 72، حدیث 3
- ↑ همان، ص 896، باب 73، حدیث 1
- ↑ همان، ص 897، باب 74، حدیث 1
- ↑ همان، ص 898، باب 75، حدیث 1
- ↑ همان، ص 900، حدیث 12
- ↑ همان، ص 902، باب 76، حدیث 1
- ↑ همان، ص 905، حدیث 18
- ↑ همان، ص 906، باب 77 از ابواب الدفن، حدیث 1
- ↑ همان، ص 909، حدیث 20
- ↑ همان، ص 910، باب 78، حدیث 1
- ↑ همان، ص 911، باب 79، حدیث 2
- ↑ همان، ص 913، باب 80، حدیث 4
- ↑ همان، ص 914، باب 81، حدیث 1
- ↑ همان، باب 82، حدیث 1
- ↑ همان، ص 915، باب 83، حدیث 1
- ↑ همان، ص 916، باب 84، حدیث 2
- ↑ همان، ج 2، باب 85 از ابواب دفن، ص 918، حدیث 1
- ↑ همان، ص 920، باب 86، حدیث 2
- ↑ همان، ص 922، حدیث 6
- ↑ همان، ص 924، باب 88، حدیث 3
- ↑ همان، ص 925، باب 89، حدیث 1
- ↑ همان، ج 2، ص 925، باب 90، حدیث 1
- ↑ همان، ص 926، باب 91، حدیث 1
- ↑ همان، حدیث 3
- ↑ کافی، ج 7، ص 228، باب حدّ النبّاش، حدیث 2
- ↑ وسایل الشیعه، ج 2، باب 1 از باب غسل مسّ المیّت، ص 927، حدیث 1
- ↑ همان، ص 928، حدیث 6
- ↑ همان، ص 928، حدیث 7
- ↑ همان، ص 929، حدیث 11
- ↑ همان، ص 931، باب 2، حدیث 1
- ↑ همان، ص 935، باب 6، حدیث 5
- ↑ همان، ج 2، ص 925، باب 90، حدیث 1







