کتابخانه:آداب ازدواج و زندگی خانوادگی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آداب ازدواج و زندگی خانوادگی
مشخصات کتاب
Adab ezdevag-golestsni.jpg
نویسنده محمد امینی گلستانی
زبان فارسی
ناشر سپهر آذین
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
قطع نوع قطع
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۹۹۱۰-۶۳-۵
دانلود PDF

محتویات

تقدیم

جوانان عزیزی که به سن بلوغ رسیده و براساس قانون طبیعت، در صدد ازدواج و تشکیل خانواده و ریختن فونداسیون زندگی هستند امیدوارم با مطالعه دقیق این کتاب، و با به کار بستن دستورات آن، خوشبختی و آینده سرشار از کامیابی خود را تضمین و از ندامت و پشیمانی بعدی، بیمه نمایند انشاء اللَّه آمین.
محمّد امینی گلستانی
روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده است آن حضرت فرمود: هرکس مخلوق را تشکر نکند، خدا را هم شکر گزار نخواهد بود، بنا برین، از همسر گرامی و همسرّ و همسفر خوشی‌ها و ناخوشیهای دوران زندگی ام حاجیه خانم «عفّت عرفانی» کمال تشکر و قدر دانی را دارم که با جسم و جان رنجور و ناتوان، وسایل رفاه و آرامش خاطر مرا فراهم نمود، تا این اثر و سایر اثرهایم را به پایان برسانم، از خدای توانا به احترام مقدسین درگاهش، برای او و تمام مریضها، شفای عاجل و کامل مسئلت می‌نمایم.
محمد امینی گلستان

بخش ۱ آداب ازدواج و راهنمائیهای آن

اشاره

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
الحمد اللَّه ربّ العالمین و الصّلوة و السّلام علی سیّد الأنبیاء و المرسلین محمد بن عبد اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و علی أهل بیته الطیّبین الطّاهرین سیّما ولده بقیّة اللَّه الأعظم و خلیفته فی أرضه و حجّته علی خلقه حجّة بن الحسن عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف، روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، والّعنة الدّائمة الأبدیّة علی أعدائهم أجمعین من الان الی لقاء یوم الدین

پیشگفتار

در این زمانها که مردم دچار مشکلات گوناگون گردیده و باگرفتاری‌های روز افزون، دست و پنجه نرم می‌کنند و غم‌ها و غصه‌ها، هر روز با رنگ جدید، به زندگی افراد جامعه، حمله ور شده و راه باز می‌کند و با الوان مختلف، افراد بشر را دچار سر در گمی، می‌نماید در این موقعیت سؤالی پیش می‌آید که آیا در این بحرانها چه باید کرد و باید چه تدبیری اندیشید؟! جواب این است اولًا باید در تمام مراحل زندگی به خدا پناه برد و حل مشکلات را از او درخواست نمود، و ثانیاً می‌دانیم که قسمت اعظم این ناملایمات از ناحیه همسران، نسبت به یکدیگر و با اشتباهات تصمیمات اولیه زندگی پیش می‌آید که پیامدش گریز از ازدواج و سرپیچی از تشکیل خانواده و روآوردن به راه‌های ناسالم می‌گردد، بنابراین بر هر صاحب قلمی فرض و واجب است تا آنجا که برایش امکان دارد، از دانسته‌ها و تجربیات خود، استفاده کرده با نوشته‌های خود، اقشار مختلف مخصوصاً قشر جوان را، راهنمائی نموده و باارائه برنامه‌های صحیح و متنوع سالم، آنهارا به آینده درخشان امید وار ساخته و به زندگی سعادتمند و خوشبختی، دلگرم نمایند؛
علیهذا، اینجانب با استعانت از درگاه ایزد منان وظیفه خود دانستم به اندازه فهم و برداشت خود، کتابی را فراهم آورم که جوانان عزیز را در امر ازدواج و تشکیل خانواده موفق و ایده آل، راهنمائی نموده و سعادت و شیرین کامی را در تمام مراحل زندگی از خدای رؤف و مهربان برایشان، درخواست نمایم انشاءاللَّه آمین.
در این کتاب سعی کردهام از آیات قرآن و اخبار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام که از منبع وحی و مصدر آسمانی، به دست ما رسیده است، مدد گرفته و از کلمات بزرگان، استفاده نمایم تا بیشتر قرین موفقیت و رستگاری باشد.
چون تعدادی از روایات مذکور در فصلهای مختلف کتاب، دارای مطالب مشترک با فصل دیگر و با هم ارتباط کامل داشت، و برای اینکه جامعیت خبر و بافت حدیث صدمه نخورده و از بین نرود، از تقطیع آنها صرف نظر گردید تا مفید فایده بیشتر شود، لذا لازم است کتاب را از ابتدا تا انتها مطالعه نموده و از مجموع آنها، راه درست را انتخاب نموده و زندگی را شروع کرد.
در این کتاب سعی بر اختصار و از اطاله کلام، پرهیز شده است بدینجهت فقط نمونه هائی از اخبار مربوط به هر فصل آمده است تا حجم کتاب به صورت سبک در دست عزیزان قرار گیرد.
کلمات و جمله‌های میان پارانتز از مؤلف است و به عنوان توضیح بیان گردیده است.
این کتاب مکمّل کتاب «والدین دوفرشته جهان آفرینش» از همین مؤلف، می‌باشد، در صورت امکان عزیزان آن کتاب را به دست آورده و اطلاعات خود را تکمیل نمایند زیرا مطالب رفتار با اولاد و اهل و عیال و حقوق آنها وحقوق پدر و مادر که همان زوجین است، در آن کتاب مشروحاً بیان گردیده است.
در باره روایات این کتاب از نظر رجالی، بر رسی به عمل نیامده ولی سعی شده است از کتابها و مأخذ مورد قبول، نقل شود لذا اگر مطلبی به نظر خوانندگان محترم، سنگین و یا قابل قبول نباشد، به مصدرش رجوع و صحّت و سقم آن را، جویا باشید.
این کتاب دارای چهاربخش است اگرچه بیشتر بخشها باهم ارتباط دارد.
۱- آداب ازدواج و راهنمائی‌های زندگی.
۲- رفتار در خانواده.
۳- آداب معاشرت و مباشرت.
۴- قسمتی از منهیات.
که هریک از این بخشها دارای فصلهای متعدد می‌باشد

مقدمات ازدواج

ابتدائاً لازم می‌دانم تعدادی از آیات مبارک مربوط به ازدواج را، از نظر خوانندگان گرامی را بگذرانم و سپس به اصل موضوع کتاب بپردازم

آیات

اشاره

پیش از ورود به اصل مطلب و تفسیر وتوضیح آیات مربوطه لطفاً روایت ذیل را که قسمتی از حدیث مفصّل است، با دقت بخوانید، تا مفهوم آیات برایتان روشن و از ماجرای خلقت انسان آگاه و مطلع شوید.
زرارة بن أعین، از أبی عبداللَّه علیه السلام- ضمن حدیثیفرمود: إنّ اللَّه عزّوجلّ خلق آدم من طین ثمّ ابتدع له حواء فجعلها فی موضع النقرة التی بین ورکیه، و ذلک لکی تکون المرأة تبعاً للرجل، فقال آدم: یا ربّ ما هذا الخلق الحسن الذی قد آنسنی قربه والنّظر إلیه؟! فقال اللّه: یا آدم هذه أمتی حواء أفتحبّ أن تکون معک تؤنسک وتحدّثک، تکون تبعاً لأمرک؟
فقال: نعم یا ربّ ولک بذلک علیّ الحمد والشکر ما بقیت، فقال اللَّه عزوجل: فاخطبها إلیّ، فانّها أمتی، وقد تصلح لک أیضا زوجة للشّهوة، وألقی اللَّه علیه الشهوة وقد علّمه قبل ذلک المعرفة بکلّ شئ، فقال یا ربّ فإنّی أخطبها إلیک فما رضاک لذلک؟ فقال اللَّه عزّوجلّ:
رضای أن تعلّمها معالم دینی، فقال: ذلک لک علیّ یارب إن شئت ذلک لی، فقال اللَّه عزّوجلّ: وقد شئت ذلک وقد زوّجتکها فضمّها إلیک. همانا خدای عزّوجلّ آدم را از گِل آفرید سپس برایش حوّا را ابداع نمود (و به وجود آورد) و او را درمیان انتهای دو ران آدم قرار داد تا (از نظر خلقت) زن تابع مرد شود، پس آدم گفت: ای خدا این آفریده زیبا چیست؟!! که نزدیک بودن و نگاه کردن به او مرا مأنوس (و مشغول) نمود؟! خداوند فرمود: ای آدم این کنیز من حوا است، آیا دوست داری با تو باشد و مونس و هم صحبت توشود و پیرو امر تو باشد؟! عرض کرد: بلی ای خدای من و برای تو در ذمه من باشد سپاس گذاری و تشکر تا زنده هستم، خدای عزّوجلّ فرمود: او را از من خواستگاری نما زیرا او کنیز من است و حتماً به صلاح توست که جفت شهوت (و عشق) تو باشد؛
خداوند به (وجود) آدم شهوت را انداخت (و عشق را ایجاد نمود البته) قبلًا به او تمام اشیاء را مورد شناخت قرار داده (وفهمانده بود)؛
(آدم) گفت: ای خدا من او را از تو خواستگاری می‌نمایم رضایت (ونظر تو در این باره) چیست؟!! خدای عزّوجلّ فرمود: رضایت من (و مهریه او) آن است که معالم دین مرا به او یاد دهی، عرض نمود این به گردن من ای خدا، اگر تو می‌خواهی پس خدای عزّوجلّ فرمود: من این را می‌خواهم و (در مقابل این مهریه) او (حوّا) رابه تو تزویج کردم به خودت بچسبان (و به آغوش بکش). «۱» این ازدواج مبارک سبب ازدیاد نسل بنی آدم و باعث عمران و آبادی کره زمین گردید؛
و از این پیوند میمون فرستادگان خدا و جانشینان آنها: قدم به عرصه وجود گذاشت و روز به روز جریانهای بی شمار دیگر متولد شد و پیدا گردید.
خدای متعال این زن جوان را از وجود خود آدم علیه السلام پدید آورد بلی از دنده چپ آدم «۲» از استخوان یا مغز آن آفریده شد که آزمایشهای علم روز ثابت کرده است از میان تمامی اعضای بدن جانداران، برای «شبیه سازی»، مغز استخوان مناسب تر و بهتر جواب می‌دهد پس این بده بستانها و تحویل و تحولها، حوّای جوان و مادر بشریت را، به دنیا تحویل داد و همت او را در آرمیدن کنار آدم جوان، و آرامش و سکون آدم در سپری کردن عمر پربها را در آغوش پرمهر و محبت حوّا قرار داد به گونهای که زن شوهر خود را در مواقع زیاد، به همه عزیزانش ترجیح می‌دهد.
حالابه لحن کلمات و تعبیرهای پرمعنای تعدادی از آیات قرآن دقت نمایید که نیازی به توضیح بیشتر نباشد.
۱ «ومن آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودّةً و رحمةً إنّ فی ذلک لَایاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ». و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند. «۱»
۲- «واللّه جعل لکم من أنفسکم أزواجاً و جعل لکم من أزواجکم بنین و حفدةً ..». خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد؛ و از همسرانتان برای شمافرزندان و نوه هائی به وجود آورد ... «۲»
۳- «وهو الذی خلق من الماء بشراً فَجَعَلَهُ نَسَباً و صِهْراً وکان ربّک قدیراً». او کسی است که از آب، انسانی را آفرید، سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد) و پروردگار تو همواره توانا بوده است. «۳»
۴- «و جَعَلَ لکم من أنفسکم أزواجاً و من الأنعام أزواجاً». و از جنس شما همسرانی برای شما قرار داد و جفتهایی از چارپایان آفرید ... «۴»
۵- «یا أیّهاالنّاس إتّقوا ربّکم الّذی خلقکم من نفس واحدةٍ و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالًا کثیراً و نساءاً ..». «۵»
ای مردم از (مخالفت) پروردگارتان: بپرهیزید. همان کسی که شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را (نیز) از جنس او خلق نمود؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت (و پراکنده نمود) ...
۶- «خلقکم من نفس واحدة ثمّ جعل منها زوجها ...» «۶»
او شما را از یک نفس آفرید؛ و همسرش را از (باقیمانده گل) او به وجود آورد؛ ...
۷ «و هوالّذی أنشأکم من نفس واحدة فمستقرّ و مستودع قد فصّلنا الایات لقوم یفقهون» و اوست که شما را از یک نفس آفرید (و شما دو گروه هستید) بعضی پایدار (از نظر ایمان یا خلقت کامل) و بعضی نا پایدار؛ ما آیات خود را برای کسانی که می‌فهمند: تشریح می‌کنیم». «۷»
۸- «هوالّذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها». او خدایی است که (همه) شما رااز یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. «۱» ۹- «وخلقناکم أزواجاً» و شما را به صورت جفتها آفریدیم. «۲»

دستور ازدواج

آیات گذشته، کیفیت آفرینش دوزوج را، بیان فرمود، اما آیه‌های مربوط به ازدواج و تشکیل خانواده را ذیلًا بخوانید.
۱۰- «فَانْکِحوا ما طاب لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ» پس با زنان پاک ازدواج نمائید دو یا سه یا چهار همسر. «۳»
۱۱- «وَ أَنکِحُوا الأیامی مِنکمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکمْ وَ إِمائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَ اللَّهُ وسِعٌ عَلِیمٌ (۳۲) وَ لْیَستَعْفِفِ الَّذِینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یُغْنِیهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ».
مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می‌سازد، خداوند گشایش دهنده و (به حالات بندگان) آگاه است.
و آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت (و پاک دامنی را) پیشه کنند تا خداوند آنانرا با فضل خود، بی نیاز سازد. «۴»

ترغیب به ازدواج آسان

از آغاز سوره مبارکه «نور» تا به این آیه، راه‌های حساب شده مختلفی برای پیش گیری از آلودگی‌های جنسی مطرح شده است، که هر یک از آنها تأثیر به سزائی در پیش گیری یا مبارزه با این آلودگی‌ها دارد.
در آیات مورد بحث نیز به یکی دیگر از مهمترین طُرُق مبارزه با فحشاء که ازدواج ساده و آسان، و بی ریا و بی تکلف است، اشاره شده، زیرا این نکته مسلم است که برای بر چیدن بساط گناه، باید از طریق اشباع صحیح و مشروع غرائز وارد شد، و به تعبیر دیگر هیچگونه مبارزه منفی بدون مبارزه مثبت مؤثر نخواهد افتاد.
لذا در نخستین آیه مورد بحث می‌فرماید: مردان و زنان بی همسر را همسر دهید، و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را «و انکحوا الایامی منکم و الصّالحین من عبادکم و امائِکُمْ».
ایامی جمع ایِّمْ (بر وزن قیّم) در اصل به معنی زنی است که شوهر ندارد، سپس به مردی که همسر ندارد نیز گفته شده است، و به این ترتیب تمام زنان و مردان مجرد در مفهوم این آیه داخلند خواه بکر باشند یا بیوه.
تعبیر «انکحوا» (آنها را همسر دهید) با اینکه ازدواج یک امر اختیاری و بسته به میل طرفین است، مفهومش این است که مقدمات ازدواج آنها را فراهم سازید، از طریق کمکهای مالی در صورت نیاز، پیدا کردن همسر مناسب، تشویق به مسأله ازدواج، و بالأخره پا در میانی برای حل مشکلاتی که معمولًا در این موارد بدون وساطت دیگران انجام پذیر نیست؛
خلاصه مفهوم آیه به قدری وسیع است که هر گونه قدمی و دِرَمی و سخنی در این راه را شامل می‌شود.
بدون شک اصل تعاون اسلامی ایجاب می‌کند که مسلمانان در همه زمینه‌ها به یکدیگر کمک کنند ولی تصریح به این امر در مورد ازدواج دلیل بر اهمیت ویژه آن است.
اهمیت این مساله تا به آن پایه است که در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیهالسلام) می‌خوانیم: أفضل الشّفاعات أن تشفع بین اثْنَیْنٍ فی نکاح حتّی یجمع اللَّه بینهما:
بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر برای امر ازدواج میانجی گری کنی، تا این امر به سامان برسد!.
در حدیث دیگری از امام کاظم موسی بن جعفر (علیهالسلام) می‌خوانیم: ثلاثة یستظلّون بظلّ عرش اللَّه یوم القیامة، یوم لا ظلّ الا ظلّه رَجُلٌ زوّج أخاه المسلم او أخدمه، او کتم له سرّاً سه طایفهاند که در روز قیامت در سایه عرش خدا قرار دارند، روزی که سایهای جز سایه او نیست: کسی که وسائل تزویج برادر مسلمانش را فراهم سازد، و کسی که به هنگام نیاز به خدمت، خدمت کنندهای برای او فراهم کند و کسی که اسرار برادر مسلمانش را پنهان دارد! و بالأخره در حدیثی از پیامبر (صلیاللَّه علیه وآله و سلّم) می‌خوانیم: هر گامی انسان در این راه بر دارد و هر کلمهای بگوید، ثواب یکسال عبادت در نامه عمل او می‌نویسند (کان له بکلّ خطوة خطاها، او بکلّ کلمة تکلّم بها فی ذلک، عمل سنة قیام لیلها و صیام نهارها). «۱» و از آنجا که یک عذر تقریبا عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده مسأله فقر و نداشتن امکانات مالی است قرآن به پاسخ آن پرداخته می‌فرماید: از فقر و تنگدستی آنها نگران نباشید و در ازدواجشان بکوشید چرا که اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می‌سازد «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله».
و خداوند قادر بر چنین کاری هست، چرا که خداوند واسع و علیم است «انّ الله واسع علیم».
قدرتش آنچنان وسیع است که پهنه عالم هستی را فرا می‌گیرد، و علم او چنان گسترده است که از نیّات همه کس مخصوصا آنها که به نیّت حفظ عفت و پاکدامنی اقدام به ازدواج می‌کنند آگاه است، و همه را مشمول فضل و کرم خود قرار خواهد داد.
در این زمینه تحلیلهای روشنی داریم، و همچنین روایات متعددی که در آخراین بحث و در لابلای این کتاب خواهد آمد.
ولی از آنجا که گاه با تمام تلاش و کوشش که خود انسان و دیگران می‌کنند، وسیله ازدواج فراهم نمی‌گردد و خواه و ناخواه انسان مجبور است مدتی را با محرومیت بگذراند، مبادا کسانی که در این مرحله زندگی قرار دارند، گمان کنند که آلودگی جنسی برای آنها مجاز است، و ضرورت چنین ایجاب می‌کند، لذا بلا فاصله در آیه بعد دستور پارسائی را هر چند مشکل باشد به آنها داده می‌گوید: و آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت و پاکدامنی پیشه کنند، تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز سازد «و لیستعفف الّذین لا یجدون نکاحاً حتی یغنیهم اللّه من فضله».
نکند در این مرحله بحرانی و در این دوران آزمایش الهی تن به آلودگی در دهند و خود را معذور بشمرند که هیچ عذری پذیرفته نیست، بلکه باید قدرت ایمان و شخصیت و تقوا را در چنین مرحلهای آزمود.

نکته‌ها

۱- ازدواج یک سنت الهی است گر چه امروز مسأله ازدواج آنقدر در میان آداب و رسوم غلط و حتی خرافات پیچیده شده که به صورت یک جاده صعب العبور یا غیر قابل عبور برای جوانان در آمده است، ولی قطع نظر از این پیرایه‌ها، ازدواج یک حکم فطری و هماهنگ قانون آفرینش است که انسان برای بقاء نسل و آرامش جسم و روح و حل مشکلات زندگی احتیاج به ازدواج سالم دارد.
اسلام که هماهنگ با آفرینش گام بر می‌دارد نیز در این زمینه تعبیرات جالب و مؤثری دارد، از جمله حدیث معروف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است: «تناکحوا، و تناسلوا تکثروا فانّی أباهی بکم الأمم یوم القیامه و لو بالسّقط:» ازدواج کنید تا نسل شما فزونی گیرد که من با فزونی جمعیت شما حتی با فرزندان سقط شده در قیامت به دیگر امتها مباهات می‌کنم! و در حدیث دیگر از آن حضرت می‌خوانیم «من تزوّج فقد أحرز نصف دینه فلیتّق اللَّه فی النّصف الباقی» کسی که همسر اختیار کند نیمی از دین خود را محفوظ داشته، و باید مراقب نیم دیگر باشد.
چرا که غریزه جنسی نیرومندترین و سرکش‌ترین غرائز انسان است که به تنهائی با دیگر غرائز برابری می‌کند، و انحراف آن نیمی از دین و ایمان انسان را به خاطر خواهد انداخت.
باز در حدیث دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم «شرارکم عزّابکم» بدترین شما مجردان شمایند.
به همین دلیل در آیات مورد بحث و همچنین روایات متعددی مسلمانان تشویق به همکاری در امر ازدواج مجردان و هر گونه کمک ممکن به این امر شدهاند مخصوصا اسلام در مورد فرزندان مسئولیت سنگینی بر دوش پدران افکنده، و پدرانی را که در این مسئله حیاتی بی تفاوت هستند شریک جرم انحراف فرزندانشان شمرده است چنانکه در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم «من ادرک له ولد و عنده ما یزوّجه فلم یزوّجه، فأحدث فالإثم بینهما!» کسی که فرزندش به حد رشد رسد و امکانات تزویج او را داشته باشد و اقدام نکند، و در نتیجه فرزند مرتکب گناهی شود، این گناه بر هر دو نوشته می‌شود! و باز به همین دلیل دستور مؤکد داده شده است که هزینه‌های ازدواج را اعم از مهر و سایر قسمتها سبک و آسان بگیرند، تا مانعی بر سر راه ازدواج مجردان پیدا نشود، از جمله در مورد مهریه سنگین که غالبا سنگ راه ازدواج افراد کم در آمد است.
در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم «شوم المرئه غلاء مهرها» زن بد قدم زنی است که مهرش سنگین باشد.
و باز در حدیث دیگری که در ذیل حدیث فوق وارد شده می‌خوانیم «من شومها شدة مؤنتها» یکی از نشانه‌های شوم بودن زن آن است که هزینه زندگی (یا هزینه ازدواجش) سنگین باشد.
و از آنجا که بسیاری از مردان و زنان برای فرار از زیر بار این مسؤلیت الهی و انسانی متعذر به عذرهائی از جمله نداشتن امکانات مالی می‌شوند در آیات فوق صریحا گفته شده است که فقر نمی‌تواند مانع راه ازدواج گردد، بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بی نیازی می‌شود.
دلیل آن هم با دقت روشن می‌شود، زیرا انسان تا مجرد است احساس مسؤلیت نمی‌کند نه ابتکار و نیرو و استعداد خود را به اندازه کافی برای کسب در آمد مشروع بسیج می‌کند، و نه به هنگامی که در آمدی پیدا کرد در حفظ و بارور ساختن آن می‌کوشد و به همین دلیل مجردان غالباً خانه به دوش و تهی دستند! اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می‌شود و خود را شدیدا مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسائل زندگی فرزندان آینده می‌بیند، به همین دلیل تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار می‌گیرد و در حفظ در آمدهای خود و صرفهجوئی، تلاش می‌کند و در مدت کوتاهی می‌تواند بر فقر چیره شود.
بی جهت نیست که در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم «الرّزق مع النساء و العیال روزی همراه همسر و فرزند است».
و در حدیث دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم: مردی خدمت حضرتش رسید و از تهی دستی و نیازمندی شکایت کرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «تزوّج، فتزوّج فوسع له» ازدواج کن، او هم ازدواج کرد و گشایش در کار او پیدا شد!.
بدون شک امدادهای الهی و نیروهای مرموز معنوی نیز به کمک چنین افراد می‌آید که برای انجام وظیفه انسانی و حفظ پاکی خود اقدام به ازدواج می‌کنند.
هر فرد با ایمان می‌تواند به این وعده الهی دلگرم و مؤمن باشد، در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده «من ترک التزویج مخافة العیلة فقد ساء ظنّه بالله انّ اللَّه عز و جل یقول «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله».
کسی که ازدواج را از ترس فقر ترک کند گمان بد به خدا برده است، زیرا خداوند متعال می‌فرماید: اگر آنها فقیر باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می‌سازد.
البته روایات در منابع اسلامی در این زمینه فراوان است که در فصلهای مختلف این کتاب اجمالًا خواهدآمد.
۲- منظور از جمله «و الصّالحین من عبادکم و امائکم» چیست؟
قابل توجه اینکه در آیات مورد بحث به هنگامی که سخن از ازدواج مردان و زنان بی همسر به میان می‌آید به طور کلی دستور می‌دهد برای ازدواج آنان اقدام کنید، اما هنگامی که نوبت بردگان می‌رسد آن را مقید به صالح بودن می‌کند.
جمعی از مفسران (مانند نویسنده عالیقدر تفسیر المیزان و همچنین تفسیر صافی) آنرا به معنی صلاحیت برای ازدواج تفسیر کردهاند، در حالی که اگر چنین باشد این قید در زنان و مردان آزاد نیز لازم است.
بعضی دیگر گفتهاند که منظور صالح بودن از نظر اخلاق و اعتقاد است چرا که صالحان از اهمیت ویژهای در این امر برخوردارند، ولی باز جای این سئوال باقی است که چرا در غیر بردگان این قید نیامده است؟ احتمال می‌دهیم منظور چیز دیگری باشد و آن اینکه در شرائط زندگی آن روز بسیاری از بردگان در سطح پائینی از فرهنگ و اخلاق قرار داشتند بطوری که هیچگونه مسئولیتی در زندگی مشترک احساس نمی‌کردند، اگر با این حال اقدام به تزویج آنها می‌شد همسر خود را به آسانی رها نموده و او را بدبخت می‌کردند، لذا دستور داده شده است در مورد آنها که صلاحیت اخلاقی دارند اقدام به ازدواج کنید، و مفهومش این است که در مورد بقیه نخست کوشش برای صلاحیت اخلاقیشان شود تا آماده زندگی زناشوئی شوند سپس اقدام به ازدواجشان گردد.
سؤال: حکم مقاربت در ایام عادت ماهانه چیست؟! «و یسئلونک عن المحیض» جواب:
«قل هو أذیً، فاعتزلوالنساء فی المحیض و لا تقربوهنّ حتّی یطهرن فاذا تطهّرن فآتوهنّ من حیث أمرکم اللّه، انّ اللّه یحبّ التّواّبین و یحبّ المتطهّرین». «۱» و ازتو دربارهٔ حیض سؤال می‌کنند، بگو: چیز زیانبار و آلوده ایست از این رو در قاعدگی از زنان کنارهگیری کنید؛ و با آنها نزدیکی ننمائید تا پاک شوند، و هنگامی که پاک شدند از طریقی که خدا به شما فرمان داده است، با آنها آمیزش نمایید که خداوند توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست می‌دارد».
یعنی فقط در حال پاکی زنان: آمیزش جنسی داشته باشید نه در حالت ناپاکی و غیره ممکن است از آیه مبارکه، مفهوم وسیعتر و کلیتری استفاده کرد: یعنی بعد از پاک شدن نیز: آمیزش باید در چهار چوب فرمان خدا باشد: این فرمان می‌تواند فرمان تکوینی پروردگار یا فرمان تشریعی او باشد زیرا خداوند برای بقای نوع انسان:
جاذبه مخصوصی در میان دو جنس مخالف: نسبت به یکدیگر قرار داده و به همین دلیل آمیزش جنسی لذت خاصی برای هر دو طرف دارد ولی مسلّم است، که هدف نهایی بقاء نسل بوده: و این جاذبه و لذت، مقدمه آن است بنابر این لذت جنسی باید: تنها در مسیر بقای نسل قرار گیرد: و به همین جهت استمناء و لواط و مانند آن:
نوعی انحراف از این فرمان تکوینی و ممنوع است.
و نیز ممکن است مراد امر تشریعی باشد: یعنی بعد از پاک شدن زنان از عادت ماهانه: باید جهات حلال و حرام را در حکم شرع در نظر بگیرید.
بعضی نیز گفتهاند: مفهوم این جمله ممنوع بودن آمیزش جنسی با همسران از غیر طریق معمولی می‌باشد: ولی با توجه به اینکه در آیات قبل از آن سخنی از این مطلب در میان نبوده: این تفسیر مناسب به نظر نمی‌رسد.
«نسائکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنّی شئتم و قدّموا لأنفسکم و اتّقوا اللّه و اعلموا انّکم ملاقوه و بشّر المؤمنین». «۲»
در این آیه: اشاره زیبائی به هدف نهایی آمیزش جنسی کرده می‌فرماید: همسران شما محل بذرافشانی شما هستند «نساؤکم حرث لکم». بنابر این هر زمان بخواهید می‌توانید با آنها آمیزش نمائید «فأتوا حرثکم أنَّی شئتم».
در اینجا زنان تشبیه به مزرعه شدهاند: و این تشبیه ممکن است برای بعضی سنگین آید که چرا اسلام دربارهٔ نیمی از نوع بشر چنین تعبیری کرده است در حالی که نکته باریکی در این تشبیه نهفته شده: در حقیقت قرآن می‌خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانی نشان دهد که زن تنها وسیله اطفاء شهوت و هوسرانی مردان نیست: بلکه وسیلهای است برای حفظ حیات نوع بشر: این سخن در برابر آنها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوسبازی و کالا می‌نگرند:
هشداری محسوب می‌شود.
حرث مصدر است و به معنی بذرافشانی است و گاهی به خود مزرعه نیز اطلاق می‌شود.
أنّی از اسماء شرط است و غالباً به معنی مَتی که به معنی زمان است استعمال می‌شود: و در این صورت آن را أنّی زمانیّه می‌گویند و گاهی نیز به معنی مکان است مانند آنچه در آیه ۳۷ سوره آل عمران آمده: «قال یا مریم أنّی لک هذا قالت هو من عند اللّه» زکریا گفت ای مریم! این غذا (ی بهشتی) را از کجا آوردهای؟: گفت از نزد خدا.
اگر أنّی در آیه فوق زمانیّه باشد: توسعه زمانی مسأله آمیزش جنسی را بیان می‌کند، یعنی در هر ساعتی از شب و روز مجاز هستید و اگر مکانیّه باشد، توسعه در مکان و چگونگی انواع آمیزش است.
این احتمال نیز وجود دارد که اشاره به هر دو جنبه باشد و به این ترتیب، دو همسر می‌توانند هر گونه و در هر زمان و مکان: از لذت جنسی بهره گیرند: (جز آنچه در قانون شرع ممنوع شده است).
سپس در ادامه آیه می‌افزاید: با اعمال صالح و پرورش فرزندان صالح: آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید «و قدّموا لأنفسکم».
اشاره به اینکه هدف نهایی از آمیزش جنسی: تنهالذت و کامجوئی نیست بلکه باید از این موضوع: برای ایجاد و پرورش فرزندان شایسته: استفاده کرد: و آن را به عنوان یک ذخیره معنوی برای فردای قیامت از پیش بفرستید: این سخن هشدار می‌دهد که باید در انتخاب همسر: اصولی را رعایت کنید که به این نتیجه مهم: یعنی تربیت فرزندان صالح و نسل شایسته انسانی منتهی شود.
در حدیثی نیز از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم که فرمود: اذا مات الإنسان انقطع أمله الّا عن ثلاث: صدقة جاریة و علم ینتفع به و ولد صالح یدعوا له، هنگامی که انسان می‌میرد امید او جز از سه چیز قطع می‌شود: صدقات جاریه (اموالی که از منافع آن مرتبا بهره گیری می‌شود) و علمی که از آن سود می‌برند و فرزند صالحی که برای او دعا می‌کند. «۱» در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم که فرمود: لیس یتبع الرجل بعد موته من الأجر الّا ثلاث خصال: صدقة اجراها فی حیاته فهی تجری بعد موته، و سنّة هدی سنّها فهی تعمل بها بعد موته، و ولد صالح یستغفر له، هیچ گونه اجر و پاداشی بعد از مرگ به دنبال انسان نمی‌آید مگر سه چیز: صدقه جاریهای که در حیات خود فراهم ساخته و بعد از مرگش ادامه دارد (مانند بناهای خیر) و سنت هدایتگری که آن را بر قرار کرده و بعد از مرگ او به آن عمل می‌کنند: و فرزند صالحی که برای او استغفار کند.
همین مضمون در روایات متعدد دیگری نیز وارد شده است: و در بعضی از روایات شش موضوع ذکر شده که اولین آنها فرزند صالح است.
به این ترتیب فرزندان صالح در کنار آثار علمی و تألیف کتابهای هدایت کننده و تأسیس بناهای خیر همچون مسجد و بیمارستان و کتابخانه قرار گرفتهاند.
و در پایان آیه: دستور به تقوا می‌دهد و می‌فرماید: تقوای الهی پیشه کنید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد: و به مؤمنان بشارت دهید بشارت رحمت الهی و سعادت و نجات در سایه تقوا «و اتقوا اللّه و اعلموا انّکم ملاقوه و بشّر المؤمنین».
از آنجا که مسأله آمیزش جنسی: مسأله‌ای است مهم: و با پرجاذبهترین غرایز انسان سر و کار دارد: خداوند در این جمله‌های آخر: مؤمنان را به دقت در این امر: و پرهیز از هر گونه گناه و انحراف: دعوت فرموده و به آنها هشدار می‌دهد که بدانید همگی به ملاقات پروردگار خواهید شتافت و تنها راه نجات ایمان و تقوای در سایه ایمان است.
نکته: دستور عادلانه اسلام در مورد عادت ماهیانه زنان
۱- اقوام پیشین در مورد زنان در عادت ماهیانه عقائد مختلفی داشتند: یهود فوق العاده سخت گیری می‌کردند و در این ایام به کلی از زنان در همه چیز جدا می‌شدند در خوردن و آشامیدن و مجلس و بستر: و در تورات کنونی احکام شدیدی در این باره دیده می‌شود.
و به عکس آنها مسیحیان هیچ گونه محدودیت و ممنوعیتی برای خود: در برخورد با زنان: در این ایام قائل نبودند: و اما بت پرستان عرب: دستور و سنت خاصی نزد آنها در این زمینه یافت نمی‌شد: ولی ساکنان مدینه و اطراف آن: بعضی از آداب یهود را در این زمینه اقتباس کرده بودند: و در معاشرت با زنان در حال حیض:
سختگیری‌هایی داشتند: در حالی که سایر عرب چنین نبودند و حتی شاید آمیزش جنسی را در این حال جالب می‌دانستند و معتقد بودند اگر فرزندی نصیب آنها شود بسیار خونریز خواهد بود: و این از صفات بارز و مطلوب: نزد اعراب بادیهنشین خونریز بود.
۲- ذکر طهارت و توبه در کنار یکدیگر در آیات فوق ممکن است اشاره به این باشد که طهارت: مربوط به پاکیزگی ظاهر: و توبه اشاره به پاکیزگی باطن است.
این احتمال نیز وجود دارد که طهارت در اینجا به معنی آلوده نشدن به گناه بوده باشد یعنی خداوند: هم کسانی را که آلوده به گناه نشدهاند دوست دارد و هم کسانی که بعد از آلودگی توبه کنند: و در زمره پاکان در آیند.
ضمنا اشاره به مسأله توبه در اینجا ممکن است ناظر به این باشد که بعضی بر اثر فشار غریزه جنسی نمی‌توانستند خویشتن داری کنند و بر خلاف امر خدا به گناه آلوده می‌شدند: سپس از عمل خود نادم شده و ناراحت می‌گشتند: برای اینکه راه بازگشت را به روی خود بسته نبینند و از رحمت حق مأیوس نشوند: طریق توبه را به آنها نشان می‌دهد. «۱»
البته در قرآن کریم آیات مربوط به ازدواج و تشکیل خانواده و زندگی خانوادگی و همچنین پدر و مادر که اساس و بنیان خانه و خانواده هستند، زیاد است که ما به چند آیه فوق اکتفا نمودیم طالبین اطلاعات بیشتر، به قرآن مجید و تفاسیر آن مراجعه نمایند.

اخبار

اشاره

به همه افراد بشر، واضح و روشن است که خداوند عالم برای استمرار بخشیدن به بقای نسل انسان و حیوان، غرایز جنسی را در وجود آنهابه ودیعت گذاشته و یک امر حیاتی و کلیدی قرار داده است که به سادگی نمی‌توان بحث در باره آن را نادیده گرفت، زیرا حفظ بافت و نظم جامعه به آن بستگی دارد و بدون آن، تداوم زندگی امکان پذیر نیست!؛
اگر نبود این غریزه بنیادین و پیامدهای آن از قبیل تشکیل خانواده و به دنیا آوردن اولاد وو ..، کدام پدر به آن همه مشکلات تأمین معیشت و تهیه وسایل زندگی تن در می‌داد و کدام مادر آن همه زحمات طاقت فرسا را بجان می‌خرید و تحمل می‌کرد!؛
خدای حکیم علی الإطلاق در این نیروی قوی و طغیانگر، حکمتی بخرج داده است که به روشنی در می‌یابیم و بالعیان می‌بینیم، قویترین حیوان در هنگام غلیان این غریزه، در برابر جنس لطیف خود به نوعی اظهار عجز و لابه وناتوانی و نرمش و از خود گذشتگی، نشان می‌دهد که آدمی را به تعجب وامی دارد مگر این حیوان درنده غرش کنان چند دقیقه پیش نیست که این گونه در مقابل جنس مخالف و ضعیف و ناتوان خود، از پنبه نرمتر و از حریر لرزندهتر و شکستهتر شده است!؛
در عالم انسان نیز قضیه بدین منوال بلکه به مراتب بالاتر و شگفتانگیزتر است! سفّاکترین و خونریزترین و مغرورترین آدمی هنگام تحریکات جنسی در برابر خواسته‌های آن، تسلیم گشته و برای فرو نشاندن و اطفای آن از هیچ رفتار متنوع (خواهش، تمنّا، قهر، آشتی و در نهایت، اظهار عشق و سوز دل وده‌ها مسایل دیگر در برابر جنس مخالف خود) فروگذار نمی‌شود!.
پس این غریزه یک ضرورت حیاتی برای انسان و حیوان است که هنگام نیاز، اگر خواسته‌های آن (مشروع یا نا مشروع) بر آورده نشود یقیناً پیامدهای خطرناک و ناگواری (از قبیل از دست دادن تعادل روحی و جسمی و افسردگی و سرشکستگی و سرگردانی وو ... در نهایت دیوانگی)، خواهد داشت.
شکی نیست برای رهائی از صدمات روحی و جسمی آن و همچنین به خاطر پایدار و پابرجا ساختن بقای نسل، باید آن را تغذیه کرد و ارضاء نمود! اما آنچه که مسلّم است اگر مهار آن رها شود و آزاد گردد، نه از «تاک» نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان، حاصلی جز نابودی جوامع بشری و گرفتار آمدن به بی بند و باری و نابودی شرافت‌های انسانی و متلاشی شدن خانواده‌ها و فرو رفتن در منجلاب تباهی و این دست و آن دست گشتن در دوران جوانی و ویلان و سرگردان ماندن در زمان پیری و ناتوانی، وو ... نخواهد داشت؛
با توجه به گفتار فوق، بشر به همان اندازه که برای ارضاء آن غریزه باید جوابگو باشد، به همان اندازه در تحت کنترل در آوردن و هدایت کردن آن به راه صحیح و درست، مسؤلیت دارد و باید برای حراست از خاندانها و خانواده‌ها و حفظ انسجامهای فامیلی و پدر و پسری و مادر دختری و ایلی و تباری و صدها فروعات آن از قبیل شناخته شدن و ارث بردن و مردن و دفن شدن وو ... قدم مثبت برداشته و کوشا باشد تا از عمر پربهای خود، بهرهمند گردد.
بدینجهت شرایع آسمانی برای ریز ریز و نکته به نکته کیفیت استفاده و بهره برداری از مسیر درست آن، راهنمائیها و تشویق‌ها کرده و در مقابل، مجازاتهای سنگین و قوانین جزائی خشونت بار، وضع نموده است، تا از افتادن در سنگلاخ هوا و هوس و فرو رفتن در باتلاق بی بند وباری جلوگیری نماید.
و همچنین برای آرام شدن و آرامش یافتن در برابر این نیرو، به ریزه کاری هائی پرداخته است که واقعاً مایه شگفتی و شایسته تفکر و تأمل می‌باشد، مانند روزها و ساعات و کیفیت کامجوئی زن و مرد و آماده ساختن طرف مقابل برای همسوئی و تشویق به ازدیاد آن، تا از حلال خود اشباع شده و در فکر دیگران نباشد و صدهامسائل دیگر.
حتی در بعضی روایت از امام صادق علیه السلام وارد شده است که هنگام کام جوئی از زن «لاتنزو نزو الحمار» (بی مقدمه) مانند چارپایان نزدیکی نکنید!، زیرا اگر زن (در آن حال با سرخوردگی و بدون به دست آوردن آرامش)، جدا شود با غلام سیاهی هم روبرو گردد، خود را تسلیم و آرام خواهد نمود!! (اما اگر پس از آمادگی طرفین برای فارغ شدن، مسئله پایان یابد، با رضایت و خوشحالی از همدیگر جدا خواهند شد).
در کتابهای فقهی این مطالب و مسایل زناشوئی، فراوان آمده است که طالبین به آن کتابها از قبیل وسایل الشّیعة: جواهرالکلام: بحار الأنوار: اصول کافی: تهذیب و استبصار و صدها کتاب دیگر در باب النکاح، مراجعه نمایند.
و نیز در باره روزهای ممنوع المقاربه (حیض، نفاس، احرام، روزهای ماه مبارک رمضان، ایلاء و بالأخرة ظهار) و مسائل بسیار دیگر، مورد بحث قرارگرفته است که به اطلاعات و بر رسی زیاد نیاز دارد و ما نیز در این کتاب به بخش کوچکی از آن متعرّض خواهیم شد.

توبیخ تجرّد

خدای متعال با حکمت متعالیه خود، سنگ بنای زیبائی جهان و نظام احسن و اکمل را در وجود نر و ماده؛ بنا نهاده، و ادامه حیات و زیربنای زندگی را در وجود آفریده‌های مُوَلّد و تولید کننده استوار ساخته و برقرار نموده است.
هیچ موجود رشد کننده و ذیحیات پیدا نمی‌شود مگر اینکه از زوج و جفت یا به عبارت دیگر از پدر و مادر به وجود آمده‌اند؛ چنان که در قرآن کریم نیز به این معنا تصریح نموده و می‌فرماید: «منزّه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه که زمین می‌رویاند، و از خودشان و از آنچه نمی‌دانند». «۱» با جمله «و ممّا لایعلمون» می‌فهماند که زوجها و جفتهای زیادی هست که هنوز دانش بشری به حیطه کشف فورمول وجودی آنها، راه پیدا نکرده و از وجود آنها اطلاع ندارد و از کشف آنها عاجزمانده است پس هرموجود زندهای از نباتات و سبزیجات و حیوانات گرفته تا انسان صاحب عقل و خرد، باید از جفت و یا نر و ماده به وجود آید درست است موجودات تک یاختهای و تک سلولی نیز یافت می‌شود اما کم و ناچیز!.
برای روشن شدن مطلب فوق به فصل آیات که قبلًا از نظر مبارکتان گذشت مراجعه نمایید.
از محتوای گفتار پیشین نیز متوجه شدیم که انسان برای اطفای آتش غریزه جنسی خود، نیاز شدید به همسر و تشکیل خانواده دارد!.
فرد مجرد یعنی مرغ بی آشیانه!، از حکمتهای محیّر العقول خداوند آفرینش نر و ماده و ایجاد محبت و عشق در میان آنها و تشکیل خانواده است؛ تا قانون ازدواج و تشکیل خانواده، در باره کسی و یا جامعهای اجرا نشود؛ نر و ماده و دختر و پسر مرد وزن؛ همه ویلان و سرگردان و در جایی بند نمی‌شوند؛ نه آرامش روحی دارند و نه آرامش و سکون جسمی؛ خداوند در جاهای متعدد قرآن مجیدش به اهمیت این مطلب اشاره فرموده است که همسران شما مایه آرامش شماهستند نه تنها زیستن و ویلان بودن!. «۱»
البته باید در انتخاب همسر و با چه کسی می‌خواهد پیوند زناشوئی ببندد و مال و اولاد خویش را در آینده به دست کهِ بسپارد وو .. دقت کامل نماید که ندامت و پشیمانی در پی نداشته باشد.
۱- محمد الأصم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام روایت کرده است: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
رذّال موتاکم العزّاب. پست‌ترین مردگان شما عزبها (مجرّدها) هستند. «۲»
۲- محمد بن علی بن حسین گفت: روی أن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: أکثر أهل النّار العزّاب. روایت شده است رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بیشتر اهل آتش مجرّدها هستند. «۳»
۳ شرار موتاکم العزّاب. بدترین مردگانتان مجردها هستند. «۴»
۴- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مردی که نامش عکاف است فرمود: ألک زوجة؟ قال: لا یا رسول اللَّه قال: ألک جاریة؟ قال: لا یا رسول اللَّه قال: أفأنت موسر؟ قال: نعم قال: تزوّج وإلّا فأنت من المذنبین.
آیا زن داری؟؛
گفت: نه‌ای رسول خدا؛
کنیز (برده) داری؟؛
نه‌ای رسول خدا؛
آیا ثروت (و امکان ازدواج) داری؟؛
بلی ای رسول خدا؛
(برو) ازدواج کن وگرنه تو از گناهکارانی «۱»
۵- در روایت دیگر فرمود: تزوّج وإلّا فأنت من رهبان النصاری. ازدواج کن و گرنه تو از راهبان نصارا هستی. «۲»
۶- در روایت دیگر فرمود: تزوّج وإلّا فأنت من إخوان الشیاطین وگرنه از برادران شیطانها هستی. «۳»
۷- و فرمود: شرارکم عزّابکم والعزّاب إخوان الشیاطین شرورترین شما مجردهایتانند و مجردها برادران شیطانند. «۴»
و فرمود: خیار امّتی المتأهّلون و شرار امّتی العزّاب بهتربن امت من متأهلها و بدترین امتم مجردهاهستند. «۵»
ابن فضال، از امام صادق، از پدرش از پدران بزرگوارش علیهم السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
شرار امتی عزّابها. بدترین امت من عزبهای آنهاست. «۶»

نکوهش فرار از تزویج

در مقدرات الهی برای هر جنبندهای و جانداری: رزقی: تعیین گردیده است و از آسایشگاه‌ها و محل زندگی آنها، اطلاع کامل دارد و هیچ موجودی از نظر قدرت او پنهان نیست، «۱» پس رزق هرکسی در هرجا باشد به او می‌رسد و سوخت و سوزی ندارد؛ با توجه به مطلب فوق آنان که از ترس نداری، تن به ازدواج نمی‌دهند: یا توکلشان به خدا کم و یا اساساً باور ندارند که خدا روزی رسان است و یا به مفهوم زندگی و فراز و نشیب آن، پی نبرده‌اند.
۱- حریز: از ولید بن صبیح: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: من ترک التزویج مخافة العیلة فقد أساء بالله الظنّ. هرکس ترک ازدواج کند به خاطر ترس از عیال باری و فقر و نداری، به یقین برخدابد گمان است! (زیرا خداوند کفیل روزی زن و فرزنداست). «۲»
۲- محمد بن جعفر، از پدرش، از پدرانش علیهم السلام گفت: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من ترک التزویج مخافة العیلة فقد ساء ظنّه با اللَّه عزّ و جلّ إن اللَّه عزوجل یقول: (ان یکونوا فقراء یغنهم اللَّه من فضله). هرکس به خاطر ترس از نداری، ترک تزویج کند، گمان بد به خدای عزّ و جلّ برده، در حالی که خدای عزّ و جلّ (در قرآن) می‌فرماید: «اگر (ازدواج کنندگان) فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل و کرم خود بی نیاز می‌سازد». «۳»
۳- أبی بصیر: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: أتی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم شاب من الأنصار فشکا إلیه الحاجة، فقال له: تزوّج، فقال الشاب: انّی لأستحیی أن أعود إلی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، فلحقه رجل من الأنصار فقال: انّ لی بنتاً وسیمة، فزوّجها إیّاه، قال: فوسّع اللَّه علیه، فأتی الشاب النبی علیه السلام فأخبره، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: یا معشر الشباب علیکم بالباه. جوانی از انصار پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد از نیاز مندی (و نداری خود) به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شکایت کرد فرمود: ازدواج کن!، جوان گفت من حیا می‌کنم دوباره پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برگردم، مردی از انصار خود را به او رساند و گفت: من دختری (رسیده) و زیبا دارم (می‌خواهی او را به تو تزویج کنم؟! آری) پس به او تزویج نمود و خداوند به او وسعت داد (و زندگیاش بالا گرفت) جوان جریان را به اطلاع رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسانید حضرت فرمود: ای گروه جوانان بر شما باد لذّت نفس (و ازدواج). «۱»
۴- إسحاق بن عمار گفت: قلت لأبی عبد اللَّه علیه السلام الحدیث الذی یروونه (یرویه) الناس حقّ انّ رجلا أتی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فشکی إلیه الحاجة فأمره بالتزویج ففعل، ثم أتاه فشکی إلیه الحاجة فأمره بالتزویج حتی أمره ثلاث مرات؟ فقال أبو عبد اللَّه علیه السلام: هو حقّ، ثم قال: الرّزق مع النساء والعیال. به ابی عبداللَّه علیه السلام گفتم: حدیثی که مردم آن را روایت می‌کنند حقّ است که مردی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و از احتیاجش شکایت نمود و حضرت سه بار او را امر به ازدواج نمود؟! فرمود: (بلی) حق است سپس فرمود: (وسعت) رزق با زنان و عیال است. «۲»
۵- عاصم بن حمید گفت: نزد أبی عبد اللَّه علیه السلام بودم فأتاه رجل فشکی إلیه الحاجة فأمره بالتزویج، قال: فاشتدّت به الحاجة فأتی أبا عبد اللَّه علیه السلام فسأله عن حاله فقال له:
اشتدّت بی الحاجة فقال: ففارق، ثم أتاه فسأله عن حاله؟ فقال: أثریت وحسن حالی، فقال أبو عبد اللَّه علیه السلام: إنی أمرتک بأمرین أمر اللَّه بهما، قال اللَّه عزوجل (وانکحوا الایامی منکم- إلی قوله- والله واسع علیم) و قال: (ان یتفرّقا یغن الله کلًّا من سعته). مردی پیش او آمد و از نیازمندی اش شکایت نمود، حضرت او را امر به ازدواج کرد (رفت و ازدواج نمود و ضع زندگی اش بدتر شد) دوباره آمد و از شدت فقر شکایت نمود، حضرت از حالش پرسید؟ گفت: حالم وخیمتر شده است، فرمود از زنت جدا شو!، رفت و جدا شد (بعد از مدتی برگشت) امام حالش را پرسید؟ گفت دارا شدهام و حالم خوب است، ابو عبداللَّه علیه السلام فرمود من هردو دستور را از امر خدا به تو گفتم، آنجا که فرمود: به بیوه‌ها زن دهید تا خداوند وسعت دهنده و عالم است، و فرمود: «اگر از هم جدا شدند خداوند همه را بی نیاز می‌سازد». «۳»
۶- سعید بن هبة اللَّه راوندی در (الخرایج والجرایح) از امام حسین علیه السلام انّ رجلا استشاره فی تزویج امرأة، فقال: لا أحبّ ذلک، وکانت کثیرة المال وکان الرجل أیضا مکثرا، فخالف الحسین علیه السلام وتزوّج بها فلم یلبث الرجل حتی افتقر، فقال له الحسین علیه السلام: قد أشرت علیک! الآن فخلّ سبیلها، فإنّ اللَّه یعوّضک خیراً منها، ثم قال: علیک بفلانة، فتزوجها فما مضی سنة حتّی کثر ماله وولدت له ورأی منها ما یحبّ. مردی با او در باره ازدواج با زنی ثروتمند، مشورت نمود، مرد خود نیز مال زیاد داشت فرمود: من دوست ندارم، آن مرد با امام مخالفت نمود و با آن زن ازدواج کرد و در مدت کمی به فقر و نداری افتاد، حضرت به او فرمود: من به تو اشاره کردم (ولی تو نپذیرفتی) حالا او را رها کن خداوند بهتر از او را به تو عوض می‌دهد، سپس فرمود: برتو باد فلان زن (آن شخص) با او ازدواج کرد یک سال نگذشت وضع مالیاش خوب شد و بچه به دنیا آورد و آنچه را که دوست داشت، به آن رسید!. «۱»

تشویق به ازدواج

در روایات اسلامی کمتر مطلبی پیدا می‌شود که مانند تشویق به ازدواج و تشکیل خانواده: سخن گفته و اهمیت داده باشد: زیرا ازدواج زیر بنای زندگی و تحکیم جوامع بشری است: هر اجتماع و جامعهای فاقد این نعمت و اجرای فرامین الهی در این مورد باشد روی سعادت و خوشبختی را ندیده و مزه آن را نخواهد چشید:
اساساً بدون ازدواج، اجتماعی وجود ندارد که بتوان به آن متکی شد و یا در باره آن سخن گفت!.
قرآن مجید برای ازدواج کننده‌ها قاطعانه وعده بی نیازی را داده است که در فصل اول آیات بیان آن گذشت.
۱- از ابی جعفر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مابنی بناء فی الإسلام أحبّ الیّ من التّزویج. هیچ بنائی در اسلام بنا نشده است برای من دوست داشتنیتر از ازدواج باشد. «۲»
۲- امام باقر علیه السلام فرمود: مابنی بناء فی الإسلام أحبّ الیاللَّه عزّ و جلّ من التّزویج در اسلام بنائی بنا نشده است که به خدای عز و جل دوست داشتنیتراز ازدواج باشد. «۱»
۳- ابی عبداللَّه علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من تزوّج (فقد) أحرز نصف دینه «۲»
(فلیتّق اللَّه فی النّصف الأخر «۳») الباقی هرکس ازدواج کند نصف دینش را نگهداشته، پس از خدا بترسد در (حفظ) نصف باقی. «۴»
۴- قال الصّدوق: وقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: اتّخذوا الأهل فإنّه أرزق لکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: متأهّل شوید ازدواج روزی شما را بیشتر می‌کند «۵».
۵- در کتاب (الخصال) باسند خود از علی علیه السلام- در حدیث الأربعمأة- فرمود تزوّجوا فإنّ التّزویج سنّة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، فانّه کان یقول: من کان یحبّ أن یتبع سنّتی فإنّ من سنّتی التّزویج، واطلبوا الولد، فإنّی مکاثر بکم الأمم غداً، وتوقّوا علی أولادکم من لبن البغی من النّساء والمجنونة فإن اللّبن یعدی. ازدواج کنید همانا ازدواج سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و می‌فرمود: هر کس دوست دارد به سنّت من تبعیت کند، از سنّت من ازدواج است، فرزند طلب نمایید من فردا به سبب شما به امّت‌های دیگر مباهات می‌کنم، و اولاد خود را از شیر زنان زناکار و دیوانه نگهدارید، زیرا شیر اثر گذار است. «۶»
۶- محمد بن مسلم: از أبی عبداللَّه علیه السلام گفت: امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: تزوّجوا فانّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: من أحبّ أن یتّبع سنّتی فإنّ من سنّتی التزویج. ازدواج کنید چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکس دوست دارد پیرو سنّت من شود، از سنّت من ازدواج است. «۱»
۷- محمد بن محمد (شیخ مفید در (المقنعة) گفت: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من أحبّ أن یلقی اللَّه طاهراً مطهراً فلیلقه بزوجة. هرکس دوست دارد خدا را پاک و مطهّر ملاقات کند، او را بازوجة ملاقات نماید. «۲»
۸- وقال: قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: رکعتان یصلّیهما متزوّج أفضل من رجل عزب یقوم لیله ویصوم نهاره. و باز فرمود: دو رکعت نماز متأهل بهتر است از نماز مجرّد که شب تا صبح قیام کند و روزش را هم روزه بگیرد. «۳»
۹- ابن القداح از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: جاء رجل إلی أبی علیه السلام فقال له: هل لک من زوجة؟ قال: لا، فقال أبی: ما احبّ أنّ لی الدّنیا وما فیها وانّی بتّ لیلةً ولیست لی زوجةٌ، ثمّ قال: الرکعتان یصلّیهما رجل متزوج أفضل من رجل أعزب یقوم لیله ویصوم نهاره. ثم أعطاه أبی سبعة دنانیر ثم قال: تزوّج بهذه. ثم قال أبی: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: اتّخذوا الأهل فإنه أرزق لکم امام صادق علیه السلام فرمود: مردی پیش پدرم آمد، پدرم به او فرمود آیا زن گرفتهای؟! گفت: نه، پدرم فرمود: من دوست ندارم تمامی دنیا مال من شود، اما من یک شب بدون زن بخوابم! سپس فرمود: دو رکعت نماز زن دار بهتر است از نماز مجرد که شب تا بامداد قیام و روزش را روزه بدارد؛ سپس پدرم هفت دینار به او داد و فرمود: (برو) با این (پول) ازدواج کن سپس پدرم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
زن بگیرید زیرا این کار روزی را زیاد می‌کند. «۴»
۱۰- و فرمود: رکعتان یصلیهما المتزوج أفضل من سبعین رکعة یصلّیها غیر متزوج. دو رکعت نماز متأهل از هفتاد رکعت غیر متأهل افضل است. «۵»
۱۱- امام صادق علیه السلام فرمود: رکعتان یصلّیهما المتزوّج أفضل من سبعین رکعة یصلّیها عزب دو رکعت نمازی که متأهل بخواند بهتر از هفتاد رکعت مجرد است. «۱»
۱۲- در روایت فریقین آمده رسول خدا فرمود: «النّکاح سنّتی فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی» ازدواج سنّت من است هر کس از سنت من دوری جوید از من نیست. «۲»
۱۳- رسول خدا فرمود: یا معشر الشّباب من استطاع منکم الباه فلیتزوّج فانّه أغضّ للبصر و أحصن للفرج و من لم یستطع فلیصم فانّ الصّوم له وجاءٌ» ای گروه جوانها هرکس می‌تواند، ازدواج کند زیرا ازدواج پوشانانده چشم و نگهدارنده اندام جنسی است، اگر توان ازدواج نداشتید، روزه بگیرید چون روزه بازدارنده است. «۳»
۱۴- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من برکةالمرئة سرعة تزویجها. از برکت زن زود تزویج نمودن (و زود شوهر کردن) اوست. «۴»
۱۵- جمیل بن دراج، گفت: أبو عبداللَّه (علیه السلام) فرمود: ما تلذّذ النّاس فی الدنیا والآخرة بلذة أکثر لهم من لذة النساء، وهو قول اللَّه عزوجل «زُیِّنَ للنّاس حب الشّهوات من النّساء و البنین» إلی آخر الآیة ثمّ قال: وإن أهل الجنّة ما یتلذّذون بشئ من الجنة أشهی عندهم من النکاح لا طعام و لا شراب. مردم لذت نبرده است در دنیا وآخرت که لذتش بیشتر از لذت زنان باشد، و آن است (معنای) فرموده خدای عز و جل «برای مردم زینت داده شده است دوست داشتن شهوات از زنان و فرزندان» تا آخر آیه سپس فرمود: و همانا اهل بهشت لذتی نمی‌برند در بهشت که گواراتر باشد نزد آنها از نکاح، نه خوردنی و نه آشامیدنی (یعنی هیچ یک از اینها مانند نکاح لذت بخش تر نخواهد بود). «۵»
۱۶- راوندی: باسند خود از موسی بن جعفر، از پدرانش علیهم السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
ما من شابّ تزوّج فی حداثة سنّه إلّا عجّ شیطانه یا ویله یا ویله عصم منّی ثلثی دینه، فلیتّق اللَّه العبد فی الثّلث الباقی. نیست جوانی که در نوجوانی ازدواج نماید مگر اینکه شیطانش فریاد زند وای بر او وای بر او از (شر) من دو سوم دینش را حفظ نمود پس بنده در یک سوم باقیمانده از خدا بترسد. «۱»
۱۷- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: الدّنیا متاع و خیر متاعها الزّوجة الصالحة. دنیا متاع است و بهترین متاعش زن صالحه است. «۲»
۱۸- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: زوّجوا أیاماکم فان اللَّه یحسن لهم فی أخلاقهم ویوسع لهم فی أرازقهم ویزیدهم فی مروّاتهم. بی زنهایتان را زن دهید زیرا خداوند آنها را در اخلاقشان، زیبا نماید و در روزی هایشان وسعت دهد و مروّتشان را زیاد نماید. «۳»

نهی از ترک ازدواج

بعضی از زنها و مردها، به گمان تقرب جستن به خدا و به خاطر فراغت خاطر و ...
از ازدواج صرف نظر کرده ترک تزویج می‌نمایند!، غافل از اینکه این عمل بر خلاف رضای خدا و خواسته اسلام و مبارزه با طبیعت است، زیرا خدائی که «نر و ماده» را آفریده، برای آنها لازم کرده است که غریزه جنسی خود را خاموش نمایند ولی نه از راه نامشروع بلکه آن گونه که خداوند دستور داده است، پس رهبانیت مخصوصاًترک تزویج برای زن و مرد، اگر بتواند خود را از حرام نگهدارد، مکروه و در غیر این صورت حرام قطعی می‌باشد!. به روایات ذیل دقت نمائید.
۱- رساله محکم و متشابه از تفسیرالنعمانی: از علی علیه السلام نقل می‌نماید فرمود:
جماعتی از اصحاب، زنها و خوردن روز و خوابیدن شبها را بر خود حرام نمودند، ام سلمة این جریان را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبرداد، حضرت به سوی آن اصحاب رفت و فرمود: انّی آتی النّساء و آکل بالنّهار و أنام باللّیل فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی و أنزل اللَّه تعالی: «لا تحرّموا طیّبات ما أحلّ اللّه لکم و لا تعتدواانّه لا یحبّ المعتدین* و کلوا ممّا رزقکم اللّه حلالًا طیّباً و اتّقواللّه الّذی أنتم به مؤمنون» فقالوایا رسول اللَّه انّا حلفنا علی ذالک فأنزل اللّه: «لایؤاخذکم اللّه باللّغو فی أیمانکم» الی قوله «ذالک کفّارة أیمانکم اذا حلفتم واحفظوا أیمانکم» من با زنها مباشرت دارم و روزها می‌خورم و شبها می‌خوابم پس هرکس از سنّت من دوری جوید، از من نیست و خدای عزّوجلّ (این آیات را) نازل نمود: «ای کسانی که ایمان آوردهاید چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید؛ و از حد تجاوز ننمایید زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‌دارد» و از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خداوند به شماروزی داده است، بخورید و (از مخالفت) خداوندی که به او ایمان آوردهاید، بپرهیزید، گفتند: ای رسول خدا ما برای این کار قسم خوردهایم! پس خداوند نازل نمود: «خداوند شما را به خاطر سوگندهای بیهوده (و خلاف سنّت الهی) مؤاخذه نمی‌نماید؛ (تا فرمود:) این است کفاره سوگندهایتان اگر قسم خوردهاید و سوگندهای خود را حفظ نمایید» (تا آخر آیه). «۱»
۲- ابی یعفور از امام صادق علیه السلام فرمود: نهی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم النّساء أن یتبتّلن و یعطّلن أنفسهنّ من الأزواج. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نهی نمود زنها را که خود را منقطع نمایند و از ازدواج معطل نمایند!. «۲»
۳- زنی به امام صادق علیه السلام وارد شد و گفت: أصلحک اللَّه انّی امرأة متبتّلة فقال، ماالتّبتّل عندک؟! قالت لاأتزوّج! قال: و لِمَ؟ قالت: ألتمس بذلک الفضل فقال: انصرفی، فلوکان ذلک فضلًا لکانت «فاطمة» أحقّ به منک انّه لیس أحدیسبقها الی الفضل. خدا تورا اصلاح نماید من زنی «متبتّله» هستم! فرمود: پیش تو (منظور از) تبتّل چیست؟
گفت: (یعنی) ازدواج نمی‌نمایم! فرمود: چرا؟ گفت: با این کار فضیلت (و شرافت) می‌جویم! فرمود: منصرف شو، اگر این کار فضیلت داشت «فاطمه» از تو پیش قدم می‌شد زیرا کسی از فاطمه برای کسب فضیلت، سبقت نمی‌کند (و پیشی نمی‌گیرد). «۳»
۴- دعائم الإسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انّه نهی عن التّبتّل و نهی النّساء أن یتبتّلن و یقطعن أنفسهنّ من الأزواج. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از محروم ساختن خود و زنها را از انقطاع از ازدواج، نهی نموده است. «۱»

راهنمائی ناتوانان از ازدواج

در جوامع بشری، خیلیها هستند که با این وضع تورّم و چشم و هم چشمیها و خودنمائیها و نبود کار و مسکن وو ...، به ازدواج تن در نمی‌دهند و یا قدرت آن را ندارند، کار به جائی رسیده است که زندگی مجردی را به این گونه ازدواجها ترجیح می‌دهند و غرایز جنسی خود را از بازار آزاد، اشباع می‌کنند و یا می‌سوزند و می‌سازند؛ حالا اگر کسی دارای ایمان و دین قوی باشد، آیا برای رفع این مشکل در صورت امکان، با «ازدواج موقت» خود را آرام کند یا راه دیگری نیز برای مهار کردن خود وجود دارد؟!، به راهنمائی‌ها و صلاح دید روایات ذیل دقت نمایید.
۱- مردی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم لیس عندی طول فانْکح النّساء فالَیْکَ أشکوا العزوبة فقال: وَفّرْ شعرجسدک و أدِمِ الصّیام، ففعل فذهب مابه من الشّبق من امکان ازدواج ندارم و (از ناراحتیهای تجرد نیز) برایت شکایت می‌کنم فرمود: اندام (جنسی ا) ت را پرپشت نما (و نتراش) و روزه را ادامه ده، پس این کار را کرد، تا (آتش) غریزه جنسی اش خاموش شد. «۲»
۲- اسماعیل بن زیاد از ابی زیاد از امام صادق از علی علیهما السلام فرمود: ما (أ) کثر شعر رجل قطّ الّا قلّت شهوته به یقین موی مردی زیاد نگشت مگر اینکه شهوتش کم شد. «۳» ۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در باره کسی که قدرت ازدواج ندارد فرمود: ... و من لم یستطع فلیصم فانّ الصّوم له وجاءٌ» .. اگر توان ازدواج نداشتید، روزه بگیرید چون روزه بازدارنده است. «۱» به فصل بعدی نیز توجه نمایید.

واسطه گری میان دو جوان

انسان در دوران زندگی اش، با فیصله دادن و آشتی برقرار نمودن میان دو یا چند نفر سر و کار دارد یعنی این اقدام با زندگی آدمیان عجین شده است، اگر درکارهای خداپسندانه سعی و کوشش نماید، در دنیا محبوب خدا و خلق خواهد شد و در آخرت مستحق پاداش و اجر مهمی خواهد گردید؛ پس اگر کسی در میان خانواده‌ها رفت و آمد نماید و سعی و کوشش بخرج دهد که امر ازدواج دو جوان سر بگیرد و بهم برسند، خداوند او را در روز قیامت در پناه خود گرفته و امنیت خواهد بخشید.
۱- امام صادق از امیرمؤمنان علیهما السلام «أفضل الشّفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح حتی یجمع اللَّه بینهما» بهترین واسطه گریها، واسطه بودن در ازدواج دو نفراست تا خداوند میان آنها را جمع نماید. «۲»
۲- امام کاظم علیه السلام فرمود: «ثلاثة یستظلّون بظلّ عرش اللَّه یوم القیامة یوم لاظلّ الا ظلّه، رجل زوّج أخاه المسلم، أو أخدمه، أو کتم له سرّاً» سه نفر روز قیامت در زیر سایه عرش خدا قرار می‌گیرند روزی که سایهای غیر از آن نخواهد بود، ۱- مردی که برادر مسلمانش را (زن دهد و) تزویج نماید، ۲- یا او را به خدمتی وادارد (یاخدمتکار دهد که کارهای او را انجام دهد)، ۳- یا سرّ او را پنهان نماید. «۳»
۳- سماعة بن مهران از ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود: أربعة ینظر اللَّه الیهم یوم القیامة من أقال نادماً أو أغاث لهفاناً أو أعتق نسمة أو زوّج عزباً چهار نفرند خداوند در روز قیامت (به آنهابا رحمت) نظر نماید، هرکس نادمی را برگرداند (کسی که در معامله یا دربارهٔ چیزی پشیمان شود آن را پس دهد)، یا به فریاد گرفتاری برسد، یا بردهای را آزاد نماید، یا مجردی را زن دهد (و واسطه سرگرفتن ازدواج او شود). «۱»
۴- امام صادق فرمود: من زوّج أعزب کان ممّن ینظر اللَّه عزّ و جلّ الیه یوم القیامة. هرکس مجردی را زن دهد از کسانی می‌شود که خدای عز و جل در قیامت به او نظر (رحمت) نماید. «۲» ۵- در روایت عبداللَّه بن سلیمان نوفلی آمده است در حدیث طولانی امام صادق علیه السلام به عبداللَّه نجاشی نوشت، حدیث کرد مرا پدرم از پدرانش علیهم السلام از علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: و من زوّج أخاه المؤمن امرئة یأنس بها و تشدّعضدها و یستریح بها، زوّجه اللَّه من الحورالعین و آنسه بمن أحبّه من الصّدّیقین من أهل بیت نبیّه صلی الله علیه و آله و سلم و اخوانه و آنسهم به. و هرکس به برادر مؤمنش زن دهد که با او انس گیرد و بازوانش را محکم نماید (در شداید یاور او شود) و با او آرام گیرد، خداوند از حورعین او را تزویج نماید و با راستان از اهلبیت پیغمبر و برادرانش، او را مأنوس نماید و آنها را هم با او مأنوس کند. «۳»
۶- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من عمل فی تزویج بین مؤمنین حتی یجمع بینهما زوّجه اللَّه عزوجل ألف امرئة من الحور العین کلّ امرأة فی قصر من درّ و یاقوت، و کان له بکل خطوة خطاها او بکل کلمة تکلّم بها فی ذلک عمل سنة قام لیلها و صام نهارها و من عمل فی فرقة بین امرأة و زوجها کان علیه غضب اللَّه و لعنته فی الدنیا و الاخرة و کان حقّاً علی اللَّه ان یرضخه بألف صخرة من نار و من مشی فی فساد ما بینهما و لم یفرّق کان فی سخط اللَّه عزوجل و لعنته فی الدنیا و الاخرة و حرّم علیه النظر الی وجهه» هر کس در تزویج میان مؤمنان کاری کند تا آنها را بهم برساند، خدای عز و جلّ به او هزار نفر از زنان حورعین تزویج نماید، هر زنی در قصری از درّ و یاقوت باشد، و به هر گامی که در این راه برداشته، یا حرفی که زده است، ثواب یک سال عبادت که روزهایش روزه و شب‌هایش عبادت کرده باشد را، می‌دهد؛ وهرکس سعی کند میان زن و شوهرش جدائی بیفکند، غضب خدا و لعنتش در دنیا و آخرت بر او خواهد بود، و شایسته است خداوند او را با هزار سنگ آتشین سنگ باران نماید (و بکوبد)، و هرکس در بهم زدن میان آنها، قدمی بردارد امّا موفق نشود که آنها را جدا کند، در غضب خدای عزّ و جلّ و لعنت او در دنیا و آخرت بوده و بر او دیدن وجه خدا را، حرام خواهد نمود. «۱»
۷- رسول خدا فرمود: من عمل فی تزویج حلال حتی یجمع اللَّه بینهما زوّجه اللَّه من الحور العین، وکان له بکل خطوة خطاها وکلمة تکلّم بها عبادة سنة. هرکس در تزویج حلال کار کند تا میان آنها را جمع نماید (و بهم رساند) خداوند از حوریان ممتاز، برای او تزویج و به هر قدمی (دراصلاح این کار) برداشته و به هرکلمهای زده، عبادت یک سال می‌نویسد. «۲»
۸- از علی علیه السلام فرمود: ... وأفضل الشفاعات أن یشفع بین اثنین فی نکاح حتی یجمع شملهما. و بهترین میانجیگری آن است که برای ازدواج (میان دو نفر) وساطت نماید تا آنها را بهم رساند. «۳»

سه چیز بی حساب

در تشکیلات خداوندی، همه چیز حساب و کتابی دارد و محاکمه‌ای!، پس انسان باید خود را برای پاسخ گوئی به سؤالات مأمورین الهی آماده ساخته و بگونه‌ای خود را از دست بازجویان روز قیامت برهاند اما در این میان در باره سه چیز بازجویی نخواهد شد!.
۱- علی بن رئاب از حلبی، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: ثلاثة أشیاء لا یحاسب (اللَّه علیها) علیهنّ المؤمن: طعام یأکله، وثوب یلبسه، وزوجة صالحة تعاونه ویحصن بها فرجه. سه چیز برای مؤمن محاسبه نخواهد شد،
۱- طعامی که می‌خورد؛
۲- لباسی که می‌پوشد؛
۳- همسر صالحه‌ای که یاور او باشد و ناموس او را پاسداری نماید و خود را از شهوات نفسانی مهار کند، (زیرا این‌ها ضروریات زندگی است که خداوند متکفّل آنهاست). «۱»

آرامش مؤمن

در زندگی دنیای مادی ما، برای فرد فرد انسان‌ها آرامش و راحتی فکر، از آرزوهای مهم و شرط اصلی آن است زیرا در غیر این صورت: زندگی برایش معنا و مفهومی نخواهد داشت،! از جمله آرامش بخش‌ها سه چیز است.
۱- سعید (شعیب) بن جناح: از مطر مولی معن: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: ثلاثة للمؤمن فیها راحة: دار واسعة تواری عورته وسوء حاله من الناس، وامرأة صالحة تعینه علی أمر الدنیا والآخرة، وابنة یخرجها إما بموت أو بتزویج. سه چیز مایه آرامش مؤمن است،
۱- خانه وسیع که آبروی خود و بدی حالش را از مردم بپوشاند؛
۲- و همسر صالحه که کمک او باشد در کارهای دنیا و آخرتش؛
۳- دختری که از خانه بیرون فرستد یا با مرگ و یا با عروسی (که آبروی خود را نگه داشته و از غم او بیاساید). «۲»
۲- حسن (بن حسن)، ازمادرش فاطمة دخترامام حسین از پدرش حسین بن علی، از پدرش علی بن أبی طالب علیهم السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من اعطی أربع خصال فقد اعطی خیر الدنیا والاخرة وفاز بحظه منهما: ورعٌ یعصمه عن محارم اللَّه، و حسن خلق یعیش به فی الناس، وحلم یدفع به جهل الجاهل، و زوجة صالحة تعینه علی أمر الدنیا والاخرة به هرکس چهار خصلت داده شده، همانا خیر دنیا و آخرت به او داده شده و در هردو آن به حق خود رسیده است،
الف- خویشتن داری که او را از حرام‌های خدا نگهدارد؛
ب- اخلاق نیکو که با آن با مردم زندگی نماید؛
ج- حلمی که با آن جهالت نادانان را (از خود) دور سازد؛
د- همسر شایسته‌ای که به کار دنیا و آخرت او کمک نماید. «۱»
۳- حسین بن علوان، از امام صادق، از پدرانش علیهم السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حسن البشر نصف العقل، والتقدیر نصف المعیشة، والمرأة الصالحة أحد الکاسبین خوشروئی نصف عقل و اندازه‌گیری نصف معیشت و زن صالحه یکی از کسب کنندگان (یعنی وجودش سبب جلب روزی وبرکت زندگی) است. «۲»
۴- در کتاب دعوات راوندی: از ربیعة بن کعب گفت: شنیدم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمود من اعطی خمساً لم یکن له عذر فی ترک عمل الاخرة: زوجة صالحة تعینه علی أمر دنیاه وآخرته، وبنون أبرار، ومعیشة فی بلده، وحسن خلق یداری به الناس، وحب أهل بیتی. به هرکسی پنج چیز داده شود، دیگر برای ترک عمل آخرت عذری برایش باقی نمی‌ماند؛ ۱- همسر شایسته‌ای که او را برای کارهای دنیا و آخرت، یاری رساند؛
۲- وفرزندان نیکوکار؛
۳- و (وسیله کسب) معیشت او در شهرش باشد؛
۴- و اخلاق نیکو که با آن با مردم مدارا داشته باشد؛
۵- و دوست داری اهل بیت من علیهم السلام. «۳»

ازدواج با چه کسانی

اشاره

زمانی که شخصی تصمیم گرفت برای خودش همسری اختیار نماید، چه دختر یا پسر و چه مرد و چه زن، باید خیلی هشیار باشد و بداند که تا پایان عمر می‌خواهد با کهِ زندگی کند و مادر یا پدر بچه‌هایش: کهِ خواهد بود و با کدام خانواده افت و خیز خواهد کرد چون یکی از مشکلات مهم و قابل توجه زندگی، انتخاب همسر و همسرّ شایسته و لایق، و مادر و یا پدر بچه هاست، باید بداند که یک نسل را تا ابد الدّهر، می‌خواهد روی چه بنیان پی ریزی و بالای چه فونداسیون، بنا نماید، پس هیچ وقت اسیر هوا و هوس و غرایز جنسی زود گذر و سپری شونده نباشد! زیرا نسل ادامه می‌یابد و ماندگار است و پایان ناپذیر.
و می‌دانیم که اصالت و نجابت در انتخاب همسر، حرف اول را می‌زند و شرط اول زندگی و تشکیل خانواده است، پس در انتخاب شریک زندگی، شتاب زده نشوید تا دچار اشتباه شوید، در این باره به روایات ذیل دقت نمایید
۱- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه فرمود؟!
۱- درکتاب‌های شیعه و سنّی از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است، النّاس معادن کمعادن الذّهب والفضّة، خیارهم فی الجاهلیّة خیارهم فی الإسلام، اذا فقهوا «۱» (اذا تفقهوا «۲») النّاس معادن کمعادن الذّهب والفضّة، من کان له أصل فی الجاهلیة فله أصل فی الإسلام «۳» النّاس معادن، فی الخیر و الشّرّ، خیارهم فی الجاهلیة، خیارهم فی الإسلام اذافقهوا. فرمود: مردم معدنهائی همانند معادن زر و سیم، هستند خوبان آنها در جاهلیت، خوبانند در اسلام اگر بفهمند و هشیار باشند، و هر کس در جاهلیت أصالت داشت، در اسلام نیز اصیل است؛ و همچنین در خیر و شر (خوبی و بدی)، مانند معادن مختلف هستند. «۴»
این حدیث، علاوه بر اینکه، از احادیث علمی مورد قبول شیعه و سنّی است، خیلی از مسائل و پیش آمدهای گوناگون زندگی را برای ما، معنا می‌کند، باز از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است «اذاسمعتم بجبل زال عن مکانه فصدّقوا وإذا سمعتم برجل زال عن خلقه فلا تصدقوا فإنّه یصیر إلی ما جبل علیه»
«اگر شنیدید کوهی از جایش زایل (و برکنده) شده است باور کنید، اما اگر شنیدید مردی (و آدمی) از اخلاق (ونهاد خود) دست برداشته‌است، باور نکنید!! زیرا او برنهاد و طبیعت خود بر می‌گردد!!. «۱»
۲- ابی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: قام النبی صلی الله علیه و آله و سلم خطیباً فقال: أیّها النّاس ایّاکم و خضراء الدّمن قیل: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم وما خضراء الدّمن؟ قال: المرأة الحسناء فی منبت السوء. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بلند شد و سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم مبادا به خضراء دِمَنْ نزدیک شوید (و به سراغ آن روید) گفتند: ای رسول خدا خضراء دمن چیست؟! فرمود: زن زیبا در رویشگاه (و خانواده) بد. «۲»
۳- محمد بن أبی طلحة: از امام صادق: از پدرانش علیهم السلام از رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال للناس: ایّاکم وخضراء الدمن، قیل: یا رسول اللَّه وما خضراء الدمن؟ قال: المرأة الحسناء فی منبت السوء. به مردم فرمود: مبادا به خضراء دِمَنْ نزدیک شوید (و به سراغ آن روید) پرسیدند ای رسول خدا خضراء دمن چیست؟! فرمود: زن زیبا در رویشگاه (و خانواده) بد (که طبعاً به اصل ونسبش می‌رود). «۳»

بهترین بانوان

در میان انسان‌ها کسانی هستند که دارای امتیازات فراوان و از هم نوعان خود ممتاز و پرارزش و بهترینند، در مقابل آنها افرادی هم هستند که همیشه از قافله عقب و هیچ خیر و برکتی در وجود آنها پیدا نمی‌شود و بدترینند.
در سؤال از بهترین زنان و بدترین آنها، ممکن است هرکسی نظری را اظهار و پاسخی فراخور برداشت و اطلاعات خود: ابراز دارد: حالا ببینیم روایات در این باره در فصل بعدی (باب پرهیز از چه کسانی) و در فصل (بدترین زنان) چه می‌گوید!.
۱- جابر بن عبداللَّه گوید: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودیم فرمود: ألا أخبرکم بخیر نسائکم، الولود الودود السّتیرة العفیفة العزیزة فی أهلها الذّلیلة مع بعلها المتبرّجة مع زوجها الحصان مع غیره الّتی تسمع قوله و تطیعه فاذا خلا بها بذلت له ما أراد منها و لم تبذل کتبذّل الرّجل. آیابشما خبر دهم بهترین زنانتان را؟!، زاینده، دوست دارنده، باحجاب، پاک دامن، در خانواده‌اش عزیزه، با شوهرش ذلیلة، با شوهر خود نما و دریده، با بیگانه خود نگهدار، زنی که گفته شوهر را می‌شنود و اطاعت می‌نماید، هرگاه با شوهر خلوت کرد، هرچه دلبخواه اوست به او می‌بخشد، و مانند مردان با او رفتار نمی‌کند (بلکه رفتارهای زنانه و تحریک کننده انجام می‌دهد وو ..). «۱»
۲- سکونی: از أبی عبداللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: أفضل نساء أمتی أصبحهن وجهاً وأقلهنّ مهراً. بهترین زنان امت من، زیبارویان و کم مهران آنها است. «۲»
۳- شیخ صدوق فرمود: وروی أن من برکة المرأة قلّة مهرها، ومن شؤمها کثرة مهرها. و روایت شده است از برکت زن کمی مهر و شومی او در زیادی مهر اوست. «۳»
۴- سلیمان جعفری: از أبی الحسن الرضا علیه السلام گفت: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: خیر نسائکم الخمس، قیل: وما الخمس؟ قال: الهیّنة اللّیّنة المؤاتیة الّتی إذا غضب زوجها لم تکتحل بغمض حتی یرضی، وإذا غاب عنها زوجها حفظته فی غیبته فتلک عامل من عمّال اللَّه، و عامل اللَّه لا یخیب. بهترین زنان شما پنج (گروه) است، پرسیدند پنج (گروه) کدامند؟! فرمود: خوش رفتار و نرم خو و شوهر داری که اگر شوهرش عصبانی شد تا راضی شدن شوهرش، سرمه نکشد (و آرایش نکند) و زمانی که شوهرش از او غایب شود، (ناموس) او را محافظت نماید پس همچون زنی کار گزاری از کارگزاران خداوند است و کارگزار خدا هیچ وقت ضرر نمی‌بیند (و مأیوس نمی‌شود). «۱»
۵- فرمود: وجاء رجل إلی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فقال: انّ لی زوجة إذا دخلت تلقّتنی، وإذا خرجت شیّعتنی، وإذا رأتنی مهموماً قالت لی: ما یهمّک إن کنت تهتمّ لرزقک فقد تکفّل لک به غیرک، وإن کنت تهتم بأمر آخرتک فزادک اللَّه همّاً، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: إنّ اللَّه عمّالًا و هذه من عمّاله لها نصف أجر الشهید. مردی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: من زنی دارم هروقت داخل (خانه) می‌شوم به استقبالم می‌آید و اگر خارج شوم بدرقه‌ام می‌کند، و اگر مرا غمگین ببیند می‌گوید: اگر برای روزی ات نگرانی، آن را غیر تو (یعنی خدا) متکفل شده است، و اگر برای آخرتت فکر می‌کنی خداوند آن را زیاد کند (و موفق باشی)،! رسول خدا فرمود: همانا برای خداوند عمّال هائی (در زمین) هست این هم یکی از آن هاست و برای او نصف پاداش شهید است. «۲»
۶- یعقوب احمر: از محمد بن مسلم: از أبی جعفر علیه السلام فرمود: أتی رجل رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یستأمره فی النکاح، فقال: نعم انکح و علیک بذوات الدّین تربّت یداک، و قال: انما مثل المرأة الصّالحة مثل الغراب الأعصم الذی لا یکاد یقدر علیه، قال: وما الغراب الأعصم؟
قال: الأبیض إحدی رجلیه مردی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد در باره ازدواج از او اجازه می‌خواست، فرمود: بلی (حتماً) ازدواج کن، و به سراغ دین داران برو تا دستانت نمناک شود (و خیر و برکت بینی)؛ فرمود: زن صالحة مانند غراب اعصم، سخت گیر می‌آید (و کمیاب و کم پیداست!): پرسیدند غراب اعصم چگونه است؟
فرمود: یک پایش سفیدباشد. «۳»
۷- جمیل بن دراج: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: خیر نسائکم التی ان غضبت أو اغضبت قالت لزوجها: یدی فی یدک لا أکتحل بغمض حتی ترضی عنّی قال: وکان النبی صلی الله علیه و آله و سلم یقول فی دعائه: اللّهم إنّی أعوذ بک من ولد یکون علیّ رباً ومن مال یکون علیّ ضیاعاً، ومن زوجة تشیبنی قبل أوان مشیبی، ومن خلیل ماکر الحدیث. زنان خوب شما آن است که اگر مردش از او ناراحت شود یا او را عصبانی نماید، به او می‌گوید: دست من در دست تو است (و من دراختیار توأم)، آرایش نمی‌کنم تا از من راضی شوی! و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در دعایش می‌گفت: خدایا من به تو پناه می‌برم از (شرّ) فرزندی که برای من بزرگی کند (و مایه شرمندگی من شود)، و از مالی که سبب ضایع شدن من باشد، و از (شرّ) همسری که مرا زود هنگام پیرم کند، و از دوست حیله گر (که مرا با مکر و نیرنگ‌های خود بفریبد و ضایعم نماید، تا آخر حدیث). «۱»
۸- ورّام بن أبی فراس در کتابش گفت: امام علیه السلام فرمود: ما اعطی أحد شیئاً خیراً من امرأة صالحة إذا رآها سرّته، وإذا أقسم علیها أبرّته وإذا غاب عنها حفظته (فی نفسها و ماله) به کسی چیزی بهتر از زن صالحه، داده نشده است که هر وقت او را ببیند شاد شود و اگر برای او (به خاطر چیزی قول دهد و) سوگند بخورد، به او وفا نماید، اگر از او غایب شود، نگهبان (ناموس و مال) او باشد. «۲»
۹- سکونی از ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود: من سعادةالمرء الزّوجة الصّالحة. از خوش بختی مرد (داشتن) زن صالحه است. «۳»
۱۰- صفوان بن یحیی: از أبی الحسن علی بن موسی الرضا علیهما السلام فرمود: ما أفاد عبد فائدة خیراً من زوجة صالحة إذا رآها سرّته وإذا غاب عنها حفظته فی نفسها وماله. هیچ کس (در زندگی) فائده‌ای نبرده است که بهتر از زن صالحه باشد، هر وقت او را ببیند شاد نماید: اگر از او غایب شود، نگهبان (ناموس و مال) او باشد. «۴»
۱۱- حنان بن سدیر: از پدرش: از أبی جعفر علیه السلام فرمود: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم إنّ من القسم المصلح للمرء المسلم أن تکون له امرأة إذا نظر إلیها سرّته، وإن غاب عنها حفظته، وإن أمرها أطاعته. رسول خدا فرمود: از قسمت (و نصیب) صالح برای مرد مسلمان آن است که زنی داشته باشد، هروقت به او نگاه کند شاد شود، و اگر از او غایب گردد، حفظش نماید، و اگر به او امری کرد، از او اطاعت نماید. «۱»
۱۲- محمد بن مسلم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: من برکة المرأة خفّة مؤنتها (وتیسیر ولدها) (وتیسر ولدها)، ومن شومها شدة مؤنتها وتعسیر ولدها (ولادتها). از برکت زن سبک بودن مؤنة و آسان زائیدن اوست و شومی اش زیادی مخارج و سخت‌زائی اوست. «۲»
۱۳- امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خداصلی اللَّه علیه وآله در حدیثی که سؤال نمود چه چیزی برای زنان بهتر است، فاطمة علیها السلام گفت:
خیر للنساء (ألا یرین الرجال ولا یراهن الرجال) فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: إنّها منّی. برای زنان بهتر آن است (بهترین زنان آنست) که نه آنها مردان (نامحرم) را ببینند و نه زنها مردان نامحرم را، پس رسول خدا فرمود: او (فاطمه) از من است. «۳» در فصل‌های بعدی روایات مناسب این فصل می‌خوانید

تاج کرامت بر سر

درهرکاری از کارهای دنیا، اگر خوشنودی و رضای خدا و خویشی و خویشاوندی، در نظر گرفته شود، خداوند او را در آن کار شیرین کام و کامیاب گرداند و در زندگی هر دو جهان تاج عزّت و کرامت بر سرش نهد و عمر خود را در میان مردم آبرومندانه به سر برده و سپری می‌کند چون خداوند همیشه به دوستان و خواهانش عزّت دهد و آبرو بخشد، مثلًا دختری در هم خونان خود وجود دارد اما کمی از جمال ظاهری بی بهره است، با او برای رضای خدا و به احترام همخونی، ازدواج نماید، خداوند به یقین او را در طول عمر رهایش نمی‌سازد و باعزت و خوشبختی زندگی می‌کند.
۱- محمد بن علی بن حسین گفت: علی بن حسین سید العابدین علیهما السلام فرمود: من تزوّج اللَّه و لصلة الرحم توّجه اللَّه بتاج الملک (والکرامة). هرکس به خاطر خدا و به احترام رَحِمْ (و خویشاوندی) ازدواج کند، خداوند با تاج ملک و کرامت او را تاجدار می‌نماید. «۱»

ازدواج با آن که دوست داری

زندگی باهمسر، یکی از ارکان دوران عمر بشر است، چنانچه دلبخواه و باب میلش نباشد، همیشه در عذاب روحی و شکنجه جسم و جان، فرو خواهد رفت و عمر گرانمایه خود را، دایم بانفرین ونفرت و تلخ کامی و آرزوی مرگ، سپری خواهد نمود، بدینجهت است که انسان نباید در انتخاب همسر و همسرّ خود، تحت تأثیر زورگوئی دیگران (پدر، مادر، برادر، دوست آشنا وو ..، قرار گیرد و آینده خود را تباه سازد، زیرا کوچکترین اشتباه و غفلت در این باره، آدمی را مادام العمر به ندامت و پشیمانی گرفتار خواهد ساخت و باید تا آخرعمر تاوان اشتباهش را پس دهد؛ از این روست که بزرگان دین سفارش اکید دارند که انسان آن کس را که دوست دارد، ازدواج نماید و شریک زندگی خود قرار دهد؛
البته حساب مشورت و مشاوره و از صاحبان عقل و خرد نظر خواهی کردن و از تجربه دیگران استفاده نمودن، نه تنها بد نیست بلکه بهتر هم هست. به روایت ذیل توجه نمایید.
۱- ابن أبی یعفور، گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: إنّی ارید أن أتزوّج امرأة وإنّ أبویّ أرادا غیرها قال: تزوج التی هویت ودع التی هوی أبواک. من می‌خواهم با زنی (که دوست دارم) ازدواج نمایم و پدر و مادرم دیگری را اراده نموده‌اند! فرمود: با زنی که دوست داری، ازدواج کن و آن را که والدینت دوست دارند، رها ساز!. «۲»

شتاب در ازدواج با هم کفو

اگر میوه رسیده را به موقع نچینند، فاسد می‌شود و گلها را در موقعش برندارند، پرپر می‌گردد و گندم را به موقع درو نکنند: از سنبل می‌ریزد و می‌پوسد و نابود می‌شود و ...
همچنین است فرزندان رسیده و هنگام طراوت و شادابی (دختر یا پسر)، اگر به موقع به خانه بخت فرستاده نشوند، پرپر می‌شوند و فاسد از آب در می‌آیند!، چنان که در جوامع مختلف، به روشنی می‌بینیم و مسئله ایست غیر قابل انکار؛ استفاده بردن و بهره مند شدن از هر چیزی، باید به موقع باشد، وقتی که این گلهای زندگی به بلوغ رسیدند، حتماً و باید مسائل زیادی را، در نظر گرفت و در صدد حل آن بر آمد و بدون بهانه جوئی و ایرادگیری و دعوای مادی و بازی باارقام، حل و فصل نمود، زیرا بی اعتنائی و کم توجهی به این مسائل، در زمان نه چندان دور، فاجعه ببار خواهد آورد مگر این همه فساد و تباهی جنسی جوامع بشری از این مسیر ببار نیامده است؟ مگر فرارها و فراری‌های بی شمار از خانه و خانواده‌ها و تمرّد و عاق والدینی و نافرمانی‌های فراوان وو .. همه و همه ناشی ازاین، بی توجّهی‌ها نیست! و ده‌ها مگرها و آیاهای دیگر.
۱- أحمد بن محمد بن عیسی: از بعض أصحابش: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: من سعادة المرء أن لا تطمث ابنته فی بیته. از خوشبختی مرد است که دخترش در خانه او حیض نبیند (یعنی قبل از عادت بینی و پیش از چند دست شدن، به خانه بخت فرستاده شود). «۱»
۲- محمد بن علی بن حسین گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من سعادة الرجل أن لا تحیض ابنته فی بیته. از سعادت مرد است که دختر او درخانه اش حیض نبیند (وعادت نشود و زود هنگام راهی زندگی اش شود). «۲»
۳- بعضی از أصحاب ما (از ابی عبد اللَّه علیه السلام) روایت کرده است: فرمود: انّ اللَّه عزّوجلّ لم یترک شیئا ممّا یحتاج إلیه الّا وعلّمه نبیّه صلی الله علیه و آله و سلم، فکان من تعلیمه إیّاه أنّه صعد المنبر ذات یوم فحمد اللَّه و أثنی علیه، ثمّ قال أیّهاالنّاس انّ جبرئیل أتانی عن اللّطیف الخبیر فقال: إنّ الأبکار بمنزلة الثّمر علی الشّجر، إذا ادرک ثمارها فلم تجتن أفسدته الشمس، ونثرته الریاح، وکذلک الأبکار إذا أدرکن ما تدرک النساء، فلیس لهنّ دواء إلا البعولة وإلّا لم یؤمن علیهنّ الفساد لأنّهنّ بشر، قال: فقام إلیه رجل فقال: یا رسول اللَّه، فمن تزوّج؟ فقال: الأکفاء فقال (یارسول اللَّه): و من الأکفاء؟ فقال: المؤمنون بعضهم أکفاء بعض، المؤمنون بعضهم أکفاء بعض. خدای عزّ وجلّ چیز مورد احتیاجی فرو نگذاشته، مگر اینکه به پیغمبرش تعلیم نموده است، از آن جمله است که (روزی) بالای منبر رفت و حمد و ثنای خدا را بجا آورد سپس فرمود: ای مردم جبرئیل از سوی خدا، پیش من آمد و گفت: همانا باکره‌ها مانند میوه (رسیده) بر درخت است اگر (بموقع) چیده نشوند، آفتاب آن را فاسد می‌نماید و بادها آنها را پراکنده می‌کند، این چنین است باکره‌ها، وقتی درک کردند آنچه را که زنها درک می‌کنند (و به بلوغ می‌رسند) برای آنها دوائی غیر از شوهر کردن نیست و گرنه از فساد در امان نیستند، زیرا آنها بشرند؛ مردی بلند شد وگفت: ای رسول خدا با کهِ ازدواج کنند؟ فرمود: با هم کفوان (و همسنگان)، پرسید أکفاء کیانند؟! دوبار فرمود: مؤمن‌ها با همدیگر هم کفوند. «۱»
۴- أبی حیون مولی الرضا از امام رضا علیه السلام فرمود: نزل جبرئیل علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال یا محمد، ربک یقرئک السلام ویقول: ان الأبکار من النساء بمنزلة الثمر علی الشجر، وذکر نحوه، وزاد: ثم لم ینزل حتی زوّج ضباعة بنت الزبیر بن عبد المطلب المقداد بن الأسود الکندی، ثم قال: أیها الناس، انما زوّجتُ ابنة عمی المقداد لیتّضع النکاح. جبرئیل به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و گفت: ای محمد خدایت سلام می‌رساند ومی فرماید:
هماناباکره‌ها بمنزله میوه بر درخت است (ومانند روایت بالا را ذکر کرد و اضافه نمود، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از منبر پایین نیامد) تا ضباعة دختر زبیر بن عبد المطلب را به مقداد بن اسود کندی تزویج نمود سپس فرمود: من دختر عمویم را به مقداد تزویج کردم تا (مرزهای غلط جاهلی) نکاح شکسته شود (زیرا ضباعة اشراف زاده بود و مقداد غلام سیاه که از نظر فرهنگی آن روز و حتی امروز هم، با همدیگر قابل مقایسه نبودند). «۱»
۵- عبد الرحمن بن سیابة: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ اللَّه خلق حواء من آدم فهمّة النساء الرّجال فحصّنوهنّ فی البیوت. خداوند حوّارا از آدم آفرید پس همت زنها مردانند و آنها را در خانه‌ها نگه دارید (و مهار نمائید تا روی جامعه سالم را ببینید). «۲»
۶- واسطی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ اللَّه خلق آدم من الماء والطین فهمّة ابن آدم فی الماء والطین، وخلق حواء من آدم فهمّة النساء فی الرجال فحصّنوهنّ فی البیوت. خداوند آدم را از آب و گل آفرید پس همت آدم در آب و گل است، و حوّارا از آدم آفرید پس همت زنها مردانند و آنها را در خانه‌ها نگه دارید. «۳»
۷- ابن جمهور: از پدرش گفت: امیر مؤمنان علیه السلام در بعض سخنانش فرمود: انّ‌السباع همّها بطونها، وإنّ النساء همّهنّ الرجال. همت درنده‌ها، شکم‌های آنهاست و همت زنان مردانند. «۴»

معنای هم کفو بودن

از منظر عقل و دین، همطراز و هم کفو انسان، کسی است که دارای شخصیت معنوی و سلامت روح و روان و دین و دیانت باشد، مال و منال و مقام‌های اعتباری و زیبائی و طنّازی و جاه و جلالت ظاهری، همگی زود گذر و مانند چرک دست، سریعاً از بین می‌رود، اما مقام آسمانی و خدا دادی است که: جاوید و ابدی می‌ماند؛ رنگ و پوست و فقر و ثروت و عرب و عجمی و شهری و دهاتی بودن، معیار انسانیت و شخصیت نیست، بلکه عیار و معدل آدمی، میزان تقوی و پرهیزکاری و تدیّن اوست. «۱»
پس هنگام ازدواج به هیچ کدام از این خصوصیت‌های اعتباری فریفته نباش، تنها به میزان عقل و دین و تقوای طرف مقابل دقت نما، زیرا تقوا و پرهیزکاریست که در خلوت و آشکار و شب و روز و شهر و روستا خلاصه در زمین و آسمان، انسان را از راه‌های انحرافی باز می‌دارد و از ارتکاب به اعمال زشت و غیر اخلاقی، مهار می‌کند ترس از خدا و تقواست که در زندگی خیالت را راحت می‌کند و از جهت همسرت آسوده خاطر می‌سازد، چون می‌دانی طرف مقابل، پا از جاده حق و حقیقت و عزّت و شرافت، بیرون نخواهد گذاشت و به همه مشکلات و فراز و نشیب‌های زندگی ات، صبورانه و عاشقانه تحمل می‌کند و در کنارت، احساس آرامش و خوشبختی می‌نماید و بس؛ پس وقتی همچون شخصیت و موجود شایسته‌ای را پیدا کردی، مانند پیغمبر الهی حضرت شعیب علیه السلام و سایر بزرگان دین، خود پیش قدم باش و خودت از این پسر شایسته برای دخترت خواستگاری کن و فرصت را از دست مده، به دو فصل آتی دقت نمایید.
۱- أبی حمزة الثمالی- در ضمن حدیثی- گفت: کنت عند أبی جعفر علیه السلام فقال له رجل: إنّی خطبت إلی مولاک فلان بن أبی رافع ابنته فلانة فردّنی و رغب عنّی وازدرأنی لدمامتی و حاجتی و غربتی، فقال أبو جعفر علیه السلام اذهب فأنت رسولی إلیه، فقل له: یقول لک محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب: زوّج منجح بن ریاح (رباح) مولای بنتک فلانة، ولا تردّه- إلی أن قال: ثمّ قال أبو جعفر علیه السلام: انّ رجلًا کان من أهل الیمامة یقال له: جویبر، أتی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم منتجعاً للإسلام فأسلم و حسن اسلامه، نزد ابی جعفر علیه السلام بودم مردی به او گفت: من از دوستت (یا غلام آزاد کرده ات) فلان بن ابی رافع، دخترش فلانه را خواستگاری نمودم، مرا ردّ کرد و به خاطر قد کوتاه و نداری و غریبی، از من روی گردان شد و مرا دکّ نمود (و از من دوری جست)!؛ ابو جعفر علیه السلام فرمود: برو تو قاصد منی از طرف من و به او بگو محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام» گفت: دخترت فلانه را به غلام من منجح بن رباح، تزویج نما و ردّش نکن‌راوی گوید:) سپس ابو جعفر فرمود: مردی از اهل یمامة که به او جویبر می‌گفتند، پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و مسلمان شد و اسلامش نیکوگردید؛
و کان رجلًا قصیراً دمیماً محتاجاً عاریاً، و کان من قباح السّودان- إلی أن قال: و إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم نظر إلی جویبر ذات یوم برحمةٍ له و رقّةً علیه فقال له: یا جویبر لو تزوجت امرأة فعففت بها فرجک و أعانتک علی دنیاک وآخرتک، فقال له جویبر: یا رسول اللَّه بأبی أنت وأمّی، من یرغب فیّ فو اللَّه ما من حسب و لا نسب و لا مال و لا جمال، فأیّة امرأةٍ ترغب فیّ و مرد کوتاه قد و بد ریخت و محتاج و لخت و از زشتان (درجه یک) سودان بود تا فرمود: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با نظر رحمت و دلسوزی به او نگریست و فرمود: ای جویبر چه می‌شود ازدواج کنی تا به وسیله آن عفت خود را نگهداری و به دنیا و آخرت تو کمک کند (و یاری نماید)، جویبر گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم! پدر و مادرم فدای تو باد چه کسی به من رغبت می‌کند (و دختر می‌دهد): به خدا قسم نه حسبی دارم و نه نسبی، نه مالی دارم نه جمالی، کدام زنی به من رغبت می‌نماید؛
فقال له رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: یا جویبر انّ اللَّه قد وضع بالإسلام من کان فی الجاهلیة شریفاً، و شرّف بالإسلام من کان فی الجاهلیة وضیعاً، وأعزّ بالإسلام من کان فی الجاهلیة ذلیلًا، وأذهب بالإسلام ما کان من نخوة الجاهلیة وتفاخرها بعشایرها وباسق أنسابها، فالناس الیوم کلّهم أبیضهم وأسودهم وقرشیّهم وعربیّهم وعجمیّهم من آدم، وانّ آدم خلقه اللَّه من طین، وانّ أحب النّاس إلی اللَّه أطوعهم له وأتقاهم، و ما أعلم یا جویبر لأحد من المسلمین علیک الیوم فضلًا إلّا لمن کان أتقی لِلّهِ منک و أطوع، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود، ای جویبر خداوند بااسلام کسانی را که در جاهلیت شریف بودند، پایین آورد و با اسلام به آنهائی که در جاهلیت پایین بودند شرف داد، و با اسلام عزیزان جاهلیت را ذلیل و ذلیلان جاهلیت را عزیز گردانید، و با اسلام نخوت (و خود خواهی) و افتخارات عشایری و نسبی جاهلیت را از میان برداشت، پس همه مردم امروز: سیاه و سفیدشان و قرشی و عربی و عجمی شان همگی از آدم اند، و آدم را از گِل آفرید و محبوب‌ترین مردم نزد خدا، فرمان برداران و پرهیز کاران آنهاست، من نمی‌دانم ای جویبر امروز برای احدی از مسلمانها، به تو برتری داشته باشد مگر کسانی که از تو فرمان بردارتر و خود مهار کننده‌تر باشد؛
ثمّ قال، انطلق یا جویبر إلی زیاد بن لُبید (انصاری) فانّه من أشرف بنی بیاضة حسباً فیهم، فقل له: انّی رسول رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم إلیک، و هو یقول لک زوّج جویبراً بنتک الدلفاء (الحدیث) وفیه انه زوّجه ایّاها بعد ما راجع النبی صلی الله علیه و آله و سلم، فقال له: یا زیاد، جویبر مؤمن والمؤمن کفو المؤمنة، والمسلم کفو المسلمة، فزوّجه یا زیاد ولا ترغب عنه. سپس فرمود:
ای جویبر برو به سوی زیاد بن لبید که از اشرف اولاد بنی بیاضة است از حیث حسب و نسب، به او بگو، من فرستاده رسول خدایم به سوی تو و می‌فرماید:
دخترت «دلفاء» را به جویبر تزویج کن (تا آخر حدیث) که او بعد از مراجعه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حضرت به او فرمود: ای زیاد جویبر مؤمن است و مؤمن هم کفو مؤمنة است، و مسلمان هم کفو زن مسلمان است، پس دخترت را به او تزویج کن و از او روی برمگردان (و بی اعتنائی نکن!!) پس دخترش را به جویبر تزویج نمود. «۱»
۲- أبان: از مردی و محمد بن فضیل هاشمی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: الکفو أن یکون عفیفاً و عنده یسار. (معنای) کفو، عفیف بودن و زندگی مناسب داشتن است. «۲»
۳- عبد اللَّه بن جعفر در (قرب الاسناد): از عبد اللَّه بن الحسن: از جدش علی بن جعفر: از برادرش: گفت: سألته إنّ زوج ابنتی غلامٌ فیه لینٌ و أبوه لا بأس به؟ قال: إذا لم یکن فاحشة فزوّجه یعنی الخنث. از او سؤال کردم همسر (خواستگار) دخترم جوانی است نرم خو و پدرش نیز ایرادی ندارد؟! فرمود: اگر (پسر) فاحشة نباشد تزویج کن (معنای فاحشة در این حدیث) لواط دهنده است. «۳»
البته در این مورد شواهد تاریخی و روایت زیاد هست که فقط برای آوردن نمونه هائی از آن‌ها اکتفاء نمودیم

خواستگار شایسته را رد نکن

زود شوهر دادن دختر در صورتی که خواستگار مناسب و لایق پیش آید، از سعادت مرد و سبب آرامش روح و روان خانواده است زیرا پیرامون دختر هزار جور گرفتاری و پیشامد غیر مترقبه، می‌چرخد و از شرّ این حوادث ناگهانی، جان سالم به در بردن و رهائی یافتن، از الطاف خداوند بر بنده گان است!، بدینجهت اگر برای دختر خواستگار شایسته (از جهت ایمان و اخلاق و آبرو و وسیله زندگی و ... پیدا شد، بی درنگ موافقت کردن و پاسخ مثبت دادن، لازم و ضروری است، زیرا بزرگان دین فرموده‌اند «دختر مانند میوه درخت است اگر بموقع چیده نشود، فاسد شده و بادها خواهد پاشید ...»!!؛ «۱»
پس هیچ وقت نباید به خاطر افکار واهی و بی پایه، بهانه‌گیری کرده و معطل شوند زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از این عمل نهی فرموده است به روایات آتی دقت نمایید.
۱- علی بن مهزیار گفت: کتب علی بن أسباط إلی أبی جعفر علیه السلام فی أمر بناته و أنّه لا یجد أحدا مثله، فکتب إلیه أبو جعفر علیه السلام: فهمت ما ذکرت من أمر بناتک وأنّک لا تجد أحدا مثلک، فلا تنظر فی ذلک رحمک اللَّه، فإنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: إذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه (قلت یارسول اللَّه! و ان کان دنیّاً فی نسبه؟ قال اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه، إلّا تفعلوه تکن فتنة فی الأرض و فساد کبیر.
علی بن اسباط به ابی جعفر علیه السلام در باره دخترانش، نوشت که مانند خودش کسی را پیدا نمی‌کند (که به آنها تزویج نماید)!! ابی جعفر علیه السلام به او مرقوم فرمود: آنچه در باره دخترانت نوشته بودی و این که مثل خودت را نمی‌یابی، فهمیدم پس منتظر نباش خدایت رحمت کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی از اخلاق و دینداری کسی راضی هستید، تزویج کنید، گفتم ای رسول خدا اگرچه از حیث نسب پست هم باشد؟! فرمود: اگر نکنید در زمین فتنه و فساد بزرگی می‌شود (و آبروها به خطر می‌افتد). «۱»
۲- عیسی بن عبد اللَّه، از پدرش، از جدش، از علی (علیه السلام) فرمایش رسول خدارا، مطابق این روایت آورده است.
جمله «وإن کان دَنِیّاً فی نسبه؟» با عبارت «ایّاکم و خضراء الدّمن قیل: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم وما خضراء الدّمن؟ قال: المرأة الحسناء فی منبت السوء. «۲»
منافات ندارد زیرا در روایت بالا از پستی و دنائت خانواده سؤال شده است یعنی خانواده‌ای که از نظر شرافت نسب با این شخص هم طراز نیست اما از جهت دینداری و اخلاق رضایت بخش باشد، ولی در روایت اخیر از زن زیبائی که در خانواده بد و دور از ایمان و اصالت و نجابت، روئیده و پرورش یافته صحبت شده است.
۳- إبراهیم بن محمد همدانی گوید: به أبی جعفر (علیه السلام) در باره تزویج نوشتم، نوشته آن حضرت با خط خودش برای من آمد: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم إذا جاءکم (أتاکم) من ترضون خلقه ودینه فزوّجوه، إلّا تفعلوه تکن فتنة فی الأرض و فساد کبیر. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: زمانی که به شما آمد کسی که به اخلاق و دینش راضی هستید (به او دخترتان را) تزویج نمایید وگرنه زمین را فتنه و فساد بزرگ فرا می‌گیرد! (زیرا بیشتر مردم برای فرو نشاندن فوران شهوت خود، به افسار گسیختگی رو آورده و به آمیزش جنسی نامشروع متوسل می‌شوند). «۳»
۴- حسین بن بشار واسطی گوید: به أبی جعفر (علیه السلام) نوشتم و از نکاح؟ سؤال نمودم (به من پاسخ داد و) نوشت: من خطب إلیکم فرضیتم دینه و أمانته فزوّجوه، إلّا تفعلوه تکن فتنة فی الأرض و فساد کبیر. هرکس به شما برای خواستگاری آمد که به دیانت و امانت داریش راضی شدید، پس به او زن دهید وگرنه در زمین فتنه و فساد بزرگ می‌شود (و به وقوع می‌پیوندد!).«۱»
۵- امام رضا علیه السلام فرمود: إن خطب إلیک رجل رضیت دینه وخلقه فزوّجه، ولا یمنعک فقره وفاقته، قال اللَّه تعالی: «وإن یتفرّقا یغن اللّه کُلًّا من سعته» وقال: «إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم» ولا یتزوّج شارب خمر فانّ من فعل فکأنّما قادها إلی زنا. اگر مردی از تو خواستگاری نمود که به دین و اخلاقش راضی هستی، به او تزویج نما و فقر ونداری او مانع این کار نشود، زیرا خداوند فرموده است «اگر از همدیگر جدا شدند خدا هردو را از وسعت رزق توانگر نماید» و باز فرمود: «اگر ندار بودند آنها را از فضل خود غنی سازد و خداوسعت دهنده و داناست» ولی به شرابخوار دختر ندهید، اگر این کار را بکنید مانند این است که آن دختر را به زنا واداشته است! «۲»

خانم گردن بند مرد است

گردن بند برای بانوان، نمود زیبائی و زینت وجودی اوست که سبب جلب توجه همسر و رغبت بیشتر شوهر می‌باشد و چون گردن بند از ابزار زینتی مورد علاقه خانمهاست و به گردنش پیچیده و حلقه زده و محکم چسبیده است، نمی‌توان به سادگی از گردن او باز کرد و جدا ساخت!!
پر واضح است که خانم‌ها نیز هنگام خرید گردن بند، به تمام زوایای آن بطور کامل دقت می‌کنند تا از هر جهت مورد پسند و برای جلب توجه همسر، مفید باشد.
و برای اینکه مرد بعد از اجرای عقد بازن، زندگیشان باهم گره می‌خورد و بهم می‌پیچد و به اصطلاح، من و تو «ما» می‌شود بدینجهت به آسانی از همدیگر گشوده نمی‌گردد.
این که می‌بینیم در بعضس از روایات، زن را گردن بند مرد، نامیده با این تشبیه به اهمیت موضوع و دقت کافی در انتخاب آن، اشاره می‌نماید؛ آن گونه که خانمها برای خرید گردن بند به تمامی ابعاد آن دقت می‌نمایند، مرد هم حد اقل به همان اندازه، باید در انتخاب و برگزیدن شریک زندگی اش دقیق باشد و هشیار، تا بعدها از کار خود پشیمان نشود و خود را مورد ملامت و مذمت قرار ندهد زیرا رها کردن و از گردن گشودن این گردن بند بعدها هزاران مکافات دارد!.
۱- عبد اللَّه بن مسکان (سنان): از بعض أصحابش گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: انما المرأة قلادة فانظر «ما تتقلّد» الی ما تقلّده قال و سمعته یقول: لیس للمرأة خطر لا لصالحتهن ولا لطالحتهن، أما صالحتهن فلیس خطرها الذّهب والفضّة، بل هی خیر من الذهب والفضة، واما طالحتهن فلیس التراب خطرها بل التراب خیر منها. همانا زن گردن بند است ببین کهِ را به گردن می‌آویزی، و گفت: شنیدم امام می‌فرمود: البته زن قیمت ندارد، خوبانش طلا و نقره قیمتش نمی‌شود بلکه از زر و سیم بهتر (و پر قیمت‌تر) ند و بدانش به خاک هم نمی‌ارزد چون خاک از او بهتر است. «۱»
۲- ابراهیم کرخی به امام صادق علیه السلام گفت: می‌خواهم ازدواج کنم فرمود: أنظر أین تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرّک فان کنت لابدّ فاعلًا فبکراً تنسب الی الخیر و الی حسن الخلق (هشیار باش) ببین جانت را کجا می‌گذاری و کهِ را شریک مالت کرده و او را به دینت و سرّت آگاه می‌نمائی پس اگر از ازدواج ناچاری به سراغ باکره برو هم به خوبی منسوب شوی و هم به اخلاق خوب (یعنی ازدواج با دختر باکره خوبی و حسن خُلق را برایت به ارمغان می‌آورد). «۲»
۳- قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: أنکحوا الأکفاء وانکحوا فیهم واختاروا لنطفکم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: با هم طرازان خود ازدواج کنید و برای آنها زن دهید و بر نطفه‌های خود (ظرف) مناسبی اختیار نمایید. «۳»
۴- باز فرمود: اختاروا لنطفکم فانّ الخال أحد الضّجیعین برای نطفه هایتان (جای) مناسب اختیار کنید زیرا دائی یکی از هم بستران است (یعنی بچه به دائیش می‌رود.) «۱»
۵- در خبر دیگر: تخیّروا لنطفکم فانّ الأبناء تشبه الأخوال (مواظب باشید) به نطفه هایتان رحِمِ مناسب پیدا کنید چون بچه شبیه دائی هایشان می‌شود. «۲»
۶- فضل بن محمد، ازمجاشعی، از محمد بن جعفر، از پدرش أبی عبداللَّه علیه السلام واز مجاشعی، ازامام رضا علیه السلام، از پدرانش علیهم السلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: النکاح رقّ، فإذا أنکح أحدکم ولیدته فقد أرقّها، فلینظر أحدکم لمن یرقّ کریمته. ازدواج نوعی بردگی است پس وقتی که یکی از شما فرزند (دختر) ش را به زنی می‌دهد، در واقع او را برده نمود، پس حتماً نگاه کند، فرزن گرامی خود را برده چه کسی قرار می‌دهد!. «۳»

ازدواج با دختران باکره

پر واضح است که انسان عاقل سعی و کوشش فراوان می‌کند تا برای همسری و همسرّی خود: فرد دست نخورده و شایسته و سر به مهری را: انتخاب نماید زیرا در این صورت است که طرفین: چشم باز می‌کنند و فقط یکدیگر را می‌بینند و بر اخلاقیات و روحیات همدیگر: عادت می‌کنند، برای اینکه قبلًا فرد دیگری را ندیده و افت و خیز نکرده‌اند اما اگر با فرد بیوه و دست خورده ازدواج نماید احتمال ندامت و پشیمانی را در آینده نزدیک یا دور در پی خواهد داشت.
البته روایات فصل‌های بعدی یک نوع راهنمائی و امتیاز دادن است نه این که بانوان بیوه یا زشت رو یا ضعیف اندام وو ... در خانه بمانند و کسی با آنها ازدواج نکند.
۱- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنید جابر بن عبداللَّه انصاری با زن بیوه ازدواج نموده است، فرمود: هلّاتزوّجت بکراً (تداعبها و تداعبک «۴») تلاعبها و تلاعبک «۵» (و تضاحکها و تضاحکک) «۱»
چرا بادختر باکره ازدواج نکردی که، تو با او شوخی نمائی و او با تو، تو با او بازی کنی و او باتو، تو او را بخندانی و او تورابخنداند.
۲- رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تزوّجوا الأبکار فإنّهن أطیب شیئ أفواهاً. قال: (وفی حدیث آخر) وأنشفه أرحاماً، وأدرّ شئ اخلافاً، وأفتح شئ أرحاماً، أما علمتم انّی اباهی بکم الأمم یوم القیامة حتی بالسّقط یظلّ محبنطئاً علی باب الجنّة، فیقول اللَّه عزوجل: ادخل (الجنّة)، فیقول لا أدخل حتی یدخل ابوای قبلی فیقول اللَّه تبارک وتعالی لملک من الملائکة: ائتنی بأبویه فیأمر بهما إلی الجنّة، فیقول: هذا بفضل رحمتی لک. با دختران باکره ازدواج کنید! زیرا آنها پاک دهانند و در حدیث دیگر فرمود: و نظیف ارحام و پربار و (پرجانشینان و) باز رَحِمْ اند، آیا نمی‌دانید من با شما به امت‌های دیگر، مباهات می‌کنم حتی سقط شده‌ها که در جلوی دَرِ بهشت با حال غضب می‌ایستند خدای عزّ و جلّ می‌فرماید: داخل بهشت شوید!، گویند: نه، تا پدر و مادرم داخل شوند! خدای تبارک وتعالی به فرشته‌ای از فرشتگان می‌فرماید، والدین او را بیاور و امر می‌کند داخل بهشت شوید پس به او می‌فرماید: این از فضل و رحمت من است برتو. «۲»

ازدواج با فراخ چشمان گندمگون

در حدیث آمده است انّ اللَّه جمیلٌ یحبّ الجمال خداوند زیباست و زیبائی را دوست دارد، این خصلت خدائی در بندگانش هم تبلور یافته است، انسان همیشه به مخلوق زیبا از هرجنس و هرنوع باشد، دل می‌بندد و علاقه‌مند می‌شود زیرا زیبائی یکی از نعمت‌های استثنائی خداست و یکی از سه چیز زداینده و از بین برنده: غم و اندوه است «۳»؛
بدین خاطر در روایات تأکید شده است با زیبارویان، شهلا چشمان، خنده رویان، سفیداندامان، خوشبویان و مو بلندان وو ... بالأخرة با خوش سیرتان و خوش صورتان، ازدواج کنید و زندگی ایده آل برای خود بسازید!! به احادیث فصل‌های بعد دقت نمائید.
۱- مالک ابن اشیم: از بعض رجالش: از أبی عبد اللَّه علیه السلام روایت می‌کند فرمود: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: تزوّجوا سمراء عیناء عجزاء مربوعة فإن کرهتها فعلیّ مهرها. با بانوی گندمگون و فراخ چشم و باسن درشت و میان بالا: ازدواج کنید اگر خوشت نیامد مهرش به گردن من (من مهرش را می‌پردازم). «۱»
۲- عبد اللَّه بن المغیرة گفت: شنیدم أبی الحسن علیه السلام می‌فرمود: علیکم بذوات الأوراک، فإنّهنّ أنجب. برشما باد بانوان درشت اندام، آن‌هادلچسب ترند (و نجیبان). «۲»
۳- أحمد بن محمد بن عبد اللَّه گفت: امام رضا علیه السلام به من فرمود: إذا نکحت فانکح عجزاء. زمانی که (خواستی) ازدواج کنی با زن کف پر گوشت (توپل موپل) ازدواج کن. «۳»
۴- أمیر المؤمنین علیهم السلام فرمود: من أراد الباه فلیتزوج امرأة قریبة من الأرض بعیدة ما بین المنکبین، سمراء اللون، فان لم یحظها فعلیّ مهرها هرکس اراده ازدواج نماید باخانم نزدیک به زمین (کوتاه قامت) و چهار شانه و گندمگون ازدواج کند اگر او را نپسندید مهریه‌اش به گردن من!!. «۴»

ازدواج باخوشبویان

۱- أحمد بن أبی عبد اللَّه: عن بعض أصحابنا قال: کان النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) إذا أراد تزویج امرأة بعث من ینظر إلیها و قال للمبعوثة: شمّی لیتها، فان طاب لیتها طاب عرفها، و انظری کعبها فإن درم کعبها عظم کعثبها. اگر اراده ازدواج داشت زنی را می‌فرستاد تا زن مورد نظر را بر رسی کند و می‌فرمود: پشت گردنش را بوکن اگر خوشبو باشد خودش نیز خوش بو است اگر بند یا غوزک پایش پر گوشت باشد خودش ... هم پرگوشت است. «۱»

ازدواج با سفید اندام

۱- بکر بن صالح: از بعض أصحابش: از أبی الحسن الرضا علیه السلام قال: من سعادة الرجل أن یکشف الثوب عن امرأة بیضاء. از خوش بختی مرد است لباس زن سفید را کنار زند (یعنی با زن سفید اندام ازدواج نماید). «۲»
۲- أبی أیوب الخراز (الخزّاز) از أبی عبد اللَّه علیه السلام قال: انّی جرّبت جواری بیضاء و ادماء فکان فیهن بون. بردگان سفید و سرخ گونه را تجربه نمودم، در آنها بود فاصله زیاد. «۳»
۳- سکونی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تزوّجوا الزّرق فإن فیهنّ الیُمن (فیهنّ یُمناً) فانّ لهنّ البرکة.
با زنان کبود چشم (زاغ چشم) ازدواج کنید در آنها یمن و برکت هست. «۴»

ازدواج با خنده رویان مو بلند

۱- محمد بن ابی القاسم: از پدرش تا از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمو د: المرأة الجمیلة تقطع البلغم، والمرأة السوداء تهیّج المرّة السوداء. زن زیبا بلغم را از بین می‌برد و زن سیاه صفراء سیاه را به هیجان می‌آورد. «۱»
۲- محمد بن عبد الحمید: از بعض اصحابش از أبی عبد اللَّه علیه السلام أنه شکا إلیه البلغم فقال: أما لک جارة تضحک (تضحکک)؟ قال: قلت: لا، قال: فاتّخذها فإنّ ذلک یقطع البلغم شکایت از بلغم کرد! فرمود: آیا برده (کنیز) خنده رو نداری (که ترا بخنداند)؟! گفتم:
نه، فرمود: خنده رو بگیر که بلغم را از میان بر می‌دارد. «۲»
۳- محمد بن علی بن حسین علیهم السلام فرمود: إذا أراد أحدکم أن یتزوج فلیسأل عن شعرها کما یسأل عن وجه‌ها فانّ الشَّعر أحد الجمالین. هروقت کسی از شما خواست ازدواج کند از مویش پرس و جو نماید چون مو یکی از دو زیبائی است (صورت و مو). «۳»
۴- عیون أخبار الرضا: از پدران بزرگوارش علیهم السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
اطلبوا الخیر عند حسان الوجوه، فإنّ فعالهم أحری أن یکون حسنا. خیر (و برکت) را در زیبارویان بجویید، چون رفتار آنها شایسته زیبا بودن است (و نیکو بودن را می‌طلبد). «۴»
۵- إبراهیم بن عبد الحمید: از أبی الحسن اول علیه السلام فرمود: ثلاث یجلین البصر: النظر إلی الخضرة، والنظر إلی الماء الجاری، والنظر إلی الوجه الحسن. سه چیز چشم را جلا دهد،
۱- به سبزه‌ها نگریستن،
۲- نگاه به آب روان،
۳- و تماشا به روی زیبا. «۱»
توجّه: در بعضی از روایات از سیاه چردگان تعریف و در این فصل از زیبارویان تمجید شده است منظور این است که سیاه صورتان ولود از زیبارویان نازا مقدم‌تر است و همچنین سیاه دین مدار بر زیبای بی دین مزیّت و برتری دارد.

ازدواج باخانم ولود

یکی از علت‌های مهم تشکیل خانواده و ازدواج، به وجود آوردن اولاد و سوت کور نبودن خانه هاست و اینکه بقای نسل و جانشین هر آدمی از همه چیز برایش مهم تر است؛
فراوان دیده‌ایم که اگر کسی مدتی بعد از ازدواج بفهمد، بچه دار نمی‌شود، خود را به هر دری می‌زند و حتی حاضر است از هستی اش، دست بردارد تا دارای فرزند و یادگاری از خود باشد؛ پس اولاد در زندگی حرف اول را می‌زند، بدینجهت است که در روایات و فرمایش بزرگان، سفارش فراوان شده است که با بانوی زاینده ازدواج شود و با بجا گذاشتن نشانه هائی از خود، به درود زندگی گفته و از این پُل عبور نماید.
۱- علاء بن رزین: از محمد بن مسلم: از أبی جعفر علیه السلام گفت: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود تزوّجوا بکراً ولوداً، ولا تزوّجوا حسناء جمیلة عاقراً، فإنّی أباهی بکم الأمم یوم القیامة. با دختر باکره و زاینده ازدواج کنید و با زیبای نازا ازدواج نکنید من در قیامت با شما به امت‌ها مباهات می‌کنم. «۲»
۲- سلیمان بن جعفر الجعفری: از أبی الحسن الرضا علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مردی فرمود: تزوّجها سوءاء ولوداً، ولا تزوّجها جمیلة حسناء عاقراً، فانّی مُباهٍ بکم الأمم یوم القیامة أما علمت ان الولدان تحت العرش یستغفرون لآبائهم یحضنهم إبراهیم، و تربّیهم سارة فی جبل من مسک و عنبر و زعفران. با سیاهان زاینده وصلت کن و با نازاهای زیبا وصلت ننما، من در قیامت به امت‌ها با شما افتخار می‌کنم، آیا نمی‌دانی کودکان در زیر عرش برپدرانشان استغفار می‌کنند و ابراهیم علیه السلام آنها را سرپرستی می‌کند و سارا در کوهی از مشک و عنبر، تربیتشان می‌نماید؟!. «۱»
۳- إسماعیل بن عبد الخالق: از کسی که به او گفته است گفت: شکوت إلی أبی عبداللَّه علیه السلام قلّة وُلدی، وانّه لا وَلَدَ لی، فقال لی: إذا أتیت العراق فتزوج امرأة، ولا علیک أن تکون سوءاء قلت: جعلت فداک، و ما السوءاء؟ قال: امرأة فیها قبح فإنّهن أکثر أولاداً. به ابی عبداللَّه علیه السلام از کمی اولادم شکایت بردم و این که بچه ندارم، فرمود: وقتی که به عراق رفتی بازنی ازدواج کن (وسعی کن) سؤآباشد، گفتم: فدایت شوم سؤآء چیست؟! فرمود: زنی که در او زشتی (و بدگِلی باشد) چون آنها پراولادند. «۲»
۴- امام صادق علیه السلام فرمود: اعلموا أنّ السّوءاء اذا کانت ولوداً أ حبّ الیّ من الحسناءالعاقر. بدانید (اگر زن بدگل و) زشت، زاینده باشد برای من محبوب‌تر از زیبای نازاست. «۳» به فصل‌های بعد دقت فرمایید.

پرهیز از وصلت چه کسانی

اشاره

در فصل‌های گذشته کراراً گفته‌ایم و در آینده نیز به مناسبتهائی خواهیم گفت، هنگام ازدواج و دختر دادن و زن گرفتن، باید خیلی هشیار بود و دقت کافی به عمل آورد با چگونه شخصی زندگی خواهید کرد که بعدها گرفتار ندامت و پشیمانی نگردید.

عدم ازدواج باخانم نازا

در فصل قبل گفتیم: برقراری و پایداری نظام زندگی: با وجود اولاد و فرزند است:
خانه‌ای که صدای بچه‌ای (خواه گریه و خواه خنده‌اش) بلند نشود آن خانه سوت کور و خانه خاموش است، بدینجهت در روایات وارده، تأکید بر این است تا سرحد امکان با زن ولود ازدواج نمایند اگرچه بدگل و زشت رو باشد و از ازدواج با زن نازا بپرهیزند اگرچه خوشگل و زیبا باشد به دوفصل بعد توجه نمایید.
۱- عبد اللَّه بن سنان: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: جاء رجل إلی رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا نبیّ اللَّه إنّ لی ابنة عمّ لی قد رضیتُ جمالها وحسنها و دینها ولکنّها عاقر؟ فقال: لا تزوّجها إنّ یوسف بن یعقوب لقی أخاه فقال: یا أخی کیف استطعت أن تزوّج النساء بعدی؟! فقال:
إنّ أبی أمرنی فقال: إن استطعت أن تکون لک ذریة تثقل الأرض بالتسبیح فافعل، قال:
وجاء رجل من الغد إلی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال له مثل ذلک فقال له: تزوج سوءاء ولودا، فإنی مکاثر بکم الأمم یوم القیامة. قال: فقلت لأبی عبد اللَّه علیه السلام ما السوءاء؟ قال: القبیحة. مردی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای پیغمبر خدا من دختر عموئی دارم دارای مال و جمال و دین است اما نازا است (می‌خواهم با او ازدواج کنم؟) فرمود: با او ازدواج نکن چون یوسف بن یعقوب برادرش (بنیامین را) ملاقات کرد و گفت: چگونه دلت خواست بعد از من ازدواج کنی (و مشغول عیش و لذت شوی؟!) گفت: پدرم مرا امر کرد و فرمود: اگر می‌توانی در روی زمین ذریه‌ای داشته باشی که تسبیح خدا گوید، این کار را بکن؛ فردای آن روز نیز مردی آمد و همان را گفت، و به او نیز فرمود: زن ولود (وزاینده) بگیر من در قیامت با شما به امّت‌ها مباهات می‌کنم، من از ابی عبداللَّه علیه السلام پرسیدم «سوآء» چیست؟ فرمود: زشت (یعنی با زن زاینده اگرچه زشت هم باشد ازدواج کنید و از زن نازای زیبا بپرهیزید). «۱»
۲- خالد بن نجیح: از أبی عبد اللَّه علیه السلام قال: تذاکروا الشؤم عند أبی علیه السلام فقال: الشؤم فی ثلاث فی المرأة والدّابة و الدّار، فأما شؤم المرأة فکثرة مهرها، و عقم رحمها. در باره شومیها نزد امام صادق علیه السلام گفتگو شد فرمود: شومی در سه چیزاست در زن و مرکب و خانه، اما شومی زن، زیادی مهر او و نازائی رَحِم اوست. تا آخر روایت. «۲»
۳- محمد بن علی بن حسین گفت: امام علیه السلام فرمود: اعلموا أن السوداء إذا کانت ولوداً أحب إلیّ من الحسناء العاقر. بدانید اگر زن سیاه زاینده باشد برای من دوست داشتنیتر از زن زیبای نازاست. «۱»

عدم ازدواج باخانم پیر

۱- محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: ثلاثة یهدمن البدن و ربما قتلن: .... و نکاح العجائز. سه چیز بدن را به ویرانی (وتباهی و نابودی) می‌کشد و ای بسا می‌کُشد ... و ازدواج با زن پیر. «۲»
۲- أحمد بن أبی عبد اللَّه البرقی در کتاب (المحاسن) گفت: از ابی عبد اللَّه علیه السلام روایت شده است فرمود: ثلاثة یهزلن البدن و ربما قتلن- إلی أن قال: ونکاح العجائز سه چیز بدن را لاغر (وناتوان) می‌کند و ای بسا به کام مرگ می‌برد- تا اینکه گفت: و ازدواج با زنان پیر. «۳»

بدترین بانوان

در فصل (بهترین زنان) روایاتی گذشت و گفتارهائی سپری شد، حالا نوبت دانستن بدترین زنان و نشانه‌های آنهاست توجه فرمائید.
۱- مسعدة بن زیاد: از جعفر بن محمد از پدرش علیهما السلام فرمود: النساء أربعة أصناف:
فمنهنّ ربیعٌ مُرْبَعٌ، و منهنّ جامعٌ مُجْمَعٌ، ومنهنّ کَرْبٌ مُقْمَعٌ و منهنّ غلٌّ قَمِلٌ. زنها چهار صنف اند؛
الف- زنی که هر وقت به او نگاه کنی شادت نماید و اگر چیزی به او دهی (کم یا زیاد باجان و دل) می‌پذیرد، (و مانند بهار، بهار آفرین و زندگی را همیشه بهار می‌کند)؛
ب- گرد آورنده و به دور خود جمع کننده و با برکت باشد (و اعضای خانواده را زیر بال و پر خود می‌گیرد)؛
ج- گرفتاری آور و ریشه برانداز باشد (همه را از دور خود فراری داده و زندگی را از هم می‌پاشد)؛
د- مانند کنه و شپش به بدن می‌چسبد (و آدمی را مثل خوره می‌خورد و از پا در آورده و فاتحه خوشی و کامیابی را می‌خواند). «۱»
۲- أبی حمزة: از جابر بن عبد اللَّه گفت: شنیدم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ألا اخبرکم بشرار نسائکم؟ الذّلیلة فی أهلها، العزیزة مع بعلها، العقیم الحقود التی لاتتورّع من قبیح، المتبرّجة اذا غاب عنها بعلها، الحصان معه ذا حضر، لاتسمع قوله، و لاتطیع أمره، و إذا خلا بها تمنّعت منه کما تمنّع الصعبة عند رکوبها، و لاتقبل منه عذراً و لاتغفر له ذنباً آیا به شما خبر ندهم بدترین زنانتان را؟!
۱- (زنی که) در میان خانوادهاش ذلیل است و (در خانه) با شوهر عزیز (و فخر) فروش؛
۲- نازا و کینه توزی که از زشتیها نپرهیزد؛
۳- در زمان غیبت شوهرش (آرایش کرده و پرده دری نموده و) خود را در دید (مردم) قرار دهد، و در حضور شوهرش با حجاب جلوه کند؛
۴- حرف شنو نباشد و از او فرمان نبرد؛
۵- در خلوتگاه مانند مرکب چموش، (از نزدیکی شوهر) ممانعت نماید و هیچ عذری را از او نپذیرد (و از خطایش در نگذرد). «۲»
۳- سکونی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: کان من دعاء رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: أعوذ بک من امرأة تشیبنی قبل مشیبی. از دعاهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود خدایا به تو پناه می‌برم از (شرّ) زنی که مرا پیش از رسیدن زمان پیری، پیرم کند (و پیری زود رس برای من تحمیل نماید و به ارمغان آورد). «۱»
۴- عبد اللَّه بن سنان گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شرار نسائکم المقفرة الدّنسة اللجوجة العاصیة، الذلیلة فی قومها، العزیزة فی نفسها، الحصان علی زوجها، الهلوک علی غیره. بدترین زنان، شمابایر (و خشک و بی بهره) و آلوده ولجباز و عصیانگر است که در فامیل خود ذلیل و در خودپسندی عزیز باشد، و برشوهرش، خود نگهدار و بر دیگران نرم (و زود تسلیم شونده شود!). «۲»
۵- اصبغ بن نباتة گوید: از أمیر مؤمنان (علیه السلام) شنیدم می‌فرمود: یظهر فی آخر الزمان واقتراب الساعة و هو شرّ الأزمنة، نسوة کاشفات عاریات متبرّجات من الدّین خارجات فی الفتن داخلات مائلات إلی الشهوات، مسرعات إلی اللذات، مستحلات المحرمات، فی جهنم خالدات در آخرالزّمان و نزدیک قیامت که بدترین زمان هاست، ظاهر می‌شود زنان مکشفه و لخت و خود نشان دهنده، از دین بیرون رونده و بر فتنه‌ها داخل شونده، میل کننده به شهوترانی و سرعت گیرنده بر لذتهای (حرام) حرامها را حلال و (نهایت این اعمال) در جهنم همیشه سوزان خواهند بود!. «۳»
۶- ابی حمزه ثمالی، از أبی جعفر علیه السلام فرمود: کان فی بنی إسرائیل رجل عاقل کثیر المال، وکان له ابن یشبهه فی الشمائل من زوجة عفیفة، وکان له ابنان من زوجة غیر عفیفة فلمّا حضرته الوفاة قال لهم: هذا مالی لواحد منکم، فلمّا تُوُفّیَ قال الکبیر أنا ذلک الواحد، وقال الأوسط: أنا ذلک، وقال الأصغر: أنا ذلک، در بنی اسرائیل مرد خردمند و پولداری بود و او از زن پاکدامن پسری داشت که شبیه خودش بود و دو پسر از زن ناپاک داشت! هنگامی که مرگش فرا رسید به آنها گفت: این مال من متعلق به یکی از شماهاست، وقتی که وفات کرد برادر بزرگ گفت: آن یکی منم و برادر وسطی گفت: منم و کوچک هم گفت: منم؛
فاختصموا إلی قاضیهم قال: لیس عندی فی أمرکم شئ انطلقوا إلی بنی غنام الإخوة الثلاث فانتهوا إلی واحد منهم فرأوا شیخاً کبیراً فقال لهم: ادخلوا إلی أخی فلان فهو أکبر منی فأسألوه، فدخلوا علیه فخرج شیخ کهل فقال: سلوا أخی الأکبر منّی، فدخلوا علی الثالث فإذا هو فی المنظر أصغر فسألوه أوّلًا عن حالهم ثمّ مبیّناً (لهم) فقال: أما أخی الذی رأیتموه أولا هو الأصغر وإنّ له امرأة سوء تسوؤه وقد صبر علیها مخافة أن یبتلی ببلاء لا صبر له علیه فهرمته، و أما الثانی أخی فانّ عنده زوجة تسوؤه و تسرّه فهو متماسک الشباب، وأما أنا فزوجتی تسرّنی ولا تسوؤنی لم یلزمنی منها مکروه قط منذ صحبتنی فشبابی معها متماسک، پس پیش قاضی برای مرافعه رفتند، او گفت: در این باره من چیزی ندارم بگویم بروید در (طایفه) بنی اغنام پیش سه برادر (معروف)، پیش یکی رفتند دیدند پیرمرد بزرگسالی است (قضیه را گفتند) گفت: بروید پیش برادر بزرگم فلانی از او سوال کنید، رفتند پیش او دیدند مرد میانسالی بیرون آمد و گفت: بروید پیش برادر بزرگتر از من، رفتند پیش او دیدند از همه کوچکتر به نظر می‌آید (تعجب کردند و) اول از حال خود آنها پرسیدند که این قضیه چگونه است؟! سپس جریان خود را بیان نمودند؛ گفت: اما برادری که اول دیدید درست است او برادر کوچک ماست اما چون زن بدی دارد که با او بدرفتاری می‌کند و او تحملش می‌نماید که مبادا به بلای بدتر از او گرفتار آید که غیر قابل تحمل باشد و او را پیرنموده (و به آن روز انداخته که دیدید)!.
و برادر دومی زنی دارد که او را غمگین و خوشحال می‌نماید که (متعادل مانده است) ولی من زنی دارم که هیچ وقت مرا اذیت نمی‌کند و شاد نگهمیدارد و از روزی که ازدواج کردیم، او مرا آسیبی نرسانده است و جوانی ام به خاطر او سالم مانده است!.
وأما حدیثکم الذی هو حدیث، أبیکم انطلقوا أوّلًا وبعثروا قبره واستخرجوا عظامه وأحرقوها ثم عودوا لأقضی بینکم. فانصرفوا فأخذ الصبی سیف أبیه وأخذ الإخوان المعاول فلما أن همّا بذلک قال لهم الصغیر: لا تبعثروا قبر أبی وأنا أدع لکما حصّتی فانصرفوا إلی القاضی فقال:
یقنعکما هذا، ائتونی بالمال فقال للصغیر: خذ المال، فلو کانا ابنیه لدخلهما من الرقّة کما دخل علی الصغیر. واما سرگذشت شما با پدرتان، بروید اول قبر او را بشکافید و استخوان‌هایش را در آورده و بسوزانید و برگردید تا در میان شما قضاوت نمایم؛ برگشتند و برادر کوچک شمشیر پدر را برداشت و آن دو برادر کلنگ برداشتند تا قبر را بشکافند، برادر کوچک گفت: قبر پدرم را نشکافید و من حق (ارث پدرم را) به شما واگذ ار نمودم، به سوی قاضی برگشتند و جریان را گفتند: قاضی دستور داد مال پدر را بیاورید این قصه برای بیان حکم کافی است! به برادر کوچک گفت: مال برای توست زیرا اگر آنها هم فرزندان او بودند، مانند کوچک تر دلشان می‌سوخت. «۱»
۸- و فرمود علیه السلام: شرّ الأشیاء المرأة السّوء بدترین چیزها زن بد است!. «۲»
۹- از ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود: لو لا النساء لَعُبِدَ اللّهُ حقّاً حقّاً. اگر زنها (ی بد و منحرف) نبود، خداوند به حق پرستیده می‌شد. «۳»

خطرناکترین دشمن

خدا نکند که همسر آدم دشمنش باشد چون دشمنی که شب و روز در کنارت باشد و با هم زندگی بکند، به مراتب خطرناکتر از دشمنی است که دور از تو زندگی نماید زیرا از دوّمی همیشه در حذری و هوشیار، اگر در دور و برت دیده شود، برای دفاع از خود آمادهای، اما اوّلی، چون در نهان و آشکار و وقت و بی وقت، با او در افت و خیزی، هر گاه بر علیه تو، تصمیم بد بگیرد، می‌تواند در اسرع وقت، اجراء نماید، بدینجهت است که در صورت اختلاف عمیق میان زن و شوهر، زن برای شوهرش بدترین و غالبترین دشمن به حساب می‌آید.
خداوند متعال می‌فرماید: «یا أیّهالّذین آمنوا انّ من أزواجکم و أولادکم عدوّاً لکم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فانّ اللّه غفورْ رحیمٌ ای کسانی که ایمان آوردهاید! بعضی از همسرانتان و فرزندانتان دشمنان شما هستند از آنها برحذر باشید؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید (خدا شما را می‌بخشد) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است.» «۱»
۱- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: أغلب أعداء المؤمنین زوجة السّوء. پیروزترین دشمن مؤمنان همسر بد است!. «۲»
۲- عبد اللَّه بن سنان: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: أغلب الأعداء للمؤمن زوجة السوء. غالب‌ترین دشمنها برای مؤمن، همسر بد است. «۳»

بهترین و بدترین مردان

میان بانوان و آقایان، هم خوبانی وجود دارد و هم بدانی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای شناختن آنها فرمایشاتی دارد!.
رسول خدا در ضمن حدیثی فرمود: ألا اخبرکم بخیار رجالکم؟ قلنا: بلی یا رسول اللَّه، قال: إنّ من خیر رجالکم التّقی النّقی السّمح الکفّین السّلیم الطّرفین، البرّ بوالدیه، ولا یلجئ عیاله إلی غیره، ثم قال: ألا اخبرکم بشر رجالکم؟ فقلنا: بلی فقال: إنّ من شرّ رجالکم البهات البخیل الفاحش، الآکل وحده، المانع رفده، الضارب أهله و عبده، الملجئ عیاله إلی غیره، العاق بوالدیه. آیا به شما خبر دهم از (صفات) بهترین مردانتان؟! گفتیم: بلی ای رسول خدا، فرمود: بهترین مردان شما، پرهیزکار و صاف و دست باز و هردو طرف سالمالوجود به والدین نیکوکار باشد، و عیال خود را به پناه دیگران وادار نسازد (و زیردست قرار ندهد)؛ سپس فرمود: آیا به بدترین مردانتان خبر ندهم؟ گفتیم: بلی ای رسول خدا، فرمود:
از بدترین مردان شما، افترا گوینده و بخیل و دریده و تنها خورنده و مانع شونده از خیرش (خیرش به کسی نرسد) و (کتک) زننده به زن و خدمتکارش باشد و عیال (و زیر دستان خود را) به دیگران بسپارد. «۱»

کراهت ازدواج فامیلی

در رابطه با ازدواج فامیلی، روایات دوگونه آمده است،
۱- مستحب است و خوب، محمد بن علی بن حسین گفت: علی بن حسین سید العابدین علیهما السلام فرمود: من تزوّج اللَّه و لصلة الرحم توّجه اللَّه بتاج الملک (والکرامة). هرکس به خاطر خدا و به احترام رَحِمْ (و خویشاوندی) ازدواج کند، خداوند با تاج ملک و کرامت او را تاجدار می‌نماید. «۲»
۲- مکروه است و ممنوع، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لاتنکحوالقرابة القریبة فانّ الولد یخرج ضاویاً ای نحیفاً. با نزدیکترین نزدیکان ازدواج نکنید زیرا بچه ضعیف و ناتوان به دنیا می‌آید. «۳»
مضمون دو روایت بالا، هر کدام به یک بُعد زندگی نظارت دارد اولی: برای استحکام بخشیدن به زندگی فامیلی و اقربائی، و جلوگیری از گسستن زنجیر ایل و تباری و پاره شدن شیرازه عواطف خانوادگی می‌باشد.
دومی: برای رعایت مسائل ژنیتیگی و پزشگی، و پیشگیری از پیامدهای ناگوار بعدی می‌باشد که نهایتاً به طلاق منجر می‌شود!، زیرا آزمایشهای علمی و تجربه‌های اجتماعی، ثابت کرده است که ازدواج فامیلی در برخی از موارد، به معلول و ناقص به وجود آمدن بچه و کند ذهنی او منتهی می‌شود که در نتیجه هم والدین تاپایان عمر، گرفتار ناراحتیهای گوناگون و هم جامعه پذیرای یک فرد معلول جامعه خواهد بود!!.
راه حل: برای اینکه ازدواج کنندگان، از این معضل رهائی یابند، پیشرفت علم و آزمایشات کنونی مسئله را حل نموده است؛ کسانی که دوست دارند با افراد فامیل پیوند بخورند، می‌توانند بدون دردسر، پیش از همه اقدامات، آزمایشات لازم را انجام داده و با خیال راحت به استقبال زندگی بروند، تا بعداً ندامت و پشیمانی ببار نیاید.
پس اگر این مسأله از مسیر آزمایش حل شود کراهت این گونه ازدواجها نیز برداشته می‌شود.

ندادن دختر به شرابخوار

بر هر مسلمانی لازم است به دستورات دینش پایبند و عمل کننده باشد، برای حفظ و دفاع از دینش، کمی غیرت و تعصب دینی داشته باشد، پس اگر کسی از دختر او خواستگاری کرد اما پای بند دیانت و اسلامیت نباشد، با ملاحظه جهاتی نباید به او جواب مثبت دهد!، زیرا هم از جهت این که از نظر دینی در ردیف هم نیستند، و هم برابر روایات وارده، بادختر او هم کفو و هم طراز نیست و در آینده پیامدهای ناگوار بی شمار خواهد داشت، چون یک فرد مست و لایعقل، با کلید شراب خواریش درهای فسادها و شرها را بروی خود و خانوادهاش باز نموده و با ناملایمات زندگی اش، دایم آنها را ضجر خواهد داد!.
و ده‌ها مسایل و گرفتاریهای پیش بینی نشده دیگر که، با درنظرگرفتن این معایب، یک شخص مسلمان چگونه می‌تواند با یک فرد شراب خوار دور از دین و از خدا بی خبر، وصلت نماید.
۱- أحمد بن محمد تا از أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: من زوّج کریمته من شارب خمر فقد قطع رحمها. هرکس دخترش را به شراب خوار تزویج کند (دربارهٔ او) قطع رَحِم کرده است.» ۲- ابن أبی عمیر: از بعض اصحابش: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شارب الخمر لا یُزوَّجُ إذا خَطَبَ ولایشفّع اذا شفع و لایصدّق اذا حدّث و لایعاد اذا مرض و لایشهد جنازة و لایؤتمن علی أمانة. شرابخوار تزویج کرده نمی‌شود وقتی که خواستگاری نمود (یعنی اگر شارب الخمر برای خواستگاری آید به او دختر ندهید) و وساطت او پذیرفته نشود و اگر سخنی گفت تصدیق نشود و به تشییع جنازهای نرود و به امانتی امین نگردد. «۱»
۳- از ابی الرّبیع از امام صادق علیه السلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من شرب الخمر بعد ما حرّمها اللَّه علی لسانی، فلیس بأهل أن یزوّج اذا خطب و لایشفع اذاشفع، ولایصدق اذا حدّث و لا عاد اذا مرض ولایشهد جنازة و لا یؤتمن علی أمانة. هرکس شراب بخورد بعد از آنکه خداوند با زبان من حرام کرده است، پس اهلیت (و شایستگی)، ندارد زمانی که خواستگاری نمود، به او دختر دهند، شفاعتش را قبول نکنند و گفتارش تصدیق نشود و مریض شد عیادت نشود و به تشییع جنازهای حاضر نباشد و به امانتی امین نگردد تا آخرحدیث.«۲»

به بد اخلاقان دختر ندهید

اخلاق یکی از مسایل مهم کلیدی و تعیین کننده دوران زندگی است، اگر در گذران زندگی، هر دو زوج دارای خلق و خوی پسندیده باشند، آن زندگی برایشان، شیرین و گوارا خواهد بود، و اگر یکی یا هردوی آنها دارای اخلاق بد و سیرت ناپسند باشد، صورت زندگی برایشان زشت و معنا و مفهومی نخواهد داشت، حالا فکر کنید کدام یک از این دو حالت برایتان ایده آل و رضایت بخش است.
۱- حسین بن بشار واسطی گفت: به ابی الحسن امام رضا علیه السلام نوشتم: انّ لی قرابة قد خطب إلیّ (ابنتی) وفی خلقه سوء، قال: لا تزوّجه إن کان سیّئ الخلق. بدرستی که یکی ازنزدیکانم دخترم را خواستگاری نموده است اما بد اخلاق است! فرمود: اگر بد اخلاق است، به او دختر نده. «۳»

با بانوان کم فهم ازدواج نکنید

در فصلهای مختلف این کتاب کراراً از نظر عزیزان گذشته است که برای زندگی مادام العمر خود و برای فرزندان آینده، همسر شایسته و فهمیده و شادی آفرین انتخاب نماید که موجب ندامت و پشیمانی نشود؛ ومی دانیم که ازدواج با بانوی کم فهم و نا متعادل اخلاقی و رفتاری، از مصداق بارز ندامت در آینده خواهد بود.
۱- سکونی، از ابی عبد اللَّه (علیه السلام) گفت: أمیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: ایّاکم وتزویج الحمقاء فإن صحبتها بلاء، وولدها ضیاع. مبادا با زنان نادان ازدواج نمایید زیرا همنشینی او بلا و فرزندانش ضایع خواهند شد!. «۱»
۲- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إیّاکم وتزوّج الحمقاء فان صحبتها ضیاع وولدها ضباع.
مبادا بازن کودن ازدواج کنید همانا همنشینی او ضایع کننده و فرزندانش کفتار صفت می‌شوند. «۲»

کراهت ازدواج باخانم دیوانه

محمد بن مسلم، از أبی جعفر (علیه السلام) گفت: بعضی اصحاب ما از او سؤال نمود: از الرّجل المسلم تعجبه المرأة الحسناء أیصلح له أن یتزوّجها وهی مجنونة؟ قال: لا ولکن إن کانت عنده أمة مجنونة فلا بأس بأن یطأها ولا یطلب ولدها. مرد مسلمانی که زن زیبا (ی دیوانه) او را جلب توجه (و شگفت زده) کرده است آیا مصلحت است با او ازدواج نماید؟! فرمود: نه ولی اگر پیش او برده (زرخرید و) دیوانه باشد می‌تواند با او هم بستر شود اما فرزند نیاورند. «۳»

فریب مال و جمال را نخور

گروهی از انسان هاگمان می‌کنند زیبائی زن، یا مال و منال او و دارائی و شخصیت پدرش، خوشبختی و سعادت می‌آورد اگر با چنین زن یا دختری ازدواج کند، زندگی بی دغدغه و بی دردسری را، برای او به ارمغان خواهد آورد! اما تجربه و دقت در گذران جوامع و زیر نظر گرفتن این نوع خانواده‌ها، خلاف این را ثابت کرده است و دقیقاً نشان داده است که «ای بی خبران راه نه آنست ونه این» بلکه سعادت در جای دیگریست! (به روایات ذیل توجه نمائید).
۱- ابن ابی عمیر: از هشام بن حکم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام قال: إذا تزوّج الرجل المرأة لجمالها أو لمالها وُکّل إلی ذلک، وإذا تزوّجها لدینها رزقه اللَّه المال والجمال. زمانی که مرد زنی را به خاطر زیبائی و دارائی اش بگیرد، به آن (مال و جمال) سپرده شود، (خیری نمی‌بیند) اما اگر برای دینداری اش ازدواج نماید، خداوند به او مال و جمال می‌دهد (در نظر او از همه زیباتر و داراتر جلوه گر شود). «۱»
۲- ورّام بن أبی فراس در کتابش گوید: امام علیه السلام فرمود: من تزوّج امرأة لجمالها جعل اللَّه جمالها وبالًا علیه. هرکس با زنی به خاطر جمالش ازدواج کند، خداوند جمال او را برایش وبال (و مایه گرفتاری) قرار دهد. «۲»
۳- در (عقاب الأعمال): از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است، فرمود: من نکح امرأة حلالًا بمال حلال غیر أنّه أراد بها (به) فخراً وریاءاً (وسمعةً) لم یزده اللَّه بذلک إلّا ذلًّا و هواناً، و أقامه (اللَّه) بقدر ما استمتع منها علی شفیر جهنم، ثم یهوی به فیها سبعین خریفاً. هرکس با زنی از طریق حلال و بامال حلال ازدواج کند (ولی از این ازدواج) جز خودنمائی و فخر فروشی اراده نکند، در این ازدواج نمی‌بیند مگر ذلّت و خواری و خداوند به اندازهای که از او بهره برده در کنار جهنّم بازداشت می‌کند و سپس هفتاد خریف (سالیان دراز) سرازیر (و معذب) می‌شود. «۱»
۴- محمد بن مسلم گفت: أبو جعفر علیه السلام فرمود: أتی رجل النبی صلی الله علیه و آله و سلم یستأمره فی النکاح، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: انکح و علیک بذات الدین تَرِبَتْ یداک. مردی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در کار ازدواج مشورت کرد؟ فرمود: ازدواج کن و برتوباد صاحبان دین، دستانت خاک آلود شود (و خیر بیشمار بینی). «۲» ۵- إسحاق بن عمار گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: من تزوّج امرأة یرید مالها ألجأه اللَّه إلی ذلک المال. هر کس بازنی به خاطر مالش ازدواج کند خداوند او را به آن مال واگذارد. «۳»
۶- برید العجلی: از أبی جعفر علیه السلام گفت: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من تزوّج امرأة لا یتزوجها إلا لجمالها لم یر فیها ما یحبّ، و من تزوّجها لمالها لا یتزوجها إلا له وکّله اللَّه إلیه، فعلیکم بذات الدین. هر کس با زنی به خاطر زیبائی ازدواج نماید، در او آنچه دوست دارد نمی‌بیند و اگر به خاطر مالش ازدواج کند، به آن واگذار شود، برشما باد صاحبان دین (بازن دین مدار وصلت کنید). «۴»
۷- مروان بن مسلم: از برید: از أبی جعفر علیه السلام فرمود: جابر بن عبد اللَّه به من حدیث کرد هماناپیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من تزوّج امرأةً لمالها وکّله اللَّه إلیه، و من تزوجها لجمالها رأی فیها ما یکره، ومن تزوّجها لدینها جمع اللَّه له ذلک. هرکس با زنی به خاطر مالش ازدواج کند: خداوند به آن وا گذارد و اگربه جمالش ازدواج نماید از جمال او آنچه که برایش ناخوشایند است، را می‌بیند و هر کس به خاطر دینش ازدواج کند خداوند مال و جمال را برایش جمع می‌کند. «۵»
۸- محمد بن حسین الرضی در کتاب (المجازات النبویة) گوید: و فرمود علیه السلام: تنکح المرأة لمیسمها. زن به خاطر شخصیتش نکاح می‌شود. «۱»

سبک کردن مهریه

سبک کردن مهر یکی از سفارشات بزرگان اسلام و از صفات ممدوح در نظر شرع مقدس و عکس آن مورد ذمّ وتوبیخ قرار گرفته است، زیرا کسی که تصمیم برای ادامه زندگی تاپان عمر را دارد و بنا به مثل مشهور (با لباس سفیدعروسی- به خانه شوهر می‌آید و با لباس سفید جدائی ابدیکفن- از آن خانه بیرون می‌رود)، هیچ وقت در صدد کالا قرار دادن و مانند برده‌ها، به فروش رساندن خود را ندارد؛ با تجربه هم ثابت شده است، زنی که مهریه سنگین دارد همیشه با شوهر بگو و مگو دارد و زن با اتکاء به مهریهاش هیچ وقت کم نمی‌آورد و گردن خود را یک وجب بالاتر از مرد فرض می‌کند و در نهایت اکثراً به جدائی منتهی می‌شود، برعکس اگر مهر سبک باشد زن خود را در برابر بهاء قرار نمی‌دهد و به خوشی و ناخوشی زندگی خود متحمل شده و در کورانها و خطرات زندگی، چتر نجات خود و فرزندان خود می‌شود، پس مهر کمتر برای زندگی آرامش بخش و از همه خیال بافیها بهتر است (لطفاً به فصلهای بعدی توجه نمایید).
۱- محمد بن مسلم: (عبداللَّه بن میمون) از أبی عبد اللَّه علیه السلام (از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: الشوم فی ثلاثة اشیاء فی الدابة والمرأة والدار، فأما المرأة فشومها غلاء مهرها و عسر ولدها (ولادتها)، و أما الدابة فشؤمها کثرة عللها وسوء خلقها، وأما الدار فشؤمها ضیقها و خبث جیرانها. شومی (زندگی) در سه چیز است، در زن و چهار پا و خانه است!، اما شومی زن در زیادی مهرش است، و شومی چهارپا در زیادی بیماری و بد خلقی آن است، و اما شومی خانه درتنگی و همسایه بد آن می‌باشد. «۲»
۲- سکونی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (خیر نسائکم) أفضل نساء أمتی أصبحهن (أحسنهنّ) وجهاً وأقلهنّ مهراً بهترین زنان امت من، زیبارویان و کم مهران آنها است. «۱»
۳- امام صادق علیه السلام فرمود: من برکة المرئة خفّة مؤنتها و تیسیر ولادتها و من شؤمها شدّة مئونتها و تعسیر (تعسّر) ولادتها. از برکت زن سبکی مخارج و آسان زائی اوست و از شومی اش سختی (و زیادی) خرج و سخت زائی اوست. «۲»
۴- شیخ صدوق رضی الله عنه فرمود: وروی أن من برکة المرأة قلّة مهرها، ومن شؤمها کثرة مهرها و روایت شده است از برکت زن کمی مهر و شومی او در زیادی مهر اوست «۳»
۵- عمر بن یزید گوید: به أبی عبد اللَّه علیه السلام گفتم: أخبرنی عمّن تزوّج علی أکثر من مهر السنة أیجوز له ذلک؟ قال: إذا مهر السنة فلیس هذا مهراً إنّما هو نحل لأنّ اللَّه یقول: (فَانْ آتیتم إحدیهنّ قنطاراً فلا تأخذوا منه شیئا (إنّما عنی النحل ولم یعن المهر، ألا تری أنه إذا أمهرها ثم اختلعت کان لها أن تأخذ المهر کاملا فما زاد علی المهر السنة فانّما هو نحل کما أخبرتک فَمِنْ ثَمَّ وجب لها مهر نسائها لعلّة من العلل قلت: کیف یعطی وکم مهر نسائها؟
قال: إنّ مهر (المؤمنات) خمسمائة و هو مهر السنة وقد یکون أقل من خمسمائة ولا یکون أکثر من ذلک، ومن کان مهرها ومهر نسائها أقل من خمسمائة أعطی ذلک الشئ ومن فخر وبذح بالمهر فازداد علی خمسمائة ثم وجب لها مهر نسائها فی علة من العلل لم یزد علی مهر السنة خمسمائة درهم. به من خبر بده از (حکم) کسی که با بیش از مهر سنت (با زنی) ازدواج نموده است، آیا این جایز است؟! فرمود: اگر (بیش از مهر سنت) مهر قرار داده آن مهر نیست بلکه «نحل» است، زیرا خداوند می‌فرماید: «اگر به یکی از زنها، قنطار (یعنی حتی به مقدار پر از پوست گاو، زر دادید) پس چیزی از آن را نگیرید» منظور از آن نحل است نه مهر، آیا نمی‌بینی وقتی بیش از مهر (سنت) را، مهر قرار داد و سپس (طلاق) خلعی گرفت، حق زن است که همه آن را بگیرد؛ پس (دانستی که) بیش از مهرالسّنّة نحل است آن طور که به تو خبر دادم (نه مهر)، بدینجهت است که در بعض موارد به میزان مهر اقوام زن، برایش مهر تعلق می‌گیرد (مثلًا اگر به دختری تجاوز نماید و ازاله بکارت کند، برایش مهر مثل واجب می‌شود)؛ گفتم: اندازه مهر زنان فامیل چه قدر است؟ فرمود: مهر زنان مؤمن پانصد درهم است و آن مهر سنت است و گاهی از مهر سنت کمتر شود و بیشتر نمی‌شود و اگر کمتر شد همان را می‌گیرند و هر کهِ افتخاراًزیاده روی نماید و بیش از مهر پانصد درهم قرار دهد و به خاطر علتی مهر مثل برایش واجب شد همان پانصد درهم مهر سنت خواهد بود. «۱»

ثواب بخشیدن مهر

بعضی از بانوان دوست دارند مهریه خود را به شوهرانشان ببخشند و گذشت کنند، آیا برای این کار آنها از سوی خداوند پاداشی مترتب است یا از جیبشان رفته است؟
مطالب ذیل را با دقت بخوانید.
«و ان طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فریضة فنصف ما فرضتم الّا أن یعفون أو یعفو الذی بیده عقدة النکاح و أن تعفوا أقرب للتّقوی و لاتنسووا الفضل بینکم انّ اللّه بما تعملون بصیر». واگر زنان را، پیش از آنکه با آنها تماس بگیرید (و آمیزش جنسی کنید) طلاق دهید، درحالی که مهری برای آنها تعیین کردهاید نصف مهر را به آنها بدهید مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند (یا در صورتی که آنها صغیر و سفیه باشند، ولی آنهایعنی) آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیز کاری نزدیکتر است و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست. «۲»
از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ما من امرأة تصدّقت علی زوجها بمهرها قبل أن یدخل بها إلا کتب اللَّه لها بکل دینار عتق رقبة، قیل: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فکیف الهبة بعد الدخول؟ قال: إنما ذلک من المودّة والإلفة.
نیست زنی که قبل از همبستر شدن شوهرش، مهرش را به او ببخشد، مگر اینکه خداوند در برابر هر دینار آن ثواب یک برده آزاد کردن را به او می‌نویسد، گفته شد ای رسول خدا اگر بخشیدن بعد از دخول باشد چه می‌شود؟! فرمود: این کار از روی محبت و علاقه است. «۱»

گناه ندادن مهر

کسانی هستند که مهر را بیش از اندازه تعیین کرده و به ذمه می‌گیرند و اگر کسی هم اعتراض نمایند، پاسخ می‌دهند، ای بابا مهریه را کهِ داده و کهِ گرفته است! معلوم می‌شود این آقا از اول در صدد ندادن مهریه و دَینی است که به گردن گرفته است، آیا حکم همچون اشخاصی چگونه خواهد شد.
... ولا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتیتموهن «۲».
وآنان (زنان) را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را که به آنها دادهاید (از مهر) تملک کنید (تا آخر آیه).
۱- در خبر المناهی، ازپیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است فرمود من ظلم امرأة مهرها فهو عند اللَّه زان یقول اللَّه عز وجل یوم القیامة: عبدی زوّجتک أمتی علی عهدی فلم توف بعهدی و ظلمت أمتی فیؤخذ من حسناته فیدفع إلیها بقدر حقها فإذا لم تبق له حسنة أمر به إلی النار بنکثه للعهد، «إنّ العهد کان مسئولًا». هر کس در باره مهر به زنی ستم کند، این شخص پیش خداوند زنا کار (به حساب) آید، خدای عزّوجلّ روز قیامت می‌فرماید: بنده من، کنیز خودم را با دستور خودم، به تو تزویج نمودم، به عهد من وفا نکردی و به کنیزم ستم نمودی، پس به اندازه حقش از اعمال حسنه او گرفته و به او داده می‌شود، اگر از حسناتش چیزی نماند، دستور داده شود به خاطر شکستن عهدش به آتش جهنم ببرند زیرا عهد از کارهای مورد سؤال شونده هاست. «۳»
۲- إسماعیل بن کثیر گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: السّرّاق ثلاثة: مانع الزکاة و مستحلّ مهور النساء و کذلک من استدان ولم ینو قضاءه. دزدان سه گروهند.
۳- زکات ندهنده‌ها؛ ۲- مهرهای زنان را حلال داننده‌ها؛ ۳- و هرکس قرض بگیرد و نیت ادای آن را نداشته باشد. «۱»
۴- امام رضا علیه السلام ازپدران بزرگوارش علیهم السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إنّ اللَّه تعالی غافر کلّ ذنب إلّا من جحد مهراً أو اغتصب أجیراً أجره أو باع رجلًا حُرّاً. همانا خدای تعالی بخشنده تمام گناهان است مگر کسی را که مهر (زنش) راانکار کند یا مزد اجیر را ندهد یا مرد آزاد را به جای برده، بفروشد. «۲»
۵- أبا عبد اللَّه علیه السلام فرمود: أقذر الذنوب ثلاثة قتل (البهیمة) وحبس مهر المرأة ومنع الأجیر أجره. نجسترین گناهان سه چیز است، کشتن حیوانی و حبس نمودن مهریه زن و ندادن مزد کارگر. «۳»
۶- علی علیه السلام در باره گفته خداوند «وآتوا النساء صدقاتهن نحلة» ومهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی (یا یک عطیه) به آنها بپردازید فرمود: أعطوهن الصّداق الذی استحللتم به فروجهن، فمن ظلم المرأة صداقها الذی استحلّ به فرجها فقد استباح فرجها زنا. با مهری که آنها را با آن، به خود حلال کردهاید، بپردازید، پس هرکس به زنی در مورد مهریهاش ستم نماید (و ندهد او را به صورت) زنا، به خود مباح نموده است. «۴»

حکم اختیار درتعیین مهر

تعیین مهر با رضایت طرفین، انجام می‌گیرد ولی در مواردی هنگام عقد ازدواج:
تعیین مقدار مهر را در اختیار زن یا مرد قرار می‌دهند: در این صورت آیا زن مجاز است هر اندازه که مهرش را تعیین نمود، مرد باید بپذیرد و تمکین دهد و بالعکس، یا در این مورد هم حد و مرزی وجود دارد؟!.
۱- حسین بن زرارة از پدرش گفت: از أبا جعفر علیه السلام سؤال کردم از رجل تزوّج امرأة علی حکمها قال: فقال لا یتجاوز بحکمها مهور آل محمد علیهم السلام اثنتا عشرة أوقیة ونش وهو وزن خمسمائة درهم من الفضة، قلت: أرأیت أن تزوجها علی حکمه ورضیت بذلک، فقال: ما حکم بشئ فهو جایز علیها قلیلًا کان أو کثیراً، قال: فقلت له کیف لم تجز حکمها علیه واجزت حکمه علیها، قال: فقال لأنّه حکمها فلم یکن لها أن تجوز ما سنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم وتزوّج علیه نساؤه فرددتها إلی السنة واجزت حکم الرجل لأنّها هی حکمت و جعلت الأمر فی المهر إلیه و رضیت بحکمه فی ذلک فعلیها أن تقبل حکمه فی ذلک قلیلا کان أم کثیراً. مردی با زنی ازدواج می‌کند به مهری که زن تعیین نماید، فرمود: حکم زن نباید از مهرهای آل محمد علیهم السلام (مهر سنّت) بیشتر باشد، دوازده «اوقیه» و خردهای و آن پانصد درهم از نقره است، گفتم: آیا جایز می‌دانید زن با مردی بدین گونه و با رضایت مرد ازدواج نماید؟، فرمود: به هر چه مرد حکم کند جایز است، کم و یا زیاد، گفتم: چگونه به مرد اجازه می‌دهید و به زن نه، فرمود:
برای اینکه زن نباید به بیش از مهر سنت حکم کند و از مهر زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تجاوز نماید، اما در صورت دومی چون زن خودش راضی به حکم مرد شده و به مرد اختیار داده است، پس باید به مهری که مرد حکم نماید، کم یا زیاد راضی شود. «۱»
در خبردیگری روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمود: انّما صار الصداق علی الرجل دون المرأة وان کان فعلهما واحداً، فانّ الرجل إذا قضی حاجته منها قام عنها ولم ینتظر فراغها فصار الصداق علیه دونها لذلک. محققاً مهر به گردن مرد است نه زن، اگرچه کار هر دو یکی است، مرد وقتی که احتیاجش را از زن بر طرف نمود بلند می‌شود و منتظر نمی‌ماند تا زن هم فارغ شود، پس در این صورت مهر بر او ثابت شد نه بر زن. «۲»
سؤال: ضعیفه قلیلة السّن را شوهر او فریفته باشد بدون اطلاع والدین او که (مهر خود را بر من حلال کن به این شرط که تو را به کربلای معلی ببرم) همچنین ابرائی صحیح است یا نه؟
جواب: هر گاه زوجه غیر رشیده است تصرف او در صداق صحیح نیست. و هر گاه رشیده است وابراء را معلق به شرط کرده است ظاهر عدم برائت است هر چند شرط را به عمل آورد. چون ابراء قابل تعلیق نیست. بلی هر گاه صداق عین باشد وهبه معوضه کرده باشد وعوض هم به عمل آمده باشد: صحیح ولازماست و هم چنین هر گاه صلح کرده باشد. «۱»

آداب عروسی و ورود عروس به خانه

اشاره

در دوران زندگی برای هر آدمی چند روز استثنائی و فراموش نشدنی وجود دارد!
۱- روزی که به دبستان یا مکتبی قدم می‌گذارد که درواقع به جهان نو با همه پیشامدهایش وارد می‌شود.
۲- روزی که به سربازی اعزام شده و درپادگانی مستقر می‌شود آن هم عالم دیگر وفراموش نشدنی دارد! خیلی از پیرمردهارا می‌بینیم که خاطرات دوران سربازیشان و هم رزمان و دوستانشان را بازگو کرده و به آن عالم برمی گردندند!
۳- روز و شب عروسی که واقعاً به مرحله مهمی از زندگی خود قدم می‌گذارد که در تمام مدت عمر سرگذشتهای شیرین و احیاناً تلخ، آن روز و شب را یاد می‌کند و در ذهن خود زنده نگه می‌دارد؛ به قول جوانها «یک شب ده شب که نمی‌شود»!.
می‌دانیم برای هریک از این دورانها تشریفات خاصی نهفته است که باید انجام گیرد، از آن جمله تشریفات عروسی است که در فرهنگ هر ملت و نژاد، آداب و رسوم مخصوص به خود را دارد ولی برای همه اینها بعضی سفارشها و توصیه‌ها شده است که شکی نیست باید آن را به کار گرفت و انجام داد.
و می‌دانیم در ادیان آسمانی خاصه در دین اسلام، برای هرکاری حد و مرزی قائل شده است که باید درچارچوب آن زندگی کرد؛ مخصوصاً در باره عقد و عروسی و کیفیت انجام و به کار بردن آنهاست.

حکم نگاه به خانم با قصد ازدواج

در کتابهای فقهی در باره نگاه به زن باقصد ازدواج و بدون ریبه: نظریه‌های مختلف بیان گردیده است که در چه حد ومرزی می‌تواند و مجاز است به طرف مقابل نگاه کند و مورد بررسی قرار دهد، زیرا شالوده زندگی مادام العمر باآن پی ریزی خواهد شد، به تعدادی از احادیث که در این باره نقطه ابهامی نگذاشته است توجه فرمایید.
۱- محمد بن مسلم گفت: سألت أبا جعفر علیه السلام عن الرجل یرید أن یتزوج المرأة أینظر إلیها؟ قال: نعم، إنّما یشتریها بأغلی الثّمن. از اباجعفر علیه السلام سؤال کردم در باره مردی که می‌خواهد با زنی ازدواج کند آیا می‌تواند به او نگاه کند، فرمود: بلی او را به بالاترین قیمت (عمر و وجود و مال) خریداری می‌کند (چرا نگاه نکند). «۱»
۲- حفص بن البختری از ابی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لا بأس بأن ینظر إلی وجه‌ها ومعاصمها إذا أراد أن یتزوجها. اگر اراده ازدواج دارد می‌تواند به صورت و به محل دستبندها نگاه کند. «۲»
۳- حسن بن السری گفت: قلت لأبی عبد اللَّه علیه السلام: الرّجل یرید أن یتزوج المرأة، یتأملها وینظر إلی خلفها (خلقها) وإلی وجه‌ها؟ قال: نعم لا بأس أن ینظر الرجل إلی المرأة إذا أراد أن یتزوجها، ینظر إلی خلقها (خلفها) وإلی وجه‌ها. به ابی عبداللَّه علیه السلام گفتم: مردی اراده ازدواج با زنی را دارد، آیا می‌تواند در هیکل و خلقت او و به پشت سر و صورتش، نگاه کند؟! فرمود: بلی وقتی که اراده تزویج دارد، نگاهش به مورد سؤالها عیب ندارد. «۳»
۴- أبان بن عثمان: از حسن بن السری: از أبی عبد اللَّه علیه السلام أنه سأله عن الرجل، ینظر إلی المرأة قبل أن یتزوجها؟ قال: نعم فلِمَ، یعطی ماله؟! او سؤال نمود از حکم مردی که پیش از ازدواج به زنی که (می‌خواهد با او ازدواج کند) نگاه کند؟، فرمود: بلی (می‌تواند) پس چرا مالش را (بابت مهریه و خرج عروسی و غیر آن) می‌دهد. «۱»
۵- عبد اللَّه بن الفضل: از پدرش: از مردی: به أبی عبد اللَّه علیه السلام: گفتم: أینظر الرجل إلی المرأة یرید تزویجها فینظر إلی شعرها ومحاسنها؟ قال: لا بأس بذلک إذا لم یکن متلذذا. مرد به زنی که اراده تزویج با او را دارد، آیا به مویش و محلهای زینتی او می‌تواند نگاه کند؟! فرمود: ترسی نیست اگر از روی لذّت نباشد. «۲»
۶- یونس بن یعقوب گوید: به ابی عبد اللَّه علیه السلام گفتم: الرجل یرید أن یتزوج المرأة، یجوز له أن ینظر إلیها؟ قال: نعم وترقّق (و ترفق) له الثیاب لّانه یرید أن یشتریها بأغلی الثمن. مردی اراده کرده بازنی ازدواج کند، آیا جایز است به او نگاه کند؟! فرمود: بلی لباسهایش را نازک می‌کند (تا خوب ببیند) زیرا می‌خواهد او را به گرانترین بها بخرد. «۳»
۷- محمد بن حسین الرضی از امام صادق علیه السلام (رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم) به مغیرة بن شعبه که با زنی ازدواج کرده بود، فرمود: لو نظرت إلیها فانّه أحری أن یودم بینکما. کاش (قبل از عقد) به او نگاه می‌کردی زیرا آن (نگاه) سبب دوام محبت و الفت میان شما بود (چون با چشم باز باهم ازدواج می‌کردید). «۴»
۸- نوادر الراوندی: بااسنادخودش از موسی بن جعفر، از پدرانش علیهم السلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إذا أراد أحدکم أن یتزوج فلا بأس أن یولج بصره فانّما هو مشتر. زمانی که یکی از شما اراده ازدواج نمود، مانعی ندارد چشمش را به او بدوزد (و دقت نماید) زیرا او مشتری است (مشتری باید از کم و کیف کالا اطلاع داشته باشد). «۵»
۹- و در روایت دیگرفرمود: فلا بأس أن ینظر إلی ما یدعوه إلیه منها. پس مانعی ندارد نگاه کند به چیزی که او را وادار می‌سازد (و ضرورت دارد) از آن زن ببیند. «۶»
۱۰- مسعدة بن الیسع، از أبی عبد اللَّه، از پدرانش علیهم السلام أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: لا بأس بأن ینظر الرجل إلی محاسن المرأة قبل أن یتزوجها إنما هو مُسْتامٌ فَانْ یُقْضَ أمرٌ یَکُنْ. مانعی ندارد مرد (قبل از ازدواج) نگاه کند به محل زینتهای زنی که می‌خواهد با او ازدواج نماید همانا او خریدار (و بها دهنده) است اگر چیزی مقدر است، خواهد شد. «۱»

اجازه عقد دست کیست

در مورد ازدواج با دختران باکره و زنان بیوه که آیا بدون اجازه ولیّ می‌توان با آنها ازدواج کرد یا حتماً اجازه ولی لازم است؟! در این باره روایات گوناگون آمده است؛
الف- بدون اجازه ولی نمی‌تواند ازدواج نماید؛
۱- ابن أبی یعفور: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لا تُنْکَحُ ذوات الآباء من الأبکار إلّا باذن آبائهنّ. با دختران باکره ازدواج نمی‌شود مگر با اجازه پدرانشان (نباید با دختران پدر دار، بدون اجازه پدر ازدواج نمود). «۲»
۲- ابن أبی عمیر: از حماد: از حلبی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فی الجاریة یزوّجها أبوها بغیر رضاء منها، قال: لیس لها مع أبیها أمر إذا أنکحها جاز نکاحه وإن کانت کارهة. دختر را پدرش بدون رضایت او به شوهر می‌دهد؟ فرمود: با وجود پدر، دختراختیاری در دست ندارد و می‌تواند او را به شوهر دهد اگرچه دختر کراهت داشته باشد (و دوست ندارد). «۳»
۳- علی بن جعفر در کتابش می‌گوید: ازبرادرم موسی بن جعفر علیه السلام سؤال کردم: عن الرجل هل یصلح له أن یزوّج ابنته بغیر اذنها؟ قال: نعم لیس یکون للولد أمر إلا أن تکون امرأة قد دخل بها قبل ذلک، فتلک لا یجوز نکاحها إلا أن تستأمر. از مردی که بدون اجازه دخترش، او را به شوهر دهد؟ فرمود: بلی می‌تواند فرزند اختیاری ندارد، مگر زنی که (بیوه باشد) و قبلًا شوهر کند، در این صورت در ازدواج با او اجازه خواستن لازم است. «۱»
۴- زرارة گفت: شنیدم أبا جعفر علیه السلام می‌فرمود: لا ینقض النکاح إلا الأب. نکاح را نمی‌شکند (و بهم نمی‌زند) مگر پدر. «۲»
ولایت جدّ مقدم بر ولایت پدر است.
۱- علی (بن جعفر)، از برادرش (امام موسی بن جعفر علیه السلام) علیه السلام گفت: سألته عن رجل أتاه رجلان یخطبان ابنته فَهَوی أن یزوّج أحدهما وَ هَوی أبوه الاخر أیّهما أحق أن ینکح؟
قال: الذی هَوی الجدّ لأنّها وأباها للجد. از او (امام علیه السلام) سؤال نمودم از حکم مردی که دو نفر به خواستگاری دختر او آمده‌اند، او دوست دارد به یکی از آنها بدهد ولی پدرش (جدّ دختر) مایل به آن یکی است، کدامشان مقدمتر است؟ فرمود: آن را که جدّ دوست دارد زیرا اختیار دختر و پدرش، در دست پدر بزرگ است. «۳»
۲- در کتاب الهدایة: آمده است. ولا ولایة لأحد علی الإبنة إلّا لأبیها ما دامت بکراً، فإذا صارت ثیّباً فلا ولایة له علیها وهی أملک بنفسها، وإذا کانت بکراً، وکان لها أب و جدّ فالجد أحق بتزویجها من الأب ما دام الأب حیّاً، فإذا مات الأب فلا ولایة للجد علیها لأنّ الجد إنما یملک أمرها فی حیاة ابنه لأنّه یملک ابنه، فإذا مات ابنه بطلت ولایته. برای احدی به دختر ولایت ندارد، مگر پدرش مادامی که باکره است، وقتی بیوه شد، پدرش هم بر او ولایت ندارد و خود مالک کار خود است؛ زمانی که باکره است و پدر دارد، پس مادام که پدر زنده است، پدر بزرگ از پدر برای تزویج مقدمتر است، وقتی که پدر فوت کرد پس برای پدر بزرگ ولایتی نماند!، زیرا در حیات پدر، جدّ مالک دختر و پدر دختر است، وقتی پدر دختر مرد، ولایت پدر بزرگ هم باطل شد (و از بین رفت). «۱»
ب- بدون اجازه ولی می‌توان ازدواج نمود؛
۱- صفوان: عن منصور بن حازم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: تستأمر البکر و غیرها و لا تنکح إلا بأمرها. از دختران باکره و غیر باکره، باید اجازه ازدواج گرفت وبدون اجازه با آنها نباید ازدواج نمود. «۲»
۲- سعدان بن مسلم گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لا بأس بتزویج البکر إذا رضیت بغیر اذن أبیها. ازدواج با دختر باکره (بدون اذن پدر) اگر خود رضایت دهد، مانعی ندارد. «۳» ج- اگر خود صلاح و فساد خود را تشخیص می‌دهد، می‌تواند بدون اجازه ولیّ ازدواج نماید و در غیر این صورت نمی‌تواند؛
۱- فضیل بن یسار ومحمد بن مسلم و زرارة بن أعین و برید بن معاویة از أبی جعفر (علیه السلام) فرمود: المرأة التی قد ملکت نفسها غیر السفیهة و لا الموالی علیها، انّ تزویجها بغیر ولیّ جایز. زنی که مالک (و اختیار) خود را دارد، مگر زن بی عقل و برده، ازدواج با او بدون ولی، جایز است. «۴»
۲- عبد الرحمن بن أبی عبد اللَّه، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: تزوّج المرأة من شاءت إذا کانت مالکة لأمرها فإن شاءت جعلت ولیاً. زنی که اختیار خود دارد با هرکه خواست، ازدواج می‌کند اگر خواست برای خودش برای خودش، ولی (و وکیل) قرار می‌دهد. «۵»
۳- موسی بن بکر: از زرارة، از أبی جعفر علیه السلام فرمود: إذا کانت المرأة مالکة أمرها تبیع وتشتری وتعتق وتشهد وتعطی من مالها ما شاءت فانّ أمرها جائز تزوّج إن شاءت بغیر اذن ولیها، وإن لم تکن کذلک فلا یجوز تزویجها إلا بأمر ولیها. زمانی که زن مالک کار خود شد می‌خرد و می‌فروشد و (برده) آزاد می‌نماید و شهادت می‌دهد و هر وقت خواست، می‌بخشد، در این صورت تصمیم او قابل اجرا است و اگر خواست می‌تواند بدون اجازه ولی ازدواج نماید، و اگر این طور نباشد (یعنی مالک کار خود نیست در این صورت) ازدواج او بدون اجازه ولی، جایز نیست. «۱»
د- بیوه می‌تواند و باکره به طور مطلق نمی‌تواند.
۱- حلبی، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) او در باره زن بیوه که خواستگار برایش آید فرمود:
هی أملک بنفسها، تولّی أمرها من شاءت إذا کان کفواً بعد أن تکون قد نکحت زوجاً قبله. او اختیار خودش را دارد و ولایت او دست خودش است، با هرکه خواست ازدواج می‌نماید اگر همطراز باشد و پیش از آن، با مرد دیگری ازدواج کرده باشد (یعنی بیوه شود). «۲»
... إلّا أن تکون امرأة قد دخل بها قبل ذلک، فتلک لا یجوز نکاحها إلا أن تستأمر. ... مگر زنی که (بیوه باشد) و قبلًا شوهر کند، در این صورت ازدواج با او اجازه خواستن لازم است. «۳»
فتواهای مراجع تقلید هم برابر روایات وارده، متفاوت است و هر یک، روایتی را معتبر دانسته، و مطابق آن فتوا داده‌اند که نمونه آن سؤال و جواب ذیل است.
سؤال: دختر بی اذن پدر و مادر: شوهر می‌تواند کرد یا نه؟، و عقد ایشان صحیح است یا شرط است رضای پدر و مادر که اگر بی رضای پدر و مادر عقد به عمل آید.
صحیح نمی‌شود؟ واگر بفرمائید که بی رضای والدین عقد صحیح است: آیا (عاق والدین) می‌شود یا نه (اعم از این که باکره باشد یا ثیّب)؟.
جواب: رضای مادر مطلقا شرط نیست و در لزوم رضای پدر در (دختر بالغه باکره خلاف است. واقوی واشهر واظهر، عدم اشتراط است پس عقد بدون اذن پدر صحیح است. و لکن احوط مراعات رضای او است. و اما هر گاه پدر غایب باشد یا در موقوف داشتن عقد بر رضای پدر حرج و عسر لازم آید: آنجا احتیاط هم ضرور نیست. و در صورت احتیاج دختر به شوهر و متضرر شدن او به ترک شوهر کردن:
هر گاه مخالفت بکند معلوم نیست که گناه باشد: چه جای آن که عاق باشد. بلی هر گاه دو نفر خواستگار او باشند: و [از] اختیار هر یک از آنها ضرری به دختر نمی‌رسد پس مخالفت در اینجا دور نیست که معصیت باشد. و به هر حال تحصیل رضای پدر و مادر در امور مباحه لازم است مگر این که منشأ ضرر و حرج باشد. در اینجا فرقی ما بین باکره و غیر باکره نیست. «۱»

دانستنی‌های شب زفاف

عزیزان عروسی که به خانه شما وارد می‌شود هدیه و امانت خداست برای شب یا روز ورود او آداب و مستحبات زیاد وارد شده است تا سرحد امکان رعایت و به کار گرفتن آنها ضرورت دارد به تعدادی از آنها ذیلًا اشاره می‌شود.
۱- وقتی که اراده تزویج کردی، استخاره نموده وا ز خدا طلب خیر کرده اقدام نما و دو رکعت نماز خوانده، دستها را بلند کن و بگو:
۲- الَّلهُمَّ انّی اریدُ التَّزْویجَ فَسَهِّلْ لی مِنَ النِّساءِ احْسَنَهُنَّ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ اعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَاحْفَظَهُنَّ نَفْساً فِیَّ وَفی مالی وَاکْمَلَهُنَّ جَمالًا وَاکْثَرَهُنَّ اوْلاداً. «۲»
2- روایت شده است امام صادق علیه السلام به أبا بصیر فرمود: زمانی که یکی از شما (می‌خواهد) ازدواج نماید، چهِ می‌کند؟! گفتم: نمی‌دانم، فرمود: وقتی قصد این کار را داشت دو رکعت نماز بخواند و حمد خدای عزّوجلّ گفته و بگوید: ألّلهُمَّ انّی أُریدُ أنْ أتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لی مِنَ النِّساءِ احْسَنَهُنَّ خَلْقاً و خُلْقاً وَ أعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أحْفَظْهُنَّ لی فی نَفْسِها وَ مالی وَ أوْسَعُهُنَّ رِزْقاً وَ أعْظَمْهُنَّ برکةً وَ قَدِّرْ «قَیِّضْ» لی وَلَداً طَیّباً تَجْعَلْهُ خَلَفاً صالِحاً فی حَیاتی وَ بَعْدَ مَوْتی. خدایا من اراده کردهام ازدواج نمایم پس برایم مقدر گردان از زنها که به اندام جنسی اش عفیفتر و به نفس و مال من نگهدارندهتر و روزی اش فراوانتر و برکتش بزرگتر باشد؛ و برای من فرزند صالح، مقدر فرما تا در حیات و بعد از مرگ من، جانشین صالح شود. «۳»
۳- یکی از دعاهائی که برای شب عروسی وارد شده است بعد از دورکعت نماز دست به پیشانی عروس بگذارد و رو به قبله بگوید: أللّهُمّ عَلی کِتابِکَ تَزَوَّجْتُها وَ فی أَمانَتِکَ أخَذْتُها وَ بِکَلِماتِکَ اسْتَحْلْلُت فَرْجَها، فَان قَضَیْتَ فی رَحِمِها شَیْئاً فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِیّاً وَلاتَجْعَلْهُ شِرْکَ شَیْطانٍ. خدایا با حکم کتابت (قرآن) با او ازدواج نمودم، و درامانت تو او را گرفتم، و با کلمات تو او را به خودم حلال کردم پس اگر در رَحِم او چیزی (بچه‌ای) به وجود آوردی، او را مسلمان بی عیب قرار ده او را شریک شیطان (یا شیطان را، شریک او قرار نده. «۱»
۴- مردی پیش امیرمؤمنان علیه السلام آمد و گفت: من ازدواج کردهام برای من دعا کن فرمود: بگو: اللَّهُمَّ بِکَلِماتِکَ اسْتَحْلَلْتُها، وَ بِامانَتِکَ اخَذْتُها، الَّلهُمَّ اجْعَلْها وَلُوداً وَدُوداً لا تَفْرِکَ، تَأکِلَ ما راحَ وَ لا تَسْألَ عَمّا سَرَحَ. «۲»
۳- پاک و با وضو بودن،
۴- بسم اللَّه گفتن که امام صادق علیه السلام فرمود: أنّه اذا أتی أحدکم أهله فلیذکر اللَّه فان لم یفعل و کان منه ولد کان شرک شیطان همانا هرکس از شما پیش همسرش آید، ذکر خدا گوید و گرنه اگر بچهای به وجود آید، شریک شیطان شود! «۳»
۵- از خدا فرزند پاک و بابرکت و نجیب و سالم، در خواست نماید،
۶- موقعی که زن حامله است، بدون وضو نزدیک نشود،
۷- دو نفر با یک پارچه خود را پاک نکنند که در روایت آمده است مایه عداوت فیمابین می‌شود. «۴»
۸- خواستگاری کردن.
۹- استحباب خواند خطبه. علی بن رئاب، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام)- در ضمن حدیثی فرمود:- جماعتی پیش امیرمؤمنان علیه السلام آمدند و گفتند: ما می‌خواهیم فلان خانم را به فلانی تزویج کنیم ومی خواهیم برای آن خطبه بخوانی و فرمود: (آن حضرت) خطبهای مشتمل بر سپاس خدا و وصیت به تقوی خواند و در آخر فرمود: إن فلان بن فلان ذکر فلانة بنت فلان وهو فی الحسب من قد عرفتموه، وفی النسب من لا تجهلونه، وقد بذل لها من الصداق ما قد عرفتموه فردّوا خیراً تحمدوا علیه وتنسبوا إلیه وصلی اللَّه علی محمد وآله وسلم. همانا فلان پسر فلان دختر فلانی را یاد آوری نمود در حالی حسب او را (بخوبی) می‌شناسید و در نسب او هم بی اطلاع نیستید و مهریهای که بذل نموده است می‌دانید، پس بخوبی جواب دهید که مایه تشکر و سپاس باشد و بر آن نسبت داده شوید (یعنی در صورت پاسخ خوب، هم ما تشکر کنیم و هم شما را در همه جا تعریف نماییم) درود خدا بر محمد و آل او و سلام خدا. «۱»
۱۰- ولیمه دادن به اندازه قدرت اگرچه یک من گندم یاجو باشد.
۱۱- کراهت اجراء عقد در حال بودن قمر در عقرب. «۲»
۱۲- کراهت اجرای عقد در اول هرماه، و سه روز به آخر ماه (که آن را «محاق الشّهر» گویند)، و روز چهارشنبه و دریکی از روزهای نحس هرماه یعنی سوم و پنجم و سیزدهم و شانزدهم و بیست و یکم و بیست و چهارم و بیست و پنجم هرماه هر یک از این مطالب در روایات و در کتابهای بسیار فقهی آمده است که ذکر آن اسناد به درازا می‌کشد و طالبین به کتابهای حدیثی و فقهی مراجعه نمایند.
۱۳- عروسی روز جمعه باشد فی خبر الشامی أنه قال أمیر المؤمنین علیه السلام: یوم الجمعة یوم خطبة ونکاح. در روایت شامی آمده است، امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: روز جمعه روز خطبه و ازدواج است. «۳»
۱۴- کراهت اجرای عقد یا مقاربت زفافی در هوای گرم!
۱۵- رفتن عروس به خانه شوهر در شب
۱۶- رفتن عروس به خانه شوهر در شب یکی از الطاف خداوند برای بندگان، وجود «شب» و تاریکی آن است، شبی که در قرآن کریم برای آشکار ساختن عظمت آن، به او سوگند یاد می‌کند «۱» و انجام خیلی از کارها را در آن قرار داده و به آن موکول نموده است که نمونه هائی را بطور اختصار ذیلًا می‌آورم و مشروح آن را به مطالعه کتاب «شب» که در باره شب و تعریف و تمجید وو .. از آن، و بیان شرور شب و آیاتی که نزول بلاها و کوبیدن گناهکاران وو .. را شب، در دست تألیف همین مؤلف است، ارجاع می‌دهم؛
۱۷- راز ونیاز با پروردگار «قم الّیل الّا قلیلًا* نصفه أوانقص منه قلیلًا* أو زد علیه» شب را جز کمی بپاخیز* نیمی از شب را یا کمی از آن کم کن* یا بر نصف آن بیفزا. «۲»
۱۸- خواندن قرآن «و رتّل القرآن ترتیلًا» و قرآن را با دقت و تأمّل بخوان.
۱۹- عبادت شبانه «انّ ناشئة الّیل أشدّ وطاً و أقوم قیلًا» مسلماً نماز و عبادت شبانه پا برجا و با استقامت تر است. «۳» ۲۰- تسبیح گوئی شبانه «و من الّیل فاسجد له و سبّحه لیلًا طویلًا» و در شبانگاه برای او سجده کن، و مقداری طولانی از شب، او را تسبیح گوی. «۴»

استغفار شبانه «کانوا قلیلًا من الّیل ما یهجعون* و بالأسحار هم یستغفرون» آنها کمی از شب را می‌خوابیدند و سحرگاهان استغفار می‌کردند. «۵»

۲۱- وعده‌های ملاقات و بده و بستانهای خود با پیامبرانش «و اذ واعدنا موسی أربعین لیلًا ...» (وبه یاد آورید) هنگامی راکه با موسی چهل شب وعده گذاردیم.
(و او برای گرفتن فرمانهای الآهی به میعادگاه آمد). «۶»
۲۲- تقدیر و تعیین سرنوشت و مبارکی در شب «انّا أنزلناه فی لیلة مبارکة انّا کنّا منذرین* فیها یفرق کلّ أمر حکیم» ما آن (قرآن) را در شبی پر برکت نازل کردیم ما همواره انذار کننده هستیم، در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیرو جدا می‌گردد. «۱»
۲۳- نزول قرآن درشب «انّاأنزلناه فی لیلة القدر» ما قرآن را شب قدر نازل کردیم «۲»
۲۴- پوشش انسان‌ها «و جعل اللّیل لباساً» و شب را پوششی (برای شما) قرار داد. «۳»
۲۵- «وجعل اللّیل سکناً» شب را مایه آرامش قرار داده است. «۴»
چون شب را برای حفظ آبروها و آشکار نشدن اسرار و مایه آرامش وو .. قرار داده است، بدینجهت در روایات فرستادن عروس را به خانه بخت و اطاق زفاف شب را توصیه نموده است! به روایات ذیل توجه نمائید.
۱- در روایت سکونی از امام صادق علیه السلام فرمود: زفّوا عرایسکم لیلًا و أطعموا ضحیً عروس هایتان را شب هنگام به خانه شوهر بفرستید و روز اطعام نمائید. «۵»
۲- میسر بن عبد العزیز گوید: أبی جعفر علیه السلام فرمود: یا میسر تزوّج باللّیل فإنّ اللَّه جعله سکناً، ولا تطلب حاجة باللیل فإن اللیل مظلم، ثم قال: ان للطارق لحقّاً عظیماً، وإن للصاحب لحقّاً عظیماً. ای میسر شب ازدواج کن خداوند شب را مایه آرامش قرار داده است و شب پی کاری نرو زیرا شب تاریک است (و خالی از خطر نیست) سپس فرمود:
همانا بروارد شونده حق بزرگیست و بر همنشین حقیست بزرگ. «۶»
۳- حسن بن علی الوشاء، گفت: شنیدم أبا الحسن الرضا علیه السلام، در باره تزویج فرمود من السّنّة التّزویج باللیل، لأنّ اللَّه جعل اللّیل سکناً، والنساء إنّما هنّ سکن. از سنّت است ازدواج در شب زیرا خداوند شب را مایه آرامش قرار داده است و زن هم مایه آرامش است (پس با سبب آرامش در زمان آرامش وصلت نما). «۷»
۴- سکونی، از جعفر بن محمد، از پدرانش علیهم السلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا سهر إلّا فی ثلاث: متهجّد بالقرآن، أو فی طلب العلم، أو عروس تهدی إلی زوجها. شب بیداری (سزاوار) نیست مگر در سه چیز، در تلاوت قرآن و طلب علم یا عروسی که به شوهرش راهنمایی (و فرستاده) شود. «۱»
۵- حسن بن علی ابن بنت إلیاس گفت: سمعت أبا الحسن الرضا علیه السلام می‌فرمود: إنّ اللَّه جعل اللیل سکناً و جعل النساء سکناً، ومن السّنّة التزویج باللیل وإطعام الطعام. همانا خداوند شب را سبب آرامش و زنان را سبب سکون قرار دادهاست و از سنّت است ازدواج و اطعام (ولیمه) در شب انجام گیرد. «۲»
در این باره روایات زیاد است که بیش از این به طول می‌انجامد.

شادی نمودن و شعر خواندن در عروسی‌ها

در دوران زندگی یکی از شیرینترین روزها، روز عروسی و جشنهای مربوط به آن است که الزاماً باشادی و خوشحالی عجین شده است، این روزها تغییر حالت و حال و هوای دیگری را می‌طلبد.
باید در این ایام سعی کرد تا رضایت خداوند را از دست نداد و از منهیات شرع، پرهیز نمود مخصوصاً در استعمال آلات لهو و لعب، با این که از نظر شرع مقدس استفاده از بعض آلات شادی بخش نهی نگردیده است که از جمله آنها استفاده از دف زنی و دست افشانی مجالس زنانه برای بانوان است.
در کتاب (مولد فاطمة) درخبری از ابن بابویه آورده است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر نمود دختران بنی عبدالمطلب و زنان مهاجرین و انصار را به همراه فاطمة حرکت کنند و شادی نمایند و شعربخوانند و تکبیر و تحمید گویند و نگویند چیزی را که خداراضی نیست؛
... بانوان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جلو (در محدوده اجازه شرع) شعر می‌خواندند (مانند) أم سلمة که این شعر را انشادنمود:
سرن بعون اللَّه جاراتی*** واشکرن فی کلّ حالات
واذکرن ما أنعم ربّ العلی*** من کشف مکروه و آفات
فقد هدانا بعدکفر و قد*** أنعشنا ربّ السّماوات
وسرن مع خیرنساءالوری*** تفدی بعمّات و خالات
یابنت من فضّله ذوالعلی*** بالوحی منه و الرّسالات
سپس عایشه (دختر ابی بکر زن دیگر رسول خدا این شعر را خواندو) گفت:
یانسوة أسترن بالمعاجر*** واذکرن ما یحسن فی المحاضر
واذکرن ربّ النّاس اذیخصّنا*** بدینه مع کلّ عبد شاکر
والحمد اللَّه علی افضاله*** بدینه مع کلّ عبد شاکر
والحمد اللَّه علی افضاله*** والشّکر اللَّه العزیز القادر
سرن بها فا اللَّه أعطی ذکرها*** و خصّها منه بطهر طاهر
سپس حفصه (دختر عمر زن دیگر رسول خداانشاد کرد و) گفت:
فاطمة خیر نساءالبشر*** و من لها وجه کوجه القمر
فضّلک اللَّه علی کلّ الوری*** بفضل من خُصّ بآی الزّمر
زوّجک اللَّه فتی فاضلًا*** أعنی علیّاً خیر من فی الحضر
فسرن جاراتی بها انّها*** کریمة بنت عظیم الخطر
سپس مادر سعدبن معاذ (یکی از بزرگان انصار خواند و) گفت:
أقول قولًا فیه مافیه*** و أذکرالخیر و أُبدیه
محمّد خیر بنی آدم*** مافیه کبر و لا تیه
و نحن مع بنت نبیّ الهدی*** ذی شرف قد مکّنت فیه
فی ذروة شامخة أصلها*** فما أری شیئاًیدانیه
و کانت النّسوة یرجّعن أوّل بیت من کلّ رجز، ثمّ یکبّرن و دخلن الدّار ...
و بانوان (حرم) در اول هر شعر ترجیع می‌نمودند و سپس تکبیر می‌گفتند تا وارد خانه شدند (تا آخر روایت). «۱»
ناگفته نماند در مجالس زنانه اگرخانمها مواظبت نمایند که نامحرم رفتارشان را نبیند و صدایشان را نشنود ویا ازکارهای حرام پرهیز نمایند، شادی کردن و خوشحالی نمودن یا در مجالس عروسی دف زدن و خواندن اشعار دور از ابتذال، اشکال ندارد. آنگونه که در اشعار بالا بانوان حرم خواندهاند مشابه آن را در فارسی و ترکی و با هر زبان دیگر می‌توان خواند و مانعی ندارد حتی ترجیع صوت که برابر روایت بالا بانوان حرم در عروسی دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کردند و حضرت هم مانع نشد پس ملاک حرمت و عدم حرمت این گونه مجالس حتی مجالس عزا، رعایت کردن حلال و حرام شرع است و گرنه اسلام با شادی و خوشحالی مشروع، مخالفتی ندارد.

ادای شکرخدا

در قرآن کریم خدای عزّوجلّ فرموده است، «اگر (در برابر نعمتهای خدا) شکر گزار باشید البته زیاد می‌کنم و اگر ناسپاسی نمایید مجازاتم شدید است «۱»
حالا چه نعمتی در دوران زندگی، بزرگتر از ازدواج و دارای همسر شدن و تشکیل خانواده یعنی آوردن مکمّل وجود خود به خانه و استفاده از مواهب وجودی اوست؛
۱- یار و یاور زندگی؛
۲- همدم و محرم اسرار زندگی؛
۳- کفّ نفس و حفظ خود از وسوسه‌های شیطانی؛
۴- به وجود آوردن اولاد و گلهای زندگی؛
۵- گرم نمودن محیط و آشیانه زندگی؛
۶- شریک غم و شادی زندگی؛
۷- انیس و مونس زندگی و ...
أبی سعید خدری گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن أبی طالب علیه السلام وصیت کرد و فرمود: یا علی، إذا دخلت العروس بیتک فاخلع خُفّیها حین تجلس واغسل رجلیها و صبّ الماء من باب دارک إلی أقصی دارک، فانک إذا فعلت ذلک أخرج اللَّه من دارک سبعین ألف لون من الفقر، و أدخل فیها سبعین ألف لون من البرکة و أنزل علیک سبعین ألف رحمة ترفرف علی رأس العروس حتی تنال برکتها کل زاویة فی بیتک، و تأمن العروس من الجنون والجذام و البرص أن یصیبها مادامت فی تلک الدار الحدیث.
۱- ای علی وقتی که عروس به خانه ات داخل شد، هنگامی که نشست کفش‌هایش را در بیاور؛
۲- و پاهایش را بشوی؛
۳- و از درِخانه ات تا دورتر، آب بپاش؛
پس اگر این کارهارا کردی، خداوند از خانه ات هفتاد هزار نوع فقر را بیرون راند و هفتاد هزار گونه برکت را داخل نماید وهفتادهزار رحمت را برایت نازل نماید که بالای سرعروس پر می‌زند تا در هر گوشه خانه ات، برکت آن را دریابی، و عروس از رسیدن امراض جنون و جذام و پیسی در امان باشد مادامی که در آن خانه است. «۱»
درمورد ادای شکر به چند جریان تاریخی توجه فرمائید.
۱- حنظلة بن ابی عامر «غسیل الملائکة» در تواریخ اسلامی مشهور است که پدر این جوان به نام ابی عامر به اندازه ابوجهل رسول خدا را آزرده است و اوست که مسجد ضرار ساخت! اما پسرش حنظله از کسانی بود که اسلام آورد و از عاشقان جان باخته آن حضرت شد بگونهای که در شب جنگ احد شب زفاف این جوان بادختر عبداللَّه بن ابی سلول بود و آیه ۶۲ سوره مبارکه «نور» در باره او نازل شد.
که با عروس خود در رختخواب آرمیده است، نزدیکیهای صبح شنید منادی ندا می‌کند «ای مسلمانها دستور رسول خداست بشتابید به میدان جنگ که دشمن نزدیک شده است»!.
این جوان از حجله عروسی بیرون آمد و لباس رزم پوشید و اسلحه خود را برداشت و خواست حرکت کند، عروسش صدا زد حنظله کمی صبر کن، فوراً رفت چهار نفر از امصار از نزدیکان خود را صدا زد و در برابر آنها از این جوان پرسید «حنظله» دیشب بامن همبستر شدی یانه!!؟ گفت: بلی، و آنها رتا شاهد گرفت! گفتند: عروس خجالت نکشیدی درمقابل اینها این حرف را زدی؟! گفت: چرا، ولی مجبور بودم چون «رأیت فی هذه اللّیلة فی نومی کأنّ السّماء قد انرجت فوقع فیها حنظلة ثمّ انضمّت فعلمت أنّها الشّهادة. دیشب در خواب دیدم آسمان شکافته شد و حنظله به آنجا رفت و دوباره آسمان بهم در آمد «۱»» و می‌دانم این شهادت است (و او راکه می‌بینم با این عشق و علاقه به میدان جنگ می‌رود دیگر از به خانه برگشتنش نا امیدم) و دیده شده است بعضی از جوانها شب اول عروسی نمی‌تواند با عروسش مقاربت کند ولی این جوان بامن نزدیکی کرده بود ممکن است بچه دار شوم و به من نسبت بد دهند، بدینجهت از خود او اعتراف گرفتم تابعداً متهم نشوم!! روزی که شهدای «أحد» را با دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع آوری کردند، همه شهدا غرق در خون بودند جز این جوان! با تعجب گفتند: ای رسول خدا ما باچشم خود دیدیم این جوان به خون خود آغشته بود! فرمود: «رأیت الملائگة تغسل حنظلة بین السماء و الارض بماءالمزن فس صحائف من ذهب» (چون این جوان از حجله عروسی بیرون آمده و جنب در میدان حاضر شد و شهید گشت)، من هم باچشم خود دیدم فرشته‌ها با آب بهشتی او رامیان آسمان و زمین روی صفحه هائی از زر، با آب باران، غسل دادند.
بدین خاطراثر خون ازاو برطرف شده است از آن روز مشهور شد به «حنظله غسیل الملائکة» حنظله شسته شده فرشتگان. «۲»
۲- ازدواج جویبر غلام سیاه و به ظاهر زشت با بانوی زیبا به نام «ذلفاء» که از شنیدنیهای تاریخ است.
این شخص از اصحاب «صُفّه» بود یعنی از کسانی بود که تمام دارائی و زندگی اش روی یک حصیر بود که روی سکوی اطراف مسجدالنّبی قرارداشت نه خانه و کاشانه و نه مال و منالی و نه جمال وتناسب اندامی، قد کوتاه و بد ریخت و بدهیکل و زشت رو و بدنما!.
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وضع رقت بار او را دید فرمود: جویبر میل به ازدواج داری؟! جویبر با تعجب عرض کرد: چرا ای رسول خدا اما با کدام امکانات و باچه قیافه، کهِ به من دختر می‌دهد یا کدام دختر به ازدواج با من تن در داده و راضی می‌شود؟!.
فرمود: پیش زیادبن لبید که از اشراف بنی بیاضه است، برو «۱» و از طرف من به او بگو دخترش «ذلفا» را به تو تزویج نماید!.
جویبر، رفت و پیغام را رسانید ولی زیاد او را تحویل نگرفت و رد کرد و برگشت، دخترش پرسید پدر کهِ بود؟ جریان را گفت: دختر باکمال تعجب گفت: پدر پس چگونه به رسول خدا ایمان آوردهای که صلاح دید او را ردکردی!؟.
گفت: دخترم این کار به خاطر تو بود آخر این غلام سیاه نه خانه وکاشانهای دارد و نه مالی و نه جمالی، زشت صورت، قدکوتاه، وو ... و تو را خیلیها از اشراف مدینه خواستگاری کردند، تو نپسندیدی وانگهی در میان هم اقران و هم سالانت چگونه سر بلند می‌کنی؟!.
گفت: پدر کسی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صلاح می‌داند من هم راضیم به امر او زیرا رضای او رضای خداست!.
زیاد پیش رسول خدا رفت و پس از گفتمانی، اعلام موافقت کرد ولی چند روزی مهلت خواست تا وسیله عروسی او را فراهم نماید.
زیاد: یک خانه مجلل با تمام لوازم و وسایلش آماده ساخت و به جویبر بخشید و «ذلفا» ی زیبارا با آخرین متُد آرایش کردند و جویبر را به حمام فرستاده و تغییر لباس دادند و به حجله عروسی بردند.
جویبر: وقتی که به خانه و حجله عروس وارد شد و عروس را با آن شکوه و وقار در لباس سفید عروسی و در نهایت آرایش و غرق در ناز و نعمت دید، خود را کنار کشیده مشغول عبادت شد، سه روز تمام روزها روزه و شبها تا صبح عبادت کرد، در آخر «زیاد» پدر ذلفاء به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شکایت برد ای رسول خدا! جویبر که به زن احتیاج نداشت چرا به این کار واداشتی؟!.
حضرت او را احضار کرد فرمود: جویبر مگر نگفتی به عیال احتیاج داری؟ عرض کرد بلی یارسول اللَّه فرمود: پس چرا پیش عروست نمی‌روی؟ عرض کرد ای رسول خدا من یک برده سیاهم و در دنیا دارای چیزی نبودم، وقتی که به خانه مجلل اهدائی پدر زنم وارد شدم و آن همه وسایل را با آن عروس زیبا دیدم، به خود گفتم:
هان ای جویبر عجله نکن و نامرد نباش اول شکر آن خدائی که این همه نعمت را به تو ارزانی داشته بجا آور و بعد ... ای رسول خدا چشم اطاعت می‌کنم: جویبر هم بعد از چند روز در جنگ «أحد» به شهادت رسید رضی الله عنه. «۱»

ولیمه دادن

یکی از مستحبات مؤکد در عروسی، ولیمه دادن است که بسیار کار پسندیده و ممدوح و از سنتهای انبیاء و ائمه علیهم السلام است، اگرچه یک پیمانه جو یاگندم باشد؛ و در صورت امکان دو روز ولیمه دهد که روز اول حق عروسی و دوم کرامت و بیش از آن ریا و خود نمائی و مکروه و ناپسند است.
مستحب است این اطعام و ولیمه برای فقرا و مساکین و مؤمنان باشد.
۱- موسی بن بکر، از أبی الحسن (علیه السلام) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا ولیمة الّا فی خمس: «عرس أوخرس أو عذار أو وکار أو رکاز؛ العرس التّزویج، و الخرس النّفاس والعذار الختان؛ والوکار شراء الدّار؛ و الرکاز العود من مکّة» ولیمه نیست مگر در پنج چیز :
۱- عروسی و ازدواج؛
۲- به دنیا آمدن اولاد؛
۳- ختنه کردن بچه؛
۴- خرید خانه؛
۵- و برگشتن از سفر حج. «۲»
۲- سهل بن زیاد، وحسین بن محمد، و علی بن محمد همگی، از وشاء، از أبی الحسن الرضا (علیه السلام) گفت: شنیدم می‌فرمود: ان النجاشی لما خطب لرسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) آمنة بنت أبی سفیان فزوّجه دعا بطعام ثمّ قال: انّ من سنن المرسلین الإطعام عند التزویج. وقتی که نجاشی (پادشاه حبشه) آمنه دختر ابی سفیان را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کرد و ازدواج نمود، طعام خواست و فرمود: همانا از سنتهای پیامبران طعام دادن در هنگام ازدواج است. «۱»
۳- ابن فضال روایت را به أبی جعفر (علیه السلام) می‌رساند فرمود: الولیمة یوم، ویومان مکرمة، وثلاثة أیام ریاء وسمعة. ولیمه یک روز است، دو روز گرامی داشت است و سه روز ریاء و خودنمائی است. «۲»
۴- هشام بن سالم از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: رسول خدا زمانی که با میمونة دختر حارث، ازدواج کرد أولم علیها و أطعم الناس الحیس. برای او ولیمه داد و به مردم خرمابا روغن مخلوط نمود و اطعام کرد. «۳»
۵- سکونی، گفت: أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: رسول خدا فرمود: الولیمة أول یوم حق، والثانی معروف، وما زاد ریاء وسمعة. ولیمه روز اول حق است و روز دوم معروف (و نیکوست) و زیادتر از آن خود نمائی و خود ستائی است. «۴»

ازدواج ساده سروربانوان دو عالم علیها السلام

ازدواج ساده سروربانوان دو عالم علیها السلام اسراف و تشریفات اضافی در هر کاری ناپسند و مورد نکوهش خردمندان قرار گرفته است، اگر این اخلاق و صفت زشت در جامعهای حکم فرما شود، هم آن جامعه و هم خانواده‌های فراوان، گرفتار مشکلات زیاد بوده و رو به تباهی خواهند رفت؛ اما اگر اعتدال و میانه روی جای آن را بگیرد، جامعه در آرامش فکری وآسایش جسمی به سر خواهد برد؛ ازجمله کارها که باید اعتدال را در آن مصداق قرار داد و پیاده کرد، مسئله ازدواج است، زیرا تمامی افراد بشر، روزی به آن نیاز خواهند داشت و گریبانگیر همه خواهد بود، پس باید همگی دست به دست داده این فرهنگ میانه روی و ساده برپا داشتن ازدواج را، به مرحله عمل و اجرا برسانیم، تا جوان‌ها چه دختر یا پسر باخیال راحت به سر زندگی خود رفته و با خیال راحت شروع نمایند؛ برای نمونه به بخش کوچکی از عروسی سرور بانوان هر دو عالم دقت نمایید و اگر طالب مفصل هستید به منابع زیاد مانند کتاب بحارالأنوار ج ۴۳ و غیره مراجعه فرمائید.
۱- انس بن مالک گوید: با رسول خدانشسته بودیم که وحی اورا فرا گرفت وقتی که تمام شد فرمود: ای انس آیا می دانی جبرئیل از نزد صاحب عرش، چه آورد؟! گفتم:
خدا و رسولش می‌داند فرمود: مرا امر نمود فاطمه را به علی تزویج نمایم؛ برو ابابکر و عمر و عثمان و علی و طلحه و زبیر و به تعداد آنها از انصار دعوت نما، دعوت نمودم وقتی که نشستند حضرت شروع به خواندن خطبه عقد نمود و در آخر فرمود: من شما را شاهد می‌گیرم فاطمه را به علی تزویج نمودم به چهارصد مثقال نقره اگر علی راضی باشد؛ سپس رو به علی علیه السلام کرد و تبسم نمود و فرمود: یاعلی انّ اللَّه أمرنی أن أزوّجک فاطمة و قد زوّجتکها ای علی خداوند مرا امر نمود فاطمه را به تو تزویج نمایم من اورا به تو تزویج کردم آیا راضی هستی؟! عرض کرد راضیم. «۱»
به علی علیه السلام فرمود: برو درعت (لباس رزمت) را بفروش، آن را به چهار صد درهم به عثمان بن عفان فروخت و به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آورد، حضرت یک مشت برداشت و به ابوبکر داد و فرمود: به این درهم‌ها آنچه برای خانه فاطمة لازم است بخر و سلمان و بلال را همراه او فرستاد که کمکش کنند.
ابوبکر گوید: آن پول شصت و سه درهم بود، من یک تشک از خیش مصری که پر از پشم بود و یک فرش از پوست و پشتی که پر از لیف خرما بود و یک عبای خیبریه و یک مشک آب و کوزه آب و یک آفتابه خریدیم، وقتی جلوی رسول خدا گذاشتیم فلمّا نظر الیه بکی و جرت دموعه، ثمّ رفع رأسه الی السّماء و قال: أللّهمّ بارک لقوم جلّ آنیتهم خزف. حضرت به آنها نگریست، گریست و اشکش جاری شد و سپس سرش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا برکت بده به قومی که بیشتر ظروفش سفال است. «۲»
۲- پس حضرت، فاطمه را به پشت پرده خواند و دست اورا به دست علی داد و دعا نمود؛ «۱»
۳- امام صادق علیه السلام می‌فرماید: فاطمه را به (خانه) علی آوردند از پوشش فقط یک عبا داشت و و فرششان پوست گوسفند و بالششان پوستی پر از لیف خرما بود. «۲»
موسی بن إبراهیم مروزی، از موسی بن جعفر، از پدرش، از جد بزرگوارش علیهم السلام، از جابر بن عبد اللَّه روایت کرده است گفت: لمّا زوّج رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فاطمة من علی علیهما السلام أتاه أناس فقالوا له: انّک قد زوّجت علیّاً بمهر خسیس! فقال: ما أنا زوّجته، ولکنّ اللَّه زوّجه- إلی أن قال: فلمّا کان لیلة الزفاف أتی النبی صلی الله علیه و آله و سلم ببغلة الشهباء وثَنَّی علیها قطیفة، وقال لفاطمة: ارکبی وأمر سلمان أن یقودها، والنبی صلی الله علیه و آله و سلم یسوقها فبینما هو فی بعض الطریق إذ سمع النبی صلی الله علیه و آله و سلم وجبة فإذا بجبرئیل فی سبعین ألفا ومیکائیل فی سبعین ألفا، فقال النبی صلی الله علیه و آله و سلم ما أهبطکم إلی الأرض؟ فقالوا: جئنا نزفّ فاطمة إلی زوجها، وکبّر جبرئیل وکبّر میکائیل وکبّرت الملائکة وکبّر محمد صلی الله علیه و آله و سلم، فوضع التکبیر علی العرائس من تلک الّیلة. زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه علیها السلام را به علی علیه السلام تزویج نمود، مردمانی آمده و به او گفتند: تو (فاطمه را) به علی باناچیزترین مهریه، تزویج نمودی!، فرمود: من او را تزویج نکردم بلکه خداوند اورا تزویج نمود- تا فرمود:- وقتی که شب زفاف رسید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم استر «شهبا» را آورد و قطیفه روی او انداخت و به فاطمه فرمود: سوار شو و به سلمان فرمود: استر را بکشد و خود رسول خدا می‌راند در این مسیر ناگهان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صدای گروهی را شنید و دید جبرئیل با هفتادهزار فرشته، و میکائیل با هفتاد هزار ملک حضور یافتهاند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: چه چیز سبب فرود آمدن شما بر زمین است؟! گفتند: آمدیم فاطمه را به زفاف شوهرش بدرقه کنیم؛ جبرئیل و میکائیل و فرشتگان و محمد صلی الله علیه و آله و سلم تکبیر گفتند: از همان شب در عروسیها تکبیر گفتن مرسوم گردید. «۳»
۵- تزویج فاطمه علیها السلام در ماه رمضان و عروسی در ماه ذی الحجّة در سال دوم هجرت بود. «۱»
ناگفته نماند ممکن است بعضی‌ها خیال کنند که آن زمان این گونه و این لوازم زندگی مرسوم بود، ولی این فکر اشتباه است در آن زمان هم نسبت به خود تشریفات زیاد و سنگین وجود داشت اما این رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود که با آن وضع ساده دخترش را به خانه بخت فرستاد، تا زندگی ساده، برای امّتش الگو شود، مگر او پیشوا ورهبر دنیا و آخرت نیست؟!!
با اینکه آن قدرت آسمانی و خدائی که داشت، می‌توانست با آخرین متد و آخرین مدل و با جهازیه سنگین، دخترش را به خانه علی بفرستد ولی نکرد تا من و تو یعنی ما از او زوایای انسانیت و ساده زیستن را یاد بگیریم انشاءاللَّه.

کراهت ازدواج در ساعات گرم

در احادیث مسائل و مطالبی در شریعت مقدس اسلام آمده است که علت و حکمت آن به ما روشن نشده و بیان نگردیده است، ولی با مرور زمان علت بعضی از آنها کشف می‌شود؛ پس در صورت صحت اسناد حدیث، باید آن مطالب را به طور تعبد و دربست پذیرفته و قبول نماییم، از جمله آنها مطالب فصلهای ذیل است.
ضریس بن عبد الملک گوید: به أبا جعفر (علیه السلام) گفتند: مردی در نصف روز ساعت گرمی (هوا) ازدواج کرده است فرمود: ما أراهما یتفقان فافترقا. نمی‌بینم آن دو ادامه (زندگی) دهند، (در زمان کمی) از هم جدا شدند. «۲»
زرارة، از أبی جعفر (علیه السلام) او خواست با زنی ازدواج نماید ولی پدرش خوش نداشت، گفت: رفتم و با آن زن ازدواج نمودم، وقتی او را زیارت کردم (و دیدم) چیزی که از او خوشم بیاید، ندیدم، بلند شدم برگردم، برمن پیش دستی کرد که در را به روی من ببندد! گفتم: نبند، هرچه خواستی برای تو (می‌دهم)؛ پیش پدرم برگشتم و جریان را شرح دادم، فرمود: برتو چیزی نیست مگر نصف مهر و فرمود: أنت تزوّجتها فی ساعة حارّة. تو با او در ساعت گرم ازدواج کردی. «۱»

کراهت زفاف درشب چهارشنبه

عبید بن زرارة و أبی العباس هر دو گفتند: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لیس للرجل أن یدخل بامرأة لیلة الأربعاء. برای مرد (صلاح) نیست با زنی، شب چهار شنبه همبستر شود. «۲»

استحباب خواندن خطبه

۱- عبید بن زرارة گفت: از أبا عبد اللَّه (علیه السلام) از حکم تزویج بدون خواندن خطبة سؤال نمودم؟ فرمود: أو لیس عامة ما تتزوج فتیاتنا ونحن نتعرق الطعام علی الخوان نقول: یا فلان زوّج فلانا فلانة، فیقول: قد فعلت. آیا نبود ما جوانانمان را تزویج می‌کردیم در حالی که گوشت استخوان (ولیمه) را در سفره می‌خوردیم و می‌گفتیم ای فلانی، فلانه را به فلانی تزویج کن او هم می‌گفت: کردم (و با این وضع ازدواج بدون خطبه انجام می‌گرفت). «۳»
۲- عبد اللَّه بن میمون قداح، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: إنّ علیّ بن الحسین علیه السلام کان یتزوج و هو یتعرق عرقا یأکل ما یزید علی أن یقول: ثمّ قال علی بن الحسین علیه السلام: إذا حمد اللَّه فقد خطب. علی بن حسین علیهما السلام ازدواج می‌کرد در حالی که گوشت استخوان (ولیمه) را می‌خورد وبیش از این نمی‌فرمود: الحمد للّه، وصلی الله علی محمد وآله ونستغفر اللّه، وقد زوجناک علی شرط اللّه، سپس فرمود: علی بن حسین علیهما السلام وقتی حمد خدا را می‌کرد (در واقع) خطبه می‌خواند. «۱»

استحباب اعلان عقد

استحباب اعلان عقد! در زمانهای قدیم و قبل از ایجاد دفاتر رسمی، استشهاد و اعلان برای ازدواج، به خاطر این بود که نسبها قاطی و اولاد مخلوط یا انکار شده نباشد، اما در این ازمنه این کارها ضرورت ندارد زیرا ازدواج رسمی در دفاتر ازدواج مسئله را حل نموده است و کتباً شاهد و از طرفین امضاء می‌گیرند. روایات ذیل را در این مورد تیمناً می‌آوریم.
۱- زرارة بن أعین گفت: از أبو عبد اللَّه (علیه السلام) سؤال نمودند از حکم مردی که بدون شهود ازدواج کند فرمود: لا بأس بتزویج البتة فیما بینه وبین اللَّه، انما جعل الشهود فی تزویج البتة من أجل الولد، لو لا ذلک لم یکن به بأس. عیب ندارد ازدواج ابتدائی بین اللَّه بین او، و شهود در تزویج به خاطر اولاد است اگر این نبود (ازدواج بدون شاهد) عیبی نداشت. «۲»
۲- حفص بن بختری، از أبی عبد اللَّه علیه السلام در حکم مردی که بدون شاهد ازدواج نماید فرمود: لا بأس. عیبی ندارد. «۳»
۳- محمد بن الفضیل گفت: أبو الحسن موسی علیه السلام به ابی یوسف قاضی فرمود: ان اللَّه أمر فی کتابه بالطلاق وأکّد فیه بشاهدین ولم یرض بهما إلا عدلین وأمر فی کتابه بالتزویج فأهمله بلا شهود، فأثبتم شاهدین فیما أهمل، وأبطلتم الشاهدین فیما أکد. خداوند در کتابش (قرآن کریم) به طلاق امر فرموده و آن را با دوشاهد تأکید (و محکم کاری) کرده است و به تزویج امر نموده و آن را بدون شاهد آسان گرفته است (ولی) شما دوشاهد برای چیزی که خدا بی اعتنائی کرده، ثابت کردید و باطل نمودید اهمیت دوشاهد را که خداوند تأکید نموده است. «۴»

حکم ازدواج با دختر کم سن و سال

ازدواج با دختران کم سن و سال اگر کمتر از ۹ یا ۱۰ سال باشد و اورا معیوب (و افضاء) نماید باید علاوه بر دیه آن، مادام العمر خرج اورا بدهد! زیرا او را از شوهر نمودن، محروم ساخته است، و اگر بعد از بلوغ مسئله افضاء یعنی به هم پیوستن عقب و جلو، پیش آید، حکم فرق می‌کند، به روایات زیر توجه نمائید.
۱- حلبی، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: إنّ من دخل بامرأة قبل أن تبلغ تسع سنین فأصابها عیب فهو ضامن. هرکس به زنی پیش از نُه سالش داخل شود و عیبی به او برسد، ضامن است. «۱»
۲- حمران، از أبی عبد اللَّه علیه السلام سؤال کردند از حکم مردی که با دختر باکره به بلوغ نرسیده، نزدیکی نموده و او را افضاء نموده است فرمود: إن کان دخل بها حین دخل بها ولها تسع سنین فلا شئ علیه، وإن کانت لم تبلغ تسع سنین أو کان لها أقل من ذلک بقلیل حین دخل بها فاقتضها فإنّه قد أفسدها و عطّلها علی الأزواج فعلی الإمام أن یغرمه دیتها، وإن أمسکها ولم یطلّقها حتی تموت فلا شئ علیه. اگر هنگام همبستر شدن به نه سال رسیده است، چیزی بر او نیست و اگر پیش از نُه سال یا کمی کمتر باشد و او را افضاء (پاره) نموده است، چون (آن زن) را فاسد و برای شوهر کردن تعطیل نموده است، پس برای حاکم (شرع) است که او را به دیه محکوم نماید و اگر نگهداشت و تا دم مرگ طلاق نداد، چیزی براو نیست. «۲»
۳- هشام بن حکم، به ابی عبد اللَّه علیه السلام یا أبی الحسن علیهما السلام گفته شد: انّانزوّج صبیاننا وهم صغار فقال: إذا زوّجوا و هم صغار لم یکادوا أن یأتلفوا. ما بچه هایمان را در کوچکی تزویج می‌کنیم، فرمود: اگر در کوچکی ازدواج نمایند، معلوم نیست باهم انس بگیرند (وکنار بیایند). «۳»
۴- أبی بصیر گفت: شنیدم أبا جعفر علیه السلام می‌فرمود: لا تدخل المرأة علی زوجها حتی یأتی لها تسع سنین أم عشر. زن به شوهرش داخل نشود تا سنّش به نُه یا ده سال برسد. «۱»
۵- حلبی، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: إذا تزوّج الرجل بالجاریة وهی صغیرة فلا یدخل بها حتی یکون لها تسع سنین زمانی که مرد با دختر کوچکی ازدواج نمود، با او نزدیکی نکند تا نُه سال داشته باشد. «۲»
۳- زرارة، از أبی جعفر علیه السلام فرمود: لا یدخل بالجاریة حتی یأتی لها تسع سنین أو عشر. به دختر (یا کنیز) نزدیکی نشود تا نُه یا ده سالش تمام شود. «۳»

عروس این چیزها را نخورد

از نظر پزشکی مصرف بعضی از خوردنیها برای عروس مجاز نمی‌باشد و در آینده به مضرات آن گرفتار خواهد شد!، به حدیث زیر توجه فرمائید.
۱- أبی سعید خدری در وصیت نبی صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود: وامنع العروس فی اسبوعک (أسبوعها) من الألبان «۴» و الخلّ و الکزبرة و التّفاح الحامض من هذه الأربعة الأشیاء، فقال علیّ علیه السلام: یا رسول اللَّه و لأیّشئ أمنعها من هذه الأشیاء الأربعة؟ قال: لأنّ الرّحم یعقم و یبرد من هذه الأشیاء الأربعة عن الولد و لحصیر فی ناحیة البیت خیر من امرأة لا تلد، فقال علی علیه السلام: یا رسول اللَّه، ما بال الخلّ تمنع منه؟ قال: إذا حاضت علی الخلّ لم تطهر أبداً بتمام، و الکزبرة تُثیر الحیض فی بطنها و تشدّد علیها الولادة، و التّفاح الحامض یقطع حیضها فیصیر داءاً علیها. و عروس را در هفته اول از خوردن کندر و سرکه و گشنیز و سیب ترش از این چهارچیزمنع کنید، علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا به چه علت از این چهار چیز منع نمایم؟ فرمود: برای اینکه این چیزها رحم را عقیم و سرد کرده (و نازا) می‌کند و البته حصیری در گوشه خانه، بهتر از زن نا زا است، علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا چرا از سرکه منع می‌کنی؟ فرمود: زمانی که زن روی سرکه حایض شد، به تمام معنی پاک نمی‌شود، و گشنیز حیض را در باطن زن به فوران می‌آورد و ولادت (و زایمان را) برای زن تشدید می‌کند، وسیب ترش حیض او را قطع می‌کند و بر او مرض می‌شود. «۱»

تفاوت غرایز جنسی زن و مرد

خداوند با حکمت متعالیه خود: در وجود بانوان و ساختمان جسمی و روانی آنها، مختصات و امتیازات متعددی: نسبت به آقایان قرار داده است: تا کانون زندگی همیشه گرم و برقرار و پابرجا بماند و از هم نپاشد: مانند عواطف سرشار و صبر فوق العادة و گذشت بی شمار و حیای زیاد وو ...
همچنین است در مورد غریزه جنسی و هوس جسمی و نیاز طبیعی در وجود بانوان چندین برابر آقایان نهفته است که اگر صبر و حیای آنها آن را مهار نمی‌کرد کار به جاهای باریک کشیده می‌شد (به چند روایت توجه نمایید).
۱- اصبغ بن نباتة گفت: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: خلق اللَّه عزوجل الشهوة عشرة أجزاء فجعل تسعة اجزاء فی النساء، وجزءاً واحداً فی الرجال، ولو لا ما جعل اللَّه عزوجل فیهن من الحیاء علی قدر أجزاء الشهوة لکان لکل رجل تسع نسوة متعلقات به. خدای عزّ و جلّ:
شهوت را ده جزء آفریده است پس نُه جزء آن را در زنها قرار داده و یک جزء در مردان، و اگر نبود آن حیائی که خدای عزّ وجلّ به تعداد شهوت: در زنها قرار داده است، البتّه بر هر مرد نُه زن در می‌آویخت. «۲»
۲- ضریس گفت شنیدم از أبی عبد اللَّه علیه السلام: می‌فرمود: ان النساء أُعطین بضع اثنی عشر، وصبر اثنی عشر. همانا به زنها دوازده (قسمت) هوس جماع داده شده و (درمقابل) دوازده قسمت هم صبر داده شدهاند!. «۳»
۳- إسحاق بن عمار گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ اللَّه عزّوجلّ: جعل للمرأة صبر عشرة رجال فإذا هاجت کانت لها قوة شهوة عشرة رجال. خدای عزّ وجلّ برای زن صبر ده مرد را داده است وقتی که به هیجان آمد قدرت ده مرد نیز در او پیدا شود. «۱»
۴- سماعة بن مهران: از أبی بصیر: گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌گفت: فُضّلت المرأة علی الرجل بتسعة وتسعین من اللّذّة ولکنّ اللَّه ألقی علیها الحیاء. زن با نود ونُه برابر لذّت بر مرد، برتری داده شده است ولکن خداوند برای زن حیا را انداخت (و در آن پیچید). «۲»
۵- مسعدة بن صدقة از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ اللَّه جعل للمرأة أن تصبر صبر عشرة رجال، فإذا حصلت زادها قوة عشرة رجال. خداوند قرار داده است زن به اندازه ده مرد شکیبا باشد، وقتی که (شهوت جنسی به هیجان آمد و) حاصل شد، قدرت ده مرد را نیز، اضافه می‌کند. «۳»

کثرت هم بستری

فرو نشاندن آتش غریزه جنسی مخصوصاً در دوران جوانی از خواسته‌های طبیعی هر ذی حیات بویژه انسان است، زیرا این اسب چموش و غول سرکش تا آرام نگیرد، سر به بیابانها نهد و آدمی را به پرتگاه‌های خطرناک می‌افکند، بدینجهت برای این که انسان از این نیاز جنسی سیر شده و آرام گیرد، درپارهای از روایات برای مقاربت زیاد با همسر خود، تشویق و بااین عمل، نفس بی مهار و سر به هوا را، مهار نماید.
۱- معمر بن خلاد گفت: شنیدم علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌گفت ثلاث من سنن المرسلین: العطر، وأخذ (إحفاء) الشعر، وکثرة الطروقة. سه چیز از سنّتهای پیامبران علیهم السلام است عطر زدن و تراشیدن مو و مقاربت زیاد. «۴»
۲- بهلول: از مردی از أبی جعفر علیه السلام فرمود: خیر النساء التی إذا دخلت مع زوجها فخلعت الدّرع خلعت معه الحیاء، وإذا لبست الدّرع لبست معه الحیاء. بهترین زنان زنی است وقتی با شوهرش داخل (رختخواب) شد (اسلحه و) لباسش را در آورد پرده حیا را از خود خلع نماید (و دور سازد) و وقتی که لباس پوشید همراه آن لباس حیا را هم بپوشد. «۱»
۳- أبی بصیر: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: خیر نسائکم التی إذا خلت مع زوجها خلعت له درع الحیاء، «۲» وإذا لبست لبست معه درع الحیاء. بهترین زنان شما زنی است وقتی با شوهرش خلوت نمود (اسلحه و) پرده حیا را از خود برکند (و دور سازد) و وقتی که لباس پوشید همراه آن لباس حیا را هم بپوشد. «۳»

قلّت هم بستری

قلّت هم بستری! افراط در هرکاری حتی در عبادت، انسان را به بیراهه می‌برد و در نهایت به مرز نابودی می‌کشاند، در قرآن مجید هم وقتی که صفات بندگان خالص خدا را می‌شمارد و بیان می‌کند، در باره انفاق و احسان می‌فرماید: «و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سختگیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند». «۴»
در راهنمائی پیامبر گرامی، می‌فرماید: «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشا، که مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرو مانی». «۵»
پس در هیچ کاری نباید از میانه روی و اعتدال بیرون رفت، از این رو از نظر پزشکی هم افراط در مقاربت و کثرت مجامعت، برای بدن آدمی، ضرر کلّی دارد پس در هرچیز حفظ اعتدال شرط سلامت است و در ساختمان وجودی انسانها نیز تفاوت کلی دارد، برای بعضی‌ها اثر نمی‌گذارد ولی بعضی را از پا در می‌آورد.
۱- باسناد سه گانه، از امام رضا، از پدران بزرگوارشان علیهم السلام علی علیه السلام فرمود: من أراد البقاء ولا بقاء فلیباکر الغداء ویجیّد الحذاء ویخفّف الرداء ولیقلّ غشیان النساء. هر کس اراده بقاء (وسلامت زیستن) دارد که بقاء (وابدیتی وجود ندارد)، اول صبح، صبحانه بخورد و کفش خوب (وزیبا) بپوشد و لباسش را سبک نماید و نزدیکی با زنان را کم کند. «۱» ممکن است چنین به نظر آید که این سخن با سخن فصل قبلی تضاد دارد و همخوان نیست، در آنجا به کثرت همبستری و در اینجا به قلّت آن تشویق و ترغیب می‌کند.
راه حلّ: در هر دو فصل انسان را برای زیست سالم و عاقلانه، رهنمون می‌شود، در آنجا برای این که انسان پشت سر نامحرمان و حرام نگردد و به انحراف کشیده نشود و وجودش کشش آن را دارد، به مقاربت زیاد توصیه شده است، ولی در اینجا برای جلوگیری از افتادن به ورطه هلاکت و نارسائی بدن و ضعف بنیه، راهنمائی نموده است در هر حال افراط و تفریط را از خود دور نماید و اعتدال و میانه روی را سرمشق خود قرار دهد.

مقاربت درحال میل بانوان

در بعضی اوقات ممکن است بانوان بنا به عللی، نیاز به مسئله جنسی داشته باشند ولی آقایان هم بنا به بعضی مسائل، بی اعتنا به این نیاز از کنارآن رد شوند؛ البته در کل این اخلاق خوبی نیست، باید مرد به همسر و شریک زندگی اش بیشتر توجه داشته باشد و احتیاجات او را بر طرف نماید بخصوص در مراحل مختلف جنسی که بیشتر اختلاف‌ها از این مسیر پیش می‌آید به روایت ذیل دقت نمائید.
۱- عبد اللَّه بن القداح، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (روز جمعه) به مردی فرمود: أصبحت صائما؟ فقال: لا، (قال: فعدت مریضاً؟ قال: لا، قال: فاتبعت جنازة؟)
قال: فأطعمت مسکیناً؟ قال: لا، قال: فارجع إلی أهلک فانّه منک علیهم صدقة (فارجع إلی أهلک فأصبهم) «۱» (قال له قم فأصب من أهلک فانّه منک صدقة علیها).
آیا روزهای؟ گفت: نه،
مریضی را عیادت کردهای؟ نه،
به تشییع جنازه رفتهای؟ نه،
مسکینی را اطعام نمودهای؟، گفت: نه
فرمود: پس برگرد پیش اهل و عیالت، این برگشت از تو برای آنها صدقه است (برگرد به سوی اهل و عیالت و به آنها اصابت نما (و برس و در آویز).
(در روایت دیگر) فرمود: برگرد به سوی عیالت و با او نزدیکی کن این کار از تو صدقه است برای او. «۲»
۲- إسحاق بن إبراهیم جعفی گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: انّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم دخل بیت ام سلمة فشمّ ریحاً طیّبة، فقال: أتتکم الحولاء فقالت: هوذا هی تشکو زوجها فخرجت علیه الحولاء فقالت: بأبی أنت وامّی انّ زوجی عنّی معرض، فقال: زیدیه یا حولاء، فقالت: لا أترک شیئا طیّبا ممّا أتطیّب له به وهو معرض، فقال: أما لو یدری ماله باقباله علیک، قالت: و ماله باقباله علیّ؟! فقال: أما انّه إذا أقبل اکتنفه ملکان وکان کالشاهر سیفه فی سبیل اللَّه، فإذا هو جامع تحاتّ عنه الذنوب کما یتحاتّ ورق الشجر، فإذا هو اغتسل انسلخ من الذنوب.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خانهام سلمه داخل شد و بوی خوش استشمام نمود فرمود:
حولاء «۳» پیش شما آمده بود؟ عرض کرد او اینجاست برای شکایت از شوهرش آمده است!؛ پس حولاء بیرون آمد و گفت: پدر و مادرم فدای تو باد، شوهرم از من رو گردان شده است! فرمود: (به خودت بیشتر برس و خوشبوئیت را) بیشتر کن ای حولاء، گفت:
چیزی از خوشبوئی برایش کم نگذاشتهام و باز رو گردان است!، فرمود: آگاه باش، کاش او می‌دانست در توجه به تو چهِ برایش هست (و چه چیزهائی به او داده می‌شود)؛
گفت: با رو کردن او به من برایش چهِ می‌دهند؟! فرمود: آگاه باش وقتی که به سویت می‌آید، دو فرشته او را در میان گرفته (وبغل می‌کنند) و مانند کسی است که در راه خدا، شمشیر کشد (وجهاد نماید)، زمانی که نزدیکی کرد، گناهان او می‌ریزد آنگونه که برگ درختان می‌ریزد، هرگاه غسل کرداز گناهان بیرون می‌آید. «۱»

بخش ۲ رفتار در خانواده

راهنمائیهای رفتار در خانواده

اشاره

در این بخش علاوه بر مطالب گذشته تعدادی، از روایات راهنمائی‌هایی را می‌آوریم که به کار گرفتن آنها، ضرورت و لوازم زندگی سالم است.

عشق و علاقه ات را اظهار کن

داستان شیرین دوران بردگی لقمان را فراموش نکردهاید که روزی یک میهمان عزیز برای مولایش آمد و او به لقمان دستور داد حیوانی را ذبح نماید و بهترین عضو بدن آن حیوان را کباب کرده و برای میهمان عزیزش بیاورد، او دستور را اجرا کرد و زبان آن حیوان را کباب کرد و جلوی میهمان گذاشت، دوباره آقایش گفت: حیوان دیگری را بکشد و بدترین اعضای آن را کباب کرده و بیاورد، باز زبان را آورد؛ مولایش بر آشفت با اینکه می‌دانست لقمان کار بیهوده انجام نمی‌دهد علت این کار را از او پرسید او گفت: آقا «زبان» هم بهترین اعضاو هم بدترین عضو بدن است!، زیرا زبان است انسان را به چاه سرازیر می‌کند و از چاه بیرون می‌کشد، زبان است که به کشتن دهد و از کشتن نجات دهد، زبان آدمی را به زندان افکند و رهاسازد، زبان زندگی را شیرین و یاتلخ و زهرمار می‌کند وو ...
کسانی هستند با زبان بازی ولو غیر واقعی، کارهای خود را روبراه کرده و فیصله می‌دهند و طرف مقابل را شیفته خود می‌سازند، و کسانی هم پیدا می‌شوند با این که از تهِ دل کسی را دوست می‌دارد مخصوصاً به اهل و عیال خود، علاقه زیاد دارند و به آنها عشق می‌ورزند: اما از بازگو کردن آن، کوتاهی می‌کنند مخصوصاً در باره بانوانشان، او را درحد پرستش دوست دارند، اما نمی‌خواهند به زبان آورده و علاقه درونی خود را برایش آشکار سازند و به همسرش آرامش روحی و جسمی ارزانی دارند با اینکه عقل و شرع به او دستور می‌دهد آنچه که از عشق و علاقه در دلت انباشته است بیرون بریز و ابراز علاقه کن چون با گفتار عاشقانه، خیلی از مشکلات حل می‌شود وخستگی را از تن طرف مقابل می‌زداید: یک جمله (دوستت دارم) و (زندگی بی تو برایم مفهومی ندارد) (تو عشق منی تو تمام آرزوی منی) و مانند این گفتارها، خیلی از کارهای بغرنج و حل نشدنی راحل می‌کند و رشته زندگی را ازهم گسیختن و متلاشی شدن، نجات می‌دهد.
عمرو بن جمیع: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: قول الرجل للمرأة إنّی أحبّک لا یذهب من قلبها أبداً. گفتن مرد بر زن، دوستت دارم، ابداً از دل او نمی‌رود (و برای همیشه باقی می‌ماند). «۱»

تأکید به دوست داشتن همسر

زندگی شیرین و ایده آل، بر محور محبت و علاقه و حسن خلق و دوستی، دور می‌زند اگر خانه و خانوادهای از این خصلت‌های انسانی و رحمانی محروم و خالی شود، دیگر آن خانه سوت کور و آن زندگی معنا و مفهومی نخواهد داشت:
مخصوصاً با یک همسفر مادام العمر و رفیق دائمی خوشیها و نا خوشی‌ها و همسر و همسرّ و همراز خستگیناپذیری که فقط در انتظار کمترین دوست داشتن و صمیمیت نشسته و به تمامی فراز و نشیبها و کورانها و طوفانهای زندگی، تن در داده و صبورانه، دست و پنجه نرم می‌کند و تحمل می‌نماید؛ بدین جهت، در ادیان آسمانی بالأخص در دین مبین اسلام روی این مسئله، تأکید زیاد شده و دستورهای اکید بر همسر دوستی واخلاق خوب خانوادگی و تأمین زندگی مرفه وو ... داده شده است.
چنانکه در قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وعاشروهنّ بالمعروف» با آنها به خوبی معاشرت (ورفتار) نمایید. «۲»
۱- ابن أبی عمیر: از إسحاق بن عمار: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: من أخلاق الأنبیاء حبّ النساء. از اخلاق انبیاء دوست داشتن زنان است. «۳»
۲- أبی العباس گفت: شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود: العبد کلّما ازداد للنساء حبّاً ازداد فی الإیمان فضلًا. بنده (خدا) زنان (و همسران) را هرچه زیاد دوست دارد، فضیلت ایمانش زیاد شود (و از مواهب زندگی، بیشتر بهرهمند می‌شود). «۱»
۳- ابی عبداللَّه علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جُعِلَ قرّة عینی فی الصّلاة، و لذّتی فی النّساء. روشنی چشم من در نماز و لذّتم در (وجود) زنان قرار داده شده است. «۲»
۴- یونس بن یعقوب: از کسی که از أبا عبد اللَّه علیه السلام شنیده می‌فرمود: أکثر الخیر فی النساء. بیشترین خیر در (وجود) بانوان است. «۳»
۵- محمد بن إدریس در آخر (السرائر): بنقل از کتاب روایة ابن قولویه از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: کلّ من اشتدّ لنا حبّاً اشتدّ للنساء حبّاً وللحوّاء. همه آنان که ما را به شدت دوست دارند زنان و حوّا را نیز زیاد دوست می‌دارند. «۴»
۶- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: استوصوا (اتّقوا فی) بالنّساء خیراً فانّهنّ عندکم عوار لایملکن لأنفسهنّ شیئاً و انّما اتّخذتموهنّ بأمانة اللَّه و استحللتم فروجهنّ بکلمة اللَّه «و لهنّ علیکم کسوتهنّ بالمعروف». در باره زنان (بترسید) سفارش نیکو بکنید (و با آنها خوش رفتار باشید) زیرا آنان نزد شما عاریه (و دست خالی) هستند، برای خود چیزی را مالک نیستند، و آنها را به امانت خدا گرفتهاید و اندام جنسی آنها را با کلمه (و دستور) خدا بر خود حلال نمودهاید و برشماست پوشاک آنها بطور مناسب (پس آنها را قدر بدانید و ارزش قایل شوید). «۵»
۷- امیرمؤمنان فرمود: .... فداروهنّ علی کلّ حال، وأحسنوا لهنّ المقال، لعلهنّ یحسنّ الفعال. در هر حال باآنها (زنان) مدارا کنید و گفتار را زیبا نمایید شاید آنها هم رفتار خوبی داشته باشند. «۶»
۸- هارون، از ابن صدقة، از امام صادق، از پدرش علیهما السلام فرمود: من اتّخذ امرأة فلیکرمها فإنما امرأة أحدکم لعبة. هرکس زن گرفت، گرامی بدارد همانا زن هریک از شما وسیله بازی (و سرگرمی) اوست. «۱»
۹- ابن علوان، از امام صادق، از پدر بزرگوارش علیهما السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اتّقوااللَّه اتّقوااللَّه فی الضّعیفین: الیتیم والمرأة، فانّ خیارکم خیارکم لأهله. از خدا بترسید از خدا بترسید، در باره دو ناتوان، یتیم و زن، همانا بهترین شما نیکویان شماست به اهل (و عیالش). «۲»

شوهر دوستی

شیرینی زندگی در دنیا به محبت و علاقه متقابل بستگی دارد مخصوصاً برای زوجین که از من وتو «ما» شدهاند یعنی زن و شوهر همدیگر را درک کنند و به یکدیگر علاقهمند شوند بگونهای که سالهای متمادی عمر را با خوشی و خرمی، سپری کرده و در نهایت با عشق و علاقه از هم جدا شده و برای رفتن به جهان ابدیت، از همدیگر خدا حافظی نمایند.
۱- امام صادق علیه السلام فرمود: انصرف رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من سریة کان اصیب فیها ناس کثیر من المسلمین فاستقبله النساء یسئلن عن قتلاهن فدنت منه امرأة. فقالت: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ما فعل فلان؟ قال: وما هو منک؟ فقالت: أخی فقال: احمدی اللَّه واسترجعی فقد استشهد ففعلت ذلک، ثم قالت: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ما فعل فلان؟ فقال: وما هو منک؟ قالت:
زوجی فقال: احمدی اللَّه واسترجعی فقد استشهد فقالت: (واویلی) واذلّاه، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ما کنت أظن أن المرأة تجد بزوجها هذا کلّه حتی رأیت هذه المرأة. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از (جنگ و) پیکاری برگشت که مردان زیادی از مسلمانهادر آن، کشته یا زخمی شده بودند، خانمها به استقبال آمدند و از کشته شدگانشان می‌پرسیدند (در این حال) بانوئی به حضرت نزدیک شد و گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فلانی چهِ کرد؟
فرمود: او چه نسبتی با تو داشت؟ عرض کرد: برادرم بود، فرمودخدا را سپاس گزار و استرجاع کن، او شهید شد، آن بانو حمد نمود و انّا اللَّه گفت، سپس پرسید ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فلانی چهِ کرد فرمود: چه کس تو بود؟ گفت: شوهرم بود، فرمود: حمد خدا کن وانّا اللَّه بگو او هم شهید گشت آن زن گفت: وای برمن، وای برذلیلی من، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من گمان نمی‌کردم زنی برای از دست دادن شوهرش این همه (ناراحتی و تأثر) داشته باشد تا این خانم را دیدم. «۱»
۲- معمر بن خلاد گوید: شنیدم اباالحسن علیه السلام می‌فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دختر جحش فرمود: قُتِلَ خالک حمزة، فاسترجعت، و قالت أحتسبه عند اللَّه، ثمّ قال لها قتل أخوک، فاسترجعت و قالت أحتسبه عند اللَّه، ثمّ قال لها قتل زوجک، فوضعت یدها علی رأسها و صرخت، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم مایعدل الزّوج عندالمرأة شیئی. دائیت حمزه کشته شد، استرجاع نمود و گفت: پیش خدا حساب می‌کنم (یعنی اجرم را دربارهٔ او از خدا می‌گیرم)، فرمود: برادرت (نیز) کشته شد! استرجاع کرد و گفت: پیش خدا حساب می‌کنم، فرمود: شوهرت (هم) به قتل رسید، (مرگ شوهر را که شنید دستش را به سر گذاشت وناله بلند سرداد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پیش زن هیچ چیز با شوهر برابری نمی‌کند!

شوهر آزاری

۱- امام صادق علیه السلام فرمود: ملعونة ملعونة امرئة تؤذی زوجها وتغمّه، و سعیدة سعیدة امرئة تکرم زوجها ولا تؤذیه و تطیعه فی جمیع أحواله. از رحمت خدا دور و ملعونة است زنی که شوهرخود را اذیت کرده و غمگین نماید، و خوشبخت و سعادتمند است زنی که شوهرش را گرامی دارد و او را اذیت نکند و در هرحال فرمانبردار او باشد. «۲»
۲- أیّما امرأة آذت زوجها بلسانها لم یقبلاللَّه منها صرفاً ولا عدلًا و لا حسنةً من عملها حتی ترضیه، وإن صامت نهارها وقامت لیلها وأعتقت الرقاب وحملت علی جیاد الخیل فی سبیل اللَّه وکانت فی أول من ترد النار، وکذلک الرجل إذا کان لها ظالما، ثم قال: ألا وأیما امرأة لم ترفق بزوجها وحملته علی ما لا یقدر علیه وما لا یطیق لم یقبل اللَّه منها حسنة وتلقی اللَّه وهو علیها غضبان. امام- علیه السلام فرمود:
هر زنی شوهر خود را با زبانش اذیت نماید، خداوند از او نمی‌پذیرد صرف و عدل (کوچک و بزرگ عملی) و حسنهای را، تا اورا از خود راضی نماید اگرچه روزها روزه و شبها عبادت نماید و برده‌ها آزاد کند و با بهترین اسبها، در راه خدا (آنچه را خدا راضی است را) حمل نماید و اول کسی باشد که به آتش وارد شود، و همچنین است اگر بر زن ستم نماید.
سپس فرمود: آگاه باش هر زنی با شوهرش مدارا نکند و اورا برچیزی که قدرت و طاقت آن را ندارد، وادار سازد، از او حسنهای قبول نمی‌شود و خدارا ملاقات نماید در حالی که بر او غضبناک است. «۱»
۳- محمد بن علی بن حسین در کتاب (عقاب الاعمال): در عیادت مریض از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من کان له امرأة تؤذیه لم یقبل اللَّه صلاتها ولا حسنة من عملها حتی تعینه وترضیه وان صامت الدهر وقامت وأعتقت الرقاب وانفقت الاموال فی سبیلاللَّه وکانت أول من ترد النار، ثم قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: وعلی الرجل مثل ذلک الوزر والعذاب إذا کان لها مؤذیاً ظالماً ومن صبر علی سوء خلق امرأته واحتسبه أعطاه اللَّه (بکل مرة) یصبر علیها من الثواب مثل ما اعطی ایوب علی بلائه وکان علیها من الوزر فی کل یوم ولیلة مثل رمل عالج فان مات قبل ان تعقبه وقبل ان یرضی عنها حشرت یوم القیامة منکوسة مع المنافقین فی الدرک الأسفل من النّار، ومن کانت له امرأة ولم توافقه ولم تصبر علی ما رزقه اللَّه وشقت علیه وحملته ما لم یقدر علیه لم یقبل اللَّه لها حسنة تتقی بها النار وغضب اللَّه علیها ما دامت کذلک. هرکس زنی دارد که او را اذیت می‌کند، خداوند نماز و کارهای خیر اورا قبول نمی‌کند تا بر او کمک کرده و راضی اش نماید، اگرچه یک روزگار روزه بگیرد و برده‌ها آزاد کند و اموالش را در راه خدا انفاق نماید و اول کسی باشد که به آتش وارد می‌شود!؛ سپس فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وعین این وزر و عذاب، بر مرد هم هست، اگر زن را اذیت و ستم نماید، و هرکس بر اخلاق بد زنش صبر کند و امید اجر داشته باشد، خداوند به هر مرتبه آن که صبر می‌کند، ثواب عطا فرماید به اندازهای که به ایوب علیه السلام داده در مقابل صبر بر بلاهایش؛ وبرای زن در مقابل هر روز (از بد اخلاقی اش) به تعداد ریگ بیابان «عالج»، وزر و وبال می‌باشد، پس اگر پیش از راضی نمودن همسر، بمیرد، روز قیامت، وارونه آویخته می‌شود با منافقین در پائینترین طبقه جهنم از آتش؛ و هرکس همسری دارد با شوهرش موافقت نداشته باشد و به روزی خدا دادی صبر ننماید و بر شوهر سخت بگیرد و وادارش کند بر چیزی که طاقت آن را ندارد، خداوند اعمال خوب او را که از آتش نگهدارد، قبول نمی‌کند و غضب خدا براو خواهد بود مادامی این گونه باشد. «۱»
۴- علی (بن جعفر) عن أخیه علیه السلام قال: سألته عن المرأة العاصیة لزوجها هل لها صلاة وما حالها؟ قال: لا تزال عاصیة حتی یرضی عنها. علی (بن جعفر) از برادرش (موسی بن جعفر) علیهما السلام گفت: از او از حکم زنی پرسیدم که به شوهرش نافرمانی می‌کند آیا نمازش درست است و حالش چگونه خواهد بود؟! فرمود: اومدام نافرمان (و عصیانگر) به حساب می‌آید تا شوهرش از او راضی شود. «۲»

جهاد بانوان

روزی ام سلمه (یکی از زنان پیامبر) عرض کرد ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: همه ثوابهای جهاد و شهادت و کارهای فی سبیل اللَّه مخصوص مردان است و زنها از این همه ثوابها محرومند و دست خالی؟! حضرت در فرمایش مفصلی ثواب دوران حاملگی و بچه داری و شیر دادن و بچه بزرگ کردن و غیره که به جای عبادت و شهادت و ثوابهای تسبیح است را شرح داد و از جمله فرمود: جهاد زن، خوب شوهر داری اوست. «۱»
۱- موسی بن بکر: از أبی إبراهیم علیه السلام فرمود: جهاد المرأة حسن التبعّل. جهاد زن:
خوب شوهرداری اوست. «۲»
۲- امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: کتب اللَّه الجهاد علی الرّجال و النّساء فجهاد الرّجل بذل ماله و نفسه حتّی یقتل فی سبیل اللَّه، و جهاد المرأة أن تصبر علی ماتری من أذی زوجها و غیرته.
خداوند جهاد را بر مرد و زن واجب نموده است!؛ پس جهاد مرد بخشیدن جان و مال خود است تا در راه خدا شهید شود؛ و جهاد زن این است که به آزار و اذیت شوهر و (از نا روائیهای شوهر از جهت) غیرت (و بد بینی که به او متوجه می‌شود) صبر نماید. «۳»

پاداش خدمت به شوهر

ارزش خدمات بانوان به اعضای خانواده بخصوص به همسرش را غیر از خدا، کسی نمی‌تواند تعیین نماید و بها دهد زیرا این خدمات عاشقانه توأم با از خود گذشتگی، مخصوصاین قشر خاص است که مادامالعمر در پای آن نشسته و ایثار می‌نمایند و از هیچ گونه فداکاری دریغ نمی‌ورزند در این زمینه به روایتهای بعدی توجه فرمائید.
۱- ورام بن أبی فراس در کتابش گفت: قال علیه السلام الإمرأة الصالحة خیر من ألف رجل غیر صالح و أیّما امرأة خدمت زوجها سبعة أیّام أغلق اللَّه عنها سبعة أبواب النار و فتح لها ثمانیة أبواب الجنة تدخل من أیّها شاءت. امام علیه السلام فرمود: یک زن صالحه بهتر است از هزار مرد نا صالح، هر زنی یک هفته به مرد خودش خدمت نماید، خداوند هفت دَرِ جهنم را به روی او می‌بندد و هشت دَرِ بهشت را به روی او می‌گشاید که از هرکدام دلبخواهش است وارد شود. «۱»
۲- قال: و قال علیه السلام: ما من امرأة تسقی زوجها شربة من ماء إلّا کان خیراً لها من عبادة سنة صیام نهارها وقیام لیلها ویبنی اللَّه لها بکل شربة تسقی زوجها مدینة فی الجنة و غفر لها ستین خطیئة. و باز فرمود: نیست زنی که شوهر خود را از آب سیراب نماید، مگر این که برایش از ثواب عبادت یک سال بهتر است که روزها روزه گیرد و شبها تا صبح نماز بخواند، و خداوند برایش به هر آشامیدن آب که شوهرش را سیراب نماید، شهری در بهشت بنا کند و از شصت گناه او در گذرد. «۲»
۳- جماعتی از أبی المفضل سندش را رسانده از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند فرمود: سألت ام سلمة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم عن فضل النساء فی خدمة أزواجهن فقال: أیّما امرأة رفعت من بیت زوجها شیئا من موضع إلی موضع ترید به صلاحاً إلا نظر اللَّه إلیها ومن نظر اللَّه إلیه لم یعذّبه. فقالت ام سلمة رضی اللَّه عنها: زدنی فی النساء المساکین من ثواب بأبی أنت وامّی فقال صلی الله علیه و آله و سلم: یا ام سلمة إن المرأة إذا حملت کان لها من الأجر کمن جاهد بنفسه وماله فی سبیل اللَّه عز وجل، فإذا وضعت قیل لها قد غفر لک ذنبک فاستأنفی العمل، فإذا أرضعت فلها بکل رضعة تحریر رقبة من ولد إسماعیل. ام سلمه (زن پیامبر) از رسول خدا سؤال نمود از فضیلت خدمت زنها به شوهرانشان، فرمود: هر زنی از خانه شوهر چیزی را بردارد و جای دیگر بگذارد که اراده اصلاح نمودن (وجابجا کردن دارد) مگر اینکه خداوند براو نظر نماید و به هرکس خداوند نظر کند دیگر او را عذاب ننماید؛ ام سلمة گفت: بیشتر بفرما ای رسول خدا پدر ومادرم فدای تو باد، برای زنهای بیچاره ازثواب، فرمود: ای ام سلمة همانا زنی که حامله شد اجر او مانند کسی است که با مال و جان خود در راه خدای عزّ و جلّ جهاد نماید، وقتی که وضع حمل نمود به او گفته می‌شود، گناهانت بخشوده شد اعمالت را دوباره از سر بگیر، هرگاه بچه را شیر داد به هر شیر دادن ثواب برده آزاد کردن از اولاد اسماعیل را، می‌دهند. «۳»

خوش رفتاری در خانواده

هنگامی که عاقد میان دو زوج جوان و غیر جوان عقد جاری می‌کند، معناو مفهوم آن، این است که ما دونفر تا دم مرگ به همدیگر یار و یاور وفا دار خواهیم بود، و بنیان زندگی خود را با عشق وعلاقه بنا کرده و به همدیگر، گره می‌زنیم و عقد می‌بندیم؛ اساساً معنای واژه «عقد» در عربی، به معنای گره و عاقد گره دهنده و معقود گره شونده است، پس با بستن این پیمان محکم و قولهای مستحکم و سستیناپذیر، وارد معرکه، تلخ و شیرین، و فراز و نشیب زندگی می‌شویم، آیا واقعاً کار درست و منصفانه است که هنوز مرکّب امضاء و اثر انگشت در دفاتر ازدواج، خشک نشده راهی امضاء نمودن دفتر طلاق و جدائی باشیم!!
آخر چرا مردم این قدر پیمان شکن و سست گفتار و بد کردار و زشت رفتار شدهاند، آیا شنیدهاید در روزگاران قدیم که نه دفتر دستکی بود و نه سند رسمی ازدواج و مواد دوازده گانه دفتر ازدواج، برای نمونه، به خیال یک زن و یا مردی: مسئله طلاق و جدائی خطور کند؟!! و یا اصلًا یکی از این اتفاقات بیفتد؟!!
اگر در قبیله و ایل وتباری این مسائل حتی برای یک بار هم شده، پیش می‌آمد و اتفاق می‌افتاد، مانند صدای بمب اتم در همه جا می‌پیچید و دیگر کسی با آن قبیله وصلت نمی‌کرد و دختر نمی‌داد و نمی‌گرفت و برای همیشه، بد نام گشته و منزوی می‌شدند!!
آخر ما چه قدر عمر داریم و چند سال زندگی خواهیم کرد که این همه مشکلات را برای خود فراهم می‌کنیم و پیش می‌آوریم، بیایید این خصلتهای شیطانی و خصومتهای غیر انسانی را کنار گذاشته، با کسی که پیمان زناشوئی و عقد همسری بستهایم، وفادار بمانیم و با مختصرگذشتی، کینه توزی و خود خوری و صفات ناپسند و اعصاب خراب کن را، کنار گذاشته و فاتحه بد رفتاری و بد اخلاقی وو ... را بخوانیم انشاءاللَّه.
ببینیم خردمندان عالم و بزرگان دین در این باره، چه توصیه‌ها و سفارشهائی را کردهاند.
۱- قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: خیرکم خیرکم لأهله (لنسائه) وأنا خیرکم لأهلی (لنسائی). رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین شما کسی است که با خانواده اش: بهتر (و خوش رفتار) باشد و من بهترین شما نسبت به اهل (و عیالم) هستم. «۱»
۲- و قال صلی الله علیه و آله و سلم: عیال الرجل اسراؤه وأحب العباد إلی اللَّه عزوجل أحسنهم صنعاً إلی أسرائه. و فرمود: عیالات مرد اسیران اویند و بنده دوست داشتنی تر در پیش خدای عزّ وجلّ کسانی اند که با اسیران خود: خوش رفتار باشد. «۲»
۳- و قال أبو الحسن علیه السلام: عیال الرجل اسراؤه فمن أنعم اللَّه علیه بنعمة فلیوسّع علی اسرائه، فان لم یفعل أوشک أن تزول تلک النعمة. ابو الحسن علیه السلام فرمود: خانواده مرد اسیران اویند! پس هرکس راخداوند توانائی نعمت داده به اسراء (و عیالات) خود گشایش دهد: و هرکس این را نکند: نابود شدن نعمتش نزدیک است!. «۳»
۴- و قال صلی الله علیه و آله و سلم: ألا خیرکم خیرکم لنسائه وأنا خیرکم لنسائی. باز آن حضرت فرمود: آگاه باشید بهترین شما آن است که با خانواده اش: بهتر (و خوش رفتار) باشد و من بهترین شما نسبت به اهل (و عیالم) هستم. «۴»
۵- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: انّماالمرئة لعبة الرّجل من اتّخذها فلایضیّعها. زن اسباب بازی مرد است، هرکس او را می‌گیرد (و امام باقر فرمود: او ازدواج می‌کند) او را ضایع ننماید. «۵»
۶- امام صادق علیه السلام فرمود: أکثر أهل الجنّة من المستضعفین النّساء علم اللَّه ضعفهنّ فرحمهنّ. بیشترین اهل بهشت از ناتوانان زنان هستند، خداوند ناتوانی آنها را دانست و به آنان رحم نمود. «۶»
۷- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اتّقو اللَّه فی الضّعیفین الیتیم و المرئة.! دربارهٔ دو ضعیف از خدا بترسید، یتیم و زن!. «۱»
۸- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ملعون ملعون من ضیّع من یعول. ملعون است ملعون است کسی که زیردستانش را ضایع نماید. «۲»
۹- محمد بن علی بن حسین در کتاب (عقاب الاعمال): در عیادت مریض از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من کان له امرأة تؤذیه لم یقبل اللَّه صلاتها ولا حسنة من عملها ... ثم قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: وعلی الرجل مثل ذلک الوزر و العذاب إذا کان لها مؤذیا ظالماً ومن صبر علی سوء خلق امرأته و احتسبه أعطاه اللَّه (بکل مرة) (یوم و لیلة) یصبر علیها من الثواب مثل ما اعطی ایّوب علی بلائه ...
هر زنی شوهر خود را اذیت نماید: خداوند نماز و حسنات او را قبول نمی‌کند سپس گفت: رسول خدا فرمود: و مانند این وزر و عذاب‌ها برای مرد هم هست اگر عیالش را از روی ستم: اذیت نماید؛ و هرکس به بد اخلاقی زنش صبر نماید و برای رضای خدا (تحمل کند) خداوند به هر مرتبه و هر شب و روزش، مانند ثواب (حضرت) ایّوب علیه السلام عطا نماید ... «۳»

پاداش تأمین معاش

هر کسی موظف است معاش زیردستان خود را، تأمین نماید، و به هر وسیلهای، رفاه و آسایش زندگی آنان را فراهم آورد و آنان را از محتاج به دیگران و چشم داشتن در زندگی سایرین، به دور سازد، زیرا افراد تحت تکفّل هر کسی، برای بزرگ خانواده واجب النّفقة است و خداوند در ازای انجام این وظیفه، پاداش و اجر اخروی فراوانی را هم به او وعده کرده و قرار داده است که تا بادلگرمی به تکاپو و فعالیتش ادامه دهد.
۱- امام رضا علیه السلام، از پدر بزرگوارش از جدّش علیهم السلام فرمود:: مرّ جعفر علیه السلام بصیّاد فقال: یا صیّاد أیّ شئ أکثر ما یقع فی شبکتک؟ قال: الطیر الزاق قال: فمرّ و هو یقول: هلک صاحب العیال هلک صاحب العیال. امام صادق علیه السلام ازکنار صیّادی گذشت و فرمود: ای صیاد به تورت بیشتر چهِ چیزی می‌افتد؟! گفت: پرنده «زاق» (حضرت) گذشت در حالی که می‌فرمود: هلاک شد عیالبارها هلاک شد، صاحبان عیال. «۱»
۲- عالم علیه السلام: ضمنت لمن اقتصد أن لا یفتقر، و اعلم أن نفقتک علی نفسک و عیالک صدقة، و الکادّ علی عیاله من حلّ، کالمجاهد فی سبیل اللَّه. ضامن شدم به کسی که (در زندگی اش میانه رو باشد) این که فقیر (وندار) نباشد، و بدان مخارج تو، به خودت و عیالت، صدقه است (و ثواب آن را می‌بری)، و تلاش کننده از حلال، در راه عیالش، مانند جهاد کننده در راه خداست. «۲»
۳- ابن عباس گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من دخل السّوق فاشتری تحفة فحملها إلی عیاله کان کحامل صدقة إلی قوم محاویج، ولیبدأ بالأناث قبل الذّکور، فانّ من فرّح ابنة فکأنّما أعتق رقبة من ولد إسماعیل، ومن أقرّ. بعین ابن فکأنّما بکی من خشیة اللَّه عزوجل، ومن بکی من خشیة اللَّه عزوجل ادخل جنات النعیم. هرکس داخل بازار شود و تحفهای خریده به اهل و عیالش ببرد، (ثوابش) مانند کسی است به نیازمندان صدقه حمل کند، (وقتی که به خانه رسید) پیش از مردان، اول از زنان شروع نماید، پس هرکس دختری را خوش حال نماید مانند آنست که بردهای را از اولاد اسماعیل آزاد نماید، و هرکس چشم پسری را روشن کند مانند کسی است که از ترس خداوند گریه نماید و هر کس از ترس خدا بگرید به جنّات نعیم (بهشتهای پر نعمت) داخلمی نماید. «۳»

کمک به اندازه خرج

در روایات اسلامی آمده است که کمکهای آسمانی به اندازه مخارج هرکس، نازل می‌شود اگر زیاد باشد زیاد، و اگر کم باشد کم، البته این به آن معنا نیست که انسان اسراف درخرج نماید بلکه با تقدیر و تدبیر صحیح، زندگی خود را بچرخاند در عین اینکه، از بخل ورزی و سختگیری در معیشت را، رها سازد.
۱- أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: تنزل المعونة علی قدر المؤنة. کمک (خداوند) به اندازه خرج نازل می‌شود. «۱»
۲- ابن علوان، از امام صادق، از پدربزرگوارش علیهما السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إنّ اللَّه تبارک و تعالی ینزل المعونة علی قدر المؤنة، و ینزل الصبر علی قدر شدة البلاء. همانا خدای تبارک وتعالی کمک (به خرج زندگی را) به قدر هزینه (زندگی) فرود آرد و صبر را به اندازه شدت بلا نازل نماید. «۲»

تقدیر المعیشة

تقدیر معیشت و اندازهگیری خرج زندگی، یکی از کارهای کلیدی زندگانی است هرکس در دوران عمر خود این خصلت را برای خود، سرمشق قرار دهد، دست خالی نمانده و پشیمان و محتاج دیگران نخواهد شد.
۱- امیرمؤمنان علیه السلام به بعض از أصحابش فرمود: لا تجعلنّ أکثر شغلک بأهلک وولدک فان یکن أهلک وولدک أولیاء اللَّه، فانّ اللَّه لا یضیع أولیاءه، وإن یکونوا أعداء اللَّه فماهمّک و شغلک بأعداء اللَّه. مشغله خود را زیاد به اهل و اولادت قرار نده (خود را دربارهٔ آنها بیش از حد گرفتار نکن زیرا) اگر آنها، دوست خدایند، خداوند آنها را ضایع نمی‌کند (و رها نمی‌سازد) و اگر دشمن خدا هستند چرا همت و شغل خود را در باره دشمن خدا، قرار می‌دهی!. «۳»
۲- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: التودّد إلی الناس نصف العقل، و حسن السّؤال نصف العلم، والتقدیر فی النّفقة نصف العیش. دوستی با مردم نصف عقل است و سؤال (از استاد) نصف علم است و تقدیر در مخارج نصف زندگی است. «۴»
۳- و در خبر دیگرفرمود: التقدیر نصف المعیشة. اندازه نگهداشتن نصف معیشت است. «۱»
۴- امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: ما عال امرؤ اقتصد. به سختی (زندگی) نیفتاد کسی که میانه رو باشد. «۲»
۵- موسی از او علیه السلام، فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: التودّد إلی الناس نصف العقل، والرّفق نصف المعیشة، و ما عال امرؤ فی اقتصاد. دوستی با مردم نصف عقل است و مدارا (با آنها) نصف معیشت است، و مرد به تنگی (زندگی) نیفتاد در میانه روی. «۳»

میوه برای خانواده

توسعه در زندگی خانواده از صفات پسندیده انسانی است که تا می‌توانددر دوران زندگی سعی و کوشش نماید تا نیاز همه جانبه آنها را بر طرف سازد و نگذارد چشم به دیگران دوخته و آه سوزان از دل برکشند، در صورت امکان اهل و عیال خود را از خوردنیها و آشامیدنیهای حلال، سیر و بی نیاز سازد و تا آنجا که در توان دارد و برایش مقدور است، آنان را از مواهب زندگی، خاصه از میوه‌های گوناگون، برخوردار نماید تا خداوند نیز به او با دیده رحمت بنگرد.
۱- امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: أطرفوا أهالیکم فی کل جمعة بشئ من الفاکهة کی یفرحوا بالجمعة. در هر جمعه به (زندگی) اهل و عیال خود با چیزی از میوه، تنوع بخشید تا به آمدن جمعه خوشحال شوند. «۴»
۲- أبی حمزة الثمالی، از علی بن الحسین علیهما السلام فرمود: إنّ أحبّکم إلی اللَّه عزوجل أحسنکم عملا، وإنّ أعظمکم عند اللَّه عملا أعظمکم فیما عنده رغبةً، وإنّ أنجاکم من عذاب اللَّه أشدکم خشیةً اللَّه، وإنّ أقربکم من اللَّه أوسعکم خُلقاً، وإنّ أرضاکم عند اللَّه أسبغکم علی عیاله، وإنّ أکرمکم عند اللَّه أتقاکم. همانا محبوبترین شما به خدای عزوجل، زیبا عملانند و بزرگترین صاحب عمل شما نزد خداوند، راغبترین شما بر آنچه که نزدخداست و نجات بخشترین شما از عذاب خدا، ترسانترین شماست (از خدا) و نزدیکترین شما از خدا، خوش اخلاقترین شماست و رضایت بخشترین شما نزد خداوند، دست و دل بازترین شما به عیالش است، و گرامیترین شما نزد خدا، پرهیز کارترین شماست. «۱»

کمی اولاد

تربیت و نگهداری و بزرگ کردن اولاد، یکی از معضلات زندگی است، به قول امروزیها (اولادکمتر زندگی بهتر).
پیش از آنکه اولاد را به دنیا آورد، باید در فکر زوایای زندگ و مسؤلیتهای فراوان خود، در برابر آنها باشد، درست است روزی دهنده خداست، اما تنها روزی نیست بلکه وظائف هزاران مسائل دیگر در باره اولاد در دوش آدمی است که چگونه این بار سنگین را به سر منزل مقصود برساند، البته اگر کسی بتواند، این بار سنگین (تربیت و مراقبت و تأمین مخارج) را به سر منزل مقصود برساند، آن وقت است که مشمول فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم «تناکحوا تناسلوا انّی أباهی بکم الأمم» خواهد بود.
۱- عبد العظیم الحسنی، از أبی جعفر الثانی، ازپدران بزرگوارش، از أمیر مؤمنان علیهم السلام فرمود: قلّة العیال أحد الیسارین. کمی عیال یکی از دو آسان (زندگی کردن) است. «۲»
۲- امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: الفقر هو الموت الأکبر و قلّة العیال أحد الیسارین، التقدیر نصف العیش، ما عال امرؤ اقتصد. نداری مرگ سرخ است و کمی عیال (و اولاد) یکی از دو آسان است، تقدیر (در معیشت) نصف عیش (و خوشی) است، گرفتار نشد مردی که با اقتصاد (و میانه روی) زندگی نماید. «۱»

خوشا به حال دخترداران

از قدیم الأیام، در میان اقوام مختلف، داشتن دختر سبب سر افکندگی در میان خویش و اقوام بوده و هست منتهی با تفاوت و شدت و ضعف، از زنده بگور کردن گرفته تا مسایل دیگر؛ با این فرهنگ و روحیه، تربیت و بزرگ کردن و شوهر دادن وو .. مادام العمر برای پدر و مادر، از مشکلات کمر شکن دوران عمراست، با اینکه دین مقدس اسلام برای احیاء و شخصیت دادن به دختر و زن، دستورات و فرامین استثنائی و اختصاصی دارد، اما باز این مشکلات و بار سنگین در گُرده والدین، سایه افکنده است، بدینجهت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرمایشاتی دارد که ذیلًا مختصری از آنها را می‌خوانید.
۱- أبان بن تغلب، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: البنات حسنات والبنون نعمة والحسنات یثاب علیها والنعمة یسأل عنها. دختران حسناتند و پسران نعمت، به حسنات ثواب می‌دهند و از نعمت سؤال می‌شود. «۲»
۲- به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (تولد) دختری را مژده دادند (حضرت به روهای اصحاب نگریست) و نا راحتی را در سیمای آنان دید پس فرمود: مالکم؟ ریحانة أشمّها ورزقها علی اللَّه عزوجل. چه شده برایتان (چرا ناراحت شدید) ریحانه ایست می‌بویم او را و روزی اش هم برخدای عزّ و جلّ است. «۳»
۳- حمزة بن حمران، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: مردی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و نزد او مرد (دیگری) بود، او را به مولودی خبر دادند، رنگ آن مرد تغییر یافت!، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: مالک؟ قال: خیر قال: قل، قال: خرجت والمرأة تمتخض فأخبرت أنّها ولدت جاریة، فقال له النبی صلی الله علیه و آله و سلم: الأرض تقلّها والسماء تظلّها و اللَّه یرزقها، وهی ریحانة تشمّها، ثمّ أقبل علی أصحابه فقال من کانت له ابنة فهو مقروح، ومن کانت له ابنتان فیا غوثاه ومن کانت له ثلاث بنات وضع عنه الجهاد وکلّ مکروه، و من کانت له أربع بنات فیا عباد اللَّه أعینوه، یا عباد اللَّه أقرضوه، یا عباد اللَّه ارحموه. چه شد برایت؟! گفت:
خیر است، فرمود: بگو گفت: هنگام بیرون آمدن من، زنم را درد زایمان گرفته بود (که الان) خبر دادند دختر زائیده است، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: زمین او را بر می‌دارد و آسمان بر او، سایه می‌افکند و خدا روزی اش را می‌دهد و او ریحانه ایست که میبوئی (تو چرا نا راحتی؟!) سپس رو به اصحاب کرد و فرمود: هرکس یک دختر دارد، زخمدار است، و هرکس دوتا دختر دارد، واغوثاه، و هرکس سه دختر دارد، تکلیف جهاد و همه کارهای ناخوشایند، از او برداشته شده است و هر کس چهار دختر دارد ای بندگان خدا به او کمک کنید، ای بندگان خدا به او قرض دهید، ای بندگان خدا به او رحم نمایید!!. «۱»
۴- روایت یکی از صادقین علیهما السلام است فرمود: إذا أصاب الرجل ابنة بعث اللَّه إلیها ملکاً فأمرّ جناحه علی رأسها و صدرها و قال: ضعیفة خلقت من ضعف، المنفق علیها مُعانٌ إلی یوم القیامة. زمانی که مردی دارای دختری شد، خداوند فرشتهای را به آن دختر می‌فرستد و بال‌هایش را به و سر وسینه آن دختر می‌کشد و می‌گوید:
ناتوانیست از ناتوانی آفریده شده است، خرج دهنده او، کمک کرده می‌شود تا روز قیامت. «۲»
۵- یحیی بن المساور، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: موسی بن عمران گفت: یا رب أیّ الأعمال أفضل عندک؟ فقال: حبّ الأطفال فإنّ فطرتهم علی توحیدی فإن أمتّهم أدخلهم برحمتی جنّتی. پروردگا را کدام عمل پیش تو بهتر است؟ فرمود: دوست داشتن خردسالان زیرا فطرت آنها بر توحید من است اگر آنها را می‌راندم به بهشتم داخل می‌نمایم. «۳»

حقوق متقابل زن و شوهر

حقوق مرد برخانم

هریک از زن و مرد بر ذمه دیگری حقوق متقابل دارند و باید آن حقوق را مدّ نظر قرار داده و به وظایف خود عمل نمایند که تعدادی از روایات آنها را در دو فصل بعدی می‌آوریم.
۱- حسین بن زید، از امام صادق، از پدران بزرگوارش علیهم السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم- در حدیث مناهی- فرمود: ونهی أن تخرج المرأة من بیتها بغیر اذن زوجها، فإن خرجت لعنها کلّ ملک فی السماء وکلّ شئ تمرّ علیه من الجنّ والإنس حتی ترجع إلی بیتها، ونهی أن تتزیّن لغیر زوجها، فان فعلت کان حقاً علی اللَّه عزوجل أن یحرقها بالنار، ونهی أن تتکلم المرأة عند غیر زوجها وغیر ذی محرم منها أکثر من خمس کلمات مما لا بدّ لها منه، و نهی أن تباشر المرأة المرأة ولیس بینهما ثوب، ونهی أن تحدّث المرأة المرأة بما تخلو به مع زوجها- إلی أن قال: وقال علیه السلام: أیما امرأة آذت زوجها بلسانها لم یقبل اللَّه منها صرفاً ولا عدلًا ولا حسنةً من عملها حتی ترضیه، وإن صامت نهارها وقامت لیلها وأعتقت الرقاب وحملت علی جیاد الخیل فی سبیل اللَّه وکانت فی أول من ترد النار، وکذلک الرجل إذا کان لها ظالما، ثم قال: ألا وأیما امرأة لم ترفق بزوجها وحملته علی ما لا یقدر علیه وما لا یطیق لم یقبل اللَّه منها حسنة وتلقی اللَّه وهو علیها غضبان.
ونهی نموده است که، زن از خانهاش بی اجازه شوهر، بیرون رود، چنانچه خارج شود، بر او لعنت فرستند، فرشتگان وتمامی چیزهائی که از کنار آن بگذرد از جن و انس تا به خانهاش برگردد، و اگر این کار را بکند، خداوند حق دارد او را با آتش بسوزاند.
و نهی نمود: اینکه زن بیش از پنج کلمه نزد غیر شوهرش با نامحرم حرف بزند که ناچار از آن حرف زدن باشد!؛
و نهی فرمود: زن با زن دیگر مباشرت داشته باشد (زیر یک لحاف بخوابند) که میان آنها لباسی نباشد؛
و نهی فرمود: زن آنچه که میان او و شوهرش می‌گذرد، به دیگران بازگو نماید- تا اینکه گفت: امام- علیه السلام فرمود: هر زنی شوهر خود را با زبانش اذیت نماید، خداوند از او نمی‌پذیرد صرف و عدل (بزرگ و کوچک عملی) و حسنه‌ای را، تا اورا از خود راضی نماید اگرچه روزها روزه و شبها عبادت نماید و برده‌ها آزاد کند و با بهترین اسبها، در راه خدا (آنچه را خدا راضی است را) حمل نماید و اول کسی باشد که به آتش وارد شود، و همچنین است مرد اگر بر زن ستم نماید، سپس فرمود: هر زنی که با شوهرش مدارا ننماید و او را بر آنچه توان آن را ندارد، وادار کند، خداوند عمل خوبی از او نمی‌پذیرد و خدارا ملاقات کند در حالی که بر او غضبناک است. «۱»
۲- محمد بن مسلم، از امام باقر علیه السلام فرمود: زنی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت:
یا رسول اللَّه ما حقّ الزّوج علی المرأة؟ فقال لها: تطیعه ولا تعصیه ولا تتصدق من بیته بشئ إلّا باذنه ولا تصوم تطوّعاً إلّا باذنه ولا تمنعه نفسها وإن کانت علی ظهر قتب، ولا تخرج من بیته إلّا باذنه، فان خرجت بغیر إذنه لعنتها ملائکة السّماء و ملائکة الأرض وملائکة الغضب وملائکة الرحمة حتی ترجع إلی بیتها. فقالت: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: من أعظم الناس حقّاً علی الرّجل؟ قال: والده قالت: فمن أعظم الناس حقّاً علی المرأة؟ قال:
زوجها، قالت فما لی علیه من الحق مثل ما له علی؟ قال: لا ولا من کل مائة واحد، فقالت:
والذی بعثک بالحق لا یملک رقبتی رجل أبدا. ای رسول خدا! حق شوهر برگردن زن چیست؟! فرمود:
۱- او را اطاعت نمائی و نافرمانی نکنید؛
۲- و از خانه او بدون اجازه، چیزی تصدق نکنید؛
۳- و روزه مستحبی نگیرد، مگر با اجازه او؛
۴- و او را از خود مانع نشو اگرچه در بالای کوهان شتر باشد؛
۵- و ازخانه بدون اجازه بیرون نروی، اگر بیرون رود، فرشته‌های آسمان و زمین و فرشتگان غضب و رحمت، بر او لعنت نماید تا به خانه برگردد؛ گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای مرد چه کسی حقش بر او بزرگتر است؟ فرمود:
پدرش، گفت: برای زن چه کسی، بزرگترین حق را دارد؟! فرمود: شوهرش، گفت: آیا من هم به او حقی دارم آن گونه که او دارد؟! فرمود: نه و نه یک صدم! زن گفت:
سوگند به آن کهِ ترا به حق فرستاده است مردی مالک گردن من نخواهد شد ابداً (و هیچ وقت ازدواج نخواهم کرد). «۱»

حقوق خانمها بر آقایان

در فصلهای مختلف این کتاب راجع به حقوق مرد روایات زیاد آورده شده است؛ اما نسبت به حقوق خانمها در گردن آقایان علاوه بر محتوای بعضی از فصلهای پیشین به مطالب ذیل توجه فرمایید.
خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: «ولهنّ مثل الّذی علیهنّ» و برای زنان هم مانند آنچه که برعلیه آنان است، هست. «۲»
۱- و من حقّها علیه، أن یشبعها و أن یکسوها و أن یغفر لها اذا جهلت. و از حق زن بر مرد، او را سیر نماید و بپوشاند و اگر از او نادانی دید، او را ببخشد (و گذشت نماید). «۳»
۲- از امام صادق علیه السلام فرمود: زنی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و از حق مرد بر زن پرسید و جواب داد، گفت: حق زن بر مرد چیست؟ فرمود: یکسوها من العری و یطعمها من الجوع و اذا أذنبت غفر لها، قالت فلیس لها علیه شییءٌ غیر هذا؟ قال: لا قالت:
لا و اللَّه لا تزوّجت أبداً ثمّ ولّت فقال النّبیّ ارجعی فرجعت فقال انّاللَّه عزّوجلّ یقول: «وان یستعففن خیر لهنّ». او را از برهنگی بپوشاند، و از گرسنگی برهاند، و اگر گناهی سر زد ببخشاید، گفت: جز اینها برای زن چیزی در گردن مرد نیست؟! فرمود: نه گفت:
نه به خدا قسم ابدا ازدواج نمی‌کنم، سپس برگشت برود پیامبر فرمود: برگرد، برگشت، فرمود: خدای عز وجل فرمود: اگر عفاف داشته باشند، برایشان بهتر است (یعنی اگر ازدواج نکردی، عفاف داشته باش). «۴»
۳- ولا یقبحها و جهاً. به او ترش روئی نکند. «۵»
۴- امیرمؤمنان علیه السلام در حدیث مفصلی به پسرش محمد حنفیه نوشت: المرئة ریحانة و لیست بقهرمانة ... فدارها علی کلّ حال و أحسن الصّحبة لها لیصفوا عیشک. همانا زن (گل) ریحان است نه قهرمان .. پس با او در هر حال مدارا کن و صحبت با او را نیکو گردان تا زندگی ات صاف (و شفاف) باشد «۱».
۵- رحم اللَّه عبداً أحسن فیما بینه و بین زوجته خدا رحمت کند بندهای را که میان خود و همسرش را اصلاح (و خوش رفتاری) نماید. «۲»
۶- عمرو بن أبی المقدام از أبی جعفر علیه السلام و عبدالرحمن بن کثیراز أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: أمیرمؤمنان علیه السلام در نامهای به امام حسن علیه السلام نوشت: لا تُملک المرأة من الأمر ما یجاوز نفسها فانّ ذلک أنعم لحالها و أرخی لبالها وأدوم لجمالها فَانّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة ولا تعد بکرامتها نفسها واغضض بصرها بسترک واکففها بحجابک ولا تطمعها ان تشفع لغیرها فیمیل من شفعت له علیک معها واستبق من نفسک بقیّةً فانّ امساکک عنهنّ وهنّ یرین انّک ذو اقتدار خیر من ان یرین حالک علی انکسار. زن را بیش از توانش به کار وامدار چون این روش (مناسب و) بهتر به حال و آرامش خاطر و دوام زیبائی اوست، همانا زن (مانند گل) ریحانه است نه قهرمانة، و با گرامی داشتن فوق (العادة و پرداختن زیاد) او را از حد خود بالاتر نبر (و پر رو نکن)، و چشم اورا با پوشاندن (و تقوای) خود، فرو ببند، و با حجاب خود، او را (از حرام) بازدار، و (راه او را برای شفاعت به دیگران، (باز مگذار و) به طمع نینداز که (روزی) شفاعت شونده بر علیه تو، میل نماید (و با او هم دست شود) و برای خودت چیزی (از قدرت) خود نگهدار زیرا خود داری تو از همه خواسته‌های آنها در حالی که آنان تورا قدرتمند ببینند، برایت بهتر است از این که حال تو را شکسته (و ناتوان بینند). «۳»
۷- إسحاق بن عمار گوید: به ابی عبد اللَّه علیه السلام گفتم: ما حق المرأة علی زوجها الذی إذا فعله کان محسناً؟ قال: یشبعها ویکسوها وان جهلت غفر لها. حق زن بر شوهرش چیست که اگر آن را انجام دهد از نیکوکاران به شمار آید؟! فرمود: شکم او را سیر نماید و او را بپوشاند و اگر نادانی کرد، او را ببخشد. «۱»
۸- أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: کانت امرأة عند أبی علیه السلام تؤذیه فیغفر لها. زنی نزد پدرم علیه السلام بود و او را اذیت می‌کرد (پدرم) آن زن را می‌بخشید. «۲»
۹- سماعة بن مهران، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: اتّقوا اللَّه فی الضعیفین یعنی بذلک الیتیم والنّساء وانّما هنّ عورة دربارهٔ دو ناتوان (یعنی یتیم و زنها)، از خدا بترسید همانا آنها عورت (و شایسته پرهیزند). «۳»
۱۰- یونس بن عمار گوید: أبو عبد اللَّه علیه السلام کنیز فرزندش إسماعیل را به من تزویج نمود و فرمود: به او نیکی کن، گفتم: نیکی چیست فرمود: اشبع بطنها واکس جنبها واغفر ذنبها، ثم قال: اذهبی وسطک اللَّه ماله. شکمش را سیر نماو اندامش را بپوشان و گناهش را ببخش سپس به کنیز فرمود: برو خداوند آنچه او از خیر دارد (یا مالش را برتو ارزانی دارد). «۴»
۱۱- محمد بن مسلم، از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: أوصانی جبرئیل بالمرأة حتی ظننت انّه لا ینبغی طلاقها إلا من فاحشة مبینة. جبرئیل آن قدر دربارهٔ زن، به من سفارش نمود، خیال کردم او را نمی‌شود طلاق داد مگر در فاحشه گی آشکار. «۵»
۱۲- امام صادق علیه السلام فرمود: رحم اللَّه عبداً أحسن فیما بینه و بین زوجته فانّ اللَّه عزوجل قد ملکه ناصیتها و جعله القیّم علیها. خدا رحمت کند بندهای را که میان خود و زنش را نیکو نماید چون خدای عزّوجلّ جان او را به او تملیک نموده و او را بر او سرپرست قرار داده است. «۱»
۱۳- از أبی الحسن موسی علیه السلام فرمود: إذا وعدتم الصغار فأوفوا لهم، فانّهم یرون أنّکم أنتم الذین ترزقونهم، وإنّ اللَّه لا یغضب بشئ کغضبه للنساء والصبیان. هروقت به بچه‌ها وعدهای دادید، وفا کنید زیرا آنها گمان می‌کنند که روزی آنها را می‌دهید و خداوند برهیچ چیزی مانند (مظلومان) زنان و بچه‌ها غضب نمی‌کند. «۲»
۱۴- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث مناهی فرمود: زن بی اجازه شوهر بیرون رود ...
اول کسی باشد که به آتش وارد می‌شود و فرمود: وکذلک الرجل إذا کان لها ظالماً و مرد هم این طور است (اول کسی که به آتش وارد می‌شود) اگر به زن ظلم نماید. «۳»
۱۵- قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: وعلی الرجل مثل ذلک الوزر والعذاب إذا کان لها مؤذیا ظالما ومن صبر علی سوء خلق امرأته واحتسبه أعطاه اللَّه (بکل مرة) یصبر علیها من الثواب مثل ما اعطی ایوب علی بلائه ... رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وعین این وزر و عذاب، (که در روایت قبلی گفته شد) بر مرد هم هست، اگر زن را اذیت و ستم نماید، و هرکس بر اخلاق بد زنش صبر کند و امید اجر داشته باشد، خداوند به هر مرتبه آن که صبر می‌کند، ثواب عطا فرماید به اندازهای که به ایوب علیه السلام داده در مقابل صبر بر بلاها (و گرفتاری‌ها) یش. «۴»

ثواب صبر به اخلاق بد همسر

اعضای خانواده در گرو رفتار بزرگ خانواده‌اند که آنها را چگونه ببار آورد و تربیت نماید و به جامعه تحویل دهد، اگر در فضای خانه و خانواده محبت و علاقه و رفاقت و دوستی حکم فرما شود: زندگی شیرین و صمیمی خواهد شد و گرنه خشونت و اخلاق ناپسند جای آنها را خواهد گرفت؛ بدین خاطر در دین اسلام دستورات اکید آمده است که سرپرست خانه با برخوردهای زیبا و خوب، اعضای خانواده را به زندگی، دلبسته و وابسته نماید و امید را در دلشان زنده کند و از هرگونه برخورد زشت و نگران کننده بپرهیزد که عواقب خطرناک و وخیمی در پی خواهد داشت که آن سرش ناپیدا.
در روایات و اخبار فراوان نیز، به رفتار زیبا و اخلاق نیکو مخصوصاً با اعضای خانواده، تشویق و ترغیب زیاد آمده است، زیرا قوام زندگی و موفقیت وکامیابی مرهون این خصلت و صفت پسندیده و انسانی است. به چند روایت توجه فرمایید.
۱- إسحاق بن عمار: از أبی عبد اللَّه علیه السلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إنّما مثل المرأة مثل الضلع المعوج إن ترکته انتفعت به وإن أقمته کسرته. وفی حدیث آخر استمتعت به. همانا مثل زن مانند دنده کج است اگر به حال خود واگذاری بهرهمند شوی و اگر راستش کنی می‌شکند، و در حدیث دیگر به جای «انتفعت، استمتعت» آمده است. «۱» ۲- محمد واسطی گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ إبراهیم شکا إلیاللَّه ما یَلْقی من سوء خلق ساره فأوحی اللَّه إلیه: انما مثل المرأة مثل الضلع المعوج ان أقمته کسرته و ان ترکته استمتعت به اصبر علیها. حضرت ابراهیم از بدی اخلاق سارا به خدا شکایت نمود، خداوند به او وحی نمود، همانا مثل زن مانند دنده کج است اگر به حال خود واگذاری بهرهمند شوی و اگر راستش کنی می‌شکند، به (بد اخلاقی او) صبر کن. «۲»
۳- حسین بن زید: از امام صادق: از پدرانش علیهم السلام- در حدیث المناهی- از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: (ألا) و من صبر علی خُلق امرأة سیئة الخُلق واحتسب فی ذلک الأجر أعطاه اللَّه ثواب الشاکرین (فی الاخرة). آگاه باش هرکس به خاطر خدا به اخلاق زن بد اخلاق، صبر نماید خداوند در آخرت اجر شکر گذاران را به او عطا فرماید. «۳» ۴- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من صبر علی سوء خلق امرأته أعطاه (اللَّه) من الأجر ما أعطاه داود علیه السلام علی بلائه، ومن صبرت علی سوء خلق زوجها أعطاها مثل (ثواب) آسیة بنت مزاحم. هر (مردی) به اخلاق بد همسرش صبر نماید خداوند از اجر عطا نماید آنچه را که در صبر به بلا، برای داود عطا نموده است، و هر (زنی) به اخلاق بد شوهرش صبر کند، خداوند مانند ثواب آسیه دختر مزاحم (زن فرعون) را به او عطا نماید. «۱»
۵- ألا ومن صبر علی خلق امرأة سیئة الخلق واحتسب فی ذلک الاجر أعطاه اللَّه ثواب الشاکرین فی الاخرة، ألا وأیماامرأة لم ترفق بزوجها وحملته علی ما لا یقدر علیه وما لا یطیق لم تقبل منها حسنة وتلقی اللَّه (وهو) علیها غضبان. (حضرت فرمود:) آگاه باش هرکس به اخلاق زن بد اخلاق، صبر نماید و در این صبر پاداش خدا را در نظر گیرد، خداوند برای او ثواب شکرگزاران را در آخرت عطا نماید، آگاه باش هر زنی با شوهرش مدارا نکند و اورا برچیزی که قدرت و طاقت آن را ندارد، وادار سازد، از او حسنهای قبول نمی‌شود و خدارا ملاقات نماید در حالی بر او غضبناک است. «۲»
۶- جابر (بن یزید جعفی)، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: انّ اللَّه کتب علی الرجال الجهاد و علی النساء الجهاد فجهاد الرجل ان یبذل ماله ودمه حتی یقتل فی سبیل اللَّه، وجهاد المرأة ان تصبر علی ما تری من اذی زوجها وغیرته. خداوند برمردان و زنان، جهاد را نوشته (و واجب نموده) است، پس جهاد مرد بذل مال و جان است تا در راه خدا کشته شود، و جهاد زن آن است که بر اذیت وغیرت (و سختگیری) شوهرش، صبر نماید. «۳»

بیرون رفتن خانم بی اجازه شوهر

زن از نظر روحی و جسمی، لطیف و تأثّرپذیر است لذا در شرایع آسمانی مخصوصاً در شریعت اسلام از حضور این قشر از جامعه را، در محافل عمومی و جوامع همگانی حتی برای نماز جمعه و عید فطر و عید قربان هم «۴»، بنا به عللی، ممانعت به عمل آورده است؛
۱- جلوگیری از متلاشی شدن خانواده‌ها! زیرا بانوان اگر در جامعه مانند مردان ظاهر شوند و خود نمائی نمایند، یا خود منحرف می‌شوند و یا مردان را با جلوه گری احیاناً با عشوه گری خود به انحراف می‌کشانند؛
۲- حضورشان در اجتماع و صحبت با هم جنسان خود، بتدریج متأثر شده دچار افسردگی و یا بد رفتاری با شوهر خود خواهند شد؛
۳- در اثر این ممارستها به طور ناخواسته به منجلاب و تباهی گرفتار خواهند شد.
۴- چیزهای خانمانسوز و خانه بر انداز را، از همنشینان و همنوعان خود یاد گرفته و در موقعیتهای مناسب، اجرا می‌کند.
وعلل زیادی که باکمی تفکر، برای هرکسی روشن می‌شود، و برای این که شوهران صلاحیت حضور در این گونه جاها را خوب تشخیص می‌دهد، بدینجهت در این باره فرمایشاتی دارند که نمونه هائی از آن را می‌آوریم.
۱- عبد الملک بن عمیر، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: أربعة لا تقبل لهم الصلاة الامام الجائر، والرجل یؤم القوم وهم له کارهون، والعبد الابق من موالیه من غیر ضرورة، والمرأة تخرج من بیت زوجها بغیر إذنه. چهار گروهند که نمازشان قبول نمی‌شود!؛
الف- رهبر ستمگر؛
ب- -مردی که به قومی امامت نماید که آنها او را دوست ندارند؛
ج- بندهای که از موالیان خود بدون ضرورت، بگریزد؛
د- و زنی که بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود. «۱»
۲- حسین بن زید، از امام صادق، از پدران بزرگوارش علیهم السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم- در حدیث مناهی- فرمود: ونهی أن تخرج المرأة من بیتها بغیر اذن زوجها، فإن خرجت لعنها کل ملک فی السماء وکل شئ تمر علیه من الجن والانس حتی ترجع إلی بیتها ...، ونهی نموده است که، زن از خانهاش بی اجازه شوهر، بیرون رود، چنانچه خارج شود، بر او لعنت فرستند، فرشتگان وتمامی چیزهائی که از کنار آن بگذرند از جن و انس تا به خانهاش برگردد. «۱»
۳- و از او علیه السلام سؤال نمودم عن المرأة لها أن تخرج من بیت زوجها بغیر إذنه؟ قال: لا. از زن آیا می‌تواند بی اجازه شوهر از خانهاش بیرون رود؟! فرمود: نه. «۲»
۴- محمد بن مسلم، از امام باقر علیه السلام فرمود: زنی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت:
یا رسول اللَّه ما حق الزوج علی المرأة؟ فقال لها:. ... ولا تخرج من بیته إلا باذنه، فان خرجت بغیر إذنه لعنتها ملائکة السماء وملائکة الأرض و ملائکة الغضب و ملائکة الرحمة حتی ترجع إلی بیتها. حق مرد برگردن زن چیست؟! فرمود: ... و ازخانه بدون اجازه بیرون نرود، اگر بیرون رود، فرشته‌های آسمان و زمین و فرشتگان غضب و رحمت، بر او لعنت نماید تا به خانه برگردد. «۳»
۵- ولید بن صبیح، از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خداصلی اللَّه علیه وآله فرمود:
أیة امرأة تطیبت ثم خرجت من بیتها فهی تلعن حتی ترجع إلی بیتها متی رجعت. هر زنی خود را خوشبو نموده و از خانه خود بیرون رود، لعنت کرده می‌شود تا به خانه برگردد. «۴»

غیرت زنانه

در دوران زندگی زن و شوهر، مراحل گوناگون وجود دارد، بعضی از اوقات زن به خاطر علاقه زیاد به شوهرش اورا تحت نظر دارد که مبادا زن دیگری، بر زندگی او وارد شود! و گاهی زن به اندازهای به شوهر فشار می‌آورد که او را از راه مستقیم منحرف کرده و از خود دور می‌سازد؛ روایت در باره اولی از فرط محبت و دوست داشتن تلقی و دومی را زاییده کفر می‌داند توجه کنید.
۱- صفوان، ازاسحاق بن عمارگفت: به ابا عبد اللَّه علیه السلام گفتم: المرأة تغار علی الرجل تؤذیه قال: ذاک من الحبّ. زن برای مردش غیرت ورزیده اذیتش می‌کند، فرمود: آن از دوست داشتن است. «۱»
۲- امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: غیرة المرأة کفر وغیرة الرجل ایمان. غیرت زن (در بد رفتاری بامرد) کفر است و غیرت مرد ایمان!. «۲»
۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: الغیرة من الإیمان والبذاء من الجفاء. غیرت از (گروه) ایمان و بد دهنی از (دسته) ستم است. «۳»
۴- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کتب اللَّه الجهاد علی رجال امتی والغیرة علی نساء امتی فمن صبر منهم واحتسب أعطاه أجر شهید. خداوند جهاد را به مردان امت من نوشته و غیرت را برای زنان امتم، پس هرکس به (غیرت) آنها صبرنماید، (خداوند) اجر شهید براو عطا فرماید. «۴»

حسادت چه کارها که نکند

چه کارها که نکند!! انسان در گذران عمر باید هشیار و آگاهانه زندگی نماید، تا با کوچکترین غفلت، خود رابه درد سر نینداخته و آبروی خود را به باد ندهد؛ مراقب اعمال و رفتار خود باشد مبادا، با کمترین بی توجهی بنیان خانه و خانوادهاش را متزلزل ساخته و بر اندازد؛ مخصوصاً مواظب باشد حس حسادت همسرش را تحریک و بیدار نکند، زیرا حسد از صفات مذمومة و ناپسندی است که پیامدهای خطرناک و بدبخت کننده دارد به طوری که در قرآن کریم خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: بنام بخشاینده مهربان: بگو پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح از شر هر آفریدهای و از شر تاریکیها وقتی که جهان را فرا گیرد و از شر زنهای افسونگر وقتی که به گره می‌دمد (و بر آن افسون می‌خواند) و از شرّ حسودان هنگامی که حسد می‌ورزند. «۵»
پس وقتی آتش حسد آدمی را فراگیرد و غلیان کند و در دل زبانه کشد، از هیچ گونه رسوایی و جنایت و خیانت وو ... فروگذار نخواهد شد، پناه برخدا!! به روایت ذیل دقت نمائید.
۱- ابن أبی عمیر: از عبد الرحمن بن حجاج گوید: بینما رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قاعد إذ جاءت امرأة عریانة حتی قامت بین یدیه فقالت: یا رسول اللَّه، انّی فجرت فطهّرنی، قال: و جاء رجل یعدو فی اثرها فألقی علیها ثوباً، فقال ما هی [منک]؟ قال: صاحبتی یا رسول اللَّه خلوت بجاریتی فصنعت ما تری قال: ضمّها إلیک، ثمّ قال: انّ الغیراء لا تبصر أعلی الوادی من أسفله. (روزی) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود، زن لخت و عریان آمد و پیش روی آن حضرت ایستاد و گفت: ای رسول خدا من زنا کردهام مرا پاک کن (سنگ سارم نما چون شوهردارم)! و مردی پشت سر او میدوید و آمد لباسی روی آن زن انداخت، حضرت پرسید او با تو چه نسبتی دارد؟ عرض کرد: ای رسول خدا زن من است، من با کنیزم خلوت کرده بودم (و او آمد و ما را دید) دست به این کار زد که دیدی، فرمود: او را بردار (وببر) زن غیرت دار (در حسادت زنانگی) بالای وادی را از پایینش نمی‌بیند (و تشخیص نمی‌دهد). «۱»
۲- یونس بن یعقوب: از سعیدة گفت: بعثنی أبو الحسن علیه السلام إلی امرأة من آل الزبیر لأنظر إلیها أراد أن یتزوّجها- إلی ان قالت: فتزوّجها فلمّا بلغ ذلک جواریه جعلن یأخذن بأردانه وثیابه وهو ساکت یضحک لا یقول لهن شیئاً، فذکر انّه قال: ما شئ مثل الحرائر. ابوالحسن علیه السلام مرا برای پسندیدن زنی از آل زبیر فرستاد که اراده ازدواج با او را داشت، و با او ازدواج نمود .... وقتی که کنیزان آن حضرت از قضیه با خبر شدند دامن و لباس آن حضرت را می‌گرفتند (که ماهستیم زن دیگر چرا؟!) و حضرت ساکت بود ومی خندید و چیزی به آنها نمی‌گفت ویادش آمد که می‌فرمود: هیچ چیز (از نظر شخصیت و متانت و دوست داشتنیتر) مانند زنان آزاد نمی‌شود. «۲»

اگر سجده به غیر خدا جایز بود

در شریعت اسلام برای استحکام بخشیدن به بنیان زندگی خانوادگی، به اطاعت بانوان از همسرانشان: در حد بالا و فوق تصور: سفارش شده است بگونهای که اگر سجده به غیر خدا جایز بود، به خانمها دستور می‌دادند که به شوهرانشان سجده نمایند و از آنها فرمان برداری کنند! زیرا بانوانند که به کانون خانواده گرمیت می‌بخشند و با عواطف سرشار وجودی خود، افراد خانواده را، دور هم جمع می‌نمایند و مانند حلقه‌های زنجیر به هم پیوند می‌دهند وچشم و چراغ زندگی هستند؛ درروایت آمده است بانوئی به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و از حق شوهر برای زن سؤال نمود و حضرت تعدادی از آن حقوق را بیان نمود، زن پس از شنیدن این حقوق، عرض کرد ای رسول خدا من از این ساعت مردان را بر خود حرام کردم و تصمیم گرفتم که دیگر ازدواج نکنم و زیر این همه مسؤلیت نروم چون من توانائی به جا آوردن آنها را ندارم.
۱- سلیمان بن خالد: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: ان قوماً أتوا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فقالوا: یا رسول اللَّه إنّا رأینا أناساً یسجد بعضهم لبعض فقال: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لو أمرت أحداً أن یسجد لأحد لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها. گروهی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند: ای رسول خدا ما کسانی را دیدیم بعضی به بعض دیگر سجده می‌کرد؟! فرمود: اگر من امر می‌کردم کسی به کسی سجده کند، امر می‌نمودم زن به شوهرش سجده نماید. «۱»
۲- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لایصلح لبشر أن یسجد لبشر و لو صلح لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها، ...
صلاحیت ندارد (و جایز نیست) بشر برای بشر دیگر سجده کند، اگر (چنین چیزی) جایز بود، البته امر می‌کردم زن به شوهرش سجده نماید ... «۱»
۳- علی بن حسان از عمویش عبد الرحمن، از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لو أمرت أحدا أن یسجد لأحد لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها. اگرامر می‌نمودم کسی بر کسی سجده کند، البته امر می‌کردم زن بر شوهرش سجده نماید. «۲»

تقسیم وظایف

زن موجودی است بنا به روایات که خداوند آنها را از باقیمانده خمیره یا از دنده چپ، آدم آفرید تا انیس مرد و مونس شوهر شود و همگام با او برای چرخش زندگی و تربیت فرزندان و ده‌ها مسائل دیگر: یاری رساند؛ البته از نظر اسلام، برای بانوان الزام آور نیست که این کارها را انجام دهند بلکه نوعی مساعدت به شوهران و برداشتن بار از دوش همسرانشان می‌باشد؛ و از آنجائی که باید زندگی برای طرفین شیرین و دوست داشتنی شود: خیلیها وظایف و کارهای مربوط به زندگی مشترک را میان خود و همسرانشان تقسیم می‌کنند تا سنگینی بار زندگی در دوش هر دوی زوجین باشد و باهم همکاری نمایند، تا با خوشی و خرّمی به سر منزل مقصود برسند و واقعاً کار پسندیده ایست و مورد قبول خردمندان جهان.
۱- أبی البختری: از أبی عبد اللَّه علیه السلام: از پدر بزرگوارش علیه السلام فرمود تقاضی علیّ و فاطمة إلی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فی الخدمة فقضی علی فاطمة علیها السلام بخدمتها ما دون الباب، وقضی عَلی علیّ علیه السلام بما خلفه قال: فقالت فاطمة: فلا یعلم ما دخلنی من السرور إلا اللَّه باکفائی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم تحمل أرقاب الرجال. علی و فاطمه علیهما السلام برای تعیین (و تقسیم کار) به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند، فرمود: کارهای پشت دَر (داخل خانه) با فاطمه و بیرون دَر باعلی باشد، فاطمه فرمود: کسی غیر از خدا ندانست که چقدر از این حکم خوشحال شدم، از این که رسول خدا (کارهای سخت را) به گردن مردان گذاشت (و مرا از کار بیرون، معاف داشت و راحت نمود). «۱»
۲- نجم از امام باقر علیه السلام فرمود: انّ فاطمة علیها السلام ضمنت لعلیّ علیه السلام عمل البیت والخُبز و قَمِّ البیت، و ضمن لها علیٌّ علیه السلام ماکان خلف الباب نقل الحطب و ان یجیء بالطّعام. همانا فاطمه علیها السلام به علی علیه السلام کار خانه و خمیر و نان پختن و جارو کردن (کارهای داخل خانه) را ضمانت کرد و علی علیه السلام هم کارهای بیرون از خانه، حمل هیزم و طعام آوردن را ضامن شد!. «۲»

وجوب اطاعت خانم از شوهر

با تجربه ثابت شده است که از هم گسیختگی و متلاشی شدن یک اجتماع یا یک خانواده در اثر گردن فرازی و نافرمانی افراد آن جامعه و خانواده، به فرمان روا و بزرگ خانواده است، بدین منظور و برای اینکه نظم خانواده و جامعه از هم نگسلد و فرو نپاشد دستور دادهاند از بزرگان اطاعت شود بخصوص بانوان از شوهران خود اطاعت و فرمان برداری نمایند.
۱- عبد اللَّه بن سنان: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ رجلا من الأنصار علی عهد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم خرج فی بعض حوائجه فعهد إلی امرأته عهداً ان لا تخرج من بیتها حتی یقدم، قال: و انّ اباها قد مرض فبعثت المرأة إلی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم تستأذنه أن تعوده فقال: لا اجلسی فی بیتک واطیعی زوجک قال: فثقل فأرسلت إلیه ثانیاً بذلک فقال: اجلسی فی بیتک واطیعی زوجک قال: فمات أبوها فبعثت إلیه إن أبی قد مات فتأمرنی ان اصلّی علیه فقال: لا، اجلسی فی بیتک واطیعی زوجک قال: فدفن الرجل فبعث إلیها رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم:
انّ اللَّه قد غفر لک و لأبیک بطاعتک لزوجک. مردی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای بعضی از نیازمندی‌هایش بیرون رفت و به زن خود سفارش کرد تا برگشتنش از خانه بیرون نرود، (درطول سفر تا بازگشت شوهر)، پدر زن مریض شد، زن کسی را پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد اجازه عیادت از پدر را خواست، فرمود: نه، در خانه ات بنشین و از شوهرت اطاعت نما؛ بیماری پدر سنگین شد دوباره از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اجازه خواست؟ فرمود: در خانه بنشین و از شوهرت اطاعت کن! پدرش فوت کرد سومین بار به سوی رسول خدا کسی را فرستاد که اجازه حضور در نماز میت پدر را خواستار شد؟ فرمود: نه، در خانه ات بنشین و از شوهرت فرمان بر؛ پدر دفن شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آن زن کسی را فرستاد و فرمود: همانا خداوند به خاطر اطاعت از شوهرت، هم تورا بخشید و هم پدرت را. «۱»

مراقبت بر آزادی خانمها

آزادی زنان یکی از مسائل بحثانگیز و مورد اظهار نظرهای گوناگون و تلاقی افکار مختلف، می‌باشد.
یکی مدافع آزادی کامل و دیگری خواهان اعتدال و سومی سختگیر و خشن و ..؛ ولی اگر منصفانه قضاوت کنیم و با وجدان خود به حل و فصل قضیه بپردازیم، وجداناً می‌پذیریم از آن روز که بانوان قدم به عرصه گشت و گذار و کسب و کار و اشتغال گوناگون، گذاشتند، کنترل اوضاع از دست خارج شده و جامعه رو به تباهی و انحطاط اخلاقی و غیره، می‌رود، زیرا خداوند برای بقای نسل و استمرار تولید آن جذابیت و کشش دو جنس مخالف را، در روح و روان آنها متمرکز ساخته است، اگر رادع و مهار کنندهای درمیان نباشد، آرامش و اطمینان و خوشبختی و سعادت، خانواده‌ها از میان برداشته خواهد شد؛ این را نیز می‌دانیم که خداوند، مادربزرگمان «حوّا» را از زیادی گِلِ یا از دنده پدر بزرگ مان «آدم» آفرید یعنی زن در واقع جزء بدن مرد و مکمّل وجود اوست، بدین سبب مرد مورد علاقه زن و آرامش بخش وجود اوست، اگر حفظ شرافت و اصالت خانوادگی و مراقبت از شخصیت خود نشود و بالاتر از همه اینها اگر از نظر ایمان کم بهره و خدا ترسی اش ضعیف باشد، در هر موقعیتی که پیش آید و (مقتضی موجود و مانع مفقود) باشد، به هر مردی برسد خود را تسلیم نموده و آماده کامجوئی خواهد بود؛ بدین خاطر زیاد سفارش شده است، زنان را رها نساخته و برایشان آزادی کامل داده نشود تا خدای نکرده به پرتگاه خطرناک شهوات نفسانی، سقوط ننمایند.
بدینجهت است که شرایع آسمانی بالأخص شریعت اسلام در این باره، دستورات و فرمانهای زیاد صادر کرده است؛
الف- دختر و پسر که به سن بلوغ رسیدند، فوراً ازدواج نمایند، مخصوصاً در اوان بلوغ و پیش از آنکه به اصطلاح چشمشان باز شود؛
ب- تعیین تکالیف و تقسیم وظایف نموده و زن و مرد را برای عمل به آن، فراخوانده است، بانوان کارهای داخل خانه و آقایان بیرون از خانه را انجام دهند؛
ج- برای هردو قشر اکیداً دستور داده است که حجاب خود را حفظ نمایند و از حرام بپرهیزند و چشمان خود را از نامحرم بپوشانند؛
د- تأمین خوراک و پوشاک و مسکن را به عهده مردان گذاشته است تا آنان در بیرون تکاپو نموده و به تلاش خود ادامه دهند و وظیفه مادری و تربیت و بزرگ نمودن اطفال را بر عهده بانوان گذاشته است تامی توانند از خود نمائی و ظاهر شدن در بیرون، بپرهیزند؛
در واقع کشش ساختمان وجودی زن و مرد را در نظرگرفته و کارهای سخت و جنگ و ساخت و ساز جامعه را بر گُرده آقایان و مشغله‌های وقت گیر و سر وکله زدن با گلهای زندگی و پخت وپز و .. را به عهده بانوان گذارده تا تعادل زندگی بهم نخورد و هرکس پی کار خود باشد؛
و نیز از ظهور بانوان در مجامع عمومی و محافل همگانی جلوگیری به عمل آید مگر در موارد ضروری.
به روایاتی در این مورد توجه فرمائید.
۱- فاطمة دختر امام حسین، از پدر بزرگوارش، از علی بن أبی طالب علیهم السلام، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: النساء عیّ وعورات فداووا عیّهن بالسکوت و عوراتهنّ بالبیوت. زنها عاجز و واجب السّتر هستند پس ناتوانی آنها را با سکوت (دربرابر آنها) و پوشیده ماندنشان را در خانه‌هامداوا کنید. «۱»
۲- علی بن عیسی در کتاب (کشف الغمة) از کتاب أخبار فاطمة علیها السلام ابن بابویه از علی علیه السلام فرمود: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودیم فرمود: أخبرونی أیّ شئ خیر للنساء؟
فعیینا بذلک کلّنا حتی تفرّقنا، فرجعت إلی فاطمة علیها السلام فأخبرتها بالذی قال لنا رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) ولیس أحد منّا علمه ولا عرفه، فقالت: ولکنّی أعرفه خیر للنساء أن لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال، فرجعت إلی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فقلت: یا رسول اللَّه سألتنا أیّ شئ خیر للنساء خیر لهنّ أن لا یرین الرجال ولا یراهنّ الرجال، فقال: من أخبرک، فلم تعلمه وأنت عندی؟ قلت: فاطمة، فأعجب ذلک رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و قال: انّ فاطمة بضعة منی. به من خبر دهید چه چیز برای زنها بهتر؟! پس همه ما واماندیم (نتوانستیم جواب دهیم) همگی متفرّق شدیم، من به سوی فاطمة علیها السلام برگشتم و جریان را گفتم: فرمود من می‌دانم: بهترین کار برای زنان آنست که نه زنها مردان (نامحرم) را و نه مردها زنان (نامحرم) راببینند؛ پس به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برگشتم و گفتم: ای رسول خدا سؤالی که از ما پرسیدی چه چیز برای زنها بهتر؟! (جوابش این است)، بهترین کار برای زنان آنست که نه زنها مردان (نامحرم) را و نه مردها زنان (نامحرم) راببیند؛ فرمود: کهِ به تو خبر داد (و یاد داد؟!) عرض کردم فاطمة، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تعجب کرد و فرمود: همانا فاطمة پارهای از من است. «۲»
۳- وهب، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: قال أمیر المؤمنین علیه السلام: خلق الرجال من الأرض وإنّما همّهم فی الأرض، وخُلقت المرأة من الرجال وإنّما همّها فی الرجال فاحبسوا نساءکم یا معاشر الرجال امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: مردان از زمین آفریده شدهاند (بدینجهت) همت آنها در زمین (وبهره برداری از آن) است و زنها از مردان به وجود آمدهاند و همت آنان در مر دان است، پس زنان تان را حبس نمائید (و از آنها مراقبت کنید) ای گروه مردان. «۱»
۴- غیاث بن إبراهیم، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: إنّ المرأة خُلقت من الرجل و إنّما همّتها فی الرجال فأحبّوا نساءکم، وإنّ الرجل خلق من الأرض فانّما همّته فی الأرض. همانا زن از مرد آفریده شده است، و به یقین همت آنها در مردان است، پس زنانتان را دوست بدارید و مرد از زمین خلق شده و همت او در زمین است. «۲»
۵- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ضمن بیاناتی فرمود: ... فقصّروا أجنحة نسائکم ولا تطوّلوها فإنّ فی تقصیر أجنحتها رضیً وسروراً ودخول الجنة بغیر حساب، احفظوا وصیتی فی أمر نسائکم حتی تنجوا من شدة الحساب، ومن لم یحفظ وصیتی فما أسوء حاله بین یدی اللَّه و قال علیه السلام: النساء حبائل الشیطان. پس بالهای زنانتان را کوتاه نمایید و آن را بلند نکنید، زیرا در کوتاه کردن بالهای آنها، رضایت و شادی و وارد شدن در بهشت است بدون حساب.
وصیت مرا در باره زنانتان حفظ کنید، تا از شدت حساب (قیامت) نجات یابید، و هرکس وصیت مرا حفظ ننماید، پس چقدر حال او بد خواهد شد در پیشگاه خدا، وباز فرمود: زنها دامهای شیطانند (به هرکس این دام گسترده شود در آن دام افتاده و تباه خواهد شد)!. «۳»
۶- فرمود: إنّ فاطمة دخل علیها علی بن أبی طالب علیه السلام وبه کآبةٌ شدیدة فقالت فاطمة علیها السلام: یا علی ما هذه الکآبة؟ فقال علیّ علیه السلام سألنا رسول اللَّه صلی اللَّه علیه وآله عن المرأة ما هی؟ فقلنا عورة، فقال فمتی تکون أدنی من ربها؟ فلم ندر فقالت فاطمة لعلی علیه السلام:
ارجع إلیه فأعلمه أنّ أدنی ما تکون من ربّها أن تلزم قعر بیتها، فانطلق فأخبر رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ما قالت فاطمة علیها السلام، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: إن فاطمة بضعة منی. همانا علی بن ابی طالب علیهما السلام به (منزل) فاطمه داخل شد و در او غمگینی (و خستگی) شدید دیده می‌شد، پس فاطمه علیها السلام گفت ای علی این چه ناراحتی است (در سیمای تو؟!،) علی علیه السلام گفت: رسول خدا از ما در باره زن سؤال نمود که چیست او (یعنی زن)؟ گفتیم: عورت است، فرمود: کی به خدا نزدیکتر می‌شود؟! ما (هیچکدام نفهمیدیم و) درک نکردیم فاطمه به علی گفت: برگرد خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اعلام کن (زن) زمانی به خدا نزدیک می‌شود که در توی خانهاش (بنشیند و) ملازم آن باشد؛ پس رفت و به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد آنچه که فاطمه علیها السلام گفته بود فرمود: فاطمه پارهای از من است. «۱»
۷- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: النساء عورة احبسوهن فی البیوت واستعینوا علیهن بالعری. زنها عورت هستند آنها را در خانه حبس نمائید (و بازدارید) و بر آنها یاری رسانید با بی بهره و محروم کردن از بیرون رفتن (یا با برهنگی یعنی به آنها از نظر پوشاک، زیاد نپردازید تا هوس بیرون رفتن را ننمایند). «۲»
۸- أبی هریرة، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من کان یؤمن بالله والیوم الاخر فلا یدع حلیلته تخرج إلی الحمام. هرکس به خدا و قیامت ایمان آورده است، پس نگذارد خانمش به حمام (عمومی) برود، (زیرا حمام محل لخت شدن واعضای زیرین آشکار و عیبها روشن شدن و مرکز تلاقی افکار زنانه و صحبتهای ناگوار وو .. است). «۳»
۹- سکونی، از امام صادق، از پدرانش علیهم السلام فرمود: قال علی علیه السلام: من أطاع امرأته فی أربعة أشیاء أکبّه اللَّه علی منخریه فی النّار قیل وما هی؟ قال: فی الثیاب الرقاق والحمامات والعرسات والنایحات. علی علیه السلام فرمود: هرکس در چهارچیز به زنش اطاعت نماید، خداوند او را به دودماغ (یعنی به رو) به آتش اندازد، گفتند: آن چهار چیست؟! فرمود: در لباس نازک و حمامها و عروسیها و نوحه خوانیها. «۴»
۱۰- عبد الرحمن بن کثیر، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: امیر مؤمنان علیه السلام در نامهای که به امام حسن علیه السلام فرمود: إیاک ومشاورة النساء فإنّ رأیهنّ إلی الإفْن، و عزمهنّ إلی الوهن، واکفف علیهنّ من أبصارهن بحجابک ایّاهنّ فانّ شدة الحجاب خیر لک ولهنّ من الإرتیاب، ولیس خروجهنّ بأسدّ من دخول من لا یوثق به علیهنّ، فإنّ استطعت أن لا یعرفن غیرک من الرجال فافعل. مبادا با زنان مشورت نمائی، ز یرا رأی آنها به ضعف و قصدشان به سستی است، و ببند چشمانشان را با حجاب خود بر آنها، همانا سختگیری در حجاب، برای تو و آنها بهتر است از هوسرانی (و به انحراف کشیده شدن)؛ بیرون رفتن آنها (از خانه) مطمئن تر از ورود اشخاص بی اطمینان بر آنان، (و خطرش کمتر و بازدارندهتر) نیست، اگر می‌توانی (کاری کنی که همسرانت) مردی را جزتو نشناسند، (این کار را) بکن. «۱»

حکم زدن خانم

واژه «ضَرْب» «زدن» از لغات مشترک است و معنای متفاوت دارد، زدن فیزیکی، اخلاقی، روانی و ..
در اصطلاح و محاورات روزانه هم فرق می‌کند، من تورا می‌زنم (در بیکار نمودن کسی را از کار)، مخ او را زدم، خود را این طرف و آن طرف زدم (تغلا نمودم)، طوری اورا زدم که حالا حالاها نمی‌تواند، به کارش ادامه دهد یا بلند شود و به معنای تنبیه و یازدن واقعی هم آمده است و از این قبیل.
در آیات و روایات هم معنای گوناگون دارد که با دقت درمطالب ذیل، روشن می‌شود.
۱- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إنّی أتعجّب ممّن یضرب امرأته وهو بالضرب أولی منها، لا تضربوا نساءکم بالخشب فإن فیه القصاص، ولکن اضربوهن بالجوع والعری حتی تریحوا فی الدنیا والاخرة ... من تعجب می‌کنم از کسی زنش را می‌زند در حالی که خودش به زده شدن اولیتر است، زنانتان را با چوب نزنید چون در آن قصاص هست ولکن آنها را با گرسنگی و لختی بزنید تا در دنیا و آخرت راحت شوید (در این روایت از تنبیه اخلاقی به زدن تعبیر فرموده است. «۱»
علی علیه السلام فرمود: مردی از انصار دخترش را پیش پیامبر صلی اللَّه علیه وآله، آورد و گفت: یا رسول اللَّه إنّ زوجها فلان بن فلان الأنصاری فضربها فأثر فی وجه‌ها فأقیده لها؟
فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: لک ذلک فأنزل اللَّه تعالی قوله: «الرجال قوامون علی النساء» الایة فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: أردتُ أمراً وأراد اللَّه تعالی غیره. ای رسول خدا شوهر او فلان پسر فلان انصاری اورا طوری زده است که در صورت او اثر گذاشته است (و کبود یا سیاه و یا زخمی شده است) آیا من هم او را بزنم (و با او مقابله به مثل نمایم) فرمود: این حق تو است، در این بین خدای تعالی این آیه را نازل نمود «مردان سر پرست و نگهبان زنانند به خاطر برتری هائی خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی قرار داده است»؛ حضرت فرمود: من چیزی را اراده نمودم و خداتعالی غیر آن را. «۲»
۲- موسی بن جعفر، از پدرانش علیهم السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اضربوا النساء علی تعلیم الخیر. زنان را برای تعلیم خیر بزنید (یعنی در صورت سرپیچی زنان از فراگرفتن علم و راه و رسم خوبیها، آنان را برای فرا گرفتن آنها وادار نمایید). «۳»
۳- امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باتعجب فرمود: أیضرب أحدکم المرئة ثمّ یظلّ معانقها؟!! آیا یکی از شما زن را می‌زند سپس بااو هم آغوش می‌شود؟!!. «۴»

مشاوره بابانوان

مطلبی را همیشه در نظر داشته و به خاطر بسپارید در خلال مطالعه این کتاب به مطالبی بر می‌خورید که به ظاهر نشانه عقب گردی یا توهین به بانوان است مانند اینکه، با آنها مشورت کنید و مخالفت نمائید؛ یا آنها را بزنید، یا در خلاف نظر و رأی آنها برکت هست؛ و امثال این مطالب، ولی منظور از این تعبیرها چیز دیگری است؛
اولًا- باید اسناد این روایات بررسی شود، در صورت صحت آن مطلب زیر را مدّ نظر قرار دهید؛
و ثانیاً- منظور روایات همه بانوان نیست بلکه بانوانی که از جهت عقل و فکر وسواد و تجربه، کم بهره و یا بی بهره هستند یا زیاده طلب و کله شق و خود خواهند، چون مسلّم است نظربانوئی که با این صفات متصف باشد، رأی و نظراو مورد قبول نبوده و بی پایه خواهد بود؛
در طول تاریخ بانوان بزرگ و بزرگوار فراوان داریم که با صلاح دید آنها، کارها پیش می‌رفته و می‌رود و حتی برای اداره یک کشور و یک وزارتخانه مهم شایستگی دارند، پس نباید بی آنکه مفاد روایت را در صورت درست بودن آن، بفهمیم، بلافاصله در صدد تخریب دین و یا مسائل دیگر برآئیم، به روایت یکم دقت بفرمائید و بعدیها را مطالعه نمایید.
۱- أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: إیّاک ومشاورة النساء إلّا من جرّبت بکمال عقل، فانّ رأیهنّ یجرّ إلی الإفن، و عزمهنّ إلی وهن ... مبادا با زنان مشورت نمائی مگر با بانوانی که کمال عقل او را تجربه کرده باشی، زیرا رأی آنها به تباهی می‌کشد و عزم آنها بر سستی ... «۱»
در این روایت امیرمؤمنان: علیه السلام بانوانی را که بکمال عقل و دور اندیشی و صاحب تجربه در کارها هستند را، استثناء نموده و مشاوره با آنها را، مجاز دانسته است.
و تمام مطالب بیان شده در باره مشاوره با بانوان را در محور دین، روشن می‌سازد زیرا بانوئی که صاحب خرد و فکر درست و پخته است، چرا طرف مشورت قرار نگیرد و از تجربیاتش استفاده نشود!).
۲- رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله إذا أراد الحرب دعا نساءه فاستشارهن ثمّ خالفهن هروقت اراده جنگ داشت خانمهایش فرا خوانده و با آنها مشورت می‌نمود و سپس بر خلاف رأی آنها عمل می‌کرد. «۲»
زیرا آنها از جنگ اطلاعی نداشتند و به رموز حرب نابلد بودند و روی عواطف نظر می‌دادند، پس مخالفت حضرت با آنها روی حساب درست بود.
۲- ابن فضال، از امام صادق، از پدرش و از پدران بزرگوارش علیهم السلام، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
شاوروا النساء وخالفوهن فانّ خلافهن برکة. با زنها مشورت کرده و با آنها مخالفت نمایید زیرا در خلاف آنها برکت هست. «۱»
۳- امام علیه السلام فرمود: فی خلافهن البرکة. در خلاف آنها برکت هست. «۲»
۴- در وصیت امیرمؤمنان علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام فرمود: إیاک ومشاورة النساء فان رأیهنّ إلی أفن، وعزمهنّ إلی وهن ... مبادا با زنان مشاوره نمایی، چون رأی آنها بی پایه و عزمشان برسستی است. «۳» این گونه روایات را در بالا معنا کردیم.

اطاعت از بانوان

در تعدادی از روایات، اطاعت از زنان و همسران، تقبیح و مورد مذمت قرار گرفته!، و به رو به آتش انداخته خواهد شد!!.
حالا ببینیم اطاعت از همه خواسته‌ها و دستورهای آنهااست یاموارد خاصی در نظر گرفته شده است، به متون روایات دقت نمائید که خود مسئله را روشن می‌نماید.
۱- از أبی عبد اللَّه علیه السلام از پدرانش علیهم السلام فرمود: در وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من أطاع امرأته أکبّه اللَّه علی وجهه فی النار قال: وما تلک الطاعة؟ قال: تطلب إلیه الذهاب إلی الحمامات والعرسات والعیدان والنایحات والثیاب الرقاق فیجیبها. هرکس از زنش اطاعت نماید خداوند او را به رو به آتش اندازد!، گفت: کدام اطاعت؟، فرمود: از شوهرش رفتن به حمامها و عروسیها و عید دیدنیها و نوحه گریها و لباس نازک بخواهد واو نیز موافقت نماید. «۴»
۲- سکونی، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام فرمود: قال علیّ علیه السلام: من أطاع امرأته أکبّه اللَّه علی وجهه فی النّار، قیل: وما تلک الطاعة؟ قال: تطلب إلیه أن تذهب إلی الحمامات وإلی العرسات وإلی النایحات والثیاب الرقاق فیجیبها. هرکس از زنش فرمان برد، خداوند او را به رو به آتش اندازد!، گفته شد: کدام اطاعت؟، فرمود: از شوهر در خواست نماید رفتن به حمامها و عروسیها و نوحه گریها و لباس نازک و او هم قبول نماید. «۱»
۳- و فرمود: علیه السلام: طاعة المرأة ندامة. اطاعت از زن (نادان) پشیمانی است «۲»
۴- علی علیه السلام فرمود: کل امرئ تدبّره امرأة فهو ملعون. کار هر مردی را زن (ناپخته) تدبیر (و تنظیم) کند، او ملعون است!. «۳»

احسان خانم از مال شوهر

خانمها معمولًا از خانه و مال شوهر، برای مصارفی خرج می‌کنند آیا این گونه هزینه‌ها جنبه شرعی دارد و می‌تواند یانه؟.
۱- ابن بکیر، گوید: از أبا عبد اللَّه علیه السلام سؤال نمودم: عمّا یحلّ للمرأة أن تتصدّق من بیت زوجها بغیر إذنه؟ قال: المأدوم.
از آنچه که به زن حلال است از خانه شوهرش بی اجازه شوهر، تصدق نماید؟
فرمود: غذا. «۴»
۲- علی ( (بن جعفر)، از برادرش (موسی بن جعفر) علیهماالسلام سؤال نمود: از زن هل لها أن تعطی من بیت زوجها بغیر إذنه؟ قال: لا إلا أن یحللها (یحلّها). آیا حق دارد از خانه شوهرش بدون اجازه او چیزی عطا نماید؟ فرمود: نه؛ مگر اینکه بر او حلال نماید (و اجازه دهد). «۵»
۳- محمدبن مسلم از امام باقر علیه السلام ... ولا تتصدّق من بیته بشئ إلا باذنه ... و از خانه شوهر تصدق نکند مگر با اجازه او. «۶»

اشتغال بانوان

در فصلهای گذشته ازمعایب و خطرات حضور بانوان در مجامع عمومی مطالبی گفته شد و در این فصل دربارهٔ اشتغال و در آمد زندگی آنها، صحبتی داریم؛ می‌دانیم که در شریعت اسلام تأمین خوراک و پوشاک و مسکن بانوان را، بر ذمه مردان گذاشته شده است باید به هرطریقی، به وظایف شرعی و شوهری خود عمل نماید، در غیر این صورت از سوی حاکم شرع برای عمل به این وظیفه، ملزم می‌شود، مگر اینکه توانائی جسمی یا روحی نداشته باشد در این صورت هزینه زندگی او از بیت المال تأمین خواهد شد؛ بلی اگر بانوئی بیوه باشد و نان آور خود را از دست داده باشد و از طرف حکومت مخارج او فراهم نگردد و در منزل امکان اشتغال و در آمد برایش میسّر نباشد، می‌تواند به کارهای بیرون از منزل با رعایت حجاب و سایر دستورات دینی، اشتغال ورزیده و زندگی خود را بچرخاند.
۱- ابن أسباط، از عمویش سند را رسانده به علی علیه السلام گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نعم اللّهو المغزل للمرأة الصالحة. چه سرگرمی خوبیست نخ ریسی (و بافتنی) برای زن صالحه. «۱»
۲- واز امام صادق علیه السلام است: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا تنزلوا النساء الغرف ولا تعلّموهنّ الکتابة وأمروهنّ بالمغزل و علّموهنّ سورة النور. زنان را در غرفه (وبالاخانه‌ها) منزل ندهید (که در معرض دید قرار گیرند) و نوشتن را برای آنان یاد ندهید (تا با نا اهلان و نامردان ارتباط بر قرار نمایند) آنها را امرکنید به نخ ریسی (و بافتنی) و خواندن سوره نور (که دربارهٔ تکالیف زن و مرد سخن گفته است).
پیرامون این روایت بعداً مطلبی خواهیم داشت ولی (اگر سند روایت اشکال نداشته باشد) آنچه که مسلّم است، منظور روایت زنانی است قابل که اطمینان نباشد وگرنه دین مبین اسلام که آخرین ادیان و باید تا انقراض عالم، کره زمین را اداره نماید، چگونه می‌تواند با بی سواد نگهداشتن نیمی از انسانها (قشر زنان) را، به این مدیریت دست یابد و جهان را زیر بال و پر خود گرفته و به سرمنزل مقصود برساند؛ در حالی که از بزرگان دین خاصّة شخص رسول گرامی دستورات اکید به فراگیری علم و دانش صادر شده است، فرمود:
«أطلبوالعلم من المهد الی اللّحد» زگهواره تا گور، دانش بجوی؛ و «طلب العلم فریضة علی کلّ مسلم و مسلمة» فراگرفتن دانش بر هر مسلمان، زن و مرد، واجب است.
پس از پایان جنگ بدر و دستگیری گروهی از اسراء، شرط آزادی آنهائی که سواد داشتند را، باسواد نمودن چند نفر از مسلمانها قرار داد.
در قرآن کریم صراحتاً می‌فرماید: «انّما یخشی اللَّه من عباده العلماء محقّقاً از میان بندگان خدا تنها، دانشمندان از خدا می‌ترسند» «یرفع اللَّه الّذین آمنوا و الّذین أوتو العلم درجات خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند و کسانی که علم به او داده شده است، درجات عظیمی می‌بخشد».
«قل هل یستوی الّذین یعلمون و الّذین لایعلمون بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند، یکسانند». «۱»
می‌بینیم در هیچکدام از آیات و اخبار فوق که برای رعایت اختصار، یک دهم آن را نیاوردیم، زنان را استثناء نکرده است.
پس ما نمی‌توانیم با روایت فوق، از آن همه دستورات دینی برای تشویق به فراگرفتن علم و دانش و ارزش و بها دادن به علم و عالم وو ..، دست برداریم.
در باره علم و نظر اسلام در آن، صدها بلکه هزاران کتاب و مقالات نوشته شده است که صاحبان علم، از گوشهای از آنهااطلاع دارند؛ مگر در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام و بزرگان دین در هر عصر و زمانی مکتبهای قرآن و تدریس آن وجود نداشت و یا دختران آن بزرگان در مدینه و کوفه وسایر بلاد اسلامی مانند حضرت زینب علیها السلام، تفسیرقرآن نمی‌گفتند؛ مگر قابل قبول است که آخرین دین آسمانی نیمی از اقشار جامعه را در جهالت نگهدارد، مگر عاقلانه است که از این همه پیشرفتهای علمی در هر زمینه و در هر مقوله، بانوان اسلام کور و نابینا و از همه مواهب زندگی، بی اطلاع و بی بهره بمانند.
در این باره مطالبی در بخش ۴ فصل (احکام خاص بانوان) خواهد آمد.
۳- عبد اللَّه بن سلیمان، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: لیأتینّ علی الناس زمان یظرف فیه الفاجر و یقرب فیه الماجن، و یضعف فیه المنصف، قال: فقیل له متی یا أمیر المؤمنین؟ فقال: إذا اتّخذت الأمانة مغنماً، والزکاة مغرماً، والعبادة استطالة والصّلة مَنّاً، فقیل: متی ذلک یا أمیر المؤمنین؟ فقال: إذا تسلّطن النساء وتسلّطن الإماء وأمّر الصبیان. البته برمردم می‌آید زمانی که در آن، دَریده‌ها به کار گرفته شوند، و بیهوده‌ها نزدیک (و کارها را قبضه نمایند) و با انصافها تضعیف می گرددند، گفته شد (این کارها) کی خواهد شد ای امیرمؤمنان؟! فرمود: زمانی که امانتها غنیمت و زکات غرامت شمرده شود و عبادت برای خود بزرگ بینی انجام گرفت و احسان به کسی منت گذاری گردد، پرسیدند کی خواهد شد ای امیرمؤمنان؟! فرمود: زمانی که زنها مسلط شوند (و کارها را به دست گیرند!) و کنیزان قدرت پیدا کردند، و بچه‌ها فرمان روا شدند. «۱»

نسبت زنا بر خانم

در بعضی موارد، شوهران برای مقاصد شوم و یا زهر چشم گرفتن و یا خلاص شدن از دست همسر یا روی بدبینی یا اشتباه وو ..، خانمهای خود را نسبت زنا می‌دهند و دامن او را با تهمت نا روا، آلوده می‌سازند و از افترا گفتن نمی‌ترسند و باید برای دریافت پیامدها و عواقب ناگوار دنیا و آخرت آن، آماده باشند.
۱- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من قذف امرأته بالزّنا خرج من حسناته کما تخرج الحیّة من جلدها، و کتب له بکلّ شعرة علی بدنه ألف خطیئة. هرکس همسر خود را نسبت زنا دهد، از اعمال خیر خود، بیرون رود (و محروم ماند) مانند بیرون رفتن مار از پوستخود، و بر تعداد هرموی بدنش هزار خطا (و گناه بر او نوشته شود). «۱»
۲- و امام علیه السلام فرمود: لا تقذفوا نساءکم بالزّنا فإنّه شبه بالطلاق، وإیّاکم والغیبة فانّها شبه بالکفر، واعلموا أن القذف والغیبة یهدمان عمل مائة سنة. زنان خود را نسبت زنا ندهید، زیرا آن مانند طلاق دادن است، و مبادا غیبت بکنید، چون آن شبیه کفر است، و بدانید نسبت ناروای زناو غیبت، عمل یک صد سال را، ویران می‌کنند. «۱»
۳- و او علیه السلام فرمود: من قذف امرأته بالزّنا نزلت علیه اللّعنة و لا یقبل منه صرف و لا عدل. هرکس زن خود را نسبت زنا دهد، بر او (از آسمان) لعنت نازل شود و از او هصچ عملی، کوچک و بزرگ، پذیرفته نمی‌شود!.» ۴ و باز امام علیه السلام فرمود: لا یقذف امرأته إلا ملعون أو قال: منافق، فإنّ القذف من الکفر والکفر فی النار، لا تقذفوا نساءکم فإنّ فی قذفهنّ ندامة طویلة و عقوبة شدیدة. به زن خود نسبت زنا ندهد، مگر ملعون یا فرمود: منافق، زیرا نسبت نا روای زنا از کفر و کفر هم در آتش است زنان خود را نسبت زنا ندهید چون در این نسبت، پشیمانی طولانی و عقوبت شدید، در پی خواهد داشت. «۳»

بی غیرتان

در هر زمانی مخصوصاً در زمان ما، کسانی پیدا می‌شوند که از غیرت مردانگی و شرف انسایت، به اندازه پرِ پشه در وجود او پیدا نمی‌شود بلکه به این صفت غیر انسانی و دور از شرافت، افتخار می‌کند و می‌بالد!؛ زیاد دیدهایم و می‌بینیم گروهی را که با زنان آرایش کرده و دلربای خود، دست بهم داده و دوش به دوش، در خیابانها و بازارها و در مجامع عمومی و در برابر چشمان جوانهای مجرد و متأهل، ظاهر می‌شوند و قدم زده و خود نمائی می‌نمایند و اگر کسی هم مانند آنها نباشد، امّل و بی فرهنگ و عقب افتاده و یا مرد عصر حجری نثارمی کنند و می‌گذرند!!؛ واقعاً جای بسی تأسّف است که از وجود این گونه افراد یا خانواده، یا جامعه، مفهوم غیرت و معنای شرافت، رخت بر بسته و به سفر بی پایان رفته است!! به امید روزی که این نوع اشخاص به خود برگشته و خود را دریابند و سبب تباهی جامعه و از هم پاشیدن خانواده‌ها نشوند انشاءاللَّه.
۱- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث مفصل- مناهی:
وأیّما رجل تتزینّ امرأته و تخرج من باب دارها فهو دیّوث و لا یأثم من یسمّیه دیّوثاً، والمرأة إذا خرجت من باب دارها متزیّنة متعطرة والزوج بذلک راض یبنی لزوجها بکل قدم بیت فی النار .. و هر مردی زنش آرایش کرده و از درِ خانهاش بیرون رود، پس او دیّوث است و هر کس اورا دیوث بنامد، گناه نکرده است!!؛ و زن زمانی که از درِ خانهاش، آرایش کرده و خوشبو بیرون رود و شوهرش هم برآن، راضی شود، بهر قدمی که زن برمی دارد برای شوهرش، خانهای در آتش، بنا خواهد شد. «۱»
۲- رسول خدا صلّی اللَّه علیه وآله فرمود: أیّما رجل رأی فی منزله شیئاً من الفجور فلم یغیّر، بعث اللَّه تعالی طیراً أبیض یظلّ علیه أربعین صباحاً فیقول کلّما دخل و خرج غَیّرْ غَیّرْ فإن غَیَّرَ وإلّا مسح رأسه بجناحیه علی عینیه، فإن رأی حسناً لم یستحسنه وإن یری قبیحاً لم ینکره. هرمردی در منزلش کار زشت ببیند و غیرت نشان ندهد، خدای تعالی، پرنده سفیدی را می‌فرستد، چهل روز بر او سایه افکند و در هر داخل و خارج شدن به او می‌گوید: غیرت نشان ده غیرت نشان ده، پس اگر غیرت نشان داد (فبها)، و گرنه، دوبالش را به سر و چشمان او می‌کشد، (بعد از آن چیز خوبی را ببیند خوب نمی‌شمارد و قبیح (و زشتی) راببیند، بدش نمی‌آید (و دیگر توفیق ایمان از او سلب گردد). «۲»
۳- امام (علیه السلام) فرمود: انّ الجنّة لیوجد ریحها من مسیرة خمسمائة عام ولا یجدها عاق ولا دیّوث قیل: یا رسول اللَّه، وما الدیوث؟ قال: الذی تزنی امرأته وهو یعلم بها. همانا بوی بهشت از پانصد سال راه پیدا (و استشمام می‌شود) آن را عاق والدین و دیّوث درنمی یابد، گفته شد ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیوث چیست؟! فرمود: کسی که زنش زنا می‌دهد و او می‌داند، (اما حرفی نمی‌زند). «۳»

ضایع کردن خانواده حرام است

مواقعی پیش می‌آید که بزرگ خانواده، افراد تحت تکفّل خود را در جمع یا در میان دوست و آشنا و محیط خانه: تحقیر می‌کند و توسری می‌زند، و یا در مقابل مسؤلیت هائی که دارد بی اعتنا و از هرجهت، چه تربیتی و آموزشی و غیره حقوق آنها را نادیده گرفته و خود را کنار کشیده و به امان خدا، رهامی سازد، در این صورت است که مشمول لعن و نفرین می‌گردد.
۱- قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: ملعون ملعون من ضیّع من یعول. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
ملعون است ملعون است هرکس عیالات خود را ضایع نماید. «۱»

کراهت خوابیدن دور از خانه

در اجتماع اشخاصی پیدا می‌شود که، فقط خود را می‌بیند و به زندگی خود فکر می‌کند و از دیگران غافل و حقوق آنها را پایمال و نادیده می‌گیرد، مانند معتادها و قمار باز و مشروبیها، در جائی گردهم آمده و سرگرم اعمال نا مشروع خود می‌باشند و دور از اهل و عیال خود شب را سپری می‌کنند، و یا اصلًا اهل این کارهاهم نیستند ولی در اثر بی مسؤلیتی، مجلس بزم و عیشی، فراهم می‌کنند وپس از گذشت پاسی از شب، تنبلی کرده، از فکر برگشتن به خانه منصرف می‌شوند و یا به زن و بچه خود بی میل شده وقت گذرانی می‌نمایند و زن و بچه را چشم براه و منتظر می‌گذارند که همه این اعمال در شأن یک انسان سالم و خدا شناس نیست.
۱- قال: وقال علیه السلام: هلک بذی المروة ان یبیت الرجل عن منزله بالمصر الذی فیه أهله. و فرمود: صاحب مروّت به هلاکت رسید اینکه (اگر) دور از خانه خود بخوابد درشهری که اهل و عیالش در آن شهر زندگی می‌کنند (با بهانه‌های گوناگون از آمدن به خانه خود داری می‌نماید و یا با دوستان و رفیقان بد، شب گذرانی کند و خانواده خود را منتظر می‌گذارد). «۲»

بخش ۳ آداب معاشرت و مباشرت

راهنمائیهای معاشرت در خانواده

آداب خانوادگی

«یاأَیُّهَا الَّذِینَ أمَنُوا لِیَستَأْذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَت أَیْمانُکمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الحُلُمَ مِنکُمْ ثَلاثُ مَرّاتٍ مِّنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضعُونَ ثِیابَکُم مِّنَ الظَّهیرَةِ وَ مِن بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَّکُمْ لَیْس عَلَیْکمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُنَاحُ بَعْدَهُنَّ طوّافُونَ عَلَیْکم بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ کَذالِک یُبَیّنُ اللَّهُ لَکُمُ الایاتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ».
«وَ إِذَا بَلَغَ الأَطْفالُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَستَأْذِنُوا کمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَلِک یُبَینُ اللَّهُ لَکمْ ایاتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ».
«وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ الَّتی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْس عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَن یَضعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبرِّجاتِ بِزِینَةٍ وَ أَن یَستَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سمِیعٌ عَلِیمٌ». «۱» ای کسانی که ایمان آوردهاید باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیدهاند (برای ورود به خوابگاه شما) در سه وقت از شما اجازه بگیرند: قبل از نماز فجر، و در نیم رو ز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز عشاء، این سه وقت خصوصی شما است؛ اما بعد از این سه وقت گناهی بر شما و بر آنها نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گِرد یکدیگر طواف کنید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمائید) این گونه خداوند آیات را برای شما تبیین می‌کند و خداوند عالم و حکیم است.
و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همانگونه که اشخاصی پیش از آنها بودند اجازه می‌گرفتند، این چنین خداوند آیاتش را برای شما تبیین می‌کند و خدا عالم و حکیم است.
و زنان از کار افتادهای که امید به ازدواج ندارند گناهی بر آنها نیست که لباسهای (روئین) خود را بر زمین بگذارند به شرط اینکه در برابر مردم خود آرائی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای آنها بهتر است و خداوند شنوا و دانا است. «۱»
در آیات قرآن اهمیت زیادی به پیوند خانوادگی: و احترام و اکرام پدر و مادر: و نیز توجه به تربیت فرزندان: داده شده است، که در آیات فوق به قسمتی از آن اشاره شده است: این بخاطر آن است که جامعه بزرگ انسانی از واحدهای کوچکتری به نام خانواده تشکیل می‌شود: همانگونه که یک ساختمان بزرگ از غرفه‌ها و سپس از سنگ‌ها و آجرها تشکیل می‌گردد.
بدیهی است هر قدر این واحدهای کوچک از انسجام و استحکام بیشتری برخوردار باشد استحکام اساس جامعه بیشتر خواهد بود: و یکی از علل نابسامانی‌های اجتماعی جوامع صنعتی عصر ما متلاشی شدن نظام خانوادگی است که نه احترامی از سوی فرزندان وجود دارد: نه محبتی از سوی پدران و مادران: و نه پیوند مهر و عاطفهای از سوی همسران.
منظره دردناک آسایشگاه‌های بزرگسالان در جوامع صنعتی امروز که مرکز پدران و مادران ناتوانی است که از کار افتادهاند و از خانواده طرد شدهاند شاهد بسیار گویائی برای این حقیقت تلخ است.
مردان و زنانی که بعد از یک عمر خدمت: و تحویل فرزندان متعدد به جامعه در ایّامی که نیاز شدیدی به عواطف فرزندان: و کمکهای آنها دارند: به کلی رانده می‌شوند: و در آنجا در انتظار مرگ، روز شماری می‌کنند: و چشم به در دوختهاند که آشنائی از در درآید: انتظاری که شاید در سال یک یا دو بار بیشتر یا اساساً تکرار نمی‌شود! به راستی تصور چنین حالتی زندگی را برای انسان از همان آغازش تلخ می‌کند و این است راه و رسم دنیای مادی و تمدن منهای ایمان و مذهب.
(در آیه دیگر) جمله «أعمل صالحا ترضاه» بیانگر این واقعیت است که عمل صالح چیزی است که موجب خشنودی خدا می‌شود: و تعبیر «أحسن ما عملوا» (بهترین کاری که انجام دادند) که در آیات متعددی از قرآن مجید آمده: بیانگر فضل بیحساب خداوند است که در مقام اجر و پاداش بندگان: بهترین اعمال آنها را معیار قرار می‌دهد و همه را به حساب آن می‌پذیرد. «۱»

آداب ورود به جایگاه خصوصی والدین

مهمترین مسأله‌ای که در آیات فصل قبل «۲»، تعقیب شده مسأله عفت عمومی و مبارزه با هر گونه آلودگی جنسی است که در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته و به اموری که با این مسأله ارتباط دارد پرداخته و خصوصیات آن را تشریح می‌کند و آن مسأله اذن گرفتن کودکان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اطاقهائی است که مردان و همسرانشان ممکن است در آن خلوت کرده باشند.
نخست می‌گوید: ای کسانی که ایمان آوردهاید باید مملوکهای شما (بردگانتان) و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیدهاند در سه وقت از شما اجازه بگیرند «یا ایها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت ایمانکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرّات». قبل از نماز فجر و در نیم روز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون می‌آورید و بعد از نماز عشاء «من قبل صلوة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظّهیرة و من بعد صلوة العشاء».
ظهیرة چنانکه راغب در مفردات و فیروزآبادی در قاموس می‌گویند: به معنی نیم روز و حدود ظهر است که مردم در این موقع معمولا لباسهای روئی خود را در می‌آورند و گاه مرد و زن با هم خلوت می‌کنند.
این سه وقت: سه وقت پنهانی و خصوصی برای شما است (ثلاث عورات لکم) عورت در اصل از ماده عار به معنی عیب است و از آنجا که آشکار شدن اندام جنسی مایه عیب و عار است در لغت عرب به آن عورت اطلاق شده.
کلمه عورة گاه به معنی شکاف در دیوار و لباس و مانند آن نیز آمده است و گاه به معنی مطلق عیب می‌باشد: و به هر حال اطلاق کلمه عورت بر این اوقات سه گانه به خاطر آن است که مردم در این اوقات خود را زیاد مقید به پوشانیدن خویش مانند سایر اوقات نمی‌کنند و یک حالت خصوصی دارند.
بدیهی است این دستور متوجه اولیای اطفال است که آنها را وادار به انجام این برنامه کنند: چرا که آنها هنوز به حد بلوغ نرسیدهاند تا مشمول تکالیف الهی باشند:
و به همین دلیل مخاطب در اینجا اولیاء هستند.
ضمنا اطلاق آیه هم شامل کودکان پسر و هم کودکان دختر می‌شود و کلمه الذّین که برای جمع مذکر است مانع از عمومیت مفهوم آیه نیست: زیرا در بسیاری از موارد این تعبیر به عنوان تغلیب بر مجموع اطلاق می‌گردد همانگونه که در آیه وجوب روزه تعبیر به الّذین شده و منظور عموم مسلمانان است. «۱»
ذکر این نکته نیز لازم است که آیه از کودکانی سخن می‌گوید که به حد تمیز رسیدهاند و مسائل جنسی و عورت و غیر آن را تشخیص می‌دهند: زیرا دستور اذن گرفتن خود دلیل بر این است که این اندازه می‌فهمند که اذن گرفتن یعنی چه و تعبیر به ثلاث عورات شاهد دیگری بر این معنی است.
اما اینکه این حکم در مورد بردگان مرد است یا کنیزان را نیز شامل می‌شود روایات مختلفی وارد شده هر چند ظاهر عام است و شامل هر دو گروه می‌شود و به همین دلیل روایت موافق ظاهر را می‌توان ترجیح داد.
در پایان آیه می‌فرماید: بر شما و بر آنها گناهی نیست که بعد از این سه وقت بدون اذن وارد شوند: و بعضی به دیگری خدمت کنند و گرد هم (با صفا و صمیمیت) بگردند (لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن طوّافون علیکم بعضکم علی بعض).
آری این چنین خداوند آیات را برای شما تبیین می‌کند و خدا عالم و حکیم است (کذلک یبین الله لکم الایات و الله علیم حکیم) واژه طوّافون در اصل از ماده طواف به معنی چرخیدن به دور چیزی است: و چون به صورت صیغه مبالغه آمده به معنی کثرت در این امر می‌باشد: و با توجه به اینکه بعد از آن بعضکم علی بعض آمده مفهوم جمله این می‌شود که در غیر این سه وقت شما مجاز هستید بر گرد یکدیگر بگردید و رفت و آمد داشته باشید و به هم خدمت کنید.
و به گفته فاضل مقداد در کنز العرفان این تعبیر در حقیقت به منزله بیان دلیل برای عدم لزوم اجازه گرفتن در سائر اوقات است: چرا که اگر بخواهند مرتباً رفت و آمد داشته باشند و در هر بار اذن دخول بخواهند کار مشکل می‌شود.
در آیه بعد حکم بالغان را بیان کرده: می‌گوید: هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید در همه اوقات اجازه بگیرند:
همانگونه که اشخاصی که قبل از آنها بودند اجازه می‌گرفتند (و اذا بلغ الأطفال منکم الحُلُمْ فلیستاذنوا کما استاذن الذین من قبلهم).
واژه حُلُمْ (بر وزن کُتُبْ) به معنی عقل آمده است و کنایه از بلوغ است که معمولا با یک جهش عقلی و فکری توأم است: و گاه گفتهاند حلم به معنی رؤیا و خواب دیدن است: و چون جوانان: مقارن بلوغ: صحنه‌هائی در خواب می‌بینند که سبب احتلام آنها می‌شود این واژه به عنوان کنایه در معنی بلوغ به کار رفته است.
به هر حال از آیه فوق چنین استفاده می‌شود که حکم بالغان با اطفال نابالغ متفاوت است: زیرا کودکان نابالغ طبق آیه قبل، تنها در سه وقت موظف به اجازه گرفتن هستند: چون زندگی آنها با زندگی پدران و مادران آنقدر آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود: و از این گذشته احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده: ولی نوجوانان بالغ طبق این آیه که اذن گرفتن را به طور مطلق برای آنها واجب دانسته موظفند در همه حال به هنگام ورود بر پدر و مادر اذن بطلبند.
این حکم مخصوص به مکانی است که پدر و مادر در آنجا استراحت می‌کنند و گرنه وارد شدن در اطاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصا به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند: و هیچ گونه مانع و رادعی در کار نیست اجازه گرفتن لزومی ندارد.
ذکر این نکته نیز لازم است که جمله «کما استأذن الذین من قبلهم» اشاره به بزرگسالان است که در همه حال به هنگام وارد شدن در اطاق موظف به اجازه گرفتن از پدران و مادران بودند: در این آیه افرادی را که تازه به حد بلوغ رسیدهاند همردیف بزرگسالان قرار داده که موظف به استیذان بودند.
در پایان آیه برای تأکید و توجه بیشتر می‌فرماید: این گونه خداوند آیاتش را برای شما تبیین می‌کند و خداوند عالم و حکیم است «کذلک یبیّن اللّه لکم آیاته و اللّه علیم حکیم».
این همان تعبیری است که در ذیل آیه قبل بود بدون هیچگونه تغییر جز اینکه در آن آیه الایات بود و در اینجا آیاته که از نظر معنی تفاوت چندانی ندارد.
در آخرین آیه مورد بحث استثنائی برای حکم حجاب زنان بیان می‌کند و زنان پیر و سالخورده را از این حکم مستثنی می‌شمرد و می‌گوید: زنان از کار افتادهای که امیدی به ازدواج ندارند گناهی بر آنان نیست که لباسهای (روئین) خود را بر زمین بگذارند در حالی که در برابر مردم خود آرائی نکنند (و القواعد من النساء اللَّاتی لا یرجون نکاحاً فلیس علیهن جناح أن یضعن ثیابهنّ غیر متبرّجات بزینة).
در واقع برای این استثناء دو شرط وجود دارد: نخست اینکه به سن و سالی برسند که معمولا امیدی به ازدواج ندارند: و به تعبیر دیگر جاذبه جنسی را کاملا از دست دادهاند.
دیگر اینکه در حال بر داشتن حجاب خود را زینت ننمایند.
روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام این حکم را از آنان برداشته است.
این نکته نیز روشن است که منظور برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباسها نیست بلکه تنها کنار گذاشتن لباسهای رو است که بعضی روایات از آن تعبیر به چادر و روسری کرده است (الجلباب و الخمار در حدیثی از امام صادق علیه السلام در ذیل همین آیه می‌خوانیم که فرمود: الخمار و الجلباب، قلت بین یدی من کان؟ قال: بین یدی من کان غیر متبرجة بزینة: منظور روسری و چادر است: راوی می‌گوید از امام پرسیدم در برابر هر کس که باشد؟ فرمود: در برابر هر کس باشد اما خود آرائی و زینت نکند.
روایات دیگری نیز به همین مضمون یا نزدیک به آن از ائمه اهلبیت علیه السلام نقل شده است که تعدادی از آن در بخش ۴ در فصل «حدود نگاه به نامحرم» خواهد آمد.
در پایان آیه اضافه می‌کند که با همه احوال اگر آنها تعفف کنند و خویشتن را بپوشانند برای آنها بهتر است (و ان یستعففن خیرٌ لهنّ).
چرا که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و حجاب را رعایت کند پسندیدهتر و به تقوا و پاکی نزدیکتر است.
و از آنجا که ممکن است بعضی از زنان سالخورده از این آزادی حساب شده و مشروع سوء استفاده کنند: و احیانا با مردان به گفتگوهای نامناسب بپردازند و یا طرفین در دل افکار آلودهای داشته باشند در آخر آیه به عنوان یک اخطار می‌فرماید خداوند شنوا و دانا است (و الله سمیع علیم).
آنچه را میگوئید می‌شنود و آنچه را در دل دارید و یا در سر می‌پرورانید.

ورود به خلوتگاه والدین

این مطلب قابل قبول تمام فرقه‌ها و نژادها و اقوام گوناگون جوامع بشری است که، انسان نباید بدون اجازه، به خلوت خانه کسی وارد شود، بخصوص از نظر اسلام در این موارد دقت زیاد شده و مورد توجه بیشتر بزرگان دین قرار گرفته است؛ فرق نمی‌کند پدر و مادر و خواهر و برادر و به طور خلاصه اقوام نزدیک و دور و حتی بیگانه: باید این آداب و رسوم را رعایت نماید.
از جمله آدابی که نشان دهنده شخصیت و حسن ادب آدمی است و آبروی خانوادگی را محفوظ می‌دارد، رعایت حرمت‌های خانوادگی و بها دادن به همدیگر است که مصداق بارز آنها اجازه خواستن در ورود و خروج به خلوت گاه والدین و محارم دیگر (دختر و پسر و عمه و خاله و غیره) است.
۱- ابن محبوب از أبی أیوب الخراز: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: یستأذن الرجل إذا دخل علی أبیه و لا یستأذن الأب علی الإبن، الحدیث. حتماً وقتی که مرد به خدمت پدر می‌رسد، اجازه بخواهد ولی اجازه خواستن پدر لزومی ندارد (لحن حدیث استیذان فرزند، در مواقع زندگی طبیعی است، زیرا پدر هم مجاز نیست، سرزده به خلوتگاه فرزند وارد شود). «۱» ۲- محمد بن علی الحلبی گوید: به أبی عبد اللَّه علیه السلام گفتم: الرجل یستأذن علی أبیه؟
فقال: نعم قد کنت أستأذن علی أبی ولیست امّی عنده إنّما هی امرأة أبی تُوفّیت امّی وأنا غلام، وقد یکون من خلوتهما مالا أحب أن أفجاهما علیه، ولا یحبّان ذلک منّی والسلام أحسن وأصوب. آیا مرد برای ورود به خدمت پدر اجازه می‌خواهد؟ فرمود: بلی، من برای ورود به پدرم اجازه می‌خواستم در حالی که مادرم پیشش نبود، او زن پدرم بود، من جوان بودم که مادرم وفات یافت ای بسا در محل خلوت آنها چیزی باشد که من دوست نداشتم، ناگهانی (و سرزده) با آن روبرو شوم و آنها نیز این کار را، دوست نداشتند، و سالم بودن (از این کارها) زیبا و مقرون به حقیقت است. «۱»
۳- ابن محبوب: از أبی أیوب الخراز: از أبی عبد اللَّه علیه السلام- در حدیثی- فرمود: و یستأذن الرّجل علی ابنته وأخته إذا کانتا متزوّجتین. مرد برای ورود به منزل دختر و خواهرش، اجازه بخواهد اگر ازدواج کردهاند. «۲»
۴- جراح المدائنی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام- در حدیثی- فرمود: و من بلغ الحُلُمْ فلا یلج علی أمّه و لا علی اخته ولا علی خالته و لا علی سوی ذلک إلا باذن، ولا تأذنوا حتی یسلّموا (یسلّم)، والسلام طاعة لله عزوجل. هر کس به حد بلوغ رسیده است نباید سر زده به مادر و خواهر و خاله وارد شود و نه دیگران، مگر با اذن: و اجازه (ورود ندهید) تا سلام کنند، سلام اطاعت از خدای عزّ و جلّ است. «۳»
۵- محمد بن قیس: از أبی جعفر علیه السلام- در حدیثی- فرمود: ومن بلغ الحلم منکم فلا یلج علی امّه ولا علی اخته ولا علی ابنته ولا علی من سوی ذلک إلا بإذن، ولا یؤذن لأحد حتی یُسلّم، فانّ السلام طاعة الرحمن. هر کس به حد بلوغ رسیده است نباید سر زده به مادر و خاله و خواهر وارد شود و نه دیگران، مگر با اذن (و اجازه)، و اجازه (ورود ندهید) تا سلام کنند، سلام اطاعت از خدای رحمان است. «۴»
۶- علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم أمیّ أستأذن علیها؟ قال: نعم، قال: ولم یا رسول اللَّه؟ قال أیسرّک أن تراها عریانة؟ قال: لا قال: فاستأذن. از مادرم (برای ورود به خانه) اجازه بخواهم؟ فرمود: بلی، گفت چرا ای رسول خدا، فرمود: آیا خوشت می‌آید مادرت را لخت ببینی؟! گفت: نه، فرمود پس اذن بخواه. «۱»
۷- علی علیه السلام فرمود: مردی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفت: ای رسول خدا! اختی تکشف شعرها بین یدیّ؟ قال: لا إنّی أخاف إذا أبدت شیئا من محاسنها ومن شعرها و معصمها أن تواقعها. خواهرم مویش را پیش من باز می‌کند؟ (آیا اشکال دارد) فرمود: نه (نباید این کار را بکند)، زیرا می‌ترسم هرگاه چیزی از آرایشش و مویش و محل زینتش را باز کند، تورا (وسوسه کند و) با او درآمیزی (و زنا کنی). «۲»
۸- فرمود: نهی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أن یدخل علی النساء إلّا باذن الأولیاء. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نهی فرمود: از اینکه بر زنان داخل شوند مگر با اجازه اولیاء (و صاحبان آنها). «۳»
۹- جعفربن عمر از ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نهی أن یدخل الرّجال علی النّساء الّا باذنهنّ نهی نمود که مردان بر (منزل) بانوان داخل شوند مگر با اجازه آنها. «۴»

استیذان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دخترش

رعایت این دستورها از همه مطلوب و از بزرگان و رهبران دین که عمل آنها، سرمشق و الگوی دیگران می‌باشد مطلوبتر است: بدینجهت بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای ورود به خانه دخترش فاطمه علیها السلام اجازه می‌خواست و بدون اجازه وارد نمی‌شد!.
۱- عمرو بن شمر از أبی جعفر علیه السلام: از جابر بن عبد اللَّه انصاری گفت: خرج رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یرید فاطمة وأنا معه، فلما انتهینا إلی الباب وضع یده علیه فدفعه ثم قال: السلام علیکم، فقالت فاطمة علیها السلام: وعلیک السلام یا رسول اللَّه، قال: أدخل؟ قالت: ادخل یا رسول اللَّه، قال: أدخل انا ومن معی؟ قالت: لیس علیّ قناع، فقال: یا فاطمة خذی فضل ملحفتک فقنعی به رأسک ففعلت ثم قال: السلام علیک، فقالت: وعلیک السلام یا رسول اللَّه قال:
ادخل؟ قالت: نعم یا رسول اللَّه، قال: أنا ومن معی؟ قالت: ومن معک، قال جابر: فدخل رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ودخلت و إذا وجه فاطمة علیها السلام اصفر کأنه بطن جرادة، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: مالی أری وجهک اصفر، قالت: یا رسول اللَّه، الجوع، فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: اللّهم مشبع الجوعة ودافع الضیعة اشبع فاطمه بنت محمد، قال جابر: فواللَّه لنظرت إلی الدم یتحدر من قصاصها حتی عاد وجه‌ها احمر فما جاعت بعد ذلک الیوم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون رفت و اراده داشت فاطمه را ببیند و من هم با او بودم؛ وقتی که به کنار دَر رسیدیم، دست روی دَر گذاشت و (کمی) هل داد و فرمود: سلام بر شما باد، فاطمه علیها السلام گفت: و برتو باد سلام ای رسول خدا؛ فرمود: آیا داخل شوم؟ گفت: داخل شو، فرمود: آیا با همراهم داخل شوم؟ عرض کرد مقنعه ندارم، فرمود: ای فاطمه زیادی ملافه را بگیر و برخود مقنعه (و حجاب) قرار داده و سرت را بپوشان، (فاطمه) این کار را کرد؛ سپس فرمود: سلام برتو باد و او نیز گفت: و برتوباد سلام ای رسول خدا، فرمود:
داخل شوم (خودترا جمع و جور کردی)؟ گفت: بلی ای رسول خدا (داخل شو)؛ فرمود: من و همراهم؟ عرض کرد بلی و هرکهِ با تواست؛ جابر گوید: پس من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم داخل شدیم، ناگهان روی فاطمه را مانند شکم ملخ، زرد رنگ دیدیم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (ای فاطمه) چرا صورتت را زرد می‌بینم؟ گفت: ای رسول خدا، گرسنگی (سبب زردی رنگ من است)!!؛
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (دست به دعا برداشت و) گفت خدایا ای سیر کننده گرسنگان و دفاع کننده از ضایع شوندگان، فاطمه بنت محمد را نیز سیر نما؛ جابر گوید: به خدا قسم دیدم خون به پوست صورت فاطمه سرازیر شد تا به حالت سرخ گونه (وعادی)، برگشت که بعد از آن روز فاطمه هیچ وقت گرسنه نشد. «۱»

فلسفه استیذان و مفاسد عدم رعایت آن

۵- فلسفه استیذان و مفاسد عدم رعایت آن برای ریشه کن ساختن یک مفسده اجتماعی مانند اعمال منافی عفت، تنها توسل به اجرای حدود و تازیانه زدن منحرفان کافی نیست: در هیچ یک از مسائل اجتماعی چنین برخوردی نتیجه مطلوب را نداده و نخواهد داد: بلکه باید مجموعهای ترتیب داد از آموزش فکری و فرهنگی آمیخته با آداب اخلاقی و عاطفی: و همچنین آموزشهای صحیح اسلامی: و ایجاد یک محیط اجتماعی سالم: سپس مجازات را به عنوان یک عامل بازدارنده در کنار این عوامل در نظر گرفت.
به همین دلیل در سوره نور که در واقع سوره عفت است از مجازات تازیانه مردان و زنان زناکار شروع می‌کند و به مسائل دیگر مانند فراهم آوردن وسائل ازدواج سالم رعایت حجاب اسلامی، نهی از چشمچرانی، تحریم متهم ساختن افراد به آلودگی ناموسی، و بالأخره اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدران و مادران گسترش می‌دهد.
این نشان می‌دهد که اسلام از هیچ یک از ریزهکاریهای مربوط به این مسأله غفلت نکرده است.
خدمتکاران موظفند به هنگام ورود در اطاقی که دو همسر قرار دارند اجازه بگیرند.
کودکان بالغ نیز موظفند در هر وقت بدون اجازه وارد نشوند، حتی کودکان نابالغ که مرتباً نزد پدر و مادر هستند نیز آموزش داده شوند که لااقل در سه وقت (قبل از نماز صبح و بعد از نماز عشاء و هنگام ظهر که پدران و مادران به استراحت می‌پردازند) بدون اجازه وارد نشوند.
این یک نوع ادب اسلامی است هر چند متأسفانه امروز کمتر رعایت می‌شود و با اینکه قرآن صریحاً آن را (در آیات ۵۸۵۹۶۰ سوره نور که (در فصل اول این بخش گذشت) بیان کرده است: در نوشته‌ها و سخنرانی‌ها و بیان احکام نیز کمتر دیده می‌شود که پیرامون این حکم اسلامی و فلسفه آن بحث شود: و معلوم نیست به چه دلیل این حکم قطعی قرآن مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته؟! گر چه ظاهر آیه وجوب رعایت این حکم است حتی اگر فرضاً آن را مستحب بدانیم باز باید از آن سخن گفته شود: و جزئیات آن مورد بحث قرار گیرد، بر خلاف آنچه بعضی از سادهاندیشان فکر می‌کنند که کودکان سر از این مسائل در نمی‌آورند و خدمتکاران نیز در این امور باریک نمی‌شوند ثابت شده است که کودکان (تا چه رسد به بزرگسالان) روی این مسأله فوق العاده حساسیت دارند: و گاه می‌شود سهلانگاری پدران و مادران و بر خورد کودکان به منظره‌هائی که نمی‌بایست آن را ببینند سرچشمه انحرافات اخلاقی و گاه بیماری‌های روانی شده است.
ما خود با افرادی بر خورد کردیم که به اعتراف خودشان بر اثر بی توجهی پدران و مادران به این امر و مشاهده آنان در حال آمیزش جنسی یا مقدمات آن به مرحلهای از تحریک جنسی و عقده روانی رسیده بودند که عداوت شدید پدر و مادر در سر حد قتل! در دل آنها پیدا شده بود: و خود آنها نیز شاید تا مرز انتحار پیش رفته بودند! اینجا است که ارزش و عظمت این حکم اسلامی آشکار می‌شود که مسائلی را که دانشمندان امروز به آن رسیدهاند از چهارده قرن پیش در احکام خود پیش بینی کرده است.
و نیز در همین جا لازم می‌دانیم به پدران و مادران توصیه کنیم که این مسائل را جدی بگیرند: و فرزندان خود را عادت به گرفتن اجازه ورود بدهند: و همچنین از کارهای دیگری که سبب تحریک فرزندان می‌گردد از جمله خوابیدن زن و مرد در اطاقی که بچه‌های ممیز می‌خوابند تا آنجا که امکان دارد پرهیز کنند: و بدانند این امور از نظر تربیتی فوق العاده در سرنوشت آنها مؤثر است.
جالب اینکه در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم که فرمود: ایّاکم و ان یجامع الرجل امرئته و الصبی فی المهد ینظر الیهما: مبادا در حالی که کودکی در گهواره به شما می‌نگرد آمیزش جنسی کنید!. «۱»
در بخش ۴ فصل پرهیز از (مقاربت در حضور بچه) روایاتش مشروحاً خواهد آمد.

آرایش خانم و آقابرای همدیگر

آرایش و تمیزی و نظافت، برای زن و مرد، از ضروریات و شرط ادامه و شیرینی زندگی است، مخصوصاً برای بانوان که بیشتر مورد توجه آقایان و برای جلوگیری کردن از انحرافات آنها است؛ در روایات متعدد آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک سوم نقدینگی خود را به خوشبوئی و عطریات هزینه می‌کرد و سفارش اکید در نظافت و تمیزی، داشت به طوری که آن را جزء ایمان قرار داد «۱» و در بیان احکام خاص بانوان به مطالب ذیل عنایت داشت، به طور خلاصه نظافت و آرایش برای زن و مرد لازم الاجراست و شکی در مطلوبیت آن نیست.
۱- محمد بن مسلم، از أبی جعفر (علیه السلام) فرمود: لا ینبغی للمرأة ان تعطل نفسها ولو ان تعلّق فی عنقها قلادة ولا ینبغی ان تدع یدها من الخضاب ولو ان تمسحها مسحاً بالحناء وان کانت مسنّة. سزاوار نیست زن خود را (از زینت محروم و) معطل نماید اگرچه قلادهای به گردن آویزد، و شایسته نیست دستانش را از خضاب رهاسازد اگرچه با حنا آن را مسّ نماید و اگرچه زن مسن (و پیر باشد). «۲»
۲- ولا یجوز للمرأة أن تعطّل نفسها ولو أن تعلّق فی عنقها خیطاً، و لا یجوز أن تری أظافیرها بیضاء ولو أن (تمسها بالحناء مسّاً) (تمسحها بالحناء مسحاً)، ولا تخضب یدیها فی حیضها، لأنّه یخاف علیها الشیطان، ... و یجوز للمرأة لبس الدیباج والحریر فی غیر صلاة وإحرام، و حُرّم ذلک علی الرجال إلا فی الجهاد و یجوز أن تتختّم بالذهب وتصلّی فیه، و حرّم ذلک علی الرجال، و جایز نیست بر زن که خود را معطل نماید (و از زینت و آرایش دست بکشد و خود را محروم کند) اگرچه با آویختن نخی برگردن باشد و جایز نیست انگشتانش سفید دیده شود اگر چه (لا اقل) با حنا خود را مس کند (ورنگین نماید)، و در ایام حیض خود را خضاب نکند، زیرا برای او از (صدمات) شیطان ترسیده می‌شود، و برای زن پوشیدن لباس دیباج و حریر در غیر نماز و احرام، جایز است، اما اینها برای مردان حرام است مگر در جهاد، و جایز است زنها با انگشتر طلا نماز بخواند و لی برای مردان حرام است. «۳»
۳- سعد بن سعد: از حسن بن الجهم گفت: رأیت أبا الحسن علیه السلام اختضب، فقلت: جعلت فداک اختضبت؟ فقال: نعم إنّ التهیئة ممّا یزید فی عفّة النساء، ولقد ترک النساء العفّة بترک أزواجهنّ التهیئة، ثمّ قال: أیسرّک أن تراها علی ما تراک علیه إذا کنت علی غیر تهیئة؟ قلت:
لا، قال: فهو ذاک، ثمّ قال: من أخلاق الأنبیاء التنّظف و التطیّب و حلق الشعر و کثرة الطروقة، الحدیث. دیدم ابالحسن علیه السلام خضاب گذاشته گفتم: فدایت شوم خضاب گذاشتی؟! فرمود: بلی همانا آماده شدن (مرد باآرایش) عفت زنهارا زیاد می‌کند، زنها عفاف را ترک نمودند با ترک شوهرانشان آمادگی (و زینت) را، سپس فرمود: آیا دوست داری زن را در آن حالت که تو هستی (از بی نظمی و بهم ریختگی و وضع چندش آور) ببینی؟!، گفتم: نه، فرمود: پس او هم همان طور سپس فرمود: از اخلاق انبیاء است نظافت کردن و خود را خوشبو ساختن و تراشیدن مو و زیاد همبستر شدن ... تا آخر حدیث. «۱»
۴- أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: لتطیب المرأة المسلمة لزوجها. زن مسلمان حتماً خود را برای همسرش خوشبو کند. «۲»
۵- محمد بن مسلم، ازیکی از صادقین علیهما السلام از استعمال طلا برای زنها سؤال کردند؟ فرمود: لیس به بأس. ولا ینبغی للمرأة أن تعطل نفسها ولو أن تعلق فی عنقها قلادة. ولا ینبغی لها أن تدع یدها من الخضاب ولو أن تمسحها بالحناء مسحا ولو کانت مسنة. عیب ندارد و سزاوار نیست برای زن خود را از آرایش کردن تعطیل نماید، اگرچه با آویختن یک قلاده باشد، و شایسته نیست بر او دستش را از حنا گذاشتن، رها سازد اگرچه با مالیدن دست بر حنا اگرچه سالخورده و پیر باشد. «۳»
۶- در کتاب الغایات: شیخ جعفر بن أحمد القمی آمده است امام علیه السلام فرمود: إنی لأبغض من النساء السلتاء والمرهاء، فالسلتاء التی لا تختضب، والمرهاء التی لا تکتحل. من زنان سلتاء و مرهاء را دوست ندارم سلتاء زنی که خضاب نمی‌کند و مرهاء زنی که سرمه نمی‌کشد (بطور کلّی از زنان بی آرایش خوشم نمی‌آید). «۴»

روایت حفظ زیبائی

در جامعه دیده شده است کسانی که، به پیری زود رس و یا از دست دادن نشاط و نمای جوانی زود هنگام، گرفتار می‌شوند و از نظر سنّی جوان و در منظر و رؤیت پیر هستند!
البته این گونه اشخاص بنا به عللی (غم و غصه و فقر ونداری و فشارهای روحی و حسادت و کینه و ده‌ها مسائل دیگر از جمله پر خوری) به این روز می‌افتند؛ پس هرکسی باید علت این گرفتاری را در خودش، پیدا کند و در صدد معالجهاش بر آید.
۱- عمر بن علی، از پدرش علی بن أبی طالب علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مرّ أخی عیسی بمدینة وفیها رجل وامرأة یتصایحان فقال: ما شأنکما؟ قال: یا نبی اللَّه هذه امرأتی ولیس بها بأس صالحة ولکنّی احبّ فراقها قال: فأخبرنی علی کل حال ما شأنها؟ قال: هی خلقه الوجه من غیر کبر. قال لها: یا امرأة أتحبّین أن یعود ماء وجهک طریّاً؟ قالت: نعم قال لها: إذا أکلت فایّاک أن تشبعی لأنّ الطعام إذا تکاثر علی الصّدر فزاد فی القدر، ذهب ماء الوجه ففعلت ذلک فعاد وجه‌ها طریّاً. برادرم عیسی به شهری گذشت و دید مردی با زنی، به رویهم فریاد می‌کشند پرسید: چه شده؟ گفت ای پیامبر خدا! این همسر من است و اشکالی هم در او نیست و زن صالحه است، ولی من دوست دارم از او جدا شوم! فرمود: خلاصه جریانتان را به من بگویید (علت این نفرت از چیست)؟ گفت: این زن در جوانی بدگِل شده (با اینکه سنّی از او نگذشته زشت رو شده است) فرمود:
ای زن دوست می‌داری زیبائی و آب رویت برگردد؟! گفت: بلی، فرمود: هرگاه غذا خوردی، سیر نخور زیرا غذا وقتی که در سینه زیاد شد و بیش از قدر معمول شد، آب رو را می‌برد (و زشت می‌شود)، آن زن به این دستور عمل کرد و رویش تر وتازه شد (وزیبائیش برگشت!). «۱»

زینت برای نابینایان

در فصل پیشین تشریح گردید که زن و مرد برای همدیگر آرایش نمایند و خود را زیبا جلوه گر نمایند، آیا برای نابینایان چه کنند؟!
۱- سکونی از امام صادق علیه السلام فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سؤال نمودند زینت زن برای نابینا چگونه است؟ فرمود: الطّیّب و الخضاب فانّه من طیب النّسمة. (استعمال) بوی خوش و خضاب کردن که آن از پاکی زن است. «۱»
زیرا استشمام بوی خوش و بوی خضاب نیازی به دیدن و چشم ندارد و با قوه شامّه می‌تواند آن را درک می‌نماید.

حکم وصل مو برای زیبائی

از زمان قدیم: آرایش برای جنس زن و مرد با مدلها و متدهای گوناگون در هرجامعه‌ای متداول و جا افتاده بود در فصلهای قبل هم متذکر شدیم که باید هم این گونه باشد ولی در این مورد این سؤال مطرح است که آیا محدودیتی در این باره وجود دارد یانه؟!.
۱- حسن بن فضل طبرسی در (مکارم الأخلاق): از سلیمان بن خالد گفت: قلت له المرأة تجعل فی رأسها القرامل»، قال: یصلح له الصوف وما کان من شعر المرأة نفسها، و کره أن یوصل شعر المرأة من شعر غیرها، فإن وصلت شعرها بصوف أو شعر نفسها فلا بأس به. به امام علیه السلام گفتم: زن در سرش موی بند می‌زند (و مو وصل می‌کند وبرای زیبائی تغییر حالت می‌دهد)؟ فرمود: اگر این کار را از پشم و یا موی خود انجام می‌دهد جایز است ولی از موی زن دیگر باشد مکروه است، پس اگر از موی خود و یا پشم (وموی حیوانات حلال گوشت باشد) مانعی ندارد. «۳»
۲- عمار الساباطی گفت: به ابی عبد اللَّه علیه السلام گفتم: إن الناس یروون: أن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لعن الواصلة والموصولة، قال: فقال: نعم، قلت: التی تمتشط وتجعل فی الشعر القرامل؟ قال: فقال لی: لیس بهذا بأس، قلت: فما الواصلة والموصولة؟ قال: الفاجرة والقوادة. مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می‌کنند که به زن وصل دهنده و وصل شونده، لعنت نموده است؟! فرمود: بلی، گفتم: زنی که شانه می‌زند و در مویش موبند می‌زند؟ فرمود: نه، آن مانعی ندارد گفتم: پس واصله و موصوله چیست؟
فرمود: دونفر را (برای زنا) به هم رساننده و میانجی گری را گویند. «۱»
۳- ابراهیم ابن زیاد الکرخی گوید: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: لعن اللَّه الواصلة والمتوصلة یعنی الزانیة والقوادة. خدا لعنت کرده بر واصله و موصوله یعنی زناکار و دو بهم رسان. «۲»
۴- زید بن علی، از پدرانش از علی علیهم السلام گفت: رسول خداصلّی اللَّه علیه وآله فرمود: لعن اللَّه المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال. خدا لعنت کند برمردانی که خود را، بر زنان و بر زنانی که خود را بر مردان، تشبیه نمایند. «۳»

حکم چیدن موی صورت

۱- أبی بصیر گفت: از امام علیه السلام پرسیدم عن قصة النواصی ترید المرأة الزینة لزوجها، و عن الحفّ والقرامل والصوف و ما أشبه ذلک؟ قال: لا بأس بذلک کلّه. از حکم زن کوتاه کننده موی پیشانی که برای شوهرش زینت می‌کند و از چیدن مو و موی بند زدن و با پشم دیگر وصل می‌کند و مانند اینها را انجام دادن؟ فرمود: در همه اینها مانعی نیست. «۴»
۲- علی بن جعفر در کتابش می‌گوید: به برادرش موسی علیه السلام: عرض کرد: سألته عن المرأة، أتحف الشعر عن وجه‌ها؟ قال: لا بأس. از او سؤال نمودم از زنی که موی صورت خود را می‌چیند؟ فرمود: ترسی نیست (و مانعی ندارد). «۱»

بلند گذاشتن ناخن

امروزها میان بانوان و دوشیزگان مرسوم است که ناخنهای خود را برای زیبائی بلند می‌کنند و رنگ می‌زنند، این جریان برای خانمها به صورت یک فرهنگ درآمده است.
حالا سؤال این است که آیا این کار از نظر اسلام چه حکمی دارد، پر واضح است اگر بانوان مسائل شرعی خود را رعایت نمایند و در اوقات نماز، رنگ ناخن‌ها را پاک نمایند که مانع از نفوذ آب وضو یا غسل به ناخن‌ها نشود، مانعی ندارد اما حکم خود بلند کردن نا خن چیست؟! به روایت ذیل توجه فرمائید.
سکونی از امام صادق علیه السلام، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مردان فرمود: قصّوا أظافیرکم و للنّساء أترکن من أظفارکنّ (أظافیرکنّ) فانّه أزین لکنّ. ناخن هایتان را کوتاه کنید و به زنان فرمود: (چیدن) ناخن هایتان را ترک کنید (ونگیرید تا بلند شود) زیرا آن برایتان زینت بخشتر است. «۲»

از کیفیت موی خانم بپرسید

ریخت و هیکل بانوان، کلًا جذّابیت خاص خود را دارد اما بعضی از اندام‌هایش بیشتر مورد توجه است که یکی از آنها، موی بانوان است که باید برای نمای آن اهمیت زیاد قائل شد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إذا أراد أحدکم أن یتزوج المرأة فلیسأل عن شعرها کما یسأل عن وجه‌ها، فانّ الشعر أحد الجمالین. هروقت یکی از شما خواست با زنی ازدواج نماید، از (کیفیت) مویش بپرسد آنگونه که از رویش می‌پرسد، زیرا، مو یکی از جمالین (و یکی از یبائیست). «۱»

احترام به داماد

در روایت آمده است که امام سجّاد علیه السلام به احترام داماد بلند می‌شد و عبایش را زیر او پهن می‌کرد! از امام در این باره سؤال نمودند (و یا خرده گرفتند) فرمود: او آبروی مرا حفظ کرده (و خیالم را از جهت دخترم یا خواهرم راحت نموده) و خرجم را کم کرده است روی این فلسفه داماد برای همه لازم الإحترام است؛ و دیگر اینکه اگر به داماد احترام گذاشته شود: او هم با عیالش رفتار مشابهی خواهد داشت، مگر اینکه مانند بعضی‌ها از طبیعت و نهاد، آدم پست و دنی باشد که از احترام خانواده عیال سوءاستفاده کرده و برداشت منفی نماید.
۱- نوح بن شعیب تا أبو عبد اللَّه علیه السلام آن حضرت فرمود: کان علی بن الحسین علیه السلام إذا أتاه ختنه علی ابنته أو علی اخته بسط له رداه ثمّ أجلسه ثمّ یقول: مرحباً بمن کفی المؤنة و ستر العورة. وقتی که داماد دختری یا خواهری امام علی بن حسین علیهما السلام، می‌آمد ردایش را زیر او پهن می‌کرد و روی آن می‌نشانید سپس می‌فرمود: خوش آمد کسی که خرج را عهده دار و آبرو را پوشانید. «۲»

بخش ۴ قسمتی از منهیات

مکروهات مقاربت

اشاره

در این بخش روایات بعضی از کارهای ممنوعه بیان می‌شود، با اینکه در بخشهای گذشته نیز مطالبی بدین مناسبت از نظر مبارک خوانندگان گرامی گذشت و در آخر کتاب روایت دستورات کلی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواهد آمد که با این بخش، مکمّل یکدیگرند.
۱- همبستری با زوجه در کشتی مکروه است؛
۲- و مکروه است رو به قبله و پشت به قبله همبستر شدن؛
۳- در میان راه عبوری مردم؛
۴- لخت و عریان مادر زاد؛
۵- بعد از احتلام قبل از غسل؛
۶- هنگام زرد شدن آفتاب در طلوع و غروب؛
۷- جماع با انگشتر آیه دار؛
۸- در ایام بارداری،
۹- در حال خضاب؛
۱۰- مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب؛
۱۱- هنگام غروب آفتاب تا غروب شفق
۱۲- در روز ماه گرفتگی.
۱۳- روز آفتاب گرفتگی.
۱۴- در روز یا شب وزیدن باد سیاه و باد سرخ و باد زرد.
۱۵- در اوقات زلزله.
۱۶- بعداز غسل میت.
۱۷- مقاربت با معده پر!.
روایات مکروهات بالا و علاوه بر آن‌ها را، در فصلهای آتی مطالعه بفرمائید.
۱- هنگام وزیدن باد سیاه و .. عبد الرحمن ابن سالم، از پدرش گفت: به أبی جعفر علیه السلام گفتم: هل یکره الجماع فی وقت من الاوقات وإن کان حلالا؟ قال: نعم ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشمس ومن مغیب الشمس إلی مغیب الشفق، وفی الیوم الذی تنکسف فیه الشمس، وفی الّیلة التی ینکسف فیها القمر، وفی الیوم والّیلة التی تکون فیها الریح السوداء و الریح الحمراء، والریح الصفراء، وفی الیوم والّیلة التی تکون فیها الزلزلة. ولقد بات رسول اللَّه صلی اللَّه علیه وآله عند بعض نسائه فی لیلة انکسف فیها القمر فلم یکن فی تلک الّیلة ما یکون منه فی غیرها حتی أصبح، فقالت له: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم البغض هذا منک فی هذه الّیلة؟ قال: لا ولکن هذه الایة ظهرت فی هذه الّیلة فکرهتأن أتلذذ وألهو فیها، وقد عیّر اللَّه أقواماً فی کتابه فقال:
( «وإن یروا کسفاً من السماء ساقطاً یقولوا سحاب مرکوم* فذرهم حتی یلاقوا یومهم الذی فیه یصعقون» ثم قال أبو جعفر علیه السلام: وأیم اللَّه لا یجامع أحد فیرزق ولدا فیری فی ولده ذلک ما یحبّ. آیا جماع در وقتی از اوقات کراهت دارد اگرچه حلال باشد؟ فرمود: بلی، مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب، و از غروب آفتاب تا غایب شدن (سرخی) شفق، و روز آفتاب گرفتگی، و شب ماه گرفتگی، و در شب وروزی که در آن باد سیاه و باد سرخ و باد زرد، بوزد، شبی که در آن زلزله باشد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شبی که ماه گرفته بود، نزد یکی از زنهایش خوابید و در آن شب، کاری که معمولًا می‌شد، نشد تا صبح فرا رسید، خانمش گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آیا سبب این رو گردانی در این شب از ناراحتی (از من) بود؟! فرمود: نه، ولکن این نشانه امشب ظاهر گشت من خوش نداشتم مشغول لذت و خوش گذرانی باشم در حالی که خداوند اقوامی را در کتابش (قرآن) در این باره مذمت نموده است «و آنها (چنان لجوجند) اگر ببینند قطعه سنگی (یا پارهای) از آسمان (برای عذابشان) سقوط می‌کند، می‌گویند: این ابر متراکمی است، حال که چنین است پس آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات نمایند».
سپس ابوجعفر علیه السلام فرمود: و به خدا سوگند (اگر کسی در این روزهائی که رسول خدا نهی نموده و این خبر هم به او رسیده است) جماع نماید و دارای فرزند شود، در این فرزندش آنچه دوست دارد، نمی‌بیند. «1»

ترک مقاربت بیش از چهار ماه

در شریعت اسلام، مرد باید در هر چهار ماه با خانمش، آمیزش جنسی داشته باشد یعنی این حق شرعی خانمهاست اگر شوهر از انجام و ادای این حق سرپیچی کند، خانم می‌تواند به حاکم شرع شکایت نماید و حق خود را بخواهد، مقاربت، یا طلاق!، مگر این که خانم خودش نخواهد و از حق خودش صرف نظر نماید.
صفوان بن یحیی، از أبی الحسن الرضا (علیه السلام)، انه سأله عن الرجل تکون عنده المرأة الشابة فیمسک عنها الأشهر والسّنة لا یقربها لیس یرید الإضرار بها یکون لهم مصیبة یکون فی ذلک آثماً؟! او سؤال نمود: از حکم مردی که زن جوانی دارد و ماه‌ها (بلکه) سالی با او مقاربت نمی‌کند و قصد ضرر زدن به او را ندارد بلکه مصیبتی برای آنها وارد شده است، آیا با این کار گناهکار است؟ فرمود: إذا ترکها أربعة أشهر کان آثما بعد ذلک. «إلا ان یکون باذنها» هرگاه چهار ماه او را ترک نماید، گناه کار می‌شود مگر با اجازه خود زن. «۲

گناه بی توجهی به همسر

در کشورهای عربی هنوز هم مرسوم است، گروهی از مردان برای خود حرمسرا تشکیل داده و حد اقل چهار زن دائمی برای خود، می‌آورند، اگر در این میان مرد به یکی از آنها بی توجهی کند و آن خانم به معصیت بیفتد، حکمش چیست؟!.
۱- از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) فرمود: من جمع من النساء ما لا ینکح فزنی منهنّ شئ فالإثم علیه. هرکس زنانی گرد آورد و با آنها عمل جنسی انجام ندهد و یکی از آنها زنا کند، پس گناهش بر (گردن) اوست. «۱»
۲- زید بن علی، از پدرش از جدش از علی علیه السلام فرمود: عذاب القبر یکون من النمیمة والبول و عزب الرجل عن أهله. عذاب قبر از سخن چینی و (ایستاده) بول کردن و از دوری جستن مرد از زنش، می‌باشد. «۲»

خطرنزدیکی باشکم پُر

۱- محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: ثلاثة یهدمن البدن و ربما قتلن: دخول الحمام علی البطنة، و الغشیان علی الإمتلاء، و نکاح العجائز. سه چیز بدن را به ویرانی (وتباهی و نابودی) می‌کشد و ای بسا می‌کُشد،
۱- با شکم پر حمام کردن،
۲- با شکم پر نزدیکی کردن،
۳- ازدواج با زن پیر. «۳»
۲- أحمد بن أبی عبد اللَّه البرقی در (المحاسن) گفت: از ابی عبد اللَّه علیه السلام روایت شده است فرمود: ثلاثة یهزلن البدن و ربما قتلن دخول الحمام علی البطنة، و الغشیان علی الإمتلاء، ونکاح العجائز. سه چیز بدن را لاغر (وناتوان) می‌کند و ای بسا به کام مرگ می‌برد الف- با شکم پر حمام کردن، ب- با شکم پر نزدیکی کردن، ج- و ازدواج با زنان پیر. «۴»
۳- از أبی عبد اللَّه علیه السلام روایت شده است: ثلاث یهدمن البدن و ربما قتلن: أکل القدید الغاب، ودخول الحمام علی البطنة، ونکاح العجائز.
و زاد فیه أبو إسحاق النهاوندی، و غشیان النساء علی الامتلاء. سه چیز بدن را از بین می‌برد و ای بسا نابود می‌کند، خوردن گوشت بوگرفته و مانده، با شکم پر به حمام رفتن، و با زن پیر ازدواج نمودن (ابو اسحاق نهاوندی اضافه کرده است) و مقاربت با زنان باشکم پر. «۱»

بهانه گیری برای عدم تمکین

بعضی وقتها بانوان در اثر بی میلی به شوهر و یا خشکه مقدسی، خواندن نماز را بهانه قرار داده و طول می‌دهند، و یا وقت گذرانی می‌کنند تا از مقاربت شوهر ممانعت به عمل آورند، در این صورت است که به سبب این کار و نارضایتی زوج، مورد مذمت و توبیخ قرار می‌گیرند.
۱- أبی بصیر: از أبی جعفر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم للنساء: لا تطولنّ صلاتکنّ لتمنعن أزواجکنّ. به زنهافرمود: نماز را طول ندهید تا از (نزدیکی) شوهرانتان ممانعت به عمل آورید. «۲»
۲- از ضریس الکناسی، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّ امرأة أتت رسول اللَّه (صلی اللَّه علیه وآله) لبعض الحاجة فقال لها: لعلک من المسوفات، قالت: و ما المسوفات یا رسول اللَّه؟ قال: المرأة التی یدعوها زوجها لبعض الحاجة فلا تزال تسوفه حتی ینعس زوجها فینام فتلک التی لا تزال الملائکة تلعنها حتی یستیقظ زوجها. همانا زنی پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای بعضی حاجتش آمد، به آن زن فرمود: شاید تو از «مسوفاتی» عرض کرد مسوفات چیست ای رسول خدا، فرمود: زنی که شوهرش او را به بعض کار (آمیزش جنسی و غیر آن) بخواند و او هی بگوید حالا حالا (و به پشت گوش بیندازد) تا مرد را خواب ببرد (و نیازش برطرف نشود) پس او زنیست که مدام فرشتگان او را لعن می‌کنند تا شوهرش از خواب بیدار شود!. «۳»

کراهت حرف زدن هنگام مقاربت

علت و حکمت خیلی چیزهابیان نشده و از آن بی خبریم، از جمله آنها حرف زدن زیاد هنگام همبستری است که در بعض روایات مطرح شده است، اگر اسناد آن روایتها مخدوش نباشد و در آن حال نطفه منعقد گردد، ممکن است در اثر فعل و انفعالات فیزیکی، روی جنین اثر بگذارد ولی در این زمان‌ها که با وسایل گوناگون از انعقاد نطفه جلوگیری می‌کنند و بطور یقین بچه دار نخواهند شد، این کراهت هم منتفی است و جای نگرانی نیست، بلی اگر جلوگیری ننمایند باید جانب احتیاط را رعایت کنند.
در این مورد به احادیث ذیل توجه فرمایید.
۱- عبد اللَّه بن سنان گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: اتّقوا الکلام عند ملتقی الختانین فانّه یورث الخرس. بپرهیزید از حرف زدن موقع نزدیکی با زن چون باعث لالی (بچه) می‌شود!. «۱» ۲- حسین بن زید: از امام صادق: از پدرانش علیهم السلام- در حدیث المناهی- فرمود:
نهی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أن یکثر الکلام عند المجامعة، و قال یکون منه خرس الولد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نهی نمود از زیاد حرف زدن موقع مقاربت و فرمود: از آن کار بچه لال می‌شود. «۲»
۳- و باسندش از أبی سعید خدری در وصیت نبی صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود: یا علی لا تتکلّم عند الجماع فانّه إن قضی بینکما ولد لا یؤمن أن یکون اخرس. ای علی هنگام جماع حرف نزن که اگر (از آن نطفه) بچه دار شوید: از لال بودن (بچه) در امان نیستید!. «۳» ۴- شیخ صدوق در خصال باسندش از علی علیه السلام- در حدیث الأربعمائة- فرمود إذا أتی أحدکم زوجته فلیقلّ الکلام فانّ الکلام عند ذلک یورث الخرس، لا ینظرن أحدکم إلی باطن فرج امرأته فلعله یری ما یکره و یورث العمی. هر وقت یکی از شما به نزد خانمش رفت (که همبستر شود): کم حرف زند زیرا در آن هنگام حرف زدن سبب لالی (بچه) می‌شود: به باطن اندام جنسیخانم نگاه نکند: ای بسا آنچه را که دوست ندارد: می‌بیند و سبب نابینائی می‌گردد. «۱»

نزدیکی در حال خضاب

مردی که سر و ریش خود را خضاب می‌کند، مکروه است با عیال خویش مقاربت نماید چون در این صورت اگر بچهای از آن مقاربت متولد شود، هم مورد آزار و اذیت جنیان قرار می‌گیرد و هم خود فروش ببار آید! ولی اگر با بستن لوله و غیره از به وجود آمدن بچه جلوگیری شود جای نگرانی نیست.
۱- مسمع بن عبد الملک گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: لا یجامع المختضب قلت: جعلت فداک لم لا یجامع المختضب؟ قال: لأنّه محتضر. مرد خضاب دار (و حناگذار با همسرش) نزدیکی نکند!، گفتم: فدایت شوم چرا؟ فرمود: چون او در خطر آفت (جنیان و پریان) است. «۲» ۲- أبان از مسمع بن عبد الملک گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: لا یجامع المختضب، قلت: لا یجامع المختضب؟! فقال: لا. خضاب دار (بازن خود) نزدیکی نکند!، (با تعجب) پرسیدم: خضاب کننده جماع نکند؟! فرمود: نه. «۳» ۳- إسماعیل بن أبی زینب از أبی عبد اللَّه علیه السلام آن حضرت به مردی از دوستانش فرمود: لا تجامع أهلک وأنت مختضب فإنّک انْ رُزِقْتَ ولداً کان مخنّثاً. هنگام خضاب گذاشتن، با همسرت نزدیکی نکن زیرا اگر بچهای به وجود آید خود فروش (و لواط دهنده) می‌شود. «۱» ۴- در ضمن حدیثی فرمود: .. ولکن لا یجامع الرجل مختضباً، ولا تجامع امرأة مختضبة ولکن مرد و زن در حال خضاب با همدیگر، جماع ننمایند. «۲»

مقاربت در حضور بچه

نگاه بچه اگر چه خیلی کوچک هم باشد، نافذ و هرچه را ببیند در لوح دل و زوایای مغزش متمرکز و ثبت می‌نماید که بعدها، پس از بزرگ شدن، در زندگی و اخلاقیات او اثر گذار و تأثیر مهمی خواهد داشت، بدین جهت در دستورات اسلام اکیداً برای پرهیز از رفتارهای جنسی و آمیزشی در برابر چشمان بچه، روایات متعدد، وارد شده است.
۱- ابن راشد از پدرش گفت: شنیدم أبا عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: لا یجامع الرجل امرأته و لا جاریته و فی البیت صبیّ فانّ ذلک مما یورث الزنا. مرد در حالی که بچهای در خانه باشد با زن و کنیز خود نزدیکی نکند چون این عمل باعث زنا کاری (آن بچه در آینده) می‌شود. «۳»
۲- حسین بن زید: از پدرش: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود والذی نفسی بیده لو انّ رجلًا غشی امرأته وفی البیت صبیّ مستقیظ یراهما ویسمع کلامهما ونفسهما ما أفلح ابداً ان کان غلاماً کان زانیاً أو جاریة کانت زانیة، وکان علی بن الحسین علیهما السلام إذا أراد ان یغشی أهله أغلق الباب وأرخی السّتور وأخرج الخدم. سوگند به کسی که جان من در دست (قدرت) اوست نجات نمی‌یابد مردی که با همسرش نزدیکی نماید درحالی که بچهای بیدار باشد و آن دو را ببیند و سخن گفتن (و گفتارهای عاشقانه) و نفس نفس زدنشان را بشنود، اگر پسر باشد زنا کننده و اگر دختر باشد زنا دهنده شود، علی بن حسین (امام زین العابدین) علیهما السلام هر وقت اراده مقاربت با همسرداشت در را بسته و پرده‌ها را افکنده و خدمتکاران را (بابهانهای) بیرون می‌کرد. «۱»
۳- محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: تعلّموا من الغراب ثلاث خصال: استتاره بالسفاد، و بکوره فی طلب الرزق، و حذره. سه خصلت را از کلاغ یاد بگیرید، مجامعت پنهانی، و صبح خیزی در طلب رزق، و هوشیاری را. «۲»
۴- سکونی گوید: انّ علیّاً علیه السلام مرّ علی بهیمة وفحل یسفدها علی ظهر الطریق فأعرض عنه بوجهه فقیل له: لم فعلت ذلک یا أمیر المؤمنین؟ فقال: انّه لا ینبغی ان تصنعوا ما یصنعون و هو من المنکر، الّا أن تواروه حیث لا یراه رجل و لا امرأة. همانا علی علیه السلام به راهی گذر کرد که دو حیوان (نر وماده با هم) جفتگیری می‌کردند، (یا برای جفت گیری بهم رسانیده بودند) حضرت روی خود را گرداند، گفتند: ای امیر مؤمنان چرا این کار را کردی؟! فرمود: سزاوار نیست مانند آنها کاری انجام دهید چون این کار از منکرات است مگر اینکه در جائی بپوشانید که مرد و زنی آن را نبیند (تا سبب تحریک آنها گردد). «۳»
۵- سلیمان بن جعفر الجعفری: از امام رضا: از پدرانش علیهما السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تعلّموا من الغراب خصالا ثلاثا: استتاره بالسفاد، و بکوره فی طلب الرزق، و حذره. سه خصلت را از کلاغ یاد بگیرید، مجامعت پنهانی، وصبح خیزی در طلب رزق، و هوشیاری (و رعایت جانب احتیاط را). «۴»
۶- حنان بن سدیر: از پدرش گفت: شنیدم از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لا یجامع الرجل امرأته ولا جاریته وفی البیت صبیّ، فانّ ذلک مما یورث الزنا. مرد در حالی که بچهای در خانه باشد با زن و کنیز خود نزدیکی نکند چون این عمل باعث زنا کاری (آن بچه در آینده) خواهد شد. «۵»
۷- جابر گوید: أبو جعفر علیه السلام فرمود: ایّاک و الجماع حیث یراک صبیّ یحسن أن یصف حالک قلت: یا ابن رسول اللَّه کراهة الشنعة؟ قال: لا فانّک ان رُزقت ولداً کان شهرة علماً فی الفسق و الفجور. مبادا در مقابل بچهای که (چیز فهم است و) می‌تواند احوالات تو را بیان نماید، جماع نمایید گفتم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کراهت بدی (وحرام) است؟! فرمود: نه بلکه اگر فرزندی به وجود آید در فسق و فجور مشهور (و انگشت نما) می‌گردد. «۱»
۸- أبی بصیر: عن أبی عبد اللَّه علیه السلام آن حضرت فرمود: ایّاک ان تجامع أهلک وصبیّ ینظر الیک فانّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم کان یکره ذلک اشد کراهیة. مبادا با عیالت نزدیکی کنی که بچهای به شما نگاه می‌کند چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شدت از این کار کراهت داشت. «۲» ۹- در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم که فرمود: ایّاکم و ان یجامع الرجل امرئته و الصبی فی المهد ینظر الیهما: مبادا در حالی که کودکی در گهواره به شما می‌نگرد آمیزش جنسی کنید!. «۳»

در کشتی

اگر در کشتی جای خلوتی باشد که آمیزش جنسی امکان دارد، انجام این عمل مکروه است زیرا پیامدش مشکلاتی دارد از قبیل غسل کردن و غیره اما اگر جای مناسبی وجود ندارد، اساساً صحبتش خنده دار است عملش که هیچ!!.
۱- .... رسول خدا فرمود: ولا تجامع فی السفینة، و در کشتی جماع نکن. «۴»

مقاربت بعد از احتلام

بعد از احتلام و پیش از غسل کردن، با عیال خود همبستر شدن مکروه است مگر اینکه: حد اقل ادرار نموده و خود را بشوید.
۱- محمد بن الحسن گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: و یکره ان یغشی الرجل المرأة و قد احتلم حتی یغتسل من احتلامه الذی رأی فان فعل فخرج الولد مجنوناً فلا یلومنّ إلا نفسه. و مکروه است مرد بعد از احتلام و قبل از غسل کردن، با زن خود جماع نماید، اگر این کار را کرد و بچه دیوانه بیرون آید، جز خود کسی را مذمت (و توبیخ) ننماید. «۱» ۲- حماد بن عمرو از جعفربن محمد از پدرش از جدش از علی بن أبی طالب علیه السلام، در حدیث طولانی که وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بیان می‌کرد: فرمود: کره ... أن یأتی الرجل أهله وقد احتلم حتی یغتسل من الإحتلام، فان فعل ذلک و خرج الولد مجنوناً فلا یلومنّ إلّا نفسه. همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کراهت داشت بعد از محتلم شدن و (قبل از غسل کردن) بازن خود نزدیکی نماید اگر (کسی) این کار را کرد و بچه دیوانه به وجود آمد، کسی را غیر از خود ملامت نکند. «۲»

نزدیکی با انگشتر آیه دار

اگر هنگام جماع یا توالت رفتن، قرآن یا انگشتر آیه دار و اسماء متبرکه همراه باشد:
درصورتی که کم احترامی به آنها نباشد و در دست راست باشد مکروه است و گرنه جایز نیست.
۱- علی بن جعفر در کتابش از برادرش موسی بن جعفر علیه السلام گفت: سألته عن الرجل یجامع أو یدخل الکنیف و علیه خاتم فیه ذکراللَّه أو شئ من القرآن أیصلح ذلک؟ قال لا. از برادرم پرسیدم از مردی که با انگشتر آیه دار و یا نامی از خدا در آن باشد، (بازن خود) جماع نماید و یا به توالت برود آیا مصلحت (و جایز) است؟! فرمود: نه. «۱»

هنگام زرد شدن و طلوع آفتاب

عبید اللَّه بن علی الحلبی، از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: انّی لأکره الجنابة حین تصفرّ الشمس و حین تطلع و هی صفراء. من کراهت دارم هنگام زرد شدن و موقع طلوع آفتاب در حال زردی آن، جنب شوم. «۲»

بازن باردار

مقاربت در ایام بار داری بانوان را، مکروه دانستهاند مگر این که مرد با وضو باشد و مراقب حال جنین باشد که صدمهای به او نرسد!.
امام رضا از پدرانش علیهم السلام فرمود: پیامبر صلّی اللَّه علیه وآله نهی فرمود: از وطی الحبالی حتی یضعن. نزدیکی زن باردار تا وضع حمل نماید (مکروه است). «۳»

مقاربت در جای نبود آب

إسحاق بن عمار گوید: از أبا عبد اللَّه (علیه السلام) سؤال نمودم از حکم مردی که با عیالش، در مسافرتی است که آب پبدا نمی‌شود آیا می‌تواند با عیالش عمل جنسی انجام دهد؟ فرمود: دوست ندارم این کار را بکند مگر اینکه برای خودش بترسد قلت:
فیطلب بذلک اللذة أو یکون شبقا إلی النساء، فقال: ان الشبق یخاف علی نفسه، قال: قلت:
طلب بذلک اللذة، قال: هو حلال، قلت: فانه یروی عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم أن أبا ذر سأله عن هذا فقال: ائت أهلک تؤجر، فقال: یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم آتیهم واوجر؟ فقال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: کما انک إذا أتیت الحرام ازرت، وکذلک إذا أتیت الحلال اجرت، فقال أبو عبد اللَّه علیه السلام: ألا تری أنه إذا خاف علی نفسه فأتی الحلال اجر؟ گفتم با این لذت می‌خواهد یا هوس سخت به عمل جنسی با زنان دارد؟! فرمود: این به خودش هم ترس (از ضرر) دارد، گفتم: با این حال لذت می‌جوید؟، فرمود: حلال است، گفتم: از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است اباذر از این مسئله سؤال نمود: فرمود: برو پیش عیالت ثواب دارد!، عرض کرد: مقاربت نمایم و اجر هم دارد؟!، فرمود: آنگونه که اگر به حرام بیفتی گناه دارد همان گونه به حلال اقدام نمائی، ثواب دارد، پس ابوعبداللَّه علیه السلام فرمود: آیا نمی‌بینی هرگاه به خودش بترسد و به حلال رو آوَرَد، (ثواب دارد و) مأجور است. «۱»

باغسل مس میت

اگر کسی غسل مس میت دارد و بخواهد با عیال خود هم مقاربت نماید تا دو غسل را یکی کند، از نظر شرع مانعی ندارد و فقط مکروه دانستهاند آن هم با گرفتن وضو بر طرف می‌شود.
امام ضا علیه السلام فرمود: إذا أردت الجماع بعد غسلک المیت من قبل أن تغتسل من غسله فتوضأ ثم جامع. هرگاه خواستی بعد از شستن میت و پیش از غسل مس میت، جماع نمائی، پس وضو بگیر و سپس نزدیکی بنما. «۲»

حکم عزل

لغت عزل: در فقه یعنی ریختن «مَنی» به بیرون وجلوگیری از انزال به اندام جنسی زن، آیا این عمل از نظر شرع جایز است یا مکروه؟ مورد بحث است؛ برای هردونظر روایاتی داریم که به بعضی از آنها اشاره مینمائیم.
برای جواز.
۱- محمد بن مسلم گوید: از أبا عبد اللَّه (علیه السلام) از حکم «عزل» سؤال نمودم پس فرمود: ذاک إلی الرجل یصرفه حیث شاء. آن در اختیار مرد است هرجا خواست مصرف می‌نماید. «۱» ۲- عبد الرحمن بن أبی عبد اللَّه گوید: از أبا عبد اللَّه (علیه السلام) از حکم عزل پرسیدم؟
فرمود: ذاک إلی الرجل. اختیار آن برای مرد است. «۲»
۳- محمد بن مسلم، از أبی جعفر (علیه السلام) فرمود: لا بأس بالعزل عن المرأة الحرة ان أحب صاحبها وان کرهت لیس لها من الأمر شئ. عزل کردن از زن آزاد ترسی ندارد اگر صاحب نطفه دوست داشته باشد و اگر زن هم نخواهد، در این کار برای او اختیاری نیست. «۳»
۴- محمد بن مسلم گفت: به ابی جعفر (علیه السلام): گفتم: الرجل تکون تحته الحرة أیعزل عنها؟ قال: ذاک إلیه ان شاء عزل وان شاء لم یعزل. مردی زن آزاد دارد: آیا می‌تواند از او عزل نماید؟ فرمود: آن حق اوست اگر خواست عزل می‌کند و اگر خواست عزل نمی‌نماید. «۴» برای کراهت:
۱- محمد بن مسلم، از یکی از صادقین (علیهما السلام)، از حکم عزل سؤال شد فرمود: امّا الأمة فلا بأس، فأما الحرّة فانّی اکره ذلک الَّا ان یشترط علیها حین یتزوجها. اما برده مانعی ندارد و اما زن آزاد، من خوش ندارم مگر اینکه هنگام ازدواج با او شرط کرده باشد. «۵» ۲- محمد بن مسلم، از أبی جعفر (علیه السلام) مانند پرسش قبل نمودند، و در پاسخ فرمود: الّا أن ترضی أو یشترط ذلک علیها حین یتزوجها. مگر اینکه زن خود راضی شود یا موقع ازدواج با او شرط (عزل) نماید. «۶» ۳- یعقوب جعفی گفت: شنیدم أبا الحسن (علیه السلام) می‌فرمود: لا بأس بالعزل فی ستة وجوه: المرأة الّتی تیقّنت انّها لا تلد والمسنّة والمرأة السلیطة والبذیة، والمرأة التی لا ترضع ولدها، والأمة.
در شش مورد، مانعی بر عزل نیست، زنی که یقین باردار نمی‌شود، و زن سالخورده و زن سلیطه و بد دهن، و زنی که فرزندش را شیر ندهد و امه (زن برده). «۱»

محرّمات جماع

احکام حرمت جماع در موارد گوناگون، در کتابهای مفصل فقهی مشروحاً بیان گردیده است که در این مختصر به آوردن همه آنها، نیازی نیست فقط به بعضی از آنها اشاره می‌شود و از آوردن روایاتش هم، صرف نظر کردیم که، طالبین به آن منابع مراجعه نمایند و در آخر این کتاب نیز لازم است به روایت دستورات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مراجعه فرمائید.
۱- در روزهای ماه مبارک رمضان از اذان صبح تا اذان مغرب؛
۲- در لباس احرام، وقتی برای احرام عمرة یا حج، محرم شد، تا پایان اعمال، همبستری و مقاربت با زوجه حرام است؛
۳- اگر برای حرام نمودن زنش، پشت او را به پشت مادرش تشبیه نماید، این را در قرآن به «ظهار» «۲»
تعبیر فرموده است در این صورت زنش به او حرام است و چهار ماه فرصت دارد کفاره این سوگندش که کفاره ماه رمضان است، را بدهد تا زنش حلال شود و اگر نکند، زن به حاکم شرع شکایت می‌کند و حاکم او را به پرداخت کفاره یا طلاق الزام می‌کند چون زن نمی‌شود بلا تکلیف بماند؛ اگر برای فرار از کفاره، بخواهد طلاق دهد و دوباره ازدواج کند، نمی‌تواند، زیرا در آن صورت باید کفاره را بدهد تا بتواند دوباره ازدواج کند.
۴- اگر برای حرام کردن زن برای خودش، قسم شرعی یاد کند که دیگر با تو مقاربت نخواهم کرد که آن را «ایلاء» «۱» نامیده است، حکم این نیز عیناً حکم ظهار است؛
۵- در روزهای زایمان که آن را «نفاس» گویند؛
۶- روزهای عادت ماهانه که آن را «حیض» گویند؛
حمادبن عمرو از جعفر بن محمد، از پدر و جدش از علی بن أبی طالبدر حدیث طولانی که در آن وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ذکر می‌کرد و در آن می‌گفت: إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم کره أن یغشی الرجل امرأته وهی حائض، فان فعل وخرج الولد مجذوماً أو به برص فلا یلومنّ إلّا نفسه، ... همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کراهت داشت که مرد با زنش در حال حیض، نزدیکی کند، پس اگر این کار را کرد و بچه، جذامی بیرون آمد، (کسی را) ملامت نکند مگر خود را .. «۲»
فقهاء و مراجع: در این روایت کراهت را درحال حیض به معنای حرام دانستهاند.
۷- رو به قبله و پشت به قبله، دستشوئی کردن حرام است و شایسته است، برای حفظ حرمت کعبه هنگام همبستری نیز، رو به قبله نباشد که مکروه است.
۱- .... رسول خدا فرمود: ولا تجامع مستقبل القبلة ولا تستدبرها. و روبه قبله و پشت به قبله مقاربت منما؛ «۳»
۲- غیاث بن إبراهیم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام: انّه کره ان یجامع الرجل مقابل القبلة. همانا او دوست نداشت کسی رو به قبله جماع کند. «۴»
۳- ابی البختری از جعفر: از پدرش: از علی علیهما السلام: انّه کره ان یجامع الرجل مما یلی القبلة. همانا مکروه است کسی رو به قبله جماع نماید. «۵»

مسائلی چند

اصحاب و حاشیه نشینان: از امامان بزرگوار علیهم السلام راجع به مسائل (زنا شوئی) و کارهای زیر لحافی و رفتارهای محرک زوجین، سؤال هائی نموده و بدون رو دربایستی: کنجکاوی کرده‌اند تا از احکام آنها سر درآورده و مطلع شوند، زیرا کسی که به عقاید مذهبی خود احترام قائل و پای بند اوامر و نواهی آن است، باید باپرس وجو از خواسته و نخواسته‌های آن با خبر گردند.
البته می‌دانیم که دانستن احکام این مسائل که، مورد ابتلاء و خواست دوران جوانی است و از ما که یک مبلّغ دینی هستیم، مردم کراراً این مسائل را می‌پرسند و دوست دارند از شرعیت آن، سر درآورند تا مورد مؤاخذه خداوند قرار نگیرند، بدینجهت برای آگاهی از حکم بعضی از آنها (با کمال شرمندگی و معذرت) مسائل آتی و روایاتش را می‌آورم امیدوارم در ذکر این احکام به این حقیر، خرده نگیرید که بنا به مثل مشهور «در بیان شرع شرم نیست».
حالت فارغ شدن چند ثانیه بیش نیست: آنچه که طرفین را آماده کامجویی کند، و آرامش دهد، مقدمات آن است: مانند شوخی و سخنان تحریک کننده و بازیهای متنوع به گونه‌ای که طرف مقابل هم برای فارغ شدن مهیا شده و خود را تخلیه نماید در غیر این صورت: زن و مرد سر خورده و نادم و ناراحت و عصبی و سر افکنده برخاسته و گرفتار پیامدهای آن مانند عصبانیت و بیماری‌های روحی و جسمی و افسردگی و پژمردگی، خواهد بود؛ بدین سبب در دستورات دینی به این قسمت زندگی اهمیت زیاد داده و سفارش‌های اکید دارد!.
۱- محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: انّ أحدکم لیأتی أهله فتخرج من تحته، فلو أصابت زنجیّاً لتشبّثت به فإذا أتی أحدکم أهله فلیکن بینهما مداعبة فانّه أطیب للأمر. همانا کسانی از شما با عیال خود مقاربت می‌کند (و زود فارغ شده و خود را خلاص می‌نماید ولی در آن حال اگر زن) از او جدا شود حتّی یک سیاه زنگی را هم ببیند به او در آویزد! (چون هنوز تخلیه نشده و در حال ولع می‌باشد)؛ پس وقتی که می‌خواهید نزدیکی کنید در میان شما بازی و شوخی باشد که این پسندیده‌ترین کار است. «۱»
۲- أبی بصیر: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لیس شیئ تحضره الملائکة إلا الرّهان و ملاعبة الرجل أهله. چیزی نیست که فرشتگان در کنار آن حضور پیدا کنند، مگر دو چیز، در مسابقات و هنگام بازی مرد با هم سرش. «۲»
دقت کنید مقدمات کار با چه تعبیر هائی مورد، تشویق قرار گرفته است!.
۳- علی بن إسماعیل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ارموا وارکبوا وان ترموا أحب إلیّ من أن ترکبوا، ثمّ قال: کلّ لهو المؤمن باطل إلا فی ثلاث: فی تأدیبه الفرس، و رمیه عن القوس، و ملاعبته امرأته فانّهنّ حق. (در مسابقات) تیر اندازی کنید و اسب سواری نمائید ولی اگر تیر اندازی کنید از اسب دوانی بیشتر دوست دارم! سپس فرمود: تمامی لهویات مؤمن باطل است (و خوشایند نیست) مگر در سه چیز: تمرین اسبش و تیر اندازی و بازی مرد با عیال خود که آنها همگی حق است (و مورد تأیید). «۳»
۴- أبی البختری از أبی عبد اللَّه علیه السلام: از پدرش علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ثلاثة من الجفا: أن یصحب الرجل الرجل فلا یسأله عن اسمه و کنیته، و أن یدعی الرجل إلی طعام فلا یجیب و ان یجیب فلا یأکل، و مواقعة الرجل أهله قبل الملاعبة. سه چیز از جفا است؛
الف- کسی باکسی هم سفر شود: اما از نام و فامیل او سؤال نکند!،
ب- مرد به طعام (و میهمانی) دعوت شود اما نپذیرد یا بپذیرد و چیزی نخورد؛
ج- نزدیکی مرد با همسرش پیش از بازی (و آمادگی او). «۴»
۵- عبد اللَّه بن حسین بن زید العلوی: از پدرش: از جعفر بن محمد: ازپدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إذا تجامع الرجل والمرأة فلا یتعرّیان فعل الحمارین فانّ الملائکة تخرج من بینهما إذا فعلا ذلک. زمانی که زن و مرد مقاربت می‌کنند روباز و مانند الاغها کار انجام ندهند که اگر این گونه کنند: فرشتگان از میان آنها بیرون روند (و رخت بر می‌بندند). «۱»

مکمّل شماره ۲

به طور کلی شتاب زدگی در هر کاری: پیامدهای ناگوار و ندامت و پشیمانی در پی خواهد داشت: در تصمیمگیریها و اقدامها: نباید عجله کرد چون فرمودهاند العجلة من الشّیطان شتابزدگی از شیطان است؛ پس نباید در کارها شتاب کرد و عجله نمود.
یکی از مصادیق بارز آن شتاب کردن و زود فارغ شدن هنگام هم بستری است که اخلاقاً پسندیده نیست و خواسته‌های درونی و نیازهای جنسی طرفین، اشباع نخواهد شد بدین خاطر سفارش شده از مقاربت با همسر مانند پرندگان و حیوانات دیگر: بپرهیزند.
۱- ابن القداح: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إذا جامع أحدکم أهله فلا یأتیهنّ کما یأتی الطیر لیمکث و لیلبث قال بعضهم: ولیتلبث. وقتی که یکی از شماها می‌خواهد با اهلش نزدیکی نماید مانند پرنده (سریع و شتابان) نکند بلکه آرام و با تأنّی (و فراهم ساختن آمادگی روحی و جسمی همدیگر) به پایان رساند. «۲»
۲- علی علیه السلام- در حدیث الاربعمأة- فرمود: إذا أراد أحدکم أن یأتی زوجته فلا یعجّلها فإنّ للنساء حوائج (جوائح). هروقت خواستید به اهل خود نزدیک شوید زن را شتاب زده ننمایید زیرا آنها کارهای (مقدماتی) دارند که باید انجام دهند (از قبیل رسیدن به خود و استعمال عطر و آرایش کردن و غیره). «۳»
۳- از مسمع: از أبی عبد اللَّه علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إذا أراد أحدکم أن یأتی أهله فلا یعجّلها. هروقت کسی خواست به اهلش نزدیکی کند: زن را شتاب زده ننماید. «۴»
نگاه کردن به اعضای بدن همسر یکی از کارهای محرک و مشوّق برای ارضای غریزه جنسی است در این صورت سؤالی پیش می‌آید که آیا برای این نگاه کردن حد و مرزی وجود دارد یا خیر؟! به روایات ذیل دقت نمایید.
۱- إسحاق بن عمار: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فی الرجل ینظر إلی امرأته وهی عریانة، قال: لا بأس بذلک، وهل اللّذّة إلّا ذلک؟!. در باره مردی که به زن خود در حال لخت و عریان نگاه کند سؤال نمود؟! فرمود: عیب ندارد آیا لذّت جز این است؟!. «۱»
۲- أبی حمزة گفت: از أبا عبد اللَّه علیه السلام سؤال کردم أینظر الرجل إلی فرج امرأته وهو یجامعها؟ قال: لا بأس. آیا مرد در حال مقاربت: می‌تواند به اندام جنسی زن خود نگاه کند؟! فرمود: مانعی ندارد. «۲»
۳- محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:
الخیرات الحسان من نساء أهل الدنیا و هنّ أجمل من الحور العین، ولا بأس أن ینظر الرجل إلی امرأته وهی عریانة. زنان بابرکت و زیبای اهل دنیا: بهتر از حورعین (بهشت) است و عیبی ندارد که مرد به زن لخت خود، نگاه کند. «۳»
بعضی از کارها ممکن است ابتدائاً و در بدو نظر چیزی به نظر نیاید اما با مرور زمان اثرات خود را ظاهر نماید: مانند تأثیر ازدواج فامیلی در بچه‌ها و خوردن میوه‌های خوشگل در زیبائی اولاد و اثر ناگوار جرو بحثهای والدین، در جنین و روحیات فرزند و غیره؛ یکی از این موارد، نگاه مرد به پایین تنه همسر است: درست است که از جهت حکم حرام نیست و به ظاهر هم چیزی به نظرنمی آید اما اگر از نطفه آن لحظه بچه منعقد شود، شاید در بعضیها با گذشت زمان عوارض جانبی و اثرات خود را در روی جنین بگذارد و سبب نابینائی وکوری بچه شود، و همچنین حرف زدن زیاد حین عمل جنسی (اگر از آن نطفه بچه منعقد شود) احتمالًا سبب لالی فرزند شود مگر از موانع بچه دار شدن استفاده نکرده باشد، مانند بستن لوله رحِم وخوردن قرصهای ضد بارداری و غیره که در این صورت‌ها کراهتش منتفی است، به روایات ذیل و مطلب بعد از آن دقت بفرمائید.
۱- سماعة گفت: (از اباعبداللَّه علیه السلام) سؤال کردم مردی، ینظر فی فرج المرأة وهو یجامعها؟ قال: لا بأس به إلا أنه یورث العمی (فی الولد). مرد در حال مقاربت به عورت همسرش نگاه کند؟! فرمود: ترسی نیست (عیب ندارد) مگر این که سبب کوری در فرزند می‌شود. «۱»
۲- باسند خود از أبی سعید خدری- در وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود: ولا ینظر أحد إلی فرج امرأته، ولیغضّ بصره عند الجماع فانّ النظر إلی الفرج یورث العمی فی الولد. کسی در حال نزدیکی به پایین تنه همسرش نگاه نکند و چشمش را بپوشاند زیرا (در آن حال) نگاه بر عورت زن: سبب نابینائی در فرزند می‌شود. «۲»
۳- عبد اللَّه بن حسین بن زید بن علی بن أبی طالب: از پدرش: از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم- در حدیثی- فرمود: وکره النظر إلی فروج النساء، و قال: إنّه یورث العمی، وکره الکلام عند الجماع. و قال: إنّه یورث الخرس، وکره المجامعة تحت السماء. مکروه است نظر به اندامهای جنسی زنان چون سبب کوری (بچه) می‌شود: و سخن گفتن در حال همبستری سبب لالی می‌شود! و مقاربت در زیر آسمان (و در فضای باز) را خوش نداشت!. «۳»
۴- جعفر بن محمد: از پدرانش علیهم السلام- در وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام- فرمود: یا علی کره اللَّه لأمّتی العبث فی الصلاة والمنّ فی الصدقة، وإتیان المساجد جنباً، والضحک بین القبور، والتطلع فی الدور، والنظر إلی فروج النساء لأنّه یورث العمی، وکره الکلام عند الجماع لأنّه یورث الخرس. ای علی خداوند به امت من چند چیز را دوست ندارد: بازی در نماز ومنّت در صدقه دادن و جنب به مسجد آمدن و میان قبرها خندیدن و کنجکاوی خانه‌ها و نگاه نمودن به اندامهای جنسی بانوان: زیرا سبب کوری (بچه) شود و موقع نزدیکی با همسر، حرف زدن را دوست نداشت که سبب لالی فرزند) می‌گردد!. «۱»
۵- أبی البختری: از جعفر: از پدرش: از علی علیهم السلام وابن عباس هردو گفتند: النظر إلی الفرج عند الجماع یورث العمی. نگاه به پایین تنه زن هنگام مقاربت، سبب کوری (بچه) می‌شود!. «۲»
ممکن است بعضیها در اثر ناتوانی جسمی و پیری و یا به علت بیماریها و خوردن داروهای گوناگون، و عوامل دیگر، به ناتوانی جنسی گرفتار آید و نتواند از طریق معمول همسر خود را ارضاء نماید، آیا شرعاً می‌تواند برای ارضاء همسرش، با راه‌های دیگر اقدام کند یانه؟!.
۱- عبید بن زرارة گوید: کان لنا جار شیخ له جاریة فارهة قد أعطی بها ثلاثین ألف درهم، و کان لا یبلغ منها ما یرید و کانت تقول: اجعل یدک کذا بین شُفْرَّیَ فإنّی أجد لذلک لذّةً، و کان یکره أن یفعل ذلک فقال لزرارة: سل أبا عبد اللَّه علیه السلام عن هذا؟ فسأله فقال: لا بأس أن یستعین بکلّ شئ من جسده علیها، ولکن لا یستعین بغیر جسده علیها. ما همسایه‌ای پیر (و بی حالی) داشتیم: کنیز سرحال (وزیبائی) داشت که به سی هزار درهم خریده بود ولی نمی‌توانست با او مقاربت نماید و کنیز هم به او می‌گفت: (اقلًا) دستانت را میان اندام من قرار ده (یعنی با پائین تنه من بازی کن) من لذّت ببرم (و خود را آرام نمایم!) آن مرد (به گمان اینکه این رفتار شرعاً اشکال دارد) از این کار کراهت داشت: به زرارة گفت، از امام صادق علیه السلام از حکم این کار بپرسد او هم سؤال کرد (حضرت) فرمود: با هر شرایط از بدن خود با آن (کنیز) بازی کند: عیب ندارد و لکن با (لوازم ووسایل دیگر) خارج از بدن خود انجام ندهد. «۱»
۲- عبید بن زرارة گفت: قلت لأبی عبد اللَّه علیه السلام: الرجل یکون عنده جوار فلا یقدر علی أن یطأهن یعمل لهنّ شیئا یُلذّذهنّ به قال: أما ما کان من جسده فلا بأس به. به ابی عبداللَّه علیه السلام عرض کردم: مردی کنیزان زیادی دارد و نمی‌تواند با آنها نزدیکی کند و (آن‌ها را ارضاء نماید) ولی کارهائی می‌کند که از آنها لذّت می‌برند؟! فرمود: اگر با اعضای بدن خود باشد: عیب ندارد. «۲»
بعضیها مایلند از اندام جنسی دوم بانوان استفاده کنند!! آیا جایز است یانه؟!
در این باره روایات دوگونه آمده است، گروه زیادی آن را تجویز نموده و حتی در کتاب جواهرالکلام: ج ۲۹ ص ۱۰۳ ادعای اجماع کرده است؛ و عدهای هم تحریم نمودهاند و دستهای نیز برای حل روایات زیاد، جایز دانسته‌اند اما با کراهت شدید!!، بنا براین برای روشن شدن مطلب چند نمونه از روایات متقابل را می‌آوریم و حکم مسئله را به فتوای مرجع تقلید هرکس، واگذار می‌نماییم.
نمونه هائی از روایات دسته اول:
۱- در روایت صحیح صفوان آمده است به امام رضا علیه السلام گفت: مردی از دوستانت مرا امر کرد مسئلهای را از شما سؤال نمایم که خودش از هیبت شما حیا کرد بپرسد، فرمود: آن چیست؟! گفتم: مردی از پشت با عیالش مقاربت نموده است!! فرمود:
این (حق) برای اوست، گفتم: شما خود این کار را می‌کنی؟!! فرمود: ما این کار را نمی‌کنیم. «۳»
۲- ابن یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال کردم از (حکم) مردی که از پشت همسرش نزدیکی کرده! فرمود: آن، یکی از دو محل مجاز مقاربت است. «۱»
ابن أبی یعفور گوید: ازأبا عبد اللَّه (علیه السلام) از حکم مردی از اندام جنسی دوم سؤال نمود؟! فرمود: لا بأس به. عیب ندارد. «۲»
۳- یونس بن عمار گوید: به ابی عبد اللَّه یا ابی الحسن (علیهما السلام) گفتم: انّی ربما أتیت الجاریة من خلفها- یعنی دبرها- ونذرت فجعلت علی نفسی إن عدت إلی امرأة هکذا فعلیّ صدقة درهم وقد ثقل ذلک علی قال: لیس علیک شئ و ذلک لک. من بعضی وقتها با کنیزم- از پشت مقاربت می‌نمایم- ونذر کردهام اگر این کار را تکرار کنم، یک درهم صدقه دهم و این برایم سنگینی می‌کند؟ فرمود: چیزی برایت نیست و این برای توست. «۳»
۴- از ابن أبی یعفور نقل شده او گفت: از أبا عبد اللَّه علیه السلام از حکم مقاربت از عقب زنان سؤال نمودم فرمود: لا بأس به، ثم تلا هذه الآیة (نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم) قال: حیث شاء. عیب ندارد و این آیه را تلاوت نمود، «زنان شما محل بذر افشانی شماهستند پس هر زمان که خواستید، می‌توانید با آنها آمیزش کنید» فرمود:
هرطور خواست. «۴»
نمونه هائی از روایات دسته دوم:
۱- سدیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دُبُرْ (یعنی اندام جنسی دوم) زنها برای امت من حرام است؛ و در خبر دیگر فرمود: دبر زنان امّت من به مردان امّتم حرام است. «۱»
۲- ابان از امام صادق علیه السلام سؤال کردم از (حکم) مقاربت زنان از پشت؟ فرمود: او وسیله بازی توست، اذیّتش نکن. «۲»
۳- علی بن إبراهیم در (تفسیرش): امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه: «فأتوا حرثکم أنّی شئتم» فرمود: أی متی شئتم فی الفرج والدلیل علی قوله فی الفرج قوله تعالی: «نساؤکم حرث لکم» فالحرث الزرع فی الفرج فی موضع الولد. یعنی هروقت خواستید از جلو و دلیل براینکه منظور آیه قسمت جلو است، فرمایش خدای تعالی «نسائکم حرث لکم» است زیرا کشت و زرع در فرج در محل فرزند است. «۳»
۴- زید بن ثابت گوید: مردی از أمیر مؤمنان (علیه السلام) سؤال نمود: أتؤتی النساء فی أدبارهن؟ فقال: سفلت سفل اللَّه بک أما سمعت یقول اللَّه: «أتأتون الفاحشة ما سبقکم بها من أحد من العالمین». «۴»
آیا مقاربت زنان از عقب جایز است؟ فرمود: خودت را پست کردی خداوند ترا پست نماید، آیا نشنیدهای خدا می‌فرماید: «آیا کار بدی را می‌آورید که پیش از شما کسی از عالمیان، آن را نیاورده است».
با توجه به این روایات، فتواها هم بر دوگونه صادر شده است.
راه حل: برای حل این مسئله می‌توان اینگونه نظر داد، اگر زن خود به این کار رضایت دهد جایز و در صورت ممانعت و عدم رضایت جایز نمی‌شود زیرا این موضع دوم مانند موضع اول نیست اگر زن رضایت هم ندهد، او را به نزدیکی از جلو می‌شود مجبور نمود اما از پشت اجبار جایزنیست چنانکه در روایتی.
ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال کردم مردی با همسرش از پشت (آمیزش جنسی دارد) و مقاربت نموده، فرمود: اگر خود زن راضی باشد مانعی ندارد .... «۱»
اکیداً توصیه می‌شود در این گونه موارد، هرکس به فتوای مرجع تقلید خود رجوع نماید و به آن عمل کند.
آمیزش جنسی انسانها (زن و مرد) به چند شکل صورت می‌گیرد؛
۱- مرد بامرد (لواط یا همجنس بازی)!؛
۲- زن با زن (مساحقه)!!.
۳- مرد با زن مشروع و با ازدواج خود.
۴- بدون ازدواج ونا مشروع).
۵- بصورت جلق (یا استمناء).
۶- انسان با حیوان.
تمامی صورتهای فوق بجز ازدواج مشروع، حرام و از نظر شرایع آسمانی مردود و ناپسند و برخلاف مسیر درست می‌باشد!!.
علاوه بر نادرست بودن آنها برای جلوگیری و مهار نمودن آنها، مجازاتهای سنگین و کیفرهای سخت تعیین گردیده است؛
صورت اول: اگر عاملین آن تا رسیدن به محاکم قضائی، توبة نکنند، باید با یکی از راه‌های ذیل، اعدام و نابود شوند؛
الف: با آتش سوزانده شوند.
ب: سنگسار شوند؛
ج: دست و پایشان را ببندند و از مکان مرتفع رها سازند تا تکه تکه شوند؛
د: به دار آویخته و نابود گردند؛
صورت دوم: اگر زن شوهردار با زن شوهردار، مرتکب این اعمال شوند، بی چون و چرا سنگسار و اعدام یا سوزانده خواهند شد، اگر دو زن یا دختر بی شوهر این عمل را انجام دهند، در مرحله نخست، برای هر یک در ملأ عام یکصد تازیانه می‌زنند همچنین در مرتبه دوم و سوم، اگر توبه نکردند در مرتبه سوم اعدام می‌شوند و اگر یکی از آنها با شوهر و دیگری بی شوهر باشند، شوهردار درمرحله اول و بی شوهر در مرحله سوم نابود می‌گردند.
صورت سوم: اگر با ازدواج مشروع باشد (موقت یا دائم) که مورد پسند خداوند و برای این گونه آمیزش تشویق زیاد و ثواب بیشتر معین شده است،
صورت چهارم: اگر نوع نامشروع و زنا باشد، حکم آن هم مانند مساحقه می‌باشد، مرد زن دار با زن شوهر دار زنا نمایند، سنگسار و اعدام، مرد بی زن با زن بی شوهر در مرتبه سوم یا چهارم اعدام و اگر یکی بی زن و دیگری شوهردار یا برعکس باشد حکمش در مساحقه بیان گردید.
صورت پنجم: برای عاملین و مرتکبین این عمل هم با صلاحدید حاکم شرع تازیانه تعیین گردیده است «۱»
صورت ششم: اگر با حیوان حلال گوشت باشد علاوه بر اینکه باید قیمت آن را به صاحب مال پرداخت نماید، باید آن حیوان سربریده و سوزانده شود، و اگر با حیوان حرام گوشت باشد، آن حیوان نفی بلد می‌شود یعنی باید به محل دیگر برده و بفروش برسانند، و برای عامل این عمل هم، مجازاتهای سنگین، پیش بینی شده و تعیین گردیده است. و باید توجه داشت که احکام مربوط به این اعمال در کتابهای فقهی مشروحاً بیان گردیده و فتاوا هم متفاوت است، برای اطلاع بیشتر به آن منابع مراجعه شود فقط در میان صورتهای فوق در مورد «مساحقه» که با موضوع کتاب ارتبات دارد، به چند روایت توجه نمایید.
۱- یعقوبن جعفرگوید: مردی از امام صادق علیه السلام یا امام موسی کاظم علیه السلام سؤال نمود از حکم زنی که با زن دیگر «مساحقه» نماید!! حضرت تکیه داده بود (با شنیدن این سؤال با عصبانیت) نشست و فرمود: ملعونة ملعونة الرّاکبة و المرکوبة ملعونة حتّی تخرج من اثوابها، فانّ اللَّه و ملائکته و أولیائه یلعنونها أنا ومن بقی فی أصلاب الرّجال و أرحام النّساء، فهو واللَّه الزّنا الأکبر، ولا واللَّه مالهنّ توبة قاتلاللَّه الأقیس بنت ابلیس ماذا جائت به، فقال الرّجل هذا ما جاء به أهل العراق، فقال و اللَّه لقد کان فی عهد رسول اللَّه قبل أن یکون العراق. از رحمت خدا دوراست از رحمت خدا دور است سوارشونده و سوار شده تا از رختخوابش بیرون آید، همانا خدا و فرشتگان و دوستانش او را لعنت می‌کنند من و هرکس در صلبهای مردان و رحمهای زنان باقی مانده است پس به خدا سوگند آن «مساحقه» زنای بزرگ است!، نه به خدا سوگند برای آنها، توبه نیست! لعنت خدا براقیس دختر شیطان، چه آورد او، یعنی بنیان گذار مساحقه دختر ابلیس بود؛ مرد گفت: این کار را عراقیها آورد!، فرمود: به خدا قسم در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم بود که عراقی وجود نداشت. «۱»
البته اگر پیش از رسیدن به محاکم قضائی، توبه نمایند، حد ساقط می‌شود و توبه شان نیز قبول می‌گردد و گرنه باید حد جاری شود.
۲- و فیهنّ قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لعن اللَّه المتشبّهینمن الرّجال بالنّساء و المتشبّهات من النّساء بالرّجال و هم المخنّثون واللّاتی ینکحن بعضهنّ بعضاً. در باره اینزنها، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا لعنت کند به مردانی که خود را تشبیه کننده به زنان و تشبیه کنندگان زن خود را بر مردان، آن مردانند لواط دهنده و آن زنانند که بعضی بعضی را، نکاح می‌کنند. «۲»
۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: السّحق فی النّساء بمنزلة اللّواط فی الرّجال فمن فعل ذلک شیئاً فاقتلوهما ثمّ اقتلوهما. به همدیگر مالیدن در زنان مانند لواط در مردان است، هرکس این را کرد، هردوی آنان را بکشید (و بدون گذشت) بکشید. «۱»
۴- محمد بن ابی حمزة و هشام و حفص همگی از امام صادق علیه السلام زنانی بر او داخل شدند و از آن حضرت از (حکم) «سحق» سؤال نمودند؟! فرمود: حدّها حدّالزّانی فقالت المرأة ماذکر ذلک فی القرآن! فقال بلی، قال فأین هو؟ قال هنّ أصحاب الرّسّ. حدّ آن حدّ زناکننده است، زن گفت: این در قرآن ذکر نشده است؟! فرمود:
بلی (آمده است) گفت: در کجای (قرآن) فرمود: آنها اصحاب رسّ است. «۲»
۵- سیف تمّار از امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود: أُ تی أمیرالمؤمنین علیه السلام بأمرأتین وجدتا فی لحاف واحد و قامت علیهما البیّنة انّهما کانتا تتساحقان فدعا بالنّطع ثمّ أحرقتا بالنّار!. دو زن را پیش امیرمؤمنان علیه السلام آوردند که در زیر یک لحاف بودند و شاهد هم اقامه شد بر اینکه آنها، مساحقه می‌کردند، پوست (زیر انداز) خواست و سپس هردو با آتش سوزانده شدند. «۳»
۶- در خبرالمناهی- فرمود: نهی النبی صلی الله علیه و آله و سلم أن یباشر المرءة المرأة لیس بینهماثوب.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نهی نمود زن به زن مباشرت کند که میانشا پردهای نباشد. «۴»
۷- ابی هاشم، از أبی خدیجة، از بعض صادقین علیهما السلام فرمود: لیس لامرأتین أن تبیتا فی لحاف واحد إلا أن یکون بینهما حاجز، فان فعلتا نهیتا عن ذلک، فان وجدتا مع النهی جلدت کل واحدة منهما حدا، فان وجدتا أیضا فی لحاف جلدتا، فان وجدتا الثالثة قتلتا. نباید دو زن زیر یک لحاف بخوابد، مگر اینکه میان آنها پرده‌ای باشد، اگر خوابیدند، نهی شوند اگر باز بعد از نهی (زیر یک لحاف) پیدا شدند، تازیانه زده می‌شوند، باز پیدا شدند باز تازیانه، اگر سومین بار پیدا شدند کشته می‌شوند. «۵»
توضیح اینکه ممکن است، این حکم در باره دختران یا زنان مجرد (وغیرمحصنه) باشد اما زنان شوهردار (ومحصنه) پس ثبوت مساحقه شان در وحله نخست، اعدام می‌شوند، آنگونه که امیرمؤمنان علیه السلام در باره دوزن انجام داد زیرا برابر روایات وارده مساحقه مانند زنا است و در حکم آن.
۸- از امام صادق، از پدرانش علیهم السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا یباشر الرجل الرجل إلا وبینهما ثوب ولا تباشر المرأة المرأة إلا وبینهما ثوب. مرد بامرد زن با زن با همدیگر مباشرت نداشته باشند، مگر اینکه میان آنها لباس (یا پرده) باشد. «۱»
۹- واز او علیه السلام فرمود: لا تبیت المرأتان فی ثوب واحد إلا أن تضطرّا إلیه. دوزن در زیریک لباس (لحاف) نخوابند مگر اینکه ناچار باشند. «۲»

خطرات همنشینی با نامحرم

در روایت آمده است که ابلیس به خدمت تعدادی از انبیاء مانند حضرات نوح و موسی و یحیی علیهم السلام شرفیاب می‌شد و صحبت می‌کرد!! روزی به خدمت حضرت موسی علیه السلام آمد و گفت: ای موسی وقتی که مناجاتت را با خدا تمام کردی این درخواست مرا به او برسان و بگو: خدایا حالا که از زمان آدم خیلی گذشته است چه می‌شود که مرا ببخشی و از گناه من در گذری!!؛
سفارش ابلیس را به خدا عرضه داشت، خطاب آمد ای موسی به او بگو اگر می‌خواهی ترا ببخشم برو به قبر آدم سجده کن! ابلیس که قضیه را شنید پوز خندی زد و گفت: من به آدم زنده سجده نکردم به مردهاش سجده کنم هیهات!! ولی ای موسی به خاطر رساندن سفارش من، من هم چند چیز را به تو سفارش می‌کنم مواظب باشی!!.
۱- متکبر نباش مرا تکبّر بیچارهام کرد اگر تکبر نمی‌کردم و به آدم سجده می‌نمودم آن همه عبادات و مقام والای خود را از دست نداده و به این روز نمی‌افتادم.
۲- در هیچ چیز طمع و حرص نداشته باش، طمع نزدیک شدن به شجره منهیّة، سبب رانده شدن آدم از بهشت گردید.
۳- حسود نباش، زیرا حسادت باعث شد قابیل برادرش هابیل را بکشد و لعین دنیا و آخرت گردد.
۴- هیچ وقت با زن نامحرم در جای خلوت ننشین، بدانکه نفر سوم من خواهم بود و شما را از راه ایمان بدر خواهم برد! اقلّا در را باز گذارید یا بچه ممیّز کنارتان باشد. «۱»
۱- دَرَسْتْ (راوی) از کسی که به او گفته است از امامان علیهم السلام فرمود: ابلیس به موسی علیه السلام گفت: یا موسی لا تخل بامرأة لا تحلّ لک فانّه لا یخلو رجل بامرأة لا تحلّ له إلّا کنت صاحبه دون أصحابی. ای موسی با زنی که برتو حلال نیست، خلوت نکن، به یقین مرد با زن نامحرمی خلوت نکرد، مگر اینکه من بدون یارانم با او خواهم بود (یعنی خودم سریع، دست بکار می‌شوم و منتظر بچه‌هایم نمی‌باشم. «۲»
سعدان، از أبی عبد اللَّه علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند آن را، روایت کرده است.
۲- نوادر راوندی: باسند خود از موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السلام گفت: علی فرمود:
ثلاث من حفظهن کان معصوماً من الشیطان الرجیم ومن کلّ بلیة، من لم یخل بامرأة لیس یملک منها شیئاً، ولم یدخل علی سلطان، ولم یعن صاحب بدعة ببدعته. سه چیز است هرکس آن را حفظ نماید، از (خطرات و وسوسه‌های) شیطان رجیم و از همه بلاها معصوم (و مصون) می‌شود، هرکس با زنی که مالک آن نیست، خلوت نماید، و برسلطانی داخل نشود (و به دربار او رفت و آمد نکند) و بربدعت صاحب بدعتی، یاری نرساند. «۳»
۳- مسمع بن أبی سیار گوید: أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: فیما أخذ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم البیعة علی النساء، أن لا یحتبین «۴» ولا یقعدن مع الرجال فی الخلاء. در ضمن چیزهائی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیعت گرفتن از زنها، سفارش کرد این بود که دستها را در زانو حلقه زده (چمباتمه) نزنید و در خلوت با مردان (نامحرم) ننشینید. «۵»
۴- موسی بن إبراهیم: از موسی بن جعفر: از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلا یبت فی موضع یسمع نفس امرأة لیست له بمحرم. هر کس به خدا و قیامت ایمان آورده است شب نکند در جائی که نفس زنی شنیده شود که به او محرم نیست. «۱»
۵- حسن بن فضل طبرسی در کتاب (مکارم الاخلاق): از امام صادق علیه السلام فرمود:
أخذ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم علی النساء أن لا ینحن ولا یخمشن ولا یقعدن مع الرجال فی الخلاء. از جمله شرایط بیعت گرفتن از زنها این بود که نوحه گری نکنند و روی خود را در مصائب نخراشند و بانامحرمان در خلوت همنشین نشوند. «۲»
۶- شیخ مفید باسندخود گفت: رسول خداصلی اللَّه علیه وآله فرمود: أربعة مفسدة للقلوب: الخلوة بالنساء والإستمتاع منهن والأخذ برأیهنّ ومجالسة الموتی فقیل: یا رسول اللَّه وما مجالسة الموتی؟ قال: مجالسة کل ضال عن الایمان وجائر عن الأحکام. چهار چیز دل را به فساد کشد،
۱- خلوت کردن با زنان؛
۲- بهره برداری (از حرام) آنها؛
۳- پذیرفتن رأی آنها؛
۴- هم نشینی با مردگان، گفته شد ای رسول خدا با مردگان نشستن چیست؟! فرمود: همنشینی با گمراهان دور از ایمان و ستمگران در حکم دادن. «۳»

دید زدن به خانه همسایه

در روایات آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئیل آن قدر حقوق همسایه‌ها را بیان کرد من خیال کردم دستور خواهد داد که همسایه‌ها از همدیگر ارث ببرند؛ تعداد سی و پنج حق برای همسایه در گردن یکدیگر تعیین گردیده است!؛ بدینجهت باید حقوق یک دیگر را رعایت نمایند و آبروی هم را نگهدارند چون همسایه قهراً از اسرار همسایهاش، آگاه خواهد شد، پس نباید در صدد دید زدن به خانه همسایه باشد حتی اگر کسی بخواهد به زندگی و اسرار همسایه خود، دید بزند و دزدکی نگاه کند: آن یکی همسایه حق دارد در آن حال بزند و چشم اورا در آورد و کور نماید مسؤلیت شرعی و دیه هم ندارد!؛ روی این اصل نباید کسی برای پی بردن و اطلاع یافتن از اسرار درونی همسایه کنجکاوی نماید و به کشف اسراراو بپردازد.
۱- (عقاب الأعمال): از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من اطلع فی بیت جاره فنظر إلی عورة رجل أو شعر امرأة أو شیئ من جسدها کان حقّاً علی اللَّه أن یدخله النار مع المنافقین الذین کانوا یتبعون عورات النساء فی الدنیا، ولا یخرج من الدنیا حتی یفضحه اللَّه، ویبدی للناس عورته فی الآخرة، و من ملأ عینیه من امرأة حراماً حشاهما اللَّه یوم القیامة بمسامیر من نار، وحشاهما ناراً حتی یقضی بین الناس، ثم یؤمر به إلی النار. هرکس به خانه همسایه دید بزند و چشمش به عورت مرد یا موی زنی یا به چیزی از اعضای او بیفتد، برای خدا حق است که او را با منافقین به آتش داخل کند، کسانی که در دنیا به عورات زنها تبعیت (وپیگیر) می‌شوند، از دنیا بیرون نمی‌روند مگر اینکه خداوند او را رسوامی نماید و در آخرت آبروی او را می‌ریزد و هرکس چشمهایش را از نگاه کردن به زن نامحرم پر نماید، خداوند هر دو چشم او را در روز قیامت از میخهای آتشین پر نماید و پر از آتش کند، تا از قضاوت میان مردم فارغ شود، و سپس دستور دهد تا او را به سوی آتش بکشند. «۱»

لعنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

رسول خدا در باره سه کس لعنت نموده است.
۱- کسی که به عورت زن حرام نگاه کند.
۲- مردی که به ناموس برادر و دوستش خیانت کند.
۳- کسی که مردم به کمک او احتیاج داشته باشند: او از آنها رشوة درخواست نماید.
۱- جابر: از أبی جعفر علیه السلام فرمود: لعن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم رجلًا ینظر إلی فرج امرأة لا تحلّ له، و رجلًا خان أخاه فی امرأته، و رجلًا یحتاج الناس إلی نفعه فیسألهم الرشوة. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم لعنت کرد به کسی که به عورت زنی نگاه کند که برایش حلال نیست، ومردی که به برادرش در مورد زنش خیانت نماید، و مردی که مردم به منفعت (و کمک) او نیاز داشته باشند، از آنها، درخواست رشوه نماید. «۱»

دیگر تکرار نکن

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: اتّقوا معاصی اللَّه فی الخلوات فانّ الشّاهد هو الحاکم از معصیتهای پنهانی بپرهیزید: زیرا (فردای قیامت) شاهد (یعنی خداوند) خود حکم کننده خواهد بود!؛ با توجه به مفاد این روایت نباید در جاهای خلوت: حد و مرز را شکست و نافرمانی کرد زیرا برای خدا خلوتی وجود ندارد همه جهان آفرینش: محضر خداست هیچ عملی ریز یا درشت: از منظر خدا پنهان نیست و باید حیا کرد.
۱- سعید بن هبة اللَّه راوندی در (الخرائج والجرائح) از أبی کهمس گفت: کنت نازلًا فی المدینة وکان فیها وصیفة وکانت تعجبنی فانصرفت لیلة ممسیاً فافتتحت الباب ففتحت لی فقبضت علی ثدیها (فمددت یدی فقبضت علی یدها)، فلما کان من الغد دخلت علی أبی عبد اللَّه علیه السلام فقال: تب إلی اللَّه مما صنعت البارحة. من در مدینه (در منزلی) نزول کرده بودم و در آن کنیزی بود که از او خوشم می‌آمد (و فکر مرا به خود مشغول ساخته بود)، شبی در را زدم که باز کند او هم در را گشود، و دستم را دراز کرده پستانهای او را گرفته (و دستم را بردم و دستش را گرفتم)؛ فردا که به خدمت امام صادق علیه السلام وارد شدم فرمود: از کاری که دیشب کردی، به خدا توبه کن (و دیگر تکرار نکن). «۲»
۲- مهزم الاسدی گفت: کنّا بالمدینة وکانت جاریة صاحب الدار تعجبنی وإنی أتیت الباب فاستفتحت الجاریة فغمزت ثدیها، فلما کان من الغد دخلت علی أبی عبد اللَّه علیه السلام فقال: أین أقصی أثرک؟ قلت: ما برحت بالمسجد (المسجد)، فقال: أما تعلم أن أمرنا (هذا لا یتم) (هنا لاینال) إلا بالورع. ما در مدینه بودیم و کنیز صاحب خانه مرا به شگفتی واداشته (و به خود مشغول ساخته بود)، به دم در آمده و در را زدم و او بیرون آمد من پستانهای او را فشردم، فردا که به محضر امام صادق علیه السلام داخل شدم فرمود: دورترین آثارت کجاست (دیشب چکار کردی)؟ گفتم: دیشب در مسجد بودم فرمود: آیا نمیدانی این قبول (ولایت ما) تمام نمی‌شود (و به کمال نمی‌رسد) مگر باورع (و تقوی). «۱»
۳- أبی بصیر: گفت: کنت أقرئ امرأة کنت أعلّمها القرآن فمازحتها بشیئ، فقدمت علی أبی جعفر علیه السلام فقال لی: أیّشیئ قلت للمرأة؟ (فغطیت وجهی) (و غطی وجهه) فقال: لا تعودن إلیها. به زنی درس قرآن می‌دادم، پس با او با چیزی شوخی کردم، به خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم فرمود: به زن چه گفتی؟! (از خجالت) رویم را پوشاندم، فرمود:
دیگر تکرار نکن. «۲»

شوخی و گفتگو با نامحرم

در روایت وارد شده است هرکس با زن نامحرم بیش از ضرورت گفتگو نماید برای هرکلمه آن گفتار به سختی معذب خواهد شد و در روزقیامت برای هر کلمه آن: هزار سال در آتش خواهد سوخت. «۳» و بردهان او لجام خواهند زد به روایت ذیل و روایت فصل بعد دقت فرمائید.
۱- حسین بن زید، از امام صادق، از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم- در حدیث المناهی- فرمود: ونهی أن تتکلم المرأة عند غیر زوجها وغیر ذی محرم منها أکثر من خمس کلمات ممّا لابدّ لها منه. ونهی فرمود که زن، با نامحرم و جز شوهر خودش، بیش از پنج کلمه که ناچار است، حرفی بزند (و سخنی بگوید). «۴»
مسعدة بن صدقة: از جعفر بن محمد: از پدرش علیهما السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
أربع یُمتن القلب: الذّنب علی الذّنب، و کثرة مناقشة النساء یعنی محادثتهن، و مماراة الأحمق یقول وتقول و لا (یؤول) (یرجع) إلی خیر أبداً، و مجالسة الموتی، قیل (یا رسول اللَّه): و ما الموتی؟ قال: کلّ غنی مترف. چهار چیز دل را میمیراند،
۱- گناه روی گناه کردن،
۲- بازنها زیاد حرف زدن،
۳- با احمقها دهن به دهن گذاشتن هرچه بگوئی و در او تأثیر نداشته باشد (و به خرجش نرود)،
۴- و مجالست با مردگان، پرسیدند ای رسول خدا مردگان کیانند؟! فرمود: همه غنیهای در رفاه کامل (که از خدا و احوال فقراء بی خبر باشند). «۱»

دست دادن باخانم نامحرم

هرکس با زن حرام دست دهد و مصافحه نماید: در روز قیامت دست بسته و به گردن آویخته می‌آورند و به آتش می‌اندازند!؛
مگر در حال ضرورت، با دستکش یا با لباس دست دهند.
۱- مسعدة بن صدقة: از جعفر بن محمد: از پدرش علیهما السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: و من صافح امرأة حراماً جاء یوم القیامة مغلولًا ثمّ یؤمر به إلی النار، و من فاکَهَ امرأةً لا یملکها (حبسه اللَّه) (حبس) بکلّ کلمة کلّمها فی الدنیا ألف عام. و هرکس با زن نامحرم دست دهد، روز قیامت به زنجیر کشیده شده می‌آید و دستور داده می‌شود که به آتش اندازند، و هرکس با زنی که در اختیارش نیست (زوجه یا کنیز) سخن گوید، خداوند در برابر هر کلمه گفتار که در دنیا با نامحرم گفته است، هزار سال زندانی نماید. «۲»
۲- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من صافح امرأة تحرم علیه فقد باء بسخط من اللَّه، ومن التزم امرأة حراما قرن فی سلسلة من نار مع الشیطان فیقذفان فی النار. هرکس بازنی که برایش حرام است، دست دهد، محققاً خود را با غضب خدا مواجه کرده است، و هرکس زن حرام را به آغوش کشد، با شیطان در یک زنجیر آتشین کشیده شده، باهم به آتش اندازند. «۱» ۳- أبو بصیر از أبا عبد اللَّه علیه السلام پرسید: هل یصافح الرجل المرأة لیست بذی محرم؟ قال:
لا إلا من وراء الثوب. آیا مرد با زن نامحرم، می‌تواند دست دهد؟! فرمود: نه مگر از پشت لباس. «۲»
۴- جابربن یزید جعفی از ابی جعفر علیه السلام ... و لا یجوز للمرأة أن تصافح غیر ذی محرم إلا من وراء ثوبها، ... جایز نیست با نامحرم دست دهد مگر از پشت لباس زن. «۳»
۵- سماعة بن مهران گفت: از اباعبداللَّه علیه السلام از دست دادن زن و مرد سؤال نمودم؟
فرمود: حلال نیست مرد بازن دست دهد مگر با زنی که ازدواج او برایش حرام است، خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهر یا مانند اینها، اما زنی که ازدواج با او برایش حلال باشد فلایصافحها الّا من وراء الثّوب و لایغمز کفّها با او مصافحه نکند مگر از پشت لباس و دستش را فشار ندهد. «۴»

نگاه تیری از تیرهای شیطان

در عالم مادیات، برای گشودن هر درِ بستهای، باید کلیدی باشد تا آن دَرْ گشوده شود، و در معنویات نیز همانگونه است مثلًا در روایات آمده است که کلید بهشت رضایت والدین است، اگر فلان عمل را به جا بیاوری، همه درهای بهشت، به رویت گشوده می‌شود، در قسمت منفی هم به همان سیاق است، مثلًا شراب کلید تمام شرّهاست و کلید همه نا موفقیتها، سستی و تنبلی است و کلید تمام گرفتاریهای جنسی و پیامدهای ناگوار آن، نگاه کردن به نامحرم است؛ در روایات هم آمده است «النظرة سهمٌ من سهام الشّیطان» نگاه کردن (و دید زدن) تیری از تیرهای شیطان است.
ابلیس نیز خود می‌گوید: النّساء سهامی لمن رمیته أصبته زنها تیرهای من هستند به هر هدفی شلّیک کنم می زنمش (و خطا نمی‌رود).
در روایت آمده است «النّساء حبائل الشّطان» زنها دامهای شیطانند (برای هرکس بگستراند، به تور می‌اندازد).
۱- علی بن عقبة: از پدرش گفت: شنیدم أبی عبد اللَّه علیه السلام می‌فرمود: النظرة سهم من سهام إبلیس مسموم، وکم من نظرة أورثت حسرة طویلة. نگاه (به زن نامحرم) تیری از تیرهای مسموم ابلیس است، و چه نگاه‌هائی که حسرت طولانی برای آدمی ببار می‌آورد. «۱»
۲- هشام بن سالم از عقبة از پدرش گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: النظرة سهم من سهام إبلیس مسموم، من ترکها لّله عزوجل لا لغیره أعقبه اللَّه أمناً و ایماناً یجد طعمه. نگاه به (زن نامحرم) تیری از تیرهای مسموم ابلیس است، هرکس آن را به خاطر خدای عزّ و جل ترک نماید، نه برای دیگری، خداوند پیامد امن و ایمان برای او ارزانی داشته و مزه آن را خواهد چشید. «۲»
۳- ابن أبی عمیر: از الکاهلی گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: النظرة بعد النظرة تزرع فی القلب الشهوة وکفی بها لصاحبها فتنة. نگاه پشت سر هم در دل شهوت (وهوسرانی را) می‌کارد و برای به فتنه انداختن صاحب آن، کفایت می‌کند. «۳»
۴- امام صادق علیه السلام فرمود: من نظر إلی امرأة فرفع بصره إلی السماء أو غمض بصره لم یرتدّ إلیه بصره حتی یزوّجه اللَّه من الحور العین. هرکس به زنی نگاه کند و سرش را بالا گرفته و به آسمان بنگرد، یا چشمش را فروبندد، چشمش را نگشوده خداوند به او از حورالعین بهشتی تزویج نماید. «۴»
وفی خبر آخر: لم یرتدّ إلیه طرفه حتی یعقبه اللَّه ایماناً یجد طعمه. در خبر دیگر است که چشمش را باز نکند تا خداوند ایمانی به او عنایت می‌کند که (فوراً) مزهاش را بچشد. «۱»
۵- ابن أبی نجران: از کسی که به او گفته از أبی عبد اللَّه علیه السلام: از أبی جمیلة: از أبی جعفر و أبی عبد اللَّه علیهما السلام فرمودند: ما من أحد الّا و هو یصیب حظّاً من الزّنا، فزنا العینین النظر، وزنا الفم القبلة، و زنا الیدین اللمس، صدّق الفرج ذلک أو کذّب. نیست کسی مگر اینکه او را سهمی از زنا اصابت نماید، پس زنای چشمان نگاه (به زن نامحرم است) و زنای لبها بوسیدن او است، و زنای دستها، لمس است، (بعد از این مقدمات) نر و مادگی آنها را تصدیق نماید (و به زنای عملی مشغول شوند) یا تکذیب نموده و پرهیز می‌نمایند. «۲»
۶- أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: من أطلق ناظره أتعب حاضره، من تتابعت لحظاته دامت حسراته. هرکس (عضو) نگاه کنندهاش را رها سازد، خود را به زحمت انداخته است، و هرکس نگاهش پشت سرهم شود، حسرت‌هایش ادامه خواهد یافت. «۳»
۷- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: النظر سهم مسموم من سهام إبلیس، فمن ترکها خوفا من اللَّه أعطاه اللَّه إیمانا یجد حلاوته فی قلبه. نگاه تیر زهر آگین از تیرهای ابلیس است پس هرکس آن را از ترس خدا ترک نماید، خداوندبرایش ایمانی عطا فرماید که شیرینی آن را در دلش پیدا خواهد نمود. «۴»
۸- و فرمود: لکل عضو من ابن آدم حظ من الزنا فالعین زناه النظر، و اللسان زناه الکلام والأذنان زناهما السمع والیدان زناهما البطش، والرجلان زناهما المشی، والفرج یصدق ذلک ویکذبه. بر تمام اعضای فرزند آدم، نصیبی از زناست، پس چشم زنایش نگاه است، و زبان زنایش گفتار (حرام) است، و گوشها زناشان شنیدن (صداها و کلمات حرام) است و دستان، زنایش فشار آوردن (و زدن) است و پاها زنایشان رفتن (به جاهای حرام) است و اندام جنسی آنها را تصدیق و تکذیب می‌نماید. «۵»
۹- در کتاب «زهد النبی» صلی الله علیه و آله و سلم شیخ جعفر بن أحمد قمی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اشتد غضب اللَّه علی امرأة ذات بعل ملأت عینها من غیر زوجها. شدید شد غضب خداوند بر زن شوهرداری که چشمانش را از غیر شوهرش پر نماید. «۱»
۱۰- حسین بن زید از جعفر بن محمد، از پدرانش علیهم السلام- در حدیث المناهیفرمود: ومن ملأ عینیه من حرام ملأ اللَّه عینیه یوم القیامة من النار إلا أن یتوب ویرجع. و هرکس چشمانش را از حرام پرنماید، خداوند روز قیامت چشمهایش را از آتش پر می‌نماید مگر توبه کرده و برگردد. «۲»
۱۱- سکونی، از امام صادق، از پدرش علیهما السلام گفت: رسول خدا فرمود: کلّ عین باکیة یوم القیامة إلا ثلاثة أعین: عین بکت من خشیة اللَّه، و عین غضت عن محارم اللَّه، و عین باتت ساهرة فی سبیل اللَّه. تمام چشمها روز قیامت می‌گرید مگر سه چشم، چشمی که از ترس خدا بگرید، و چشمی که از حرامهای خداوند، پوشیده شود، و چشمی که در راه خدا شب را بیدار بماند. «۳»
۱۲- أمیر مؤمنان علیه السلام فرمود: لیس فی البدن شئ أقلّ شکرا من العین، فلا تعطوها سؤلها فتشغلکم عن ذکر اللَّه عزوجل. در بدن کم شکرتر ازچشم نیست، پس خواسته‌هایش را به او ندهید تا شما را از ذکر خدا مشغول نسازد. «۴»
۱۳- سیف بن عمیرة: از سعد الاسکاف: از أبی جعفر علیه السلام فرمود: استقبل شاب من الأنصار امرأة بالمدینة وکان النساء یتقنّعن خلف آذانهنّ، فنظر إلیها وهی مقبلة، فلما جازت نظر إلیها ودخل فی زقاق قد سمّاه ببنی فلان فجعل ینظر خلفها واعترض وجهه عظمٌ فی الحائط أو زجاجة فشقّ وجهه، فلما مضت المرأة نظر فإذا الدماء تسیل علی ثوبه و صدره، فقال: و اللَّه لآتینّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و لأخبرنّه، فأتاه، فلما رآه رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: ما هذا؟
فأخبره فهبط جبرئیل علیه السلام بهذه الآیة: (قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک أزکی لهم ان اللَّه خبیر بما یصنعون). جوانی از طایفه انصار در مدینه با زنی روبرو آمد و زنها مقنعه را در پشت گوششان می‌بستند جوان درحالی که او می‌آمد به او نگاه می‌کرد تا اینکه رد شده وارد کوچهای گشت که به بنی فلان نامیده شده بود، پس مرتب به او نگاه می‌کرد و (بیخود شده و محو تماشای جمال او بود ناگهان سرش به دیوار خورد و) استخوان یا شیشهای از دیوار به روی او اصابت نمود و رویش پاره شد و خون جاری گشت؛ زن عبور نمود (و گذشت اما جوان تازه متوجه شده بود که) خون به لباس وسینهاش جاری است، گفت: به خدا این قضیه را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده (ومیرسانم تا فکری در باره این زنهای رو برهنه و آرایش کرده بنماید که جوانان را به بیراهه نکشند) پیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد قضیه را گفت، در این حال جبرئیل نازل شده و این آیات را آورد «به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرم) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزهتر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهند آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسریهای خود را برسینه خود افکنند (تاسینه و گردن با آن پوشانده شود) تا آخر آیه». «۱»

نگاه اوّلیّة

در دوران زندگی خیلی پیش می‌آید که آدمی بطور ناخواسته چشمش به زن زیبا می‌افتد که او را به اعجاب و شگفتی وا می‌دارد و از آن خوشش می‌آید، در این صورت چه باید کرد آیا او را بپاید و زُر بزند یا بر خود مسلّط شود و رو به سوی خدا برگرداند!.
۱- از امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اذا نظر أحدکم الی المرأة الحسناء فلیأت أهله فانّ الّذی معها مثل الّذی مع تلک، فقام رجل فقال یا رسول اللَّه فان لم یکن له أهل فما یصنع؟! قال فلیرفع نظره الی السّماء و لیراقیه و لیسأله من فضله. زمانی که یکی تان به زن زیبائی نگاه کرد، پس به پیش همسرش در آید زیرا آنچه که آن دارد مانند آن را این هم دارد، مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا اگر همسر نداشته باشد چه کند؟! فرمود: نگاهش را به سوی آسمان بلند نماید و بدوزد و از فضل خدا درخواست کند. «۱»
۲- امیرمؤمنان علیه السلام در حدیث اربعمأة فرمود: اذا رأی أحدکم امرأة تعجبه فلیأت أهله فانّ عنده مثل مارأی فلایجعلنّ للشّیطان علی قلبه سبیلًا لیصرف بصره عنها فاذا لم یکن له زوجة فلیصلّ رکعتین و یحمد اللَّه کثیراً و لیصلّ علی النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم ثمّ یسأل اللَّه من فضله فانّ ینتج (یبیح- یتیح) له من رأفته ما یغنیه. هرگاه یکی از شما زنی را دید و خوشش آمد پس به پیش همسرش برود همانا در او مانند همان است که دیده، پس شیطان را بردلش راه ندهد و حتماً چشمش را از او برگیرد، اگر همسر ندارد دورکعت نماز خوانده و ستایش خدا را زیاد بجا آورد و بر پیغمبر صلوات بفرستد و سپس از فضل خدا سؤال نماید چون او از رأفت خود به او نتیجه داده (و فضل خود را به او مباح و عطا فرموده) و بی نیاز می‌گرداند. «۲»
۳- سید رضی در نهج البلاغة: آورده است، امیرمؤمنان علیه السلام با اصحابش نشسته بود زنی زیبا بر آنها گذشت که آنها به او چشم دوختند حضرت فرمود: انّ عیون هذه الفحول طوامح و انّ ذلک سبب هبابها فاذا نظر أحدکم امرأة تعجبه فلیلامس أهله، فانّما هی امرأة کامرأته فقال رجل من الخوارج، قاتله اللَّه کافراً ما أفقهه فوثب القوم لیقتلوه فقال علیه السلام رویداً فانّما هو سبّ بسبّ أو عفو عن ذنب. همانا چشمان این نرها حریص است و این سبب تحریک آنهاست، پس وقتی که یکی تان به زنی نگاه کرد که او را به تعجب وادشت (و از او خوشش آمد)، همسر خود را لمس نماید (و با او آمیزش جنسی داشته باشد) زیرا آن زنی مانند زن خودش است، یکی از خوارج گفت: خداوند او (یعنی امیرمؤمنان علیه السلام) را با کفر بمیراند!! (ببینید) چقدر آموزندهتر حرف زد، پس اصحاب خیز برداشتند که آن مرد را بکشند امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: آرام باشید، همانا پاسخ آن سخن زشت، مقابله بمثل است یا گذشت کردن (شایستهگی و اخلاق علی هم گذشت است نه انتقام!!). «۳»
۴- حمادبن عثمان از امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنی را دید که آن حضرت را به اعجاب واداشت، به‌ام سلمه داخل شد و با او همبستر شد چون روز نوبت او بود و در حالی که آب (غسل) از سرش می‌چکید به سوی مردم بیرون آمد و فرمود: ای مردم بتحقیق نگاه (ناصواب) از شیطان است، پس برای هرکس همچون کاری پیش آمد به پیش همسر خود برود. «۱»

حدود نگاه به نامحرم

بعضیها خیال می‌کنند که دستورات بازدارنده اسلام در مورد حجاب و پرهیز از خودنمایی وسوسهانگیز: نوعی خشونت و عقب گرد به عهد عتیق و بربریت و وحشیت عهد بوق است! اما خودمانیم بیایید منصفانه و بدون تقلید از غرب و پیروی از هوای نفس: کلاهمان را قاضی کنیم اگر بانوان عزیز که خداوند آنها را برای آرامش روح و آسایش جسم و جان مردان آفریده و مورد توجه جنس مخالف خود قرار داده است: خود را در منظر نامحرم قرار نمی‌دادند و در مجامع عمومی و محافل خصوصی: با آرایشهای فریبنده گوناگون ظاهر نمی‌شدند؛ آیا این همه فساد و تباهی و سردرگمی و خانمانهای برباد رفته و ویران گشته: بر جوامع و اقشار مختلف مخصوصاً طبقه جوان که در بحران بلوغ و غیره با این مسایل دست و پنجه نرم می‌کنند: حکم فرما می‌شد؟!!.
آیا این گریز پاییها و وحشت از اندرون نشستن قسمتی از بانوان و دختران و سر به بیابان و خیابان گذاشتنها و از خانه فرارکردنها وو .. محصول بدحجابی و بی حجابی نیست؟!! آیا اطاعت از دستورات آیات سوره مبارکه «نور» و پرهیز از منهیات آن: جوامع را به ساحل نجات و زندگی ایده آل و روح آرام نمی‌رسانید؟! صدها آیا و مگرهای دیگر که شما بهتر از من می‌دانید. خدایا به احترام مقربین درگاهت: تمام اقشار مختلف مخصوصاً طبقه جوان ما را از شرور شیاطین جن و انس و حوادث خانمانسوز محفوظ بدار و آنها را به زندگی آرام و بی دغدغه و دور از ناراحتیهای روحی و جسمی: برسان و خودت دست آنها را بگیر و به ساحل نجات برسان آمین.
در سوره مبارکه نور در آیات ۳۰ و ۳۱ حد و مرز حجاب را مشروحاً بیان فرموده است و در روایات فراوان نیز حدود نگاه به نامحرم، با تفاوتهائی بیان گردیده است که برای رعایت اختصار فقط تعدادی از آنها را ذیلًا می‌آوریم.
۱- زرارة، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) در باره آیه «و لا یُبْدینَ زنتهنّ إلّا ما ظهر منها» و زینتهای خود را (جز آن مقدار که نمایان است) آشکار ننمایند مگر آنچه که ظاهر است» منظور این آیه چیست؟ فرمود: الزّینة الظاهرة الکحل والخاتم. زینت ظاهره سرمه و انگشتر است. «۱»
۲- باز در باره آیه فوق از أبی عبد اللَّه علیه السلام «إلا ما ظهر منها» فرمود: الوجه والذراعان رو و دو ذراع (بازو). «۲»
۳- أبی بصیر گوید: از أبی عبد اللَّه (علیه السلام)، دربارهٔ آیه «ولا یبدین زینتهن إلا ما ظهر منها» پرسیدم؟ فرمود: الخاتم والمسکة وهی القلب انگشتر و مسکه که آن محل دستبند است. «۳»
۴- مروک بن عبید، از بعض أصحاب ما، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) گفت: به او گفتم ما یحلّ للرّجل أن یری من المرأة إذا لم یکن محرماً؟ قال: الوجه والکفان والقدمان برای مرد از زن نامحرم چه چیزهائی دیدنش حلال است؟! فرمود: رو و کف دستان و قدمها. «۴»
۵- علی بن جعفر از امام موسی کاظم علیهما السلام در باره زن نامحرم که برای مردنامحرم چه چیزهائی نگاه کردنش حلال است سؤال نمود؟ فرمود: الوجه والکف وموضع السّوار. رو و کف و محل النگو (یعنی مچ دستها). «۵»
۶- علی علیه السلام- در حدیث الأربعمائة- فرمود: لکم أول نظرة إلی المرأة فلا تتبعوها بنظرة اخری واحذروا الفتنة. نگاه اول برای شماست، نگاه دیگری پشت سرش نکنید و از فتنه در حذر باشید. «۱»
۷- تمیمی از امام رضا، از پدرانش علیهم السلام.
از رسول خدا فرمود: لا تتبع النظرة النظرة فلیس لک إلا أول النظرة نگاه پشت نگاه نکن، نیست برای تو مگر نگاه اول. «۲»
۸- سکونی: از امام صادق علیه السلام: أوّل نظرة لک والثّانیة علیک ولا لک، والثّالثة فیها الهلاک نگاه نخست برای توست، ودومی به ضرر توست نه به خیر تو، و سومی در آن است هلاکت (و نابود شدن). «۳»
۹- عبدالرحمن بن الحجاج گوید: از أبا عبد اللَّه علیه السلام پرسیدم دختری که به بلوغ نرسیده است کی سرش ر ا از نامحرم و برای نماز بپوشاند؟ فرمود: لا تغطّی رأسها حتی تحرم علیها الصلاة. سرش را نپوشاند تا نماز برایش حرام شود (حیض ببیند و به بلوغ برسد). «۴»
۱۰- بزنطی، از امام رضا علیه السلام فرمود: لا تغطّی المرأة رأسها من الغلام حتی یبلغ الغلام زن از پسر (نامحرم) سرش را نپوشاند تا بالغ شود. «۵»
در مورد حدود پوشش زنان سالخورده به فصل بعد دقت نمائید.

حکم حجاب بانوان سالخورده

قال اللَّه عزّ و جلّ «والقواعد من النّساء الَّتی لا یرجون نکاحاً فلیس علینّ جناحٌ أن یضعن ثیابهنّ غیر متبرّجاتٍ بزینةٍ و أن یستعففن خیر لهنّ و اللّه سمیعٌ علیمٌ» «۱»
وزنان از کار افتادهای که امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباسهای (رویین) خود را بر زمین بگذارند، به شرط این که در برابر مردم، خود آرایی نکنند؛ و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است؛ و خداوند شنوا ودانا است.
در باره اصل استثنای حکم حجاب برای زنان سالخورده در میان علمای اسلام محل بحث و گفتگو نیست؛ چرا که قرآن ناطق به آن است؛ ولی در خصوصیات آن گفتگوهائی وجود دارد از جمله اینکه: در مورد سن این زنان و این که تا چه حد برسند حکم قواعد را دارند گفتگو است در بعضی از روایات اسلامی تعبیر به مُسِنّه شده (زنان سالخورده).
در حالی که در بعضی دیگر تعبیر به قعود از نکاح (بازنشستگی از ازدواج) آمده اما جمعی از فقهاء و مفسرین: آن را به معنی پایان دوران قاعدگی و رسیدن به حد نازائی و عدم رغبت کسی به ازدواج با آنها دانستهاند.
ولی ظاهر این است که همه این تعبیرات به یک واقعیت اشاره می‌کند و آن اینکه به سن و سالی برسند که معمولا در آن سن و سال کسی ازدواج نمی‌کند: هر چند ممکن است به طور نادر چنین زنانی اقدام به ازدواج بنمایند.
و نیز در مورد مقداری از بدن که جایز است آنها آشکار کنند: در احادیث اسلامی تعبیرات مختلفی آمده: در حالی که قرآن به طور سر بسته گفته است مانعی ندارد که لباسهای خود را فرو نهند که البته این تعبیر ظاهر در لباس رو است.
در بعضی از روایات در پاسخ این سؤال که کدامیک از لباسهایشان را می‌توانند فرو نهند؟ امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
الجلباب (چادر) در حالی که در روایت دیگری تعبیر به جلباب و خمار شده است (خمار به معنی روسری است).
ولی ظاهر این است که این گونه احادیث نیز با هم منافاتی ندارند: منظور این است که مانعی ندارد آنها سر خود را برهنه کنند و موها و گردن و صورت خود را نپوشانند و حتی در بعضی از احادیث و کلمات فقهاء: مچ دستها نیز استثناء شده است: اما بیش از این مقدار: دلیلی دربارهٔ استثناء آن نداریم.
و به هر حال همه اینها در صورتی است که آنها خود آرائی نکنند (غیر متبرجات بزینة) و زینتهای پنهانی خود را که دیگران هم واجب است بپوشانند باید مستور دارند: و همچنین لباسهای زینتی که جلب توجه می‌کند در تن نکنند و به تعبیر دیگر آنها مجازند بدون چادر و روسری با لباس ساده و بدون آرایش بیرون آیند اما با همه اینها این یک حکم الزامی نیست: بلکه اگر آنها مانند زنان دیگر پوشش را رعایت کنند ترجیح دارد: چنانکه در ذیل آیه فوق صریحا آمده است: زیرا به هر حال احتمال لغزش- هر چند به صورت نادر- در مورد این گونه افراد نیز هست. «۱» ۱- محمد بن مسلم، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) در منظوراز آیه «والقواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا» چیست که از لباسهایشان را به زمین بگذارند؟ فرمود جلباب. «۲»
در روایت دیگر از حلبی از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) منظور از (أن یضعن ثیابهن؟) فرمود:
الخمار والجلباب روسری و چادر، گفتم در پیش چه کسانی (می‌تواند خمار و جلباب را) بردارد؟ فرمود: جلوی کسانی که نبایدزینتش را دربرابر آنها آشکار نماید و اگر نکند برایش بهتر است. «۳»
۲- از حریز بن عبداللَّه، از أبی عبد اللَّه (علیه السلام) او خواند (أن یضعن من ثیابهن) فرمود:
الجلباب والخمار إذا کانت المرأة مسنة (منظور) چادر و روسری است است اگر زن سالخورده باشد. «۴»
۳- علی بن أحمد بن یونس گوید: حسین می‌گفت به او (امام علیه السلام نوشت و سؤال نمود از حد زنانی که به چه سنّی رسید جایز است سرو بازوانش را باز نماید؟
درجواب نوشت: وقتی که از نکاح نشستند (یعنی پیر شده و از ازدواج افتادند). «۵»
۴- أبی الصباح الکنانی گفت: از أبا عبد اللَّه (علیه السلام) سؤال نمودم از «القواعد من النساء» کدام لباسشان را صلاح است به زمین گذارند؟ پس فرمود: الجلباب إلا أن تکون أمة فلیس علیها جناح أن تضع خمارها. چادر است مگر اینکه کنیز برده باشد که در این صورت خمارش را هم باز می‌کند. «۱»

نگاه پشت سر نامحرم

تماشاکردن به پشت سر نامحرم حرام و نشانه پستی صاحب آن عمل است زیرا آن گونه که اوراضی نیست کسی به زن و خواهر و مادر او دید بزنند: نباید پشت سر نوامیس مردم زُر زده و تماشا نماید.
۱- هشام و حفص و حماد بن عثمان همگی از أبی عبد اللَّه (علیه السلام فرمود: ما یأمن الذین ینظرون فیأدبار النساء أن ینظر (أن یُبتلوا) بذلک فینسائهم. آنانکه پشت سر زنان (نامحرم) نگاه می‌کنند از ابتلاء به مانند آن در زنهای خودشان، در امان نیستند (از مکافات عملنباید غافل شد). «۲»
۲- صفوان بن یحیی: از أبی الحسن علیه السلام در باره گفته خدای عزّ وجلّ «یا أبت استأجره إن خیر من استأجرت القوی الأمین» قال: قال لها شعیب: یا بنیة هذا قویّ برفع الصخرة، الأمین من أین عرفتیه؟ قالت: یا أبت انّی مشیت قدّامه، فقال: إمشی من خلفی فان ضللتُ فارشدینی إلی الطریق، فانّا قومٌ لا ننظر إلی (فی) أدبار النساء.
(یکی از آن دو دختر حضرت شعیب علیه السلام به پدرش گفت:) پدر او (یعنی موسی) را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که استخدام کنی اوست که قوی و امین است؛ شعیب به دختر گفت: دخترم این (جوان) برای برداشتن صخرة نیرومند است، امانتش را از کجا دانستی؟، گفت: پدر من جلوی او راه می‌رفتم، گفت: پشت سر من بیا اگر بیراهه رفتم مرا (بازبان) راهنمائیم کن (زیرا) ما گروهی هستیم به پشت سر زنها نگاه نمی‌کنیم. «۳»
۳- أبی بصیر: به امام صادق علیه السلام گفت: الرجل تمرّ به المرأة فینظر إلی خلفها، قال: أیسرّ أحدکم أن یُنظر إلی أهله و ذات قرابته؟ قلت: لا، قال: فارضَ للناس ما ترضاه لنفسک زنی از جلوی مرد عبور می‌کند و او پشت سر او نگاه می‌کند؟ فرمود: آیا از شما کسی خوشحال می‌شود پشت سر زن خود و زنان خویشانش، نگاه کند؟! گفتم: نه، فرمود: پس آنچه را که به خود راضی هستی به مردم نیز راضی باش. «۱»
۴- هشام بن سالم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: أما یخشی الذین ینظرون فی أدبار النساء أن یُبتلوا بذلک فی نسائهم؟!. آیا نمی‌ترسند آنان که پشت سر زنان (دیگران) نگاه می‌کنند، خود نیز در زنانشان به این عمل گرفتار شوند؟!. «۲»
۵- یونس بن عبد الرحمن، گفت: أبو عبد اللَّه علیه السلام فرمود: من تأمّل خلف امرأة فلا صلاة له، قال یونس: إذا کان فی الصلاة. هرکس پشت سر زن دقت نماید، برایش نماز نیست، (نمازش باطل است) یونس گفت: یعنی درنماز. «۳»

حکم نگاه به خواهر زن

بعضیها خیال می‌کنند که خواهر زن، مانند خواهر خودش محرم است، در حالی کهاین طور نیست او هم مانند دیگر بانوان نامحرم است زیرا اگر همسرش را طلاق دهد و یا بمیرد: می‌تواند با او ازدواج نماید پس با زنی که می‌توان ازدواج نمود، نگاه کردن به او، حرام است مگر حدودی در شرع معین گردیده است که تعدادی از آن روایات در فصل شماره ۲۸ «حدود نگاه به نامحرم» همین بخش گذشت.
۱- أحمد بن محمد بن أبی نصر گفت: از امام رضا علیه السلام: سؤال کردم: آیا برای مرد حلال است؟ أن ینظر إلی شعر أخت امرأته؟ فقال: لا إلّا أن تکون من القواعد، قلت له:
أخت امرأته و الغریبة سواء؟ قال: نعم، .... اینکه به موی خواهر زنش نگاه کند؟ فرمود:
نه، مگر اینکه پیر شود، گفتم: خواهر زن مانند غریبه است؟! فرمود: بلی، .... «۴»

گریه شدید رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

۱- عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنی: از محمد بن علی الرضا از پدرانش از علی علیهم السلام فرمود: دخلت أنا و فاطمة علی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فوجدته یبکی بکاءاً شدیداً، فقلت له: فداک أبی و أمّی یا رسول اللَّه ما الذی أبکاک؟ فقال: یا علی لیلة اسری بی إلی السماء رأیت نساء من أمّتی فی عذاب شدید فأنکرت شأنهنّ فبکیت لما رأیت من شدة عذابهنّ، ثمّ ذکر حالهنّ- إلی أن قال: فقالت فاطمة: حبیبی و قرة عینی أخبرنی ما کان عملهنّ، فقال: أمّا المعلقة بشعرها فانّها کانت لا تغطی شعرها من الرجال، و أمّا المعلقة بلسانها فِانّها کانت تؤذی زوجها، و أما المعلقة بثدییها فانّها کانت ترضع أولاد غیر زوجها بغیر اذنه، و أما المعلقة برجلیها فانّها کانت تخرج من بیتها بغیر اذن زوجها، و أمّا التی کانت تأکل لحم جسدها فانّها کانت تزیّن بدنها للناس، و أما التی تشد یداها إلی رجلیها و تسلط علیها الحیات و العقارب فانّها کانت قذرة الوضوء والثیاب، و کانت لا تغتسل من الجنابة و الحیض و لا تتنظف، و کانت تستهین بالصلاة، و أما العمیاء الصمّاء الخرساء فانها کانت تلد من الزنا فتعلقة فی عنق زوجها، و أما التی کانت تقرض لحمها بالمقاریض فانها کانت تعرض نفسها علی الرجال، وأما التی کانت تحرق وجه‌ها و بدنها و هی تجر أمعاءها فانها کانت قوّادة، و أما التی کان رأسها رأس خنزیر و بدنها بدن الحمار فانّها کانت نمّامة کذاّبة، و أما التی کانت علی صورة الکلب و النار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها فانّها کانت قنیة نواحة حاسدة، ثم قال علیه السلام: ویل لأمرأة أغضبت زوجها و طوبی لإمرأة رضی عنها زوجها. من و فاطمه به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم داخل شدیم او را در حال گریه شدید یافتیم، به او گفتم:
پدر و مادرم فدای توباد ای رسول خدا چه چیز ترا می‌گریاند (سبب گریه ات چیست)؟ فرمود: ای علی شبی که مرا به معراج بردند، از امتم زنانی را در عذاب سخت دیدم، پس گرفتاری آنها را خوش نداشتم و بر سختی عذاب آنها گریستمسپس حضرت احوال آنها را بیان نمود- فاطمه پرسید حبیب و روشنی چشم من (بابا) به من خبر بده اعمال آنها چه بود؟!
فرمود: اما آنکه از مویش آویخته شده بود، موی خود را از نا محرم نمی‌پوشانید، و اما آویخته شدگان از زبان، شوهران خود را با زبانشان اذیت میکردهاند، و اما از پستانها آویزان شده‌ها، بچه‌های دیگران را بدون اجازه شوهر، شیر می‌دادند، و اما آویزانان از پاها، از خانه بیرون شدگان بدون اذن شوهر بودند، آنانکه گوشت جسد خود را می‌خوردند، زنانی بودند که برای مردم آرایش می‌کردند، و اما آنان که دستهایشان بسته به پایشان بود و مارها و عقربها به آنها مسلط شده بود، زنان کثیف بدن و لباس و غسل نکنندگان از جنابت و حیض بودند و نظافت نمی‌کردند و به خواندن نماز بی اعتنا بودند، و اما کوران و کران و لالان، زنانی بودند که از زنا زائیده و بچه را به گردن شوهرانشان می‌انداختند و اما آنهائی که گوشت بدنشان را با مقراضها می‌بریدند، زنانی بودند که خود را به مردان عرضه می‌داشتند، و اما زنانی که رو و بدنشان می‌سوخت و روده هایشان را می‌کشیدند، زنان دو بهم رسان بودند، و اما زنانی که سرشان سر خوک و بدنشان بدن خر بود، زنان سخن چین و دروغ گویان بودند، و اما آنان که به صورت سگ بودند و آتش از پشتشان داخل و از دهانشان خارج می‌شد، زنان خواننده و نوحه گر و حسود بودند، سپس فرمود: وای بر زنی که شوهرش را به غضب در آورد و پاکی و طوبی بر زنی که شوهرش از او راضی شود. «۱»

شش ساله‌ها را نبوسید

بیش از هزار و چهارصد سال پیش روایاتی صادر شده است که از بوسیدن شش ساله‌ها و هفت ساله‌ها (ی بچه‌های بیگانه) پرهیز شود: در زمانی که بچه‌ها در سادگی و خامی مطلق فرو رفته بودند و از چیزی سر در نمی‌آوردند: حال که باپیشرفت اختراعات و صنایع و علوم و فنون و ارتباطات گوناگون و سی دیها و فیلمها و انواع نمایشهای گمراه کننده تلویزیون و عنقریباً تلفن تصویردار و ...
آگاهی کوچولوها از مسایل جنسی و راز و رمز و پیچ و خم آن از بزرگترها زیاد نباشد کم نیست: بدینجهت باید از بوسیدن اطفال بیگانه در سن کوچکتر از آن هم پرهیز کرد و کنار رفت.
حتی برای بوسیدن محارم هم حد و مرزی تعیین گردیده است نه هر طور که دلبخواهش باشد، مانند روایت ذیل.
رسول خدا صلّی اللَّه علیه وآله فرمود: إذا قبّل أحدکم ذات محرم قد حاضت: أخته أو عمته أو خالته فلیقبّل بین عینیها و رأسها ولیکفّ عن خدّها وعن فیها هرگاه از محرمان خود حیض ببیند، خواهر، یا عمّه، یا خاله، (اگر خواست او را ببوسد) میان دوچشمانش و سرش را ببوسد و از بوسیدن رو و لب آنها، خود داری نماید. «۱»
در این روایت هنگام حایض بودن محارم را اختصاص داده ولی در روایات دیگر، به طور مطلق پرهیز از بوسیدن لبهای محارم جز همسر و بچه کوچک را به میان آورده که در محلش مشروحاً بیان گردیده است!.
۱- زکریّا المؤمن از ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود: اذا بلغت الجاریة ستّ سنین فلا یقبّلها الغلام، و الغلام لا یُقبّل المرأة اذا جاز سبع سنین. وقتی که دختر به شش سالگی رسید پسر او را نبوسد، و پسر از هفت سال که گذشت زن را نبوسد. «۲»
۲- عبدالرحمن بن بحر از زرارة از ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود: اذا بلغت الجارة ستّ سنین فلا ینبغی لک أن تقبّلها. زمانی که دختر به سن شش سال رسید، سزاوار نیست، او را ببوسی. «۳»

حرمت نگاه به نامحرم نابینا

شاید بعضی‌ها خیال کنند که نابینا جائی و یاکسی را نمی‌بیند، پس نگاه کردن به آنها چه اشکال دارد و چرا پرهیز نمود!!.
۱- أحمد بن أبی عبد اللَّه گفت: استأذن ابن ام مکتوم علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم و عنده عائشة و حفصة فقال لهما: قوما فادخلا البیت، فقالتا: إنه أعمی فقال: إن لم یرکما فانّکما تریانه. ابن ام مکتوم (نابینا)، اجازه خواست به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد شود و نزد او عایشه و حفصه بودند، حضرت به آنها فرمود: بلند شده و داخل خانه شوید، گفتند: او نابینا است! فرمود: اگر او شما را نمی‌بیند، شما که او را می‌بینید. «۴»
۲- قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: اشتد غضب اللَّه علی امرأة ذات بعل ملأت عینها من غیر زوجها أو غیر ذی محرم منها، فانّها إن فعلت ذلک أحبط اللَّه عزوجل کل عمل عملته فان أوطت فراشه (فراش) غیره کان حقّاً علی اللَّه أن یحرقها بالنّار بعد أن یعذّبها فی قبرها. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: غضب خداوند شدت گرفت بر زن شوهرداری که چشمانش را از غیر شوهر و از نامحرم، پر نماید، اگر او این کار را کرد، خداوند تمام اعمال او را مهر می‌کند!، پس اگر غیر از شوهرش کسی به رختخواب او رود، خداوند حق دارد او را با آتش جهنم بسوزاند بعد از آنکه در قبر عذابش نمود. «۱»
۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: انّ فاطمة قالت له فی حدیث: خیر للنساء أن لا یرین الرجال، و لا یراهنّ الرجال، فقال صلی الله علیه و آله و سلم: فاطمة منّی. وقتی فاطمه در گفتگوئی به پدر گفت: برای زنان بهتر است که نه مردها آنها را ببینند و نه زنها مردها را، آن حضرت فرمود: فاطمه از من است (فرق نمی‌کند مرد نامحرم نابینا باشد یا بینا، نگاه کننده زن است!). «۲»
۴- ام سلمة گوید: کنت عند رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و عنده میمونة فأقبل ابن ام مکتوم و ذلک بعد أن أمر بالحجاب، فقال صلی الله علیه و آله و سلم: احتجبا، فقلنا: یا رسول اللَّه، ألیس أعمی لا یبصرنا؟ قال أفعمیاوان، أنتما؟ ألستما تبصرانه؟. ام سلمه گوید: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم و میمونه (زن دیگرش) هم پیشش بود، پس ابن ام مکتوم آمد، این جریان بعد از نزول آیه حجاب بود، فرمود: حجاب گیرید، ما گفتیم: ای رسول خدا آیا او نابینا نیست و مارا که نمی‌بیند؟ فرمود: آیا شما هم نابینائید، آیا شما هم او را نمی‌بینید؟!. «۳»

حجامت پسر نابالغ از خانمها

حجامت کردن و خون حجامت گرفتن، از کارهای رایج در اسلام و ائمه علیهم السلام است و در این باره تأکید زیاد هم به کار رفته است، حال سؤال این است که آیا مرد یا پسر نا بالغ می‌تواند از زنان خون حجامت بگیرد یانه؟!
۱- سکونی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: سئل أمیر المؤمنین علیه السلام عن الصبی یحجم المرأة؟ قال: إذا کان یحسن یصف فلا. از امیرمؤمنان علیه السلام پرسیده شد از حکم بچه که زن (نامحرم را) حجامت کند؟! فرمود: اگر خوب توصیف می‌کند (و خوب وبد را تشخیص می‌دهد) نه. «۱»
علی (بن جعفر) از برادرش علیه السلام پرسیداز (حکم) زنی که مرد اورا حجامت نماید؟
فرمود: لا نه. «۲»

معالجه خانمها وسیله آقایان

معالجه پزشک مرد، زن نامحرم و بالعکس، از مسائل مورد توجه فقهاء و بزرگان دین است که در باره آن سخنها گفته و فتواها دادهاند: آن چه که مسلّم است تا ضرورت ایجاب نکند: نباید نامحرمان: یک دیگر را معالجه نمایند و اندام و بدن‌های همدیگر را لمس نمایند و در معرض دید قرار دهند.
۱- علی بن جعفر در کتابش از برادرش موسی بن جعفر علیه السلام سؤال کرد: عن المرأة یکون بها الجرح فی فخذها أو بطنها أو عضدها، هل یصلح للرجل أن ینظر إلیه یعالجه؟ قال لا. از زنی که زخمی در ران یا در شکم و بازو دارد آیا به صلاح و جایز است که مرد به او نظر کند و معالجه نماید؟ فرمود: نه. «۳»
(البته این در صورتی است که خطری آن زن را تهدید نکند، و گرنه مرد می‌تواند او را معالجه نماید به حدیث بعدی توجه نمایید).
۲- أبی حمزة الثمالی گوید: از أبی جعفر علیه السلام پرسیدم عن المرأة المسلمة یصیبها البلاء فی جسدها إمّا کسر و إمّا جرح فی مکان لا یصلح النظر إلیه یکون الرجل أرفق بعلاجه من النساء، أیصلح له النظر إلیها؟ قال: إذا اضطرّت إلیه فلیعالجها إن شاءت. در باره زنی که در بدنش گرفتاری دارد شکستنی و یا زخم، در جائی که دیدن آنجا برای مرد (نامحرم) جایز نیست (و لکن) مرد برای معالجه او بهتر است، آیا جایز است آن مرد به او نگاه کند؟ فرمود: اگر ناچار باشد، (می‌تواند) او را معالجه نماید. «۴»
۳- قال: و سألته عن الرجل یکون ببطن فخذه أو إلٌیَتِهِ الجُرح هل یصلح للمرأة أن تنظر إلیه و تداویه؟ قال: إذا لم یکن عورة فلا بأس. علی بن جعفر گفت: از برادرم سؤال کردم؟
مردی زخمی در داخل ران یا گوشت رانش دارد، آیا جایز است زن به او نگاه کند و مداوا نماید؟ فرمود: اگر عورت نباشد، عیب ندارد. «۱»
۴- أبوالبختری، از امام صادق، از پدرش از علی صلوات اللَّه علیهمأجمعین فی المرأة یموت فی بطنها الولد فیتخوّف علیها قال: لا بأس أن یدخل الرجل یده فیقطعه فیخرجه إذا لم ترفق به النساء. دربارهٔ زنی که بچه در شکمش مرده و به سلامتی زن خطر دارد؟! فرمود: عیب ندارد مرد دستش را فروبرده و بچه را تکه نموده و بیرون آورد اگر زنی نتواند این کار را انجام دهد. «۲»

کراهت سلام مرد به خانمها

سلام کردن از مستحبات مؤکد و مهم است زیرا این عمل در میان مردم ایجاد الفت و محبت می‌نماید و نشانه شخصیت و ادب و معرفت سلام کننده است اما امیرمؤمنان علیه السلام با آن عصمتش فرمود: من دوست ندارم بانوی جوان به من سلام کند.
۱- مسعدة بن صدقة: از أبی عبد اللَّه علیه السلام: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: لا تبدأوا النساء بالسلام و لا تدعوهنّ إلی الطعام، فانّ النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: النساء عیّ و عورة فاستروا عیّهنّ بالسکوت و استروا عوراتهنّ بالبیوت. به زنها ابتدائاً سلام نکنید (یعنی اگر آنها سلام کردند جواب دهید) و آنها را به طعامی دعوت ننمایید، زیرا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
زنها عاجز و ناتوانند و عورت، پس ناتوانی آنها را با سکوت و عورات آنها را وسیله خانه‌ها بپوشانید. «۳»
۲- غیاث بن إبراهیم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: لا تُسلّم علی المرأة. زن سلام کرده نشود (یعنی ابتدائاً به زن سلام نکنید). «۱»
این در صورتی است که از شنیدن صدای آنها، احتمال ریبه و گناه و تغییر حال در آدم پیدا شود، و گرنه در مواردی رعایت ادب و احترام ضرورت دارد، به روایت بعدی توجه نمایید.
۳- ربعی بن عبد اللَّه: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: کان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یُسلّم علی النساء ویرددن علیه علیه السلام، و کان أمیر المؤمنین علیه السلام یسلّم علی النساء وکان یکره أن یسلّم علی الشابّة منهنّ و یقول: أتخوّف أن یعجبنی صوتها فیدخل علیّ أکثر مما طلبت من الأجر. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زنها سلام می‌کرد و آنها نیز جواب سلام را بر او رد می‌کردند و امیرمؤمنان علیه السلام به زنها سلام می‌کرد و از سلام کردن به زن جوان، کراهت داشت و می‌فرمود: می‌ترسم صدای او مرا خوش آید، پس داخل شود برمن بیش از اجری که می‌خواستم (گناهش از ثواب آن بیشتر شود). «۲»
۴- عمار الساباطی: از أبی عبد اللَّه علیه السلام پرسید: عن النساء، کیف یسلّمن إذا دخلن علی القوم؟ قال: المرأة تقول: علیکم السلام، و الرجل یقول: السلام علیکم. از وظیفه زنان وقتی که به جمعی داخل می‌شوند چگونه سلام کنند؟ فرمود: زن بگوید: برشما باد سلام، و مرد گوید: سلام برشما باد. «۳»

حرمت اختلاط آقایان و بانوان

اختلاط نامحرمان در مجلس و یا هر محلی، از امور حرام و ناپسند است مخصوصاً در بازارها و اماکن عمومی که یقیناً فاجعه ببار خواهد آورد.
۱- غیاث بن إبراهیم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: یا أهل العراق، نُبّئت أنّ نساءکم یدافعن الرجال فی الطریق، أما تستحون؟ (لعن اللَّه من لا یغار). ای اهل عراق به من خبر دادند که زنان شما در راه با مردان بهم می‌خورند (و بهمدیگر تنه می‌زنند)؟! آیا حیا نمی‌کنید؟ لعنت خدا بر بی غیرتان. «۱»
۲- کلینی گوید: و در حدیث دیگر أنّ أمیر المؤمنین علیه السلام قال: أما تستحیون و لا تغارون نساؤکم یخرجن إلی الأسواق و یزاحمن العلوج. همانا امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: آیا حیا نمی‌کنید (و خجالت نمی‌کشید) دربارهٔ زنانتان غیرت به خرج نمی‌دهید، به بازار می‌روند و با فرومایه گان مزاحمت می‌کنند؟! (و با شارلاتانها بهم تنه می‌زنند). «۲»

بانوان از پیاده روها

۱- امام کاظم علیه السلام فرمود: «لا ینبغی للمرأة أن تمشی فی وسط الطریق ولکنّها تمشی إلی جانب الحائط. شایسته نیست زنان از وسط راه بروند ولکن آنها از (کنار جاده) بغل دیوار رهسپار شوند (تا با مردان در راه تلاقی نداشته باشند).» «۳»
۲- ولیدبن صبیح گوید که امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لیس للنّساء من سروات الطریق شیء تمشی فی جانب الحائط والطریق؛ برای زنان لزومی ندارد تا از وسط راه‌ها راه بروند، بلکه از کنار دیوار و راه رهسپار شوند». «۴»
۳- ابن ابی عمیر از قول هشام بن سالم گوید: که امام صادق علیه السلام از قول جدّش رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «لیس للنّساء من سراة الطریق ولکن جنبیه؛ برای زنان (صحیح نیست) از بلندیهای جاده راه بروند، بلکه از دو طرف جاده (هموار یا پایین) راه بروند». «۵»
۴- جابربن یزید جُعفی گوید که شنیدم امام باقر علیه السلام فرمود: «ولیس للنّساء من سروات الطریق شییءٌ ولهنّ جنبتاة؛ برای بانوان حقّی نیست که از وسط راه (جاده و خیابان) راه بروند و دو طرف راه مخصوص آنهاست». «۱»
هشام بنسالم گوید که امام صادق علیه السلام فرمود: «لیس للنّساء من سروات الطریق شیء ولکن یمشین فی وسط الطریق. برای زنان (صحیح یا جایز) نیست از بلندیها راه بروند، بلکه از میانه راه (پایینترین قسمت) راه بروند (تا اعضایشان مشخّص و دیده نشود)». «۲»
این روایت به ظاهر با روایات بالا تفاوت دارد و می‌توان کلمه وسط را به پایینترین قسمت راه معنا کنیم وگرنه روایات بالا راه رفتن بانوان از وسط راه را نهی می‌کند.

خداوند باسه گروه حرف نمی‌زند

خداوند متعال در روز قیامت به سه کس نظر رحمت نخواهد کرد و به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد.
۱- محمد بن مسلم: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: ثلاثة لا یکلّمهم اللَّه یوم القیامة و لا یزکّیهم و لهم عذاب الیم: الشیخ الزانی، و الدّیّوث، و المرأة توطئ فراش زوجها. سه گروهند خداوند در روز قیامت با آنها حرف نمی‌زند (و نظر رحمت نیندازد) و آنها را تزکیه نمی‌کند و برای آنهاست عذاب دردناک؛
۱- پیر زناکار
۲- و دیوث (کسی که زن خود را در معرض فروش قرار دهد)؛ ۳- و زنی که به رختخواب شوهرش دیگری را راه دهد. «۳»
۲- عبد اللَّه بن میمون القداح: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود:

حکم خوابیدن زیر یک لحاف

در شریعت اسلام، گروهی از زنان برای مردانی مانند پدر و برادر و پسر وو ... محرم و حلال است، اما این محرمیت حد و مرزی دارد، مخصوصاً برای کسانی که در سنین جوانی و حتی در سن پیری هم در صورت عدم مهار خود از بعضی رفتارها، باید خود داری نمایند و کارها و رفتارهای تحریک کننده، ننمایند، زیرا انسان جایزالخطا و پر از شهوات نفسانی است که اگر به دستور زیر عمل نشود، آن سرش ناپیداست!.
۱- امام علیه السلام فرمود: لا ینام الرجلان فی لحاف واحد إلا أن یضطرا فینام کل واحد منهما فی إزاره ویکون اللحاف بعد واحدا، والمرأتان جمیعاً کذلک، ولا تنام ابنة الرجل معه فی لحافه ولا امّه. دو مرد در یک لحاف نخوابد مگر ناچار شوند، در این صورت هرکس باپیران خود بخوابد و لحاف یکی، و دو زن هم این طور است و دختر مرد با او زیر یک لحاف نخوابد و همچنین مادر، (یعنی با مادر هم زیر یک لحاف نخوابد). «۱»
۲- امام رضا علیه السلام فرمود: پدرم گفت: لا ینام الرجلان فی لحاف واحد إلا أن یکون دون ذلک ثوب فینام کل واحد فی إزاره وکذلک المرأتان، ولا ینام الرجل مع ابنته فی لحاف إلا أن یضطرّا إلی ذلک. دو مرد زیر یک لحاف نخوابد مگر اینکه میانشان لباسی باشد که (در این صورت) هرکس با شلوار خود بخوابد و همچنین دو زن؛ و مرد با دخترش زیر یک لحاف نخوابد مگر اینکه مضطرّ شود. «۲»

قسمتی از احکام خاص بانوان

راجع به وظایف و احکام خاص بانوان، از بزرگان دین روایات جامع متعدد وارد شده است که ذیلًا بعضی از آنها را می‌آوریم.
۱- جابر بن یزید الجعفی گفت: شنیدم أبا جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام می‌فرمود لیس علی النساء أذان ولا إقامة، و لا جمعة، و لا جماعة، و لا عیادة المریض، و لا اتباع الجنائز، و لا إجهار بالتلبیة، و لا الهرولة بین الصفا والمروة، و لا استلام الحجر الأسود، و لا دخول الکعبة، و لا الحلق و إنّما یقصرن من شعورهن، و لا تولّی المرأة القضاء، و لا تلی الأمارة، و لا تستشار، و لا تذبح إلا من اضطرار، و تبدأ فی الوضوء بباطن الذراع والرّجل بظاهره، و لا تمسح کما یمسح الرجال بل علیها أن تلقی الخمار عن موضع مسح رأسها فی صلاة الغداة و المغرب وتمسح علیه فی سائر الصلوات تدخل اصبعها فتمسح علی رأسها من غیر أن تلقی عنها خمارها،
۱- برای زنان اذان و اقامه و جمعه و جماعت نیست؛
۲- عیادت بیماران و تشییع جنازه نیست؛
۳- (و همچنین) هروله میان صفا و مروه و استلام حجر اسود و بلند گفتن تلبیه و سرتراشیدن نیست فقط تقصیر (مو کوتاه) می‌کنند؛
۴- تولّی (و مباشرت به سمت) قضاوت نباشد،
۵- متولی فرمانداری (و حاکمیت) نشود،
۶- طرف مشورت قرار نگیرد
۷- ذبح حیوانات نکند مگر در ضرورت،
۸- در وضو گرفتن از باطن بازو شروع کند و از ظاهر آن، مانند مردان مسح ننماید بلکه در نماز صبح و شام، روسری را از محل مسح کنار بزند و مسح کند و در سایر نمازها انگشتانش را بدون این که روسری را کنار بزند، مسح نماید؛ فإذا قامت فی صلاتها ضمّت رجلیها و وضعت یدیها علی صدرها، و تضع یدیها فی رکوعها علی فخذیها، و (تجلس) إذا أرادت السجود سجدت لاطیةً بالأرض وإذا رفعت رأسها من السجود جلست ثم نهضت إلی القیام، وإذا قعدت للتشهد رفعت رجلیها، و ضمّت فخذیها، وإذا سبحت عقدت الأنامل لأنّهن مسؤولات، وإذا کانت لها إلی اللَّه حاجة صعدت فوق بیتها، و صلّت رکعتین، و رفعت (کشفت) رأسها إلی السماء، فإنّها إذا فعلت ذلک استجاب اللَّه لها ولم یخیبها،
۹- وقتی زنها برای نماز می‌ایستد، پاها را به همدیگر بچسباند و دستانش را به سینه گذارد و در رکوع دستهارا به رانهایشان بگذارد، وقتی که به سجده رود خود را به زمین بچسباند و سر از سجده برداشت، بنشیند و سپس بلند شود، وقتی که برای تشهد نشست، دوپایش را بلند کنند و ران‌هایش را به همدیگر بچسباند (به صورت چمباتمه بنشیند)، و هنگام تسبیح گفتن انگشتانش را به هم بچسباند، زیرا آنها مورد سؤال قرار خواهد گرفت؛
۱۰- اگر به خدا حاجتی داشت به پشت بام رود و دو رکعت نماز بخواند: و سرش را برهنه نموده و رو به آسمان کند (و حاجت خود را بخواهد) اگر این کار را انجام دهد خداوند حاجتش را برآورد و محرومش ننماید؛ و لیس علیها غسل الجمعة فی السفر ولیس یجوز لها ترکه فی الحضر، ولا تجوز شهادة النساء فی شئ من الحدود، و لا تجوز شهادتهن فی الطلاق، ولا فی رؤیة الهلال، و تجوز شهادتهنّ فیما لا یحلّ للرجل النظر إلیه ولیس للنساء من سروات الطریق شئ ولهنّ جنبتاه ولا یجوز لهن نزول الغرف و لا تعلّم الکتابة، و یستحب لهنّ تعلّم المغزل و سورة النور، و یکره لهنّ (تعلم) سورة یوسف، و إذا ارتدّت المرأة عن الإسلام استتیبت فإن تابت و إلا خلّدت فی السجن ولا تقتل کما یقتل الرجل إذا ارتدّ، و لکنها تستخدم خدمة شدیدة و تمنع من الطعام و الشراب الّا ما تمسک به نفسها، و لا تطعم إلا خبیث (جشب) الطعام و لا تکسی إلا غلیظ الثیاب و خشنها، و تضرب علی الصلاة و الصیام، و لا جزیة علی النساء،
۱۱- برای زنان در سفر غسل جمعه نیست ولی در حضر آن را ترک ننماید،
۱۲- شهادت آنها درمسایل حدود، و در طلاق و رؤیت هلال، جایز نیست،
۱۳- ولی شهادتشان در چیزهائی که برای مرد نگاه کردن به آن حلال نباشد جایز است،
۱۴- زنها نباید از وسط راه‌ها (و خیابانها) راه روند بلکه ازدو طرف (پیاده روها) راه روند؛
۱۵- نباید در بالاخانه‌ها (که مشرف به کوچه و خیابانها است) نزول کنند (و ساکن شوند)؛
۱۶- نوشتن را یاد نگیرند؛ «۱»
۱۷- مستحب است (کارهای هنری از قبیل) نخ ریسی و سوره نور را یاد گیرند، و مکروه است یاد گرفتن سوره یوسف،
۱۸- اگر زن مرتد شود و از اسلام برگردد، باید توبه داد اگر توبه نکرد حبس ابد می‌شود و مانند مردان مرتد، کشته نمی‌شود ولیکن به کارهای سخت وادار می‌گردد، و به اندازه ضرورت (و زنده ماندن) خوردن و آشامیدن، داده می‌شود، و غذای ناگوار و لباس خشن و غلیظ برایش می‌پوشانند و برای بجا آوردن نماز و روزه (تنبیه شده و) زده می‌شوند،

برای زنها جزیه نیست

وإذا حضر ولادة المرأة وجب اخراج من فی البیت من النساء کیلا یکن أول ناظر إلی عورة (عورتها)، و لا یجوز للمرأه الحایض و لا الجنب الحضور عند تلقین المیّت لان الملائکة تتأذی بهما، و لا یجوز لهما إدخال المیت قبره، و إذا قامت المرأة من مجلسها فلا یجوز للرجل أن یجلس فیه حتی یبرد، و جهاد المرأة حسن التبعل و أعظم الناس حقا علیها زوجها و أحق الناس بالصلاة علیها إذا ماتت زوجها، و لا یجوز للمرأة أن تنکشف بین یدی الیهودیة و النصرانیة لأنّهنّ یصفن ذلک لأزواجهنّ، و لا یجوز لها أن تتطیّب إذا خرجت من بیتها، و لا یجوز لها أن تتشبه بالرجال لان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لعن المتشبهین من الرجال بالنساء، و لعن المتشبهات من النساء بالرجل
۲۰- هنگام ولادت بچه، واجب است زنهای دیگر را از خانه بیرون نمایند، تا اول کسی نباشند که به عورت (زاینده) نگاه کنند،
۲۱- بر زن حایض و جنب جایز نیست، موقع تلقین میت در کنار او بنشیند، زیرا فرشتگان حاضر، از حضور آن دو اذیت می‌شوند، و همچنین آن دو نباید، میت را در قبر بگذارند؛
۲۲- هنگامی که زن از جایش بلند شد برای مرد جایز نیست در جای او بنشیند تا سرد شود،
۲۳- جهاد زن، خوب شوهر داری اوست، و بزرگترین حق در گردن زنها برای شوهران آنهاست، و صاحب حقترین نماز گذار برای زنها بعد از مرگشان، شوهران آنهاست؛
۲۴- جایز نیست برای زنها نزد زنهای یهود و نصارا، خود را باز کنند، زیرا آنها برای شوهران خود توصیف (و تعریف) می‌کنند،
۲۵- جایز نیست برای آنها، هنگام بیرون رفتن از خانه: خود را خوشبو نمایند،
۲۶- جایز نیست خود را به صورت مردان در آورند، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنانی را که خود را به مردان و مردانی که خود را بصورت زنان تشبیه می‌کنند (و در آورند) لعنت کرده است؛ و لا یجوز للمرأة أن تعطّل نفسها ولو أن تُعلّق فی عنقها خیطاً، و لا یجوز أن تری أظافیرها بیضاء ولو أن (تمسها بالحناء مسّاً) (تمسحها بالحناء مسحاً)، و لا تخضب یدیها فی حیضها، لأنّه یخاف علیها الشیطان، و إذا أرادت المرأة الحاجة و هی فی صلاتها صفقت بیدیها، و الرجل یؤمئ برأسه و هو فی صلاته و یشیر بیده و یسبّح (جهراً)، و لا یجوز للمرأة أن تصلّی بغیر خمار الّا أن تکون أمَةً فانّها تصلّی بغیر خمار مکشوفة الرأس و یجوز للمرأة لبس الدیباج و الحریر فی غیر صلاة و إحرام، و حرم ذلک علی الرجال إلّا فی الجهاد و یجوز أن تتختّم بالذّهب و تصلّی فیه، و حرم ذلک علی الرجال،
۲۷- جایز نیست بر زن که خود را معطل نماید (و از زینت و آرایش محروم) کند اگرچه با آویختن نخی برگردن باشد.
۲۸- جایز نیست انگشتانش سفید دیده شود اگر چه (لا اقل) با حنا خود را مس کند (ورنگین نماید)، «۱»
۲۹- در ایام حیض خود را خضاب نکند، زیرا برای او از (صدمات) شیطان ترسیده می‌شود،
۳۰- هر وقت زن سر نماز به کاری احتیاج پیدا کرد، دستهایش را به هم زند ولی مرد با سر و دستش: اشاره می‌کند و تسبیح را بلندتر می‌گوید، (تا بفهمند که کاری دارد)
۳۱- برای زن جایز نیست بدون روسری (و روباز) نماز بخواند، اما برای کنیزان بدون اینها و سر برهنه جایز است،
۳۲- برای زن پوشیدن لباس دیباج و حریر در غیر نماز و احرام، جایز است، اما اینها برای مردان حرام است مگر در جهاد،
۳۳- جایز است زنها با انگشتر طلا نماز بخواند و لی برای مردان حرام است؛
و قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یا علی، لا تتختّم بالذّهب فإنّه زینتک فی الجنّة، و لا تلبس الحریر فانّه لباسک فی الجنة، و لا یجوز للمرأة فی مالها عتق و لا برٌّ إلّا باذن زوجها، و لا یجوز لها أن تصوم تطوعاً إلّا باذن زوجها، و لا یجوز للمرأة أن تصافح غیر ذی محرم إلا من وراء ثوبها، و لا تبایع إلا من وراء ثوبها، و لا یجوز أن تحجّ تطوّعاً إلا باذن زوجها، و لا یجوز للمرأة أن تدخل الحمام فان ذلک محرّم علیها، و لا یجوز للمرأة رکوب السرج إلا من ضرورة أو فی سفر، و میراث المرأة نصف میراث الرجل، و دیتها نصف دیة الرجل، و تعاقل (تقابل) المرأة الرجل فی الجراحات حتی تبلغ ثلث الدیة فإذا زادت علی الثلث ارتفع الرجل و سفلت المرأة، و إذا صلّت المرأة وحدها مع الرجل قامت خلفه ولم تقم بجنبه و إذا ماتت المرأة وقف المصلی علیها عند صدرها، و من الرجل إذا صلّی علیه عند رأسه، فإذا ادخلت المرأة القبر وقف زوجها فی موضع یتناول ورکیها، و لا شفیع للمرأة أنجح عند ربها من رضا زوجها الحدیث پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای علی انگشتر طلا به دست نزن چون آن زینت تو در بهشت است و حریر نپوش، چون آن لباس بهشتی توست،
۳۴- برای زن جایز نیست در مال او، به آزاد کردن بردة و کار نیک (و صله دادن)، اقدام نماید مگر با اذن شوهرش،
۳۵- بر زن روزه مستحبی جایز نیست مگر با اذن شوهرش،
۳۶- جایز نیست با غیر محرمش، مصافحه کند مگر از پشت لباس،
۳۷- خرید فروش نکند مگر از پشت لباس (یا با دستکش)
۳۸- بدون اجازه شوهر به حج مستحبی نرود،
۳۹- برای زن جایز نیست به حمام (عمومی) برود، چون برایش حرام است،
۴۰- زن سوار زین نشود، مگر در حال ضرورت و یا در سفر،
۴۱- ارث زن نصف میراث مرد است، و دیه او نصف دیه مرد است،
۴۲- زن در دیات جراحات با مرد مساوی است تا یک سوم مرد وقتی که از یک سوم بیشتر شد، دیه مرد بالا می‌رود و دیه زن پایین می‌آید،
۴۳- وقتی زن با مرد به تنهائی نماز خواند، پشت سر مرد بایستد، و در طرف پهلوی (راست یا چپ) نه ایستد،
۴۴- وقتی که زن فوت کرد، برگذارکننده نماز میت مساوی با سینه زن بایستد، ولی در نماز مرد نزد سرش بایستد؛ پس زمانی که زن را به قبر گذاشتند، شوهرش مساوی با رانهای او بایستد، و برای زن شفاعتچی خوب پیش خداوند، بهتر از رضایت شوهرش نیست. (تا آخرحدیث). «۱»
۲- هشام: از أبی عبد اللَّه علیه السلام فرمود: کان أمیر المؤمنین علیه السلام یحتطب ویستقی ویکنس وکانت فاطمة علیها السلام تطحن وتعجن وتخبز. امیر مؤمنان علیه السلام هیزم جمع می‌کرد و آبیاری می‌نمود و جارو می‌کشید و فاطمه آرد می‌کرد و خمیر می‌ساخت و می‌پخت (کارهای داخل خانه با فاطمه علیها السلام و بیرون از خانه با امیر آزادگان علیه السلام بود).»

برای بانوان جمعه و جماعت نیست

۱- أنس بن محمد از پدرش از جعفر بن محمد از پدرانش علیهم السلام- در وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود: یا علی، لیس علی النساء جمعة و لا جماعة، و لا أذان، و لا إقامة، و لا عیادة مریض، و لا اتباع جنازة، و لا هرولة بین الصفا و المروة، و لا استلام الحجر، و لا حلق، و لا تولی القضاء، و لا تستشار، و لا تذبح إلا عند الضرورة، و لا تجهر بالتلبیة، و لا تقیم عند قبر، و لا تسمع الخطبة، و لا تتولی التزویج بنفسها، و لا تخرج من بیت زوجها إلا بإذنه، فان خرجت بغیر اذنه لعنها اللَّه عزوجل و جبرئیل ومیکائیل، ولا تعطی من بیت زوجها شیئا إلا باذنه، و لا تبیت و زوجها علیها ساخط و إن کان ظالماً لها. ای علی برای زنان جمعه و جماعتی نیست و اذان و اقامه و عیادت بیماران و تشییع جنازه نیست (وهمچنین) هروله میان صفا و مروه و استلام حجر (اسود) وسرتراشیدن و قاضی شدن و طرف مشورت قرار گرفتن و ذبح حیوانات نیست مگر در ضرورت، و تلبیه را بلند نگوید و در نزد قبری نه ایستد و خطبه نشنود و خودسرانه ازدواج ننماید و از خانه شوهر بدون اجازه بیرون نرود، پس اگر بی اجازه بیرون رود، خدای عزّوجلّ و جبرئیل و میکائیل به او لعنت نمایند، و از خانه شوهرش بدون اجازه چیزی به کسی ندهد، و شب نخوابد در حالی که شوهرش به او غضبناک است اگرچه به او ظلم نماید. «۱»

دستورات کلّی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

در باره حدیث شریف ذیل به این نکته توجه داشته باشید، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که این توصیه‌ها را به علی علیه السلام نموده است از باب (ایّاک أعنی و اسمعی یاجارة، دخترم به تو می‌گویم، عروسم تو بشنواست) یعنی به عنوان تعلیم، مخاطب آن حضرت، علی علیه السلام بود امّا به همه امت سفارش می‌کرد و گرنه احترام فیما بین آنها خیلی بالاتر از این بود که مسائل زیر لحافی این گونه با صراحت به میان کشیده شود.
۱- حدیث کرد به ما محمد بن ابراهیم أبو العباس الطالقانی رحمه اللَّه گفت: أبو سعید الحسن بن علی العدوی خبر داد او هم گفت: یوسف بن یحیی الاصبهانی أبو یعقوب گفت: أبو علی اسماعیل بن حاتم گفت: أبو جعفر احمد بن صالح بن سعید المکی گفت: عمر بن حفص حدیث نمود از اسحاق بن نجیح از حصین از مجاهد از ابی سعید خدری قال: اوصی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم علی بن أبی طالب علیه السلام فقال:
مجاهد از ابوسعید خدری روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام وصیت کرد و فرمود:
یا علی إذا دخلت العروس بیتک فاخلع خفها حین تجلس وأغسل رجلیها وصب الماء من باب دارک إلی أقصی دارک فانک إذا فعلت ذلک اخرج اللَّه من دارک سبعین (ألف) لوناً من الفقر وأدخل فیها سبعین (ألف) لوناً من البرکة وأنزل علیک سبعین رحمة ترفرف علی رأس العروس حتی تنال برکتها کل زاویة فی بیتک وتأمن العروس من الجنون والجذام والبرص أو یصیبها ما دامت فی تلک الدار، ای علی! زمانی که عروس به خانه ات داخل شد، و نشست کفشهای او را از پایش در آور و پاهایش را بشوی و بر دَرَت تا دورتر آب بپاش (به دمِ دَر آب پاشی کن)، هرگاه این کار را کردی، خداوند هفتاد (هزار) نوع فقر (و نداری) را از خانه ات بیرون راند و هفتاد (هزار) رنگ از برکت را داخل نماید، و هفناد گونه رحمت برتو فرود آورد که بر سر عروس، پر می‌زند تا همه زوایای خانه ات از برکت آن بهرهمند شود و عروس مادام که در آن خانه است از اصابت (امراض ناگوار) دیوانگی و جذام و پیسی در امان باشد
وامنع العروس فی اسبوعها من الألبان والخل والکزبرة والتفاحة الحامضة من هذه الأربعة الأشیاء. فقال علی علیه السلام: یا رسول اللَّه ولأیّ شئ أمنعها هذه الأشیاء الأربعة؟ قال: الرحم تعقم وتبرد من هذه الأربعة الأشیاء عن الولد وحصیرة فی ناحیة البیت خیر من امرأة لا تلد، و عروس را در هفته اول از خوردن البان «۱» و سرکه و گشنیز و سیب ترش، از این چهار چیز ممانعت نما، علی علیه السلام عرض کرد ای رسول خدا برای چه او را از این چهار چیز مانع شوم؟! فرمود: رَحِمْ از این چهار چیز نازا و سرد می‌شود و حصیری در کنار خانه بهتر از زن نازا است!.
فقال علی علیه السلام: یا رسول اللَّه فما بال الخلّ تمنع منها؟ قال: إذا حاضت علی الخلّ لم تطهر أبدا بتمام، والکزبرة تثیر الحیض فی بطنها وتشدّد علیها الولادة. والتّفّاحة الحامضة تقلع حیضها، فیصیر داء علیها، پس علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا چرا از سرکه ممنوع شود؟ فرمود: زمانی که (عروس بعد از خوردن) سرکه حایض شود، دیگر پاک نمی‌شود و گشنیز (خون) حیض را در شکم او به هیجان (و فوران) می‌آورد و زائیدن برایش سخت می‌شود و سیب ترش حیض او را میکَند (و ازبین می‌برد) پس برایش (مایه) درد (و دردسر) می‌شود، فرمود:
یا علی لا تجامع امرأتک فی أول الشّهر و وسطه و آخره، فانّ الجنون و الجذام والخبل یسرع إلیها وإلی ولدها. ای علی بازنت در اول ماه و وسط ماه و آخر ماه، نزدیکی نکن، زیرا دیوانگی و جذام و سفاهت به سوی خود زن و فرزندش، شتاب می‌کند.
یا علی لا تجامع امرأتک بعد الظّهر، فانّه ان قُضی بینکما ولد فی ذلک الوقت یکون أحول والشیطان یفرح بالحول فی الإنسان. ای علی با خانمت بعد از ظهر جماع نکن! زیرا اگر در آن وقت بچه دار شدید، لوچ (وچپ چشم) می‌شود و شیطان نیز از (وجود) انسان لوچ خوش حال می‌شود.
یا علی لا تتکلم عند الجماع کثیراً فانه ان قضی بینکما ولد لا یؤمن أن یکون أخرس، ولا تنظر إلی فرج امرأتک و غضّ بصرک عند الجماع، فانّ النظر إلی الفرج یورث العمی- یعنی فی الولد- ای علی هنگام هم بستری، زیاد حرف نزن! زیرا اگر برایتان در آن حال فرزندی از قضا گذشت، لال می‌شود، و موقع جماع، به عورت بانویت نگاه نکن و چشمت را فرو نِهْ! زیرا نگاه کردن به عورت (زن)، سبب کوری بچه می‌شود.
یا علی لا تجامع امرأتک بشهوة امرأة غیرک فانّنی أخشی ان قضی بینکما ولد ان یکون مخنّثاً مؤنّثاً مخبّلًا. ای علی با همسرت به فکر زن دیگر، مقاربت نکن (و در حین جماع زن دیگر را در نظرت مجسّم منما) زیرا می‌ترسم اگر (در آن حال) بچه دار شدید (خود فروش) و خنثی و ناقص عقل می‌شود.
یا علی إذا کنت جنبا فی الفراش مع امرأتک فلا تقرأ القرآن، فانی اخشی أن ینزل علیکما نار من السماء فتحرقکما. ای علی وقتی که در رختخواب با خانمت، جنب شدید از خواندن قرآن، خود داری کن، زیرا من می‌ترسم آتشی از آسمان به سوی شما فرود آید و هر دو را بسوزاند.
یا علی لا تجامع امرأتک إلا ومعک خرقة ومع امرأتک خرقة ولا تمسحا بخرقة واحدة، فتقع الشهوة علی الشهوة، وإنّ ذلک یعقب العداوة بینکما ثم یؤدّیکما إلی الفرقة والطلاق. ای علی با خانمت جماع نکن مگر اینکه هریک از شما به تنهائی دستمالی داشته باشید و با یک دستمال، خود تان را پاک نکنید که شهوت روی شهوت بریزد و سبب بروز عداوت در میان شما باشد که پیامد آن به جدائی و طلاق منجر خواهد شد.
یا علی لا تجامع امرأتک من قیام فان ذلک من فعل الحمیر وان قضی بینکما ولد یکون بوّالًا فی الفراش کالحمیر البوّالة فی کلّ مکان. ای علی با خانمت سرپائی (و ایستاده) مقاربت نکن چون این کار درازگوش هاست، اگر فرزندی به شما داده شود، به شب ادراری گرفتار آید آن گونه که الاغها به همه جا بول می‌کنند.
یا علی لا تجامع امرأتک فی لیلة الفطر فانّه ان قضی بینکما ولد فیکبر ذلک الولد ولا یصیب ولدا إلی (علی) کبر السن. ای علی در شب عید فطر جماع نکن زیرا اگر بچه دار شدید آن بچه بزرگ می‌شود (اما) او تا بزرگسالی بچه دار نمی‌شود.
یا علی لا تجامع امرأتک لیلة الأضحی فانّه ان قضی بینکما ولد یکون له ست أصابع أو أربع. ای علی شب عید قربان جماع نکن اگر بچه دار شدید، شش انگشت یا چهار انگشت می‌شود (یک انگشتش زیاد یاکم می‌شود).
یا علی لا تجامع امرأتک تحت شجرة مثمرة فانه ان قضی بینکما ولد یکون جلّاد اً قتّالًا عرّیفاً. ای علی زیر درخت میوه دار نزدیکی نکن، اگر بچه دار شدید، جلاد و آدم کش و غارتگر می‌شود.
یا علی لا تجامع امرأتک فی وجه الشّمس وتلالؤها إلّا ان ترخی علیکما ستراً، فانّه ان قضی بینکما ولد لا یزال فی بؤس وفقر حتی یموت. ای علی در زیر تابش آفتاب جماع نکن مگر این که پردهای باشد زیرا اگر بچه دار شوید همیشه (و مادام العمر) فقیر و (تنگ دست) می‌شود تا مرگش فرارسد!.
یا علی لا تجامع اهلک بین الاذان والإقامة، فانّه ان قضی بینکما ولد یکون حریصاً علی اهراق الدماء. ای علی میان اذان و اقامه جماع نکن چون اگر بچه دار شدید، به خونریزی حریص می‌شود.
یا علی إذا حملت امرأتک فلا تجامعها إلا وأنت علی وضوء، فانّه ان قضی بینکما ولد یکون اعمی القلب، بخیل الید. ای علی اگر بانویت حامله شد دیگر بی وضو با او مقاربت نکن، زیرا اگر بچه به دنیا آید کور دل و بخیل می‌شود.
یا علی لا تجامع اهلک فی النصف من شعبان، فانه ان قضی بینکما ولد یکون مشوّهاً ذا شأمة فی شعره ووجهه. ای علی در نیمه شعبان جماع نکن زیرا اگر بچه دار شدید زشت و در مو و رویش (علامت) سفیدی پیدا شود.
یا علی لا تجامع اهلک فی آخر درجة منه- یعنی إذا بقی یومان- فانّه ان قضی بینکما ولد کان مقدّماً. ای علی دو روز به آخر شعبان مانده جماع نکن چون اگر بچه دار شدید بی باک (و خون ریز) می‌شود.
یا علی لا تجامع اهلک علی شهوة أختها فان قضی بینکما ولد یکون عشّاراً أو عوناً للظالم ویکون هلاک فئام من الناس علی یدیه. ای علی با خیال خواهر زن مقاربت نکن زیرا اگر بچه دار شوید، ده یک گیرنده (و مالیات بگیر و راه زن می‌شود) و یار ستمگر و با دست او گروه هائی از مردم به هلاکت می‌رسند.
یا علی لا تجامع اهلک علی سقوف البنیان فانّه إذا قضی بینکما ولد یکون منافقاً مماریاً مبتدعاً. ای علی در پشت بام جماع نکن زیرا اگر فرزندی آورید، دو رو و لجباز (و ریا کار) و بدعت گذار می‌شود.
یا علی وإذا خرجت فی سفر فلا تجامع اهلک تلک الّیلة فانه ان قضی بینکما ولد، فانه ینفق ماله فی غیر حق. و قرأ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم (انّالمبذّرین کانوا اخوان الشّیاطین) «۱». ای علی زمانی که برای مسافرتی بیرون روی شب آن روز جماع نکن، زیرا اگر بچه دار شوید، (در آینده) مالش را در غیر راه حق، خرج کند، و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آیه «اسراف کاران برادران شیطانها هستند» را قرائت نمود.
یا علی لا تجامع اهلک إذا خرجت إلی مسیرة ثلاثة أیّام ولیالیهنّ فانّه إن قضی بینکما ولد یکون عوناً لکلّ ظالم علیک. ای علی اگر به مسافت سه روز راه مسافرت کردی روزها و شبهای آن (سه روز) جماع نکن، چون اگر بچه دار شوید یاور ستمگران شود.
یا علی علیک بالجماع لیلة الإثنین فانّه إن قضی بینکما ولد یکون حافظاً لکتاب اللَّه راضیاً بما قسم اللَّه عزّو جلّ ای علی شب دوشنبه مقاربت کن زیرا اگر بچهای به دنیا آید، حافظ قرآن و به داده‌های خدای عزّوجلّ راضی می‌شود.
یا علی ان جامعت أهلک فی لیلة الثّلاثاء، فانّه یرزق الشهادة بعد شهادة أن لا إله إلا اللَّه وأن محمدا رسول اللَّه ولا یعذّبه اللَّه عزوجل مع المشرکین و یکون طیّب النکهة من الفم رحیم القلب سخیّ الید طاهر اللسان من الغیبة، والکذب والبهتان. اگر شب سه شنبه جماع کنی، (و بچه دار شوید) بچه بعد از اقرار به شهادتین (در راه خدا) شهید می‌شود و خداوند او را با مشرکان عذاب نکند و دهانش خوشبو و رحم دل و سخاوتمند و زبانش از غیبت و دروغ و بهتان پاک باشد.
یا علی وان جامعت اهلک لیلة الخمیس فقضی بینکما ولد فانه یکون حاکماً من الحکام أو عالماً من العلماء وان جامعتها یوم الخمیس عند زوال الشمس عن کبد السماء فقضی بینکما ولد فان الشیطان لا یقربه حتی یشیب، ویکون فهماً، ویرزقه اللَّه السلامة فی الدین والدنیا، وان جامعتها لیلة الجمعة وکان بینکما ولد یکون خطیباً قوّالًا مفوّهاً. وان جامعتها یوم الجمعة بعد العصر فقضی بینکما ولد فانه یکون معروفاً مشهوراً عالماً. وان جامعتها لیلة الجمعة بعد العشاء الآخرة فانه یرجی أن یکون الولد بدلًا من الأبدال إن شاء اللَّه. ای علی اگر شب پنجشنبه مقاربت کنی (و بچهای متولد شود)، حاکمی از حکام و عالمی از علماء می‌شود، و اگر روز پنجشنبه نزدیک ظهر جماع کنی (و بچهای به دنیا آید) شیطان تا زمان پیری به او نزدیک نشود و شخص فهمیدهای می‌شود و خداوند سلامتی دین و دنیا را به او روزی نماید، و اگر شب جمعه هم بستر شوی و بچه دار شدید، خطیب و سخنگوی چیره دست می‌شود، و اگر روز جمعه بعد از عصر جماع کنی، بچه معروف و دانشمند مشهور می‌شود، و اگر شب جمعه بعد از نماز عشاء جماع کنی، امید هست که آن بچه بزرگی از بزرگان شود ان شاءاللَّه
یا علی لا تجامع اهلک فی أول ساعة من اللّیل فانّه ان قضی بینکما ولد لا یؤمن أن یکون ساحراً مؤثراً للدنیا علی الآخرة. ای علی با اهلت در ساعت اول شب جماع نکن، اگر بچه دار شوید: در امان نمی‌ماند که ساحر و اختیار کننده دنیا بر آخرت باشد.
یا علی احفظ وصیّتی هذه کما حفظتها عن جبرئیل علیه السلام. ای علی این وصیت مرا حفظ کن آن گونه که من از جبرئیل حفظ کرده‌ام. «۱»
الحمد للَّهأوّلًا و آخراً و ظاهراً و باطناً و الصّلوة و السّلام علی خاتم رُسُله محمّد بن عبد اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و علی آله غرّالمیامین المنتجبین واللّعنة الدّائمة الأبدیّة علی أعدائهم أجمعین من الان الی لقاء یوم الدّین آمین یا رب العالمین

مصادر و منابع

۱- قرآن کریم.
۲- نهج البلاغة: سیّد رضی.
۳- اصول کافی: محمد بن یعقوب کلینی.
۴- الأمالی: ابوجعفر محمدبن علی بن بابویه شیخ صدوق.
۵- الأمالی: شیخ طوسی.
۶- الإمامة و التّبصرة: ابوالحسن علی بن حسین بن بابویه القمی.
۷- التّهذیب: محمد بن حسن (شیخ طوسی).
۸- التحفة السنیة (مخطوط)- السید عبد اللَّه الجزائری:
۹- الجامع الصغیر ج ۱- جلال الدین السیوطی:
۱۰- الخرائج و الجرایح: سعیدبن هبةاللَّه قطب راوندی.
۱۱- الخصال: شیخ صدوق.
۱۲- الحدائق النّاضرة: شیخ یوسف بحرانی.
۱۳- الدّروس: شهیداول.
۱۴- السّرائر: محمد بن ادریس.
۱۵- السنن الکبری: للبیهقی.
۱۶- الرجال: محمد بن عمر بن عبد العزیز الکشی.
۱۷- الغایات: شیخ جعفربن احمد القمی.
۱۸- الفتاوی المیسرة: السیّد علی السّیستانی.
۱۹- الفصول المهمّة فی أصول الأئمّة: شیخ حرّ العاملی.
۲۰- الفصول المهمّة فی معرفة الأئمّة: نور الدین ابن الصباغ المالکی.
۲۱- القواعد و الفوائد: شهید اول.
۲۲- المجازات النبویة: محمدبن حسین السید الرضی.
۲۳- المحکم و المتشابه: شیخ صدوق.
۲۴- المحاسن: احمدبن عبداللَّه برقی.
۲۵- المغنی: عبداللَّه بن قدامة.
۲۶- المقنعة: محمد بن محمد (شیخ مفید).
۲۷- المقنع: شیخ صدوق.
۲۸- المهذب البارع: ابن فهدالحلی.
۲۹- المیزان: علّا محمدحسین الطباطبائی.
۳۰- المهذب البارع: ابن فهد الحلّی.
۳۱- المناقب: موفق الخوارزمی.
۳۲- المنجد: لویس معلوف.
۳۳- الهدایة: شیخ صدوق.
۳۴- الوافی فی شرح اصول الکافی: ملاصالح مازندرانی.
۳۵- احیاءالعلوم: امام غزالی.
۳۶- أعلام الدّین: شیخ ابو محمد حسن بن محمد دیلمی.
۳۷- امالی: شیخ طوسی.
۳۸- امالی: شیخ صدوق
۳۹- بحارالأنوار: محمد باقر مجلسی.
۴۰- تاریخ مدینة دمشق ج ۱۶: ابن عساکر.
۴۱- تحریرالأحکام: علّامه حلّی.
۴۲- تحف العقول: ابن شعبة الحرّانی.
۴۳- تذکرةالفقهاء: علّامه حلّی.
۴۴- تفسیر العیاشی: ابوالنضر محمدبن مسعودالعیاشی سمرقندی.
۴۵- تفسیر صافی: فیض کاشانی.
۴۶- تفسیرقمی: علی بن ابراهیم قمی.
۴۷- تفسیر کنزالدّقایق: میرزا محمدالمشهدی.
۴۸- تفسیر مجمع البیان: طبرسی.
۴۹- تفسیر: نعمانی.
۵۰- تفسیرنور الثقلین: شیخ جمعةالحویزی.
۵۱- تفسیر نمونه: جمعی از نویسندگان.
۵۲- تنبیه الخواطر: ورّام بن ابی فراس.
۵۳- ثواب الأعمال: شیخ صدوق.
۵۴- جامع الشّتات: میرزا ابوالقاسم قمی (الجیلانی).
۵۵- جامع الصّغیر: طبرانی.
۵۶- جامع الصّغیر: جلال الدین سیوطی.
۵۷- جامع المقاصد: محقق کرکی.
۵۸- جواهرالکلام: محمدحسن النّجفی.
۵۹- حواریات فقهیة: سید سعید حکیم.
۶۰- دعائم الإسلام: قاضی نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حیون التمیمی المغربی.
۶۱- دعوات: للرّاوندی.
۶۲- ریاض المسائل: سیدعلی طباطبائی.
۶۳- روضة الواعظین: الفتال النیسابوری.
۶۴- زهدالنّبی: شیخ جعفربن احمدالقمی.
۶۵- سرچشمه حیات: محمد امینی گلستانی.
۶۶- سنن: ابی داود.
۶۷- سنن: ابن ماجه.
۶۸- سنن: الدارمی.
۶۹- شرایع الإسلام: محقق اول.
۷۰- شرح الاخبار: قاضی نعمان مغربی.
۷۱- شرح اللّمعة: شهید ثانی.
۷۲- صحاح اللّغة: جوهری.
۷۳- صحیفة الرّضا: طبرسی.
۷۴- صحیح البخاری: محمد بن اسماعیل بخاری.
۷۵- صحیح مسلم: مسلم بن الحجاج القشیری.
۷۶- طبّ الأئمّة: ابی عتاب عبداللَّه بن بسطام بن سابور زیّات.
۷۷- عقاب الأعمال: صدوق.
۷۸- عوالی اللئالی: شیخ احمد بن جمهور احسائی.
۷۹- علل الشرایع: شیخ صدوق.
۸۰- عیون الأخبار: شیخ صدوق.
۸۱- غریب الحدیث: ابوعبید هروی.
۸۲- فیض القدیر شرح الجامع الصغیر ج ۲: المناوی.
۸۳- قرب الأسناد: عبداللَّه بن جعفرالحمیری.
۸۴- قصص الأنبیاء: سید نعمةاللَّه الجزایری.
۸۵- کشف الغمة: علی بن عیسی اربلی.
۸۶- کشف الخفاء ج ۱: العجلونی.
۸۷- کشف الخفاء ج ۲: العجلونی.
۸۸- کشف الظنون ج ۱: حاجی خلیفة.
۸۹- کنز العمال: متقی هندی جونبوری.
۹۰- کنزالفوائد: ابوالفتح کراجکی.
۹۱- کنزالعرفان: فاضل مقداد.
۹۲- کنز العمال ج ۳: المتقی الهندی.
۹۳- کفایةالأصول: آخوند خراسانی.
۹۴- لئالی الأخبار: شیخ محمد نبی توسیرکانی.
۹۵- مجمع الزوائد ج ۷: الهیثمی.
۹۶- مرآت العقول: علامه محمد باقر مجلسی.
۹۷- مسائل: علی بن جعفر.
۹۸- مسالک الأفهام: شهید ثانی.
۹۹- مستدرک الوسایل: محمدحسین النّوری.
۱۰۰- مستطرفات السرائر: محمد بن ادریس الحلی.
۱۰۱- مسند: امام شافعی.
۱۰۲- مسند: احمدبن حنبل.
۱۰۳- مسند: ابی داود.
۱۰۴- مشکات الأنوار: طبرسی.
۱۰۵- معانی الأخبار: شیخ صدوق.
۱۰۶- معجم أحادیث الإمام المهدی شیخ علی الکورانی العاملی.
۱۰۷- مکارم الأخلاق: حسن بن فضل الطبرسی.
۱۰۸- منتهی المطلب: علّامه حلّی.
۱۰۹- منهاج الأحکام: سید یوسف مدنی تبریزی.
۱۱۰- منهاج الصالحین: سید ابوالقاسم الخوئی.
۱۱۱- من لایحضره الفقیه: شیخ صدوق.
۱۱۲- نهج البلاغة: سیّد رضی.
۱۱۳- مولد فاطمة: ابوالحسن علی ابن بابویه قمی والد شیخ صدوق.
۱۱۴- وسائل الشیعة: شیخ حرّ عاملی.
۱۱۵- والدین دوفرشته جهان آفرینش: محمد امینی گلستانی.
کتاب هائی که از مؤلف به چاپ رسیده است:
۱- سیمای جهان در عصر امام زمان (عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف) در دو جلد قطع وزیری ۱۲۶۷ صفحه.
کتابیست تحقیقی و تحلیلی در باره کیفیت امامت و مدیریت حضرت بقیّةاللّه الأعظم روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، کشوری به وسعت کره زمین را، از نظر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، و قضائی و ... با مطالب و پرسشهای نو و نیاز روز و پاسخ آنها که به علت استقبال شایان دوستان و عاشقان آن حضرت واقشار مختلف جامعه، درمدت یک سال دو مرتبه با تیراژ بالا ۱۶ هزار جلد، توسط انتشارات مسجد مقدس جمکران به چاپ رسیده است علاقمندان از آنجا تهیه نمایند.
۲- از مباهله تا عاشوراء: وزیری یک جلد ۶۸۴ صفحه.
در باره مباهله نصارای نجران و مقایسه رفتار نهائی آنها و رفتارهای مسلمان نماها با پنج تن آل عبا علیهم السلام.
۳- سرچشمه حیات: وزیری یک جلد ۴۰۲ صفحه.
در این کتاب مطالب ارزنده علمی و دینی و فلسفی و طبی، در باره آب و آفرینش مخلوقات از آن از نظر قرآن و روایات و کلمات بزرگان فن که مورد استقبال دانشمندان و محققان داخل و خارج کشور قرار گرفت که در مدت کوتاه ۴ مرتبه چاپ شد و فعلًا کمیاب می‌باشد
۴- والدین دو فرشته جهان آفرینش: وزیری یک جلد 320.
در باره والدین و و ظایف اولاد در برابر آنها ووظایف والدین در برابر اولاد و تربیت آنها و مطالب متنوع که در جامعه کنونی نیاز شدید بر آن دیده می‌شود.
۵- فلسفه قیام و عدم قیام امامان علیهم السلام جیبی ۱۹۹ صفحه.
این کتاب در پاسخ سؤالات فراوان کسانی است که «امام حسین علیه السلام روحی له الفداء که در برابر دشمن تعادل قوا نداشت و با آن نفرات کم که به شهادت رسیدن خود و یارانش و اسارت اهل حرم، قطعی بود، چرا اقدام به قیام و مقابله با یزید و یزیدیان نمود؟!.
۶- آغلار ساوالان: رقعی ۵۰ صفحه.
کتاب سوز دل و اشک چشمی است که با زبان ترکی در باره زلزله ۱۳۷۵ اردبیل و ویرانیهای به وجود آمده از اثرات آن و زیر آوار ماندن ۷۷ نفر از عزیزان و فامیل هاو کشته شدن آنها در روستای گلستان اردبیل شهرستان نیراست که توسط مؤلف سروده شده و این اشعار تا شهر باکو پایتخت کشور آذربایجان راهیافته ۷- آداب ازدواج و زندگی خانوادگی: وزیری ۲۷۶ صفحه.
این کتاب در باره ازدواج جوانان عزیز و راهنمائی آنها در انتخاب همسر و کیفیت زندگی مادام العمر، از منظر آیات و اخبار و ... که در واقع مکمّل کتاب والدین دو فرشته جهان آفرینش می‌باشد.
کتابهای آماده به چاپ و در دست تألیف:
۱- یک صد سؤال مهم در باره امام زمان علیه السلام.
۲- «آیا و چرا» محاکمه و به زیر سؤال بردن برادران اهل سنت نسبت به ولایت و خلافت امیرمؤمنان علیه السلام و اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
۳- عتابات قرآن، دربارهٔ مذمت و عتاب و سایر مطالب مربوط به انبیاست.
۴- دعای عرشیان بر فرشیان که دعای فرشتگان بر اولاد آدم علیه السلام است.
۵- «شب» کتابی است در باره برکات شب وو ...
۶- ۲۰۰ منبر درچندین مجلد فشرده سخنرانیهای پنجاه سال مؤلف در شهرها و قصبات و روستاها در داخل و خارج که به علت حجم زیاد و گستردگی مطالب، ناتمام و در دست تألیف است.
۷- نشانه هائی از او در بیان آیات «و من آیاته» در قرآن کریم و توضیح آیه‌ها.
۸- کتاب مهم «اسلام فراتر از زمان» در باره پاسخ به کسانی است که ایراد نموده و اشکال می‌گیرند، دین اسلام چگونه می‌تواند تا دامنه قیامت، دنیای رو به ترقی روزانه را اداره نماید و اساساً رهبران این دین چه جایگاهی از علم و دانش داشتند وو .. که مدیریت جهان را تا آخر دنیا به دست گیرند، در این کتاب قسمت مهمی از احادیث و اخبار غیبیه بزرگان اسلام آورده شده است (مانند فرمایش امیرمؤمنان علیه السلام بهکمیل: یاکمیل بن زیادهاهنا موضع قبرک ثمّ أشار بیده المبارکة یمیناً وشمالًا و قال ستبنی من هاهنا و هاهنا دور وقصور ما من بیت فی ذلک الزّمان الّا و فیه شیطاناً أریل.
کلمه أریل لغت انگلیسی است که به آنتن أریال گویند، حضرت ۱۴۰۰ سال پیش نهانگلیسی بود ونه از صنعت آنتن اثری این بیان را داشتند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سیأتی: زمان علی أمّتی یُخربون قباب الأئمّة بالبنادیق به زودی می‌آید زمانی بر امت من، قبه (و گنبد)های قبرهای امامان را با بندق‌ها (یعنی بانارنجک یا بمب) ویران می‌سازند!!. دقت بفرمائید این کلام در زمانی گفته شده است نه امامی شهید شده و در جائی مدفون شده بود و نه از گنبد حرمها و اختراع بمب خبری بود که پس از قرنهادر سامرا و قبلًا نیز در بقیع اتفاق افتاد. یاروایت مشهور یکتفی الرجال بالرجال والنساء بالنساء دربارهٔ همجنس بازان و یا درموردازدواج آنان یتزوّج الرّجال بالرّجال ویتزوّج النساء بالنساء، وروایت لعن اللَّه المتشبّهین من الرّجال بالنّساء و المتشبّهات من النّساء بالرّجال در باره تغییر جنسیت دهندگان وصدهاامثال این روایتها، و مقایسه و تطبیق آنها بازمان فعلی، که سعی و کوشش حقیر در اتمام اینکتاب و تقدیم آن به خواستاران عزیز آن است انشاءاللَّه.
۹- رحمت واسعة یا بخشش فراگیر: تحقیق و تحلیل پیرامون آیات مبارکات «وسعت رحمته کلّشیءٍ و کتب علی نفسه الرّحمة» و...