فرهنگ مصادیق:آثار فردی و اجتماعی حضور در مسجد چیست؟- اسلام کوئست
محتویات
پرسش
آثار فردی و اجتماعی حضور در مسجد چیست؟
پاسخ اجمالی
مسجد در نگاه اسلام و مسلمانان، دارای جایگاه ویژهای بوده و حتی در حدیث قدسی خداوند مساجد را خانههای خود در روی زمین دانسته است؛ لذا عبادت در مسجد نیز از عبادت در هر مکان دیگری برتر خواهد بود. بر همین اساس، خداوند در مسجد، میزبان انسان است؛ و همان گونه که اکرام و احترام به میهمان، طبیعی است، میتوان انتظار داشت که خداوند نیز امتیازاتی را برای میهمانان خود در نظر بگیرد. در روایات امتیازاتی را برای شخصی که در مسجد حاضر شود، در نظر گرفته شده است که میتوان از آنها به عنوان آثار فردی و اجتماعی حضور در مسجد یاد کرد.
پاسخ تفصیلی
مسجد؛ در روایات اسلامی و همچنین در میان مسلمانان، دارای جایگاهی رفیع است. نوع نگاه به مسجد میتواند از زوایای مختلفی باشد که طبیعتاً هر نگاه، اثر خاص به خود را دارد.
در این مختصر به رویکرد حضور در مسجد به همراه آثار آن بیان میشود.
مسجد؛ خانه خدا و محلی برای عبادت
مسجد به عنوان مکانی مقدس بر روی زمین که دارای جایگاه ویژهای بوده و در حدیث قدسی آمده که خداوند مساجد را خانههای خود در روی زمین دانسته است: «مساجد زمین، خانههای من است، که برای آسمانیان میدرخشد، چنان که ستارگان برای اهل زمین میدرخشد، خوش به حال آن کس که مساجد خانه او است [و همیشه در مسجد است]».[۱] بنابر این، عبادت در مسجد نیز از عبادت در هر مکان دیگری برتر خواهد بود. با این نگاه، مسجد میتواند آثار فردی و اجتماعی بالایی داشته باشد که در ذیل به آنها میپردازیم:
اثرات فردی
بر اساس روایات، خداوند در مسجد، میزبان انسان است: «خوشا به حال بندهای که در خانه خود وضو میسازد و در خانه من مرا زیارت مینماید، بدان که بر زیارت شونده است که زائر خود را گرامی دارد. آنان که در تاریکی به مساجد روی میآورند در قیامت به آنان نور بسیار داده خواهد شد»[۲] و همان گونه که اکرام و احترام به میهمان طبیعی است، میتوان انتظار داشت که خداوند نیز امتیازاتی را برای میهمانان خود در نظر بگیرد. در روایات امتیازاتی را برای شخصی که در مسجد حاضر باشد، در نظر گرفته شده است؛ پیامبر(ص) فرمود:
«زمانی که مؤمن با پای راست وارد مسجد میشود، ملائکه ندا میدهند که خداوند تو را بخشید و زمانی که از مسجد خارج میشود، در حالی که پای چپ خود را بیرون میگذارد؛ ملائکه میگویند خداوند تو را حفظ خواهد کرد و نیازهایت برآورده خواهد شد و بهشت را برای تو قرار خواهد داد».[۳]
«کسی که وارد مسجد شده، از آن جا خارج نمیشود، مگر این که یکی از این سه امتیاز را به دست میآورد: ۱. دعایی که خداوند به وسیله آن دعا او را وارد بهشت میکند. ۲. دعایی که به وسیله آن بلای دنیا از او دور میشود ۳. برادری دینی که او را در رسیدن به خداوند کمک میکند».[۴] این روایت با شمردن خصائص دیگری از امام علی(ع) نیز نقل شده است: «هر کس پیوسته یا در زمان هر نماز به طرف مساجد روان باشد یکی از این هشت چیز را بهره خواهد برد: برادری که در راه خدا مورد استفاده او باشد، دانشی که از زبدههای علم باشد، نشانه محکمی که در راه حقّ او را استوار سازد، رحمتی از طرف حقّ که در انتظار او بوده، کلمه و سخنی که او را از بدی باز دارد، شنیدن جملهای که او را به راه خیر و نجات راهنمایی کند، گناهی را از ترس خدا ترک نماید، و یا آن که از سر شرم و حیا گناهی را ترک کند. [این فوائد همه در رفتن به مسجد است]».[۵]
امام صادق(ع) فرمود: «نشستن مؤمن در مسجد مانند جهاد کردنش میباشد».[۶]
علاوه بر این، شخص مؤمن میتواند از حضور در مسجد که خداوند آن را به خود نسبت داده است لذّت معنوی ببرد و طبیعی است که این نوع نگاه چه آثار مثبتی را بر روان انسان خواهد گذاشت، امام علی(ع) میفرماید: «نشستن در مسجد برای من بهتر از نشستن در بهشت است؛ زیرا در بهشت نفس من راضی خواهد بود و در مسجد، رضایت پروردگار من خواهد بود».[۷]
اثرات اجتماعی
اثرات فردی حضور در مسجد خود میتواند، تاثیرات اجتماعی مهمی را به وجود آورد و وقتی فرد، بهرههایی را از مسجد به دست آورد، طبیعی است که میتواند در اجتماع مؤثر و کارآمد باشد. علاوه بر این انجام انواع عبادتهای جمعی در مسجد میتواند، وحدت و اتحاد بسیاری را برای مسلمانان به وجود آورد؛ یکی از علتهای تأکید بسیار اسلام بر جماعت، همین مورد بوده که بتواند اتحاد و یکدلی را برای مسلمانان پدید آورد.
مسجد؛ پایگاهی برای فعالیتهای اجتماعی
مسجد از همان ابتدای قدرت گرفتن اسلام، دارای حساسیت و ارزش بسیار بالایی بوده است و به همین جهت بر سر انتخاب محلی برای ساخت مسجد، دقت و حساسیت بجایی صرف شد. اما بعد از ساخت مسجد، آن جا تبدیل به منطقهای کلیدی برای امور روزانه گردید؛ مسجد محلی برای شور کردن و اتخاذ تصمیمات مهم و کلیدی بود. مسجد محلی برای انجام خطبههای مهم سیاسی بود و اگر نیاز به گفت وگوی پیامبر با دیگر افراد بود، این گفت وگو در مسجد انجام میشد.
مسجد همچنین محلی برای انجام مسائل دینی بود و در سالهای بعد از پیامبر که بحثهای دینی رونق دو چندان گرفته بودند، مسجد محل اصلی اجتماع دانشمندان و انجام بحثهای مختلف و مناظرات مهم، بوده است.
طبیعی است که این نگاه به مسجد میتواند بار معنویت و تقید به امور مذهبی را در انسان زنده نگه دارد و برای انجام اموری از این دست، انسانها، خدا را بیشتر در نظر داشته باشد.
در خاتمه تذکر این نکته ضروری است که امروزه و با شکل گیری رفاه در امور مختلف زندگی، در حق مسجد از آن نقشی که باید داشته باشد و سزاوار آن است، اجحاف شده و حتی برای انجام عبادات روزمره نیز به اندازه کافی بدان توجه نمیشود، که این امر لزوم توجه و دقت مؤمنان را میطلبد و باید توجه داشت؛ همان گونه که برآوردن حق مسجد اثرات مثبتی بر انسان خواهد داشت، ادا نکردن حق مسجد نیز میتواند تاثیرات منفی بر انسان بگذارد. جابر میگوید: شنیدم رسول خدا میفرمود: «روز قیامت سه چیز به عرصه محشر میآیند و شکایت میکنند؛ قرآن، مسجد و خاندان پیامبر؛ قرآن عرض حالش این است که پروردگارا مرا بسوزاندند و پاره پاره کردند. مسجد میگوید پروردگارا! مرا تعطیل کردند و حقم را ضایع ساختند. عترت پیامبر میگویند: پروردگارا! ما را کشتند و راندند و آواره کردند. این هنگام من به دو زانو مینشینم تا داد این سه را از دشمنانشان بستانم. خدای جل جلاله مرا میفرماید: که به دادستانی این سه من خود سزاوارترم».[۸]
پانویس
- ↑ «إِنَّ بُیُوتِی فِی الْأَرْضِ الْمَسَاجِدُ تُضِیءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِیءُ النُّجُومُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ أَلَا طُوبَی لِمَنْ کَانَتِ الْمَسَاجِدُ بُیُوتَهُ»؛ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ص 47، قم، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1371ق؛ طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 297، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق.
- ↑ «أَلَا طُوبَی لِعَبْدٍ تَوَضَّأَ فِی بَیْتِهِ ثُمَّ زَارَنِی فِی بَیْتِی أَلَا إِنَّ عَلَی الْمَزُورِ کَرَامَهَ الزَّائِرِ أَلَا بَشِّرِ الْمَشَّاءِینَ فِی الظُّلُمَاتِ إِلَی الْمَسَاجِدِ بِالنُّورِ السَّاطِعِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ»؛ المحاسن، ص 47؛ مکارم الاخلاق، ص 297.
- ↑ «إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِی الْمَسْجِدِ فَیَضَعُ رِجْلَهُ الْیُمْنَی قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ وَ إِذَا خَرَجَ فَوَضَعَ رِجْلَهُ الْیُسْرَی قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ حَفِظَکَ اللَّهُ وَ قَضَی لَکَ الْحَوَائِجَ وَ جَعَلَ مُکَافَاتَکَ الْجَنَّه»؛ شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص 69، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، بی تا؛ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 3، ص 393، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.
- ↑ «إِنَّهُ لَا یَرْجِعُ صَاحِبُ الْمَسْجِدِ بِأَقَلَّ مِنْ إِحْدَی ثَلَاثٍ: إِمَّا دُعَاءٍ یَدْعُو بِهِ یُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّهَ، وَ إِمَّا دُعَاءٍ یَدْعُو بِهِ لِیَصْرِفَ اللَّهُ بِهِ عَنْهُ بَلَاءَ الدُّنْیَا، وَ إِمَّا أَخٍ یَسْتَفِیدُهُ فِی اللَّهِ»؛ شیخ طوسی، الأمالی، ص 47، قم، دار الثقافه، چاپ اول، 1414ق؛ طبری آملی، عماد الدین محمد، بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، ج 2، ص 72، نجف، المکتبه الحیدریه، چاپ دوم، 1383ق.
- ↑ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 237، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق؛ کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح(جنه الأمان الواقیه و جنه الإیمان الباقیه)، ص 13، قم، دار الرضی(زاهدی)، چاپ دوم، 1405ق.
- ↑ «جُلُوسُ الْمُؤْمِنِ فِی الْمَسْجِدِ رِبَاطُه»؛ طبرسی، علی بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، ص 204، نجف اشرف، المکتبه الحیدریه، چاپ دوم، 1385ق؛ بحرانی اصفهانی، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال(مستدرک سیده النساء إلی الإمام الجواد)، محقق، مصحح، موحد ابطحی اصفهانی، محمد باقر، ج 20، ص 765، قم، مؤسسه الإمام المهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ اول، 1413ق.
- ↑ «الْجَلْسَهُ فِی الْمَسْجِدِ خَیْرٌ لِی مِنَ الْجَلْسَهِ فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ الْجَنَّهَ فِیهَا رِضَا نَفْسِی وَ الْجَامِعَ فِیهِ رِضَا رَبِّی»؛ دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج 2، ص 218، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، 1412ق.
- ↑ «رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ یَجِیءُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثَلَاثَهٌ یَشْکُونَ الْمُصْحَفُ وَ الْمَسْجِدُ وَ الْعِتْرَهُ یَقُولُ الْمُصْحَفُ یَا رَبِّ حَرَّفُونِی وَ مَزَّقُونِی وَ یَقُولُ الْمَسْجِدُ یَا رَبِّ عَطَّلُونِی وَ ضَیَّعُونِی وَ یَقُولُ الْعِتْرَهُ یَا رَبِّ قَتَلُونَا وَ طَرَدُونَا وَ شَرَّدُونَا فَأَجْثُو لِلرُّکْبَتَیْنِ لِلْخُصُومَهِ فَیَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لِی أَنَا أَوْلَی بِذَلِکَ»؛ شیخ صدوق، الخصال، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 175، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش.







