فرهنگ مصادیق:آثار روی گردانی از یاد خدا

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آثار روی گردانی از یاد خدا

مقدمه

غیر خدا را راه نده

ما گمان می‌کنیم اگر سرمان را به بی خیالی زدیم و غافل از یاد خداوند متعال به گذران عمر بپردازیم آب از آب تکان نمی‌خورد با خود می‌گوییم این همه انسان در دنیا هستند که به ذکر و عبادت مشغولند پس بی خیال بگذار ما به زندگیمان برسیم غافل از اینکه خداوند بی نیاز به عبادت ما و امثال ما هیچ نیازی ندارد و عواقب شوم این روی گردانی و سهل انگاری به وجود ضعیف و سراپا نیاز خودمان بر می‌گردد که در اینجا چند مورد از این عواقب راکه قرآن به ما تذکر می‌دهد بر می‌شمریم


خود فراموشی

«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»۱ ؛ و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خود فراموشی کرد.

بیماری خود فراموشی یکی از بیماری‌ها و آفت‌های خطرناک روحی است.کسی که به این بیماری روحی مبتلا گردد، حقیقت انسانی خویش را از یاد می‌برد و فراموش می‌کند که در زنجیره جهان هستی ذره‌ای ناچیز است که برای تداوم حیات هر لحظه نیازمند فیض و عطای الهی است.

چنین کسی خود را مستقل و بی نیاز از غیر خود می‌پندارد و در دام غرور و خود بزرگ بینی گرفتار می‌آید و تصور می‌کند که دیگران باید در خدمت او باشند. ریشه این بدبختی و گرفتاری این است که او خدا را فراموش کرده و در نتیجه از حقیقت انسانی بی بهره مانده است. همان حقیقتی که در زبان قرآن، قلب نامیده شده است و ظرف ادراک حقایق الهی و صفات عالی انسانی می‌باشد.


زندگی مشقت بار و نابینایی در آخرت

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى»۲ ؛ و هر کس از یاد من روی بر گرداند، در حقیقت، زندگی تنگ و سخت خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می‌کنیم.

کسی که از یاد خداوند اعراض کند هدف آفرینش و حیات پس از مرگ را نیز فراموش می‌کند و همه چیز را خلاصه در دنیا می‌بیند لذا هیچ گاه از دنیا سیر نمی‌شود. از این رو حتی اگر در دنیا دارا و توانمند بوده از ثروت و امکانات مادی فراوان برخوردار باشد، هم چنان عطش دنیا خواهی در وجودش ‍زبانه می‌کشد و هیچ گاه ارضا و سیراب نمی‌شود. مشکل اصلی این گونه افراد این است که روح آنها تشنه است و تشنگی روح را نمی‌توان با مادیات از بین برد. این تشنگی تنها با خنکای یاد و ذکر خداوند از بین می‌رود.

هم چنین کسانی که نشانه‌های بی شمار قدرت و حکمت الهی را نا دیده می‌گیرند و غرق در مادیات هستند و از یاد خداوند و سرچشمه حیات مادی و معنوی غافلند، در حقیقت از بصیرت و بینایی محرومند. همین انتخاب آنها در این دنیا، تأثیر نهایی خود را در آخرت می‌گذرد و باعث می‌گردد که نابینا محشور شوند و نتوانند نشانه‌های لطف و کرم الهی را نظاره کنند. در آن روز آنها آثار رحمت و لطف الهی را که سخت به آن نیازمندند، نمی‌بینند؛ آثار لطف و رحمتی که شامل مؤ منان می‌گردد و به آنها آرامش ‍می‌بخشد.

آری، وقتی انسان از یاد خداوند اعراض کرد و در برابر آیات الهی بی اعتنایی کند و حتی هنگامی که دیگران آیات الهی را برای او می‌خوانند توجهی نکند و چشم دل خود را به روی حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور می‌شود. هم چنان که او در دنیا خداوند و آیات الهی را فراموش ‍کرد، خداوند نیز در قیامت او را به فراموشی می‌سپرد. البته این بدان معنا نیست که واقعا فراموش می‌شود و از ذکر الهی خارج می‌گردد. بلکه مقصود این است که آثار رحمت و انعام الهی محروم می‌ماند و خداوند او را گرفتار کیفر و عذاب می‌کند.


سلطه شیطان

«وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ»۳؛ و هر کسی از یاد خدای رحمان دل بگرداند، بر او شیطانی می‌گماریم تا برای وی دمسازی باشد.
تشنگی روح را نمی‌توان با مادیات از بین برد. این تشنگی تنها با خنکای یاد و ذکر خداوند از بین می‌رود کسی که از ذکر خدا غافل گشت، آماده پذیرش تسلط شیطان و وسوسه‌های شیطانی می‌شود؛ زیرا هر چه انسان از یاد خدا فاصله بگیرد، به مادیات و لذت‌های دنیوی نزدیک تر و به ظواهر مادی و تعلقات دنیوی دلباخته تر می‌گردد. وقتی هدف‌های مادی و تعلقات دنیوی برای کسی اصل قرار گرفت، او در پرتو وسوسه‌های شیطانی، برای رسیدن به هدف‌های ناپاک خود از هیچ کاری روی گردان نیست و از هر فکر و اندیشه شیطانی استقبال می‌کند. با توجه به این حقیقت، امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:
شیطان جهنمی است

لا یتمکن الشیطان بالوسوسه من العبد الا و قد اءعرض عن ذکر الله 4

شیطان با وسوسه بر بنده تسلط نمی‌یابد. مگر آن که او از ذکر خداوند اعراض کرده باشد.

شکی نیست که دل انسان در اثر انس گرفتن با امور مادی و تعلق به لذایذ دنیوی تیره می‌گردد همان گونه که آهن زنگ می‌زند، دل نیز وقتی با بیگانگان مشغول شد زنگار می‌گیرد. امیرالمؤ منین (علیه السلام )می‌فرمایند. آنچه دل را صفا و جلا می‌دهد و زنگار را از آن می‌زداید و به آن نورانیت می‌بخشد، یاد خدا است. قلب و دل انسان حقیقت و گوهری است ملکوتی که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره می‌شود و گوش دلش کر می‌گردد و قدرت شنوایی حقایق ناب الهی را از دست می‌دهد. در این حال نیز با یاد خدا می‌توان دوباره آن را شنوا کرد. هم چنین چشم دل که لایق مشاهده انوار الهی است، وقتی از عالم نورانیت به در آمد و در ظلمات و تاریکی جهل و گناه قرار گرفت، نورانیت و روشنایی خویش را از دست می‌دهد. در این جا نیز راه درمان این است که مجددا با یاد خدا درخشندگی و بینایی را به آن باز گردانیم.5

این حقیقت که قلب و دل انسان چشم و گوش دارد در آیات قرآن و سایر روایات نیز مطرح گردیده است.البته چشم و گوش دل با چشم و گوش سر متفاوت است و از جنس روح و قلب انسان است. چون قلب و روح انسان دارای گوهری ملکوتی است، چشم و گوش و قلب نیز ماهیتی ملکوتی دارد. از این رو آثار کوری و کری دل، غیر از آثاری کوری و کری چشم و گوش ظاهری است. قرآن کریم دربارهٔ تفاوت کوری دل با کوری چشم ظاهری می‌فرماید.

«أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ» 6

آیا در زمین گردش نکرده‌اند، تا دل‌هایی داشته باشند که با آنها بیندیشند یا گوش‌هایی که با آنها بشنوند؟ در حقیقت، چشم‌ها کور نیستند، لیکن دل‌های نهفته در سینه‌ها کور هستند.
وقتـی انسان از یاد خداونـد اعـراض و در بـرابر آیـات الهی بی اعتنایی کند و حتی هنگامی که دیگران آیات الهی را برای او می خـوانند توجهی نکند و چشم دل خود را به روی حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور می‌شود آری، هم چنان که گاهی بینایی و شنوایی چشم و گوش ظاهر کم می‌شود و حتی گاهی انسان بینایی و شنوایی خود را کاملا از دست می‌دهد، چشم و گوش دل انسان نیز می‌تواند به همین آسیب‌ها مبتلا گردد.

ناراحتی چشم و گوش انسان ممکن است با مداوا و مراجعه به پزشک و مصرف دارو برطرف گردد، اما کسی که بیمار روحی دارد و حقایقی را که افراد سلیم الفطره به راحتی می‌پذیرند، نمی‌پذیرد، راه علاج او یاد و توجه به خداوند است. با بحث و مجادله و دلیل و برهان نمی‌توان چشم و دل چنین کسی را بینا کرد و حقایق را به آن نمود و گوش دلش را آماده شنیدن حقایق و معارف کرد. در این جا باید کوشید تا زمینه توجه به خداوند و انس ‍با حضرت حق در فرد پدید آید. اگر چنین شود، او در پرتو نورانیتی که در نتیجه اش با خداوند پیدا می‌کند حقایق را به روشنی می‌بیند و می‌پذیرد.


آرامش و اطمینان ره آورد ذکر خدا

یاد خدا

در قرآن و روایات توجه زیادی به مسأله ذکر شده و اهمیتی شایان برای آن بیان گردیده، آن چنان که انسان را به شگفتی وا می‌دارد. مثلا هدف نماز که ستون دین است ذکر خداوند دانسته شده است: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»۷ ؛ و به یاد من نماز برپا دار.

سعادت جویی و کمال خواهی مقتضای فطرت انسان است و بس بی شک هر انسانی خواهان سعادت و کمال خویش است.بر همین اساس نیز قرآن کریم هنگامی که مردم را به انجام اعمال خیر و عبادات ترغیب می‌کند، در بسیاری از آیات،سعادت و فلاح را به عنوان نتیجه آن امور ذکر می‌کند. بنابر این، در این که انسان فطرتا طالب سعادت است شکی نیست.

اساسا وجود همین انگیزه و عامل فطری در درون انسان است که باعث می‌گردد او در صدد تکامل بر آید. اما سخن در این است که راه رسیدن را بازشناسد. او گرچه طالب سعادت است، اما راه رسیدن به آن را به درستی نمی‌داند. جهان بینی‌های مختلف، با توجه به تفاوت نگرشی که به هستی دارند، راه‌های متفاوتی را پیش روی انسان می‌نهند. بر اساس جهان بینی مادی که زندگی و لذایذ دنیوی و مادی را اصل و هدف قرار می‌دهد، سعادت انسان عبارت است از بهره وری هر چه بیشتر از لذایذ مادی. اما بینش الهی که زندگی اخروی و قرب الهی را هدف برین انسان معرفی می‌کند، سعادت و کمال انسان را در بهره برداری بیشتر از دنیا و نعمت‌های آن نمی‌داند، بلکه آن را در قرب الهی و رسیدن به رضوان حق تعالی جستجو می‌کند.

به هر حال از منظر قرآن، ذکر خداوند از آن رو که تأمین کننده سعادت انسان است موجب اطمینان و آرامش دل می‌گردد. عکس این معنا دربارهٔ ترک ذکر الهی صادق است. ترک یاد خداوند از آن رو که زمینه شقاوت انسان و بریدن از اصل خویش را فراهم می‌آورد و باعث از دست دادن سعادت او می‌شود، موجب تشویش خاطر، ناراحتی و اضطراب او می‌گردد:

«و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگی تنگ و سختی خواهد داشت»
قلب و دل انسان حقیقت و گوهری است ملکوتی که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره می‌شود کسی که اهمیت ذکر خداوند را بشناسد، به خوبی درک می‌کند که اعراض از یاد خداوند چه خسارت بزرگی است، اگر این حقیقت را درک کنیم که حیات دل انسان به ذکر خدا است، در می‌یابیم که کسی که از ذکر و یاد خداوند اعراض کند، از حیات قلب محروم می‌ماند. افسردگی دل و آتش حرمان از حیات معنوی دل، هر لحظه او را می‌آزارد و حسرتی جانکاه بر دلش می‌نشاند. امام سجاد علیه السلام در دعای ابو حمزه ثمالی عرض ‍می‌کند:

(ای مولای من، با یاد تو دلم زنده است و با مناجات تو درد ترس (فراق) را از خود تسکین می‌دهم).

منشاء اساسی نگرانی‌ها و اضطراب‌ها

هر کس بسته به معرفتی که دارد لذت و سعادت خود را در چیزهایی می‌جوید و از آنچه خوشی و سعادت را از او بستاند می‌گریزد. این امر دربارهٔ همه حوادثی که برای هر کس پیش ‍آمده و موجبات اندوه و حزن او را فراهم آورده صادق است ؛ با این تفاوت که افراد دارای بینش مادی ریشه ناراحتی‌ها و اضطراب‌های خود را در از دست دادن سعادت مادی و خوشی‌ها و لذت‌های دنیوی جستجو می‌کنند و موحدان و مؤ منان که به فراتر از دنیا می‌نگرند و به آخرت می‌اندیشند، ریشه اضطراب‌ها و نگرانی‌های خود را در از دست دادن سعادت اخروی و رضوان الهی می‌جویند. اضطراب و نگرانی همواره در زمره بزرگ‌ترین بلاهای زندگی بشر بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها کاملا محسوس است.در طرف مقابل نیز آرامش همواره یکی از گمشده‌های بشر بوده است و تلاش کرده تا از هر راهی آن را به دست آورد. برخی از دانشمندان می‌گویند که به هنگام شیوع بیماری‌هایی چون وبا، اکثر کسانی که ظاهرا به علت ابتلا به آن بیماری می‌میرند، در واقع به علت ترس و نگرانی جان خود را از دست می‌دهند و تنها تعداد کمی از آنها واقعا به جهت ابتلای به بیماری جان می‌سپرند. به طور کلی آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان‌ها دارد.

تاریخ بشر آکنده از صحنه‌های غم انگیزی است که انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام سپرده و تن به انواع اعتیادها داده است. در این میان قرآن با جمله‌ای کوتاه اما پر مغز، مطمئن‌ترین و نزدیک‌ترین راه را نشان می‌دهد و می‌فرماید: بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل‌ها است.


فهرست منابع

یاد او نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی
فرآوری: فاطمه محمدی _ گروه دین و اندیشه تبیان

۱- سوره حشر آیه 19.

۲- سوره طه آیه 124.

۳- سوره زخرف آیه 36.

۴- بحار الانوار، ج ۷۲، باب ۱۰۰، روایت 2.

۵- نهج البلاغه خطبه 222.

۶- سوره حج آیه 46.

۷- سوره طه آیه 14.


منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت:94/11/3