
<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://wiki.imaroof.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Razavi</id>
		<title>پژوهشکده امر به معروف - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.imaroof.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Razavi"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Razavi"/>
		<updated>2026-08-02T00:56:30Z</updated>
		<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.26.2</generator>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57322</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57322"/>
				<updated>2017-09-11T09:29:15Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[منّت گذاری بر مردم]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57321</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57321"/>
				<updated>2017-09-11T09:29:03Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منت اسلام آوردن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C  راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57320</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57320"/>
				<updated>2017-09-11T09:28:42Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منت اسلام آوردن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C  راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57319</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57319"/>
				<updated>2017-09-11T09:28:04Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منت اسلام آوردن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C  راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57318</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق منکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57318"/>
				<updated>2017-09-11T09:27:28Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق منکر&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آدم ربایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرایش زن برای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوی طولانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار جانوران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار همسایه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش مجسمه سازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش با حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام حیض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام نفاس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آوازه خوانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف منابع عمومی (انفال)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مواد غذایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره به قصد کارحرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره دادن مکان برای فعل حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره وسیله برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای قوانین نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاط زن و مرد در مجالس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای امامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای خدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نیابت خاص   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارائه آمار دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتباط حرام با نامحرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتداد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان صغیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان کبیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با بیش از چهار زن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با دختر همسر (ربیبه)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با محارم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دختر بدون اذن ولی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج در حال عده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با کفار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با نواصب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج و معاشرت با شرابخوار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج های حرام]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسارت بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استبداد رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور کافر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور منافق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استراق سمع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استشهاء زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال زیورآلات طلا برای مرد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به دخانیات ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به مواد مخدر]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از بازی رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات دولتی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات عمومی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استمناء (خود ارضائی)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء تصویری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام وضعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء دیگران ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء کتبی و شفاهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال شخصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه افکار انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه فحشاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز تولید کالای حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز مجسمه سازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال و کسب درآمد از کار حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصرار بر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ظالمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از هوای نفس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار نظر بدون آگاهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به امامت حکام باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به تفویض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به جبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از یاد خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعمال نفوذ نامشروع ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتخار به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر پیامبر و اهل بیت (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مدیران جامعه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در زندگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افساد میان مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای آمار و اطلاعات امنیتی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار اقتصادی نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار امنیتی نظام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار سیاسی نظام اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار معصومین(ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار نظامی کشور اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای عیب مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد حاکم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اکل مال به باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[التقاط فکری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امتناع از پرداخت حق الناس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به منکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خودکشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد ناپذیری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقام بیش از میزان شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام دادن کار شخصی در وقت اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق توزیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق تولید ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش دولتی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار منابع طبیعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اخلاقی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اعتقادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف فکری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انزواگرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار افعال الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار امامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بدهی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بهشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار جهنم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار حق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جمال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ضروری دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار کتب آسمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار معاد و قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار وجود خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ولایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به قرآن کریم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به کعبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مرقد پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مقدسات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مواد غذایی مثل نان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت و تحقیر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهمال در یادگیری امور شغلی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایجاد مراکز فساد جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمن دانستن خود از مکر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باج گرفتن «عشاری»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بارگذاری نرم افزارهای لهو و لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازداشتن از راه خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازی با ابزار قمار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مراسم چهارشنبه سوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در آموزش مهارت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در انجام واجبات مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد خلقی با مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد گمانی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به نظام ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مسئولان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به انقلاب اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دولت اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به شورای نگهبان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به عالمان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مردم]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به رهبری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدعت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برد و باخت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردن طفیلی به مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مجالس گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جشنواره های زاید]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جلسات بی فایده]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[به کارگیری کارکنان در امور غیر اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام منشی نامحرم و بدحجاب]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری ظالمانه از محیط زیست ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتمادی به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تابی در مصیبت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تفاوتی در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتنایی به قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پارتی بازی (میانجی گری در باطل) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ذلّت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرخوری از غذای حلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت رشوه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مجرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به محارب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناهندگی به بلاد کفر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوچ گرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن ابریشم خالص برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس دوخته بر مرد محرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن زربافت برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس شهرت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پولشویی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در انجام واجبات فوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در تحویل امانت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر کارمند بدون مجوز]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر توبه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر در پرداخت بدهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأسیس مراکز آموزش غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تازیانه زدن بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبانی برای افزایش قیمت (نَجش) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال شخصی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّج و خودنمائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعید بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ادیان و فرق غیراسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ فروشی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه احکام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه اسلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه تشیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه عالمان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه قرآن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فرق انحرافی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کارهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کالای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مراکز گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد روان گردان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق همجنس گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در رفتار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در افکار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در اقوال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در امور شخصی دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجمل گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحجّر در فهم دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریش (به جان هم انداختن حیوانات) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اسلام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اندیشه عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره ائمه (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره انبیاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی قرآن کریم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب اموال عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبور انبیاء و معصومین (ع) و شهدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب معابد اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخصیص ظالمانه بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخلّی رو به قبله و پشت به آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فریب و تدلیس در ازدواج ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تراشیدن ریش ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تردید در عقاید قرآنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک دعا از روی تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج تساهل و تسامح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج خرافات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج سبک زندگی غیر اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج مصرف گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسخیر جن از راه نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر هوای نفس دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به جنس مخالف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به کفار و فرق ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبیه خدا به خلق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشریح بدن مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در ارزشهای اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در عقاید اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در قوانین الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق اسراف و تبذیر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق گناهکار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدیق دروغ گویان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف بی جا در اموال ایتام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در رهن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال سفیهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال و حق ضعیفان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تضعیف نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطفیف (کم فروشی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطمیع نامشروع]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تظاهر به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعاون بر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب حزبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعطیل کردن مساجد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعمیر ابزار گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تغییر وصیت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفاخر به امور دنیوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفرقه افکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر حدیث به رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر قرآن به رای ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیق مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلب در امتحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از اهل بغی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از کفار (غرب زدگی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از گروه های انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در اصول دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در ضروریات دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید مجتهد در احکام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکاثر و ثروت اندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر زیردستان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر مراجعان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر فیلمهای فسادانگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر نرم افزارهای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکدی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب آیات الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب راستگویان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکریم کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر افراد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر گروه ها ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمرد از قانون شرعی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکلف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک اشیاء پیدا شده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک ظالمانه انفال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملیک، تخصیص و توزیع ظالمانه انفال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبلی در انجام واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه (زدن) کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهدید دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اخلاقی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اعتقادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اقتصادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به خدا، پیامبران و امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به مسئولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع ابزار لهو و لعب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع بت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و نگهداری مسکرات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ثنا جویی(حبّ مدح)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی علیه مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاه طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء رسانه ای  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جریمه کردن بی جا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جعل مدارک]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اقامه نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از انجام وظایف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از گفتن اذان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ با بی گناهان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ در ماه حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چاپلوسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چشم چرانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حب دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حبس بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرص بر دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت به همکاران و رقبا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به ثروت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به دانش دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به مقام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور بی دعوت در مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس استهزاء دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حلال کردن حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از اندیشه باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کار باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل کالای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدعه و فریب دادن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خروج بدون مجوز در ساعات اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آبزیان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آنتن ماهواره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اعیان نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اسپرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اکانت بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اماکن برای ربا خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال غصبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال مسروقه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال موقوفه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش انسان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش بت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش پایان نامه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حشرات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خرچنگ ، مارمولک ، لاک پشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خون]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش رای]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سیگار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش صلیب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش فیلمهای فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش قاچاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کالای خارجی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کتب و مجلات ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد محترقه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مردار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خسارت زدن به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشم بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشونت بی جا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلف وعده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلوت با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری پس از اقدام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خود ستایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء حرام به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء نجس به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از ظروف طلا و نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از غذای مردم بدون دعوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء متنجس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خمر و نبیذ و مسکر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن حشرات بجز ملخ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خزندگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خرچنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون حیوان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن دنبلان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن غذای معطر بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن قورباغه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت درندگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت شکار بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت صدف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مردار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آبزیان حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در عاریه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان به وسیله امور حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر پیامبران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر عالمان دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ دانستن سخن معصومین (ع)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ در اعلام نیازمندی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ عملی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ گفتن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ نوشتن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت اضافه کاری نابجا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت حق السکوت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت ربا از مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت رشوه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت شیربها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مالیات ظالمانه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای واجبات عینی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دست دادن با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با پیامبران و امامان (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشنام به معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعاکردن ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به کفر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت دیگران به بخل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات در مسجد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن کافر در گورستان مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن مسلمان در گورستان کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی برای فعالیت های حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی ربا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی کالاهای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی بین رشوه گیر و رشوه دهنده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دشمنان اهل بیت (ع)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی دختر و پسر نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوشیدن حیوان در حد اضرار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به قانون نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ربا خواری با حیله های شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به پزشک نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به حاکم ظالم در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به طاغوت‌ برای داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد احکام قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد داوری حاکم اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری در انجام وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رقص (آموزش، تبلیغ، نمایش رقص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روابط جنسی حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه سکوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید فطر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید قربان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه وصال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در انفاق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در عبادات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریاست طلبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زدن بی جای کودکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زراندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با اقلیت ها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنای به عنف  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زینت کردن مسجد با طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان پرسنل اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سازش با کفار ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سبک شمردن نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سپر قرار دادن بی گناهان در جنگ (تَتَرُّس) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستم پذیری و انظلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستیزه جویی و عداوت بی جا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی نزد حاکم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سد معبر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گرفتاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گنهکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر برای انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر منجر به آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای بی مورد داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای مسرفانه داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سقط جنین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر بدعت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سنگسار بی گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در دفاع و جهاد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در عمل به واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در وظایف اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء استفاده از بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به اولیاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شایعه پراکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شعبده بازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شراب خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط خلاف قرآن در معاملات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط بندی در مسابقات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در اطاعت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در افعال الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در حاکمیت الله   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در ذات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در صفات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در عبادت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در مالکیت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شطرنج بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکار برای تفریح و سرگرمی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکایت از خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شماتت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شنود و ضبط مکالمات دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت دروغ  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهرت طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شوخی با نامحرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صدور مجوز مراکز فساد جنسی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلیب سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ضرب و جرح بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طعن بر مؤمنین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر حیوان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر زیردستان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر مسؤولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم به خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;	&lt;br /&gt;
# [[ظلم در وصیت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظهار (نوعی طلاق جاهلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به زیبایی ظاهری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به علم و دانش   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مال و ثروت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مقام و شهرت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به نسب و نژاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجله در داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم حضور برای شاهد شدن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم رعایت مراتب اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم وفای به عهد]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عزل صالحان بدون جهت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های اقتصادی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های سیاسی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های علمی و فرهنگی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های نظامی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های ورزشی نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عطر زدن برای جذب نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقوق والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل نکردن به وصیت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عهد شکنی با خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عیب جویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غرور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در ثمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در قرارداد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در کالا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب اموال   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب حقوق دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از آیات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از قیامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غلو درباره انبیاء و اولیای الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (آموزش و تبلیغ غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (شنیدن)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتنه انگیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن بدون علم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به عامه مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فخر فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جبهه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جهاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از دفاع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از قانون]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از مالیات مشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرو رفتن در باطل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروختن سلاح به دشمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش کالا برای مصرف حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش لوازم کار به مجسمه سازان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش مصالح و ابزار به بت سازان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره مکان برای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اخلاقی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اعتقادی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد سیاسی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد مالی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فسق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فکر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال معلوم المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف کافر و منافق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف مؤمن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قسم دروغ   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص قبل از جنایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت بدون تحقیق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع ارتباط مدیران با مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع رحم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع طریق و راهزنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع نماز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قمه زنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قهر و جدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قیاس در احکام دین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاستن و افزودن بر اجرای حدود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاشت مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاغذ بازی غیر ضروری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان حق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان شهادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن خودرو برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن لوازم برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن مکان برای انجام گناه    ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن از روی ترحم (اتانازی)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن عدالت خواهان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن فرزند ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به پیامبران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به کتب آسمانی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران خدمت دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران نعمت الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کلاه برداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری در وظایف اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کندن گیاه و درختان حرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کهانت و پیشگویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه و دشمنی با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه ورزی با بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گذاشتن چیزی در مسجد توسط جنب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گران فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردنکشی در برابر رهبر عادل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن غرامت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش کار دروغین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گناه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گوش دادن به صدای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لجاجت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن صالحان و مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس اسامی مقدسه بدون طهارت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس بدن نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خط قرآن بدون وضو   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لهو]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لواط ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مأموریت های بی مورد ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مال دوستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجالست با اشرار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجسمه سازی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با خدا ، رسول خدا و امام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با رهبر عادل   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با اهل معصیت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با مشرکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به کفار در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مردم آزاری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مساحقه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های قمارآلود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن به ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن از دشمن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مصرف مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معامله با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاملاتِ غَرری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاونت در جرم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکالمه غیر ضروری با تلفن اداره]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و خدعه با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و فریب غیر مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ملی گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منت گذاری بر مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از آمرزش الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از یاری خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن محصولات کشاورزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن نسل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از دستور مشروع والدین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی زن از شوهر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نام بردن با القاب زشت (تنابز) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر امام زادگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مردم از بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مساکین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن خمس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات فطره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن کفارات واجب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن مهریه همسر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجس کردن مسجد و حرم امامان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجوا در حضور دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نرخ گذاری (تحمیل نرخ بر اموال دیگران) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب ناصالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفاق و دو رویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفرین کردن صالحان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقاشی و عکاسی تصاویر غیر اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقض امان و آتش‌بس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکاح شغار (ازدواج تبادلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکوهش صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به داخل خانه دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به زنان آرایش کرده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به عورت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم با دوربین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم به قصد گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگرفتن جزیه از اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری ابزار گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری و پروار گراز و خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز خواندن بر کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای فساد انگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای مفسده انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از معروف   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن آبجو (فقاع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن خبائث   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت به سرزمین کفر و شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجو مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همراه داشتن سلاح برای محرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در غیر ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در ایجاد مراکز گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[واداشتن به قضای حاجت رو یا پشت به قبله  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورزش های حرام و استعماری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود  بدون اجازه  به منزل دیگران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود بدون اجازه به محل کار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مکه بدون احرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به حرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مسجد الحرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در دوستی های نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضع قوانین نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وکالت و دفاع از مجرمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت منافقان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس آفرینی برای دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس از رحمت خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری و آموزش قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری نکردن مظلوم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57317</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57317"/>
				<updated>2017-09-11T09:26:42Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منت اسلام آوردن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
[[منت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C  راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86&amp;diff=57315</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت اسلام آوردن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86&amp;diff=57315"/>
				<updated>2017-09-11T09:19:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منت اسلام آوردن را به فرهنگ مصادیق:منت اسلام آوردن منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت اسلام آوردن&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;در پاسخ به نکات ذیل توجه کنید: &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;1- در آیه 17 سوره حجرات ماده سلم در ضمن کلمه اسلام به کاررفته است . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;2- شکی نیست که اسلام و تسلیم بودن در برابر خداوند و پذیرش دین الهی توفیق بزرگی است و امری مطلوب و مثبت است و تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت انسان است . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;3- در این آیه کلمه اسلام و ماده سلم که در ضمن آن است بار منفی ندارد بلکه آن چه بار منفی دارد منت گذاشتن با اسلام بر پیامبر -ص- و خداوند است که در این آیه مورد نهی و مذمت قرار گرفته است . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;4- به منظور اشنایی بیشتر با مضمون و تفسیر آیه مورد پرسش به مطلب ذیل توجه کنید : &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (17))&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;آنها بر تو منت مى‏گذارند که اسلام آورده‏اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى‏گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید . (17).&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;در این آیه خداوند به گفتگوى اعراب بادیه‏نشین می پردازد که اسلام خود را به رخ پیامبر مى‏کشیدند، و مى‏گفتند: ما با تو از در تسلیم آمدیم در حالى که بسیارى از قبائل عرب از در جنگ آمدند . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;قرآن در پاسخ آنها مى‏گوید: آنها بر تو منت مى‏گذارند که اسلام آورده‏اند! (یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا) .).&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;به آنها بگو: اسلام خود را بر من منت نگذارید (قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ )&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;بلکه خداوند بر شما منت مى‏گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرد اگر در ادعاى ایمان راستگو هستید! (بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ).&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;منت- چنان که قبلا هم گفته‏ایم- از ماده من به معنى وزنه مخصوصى است که با آن وزن مى‏کنند، سپس به هر نعمت سنگین و گرانقدرى اطلاق شده، منت بر دو گونه است اگر جنبه عملى داشته باشد (به معنى بخشش نعمت گرانقدر) ممدوح است، و منت‏هاى الهى از این قبیل است، ولى اگر جنبه لفظى داشته باشد مانند منت بسیارى از انسانها عملى است زشت و ناپسند. &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;جالب اینکه در جمله اول مى‏گوید: آنها بر تو منت مى‏گذارند که اسلام را پذیرفته‏اند و این تاکید دیگرى است بر اینکه آنها در ادعاى ایمان صادق نیستند بلکه ظاهرا اسلام را پذیرا شده‏اند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;ولى در ذیل آیه مى‏گوید: اگر در دعوى خود راست مى‏گوئید خداوند بر شما منت مى‏گذارد که هدایتتان به ایمان کرده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;به هر حال این مساله مهمى است که افراد کوته‏فکر غالبا تصورشان این است که با قبول ایمان، و انجام عبادات و طاعات، خدمتى به ساحت قدس الهى یا پیامبر ص و اوصیاى او ع کرده‏اند، و به همین دلیل انتظار پاداش دادند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;در حالى که اگر نور ایمان به قلب کسى بتابد و این توفیق نصیبش شود که در سلک مؤمنان در آید، بزرگترین لطف الهى شامل حال او شده است ..&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;ایمان قبل از هر چیز درک تازه‏اى از عالم هستى به انسان مى‏دهد، حجاب ها و پرده‏هاى خود خواهى و غرور را کنار مى‏زند، افق دید انسان را مى‏گشاید، و شکوه و عظمت بى مانند آفرینش را در نظر او مجسم مى‏کند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;سپس نور و روشنایى بر عواطف او مى‏پاشد و آنها را پرورش مى‏دهد، ارزش هاى انسانى را در او زنده مى‏کند، استعدادهاى والاى او را شکوفا مى‏سازد، علم و قدرت و شهامت و ایثار و فداکارى و عفو و گذشت و اخلاص به او مى‏دهد، و از موجودى ضعیف انسانى نیرومند و پر ثمر مى‏سازد ؛ دست او را گرفته و از مدارج کمال بالا مى‏برد، و به اوج قله افتخار مى‏رساند، او را هماهنگ با قوانین عالم هستى، و عالم هستى را در تسخیر او قرار مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;آیا این نعمتى است که خداوند بر انسان ارزانى داشته یا منتى است که انسان بر پیامبر خدا -ص - بگذارد؟! &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;همچنین هر یک از عبادات و اطاعات گامى است به سوى تکامل ، قلب را صفا مى‏بخشد، شهوات را کنترل مى‏کند، روح اخلاص را تقویت مى‏نماید، به جامعه اسلامى وحدت و یکپارچگى و قوت و عظمت مى‏بخشد . .&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 215&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: 1/100129477)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86&amp;diff=57316</id>
		<title>منت اسلام آوردن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86&amp;diff=57316"/>
				<updated>2017-09-11T09:19:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منت اسلام آوردن را به فرهنگ مصادیق:منت اسلام آوردن منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منت اسلام آوردن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86&amp;diff=57314</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت اسلام آوردن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86&amp;diff=57314"/>
				<updated>2017-09-11T09:14:30Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت اسلام آوردن&amp;lt;/div&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;در پاسخ به نکات ذیل توجه کنید:  &amp;lt;br/&amp;gt;1- در آیه 17 س...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت اسلام آوردن&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;در پاسخ به نکات ذیل توجه کنید: &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;1- در آیه 17 سوره حجرات ماده سلم در ضمن کلمه اسلام به کاررفته است . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;2- شکی نیست که اسلام و تسلیم بودن در برابر خداوند و پذیرش دین الهی توفیق بزرگی است و امری مطلوب و مثبت است و تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت انسان است . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;3- در این آیه کلمه اسلام و ماده سلم که در ضمن آن است بار منفی ندارد بلکه آن چه بار منفی دارد منت گذاشتن با اسلام بر پیامبر -ص- و خداوند است که در این آیه مورد نهی و مذمت قرار گرفته است . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;4- به منظور اشنایی بیشتر با مضمون و تفسیر آیه مورد پرسش به مطلب ذیل توجه کنید : &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (17))&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;آنها بر تو منت مى‏گذارند که اسلام آورده‏اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى‏گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید . (17).&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;در این آیه خداوند به گفتگوى اعراب بادیه‏نشین می پردازد که اسلام خود را به رخ پیامبر مى‏کشیدند، و مى‏گفتند: ما با تو از در تسلیم آمدیم در حالى که بسیارى از قبائل عرب از در جنگ آمدند . &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;قرآن در پاسخ آنها مى‏گوید: آنها بر تو منت مى‏گذارند که اسلام آورده‏اند! (یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا) .).&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;به آنها بگو: اسلام خود را بر من منت نگذارید (قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ )&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;بلکه خداوند بر شما منت مى‏گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرد اگر در ادعاى ایمان راستگو هستید! (بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ).&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;منت- چنان که قبلا هم گفته‏ایم- از ماده من به معنى وزنه مخصوصى است که با آن وزن مى‏کنند، سپس به هر نعمت سنگین و گرانقدرى اطلاق شده، منت بر دو گونه است اگر جنبه عملى داشته باشد (به معنى بخشش نعمت گرانقدر) ممدوح است، و منت‏هاى الهى از این قبیل است، ولى اگر جنبه لفظى داشته باشد مانند منت بسیارى از انسانها عملى است زشت و ناپسند. &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;جالب اینکه در جمله اول مى‏گوید: آنها بر تو منت مى‏گذارند که اسلام را پذیرفته‏اند و این تاکید دیگرى است بر اینکه آنها در ادعاى ایمان صادق نیستند بلکه ظاهرا اسلام را پذیرا شده‏اند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;ولى در ذیل آیه مى‏گوید: اگر در دعوى خود راست مى‏گوئید خداوند بر شما منت مى‏گذارد که هدایتتان به ایمان کرده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;به هر حال این مساله مهمى است که افراد کوته‏فکر غالبا تصورشان این است که با قبول ایمان، و انجام عبادات و طاعات، خدمتى به ساحت قدس الهى یا پیامبر ص و اوصیاى او ع کرده‏اند، و به همین دلیل انتظار پاداش دادند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;در حالى که اگر نور ایمان به قلب کسى بتابد و این توفیق نصیبش شود که در سلک مؤمنان در آید، بزرگترین لطف الهى شامل حال او شده است ..&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;ایمان قبل از هر چیز درک تازه‏اى از عالم هستى به انسان مى‏دهد، حجاب ها و پرده‏هاى خود خواهى و غرور را کنار مى‏زند، افق دید انسان را مى‏گشاید، و شکوه و عظمت بى مانند آفرینش را در نظر او مجسم مى‏کند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;سپس نور و روشنایى بر عواطف او مى‏پاشد و آنها را پرورش مى‏دهد، ارزش هاى انسانى را در او زنده مى‏کند، استعدادهاى والاى او را شکوفا مى‏سازد، علم و قدرت و شهامت و ایثار و فداکارى و عفو و گذشت و اخلاص به او مى‏دهد، و از موجودى ضعیف انسانى نیرومند و پر ثمر مى‏سازد ؛ دست او را گرفته و از مدارج کمال بالا مى‏برد، و به اوج قله افتخار مى‏رساند، او را هماهنگ با قوانین عالم هستى، و عالم هستى را در تسخیر او قرار مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;آیا این نعمتى است که خداوند بر انسان ارزانى داشته یا منتى است که انسان بر پیامبر خدا -ص - بگذارد؟! &lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;همچنین هر یک از عبادات و اطاعات گامى است به سوى تکامل ، قلب را صفا مى‏بخشد، شهوات را کنترل مى‏کند، روح اخلاص را تقویت مى‏نماید، به جامعه اسلامى وحدت و یکپارچگى و قوت و عظمت مى‏بخشد . .&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 215&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: 1/100129477)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57313</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57313"/>
				<updated>2017-09-11T09:08:08Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منت اسلام آوردن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C  راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57310</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57310"/>
				<updated>2017-09-11T05:24:42Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C  راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57309</id>
		<title>منّت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57309"/>
				<updated>2017-09-11T05:21:32Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری بر مردم را به فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57308</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57308"/>
				<updated>2017-09-11T05:21:31Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری بر مردم را به فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D8%B8%D9%84%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA&amp;diff=57307</id>
		<title>ظلم در وصیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D8%B8%D9%84%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA&amp;diff=57307"/>
				<updated>2017-09-11T05:14:10Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;ظلم در وصیت&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوال==&lt;br /&gt;
پدر من چند سالی است که فوت کرده است. ایشان در زمان حیات شان اکثر اموال را بخاطر پسر دوست بودن، به پسرشان بخشیده اند با اینکه دختران شان نیاز شدید مالی داشتند. من ،خواهر و مادرم از طریق قالی بافی معاش می کنیم. مدتی است که برادرم زمین کشاورزی بزرگی را که برای همه ی فرزندان است در دست دارد و اجاره ی زمین را به ما نمی دهد در حالی که می داند ما در مضیقه هستیم. مادرم از ایشان طرفداری می کند. آیا درست است که چون برادرم، پسر است همه ی اموال در اختیار ایشان باشد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ==&lt;br /&gt;
ایام دهه ی فجر را تبریک می گوییم. این تبعیض ها در جامعه ی دینی ما کم نیست. بعضی ها بین دختر و پسر فرق می گذارند و گاهی بجای اینکه هوای فرزندی که وضع مالی بدی دارد را داشته باشند، برعکس عمل می کنند. گاهی فرزند پست و مقامی دارد و والدین او را بیشتر تحویل می گیرند یا گاهی فرزندی که مدرک تحصیلی بالاتر دارد را بیشتر تحویل می گیرند. فردی نزد پیامبر نشسته بود، یکی از دو فرزندش را بوسید و یکی را نبوسید. حضرت ناراحت شدند و فرمودند: چرا بین آنها فرق گذاشتی ؟وقتی پیامبر در بین جمعی می نشستند، نگاه شان را به عدالت تقسیم می کردند. آیا پیامبر از اینکه ما بین فرزندان مان تبعیض قائل بشویم، راضی است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایت داریم که پیامبر در مدینه بودند و یکی از انصار به پیامبر گفت که من می خواهم مالی را به فرزندم ببخشم و می خواهم شما شاهد بخشش من باشید.(اگر ما بودیم می گفتیم که این کار خیر است و سریع می رفتیم) پیامبر فرمود :آیا تو فرزند دیگری نداری؟ فرد گفت: چرا فرزند دیگری دارم ولی می خواهم به این فرزندم ببخشم. پیامبر فرمود :ما پیامبران شاهد ظلم و ستم نمی شویم.  وقتی پیامبر این قدر دقیق بودند آیا ما می توانیم این همه تبعیض قائل بشویم ؟ ما فکر می کنیم که یکی از فرزندان بیشتر به درد ما می خورد در حالیکه نمی دانیم باید امور را به خدا واگذار کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درکتاب من لایحضر شیخ صدوق داریم که حضرت علی(ع) فرمود: یکی از گناهان کبیره این است که انسان در وصیت ظلم کند. در قرآن سوره بقره آیه 181 داریم: اگر کسی وصیتی کرد و از دنیا رفت، کسی نمی تواند وصیت او را تغییر بدهد. در آیه 182 می فرماید: اگر کسی در وصیت ظلم کند یا عمدا یا غیر عمد، وصی باید آنرا به وصیت درست برگرداند. یکی از مصداق های ظلم در وصیت، همین سوال بالاست . بعضی ها می گویند که ما می خواهیم نیمی از اموال خودمان را به یک پسرمان بدهیم و بقیه را بین دخترها تقسیم کنیم. این ظلم بحساب می آید و باطل است. ما نمی توانیم دلبخواهی عمل کنیم. بعضی می گویند که ما می خواهیم فرزندان مان را از ارث محروم کنیم. ما در زمان حیات هم نباید ظلم کنیم چه برسد به زمان بعد از حیات و در وصیت نامه .یکی از باورهای غلط این است که می توان فرزندی را از ارث محروم کرد. بعد از مرگ ارث بطور شرعی بین فرزندان تقسیم می شود. ما حق نداریم که به وصیتی که درآن ظلم شده است عمل کنیم و باید آنرا برگردانیم. بعضی ها وصیت بیشتر از ثلث می کنند که این هم اشتباه است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی ها قبل از مرگشان تمام اموال شان را وقف می کنند درحالیکه فرزند و همسر دارند که این هم اشتباه است. فردی از دنیا رفت و پیامبر بر جنازه اش نماز خواندند. او فرزندان کوچکی داشت ولی تمام اموالش را وقف کرده بود و فرزندانش به گدایی افتاده بودند. حضرت فرمود: اگر من خبر داشتم که اموالش را وقف کرده است اجازه نمی دادم که جسد او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند. با اینکه او در زمان حیات وقف کرده بود چون همسر و فرزند داشت حق نداشت این کار را بکند. ما در ثلث اموال مان حق داریم ولی حتما نباید وصیتی درمورد ثلث اموال داشته باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت علی(ع) می فرماید: اگر من به یک پنجم و یک چهارم وصیت کنم بیشتر دوست دارم تا به ثلث. فقها فرموده اند که ممکن است که فرزندان ما نیازمند باشند و اگر وضع مالی آنها خوب بود می توان به ثلث وصیت کرد. اگر کسی فرزندانش وضع مالی خوبی ندارند نباید به ثلث مالش وصیت کند و آنها را به سختی بیندازد. محروم کردن و بیش از ثلث وصیت کردن اشتباه و باطل است . و اگر کسی این طور وصیت کرد باید آنرا درست کرد. چرا پدر همه ی اموال را به این پسر بخشیده است درحالیکه دختران احتیاج مالی دارند؟ در جامعه ی ما چند درصد وصیت دارند؟ اکثرا وصیت را جدی نمی گیرند. اگر ما بدهی داریم واجب است که وصیت کنیم. چرا ما در وصیت کردن کوتاهی می کنیم. حدود هشتاد درصد مردم ما وصیت ندارند و وقتی فوت می کنند اول گرفتاری است. زیرا طلبکار می آید ولی سندی در کار نیست و فرد طلبکار نمی تواند بدهی اش را بگیرد و مالش از بین می رود. پیامبر فرمود: اگر کسی بدون وصیت از دنیا برود ،به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. اگر ما به کسی بدهکاری داریم ، باید آنرا بنویسیم و اگر به خدا هم بدهی داریم مثل نماز و روزه ، باید آنرا بنویسیم. خوب است که  وصیت نامه به روز باشد. درنوشتن وصیت به یک عالم مراجعه کنید. دراستفتائات آیت الله گلپایگانی دارد که فردی وصیت کرده است ولی فرزندان متوجه وصیت ایشان نشده اند و آنرا برای ایشان فرستاده اند .آقای یک ماه آنرا خواندند و بعد نوشتند که ما هم نفهمیدم که ایشان چه نوشته اند، با هم مصالحه کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بنده ای از دنیا رفت ،بدهی نماز و روزه داشت و آنرا ننوشت، فرزندان با اینکه می دانند او بدهی دارد ولی آنرا انجام ندهند، از نظر شرعی اشکالی ندارد.( به فتوای اکثر فقها) البته اگر فرد بدهی مالی به کسی داشته باشد باید از اموالش پرداخت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثلا آقایی از دنیا می رود و فرزندان می خواهند ارث تقسیم کنند و سهم مادر را از خانه می دهند .گاهی سهم مادر آنقدر نیست که مادر بتواند یک خانه ی آبرومند برای خودش درست کند. این مادر بعد از مدتی درمحلی زندگی کرده است و حالا نمی تواند آنجا را ترک کند. و به محل دورتر برود. اگر کسانی می خواهند که این اتفاق پیش نیاید، این کار راه فقهی دیگری هم دارد. و کسی هم ضرر نمی کند. مسئله ی وقف قابل بازگشت نیست ولی مسئله حبس شبیه وقف است و قابل بازگشت است .آقا می تواند حق استفاده از این خانه را تا زمانی که خانم زنده است به او بدهد و برای اینکه مشکلی پیش نیاید می تواند به یک عالم مراجعه کند و می تواند این را در ثبت کنند. یعنی وقتی این خانم از دنیا رفت بچه های می توانند خانه را تقسیم کنند. خیلی از بزرگان این کار را کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما گاهی خودمان ظالم نیستیم ولی راضی به ظلم هستیم. این مادر راضی به ظلم پسرش است و داریم که درقیامت ندا می دهند کجا هستند ظالمان و کسانی که به آنها کمک کرده اند. حتی کسی که جوهری برای قلمی ظالم آماده کرده اند .این مادر باید نگران باشد که به این ظلم پسر راضی است.&lt;br /&gt;
 &amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57306</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57306"/>
				<updated>2017-09-11T05:13:22Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;تعلیم واجبات دینی به فرزند&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[تعلیم و تعلّم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۲ || [[تعلیم احکام عبادی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[تعلیم اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 4 || [[تعلیم پزشکی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 5 || [[تعلیم زبان]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 6 || [[تعلیم عقاید اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 7 || [[تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 8 || [[تعلیم مشاغل و حرف]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 9 || [[تعلیم مهارت ها]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 10 || [[تعلیم نظامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 11 || [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 1396/06/15&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه ==&lt;br /&gt;
یکی از اهداف عقلی و دینی تشکیل ازدواج، تداوم نسل رسیدن به کمال مطلوب است. سختی ها و تحمّل مشکلات در تربیت فرزند، فضیلتی برای والدین به شمار می رود. آنچه که فرزند انجام می دهد والدین در ثواب آن نیز شریک خواهند بود. نگاه جامعه به امکانان رفاهی اعم از خوردن، پوشیدن، ثبت نام مدارس و مراکز علمی و ورزشی، تا زمان تشکیل خانواده است در حالی که تعالیم واجبات و هر آنچه فرزند بدان نیازمند است از وظایف والدین و برای مسؤلیت والدین تعیین زمانی نشده است. همه آنچه که فرزندان از دوران کودکی تا زمان فوت بدان نیازمند هستند از جمله وظایف والدین در امر تعلیم واجبات شمرده شده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آحق فرزند تنها با تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه حاصل نمى‌شود؛ بلکه مهمتر از آن تغذیه روح و جان وى با بهره‌گیرى از اصول و روشهاى صحیح تعلیم و تربیت است؛ خداوند متعال خطاب به افراد با ایمان چنین مى‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانوادۀ خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگها مى‌باشد حفظ نمایید»&amp;lt;ref&amp;gt;. معارف بانوان، آیت الله منتظری ره، ص 354&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر جایی که زمینه تعلیم تکالیف وجود دارد- خواه منزل باشد یا مدرسه، کانون های فرهنگی باشد یا مساجد، توسط خود والدین یا معلّم، دوست و غیره - قلمرو وظایف والدین است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دستورات اسلامی برای رشد انسانی و تربیت فرزندان به عنوان یک امر مسلم و به عنوان یک مصداق از امور تربیتی باید به فرزندان تعلیم داده شود و تعلیم هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ  علیه السلام الْعِلْمُ فِی‏ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ‏ فِی‏ الْحَجَر&amp;lt;ref&amp;gt;. کنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت علی علیه السلام فرمود: یادگیری در کودکی همانند نقاشی بر روی سنگ است( که گویا تا آخر عمر در ذهن او خواهد ماند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیات و روایات در تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
دستورات دینی برای تربیت انسان بیان شده است. و از آغاز کودکی باید به فرزندان آموزش داده شود. برخی روایات بر اهمیت این امر در دوران کودکی و قبل از بلوغ تأکید دارد. قرآن بیش از 90 بار درباره فرزند نکاتی بیان کرده و نیز در روایات متعدد، اهمیت فرزند به صورت قولی و رفتاری ائمه اطهار علیهم السلام در روایات ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در موارد ذیل نمونه هایی از آیات و روایات  تعلیم واجبات به فرزند ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اجازه گرفتن کودک قبل از ورود به اتاق پدر و مادر (سوره نور /58)، موعظه و نصیحت کردن اولاد (لقمان/13)، تعلیم پایه های اعتقادی به فرزندان( بقره / 133)، مشورت گرفتن از اولاد ( صافات/102)، نیکی کردن فرزند به پدر و مادر (بقره/83)، عدم اطاعت از دیگران در معاصی ( عنکبوت/8) لزوم شکر گذاری فرزند از پدر و مادر (لقمان/14) تعلیم نماز و فرائض الهی به فرزند(جامع الاخبار للشعیری ص106) تعلیم هر خیری که انسان را آتش جهنم نجات دهد) منیة المریدص 380)  تعلیم قرآن و ادب نیکو(نهج البلاغه، قصار399)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مصادیق وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش وظایف دینی شامل همه وظایفی است که انسان در طول حیات زندگانی بدانها نیازمند است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید همه وظایف دینی را به فرزندان بیاموزند. طبیعی است که فرزندان اعم از دختر و پسر دارای تکالیف مختص به خود هستتد که به تناسب شخصیت، مورد نیاز ایشان  است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همین تقسیم بندی جنسیتی تعلیم بسیاری از احکام را محدود می داند. به عبارت دیگر احکام حیض یا احکام حجاب که از تکالیف خاص به دختر است  از عهده  فرزند پسر لغو خواهد بود.  در یک تقسیم بندی دیگر، تکالیف الهی که مربوط به افعال است به چند دسته تقسیم می شوند. وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه. و جوب نیز به تقسیمات متعددی مثل وجوب عینى (مثل نماز) وجوب کفائى(دفاع) وجوب تعیینى، وجوب تخییرى، وجوب موقت و وجوب دائم، وجوب مطلق، وجوب منجز، وجوب معلق، وجوب مقید، وجوب تعبدى، وجوب توسلى، وجوب نفسى، و وجوب غیرى تقسیم می شود.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید فرزندان دختر و پسر را نسبت به وظایف و تکالیف الهی آشنا کنند اعتقادات دینی، اخلاق اسلامی و احکام شرعی که مبتلا به و کاربردی است از دوران کودکی به تناسب زمان و رشد فرزند به آنان آموزش دهند. تعلیم فرائض تنها به واجبات منحصر نیست بلکه تعلیم محرمات نیز همانند انجام محرمات از اهمیت فراوانی برخوردار است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«نباید بگوییم که کودک به خاطر نداشتن سن تکلیف؛ آزاد است که هر کاری را انجام بدهد چرا که انجام محرّمات هر چند که گناه نبوده و تکلیفی را بر عهده کودک نمی گذارد اما حکم وضعی آن از او ساقط نیست. مثلا بچه ای که شیشه مردم را بشکند یا محصول مردم را خراب کند، یا ضرر مالی به کسی وارد سازد مدیون مردم است که بعد از بلوغ باید از عهده خسارات آنها بر آید و پرداخت ضررهایی که به دیگران وارد ساخته واجب و لازم است. همچنین اگر ضرر عضوی به کسی وارد ساخت و مثلا چشم را کور یا گوشش را قطع یا دتسش را فلج نمود وقتی بزرگ شد واجب است دیه شرعی آن جنایت را بپردازد. احکام وضعی از بچه ساقط نیست و پدر و مادری که به فرزند خویش علاقه دارند باید مواظب باشند این قبیل اعمال از او صادر نشود علاوه بر آنکه اگر بچه را قبل از بلوغ آزاد بگذارند که مرتکب کارهای خلاف شرع شود طبعاً به کارهای گناه و خلاف شرع عادت می کند بطوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای سابقش دست برداد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، ص325&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شناخت اولویت ها و رعایت آن==&lt;br /&gt;
در آموزش رعایت زمان رشد و مورد ابتلا بودن احکام و معارف و توجه به اهم و مهم ضرورت دارد. از قرآن و روایات استفاده می شود که والدین نسبت به بعضی از وظایف الهی  باید بیشتر کوشا باشند و در یادگیری آن اهتمام بیشتری داشته باشند. در ذیل به مواردی از آن تصریح می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تعلیم عقاید اسلامی===&lt;br /&gt;
اعتقادات انسان هویت و شاکله درونی انسان را تشکیل می دهد. هر میزان که انسان نسبت به عقاید خود استحکام و استقامت داشته باشد در پایبندی به رفتارهای اسلامی موفق تر خواهد. روایات متعدد بر لزوم آموزش فرزند به اذکاری توحیدی مثل لااله الا الله در دوران کودکی توصیه کرده و والدین را بر ترغیب یادگیری اذکار توحید سفارش کرده است. مَن‏ رَبَّى‏ صَغیرًا حَتّى یَقولَ: «لا إله إلّا اللَّه» لَم یُحاسِبهُ اللَّه&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) ؛ ؛ ص768&amp;lt;/ref&amp;gt; هر که طفلى را تربیت کند تا لا اله الا اللَّه گوید خدا از او حساب نخواهد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: زبان کودکانتان را نخسیتن بار با گفتن « لااله اله الله » باز کنید و آنان را هنگام مرگ با ذکر لااله اله تلقین دهید چرا که هر کس اول کلامش لااله اله و آخر کلامش لااله اله باشد سپس هزار سال زندگی کند از هیچ گناهی بازخواست نمی شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. شعب الایمان، بیهقیی، جزء 18، ص 166، حدیث 8397&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تأکید بر ذکر مذکور نسبت به اذکار دیگر حاکی از توجه خاص به مسأله توحید است. در قرون متمادی برخی جهان را به سرگردانی و فهم اشتباه از توحید دچار کرده و سنگ و چوب را به جای خدای واحد بعنوان معبود یگانه خود تلقی می کردند. همه پیامبران الهی در توجه دادن به این تفکر غلط اعتقادی و سوق دادن مردم به توحید حقیقی به رسالت تبلیغی برانگیخته شده اند. استعمال واژگان «ربّ، ربّنا، ربّه، ربّک، ربّی و مشتقات دیگر از این کلمه»  در قرآن کریم که بیشترین  واژه در قرآن به شمار می رود برای توجه دادن به توحید ربوبی است. بنابراین یکی از حکمت های تعلیم ذکر «لااله الّا الله» از دوران کودکی به فرزند برای مصون ماندن از این آسیب اعتقادی است. لقمان حکیم در بیان اعتقادات توحیدی به فرزندش می فرماید:  وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /13&amp;lt;/ref&amp;gt; و هنگامی که لقمان به فرزندش گفت ....فرزندم به خدای متعال شرک نورز چرا که شرک ظلمی بزرگ است. و در اهمیت خطر شرک می فرماید: اگر والدینت نیز کوشش داشتند که برای خدای متعال شریکی قائل شوی( هر چند اطاعت آنان واجب است) نباید از آنان اطاعت کنی&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /15&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن در بیان اهمیت تعلیم عقاید اسلامی، آخرین پیام های  حضرت ابراهیم و حضرت یعقوب علیهماالسلام را بیان کرده که در وقت مرگ فرزندان خود را به توحید و پایبندی بدان توصیه کرده اند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ وَصَّى‏ بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ‏ کُنْتُمْ‏ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ&amp;lt;ref&amp;gt;. بقره/ 132 و 133&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را براى شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!» آیا هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را مى‏پرستید؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معیار در تربیت فرزند، تربیت اسلامی بر ایمان به جهان آخرت و زندگی دائمی اخروی است. حضرت امیر علیه السلام به فرزند خویش امام حسن علیه السلام می فرماید:وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاة&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص400، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt; و بدان ای پسرم همانا تو برای اخرت آفریده شده ای نه برای دنیا و برای فنا نه برای بقاء و برای مرگ نه برای زندگی کردن. حضرت لقمان در اهمیت مسأله معاد و حسابرسی در قیامت به فرزندش می فرماید: یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/16&amp;lt;/ref&amp;gt; پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است. امیرمؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه که برای فرزندش امام حسن علیه السلام می نویسد: به این نکته اعتقادی (مسأله توحید)توجه می دهد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«(بدان) دنیا استقرار نمی یابد مگر بر آن حال که خداوند مقرر داشته از نعمت ها و بلاها و پاداش در روز جزا، و دیگر اموری که او خواسته و ما نمی دانیم. اگر (درباره جهان و نظام حاکم بر آن) درک بعضی امور بر تو دشوار آمد آن را به حساب نادانی خود گذار، زیرا تو در آغاز آفرینشت نمی دانستی و سپس چیزهایی را آموختی چه فراوان است چیزهایی که نمیدانی، و اندیشه ات در آن سرگردان است و دیده ات بدان راه نمی جوید، آنگاه پس از مدتی می بینی (و می شناسی) پس به خدایی که تو را آفریده و روزیت داده و اندامی نیکو بخشیده پناه آور، و باید بندگیت برای او، و توجهت به سوی او، و بیمت از او باشد... &lt;br /&gt;
پسرم! بدان که اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگانش به سویت می آمدند و آثار ملک و پادشاهی او را مشاهده می کردی، و افعال و صفاتش را می شناختی، اما او خدایی یگانه است، آنسان که خود وصف کرده، کسی در قلمرو حکمرانیش بر ضد او نباشد. همواره هست و همواره بوده. اول است پیش از هر چیز بی آنکه او را اولیتی باشد، و آخر است پس از هر چیز بی آن که او را نهایتی باشد. بزرگتر از آن است که ربوبیتش را دلی یا دیده ای فرا گیرد. اکنون که این حقیقت را دانستی چنان عمل کن که مثل تویی که منزلتت کوچک، و نیرویت اندک و ناتوانیت بسیار و نیازت به پروردگارت بزرگ است در طلب اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او عمل می کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم مسائل اعتقادی از مهمترین مباحث تربیتی فرزند به شمار می رود. اگر اعتقادات فرزند هدایت نشود افکار انحرافی دیگر مذاهب اسلامی و غیر اسلامی مثل مرجئه و کمونیسم، مسیحیت، یهودیت و غیره، فرزندان را شکار خواهند کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلیه السَلام قَالَ: بَادِرُوا أَحْدَاثَکُمْ‏ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏8 ؛ ص111&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق علیه السلام فرمود: در آشنا کردن جوانانتان به حدیث شتاب کنید قبل از آنکه فرقه مرجئه بر شما پیشی بگیرند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الِامَام عَلِی عَلِیه السَلام: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ‏ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص614&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام فرمود:چیزهایی به فرزندانتان بیاموزید که خدای متعال به سبب آن، نفع به فرزندانتان برساند و نباید فرقه مرجئه با افکارشان بر آنان چیره شوند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انتخاب فرقه انحرافی مرجئه که در روایات بدان تصریح شده است حضور این فرقه در جامعه آن عصر بوده است. (آنان معتقد بودند ایمان، گفتار زبانی( اقرار زبانی) است و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی‌که عملی نداشته باشد اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.)&amp;lt;ref&amp;gt;. ویکی فقه، فرقه مرجئه &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابراین تعالیم اعتقادی برای مصون ماندن از شبهات و فرقه های انحرافی هر عصری لازم و ضروری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سلیمان بن خالد به امام رضا علیه السلام عرض کرد: من خانواده ای دارم که از من، حرف شنوی دارند آیا آنان را به این امر(ایمان- ولایت&amp;lt;ref&amp;gt;. در کتاب کافی این حدیث در باب الدُّعَاءِ لِلْأَهْلِ إِلَى الْإِیمَان‏ آمده اما در کتاب حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری جمله« هَذَا الْأَمْرِ» در حدیث به معنای دعوت به ولایت اهل بیت علهیم السلام ترجمه کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;) فرا خوانم؟ حضرت علیه السلام فرمود: بله: خداوند در کتاب خود می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن، مردم و سنگ ها هستند.) &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===احکام عملی===&lt;br /&gt;
احکام دستورات عملی است که وظیفه انسان را نسبت به کارهایی که باید انجام دهد و یا انجام ندهد مشخص می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
احکام شرعی، مسائل متعدد و گسترده ای از رفتارهای عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد.  این گستردگی در زندگی سبب شده تا دشمنان دین نسبت به رساله عملیه و احکام دین تشکیک های متعدد وارد کنند و تقلید از مراجع عظام را امری لغو و پوچ معرفی کرده و هر کسی را فراگیری و عمل به دین آزاد بگذارند و شبهه قرائات مختلف دینی را در اذهان فرزندان زینت دهند. بنابراین اهمیت تعلیم احکام اسلامی یکی از وظایف مهم تربیتی به شمار می رود. و از همان دوران کودکی تا قبل از سنین بلوغ به صورت تمرینی و کاربردی تعلیم داده شود. احکام مربوط به سن بلوغ، حفظ حجاب، پوشاندن بدن، وضو، نماز، روزه،  محارم و غیر محارم غیره از جمله مسائل کاربردی است که باید به فرزندان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغ به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم، و قوانین و احکام اسلام و حلال و حرام آن را برایت بگویم، و از این امور به چیز دیگری نپردازم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و اله‏ أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى‏ بَعْضِ‏ الْأَطْفَالِ‏ فَقَالَ وَیْلٌ لِأَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاء&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه وآله به بعضى از کودکان نظر کرده و فرمودند: واى بر فرزندان آخر الزمان از بخاطر پدرانشان!. سؤال شد: یا رسول اللَّه! از پدران مشرک آن ها؟. حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آن ها یاد نمی دهند و اگر فرزندان، هم پى فراگیرى بروند، آن ها را منع می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان مسائل فقهی تعلیم بعضی از فرائض از اهمیت بیشتری برخوردار است که در ذیل بیان می شود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تعلیم قرآن'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم تعلیمات دینی است که باید به فرزند آموخت. خواندن نماز واجب مشروط به یادگیری قرآن کریم است. بنابراین یادگیری سوره حمد و یکی دیگر از سوره های قرآن برای خواندن نماز از واجبات به شمار می رود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات توصیه های مؤکد بر تعلیم قرآن به فرزند دارد و آموزگار قرآن را بهترین افراد در جامعه معرفی می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;. امالی طوسی، مجلس 12، ص 357&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت دیگر از حضرت صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هیچ کس نیست که به فرزندش قرآن بیاموزد مگر آنکه روز قیامت بر سرِ پدر و مادرش تاج پادشاهی گذاشته می شود و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم همانند آن را ندیده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;.   وسایل الشیعه، ج6، ص 168&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم بعضی از سوره های قرآن مثل سوره یس و یا سوره واقعه به فرزندان از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام فرمود: به فرزندان خود سوره «یس» بیاموزید که که این سوره گل خوشبوی قرآن است. &amp;lt;ref&amp;gt;. الأمالی (للطوسی) ؛ ص677&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: سوره واقعه سوره بی نیازیست پس آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید. &amp;lt;ref&amp;gt;. روح المعانی،ج‏14،ص 128&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه در جامعه اسلامی شاهد آن هستیم حضور کودکان در کلاس های غیر ضروری و فاصله گرفتن از معارف دینی و تعلیم قرآن کریم است. نه تنها پدر و مادر از تعلیم آن کوتاهی می ورزند بلکه از حضور و ثبت نام فرزند در جلسات قرآن غفلت دارند. روایات، تعلیم قرآن به فرزند را از حقوق فرزند به پدر دانسته است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر او بگذارد و او را به نیکی تربیت کند و قرآن به او بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت399، ص 546&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات بر تقدم داشتن تعلیم قرآن بر دیگر وظایف تعلیمی فرزند تصریح دارد. عَلِی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِذَا عَقَلَ‏ الْغُلَامُ‏ وَ قَرَأَ شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ عُلِّمَ الصَّلَاةَ&amp;lt;ref&amp;gt;. دعائم الإسلام ؛ ج‏1 ؛ ص193&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت امیر علیه السلام فرمود: هرگاه کودک به سنّ درک رسید و چیزی از قرآن را خواند باید به او نماز آموخته شود. حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ‏ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ نامه31، ص394&amp;lt;/ref&amp;gt; مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم ... و از این امور به چیز دیگری نپردازم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''وضو و نماز'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان احکام مورد ابتلا، تعلیم نماز و تأکید بر تداوم آن از جمله توصیه های قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ ... وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ&amp;lt;ref&amp;gt;. مریم/ 54 و 55&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن ... و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏ داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و این اهتمام شاید به دلیل روایاتی است که به خواندن نماز تأکید بیشتری دارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: اولین چیزی که در قیامت از بنده حساب می کِشند نماز است پس اگر نماز بنده قبول شود همه چیز قبول می شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص268&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه دادن فرزند به نماز و تسلیم و خاضع بودن او در برابر معبود حقیقی امری است که از دوران بلوغ تا به هنگام مرگ باید بدان توجه شود. حکم واجبی که در همه حال حتی در صورت فوت وقت و قضا شدن  نماز، نیابت بردار نخواهد بود و باید انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات علاوه بر تأکید در انجام آن، عادت دادن فرزند، قبل از زمان بلوغ را بسیار کارساز و ضروری دانسته اند. قال أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمُ‏ الصَّلَاةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانَ سِنِین‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص626&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز را به کودکانتان یاد دهید و آنگاه که به هشت سالگی رسیدند از آنان بازخواست کنید. (در روایت دیگر از حضرت امیر علیه السلام نقل شده که فرمود: زمانی که بالغ شدند از آنان باخواست کنید. &amp;lt;ref&amp;gt;. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص175، ح3345&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات متعدد بر زمان نماز خواندن تصریح شده است که در مواردی به تعیین سن و در مواردی به تعیین عقل و درک تعبیر شده است و بازخواست کردن کودک بر ترک آن هر چند در زمان بلوغ نباشد از جمله توصیه های ائمه اطهار علیهم السلام است. اهتمام داشتن والدین بر تعلیم وضو و نماز برای فرزند باید با شیوه ای مناسب و به صورت تشویق، محبت و پرهیز از خشونت و تحت فشار قرار دادن فرزند انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''روزه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یکی دیگر از وظایف والدین تعلیم روزه داری به فرزند است. گرسنه نگه داشتن یک ماهه -روزه-برای فرزندان امری است بسیار مشکل. فرزند دختر در 9 سال قمری و پسر در 15 سال قمری مکلف به انجام این فریضه الهی است. روایات متعدد بر چگونگی تعلیم این فریضه الهی بیان کرده اند. ائمه اطهار علیهم السلام در اهتمام این فریضه الهی امر به روزه گرفتن در قبل از سن بلوغ و بازخواست کردن از آن را در قبل از بلوغ و نیز در وقت بلوغ خواستار شده اند. آنچه که در جامعه امروزی کودکان را به عادت دادن روزه تا نصف روز، کمتر و یا بیشتر تشویق می کند در روایات نیز به همین نکته بیان تصریح شده است و معیار در میزان گرسنگی و تشنگی را به میزان طاقت کودک دانسته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: ما کودکان خود را وقتی که هفت ساله اند امر به روزه گرفتن می کنیم به اندازه ای که توان روزه در آن روز را دارند اگرچه تا نصف روز یا بیشتر و یا کمتر باشد پس هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا اینکه عادت به روزه گرفتن کنند و توان آن را بیابند ولی شما کودکانتان را زمانی که نه ساله شدند به اندازه ای که توان روزه آن روز را دارند امر کنید و هنگامی که تشنگی بر آنان چیره شد افطار کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص409&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی کَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِیُّ بِالصَّلَاةِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ سَبْعِ سِنِینَ وَ سِتِّ سِنِینَ قُلْتُ فِی کَمْ یُؤْخَذُ بِالصِّیَامِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ أَوْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ إِنْ صَامَ قَبْلَ ذَلِکَ فَدَعْهُ‏ فَقَدْ صَامَ‏ ابْنِی فُلَانٌ قَبْلَ ذَلِکَ وَ تَرَکْتُهُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معاویه بن وهب به امام صادق علیه السلام عرض کرد که در چه سنی کودکان برای نماز بازخواست می شوند فرمود: بین شش و هفت سال. گفتم برای روزه در چه سنی بازخواست می شوند فرمود: بین چهارده یا پانزده سال و اگر قبل از آن سال روزه گرفت آزادش بگذارید فلان فرزندم پیش از این سن روزه گرفت و من آزادش گذاشتم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: ... وَ أَمَّا صَوْمُ التَّأْدِیبِ فَأَنْ یُؤْخَذَ الصَّبِیُّ إِذَا رَاهَقَ‏ بِالصَّوْمِ‏ تَأْدِیباً وَ لَیْسَ‏ بِفَرْضٍ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام فرمود: روزه آموزشی این است که وقتی کودک نزدیک بلوغ رسید برای تربیت و نه آنکه واجب باشد به روزه گرفتن وادار می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''اخلاق اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تبیین رفتارهای اسلامی در دوران کودکی بسیار آسانتر و راحت تر از بیان مسائل اعتقادی و احکام اسلامی است. شیوه های صحیح خوردن، خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن، بیان حکمت ها، دعاکردن و ارتباط داشتن با خدای متعال، دروغ نگفتن،  احترام گذاشتن و  بسیاری دیگر از رفتارهای اسلامی را می توان از همان دوران کودکی به فرزندان آموخت. از نامه ای حضرت امیر علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام به خوبی می توان استفاده کرد که هر آنچه که رشد اخلاقی و تربیتی و رشد عقل فرزند مؤثر است باید آموزش داده شود.  تعلیم بعضی از مسائل اخلاقی همانند بیان احکام شرعی و معارف اعتقادی واجب است. دروغ گفتن، غیبت، ظلم، تهمت، ناسزا گفتن و غیره از واجبات اخلاقی اند باید به کودک تعلیم داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
لقمان حکیم در تعلیم واجبات اخلاقی مثل تواضع و عدم تکبر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ* وَ اقْصِدْ فی‏ مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/18 و 19&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
(پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏ترین صداها صداى خران است.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره گیری از اشعار در تعلیم حکمت ها بسیار مفید است. حضرت امیر علیه السلام تعلیم اشعار مفید را در یادگیری فرزندان توصیه می کرد. حضرت امیر علیه السلام از روایت کردن و تدوین شعر پدرش(ابوطالب) خوشحال می شد و فرمود: اشعار پدرم را یاد بگیرید و به فرزندان خود بیاموزید چرا که پدرم بر دین خدا بود و در شعر او علم زیادی است.&amp;lt;ref&amp;gt;. بحار الانوار، ج35، ص115&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''دوستی اهل البیت علیهم السلام''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستی پیامبرتان صلی الله علیه و آله و دوستی اهل بیتش علیهم السلام و بر خواندن قرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیان تاریخ اهل بیت علیهم السلام و فضائل آن بزرگواران در رشد و تربیت فرزند نقش مهم و اساسی دارد. ال انتخاب فردی به عنوان اقتداء در مسائل مهم فردی، اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی از جمله راه های تربیت صحیح اسلامی است. سوق دادن فرزند به حبّ اهل بیت علیهم السلام درحقیقت تعین راه و انتخاب درست در مسیر زندگی اوست.  اهل بیت علیهم السلام بر تربیت فرزندان بر محبت خودشان را توصیه کرده و یک شیوه آن را با فراگیری شعر سفارش کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ شِعْرَ الْعَبْدِیِّ فَإِنَّهُ عَلَى دِینِ اللَّه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال؛ ص401&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل بیت علیهم السلام است که نسبت به اهل بیت علیهم السلام ارادت خاصی داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;. سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل‌بیت علیه السلام در قرن دوم هجری است که تاریخ دقیق ولادت و وفات وی مشخص نیست. وی از اصحاب امام صادق علیه السلام بشمار می‌رود که به حضور آن حضرت می‌رسید و قصائدش را قرائت می‌نمود و امام علیه السلام نیز افراد خانواده‌اش را فرامی‌خواند تا به اشعار وی از پشت پرده گوش دهند. همراهی عبدی با امام علیه السلام تنها در انس و الفت با آن حضرت یا رفت‌وآمد به نزد ایشان خلاصه نمی‌شد بلکه وی نزد امام علیه السلام از مقام و منزلتی برخوردار بود که ناشی از مودت و ایمان خالصانه وی نسبت به اهل‌بیت علیه السلام بود به‌طوری که امام علیه السلام در مورد او می‌فرمایند: ای شیعیان، شعر عبدی را به فرزندان خود تعلیم دهید چراکه وی در راه خداست.&lt;br /&gt;
از سوی دیگر به نظر می‌رسد که وی خود را وقف اهل‌بیت علیه السلام نموده است چراکه تمامی اشعاری که از او به‌دست‌آمده در این راستاست. هنگامی‌که اشعارش را مورد مطالعه قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که وی آن‌ها را به مدح اهل‌بیت علیه السلام به‌طور عموم و امام علی علیه السلام به‌طور خصوص و نیز رثاء امام حسین علیه السلام و سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها اختصاص داده است. همچنین قدرت شعری وی تا حدی بود که به‌محض شنیدن روایتی در فضائل اهل‌بیت علیه السلام آن را به نظم درمی‌آورد و از این‌رو می‌بینیم که اقتباس در جای‌جای اشعارش به چشم می‌خورد به‌گونه‌ای که تعدادی از احادیث و آیات قرآنی را در قالب شعر درآورده است. (سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام)&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: قرآن روز قیامت مردی (رنگ پریده )را می آورد و به پروردگارش می گوید: این شخص کسی است که من روزش را با تشنگی و شبش را به بیداری گرفته بودم و طمع او را به رحمت تو قوی کرده بودم و آرزهایش را به مغفرت تو گسترده بودم پس بر اساس گمان من درباره اش عمل کن. خداوند می فرماید: مُلک را به دست راستش و جادوانگی را به دست چپش دهید.... پدر و مادرش را زیوری دهید که تمام دنیا با آنچه در آن است به ارزش آن نباشد. پس همه مردم روز قیامت به آن پدر و مادر می نگرند و آن دو را عظیم می شمارند و خودشان نیز از این مقامشان به شگفتی فرو می روند و می پرسند: پروردگارا این عظمت از کجاست؟ خداوند می فرماید: این عظمت به سبب آموختن  قرآن به فرزندانتان و تربیت او بر اساس دین اسلام و محبّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «فرستاده خدای متعال» و حضرت علی علیه السلام «ولی خدا» و دین شناسی فرزندتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;. التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ ص450&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسؤلان تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم واجبات تنها بر عهده والدین نیست.  تعلیم تکالیف نسبت به کودکانی که پدر و مادر خود را در سوانح طبیعی و یا غیر طبیعی از دست داده اند با چه کسی است؟ مسؤلیت تعلیم تکالیف دینی بر عهده دو جایگاه حقوقی و حقیقی گذاشته شده است. والدین و حکومت باید این مسؤلیت را بر عهده گیرند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===والدین===&lt;br /&gt;
فرزندان دارای حقوق متعددی هستند. تعلیم حقوق الهی در انجام واجبات و محرمات خواه واجبات فقهی باشد و یا واجبات اخلاقی تنها محدود به والدین نخواهد بود. هر چند فرزند در دامان آنان رشد می کند و مسؤلیت های تربیتی و تعلیمی بیشتر بر عهده آنان است. در یک تقسیم بندی کلی والدین را در تعلیم تکالیف می توان به سه دسته تقسیم کرد که متأسفانه دو دسته از آنان احساس وظیفه ای نسبت به مسأله تعلیم ایجاد نقش نمی کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی والدین نسبت به تعلیم فرائض بی تفاوت اند؛&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش منفی در دینداری و دین شناسی دارند؛ &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش مثبت در این امر ایفا می کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید برای تعلیم تکالیف برنامه ریزی کرده و نه تنها تجربیات دینی و مطالعاتی خود به نسل آینده انتقال دهند؛ بلکه باید از مشاوران مذهبی راهنمایی های لازم را کسب کنند. موانع پیش رو را شناسایی و در رفع آن کوشا باشند. و در صورت انجام  آن، تشویق و در صورت بی رغبتی شیوه ای جدیدی را در تعلیم آنان ارائه دهند. روایات متعدد با خطاب «علّموا اولادکم» تکالیف فراوان به عهده والدین گذاشته است. امام سجاد علیه السلام فرمود: حق فرزندت این است که بدانی او از توست و خوب بدش در دنیا منتسب به توست. و همانا تو درباره آنچه بر عهده داری یعنی خوب تربیت کردن او و راهنمایی کردن او به سوی خداوند و یاری او در فرمان برداری از خداوند؛ مسؤلی. پس در کار او همانند کسی عمل کن که می دانی برای نیکی کردن به او پاداش می گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;.  من لایحضره الفقیه، ج2، ص 622&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر چند مسؤلیت این امر با والدین است اما چه بسا والدین به دلایل متعدد بطور مستقیم قدرت بر تعلیم واجبات ندارند لذا موظفند از معلّم خصوصی و یا دوست استفاده کنند و با ثبتنام در کانون های فرهنگی و غیره در تعلیم معارف و احکام اهتمام بورزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حکومت===&lt;br /&gt;
حکومت اسلامی برای اقامه قوانین الهی، موظف به ایجاد شرایط و فراهم کردن امکانات برای اقامه حقوق الهی است. در حکومت اسلامی حاکم جامعه نیز در تعلیم حدود اسلامی نقش دارد. فرزندانی که والدین خود را در اثر&lt;br /&gt;
سانحه طبیعی یا غیر طبیعی مثل جنگ، تصادف، اختلافات  و غیره از دست داده اند.  حکومت و نظام اسلامی عهده دار چنین کاری است. حضرت امیر علیه السلام الامام علی علیه السلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یُعَلِّمَ أَهْلَ‏ وَلَایَتِهِ‏ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم؛ ص453&amp;lt;/ref&amp;gt; امام جامعه وظیفه دارد که حد و مرز اسلام و ایمان را به مردمان تحت حکومتش بیاموزد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً  وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ  فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ&amp;lt;ref&amp;gt;.نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34، ص79&amp;lt;/ref&amp;gt; اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى، اما حق شما بر من این است که خیر خواه شما باشم، و غنیمت شما را به نحو کامل به شما بپردازم، و شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید .و اما حقى که من بر شما دارم وفا به بیعتى است که با من نموده‏اید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبراکرم صلی الله علیه و اله در یک روایت جامع همه جامعه را مسؤل زیردستانشان معرفی کرده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول الله صلی الله علیه و آله:‏ أَلَا کُلُّکُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ کُلُّکُمْ‏ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ أَلَا فَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏1 ؛ ص6&amp;lt;/ref&amp;gt;  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بدانید که همه شما مسؤلید و همه شما نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. فرمانروای مردم مسؤل مردم است و نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. مرد، سرپرست خانواده است و نسبت به آن بازخواست می شود. زن، مسؤل خانه شوهر و فرزندان اوست و در برابر آن بازخواست می شود. برده، مسؤل مال مالک خود است و در برابر آن مسؤل است. پس بدانید که همه شما مسؤلید و همه تان در برابر زیردستان خود بازخواست می شوید. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دولت اسلامی موظف است که براساس درک صحیح از نیازهای جامعه و با توجه به سرعت رو به شتاب در کاروان علم و فناوری و با آینده نگری برای تأمین همه نیازهای علمی جامعه اسلامی در جهت حفظ استقلال و عزت امّت اسلامی، نسبت به واجبات نظامیّه و از آن جمله آموزش و پرورش، سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و همه امکانات خود را در جهت گسترش کمی و کیفی آن به کار گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;. مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تربیت و تعلیم امری است که گام به گام و در طول مدّت به نتیجه مطلوب می رسد. طبیعی است که مسائل مربوط به خمس، زکات، معاملات، نذر، عهد و غیره را طول دوران رشد و ادراک عقلی باید تعریف کرد. وظیفه تعالیم و تکالیف الهی را نمی توان محدود به سنین خاصی درنظر گرفت و اگر دوران کودکی و یا جوانی در روایات بدان توجه شده حاکی از لزوم تمرین  وعادت دادن آنان در این سنین  دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «دل جوان چونان زمین کشت نشده است که هر بذری در آن افکنند می پذیرد من نیز پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت (به امور دنیا) مشغول شود به ادب آموزیت پرداختم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ایجاد انگیزه===&lt;br /&gt;
والدین و حکومت باید  از هر آنچه در ترغیب کودکان به تعلیم فرائض مؤثر است کمک بگیرند. انتخاب مدارس و ثبت نام در کانون های فرهنگی، انتخاب دوستان خوب، خرید جایزه و وعده هایی که ترغیب کودک را بیشتر می کند و غیره از جمله عوامل مؤثر در تعلیم است. دولت باید نسبت به فرزندان یا والدینی که در ترغیب تعالیم کوشا هستند با کمک های مالی، زیارتی، اهداء جواز و غیره تشویق کرده و با تربیت نسلی شایسته جامعه را بدین سمت ترغیب کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش تعالیم دینی به عنوان یک وظیفه الهی بر عهده والدین و نظام است. کوتاهی یا تأخیر در این وظیفه آثار نامطلوبی در روح و جان کودک می گذارد. در ذیل به آثار و پیامدهای این مسأله اشاره می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حفظ جامعه از آسیب های اجتماعی===&lt;br /&gt;
تعالیم دینی علاوه بر آثار روحی و اخروی ، روابط خوب اجتماعی ، ارتباط با مردم و متخلق شدن به آداب اسلامی را در وجود انسان پرورش می دهد. ارتکاب  معاصی در جامعه فاقد معارف دینی  هر روز بیشتر می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مراجعات فراوان به محاکم قضایی نتیجه عدم توجه به تربیت دینی و وظایف الهی است که در دوران کودکی نسبت بدان سهل انگاری شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود. در روایات مواردی را با عنوان صدقه جاریه - یعنی آنچه که انسان پس از مرگ بر اعمال خیر او افزوده می شود و از بهره های دنیوی آن برخوردار می شود- یاد شده است. فرزند صالح یکی از مصادیق اعمال صالح در روایات به شمار رفته که پس از فوت والدین، برای آنان طلب مغفرت می کند. هر میزان که در تعلیم فرائض کوشا و فرزند را در عمل به واجبات ترغیب کنند و پایه های فکری و عملی فرزند بر اساس این تربیت شکل بگیرد و در زندگی فردی و اجتماعی به منصه ظهور برساند والدین در ثواب اعمال وی شریک و نیز توجه فرزند در طلب مغفرت برای آنان نیز فزونتر خواهد شد. و این همان ذخیره اخروی است که در روایات به صدقه جاریه از آن یاد شده است.‏عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏ خَمْسَةٌ فِی‏ قُبُورِهِمْ‏ وَ ثَوَابُهُمْ‏ یَجْرِی إِلَى دِیوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحا &amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری)؛ ص105&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج گروه هستند که در قبرند، ولی ثواب ایشان بر دیوان ایشان افزوده می شود. کسی که درخت خرمایی را بکارد و کسی که چاهی را حفر کند و کسی که مسجدی را برای خدا بنا کند و کسی که قرآن بنویسد و کسی که فرزند صالحی از خود بجا گذارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شیوه ها و ابزار های تعلیم واجبات دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم و تربیت زمانی که با واژه دینی همراه می شود«تعلیم و تربیت دینی» حسّاسیت امر را دو چندان می کند. در عصری که هجوم فرهنگی، با شتابِ دوچندان به سوی فرزندان ما نشانه رفته و با شیوه های مختلفی سعی در دور کردن جوانان از مسائل دینی دارند. قدرت بازدارنده  قوی برای راسخ شدن احکام الهی در روح و جان فرزندان لازم است. در اینجا با بهره گرفتن از روایات معصومین علیهم السلام برخی شیوه های مؤثر را بیان می کنیم. در تعلیم هر کدام از واجبات مربوطه اعم از اعتقادی؛ احکام؛ اخلاق و غیره شیوه های مختص به خودش را باید اعمال کرد. لذا راههای تعلیم اعتقادات با تعلیم احکام به هر میزان که تخصصی انجام شود تأثیر آن بیشتر و مستدام ترخواهد بود. در این مقاله در مقام بیان راهکار کیفیت تعلیم نیستیم لذا به نحو عموم به مشترکاتی از شیوه ها بسنده کرده و در ذیل بیان می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از تمثیل، قصص'''&amp;lt;ref&amp;gt;. راههای آموزش خداشناسی به کودکان، روزنامه کیهان، طه تهامی، 16 /9 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از الگوهای موفق'''&amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''ایجاد ارتباط با طبیعت و نسبت آن خالق هستی( برای  بیان اعتقادات توحیدی)''' &amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''طرح سؤالات مختلف و تقویت روحیه تفکّر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از فیلم:'''فیلم جادوی تصویر است. یکی از ابزارهای بسیار نیرومند در ترویج فرهنگ اسلامی و تعلیم واجبات دینی در قالب طنز، انمیشین، سریال،برنامه کودک و غیره نیز می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از اردو:'''بهره گیری از اردوهای علمی و زیارتی و برگزاری مسابقات در ارائه بهتر هرچه تعلیم احکام نیز می باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شعر:'''یکی از بهترین ابزارها در کیفیت تعلیم واجبات مورد توجه است. بسیاری از تکالیف مهم و کاربردی مثل نماز، وضو، و یا مسائل توحیدی را به زبان ساده کودکانه در قالب شعر به کودکان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''راهنمایی فرزندان به کانون های فرهنگی و پایگاه های بسیج مساجد، مهدکودک های قرآنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از جوائز برای تشویق  به یادگیری و عمل به احکام اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تلاوت قرآن'''ترنم تلاوت قرآن در منزل و همراهی همه اعضا در تلاوت (تلاوت جمعی یا فردی) خصوصاً سوره هایی که نکات تربیتی مثل سوره های نور، یوسف قصص، لقمان و احزاب و غیره در آن وجود دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''غنی سازی کتب درسی و آموزش آن توسط معلمان و استادان با اخلاق'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پیوند ارتباط عاطفی با فرزند'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از نگارش و ثبت پیام های معنوی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از معلم خصوصی برای تعلیم وظایف الهی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''برنامه ریزی تربیتی قبل از انعقاد نطفه:'''لازم است که والدین قبل از تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن نسبت به دستورات دینی که قبل و بعد انعقاد نطقه برای فرزند صالح بیان شده مطالعه داشته باشند. رعایت نکات دینی قبل از انعقاد و بعد از آن، زمینه بیشتری برای یادگیری تعالیم اسلامی در فرزند را بوجود می آورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تشویق به خواندن کتب آموزنده که با هدف تعلیم یکی از واجبات الهی تدوین شده است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از دوستان و افرادی که فرزندان ما نسبت به سخنان آن حرف شنوایی بیشتری دارند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شرکت در اعیاد و عزاداری ها:'''فرزندان را در آن شرکت داده و با توضیح مراسمات و بیان وقایع تاریخی، عمل به واجبات الهی را به عنوان اصل اولی برای فرزندان تبیین کنیم.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''در زندگی کودکان، هیچ کس بسان والدین اثر گذار نیست. والدین با شیوه محبت می توانند عمل به واجبات و تکالیف الهی را در حضور فرزند و با نشان دادن آن به اولاد، بهترین راه تعلیم را ارائه دهند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تهیه‌‌ی امکانات:'''&lt;br /&gt;
امکاناتی جذاب مانند سجاده‌ای زیبا، تسبیح، عطر، چادر و مقنعه‌ای مناسب، قبله نما و . . . فراهم کردن اسباب راحت وضو گرفتن مثلاً در زمستان با آب گرم و در تابستان با آب خنک، دستشویی تمیز با نور کافی و بدون وسایل اضافی، عامل موثری در تثبیت آموزش نماز و مقدمات آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;. http://www.emamraoof.ir/index.aspx?siteid=1&amp;amp;siteid=1&amp;amp;pageid=1933&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==هزینه آموزش تعالیم دینی==&lt;br /&gt;
یکی از مسائل مهم در فقه اجرت تعلیم واجبات است. آیا صحیح است که در تعلیم واجبات، اجرتی دریافت شود یا خیر؟ هزینه های مالی آن بر عهده چه کسی است. به عبارت دیگر در تعلیم واجبات به دیگران حتی فرزند آیا هزینه های انجام شده باید از مال پدر باشد یا فرزند؟ علامه حلی در پاسخ به این سؤال می فرماید: &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اجرت تعلیم واجبات از مال طفل است. پس اگر برای طفل مالی نبود پدر باید هزینه های آن را بپردازد و الا اگر پدر طفل هزینه های تعلیم واجبات را نداشته باشد امام و حاکم جامعه باید این هزینه ها را بپردازد برای آنکه از مصالح است. جواز پرداخت اجرت از مال طفل تنها در تعلیم فاتحة الکتباب، سوره ها و واجبات از قرآن و ادب است و در غیر آن از تعلیم علوم دیگر اشکال دارد.» &amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام خمینی ره می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«احتیاط واجب آن است که براى یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج‌، ص: 551، مسأله999 بنابر نظر اکثر مراجع عظام تقلید از قبیل امام خمینی ره، آیت الله گلپایگانی ره، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله مکارم، آیت الله میرزا جواد آقاتبریزی ره، آیت الله سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما شیخ عباس قمی در کتاب غایة القصوی در ترجمه عروة الوثقی می نویسد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جایز نیست اجیر شدن براى به جا آوردن واجبات عینیّه مثل نماز یومیه و واجبات کفائیّه مثل غسل دادن اموات و کفن کردن آنها و نماز بر آنها و مثل یاد دادن قدر واجب از اصول دین و فروع دین و قدر واجب از قرآن مثل حمد و سوره و مثل قضاوت و فتوى دادن و نحو آنها و هم چنین براى اذان گفتن. بلى، ضرر ندارد که قاضى و مفتى و مؤذن را از بیت المال معاش دهند. و جایز است اجیر شدن براى تعلیم فقه و حدیث و علوم ادبیّه و قرآن و غیر مقدار واجب آن»&amp;lt;ref&amp;gt;. الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى؛ شیخ عباس قمی، ج‌، ص: 341، مسأله 13&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حکم فقهی تعلیم فرائض دینی==&lt;br /&gt;
آیا حقّ تعلیم واجبات به عنوان یک امری لازم و واجب بر عهده والدین است تا حکم تکلیفی بر ذمة والدین باشد یا به صورت تأکید استحبابی و امری اخلاقی است که والدین به عنوان یک واجب اخلاقی به فرزندان بیاموزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مسأله از جمله مسائل اختلافی است که از زمان شیخ طوسی در کتاب مبسوط تا به الان مورد توجه بوده است. عده ای قائل به استحباب و بعضی قائل به وجوب شده اند. این مسأله به صورت استفتاء از بعضی مراجع سؤال شده است که در ذیل بیان می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;هل یجب على الأب تعلیم أولاده الواجبات و المحرّمات، و حثّهم على الالتزام الشرعی؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله الخوئی: ینبغی على الأب تعلیم أولاده الأحکام الشرعیة، و الوظائف الدینیّة، من الواجبات و المحرّمات، و اللّه العالم. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله المیرزاجواد آقا التبریزی ره: بل لا یبعد الوجوب إذا ترکوا الواجبات، و فعلوا المحرّمات بسبب ترک التعلیم، نعم لا فرق فی التعلیم بین المباشرة و التسبیب&amp;lt;ref&amp;gt;. صراط النجاة (المحشى للخوئی)؛ ج‌، ص: 264، سؤال796&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;آیا تعلیم واجبات و محرمات به فرزندن و تشویق آنان به التزامات شرعی بر والدین واجب است؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله خوبی:  سزاوار است(خوب است) که پدر نسبت به تعلیم احکام شرعی و وظایف دینی فرزند- اعم از واجبات و محرمات- تقیّد داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله میرزاجواد آقا تبریزی ره: بعید نیست که مسأله تعلیم واجبات بر پدر واجب باشد آن هم زمانی که فرزندان به سبب ترک تعلیم، ترک واجب کنند و نیز انجام محرمات را مرتکب شوند. بله در تعلیم واجبات فرقی بین پدر و کسی که با امر پدر انجام وظیفه کند نیست. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علامه حلی ره حکم به وجوب تعلیم واجبات به فرزند داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بر پدران و مادران تعلیم احکام طهارت و نماز و شرایع دیگر بعد از هفت سالگی واجب است. و در صورتی که اطفال بعد از ده سالگی اقدام به ترک واجبات کنند باید تنبیه شوند. چرا که بعد از ده سالگی زمان احتمال بلوغ جنسی کودکان وجود دارد پس چه بسا بالغ شده اما ... و در صورتی که قدرت بر روزه گرفتن داشته باشد امربه روزه گرفتن می شود. فیجب على الآباء و الأمهات تعلیمهم الطهارة و الصلاة و الشرائع بعد السبع، و الضرب على ترکها بعد العشر، لأنه زمان احتمال البلوغ بالاحتلام، فربما بلغ و لا یصدق، و یؤمر بالصیام مع القدرة»&amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری ره: یادگیری قرآن را واجب دانسته و تعلیم قرآن را واجب کفایی می داند. (یجب تعلّم القرآن و تعلیمه کفایة)&amp;lt;ref&amp;gt;. مهذب الأحکام (للسبزواری)؛ ج‌، ص: 128، مسأله1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استفتاء===&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرستادن فرزندان به مدرسه ‏هایی که بعضی از عقائد فاسد در آنها تدریس می ‏شود با فرض تأثیر نپذیرفتن آنان از آن افکار، چه حکمی دارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر خوفی نسبت به عقاید دینی آنان وجود نداشته باشد و ترویج باطل هم نباشد و آنان بتوانند از یادگیری مطالب باطل و فاسد و گمراه‏کننده دوری کنند، اشکال ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای، سؤال1333،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر می باشد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد. &amp;lt;http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=119&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله بهجت ره&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« اخذ اجرت بر تعلیم اطفال قرائت قرآن را، مانعى ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل (بهجت)؛ ج‌، ص: 479&lt;br /&gt;
/6/1396&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
معارف و احکام بانوان، نجف‌آبادى، حسین على منتظرى، در یک جلد، انتشارات مبارک، قم - ایران، دوم، 1427 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، عمیدى، سید عمید الدین بن محمد اعرج حسینى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الخصال،ابن بابویه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الأمالی (للطوسی)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون - لبنان - بیروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الکافی (ط - الإسلامیة)، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع الأخبار(للشعیری)، شعیری، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حیدریة - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
إختیار معرفة الرجال، کشى، محمد بن عمر، رجال الکشی، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، پاینده، ابو القاسم، 1جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام حسن بن على علیه السلام، امام یازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م 1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهایة الإحکام فی معرفة الأحکام،حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، امام خمینى، سید روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شیخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پیروزى، قم - ایران، اول، 1423 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صراط النجاة (المحشّى للخوئی)، خویى، سید ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مکتب نشر المنتخب، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مهذّب الأحکام (للسبزواری)، سبزوارى، سید عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آیة الله، قم - ایران، چهارم، 1413 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ایران، دوم، 1426 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
1.تربیت اعتقادی فرزند از منظر فقه، علیرضا اعرافی و سید نقی موسوی، نشریه، کاوشی نو در فقه، مقاله 3، دوره 20، شماره76، تابستان1392، ص48 تا 70&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.شیوه های ترغیب کودکان به نماز، حسن خلجی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.راه های آموز ش خداشناسی به کودکان( روزنامه کیهان، طه تهامی، 16/9/1392&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.نماز آموزی به فرزند در فقه تربیتی اسلام، سید نقی موسوی، علی رضا اعرافی، مجله پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، تابستان1392، سال 21، شماره19  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.چگونه فرزندانمان را با واجبات دینی و فرائض اسلام آشنا کنیم؟   http://shafaqna.com/persian/&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.کتاب تربیت دینی کودک و نوجوان: نکته ها و روش ها، مریم ادیب&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.کتاب تربیت کودک از منظر آموزه های دینی، علی اصغر شعبان دوخت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ آخِرُ دَعْوانَا‏ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
1.معارف و احكام بانوان، نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، در يك جلد، انتشارات مبارك، قم - ايران، دوم، 1427 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.كنز الفوائد في حل مشكلات القواعد، عميدى، سيد عميد الدين بن محمد اعرج حسينى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.كنز الفوائد، كراجكى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضى، محمد بن حسين، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.الخصال،ابن بابويه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8.تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الكتب الإسلاميه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9.الأمالي (للطوسي)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10.دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11.روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12.الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13.جامع الأخبار(للشعيري)، شعيري، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حيدرية - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14.تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15.تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16.بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17.إختيار معرفة الرجال، كشى، محمد بن عمر، رجال الكشي، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18.نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، پاينده، ابو القاسم، 1جلد، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19.غرر الحكم و درر الكلم (مجموموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الكتاب الإسلامي - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20.من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21.التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22.مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر، ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى - عطايى، محمد رضا، م 1جلد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23.نهاية الإحكام في معرفة الأحكام،حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24.توضيح المسائل (محشّٰى - امام خمينى)، امام خمينى، سيد روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25.الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شيخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پيروزى، قم - ايران، اول، 1423 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
26.صراط النجاة (المحشّى للخوئي)، خويى، سيد ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مكتب نشر المنتخب، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
27.مهذّب الأحكام (للسبزواري)، سبزوارى، سيد عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آية الله، قم - ايران، چهارم، 1413 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
28.جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ايران، دوم، 1426 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
29.سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
30.سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
31.ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
32.مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
33.روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57305</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57305"/>
				<updated>2017-09-11T05:08:50Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;تعلیم واجبات دینی به فرزند&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[تعلیم و تعلّم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۲ || [[تعلیم احکام عبادی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[تعلیم اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 4 || [[تعلیم پزشکی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 5 || [[تعلیم زبان]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 6 || [[تعلیم عقاید اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 7 || [[تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 8 || [[تعلیم مشاغل و حرف]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 9 || [[تعلیم مهارت ها]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 10 || [[تعلیم نظامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 11 || [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 1396/06/15&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه ==&lt;br /&gt;
یکی از اهداف عقلی و دینی تشکیل ازدواج، تداوم نسل رسیدن به کمال مطلوب است. سختی ها و تحمّل مشکلات در تربیت فرزند، فضیلتی برای والدین به شمار می رود. آنچه که فرزند انجام می دهد والدین در ثواب آن نیز شریک خواهند بود. نگاه جامعه به امکانان رفاهی اعم از خوردن، پوشیدن، ثبت نام مدارس و مراکز علمی و ورزشی، تا زمان تشکیل خانواده است در حالی که تعالیم واجبات و هر آنچه فرزند بدان نیازمند است از وظایف والدین و برای مسؤلیت والدین تعیین زمانی نشده است. همه آنچه که فرزندان از دوران کودکی تا زمان فوت بدان نیازمند هستند از جمله وظایف والدین در امر تعلیم واجبات شمرده شده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آحق فرزند تنها با تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه حاصل نمى‌شود؛ بلکه مهمتر از آن تغذیه روح و جان وى با بهره‌گیرى از اصول و روشهاى صحیح تعلیم و تربیت است؛ خداوند متعال خطاب به افراد با ایمان چنین مى‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانوادۀ خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگها مى‌باشد حفظ نمایید»&amp;lt;ref&amp;gt;. معارف بانوان، آیت الله منتظری ره، ص 354&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر جایی که زمینه تعلیم تکالیف وجود دارد- خواه منزل باشد یا مدرسه، کانون های فرهنگی باشد یا مساجد، توسط خود والدین یا معلّم، دوست و غیره - قلمرو وظایف والدین است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دستورات اسلامی برای رشد انسانی و تربیت فرزندان به عنوان یک امر مسلم و به عنوان یک مصداق از امور تربیتی باید به فرزندان تعلیم داده شود و تعلیم هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ  علیه السلام الْعِلْمُ فِی‏ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ‏ فِی‏ الْحَجَر&amp;lt;ref&amp;gt;. کنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت علی علیه السلام فرمود: یادگیری در کودکی همانند نقاشی بر روی سنگ است( که گویا تا آخر عمر در ذهن او خواهد ماند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیات و روایات در تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
دستورات دینی برای تربیت انسان بیان شده است. و از آغاز کودکی باید به فرزندان آموزش داده شود. برخی روایات بر اهمیت این امر در دوران کودکی و قبل از بلوغ تأکید دارد. قرآن بیش از 90 بار درباره فرزند نکاتی بیان کرده و نیز در روایات متعدد، اهمیت فرزند به صورت قولی و رفتاری ائمه اطهار علیهم السلام در روایات ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در موارد ذیل نمونه هایی از آیات و روایات  تعلیم واجبات به فرزند ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اجازه گرفتن کودک قبل از ورود به اتاق پدر و مادر (سوره نور /58)، موعظه و نصیحت کردن اولاد (لقمان/13)، تعلیم پایه های اعتقادی به فرزندان( بقره / 133)، مشورت گرفتن از اولاد ( صافات/102)، نیکی کردن فرزند به پدر و مادر (بقره/83)، عدم اطاعت از دیگران در معاصی ( عنکبوت/8) لزوم شکر گذاری فرزند از پدر و مادر (لقمان/14) تعلیم نماز و فرائض الهی به فرزند(جامع الاخبار للشعیری ص106) تعلیم هر خیری که انسان را آتش جهنم نجات دهد) منیة المریدص 380)  تعلیم قرآن و ادب نیکو(نهج البلاغه، قصار399)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مصادیق وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش وظایف دینی شامل همه وظایفی است که انسان در طول حیات زندگانی بدانها نیازمند است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید همه وظایف دینی را به فرزندان بیاموزند. طبیعی است که فرزندان اعم از دختر و پسر دارای تکالیف مختص به خود هستتد که به تناسب شخصیت، مورد نیاز ایشان  است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همین تقسیم بندی جنسیتی تعلیم بسیاری از احکام را محدود می داند. به عبارت دیگر احکام حیض یا احکام حجاب که از تکالیف خاص به دختر است  از عهده  فرزند پسر لغو خواهد بود.  در یک تقسیم بندی دیگر، تکالیف الهی که مربوط به افعال است به چند دسته تقسیم می شوند. وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه. و جوب نیز به تقسیمات متعددی مثل وجوب عینى (مثل نماز) وجوب کفائى(دفاع) وجوب تعیینى، وجوب تخییرى، وجوب موقت و وجوب دائم، وجوب مطلق، وجوب منجز، وجوب معلق، وجوب مقید، وجوب تعبدى، وجوب توسلى، وجوب نفسى، و وجوب غیرى تقسیم می شود.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید فرزندان دختر و پسر را نسبت به وظایف و تکالیف الهی آشنا کنند اعتقادات دینی، اخلاق اسلامی و احکام شرعی که مبتلا به و کاربردی است از دوران کودکی به تناسب زمان و رشد فرزند به آنان آموزش دهند. تعلیم فرائض تنها به واجبات منحصر نیست بلکه تعلیم محرمات نیز همانند انجام محرمات از اهمیت فراوانی برخوردار است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«نباید بگوییم که کودک به خاطر نداشتن سن تکلیف؛ آزاد است که هر کاری را انجام بدهد چرا که انجام محرّمات هر چند که گناه نبوده و تکلیفی را بر عهده کودک نمی گذارد اما حکم وضعی آن از او ساقط نیست. مثلا بچه ای که شیشه مردم را بشکند یا محصول مردم را خراب کند، یا ضرر مالی به کسی وارد سازد مدیون مردم است که بعد از بلوغ باید از عهده خسارات آنها بر آید و پرداخت ضررهایی که به دیگران وارد ساخته واجب و لازم است. همچنین اگر ضرر عضوی به کسی وارد ساخت و مثلا چشم را کور یا گوشش را قطع یا دتسش را فلج نمود وقتی بزرگ شد واجب است دیه شرعی آن جنایت را بپردازد. احکام وضعی از بچه ساقط نیست و پدر و مادری که به فرزند خویش علاقه دارند باید مواظب باشند این قبیل اعمال از او صادر نشود علاوه بر آنکه اگر بچه را قبل از بلوغ آزاد بگذارند که مرتکب کارهای خلاف شرع شود طبعاً به کارهای گناه و خلاف شرع عادت می کند بطوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای سابقش دست برداد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، ص325&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شناخت اولویت ها و رعایت آن==&lt;br /&gt;
در آموزش رعایت زمان رشد و مورد ابتلا بودن احکام و معارف و توجه به اهم و مهم ضرورت دارد. از قرآن و روایات استفاده می شود که والدین نسبت به بعضی از وظایف الهی  باید بیشتر کوشا باشند و در یادگیری آن اهتمام بیشتری داشته باشند. در ذیل به مواردی از آن تصریح می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تعلیم عقاید اسلامی===&lt;br /&gt;
اعتقادات انسان هویت و شاکله درونی انسان را تشکیل می دهد. هر میزان که انسان نسبت به عقاید خود استحکام و استقامت داشته باشد در پایبندی به رفتارهای اسلامی موفق تر خواهد. روایات متعدد بر لزوم آموزش فرزند به اذکاری توحیدی مثل لااله الا الله در دوران کودکی توصیه کرده و والدین را بر ترغیب یادگیری اذکار توحید سفارش کرده است. مَن‏ رَبَّى‏ صَغیرًا حَتّى یَقولَ: «لا إله إلّا اللَّه» لَم یُحاسِبهُ اللَّه&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) ؛ ؛ ص768&amp;lt;/ref&amp;gt; هر که طفلى را تربیت کند تا لا اله الا اللَّه گوید خدا از او حساب نخواهد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: زبان کودکانتان را نخسیتن بار با گفتن « لااله اله الله » باز کنید و آنان را هنگام مرگ با ذکر لااله اله تلقین دهید چرا که هر کس اول کلامش لااله اله و آخر کلامش لااله اله باشد سپس هزار سال زندگی کند از هیچ گناهی بازخواست نمی شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. شعب الایمان، بیهقیی، جزء 18، ص 166، حدیث 8397&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تأکید بر ذکر مذکور نسبت به اذکار دیگر حاکی از توجه خاص به مسأله توحید است. در قرون متمادی برخی جهان را به سرگردانی و فهم اشتباه از توحید دچار کرده و سنگ و چوب را به جای خدای واحد بعنوان معبود یگانه خود تلقی می کردند. همه پیامبران الهی در توجه دادن به این تفکر غلط اعتقادی و سوق دادن مردم به توحید حقیقی به رسالت تبلیغی برانگیخته شده اند. استعمال واژگان «ربّ، ربّنا، ربّه، ربّک، ربّی و مشتقات دیگر از این کلمه»  در قرآن کریم که بیشترین  واژه در قرآن به شمار می رود برای توجه دادن به توحید ربوبی است. بنابراین یکی از حکمت های تعلیم ذکر «لااله الّا الله» از دوران کودکی به فرزند برای مصون ماندن از این آسیب اعتقادی است. لقمان حکیم در بیان اعتقادات توحیدی به فرزندش می فرماید:  وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /13&amp;lt;/ref&amp;gt; و هنگامی که لقمان به فرزندش گفت ....فرزندم به خدای متعال شرک نورز چرا که شرک ظلمی بزرگ است. و در اهمیت خطر شرک می فرماید: اگر والدینت نیز کوشش داشتند که برای خدای متعال شریکی قائل شوی( هر چند اطاعت آنان واجب است) نباید از آنان اطاعت کنی&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /15&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن در بیان اهمیت تعلیم عقاید اسلامی، آخرین پیام های  حضرت ابراهیم و حضرت یعقوب علیهماالسلام را بیان کرده که در وقت مرگ فرزندان خود را به توحید و پایبندی بدان توصیه کرده اند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ وَصَّى‏ بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ‏ کُنْتُمْ‏ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ&amp;lt;ref&amp;gt;. بقره/ 132 و 133&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را براى شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!» آیا هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را مى‏پرستید؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معیار در تربیت فرزند، تربیت اسلامی بر ایمان به جهان آخرت و زندگی دائمی اخروی است. حضرت امیر علیه السلام به فرزند خویش امام حسن علیه السلام می فرماید:وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاة&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص400، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt; و بدان ای پسرم همانا تو برای اخرت آفریده شده ای نه برای دنیا و برای فنا نه برای بقاء و برای مرگ نه برای زندگی کردن. حضرت لقمان در اهمیت مسأله معاد و حسابرسی در قیامت به فرزندش می فرماید: یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/16&amp;lt;/ref&amp;gt; پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است. امیرمؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه که برای فرزندش امام حسن علیه السلام می نویسد: به این نکته اعتقادی (مسأله توحید)توجه می دهد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«(بدان) دنیا استقرار نمی یابد مگر بر آن حال که خداوند مقرر داشته از نعمت ها و بلاها و پاداش در روز جزا، و دیگر اموری که او خواسته و ما نمی دانیم. اگر (درباره جهان و نظام حاکم بر آن) درک بعضی امور بر تو دشوار آمد آن را به حساب نادانی خود گذار، زیرا تو در آغاز آفرینشت نمی دانستی و سپس چیزهایی را آموختی چه فراوان است چیزهایی که نمیدانی، و اندیشه ات در آن سرگردان است و دیده ات بدان راه نمی جوید، آنگاه پس از مدتی می بینی (و می شناسی) پس به خدایی که تو را آفریده و روزیت داده و اندامی نیکو بخشیده پناه آور، و باید بندگیت برای او، و توجهت به سوی او، و بیمت از او باشد... &lt;br /&gt;
پسرم! بدان که اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگانش به سویت می آمدند و آثار ملک و پادشاهی او را مشاهده می کردی، و افعال و صفاتش را می شناختی، اما او خدایی یگانه است، آنسان که خود وصف کرده، کسی در قلمرو حکمرانیش بر ضد او نباشد. همواره هست و همواره بوده. اول است پیش از هر چیز بی آنکه او را اولیتی باشد، و آخر است پس از هر چیز بی آن که او را نهایتی باشد. بزرگتر از آن است که ربوبیتش را دلی یا دیده ای فرا گیرد. اکنون که این حقیقت را دانستی چنان عمل کن که مثل تویی که منزلتت کوچک، و نیرویت اندک و ناتوانیت بسیار و نیازت به پروردگارت بزرگ است در طلب اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او عمل می کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم مسائل اعتقادی از مهمترین مباحث تربیتی فرزند به شمار می رود. اگر اعتقادات فرزند هدایت نشود افکار انحرافی دیگر مذاهب اسلامی و غیر اسلامی مثل مرجئه و کمونیسم، مسیحیت، یهودیت و غیره، فرزندان را شکار خواهند کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلیه السَلام قَالَ: بَادِرُوا أَحْدَاثَکُمْ‏ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏8 ؛ ص111&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق علیه السلام فرمود: در آشنا کردن جوانانتان به حدیث شتاب کنید قبل از آنکه فرقه مرجئه بر شما پیشی بگیرند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الِامَام عَلِی عَلِیه السَلام: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ‏ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص614&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام فرمود:چیزهایی به فرزندانتان بیاموزید که خدای متعال به سبب آن، نفع به فرزندانتان برساند و نباید فرقه مرجئه با افکارشان بر آنان چیره شوند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انتخاب فرقه انحرافی مرجئه که در روایات بدان تصریح شده است حضور این فرقه در جامعه آن عصر بوده است. (آنان معتقد بودند ایمان، گفتار زبانی( اقرار زبانی) است و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی‌که عملی نداشته باشد اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.)&amp;lt;ref&amp;gt;. ویکی فقه، فرقه مرجئه &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابراین تعالیم اعتقادی برای مصون ماندن از شبهات و فرقه های انحرافی هر عصری لازم و ضروری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سلیمان بن خالد به امام رضا علیه السلام عرض کرد: من خانواده ای دارم که از من، حرف شنوی دارند آیا آنان را به این امر(ایمان- ولایت&amp;lt;ref&amp;gt;. در کتاب کافی این حدیث در باب الدُّعَاءِ لِلْأَهْلِ إِلَى الْإِیمَان‏ آمده اما در کتاب حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری جمله« هَذَا الْأَمْرِ» در حدیث به معنای دعوت به ولایت اهل بیت علهیم السلام ترجمه کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;) فرا خوانم؟ حضرت علیه السلام فرمود: بله: خداوند در کتاب خود می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن، مردم و سنگ ها هستند.) &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===احکام عملی===&lt;br /&gt;
احکام دستورات عملی است که وظیفه انسان را نسبت به کارهایی که باید انجام دهد و یا انجام ندهد مشخص می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
احکام شرعی، مسائل متعدد و گسترده ای از رفتارهای عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد.  این گستردگی در زندگی سبب شده تا دشمنان دین نسبت به رساله عملیه و احکام دین تشکیک های متعدد وارد کنند و تقلید از مراجع عظام را امری لغو و پوچ معرفی کرده و هر کسی را فراگیری و عمل به دین آزاد بگذارند و شبهه قرائات مختلف دینی را در اذهان فرزندان زینت دهند. بنابراین اهمیت تعلیم احکام اسلامی یکی از وظایف مهم تربیتی به شمار می رود. و از همان دوران کودکی تا قبل از سنین بلوغ به صورت تمرینی و کاربردی تعلیم داده شود. احکام مربوط به سن بلوغ، حفظ حجاب، پوشاندن بدن، وضو، نماز، روزه،  محارم و غیر محارم غیره از جمله مسائل کاربردی است که باید به فرزندان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغ به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم، و قوانین و احکام اسلام و حلال و حرام آن را برایت بگویم، و از این امور به چیز دیگری نپردازم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و اله‏ أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى‏ بَعْضِ‏ الْأَطْفَالِ‏ فَقَالَ وَیْلٌ لِأَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاء&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه وآله به بعضى از کودکان نظر کرده و فرمودند: واى بر فرزندان آخر الزمان از بخاطر پدرانشان!. سؤال شد: یا رسول اللَّه! از پدران مشرک آن ها؟. حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آن ها یاد نمی دهند و اگر فرزندان، هم پى فراگیرى بروند، آن ها را منع می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان مسائل فقهی تعلیم بعضی از فرائض از اهمیت بیشتری برخوردار است که در ذیل بیان می شود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تعلیم قرآن'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم تعلیمات دینی است که باید به فرزند آموخت. خواندن نماز واجب مشروط به یادگیری قرآن کریم است. بنابراین یادگیری سوره حمد و یکی دیگر از سوره های قرآن برای خواندن نماز از واجبات به شمار می رود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات توصیه های مؤکد بر تعلیم قرآن به فرزند دارد و آموزگار قرآن را بهترین افراد در جامعه معرفی می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;. امالی طوسی، مجلس 12، ص 357&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت دیگر از حضرت صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هیچ کس نیست که به فرزندش قرآن بیاموزد مگر آنکه روز قیامت بر سرِ پدر و مادرش تاج پادشاهی گذاشته می شود و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم همانند آن را ندیده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;.   وسایل الشیعه، ج6، ص 168&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم بعضی از سوره های قرآن مثل سوره یس و یا سوره واقعه به فرزندان از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام فرمود: به فرزندان خود سوره «یس» بیاموزید که که این سوره گل خوشبوی قرآن است. &amp;lt;ref&amp;gt;. الأمالی (للطوسی) ؛ ص677&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: سوره واقعه سوره بی نیازیست پس آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید. &amp;lt;ref&amp;gt;. روح المعانی،ج‏14،ص 128&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه در جامعه اسلامی شاهد آن هستیم حضور کودکان در کلاس های غیر ضروری و فاصله گرفتن از معارف دینی و تعلیم قرآن کریم است. نه تنها پدر و مادر از تعلیم آن کوتاهی می ورزند بلکه از حضور و ثبت نام فرزند در جلسات قرآن غفلت دارند. روایات، تعلیم قرآن به فرزند را از حقوق فرزند به پدر دانسته است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر او بگذارد و او را به نیکی تربیت کند و قرآن به او بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت399، ص 546&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات بر تقدم داشتن تعلیم قرآن بر دیگر وظایف تعلیمی فرزند تصریح دارد. عَلِی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِذَا عَقَلَ‏ الْغُلَامُ‏ وَ قَرَأَ شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ عُلِّمَ الصَّلَاةَ&amp;lt;ref&amp;gt;. دعائم الإسلام ؛ ج‏1 ؛ ص193&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت امیر علیه السلام فرمود: هرگاه کودک به سنّ درک رسید و چیزی از قرآن را خواند باید به او نماز آموخته شود. حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ‏ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ نامه31، ص394&amp;lt;/ref&amp;gt; مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم ... و از این امور به چیز دیگری نپردازم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''وضو و نماز'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان احکام مورد ابتلا، تعلیم نماز و تأکید بر تداوم آن از جمله توصیه های قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ ... وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ&amp;lt;ref&amp;gt;. مریم/ 54 و 55&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن ... و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏ داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و این اهتمام شاید به دلیل روایاتی است که به خواندن نماز تأکید بیشتری دارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: اولین چیزی که در قیامت از بنده حساب می کِشند نماز است پس اگر نماز بنده قبول شود همه چیز قبول می شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص268&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه دادن فرزند به نماز و تسلیم و خاضع بودن او در برابر معبود حقیقی امری است که از دوران بلوغ تا به هنگام مرگ باید بدان توجه شود. حکم واجبی که در همه حال حتی در صورت فوت وقت و قضا شدن  نماز، نیابت بردار نخواهد بود و باید انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات علاوه بر تأکید در انجام آن، عادت دادن فرزند، قبل از زمان بلوغ را بسیار کارساز و ضروری دانسته اند. قال أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمُ‏ الصَّلَاةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانَ سِنِین‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص626&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز را به کودکانتان یاد دهید و آنگاه که به هشت سالگی رسیدند از آنان بازخواست کنید. (در روایت دیگر از حضرت امیر علیه السلام نقل شده که فرمود: زمانی که بالغ شدند از آنان باخواست کنید. &amp;lt;ref&amp;gt;. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص175، ح3345&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات متعدد بر زمان نماز خواندن تصریح شده است که در مواردی به تعیین سن و در مواردی به تعیین عقل و درک تعبیر شده است و بازخواست کردن کودک بر ترک آن هر چند در زمان بلوغ نباشد از جمله توصیه های ائمه اطهار علیهم السلام است. اهتمام داشتن والدین بر تعلیم وضو و نماز برای فرزند باید با شیوه ای مناسب و به صورت تشویق، محبت و پرهیز از خشونت و تحت فشار قرار دادن فرزند انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''روزه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یکی دیگر از وظایف والدین تعلیم روزه داری به فرزند است. گرسنه نگه داشتن یک ماهه -روزه-برای فرزندان امری است بسیار مشکل. فرزند دختر در 9 سال قمری و پسر در 15 سال قمری مکلف به انجام این فریضه الهی است. روایات متعدد بر چگونگی تعلیم این فریضه الهی بیان کرده اند. ائمه اطهار علیهم السلام در اهتمام این فریضه الهی امر به روزه گرفتن در قبل از سن بلوغ و بازخواست کردن از آن را در قبل از بلوغ و نیز در وقت بلوغ خواستار شده اند. آنچه که در جامعه امروزی کودکان را به عادت دادن روزه تا نصف روز، کمتر و یا بیشتر تشویق می کند در روایات نیز به همین نکته بیان تصریح شده است و معیار در میزان گرسنگی و تشنگی را به میزان طاقت کودک دانسته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: ما کودکان خود را وقتی که هفت ساله اند امر به روزه گرفتن می کنیم به اندازه ای که توان روزه در آن روز را دارند اگرچه تا نصف روز یا بیشتر و یا کمتر باشد پس هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا اینکه عادت به روزه گرفتن کنند و توان آن را بیابند ولی شما کودکانتان را زمانی که نه ساله شدند به اندازه ای که توان روزه آن روز را دارند امر کنید و هنگامی که تشنگی بر آنان چیره شد افطار کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص409&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی کَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِیُّ بِالصَّلَاةِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ سَبْعِ سِنِینَ وَ سِتِّ سِنِینَ قُلْتُ فِی کَمْ یُؤْخَذُ بِالصِّیَامِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ أَوْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ إِنْ صَامَ قَبْلَ ذَلِکَ فَدَعْهُ‏ فَقَدْ صَامَ‏ ابْنِی فُلَانٌ قَبْلَ ذَلِکَ وَ تَرَکْتُهُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معاویه بن وهب به امام صادق علیه السلام عرض کرد که در چه سنی کودکان برای نماز بازخواست می شوند فرمود: بین شش و هفت سال. گفتم برای روزه در چه سنی بازخواست می شوند فرمود: بین چهارده یا پانزده سال و اگر قبل از آن سال روزه گرفت آزادش بگذارید فلان فرزندم پیش از این سن روزه گرفت و من آزادش گذاشتم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: ... وَ أَمَّا صَوْمُ التَّأْدِیبِ فَأَنْ یُؤْخَذَ الصَّبِیُّ إِذَا رَاهَقَ‏ بِالصَّوْمِ‏ تَأْدِیباً وَ لَیْسَ‏ بِفَرْضٍ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام فرمود: روزه آموزشی این است که وقتی کودک نزدیک بلوغ رسید برای تربیت و نه آنکه واجب باشد به روزه گرفتن وادار می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''اخلاق اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تبیین رفتارهای اسلامی در دوران کودکی بسیار آسانتر و راحت تر از بیان مسائل اعتقادی و احکام اسلامی است. شیوه های صحیح خوردن، خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن، بیان حکمت ها، دعاکردن و ارتباط داشتن با خدای متعال، دروغ نگفتن،  احترام گذاشتن و  بسیاری دیگر از رفتارهای اسلامی را می توان از همان دوران کودکی به فرزندان آموخت. از نامه ای حضرت امیر علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام به خوبی می توان استفاده کرد که هر آنچه که رشد اخلاقی و تربیتی و رشد عقل فرزند مؤثر است باید آموزش داده شود.  تعلیم بعضی از مسائل اخلاقی همانند بیان احکام شرعی و معارف اعتقادی واجب است. دروغ گفتن، غیبت، ظلم، تهمت، ناسزا گفتن و غیره از واجبات اخلاقی اند باید به کودک تعلیم داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
لقمان حکیم در تعلیم واجبات اخلاقی مثل تواضع و عدم تکبر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ* وَ اقْصِدْ فی‏ مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/18 و 19&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
(پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏ترین صداها صداى خران است.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره گیری از اشعار در تعلیم حکمت ها بسیار مفید است. حضرت امیر علیه السلام تعلیم اشعار مفید را در یادگیری فرزندان توصیه می کرد. حضرت امیر علیه السلام از روایت کردن و تدوین شعر پدرش(ابوطالب) خوشحال می شد و فرمود: اشعار پدرم را یاد بگیرید و به فرزندان خود بیاموزید چرا که پدرم بر دین خدا بود و در شعر او علم زیادی است.&amp;lt;ref&amp;gt;. بحار الانوار، ج35، ص115&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''دوستی اهل البیت علیهم السلام''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستی پیامبرتان صلی الله علیه و آله و دوستی اهل بیتش علیهم السلام و بر خواندن قرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیان تاریخ اهل بیت علیهم السلام و فضائل آن بزرگواران در رشد و تربیت فرزند نقش مهم و اساسی دارد. ال انتخاب فردی به عنوان اقتداء در مسائل مهم فردی، اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی از جمله راه های تربیت صحیح اسلامی است. سوق دادن فرزند به حبّ اهل بیت علیهم السلام درحقیقت تعین راه و انتخاب درست در مسیر زندگی اوست.  اهل بیت علیهم السلام بر تربیت فرزندان بر محبت خودشان را توصیه کرده و یک شیوه آن را با فراگیری شعر سفارش کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ شِعْرَ الْعَبْدِیِّ فَإِنَّهُ عَلَى دِینِ اللَّه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال؛ ص401&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل بیت علیهم السلام است که نسبت به اهل بیت علیهم السلام ارادت خاصی داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;. سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل‌بیت علیه السلام در قرن دوم هجری است که تاریخ دقیق ولادت و وفات وی مشخص نیست. وی از اصحاب امام صادق علیه السلام بشمار می‌رود که به حضور آن حضرت می‌رسید و قصائدش را قرائت می‌نمود و امام علیه السلام نیز افراد خانواده‌اش را فرامی‌خواند تا به اشعار وی از پشت پرده گوش دهند. همراهی عبدی با امام علیه السلام تنها در انس و الفت با آن حضرت یا رفت‌وآمد به نزد ایشان خلاصه نمی‌شد بلکه وی نزد امام علیه السلام از مقام و منزلتی برخوردار بود که ناشی از مودت و ایمان خالصانه وی نسبت به اهل‌بیت علیه السلام بود به‌طوری که امام علیه السلام در مورد او می‌فرمایند: ای شیعیان، شعر عبدی را به فرزندان خود تعلیم دهید چراکه وی در راه خداست.&lt;br /&gt;
از سوی دیگر به نظر می‌رسد که وی خود را وقف اهل‌بیت علیه السلام نموده است چراکه تمامی اشعاری که از او به‌دست‌آمده در این راستاست. هنگامی‌که اشعارش را مورد مطالعه قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که وی آن‌ها را به مدح اهل‌بیت علیه السلام به‌طور عموم و امام علی علیه السلام به‌طور خصوص و نیز رثاء امام حسین علیه السلام و سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها اختصاص داده است. همچنین قدرت شعری وی تا حدی بود که به‌محض شنیدن روایتی در فضائل اهل‌بیت علیه السلام آن را به نظم درمی‌آورد و از این‌رو می‌بینیم که اقتباس در جای‌جای اشعارش به چشم می‌خورد به‌گونه‌ای که تعدادی از احادیث و آیات قرآنی را در قالب شعر درآورده است. (سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام)&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: قرآن روز قیامت مردی (رنگ پریده )را می آورد و به پروردگارش می گوید: این شخص کسی است که من روزش را با تشنگی و شبش را به بیداری گرفته بودم و طمع او را به رحمت تو قوی کرده بودم و آرزهایش را به مغفرت تو گسترده بودم پس بر اساس گمان من درباره اش عمل کن. خداوند می فرماید: مُلک را به دست راستش و جادوانگی را به دست چپش دهید.... پدر و مادرش را زیوری دهید که تمام دنیا با آنچه در آن است به ارزش آن نباشد. پس همه مردم روز قیامت به آن پدر و مادر می نگرند و آن دو را عظیم می شمارند و خودشان نیز از این مقامشان به شگفتی فرو می روند و می پرسند: پروردگارا این عظمت از کجاست؟ خداوند می فرماید: این عظمت به سبب آموختن  قرآن به فرزندانتان و تربیت او بر اساس دین اسلام و محبّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «فرستاده خدای متعال» و حضرت علی علیه السلام «ولی خدا» و دین شناسی فرزندتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;. التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ ص450&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسؤلان تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم واجبات تنها بر عهده والدین نیست.  تعلیم تکالیف نسبت به کودکانی که پدر و مادر خود را در سوانح طبیعی و یا غیر طبیعی از دست داده اند با چه کسی است؟ مسؤلیت تعلیم تکالیف دینی بر عهده دو جایگاه حقوقی و حقیقی گذاشته شده است. والدین و حکومت باید این مسؤلیت را بر عهده گیرند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===والدین===&lt;br /&gt;
فرزندان دارای حقوق متعددی هستند. تعلیم حقوق الهی در انجام واجبات و محرمات خواه واجبات فقهی باشد و یا واجبات اخلاقی تنها محدود به والدین نخواهد بود. هر چند فرزند در دامان آنان رشد می کند و مسؤلیت های تربیتی و تعلیمی بیشتر بر عهده آنان است. در یک تقسیم بندی کلی والدین را در تعلیم تکالیف می توان به سه دسته تقسیم کرد که متأسفانه دو دسته از آنان احساس وظیفه ای نسبت به مسأله تعلیم ایجاد نقش نمی کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی والدین نسبت به تعلیم فرائض بی تفاوت اند؛&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش منفی در دینداری و دین شناسی دارند؛ &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش مثبت در این امر ایفا می کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید برای تعلیم تکالیف برنامه ریزی کرده و نه تنها تجربیات دینی و مطالعاتی خود به نسل آینده انتقال دهند؛ بلکه باید از مشاوران مذهبی راهنمایی های لازم را کسب کنند. موانع پیش رو را شناسایی و در رفع آن کوشا باشند. و در صورت انجام  آن، تشویق و در صورت بی رغبتی شیوه ای جدیدی را در تعلیم آنان ارائه دهند. روایات متعدد با خطاب «علّموا اولادکم» تکالیف فراوان به عهده والدین گذاشته است. امام سجاد علیه السلام فرمود: حق فرزندت این است که بدانی او از توست و خوب بدش در دنیا منتسب به توست. و همانا تو درباره آنچه بر عهده داری یعنی خوب تربیت کردن او و راهنمایی کردن او به سوی خداوند و یاری او در فرمان برداری از خداوند؛ مسؤلی. پس در کار او همانند کسی عمل کن که می دانی برای نیکی کردن به او پاداش می گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;.  من لایحضره الفقیه، ج2، ص 622&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر چند مسؤلیت این امر با والدین است اما چه بسا والدین به دلایل متعدد بطور مستقیم قدرت بر تعلیم واجبات ندارند لذا موظفند از معلّم خصوصی و یا دوست استفاده کنند و با ثبتنام در کانون های فرهنگی و غیره در تعلیم معارف و احکام اهتمام بورزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حکومت===&lt;br /&gt;
حکومت اسلامی برای اقامه قوانین الهی، موظف به ایجاد شرایط و فراهم کردن امکانات برای اقامه حقوق الهی است. در حکومت اسلامی حاکم جامعه نیز در تعلیم حدود اسلامی نقش دارد. فرزندانی که والدین خود را در اثر&lt;br /&gt;
سانحه طبیعی یا غیر طبیعی مثل جنگ، تصادف، اختلافات  و غیره از دست داده اند.  حکومت و نظام اسلامی عهده دار چنین کاری است. حضرت امیر علیه السلام الامام علی علیه السلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یُعَلِّمَ أَهْلَ‏ وَلَایَتِهِ‏ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم؛ ص453&amp;lt;/ref&amp;gt; امام جامعه وظیفه دارد که حد و مرز اسلام و ایمان را به مردمان تحت حکومتش بیاموزد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً  وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ  فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ&amp;lt;ref&amp;gt;.نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34، ص79&amp;lt;/ref&amp;gt; اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى، اما حق شما بر من این است که خیر خواه شما باشم، و غنیمت شما را به نحو کامل به شما بپردازم، و شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید .و اما حقى که من بر شما دارم وفا به بیعتى است که با من نموده‏اید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبراکرم صلی الله علیه و اله در یک روایت جامع همه جامعه را مسؤل زیردستانشان معرفی کرده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول الله صلی الله علیه و آله:‏ أَلَا کُلُّکُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ کُلُّکُمْ‏ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ أَلَا فَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏1 ؛ ص6&amp;lt;/ref&amp;gt;  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بدانید که همه شما مسؤلید و همه شما نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. فرمانروای مردم مسؤل مردم است و نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. مرد، سرپرست خانواده است و نسبت به آن بازخواست می شود. زن، مسؤل خانه شوهر و فرزندان اوست و در برابر آن بازخواست می شود. برده، مسؤل مال مالک خود است و در برابر آن مسؤل است. پس بدانید که همه شما مسؤلید و همه تان در برابر زیردستان خود بازخواست می شوید. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دولت اسلامی موظف است که براساس درک صحیح از نیازهای جامعه و با توجه به سرعت رو به شتاب در کاروان علم و فناوری و با آینده نگری برای تأمین همه نیازهای علمی جامعه اسلامی در جهت حفظ استقلال و عزت امّت اسلامی، نسبت به واجبات نظامیّه و از آن جمله آموزش و پرورش، سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و همه امکانات خود را در جهت گسترش کمی و کیفی آن به کار گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;. مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تربیت و تعلیم امری است که گام به گام و در طول مدّت به نتیجه مطلوب می رسد. طبیعی است که مسائل مربوط به خمس، زکات، معاملات، نذر، عهد و غیره را طول دوران رشد و ادراک عقلی باید تعریف کرد. وظیفه تعالیم و تکالیف الهی را نمی توان محدود به سنین خاصی درنظر گرفت و اگر دوران کودکی و یا جوانی در روایات بدان توجه شده حاکی از لزوم تمرین  وعادت دادن آنان در این سنین  دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «دل جوان چونان زمین کشت نشده است که هر بذری در آن افکنند می پذیرد من نیز پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت (به امور دنیا) مشغول شود به ادب آموزیت پرداختم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ایجاد انگیزه===&lt;br /&gt;
والدین و حکومت باید  از هر آنچه در ترغیب کودکان به تعلیم فرائض مؤثر است کمک بگیرند. انتخاب مدارس و ثبت نام در کانون های فرهنگی، انتخاب دوستان خوب، خرید جایزه و وعده هایی که ترغیب کودک را بیشتر می کند و غیره از جمله عوامل مؤثر در تعلیم است. دولت باید نسبت به فرزندان یا والدینی که در ترغیب تعالیم کوشا هستند با کمک های مالی، زیارتی، اهداء جواز و غیره تشویق کرده و با تربیت نسلی شایسته جامعه را بدین سمت ترغیب کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش تعالیم دینی به عنوان یک وظیفه الهی بر عهده والدین و نظام است. کوتاهی یا تأخیر در این وظیفه آثار نامطلوبی در روح و جان کودک می گذارد. در ذیل به آثار و پیامدهای این مسأله اشاره می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حفظ جامعه از آسیب های اجتماعی===&lt;br /&gt;
تعالیم دینی علاوه بر آثار روحی و اخروی ، روابط خوب اجتماعی ، ارتباط با مردم و متخلق شدن به آداب اسلامی را در وجود انسان پرورش می دهد. ارتکاب  معاصی در جامعه فاقد معارف دینی  هر روز بیشتر می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مراجعات فراوان به محاکم قضایی نتیجه عدم توجه به تربیت دینی و وظایف الهی است که در دوران کودکی نسبت بدان سهل انگاری شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود. در روایات مواردی را با عنوان صدقه جاریه - یعنی آنچه که انسان پس از مرگ بر اعمال خیر او افزوده می شود و از بهره های دنیوی آن برخوردار می شود- یاد شده است. فرزند صالح یکی از مصادیق اعمال صالح در روایات به شمار رفته که پس از فوت والدین، برای آنان طلب مغفرت می کند. هر میزان که در تعلیم فرائض کوشا و فرزند را در عمل به واجبات ترغیب کنند و پایه های فکری و عملی فرزند بر اساس این تربیت شکل بگیرد و در زندگی فردی و اجتماعی به منصه ظهور برساند والدین در ثواب اعمال وی شریک و نیز توجه فرزند در طلب مغفرت برای آنان نیز فزونتر خواهد شد. و این همان ذخیره اخروی است که در روایات به صدقه جاریه از آن یاد شده است.‏عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏ خَمْسَةٌ فِی‏ قُبُورِهِمْ‏ وَ ثَوَابُهُمْ‏ یَجْرِی إِلَى دِیوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحا &amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری)؛ ص105&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج گروه هستند که در قبرند، ولی ثواب ایشان بر دیوان ایشان افزوده می شود. کسی که درخت خرمایی را بکارد و کسی که چاهی را حفر کند و کسی که مسجدی را برای خدا بنا کند و کسی که قرآن بنویسد و کسی که فرزند صالحی از خود بجا گذارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شیوه ها و ابزار های تعلیم واجبات دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم و تربیت زمانی که با واژه دینی همراه می شود«تعلیم و تربیت دینی» حسّاسیت امر را دو چندان می کند. در عصری که هجوم فرهنگی، با شتابِ دوچندان به سوی فرزندان ما نشانه رفته و با شیوه های مختلفی سعی در دور کردن جوانان از مسائل دینی دارند. قدرت بازدارنده  قوی برای راسخ شدن احکام الهی در روح و جان فرزندان لازم است. در اینجا با بهره گرفتن از روایات معصومین علیهم السلام برخی شیوه های مؤثر را بیان می کنیم. در تعلیم هر کدام از واجبات مربوطه اعم از اعتقادی؛ احکام؛ اخلاق و غیره شیوه های مختص به خودش را باید اعمال کرد. لذا راههای تعلیم اعتقادات با تعلیم احکام به هر میزان که تخصصی انجام شود تأثیر آن بیشتر و مستدام ترخواهد بود. در این مقاله در مقام بیان راهکار کیفیت تعلیم نیستیم لذا به نحو عموم به مشترکاتی از شیوه ها بسنده کرده و در ذیل بیان می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از تمثیل، قصص'''&amp;lt;ref&amp;gt;. راههای آموزش خداشناسی به کودکان، روزنامه کیهان، طه تهامی، 16 /9 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از الگوهای موفق'''&amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''ایجاد ارتباط با طبیعت و نسبت آن خالق هستی( برای  بیان اعتقادات توحیدی)''' &amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''طرح سؤالات مختلف و تقویت روحیه تفکّر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از فیلم:'''فیلم جادوی تصویر است. یکی از ابزارهای بسیار نیرومند در ترویج فرهنگ اسلامی و تعلیم واجبات دینی در قالب طنز، انمیشین، سریال،برنامه کودک و غیره نیز می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از اردو:'''بهره گیری از اردوهای علمی و زیارتی و برگزاری مسابقات در ارائه بهتر هرچه تعلیم احکام نیز می باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شعر:'''یکی از بهترین ابزارها در کیفیت تعلیم واجبات مورد توجه است. بسیاری از تکالیف مهم و کاربردی مثل نماز، وضو، و یا مسائل توحیدی را به زبان ساده کودکانه در قالب شعر به کودکان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''راهنمایی فرزندان به کانون های فرهنگی و پایگاه های بسیج مساجد، مهدکودک های قرآنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از جوائز برای تشویق  به یادگیری و عمل به احکام اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تلاوت قرآن'''ترنم تلاوت قرآن در منزل و همراهی همه اعضا در تلاوت (تلاوت جمعی یا فردی) خصوصاً سوره هایی که نکات تربیتی مثل سوره های نور، یوسف قصص، لقمان و احزاب و غیره در آن وجود دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''غنی سازی کتب درسی و آموزش آن توسط معلمان و استادان با اخلاق'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پیوند ارتباط عاطفی با فرزند'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از نگارش و ثبت پیام های معنوی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از معلم خصوصی برای تعلیم وظایف الهی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''برنامه ریزی تربیتی قبل از انعقاد نطفه:'''لازم است که والدین قبل از تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن نسبت به دستورات دینی که قبل و بعد انعقاد نطقه برای فرزند صالح بیان شده مطالعه داشته باشند. رعایت نکات دینی قبل از انعقاد و بعد از آن، زمینه بیشتری برای یادگیری تعالیم اسلامی در فرزند را بوجود می آورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تشویق به خواندن کتب آموزنده که با هدف تعلیم یکی از واجبات الهی تدوین شده است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از دوستان و افرادی که فرزندان ما نسبت به سخنان آن حرف شنوایی بیشتری دارند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شرکت در اعیاد و عزاداری ها:'''فرزندان را در آن شرکت داده و با توضیح مراسمات و بیان وقایع تاریخی، عمل به واجبات الهی را به عنوان اصل اولی برای فرزندان تبیین کنیم.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''در زندگی کودکان، هیچ کس بسان والدین اثر گذار نیست. والدین با شیوه محبت می توانند عمل به واجبات و تکالیف الهی را در حضور فرزند و با نشان دادن آن به اولاد، بهترین راه تعلیم را ارائه دهند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تهیه‌‌ی امکانات:'''&lt;br /&gt;
امکاناتی جذاب مانند سجاده‌ای زیبا، تسبیح، عطر، چادر و مقنعه‌ای مناسب، قبله نما و . . . فراهم کردن اسباب راحت وضو گرفتن مثلاً در زمستان با آب گرم و در تابستان با آب خنک، دستشویی تمیز با نور کافی و بدون وسایل اضافی، عامل موثری در تثبیت آموزش نماز و مقدمات آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;. http://www.emamraoof.ir/index.aspx?siteid=1&amp;amp;siteid=1&amp;amp;pageid=1933&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==هزینه آموزش تعالیم دینی==&lt;br /&gt;
یکی از مسائل مهم در فقه اجرت تعلیم واجبات است. آیا صحیح است که در تعلیم واجبات، اجرتی دریافت شود یا خیر؟ هزینه های مالی آن بر عهده چه کسی است. به عبارت دیگر در تعلیم واجبات به دیگران حتی فرزند آیا هزینه های انجام شده باید از مال پدر باشد یا فرزند؟ علامه حلی در پاسخ به این سؤال می فرماید: &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اجرت تعلیم واجبات از مال طفل است. پس اگر برای طفل مالی نبود پدر باید هزینه های آن را بپردازد و الا اگر پدر طفل هزینه های تعلیم واجبات را نداشته باشد امام و حاکم جامعه باید این هزینه ها را بپردازد برای آنکه از مصالح است. جواز پرداخت اجرت از مال طفل تنها در تعلیم فاتحة الکتباب، سوره ها و واجبات از قرآن و ادب است و در غیر آن از تعلیم علوم دیگر اشکال دارد.» &amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام خمینی ره می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«احتیاط واجب آن است که براى یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج‌، ص: 551، مسأله999 بنابر نظر اکثر مراجع عظام تقلید از قبیل امام خمینی ره، آیت الله گلپایگانی ره، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله مکارم، آیت الله میرزا جواد آقاتبریزی ره، آیت الله سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما شیخ عباس قمی در کتاب غایة القصوی در ترجمه عروة الوثقی می نویسد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جایز نیست اجیر شدن براى به جا آوردن واجبات عینیّه مثل نماز یومیه و واجبات کفائیّه مثل غسل دادن اموات و کفن کردن آنها و نماز بر آنها و مثل یاد دادن قدر واجب از اصول دین و فروع دین و قدر واجب از قرآن مثل حمد و سوره و مثل قضاوت و فتوى دادن و نحو آنها و هم چنین براى اذان گفتن. بلى، ضرر ندارد که قاضى و مفتى و مؤذن را از بیت المال معاش دهند. و جایز است اجیر شدن براى تعلیم فقه و حدیث و علوم ادبیّه و قرآن و غیر مقدار واجب آن»&amp;lt;ref&amp;gt;. الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى؛ شیخ عباس قمی، ج‌، ص: 341، مسأله 13&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حکم فقهی تعلیم فرائض دینی==&lt;br /&gt;
آیا حقّ تعلیم واجبات به عنوان یک امری لازم و واجب بر عهده والدین است تا حکم تکلیفی بر ذمة والدین باشد یا به صورت تأکید استحبابی و امری اخلاقی است که والدین به عنوان یک واجب اخلاقی به فرزندان بیاموزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مسأله از جمله مسائل اختلافی است که از زمان شیخ طوسی در کتاب مبسوط تا به الان مورد توجه بوده است. عده ای قائل به استحباب و بعضی قائل به وجوب شده اند. این مسأله به صورت استفتاء از بعضی مراجع سؤال شده است که در ذیل بیان می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;هل یجب على الأب تعلیم أولاده الواجبات و المحرّمات، و حثّهم على الالتزام الشرعی؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله الخوئی: ینبغی على الأب تعلیم أولاده الأحکام الشرعیة، و الوظائف الدینیّة، من الواجبات و المحرّمات، و اللّه العالم. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله المیرزاجواد آقا التبریزی ره: بل لا یبعد الوجوب إذا ترکوا الواجبات، و فعلوا المحرّمات بسبب ترک التعلیم، نعم لا فرق فی التعلیم بین المباشرة و التسبیب&amp;lt;ref&amp;gt;. صراط النجاة (المحشى للخوئی)؛ ج‌، ص: 264، سؤال796&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;آیا تعلیم واجبات و محرمات به فرزندن و تشویق آنان به التزامات شرعی بر والدین واجب است؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله خوبی:  سزاوار است(خوب است) که پدر نسبت به تعلیم احکام شرعی و وظایف دینی فرزند- اعم از واجبات و محرمات- تقیّد داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله میرزاجواد آقا تبریزی ره: بعید نیست که مسأله تعلیم واجبات بر پدر واجب باشد آن هم زمانی که فرزندان به سبب ترک تعلیم، ترک واجب کنند و نیز انجام محرمات را مرتکب شوند. بله در تعلیم واجبات فرقی بین پدر و کسی که با امر پدر انجام وظیفه کند نیست. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علامه حلی ره حکم به وجوب تعلیم واجبات به فرزند داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بر پدران و مادران تعلیم احکام طهارت و نماز و شرایع دیگر بعد از هفت سالگی واجب است. و در صورتی که اطفال بعد از ده سالگی اقدام به ترک واجبات کنند باید تنبیه شوند. چرا که بعد از ده سالگی زمان احتمال بلوغ جنسی کودکان وجود دارد پس چه بسا بالغ شده اما ... و در صورتی که قدرت بر روزه گرفتن داشته باشد امربه روزه گرفتن می شود. فیجب على الآباء و الأمهات تعلیمهم الطهارة و الصلاة و الشرائع بعد السبع، و الضرب على ترکها بعد العشر، لأنه زمان احتمال البلوغ بالاحتلام، فربما بلغ و لا یصدق، و یؤمر بالصیام مع القدرة»&amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری ره: یادگیری قرآن را واجب دانسته و تعلیم قرآن را واجب کفایی می داند. (یجب تعلّم القرآن و تعلیمه کفایة)&amp;lt;ref&amp;gt;. مهذب الأحکام (للسبزواری)؛ ج‌، ص: 128، مسأله1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استفتاء===&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرستادن فرزندان به مدرسه ‏هایی که بعضی از عقائد فاسد در آنها تدریس می ‏شود با فرض تأثیر نپذیرفتن آنان از آن افکار، چه حکمی دارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر خوفی نسبت به عقاید دینی آنان وجود نداشته باشد و ترویج باطل هم نباشد و آنان بتوانند از یادگیری مطالب باطل و فاسد و گمراه‏کننده دوری کنند، اشکال ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای، سؤال1333،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر می باشد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد. &amp;lt;http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=119&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله بهجت ره&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« اخذ اجرت بر تعلیم اطفال قرائت قرآن را، مانعى ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل (بهجت)؛ ج‌، ص: 479&lt;br /&gt;
/6/1396&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
معارف و احکام بانوان، نجف‌آبادى، حسین على منتظرى، در یک جلد، انتشارات مبارک، قم - ایران، دوم، 1427 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، عمیدى، سید عمید الدین بن محمد اعرج حسینى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الخصال،ابن بابویه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الأمالی (للطوسی)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون - لبنان - بیروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الکافی (ط - الإسلامیة)، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع الأخبار(للشعیری)، شعیری، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حیدریة - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
إختیار معرفة الرجال، کشى، محمد بن عمر، رجال الکشی، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، پاینده، ابو القاسم، 1جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام حسن بن على علیه السلام، امام یازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م 1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهایة الإحکام فی معرفة الأحکام،حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، امام خمینى، سید روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شیخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پیروزى، قم - ایران، اول، 1423 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صراط النجاة (المحشّى للخوئی)، خویى، سید ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مکتب نشر المنتخب، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مهذّب الأحکام (للسبزواری)، سبزوارى، سید عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آیة الله، قم - ایران، چهارم، 1413 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ایران، دوم، 1426 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
1.	تربیت اعتقادی فرزند از منظر فقه، علیرضا اعرافی و سید نقی موسوی، نشریه، کاوشی نو در فقه، مقاله 3، دوره 20، شماره76، تابستان1392، ص48 تا 70&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	شیوه های ترغیب کودکان به نماز، حسن خلجی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	راه های آموز ش خداشناسی به کودکان( روزنامه کیهان، طه تهامی، 16/9/1392&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	نماز آموزی به فرزند در فقه تربیتی اسلام، سید نقی موسوی، علی رضا اعرافی، مجله پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، تابستان1392، سال 21، شماره19  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	چگونه فرزندانمان را با واجبات دینی و فرائض اسلام آشنا کنیم؟   http://shafaqna.com/persian/&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	کتاب تربیت دینی کودک و نوجوان: نکته ها و روش ها، مریم ادیب&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.	کتاب تربیت کودک از منظر آموزه های دینی، علی اصغر شعبان دوخت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ آخِرُ دَعْوانَا‏ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1.	معارف و احكام بانوان، نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، در يك جلد، انتشارات مبارك، قم - ايران، دوم، 1427 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	كنز الفوائد في حل مشكلات القواعد، عميدى، سيد عميد الدين بن محمد اعرج حسينى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	كنز الفوائد، كراجكى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضى، محمد بن حسين، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.	الخصال،ابن بابويه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8.	تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الكتب الإسلاميه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9.	الأمالي (للطوسي)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10.	دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11.	روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12.	الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13.	جامع الأخبار(للشعيري)، شعيري، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حيدرية - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14.	تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15.	تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16.	بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17.	إختيار معرفة الرجال، كشى، محمد بن عمر، رجال الكشي، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18.	نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، پاينده، ابو القاسم، 1جلد، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19.	غرر الحكم و درر الكلم (مجموموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الكتاب الإسلامي - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20.	من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21.	التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22.	مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر، ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى - عطايى، محمد رضا، م 1جلد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23.	نهاية الإحكام في معرفة الأحكام،حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24.	توضيح المسائل (محشّٰى - امام خمينى)، امام خمينى، سيد روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25.	الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شيخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پيروزى، قم - ايران، اول، 1423 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
26.	صراط النجاة (المحشّى للخوئي)، خويى، سيد ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مكتب نشر المنتخب، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
27.	مهذّب الأحكام (للسبزواري)، سبزوارى، سيد عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آية الله، قم - ايران، چهارم، 1413 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
28.	جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ايران، دوم، 1426 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
29.	سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
30.	سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
31.	ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
32.	مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
33.	روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57304</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57304"/>
				<updated>2017-09-11T05:06:56Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;تعلیم واجبات دینی به فرزند&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[تعلیم و تعلّم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۲ || [[تعلیم احکام عبادی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[تعلیم اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 4 || [[تعلیم پزشکی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 5 || [[تعلیم زبان]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 6 || [[تعلیم عقاید اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 7 || [[تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 8 || [[تعلیم مشاغل و حرف]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 9 || [[تعلیم مهارت ها]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 10 || [[تعلیم نظامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 11 || [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی-1396/06/15&lt;br /&gt;
==مقدمه ==&lt;br /&gt;
یکی از اهداف عقلی و دینی تشکیل ازدواج، تداوم نسل رسیدن به کمال مطلوب است. سختی ها و تحمّل مشکلات در تربیت فرزند، فضیلتی برای والدین به شمار می رود. آنچه که فرزند انجام می دهد والدین در ثواب آن نیز شریک خواهند بود. نگاه جامعه به امکانان رفاهی اعم از خوردن، پوشیدن، ثبت نام مدارس و مراکز علمی و ورزشی، تا زمان تشکیل خانواده است در حالی که تعالیم واجبات و هر آنچه فرزند بدان نیازمند است از وظایف والدین و برای مسؤلیت والدین تعیین زمانی نشده است. همه آنچه که فرزندان از دوران کودکی تا زمان فوت بدان نیازمند هستند از جمله وظایف والدین در امر تعلیم واجبات شمرده شده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آحق فرزند تنها با تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه حاصل نمى‌شود؛ بلکه مهمتر از آن تغذیه روح و جان وى با بهره‌گیرى از اصول و روشهاى صحیح تعلیم و تربیت است؛ خداوند متعال خطاب به افراد با ایمان چنین مى‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانوادۀ خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگها مى‌باشد حفظ نمایید»&amp;lt;ref&amp;gt;. معارف بانوان، آیت الله منتظری ره، ص 354&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر جایی که زمینه تعلیم تکالیف وجود دارد- خواه منزل باشد یا مدرسه، کانون های فرهنگی باشد یا مساجد، توسط خود والدین یا معلّم، دوست و غیره - قلمرو وظایف والدین است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دستورات اسلامی برای رشد انسانی و تربیت فرزندان به عنوان یک امر مسلم و به عنوان یک مصداق از امور تربیتی باید به فرزندان تعلیم داده شود و تعلیم هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ  علیه السلام الْعِلْمُ فِی‏ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ‏ فِی‏ الْحَجَر&amp;lt;ref&amp;gt;. کنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت علی علیه السلام فرمود: یادگیری در کودکی همانند نقاشی بر روی سنگ است( که گویا تا آخر عمر در ذهن او خواهد ماند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیات و روایات در تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
دستورات دینی برای تربیت انسان بیان شده است. و از آغاز کودکی باید به فرزندان آموزش داده شود. برخی روایات بر اهمیت این امر در دوران کودکی و قبل از بلوغ تأکید دارد. قرآن بیش از 90 بار درباره فرزند نکاتی بیان کرده و نیز در روایات متعدد، اهمیت فرزند به صورت قولی و رفتاری ائمه اطهار علیهم السلام در روایات ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در موارد ذیل نمونه هایی از آیات و روایات  تعلیم واجبات به فرزند ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اجازه گرفتن کودک قبل از ورود به اتاق پدر و مادر (سوره نور /58)، موعظه و نصیحت کردن اولاد (لقمان/13)، تعلیم پایه های اعتقادی به فرزندان( بقره / 133)، مشورت گرفتن از اولاد ( صافات/102)، نیکی کردن فرزند به پدر و مادر (بقره/83)، عدم اطاعت از دیگران در معاصی ( عنکبوت/8) لزوم شکر گذاری فرزند از پدر و مادر (لقمان/14) تعلیم نماز و فرائض الهی به فرزند(جامع الاخبار للشعیری ص106) تعلیم هر خیری که انسان را آتش جهنم نجات دهد) منیة المریدص 380)  تعلیم قرآن و ادب نیکو(نهج البلاغه، قصار399)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مصادیق وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش وظایف دینی شامل همه وظایفی است که انسان در طول حیات زندگانی بدانها نیازمند است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید همه وظایف دینی را به فرزندان بیاموزند. طبیعی است که فرزندان اعم از دختر و پسر دارای تکالیف مختص به خود هستتد که به تناسب شخصیت، مورد نیاز ایشان  است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همین تقسیم بندی جنسیتی تعلیم بسیاری از احکام را محدود می داند. به عبارت دیگر احکام حیض یا احکام حجاب که از تکالیف خاص به دختر است  از عهده  فرزند پسر لغو خواهد بود.  در یک تقسیم بندی دیگر، تکالیف الهی که مربوط به افعال است به چند دسته تقسیم می شوند. وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه. و جوب نیز به تقسیمات متعددی مثل وجوب عینى (مثل نماز) وجوب کفائى(دفاع) وجوب تعیینى، وجوب تخییرى، وجوب موقت و وجوب دائم، وجوب مطلق، وجوب منجز، وجوب معلق، وجوب مقید، وجوب تعبدى، وجوب توسلى، وجوب نفسى، و وجوب غیرى تقسیم می شود.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید فرزندان دختر و پسر را نسبت به وظایف و تکالیف الهی آشنا کنند اعتقادات دینی، اخلاق اسلامی و احکام شرعی که مبتلا به و کاربردی است از دوران کودکی به تناسب زمان و رشد فرزند به آنان آموزش دهند. تعلیم فرائض تنها به واجبات منحصر نیست بلکه تعلیم محرمات نیز همانند انجام محرمات از اهمیت فراوانی برخوردار است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«نباید بگوییم که کودک به خاطر نداشتن سن تکلیف؛ آزاد است که هر کاری را انجام بدهد چرا که انجام محرّمات هر چند که گناه نبوده و تکلیفی را بر عهده کودک نمی گذارد اما حکم وضعی آن از او ساقط نیست. مثلا بچه ای که شیشه مردم را بشکند یا محصول مردم را خراب کند، یا ضرر مالی به کسی وارد سازد مدیون مردم است که بعد از بلوغ باید از عهده خسارات آنها بر آید و پرداخت ضررهایی که به دیگران وارد ساخته واجب و لازم است. همچنین اگر ضرر عضوی به کسی وارد ساخت و مثلا چشم را کور یا گوشش را قطع یا دتسش را فلج نمود وقتی بزرگ شد واجب است دیه شرعی آن جنایت را بپردازد. احکام وضعی از بچه ساقط نیست و پدر و مادری که به فرزند خویش علاقه دارند باید مواظب باشند این قبیل اعمال از او صادر نشود علاوه بر آنکه اگر بچه را قبل از بلوغ آزاد بگذارند که مرتکب کارهای خلاف شرع شود طبعاً به کارهای گناه و خلاف شرع عادت می کند بطوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای سابقش دست برداد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، ص325&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شناخت اولویت ها و رعایت آن==&lt;br /&gt;
در آموزش رعایت زمان رشد و مورد ابتلا بودن احکام و معارف و توجه به اهم و مهم ضرورت دارد. از قرآن و روایات استفاده می شود که والدین نسبت به بعضی از وظایف الهی  باید بیشتر کوشا باشند و در یادگیری آن اهتمام بیشتری داشته باشند. در ذیل به مواردی از آن تصریح می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تعلیم عقاید اسلامی===&lt;br /&gt;
اعتقادات انسان هویت و شاکله درونی انسان را تشکیل می دهد. هر میزان که انسان نسبت به عقاید خود استحکام و استقامت داشته باشد در پایبندی به رفتارهای اسلامی موفق تر خواهد. روایات متعدد بر لزوم آموزش فرزند به اذکاری توحیدی مثل لااله الا الله در دوران کودکی توصیه کرده و والدین را بر ترغیب یادگیری اذکار توحید سفارش کرده است. مَن‏ رَبَّى‏ صَغیرًا حَتّى یَقولَ: «لا إله إلّا اللَّه» لَم یُحاسِبهُ اللَّه&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) ؛ ؛ ص768&amp;lt;/ref&amp;gt; هر که طفلى را تربیت کند تا لا اله الا اللَّه گوید خدا از او حساب نخواهد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: زبان کودکانتان را نخسیتن بار با گفتن « لااله اله الله » باز کنید و آنان را هنگام مرگ با ذکر لااله اله تلقین دهید چرا که هر کس اول کلامش لااله اله و آخر کلامش لااله اله باشد سپس هزار سال زندگی کند از هیچ گناهی بازخواست نمی شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. شعب الایمان، بیهقیی، جزء 18، ص 166، حدیث 8397&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تأکید بر ذکر مذکور نسبت به اذکار دیگر حاکی از توجه خاص به مسأله توحید است. در قرون متمادی برخی جهان را به سرگردانی و فهم اشتباه از توحید دچار کرده و سنگ و چوب را به جای خدای واحد بعنوان معبود یگانه خود تلقی می کردند. همه پیامبران الهی در توجه دادن به این تفکر غلط اعتقادی و سوق دادن مردم به توحید حقیقی به رسالت تبلیغی برانگیخته شده اند. استعمال واژگان «ربّ، ربّنا، ربّه، ربّک، ربّی و مشتقات دیگر از این کلمه»  در قرآن کریم که بیشترین  واژه در قرآن به شمار می رود برای توجه دادن به توحید ربوبی است. بنابراین یکی از حکمت های تعلیم ذکر «لااله الّا الله» از دوران کودکی به فرزند برای مصون ماندن از این آسیب اعتقادی است. لقمان حکیم در بیان اعتقادات توحیدی به فرزندش می فرماید:  وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /13&amp;lt;/ref&amp;gt; و هنگامی که لقمان به فرزندش گفت ....فرزندم به خدای متعال شرک نورز چرا که شرک ظلمی بزرگ است. و در اهمیت خطر شرک می فرماید: اگر والدینت نیز کوشش داشتند که برای خدای متعال شریکی قائل شوی( هر چند اطاعت آنان واجب است) نباید از آنان اطاعت کنی&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /15&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن در بیان اهمیت تعلیم عقاید اسلامی، آخرین پیام های  حضرت ابراهیم و حضرت یعقوب علیهماالسلام را بیان کرده که در وقت مرگ فرزندان خود را به توحید و پایبندی بدان توصیه کرده اند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ وَصَّى‏ بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ‏ کُنْتُمْ‏ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ&amp;lt;ref&amp;gt;. بقره/ 132 و 133&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را براى شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!» آیا هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را مى‏پرستید؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معیار در تربیت فرزند، تربیت اسلامی بر ایمان به جهان آخرت و زندگی دائمی اخروی است. حضرت امیر علیه السلام به فرزند خویش امام حسن علیه السلام می فرماید:وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاة&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص400، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt; و بدان ای پسرم همانا تو برای اخرت آفریده شده ای نه برای دنیا و برای فنا نه برای بقاء و برای مرگ نه برای زندگی کردن. حضرت لقمان در اهمیت مسأله معاد و حسابرسی در قیامت به فرزندش می فرماید: یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/16&amp;lt;/ref&amp;gt; پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است. امیرمؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه که برای فرزندش امام حسن علیه السلام می نویسد: به این نکته اعتقادی (مسأله توحید)توجه می دهد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«(بدان) دنیا استقرار نمی یابد مگر بر آن حال که خداوند مقرر داشته از نعمت ها و بلاها و پاداش در روز جزا، و دیگر اموری که او خواسته و ما نمی دانیم. اگر (درباره جهان و نظام حاکم بر آن) درک بعضی امور بر تو دشوار آمد آن را به حساب نادانی خود گذار، زیرا تو در آغاز آفرینشت نمی دانستی و سپس چیزهایی را آموختی چه فراوان است چیزهایی که نمیدانی، و اندیشه ات در آن سرگردان است و دیده ات بدان راه نمی جوید، آنگاه پس از مدتی می بینی (و می شناسی) پس به خدایی که تو را آفریده و روزیت داده و اندامی نیکو بخشیده پناه آور، و باید بندگیت برای او، و توجهت به سوی او، و بیمت از او باشد... &lt;br /&gt;
پسرم! بدان که اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگانش به سویت می آمدند و آثار ملک و پادشاهی او را مشاهده می کردی، و افعال و صفاتش را می شناختی، اما او خدایی یگانه است، آنسان که خود وصف کرده، کسی در قلمرو حکمرانیش بر ضد او نباشد. همواره هست و همواره بوده. اول است پیش از هر چیز بی آنکه او را اولیتی باشد، و آخر است پس از هر چیز بی آن که او را نهایتی باشد. بزرگتر از آن است که ربوبیتش را دلی یا دیده ای فرا گیرد. اکنون که این حقیقت را دانستی چنان عمل کن که مثل تویی که منزلتت کوچک، و نیرویت اندک و ناتوانیت بسیار و نیازت به پروردگارت بزرگ است در طلب اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او عمل می کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم مسائل اعتقادی از مهمترین مباحث تربیتی فرزند به شمار می رود. اگر اعتقادات فرزند هدایت نشود افکار انحرافی دیگر مذاهب اسلامی و غیر اسلامی مثل مرجئه و کمونیسم، مسیحیت، یهودیت و غیره، فرزندان را شکار خواهند کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلیه السَلام قَالَ: بَادِرُوا أَحْدَاثَکُمْ‏ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏8 ؛ ص111&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق علیه السلام فرمود: در آشنا کردن جوانانتان به حدیث شتاب کنید قبل از آنکه فرقه مرجئه بر شما پیشی بگیرند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الِامَام عَلِی عَلِیه السَلام: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ‏ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص614&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام فرمود:چیزهایی به فرزندانتان بیاموزید که خدای متعال به سبب آن، نفع به فرزندانتان برساند و نباید فرقه مرجئه با افکارشان بر آنان چیره شوند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انتخاب فرقه انحرافی مرجئه که در روایات بدان تصریح شده است حضور این فرقه در جامعه آن عصر بوده است. (آنان معتقد بودند ایمان، گفتار زبانی( اقرار زبانی) است و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی‌که عملی نداشته باشد اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.)&amp;lt;ref&amp;gt;. ویکی فقه، فرقه مرجئه &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابراین تعالیم اعتقادی برای مصون ماندن از شبهات و فرقه های انحرافی هر عصری لازم و ضروری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سلیمان بن خالد به امام رضا علیه السلام عرض کرد: من خانواده ای دارم که از من، حرف شنوی دارند آیا آنان را به این امر(ایمان- ولایت&amp;lt;ref&amp;gt;. در کتاب کافی این حدیث در باب الدُّعَاءِ لِلْأَهْلِ إِلَى الْإِیمَان‏ آمده اما در کتاب حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری جمله« هَذَا الْأَمْرِ» در حدیث به معنای دعوت به ولایت اهل بیت علهیم السلام ترجمه کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;) فرا خوانم؟ حضرت علیه السلام فرمود: بله: خداوند در کتاب خود می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن، مردم و سنگ ها هستند.) &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===احکام عملی===&lt;br /&gt;
احکام دستورات عملی است که وظیفه انسان را نسبت به کارهایی که باید انجام دهد و یا انجام ندهد مشخص می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
احکام شرعی، مسائل متعدد و گسترده ای از رفتارهای عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد.  این گستردگی در زندگی سبب شده تا دشمنان دین نسبت به رساله عملیه و احکام دین تشکیک های متعدد وارد کنند و تقلید از مراجع عظام را امری لغو و پوچ معرفی کرده و هر کسی را فراگیری و عمل به دین آزاد بگذارند و شبهه قرائات مختلف دینی را در اذهان فرزندان زینت دهند. بنابراین اهمیت تعلیم احکام اسلامی یکی از وظایف مهم تربیتی به شمار می رود. و از همان دوران کودکی تا قبل از سنین بلوغ به صورت تمرینی و کاربردی تعلیم داده شود. احکام مربوط به سن بلوغ، حفظ حجاب، پوشاندن بدن، وضو، نماز، روزه،  محارم و غیر محارم غیره از جمله مسائل کاربردی است که باید به فرزندان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغ به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم، و قوانین و احکام اسلام و حلال و حرام آن را برایت بگویم، و از این امور به چیز دیگری نپردازم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و اله‏ أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى‏ بَعْضِ‏ الْأَطْفَالِ‏ فَقَالَ وَیْلٌ لِأَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاء&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه وآله به بعضى از کودکان نظر کرده و فرمودند: واى بر فرزندان آخر الزمان از بخاطر پدرانشان!. سؤال شد: یا رسول اللَّه! از پدران مشرک آن ها؟. حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آن ها یاد نمی دهند و اگر فرزندان، هم پى فراگیرى بروند، آن ها را منع می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان مسائل فقهی تعلیم بعضی از فرائض از اهمیت بیشتری برخوردار است که در ذیل بیان می شود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تعلیم قرآن'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم تعلیمات دینی است که باید به فرزند آموخت. خواندن نماز واجب مشروط به یادگیری قرآن کریم است. بنابراین یادگیری سوره حمد و یکی دیگر از سوره های قرآن برای خواندن نماز از واجبات به شمار می رود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات توصیه های مؤکد بر تعلیم قرآن به فرزند دارد و آموزگار قرآن را بهترین افراد در جامعه معرفی می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;. امالی طوسی، مجلس 12، ص 357&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت دیگر از حضرت صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هیچ کس نیست که به فرزندش قرآن بیاموزد مگر آنکه روز قیامت بر سرِ پدر و مادرش تاج پادشاهی گذاشته می شود و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم همانند آن را ندیده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;.   وسایل الشیعه، ج6، ص 168&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم بعضی از سوره های قرآن مثل سوره یس و یا سوره واقعه به فرزندان از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام فرمود: به فرزندان خود سوره «یس» بیاموزید که که این سوره گل خوشبوی قرآن است. &amp;lt;ref&amp;gt;. الأمالی (للطوسی) ؛ ص677&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: سوره واقعه سوره بی نیازیست پس آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید. &amp;lt;ref&amp;gt;. روح المعانی،ج‏14،ص 128&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه در جامعه اسلامی شاهد آن هستیم حضور کودکان در کلاس های غیر ضروری و فاصله گرفتن از معارف دینی و تعلیم قرآن کریم است. نه تنها پدر و مادر از تعلیم آن کوتاهی می ورزند بلکه از حضور و ثبت نام فرزند در جلسات قرآن غفلت دارند. روایات، تعلیم قرآن به فرزند را از حقوق فرزند به پدر دانسته است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر او بگذارد و او را به نیکی تربیت کند و قرآن به او بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت399، ص 546&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات بر تقدم داشتن تعلیم قرآن بر دیگر وظایف تعلیمی فرزند تصریح دارد. عَلِی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِذَا عَقَلَ‏ الْغُلَامُ‏ وَ قَرَأَ شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ عُلِّمَ الصَّلَاةَ&amp;lt;ref&amp;gt;. دعائم الإسلام ؛ ج‏1 ؛ ص193&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت امیر علیه السلام فرمود: هرگاه کودک به سنّ درک رسید و چیزی از قرآن را خواند باید به او نماز آموخته شود. حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ‏ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ نامه31، ص394&amp;lt;/ref&amp;gt; مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم ... و از این امور به چیز دیگری نپردازم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''وضو و نماز'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان احکام مورد ابتلا، تعلیم نماز و تأکید بر تداوم آن از جمله توصیه های قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ ... وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ&amp;lt;ref&amp;gt;. مریم/ 54 و 55&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن ... و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏ داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و این اهتمام شاید به دلیل روایاتی است که به خواندن نماز تأکید بیشتری دارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: اولین چیزی که در قیامت از بنده حساب می کِشند نماز است پس اگر نماز بنده قبول شود همه چیز قبول می شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص268&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه دادن فرزند به نماز و تسلیم و خاضع بودن او در برابر معبود حقیقی امری است که از دوران بلوغ تا به هنگام مرگ باید بدان توجه شود. حکم واجبی که در همه حال حتی در صورت فوت وقت و قضا شدن  نماز، نیابت بردار نخواهد بود و باید انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات علاوه بر تأکید در انجام آن، عادت دادن فرزند، قبل از زمان بلوغ را بسیار کارساز و ضروری دانسته اند. قال أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمُ‏ الصَّلَاةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانَ سِنِین‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص626&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز را به کودکانتان یاد دهید و آنگاه که به هشت سالگی رسیدند از آنان بازخواست کنید. (در روایت دیگر از حضرت امیر علیه السلام نقل شده که فرمود: زمانی که بالغ شدند از آنان باخواست کنید. &amp;lt;ref&amp;gt;. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص175، ح3345&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات متعدد بر زمان نماز خواندن تصریح شده است که در مواردی به تعیین سن و در مواردی به تعیین عقل و درک تعبیر شده است و بازخواست کردن کودک بر ترک آن هر چند در زمان بلوغ نباشد از جمله توصیه های ائمه اطهار علیهم السلام است. اهتمام داشتن والدین بر تعلیم وضو و نماز برای فرزند باید با شیوه ای مناسب و به صورت تشویق، محبت و پرهیز از خشونت و تحت فشار قرار دادن فرزند انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''روزه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یکی دیگر از وظایف والدین تعلیم روزه داری به فرزند است. گرسنه نگه داشتن یک ماهه -روزه-برای فرزندان امری است بسیار مشکل. فرزند دختر در 9 سال قمری و پسر در 15 سال قمری مکلف به انجام این فریضه الهی است. روایات متعدد بر چگونگی تعلیم این فریضه الهی بیان کرده اند. ائمه اطهار علیهم السلام در اهتمام این فریضه الهی امر به روزه گرفتن در قبل از سن بلوغ و بازخواست کردن از آن را در قبل از بلوغ و نیز در وقت بلوغ خواستار شده اند. آنچه که در جامعه امروزی کودکان را به عادت دادن روزه تا نصف روز، کمتر و یا بیشتر تشویق می کند در روایات نیز به همین نکته بیان تصریح شده است و معیار در میزان گرسنگی و تشنگی را به میزان طاقت کودک دانسته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: ما کودکان خود را وقتی که هفت ساله اند امر به روزه گرفتن می کنیم به اندازه ای که توان روزه در آن روز را دارند اگرچه تا نصف روز یا بیشتر و یا کمتر باشد پس هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا اینکه عادت به روزه گرفتن کنند و توان آن را بیابند ولی شما کودکانتان را زمانی که نه ساله شدند به اندازه ای که توان روزه آن روز را دارند امر کنید و هنگامی که تشنگی بر آنان چیره شد افطار کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص409&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی کَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِیُّ بِالصَّلَاةِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ سَبْعِ سِنِینَ وَ سِتِّ سِنِینَ قُلْتُ فِی کَمْ یُؤْخَذُ بِالصِّیَامِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ أَوْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ إِنْ صَامَ قَبْلَ ذَلِکَ فَدَعْهُ‏ فَقَدْ صَامَ‏ ابْنِی فُلَانٌ قَبْلَ ذَلِکَ وَ تَرَکْتُهُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معاویه بن وهب به امام صادق علیه السلام عرض کرد که در چه سنی کودکان برای نماز بازخواست می شوند فرمود: بین شش و هفت سال. گفتم برای روزه در چه سنی بازخواست می شوند فرمود: بین چهارده یا پانزده سال و اگر قبل از آن سال روزه گرفت آزادش بگذارید فلان فرزندم پیش از این سن روزه گرفت و من آزادش گذاشتم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: ... وَ أَمَّا صَوْمُ التَّأْدِیبِ فَأَنْ یُؤْخَذَ الصَّبِیُّ إِذَا رَاهَقَ‏ بِالصَّوْمِ‏ تَأْدِیباً وَ لَیْسَ‏ بِفَرْضٍ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام فرمود: روزه آموزشی این است که وقتی کودک نزدیک بلوغ رسید برای تربیت و نه آنکه واجب باشد به روزه گرفتن وادار می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''اخلاق اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تبیین رفتارهای اسلامی در دوران کودکی بسیار آسانتر و راحت تر از بیان مسائل اعتقادی و احکام اسلامی است. شیوه های صحیح خوردن، خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن، بیان حکمت ها، دعاکردن و ارتباط داشتن با خدای متعال، دروغ نگفتن،  احترام گذاشتن و  بسیاری دیگر از رفتارهای اسلامی را می توان از همان دوران کودکی به فرزندان آموخت. از نامه ای حضرت امیر علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام به خوبی می توان استفاده کرد که هر آنچه که رشد اخلاقی و تربیتی و رشد عقل فرزند مؤثر است باید آموزش داده شود.  تعلیم بعضی از مسائل اخلاقی همانند بیان احکام شرعی و معارف اعتقادی واجب است. دروغ گفتن، غیبت، ظلم، تهمت، ناسزا گفتن و غیره از واجبات اخلاقی اند باید به کودک تعلیم داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
لقمان حکیم در تعلیم واجبات اخلاقی مثل تواضع و عدم تکبر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ* وَ اقْصِدْ فی‏ مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/18 و 19&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
(پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏ترین صداها صداى خران است.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره گیری از اشعار در تعلیم حکمت ها بسیار مفید است. حضرت امیر علیه السلام تعلیم اشعار مفید را در یادگیری فرزندان توصیه می کرد. حضرت امیر علیه السلام از روایت کردن و تدوین شعر پدرش(ابوطالب) خوشحال می شد و فرمود: اشعار پدرم را یاد بگیرید و به فرزندان خود بیاموزید چرا که پدرم بر دین خدا بود و در شعر او علم زیادی است.&amp;lt;ref&amp;gt;. بحار الانوار، ج35، ص115&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''دوستی اهل البیت علیهم السلام''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستی پیامبرتان صلی الله علیه و آله و دوستی اهل بیتش علیهم السلام و بر خواندن قرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیان تاریخ اهل بیت علیهم السلام و فضائل آن بزرگواران در رشد و تربیت فرزند نقش مهم و اساسی دارد. ال انتخاب فردی به عنوان اقتداء در مسائل مهم فردی، اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی از جمله راه های تربیت صحیح اسلامی است. سوق دادن فرزند به حبّ اهل بیت علیهم السلام درحقیقت تعین راه و انتخاب درست در مسیر زندگی اوست.  اهل بیت علیهم السلام بر تربیت فرزندان بر محبت خودشان را توصیه کرده و یک شیوه آن را با فراگیری شعر سفارش کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ شِعْرَ الْعَبْدِیِّ فَإِنَّهُ عَلَى دِینِ اللَّه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال؛ ص401&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل بیت علیهم السلام است که نسبت به اهل بیت علیهم السلام ارادت خاصی داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;. سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل‌بیت علیه السلام در قرن دوم هجری است که تاریخ دقیق ولادت و وفات وی مشخص نیست. وی از اصحاب امام صادق علیه السلام بشمار می‌رود که به حضور آن حضرت می‌رسید و قصائدش را قرائت می‌نمود و امام علیه السلام نیز افراد خانواده‌اش را فرامی‌خواند تا به اشعار وی از پشت پرده گوش دهند. همراهی عبدی با امام علیه السلام تنها در انس و الفت با آن حضرت یا رفت‌وآمد به نزد ایشان خلاصه نمی‌شد بلکه وی نزد امام علیه السلام از مقام و منزلتی برخوردار بود که ناشی از مودت و ایمان خالصانه وی نسبت به اهل‌بیت علیه السلام بود به‌طوری که امام علیه السلام در مورد او می‌فرمایند: ای شیعیان، شعر عبدی را به فرزندان خود تعلیم دهید چراکه وی در راه خداست.&lt;br /&gt;
از سوی دیگر به نظر می‌رسد که وی خود را وقف اهل‌بیت علیه السلام نموده است چراکه تمامی اشعاری که از او به‌دست‌آمده در این راستاست. هنگامی‌که اشعارش را مورد مطالعه قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که وی آن‌ها را به مدح اهل‌بیت علیه السلام به‌طور عموم و امام علی علیه السلام به‌طور خصوص و نیز رثاء امام حسین علیه السلام و سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها اختصاص داده است. همچنین قدرت شعری وی تا حدی بود که به‌محض شنیدن روایتی در فضائل اهل‌بیت علیه السلام آن را به نظم درمی‌آورد و از این‌رو می‌بینیم که اقتباس در جای‌جای اشعارش به چشم می‌خورد به‌گونه‌ای که تعدادی از احادیث و آیات قرآنی را در قالب شعر درآورده است. (سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام)&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: قرآن روز قیامت مردی (رنگ پریده )را می آورد و به پروردگارش می گوید: این شخص کسی است که من روزش را با تشنگی و شبش را به بیداری گرفته بودم و طمع او را به رحمت تو قوی کرده بودم و آرزهایش را به مغفرت تو گسترده بودم پس بر اساس گمان من درباره اش عمل کن. خداوند می فرماید: مُلک را به دست راستش و جادوانگی را به دست چپش دهید.... پدر و مادرش را زیوری دهید که تمام دنیا با آنچه در آن است به ارزش آن نباشد. پس همه مردم روز قیامت به آن پدر و مادر می نگرند و آن دو را عظیم می شمارند و خودشان نیز از این مقامشان به شگفتی فرو می روند و می پرسند: پروردگارا این عظمت از کجاست؟ خداوند می فرماید: این عظمت به سبب آموختن  قرآن به فرزندانتان و تربیت او بر اساس دین اسلام و محبّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «فرستاده خدای متعال» و حضرت علی علیه السلام «ولی خدا» و دین شناسی فرزندتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;. التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ ص450&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسؤلان تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم واجبات تنها بر عهده والدین نیست.  تعلیم تکالیف نسبت به کودکانی که پدر و مادر خود را در سوانح طبیعی و یا غیر طبیعی از دست داده اند با چه کسی است؟ مسؤلیت تعلیم تکالیف دینی بر عهده دو جایگاه حقوقی و حقیقی گذاشته شده است. والدین و حکومت باید این مسؤلیت را بر عهده گیرند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===والدین===&lt;br /&gt;
فرزندان دارای حقوق متعددی هستند. تعلیم حقوق الهی در انجام واجبات و محرمات خواه واجبات فقهی باشد و یا واجبات اخلاقی تنها محدود به والدین نخواهد بود. هر چند فرزند در دامان آنان رشد می کند و مسؤلیت های تربیتی و تعلیمی بیشتر بر عهده آنان است. در یک تقسیم بندی کلی والدین را در تعلیم تکالیف می توان به سه دسته تقسیم کرد که متأسفانه دو دسته از آنان احساس وظیفه ای نسبت به مسأله تعلیم ایجاد نقش نمی کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی والدین نسبت به تعلیم فرائض بی تفاوت اند؛&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش منفی در دینداری و دین شناسی دارند؛ &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش مثبت در این امر ایفا می کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید برای تعلیم تکالیف برنامه ریزی کرده و نه تنها تجربیات دینی و مطالعاتی خود به نسل آینده انتقال دهند؛ بلکه باید از مشاوران مذهبی راهنمایی های لازم را کسب کنند. موانع پیش رو را شناسایی و در رفع آن کوشا باشند. و در صورت انجام  آن، تشویق و در صورت بی رغبتی شیوه ای جدیدی را در تعلیم آنان ارائه دهند. روایات متعدد با خطاب «علّموا اولادکم» تکالیف فراوان به عهده والدین گذاشته است. امام سجاد علیه السلام فرمود: حق فرزندت این است که بدانی او از توست و خوب بدش در دنیا منتسب به توست. و همانا تو درباره آنچه بر عهده داری یعنی خوب تربیت کردن او و راهنمایی کردن او به سوی خداوند و یاری او در فرمان برداری از خداوند؛ مسؤلی. پس در کار او همانند کسی عمل کن که می دانی برای نیکی کردن به او پاداش می گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;.  من لایحضره الفقیه، ج2، ص 622&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر چند مسؤلیت این امر با والدین است اما چه بسا والدین به دلایل متعدد بطور مستقیم قدرت بر تعلیم واجبات ندارند لذا موظفند از معلّم خصوصی و یا دوست استفاده کنند و با ثبتنام در کانون های فرهنگی و غیره در تعلیم معارف و احکام اهتمام بورزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حکومت===&lt;br /&gt;
حکومت اسلامی برای اقامه قوانین الهی، موظف به ایجاد شرایط و فراهم کردن امکانات برای اقامه حقوق الهی است. در حکومت اسلامی حاکم جامعه نیز در تعلیم حدود اسلامی نقش دارد. فرزندانی که والدین خود را در اثر&lt;br /&gt;
سانحه طبیعی یا غیر طبیعی مثل جنگ، تصادف، اختلافات  و غیره از دست داده اند.  حکومت و نظام اسلامی عهده دار چنین کاری است. حضرت امیر علیه السلام الامام علی علیه السلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یُعَلِّمَ أَهْلَ‏ وَلَایَتِهِ‏ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم؛ ص453&amp;lt;/ref&amp;gt; امام جامعه وظیفه دارد که حد و مرز اسلام و ایمان را به مردمان تحت حکومتش بیاموزد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً  وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ  فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ&amp;lt;ref&amp;gt;.نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34، ص79&amp;lt;/ref&amp;gt; اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى، اما حق شما بر من این است که خیر خواه شما باشم، و غنیمت شما را به نحو کامل به شما بپردازم، و شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید .و اما حقى که من بر شما دارم وفا به بیعتى است که با من نموده‏اید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبراکرم صلی الله علیه و اله در یک روایت جامع همه جامعه را مسؤل زیردستانشان معرفی کرده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول الله صلی الله علیه و آله:‏ أَلَا کُلُّکُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ کُلُّکُمْ‏ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ أَلَا فَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏1 ؛ ص6&amp;lt;/ref&amp;gt;  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بدانید که همه شما مسؤلید و همه شما نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. فرمانروای مردم مسؤل مردم است و نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. مرد، سرپرست خانواده است و نسبت به آن بازخواست می شود. زن، مسؤل خانه شوهر و فرزندان اوست و در برابر آن بازخواست می شود. برده، مسؤل مال مالک خود است و در برابر آن مسؤل است. پس بدانید که همه شما مسؤلید و همه تان در برابر زیردستان خود بازخواست می شوید. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دولت اسلامی موظف است که براساس درک صحیح از نیازهای جامعه و با توجه به سرعت رو به شتاب در کاروان علم و فناوری و با آینده نگری برای تأمین همه نیازهای علمی جامعه اسلامی در جهت حفظ استقلال و عزت امّت اسلامی، نسبت به واجبات نظامیّه و از آن جمله آموزش و پرورش، سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و همه امکانات خود را در جهت گسترش کمی و کیفی آن به کار گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;. مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تربیت و تعلیم امری است که گام به گام و در طول مدّت به نتیجه مطلوب می رسد. طبیعی است که مسائل مربوط به خمس، زکات، معاملات، نذر، عهد و غیره را طول دوران رشد و ادراک عقلی باید تعریف کرد. وظیفه تعالیم و تکالیف الهی را نمی توان محدود به سنین خاصی درنظر گرفت و اگر دوران کودکی و یا جوانی در روایات بدان توجه شده حاکی از لزوم تمرین  وعادت دادن آنان در این سنین  دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «دل جوان چونان زمین کشت نشده است که هر بذری در آن افکنند می پذیرد من نیز پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت (به امور دنیا) مشغول شود به ادب آموزیت پرداختم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ایجاد انگیزه===&lt;br /&gt;
والدین و حکومت باید  از هر آنچه در ترغیب کودکان به تعلیم فرائض مؤثر است کمک بگیرند. انتخاب مدارس و ثبت نام در کانون های فرهنگی، انتخاب دوستان خوب، خرید جایزه و وعده هایی که ترغیب کودک را بیشتر می کند و غیره از جمله عوامل مؤثر در تعلیم است. دولت باید نسبت به فرزندان یا والدینی که در ترغیب تعالیم کوشا هستند با کمک های مالی، زیارتی، اهداء جواز و غیره تشویق کرده و با تربیت نسلی شایسته جامعه را بدین سمت ترغیب کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش تعالیم دینی به عنوان یک وظیفه الهی بر عهده والدین و نظام است. کوتاهی یا تأخیر در این وظیفه آثار نامطلوبی در روح و جان کودک می گذارد. در ذیل به آثار و پیامدهای این مسأله اشاره می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حفظ جامعه از آسیب های اجتماعی===&lt;br /&gt;
تعالیم دینی علاوه بر آثار روحی و اخروی ، روابط خوب اجتماعی ، ارتباط با مردم و متخلق شدن به آداب اسلامی را در وجود انسان پرورش می دهد. ارتکاب  معاصی در جامعه فاقد معارف دینی  هر روز بیشتر می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مراجعات فراوان به محاکم قضایی نتیجه عدم توجه به تربیت دینی و وظایف الهی است که در دوران کودکی نسبت بدان سهل انگاری شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود. در روایات مواردی را با عنوان صدقه جاریه - یعنی آنچه که انسان پس از مرگ بر اعمال خیر او افزوده می شود و از بهره های دنیوی آن برخوردار می شود- یاد شده است. فرزند صالح یکی از مصادیق اعمال صالح در روایات به شمار رفته که پس از فوت والدین، برای آنان طلب مغفرت می کند. هر میزان که در تعلیم فرائض کوشا و فرزند را در عمل به واجبات ترغیب کنند و پایه های فکری و عملی فرزند بر اساس این تربیت شکل بگیرد و در زندگی فردی و اجتماعی به منصه ظهور برساند والدین در ثواب اعمال وی شریک و نیز توجه فرزند در طلب مغفرت برای آنان نیز فزونتر خواهد شد. و این همان ذخیره اخروی است که در روایات به صدقه جاریه از آن یاد شده است.‏عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏ خَمْسَةٌ فِی‏ قُبُورِهِمْ‏ وَ ثَوَابُهُمْ‏ یَجْرِی إِلَى دِیوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحا &amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری)؛ ص105&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج گروه هستند که در قبرند، ولی ثواب ایشان بر دیوان ایشان افزوده می شود. کسی که درخت خرمایی را بکارد و کسی که چاهی را حفر کند و کسی که مسجدی را برای خدا بنا کند و کسی که قرآن بنویسد و کسی که فرزند صالحی از خود بجا گذارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شیوه ها و ابزار های تعلیم واجبات دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم و تربیت زمانی که با واژه دینی همراه می شود«تعلیم و تربیت دینی» حسّاسیت امر را دو چندان می کند. در عصری که هجوم فرهنگی، با شتابِ دوچندان به سوی فرزندان ما نشانه رفته و با شیوه های مختلفی سعی در دور کردن جوانان از مسائل دینی دارند. قدرت بازدارنده  قوی برای راسخ شدن احکام الهی در روح و جان فرزندان لازم است. در اینجا با بهره گرفتن از روایات معصومین علیهم السلام برخی شیوه های مؤثر را بیان می کنیم. در تعلیم هر کدام از واجبات مربوطه اعم از اعتقادی؛ احکام؛ اخلاق و غیره شیوه های مختص به خودش را باید اعمال کرد. لذا راههای تعلیم اعتقادات با تعلیم احکام به هر میزان که تخصصی انجام شود تأثیر آن بیشتر و مستدام ترخواهد بود. در این مقاله در مقام بیان راهکار کیفیت تعلیم نیستیم لذا به نحو عموم به مشترکاتی از شیوه ها بسنده کرده و در ذیل بیان می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از تمثیل، قصص'''&amp;lt;ref&amp;gt;. راههای آموزش خداشناسی به کودکان، روزنامه کیهان، طه تهامی، 16 /9 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از الگوهای موفق'''&amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''ایجاد ارتباط با طبیعت و نسبت آن خالق هستی( برای  بیان اعتقادات توحیدی)''' &amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''طرح سؤالات مختلف و تقویت روحیه تفکّر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از فیلم:'''فیلم جادوی تصویر است. یکی از ابزارهای بسیار نیرومند در ترویج فرهنگ اسلامی و تعلیم واجبات دینی در قالب طنز، انمیشین، سریال،برنامه کودک و غیره نیز می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از اردو:'''بهره گیری از اردوهای علمی و زیارتی و برگزاری مسابقات در ارائه بهتر هرچه تعلیم احکام نیز می باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شعر:'''یکی از بهترین ابزارها در کیفیت تعلیم واجبات مورد توجه است. بسیاری از تکالیف مهم و کاربردی مثل نماز، وضو، و یا مسائل توحیدی را به زبان ساده کودکانه در قالب شعر به کودکان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''راهنمایی فرزندان به کانون های فرهنگی و پایگاه های بسیج مساجد، مهدکودک های قرآنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از جوائز برای تشویق  به یادگیری و عمل به احکام اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تلاوت قرآن'''ترنم تلاوت قرآن در منزل و همراهی همه اعضا در تلاوت (تلاوت جمعی یا فردی) خصوصاً سوره هایی که نکات تربیتی مثل سوره های نور، یوسف قصص، لقمان و احزاب و غیره در آن وجود دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''غنی سازی کتب درسی و آموزش آن توسط معلمان و استادان با اخلاق'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پیوند ارتباط عاطفی با فرزند'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از نگارش و ثبت پیام های معنوی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از معلم خصوصی برای تعلیم وظایف الهی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''برنامه ریزی تربیتی قبل از انعقاد نطفه:'''لازم است که والدین قبل از تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن نسبت به دستورات دینی که قبل و بعد انعقاد نطقه برای فرزند صالح بیان شده مطالعه داشته باشند. رعایت نکات دینی قبل از انعقاد و بعد از آن، زمینه بیشتری برای یادگیری تعالیم اسلامی در فرزند را بوجود می آورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تشویق به خواندن کتب آموزنده که با هدف تعلیم یکی از واجبات الهی تدوین شده است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از دوستان و افرادی که فرزندان ما نسبت به سخنان آن حرف شنوایی بیشتری دارند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شرکت در اعیاد و عزاداری ها:'''فرزندان را در آن شرکت داده و با توضیح مراسمات و بیان وقایع تاریخی، عمل به واجبات الهی را به عنوان اصل اولی برای فرزندان تبیین کنیم.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''در زندگی کودکان، هیچ کس بسان والدین اثر گذار نیست. والدین با شیوه محبت می توانند عمل به واجبات و تکالیف الهی را در حضور فرزند و با نشان دادن آن به اولاد، بهترین راه تعلیم را ارائه دهند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تهیه‌‌ی امکانات:'''&lt;br /&gt;
امکاناتی جذاب مانند سجاده‌ای زیبا، تسبیح، عطر، چادر و مقنعه‌ای مناسب، قبله نما و . . . فراهم کردن اسباب راحت وضو گرفتن مثلاً در زمستان با آب گرم و در تابستان با آب خنک، دستشویی تمیز با نور کافی و بدون وسایل اضافی، عامل موثری در تثبیت آموزش نماز و مقدمات آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;. http://www.emamraoof.ir/index.aspx?siteid=1&amp;amp;siteid=1&amp;amp;pageid=1933&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==هزینه آموزش تعالیم دینی==&lt;br /&gt;
یکی از مسائل مهم در فقه اجرت تعلیم واجبات است. آیا صحیح است که در تعلیم واجبات، اجرتی دریافت شود یا خیر؟ هزینه های مالی آن بر عهده چه کسی است. به عبارت دیگر در تعلیم واجبات به دیگران حتی فرزند آیا هزینه های انجام شده باید از مال پدر باشد یا فرزند؟ علامه حلی در پاسخ به این سؤال می فرماید: &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اجرت تعلیم واجبات از مال طفل است. پس اگر برای طفل مالی نبود پدر باید هزینه های آن را بپردازد و الا اگر پدر طفل هزینه های تعلیم واجبات را نداشته باشد امام و حاکم جامعه باید این هزینه ها را بپردازد برای آنکه از مصالح است. جواز پرداخت اجرت از مال طفل تنها در تعلیم فاتحة الکتباب، سوره ها و واجبات از قرآن و ادب است و در غیر آن از تعلیم علوم دیگر اشکال دارد.» &amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام خمینی ره می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«احتیاط واجب آن است که براى یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج‌، ص: 551، مسأله999 بنابر نظر اکثر مراجع عظام تقلید از قبیل امام خمینی ره، آیت الله گلپایگانی ره، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله مکارم، آیت الله میرزا جواد آقاتبریزی ره، آیت الله سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما شیخ عباس قمی در کتاب غایة القصوی در ترجمه عروة الوثقی می نویسد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جایز نیست اجیر شدن براى به جا آوردن واجبات عینیّه مثل نماز یومیه و واجبات کفائیّه مثل غسل دادن اموات و کفن کردن آنها و نماز بر آنها و مثل یاد دادن قدر واجب از اصول دین و فروع دین و قدر واجب از قرآن مثل حمد و سوره و مثل قضاوت و فتوى دادن و نحو آنها و هم چنین براى اذان گفتن. بلى، ضرر ندارد که قاضى و مفتى و مؤذن را از بیت المال معاش دهند. و جایز است اجیر شدن براى تعلیم فقه و حدیث و علوم ادبیّه و قرآن و غیر مقدار واجب آن»&amp;lt;ref&amp;gt;. الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى؛ شیخ عباس قمی، ج‌، ص: 341، مسأله 13&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حکم فقهی تعلیم فرائض دینی==&lt;br /&gt;
آیا حقّ تعلیم واجبات به عنوان یک امری لازم و واجب بر عهده والدین است تا حکم تکلیفی بر ذمة والدین باشد یا به صورت تأکید استحبابی و امری اخلاقی است که والدین به عنوان یک واجب اخلاقی به فرزندان بیاموزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مسأله از جمله مسائل اختلافی است که از زمان شیخ طوسی در کتاب مبسوط تا به الان مورد توجه بوده است. عده ای قائل به استحباب و بعضی قائل به وجوب شده اند. این مسأله به صورت استفتاء از بعضی مراجع سؤال شده است که در ذیل بیان می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;هل یجب على الأب تعلیم أولاده الواجبات و المحرّمات، و حثّهم على الالتزام الشرعی؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله الخوئی: ینبغی على الأب تعلیم أولاده الأحکام الشرعیة، و الوظائف الدینیّة، من الواجبات و المحرّمات، و اللّه العالم. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله المیرزاجواد آقا التبریزی ره: بل لا یبعد الوجوب إذا ترکوا الواجبات، و فعلوا المحرّمات بسبب ترک التعلیم، نعم لا فرق فی التعلیم بین المباشرة و التسبیب&amp;lt;ref&amp;gt;. صراط النجاة (المحشى للخوئی)؛ ج‌، ص: 264، سؤال796&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;آیا تعلیم واجبات و محرمات به فرزندن و تشویق آنان به التزامات شرعی بر والدین واجب است؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله خوبی:  سزاوار است(خوب است) که پدر نسبت به تعلیم احکام شرعی و وظایف دینی فرزند- اعم از واجبات و محرمات- تقیّد داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله میرزاجواد آقا تبریزی ره: بعید نیست که مسأله تعلیم واجبات بر پدر واجب باشد آن هم زمانی که فرزندان به سبب ترک تعلیم، ترک واجب کنند و نیز انجام محرمات را مرتکب شوند. بله در تعلیم واجبات فرقی بین پدر و کسی که با امر پدر انجام وظیفه کند نیست. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علامه حلی ره حکم به وجوب تعلیم واجبات به فرزند داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بر پدران و مادران تعلیم احکام طهارت و نماز و شرایع دیگر بعد از هفت سالگی واجب است. و در صورتی که اطفال بعد از ده سالگی اقدام به ترک واجبات کنند باید تنبیه شوند. چرا که بعد از ده سالگی زمان احتمال بلوغ جنسی کودکان وجود دارد پس چه بسا بالغ شده اما ... و در صورتی که قدرت بر روزه گرفتن داشته باشد امربه روزه گرفتن می شود. فیجب على الآباء و الأمهات تعلیمهم الطهارة و الصلاة و الشرائع بعد السبع، و الضرب على ترکها بعد العشر، لأنه زمان احتمال البلوغ بالاحتلام، فربما بلغ و لا یصدق، و یؤمر بالصیام مع القدرة»&amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری ره: یادگیری قرآن را واجب دانسته و تعلیم قرآن را واجب کفایی می داند. (یجب تعلّم القرآن و تعلیمه کفایة)&amp;lt;ref&amp;gt;. مهذب الأحکام (للسبزواری)؛ ج‌، ص: 128، مسأله1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استفتاء===&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرستادن فرزندان به مدرسه ‏هایی که بعضی از عقائد فاسد در آنها تدریس می ‏شود با فرض تأثیر نپذیرفتن آنان از آن افکار، چه حکمی دارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر خوفی نسبت به عقاید دینی آنان وجود نداشته باشد و ترویج باطل هم نباشد و آنان بتوانند از یادگیری مطالب باطل و فاسد و گمراه‏کننده دوری کنند، اشکال ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای، سؤال1333،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر می باشد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد. &amp;lt;http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=119&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله بهجت ره&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« اخذ اجرت بر تعلیم اطفال قرائت قرآن را، مانعى ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل (بهجت)؛ ج‌، ص: 479&lt;br /&gt;
/6/1396&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
معارف و احکام بانوان، نجف‌آبادى، حسین على منتظرى، در یک جلد، انتشارات مبارک، قم - ایران، دوم، 1427 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، عمیدى، سید عمید الدین بن محمد اعرج حسینى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الخصال،ابن بابویه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الأمالی (للطوسی)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون - لبنان - بیروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الکافی (ط - الإسلامیة)، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع الأخبار(للشعیری)، شعیری، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حیدریة - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
إختیار معرفة الرجال، کشى، محمد بن عمر، رجال الکشی، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، پاینده، ابو القاسم، 1جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام حسن بن على علیه السلام، امام یازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م 1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهایة الإحکام فی معرفة الأحکام،حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، امام خمینى، سید روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شیخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پیروزى، قم - ایران، اول، 1423 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صراط النجاة (المحشّى للخوئی)، خویى، سید ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مکتب نشر المنتخب، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مهذّب الأحکام (للسبزواری)، سبزوارى، سید عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آیة الله، قم - ایران، چهارم، 1413 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ایران، دوم، 1426 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
1.	تربیت اعتقادی فرزند از منظر فقه، علیرضا اعرافی و سید نقی موسوی، نشریه، کاوشی نو در فقه، مقاله 3، دوره 20، شماره76، تابستان1392، ص48 تا 70&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	شیوه های ترغیب کودکان به نماز، حسن خلجی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	راه های آموز ش خداشناسی به کودکان( روزنامه کیهان، طه تهامی، 16/9/1392&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	نماز آموزی به فرزند در فقه تربیتی اسلام، سید نقی موسوی، علی رضا اعرافی، مجله پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، تابستان1392، سال 21، شماره19  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	چگونه فرزندانمان را با واجبات دینی و فرائض اسلام آشنا کنیم؟   http://shafaqna.com/persian/&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	کتاب تربیت دینی کودک و نوجوان: نکته ها و روش ها، مریم ادیب&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.	کتاب تربیت کودک از منظر آموزه های دینی، علی اصغر شعبان دوخت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ آخِرُ دَعْوانَا‏ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1.	معارف و احكام بانوان، نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، در يك جلد، انتشارات مبارك، قم - ايران، دوم، 1427 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	كنز الفوائد في حل مشكلات القواعد، عميدى، سيد عميد الدين بن محمد اعرج حسينى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	كنز الفوائد، كراجكى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضى، محمد بن حسين، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.	الخصال،ابن بابويه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8.	تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الكتب الإسلاميه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9.	الأمالي (للطوسي)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10.	دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11.	روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12.	الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13.	جامع الأخبار(للشعيري)، شعيري، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حيدرية - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14.	تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15.	تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16.	بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17.	إختيار معرفة الرجال، كشى، محمد بن عمر، رجال الكشي، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18.	نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، پاينده، ابو القاسم، 1جلد، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19.	غرر الحكم و درر الكلم (مجموموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الكتاب الإسلامي - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20.	من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21.	التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22.	مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر، ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى - عطايى، محمد رضا، م 1جلد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23.	نهاية الإحكام في معرفة الأحكام،حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24.	توضيح المسائل (محشّٰى - امام خمينى)، امام خمينى، سيد روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25.	الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شيخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پيروزى، قم - ايران، اول، 1423 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
26.	صراط النجاة (المحشّى للخوئي)، خويى، سيد ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مكتب نشر المنتخب، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
27.	مهذّب الأحكام (للسبزواري)، سبزوارى، سيد عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آية الله، قم - ايران، چهارم، 1413 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
28.	جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ايران، دوم، 1426 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
29.	سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
30.	سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
31.	ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
32.	مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
33.	روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=57303</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:پرهیز از خودپسندی منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=57303"/>
				<updated>2017-09-11T04:58:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته شده توسط محمد علی محسن زاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
و ایاک و الاعجاب بنفسک واﻟﺛﻗﺔ بما یعجبک منها و حب الاطراﺀ فان ذلک من ﺃوثق فرص الشیطان فی نفسه للیمحق ما یکون من احسان المحنین.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و ایاک والمن علی رعیتک باحسانک ﺃو التزید فیما کان من فعلک ﺃو ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فان المن یبطل الاحسان و التزید یذهب بنور الحق و الخلف یوجب المقت عند الله و الناس.قال الله تعالی:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و ایاک واﻟﻌﺠﻟﺔ بالامور قبل ﺃو آن ها ﺃو التسقط فیها عند امکان ها ﺃو اﻟﻟﺠاﺠﺔ فیها اذا تنکرت ﺃو الوهن عنها اذا استوضحت فضع کل ﺃمر ﻤﯡﺿﻌﺔ و ﺃوقع کل ﺃمر موقعه.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مبادا هرگز دچار خود پسندی گردی و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست داشته باشی که همه این ها از بهترین فرصت های شیطان در نظر او برای هجوم و نابودی کردار نیک نیکوکاران است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مبادا هرگز با احسان و خدمت هایی کهانجام دادی یر مردم منت گذاری یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای بدهی سپس خلف وعده کنی منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند.و عمل خلاف وعده، خشم خدا و مردم را بر می انگیزد زیرا خدای بزرگ فرمود:. مبادا هرگز در کاری که وقت آن نرسیده است شتاب کنی یا در کاری که وقت آن رسیده است سستی ورزی یا در چیزی که(حقیقت آن)روشن نیست ستیز کنی و یا در کارهای آشکار کوتاهی کنی.تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوصش انجام دهی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکته ها و حکمت ها==&lt;br /&gt;
1-پرهیز از خود پسندی و خود بزرگ بینی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2-اطمینان نکردن به امور خویشایند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3-علاقه نبستن به ستایش دیگران&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4-منت نگذاشتن در کارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5-پرهیز از بزرگ نمایی در کارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6-دوری از خلف وعده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7-انجام به هنگام و به موقع کارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8-پرهیز از شتاب درکارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9-کوتاهی نکردن هنگام فراهم آمدن امکان انجام امور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10-لجاجت نکردن هنگام نا مشخص بودن امور.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انتظارات-باید ها و نیاید ها(اهداف رفتاری برای مدیرو فرمانده)==&lt;br /&gt;
1-از هرگونه خود پسندی و خود بزرگ بینی دوری کند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2-به صرف اینکه شیفته چیزی شده است به آن اطمینان نکند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3-به ستایش دیگران علاقه نشان ندهد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4-به خاطر خدماتی که انجام می دهد منت نگذارد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5-کارهای خود را بزرگ نشان ندهد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6-از وعده های خود تخلف نکند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7-از شتاب در کارها قبل از رسیدن موعد آن بپرهیزد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8-از کوتاهی در انجام کارها هنگام فراهم آمدن امکان انجام آن ها خودداری کند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9-از هرگونه لجاجت هنگام نامشخص بودن امور دوری کند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10-هر کاری را در جا و موقع مناسب و خاص خود انجام هد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شواهد از روایات امام==&lt;br /&gt;
1-&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- &amp;lt;&amp;lt;شتاب برای ادراک کار خدا اصلاح آن است&amp;gt;&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3-&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4-&amp;lt;&amp;lt;و ان من استخف حالات الولاﺓ عند صالح الناس ﺃن یظن بهم حب الفخر و یوضع ﺃمرهم علی الکبر و قد کرهت ﺃن یکون جال فی ظنکم ﺃنی ﺃحب الاطراﺀ و استماع الثناﺀ و لست بحمد الله کذلک و لو کنت احب ﺃن یقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من اﻟﻌﻆﻤﺔ و الکبریا و ربما استحلی الناس الثنا بعد البلا فلا تثنوا علی بجمیل ثناﺀ لاخراجی نفسی الی الله سبحانه و الیکم من اﻟﺗﻗﻴﺔ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فی حقوق لم افرغ من ﺃدائها و فرائض لابد من امضائها فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابرﺓ و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند ﺃهل البادرﺓ و لا تخالطونی بالمصاﻧﻌﺔ و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ﺃن یقال له ﺃو العدل ﺃن یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه فلا تکفوا عن مقاﻟﺔ بحق ﺃو مشورﺓبعدل فانی لست فی نفسی بفوق ﺃن ﺃخطی و لا آمن ذلک من فعلی الا ﺃن یکفی الله من نفسی ما هو ﺃملک به منی فانما ﺃنا و انتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره یملک من ﺃنفسنا و ﺃخرجنا مما کنا فیه لی ما صلحنا علیه ﻔﺃبدلنا بعد اﻟﺿﻟاﻟﺔ بالهدی و اعطانا البصیرﺓ بعد العمی&amp;gt;&amp;gt;.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;&amp;lt; از سخیف ترین حالات والیان نزد مردم این است که مردم گمان می کنند آنان به فخر و مباهات علاقه دارند و بنای کار خود بر کبر و غرور می نهند.بدم می آید که چنین گمان می کنید من جویای ثنا و ستایشم و سپاس خدا را که چنین نیستم اگر هم دوست داشتم که مرا بستایند به سبب فروتنی در برابر پروردگارم.آن را ترک می کردم زیرا تنها اوست که سزاوار عظمت و کبریاست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بسیار پیش می آید که مردم پس ازانجام کار مهمی می خواهند که آنان را بستایند ولی مرا به سبب فرمانبرداری ام از خدا و رفتار نیکویی که با شما داشته ام به نیکی میستایید زیرا هنوز حقوقی هست که ادا نکرده ام و فرایظی بر گردن دارم که باید آن ه را به جا آورم آن گونه که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و آن چه را از مردم خشمگین هنگام خشمشان پنهانمی دارند از من پنهان مدارید به چاپلوسی و تملق نیز با من رفتار مکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید و نمی خواهم که مرا بزرگ انگارید زیرا هرکه شنیدن حق بر&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او گران آید یا نتواند اندرز کسی را در باب عدالت بشنود عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است پس با من از گفتن حق یا رای زدن به عدل باز نایستید زیرا من در نظر خود بزرگ تر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم ودر اعمال خود از خطا ایمن باشم مگر آن که خدا مرا در آن چه با نفس من رابطه دارد کفایت کند زیرا او توانا تر از من به من است م و شما بندگانی در دست قدرت پروردگاری هستیم که پرورش دهنده ای جز او نیست او در آن چه اختیارش را نداریم صاحب اختیار ماست اوست که ما را از آن چه در آن غوطه وریم بیرون می کشد و به راهی که صلاحمان در آن است می برد او بود که پس از گمراهی ما را هدیت کرد و پس از نابینایی بینایی بخشید&amp;gt;&amp;gt;.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5-.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مطالب اضافه شده به متن اصلی==&lt;br /&gt;
===منت گذاری===&lt;br /&gt;
تعریف لغوی : به معنی اینکه کسی نسبت به دیگری نیکی و احسانی انجام دهد سپس به رخ او بکشد و او را سرزنش ‍کند آمده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعریف اصطلاحی ـ به معنای نعمت و نیکی آمده مانند : وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْک مَرَّةً أُخْرَی سوره طه : آیه 37&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و بار دیگر هم در حق تو نیکی کرده بودیم . (منت خداوند به دیگران احسان و نعمت است) و یکی از اسماء الهی ، منّان است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی بیشتر به این معنی است کسی به دیگری احسان و نیکی کند و بعد به رخ او بکشد و او را سرزنش و اذیت کند و این از صفات ناپسندی است که آیات و روایات فراوانی آن رامذمت کردند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آیات===&lt;br /&gt;
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذیً&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی نیکو با پرده پوشی یا عذر خواهی از صدقه ای که آزاری در پی دارد بهتر است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَلا تَمْنُن تَستَکْثرُ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منت مگذار ، و فزونی مطلب .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همانگونه که در حدیث آمده است که امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمود :&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ قَالَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَلا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ قَالَ لَا تَسْتَکْثِرْ مَا عَمِلْتَ مِنْ خَیْرٍ لِلَّهِ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کار نیکی را که برای خدا انجام می دهی هرگز زیاد مشمر .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2 ـ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمْ فی سبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلا أَذًی لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسانی که اموال خـود را در راه خـدا انفاق می کنند ، سپـس به دنبال انفاقی که کرده اند ، منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند ، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است ، و نه ترسی دارند ، و نه غمگین می شوند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این آیه به خـوبی استفاده می شود که انفاق در راه خدا در صورتی در پیشگاه پـروردگار مورد قبول واقع می شود که به دنبال آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش نیازمندان است ، نباشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابر این کسانی که در راه خـداوند بذل مال می کنند ولی به دنبال آن منت می گذارند یا کاری که موجب آزار و رنجش ‍است می کنند در حقیقت با این عمل ناپسند اجر و پاداش خود را از بین می برند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه در این آیه بیشتر جلب توجه می کند این است که قرآن در واقع سرمایه زندگی انسان را منحصر به سرمایه های مادی نمی داند ، بلکه سرمایه های روانی و اجتماعی را نیز به حساب آورده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که چیزی به دیگری می دهد و منتی بر او می گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل می سازد ، در حقیقت چیزی به او نداده است زیرا اگر سرمایه ای به او داده سرمایه ای هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست های روحی به مراتب بیش از مالی باشد که به او بخشیده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابر این اگر چنین اشخاصی اجر و پاداش نداشته باشند کاملا طبیعی و عادلانه خواهد بود بلکه می توان گفت چنین افراد در بسیاری از موارد بدهکارند نه طلبکار زیرا آبروی انسان به مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته دیگر اینکه منت گذاردن و اذیت کردن در آیه با کلمه (ثم) که معمولا برای فاصله بین دو حادثه (و به اصطلاح برای تراخی) است ذکر شده بنابر این معنی آیه چنین می شود کسانی که انفاق می کنند و بعدا منتی نمی گذارند و آزاری نمی رسانند پاداش آنها نزد پروردگار محفوظ است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و این خود می رساند که منظور قرآن تنها این نیست که پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خـالی از منت باشد بلکه در زمانهای بعد نیز نباید با یادآوری آن منتی بر گیرنده انفاق گذارده شود ، و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص ‍انسانی می رساند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید توجـه داشت که منت و آزاری که موجـب عدم قبول انفاق می شود اخـتصاص به مستمندان ندارد بلکه در کارهای عمومی و اجتماعی از قبیل جـهاد در راه خـدا و کارهای عام المنفعه که احتیاج به بذل مال دارد نیز رعایت این موضع لازم است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جـمله لهم اجـرهم عند ربهم به انفاق کنندگان اطمینان می دهد که پاداششان نزد پـروردگار محفوظ است تا با اطمینان خاطر در این راه گام بردارند زیرا چیزی که نزد خدا است نه خطر نابودی دارد و نه نقصان ، بلکه تعبیر (ربهم) پروردگارشان ، ممکن است اشاره به این باشد که خداوند آنها را پرورش می دهد و بر آن می افزاید .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جـمله و لا خـوف علیهم و لا هم یحزنون ، اشاره به این است که آنها هیچ نوع نگرانی نخواهند داشت ، زیرا خوف ، همانگونه که در سابق هم اشاره شد نسبت به امور آینده است ، و حزن و اندوه ، نسبت به امور گذشته ، بنابر این با توجه به اینکه پاداش انفاق کنندگان در پیشگاه خدا محفوظ است ، نه از آینده خود در رستاخیز ترسی دارند و نه از آنچه در راه خدا بخشیده اند ، اندوهی به دل راه می دهند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی نیز گفته اند آنها ترسی از فقر و کینه و بخل و مغبون شدن ندارند و نه غمی از آنچه انفاق کرده اند . حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) آمده : کسی که به فرد با ایمانی نیکی عطا کند ، سپس او را با سخـنی آزار دهد ، یا منتی بر او بگذارد ، به یقین انفاق خـود را باطل کرده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی آنها که چنین نکرده اند ، بیمی از باطل شدن انفاقها به خود راه نمی دهند ، اسلام در این زمینه به قدری دقیق است که بعضی از علماء پیشین گفته اند : هر گاه انفاقی به کسی کنی و بدانی که سلام کردن تو به او ، بر او سخت و گران است و یاد آور خاطره بخشش ، بر او سلام نکن .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تُبْطـِلُوا صدَقَتِکُم بِالْمَنِّ وَالاَذَی کالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکهُ صلْداً لا یَقْدِرُونَعَلی شیْءٍ مِّمَّا کسبُوا وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ای کسانی که ایمان آورده اید ! بخـششهای خـود را با منت و آزار ، باطل نسازید ! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم ، انفاق می کند ، و به خـدا و روز رستاخیز ، ایمان نمی آورد ، (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن ، (قشر نازکی از) خاک باشد ، (و بذرهایی در آن افشانده شود ،) و رگبار باران به آن برسد ، (و همه خاکها و بذرها را بشوید ،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند . آنها از کاری که انجام داده اند ، چیزی به دست نمی آورند ، و خداوند ، جمعیت کافران را هدایت نمی کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفسیر : دو مثال جالب در مورد انگیزه های انفاق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیه ، نخـست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاقهای خود را به خاطر منت و آزار ، باطل و بی اثر سازند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپـس دو مثال جالب برای انفاقهای آمیخته با منت و آزار و ریاکاری و خودنمائی و همچنین انفاقهائی که از ریشه اخلاص و عواطف دینی و انسانی سرچشمه گرفته بیان می کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید ! بخـششهای خـود را با منت و آزار باطل نسازید یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس این عمل را تشبیه به انفاقهائی که توأ م با ریاکاری و خودنمائی است می کند ، می فرماید : این همانند کسی است که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و ایمان به خـدا و روز رستاخیز ندارد کالذی ینفق ماله رئاء الناس ‍ولا یؤمن بالله والیوم الاخر .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و بعد می افزاید : کار او همچون قطعه سنگ صافی است که بر آن قشر نازکی از خاک باشد و بذرهایی در آن افشانده شود و باران درشت به آن برسد ، (و خاک و بذرها را بشوید) وآن را صاف رها سازد آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شیء مما کسبوا .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه تعبیر لطـیف و رسا و گویائی ؟ ! قطعه سنگ محکمی را در نظر بگیرید که قشر رقیقی از خاک روی آن را پوشانده باشد و بذرهای مستعدی نیز در آن خاک افشانده شود و درمعرض هوای آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد ، سپس باران دانه درشت پر برکتی بر آن ببارد ، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است ، ولی به خاطر یک کمبود ، همه چیزاز بین می رود و این باران کاری جز این نمی کند که آن قشر باریک را همراه بذرها می شوید و پـراکنده می سازد و سنگ سخـت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهی بر آن نمی روید با قیافه خشونت بارش آشکار می سازد ، چرا که بذرها در محل نامناسبی افشانده شده بود ، ظاهری آراسته و درونی خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکی از خـاک روی آن را گرفته بود ، در حالی که پـرورش گیاه و درخـت نیاز به خاک عمیقی دارد که برای پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاقهای آمیخته با منت و آزار که از دلهای سخت و قساوتمند سرچشمه می گیرد و صاحبانش هیچ بهره ای از آن نمی برند و تمام زحماتشان بر بادمی رود .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در پـایان آیه می فرماید : و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند والله لا یهدی القوم الکافرین .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اشاره به اینکه خداوند توفیق هدایت را از آنها می گیرد چرا که با پای خود ، راه کفر و ریا و منت و آزار را پـوییدند ، و چنین کسانی شایسته هدایت نیستند ، و به این ترتیب انفاقهای ریائی و آمیخته با منت و آزار ، همه در یک ردیف قرار گرفته اند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِی یُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنَّ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلِلَّهِ عَلَیْهِ فِیهِ الْمَنُّ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علی ابن سوید از امام رضا علیه السلام سؤال میکند که عجب و خودپسندی چیست ? امام فرمودند عجب درجاتی دارد یکی از درجاتش این است کسی به خدا ایمان بیاورد سپس بر خدا منت نهد که ایمان آورده در حالی که خداوند بر او منت نهاده خداوند اسباب ایمان آوردن او را برایش مهیا نموده است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی عَنْ غِیَاثٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی کَرِهَ لِی سِتَّ خِصَالٍ وَکَرِهْتُهَا لِلْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِی وَأَتْبَاعِهِمْ مِنْ بَعْدِی مِنْهَا الْمَنُّ بَعْدَ الصَّدَقَةِ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسولخدا صلی الله علیه و آله : خداوند تبارک و تعالی ناپسند شمرد بر من شش خصلت را و من این شش خـصلت را بر فرزندان و پیروانم ناپسند شمردم یکی از اینها منت نهادن بعد از صدقه است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْمَنُّ یَهْدِمُ الصَّنِیعَةَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام : منت نهادن ارزش نیکیها را از بین میبرد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تحف العقول نهج ، [ نهج البلاغة ] فِی وَصِیَّتِهِ علیه السلام لِلْأَشْتَرِ وَإِیَّاکَ وَالْمَنَّ عَلَی رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِک&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علی علیه السلام : در وصیت به مالک اشتر میفرمایند : مبادا بخاطر نیکی که انجام میدهی بر مردم منت نهی .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَیْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی حَدِیثِ الْمَنَاهِی قَالَ وَمَنِ اصْطَنَعَ إِلَی أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَثَبَّتَ وِزْرَهُ وَلَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ علیه السلام یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَی الْمَنَّان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسولخـدا صلی الله علیه و آله : در حدیث مناهی میفرمایند : کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نابود میکند و وزر و گناهش برایش میماند ؛ سپس حضرت فرمودند : خدای بزرگ میفرماید : منت گذار را از بهشت محروم کردم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَفِی الْخـِصَالِ عَنِ الْخَلِیلِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ خُزَیْمَةَ عَنْ أَبِی مُوسَی عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ سُفْیَانَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مُسْهِرٍ عَنْ خَرَشَةَ بْنِ الْحُرِّ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ الْمَنَّانُ الَّذِی لَا یُعْطِی شَیْئاً إِلَّا بِمِنَّةٍ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسولخدا صلی الله علیه و آله : سه گروه خدا با آنها صحبت نمیکند یکی از آنها منتگذاری که هر چه به دیگری میبخشد بر او منت مینهد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مَنْ أَسْدَی إِلَی مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ آذَاهُ بِالْکَلَامِ أَوْ مَنَّ عَلَیْهِ فَقَدْ أَبْطَلَ اللَّهُ صَدَقَتَهُ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سولخدا صلی الله علیه و آله : کسی که کار نیکی برای مؤمنی انجام دهد سپس با کلامی او را اذیت کند یا بر او منت نهد خداوند صدقه او را باطل میکند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جـَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْهِ وَمُدْمِنُ الْخَمْرِ وَمَنَّانٌ بِالْفِعَالِ لِلْخَیْرِ إِذَا عَمِلَهُ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام : به بهشت نمیرود کسی که عاق والدین است و کسی که شارب الخمر است و کسی که هر کار خیری را انجام میدهد همراه با منت است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکوهش منّت نهادن و ایذاء در صدقه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سزاوار است که صدقه دهنده از منّت نهادن و ایذاء بپرهیزد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت نهادن ، این است که خود را نیکوکار ببیند ، و از لوازم آن : آشکارا انفاق کردن است و باز گفتن آن ، واداشتن توقّع پـاداش مانند سپاسگزاری و خدمت و تعظیم و اطاعت . و ایذاء (آزردن) ، آنست که او را سرزنش و ملامت کند و سبک شمارد و به خدمت گیرد ، و با او بدزبانی کند و روی ترش نماید و پرده وی بدرد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معنی ایذاء و همچنین لوازم و نتایج ظاهری منّت نهادن روشن است . امّا منّت نهادن باطنی ، یعنی خود را نیکوکار دیدن ، از اینجا معلوم می شود که بعد از دادن صدقه بیش از پیش بعید بداند که گیرنده صدقه به او خیانت کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و امّا علاج منّت نهادن : این است که بفهمد در حقیقت آن فقیر گیرنده ، نیکوکار است ؛ زیرا او را به ثواب می رساند و از عذاب نجات می دهد ، و در گرفتن حقّ خدای تعالی نائب اوست ، که آن را به فقیر احاله کرده تا به وعده روزی که به وی داده وفا شود .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و علاج آزردن فقیر : این است که بداند که سبب آن زیاد شمردن عطا و صدقه خود و کراهت داشتن از انفاق مال و تکبّر بر فقیر گیرنده به سبب بهتر دانستن خود از اوست ، از این روکه خـود را بی نیاز و او را نیازمند می بیند ، و همه این ها جـهل و حماقت است . امّا زیاد و بزرگ شمردن عطـا و صدقه از این جـهت جهل است که آنچه می دهد در مقابل آنچه از رضای خدا و ثواب آخرت می طلبد بسیار اندک و ناچیز است . و انسان عاقل چگونه چیز اندک فانی خـود را در مقابل پـاداش عظـیم و جـاوید بزرگ می شمارد . و امّا کوچک شمردن فقیر ، درحالی که ـ چنانکه گذشت ـ فقیر از غنیّ برتر است ، پس چگونه خود را بهتر از او می بیند ؟ و در برتری فقیر همین بس که خـدای سبحان غنی را مسخـّر فقیر کرده ، به اینکه مال را با کوشش و رنج به دست آورد ، و در محافظت آن سعی نماید ، و به قدر نیاز فقیر به وی برساند . پـس در حقیقت غنی خـادم فقیر در جـستجـوی مال است علاوه بر اینکه آنچه از مال ستوده است برای فقیر ، و آنچه نکوهیده است از قبیل تحمّل مشقّت و به گردن گرفتن مظلمه و حفظ اضافات تا هنگام مرگ و خوردن دشمنان ، بر غنیّ است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و بالجـمله : خـردمند پـس از تأمّل و اندیشه ، می داند که آنچه می دهد در مقابل آنچه می گیرد اندک است ، و در حقیقت فقیر به وی نیکی می کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود : (هر که بداند که آنچه می کند به خود می کند ، در تشکّر از مردم درنگ روا نمی دارد ، و دوستی آنها را کم نمی شمرد ، پس از دیگران سپاسگزاری آنچه به نفع خود داده ای و آبروی خویش را حفظ کرده ای مخواه ، و بدان که کسی که حاجتی از تو می خواهد آبروی خود را بیش از آبروی تو گرامی نداشته ، پس آبروی خود را گرامی دارو حاجت او را رد مکن) . و کسی که از منّت نهادن و آزردن دوری می جـوید باید هنگام عطا و انفاق برای فقیر تواضع کند ، و صدقه را در پیش او گذارد ، و نزد او بایستد ، یا دست خود را بگشاید تا فقیر بردارد ، به طوری که دست فقیر [ که دست خداست ] بالا باشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پنجم آنکه : از منّت نهادن بر فقیر و ایذای او دوری کند . و عطائی که به کسی نماید از صفحه خاطر محو سازد ، تا در دفتر حسناتش ثبت گردد ، که اگر از این صفت خبیثه اجتناب نکند . صدقه او باطل ، و عاطل می ماند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که حق ـ سبحانه و تعالی ـ می فرماید که : یا أَیُّهَا الَّذی نَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَق اتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالاَذی سوره بقره : آیه 264 یعنی : ای مؤمنان باطـل مسازید صدقات خود را به منت نهادن و آزار دادن . و از سیّد انام مروی است که : کسی که با برادر مؤمن خـود نیکی کند و بر او منت نهد خـدای ـ تعالی ـ عمل او را از درجـه اعتبار ساقط سازد . و او را بر گناه خـود بگیرد . و سعی او را نپـذیرد . و منت نهادن ، این است که : همچنین داند که به آن فقیر احسانی نموده . و علامت ظـاهری آن ، این است که : در نزد مردم زبان به اظـهار آن گشاید وآن را نقل کند ، و از آن راه ، از فقیر چشم داشت ثنا و تعظیم و فرمانبرداری داشته باشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و علامت باطنی آن ، این است که : بعد از عطا ، از آن فقیر خلاف ادبی یا خیانتی نسبت به آن شخـص واقع شود استبعاد نماید زیادتر از آنچه پیش از عطا استبعاد می نمود . و ایذا ، آن است که : او را سرزنش و ملامت کند . و پرده او را بدرد . و رو به او ترش نماید . و او را خفیف کند . و از مجالست آن عار داشته باشد . و خود را عالی تر از او داند . و کسی که مبتلا به این مرض باشد باید خود را از آن خلاص سازد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علاج منت گذاردن و ایذای فقیر&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اما علاج خـلاصی از منت گذاردن ، آن است که : بداند که فی الحقیقه فقیر ، احسان نسبت به او کرده که صدقه او را قبول نموده ، و موجـب رستگاری او گردیده است . پس بایددهنده ، ممنون فقیر باشد . و بداند که : ـ همچنان که در حدیث وارد است ـ دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست . و آنچه به فقیر می رسد همانا که به خدا رسیده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جـهت ، سنّت است که : آنکه صدقه می دهد دست خود را ببوسد . و دست خود را بر بالای دست فقیر نگذارد . بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر بردارد . و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خـداست و از او چیزی قبول می کند ؟ و با همه این ها خـدا هر صدقه را چندین مقابل عوض در دنیا و آخرت وعده فرموده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پـس اگر توقع و امید آن را ندارد زهی احمق که مال خـود را به عبث ضایع می کند . و اگر چشم عوض از خدا دارد پس به چه وجه منت بر فقیر گذارد ؟ و این مثل آن است که : کسی چیزی به تو حواله کند که به زید بدهی و او اضعاف مضاعف عوض به تو دهد و تو در چیزی که به زید می دهی منت بر او گذاری .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt; [http://www.mohsenzade.com/index.php/component/content/article/9-1388-09-22-18-11-38/939-1390-07-22-11-36-00%D9%85%D9%86%D8%AA پایگاه اطلاع رسانی مذهبی محمدعلی محسن زاده] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[منّت گذاری بر مردم]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57302</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57302"/>
				<updated>2017-09-11T04:56:46Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57301</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق منکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57301"/>
				<updated>2017-09-11T04:55:34Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق منکر&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آدم ربایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرایش زن برای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوی طولانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار جانوران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار همسایه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش مجسمه سازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش با حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام حیض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام نفاس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آوازه خوانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف منابع عمومی (انفال)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مواد غذایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره به قصد کارحرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره دادن مکان برای فعل حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره وسیله برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای قوانین نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاط زن و مرد در مجالس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای امامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای خدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نیابت خاص   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارائه آمار دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتباط حرام با نامحرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتداد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان صغیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان کبیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با بیش از چهار زن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با دختر همسر (ربیبه)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با محارم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دختر بدون اذن ولی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج در حال عده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با کفار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با نواصب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج و معاشرت با شرابخوار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج های حرام]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسارت بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استبداد رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور کافر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور منافق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استراق سمع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استشهاء زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال زیورآلات طلا برای مرد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به دخانیات ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به مواد مخدر]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از بازی رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات دولتی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات عمومی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استمناء (خود ارضائی)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء تصویری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام وضعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء دیگران ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء کتبی و شفاهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال شخصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه افکار انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه فحشاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز تولید کالای حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز مجسمه سازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال و کسب درآمد از کار حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصرار بر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ظالمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از هوای نفس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار نظر بدون آگاهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به امامت حکام باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به تفویض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به جبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از یاد خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعمال نفوذ نامشروع ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتخار به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر پیامبر و اهل بیت (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مدیران جامعه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در زندگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افساد میان مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای آمار و اطلاعات امنیتی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار اقتصادی نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار امنیتی نظام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار سیاسی نظام اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار معصومین(ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار نظامی کشور اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای عیب مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد حاکم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اکل مال به باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[التقاط فکری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امتناع از پرداخت حق الناس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به منکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خودکشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد ناپذیری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقام بیش از میزان شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام دادن کار شخصی در وقت اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق توزیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق تولید ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش دولتی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار منابع طبیعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اخلاقی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اعتقادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف فکری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انزواگرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار افعال الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار امامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بدهی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بهشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار جهنم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار حق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جمال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ضروری دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار کتب آسمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار معاد و قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار وجود خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ولایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به قرآن کریم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به کعبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مرقد پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مقدسات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مواد غذایی مثل نان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت و تحقیر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهمال در یادگیری امور شغلی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایجاد مراکز فساد جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمن دانستن خود از مکر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باج گرفتن «عشاری»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بارگذاری نرم افزارهای لهو و لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازداشتن از راه خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازی با ابزار قمار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مراسم چهارشنبه سوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در آموزش مهارت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در انجام واجبات مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد خلقی با مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد گمانی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به نظام ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مسئولان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به انقلاب اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دولت اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به شورای نگهبان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به عالمان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مردم]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به رهبری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدعت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برد و باخت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردن طفیلی به مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مجالس گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جشنواره های زاید]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جلسات بی فایده]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[به کارگیری کارکنان در امور غیر اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام منشی نامحرم و بدحجاب]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری ظالمانه از محیط زیست ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتمادی به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تابی در مصیبت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تفاوتی در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتنایی به قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پارتی بازی (میانجی گری در باطل) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ذلّت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرخوری از غذای حلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت رشوه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مجرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به محارب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناهندگی به بلاد کفر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوچ گرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن ابریشم خالص برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس دوخته بر مرد محرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن زربافت برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس شهرت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پولشویی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در انجام واجبات فوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در تحویل امانت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر کارمند بدون مجوز]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر توبه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر در پرداخت بدهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأسیس مراکز آموزش غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تازیانه زدن بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبانی برای افزایش قیمت (نَجش) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال شخصی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّج و خودنمائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعید بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ادیان و فرق غیراسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ فروشی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه احکام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه اسلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه تشیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه عالمان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه قرآن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فرق انحرافی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کارهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کالای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مراکز گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد روان گردان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق همجنس گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در رفتار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در افکار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در اقوال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در امور شخصی دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجمل گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحجّر در فهم دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریش (به جان هم انداختن حیوانات) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اسلام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اندیشه عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره ائمه (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره انبیاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی قرآن کریم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب اموال عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبور انبیاء و معصومین (ع) و شهدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب معابد اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخصیص ظالمانه بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخلّی رو به قبله و پشت به آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فریب و تدلیس در ازدواج ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تراشیدن ریش ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تردید در عقاید قرآنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک دعا از روی تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج تساهل و تسامح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج خرافات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج سبک زندگی غیر اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج مصرف گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسخیر جن از راه نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر هوای نفس دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به جنس مخالف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به کفار و فرق ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبیه خدا به خلق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشریح بدن مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در ارزشهای اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در عقاید اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در قوانین الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق اسراف و تبذیر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق گناهکار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدیق دروغ گویان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف بی جا در اموال ایتام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در رهن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال سفیهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال و حق ضعیفان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تضعیف نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطفیف (کم فروشی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطمیع نامشروع]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تظاهر به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعاون بر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب حزبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعطیل کردن مساجد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعمیر ابزار گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تغییر وصیت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفاخر به امور دنیوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفرقه افکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر حدیث به رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر قرآن به رای ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیق مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلب در امتحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از اهل بغی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از کفار (غرب زدگی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از گروه های انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در اصول دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در ضروریات دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید مجتهد در احکام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکاثر و ثروت اندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر زیردستان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر مراجعان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر فیلمهای فسادانگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر نرم افزارهای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکدی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب آیات الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب راستگویان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکریم کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر افراد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر گروه ها ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمرد از قانون شرعی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکلف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک اشیاء پیدا شده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک ظالمانه انفال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملیک، تخصیص و توزیع ظالمانه انفال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبلی در انجام واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه (زدن) کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهدید دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اخلاقی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اعتقادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اقتصادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به خدا، پیامبران و امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به مسئولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع ابزار لهو و لعب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع بت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و نگهداری مسکرات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ثنا جویی(حبّ مدح)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی علیه مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاه طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء رسانه ای  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جریمه کردن بی جا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جعل مدارک]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اقامه نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از انجام وظایف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از گفتن اذان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ با بی گناهان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ در ماه حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چاپلوسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چشم چرانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حب دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حبس بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرص بر دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت به همکاران و رقبا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به ثروت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به دانش دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به مقام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور بی دعوت در مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس استهزاء دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حلال کردن حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از اندیشه باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کار باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل کالای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدعه و فریب دادن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خروج بدون مجوز در ساعات اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آبزیان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آنتن ماهواره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اعیان نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اسپرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اکانت بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اماکن برای ربا خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال غصبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال مسروقه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال موقوفه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش انسان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش بت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش پایان نامه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حشرات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خرچنگ ، مارمولک ، لاک پشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خون]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش رای]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سیگار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش صلیب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش فیلمهای فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش قاچاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کالای خارجی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کتب و مجلات ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد محترقه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مردار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خسارت زدن به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشم بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشونت بی جا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلف وعده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلوت با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری پس از اقدام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خود ستایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء حرام به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء نجس به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از ظروف طلا و نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از غذای مردم بدون دعوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء متنجس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خمر و نبیذ و مسکر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن حشرات بجز ملخ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خزندگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خرچنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون حیوان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن دنبلان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن غذای معطر بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن قورباغه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت درندگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت شکار بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت صدف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مردار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آبزیان حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در عاریه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان به وسیله امور حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر پیامبران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر عالمان دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ دانستن سخن معصومین (ع)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ در اعلام نیازمندی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ عملی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ گفتن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ نوشتن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت اضافه کاری نابجا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت حق السکوت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت ربا از مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت رشوه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت شیربها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مالیات ظالمانه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای واجبات عینی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دست دادن با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با پیامبران و امامان (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشنام به معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعاکردن ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به کفر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت دیگران به بخل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات در مسجد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن کافر در گورستان مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن مسلمان در گورستان کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی برای فعالیت های حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی ربا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی کالاهای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی بین رشوه گیر و رشوه دهنده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دشمنان اهل بیت (ع)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی دختر و پسر نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوشیدن حیوان در حد اضرار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به قانون نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ربا خواری با حیله های شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به پزشک نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به حاکم ظالم در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به طاغوت‌ برای داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد احکام قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد داوری حاکم اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری در انجام وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رقص (آموزش، تبلیغ، نمایش رقص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روابط جنسی حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه سکوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید فطر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید قربان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه وصال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در انفاق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در عبادات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریاست طلبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زدن بی جای کودکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زراندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با اقلیت ها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنای به عنف  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زینت کردن مسجد با طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان پرسنل اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سازش با کفار ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سبک شمردن نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سپر قرار دادن بی گناهان در جنگ (تَتَرُّس) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستم پذیری و انظلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستیزه جویی و عداوت بی جا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی نزد حاکم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سد معبر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گرفتاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گنهکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر برای انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر منجر به آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای بی مورد داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای مسرفانه داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سقط جنین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر بدعت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سنگسار بی گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در دفاع و جهاد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در عمل به واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در وظایف اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء استفاده از بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به اولیاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شایعه پراکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شعبده بازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شراب خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط خلاف قرآن در معاملات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط بندی در مسابقات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در اطاعت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در افعال الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در حاکمیت الله   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در ذات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در صفات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در عبادت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در مالکیت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شطرنج بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکار برای تفریح و سرگرمی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکایت از خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شماتت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شنود و ضبط مکالمات دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت دروغ  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهرت طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شوخی با نامحرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صدور مجوز مراکز فساد جنسی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلیب سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ضرب و جرح بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طعن بر مؤمنین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر حیوان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر زیردستان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر مسؤولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم به خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;	&lt;br /&gt;
# [[ظلم در وصیت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظهار (نوعی طلاق جاهلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به زیبایی ظاهری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به علم و دانش   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مال و ثروت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مقام و شهرت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به نسب و نژاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجله در داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم حضور برای شاهد شدن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم رعایت مراتب اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم وفای به عهد]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عزل صالحان بدون جهت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های اقتصادی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های سیاسی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های علمی و فرهنگی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های نظامی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های ورزشی نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عطر زدن برای جذب نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقوق والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل نکردن به وصیت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عهد شکنی با خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عیب جویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غرور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در ثمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در قرارداد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در کالا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب اموال   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب حقوق دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از آیات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از قیامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غلو درباره انبیاء و اولیای الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (آموزش و تبلیغ غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (شنیدن)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتنه انگیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن بدون علم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به عامه مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فخر فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جبهه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جهاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از دفاع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از قانون]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از مالیات مشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرو رفتن در باطل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروختن سلاح به دشمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش کالا برای مصرف حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش لوازم کار به مجسمه سازان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش مصالح و ابزار به بت سازان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره مکان برای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اخلاقی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اعتقادی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد سیاسی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد مالی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فسق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فکر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال معلوم المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف کافر و منافق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف مؤمن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قسم دروغ   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص قبل از جنایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت بدون تحقیق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع ارتباط مدیران با مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع رحم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع طریق و راهزنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع نماز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قمه زنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قهر و جدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قیاس در احکام دین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاستن و افزودن بر اجرای حدود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاشت مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاغذ بازی غیر ضروری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان حق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان شهادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن خودرو برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن لوازم برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن مکان برای انجام گناه    ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن از روی ترحم (اتانازی)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن عدالت خواهان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن فرزند ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به پیامبران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به کتب آسمانی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران خدمت دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران نعمت الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کلاه برداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری در وظایف اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کندن گیاه و درختان حرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کهانت و پیشگویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه و دشمنی با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه ورزی با بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گذاشتن چیزی در مسجد توسط جنب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گران فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردنکشی در برابر رهبر عادل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن غرامت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش کار دروغین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گناه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گوش دادن به صدای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لجاجت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن صالحان و مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس اسامی مقدسه بدون طهارت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس بدن نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خط قرآن بدون وضو   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لهو]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لواط ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مأموریت های بی مورد ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مال دوستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجالست با اشرار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجسمه سازی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با خدا ، رسول خدا و امام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با رهبر عادل   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با اهل معصیت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با مشرکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به کفار در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مردم آزاری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مساحقه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های قمارآلود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن به ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن از دشمن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مصرف مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معامله با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاملاتِ غَرری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاونت در جرم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکالمه غیر ضروری با تلفن اداره]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و خدعه با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و فریب غیر مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ملی گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از آمرزش الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از یاری خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن محصولات کشاورزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن نسل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از دستور مشروع والدین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی زن از شوهر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نام بردن با القاب زشت (تنابز) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر امام زادگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مردم از بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مساکین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن خمس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات فطره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن کفارات واجب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن مهریه همسر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجس کردن مسجد و حرم امامان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجوا در حضور دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نرخ گذاری (تحمیل نرخ بر اموال دیگران) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب ناصالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفاق و دو رویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفرین کردن صالحان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقاشی و عکاسی تصاویر غیر اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقض امان و آتش‌بس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکاح شغار (ازدواج تبادلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکوهش صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به داخل خانه دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به زنان آرایش کرده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به عورت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم با دوربین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم به قصد گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگرفتن جزیه از اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری ابزار گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری و پروار گراز و خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز خواندن بر کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای فساد انگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای مفسده انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از معروف   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن آبجو (فقاع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن خبائث   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت به سرزمین کفر و شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجو مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همراه داشتن سلاح برای محرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در غیر ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در ایجاد مراکز گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[واداشتن به قضای حاجت رو یا پشت به قبله  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورزش های حرام و استعماری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود  بدون اجازه  به منزل دیگران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود بدون اجازه به محل کار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مکه بدون احرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به حرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مسجد الحرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در دوستی های نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضع قوانین نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وکالت و دفاع از مجرمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت منافقان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس آفرینی برای دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس از رحمت خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری و آموزش قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری نکردن مظلوم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_(%D8%B2%D8%AF%D9%86)_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86&amp;diff=57300</id>
		<title>تنبیه (زدن) کودکان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_(%D8%B2%D8%AF%D9%86)_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86&amp;diff=57300"/>
				<updated>2017-09-11T04:54:34Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt; تنبیه(زدن) کودکان&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-1396/06/16&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژگان: اذیت، آزار کودک، ضرب، زدن، تنبیه، فرزند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
متأسفانه کم نیستند خانواده هایی که در کوچک ترین مسائل تربیتی و اشتباهات کودکانه اقدام به تنبیه جسمی کرده و آسیب هایی را نه به کودک بلکه به خود و جامعه وارد می کنند. نتیجه دهی زودهنگام در تنبیه بدنی سبب شده تا والدین بهترین شیوه را در همین بدانند. غافل از آنکه این شیوه، موقت و ناپایدار است و اثرات ناگواری را در روح و جان کودک باقی می گذارد که در آینده مستلزم شکست روحی و مانع کسب موفقیت های لازم او خواهد شد. درحالی که تنبیه منحصر در زدن نیست. شیوه های تنبیه و مواردی که جایگزین تنبیه بدنی است در متون دینی و روانشاسی، متعدد ذکر شده است. اگرچه روایات معدودی بر جواز ضرب کودک با شرایط خاص بیان شده است؛ اماروایات متعددی از سخنان و رفتار ائمه معصومین علیهم السلام بدست آمده که حاکی از شیوه های متعدد در کیفیت تربیت فرزند و پرهیز از هر گونه زدن است. در این مقاله سعی شده تا به ابعاد مسأله تنبیه فرزند از جهت شیوه های جایگیزین در تنبیه، پیامدهای منفی و عوامل تنبیه بدنی، موارد جواز، حدّ و مرز تنبیه بدنی و راهکار های پیشگیری از تنبیه بدنی بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
تنبیه کودکان منحصر به عصر حاضر نیست. قبل از ظهور اسلام یعنی دوران جاهلیت تنبیه بدنی کودکان وجود داشته است. کودکانی که به جرم دختر بودن مورد لطف و محبت قرار نمی گرفتن و با ستم فراوان در زیر خاک های تاریک دفن می شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;. نحل/59&amp;lt;/ref&amp;gt;  متأسفانه شیوه ظالمانه جاهلیت هنوز در عصر حاضر وجود دارد و رسوبات شرک آن با زندگی بسیاری از افراد انس گرفته است. بسیاری از افراد برای ساکت کردن، امر کردن و غیره این شیوه را درمسیر تربیت فرزندانشان اعمال می کردند. ظهور اسلام و دستورات الهی که از جانب باری تعالی صادر می شد نه تنها کودکان را مورد محبت قرار می داد بلکه با جعل قوانین دیه برای جراحت و زخم سعی در اجتناب از این شیوه غلط تربیتی نیز داشت. سیره و رفتار پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در محبت و بازی کودکان سبب شد تا فضای حاکم بر جامعه با محبت به کودکان و اجتناب از هر گونه کلمات توهین آمیز و خشونت ها هماهنگ شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شیوه های برخورد با کودکان==&lt;br /&gt;
شیوه های تربیتی را باید در نگرش هر یک از والدین در مسأله تربیت فرزند بررسی کرد.  بعضی از والدین با روش محبّت کردن و عده ای با قهر کردن، ناراحتی و برآورده نکردن خواسته های فرزند در شیوه تربیتی بهره می گیرند. متآسفانه تعداد اندکی نیز بر اساس کتک زدن، مجروح کردن و بهره گیری از قدرت خشم و غضب، دشنام دادن و بی حرمتی کردن دروادار کردن فرزند به کاری برای رسیدن به خواسته های خود بهره می گیرند. هر میزان که آگاهی والدین در نوع تربیت افزونتر باشد شیو های زیباتری برای چگونگی تربیت فرزند به نمایش گذاشته می شود.اگر در جامعه دیروزی اموری که انسان را از فراگیری علوم تربیتی محروم می کرد و ابزار تربیتی والدین در بهره گیری از چوب و غیره بود امروزه با گسترش علوم و آسان شدن و در دسترس قرار گرفتن مسائل تربیتی از طریق رسانه های ملی و نرم افزاری، اینترنت و کانال های تلگرام؛ این شیوه کاملاً منزوی شده در صورت مشاهده؛ جامعه نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از میان الگوهای تربیتی که برای کودک بیان شده (از قبیل الگوی تربیتی مبتنی بر سخت گیری، الگوی تربیتی مبتنی بر عدم محبّت و عدم قاطعیت، الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و قاطعیت الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و عدم قاطعیت، و الگوی تربیتی مبتنی بر محبت، قاطعیت و کرامت) آنچه را که اسلام بر اهمیت ان ارج نهاده و در عمل بدان اهتمام ورزیده گزینه «الگوی تربیتی مبتنی بر محبت، قاطعیت و کرامت»است. کودک در عین این که محبت می بیند اما رها نیست تا هر کاری که خواست انجام دهد از سوی دیگر در عین اینکه تربیت می شود مورد مهر و محبت و مدارا نیز واقع می شود و به همین جهت در افراط در ملامت ها و خشونت - که از شاخصه های الگوی سختگیری بدون محبت هستند- نهی شده است.»&amp;lt;ref&amp;gt;. حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری، تلخیص از ص183 تا 185&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حد و مرز تنبیه بدنی==&lt;br /&gt;
کودک امانتی در دست والدین است. این امانت باید در سلامت جسم و روح رشد یافته و آرام آرام نردبان ترقی و کمالات را طی کرده و به مقصد حقیقی برسد. کسب موفقیت مشروط به سلامت جسم اوست. فرزندی که از لحاظ جسمی آسیب دیده باشد از موفقیت های بسیاری عقب خواهد ماند. هر گونه افراط در تنبیه و آسیب رساندن به جسم و سلامت کودک مستلزم ثبوت دین بر ذمه آنان خواهد بود. میزان تنبیه، کیفیت زدن، چه کسی یا با چه چیزی زدن(چوب، طناب، دست و پا و غیره) در روایات مشخص نشده است. همین که در روایات کلمه زدن بکار رفته هر یک از والدین نسبت به نوع زدن یک شیوه و مبنایی جداگانه دارند. بعضی از والدین که دارای ناراحتی های عصبی هستند بگونه تنبیه کرده که آثار جراحت و زخم بر اعضای بدن نمایان می شود. بعضی دیگر با سوزاندن دست و بدن فرزند به تنبیه روی می آورند. در همه اینها زدن صدق می کند. آیا مراد از زدن در روایات همه این نوع تنبیه ها را شامل می شود؟ قطعاً جواب منفی است. بنابراین نوع زدن کاملاً مجهول است. اگر در مسأله اختلاف زن و شوهر قرآن تصریح به زدن می کند و کم و کیف زدن را در لسان اهل بیت علیهم السلام به زدن با چوب مسواک&amp;lt;ref&amp;gt;. من لا یحضره الفقیه؛ ج‌، ص: 521&amp;lt;/ref&amp;gt; تفسیر می کند؛ اما در کیفیت زدن فقها شیوه آن را بیان کرده اند:« تنبیه بدنی باید ملایم و خفیف باشد بطورى که نه موجب شکستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث کبودى بدن»&amp;lt;ref&amp;gt;. تفسیر نمونه    ج‏3    373  &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« بنابراین اگر در باب تنبیه زن توسط شوهر بدین گونه برخورد شود. شیوه خاص تنبیه کودک نیز معلوم است.»&amp;lt;ref&amp;gt;. ( مقاله تبیه بدنی در اسلام: برگرفته از کتاب حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی‏ أَدَبِ‏ الصَّبِیِ‏ وَ الْمَمْلُوکِ‏ فَقَالَ خَمْسَةٌ أَوْ سِتَّةٌ وَ ارْفُقْ&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏7 ؛ ص268&amp;lt;/ref&amp;gt; حماد بن عیسی از امام صادق علیه السلام درباره تأدیب کودک و عبد سؤال کرد. حضرت علیه السلام فرمود: پنج یا شش ضربه و در آنها مدارا کن. مدارا کردن در زدن کودک همان عدم جراحت و زخم است بگونه ای که کودک احساس تنبیه والدین را نسبت به خطای خود متوجه شود.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==هدف از تنبیه==&lt;br /&gt;
شیوه های تربیت در اسلام متعدد است. تا زمانی که شیوه های تشویق، محبّت، تهدید و غیره اثر بخش و عامل رشد و شکوفایی استعداد و هدایت کودک است نباید از ابزار تنبیه کمک گرفت. تنبیه آخرین و تنهاترین شیوه تربیتی است که باید از آن کمک گرفت. هر چند در بعضی روایات از تصریح تنبیه اجتناب ورزیده و نهی شده است&amp;lt;ref&amp;gt;. عدة الداعی و نجاح الساعی ؛ ص89&amp;lt;/ref&amp;gt; عن عائشة، قالت: ما ضرب‏ رسول‏ اللّه‏ صلى اللّه علیه و آله و سلّم خادما له قطّ، و لا إمرأة له قطّ، و لا ضرب بیده إلّا أن یجاهد فی سبیل اللّه&amp;lt;ref&amp;gt;. حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار علیهم السلام ؛ ج‏1 ؛ ص310&amp;lt;/ref&amp;gt; هیچ گاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کسی را با دست خویش نزد؛ نه زن را و نه خدمتکار را مگر آنکه در حال جهاد در اه خدا بود. اما از آنجایی که هدف از تنبیه، آگاهی دادن کودک نسبت به اشتباهات و عدم تکرار آن و نیز گام برداشتن در مسیر تقوا و هدایت است؛ اگر کودکی مرتکب خطا شود در مواردی می توان از تنبیه بهره گرفت. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تأدیب===&lt;br /&gt;
ادب در لغت به معنای رفتار های نیکو&amp;lt;ref&amp;gt;. مجمع البحرین، ج2، ص 5 و مصباح المنیر، ج2، ص9&amp;lt;/ref&amp;gt; معنا شده است. هدف از تنبیه ترک رفتار های ناپسند و غیر متعارف اسلامی است. روایات معصومین علیهم السلام بهره گیری از تنبیه را تنها به شرط تأدیب و با قید «ادّب» بیان کرده اند. هر تنبیهی که خارج از این قید باشد تنبیه مورد روایات نخواهد بود. روایات شرط تنبیه را در تعداد معینی (سه بار) مشروط کرده اند که لازم است رعایت شود . رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: برای تأدیب و تربیت بیش از سه ضربه (به کودک) نزن. عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله لَا تَضْرِبَنَ‏ أَدَباً فَوْقَ‏ ثَلَاثٍ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏2 ؛ ص154&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تنبیه برای نماز===&lt;br /&gt;
هر چند تنبیه در اسلام به عنوان یکی از شیوه های تربیتی کودکان مورد تأیید قرار گرفته است اما اکثر روایات تنبیه را منحصر در نماز معرفی کرده اند. اگر کودک نسبت به نماز اهمال کاری کرد باید با تهدید و حتی تنبیه بر انجام این فریضه او را ملزم کرد. شاید سؤال شود، کودکی که به سن بلوغ نرسیده چگونه بر نماز خواندن امر می شود و در صورت کوتاهی بر آن تنبیه می شود.؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پاسخ این سؤال را از دو جهت بیان می کنیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
1.هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود. و از آنجایی که فریضه الهی مثل نماز از آغاز بلوغ واجب می شود و تا لحظات آخر این واجب عینی باید انجام شود . همین که کودک بدون تمرین و هیچ گونه آمادگی بخواهد یک تکلیف الهی مثل نماز را در زمان های مختلف بجا آورد، برایش بسیار سخت است. عدم آمادگی بر انجام نماز، کودک را به مقاومت و ترک آن و چه بسا تنفر از نماز وادار می کند. بنابراین ترغیب به نماز قبل از بلوغ (همانگونه که در بعضی روایات بیان شده)&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83 و من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏1 ؛ ص281&amp;lt;/ref&amp;gt; برای تمرین و عادت دادن و آمادگی کودک برای دوران بعد از بلوغ است. و ترغیب به زدن هر چند برای کودک ناخوشایند است و جنبه تعلیم و تهدید دارد اما این تنبیه و تهدید در مقایسه با دوران بعد بلوغ - که نسبت به نماز سُستی کرده و اهمال کاری می کند و قدرت تصمیم گیری و مقاومت و سرسختی او در اوامر والدین بیشتر است- ارزش و غلبه دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.تنبیه کودک - بیش از آنکه تنبیه جسمانی که مستلزم کبودی و قرمز شدن و سپس دیه شود- بیشتر در مسیر تهدید است. همانگونه که تنبیه در بحث ناشزه شدن زن وارد شده است. حق زدن نسبت به همسر نیست مگر در جایی که استنکاف داشته باشد و اگر شرایط ضرب مهیا شود باید با چوب مسوالک و به گونه ای باشد که هیچ زخم و جراحت و غیره ای نباشد که در عمل با نزدن تفاوتی چندانی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرزند را قبل از ده سالگی برای نماز نباید زد پیامبر فرمود: عَنِ النَّبِیِّ فِیمَا أَوْصَى بِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین‏ علیه السلام أَدِّبْ صِغَارَ أَهْلِ بَیْتِکَ بِلِسَانِکَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الطَّهُورِ فَإِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ فَاضْرِبْ وَ لَا تَجَاوَزْ ثَلَاثا&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏2 ؛ ص155&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; فرزندان خردسالت را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهید و آن گاه که به ده سالگی رسیدند آنها را به خاطر سستی و سهل انگاری در نماز بزن، ولی از سه ضربه فراتر نرو. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این روایت استفاده می شود که قبل از ده سالگی، زدن کودک برای نماز جایز نیست. البته سنی که بدین منظور مشخص شده، در روایات، متفاوت ذکر شده است (هفت، هشت، نه و سیزده سالگی) &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==انواع تنبیه==&lt;br /&gt;
تنبیه بدنی اثرات نامطلوبی در روح و روان کودک باقی می گذارد. بکارگیری روش تنبیه بندی نتیجه دهی محدود و غیرثابتی دارد. اهمیت دین و تربیت دینی برای کودکان بگونه است که تمرین دادن آنان در سنین کودکی با شیوه های مختلفی در روایات تصریح شده است. هر آنچه که مستلزم فشار روحی و انزجار مسائل دینی کودک می شود نباید بکار گرفته شود. شیوه های مختلفی در بیان تربیت ارائه شده است.قرآن کریم  در مسأله ناشزه بودن زن به مقدم بودن موعظه و مؤخر دانستن تنبیه اشاره کرده است. حال که کودک از سلامت قلب و فطرت پاکتری برخوردار است از نگاه دین، انتخاب تنبیه بعنوان اولین راه حل تربیت امری است غلط. دین شیوه های جایگزین متعددی را برای تنبیه بدنی بیان کرده و به عبارت دیگر انواع تنبیه را می توان در مصادیق مختلفی اعم از محبّت کردن، بی اعتنایی کردن و غیره بیان کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم محبّت بی اعتنایی کردن(قهرکردن و عدم محبّت)===&lt;br /&gt;
قرآن کریم از شیوه بی اعتنایی به عنوان یک ابزار تربیتی - نسبت به افراد متخلفی که وظیفه آنان اطاعت از دیگران است- بیان کرده است. بی اعتنایی و در تنگنا قرار دادن روحی در صورت تخلف زن نسبت به امر شوهر&amp;lt;ref&amp;gt;. والتى تخافون نُشوزهُنَّ فعِظوهُنَّ واهجُروهُنَّ فِى المضاجِعِ .... (نساء/34)&amp;lt;/ref&amp;gt;- در مسأله ناشزه- و نیز در مسأله تخلف سه تن از رزمندگان در همراهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنک تبوک&amp;lt;ref&amp;gt;. وعَلَى الثَّلثَةِ الَّذینَ خُلّفوا حَتّى‏ اذا ضاقَت عَلَیهِمُ الارضُ بِما رَحُبَت وضاقَت عَلَیهِم انفُسُهُم وظَنّوا ان لا مَلجَا مِنَ اللَّهِ الّا الَیهِ ثُمَّ تابَ (توبه/118) &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; بهترین شیوه در تنبیه آنان بود که سبب شد نسبت به عملکرد خود پشیمان شده و توبه کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;. (تفسیر نمونه، ج‏8، ص: 169)&amp;lt;/ref&amp;gt; این شیوه تربیتی و این نوع تنبیه روحی در سخنان امام کاظم علیه السلام نسبت به شخصی که از عملکرد فرزندش ناراحت بود به صراحت بیان شده است. شخصی به امام کاظم علیه السلام نسبت به فرزندش شکایت کرد و حضرت علیه السلام در جواب فرمود: او را نزن، بلکه با او قهر کن، اما خیلی طول نکشد. قَالَ بَعْضُهُمْ‏ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام ابْناً لِی فَقَالَ لَا تَضْرِبْهُ‏ وَ اهْجُرْهُ‏ وَ لَا تُطِلْ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. عدة الداعی و نجاح الساعی ؛ ص89&amp;lt;/ref&amp;gt; تأثیر این شیوه زمانی خواهد بود که در کنار محبت کردن قرار گیرد. به عبارت دیگر قهر در کنار محبت تأثیرگذار است. کودکی که در اثر محبت، وابسته به والدین خود می شود برای رفع اشتباهات او قهر شیوه ای بسیار تأثیر گذار است. در ابتدا محبت کردن و تذکر دادن و در صورت تکرار آن از قدرت قهر استفاده می شود. قهر کردن یعنی سکوت کردن و جواب ندادن و به دیگر سخن بی اعتنایی کردن به صحبت ها و خواسته های کودک؛ بگونه ای که کودک متوجه قهر والدین و دلیل این نوع قهر(که ظهور رفتارهای اشتباه اوست) شود. میزان تأثیرگذاری قهر مشروط به میزان مدّت قهر است. امام کاظم علیه السلام فرمود: «مدّت قهر نباید طولانی شود.» اگر مدّت قهر طولانی شود مستلزم بی تأثیری این روش خواهد شد. کودک به دنبال محبت است. به هر میزان که محبّت والدین نسبت به کودک بیشتر باشد وابستگی کودک نسبت به آنان افزون تر خواهد بود. و در سایه این وابستگی؛ اگر اشتباهی از او سر بزند تنبیه والدین در سایه عدم محبت و قهر کردن، در جان کودک و پذیرای سخن وی از جانب والدین بیشتر خواهد بود. لذا سعی در عدم تکرار خطاها خواهد کرد تا با تنبیه عدم محبت مواجه نشود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخراج موقت===&lt;br /&gt;
«اخراج پنج دقیقه‌ای باید بدون هیچ‌گونه ملامت، سرزنش، دعوا و... و فقط با ترک صحنه و بی‌اعتنایی انجام گیرد در غیر این صورت اگر همراه با ملامت باشد اثر گذار نخواهد بود. هنگام به کار بردن این روش باید کاملاً آرامش و  خونسردی و سرعت عمل را حفظ کرد و دانست که هدف اصلی جدا کردن کودک و قطع رفتار نامطلوب است. بعد از پنج دقیقه نیز باید کودک را بدون هیچ‌گونه توضیح و تفسیری صدا کنید و از گفتن این عبارت بپرهیزید:« حالا می‌تونی از اتاق خارج بشی» و یا «حالا اجازه داری با برادرت بازی کنی» نگویید که چه کاری می‌تواند انجام دهد یا انجام ندهد. خیلی ساده فقط بگویید که پنج دقیقه تمام شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روش اخراج موقت به خاطر انعطاف‌پذیری فوق‌العاده، در بسیاری از موارد قابل اجراست. مشخص است که اخراج موقت به راحتی و به آسانی در خانه قابل اجراست، اما با کمی ابتکار می‌توانید آن را با شرایط دیگر هم تطبیق دهید؛ مثلا اگر به گردش یا سینما می‌روید و عجله ی چندانی هم ندارید، می‌توانید خودرو را نگه دارید و بچه‌ها را از ماشین بیرون آورید و آنها را پنج دقیقه در محل‌های جداگانه قرار دهید. مطمئن باشید اگر بچه‌ها برای رسیدن به مهمانی و ... عجله داشته باشند این موثرترین تنبیه برای آنهاست تا دوباره مرتکب اشتباه نشوند»&amp;lt;ref&amp;gt;. سایت تبیان، مدیراعظم میثاقی‌نژاد «کارشناس آموزش و پرورش»&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عتاب کردن صوری===&lt;br /&gt;
عتاب کردن به معنای سرزنش کردن در وقت غضب و ناراحتی&amp;lt;ref&amp;gt;. عَلَیْهِ (عَتْباً) مِنْ بَابَىْ ضَرَبَ وَ قَتَلَ و (مَعْتَباً) أَیْضاً لَامَهُ فِى تَسَخُّطٍ فَهُوَ (عَاتِبٌ‏) مُبَالَغَةٌ (المصباح المنیر    ج‏2    391)   &amp;lt;/ref&amp;gt; و به عبارت دیگر سرزنش و مذمت کردن کسی با شدت و غلظت&amp;lt;ref&amp;gt;. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم    ج‏8    23    &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان شده است. از آنجایی که تنبیه مرحله سخت تر و بدتر از خشم در تربیت کودک به عنوان یک شیوه تربیتی ارائه شده است می توان از خشم  -که مرحله پایین تر از تنبیه است را - در مسیر هدایت و تربیت صحیح فرزند بهره جست. لذا سرزنش با شدت را به عصبانیت معقول تعبیر کرد تا به صورت صوری و ظاهری از والدین ظاهر شود) اگر غضب به صورت واقعی صورت بگیرد هرچند تأثیرگذار هم باشد آثار مخرب آن به تدریج در والدین اثرگذار بوده و  آسیب روحی و اخلاقی وارد می کند. الامام علی علیه السلام: عُقُوبَةُ الْغَضُوبِ‏ وَ الْحَقُودِ وَ الْحَسُودِ تَبْدَأُ  بِأَنْفُسِهِمْ &amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص466&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت امیر علیه السلام فرمود: عقوبت و کیفر افراد عصبانی و کینه‏توز وحسود، نخست ‏به ‏خودشان می‏رسد. عتابی که با جدّیت همراه شود اختیار  را سلب کرده و در نتیجه توهین و ناسزا را همراه خود می کند. بِئْسَ‏ الْقَرِینُ‏ الْغَضَبُ‏ یُبْدِی الْمَعَائِبَ وَ یُدْنِی الشَّرَّ وَ یُبَاعِدُ الْخَیْرَ&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم؛ ص310&amp;lt;/ref&amp;gt; غضب بد همنشینی است. معایب را آشکار می کند و شرّ را نزدیک می کند و خوبی را دور می کند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: تربیتی با غضب نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم، ص 770&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر امر دائر شود بین اصلاح فرزند با عتاب کردن و ضرر رساندن به والدین به سبب عصبانیت آنها؛ باید عدم ضرر خود را مقدم بر اصلاح و تربیت کودک کنند. حضرت امیر علیه السلام می فرماید: وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ وَ لَکِنِّی لَا أَرَى‏ إِصْلَاحَکُمْ‏ بِإِفْسَادِ نَفْسِی‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص99&amp;lt;/ref&amp;gt;من آنچه که شما را اصلاح‏ و کجى‏هایتان را مستقیم مى‏نماید مى‏دانم، ولى هرگز با تباه کردن خود شما را اصلاح‏ نمى‏کنم. بنابراین اگر والدین به صورت ظاهری و صوری برای اصلاح فرزند عتاب کرده و عصبانی شوند هم به آثار منفی غضب در وجودشان جلوگیری کرده و هم کودک را با این شیوه به تربیت صحیح رهنمون می کنند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسا عتابی که از تنبیه بدنی بدتر است و بجای تأثیر بهتر و تغییر در رفتار کودک آثار مخرّب تری نسبت به تنبیه بدنی ایجاد کند. بنابراین در میزان شدّت عتاب باید مراعات کودک و تناسب عتاب و عمل خطای صادره از کودک لحاظ شود. علاوه بر آنکه از عتاب پی در پی باید پرهیز کرد چرا که کودک را به درشتی و سرسختی نکشاند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فی الحکم المنسوبه الی الامام علی علیه السلام: إذَا عاتَبتَ الحَدَثَ‏ فَاترُک لَه مَوضِعاً مِن ذَنبِه لئلا یَحمِلُه الإخراج عَلى المُکابَرَة&amp;lt;ref&amp;gt;. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ؛ ج‏20 ؛ ص333، ح819&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; هر گاه جوان را سرزنش کردی جایی(برای عذر آوردن) از گناه برایش قرار ده تا قرار گرفتن در تنگنا او ر ابه درشتی و سرسختی نکشاند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===محرومیت از وسایل===&lt;br /&gt;
کودکان نسبت به وسایل شخصی و نیز خرید بعضی از اسباب بازی ها علاقه وافری دارند. خطاهای وارده او را می توان با محروم کردن موقتی از وسایل مورد علاقه اش استفاده کرد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار تنبیه بدنی==&lt;br /&gt;
تنبیه بدنی همانند دیگر منکرات دارای آثار نامطلوبی است. آثار منفی آن قبل از آنکه به کودک برسد به والدین آسیب خواهد زد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تبیه بدنی شیوه انسان هایی است که از منطق و ارائه شیوه های تربیتی فاصله گرفته و بجای استفاده از شیوه های جایگزین و بهره گیری بهتر در رشد و تربیت کودک؛ استفاده از تنبیه را به خیال خود راحت تر و دارای نتبجه دهی زودتر تلقی می کنند. غافل از آنکه این شیوه اگر در گذشته جایی داشت در جامعه امروزی مطرود و والدین کودک مورد مذمت واقع خواهند شد. تنبیه بدنی همانند دیگر منکرات آثار متعددی است که در ذیل بیان می شود.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از بین رفتن شخصیت===&lt;br /&gt;
قَالَ‏ النبی صلی الله علیه و آله أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُمْ یُغْفَرْ لَکُم‏‏&amp;lt;ref&amp;gt;. مکارم الاخلاق، طبرسی، ص222&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکانتان را اکرام کنید و نیکو تربیتشان کنید که موجب بخشیده شدن شما خواهند شد. اکرام یعی به هر آنچه که در مقابل خواری قرار بگیرد گفته می شود. همانند عزت در مقابل ذلت و یا بزرگی در مقابل کوچکی.&amp;lt;ref&amp;gt;. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج10، 46&amp;lt;/ref&amp;gt; بزرگ داشتن و حفظ آبرو کردن، تنبه نکردن، تمسخر نکردن و هر آنچه که مستلزم بزرگ شمردن و حفظ شخصیت و تعادلات روحی کودک شود بگونه ای که احساس افتخار کند از جمله مصادیق اکرام نفس است. بنابراین کت زدن مستلزم بهم خوردن شخصیت و تعادلات روحی کودک خواهد شد. طبیعتاً به عصبانیت و بیماری های روانی و نیز توسو شدن روی می آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین زندگی، ابراهیم امینی، ص365&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکی که در دوران کودکی راهنمایی راهنمایان خود را با عملکردشان از دست می دهد از چه کسانی باید راهنمایی بگیرد. اگر خانواده نتواند تشخیص راه از چاه کند و بجای تعلیم به تنبیه روی بیاورد آیا کودک می تواند از آنان به عنوان راهرو کمک بگیرد. تصور فرزند از خانواده  کتک زدن و کتک خوردن است و بجای شخصیت پیدا کردن از خانواده، در حقیقت شخصیت گرفتن را به وی تعلیم می دهند  به عبارتی دیگر او را احمق و ابلهی تصور می کنند که هیچ چیزی نمی داند و نمی فهمد. در حالی که سیره و شیوه ائمه اطهار بگونه ای دیگر است. آنان نسبت به این نکته کاملاً توجه داشته و شخصیت دادن به فرزندان را به خوبی به شیعیان تعلیم می داند. روزی حارث اعور در محضر حضرت امیر علیه السلام بود. در این حال امام علیه السلام از فرزندش امام حسن علیه السلام سؤالات متعددی فرمود: عقل چیست؟ دور اندیشی چیست؟ پستی چیست؟ بخل چیست؟ فقر چیست؟ ... امام حسن علیه السلام به همه سؤالات جواب زیبایی بیان فرمود. در این موقع حضرت امیر علیه السلام به حارث اعور فرمود: حارث این پندها و اندرزها را به فرزندان خود بیاموزید که موجب افزایش عقل و دور اندیشی و صاحب رأی شدن است.&amp;lt;ref&amp;gt;. معانی الاخبار، محمد بن علی -ابن بابویه- ص401&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سؤال کردن حضرت از فرزندش امام حسن علیه السلام در حضور حارث اعور و آموختن به وی در تعلیم این جواب ها به فرزندانشان به عنوان افزایش عقل و صاحب رأی شدن حاکی از این است که امام علیه السلام نسبت به شخصیت دادن فرزندان حتی در حضور دیگران اهتمام دارد. آیا کودک سر خورده می تواند در جامعه جایگاهی داشته باشد. والدینی که زبان زور را تفهیم می دانند قطعاً در خلاقیات هایی که کودک از خود ظهور می دهد وی را تمسخر نیز خواهند کرد. نسبت به افکار و رفتارهای سر زده اش احمق خواهند خواند و زمانی که والدین در تنبیه کودک ابایی نداشته باشند در حقیقت در همه جا به تحقیر و توهین وی اقدام می کنند و فرقی نمی کند مهمانی باشد یا مدرسه، در منزل کنار برادران و خواهران باشد یا در محیط دوستان. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله‏ رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ قَالَ قُلْتُ کَیْفَ یُعِینُهُ عَلَى بِرِّهِ قَالَ یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَ یَتَجَاوَزُ عَنْ مَعْسُورِهِ وَ لَا یُرْهِقُهُ‏ وَ لَا یَخْرَقُ بِهِ.&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص50&amp;lt;/ref&amp;gt; پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: رحمت خداوند بر کسی است که کودکش را بر انجام کار خیر کمک کند. سؤال شد که چگونه کودک را یاری دهد. حضرت صلوات الله علیه و آله فرمود: کارهای آسان را از کودکش قبول کند و آنچه که بر کودک دشوار و سخت است در گذر و بر او سخت نگیرد و کارهای طاقت فرسا را بر او تحمیل کند و او را جاهل و احمق نخواند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بی اثر بودن تنبیهات بدنی===&lt;br /&gt;
کودکی که با تنبیهات بدنی نسبت به کارهایش وادار می شود؛ به مرور زمان تحمّلش نسبت به تنبیهات زیاد و بدنش نسبت به آن مقاوم می شود. در مواردی نیز در مقام دفاع بر آمده و حتی از والدین می خواهد که دوباره به زدن وی اقدم کنند. او با این روش می خواهد بی اثر بودن تنبیهات را به والدین تفهیم کند.    &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خو گرفتن با منطق خشونت===&lt;br /&gt;
کودکی که در منزل با کتک خوردن رشد می کند و با تبیه بدنی حرف ها و دستورات والدین را انجام می ودهد آرام آرام با منطق خشونت انس گرفته و این شیوه را بهترین شیوه برای اعمال خواسته خود نسبت به کوچک ترها می داند. اگر دوستان و همکلاسی های مدرسه ای او نسبت به سخنان وی عکس العملی نشان دهند قطعاً شیوه ای تعلیم یافته خود را - کتک زدن- نسبت به آنان اعمال می کند. و در آینده آسیب های اجتماعی و خسارت هایی که به جامعه وارد می کند به تناسب رشدش بیشتر خواهد بود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مسری بودن تنبیه===&lt;br /&gt;
کودک آینه تمام نمای والدین است. هر آنچه که در منزل می بیند تکرار می کند. او مقلّد تام در تقلید از رفتار والدین است. اگر محیط منزل کلاس یاری دادن و محبت کردن باشد کودکان همان شیوه را می آموزد و اگر پرخاشگری،خشونت و توهین و تنبیه حاکم باشد در حقیقت تمرین پرخاش گری،خشونت و تنبیه را به کودک آموزش می دهند. به عبارت دیگر همه گفتار و کردار والدین حالت مسری دارد. کودک به مشابه رباطی می ماند که هر دستوری به وی داده شود همان را انجام می دهد. او توجه به نیت و قصد ندارد او رفتار را می بیند و گفتار را می شنود. قصد تربیت باشد یا نباشد، خوب باشد یا بد، زشت باشد یا زیبا همه اعمال را به مشابه رباط ظهور می دهد. زمانی که والدین خشونت و تبیه را در منزل ترویج می دهند کودک به درس خشونت و تنبیه را می آموزد. او احساس می کند همین درست است و همان را انجام می دهد. به دیگر کودکان با درشتی و پرخاشگری سخن می گوید و در صورت نیاز از قدرت زور استفاده می کند. چرا او درستی و نادرستی اعمالش را از والدین آموخته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« تنبیه علاوه بر این که اثر مثبت تربیتی ندارد، صدمه زدن به دیگران را توجیه می کند. وقتی که کودکان تنبیه می شوند، تنها چیزی که می آموزند این است که در بعضی موقعیت ها صدمه زدن به دیگران جایز است.»&amp;lt;ref&amp;gt;. روزنامه جام جم، 27//1/1386 منیر اعظم میثاقی نژاد&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ترسو شدن کودک===&lt;br /&gt;
والدینی که با تنبیه و خشونت انجام کار و نهی از آن را به کودکشان تفهیم می کنند آثار زیبانبار ترس و بزدلی را در درون کودک می کارند. تصور کودک از والدین خود که بجای محبت کردن؛ تنها خشونت و تنبیه را به وی آموخته اند قطعاً نسبت به دیگران که توقع محبت را ندارد با دیده ترس به آنها نگاه می کند. در کوچکترن امر و نهی از ترس تنبیه نشدن به انجام کار می رود و به تدریج اراده کودک سُست و قدرت تصمیم گیری اش در اثر غلبه ترس از بین خواهد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آسیب جسمانی دیدن===&lt;br /&gt;
تنبیه بدنی مستلزم آسیب های جمسانی نیز می شود. کودکانی از قدرت جسمانی بسیار ضعیف و در مقابل خطرات احتمالی و نیز  نتبیهات ناچیز کم تحمل اند. سیلی زدن به صورت احتمال پارگی پرده گوش و یا زخمی کردن چشم را افزایش می دهد. پدری که از نیروی جسمانی قویتری برخوردار است حالت خشم که سیستم عصبی انسان را تحریک می کند و در مقام عمل و تنبیه دیگران نیروی خشم مضاعف می شود و دراین حالت است که انسان قدرت تصمیم گیری ندارد و در نهایت قدرت، اعمال زور  می کند و و مستلزم نقص عضو در بدن کودک می کند. تنبیه تأدیب هدفمند است. کودک نسبت به علت تنبیه آگاهی می یابد کیفیت تنبیهی که در روایات بیان شده از هرگونه ایجاد زخم و جراحت نهی کرده و در بعضی روایات از زدن به صورت نیز نهی شده است. شخصی خدمت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خانواده ام مرا خشمگین می سازند به چه چیزی آنان ر ا مجازات کنم؟ فرمود: درگذر . این جواب سه بار تکرا شد.  سپس فرمود: اگر مجازات کردی به اندازه اشتباه مجازات کن و از (زدن به ) صورت پرهیز کن.&amp;lt;ref&amp;gt;. عن اسد ابن وداعه: اَنّ رجلاً یقال له جزى، اتى النّبى (صلى الله علیه وآله)، فقال: یا رسولَ اللّهِ اِنّ اهلى یَعصونى فَبِمَ اُعاقُبهم؟ قال: «تَعفوا»، ثُمَّ قالَ الثّانیةَ حتى یُقال ثلاثاً، قال: «اِن عاقبتَ فعاقِب بِقدرِ الذَّنبِ وَ اتَّقِ الوَجهَ.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
(الاصابة، ج1، ص 586)&amp;lt;/ref&amp;gt;    &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تنبیه باید هدفمند باشد. تنبیهی که در مسیر تأدیب نباشد و یا بیش از سه بار زده شود مستلزم قصاص در قیامت خواهد بود. عَنِ النَّبِیِّ فِیمَا أَوْصَى بِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین علیه السلام‏  لَا تَضْرِبَنَّ أَدَباً فَوْقَ ثَلَاثٍ فَإِنَّکَ‏ إِنْ‏ فَعَلْتَ‏  فَهُوَ قِصَاصٌ‏ یَوْمَ‏ الْقِیَامَةِ&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏2 ؛ ص155&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به حضرت امیر علیه السلام وصیت کرد و فرمود: تنبیه برای تأدیب نباید بیش از سه مرتبه باشد و اگر بیش از سه مرتبه باشد در روز قیامت قصاص خواهد شد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===موقتی بودن نتیجه تنبیه بدنی===&lt;br /&gt;
شیوه های تربیتی جایگزین تنبیه اعم از محبت و غیره از تأثیر دوچندان و استمرار مادام العمر را به همراه دارد. از طرفی تنبیه کاملاً در تضاد و در مقابل آن قرار دارد. تأثیرش کمتر و استمرارش کوتاه خواهد بود. هر چند تنبیه بدنی کودک را وادار بر کار و یا ترک کاری می کند اما انجام کار و عدم آن تنها در حضور والدین است. به عبارتی اگر دروغ نگفتن کودک بر اساس تنبیه بدنی باشد این امر تنها در حضور والدین خواهد بود و اینکه تنبیه چه میزان تأثیری در دروغ نگفتن در محیط مدرسه و نزد دوستان کارساز دارد باید نتیجه آن را بسیار بسیار ضعیف ارزیابی کرد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عقده ای شدن نسبت به والدین===&lt;br /&gt;
دین با ترغیب و تشویق کردن والدین به محبت فرزند، بوسیدن، دست بر سر وی کشیدن و غیره و نیز بیان حقوق متقابل برای هر یک، سعی در ایجاد محبتی طرفینی نسبت به هر کدام از فرزند و والدین است. محبت کردن آثار متعددی دارد و بر عکس تنبیه بدنی مستلزم عقده و کینه شدن فرزند است. کودک مشاهده می کند ؛هر زمانی نسبت به خطاها و اشتباهات کودکانه اش با چوب و کتک تنبیه می شود و در اوامر والدین خشونت و عصبانت را مشاهده می کند به تدریج فطرت پاکشان به سوی تنفر و بیزاری سوق پیدا کرده و کدورت و کینه والدین را به دل می گیرد. حضرت امیر علیه السلام فرمود:«علت فتنه ها و آشوب ها کینه توزى است»&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم، ص395، ح13&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در محیط بیرون  خانه، دوستان و کودکان بسیار را مشاهده می کند که والدین آنان بجای تنبیه، محبت می کنند و در پارک ها به بازی با فرزندان خود توجه دارند. تنبیه شدن در منزل و مشاهده محبت دیگر والدین نسبت به فرزندانشان عقده حقارت و ایجاد کینه را در دل کودک پرورش می دهد. چنین کودکی پس از سپری شدن زمان و رشد، نسبت به رفتن منزل، تردید می کند و پارک ها و یا منزل دوستان را محیط امن تری نسبت به منزل خود می داند.  علاوه بر آنکه «در بزرگسالی نسبت به سخنان و توصیه های والدین خود عکس العمل نشان داده و به راحتی بی احترامی کرده و از اینکه در سنین پیری آنان را به سرای سالمندان ببرند هیچ مشکلی ندارند.»&amp;lt;ref&amp;gt;. ویکی پدیا، تنبیه بدنی&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==انواع تنبیه==&lt;br /&gt;
تنبیه را می توان به دو تنبیه بدنی و تنبیه روحی(غیرجسمی) تفکیک کرد. تنبیه بدنی دو آسیب اساسی وارد می کند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اول به جسم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دوم به روح و روان کودک.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در تنبیه جسمی که غالباً با خشم همراه است سبب می شود تا کودک امری را که بدان علاقه ای ندارد از روی اکراه انجام دهد. اجبار کردن کودک  در حقیقت؛ تنگا قرار دادن اوست. تکرار این امر هر چند به نتیجه موقتی خواهد رسید اما این نتیجه استمرار نخواهد داشت. امر اجباری هیچگاه ثمربخش نبوده است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: فَإِنَّ الْقَلْبَ‏ إِذَا أُکْرِهَ‏ عَمِیَ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ ص503، ح193&amp;lt;/ref&amp;gt; قلب زمانی که مجبور شود کور خواهد شد. کوری قلب یعنی لجاجت کردن و تکرار اشتباهات بدون توجه به توصیه های دیگران است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«تنبیه این نقص کلی را دارد که غالباً برای اصلاح باطنی و واقعی کودک مؤثر واقع نمی مشود و میل به اصلاح را در او به وجود نمی آورد. برای ترس از تبیه ممکن است ارتکاب علنی عمل خلاف، اجتناب نماید لیکن عیب را از ریشه اصلاح نیم کند بلکه در خفا باقی گذاشته تا در جای دیگر ظهور دهد حتی ممکن است از ترس تبیه به فریب دادن و دروغ گویی و ریاکاری متوسل شود»&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین تربیت؛ آیت الله امینی، ص371&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما تنبیه غیربدنی که در حقیقت شکل دهنده تربیت حقیقی کودک است بسیار تأثیرگذارتر از تنبیه جسمی خواهد بود. در تنبیه غیر بدنی، کودک به تناسب خطای صورت گرفته اش تبیه می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« در تنبیه باید، بین جرم و تنبیه سنخیت باشد. مثلاً اگر درس حسابش را حاضر نکرده تمرین مسأله و حساب به او بدهید، اگر کیف و لباسش را پخش کرده وادارش کنید آنها را سرجای خودشان بگذارد نه اینکه از مجلس مهمانی محروش کنید؛ اگر در مجلس مهمانی بی انضباطی کرده از رفتن به مهمانی محرومش کنید نه اینکه از پول توجیبی محرومش کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین تربیت؛ آیت الله امینی، ص372&amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علل و انگیزه==&lt;br /&gt;
برای تنبیه بدنی علل و انگیزهایی ذکر شده که در ذیل بیان می کنیم. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خستگی و بی حوصله بودن===&lt;br /&gt;
خستگی کار مستلزم بی حوصلگی انسان می شود. والدینی که همه اهتمام خود را صرف کار و کسب درآمد بیشتر می کننند کمتر برای کودک وقت می گذراند. هرچند کسب کار و رفع نیازهای زندگی از اولویت هاست اما توجه کردن به کودک که سرمایه اصلی زندگی به شمار می رود همانند کسب درآمد باید به عنوان یک نیاز اساسی مورد توجه شود. تنبیه و خشنونت سلاح انسان های ناتوان است. از والدینی که کنترل خشم ندارند و به آسانی و با کوچکترین مسائل ابتدایی کودک خشمگین شده و از نیروی دست برای سیلی زدن و یا کتک زدن با چوب برای ساکت کردن کودک کمک می گیرند نباید توقع تربیت فرزند سالم را داشته باشند. پدری که از محیط کار، خسته برگشته و منزل را محل استراحت و آرامش می داند با حضور کودکی که به اقتضای سن باید بازی  کند و ایجاد سروصدا و بازی برای وی به عنوان یک نیاز مبرم تلقی می شود ناسازگار است.  قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَنْ‏ کَانَ‏ عِنْدَهُ‏ صَبِیٌ‏ فَلْیَتَصَابَ لَهُ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏3 ؛ ص483&amp;lt;/ref&amp;gt; پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  فرمود : کسی که در نزد او کودکی وجود دارد باید با وی کودکانه رفتار نماید. در «رفع نیاز کودک با بازی کردن» و «رفع خستگی پدر با استراحت کردن در محیط آرامش خانه»؛ خستگی کار مانع بازی کردن برای رفع نیاز کودک می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اینجاست که گذشت کردن از استراحت برای والدین که از فرط کار خسته و بی حوصله شده اند بسیار مشکل بوده و نیاز خود را مقدم بر نیاز کودک کرده و برای ساکت کردن کودک از نیروی خشم و تنبیه استفاده می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم دقت والدین در گام های نخستین===&lt;br /&gt;
همانگونه که از محبت به عنوان یک شیوه تربیتی استفاده می شود به همان اندازه باید از افراط در محبت نیز برحذر بود. امام باقر علیه السلام فرمود: شَرُ الآباءِ مَن دَعاهُ البِرُّ اِلىَ الافراطِ&amp;lt;ref&amp;gt;. جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م 279)، ج4، ص84&amp;lt;/ref&amp;gt;  بدترین پدران کسانی هستند که نیکی کردن؛ او را به زیاده روی وا دارد. زیاده روی در در محبّت، توقعات و خواسته ای کودک را بیشتر کرده و سبب ناراحتی و عصبانیت والدین و در نتیجه تنبیه می شود. اگر کودک هر آنچه که نیاز به بازی داشت برایش فراهم شود و هر آنچه که دلش خواست خریداری شود و مدیریتی در خرید خواسته هایش نباشد بتدریج خواسته های کودک بیشتر شده و هر آنچه که در دست دیگران مشاهده می کند از والدین خود تقاضا می کند. تقاضاهای بی رویه و هزینه کردن های نابجا نتیجه اش ناراحتی والدین و در مواردی عصبانیت و تنبیه فرزند می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رابطه عاطفی برقرار نکردن (وقت نگذاشتن)===&lt;br /&gt;
اگر با سعی و تلاش، کسب درآمد شود بدون آنکه ارتباط عاطفی برقرار شود و یا با کودک بازی کند و تنها با امر و نهی، خشونت و تنبیه امور تربیتی و ظایف دینی را به کودک بیاموزند درآینده نه چندان دور، درآمدهای حاصله که با سعی تلاش و وقت گذاشتنِ بدان، بدست آورده باید صرف  آسیب های اجتماعی کودک کند. مَن قَـبَّلَ وَلَدَهُ کَـتَبَ اللّهُ‏ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَمَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ‏ یَومَ القیامَةِ&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص49&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; هر کس فرزندش را ببوسد ، خداوند عزّوجلّ براى او ثواب مى‏نویسد و هر کسى که او را شاد کند ، خداوند روز قیامت او را شاد خواهد کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ضعف اخلاقی والدین===&lt;br /&gt;
همه انسان ها از ابتدای بلوغ تا وقت مرگ باید اهتمام در تربیت نفس خود داشته باشند. تربیت نفس نداشتن و قصد تربیت کردن دیگران (خواه فرزند باشد یا دانش آموز و یا جامعه مردم) امری است مذموم و مطرود در روایات و اصول روانشاسی.  حضرت امیر علیه السلام فرمود:‏ مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماًفَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛قصار73 ؛ ص513&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت علیه السلام فرمود: آن که خود را در مرتبه پیشوایى قرار مى‏دهد باید پیش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام کند، و پیش از آنکه دیگران را به گفتار ادب نماید، باید به کردارش مؤدب به آداب کند، و آن که خود را بیاموزد و ادب نماید به تعظیم سزاوارتر است از کسى که فقط دیگران را بیاموزد و تأدیب کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدینی که نسبت به تربیت خود غافل و رفتار عملی آنان تنها در خشم و تنبیه و از گفتارشان کلمات توهین و تحقیر جاری می شود آیا می توانند الگوی عملی فرزند قرار بگیرند. پدری که نیازمند به تعلیم و محبت است چگونه می تواند به فرزند خود، درس محبت بیاموزد. تربیت نفس نداشتن و در مسیر کنترل نفس و تربیت نفس نبودن بزرگترین عامل ناهنجاری - تنبیه- می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تعریف نشدن وظایف کودک===&lt;br /&gt;
والدینی در تربیت و تعلیم وظایف کودک کوتاهی می کنند و تمایزی برای خوب و یا بد بودن افعال به کودک نمی آموزند و به امر و نهی دستوری و یا جواب خوبه یا بد بودن بسنده می کنند. توقع دارند کودکشان همه آنچه را که به او گفته اند درک کند، تحلیل کند و دیگر تکرار نکند. در حالیکه باید با کودک سخن گفت و اهداف و مقصد نکات تربیتی را به وی آموخت. وظایفش را به وی تعلیم داد. قبل از مهمانی رفتن، نکات مورد رعایت در مهمانی را باید به وی آموخت. کیفیت نماز خواندن را به او یاد داد، چگونه سخن گفتن و سلام کردن و دیگر مسائل اجتماعی و تربیتی را در مکان های مختلف و در مراحل متعدد رشد باید آموزش داد. کودکی که به خاطر عدم آگاهی و علم مرتکب اشتباه شده نباید تنبیه شود؛ هر تعلیمی نیازمند زمان برای تثبیت در جان کودک است. متأسفانه والدین از کودک انتظار رفتار بزرگسالان را دارند. تا نکته ای را به او آموخته اند منتظر عمل از او هستند. اگر چیزی به او یاد داده اند توقع عدم اشتباه دارند. و در صورت ارتکاب اشتباه با خشونت و تنبیه تفهیم می کنند.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تبعیت از شیوه نادرست پدران===&lt;br /&gt;
تنبیه یکی از شیوه های تأدیب است نه همه شیوه. بعضی والدین تنها شیوه تربیتی را در تنبیه می دانند. داد زدن، پرخاشگری، تندخویی، ناسزاگفتن و در آخر تنبیه کردن با هر شیوه و با هر وسیله ای.  علت آن را تأدیب و برگرفته از شیوه سنتی پدران خود می داند. آنان بر این باورند که تنبیه پدرانشان نسبت به خود و یا برادران نسبت به ترک کارهای و یا انجام آن بسیار کارساز بوده است. زمانی که در انواع شیوه های تربیتی، تنبیه را انجام می دهد و نتیجه آنی را مشاهده می کند ذهنیت و تصورش نسبت به عملکرد پدرانشان تصحیح و تثبیت می شود. مدعی است که هیچ شیوه ای بهتر از این شیوه نیست. البته آنچه را که اسلام بیان کرده و آنچه را عرف جامعه انجام می دهد دو مبنای جداگانه ای دارد. قال الامام علی علیه السلام: لا تقسروا أَولادَکُم عَلَى آدَابِکُم فَإنَّهُم مَخلُوقُونَ‏ لِزماَنٍ‏ غَیرَ زمانِکُم‏&amp;lt;ref&amp;gt;. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ؛ ج‏20 ؛ ص267&amp;lt;/ref&amp;gt; فرزندانتان را برآداب خود تربیت نکنید؛ چرا که آنها برای - آینده و - زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شناخت زمان و درک کودک دو عنصر مهم در تربیت است. ضریب هوشی و رشد و آگاهی کودکان در جامعه امروزی با آنچه که در قدیم انجام می شد تفاوت چشمگیر و محسوسی دارد. نوع غذا، کیفیت بازی، توجه به احساسات و عواطف کودکانه و فراهم بودن امکانات رفاهی کودکان در جامعه امروزی با آنچه که در جامعه سلف وجود داشته است قابل مقایسه نیست. کودکی که در چنین محیطی زندگی می کند شیوه تربیتی او نیز باید با ظرافت دقیق تری انجام گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==تنبیه بدنی در آینه فقه==&lt;br /&gt;
اگر کودک مرتکب بعضی از گناهان مثل زنا&amp;lt;ref&amp;gt;. وسائل الشیعة، ج‏28، ص82  &amp;lt;/ref&amp;gt; و یا سرقت &amp;lt;ref&amp;gt;. وسائل الشیعة، ج‏28، ص 293&amp;lt;/ref&amp;gt;شود مستلزم حکم تغزیری خواهد شد. بنابراین احکام تعزیری از جانب حاکم شرع برای کودک ثابت است. اما در جواز تنبیه بدنی کودک توسط والدین در هر زمان و مکانی و نیز به صرف ولایت داشتن والدین، نمی توان حکم به جواز تنبیه کرد. تنبیه ابزاری است برای رسیدن به هدف و این هدف باید مشروع باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فقها حکم فقهی تأدیب فرزند را مشروط به متعارف بودن به گونه ای که  مسلتزم سرخی بدن، کبودی و یا جراحت نشود دانسته اند. و در آن قصد عقلایی مثل تأدیب باشد و یا قصد نهی از منکر&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل، آیت الله فاضل ره، ج‌، ص: 476 س 266&amp;lt;/ref&amp;gt; را شرط کرده اند.  در کتب فقهی برای هر تنبیه بدنی که مستلزم جراحت و زخمی شدن جسم شود دیه ای تعین شده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از آنجایی که پرداخت دیه حق کودک است این مال باید نگهداری شود و پس از بلوغ به طفل پرداخت شود و یا بعد از بلوغ طلب حلالیت از فرزند بگیرد. علاوه بر آنکه «پدر می تواند به مقدار دیه از هزینه‌ى نفقه فرزند حساب کند»&amp;lt;ref&amp;gt;. استفتاء، آیت الله بهجت ره، ج4، ص515، سؤال 6306&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به خاطر اهمیت بحث سعی شده استفتاءاتی که در مسأله تنبیه بدنی از مراجع عظام تقلید شده است در ذیل آورده شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==استفتاء==&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &lt;br /&gt;
با توجه به اینکه مسأله تنبیه بدنى، از مسائل مبتلا به در مدارس است، چنانچه تنبیه از ناحیۀ معلمین یا سایر مسئولین مدرسه باشد حکم آن چیست؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پاسخ:'''&lt;br /&gt;
در مواردى که تأدیب متوقف بر تنبیه بدنى باشد و ولى اذن بدهد، تنبیه به مقدارى که موجب دیه نشود، شرعاً مانعى ندارد. ولى اگر تنبیه‌بدنى بر خلاف مقررات جمهورى اسلامى ایران باشد مطلقاً جایز نیست. ضمناً زدن و تنبیه بدنى گاهى موجب دیه مى‌شود که به قرار ذیل است: اگر سیلى زدن به صورت موجب سرخى صورت شود باید 5/ 1 مثقال شرعى طلاى مسکوک که هر مثقال 18 نخود است به او بپردازند. و اگر موجب کبود و سبز شدن صورت شود 3 مثقال. و اگر سیاه شد 6 مثقال و اگر جاى دیگر بدن بواسطه زدن سرخ یا کبود یا سیاه شد، باید نصف آنچه گفته شد بعنوان دیه پرداخت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل، آیت الله فاضل ره، ج‌، ص: 475س 265&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &lt;br /&gt;
شخصى به گمان خودش با غرض عقلایى، کسى را زده است مثلًا به منظور تأدیب یا به قصد نهى از منکر زده است، آیا در این فرض دیه یا ارش ثابت است؟ &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پاسخ'''&lt;br /&gt;
آیت الله فاضل ره: بلى در هر موردى که زدن، مجوّز شرعى نداشته و با اذن حاکم شرع نباشد دیه یا ارش ثابت است. &amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل، آیت الله فاضل ره؛ ج‌، ص 476 ، سؤال266&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''&lt;br /&gt;
تنبیه بدنى همسر و کودکان به منظور تأدیب جایز است یا نه؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پاسخ'''&lt;br /&gt;
آیت الله گلپایگانی ره: در غیر تعزیر و حدّ که اجراء آن وظیفه حاکم شرع است زدن زن یا طفل جایز نیست مگر موارد مخصوصه که شرعا اجازه داده شده مثل موردى که امر بمعروف یا نهى از منکر موقوف به آن باشد یا بعض مراتب نشوز زن که بر شوهر جایز است تأدیب یا در تمرین طفل به نماز در ده سالگى و امثال آنها و در موردى که شرعا اجازه داده شده نباید طورى بزند که موجب دیه شود مثلا رنگ پوست بدن سرخ شود.&amp;lt;ref&amp;gt;. مجمع المسائل، آیت الله گلپایگانی ره ؛ ج‌، ص: 266س 138‌&amp;lt;/ref&amp;gt;     &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سوال'''&lt;br /&gt;
اگر پدر فرزند خود را براى تأدیب بزند، و موجب جراحت یا سیاهى یا قرمزى پوست شود آیا دیه دارد؟ و اگر براى تشفّى خاطر و در أثر غضب بزند آیا دیه دارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پاسخ'''&lt;br /&gt;
امام خمینی ره با فرض این که موجب جرح یا سیاهى یا قرمزى شود دیه دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;. استفتاءات، امام خمینی ره؛ ج‌، ص: ،475، سؤال 34 ، جامع المسائل، آیت الله فاضل ره، ج1، ص518، سؤال1958&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سؤال:&lt;br /&gt;
خانواده‌اى که کودکشان را تنبیه بدنى کرده‌اند و موجب سرخى و کبودى بدنش‌ شده‌اند، آیا باید دیه بدهند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پاسخ'''&lt;br /&gt;
آیت الله بهجت ره: بله، باید دیه بدهند؛ مگر پدر باشد که گفتیم به مقدار دیه مى‌تواند از هزینه‌ى نفقه او حساب کند.&amp;lt;ref&amp;gt;. استفتاء، آیت الله بهجت ره، ج4، ص515، سؤال 6306&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''&lt;br /&gt;
اگر مادرى فرزند خود را بزند و بدن فرزند سرخ شود، این عمل مادر دیه دارد؟ آیا مادر باید حلالیّت بطلبد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پاسخ'''&lt;br /&gt;
آیت الله بهجت ره: بله، دیه دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;. استفتاء، آیت الله بهجت ره، ج4، ص515، سؤال  6307&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''&lt;br /&gt;
معلّمى که شاگرد خود را کتک بزند بحدّى که دیه واجب شود، دیه را به ولىّ شرعى مى‌دهند یا بعد از بلوغ به فرد مضروب؟ و اگر دیه را به پدر کودک دادند آیا او مى‌تواند مصرف کند یا باید نگهدارد و بعداً به فرزند بدهد؟ و اگر کودک کتک خورده بعد از بلوغ و رشد فکرى بگوید من راضى هستم و پدر قبلًا مقدار دیه را مصرف کرده باشد باید برگرداند یا خیر؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پاسخ'''&lt;br /&gt;
آیت الله صافی:در فرض سؤال باید دیه به ولىّ شرعى طفل پرداخت شود و ولىّ باید دیه را براى طفل حفظ کند یا به مصارف لازم او برساند بلى ولىّ مى‌تواند بعنوان قرض‌ دیه را مصرف نماید و بعد از بلوغ طفل به او بپردازد و طفل بعد از بلوغ مى‌تواند عفو نماید و عین دیه را اگر باقى باشد یا عوض آن را به جانى برگرداند ولى بر ولىّ میت که طبق ولایت عمل کرده چیزى نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج2، ص342، &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منابع&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حکمت نامه کودک، آیت الله محمد محمدی ری شهری، مترجم و همکار: عباس پسندیده، قم؛ دارالحدیث، 1385&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عدة الداعی و نجاح الساعی، ابن فهد حلى، احمد بن محمد، ، 1جلد، دار الکتب الإسلامی، چاپ: اول، 1407 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى، ناصر، 28جلد، دار الکتب الإسلامیة - ایران - تهران، چاپ: 10، 1371 ه.ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، 6جلد، مرتضوى - تهران، چاپ: سوم، 1375ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مکارم الأخلاق، طبرسى، حسن بن فضل، 1جلد، شریف رضى - قم، چاپ: چهارم، 1412 ق / 1370 ش. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.  &lt;br /&gt;
الکافی (ط - الإسلامیة)،کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &lt;br /&gt;
من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش. &lt;br /&gt;
المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، فیومى، أحمد بن محمد، 2جلد، موسسه دار الهجرة - قم، چاپ: دوم، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوى، حسن،  14جلد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: اول، 1368ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع السمائل،آیت الله محمد فاضل لنکرانى، دو جلد، انتشارات امیر قلم، قم - ایران، یازدهم، ه‍ق &lt;br /&gt;
استفتائات، آیت الله محمد تقی بهجت گیلانى، فومنى، 4 جلد، دفتر حضرت آیة الله بهجت، قم - ایران، اول، 1428 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع الاحکام،آیت الله گلپایگانى، لطف الله صافى، دو جلد، انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها، قم - ایران، چهارم، 1417 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مجمع المسائل، آیت الله گلپایگانى، سید محمد رضا موسوى، 5 جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، 1409 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
استفتاءات، امام خمینى، سید روح اللّٰه موسوى،  3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، پنجم، 1422 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معانی الأخبار، ابن بابویه، محمد بن على، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، 10جلد، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی - قم، چاپ: اول، 1404ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن،  30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار علیهم السلام، بحرانى، سید هاشم بن سلیمان، 5جلد، مؤسسة المعارف الإسلامیة - قم، چاپ: اول، 1411 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م 279)، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر، ط الأولى، 1417/1996.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الإصابة فى تمییز الصحابة، احمد بن على بن حجر العسقلانى (م 852)، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الأولى، 1415/1995.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
طبقات الکبری (ط العلمیه) ش 2843  جزء 7، ص21 رافع بن عمرو الغفاری ( نرم افزار مکتب الشاملة)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت تبیان، مدیراعظم میثاقی‌نژاد «کارشناس آموزش و پرورش»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مقاله« تنبیه بدنی کودکان و راه حل های جایگزین» پایگاه اطلاع رسانی حوزه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ویکی پدیا، تنبیه بدنی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تنبیه بدنی کودکان از منظر روایات، دکتر محمد رسول آهنگران&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راهکارهای پیشگیری از تنبیه کودکان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای پیشگیری از رفتار خشن با کودکان می توان از راهکارهای ذیل استفاده کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
1.	برگزاری کلاس های تربیت فرزند برای خانواده ها با موضوع آسیب شناسی تنبیه بدنی در مساجد محله، صدا و سیما، کانون های فرهنگی و غیره توسط کارشناسان خانواده و علوم تربیتی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	ساخت فیلم و مستند برای بهتر نشان دادن آسییب ها و مضرّات حاصله از تنبیه بدنی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	افزایش آگاهی والدین در علوم تربیتی قبل از تولد فرزند &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	بهره گیری و ارتباط با مشاوران علوم تربیتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	مطالعه سیره اهل بیت علیهم السلام در تربیت فرزندان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	آموزش کودکان از طریق رسانه ها و بازی های رایانه ای&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقالات و کتب برای مطالعات بیشتر==&lt;br /&gt;
===کتاب===&lt;br /&gt;
1)	حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام، محمد جواد طبسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2)	تنبیه و تشویق کودکان خردسال، رضا پور حسین&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3)	آیا تنبیه بدنی آخرین راه حل است؟  فریده حیدر لو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4)	تنبیه آری یا خیر - مجید همتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقالات==&lt;br /&gt;
1.	تنبیه بدنی کودکان و راه حل های جایگزین»  فرض الله قلی زاده کلان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	عوامل و ریشه های تنبیه بدنی کودکان: رویکردها و راهکارها، محمدرضا حسنی، عیسی عابدینی  ابراهیم ابراهیمی ،کمال کوهی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	بررسى تحلیلى تنبیه از منظر روایى، فقهى و روان‏شناسى» سیدجواد حسینى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	تنبیه بدنی و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی»، حمزه علی نصیری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	تنبیه بدنی کودکان از منظر روایات، دکتر محمد رسول آهنگران&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	بررسی تحلیلی تنبیه از منظر روایی، فقهی و روان شناسی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
http://www.bashgah.net/fa/content/show/46918&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و الحمد لله رب العالمین&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و السلام علی من اتبع الهدی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57299</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57299"/>
				<updated>2017-09-11T04:53:32Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[منّت گذاری بر مردم]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57298</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57298"/>
				<updated>2017-09-11T04:52:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
 ==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[منّت گذاری بر مردم]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57297</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57297"/>
				<updated>2017-09-11T04:51:03Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت گذاری یا عزّت]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[منّت گذاری بر مردم]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57296</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق منکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57296"/>
				<updated>2017-09-11T04:49:58Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق منکر&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آدم ربایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرایش زن برای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوی طولانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار جانوران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار همسایه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش مجسمه سازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش با حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام حیض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام نفاس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آوازه خوانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف منابع عمومی (انفال)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مواد غذایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره به قصد کارحرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره دادن مکان برای فعل حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره وسیله برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای قوانین نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاط زن و مرد در مجالس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای امامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای خدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نیابت خاص   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارائه آمار دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتباط حرام با نامحرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتداد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان صغیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان کبیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با بیش از چهار زن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با دختر همسر (ربیبه)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با محارم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دختر بدون اذن ولی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج در حال عده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با کفار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با نواصب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج و معاشرت با شرابخوار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج های حرام]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسارت بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استبداد رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور کافر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور منافق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استراق سمع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استشهاء زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال زیورآلات طلا برای مرد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به دخانیات ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به مواد مخدر]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از بازی رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات دولتی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات عمومی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استمناء (خود ارضائی)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء تصویری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام وضعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء دیگران ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء کتبی و شفاهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال شخصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه افکار انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه فحشاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز تولید کالای حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز مجسمه سازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال و کسب درآمد از کار حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصرار بر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ظالمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از هوای نفس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار نظر بدون آگاهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به امامت حکام باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به تفویض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به جبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از یاد خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعمال نفوذ نامشروع ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتخار به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر پیامبر و اهل بیت (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مدیران جامعه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در زندگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افساد میان مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای آمار و اطلاعات امنیتی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار اقتصادی نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار امنیتی نظام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار سیاسی نظام اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار معصومین(ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار نظامی کشور اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای عیب مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد حاکم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اکل مال به باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[التقاط فکری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امتناع از پرداخت حق الناس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به منکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خودکشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد ناپذیری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقام بیش از میزان شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام دادن کار شخصی در وقت اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق توزیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق تولید ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش دولتی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار منابع طبیعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اخلاقی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اعتقادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف فکری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انزواگرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار افعال الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار امامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بدهی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بهشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار جهنم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار حق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جمال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ضروری دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار کتب آسمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار معاد و قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار وجود خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ولایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به قرآن کریم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به کعبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مرقد پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مقدسات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مواد غذایی مثل نان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت و تحقیر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهمال در یادگیری امور شغلی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایجاد مراکز فساد جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمن دانستن خود از مکر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باج گرفتن «عشاری»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بارگذاری نرم افزارهای لهو و لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازداشتن از راه خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازی با ابزار قمار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مراسم چهارشنبه سوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در آموزش مهارت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در انجام واجبات مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد خلقی با مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد گمانی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به نظام ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مسئولان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به انقلاب اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دولت اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به شورای نگهبان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به عالمان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مردم]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به رهبری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدعت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برد و باخت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردن طفیلی به مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مجالس گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جشنواره های زاید]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جلسات بی فایده]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[به کارگیری کارکنان در امور غیر اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام منشی نامحرم و بدحجاب]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری ظالمانه از محیط زیست ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتمادی به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تابی در مصیبت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تفاوتی در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتنایی به قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پارتی بازی (میانجی گری در باطل) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ذلّت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرخوری از غذای حلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت رشوه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مجرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به محارب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناهندگی به بلاد کفر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوچ گرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن ابریشم خالص برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس دوخته بر مرد محرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن زربافت برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس شهرت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پولشویی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در انجام واجبات فوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در تحویل امانت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر کارمند بدون مجوز]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر توبه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر در پرداخت بدهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأسیس مراکز آموزش غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تازیانه زدن بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبانی برای افزایش قیمت (نَجش) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال شخصی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّج و خودنمائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعید بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ادیان و فرق غیراسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ فروشی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه احکام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه اسلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه تشیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه عالمان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه قرآن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فرق انحرافی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کارهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کالای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مراکز گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد روان گردان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق همجنس گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در رفتار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در افکار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در اقوال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در امور شخصی دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجمل گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحجّر در فهم دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریش (به جان هم انداختن حیوانات) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اسلام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اندیشه عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره ائمه (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره انبیاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی قرآن کریم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب اموال عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبور انبیاء و معصومین (ع) و شهدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب معابد اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخصیص ظالمانه بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخلّی رو به قبله و پشت به آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فریب و تدلیس در ازدواج ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تراشیدن ریش ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تردید در عقاید قرآنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک دعا از روی تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج تساهل و تسامح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج خرافات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج سبک زندگی غیر اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج مصرف گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسخیر جن از راه نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر هوای نفس دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به جنس مخالف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به کفار و فرق ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبیه خدا به خلق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشریح بدن مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در ارزشهای اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در عقاید اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در قوانین الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق اسراف و تبذیر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق گناهکار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدیق دروغ گویان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف بی جا در اموال ایتام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در رهن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال سفیهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال و حق ضعیفان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تضعیف نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطفیف (کم فروشی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطمیع نامشروع]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تظاهر به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعاون بر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب حزبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعطیل کردن مساجد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعمیر ابزار گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تغییر وصیت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفاخر به امور دنیوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفرقه افکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر حدیث به رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر قرآن به رای ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیق مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلب در امتحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از اهل بغی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از کفار (غرب زدگی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از گروه های انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در اصول دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در ضروریات دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید مجتهد در احکام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکاثر و ثروت اندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر زیردستان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر مراجعان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر فیلمهای فسادانگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر نرم افزارهای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکدی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب آیات الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب راستگویان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکریم کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر افراد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر گروه ها ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمرد از قانون شرعی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکلف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک اشیاء پیدا شده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک ظالمانه انفال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملیک، تخصیص و توزیع ظالمانه انفال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبلی در انجام واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه (زدن) کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهدید دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اخلاقی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اعتقادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اقتصادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به خدا، پیامبران و امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به مسئولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع ابزار لهو و لعب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع بت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و نگهداری مسکرات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ثنا جویی(حبّ مدح)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی علیه مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاه طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء رسانه ای  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جریمه کردن بی جا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جعل مدارک]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اقامه نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از انجام وظایف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از گفتن اذان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ با بی گناهان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ در ماه حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چاپلوسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چشم چرانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حب دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حبس بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرص بر دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت به همکاران و رقبا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به ثروت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به دانش دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به مقام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور بی دعوت در مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس استهزاء دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حلال کردن حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از اندیشه باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کار باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل کالای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدعه و فریب دادن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خروج بدون مجوز در ساعات اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آبزیان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آنتن ماهواره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اعیان نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اسپرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اکانت بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اماکن برای ربا خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال غصبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال مسروقه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال موقوفه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش انسان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش بت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش پایان نامه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حشرات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خرچنگ ، مارمولک ، لاک پشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خون]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش رای]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سیگار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش صلیب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش فیلمهای فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش قاچاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کالای خارجی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کتب و مجلات ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد محترقه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مردار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خسارت زدن به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشم بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشونت بی جا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلف وعده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلوت با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری پس از اقدام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خود ستایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء حرام به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء نجس به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از ظروف طلا و نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از غذای مردم بدون دعوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء متنجس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خمر و نبیذ و مسکر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن حشرات بجز ملخ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خزندگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خرچنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون حیوان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن دنبلان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن غذای معطر بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن قورباغه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت درندگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت شکار بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت صدف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مردار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آبزیان حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در عاریه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان به وسیله امور حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر پیامبران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر عالمان دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ دانستن سخن معصومین (ع)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ در اعلام نیازمندی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ عملی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ گفتن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ نوشتن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت اضافه کاری نابجا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت حق السکوت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت ربا از مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت رشوه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت شیربها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مالیات ظالمانه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای واجبات عینی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دست دادن با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با پیامبران و امامان (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشنام به معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعاکردن ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به کفر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت دیگران به بخل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات در مسجد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن کافر در گورستان مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن مسلمان در گورستان کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی برای فعالیت های حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی ربا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی کالاهای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی بین رشوه گیر و رشوه دهنده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دشمنان اهل بیت (ع)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی دختر و پسر نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوشیدن حیوان در حد اضرار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به قانون نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ربا خواری با حیله های شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به پزشک نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به حاکم ظالم در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به طاغوت‌ برای داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد احکام قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد داوری حاکم اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری در انجام وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رقص (آموزش، تبلیغ، نمایش رقص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روابط جنسی حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه سکوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید فطر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید قربان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه وصال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در انفاق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در عبادات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریاست طلبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زدن بی جای کودکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زراندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با اقلیت ها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنای به عنف  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زینت کردن مسجد با طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان پرسنل اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سازش با کفار ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سبک شمردن نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سپر قرار دادن بی گناهان در جنگ (تَتَرُّس) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستم پذیری و انظلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستیزه جویی و عداوت بی جا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی نزد حاکم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سد معبر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گرفتاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گنهکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر برای انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر منجر به آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای بی مورد داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای مسرفانه داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سقط جنین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر بدعت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سنگسار بی گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در دفاع و جهاد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در عمل به واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در وظایف اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء استفاده از بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به اولیاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شایعه پراکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شعبده بازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شراب خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط خلاف قرآن در معاملات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط بندی در مسابقات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در اطاعت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در افعال الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در حاکمیت الله   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در ذات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در صفات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در عبادت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در مالکیت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شطرنج بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکار برای تفریح و سرگرمی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکایت از خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شماتت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شنود و ضبط مکالمات دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت دروغ  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهرت طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شوخی با نامحرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صدور مجوز مراکز فساد جنسی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلیب سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ضرب و جرح بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طعن بر مؤمنین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر حیوان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر زیردستان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر مسؤولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم به خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;	&lt;br /&gt;
# [[ظلم در وصیت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظهار (نوعی طلاق جاهلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به زیبایی ظاهری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به علم و دانش   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مال و ثروت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مقام و شهرت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به نسب و نژاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجله در داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم حضور برای شاهد شدن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم رعایت مراتب اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم وفای به عهد]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عزل صالحان بدون جهت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های اقتصادی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های سیاسی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های علمی و فرهنگی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های نظامی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های ورزشی نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عطر زدن برای جذب نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقوق والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل نکردن به وصیت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عهد شکنی با خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عیب جویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غرور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در ثمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در قرارداد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در کالا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب اموال   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب حقوق دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از آیات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از قیامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غلو درباره انبیاء و اولیای الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (آموزش و تبلیغ غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (شنیدن)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتنه انگیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن بدون علم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به عامه مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فخر فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جبهه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جهاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از دفاع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از قانون]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از مالیات مشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرو رفتن در باطل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروختن سلاح به دشمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش کالا برای مصرف حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش لوازم کار به مجسمه سازان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش مصالح و ابزار به بت سازان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره مکان برای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اخلاقی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اعتقادی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد سیاسی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد مالی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فسق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فکر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال معلوم المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف کافر و منافق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف مؤمن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قسم دروغ   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص قبل از جنایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت بدون تحقیق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع ارتباط مدیران با مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع رحم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع طریق و راهزنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع نماز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قمه زنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قهر و جدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قیاس در احکام دین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاستن و افزودن بر اجرای حدود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاشت مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاغذ بازی غیر ضروری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان حق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان شهادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن خودرو برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن لوازم برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن مکان برای انجام گناه    ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن از روی ترحم (اتانازی)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن عدالت خواهان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن فرزند ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به پیامبران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به کتب آسمانی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران خدمت دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران نعمت الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کلاه برداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری در وظایف اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کندن گیاه و درختان حرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کهانت و پیشگویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه و دشمنی با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه ورزی با بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گذاشتن چیزی در مسجد توسط جنب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گران فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردنکشی در برابر رهبر عادل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن غرامت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش کار دروغین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گناه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گوش دادن به صدای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لجاجت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن صالحان و مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس اسامی مقدسه بدون طهارت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس بدن نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خط قرآن بدون وضو   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لهو]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لواط ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مأموریت های بی مورد ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مال دوستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجالست با اشرار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجسمه سازی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با خدا ، رسول خدا و امام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با رهبر عادل   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با اهل معصیت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با مشرکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به کفار در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مردم آزاری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مساحقه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های قمارآلود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن به ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن از دشمن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مصرف مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معامله با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاملاتِ غَرری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاونت در جرم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکالمه غیر ضروری با تلفن اداره]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و خدعه با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و فریب غیر مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ملی گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از آمرزش الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از یاری خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن محصولات کشاورزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن نسل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از دستور مشروع والدین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی زن از شوهر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نام بردن با القاب زشت (تنابز) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر امام زادگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مردم از بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مساکین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن خمس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات فطره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن کفارات واجب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن مهریه همسر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجس کردن مسجد و حرم امامان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجوا در حضور دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نرخ گذاری (تحمیل نرخ بر اموال دیگران) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب ناصالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفاق و دو رویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفرین کردن صالحان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقاشی و عکاسی تصاویر غیر اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقض امان و آتش‌بس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکاح شغار (ازدواج تبادلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکوهش صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به داخل خانه دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به زنان آرایش کرده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به عورت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم با دوربین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم به قصد گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگرفتن جزیه از اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری ابزار گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری و پروار گراز و خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز خواندن بر کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای فساد انگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای مفسده انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از معروف   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن آبجو (فقاع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن خبائث   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت به سرزمین کفر و شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجو مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همراه داشتن سلاح برای محرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در غیر ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در ایجاد مراکز گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[واداشتن به قضای حاجت رو یا پشت به قبله  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورزش های حرام و استعماری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود  بدون اجازه  به منزل دیگران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود بدون اجازه به محل کار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مکه بدون احرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به حرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مسجد الحرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در دوستی های نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضع قوانین نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وکالت و دفاع از مجرمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت منافقان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس آفرینی برای دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس از رحمت خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری و آموزش قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری نکردن مظلوم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57295</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق منکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57295"/>
				<updated>2017-09-11T04:48:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق منکر&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آدم ربایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرایش زن برای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوی طولانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار جانوران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار همسایه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش مجسمه سازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش با حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام حیض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام نفاس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آوازه خوانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف منابع عمومی (انفال)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مواد غذایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره به قصد کارحرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره دادن مکان برای فعل حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره وسیله برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای قوانین نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاط زن و مرد در مجالس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای امامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای خدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نیابت خاص   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارائه آمار دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتباط حرام با نامحرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتداد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان صغیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان کبیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با بیش از چهار زن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با دختر همسر (ربیبه)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با محارم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دختر بدون اذن ولی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج در حال عده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با کفار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با نواصب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج و معاشرت با شرابخوار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج های حرام]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسارت بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استبداد رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور کافر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور منافق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استراق سمع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استشهاء زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال زیورآلات طلا برای مرد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به دخانیات ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به مواد مخدر]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از بازی رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات دولتی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات عمومی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استمناء (خود ارضائی)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء تصویری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام وضعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء دیگران ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء کتبی و شفاهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال شخصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه افکار انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه فحشاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز تولید کالای حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز مجسمه سازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال و کسب درآمد از کار حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصرار بر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ظالمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از هوای نفس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار نظر بدون آگاهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به امامت حکام باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به تفویض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به جبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از یاد خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعمال نفوذ نامشروع ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتخار به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر پیامبر و اهل بیت (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مدیران جامعه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در زندگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افساد میان مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای آمار و اطلاعات امنیتی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار اقتصادی نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار امنیتی نظام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار سیاسی نظام اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار معصومین(ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار نظامی کشور اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای عیب مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد حاکم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اکل مال به باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[التقاط فکری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امتناع از پرداخت حق الناس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به منکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خودکشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد ناپذیری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقام بیش از میزان شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام دادن کار شخصی در وقت اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق توزیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق تولید ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش دولتی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار منابع طبیعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اخلاقی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اعتقادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف فکری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انزواگرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار افعال الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار امامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بدهی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بهشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار جهنم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار حق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جمال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ضروری دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار کتب آسمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار معاد و قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار وجود خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ولایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به قرآن کریم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به کعبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مرقد پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مقدسات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مواد غذایی مثل نان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت و تحقیر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهمال در یادگیری امور شغلی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایجاد مراکز فساد جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمن دانستن خود از مکر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باج گرفتن «عشاری»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بارگذاری نرم افزارهای لهو و لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازداشتن از راه خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازی با ابزار قمار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مراسم چهارشنبه سوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در آموزش مهارت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در انجام واجبات مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد خلقی با مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد گمانی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به نظام ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مسئولان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به انقلاب اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دولت اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به شورای نگهبان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به عالمان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مردم]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به رهبری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدعت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برد و باخت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردن طفیلی به مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مجالس گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جشنواره های زاید]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جلسات بی فایده]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[به کارگیری کارکنان در امور غیر اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام منشی نامحرم و بدحجاب]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری ظالمانه از محیط زیست ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتمادی به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تابی در مصیبت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تفاوتی در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتنایی به قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پارتی بازی (میانجی گری در باطل) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ذلّت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرخوری از غذای حلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت رشوه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مجرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به محارب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناهندگی به بلاد کفر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوچ گرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن ابریشم خالص برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس دوخته بر مرد محرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن زربافت برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس شهرت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پولشویی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در انجام واجبات فوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در تحویل امانت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر کارمند بدون مجوز]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر توبه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر در پرداخت بدهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأسیس مراکز آموزش غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تازیانه زدن بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبانی برای افزایش قیمت (نَجش) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال شخصی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّج و خودنمائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعید بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ادیان و فرق غیراسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ فروشی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه احکام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه اسلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه تشیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه عالمان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه قرآن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فرق انحرافی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کارهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کالای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مراکز گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد روان گردان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق همجنس گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در رفتار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در افکار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در اقوال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در امور شخصی دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجمل گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحجّر در فهم دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریش (به جان هم انداختن حیوانات) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اسلام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اندیشه عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره ائمه (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره انبیاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی قرآن کریم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب اموال عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبور انبیاء و معصومین (ع) و شهدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب معابد اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخصیص ظالمانه بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخلّی رو به قبله و پشت به آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فریب و تدلیس در ازدواج ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تراشیدن ریش ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تردید در عقاید قرآنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک دعا از روی تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج تساهل و تسامح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج خرافات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج سبک زندگی غیر اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج مصرف گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسخیر جن از راه نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر هوای نفس دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به جنس مخالف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به کفار و فرق ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبیه خدا به خلق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشریح بدن مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در ارزشهای اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در عقاید اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در قوانین الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق اسراف و تبذیر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق گناهکار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدیق دروغ گویان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف بی جا در اموال ایتام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در رهن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال سفیهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال و حق ضعیفان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تضعیف نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطفیف (کم فروشی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطمیع نامشروع]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تظاهر به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعاون بر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب حزبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعطیل کردن مساجد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعمیر ابزار گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تغییر وصیت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفاخر به امور دنیوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفرقه افکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر حدیث به رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر قرآن به رای ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیق مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلب در امتحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از اهل بغی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از کفار (غرب زدگی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از گروه های انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در اصول دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در ضروریات دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید مجتهد در احکام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکاثر و ثروت اندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر زیردستان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر مراجعان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر فیلمهای فسادانگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر نرم افزارهای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکدی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب آیات الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب راستگویان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکریم کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر افراد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر گروه ها ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمرد از قانون شرعی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکلف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک اشیاء پیدا شده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک ظالمانه انفال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملیک، تخصیص و توزیع ظالمانه انفال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبلی در انجام واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه (زدن) کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهدید دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اخلاقی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اعتقادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اقتصادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به خدا، پیامبران و امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به مسئولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع ابزار لهو و لعب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع بت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و نگهداری مسکرات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ثنا جویی(حبّ مدح)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی علیه مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاه طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء رسانه ای  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جریمه کردن بی جا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جعل مدارک]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اقامه نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از انجام وظایف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از گفتن اذان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ با بی گناهان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ در ماه حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چاپلوسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چشم چرانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حب دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حبس بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرص بر دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت به همکاران و رقبا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به ثروت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به دانش دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به مقام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور بی دعوت در مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس استهزاء دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حلال کردن حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از اندیشه باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کار باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل کالای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدعه و فریب دادن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خروج بدون مجوز در ساعات اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آبزیان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آنتن ماهواره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اعیان نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اسپرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اکانت بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اماکن برای ربا خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال غصبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال مسروقه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال موقوفه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش انسان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش بت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش پایان نامه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حشرات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خرچنگ ، مارمولک ، لاک پشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خون]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش رای]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سیگار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش صلیب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش فیلمهای فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش قاچاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کالای خارجی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کتب و مجلات ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد محترقه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مردار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خسارت زدن به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشم بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشونت بی جا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلف وعده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلوت با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری پس از اقدام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خود ستایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء حرام به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء نجس به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از ظروف طلا و نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از غذای مردم بدون دعوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء متنجس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خمر و نبیذ و مسکر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن حشرات بجز ملخ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خزندگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خرچنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون حیوان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن دنبلان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن غذای معطر بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن قورباغه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت درندگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت شکار بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت صدف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مردار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آبزیان حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در عاریه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان به وسیله امور حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر پیامبران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر عالمان دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ دانستن سخن معصومین (ع)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ در اعلام نیازمندی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ عملی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ گفتن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ نوشتن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت اضافه کاری نابجا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت حق السکوت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت ربا از مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت رشوه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت شیربها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مالیات ظالمانه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای واجبات عینی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دست دادن با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با پیامبران و امامان (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشنام به معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعاکردن ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به کفر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت دیگران به بخل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات در مسجد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن کافر در گورستان مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن مسلمان در گورستان کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی برای فعالیت های حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی ربا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی کالاهای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی بین رشوه گیر و رشوه دهنده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دشمنان اهل بیت (ع)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی دختر و پسر نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوشیدن حیوان در حد اضرار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به قانون نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ربا خواری با حیله های شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به پزشک نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به حاکم ظالم در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به طاغوت‌ برای داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد احکام قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد داوری حاکم اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری در انجام وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رقص (آموزش، تبلیغ، نمایش رقص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روابط جنسی حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه سکوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید فطر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید قربان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه وصال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در انفاق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در عبادات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریاست طلبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زدن بی جای کودکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زراندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با اقلیت ها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنای به عنف  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زینت کردن مسجد با طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان پرسنل اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سازش با کفار ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سبک شمردن نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سپر قرار دادن بی گناهان در جنگ (تَتَرُّس) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستم پذیری و انظلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستیزه جویی و عداوت بی جا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی نزد حاکم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سد معبر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گرفتاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گنهکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر برای انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر منجر به آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای بی مورد داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای مسرفانه داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سقط جنین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر بدعت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سنگسار بی گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در دفاع و جهاد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در عمل به واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در وظایف اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء استفاده از بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به اولیاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شایعه پراکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شعبده بازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شراب خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط خلاف قرآن در معاملات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط بندی در مسابقات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در اطاعت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در افعال الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در حاکمیت الله   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در ذات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در صفات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در عبادت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در مالکیت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شطرنج بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکار برای تفریح و سرگرمی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکایت از خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شماتت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شنود و ضبط مکالمات دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت دروغ  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهرت طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شوخی با نامحرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صدور مجوز مراکز فساد جنسی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلیب سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ضرب و جرح بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طعن بر مؤمنین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر حیوان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر زیردستان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر مسؤولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم به خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;	&lt;br /&gt;
# [[ظلم در وصیت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظهار (نوعی طلاق جاهلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به زیبایی ظاهری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به علم و دانش   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مال و ثروت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مقام و شهرت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به نسب و نژاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجله در داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم حضور برای شاهد شدن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم رعایت مراتب اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم وفای به عهد]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عزل صالحان بدون جهت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های اقتصادی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های سیاسی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های علمی و فرهنگی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های نظامی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های ورزشی نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عطر زدن برای جذب نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقوق والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل نکردن به وصیت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عهد شکنی با خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عیب جویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غرور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در ثمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در قرارداد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در کالا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب اموال   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب حقوق دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از آیات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از قیامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غلو درباره انبیاء و اولیای الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (آموزش و تبلیغ غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (شنیدن)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتنه انگیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن بدون علم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به عامه مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فخر فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جبهه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جهاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از دفاع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از قانون]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از مالیات مشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرو رفتن در باطل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروختن سلاح به دشمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش کالا برای مصرف حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش لوازم کار به مجسمه سازان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش مصالح و ابزار به بت سازان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره مکان برای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اخلاقی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اعتقادی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد سیاسی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد مالی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فسق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فکر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال معلوم المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف کافر و منافق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف مؤمن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قسم دروغ   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص قبل از جنایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت بدون تحقیق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع ارتباط مدیران با مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع رحم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع طریق و راهزنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع نماز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قمه زنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قهر و جدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قیاس در احکام دین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاستن و افزودن بر اجرای حدود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاشت مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاغذ بازی غیر ضروری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان حق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان شهادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن خودرو برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن لوازم برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن مکان برای انجام گناه    ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن از روی ترحم (اتانازی)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن عدالت خواهان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن فرزند ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به پیامبران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به کتب آسمانی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران خدمت دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران نعمت الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کلاه برداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری در وظایف اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کندن گیاه و درختان حرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کهانت و پیشگویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه و دشمنی با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه ورزی با بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گذاشتن چیزی در مسجد توسط جنب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گران فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردنکشی در برابر رهبر عادل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن غرامت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش کار دروغین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گناه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گوش دادن به صدای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لجاجت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن صالحان و مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس اسامی مقدسه بدون طهارت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس بدن نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خط قرآن بدون وضو   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لهو]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لواط ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مأموریت های بی مورد ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مال دوستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجالست با اشرار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجسمه سازی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با خدا ، رسول خدا و امام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با رهبر عادل   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با اهل معصیت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با مشرکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به کفار در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مردم آزاری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مساحقه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های قمارآلود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن به ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن از دشمن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مصرف مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معامله با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاملاتِ غَرری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاونت در جرم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکالمه غیر ضروری با تلفن اداره]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و خدعه با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و فریب غیر مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ملی گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از آمرزش الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از یاری خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن محصولات کشاورزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن نسل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از دستور مشروع والدین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی زن از شوهر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نام بردن با القاب زشت (تنابز) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر امام زادگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مردم از بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مساکین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن خمس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات فطره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن کفارات واجب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن مهریه همسر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجس کردن مسجد و حرم امامان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجوا در حضور دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نرخ گذاری (تحمیل نرخ بر اموال دیگران) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب ناصالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفاق و دو رویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفرین کردن صالحان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقاشی و عکاسی تصاویر غیر اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقض امان و آتش‌بس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکاح شغار (ازدواج تبادلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکوهش صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به داخل خانه دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به زنان آرایش کرده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به عورت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم با دوربین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم به قصد گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگرفتن جزیه از اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری ابزار گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری و پروار گراز و خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز خواندن بر کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای فساد انگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای مفسده انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از معروف   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن آبجو (فقاع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن خبائث   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت به سرزمین کفر و شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجو مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همراه داشتن سلاح برای محرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در غیر ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در ایجاد مراکز گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[واداشتن به قضای حاجت رو یا پشت به قبله  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورزش های حرام و استعماری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود  بدون اجازه  به منزل دیگران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود بدون اجازه به محل کار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مکه بدون احرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به حرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مسجد الحرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در دوستی های نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضع قوانین نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وکالت و دفاع از مجرمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت منافقان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس آفرینی برای دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس از رحمت خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری و آموزش قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری نکردن مظلوم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57294</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57294"/>
				<updated>2017-09-11T04:47:17Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منت گذاری یا عزت بخشی ==&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57293</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57293"/>
				<updated>2017-09-11T04:45:56Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: /* =عدم اعتماد و ایمان به خداوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57292</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57292"/>
				<updated>2017-09-11T04:45:28Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 1 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57291</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57291"/>
				<updated>2017-09-11T04:44:11Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57290</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57290"/>
				<updated>2017-09-11T04:43:39Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt; &amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt; &amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt; {| class=&amp;quot;wik...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منت گذاری بر مردم&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81&amp;diff=57288</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق معروف</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81&amp;diff=57288"/>
				<updated>2017-09-10T07:46:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق معروف&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ آشتی کردن با مؤمنین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمادگی نظامی در برابر کفار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجتهاد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای تعزیرات بر خاطیان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای تعزیرات بر مجرمان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای حدود]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احترام به همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احترام و تکریم مراجعان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتیاط در موارد لازم]]&amp;lt;br/&amp;gt; &lt;br /&gt;
# [[احسان به عموم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احسان به همسایه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احسان به والدین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اخلاص و قصد قربت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اخلاق اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادای امانت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادای حق الناس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادای شهادت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارزیابی عادلانه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعاذه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استقامت در برابر دشمن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استماع خطبه نماز جمعه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهلال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصلاح خطا در فتوا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصلاح خطا در نقل فتوا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصلاح ذات البین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از امامان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از پیامبران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از شوهر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از والدین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ولی فقیه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار ذلت در برابر خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتدال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتدال در امور اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتدال در امور شخصی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از فکر باطل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از عمل باطل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعلام اشیاء پیدا شده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای اقتصاد مقاومتی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به معروف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امید به فضل خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتظار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد پذیری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام به موقع وظایف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انصاف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انصاف با زیردستان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انصاف در داد و ستد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انفاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اولویت شناسی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهتمام به امور مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهتمام به درمان و رجوع به پزشک]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به پیامبران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به عدل الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به قرآن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به قیامت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به کتب آسمانی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به ملائکه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان به یگانگی خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برنامه ریزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برنامه ریزی آموزشی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برنامه ریزی اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برنامه ریزی سیاسی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری صحیح از اوقاف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره‌ برداری عادلانه از انفال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بیزاری جستن از دشمنان اهل بیت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بیعت با ولایت فقیه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بیعت با امامان و معصومین (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش اذان در فضای جامعه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت بدهی به طلبکار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت حق کارگر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خسارت وارده سهوی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس غنائم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس غوص]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس گنج]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس مال مخلوط به حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس معدن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس منفعت کسب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت خمس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت دیه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت دِین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت غرامت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت کفارات روزه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت کفاره نقض عهد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت کفاره نقض قسم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت کفاره نقض نذر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت کفاره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت مالیات شرعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت مهریه هنگام مطالبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت نفقه به اولاد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت نفقه اقارب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت نفقه همسر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مظلوم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشاندن عورت از نگاه حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیشگیری از خطرهای جانی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیشگیری از خطرهای عرضی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیشگیری از خطرهای مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیشگیری از سوانح خطرناک]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیشگیری از گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیشگیری از نفوذ منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاسیس حکومت اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّی از کفار و مشرکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اصول دین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فروع دین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیق در اصول دین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحمل شهادت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تدبر در قرآن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تربیت اسلامی فرزندان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تزویج جوانان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسبیح خداوند]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر احکام الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر مقدرات الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکر از خدمات دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق افراد وظیفه شناس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به انجام واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به نماز]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدی امور حسبیّه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطهیر اسماء مقدسه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعبد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعقّل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلم علوم پزشکی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلم زبان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلم فنون نظامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم احکام اجتماعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم احکام عبادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم احکام معاملات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم اخلاق اسلامی]] &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم پزشکی]] &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم زبان]] &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم عقاید اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم مهارت ها و حرف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم فنون نظامی]] &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم و تعلّم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعلیم واجبات دینی به فرزند]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفکّر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفقه در دین «دین‌شناسی»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقریب مذاهب اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در احکام شرعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقوا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقیّه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تلاش برای کسب رضای الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تلاوت قرآن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمکین زن در برابر شوهر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه مجرم و خطاکار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهذیب نفس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تواضع در برابر مردم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توبه از گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توکل بر خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی اولیاء الله]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار مورد نیاز]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید علم مورد نیاز]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید کالای مورد نیاز]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید محصولات فرهنگی مورد نیاز]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تیمّم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی از دشمنان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جبران اتلاف اموال مردم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جستجو برای یافتن مجتهد اعلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اختلاط زن و مرد نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اسراف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد با اهل بغی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد با اهل کتاب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد با کفار حربی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد جانی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد زبانی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد مالی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جهاد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جواب سلام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حج]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حجاب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حجر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به خلق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور به موقع در محل کار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در انتخابات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در راهپیمایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور مدیر در بین همکاران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ آبروی مؤمن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ آزادی مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ احادیث (غیر از یادسپاری)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ استقلال اقتصادی مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ استقلال سیاسی مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ استقلال علمی فرهنگی مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ استقلال مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ اسرار شغلی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ اسرار نظامی ،امنیتی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ اسرار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ اشخاص گمشده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ امانت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ امنیت اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ انفال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ اوقاف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ بهداشت محیط]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ جان اولیاء الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ جان خود]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ جان مؤمنین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ دین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ روحیه استکبار ستیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ سلامت اخلاقی کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ سلامت اعتقادی کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ سلامت رفتاری کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ سلامت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ عقل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ قرآن (غیر از یادسپاری)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ مال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ ناموس مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ نسل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ نظام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حفظ وحدت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از مبتکران و مخترعان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمد خداوند]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حنوط میّت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ختنه کردن پسر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدمت رسانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدمت رسانی و کارگشایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوف از عدل الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیرخواهی برای پیشوایان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیرخواهی برای مؤمنین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیرخواهی نسبت به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان بیمار توسط پزشک]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمن شناسی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعا کردن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت کفار به اسلام قبل از جنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از آبروی مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از اسلام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از جان مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از کشور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از مال مسلمین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از ناموس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع از نفس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع سایبری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفاع]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی اهل بیت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دوستان اهل بیت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذکر خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[راهنمایی فرزند به حلال و حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد مظالم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رسیدگی به ایثارگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رضا به قضای الهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت اصول ایمنی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت اولویت در امور فردی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت اولویت در مصرف بیت المال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت اولویت در امور اداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت حق دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت حقوق زن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت حقوق زوجین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت حقوق شوهر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت ساده زیستی و ترویج آن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رعایت شایسته سالاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رو به قبله کردن ذبیحه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رو به قبله کردن محتضر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رو به قبله کردن میت در قبر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زکات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زکات دام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زکات غلات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زکات فطره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زکات نقدین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زیارت اهل قبور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زیارت مراقد معصومین (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سجده واجب قرآن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکر خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شناخت ترفندهای دشمن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شناخت جاسوسان دشمن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شناخت معروف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شناخت منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شناخت منکر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شناخت موضوعات احکام شرعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صبر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صرفه جویی در انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صرفه جویی در وقت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کشورهای اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صله ارحام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلوات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طهارت بدن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طهارت لباس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عبادت خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدالت خواهی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عده طلاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدّه وفات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمره‌]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل به نظر واقف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل استحاضه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل جنابت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل حیض]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل عهد و نذر و قسم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل مس میت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل میت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل نفاس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غسل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قانون مداری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول احکام تکلیفی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول تقسیم مال مشترک]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول جزیه از اهل کتاب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول حکم حکومتی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول خواستگار مناسب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول داوری قرآن در اختلافات حقوقی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول داوری قرآن در اختلافات علمی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول قاضی منصوب امام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول یاری دیگران در امور واجب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قربانی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قرض دادن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص عضو ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص نفس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاء حوائج مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قناعت کردن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کسب استقلال اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کسب استقلال سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کسب استقلال علمی فرهنگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کسب درآمد حلال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفن اموات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردآوری بیت المال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن و نفرین ظالمان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مبارزه با بدعت‌]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مبارزه با بدعت‌گذار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معرفت آیات خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معرفت خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معرفت صفات خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معرفت نعمت های خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مقابله با تهاجم فرهنگی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مهار حیوان‌ مهاجم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مهار خشم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مهلت گرفتن از حاکم اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مهلت گرفتن از طلبکار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجات زلزله زدگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجات سانحه دیدگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجات غریق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجات مشرف به مرگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب صالحان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر استادان و معلمان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر اصناف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر اموال مدیران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر امور حسبیه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر انتخابات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر اوزان و مقادیر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر درآمد دولت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر رسانه ها]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر رفتار و عملکرد مسئولان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر صلاحیت مجریان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر عزل و نصب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر قضات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر قوانین]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر متون آموزشی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر مصرف اموال دولتی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر مواد آموزشی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت بر ناظران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نظارت مسئولان بر کارکنان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری بیت المال]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز آیات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز جمعه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز طواف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز عید فطر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز عید قربان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز قضا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز قضای پدر بر پسر بزرگتر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز قضای مادر بر پسر بزرگتر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز میت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز یومیه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از منکر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در ازدواج]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وصیت کردن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضو گرفتن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به عهد با خدا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرار داد صلح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد تجاری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد جعاله]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد حواله]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد رهن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد ضمانت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد کفالت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد مزارعه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قرارداد مسابقات مشروع]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قراردادها بین دولت و ملت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفا به قراردادهای اجتماعی مشروع]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفای به عهد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفای به قسم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وفای به نذر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری احکام اجتماعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری احکام عبادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری احکام معاملات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری اخلاق اسلامی]] &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری تعلیمات اجتماعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری عقاید اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری علوم تجربی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری مهارت ها و حرف]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری امام معصوم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری پیشوای عادل]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری رسول خدا (ص)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری مظلوم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تهیه و تنظیم: محمود مهدی پور  با همکاری محمد خلیلی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57286</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57286"/>
				<updated>2017-09-10T07:39:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منّت گذاری یا عزّت]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[منّت گذاری بر مردم]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57284</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منّت گذاری بر مردم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85&amp;diff=57284"/>
				<updated>2017-09-10T07:38:21Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ فرهنگ مصادیق:منّت گذاری بر مردم را به منّت گذاری بر مردم منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57279</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزّت بخشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57279"/>
				<updated>2017-09-10T07:18:07Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری یا عزّت بخشی را به فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزّت بخشی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا غزت بخشی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57280</id>
		<title>منّت گذاری یا عزّت بخشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57280"/>
				<updated>2017-09-10T07:18:07Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری یا عزّت بخشی را به فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزّت بخشی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزّت بخشی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57278</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزّت بخشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57278"/>
				<updated>2017-09-10T07:17:31Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری یا عزّت بخشی را به فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا غزت بخشی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا غزت بخشی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57275</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق منکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57275"/>
				<updated>2017-09-10T07:14:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق منکر&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آدم ربایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرایش زن برای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوی طولانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار جانوران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار همسایه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش مجسمه سازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش با حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام حیض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام نفاس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آوازه خوانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف منابع عمومی (انفال)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مواد غذایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره به قصد کارحرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره دادن مکان برای فعل حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره وسیله برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای قوانین نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاط زن و مرد در مجالس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای امامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای خدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نیابت خاص   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارائه آمار دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتباط حرام با نامحرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتداد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان صغیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان کبیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با بیش از چهار زن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با دختر همسر (ربیبه)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با محارم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دختر بدون اذن ولی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج در حال عده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با کفار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با نواصب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج و معاشرت با شرابخوار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج های حرام]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسارت بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استبداد رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور کافر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور منافق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استراق سمع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استشهاء زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال زیورآلات طلا برای مرد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به دخانیات ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به مواد مخدر]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از بازی رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات دولتی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات عمومی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استمناء (خود ارضائی)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء تصویری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام وضعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء دیگران ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء کتبی و شفاهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال شخصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه افکار انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه فحشاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز تولید کالای حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز مجسمه سازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال و کسب درآمد از کار حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصرار بر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ظالمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از هوای نفس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار نظر بدون آگاهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به امامت حکام باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به تفویض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به جبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از یاد خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعمال نفوذ نامشروع ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتخار به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر پیامبر و اهل بیت (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مدیران جامعه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در زندگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افساد میان مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای آمار و اطلاعات امنیتی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار اقتصادی نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار امنیتی نظام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار سیاسی نظام اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار معصومین(ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار نظامی کشور اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای عیب مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد حاکم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اکل مال به باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[التقاط فکری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امتناع از پرداخت حق الناس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به منکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خودکشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد ناپذیری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقام بیش از میزان شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام دادن کار شخصی در وقت اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق توزیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق تولید ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش دولتی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار منابع طبیعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اخلاقی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اعتقادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف فکری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انزواگرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار افعال الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار امامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بدهی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بهشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار جهنم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار حق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جمال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ضروری دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار کتب آسمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار معاد و قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار وجود خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ولایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به قرآن کریم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به کعبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مرقد پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مقدسات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مواد غذایی مثل نان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت و تحقیر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهمال در یادگیری امور شغلی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایجاد مراکز فساد جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمن دانستن خود از مکر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باج گرفتن «عشاری»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بارگذاری نرم افزارهای لهو و لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازداشتن از راه خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازی با ابزار قمار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مراسم چهارشنبه سوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در آموزش مهارت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در انجام واجبات مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد خلقی با مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد گمانی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به نظام ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مسئولان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به انقلاب اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دولت اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به شورای نگهبان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به عالمان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مردم]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به رهبری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدعت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برد و باخت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردن طفیلی به مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مجالس گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جشنواره های زاید]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جلسات بی فایده]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[به کارگیری کارکنان در امور غیر اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام منشی نامحرم و بدحجاب]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری ظالمانه از محیط زیست ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتمادی به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تابی در مصیبت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تفاوتی در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتنایی به قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پارتی بازی (میانجی گری در باطل) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ذلّت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرخوری از غذای حلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت رشوه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مجرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به محارب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناهندگی به بلاد کفر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوچ گرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن ابریشم خالص برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس دوخته بر مرد محرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن زربافت برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس شهرت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پولشویی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در انجام واجبات فوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در تحویل امانت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر کارمند بدون مجوز]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر توبه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر در پرداخت بدهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأسیس مراکز آموزش غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تازیانه زدن بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبانی برای افزایش قیمت (نَجش) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال شخصی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّج و خودنمائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعید بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ادیان و فرق غیراسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ فروشی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه احکام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه اسلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه تشیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه عالمان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه قرآن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فرق انحرافی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کارهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کالای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مراکز گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد روان گردان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق همجنس گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در رفتار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در افکار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در اقوال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در امور شخصی دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجمل گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحجّر در فهم دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریش (به جان هم انداختن حیوانات) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اسلام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اندیشه عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره ائمه (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره انبیاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی قرآن کریم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب اموال عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبور انبیاء و معصومین (ع) و شهدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب معابد اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخصیص ظالمانه بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخلّی رو به قبله و پشت به آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فریب و تدلیس در ازدواج ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تراشیدن ریش ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تردید در عقاید قرآنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک دعا از روی تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج تساهل و تسامح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج خرافات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج سبک زندگی غیر اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج مصرف گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسخیر جن از راه نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر هوای نفس دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به جنس مخالف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به کفار و فرق ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبیه خدا به خلق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشریح بدن مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در ارزشهای اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در عقاید اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در قوانین الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق اسراف و تبذیر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق گناهکار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدیق دروغ گویان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف بی جا در اموال ایتام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در رهن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال سفیهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال و حق ضعیفان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تضعیف نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطفیف (کم فروشی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطمیع نامشروع]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تظاهر به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعاون بر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب حزبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعطیل کردن مساجد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعمیر ابزار گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تغییر وصیت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفاخر به امور دنیوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفرقه افکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر حدیث به رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر قرآن به رای ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیق مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلب در امتحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از اهل بغی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از کفار (غرب زدگی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از گروه های انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در اصول دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در ضروریات دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید مجتهد در احکام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکاثر و ثروت اندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر زیردستان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر مراجعان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر فیلمهای فسادانگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر نرم افزارهای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکدی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب آیات الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب راستگویان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکریم کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر افراد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر گروه ها ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمرد از قانون شرعی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکلف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک اشیاء پیدا شده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک ظالمانه انفال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملیک، تخصیص و توزیع ظالمانه انفال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبلی در انجام واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه (زدن) کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهدید دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اخلاقی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اعتقادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اقتصادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به خدا، پیامبران و امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به مسئولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع ابزار لهو و لعب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع بت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و نگهداری مسکرات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ثنا جویی(حبّ مدح)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی علیه مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاه طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء رسانه ای  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جریمه کردن بی جا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جعل مدارک]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اقامه نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از انجام وظایف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از گفتن اذان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ با بی گناهان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ در ماه حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چاپلوسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چشم چرانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حب دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حبس بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرص بر دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت به همکاران و رقبا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به ثروت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به دانش دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به مقام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور بی دعوت در مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس استهزاء دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حلال کردن حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از اندیشه باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کار باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل کالای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدعه و فریب دادن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خروج بدون مجوز در ساعات اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آبزیان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آنتن ماهواره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اعیان نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اسپرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اکانت بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اماکن برای ربا خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال غصبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال مسروقه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال موقوفه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش انسان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش بت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش پایان نامه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حشرات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خرچنگ ، مارمولک ، لاک پشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خون]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش رای]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سیگار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش صلیب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش فیلمهای فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش قاچاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کالای خارجی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کتب و مجلات ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد محترقه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مردار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خسارت زدن به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشم بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشونت بی جا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلف وعده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلوت با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری پس از اقدام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خود ستایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء حرام به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء نجس به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از ظروف طلا و نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از غذای مردم بدون دعوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء متنجس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خمر و نبیذ و مسکر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن حشرات بجز ملخ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خزندگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خرچنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون حیوان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن دنبلان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن غذای معطر بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن قورباغه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت درندگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت شکار بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت صدف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مردار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آبزیان حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در عاریه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان به وسیله امور حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر پیامبران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر عالمان دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ دانستن سخن معصومین (ع)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ در اعلام نیازمندی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ عملی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ گفتن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ نوشتن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت اضافه کاری نابجا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت حق السکوت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت ربا از مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت رشوه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت شیربها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مالیات ظالمانه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای واجبات عینی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دست دادن با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با پیامبران و امامان (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشنام به معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعاکردن ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به کفر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت دیگران به بخل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات در مسجد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن کافر در گورستان مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن مسلمان در گورستان کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی برای فعالیت های حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی ربا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی کالاهای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی بین رشوه گیر و رشوه دهنده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دشمنان اهل بیت (ع)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی دختر و پسر نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوشیدن حیوان در حد اضرار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به قانون نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ربا خواری با حیله های شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به پزشک نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به حاکم ظالم در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به طاغوت‌ برای داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد احکام قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد داوری حاکم اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری در انجام وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رقص (آموزش، تبلیغ، نمایش رقص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روابط جنسی حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه سکوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید فطر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید قربان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه وصال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در انفاق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در عبادات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریاست طلبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زدن بی جای کودکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زراندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با اقلیت ها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنای به عنف  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زینت کردن مسجد با طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان پرسنل اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سازش با کفار ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سبک شمردن نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سپر قرار دادن بی گناهان در جنگ (تَتَرُّس) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستم پذیری و انظلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستیزه جویی و عداوت بی جا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی نزد حاکم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سد معبر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گرفتاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گنهکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر برای انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر منجر به آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای بی مورد داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای مسرفانه داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سقط جنین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر بدعت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سنگسار بی گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در دفاع و جهاد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در عمل به واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در وظایف اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء استفاده از بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به اولیاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شایعه پراکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شعبده بازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شراب خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط خلاف قرآن در معاملات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط بندی در مسابقات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در اطاعت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در افعال الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در حاکمیت الله   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در ذات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در صفات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در عبادت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در مالکیت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شطرنج بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکار برای تفریح و سرگرمی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکایت از خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شماتت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شنود و ضبط مکالمات دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت دروغ  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهرت طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شوخی با نامحرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صدور مجوز مراکز فساد جنسی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلیب سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ضرب و جرح بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طعن بر مؤمنین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر حیوان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر زیردستان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر مسؤولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم به خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;	&lt;br /&gt;
# [[ظلم در وصیت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظهار (نوعی طلاق جاهلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به زیبایی ظاهری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به علم و دانش   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مال و ثروت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مقام و شهرت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به نسب و نژاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجله در داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم حضور برای شاهد شدن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم رعایت مراتب اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم وفای به عهد]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عزل صالحان بدون جهت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های اقتصادی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های سیاسی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های علمی و فرهنگی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های نظامی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های ورزشی نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عطر زدن برای جذب نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقوق والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل نکردن به وصیت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عهد شکنی با خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عیب جویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غرور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در ثمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در قرارداد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در کالا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب اموال   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب حقوق دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از آیات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از قیامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غلو درباره انبیاء و اولیای الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (آموزش و تبلیغ غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (شنیدن)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتنه انگیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن بدون علم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به عامه مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فخر فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جبهه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جهاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از دفاع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از قانون]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از مالیات مشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرو رفتن در باطل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروختن سلاح به دشمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش کالا برای مصرف حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش لوازم کار به مجسمه سازان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش مصالح و ابزار به بت سازان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره مکان برای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اخلاقی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اعتقادی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد سیاسی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد مالی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فسق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فکر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال معلوم المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف کافر و منافق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف مؤمن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قسم دروغ   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص قبل از جنایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت بدون تحقیق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع ارتباط مدیران با مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع رحم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع طریق و راهزنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع نماز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قمه زنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قهر و جدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قیاس در احکام دین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاستن و افزودن بر اجرای حدود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاشت مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاغذ بازی غیر ضروری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان حق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان شهادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن خودرو برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن لوازم برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن مکان برای انجام گناه    ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن از روی ترحم (اتانازی)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن عدالت خواهان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن فرزند ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به پیامبران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به کتب آسمانی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران خدمت دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران نعمت الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کلاه برداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری در وظایف اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کندن گیاه و درختان حرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کهانت و پیشگویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه و دشمنی با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه ورزی با بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گذاشتن چیزی در مسجد توسط جنب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گران فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردنکشی در برابر رهبر عادل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن غرامت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش کار دروغین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گناه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گوش دادن به صدای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لجاجت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن صالحان و مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس اسامی مقدسه بدون طهارت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس بدن نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خط قرآن بدون وضو   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لهو]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لواط ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مأموریت های بی مورد ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مال دوستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجالست با اشرار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجسمه سازی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با خدا ، رسول خدا و امام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با رهبر عادل   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با اهل معصیت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با مشرکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به کفار در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مردم آزاری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مساحقه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های قمارآلود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن به ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن از دشمن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مصرف مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معامله با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاملاتِ غَرری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاونت در جرم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکالمه غیر ضروری با تلفن اداره]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و خدعه با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و فریب غیر مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ملی گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری یا عزّت بخشی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از آمرزش الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از یاری خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن محصولات کشاورزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن نسل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از دستور مشروع والدین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی زن از شوهر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نام بردن با القاب زشت (تنابز) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر امام زادگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مردم از بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مساکین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن خمس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات فطره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن کفارات واجب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن مهریه همسر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجس کردن مسجد و حرم امامان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجوا در حضور دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نرخ گذاری (تحمیل نرخ بر اموال دیگران) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب ناصالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفاق و دو رویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفرین کردن صالحان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقاشی و عکاسی تصاویر غیر اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقض امان و آتش‌بس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکاح شغار (ازدواج تبادلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکوهش صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به داخل خانه دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به زنان آرایش کرده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به عورت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم با دوربین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم به قصد گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگرفتن جزیه از اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری ابزار گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری و پروار گراز و خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز خواندن بر کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای فساد انگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای مفسده انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از معروف   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن آبجو (فقاع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن خبائث   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت به سرزمین کفر و شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجو مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همراه داشتن سلاح برای محرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در غیر ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در ایجاد مراکز گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[واداشتن به قضای حاجت رو یا پشت به قبله  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورزش های حرام و استعماری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود  بدون اجازه  به منزل دیگران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود بدون اجازه به محل کار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مکه بدون احرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به حرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مسجد الحرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در دوستی های نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضع قوانین نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وکالت و دفاع از مجرمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت منافقان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس آفرینی برای دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس از رحمت خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری و آموزش قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری نکردن مظلوم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57273</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزت بخشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57273"/>
				<updated>2017-09-10T07:13:50Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری یا عزّت را به فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزت بخشی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت گذاری یا عزّت بخشی&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA&amp;diff=57274</id>
		<title>منّت گذاری یا عزّت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA&amp;diff=57274"/>
				<updated>2017-09-10T07:13:50Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت گذاری یا عزّت را به فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزت بخشی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزت بخشی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57272</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منّت گذاری یا عزت بخشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C&amp;diff=57272"/>
				<updated>2017-09-10T07:12:03Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت گذاری یا عزّت بخشی&amp;lt;/div&amp;gt; &amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt; &amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt; {|...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت گذاری یا عزّت بخشی&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده:محمدعلی حجت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کلید واژه:&lt;br /&gt;
معنا و اقسام منت، آثار و عواقب منت گذاری، منت پذیری، درمان منت گذاری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
مقوله اخلاق و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و روش ها و کمک گرفتن از آنها جهت تصمیم گیری های بهتر باعث می شود که راهکار مناسب جهت بهره مند شدن از تکنیک های صحیح به دست آید و در نتیجه رضایت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مقاله در ضمن بررسی و معرفی معنا منت گذاری تلاش می کند که در ابتدا به معرفی اقسام منت گذاری بپردازد و در ادامه به بررسی آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن در صور مختلف و سپس به شناخت بهتر عوامل منت پذیری و در پایان به درمان منت گذاری بپردازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
سپاس و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و سلام درود بر بزرگترین پیام آور او و اهل بیت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه به اخلاق و اخلاقیات از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاک تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اخلاق به عنوان یکی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مکان از میان نمی رود. مانند: کمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تا آنجایی که پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«همانا من برای اتمام و آموزش کامل اخلاق مبعوث شدم.» &amp;lt;ref&amp;gt; انما بعث لاتمم مکارم الاخلاق &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به آداب معاشرت و مسائل اخلاقی جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز انحرافات جلوگیری نمود و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این مختصر با توجه به موضوع منت گذاری بیانگر این مطلب می باشیم که منت گذاشتن از مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنا و اقسام منت گذاری==&lt;br /&gt;
===منّت در لغت===&lt;br /&gt;
اصل و ریشه کلمه منّت از «منن» می باشد. راغب در مفردات خود منت را چنین معنا می کند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«منّ» چیزى است که با آن وزن کنند، وزن شده را موزون و ممنون گویند. منّت به معنى نعمت سنگین است. منّت دو جور اطلاق دارد: فعلى و قولى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت در قرآن آنجا که به خدا نسبت داده شده همه به معنى انعام و نعمت دادن است منّت خدا فعلى است و آن سنگین کردن بندگان با نعمت و عطیّه است «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران/ 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«یعنى خداوند بر مؤمنان نعمت بخشید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و منّت قولى که شمردن و به رُخ کشیدن نعمت است قبیح می باشد مگر وقتی که طرف، کفران نعمت کند. &amp;lt;ref&amp;gt; المفردات فی غریب القرآن، ص: 777&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در تفسیر نمونه مصداق نکوهیده و زشت منّت را در جایی می داند که کسی کار کوچک خود را با سخن بزرگ کند و به رخ طرف بکشاند.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 13، ص، 197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات و روایات نه تنها بر مسائل آداب معاشرت سفارش شده بلکه مسائل آن را یکی از مسائل مهم و ضروری در جامعه انسانی بر می شمرد و با بیاناتی صریح و روشن جامعه و افراد آن را به فراگیری اصول آن ملزم می نماید. تعبیرات در این زمینه در سطحی بسیار بالا به عنوان یک وظیفه قطعی منعکس می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسئله منت که موضوع این بخش از موضوعات آداب معاشرت می باشد از مسائل بسیار مهم و مورد توجه می باشد که جامعه کنونی ما به شکل های مختلف دامن گیر آن است و منت گذاری در روابط اجتماعی به خوبی مشاهده می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند:«روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن مقرب نیست الا سخن چین نزد پادشاه و زیرک خوانده نمی شود مگر بدکار دروغگو و ناتوان نشمارند مگر شخص با انصاف درستکار را، در آن زمان صدقه دادن و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان مالی که به اکراه می دهند می شمارند و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت می نهند (مثلا می گویند من هستم که چنین و چنان کردم) و بندگی خدا را سبب فزونی بر مردم می دانند!» &amp;lt;ref&amp;gt;«یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه الا الماحل و لا یظرف الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف،‌یعدون الصدقه فیه غرما و صله الرحم منّا و العباده استطاله علی الناس!» نهج البلاغه، حکمت 98&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نگاهی گذار و هر چند کوتاه به جامعه امروزی خودمان بیندازیم، جامعه خود را به درستی مصداق سخن نیکوی امام علی (علیه السلام) می یابیم. جامعه ای که در آن ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را به یکدیگر داده اند و مبتلا به انواع و اقسام امراض اجتماعی و ... شده و آن امراض در دل مردم رسوخ نموده است. متأسفانه زندگی کنونی ما که به اصطلاح، نوین و ماشینی می باشد انسان ها را مدام در پی گذراندن وقت خود به مسائل روزمره و تأمین هر چه بهتر زندگی دنیایی و رفاهی کرده و از اینکه به خود بیندیشند و در پی کسب بهتر شناخت خدا باشند دور ساخته است و اگر وقت مناسبی بیابند تبلیغات سوء ماهواره ها، اینترنت و ... آنها را بیشتر و بیشتر به سوی زندگی دنیایی می کشاند و دیگر وقتی برای یافتن خود ندارند تا به خدای خود برسند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرفی کمک نمودن به نیازمندان و آسیب دیدگان را به نوعی اکراه برای خود می پندارند و منافع مالی خود را در معرض خطر می بینند و اگر کمکی هر چند مختصر به کسی نمایند آن را خالی از منت و اذیت و آزار نمی گذارند در صورتی که بزرگترین و بهترین خدمتی که صدقه دادن به آنها می نماید تعدیل و برابری اجتماعی است. زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت می باشد و دیگر اینکه حس انسان دوستی و زنده نگه داشتن ملکات روحانی را در وجود آدمی به همراه دارد و خود پسندی و برتر بینی را از وجود او می شوید، به همراه ثواب اخروی که خداوند به آن وعده فرموده «آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای در راه خدا بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«... وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ ...» وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از طرف دیگر منت های آنها تنها به مسائل مالی ختم نمی شود بلکه در صله رحم و بندگی خدا و ... نیز دامنه آن گسترش می یابد در صورتی که هر یک از این موارد (صله ارحام، عبادات و ...) سودش عاید خود انسان می شود و لطفی است بزرگ.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این جهات ضرورت دارد تا با شناخت هر چه بهتر مسائل اخلاقی در آداب معاشرت گامی بلند و محکم را در سیر زندگانی خود برداریم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم در راستای ارتقاء و تعمیق تفکر دینی و مقابله با موضوع منت گذاری گامی مؤثر برداشته باشیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقسام منّت===&lt;br /&gt;
در یک تقسیم بندی کلی انواع منّت را می توان این گونه بر شمرد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- خدا بر انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- انسان بر خدا و انبیاء به سبب عبادات و بندگی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- انسان بر انسان به سبب بخشش و فزونی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همان طور که قبلاً در تعریف کلمه منت بیان داشتیم منت خداوند فعلی است و منظور از آن انعام و نعمت دادن به بندگان می باشد (طبق تفسیر راغب) و منت انسان بر خدا، انبیاء و همچنین بر انسان های دیگر که منظور از آن به رخ کشیدن و یاد آوری می باشد قبیح و زشت است مگر در آن جایی که انسانی کفران نعمت نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه منت نه تنها در کارهای مادی صورت می پذیرد بلکه می تواند در کلیه موضوعات مادی و معنوی قرار گیرد در بزرگترین سوره قرآن کریم آیه 215 ضمن برشمردن انواع انفاق (اعم از مادی و معنوی) از انفاق به خیر مطلق یاد کرده و انفاقی را خیر مطلق بر می شمرد که به دور از هر گونه منت، آزار، ریاء و ... باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 215&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«از تو سؤال مى کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى داند).»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زیرا کسى که پاداش مى دهد از همه چیز با خبر است، و کسى که جزا به دست اوست حساب همه نزد اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جمله (آنچه از نیکی ها انفاق مى کنید) در آیه فوق، بیانگر این مطلب می باشد که انفاق از هر موضوع خوبى مى تواند باشد، و تمام نیکی ها را شامل مى شود، خواه از اموال باشد یا خدمات، از موضوعات مادى باشد یا معنوى و در نتیجه انفاق ها باید از هر گونه منت و آزار و کارهایى که حیثیت اشخاص مورد انفاق را مخدوش مى کند، برکنار باشد به طورى که بتوان از آن به عنوان «خیر مطلق» یاد کرد.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 103&amp;lt;/ref&amp;gt;در نتیجه منت را به دو قسمت انسان بر خدا (عبادات) و نیز انسان بر انسان (مادیات و روابط اجتماعی) لحاظ می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منت در عبادات====&lt;br /&gt;
منت نگذارید که مسلمان شده اید!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» &amp;lt;ref&amp;gt; حجرات/17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آنها بر تو منت مى گذارند که اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت مى گذارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعاى ایمان) راستگو هستید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی افراد در برابر اطاعت الهی و یا خدمتی که در راه دین مبین اسلام برداشته اند، خود را بزرگ و صاحب حق می دانند و در برابر خدا و فرستادگانش از بابت قبول و انجام تکالیف الهی منت می گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در صورتی که با پذیرش ایمان و انجام عبادات، انسان شناخت و درک تازه ای از عالم هستی برایش جلوه گر می شود و با کنار رفتن حجاب ها و پرده های خودخواهی به صفای قلب دست می یابد و ارزش های انسانی و ملکوتی در وجودش زنده می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حال بایستی این انسان باشد که هر صبح و شام شکر نعمت به جا آورد نه اینکه خود را طلبکار خدا بداند زیرا با انجام کارهای نیک، سودش به خود انسان باز می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) می فرمایند: «روزى شخصى به حضور امام جواد (علیه السلام) وارد شد، در حالى که بسیار خوشحال به نظر مى رسید .امام جواد (علیه السلام) علّت سرور و شادى او را سؤ ال نمودند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در جواب اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه ! از پدرت، امام رضا (علیه السلام) شنیدم، که فرمود: شادى انسان آن روزى است که از اموال و امکانات خود بر دیگر مؤمنین و خویشان صدقه اى داده و به آنها احسان کرده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروز تعداد دَه خانوار از خانواده هاى فقیر و تهى دست به من مراجعه نمودند و به هر یک از آن ها در حدّ توان خود کمک نمودم و چون آن ها شاد گشتند، من هم خوشحال و مسرور مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام محمّد جواد (علیه السلام) به او فرمود: به جانم سوگند، تو بهترین کار نیک و احسان را انجام داده اى و باید هم این چنین شادمان و مسرور باشى، مشروط بر آن که اعمال نیک خود را ضایع و حبط نگردانى.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص سؤ ال کرد: با این که من از شیعیان و دوستان واقعى شما هستم، چگونه ممکن است که اعمال و عبادات خود را ضایع گردانم!؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام (فرمودند: مواظب گفتار و حرکات خود باش، چون هم اکنون اعمال و رفتار نیک خود را نسبت به آن برادرانت ضایع کرده و از بین بردى .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص با حالت تعجّب پرسید: چگونه باطل شد، با این که من کارى را انجام ندادم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آیا این آیه قرآن را تلاوت کرده اى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«یا أ یُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الاْذى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! صدقات و کارهاى نیک خود را با منّت گذارى و آزار، باطل و ضایع نگردانید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص گفت: یاابن رسول اللّه! من بر کسى منّت ننهاده ام؛ بلکه بدون هیچ منّت و آزارى به یکایک آنان کمک و انفاق کردم و هیچ گونه توقّعى هم از آن ها نداشته ام!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ، فرموند: خداوند متعال فرموده: صدقات خود را به وسیله منّت و ایذاء باطل ننمائید؛ و نفرموده است بر کسانى که صدقه مى دهید، منّت ننهید؛ بلکه منظور هر نوع آزار و اذیّتى است که در رابطه با آن کار نیک به نوعى واقع شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس امام جواد (علیه السلام) افزود: آیا منّت گذارى بر آن افرادى که کمک کرده اى مهمّتر است، یا ایجاد اذیّت و آزار نسبت به ملائکه مقرّب الهى و مامورین ثبت اعمال و حفظ نفوس؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص در پاسخ گفت : بلکه این مورد اخیر مهمّتر و حسّاس تر؛ و گناهش نیز افزون خواهد بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعد از آن، حضرت فرمود: تو با این طرز برخورد و سخنى که این جا مطرح کردى، هم موجب آزار من و هم سبب ایذاء ملائکه شدى و با این کار، صدقات و کارهاى نیک خود را ضایع و باطل گرداندى، چرا باید چنین کنى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چگونه چنین ادّعاى مهمّى را کردى و گفتى: من از شیعیان خالص هستم ؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا مى دانى شیعیان خالص ما چه کسانى هستند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص پاسخ داد: خیر، نمى دانم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام (علیه السلام) فرمود: شیعیان خالص آن افرادى هستند که همانند حِزقیل نبىّ، مؤ من باشد که او با آن شیوه مخصوص در مقابل طاغوت و فرعون زمانش توریه کرد و نیز مؤمن آل فرعون، صاحب یسَّ که خداوند درباره او فرموده است:«وَ جاءَ مِنْ اءقْصَى الْمَدینَةِ رَجُلٌ یَسْعى»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« مردى از آن سوى مدینه با سعى و کوشش آمد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین سلمان، ابوذرّ، مقداد و عمّار یاسر، این افراد از شیعیان خالص ما هستند، آیا تو با این افراد یکسان و مساوى هستى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکنون خودت قضاوت کن، آیا با ادّعایى که کردى، موجب اذیّت و آزار ما و ملائکه الهى نشدى؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص عرضه داشت: یا ابن رسول اللّه! من از گفتار خود پشیمان شدم و توبه مى کنم، شما مرا عفو نموده و راهنمایى بفرمایید که چه بگویم ؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت فرمود: بگو که من از دوستان و از علاقه مندان شما هستم و با دشمنان شما دشمن خواهم بود و با دوستان شما دوست مى باشم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن شخص اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! من نیز همین را مى گویم و معتقد به آن هستم و از آنچه که قبلا گفتم، توبه مى کنم و عذرخواهى مى نمایم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن گاه در پایان، امام جواد (علیه السلام) فرمود: هم اینک به نتیجه و ثواب صدقات و دیگر کارهاى نیک خویش خواهى رسید.» &amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار ج 65 ، ص 159 و تفسیرالإمام العسکری، ص 314 و مستدرک الوسائل ج 7 ، ص 234&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====منّت در مادیات و روابط اجتماعی====&lt;br /&gt;
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» &amp;lt;ref&amp;gt; بقره / 262&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده اند، منت نمى گذارند و آزارى نمى رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکات==&lt;br /&gt;
'''1- انفاق های در راه خدا نبایستی به منت و آزار نیازمندان مخلوط باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- قرآن سرمایه های روانی و اجتماعی افراد را در کنار سرمایه های مادی مهم می شمارد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- با منت گذاری بعد از انفاق اگر موهبت و کمکی به شخصی می شود ولی سرمایه مهمتری که آبروی او باشد از دست می رود و آبروی انسان به مراتب برتر از ثروت و مال است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مى خوانیم:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«کسى که به فرد با ایمانى نیکى کند، سپس او را با سخنى آزار دهد، یا منتى بر او بگذارد، به یقین انفاق خود را باطل کرده است» &amp;lt;ref&amp;gt;«من اسدى الى مؤمن معروفا ثم آذاه بالکلام او مّن علیه فقد ابطل صدقته » تفسیر برهان، جلد 1 صفحه 253 حدیث 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اسلام در این زمینه به قدرى دقیق است که بعضى از علماء پیشین گفته اند: «هر گاه انفاقى به کسى کنى و بدانى که سلام کردن تو به او، بر او سخت و گران بوده و یادآور خاطره بخشش است، بر او سلام نکن»&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 2 صفحه 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و عواقب منت گذاری و عدم آن==&lt;br /&gt;
=== آثار و عواقب منت گذاری===&lt;br /&gt;
====آثار دنیوی====&lt;br /&gt;
'''1-1- دوری از رحمت خداوند و ملائکه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی شود، خواسته اش برآورده نمی گردد و خداوند در دنیا و آخرت به سوی او نگاه نمی کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : المنان على الفقراء ملعون فی الدنیا و الآخرة و المنان على أبویه و إخوته و أخواته بعید من الرحمة و بعید من الملائکة قریب من النار لا یستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة و لا ینظر الله إلیه فی الدنیا و الآخرة» إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین حضرت اباذر از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد.» &amp;lt;ref&amp;gt; مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حقوق و شخصیت فرد مسلمان در اسلام بسیار مورد احترام بوده و باید در رعایت این حقوق نهایت دقت و توجه را به عمل آورد و اگر کسی در برابر کاری که انجام می دهد با منت گذاری شخصیت و آبروی طرف مقابل را از بین ببرد خداوند او را از رحمت خود محروم می سازد و او را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و بابت کاری که انجام داده از او تقدیر و تشکری به عمل نمی آورد. زیرا آبرو و شخصیت فرد مسلمان به مراتب از کمکی که در حق او کرده بزرگتر و با اهمیت تر می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- مکافات عمل'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید دانست رفتار و کردار انسان چه شایسته و چه ناشایسته دارای آثار و نتایجی در دنیا و آخرت خواهد بود و بازگشت اعمال انسان به سوی اوست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با این تفاوت که آثار دنیوی آن نسبت به آثار اخروی کم رنگ تر و محدودتر می باشد زیرا دنیا محدود و کوچک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به قول مولوى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این جهان کوه است و فعل ما ندا... سوى ما آید نداها را صدا&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول سعدى:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر....اى نور چشم من بجز از کِشته ندروى&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و گناه منت مسلماً یکی از گناهانی است که انسان نتیجه و ثمره آن را می بیند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- قساوت قلب'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب» وسائل الشیعه، ج 16، ص 45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تکلم به چیزى که شرعاً حرمت دارد، مانند منت گذاری، دروغ، تهمت، بهتان، غیبت، طعنه، شماتت، استهزاء، دشنام، و نظایر اینها از محرماتى که مربوط به صحبت کردن است و به تعبیرى، مربوط به شرور زبان می باشد که داخل در افعال حرام و موجب قساوت قلب انسان مى گردد، که توبه از آنها واجب می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در اصول کافى از امام صادق (علیه السلام) علیه نقل مى کند که فرمود: «حضرت مسیح علیه السلام مى فرمود، در غیر ذکر خداى متعال زیاد تکلم نکنید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد تکلم مى کنند، دلهایشان قاسى و ناخاشع است ولیکن خود آنان توجه ندارند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- «کان المسیح علیه السلام یقول: لا تکثر واالکلام فى غیرذکر الله فان الذین یکثر ون الکلام فى غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون» اصول کافى، ج 2، کتاب الایمان و الکفر باب الصمت و حفظ اللسان &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هین دهان از هزل بر بند اى عمو...جز حدیث روى او چیزى مگو&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- عدم استجابت دعا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انجام گناه یکی از موانع استجابت دعا می باشد و قابلیت عملی شدن دعا را از بین می برد امیر مؤمنان (علیه السلام) در دعاى کمیل می فرمایند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بار الها! گناهانى که از من سر زده و مانع استجابت دعایم مى شود، بر من ببخش »&amp;lt;ref&amp;gt;«اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء» دعای کمیل &amp;lt;/ref&amp;gt;اشاره به همین واقعیت دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد گناه منت گذاری فرمودند: «کسی که بر برادران مسلمان خود منت بگذارد دعایش مستجاب نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند آن حضرت فرمودند: «بنده حاجتش را از خدا مى خواهد. بناى الهى نیز بر آن است که خواسته اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى شود. خدا به فرشته اى که مامور کار او است، مى فرماید: خواسته اش را به انجام نرسان و او را از دست یابى به خواسته اش محروم کن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى از رحمت من گشته است ». &amp;lt;ref&amp;gt;«ان العبد یسال الله الحاجه فیکون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملک: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى » اصول کافی، ج 2، ص 271&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
'''1- 2- بطلان اعمال به زشتی منت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «ای کسانی که اهل انجام اعمال نیک هستید در کارهای نیک خود منت مگذارید به درستی که کارهای نیک و خوب شما به زشتی منت باطل می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;«یا أهل المعروف و الإحسان لا تمنوا بإحسانکم فإن الإحسان و المعروف یبطله قبح الامتنان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر گاه شخصی عمل خیری را نسبت به برادر مؤمنش انجام دهد سپس بر او منت گذارد، خداوند عمل نیک او را باطل می سازد و سنگینی عملش را ثبت می نماید و بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی آورد سپس ایشان فرمودند: خداوند عزّ و جل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم و آگاه باشید که اگر کسی صدقه ای بدهد پس برای او به وزن هر درهمی مثل کوه احد از نعمت های بهشت می باشد و کسی که با اراده خود صدقه ای را به نیازمندی عطا کند پاداشی مانند پاداشی که برای آن محتاج است قرار داده ام بدون این که از پاداشش چیزی کم شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) قال: وَ مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَى الْمَنَّانِ وَ الْبَخِیلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّامُ أَلَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَشَى بِصَدَقَةٍ إِلَى مُحْتَاجٍ کَانَ لَهُ کَأَجْرِ صَاحِبِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أَجْرِهِ شَیْ ء» وسائل الشیعة ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة ج، 9 ص، 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیثی دیگر بیان داشتند: « آفت بخشش و کرم منت است ...» &amp;lt;ref&amp;gt;- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «آفَةُ الْحَدِیثِ الْکَذِبُ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْیَانُ وَ آفَةُ الْحِلْمِ السَّفَهُ وَ آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَةُ وَ آفَةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْیُ وَ آفَةُ السَّخَاءِ الْمَنُّ وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُیَلَاءُ وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْرُ» بحارالأنوار، ج66، ص 389&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای تکامل یک عمل لازم است به دیگر زوایایی عمل مورد نظر توجه نمود و آن عمل به کمال واقعی خویش دست یابد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ترک منت یکی از مراحل بخشش و نیکوکاری است و کسی که در کار خود منت گذارد عمل خود را به درستی و به صورت تمام و کمال انجام نداده و چهره آن عمل را زشت و نا مطلوب ساخته است و طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خداوند عمل نیک منت گذار را باطل می سازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که آفت بخشش و کرم منت است و «منت احسان و نیکویی را فاسد می کند»&amp;lt;ref&amp;gt;«المن یفسد الإحسان» غررالحکم، ص138&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- عدم نگاه خداوند به منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
با گناه کردن انسان از چشم خدا می افتد و توفیقات الهی از وی سلب می شود و خداوند منت گذار را در دنیا و آخرت به حال خود رها می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خداوند به سه دسته نگاه نمی کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب خوار.» &amp;lt;ref&amp;gt; عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: «ثَلَاثَةٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ الْمَنَّانُ بِالْفِعْلِ وَ عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ مُدْمِنُ خَمْرٍ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- عدم صحبت خداوند با منت گذار'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت اباذر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کنند که آن حضرت می فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم صحبت نمی شود، آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی دهد و گناهان ایشان را نمی بخشد و برای ایشان عذاب دردناکی می باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) منت گذار را از جمله این افراد بر شمردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;- وَ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) «أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ قُلْتُ مَنْ هُمْ خَابُوا وَ خَسِرُوا قَالَ الْمُسْبِلُ وَ الْمَنَّانُ وَ الْمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْکَاذِبِ أَعَادَهَا ثَلَاثاً» مستدرک الوسائل، ج 13، ص270 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 454&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- منت گذار مورد لعن خدا و ملائکه می باشد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گناه منت به اندازه ای بزرگ است که خداوند، علاوه بر رها ساختن منت گذار به حال خود و دور نمودن او از نعمات خویش او را مورد لعن و نفرین خود قرار می دهد. شاید به خاطر اینکه با منت خویش شخصیت و غرور فقیر را در هم شکسته و موجب دل شکستگی فقیر گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین انسان اگر تمامی افعال نیک خویش را از خداوند بداند دیگر برای خود چیزی نمی بیند تا بخواهد بر سر دیگران منت بگذارد. منت گذاری در واقع نوعی شرک به خداوند است و شاید برخورد شدید اسلام با آن عنایت به این واقعیت باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» &amp;lt;ref&amp;gt; إرشادالقلوب، ج 1، ص 194&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-2- ممنوعیت ورود به بهشت'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح منت گذاری با سخاوت و بخشندگی ناسازگار است زیرا اگر کمک بزرگی هم انجام داده باشد اما آبرو و شخصیت فقیر را در هم شکسته و این خود به مراتب بزرگتر از بخشش کوچکی است که انجام داده و همچنین با منت خویش عدم ایمان خود را به آخرت اثبات می نماید زیرا طبق فرموده امام صادق (علیه السلام) «سخاوت و بخشندگی از اخلاق انبیاست و سخاوت ستون ایمان است و مؤمنی نیست الا اینکه بخشنده باشد و بخشنده ای نیست الا اینکه صاحب یقین به پروردگار عالمیان باشد و سخاوت شعاع نور یقین به پروردگار عالمیان است و ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«قَالَ الصَّادِقُ ع السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مُؤْمِناً إِلَّا سَخِیٌّ وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّةٍ عَالِیَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ وَ مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 17&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت گذار به آن چه که بخشیده وارد نمی شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله): «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِیَاءِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بَخِیلٌ وَ لَا عَاقُّ وَالِدَیْهِ وَ لَا مَنَّانٌ بِمَا أَعْطَاهُ» مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و وسائل الشیعة، ج 9، ص 453 و وسائل الشیعة، ج 12، ص 281&amp;lt;/ref&amp;gt;و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عزّوجل فرموده: بهشت را بر منت گذار، بخیل و سخن چین حرام نمودم.» &amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشیعة ج 9، ص 453&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و برکات عدم منت گذاری==&lt;br /&gt;
===امنیت روانی و اجتماعی===&lt;br /&gt;
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینه‌های معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیم‌گیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به طور مثال کسى که درخواست برادر مومن خود را اجابت می کند و نیازش را برآورده می گرداند و به دنبال آن منتى بر او مى گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل مى سازد، در حقیقت کمکی به او نکرده است زیرا اگر سرمایه اى به او داده سرمایه اى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست هاى روحى به مراتب بیش از کمکی باشد که به او بخشیده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نتیجه اینجا مشخص می شود که عدم امتنان چه طور می تواند امنیت روانی و اجتماعی جامعه و افراد آن را تضمین نماید زیرا با عدم منت شخصیت و آبروی طرف مقابل حفظ می شود و تحقیرها و سرزنش ها دیگر جایی برای بروز خود در جامعه را پیدا نمی کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودسازی اغنیاء===&lt;br /&gt;
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى» &amp;lt;ref&amp;gt; نجم / 9&amp;lt;/ref&amp;gt;را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرمودة قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» &amp;lt;ref&amp;gt; اعراف / 179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
می شود. نفس لوّامهý و قوّه عاقلة بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته او را به سمت تکامل و ترقّی سوق می دهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وسواس شیطان همواره او را به ورطة حیوانیّت می کشانند. در اینجاست که ضرورت مجاهدة دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن می گردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: «آفرین بر کسانی که در راه جهاد اصغر گام برداشتند و بر گردن آنها جهاد اکبر مانده است. پرسیدند ای رسول خدا جهاد اکبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: جهاد با نفس» &amp;lt;ref&amp;gt;«مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر. فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس» الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، باب وجوه الجهاد ص12&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این جاست که عمل به اخلاقیات و ترک اعمال نادرست که از جمله آنها امتنان به شمار می رود چه مقدار مورد اهمیت واقع شده است. و با ترک امتنان گامی به سوی خودسازی و ترقی برداشته می شود. همان طور که تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء‌ به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ »&amp;lt;ref&amp;gt; جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164&amp;lt;/ref&amp;gt;«او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها» &amp;lt;ref&amp;gt; سورة شمس آیات 1ـ9&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دام های شیطان و نفس اماره باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عدم ابتلاء به غرور===&lt;br /&gt;
یکی از دلایل امتنان بر نیازمندان و آسیب دیدگان غرور و خودپسندی می باشد. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد. افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند خودبرتربینی، تکبر، عجب، خودپسندی، ترک تواضع، کینه، حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنها می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکی از علل عدم تسلیم بسیاری از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرعون ها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت شومی که عبرت برای همگان شد گرفتار گشتند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«غرور» گاه در یک فرد پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک قسم دوم خطرناک تر است. زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن غرور و نژادپرستی آلمانی ها بود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به درستی که ترک منت موجب از بین بردن و سرکوب نمودن این رذیله اخلاقی در درون انسان ها می شود و جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی می رساند. و یکی از سرچشمه های امتنان، غرور و تکبر بی جا می باشد که آدمی را آن قدر گستاخ می نماید که در برابر بخششی اندک بر سر او منت گذارد. و عدم غرور و داشتن تواضع در برابر فقراء از نشانه های سعه صدر و ایمان به خدا و روز رستاخیز است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در پایان به ذکر دو مثال جالب قرآنی در مورد آثار و انگیزه های انفاق آمیخته به منت و آذار و عدم منت و آزار می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دو مثال جالب در مورد آثار و انگیزه هاى انفاق آمیخته با منت و آزار==&lt;br /&gt;
«اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاک ها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده اند، چیزى به دست نمى آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى کند. * و (کار) کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبیت (ملکات انسانى در) روح خود، انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد کافى بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى دهید، بیناست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ * وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بقره / 264 و 265&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«در دو آیه بالا، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاق هاى خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بى اثر سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس دو مثال جالب براى انفاق هاى آمیخته با منت و آزار و ریاکارى و خودنمایى و همچنین انفاق هایى که از ریشه اخلاص و عواطف دینى و انسانى سرچشمه گرفته بیان مى کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===قشر نازکى از خاک روى قطعه سنگى===&lt;br /&gt;
«چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محکمى را در نظر بگیرید که قشر رقیقى از خاک روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاک افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس رگباری بر آن ببارد، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یک کمبود، همه چیز از بین مى رود و این باران کارى جز این نمى کند که آن قشر باریک را همراه بذرها مى شوید و پراکنده مى سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهى بر آن نمى روید با قیافه خشونت بارش آشکار مى سازد، چرا که بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکى از خاک روى آن را گرفته بود، در حالى که پرورش گیاه و درخت نیاز به خاک عمیقى دارد که براى پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار که از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى گیرد و صاحبانش هیچ بهره اى از آن نمى برند و تمام زحماتشان بر باد مى رود. «به درستی که هیچ لذتی برای عمل منان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«لا لذة لصنیعة منان» غرر الحکم ص 381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند توفیق هدایت را از آنها مى گیرد چرا که با پاى خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانى شایسته هدایت نیستند، و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یک ردیف قرار گرفته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===باغی بزرگ در نقطه ای بلند===&lt;br /&gt;
در آیه بعد مثال زیباى دیگرى براى نقطه مقابل این گروه بیان مى کند، آنها کسانى هستند که در راه خدا روى ایمان و اخلاص، انفاق مى کنند، مى فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار کردن (ملکات عالى انسانى) در روح خود انفاق مى کنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى باشد، و باران هاى درشت و پى در پى به آن برسد (و به خاطر بلند بودن مکان، از هواى آزاد و نور آفتاب به حد کافى بهره گیرد و آن چنان رشد و نمو کند که) میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل باران هاى ریز و شبنم بر آن مى بارد و باز هم میوه و ثمر مى دهد و شاداب و با طراوت است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. او مى داند آیا انفاق انگیزه الهى دارد یا ریاکارانه است، آمیخته با منت و آزار است یا محبت و احترام.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منّت پذیری==&lt;br /&gt;
===عزت نفس===&lt;br /&gt;
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به چیزی «نیاز» داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و «موقعیت » خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده، اما آن را در حدی ندانسته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا تا کنون شده است که برای رو به رو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه و هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این ها و نمونه های دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ای متعالی است که از آن با «عزت نفس » یاد می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. «کرامت نفس » نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می دهد تا آن «خواسته » را برآورده سازد. گاهی هم حق و دین و شرف و کرامت نفس، زیر «پا»گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به «دست » آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بی حد و مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر «مناعت طبع »، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت و زبونی و خفت و خواری نمی کنند. یکی از شاگردان جناب مدرس چنین نقل می کنند که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«مدرّس، درس کفایه را در مدرسه ی سپهسالار تدریس می کرد. من مدتی به درس ایشان می رفتم. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مدرّس هفته ای دو روز (روزهای پنجشنبه و جمعه) غیبت می کرد و ما فکر می کردیم که به دهات موقوفه می رود. اتفاقاً دوستی داشتم که ساکن شهریار بود و از من دعوت کرد که به ده آنها بروم. دعوتش را پذیرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سیدی هست که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و با مقنّی ها کار می کند. بیشتر از همه ی آنها هم کار می کند. یک روز عصر پنجشنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و به طور اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنّی ها مشغول به کار بودند. وقتی دقت کردم دیدم مدرّس نیز بالای چاه، مشغول کشیدنِ سطل از چاه است. دیگر نزدیک نشدم و سخنی نگفتم. روز شنبه در مدرسه گفتم: «آقا! شبیه شما را در فلان محل دیدم.» ایشان فرمود: «اولاً کار برای کسی عار نیست؛ ثانیاً پولی که من از این راه می گیرم، پاک تر از هر پولی است. مگر نشنیده ای که جدّم فرمود: «به نزد من، کشیدن سنگ از کوه، بِه از منّت زمردان زمان است.» &amp;lt;ref&amp;gt; گرفته شده از سی دی هدایت در حکایت &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت پذیری==&lt;br /&gt;
===ضعف شخصیت===&lt;br /&gt;
انسانی ضعف شخصیت دارد که پاسدار کرامت وجودی خویش نباشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار سازد. و بر عکس او انسانی عزیز و سر بلند است که مقابل خواسته درونی خویش چون کوه استوار و محکم بایستد. «عزت » به معنای صلابت و استواری و نفوذ ناپذیری و تسخیر نشدن و سست نشدن است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسانی ضعیف، پستی ها و حقارت ها را به درون خود راه می دهد که در زمین دل و جان و شخصیت او نفوذ کند. و هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خردکننده فسادها و تباهی ها حفظ نمی کند و این در سایه جهل به «خودشناسی » و جهل به ارزش انسانی و والای جایگاه معنوی انسان فراهم می آید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان ضعیف خود را با چه چیزی مقایسه می کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می دهد و چه می گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت علی(علیه السلام) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها» نهج البلاغه، حکمت 456&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهش های مادی نمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خواستن، پل ذلت===&lt;br /&gt;
«کیان وجودی » انسان، گاهی به خاطر «طلب و نیاز» در هم می شکند. هرکس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر «خواستن »، آن گوهر را از کف می دهند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواستن، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و ناداری.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آن چه شیران را کند روبَه مزاج ... احتیاج است، احتیاج است، احتیاج&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گاهی یک «آبرو» در گرو یک «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یک باره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی(علیه السلام) فرموده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آبروی تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی! »&amp;lt;ref&amp;gt;«ماء وجهک جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟» همان، حکمت 346&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز .... پل می کشی که بگذری از آبروی خویش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بدترین وضع، آن است که حرص و طمع و تکاثر و افزون طلبی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و برای دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کاری بزند و پیش هر کس و نا کسی کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزی بر داشته هایش بیفزاید و یا به برخی از خواسته هایش برسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مگر پول، چقدر مقدس است که انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟ و هر چه را «دل » خواست، بایدتامین کرد؟ پس عفاف و کف نفس و کنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، برای کجا و کی و چه کسانی است؟!&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این داد و ستد، چه می دهیم و چه به دست می آوریم؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی زیبا از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از«خویش » می دهی، چیزی عوض نخواهی یافت.» &amp;lt;ref&amp;gt;«و اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا» همان، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مساله بر سر شرافت و کرامت انسان است. وقتی در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نخواه، تا عزیز بمانی. طمع مدار، تا سربلند باشی و قانع باش، تا اسیر نگردی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این رهنمود مولای آزادگان حضرت امیر(علیه السلام) است که فرمود: «قناعت، عزت می آورد.» &amp;lt;ref&amp;gt;«القناعة تؤدی الی العز» غررالحکم &amp;lt;/ref&amp;gt;و نیز سخن او است که: «عزت، همراه با نا امیدی از دست مردم است.»(45) به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عدم اعتماد و ایمان به خداوند===&lt;br /&gt;
رزقی که با التماس به دست می آید یا به جهت آن است که چیزی می خواهم که رزقم نیست، یا ظرفیت آن رزق را ندارم و یا گناهی انجام داده ام که رزق خود را از بین برده ام. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «انسان به جهت گناه از رزقی که بنا بود به او برسد محروم می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;«ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه» نهج الفصاحه، حدیث 624&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به درستی که خداوند وجود انسان ها را اراده نموده همچنین رزق آنها را. خداوند اگر نمی خواست به مخلوقات خود رزق و روزی دهد پس برای چه آنها را خلق کرد و اگر دیگر نخواهد به انسانی عنایتی کند روح او را قبض می نمود و حالا که چنین نکرده حتماً می خواهد به او رزق دهد، پس برای طلب رزق جای خواری و ذلت و التماس نیست. خیلی زشت است انسانی در مقابل انسان دیگر، برای طلب رزق التماس کند و این عمل یک نحوه توهین به خدا است و یک چنین انسانی به خداوند سوء ظن دارد و معتقد است خداوند بنده هایش را خلق می کند و رهایشان می نماید. و چه زشت است که چنین حکمی را به خدا نسبت دهیم. آری «چه زشت است التماس و خضوع موقع حاجت و چه زشت است تکبر و جفا موقع ثروت مندی»&amp;lt;ref&amp;gt;«ما اقبح الخضوع عند الحاجه و الجفا عند الغنی»&amp;lt;/ref&amp;gt;هر دوی این ها بیماری است. این بیماری از این جا شروع می شود که فکر می کنیم خداوند رزقمان را نمی دهد. بیماری بی دینی جامعه را به معضل ذلت فقیران و تکبر ثروتمندان گرفتار کرده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در حدیث بسیار زیبایی امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «رزق بر دو گونه است: رزقی که تو را طلب می کند و رزقی که تو او را طلب می نمائی ...» &amp;lt;ref&amp;gt;«الرزق رزقان، رزق یطلبک و رزق تطلبه و ...» من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385&amp;lt;/ref&amp;gt;با توجه به این حدیث رزق انسان به دنبال او می آید و به شکلی می خواهد خود را به انسان برساند و آدمی نباید در رسیدن به رزق و روزی بیشتر تلاش بی جا نماید از طرفی نیز انسان باید وظیفه خود را در قبال خداوند و خلق او به درستی انجام دهد و سعی و تلاش خود را متوقف نسازد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبع منت پذیری====&lt;br /&gt;
اثر زیانبار بعضی از اعمال تنها متوجه شخص عمل کننده نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش به خاطر این است که کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود، بنابر این آن ‌ها که اساس منت پذیری را در درون خانواده و اجتماع به وجود می آورند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دلیل اثر پذیری فرزند از والدین خود بسیار روشن و آشکار می باشد زیرا فرزند در اولین اجتماعی که پا می گذارد کانون خانواده است و در ابتدا تنها سرمشق و الگو برای فرزند اعضای خانواده می باشند و افراد آن در شکل گیری رفتار و شخصیت او نقش به سزایی را ایفا می کنند و اعمال والدین زمینه ای را ایجاد می کند که افراد خانواده در آن دامن گیر شوند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته به طور کلی نمی توان این طور نتیجه گیری نمود بلکه انسان ها با توجه به اراده خود حتی می توانند بر خلاف خانواده خویش عمل کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نتیجه: حفظ گوهر عزت وظیفه است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند، تا از این طریق هم، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام نااهلان، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد، رابطه ای برمبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها وخواهش ها.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان زیست که به پرداخت جریمه، مجبور نشد،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید چنان کار کرد، که مورد منت، توبیخ و ملامت قرار نگرفت،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید آن گونه رفتار کرد که از سوی دیگران، توهینی به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشی از این ها به دست ماست. البته نه به این معنا که انسان از انجام وظیفه گفتاری و کرداری و موضع گیری در جای مناسب، شانه خالی کند، بلکه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هم در برخورد با قدرتمندان باید «عزت دینی » خود را پاسدارباشیم، هم در مواجهه و معاشرت با پولداران، از رفتار ذلیلانه و حقیرانه پرهیز کنیم. این گونه می توان موسای عزت را در برابر فرعون قدرت،سر بلند نگه داشت. اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، دین و شرافت خود را زیر پاهای خویش، له کرده است. به تعبیرحضرت علی(علیه السلام):&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش درمقابل او کرنش و فروتنی کند، دو سوم دینش رفته است.» &amp;lt;ref&amp;gt; من اتی غنیا فتواضع له لغناه، ذهب ثلثا دینه » نهج البلاغه، حکمت 228&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شگفتا که آیین یک انسان، از کجاها لطمه می خورد که به خیال هم نمی رسد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این منش و رفتار را باید به کودکان هم آموخت، تا با عزت نفس بارآیند و در مقابل «دارایان »، احساس حقارت و کوچکی و ذلت نکنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم کرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح کوچک و همت محدود و چشمی همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران می شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالی بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودی آنهاست. درسایه چنین تربیتی، صاحبان روحهای بلند و وارسته، این گونه طلب ها را تلخ و دشوار می یابند و به آن تن نمی دهند. در دیوان منسوب به حضرت علی(علیه السلام) شعری است با این مضمون:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جا به جا کردن صخره ها از قله کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تراست. من تلخی همه اشیاء را چشیده ام. هیچ چیز، تلخ تر از «سؤال » و درخواست نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«لنقل الصخر من قلل الجبال / احب الی من منن الرجال / و ذقت مرارة الاشیاء طرا / فما طعم امر من السؤال» دیوان امام علی، ص 340&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و به قول ناصرخسرو: به آب روی، اگر بی نان بمانم ... بسی به زان که خواهم نان ز دونان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==درمان منت گذاری==&lt;br /&gt;
درمان رذایل اخلاقی به دو قسمت مهم و اساسی تقسیم می شود 1- نظری 2- عملی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در درمان نظری ابتدا فرد را با مسائل معرفتی و شناختی در مورد آن رذیله آشنا می کنند که او را ترغیب به ترک آن عمل می سازد و در مرحله بعد (درمان علمی) با راه حل هایی قطعی و استوار وی را به مبارزه با نفس خویش وا می دارند تا به صورت کلی آن رذیله در درون شخص ریشه کن شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در زیر به ذکر چند نکته برای درمان این رذیله اخلاقی می پردازیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در مان نظری===&lt;br /&gt;
'''1-1- هر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اگر نیکی کنید، به خود کرده اید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...» &amp;lt;ref&amp;gt;«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» اسراء/ 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ فصلت» /46&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و «هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى شوید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» جاثیه / 15 &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نیکی هایی که می کنید به خود می کنید و ضرر بدی های شما نیز به خود شما بر می گردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار می کند. پس دیگر جایی برای منت و آزار فقیر برای انسان باقی نمی ماند آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام می دهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رساندهای.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-1- لطف فقیر به انسان'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در واقع انسان باید بداند در حقیقت این فقیر است که به او احسان نموده و صدقه او را قبول کرده و موجب رستگاری او گشته است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس باید، ممنون و سپاس گذار فقیر نیز باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-1- دست فقیر نایب دست خداست'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که در حدیثی آمده است:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا به خدا رسیده است.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جهت، سنت می باشد که شخصی که صدقه می دهد دست خود را ببوسد و دست خود را بر بالای دست فقیر قرار ندهد بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر صدقه را بردارد و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خداست و از او چیزی قبول می کند؟ و با همه این ها خداوند پاداش هر صدقه را چندین برابر در دنیا و آخرت وعده داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر شخص منت گذار توقع و امید آن را ندارد که خداوند به او پاداش می دهد مال خود را به عبث ضایع نموده و اگر چشم عوض و توقع از خدا را دارد پس به چه دلیلی منت بر فقیر می گذارد؟ و مثل آن این است که کسی چیزی به شما می دهد تا به شخصی بدهید و در مقابل این کار نیز به شما پاداشی می دهد و شما در مقابل چیزی که به آن شخص می دهید منت بر او بگذارید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که چیزی به سائل کمک کردید، دست خود را ببوسید، به درستی که خدا صدقات را می گیرد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در جایی دیگر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «صدقه مؤمن، به دست سائل نمی رسد تا هنگامی که به دست خدا برسد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: «خداوند عالم فرمود: هیچ چیزی در این عالم نمی باشد مگر اینکه کسی را موکل به گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را که به دست خود می گیرم. حتی اگر مرد یا زنی خرمایی، یا نصف خرمایی را صدقه دهد آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم و چون در روز قیامت به ملاقات من می آید آن را خواهد دید مثل کوه احد بزرگتر.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-1- منت چیز اندک فانی در برابر بخششی بزرگ'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انسان باید بداند که علت منت، اگر زیادی بخشش، و عظیم شمردن آن چیزی است که به فقیر می دهد پس عجب نادانی است که چیز اندک فانی (منت گذاشتن) را که در مقابل آن عوض خطیر باقی می گیرد و آن را بزرگ می شمارد، و چنان می داند که چیزی داده است! که در واقع در این معامله اجر و پاداش خود را ضایع ساخته و تنها بار گناه منت را به دوش خواهد کشید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5-1- منت گذاشتن به سبب غرور در برابر داشتن مال ناچیز دنیا'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اگر سبب این کار در نظر او، کم قدری و خواری فقیر است، پس عجب مغروری است که خود را به جهت مقداری مال ناچیزی که در دنیا دارد بر دیگری ترجیح می دهد و حال اینکه مرتبه فقر از غنا بالاتر، و فقیر نزد خدا عزیزتر است، و نایب پروردگار در گرفتن حقوق است و به واسطه فقر، خدا از او عذر خواهی می نماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و چه بینی که این فقیر بینوا را طبع غنی باشد که تمام مال دنیا به نظر او نیاید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر در میکده رندان قلندر باشند ... که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامه کهنه را به نظر حقارت مبین و آستین دریده را به دیده خواری منگر. بسا فقیری که او را نه در سر، دستار، و نه در پا، پای افزار، با موی ژولیده و جامه دریده، سر او را از تاج شاهی عار، و پای او را از تخت کیانی ننگ است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرا آسانتر و خوشتر بود زان ... که بار منت دونان کشیدن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
گدایان از پادشاهی نفور ... به امیدش اندر گدایی صبور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به یک نعره کوهی ز جا برکنند ... به یک ناله شهری به هم برزنند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تبارک و تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نمایند و آن را محافظت کرده و به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی می گردند. پس درحقیقت غنی، خادم فقیر است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6-1- انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، ....» &amp;lt;ref&amp;gt;«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره / 195&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«با توجه به اینکه تمام تعبیرات قرآن حساب شده است، حتماً میان این دو رابطه اى وجود دارد و آن اینکه اگر انفاق در مسیر جهاد و فى سبیل اللَّه نکنید، خود را با دست خویش به هلاکت افکنده اید، بلکه مى توان مساله را از این فراتر برد و گفت:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه بیانگر یک حقیقت کلى و اجتماعى است و آن اینکه انفاق به طور کلى سبب نجات جامعه ها از مفاسد کشنده است، زیرا هنگامى که مساله انفاق به فراموشى سپرده شود، و ثروت ها در دست گروهى معدود جمع گردد و در برابر آنان اکثریتى محروم و بینوا وجود داشته باشد دیرى نخواهد گذشت که انفجار عظیمى در جامعه به وجود مى آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مساله انفاق و پیشگیرى از هلاکت روشن مى شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا براین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع ثروتمندان است، زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر نمونه، ج 2، ص 38&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از کلمات قصارش به این حقیقت اشاره فرموده، مى گوید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;«حصنوا اموالکم بالزکاة» نهج البلاغه، حکمت 146&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«و به تعبیر بعضى از مفسران، خوددارى از انفاق فى سبیل اللَّه هم سبب مرگ روح انسانى به خاطر بخل خواهد شد، و هم مرگ جامعه به خاطر عجز و ناتوانى، مخصوصاً در نظامى همچون نظام اسلام که بر نیکو کارى بنا شده است.» &amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر فى ضلال القرآن، جلد اول صفحه 276&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===درمان عملی===&lt;br /&gt;
'''1-2- تواضع و فروتنی در برابر فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه دیگر درمان این که در هنگام صدقه دادن، در برابر فقیر تواضع و فروتنی نماید و آنچه به فقیر می دهد به نوعی بدهد که باعث خفت و خواری و خجلت و شرمساری او نشود. مثلاً اگر شخص محترمی باشد که دادن پول به او درست نیست به قدر نیازش به آن شخص جنس هدیه کند و اگر از گرفتن صدقه عارش می آید، صدقه را هدیه بنامد و اگر گرفتن صدقه برای فقیر گران می باشد برای او ارسال نماید و از هر گونه امری که متضمن کسر شان او باشد دوی و احتراز جوید و او را از جان سیر، و از زندگی دل گیر ننماید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2-2- کوچک شمردن عمل خود'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و آن چه در راه خدا صدقه می دهد عظیم نپندارد، و چنان نداند که کاری کرده و عمل بزرگی انجام داده است. مثلا اگر مسجد، مدرسه و ... ساخته باشد در نظر او ارزشی نداشته باشد، و نیندیشد که به موجب این عمل خدا را از خود راضی ساخته که اگر چنین اندیشد ثواب عمل او باطل، و اجر او ضایع می گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3-2- گرانقدرترین اموال خود را صدقه دهد'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه را که در راه خدا می بخشد از جمله بهترین اموال و گرانقدرترین آنها باشد و از حرمت و شبهه دورتر باشد، زیرا که خدا پاک است و غیر پاک را قبول نمی نماید و شی پست و فرومایه را در راه خدا دادن خلاف ادب است و چگونه بنده خدا خوب را از برای خود و خانواده اش نگاه می دارد و بد را به نزد خدا ارسال می کند؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند عالم می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«انفقوا من طیبات ما کسبتم »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «انفاق کنید از چیزهای پاکیزه ای که به دست می آورید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ودر جایی دیگر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون »&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی: «به خیر و نیکی نمی رسید تا در راه خدا آن چیزهایی را که دوست دارید انفاق کنید.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در حدیث آمده است که:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«چه بسا یک درهم صدقه از صدهزار درهم ارزش بیشتری پیدا کند.» وسبب آن این می باشد که آن یک درهم را از مال حلال و خوب خود می دهد و شخص دیگری صدهزار درهم را از چیزی که چندان محبتی به آن ندارد بدهد.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اگر می تواند و قدرت مالی دارد این قدر به فقیر کمک نماید تا رفع فقر از او شود و غنی گردد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4-2- طلب دعا کردن از فقیر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگامی که به فقیری کمک کرد از او التماس دعا بخواهد، زیرا که دعای فقیر درحق او مستجاب می شود. در حدیث است که امام زین العابدین (علیه السلام) به خادم خود فرموند: «اندکی دست نگاه دارد تا فقیر دعا کند، که دعای فقیر رد نمی شود.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و همچنین می فرموند: «چون به سائل چیزی دادید بگوید دعا کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و نیز مروی است که «هر گاه به فقرا چیزی کمک کردید به ایشان بگویید که شما را دعاکنند، که دعای ایشان در حق شما مستجاب می شود.» &amp;lt;ref&amp;gt; معراج السعاده &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1- قرآن کریم&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- نهج البلاغه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3- مفاتیح الجنان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- إرشادالقلوب، حسن ابن الحسن دیلمی، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5- المفردات فی غریب القرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6- اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مؤسسه بوستان کتاب قم، 1384 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7- بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت ـ لبنان، 1404 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1374 ش ، نوبت چاپ: اول&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9- تفسیر فى ضلال القرآن، سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی ، ناشر: دارالشروق ، مکان چاپ: بیروت- قاهره ، سال چاپ: 1412 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10- تفسیرالإمام العسکری، امام ابومحمد حسن بن على عسکرى ، ناشر: مدرسه امام مهدى ، مکان چاپ: قم ، سال چاپ: 1409 ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11- تفسیر مجمع البیان، طبرسى فضل بن حسن، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مکان چاپ: تهران ، سال چاپ: 1372ش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12- تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ابو الفتوح رازى، بنیاد پوهش های آستان قدس رضوی، مشهد، 1408 قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13- دیوان امام علی (علیه السلام)، امام علی بن ابی طالب، انتشارت پیام اسلام قم، 1369 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14- غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات قم، 1366 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15- الکافی، ثقه الاسلام کلینی، دار الکتاب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16- کلیات اقبال لاهوری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17- مکارم الأخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی قم، 1412 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18- معراج السعاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدق، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20- مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت قم، 1408 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21- نهج الفصاحه،&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22- وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت قم، 1409 هجری قمری&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23- سی دی جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24- سی دی جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25- سی دی هدایت در حکایت، مؤسسه فرهنگی پژوهشی اشراق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/852873/%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%D9%91%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/راسخون]&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57270</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57270"/>
				<updated>2017-09-10T04:55:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد را به فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منّت گذاری یا عزّت]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA%E2%80%8C_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57271</id>
		<title>منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D9%91%D8%AA%E2%80%8C_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57271"/>
				<updated>2017-09-10T04:55:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد را به فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57269</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57269"/>
				<updated>2017-09-10T04:49:04Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منّت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[منّت گذاری یا عزّت]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57268</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:منت گذاری چه آثاری در اعمالمان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%86%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=57268"/>
				<updated>2017-09-10T04:45:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt; &amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt; &amp;lt;p class=&amp;quot;relatearti...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به گزارش فرهنگ نیوز، در آیات قرآن قبولی هر عملی متوقف بر تحقق دو شرط نیت پاک و عمل صالح است. به این معنا که عملی مقبول خداوند بوده و موجب تقرب می‌شود که از حسن فاعلی یا همان نیت پاک و حسن فعلی یعنی کردار و عمل نیک و صالح برخوردار باشد و هر چیزی که مانع از تحقق این دو شرط باشد، به معنی عدم قبولی و تقرب خواهد بود. اما گاه می‌شود که عملی هر دو شرط را دارا می‌باشد ولی مقبول و مقرب نباشد؛ زیرا کارهایی پس از آن انجام می‌گیرد که موجب ابطال عمل می‌شود. از جمله موجبات احباط، می‌توان به منت‌گذاری اشاره کرد. منت‌گذاری، رفتاری است که عمل مقبول و آثار آن را از میان می‌برد. در مقاله حاضر به چند و چون این رذیله اخلاقی پرداخته شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شرایط قبولی اعمال صالح==&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی‌توان امیدی نسبت به آثار و برکات عمل صالح داشت. اصولاً انسان هر کار نیکی را که انجام می‌دهد به هدف دست‌یابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می‌یابد که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم‌ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده است عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
کلمه اخلاص از ریشه «خلص» به معنای پیراستن از آمیختگی و برگزیدن است. (لسان‌العرب، ذیل واژه خلص) و حقیقت آن در اصطلاح شرعی و قرآنی، بیزاری از غیر خدا است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلص)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته امین‌الاسلام طبرسی، مفهوم قرآنی اخلاص را فراتر از این دانسته است. وی می‌نویسد: اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد. (مجمع‌البیان، ج1-2، ص409) پس اخلاص در هر کسی به معنای حقیقی و واقعی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه یک امانت الهی ویژه بندگان محبوب خداوند است. هرچه محبت فزون‌تر شود، اخلاص نیز به همان میزان افزایش می‌یابد و به همین میزان آثار اخلاص نیز فزون‌تر می‌شود. از همین‌رو اخلاص ابرار و مقربان و سابقون، بالاتر و برتر از هر اخلاص دیگر و مورد ستایش خداوند است. (نگاه کنید: انسان، آیات 5 تا 9)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می‌آورد. (انعام، آیه 52؛ کهف، آیه28) خداوند می‌فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد. (بقره، آیه112؛ آل‌عمران، آیات 162 و 163)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس اگر عملی فاقد عنصر اخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی‌پذیرد. (کهف، آیه100؛ بقره، آیه112؛ اسراء، آیه80).&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حسن فاعلی و فعلی===&lt;br /&gt;
شرط دوم پذیرش هر عملی، آن است که آن عمل، صالح و نیک باشد؛ یعنی عمل زشت و بد و صالح نباشد. بنابراین، اگر انسان عملی بد داشته باشد، آن عمل مورد پذیرش نیست. البته مراد از عمل صالح آن است که نفس عمل، کار خوب و نیکی باشد، هر چند که انسان آن را بد بجا آورد؛ زیرا انسان گاه به دلایل و شرایط درونی و بیرونی نمی‌تواند عمل صالح را چنان که باید و شاید به جا آورد و عملش با نواقص و کمبودهایی همراه است؛ اما از آنجا که نفس عملش نیک است، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیات قرآن از جمله آیه 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده شده است که بیانگر شرط نیک بودن در پذیرش اعمال است. همچنین در آیه 10 سوره فاطر شرط بالا رفتن عمل و قبولی آن، نیت خوب و عمل صالح دانسته شده است. به سخن دیگر، عمل زمانی مقبول خواهد بود که از حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد؛ یعنی فاعل و انجام دهنده عمل، دارای نیت نیک و فعل و عملش نیز نیک و صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تداوم احسان و تقوا===&lt;br /&gt;
آنچه بیان شد دو شرط اساسی برای قبولی اعمال است. با این همه برخی از آیات شرط دیگری را بیان کرده که کار را سخت می‌کند به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی هنگام عمل به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است شخص مخلص نیکوکار، همواره اهل احسان و تقوا باشد. از همین‌رو خداوند در آیات 112 سوره بقره و 125 سوره نساء از واژه محسن استفاده کرده است؛ زیرا محسن، زمانی معنا می‌یابد که احسان، صفت مشبهه و دایمی شخص شده باشد؛ چرا که شخصی که یک بار کار نیک می‌کند، به وی محسن گفته نمی‌شود، بلکه محسن کسی است که همواره اهل احسان است. همچنین خداوند در آیه 27 سوره مائده می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین؛ به راستی خداوند جز از متقین نمی‌پذیرد. در این آیه نیز با تأکید بر اسم متقین نشان می‌دهد که قبولی عمل صالح زمانی است که از شخص متقی صادر شده باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که در هنگام عمل، تقوا داشته باشد، ولی پس از آن از چنین صفتی برخوردار نباشد، هر چند ممکن است عملش صحیح باشد اما عملش مقبول نیست؛ زیرا شرط قبولی عمل، صدور عمل از کسی است که صفت تقوا ملکه یا حتی مقوم ذاتی او شده باشد. پس در شرط قبولی اعمال صالح تنها نیت اخلاص در هنگام عمل کفایت نمی‌کند بلکه باید این اخلاص در شکل صفت ماندگار و دایمی در شخص، خود را نشان دهد و فاعل عمل صالح، متقی و محسن باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موانع قبولی اعمال==&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه در شرایط صحت و قبولی عمل گفته شد، دانسته می‌شود که فقدان اموری چون اخلاص، صالح بودن عمل، متقی و محسن نبودن فاعل عمل صالح، می‌تواند مهم‌ترین مانع در قبولی اعمال صالح باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر این اساس در آیات قرآن موانع قبولی اعمال مرتبط با این امور مطرح شده است که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- شرک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; این که شخص در هنگام عمل صالح، دیگری غیر از خدا را نیز وارد کند. از نظر قرآن چنین عملی هر چند که صالح باشد، نه تنها مقبول نیست بلکه صحیح نیز نیست و فاقد صحت خواهد بود. (کهف، آیه110)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- ریا:''' &amp;lt;br/&amp;gt;ریا به معنای آشکار کردن عمل در نزد مردم تا آن را ببینند و به او گمان خیر پیدا کنند. (المصباح، ج1-2، ص247، «روی») خداوند در آیاتی از قرآن ریاورزی را عامل بطلان عمل صالح دانسته است. (بقره، آیات 264 تا 266) احباط عمل به معنای از بین رفتن طاعات و نتایج اعمال نیک انسان است؛ یعنی عمل صالح با همه ارزشمندی و تلاشی که از سوی عامل آن انجام می‌گیرد، هیچ آثار مثبت و سازنده‌ای نخواهد داشت و انسان را به سوی خداوند بالا نمی‌برد و موجبات تقرب را فراهم نمی‌آورد و فاعل و فعل بی‌ارزش می‌شود. خداوند به مومنان هشدار می‌دهد که هرگز کارهای نیک عبادی را با ریاورزی نیامیزند؛ زیرا موجب محرومیت از محبت الهی (نساء آیات 36 و 38)، محرومیت از هدایت خداوندی(بقره، آیه264؛ نساء، آیات 142 و 143)، همدمی با شیطان (نساء، آیه38) و حبط و بی‌ارزشی اعمال (بقره، آیات 264 تا 266) می‌شود. از این‌رو اعمال ریایی حرام دانسته شده است. (بقره، آیه 264؛ نساء، آیات 36 و 38؛ انفال، آیه 47؛ کهف، آیه 110؛ ماعون، آیات 1تا6)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- اذیت و آزار:''' &amp;lt;br/&amp;gt;از آیه 264 سوره بقره به دست می‌آید که کارهای نیک و صالح چون صدقات اگر همراه با اذیت و آزار باشد همانند انفاق ریایی، بی‌ارزش است و مقبول درگاه خداوند نبوده و موجب تقرب الی‌الله نمی‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- منت‌گذاری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;خداوند در همین آیه 264 سوره بقره با تشبیه انفاق همراه با منت، به انفاق همراه با ریای کافران، بر این نکته تأکید می‌کند که اصولاً همان طوری که انفاق کافران اصلا صحیح و مقبول نیست، انفاق همراه با منت نیز چنین است و هرگز صحیح و مقبول نخواهد بود. پس کسی که منت می‌گذارد گویی کافری است که عمل نیکی را انجام داده است. به سخن دیگر، منت‌گذار هر چند مسلمان و مومن است، ولی در این مسئله همانند کافر است و همان‌طوری که عمل نیک کافر به سبب فقدان حسن فاعلی و اخلاص و نیت پاک، باطل و بی‌ارزش است، عمل نیک مومن هم که با منت همراه است، باطل و بی ارزش است و گویی کافر، این عمل را انجام داده است نه مومن.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چیستی منت==&lt;br /&gt;
همان‌طوری که بیان شد، یکی از عوامل احباط عمل وبی‌ارزشی اعمال صالح، منت‌گذاری است؛ زیرا در شرایط عمل مقبول بیان شد که شخص باید محسن و متقی باشد و این دو صفت باید ملکه و یا بالاتر، مقوم ذات و هویت شخصیتی فاعل و عامل نیکی و خیر باشد. پس باید گفت که ریاورز و منت‌گذار، فاقد ملکه احسان و تقوا هستند؛ زیرا اگر این گونه باشند نه تنها همراه عمل صالح، ریا نمی‌ورزند و منتی نمی‌گذارند، بلکه پس از پایان عمل خیر، و بعدها نیز منتی نمی‌گذارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته در روایات آمده است که ریا تنها در هنگام عمل صالح تحقق می‌یابد؛ یعنی پس از پایان عمل، ریا کردن معنایی ندارد؛ یعنی شخصی که انفاق می‌کند یا روزه می‌گیرد و نماز می‌گذارد، ممکن است در هنگام عمل خودنمایی کرده و ریا ورزد، ولی پس از عمل صالح، دیگر ریاورزی معنا و مفهومی ندارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما منت‌گذاری می‌تواند هم هنگام عمل صالح پدید آید و هم پس از پایان عمل و حتی پس از سالیان سال از گذشت آن عمل، منت‌گذاری انجام گیرد و شخص بگوید که چنین عملی در حق فلانی انجام داده است. پس می‌توان گفت که وضعیت منت‌گذاری بدتر از وضعیت ریاورزی است؛ زیرا هر آن ممکن است شخص با منت‌گذاری پس از سالیان سال، عمل نیک خویش را تباه سازد و آثار و برکات عمل نیک خویش را از میان ببرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) درباره احباط عمل صالح با منت‌گذاری فرموده است: المن یهدم الصنیعه؛ منت نهادن ارزش نیکیها را از بین می‌برد. (الکافی ج 4 ص 22)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت گذارد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمود:‌خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم. (وسائل الشیعه ج 9 ص 452)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اصطلاح منت‌گذاری، از واژه عربی «م‌ن‌ن» گرفته شده است. واژه «منّ» دارای معانی چندی است. از جمله معانی با بار مثبت و ارزشی می‌توان به احسان، فضل، هبه و بخشش، قوت‌بخشیدن و مانند آنها اشاره کرد. اما معانی با بار منفی و ضدارزشی یا حتی خنثای «منّ» شامل نقص، قطع، تضعیف، سنگینی و مانند آنها می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اکثر لغت‌شناسان معنای «قطع‌کردن و بریدن» را به عنوان معنای اصلی «منّ» دانسته و گفته‌اند که معانی دیگر، ناظر به لوازم آن است و در حقیقت معنای مجازی کلمه است. برخی نیز گفته‌اند که همه معانی، به شکلی، متضمن قطع کردن و بریدن است و این عنصر به عنوان مولفه اصلی دیگر معانی این واژه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. (فراهیدی، خلیل‌بن احمد؛ کتاب العین، ج 8، ص 374، ابن منظور، لسان‌العرب، ج 13، ص 415 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 182)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
البته برخی معنای حقیقی کلمه را ثقل و سنگینی دانسته‌اند و گفته‌اند که معانی دیگر ناظر به این نکته است و در حقیقت سنگینی، مولفه‌ای است که در همه معانی دیگر تضمین شده است. از این رو، به نعمت سنگین و احسان و فضل باارزش، منت می‌گویند. به سخن دیگر، واژه «من» به سنگی گفته می‌شود که با آن چیزهای دیگر را وزن می‌کنند. سپس این واژه در نعمتهای سنگین و گرانبها و با ارزش به کار رفته است. (لسان‌العرب، ج 13، ص 415-419 و راغب؛ مفردات، صص 777-877)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این واژه از اضداد است. از این رو، واژه منان به عنوان اسم که صیغه مبالغه از «من علی» است به دو معنا آمده است: 1- کثیرالمن و تعدید النعمه و الفضل علی من احسن الیه؛ بسیار بخشنده و احسان‌کننده به دیگران؛ 2- کثیرالمن، الفخور علی من أعطی حتی یفسد عطاءه؛ کسی که به بخشش خویش فخر می‌فروشد و بخشش را این‌گونه به تباهی می‌کشاند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از سوی دیگر المنان نامی از اسمای حسنی خداوندی است و معنای آن، چنانکه گفته‌اند: العظیم الهبات، الوافر العطایا؛ یعنی کسی که بخشش‌گر عطایای فراوان است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شکی نیست که کاربرد آن در خداوند تعالی به جهت بار ارزشی و مثبت واژه است؛ چرا که خداوند از هرگونه نقص و عیبی پاک است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیشترین کاربرد این واژه در میان انسانها، ناظر به جهت منفی آن است که همان منت‌گذاری مصطلح خواهد بود که در ادامه بیان می‌شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
به سخن دیگر، منت همانند کبر، صفت اختصاصی خداوند است و همان طوری که تکبر از انسانی سزاوار نیست، منت نیز از غیرخدا شایسته نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عوامل منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
چرا انسان منت‌گذاری می‌کند و موجبات ابطال یا احباط عمل را فراهم می‌آورد؛ چه چیزی سبب می‌شود تا انسانی هنگام عمل خیر و صالح، با منت‌گذاری، کار نیک خویش را فاسد و باطل سازد یا پس از انجام درست در همان محدوده زمانی یا سالها پس از آن، با منت‌گذاری آثار آن را بی‌تاثیر و بی‌ارزش نماید؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خداوند در آیات قرآن به عوامل منت‌گذاری اشاره می‌کند که برخی از آنها عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1- وسوسه‌های شیطانی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;شیطان، موجب روی ‌آوری انسان، به اموری چون منت‌گذاری و ریاکاری در کارهای خیر می‌شود. اصولا ابلیس سوگند خورده تا انسان را گمراه کرده و از بهشت محروم سازد. بر این اساس همه تلاش ابلیس و شیطان پیرو او بر این است تا کارهای خیر او را ابطال و یا احباط کنند. (ناس، آیه 5؛ حجر، آیه 39؛ نساء، آیه 38)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2- کفر به خدا:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;از دیگر عوامل منت‌گذاری در انسان‌ها، کفر به خدا است که در آیاتی از جمله آیه 264 سوره بقره و 38 و 39 سوره نساء به آن اشاره و توجه داده شده است. انسان‌های کافر به خدا با ریاورزی و منت‌گذاری، کارهای نیک و صالح خویش را تباه می‌سازند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3- کفر به قیامت:'''&amp;lt;br/&amp;gt; ایمان نداشتن به قیامت و وعده‌های الهی، منشأ منت‌گذاری و ریاکاری در انفاق و صدقات و کارهای نیک و خیر است. (بقره، آیه 264)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4- فخرفروشی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; انسانی منت‌ می‌گذارد که بخواهد فخر بفروشد و تفاخر بورزد؛ زیرا اگر تفاخری نداشته باشد نیازی به ریاکاری و منت‌گذاری نیست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5- تحقیر:‌'''&amp;lt;br/&amp;gt;گاه انسان در هنگام عمل به قصد تحقیر کار خیری انجام می‌دهد و بر شخص منت می‌گذارد و گاه پس از مدتی این حقارت را نشان می‌دهد و به قصد تحقیر، یادآور کار خیری می‌شود که در حق او انجام داده است. (شعراء،‌آیه 18)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''6. غرور و تکبر:'''&amp;lt;br/&amp;gt; کسی که منت می‌گذارد می‌کوشد تا این‌گونه غرور و تکبر خویش را به نمایش گذارد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. زیاد شماری:''' &amp;lt;br/&amp;gt;برخی از افراد منت می‌گذارند، زیرا کار نیک خویش را زیاد می‌شمارند. اگر انسان بداند که هر کاری هر چند زیاد باشد در برابر نعمت‌های الهی هیچ است، هرگز کارش را زیاد نمی‌شمرد تا منت‌گذار کسی باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کار خیر و خدمت به ضعفا با سه چیز تکمیل می شود: اول اینکه از طرف انجام‌دهنده، کوچک و ناچیز به حساب آید. دوم اینکه مخفی و نهانی باشد. سوم اینکه در انجام آن سرعت و عجله به عمل آید. پس زمانی که آن را کوچک شمری پیش کسی که آن کار را برای او انجام می دهی آن را بزرگ شمرده‌ای، وقتی آن را مخفی و نهانی انجام دادی آن عمل نیک و انفاق را تمام و تکمیل کرده‌ای و زمانی که در انجام آن سرعت و شتاب کردی، آن را برگیرنده، گوارا نموده‌ای و اگر چنانچه آن کار خیر و انفاق را بدون این شرایط انجام دهی، در حقیقت آن را از بین برده و نابود ساخته‌ای. خداوند در قرآن می‌فرماید: و لا تمنن تستکثر: به هنگام انفاق، منت‌ مگذار و آن را بزرگ مشمار. (مدثر، آیه 6) از امام باقر(ع) در رابطه با این آیه نقل شده است که فرمود: لا تعطی العطیهًْ تلتمس اکثر منها:‌چیزی نبخش که از گیرنده بیشتر از آنچه بخشیده‌ای، طلب کنی. (بحارالانوار، ج، 96، ص 144)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار منت‌گذاری==&lt;br /&gt;
در آیات و روایات به آثار منت‌گذاری اشاره شده تا انسان با نگاهی به این آثار از این خصلت دست بشوید و به جای منت‌گذاری، با کم‌شماری عمل نیک خویش، نه تنها از ابطال و احباط عمل صالح رهایی یابد بلکه مورد توجه و عنایت خداوندی قرار گیرد. از جمله آثاری که برای منت‌گذاری بیان شده  عبارتند از:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''1. احباط عمل:'''&amp;lt;br/&amp;gt; اگر کسی هنگام عمل نیک نیت اخلاص داشته باشد و نیکوکاری را با اخلاص انجام دهد، ولی در حین عمل خیر یا بعد از آن منت‌گذاری کند، آن عملش تباه می‌شود و با احباط آن عمل، آثار آن نیز از میان خواهد  رفت. امام علی(علیه السلام)در وصیت خود به مالک اشتر هشدار داده  و نسبت به احباط عمل صالح و از میان رفتن آثار و برکات کار نیک می‌فرماید: مبادا به خاطر نیکی که انجام می‌دهی بر مردم منت نهی و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کار نیکی برای برادر دینی خود انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش را نابود می‌کند و  وزر و گناهش برایش می‌ماند؛ سپس حضرت فرمودند: خدای بزرگ می‌فرماید: منت‌گذار را از بهشت محروم کردم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''2. دوری از رحمت الهی:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: کسی که بر فقرا منت بگذارد، در دنیا و آخرت ملعون است و شخصی که بر پدر، برادر و برادران مسلمانش منت بگذارد از رحمت خداوند و ملائکه به دور می‌باشد، به آتش جهنم نزدیک است، دعایش مستجاب نمی‌شود، خواسته‌اش برآورده نمی‌گردد و خداوند در دنیا و آخرت به او نگاه نمی‌کند. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 194) همچنین اباذر از نبی مکرم اسلام(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی منت‌گذار را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 270 و وسائل الشیعهًْ ج 9، ص 454) و «بابت کار نیکی که انجام داده از او تشکری به عمل نمی‌آورد.» (وسائل الشیعهًْ ج 9،‌ ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''3. آفت‌ کارهای نیک:'''&amp;lt;br/&amp;gt; پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: و افهًْ السخاء المن؛ آفت بخشش و کرم، منت است.» (بحارالانوار، ج 66، ص 389) و نیز از امام علی(علیه السلام) است که فرمود: «المن یفسد الاحسان؛ منت احسان و نیکویی را فاسد می‌کند» (غررالحکم، ص 138)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''4. محرومیت از نگاه الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ثلاثهًْ لا ینظر الله الیهم المنان بالفعل و عاق و الدیه و مدمن خمر؛ خداوند به سه دسته نگاه نمی‌کند: کسی که در برابر انجام کاری منت می‌گذارد، شخصی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و شراب‌‌خوار.» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 233 و ارشادالقلوب، ج 1، ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''5. محرومیت از صحبت الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;اباذر از پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خداوند در روز قیامت با سه گروه هم‌صحبت نمی‌شود؛ آنها را مورد لطف و بخشش خود قرار نمی‌دهد و گناهانشان را نمی‌بخشد و برایشان عذاب دردناکی می‌باشد. اباذر پرسید آنها چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منت‌گذار را از جمله این افراد برشمردند.» (مستدرک‌الوسائل، ج 13، ص 270)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''۶.لعن الهی:''' &amp;lt;br/&amp;gt;در حدیثی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که بر فقرا منت بگذارد در دنیا و آخرت ملعون است.» (ارشادالقلوب، ج 1،‌ص 194)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''7. محرومیت از بهشت:''' &amp;lt;br/&amp;gt;رسول گرامی اسلام فرمودند:  بهشت سرای سخاوتمندان و بخشندگان است و در آن، شخص بخیل و کسی که مورد نفرین والدین خود قرار گرفته و منت‌گذار به آنچه که بخشیده وارد نمی‌شود.» (مستدرک‌الوسائل، ج 7، ص 233) و در حدیثی دیگر بیان داشتند «خداوند عز و جل فرموده: بهشت را بر منت‌گذار، بخیل و سخن‌چین حرام کردم.» (وسائل‌الشیعهًْ ج 9،‌ص 453)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق ]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt;  [http://www.farhangnews.ir/content/198704سایت فرهنگ] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57267</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:فهرست الفبایی مصادیق منکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82_%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1&amp;diff=57267"/>
				<updated>2017-09-10T04:27:59Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فهرست الفبایی مصادیق منکر&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist4 printversion&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot; style=&amp;quot;overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; line-height:1.3em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;reflist references-small references-column-width&amp;quot; style=&amp;quot;column-width: 21em; -moz-column-width: 21em; -webkit-column-width: 21em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آدم ربایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرایش زن برای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آرزوی طولانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار جانوران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار همسایه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آموزش مجسمه سازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش با حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام حیض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آمیزش هنگام نفاس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[آوازه خوانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف انرژی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف عمدی عمر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف منابع عمومی (انفال)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اتلاف مواد غذایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره به قصد کارحرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره دادن مکان برای فعل حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجاره وسیله برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اجرای قوانین نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[احتکار در بخش دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاس]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اختلاط زن و مرد در مجالس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای امامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای خدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ادعای نیابت خاص   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارائه آمار دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتباط حرام با نامحرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتداد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان صغیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ارتکاب گناهان کبیره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با بیش از چهار زن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با دختر همسر (ربیبه)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج با محارم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دختر بدون اذن ولی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با بهائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج دائم مرد مسلمان با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج در حال عده]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با کفار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج زن مسلمان با نواصب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج و معاشرت با شرابخوار   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ازدواج های حرام]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسارت بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استبداد رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام برای کار حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور کافر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام مشاور منافق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استراق سمع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استشهاء زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال زیورآلات طلا برای مرد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به دخانیات ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استعمال و اعتیاد به مواد مخدر]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استغفار برای منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از بازی رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده از ظروف نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات دولتی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استفاده شخصی از امکانات عمومی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استمناء (خود ارضائی)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء تصویری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء احکام وضعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء دیگران ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء کتبی و شفاهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استهزاء مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در اموال شخصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اسراف در بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه افکار انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشاعه فحشاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز تولید کالای حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال در مراکز مجسمه سازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اشتغال و کسب درآمد از کار حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اصرار بر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از ظالمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اطاعت از هوای نفس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اظهار نظر بدون آگاهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به امامت حکام باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به تفویض ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتقاد به جبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعتماد به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعراض از یاد خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اعمال نفوذ نامشروع ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتخار به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر پیامبر و اهل بیت (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مدیران جامعه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افتراء بر مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در اموال اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افراط و تفریط در زندگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افساد میان مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای آمار و اطلاعات امنیتی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار اقتصادی نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار امنیتی نظام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار سیاسی نظام اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار معصومین(ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای اسرار نظامی کشور اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[افشای عیب مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اقرار به گناه نزد حاکم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اکل مال به باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[التقاط فکری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امتناع از پرداخت حق الناس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امر به منکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خودکشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقاد ناپذیری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انتقام بیش از میزان شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انجام دادن کار شخصی در وقت اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق توزیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار حق تولید ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش خصوصی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار در بخش دولتی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحصار منابع طبیعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اخلاقی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اعتقادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف اقتصادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف سیاسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انحراف فکری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انزواگرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام تکلیفی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار احکام وضعی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار افعال الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار امامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بدهی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار بهشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار جهنم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار حق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار صفات جمال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ضروری دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار کتب آسمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار معاد و قیامت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار نبوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار وجود خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[انکار ولایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به قرآن کریم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به کعبه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مرقد پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مقدسات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت به مواد غذایی مثل نان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهانت و تحقیر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[اهمال در یادگیری امور شغلی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایجاد مراکز فساد جنسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایذاء پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ایمن دانستن خود از مکر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باج گرفتن «عشاری»]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بارگذاری نرم افزارهای لهو و لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازداشتن از راه خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بازی با ابزار قمار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مراسم چهارشنبه سوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن روزه عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در آموزش مهارت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در انجام واجبات مالی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بخل در نشر علوم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد خلقی با مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بد گمانی به مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به نظام ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مسئولان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به انقلاب اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به دولت اسلامی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به شورای نگهبان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به عالمان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به مردم]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدبین کردن به رهبری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بدعت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردگی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برد و باخت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بردن طفیلی به مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری مجالس گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جشنواره های زاید]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[برگزاری جلسات بی فایده]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[به کارگیری کارکنان در امور غیر اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[استخدام منشی نامحرم و بدحجاب]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بهره برداری ظالمانه از محیط زیست ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتمادی به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تابی در مصیبت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی تفاوتی در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی حجابی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[بی اعتنایی به قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پارتی بازی (میانجی گری در باطل) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پخش موسیقی حرام در مراکز عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ذلّت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرخوری از غذای حلال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرداخت رشوه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پرونده سازی (ثبت و نگهداری عیوب مسلمان) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به مجرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناه دادن به محارب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پناهندگی به بلاد کفر]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوچ گرایی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن ابریشم خالص برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس دوخته بر مرد محرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن زربافت برای مرد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پوشیدن لباس شهرت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پولشویی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با دولت های غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پیمان شکنی با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در انجام واجبات فوری]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر در تحویل امانت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأخیر کارمند بدون مجوز]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر توبه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تاخیر در پرداخت بدهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تأسیس مراکز آموزش غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تازیانه زدن بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبانی برای افزایش قیمت (نَجش) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبذیر در اموال شخصی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبرّج و خودنمائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعید بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض اقتصادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبعیض نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ادیان و فرق غیراسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت پرستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ بت‌ فروشی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه احکام اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه اسلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه تشیع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه عالمان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ علیه قرآن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ فرق انحرافی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کارهای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ کالای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مراکز گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد روان گردان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق غنا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تبلیغ و تشویق همجنس گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در رفتار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در افکار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در اقوال دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجسس در امور شخصی دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تجمل گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحجّر در فهم دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریش (به جان هم انداختن حیوانات) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اسلام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف اندیشه عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سخن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره ائمه (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره پیامبر (ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره عالمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف سیره انبیاء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف لفظی قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی احادیث معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریف معنوی قرآن کریم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم حلال بر دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحریم روابط اقتصادی علیه مسلمین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تحقیر مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب اموال عمومی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب قبور انبیاء و معصومین (ع) و شهدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخریب معابد اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخصیص ظالمانه بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تخلّی رو به قبله و پشت به آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فریب و تدلیس در ازدواج ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تراشیدن ریش ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تردید در عقاید قرآنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک دعا از روی تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترک واجبات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج تساهل و تسامح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج خرافات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج سبک زندگی غیر اسلامی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ترویج مصرف گرایی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسخیر جن از راه نامشروع  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تسلیم در برابر هوای نفس دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به جنس مخالف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به کفار و فرق ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبه به منافقان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشبیه خدا به خلق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشریح بدن مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در ارزشهای اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در عقاید اسلامی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشکیک در قوانین الهی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق اسراف و تبذیر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تشویق گناهکار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصدیق دروغ گویان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف بی جا در اموال ایتام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در رهن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال سفیهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تصرف در مال و حق ضعیفان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تضعیف نظام اسلامی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطفیف (کم فروشی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تطمیع نامشروع]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تظاهر به گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعاون بر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب حزبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعصب نژادی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعطیل کردن مساجد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تعمیر ابزار گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تغییر وصیت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفاخر به امور دنیوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفرقه افکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر حدیث به رأی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیر قرآن به رای ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تفسیق مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلب در امتحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از اهل بغی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از کفار (غرب زدگی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید از گروه های انحرافی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در اصول دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید در ضروریات دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تقلید مجتهد در احکام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکاثر و ثروت اندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر زیردستان ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکبر در برابر مراجعان]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر فیلمهای فسادانگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکثیر نرم افزارهای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکدی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب آیات الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب اولیاء الله ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکذیب راستگویان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکریم کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر افراد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکفیر گروه ها ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تمرد از قانون شرعی ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تکلف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک اشیاء پیدا شده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملک ظالمانه انفال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تملیک، تخصیص و توزیع ظالمانه انفال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبلی در انجام واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تنبیه (زدن) کودکان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهدید دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اخلاقی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اعتقادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت اقتصادی به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به خدا، پیامبران و امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به زنان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تهمت به مسئولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع ابزار لهو و لعب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توزیع مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[توقف جنب و حائض و زائو در مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولی دشمنان دین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید بازی‌ رایانه ای گمراهگر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و توزیع بت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[تولید و نگهداری مسکرات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ثنا جویی(حبّ مدح)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاسوسی علیه مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جاه طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء رسانه ای  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جدال و مراء ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جریمه کردن بی جا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جعل مدارک]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از اقامه نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از انجام وظایف]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جلوگیری از گفتن اذان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ با بی گناهان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[جنگ در ماه حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چاپلوسی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[چشم چرانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حب دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حبس بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرام خواری از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حرص بر دنیا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسادت به همکاران و رقبا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به ثروت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به دانش دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسد به مقام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حسن ظن به منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور بی دعوت در مهمانی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس استهزاء دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حضور در مجالس گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حلال کردن حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از اندیشه باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کار باطل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل کالای حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمل و نقل مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خدعه و فریب دادن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خروج بدون مجوز در ساعات اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آبزیان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش آنتن ماهواره]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اعیان نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ابزار لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اسپرم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اکانت بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اماکن برای ربا خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال غصبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال مسروقه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش اموال موقوفه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش انسان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش بت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش پایان نامه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حشرات]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش حرام]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خرچنگ ، مارمولک ، لاک پشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش خون]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش رای]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سیگار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش سگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش صلیب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش فیلمهای فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش قاچاق]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کالای خارجی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش کتب و مجلات ضالّه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مواد محترقه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خرید و فروش مردار]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خسارت زدن به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشم بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خشونت بی جا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلف وعده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خلوت با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری پس از اقدام دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواستگاری حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خود ستایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء حرام به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خورانیدن اشیاء نجس به دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آب انگور جوشیده قبل از تبخیر دو سوّم آن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از ظروف طلا و نقره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن از غذای مردم بدون دعوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء کثیف و نفرت زا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء متنجس]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن اشیاء نجس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خمر و نبیذ و مسکر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن حشرات بجز ملخ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خزندگان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خرچنگ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن خون حیوان حرام گوشت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن دنبلان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن غذای معطر بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حرام از حلال گوشت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن فراورده های حیوان حرام گوشت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن قورباغه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت درندگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت شکار بر محرِم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن گوشت صدف ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مردار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن آبزیان حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خوردن مسکرات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در امانت کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال دولتی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در اموال مردم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[خیانت در عاریه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[درمان به وسیله امور حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر امامان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر پیامبران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر عالمان دین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر غیر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ بستن بر مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ دانستن سخن معصومین (ع)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ در اعلام نیازمندی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ عملی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ گفتن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دروغ نوشتن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت اضافه کاری نابجا]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت حق السکوت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت ربا از مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت رشوه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت شیربها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مالیات ظالمانه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دریافت مزد برای واجبات عینی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دست دادن با نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با پیامبران و امامان (ع)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشمنی با مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دشنام به معصومین (ع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعاکردن ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت به کفر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دعوت دیگران به بخل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن اموات در مسجد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن کافر در گورستان مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دفن مسلمان در گورستان کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی برای فعالیت های حرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی ربا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی کالاهای حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دلالی بین رشوه گیر و رشوه دهنده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با دشمنان اهل بیت (ع)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با کفّار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوستی دختر و پسر نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دوشیدن حیوان در حد اضرار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن خود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ذلیل کردن دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به اشخاص ناصالح ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رای دادن به قانون نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ربا خواری با حیله های شرعی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به پزشک نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به حاکم ظالم در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به طاغوت‌ برای داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به قاضی غیر مسلمان در دعاوی مسلمین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد احکام قرآن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رد داوری حاکم اسلامی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری برای ترک وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رشوه خواری در انجام وظایف قانونی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رقص (آموزش، تبلیغ، نمایش رقص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روابط جنسی حرام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه سکوت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید فطر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه عید قربان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[روزه وصال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در انفاق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریا در عبادات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ریاست طلبی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زدن بی جای کودکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زراندوزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با اقلیت ها  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنا با مسلمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زنای به عنف  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[زینت کردن مسجد با طلا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ساخت و پاخت به زیان پرسنل اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سازش با کفار ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سبک شمردن نماز   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سپر قرار دادن بی گناهان در جنگ (تَتَرُّس) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستم پذیری و انظلام  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ستیزه جویی و عداوت بی جا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سخن چینی نزد حاکم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سد معبر   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گرفتاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش گنهکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرقت از بیت المال  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر برای انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفر منجر به آزار والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای بی مورد داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سفرهای مسرفانه داخلی و خارجی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سقط جنین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر بدعت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سکوت در برابر گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سنگسار بی گناهان]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در دفاع و جهاد  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در عمل به واجبات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سهل انگاری در وظایف اداری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء استفاده از بیت المال ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به اولیاء خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سوء ظن]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شایعه پراکنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شعبده بازی]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شراب خواری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط خلاف قرآن در معاملات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرط بندی در مسابقات ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در اطاعت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در افعال الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در حاکمیت الله   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در ذات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در صفات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در عبادت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شرک در مالکیت خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شطرنج بازی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکار برای تفریح و سرگرمی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شکایت از خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شماتت مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شنود و ضبط مکالمات دیگران]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت دروغ  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهادت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شهرت طلبی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[شوخی با نامحرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صدور مجوز مراکز فساد جنسی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلح با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[صلیب سازی  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ضرب و جرح بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[طعن بر مؤمنین  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر حیوان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر زیردستان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر مسؤولان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم بر همکاران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظلم به خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;	&lt;br /&gt;
# [[ظلم در وصیت  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ظهار (نوعی طلاق جاهلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به زیبایی ظاهری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به علم و دانش   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مال و ثروت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به مقام و شهرت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجب به نسب و نژاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عجله در داوری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم حضور برای شاهد شدن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم رعایت مراتب اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عدم وفای به عهد]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عزل صالحان بدون جهت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های اقتصادی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های سیاسی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های علمی و فرهنگی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های نظامی نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عضویت در پیمان های ورزشی نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عطر زدن برای جذب نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقوق والدین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی خود   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عقیم سازی دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عمل نکردن به وصیت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عهد شکنی با خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[عیب جویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غرور]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در ثمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در قرارداد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غش در کالا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب اموال   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غصب حقوق دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از آیات خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از قیامت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غفلت از واجبات   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غلو درباره انبیاء و اولیای الهی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (آموزش و تبلیغ غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غنا (شنیدن)  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[غیبت شفاهی (شنیدن، گفتن، پخش کردن) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتنه انگیزی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن بدون علم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فتوا دادن ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به عامه مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فحش دادن به مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فخر فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جبهه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از جهاد   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از دفاع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از قانون]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرار از مالیات مشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فرو رفتن در باطل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروختن سلاح به دشمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش کالا برای مصرف حرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش لوازم کار به مجسمه سازان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش مصالح و ابزار به بت سازان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فروش و اجاره مکان برای لهو و لعب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اخلاقی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد اعتقادی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد سیاسی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فساد مالی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فسق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[حمایت از دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[فکر گناه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال مجهول المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول اموال معلوم المالک از سلطان جائر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قتل حیوان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف کافر و منافق  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قذف مؤمن   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قسم دروغ   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قصاص قبل از جنایت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت بدون تحقیق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت ناصالحان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قضاوت نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع ارتباط مدیران با مردم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع رحم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع طریق و راهزنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قطع نماز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قمه زنی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قهر و جدائی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قوادی (دلالی برای روابط جنسی نامشروع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[قیاس در احکام دین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاستن و افزودن بر اجرای حدود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاشت مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کاغذ بازی غیر ضروری ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان حق   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کتمان شهادت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن خودرو برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن لوازم برای انجام گناه]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کرایه دادن مکان برای انجام گناه    ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن از روی ترحم (اتانازی)]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن پیامبران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن عدالت خواهان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کشتن فرزند ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به پیامبران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به خدا   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفر به کتب آسمانی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران خدمت دیگران   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کفران نعمت الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کلاه برداری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کم کاری در وظایف اداری]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کندن گیاه و درختان حرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کهانت و پیشگویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه و دشمنی با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[کینه ورزی با بی گناهان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گذاشتن چیزی در مسجد توسط جنب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گران فروشی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گردنکشی در برابر رهبر عادل  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن ربا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گرفتن غرامت ناحق ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش دروغ ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گزارش کار دروغین]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گناه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[گوش دادن به صدای نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لجاجت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعب]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لعن صالحان و مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس اسامی مقدسه بدون طهارت   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس بدن نامحرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خط قرآن بدون وضو   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لهو]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[لواط ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مأموریت های بی مورد ]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مال دوستی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجالست با اشرار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مجسمه سازی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با خدا ، رسول خدا و امام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[محاربه با رهبر عادل   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با اهل معصیت ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مداهنه با مشرکان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح بی جا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح ظالم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مدح منافقان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رجوع به کفار در اختلافات  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مردم آزاری   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مساحقه   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های ربوی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشارکت در سهام بنگاه های قمارآلود ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره با منافقان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره دادن به ربا خواران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مشاوره گرفتن از دشمن  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مصرف مواد مخدر  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معامله با کفار ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاملاتِ غَرری  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معاونت در جرم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکالمه غیر ضروری با تلفن اداره]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و خدعه با مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[مکر و فریب غیر مؤمنین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[سرزنش مسلمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ملی گرایی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر خدا و رسول(ص) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری بر مردم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت گذاری یا عزّت]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[منّت‌ گذاشتن چه آثاری در اعمالمان دارد]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از آمرزش الهی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نا امیدی از یاری خدا ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن محصولات کشاورزی   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نابود کردن نسل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از دستور مشروع والدین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی از رهبری عادل ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نافرمانی زن از شوهر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نام بردن با القاب زشت (تنابز) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر امام زادگان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نبش قبر مسلمان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مردم از بیت المال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن حق مساکین   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن خمس   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات فطره ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن زکات مال ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن کفارات واجب  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نپرداختن مهریه همسر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجس کردن مسجد و حرم امامان   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نجوا در حضور دیگران]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نرخ گذاری (تحمیل نرخ بر اموال دیگران) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نصب ناصالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفاق و دو رویی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نفرین کردن صالحان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقاشی و عکاسی تصاویر غیر اخلاقی ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نقض امان و آتش‌بس ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکاح شغار (ازدواج تبادلی) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نکوهش صالحان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به داخل خانه دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به زنان آرایش کرده ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به عورت دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به فیلم های فساد انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم با دوربین ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگاه به نامحرم به قصد گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگرفتن جزیه از اهل کتاب ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری ابزار گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری مواد مخدر ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نگهداری و پروار گراز و خوک ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نماز خواندن بر کفار  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای فساد انگیز  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نمایش فیلمهای مفسده انگیز ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نهی از معروف   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن آبجو (فقاع) ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[نوشیدن خبائث   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجرت به سرزمین کفر و شرک  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[هجو مؤمن ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همراه داشتن سلاح برای محرم   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری با ظالمان در غیر ظلم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[همکاری در ایجاد مراکز گناه  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[واداشتن به قضای حاجت رو یا پشت به قبله  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورزش های حرام و استعماری ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود  بدون اجازه  به منزل دیگران  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود بدون اجازه به محل کار دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود به مکه بدون احرام   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به حرم ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مساجد ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[ورود کفار به مسجد الحرام ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در انجام گناه ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وساطت در دوستی های نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وضع قوانین نامشروع   ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[وکالت و دفاع از مجرمان ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[پذیرش ولایت منافقان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس آفرینی برای دیگران ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یأس از رحمت خدا  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یادگیری و آموزش قوانین نامشروع ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری ظالمان  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[یاری نکردن مظلوم  ]]&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57265</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57265"/>
				<updated>2017-09-10T04:23:33Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ تعلیم واجبات دینی به فرزند را به فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;تعلیم واجبات دینی به فرزند&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[تعلیم و تعلّم]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۲ || [[تعلیم احکام عبادی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 || [[تعلیم اخلاق اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 4 || [[تعلیم پزشکی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 5 || [[تعلیم زبان]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 6 || [[تعلیم عقاید اسلامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 7 || [[تعلیم علوم مورد نیاز مسلمین]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 8 || [[تعلیم مشاغل و حرف]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 9 || [[تعلیم مهارت ها]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 10 || [[تعلیم نظامی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 11 || [[دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی-1396/06/15&lt;br /&gt;
==مقدمه ==&lt;br /&gt;
یکی از اهداف عقلی و دینی تشکیل ازدواج، تداوم نسل رسیدن به کمال مطلوب است. سختی ها و تحمّل مشکلات در تربیت فرزند، فضیلتی برای والدین به شمار می رود. آنچه که فرزند انجام می دهد والدین در ثواب آن نیز شریک خواهند بود. نگاه جامعه به امکانان رفاهی اعم از خوردن، پوشیدن، ثبت نام مدارس و مراکز علمی و ورزشی، تا زمان تشکیل خانواده است در حالی که تعالیم واجبات و هر آنچه فرزند بدان نیازمند است از وظایف والدین و برای مسؤلیت والدین تعیین زمانی نشده است. همه آنچه که فرزندان از دوران کودکی تا زمان فوت بدان نیازمند هستند از جمله وظایف والدین در امر تعلیم واجبات شمرده شده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«آحق فرزند تنها با تأمین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه حاصل نمى‌شود؛ بلکه مهمتر از آن تغذیه روح و جان وى با بهره‌گیرى از اصول و روشهاى صحیح تعلیم و تربیت است؛ خداوند متعال خطاب به افراد با ایمان چنین مى‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ» اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانوادۀ خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگها مى‌باشد حفظ نمایید»&amp;lt;ref&amp;gt;. معارف بانوان، آیت الله منتظری ره، ص 354&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر جایی که زمینه تعلیم تکالیف وجود دارد- خواه منزل باشد یا مدرسه، کانون های فرهنگی باشد یا مساجد، توسط خود والدین یا معلّم، دوست و غیره - قلمرو وظایف والدین است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دستورات اسلامی برای رشد انسانی و تربیت فرزندان به عنوان یک امر مسلم و به عنوان یک مصداق از امور تربیتی باید به فرزندان تعلیم داده شود و تعلیم هر آنچه که در دوران کودکی انجام شود زمینه یادگیری و عمل به آن برای فرزند آسانتر خواهد بود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ  علیه السلام الْعِلْمُ فِی‏ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ‏ فِی‏ الْحَجَر&amp;lt;ref&amp;gt;. کنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت علی علیه السلام فرمود: یادگیری در کودکی همانند نقاشی بر روی سنگ است( که گویا تا آخر عمر در ذهن او خواهد ماند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیات و روایات در تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
دستورات دینی برای تربیت انسان بیان شده است. و از آغاز کودکی باید به فرزندان آموزش داده شود. برخی روایات بر اهمیت این امر در دوران کودکی و قبل از بلوغ تأکید دارد. قرآن بیش از 90 بار درباره فرزند نکاتی بیان کرده و نیز در روایات متعدد، اهمیت فرزند به صورت قولی و رفتاری ائمه اطهار علیهم السلام در روایات ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در موارد ذیل نمونه هایی از آیات و روایات  تعلیم واجبات به فرزند ذکر شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اجازه گرفتن کودک قبل از ورود به اتاق پدر و مادر (سوره نور /58)، موعظه و نصیحت کردن اولاد (لقمان/13)، تعلیم پایه های اعتقادی به فرزندان( بقره / 133)، مشورت گرفتن از اولاد ( صافات/102)، نیکی کردن فرزند به پدر و مادر (بقره/83)، عدم اطاعت از دیگران در معاصی ( عنکبوت/8) لزوم شکر گذاری فرزند از پدر و مادر (لقمان/14) تعلیم نماز و فرائض الهی به فرزند(جامع الاخبار للشعیری ص106) تعلیم هر خیری که انسان را آتش جهنم نجات دهد) منیة المریدص 380)  تعلیم قرآن و ادب نیکو(نهج البلاغه، قصار399)&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مصادیق وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش وظایف دینی شامل همه وظایفی است که انسان در طول حیات زندگانی بدانها نیازمند است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید همه وظایف دینی را به فرزندان بیاموزند. طبیعی است که فرزندان اعم از دختر و پسر دارای تکالیف مختص به خود هستتد که به تناسب شخصیت، مورد نیاز ایشان  است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همین تقسیم بندی جنسیتی تعلیم بسیاری از احکام را محدود می داند. به عبارت دیگر احکام حیض یا احکام حجاب که از تکالیف خاص به دختر است  از عهده  فرزند پسر لغو خواهد بود.  در یک تقسیم بندی دیگر، تکالیف الهی که مربوط به افعال است به چند دسته تقسیم می شوند. وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه. و جوب نیز به تقسیمات متعددی مثل وجوب عینى (مثل نماز) وجوب کفائى(دفاع) وجوب تعیینى، وجوب تخییرى، وجوب موقت و وجوب دائم، وجوب مطلق، وجوب منجز، وجوب معلق، وجوب مقید، وجوب تعبدى، وجوب توسلى، وجوب نفسى، و وجوب غیرى تقسیم می شود.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید فرزندان دختر و پسر را نسبت به وظایف و تکالیف الهی آشنا کنند اعتقادات دینی، اخلاق اسلامی و احکام شرعی که مبتلا به و کاربردی است از دوران کودکی به تناسب زمان و رشد فرزند به آنان آموزش دهند. تعلیم فرائض تنها به واجبات منحصر نیست بلکه تعلیم محرمات نیز همانند انجام محرمات از اهمیت فراوانی برخوردار است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«نباید بگوییم که کودک به خاطر نداشتن سن تکلیف؛ آزاد است که هر کاری را انجام بدهد چرا که انجام محرّمات هر چند که گناه نبوده و تکلیفی را بر عهده کودک نمی گذارد اما حکم وضعی آن از او ساقط نیست. مثلا بچه ای که شیشه مردم را بشکند یا محصول مردم را خراب کند، یا ضرر مالی به کسی وارد سازد مدیون مردم است که بعد از بلوغ باید از عهده خسارات آنها بر آید و پرداخت ضررهایی که به دیگران وارد ساخته واجب و لازم است. همچنین اگر ضرر عضوی به کسی وارد ساخت و مثلا چشم را کور یا گوشش را قطع یا دتسش را فلج نمود وقتی بزرگ شد واجب است دیه شرعی آن جنایت را بپردازد. احکام وضعی از بچه ساقط نیست و پدر و مادری که به فرزند خویش علاقه دارند باید مواظب باشند این قبیل اعمال از او صادر نشود علاوه بر آنکه اگر بچه را قبل از بلوغ آزاد بگذارند که مرتکب کارهای خلاف شرع شود طبعاً به کارهای گناه و خلاف شرع عادت می کند بطوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای سابقش دست برداد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، ص325&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شناخت اولویت ها و رعایت آن==&lt;br /&gt;
در آموزش رعایت زمان رشد و مورد ابتلا بودن احکام و معارف و توجه به اهم و مهم ضرورت دارد. از قرآن و روایات استفاده می شود که والدین نسبت به بعضی از وظایف الهی  باید بیشتر کوشا باشند و در یادگیری آن اهتمام بیشتری داشته باشند. در ذیل به مواردی از آن تصریح می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تعلیم عقاید اسلامی===&lt;br /&gt;
اعتقادات انسان هویت و شاکله درونی انسان را تشکیل می دهد. هر میزان که انسان نسبت به عقاید خود استحکام و استقامت داشته باشد در پایبندی به رفتارهای اسلامی موفق تر خواهد. روایات متعدد بر لزوم آموزش فرزند به اذکاری توحیدی مثل لااله الا الله در دوران کودکی توصیه کرده و والدین را بر ترغیب یادگیری اذکار توحید سفارش کرده است. مَن‏ رَبَّى‏ صَغیرًا حَتّى یَقولَ: «لا إله إلّا اللَّه» لَم یُحاسِبهُ اللَّه&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) ؛ ؛ ص768&amp;lt;/ref&amp;gt; هر که طفلى را تربیت کند تا لا اله الا اللَّه گوید خدا از او حساب نخواهد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: زبان کودکانتان را نخسیتن بار با گفتن « لااله اله الله » باز کنید و آنان را هنگام مرگ با ذکر لااله اله تلقین دهید چرا که هر کس اول کلامش لااله اله و آخر کلامش لااله اله باشد سپس هزار سال زندگی کند از هیچ گناهی بازخواست نمی شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. شعب الایمان، بیهقیی، جزء 18، ص 166، حدیث 8397&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تأکید بر ذکر مذکور نسبت به اذکار دیگر حاکی از توجه خاص به مسأله توحید است. در قرون متمادی برخی جهان را به سرگردانی و فهم اشتباه از توحید دچار کرده و سنگ و چوب را به جای خدای واحد بعنوان معبود یگانه خود تلقی می کردند. همه پیامبران الهی در توجه دادن به این تفکر غلط اعتقادی و سوق دادن مردم به توحید حقیقی به رسالت تبلیغی برانگیخته شده اند. استعمال واژگان «ربّ، ربّنا، ربّه، ربّک، ربّی و مشتقات دیگر از این کلمه»  در قرآن کریم که بیشترین  واژه در قرآن به شمار می رود برای توجه دادن به توحید ربوبی است. بنابراین یکی از حکمت های تعلیم ذکر «لااله الّا الله» از دوران کودکی به فرزند برای مصون ماندن از این آسیب اعتقادی است. لقمان حکیم در بیان اعتقادات توحیدی به فرزندش می فرماید:  وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /13&amp;lt;/ref&amp;gt; و هنگامی که لقمان به فرزندش گفت ....فرزندم به خدای متعال شرک نورز چرا که شرک ظلمی بزرگ است. و در اهمیت خطر شرک می فرماید: اگر والدینت نیز کوشش داشتند که برای خدای متعال شریکی قائل شوی( هر چند اطاعت آنان واجب است) نباید از آنان اطاعت کنی&amp;lt;ref&amp;gt;. قلمان /15&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن در بیان اهمیت تعلیم عقاید اسلامی، آخرین پیام های  حضرت ابراهیم و حضرت یعقوب علیهماالسلام را بیان کرده که در وقت مرگ فرزندان خود را به توحید و پایبندی بدان توصیه کرده اند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ وَصَّى‏ بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ‏ کُنْتُمْ‏ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ&amp;lt;ref&amp;gt;. بقره/ 132 و 133&amp;lt;/ref&amp;gt; و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را براى شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!» آیا هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را مى‏پرستید؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معیار در تربیت فرزند، تربیت اسلامی بر ایمان به جهان آخرت و زندگی دائمی اخروی است. حضرت امیر علیه السلام به فرزند خویش امام حسن علیه السلام می فرماید:وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاة&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص400، نامه 31&amp;lt;/ref&amp;gt; و بدان ای پسرم همانا تو برای اخرت آفریده شده ای نه برای دنیا و برای فنا نه برای بقاء و برای مرگ نه برای زندگی کردن. حضرت لقمان در اهمیت مسأله معاد و حسابرسی در قیامت به فرزندش می فرماید: یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/16&amp;lt;/ref&amp;gt; پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است. امیرمؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه که برای فرزندش امام حسن علیه السلام می نویسد: به این نکته اعتقادی (مسأله توحید)توجه می دهد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«(بدان) دنیا استقرار نمی یابد مگر بر آن حال که خداوند مقرر داشته از نعمت ها و بلاها و پاداش در روز جزا، و دیگر اموری که او خواسته و ما نمی دانیم. اگر (درباره جهان و نظام حاکم بر آن) درک بعضی امور بر تو دشوار آمد آن را به حساب نادانی خود گذار، زیرا تو در آغاز آفرینشت نمی دانستی و سپس چیزهایی را آموختی چه فراوان است چیزهایی که نمیدانی، و اندیشه ات در آن سرگردان است و دیده ات بدان راه نمی جوید، آنگاه پس از مدتی می بینی (و می شناسی) پس به خدایی که تو را آفریده و روزیت داده و اندامی نیکو بخشیده پناه آور، و باید بندگیت برای او، و توجهت به سوی او، و بیمت از او باشد... &lt;br /&gt;
پسرم! بدان که اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگانش به سویت می آمدند و آثار ملک و پادشاهی او را مشاهده می کردی، و افعال و صفاتش را می شناختی، اما او خدایی یگانه است، آنسان که خود وصف کرده، کسی در قلمرو حکمرانیش بر ضد او نباشد. همواره هست و همواره بوده. اول است پیش از هر چیز بی آنکه او را اولیتی باشد، و آخر است پس از هر چیز بی آن که او را نهایتی باشد. بزرگتر از آن است که ربوبیتش را دلی یا دیده ای فرا گیرد. اکنون که این حقیقت را دانستی چنان عمل کن که مثل تویی که منزلتت کوچک، و نیرویت اندک و ناتوانیت بسیار و نیازت به پروردگارت بزرگ است در طلب اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او عمل می کند.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم مسائل اعتقادی از مهمترین مباحث تربیتی فرزند به شمار می رود. اگر اعتقادات فرزند هدایت نشود افکار انحرافی دیگر مذاهب اسلامی و غیر اسلامی مثل مرجئه و کمونیسم، مسیحیت، یهودیت و غیره، فرزندان را شکار خواهند کرد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلیه السَلام قَالَ: بَادِرُوا أَحْدَاثَکُمْ‏ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏8 ؛ ص111&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق علیه السلام فرمود: در آشنا کردن جوانانتان به حدیث شتاب کنید قبل از آنکه فرقه مرجئه بر شما پیشی بگیرند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الِامَام عَلِی عَلِیه السَلام: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ‏ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص614&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام فرمود:چیزهایی به فرزندانتان بیاموزید که خدای متعال به سبب آن، نفع به فرزندانتان برساند و نباید فرقه مرجئه با افکارشان بر آنان چیره شوند. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
انتخاب فرقه انحرافی مرجئه که در روایات بدان تصریح شده است حضور این فرقه در جامعه آن عصر بوده است. (آنان معتقد بودند ایمان، گفتار زبانی( اقرار زبانی) است و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی‌که عملی نداشته باشد اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.)&amp;lt;ref&amp;gt;. ویکی فقه، فرقه مرجئه &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابراین تعالیم اعتقادی برای مصون ماندن از شبهات و فرقه های انحرافی هر عصری لازم و ضروری است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سلیمان بن خالد به امام رضا علیه السلام عرض کرد: من خانواده ای دارم که از من، حرف شنوی دارند آیا آنان را به این امر(ایمان- ولایت&amp;lt;ref&amp;gt;. در کتاب کافی این حدیث در باب الدُّعَاءِ لِلْأَهْلِ إِلَى الْإِیمَان‏ آمده اما در کتاب حکمت نامه کودک، آیت الله ری شهری جمله« هَذَا الْأَمْرِ» در حدیث به معنای دعوت به ولایت اهل بیت علهیم السلام ترجمه کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;) فرا خوانم؟ حضرت علیه السلام فرمود: بله: خداوند در کتاب خود می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن، مردم و سنگ ها هستند.) &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص211&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===احکام عملی===&lt;br /&gt;
احکام دستورات عملی است که وظیفه انسان را نسبت به کارهایی که باید انجام دهد و یا انجام ندهد مشخص می کند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
احکام شرعی، مسائل متعدد و گسترده ای از رفتارهای عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد.  این گستردگی در زندگی سبب شده تا دشمنان دین نسبت به رساله عملیه و احکام دین تشکیک های متعدد وارد کنند و تقلید از مراجع عظام را امری لغو و پوچ معرفی کرده و هر کسی را فراگیری و عمل به دین آزاد بگذارند و شبهه قرائات مختلف دینی را در اذهان فرزندان زینت دهند. بنابراین اهمیت تعلیم احکام اسلامی یکی از وظایف مهم تربیتی به شمار می رود. و از همان دوران کودکی تا قبل از سنین بلوغ به صورت تمرینی و کاربردی تعلیم داده شود. احکام مربوط به سن بلوغ، حفظ حجاب، پوشاندن بدن، وضو، نماز، روزه،  محارم و غیر محارم غیره از جمله مسائل کاربردی است که باید به فرزندان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغ به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم، و قوانین و احکام اسلام و حلال و حرام آن را برایت بگویم، و از این امور به چیز دیگری نپردازم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و اله‏ أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى‏ بَعْضِ‏ الْأَطْفَالِ‏ فَقَالَ وَیْلٌ لِأَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاء&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ص106&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه وآله به بعضى از کودکان نظر کرده و فرمودند: واى بر فرزندان آخر الزمان از بخاطر پدرانشان!. سؤال شد: یا رسول اللَّه! از پدران مشرک آن ها؟. حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آن ها یاد نمی دهند و اگر فرزندان، هم پى فراگیرى بروند، آن ها را منع می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان مسائل فقهی تعلیم بعضی از فرائض از اهمیت بیشتری برخوردار است که در ذیل بیان می شود:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تعلیم قرآن'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم تعلیمات دینی است که باید به فرزند آموخت. خواندن نماز واجب مشروط به یادگیری قرآن کریم است. بنابراین یادگیری سوره حمد و یکی دیگر از سوره های قرآن برای خواندن نماز از واجبات به شمار می رود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات توصیه های مؤکد بر تعلیم قرآن به فرزند دارد و آموزگار قرآن را بهترین افراد در جامعه معرفی می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;. امالی طوسی، مجلس 12، ص 357&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت دیگر از حضرت صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هیچ کس نیست که به فرزندش قرآن بیاموزد مگر آنکه روز قیامت بر سرِ پدر و مادرش تاج پادشاهی گذاشته می شود و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم همانند آن را ندیده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;.   وسایل الشیعه، ج6، ص 168&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعلیم بعضی از سوره های قرآن مثل سوره یس و یا سوره واقعه به فرزندان از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام فرمود: به فرزندان خود سوره «یس» بیاموزید که که این سوره گل خوشبوی قرآن است. &amp;lt;ref&amp;gt;. الأمالی (للطوسی) ؛ ص677&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: سوره واقعه سوره بی نیازیست پس آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید. &amp;lt;ref&amp;gt;. روح المعانی،ج‏14،ص 128&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه در جامعه اسلامی شاهد آن هستیم حضور کودکان در کلاس های غیر ضروری و فاصله گرفتن از معارف دینی و تعلیم قرآن کریم است. نه تنها پدر و مادر از تعلیم آن کوتاهی می ورزند بلکه از حضور و ثبت نام فرزند در جلسات قرآن غفلت دارند. روایات، تعلیم قرآن به فرزند را از حقوق فرزند به پدر دانسته است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیک بر او بگذارد و او را به نیکی تربیت کند و قرآن به او بیاموزد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت399، ص 546&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات بر تقدم داشتن تعلیم قرآن بر دیگر وظایف تعلیمی فرزند تصریح دارد. عَلِی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِذَا عَقَلَ‏ الْغُلَامُ‏ وَ قَرَأَ شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ عُلِّمَ الصَّلَاةَ&amp;lt;ref&amp;gt;. دعائم الإسلام ؛ ج‏1 ؛ ص193&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت امیر علیه السلام فرمود: هرگاه کودک به سنّ درک رسید و چیزی از قرآن را خواند باید به او نماز آموخته شود. حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ‏ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ نامه31، ص394&amp;lt;/ref&amp;gt; مناسب دانستم که نخست کتاب خدا و تأویل آن را به تو بیاموزم ... و از این امور به چیز دیگری نپردازم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''وضو و نماز'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از میان احکام مورد ابتلا، تعلیم نماز و تأکید بر تداوم آن از جمله توصیه های قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ ... وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ&amp;lt;ref&amp;gt;. مریم/ 54 و 55&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن ... و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏ داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و این اهتمام شاید به دلیل روایاتی است که به خواندن نماز تأکید بیشتری دارند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: اولین چیزی که در قیامت از بنده حساب می کِشند نماز است پس اگر نماز بنده قبول شود همه چیز قبول می شود. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص268&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توجه دادن فرزند به نماز و تسلیم و خاضع بودن او در برابر معبود حقیقی امری است که از دوران بلوغ تا به هنگام مرگ باید بدان توجه شود. حکم واجبی که در همه حال حتی در صورت فوت وقت و قضا شدن  نماز، نیابت بردار نخواهد بود و باید انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات علاوه بر تأکید در انجام آن، عادت دادن فرزند، قبل از زمان بلوغ را بسیار کارساز و ضروری دانسته اند. قال أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمُ‏ الصَّلَاةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانَ سِنِین‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص626&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز را به کودکانتان یاد دهید و آنگاه که به هشت سالگی رسیدند از آنان بازخواست کنید. (در روایت دیگر از حضرت امیر علیه السلام نقل شده که فرمود: زمانی که بالغ شدند از آنان باخواست کنید. &amp;lt;ref&amp;gt;. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص175، ح3345&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روایات متعدد بر زمان نماز خواندن تصریح شده است که در مواردی به تعیین سن و در مواردی به تعیین عقل و درک تعبیر شده است و بازخواست کردن کودک بر ترک آن هر چند در زمان بلوغ نباشد از جمله توصیه های ائمه اطهار علیهم السلام است. اهتمام داشتن والدین بر تعلیم وضو و نماز برای فرزند باید با شیوه ای مناسب و به صورت تشویق، محبت و پرهیز از خشونت و تحت فشار قرار دادن فرزند انجام شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''روزه'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یکی دیگر از وظایف والدین تعلیم روزه داری به فرزند است. گرسنه نگه داشتن یک ماهه -روزه-برای فرزندان امری است بسیار مشکل. فرزند دختر در 9 سال قمری و پسر در 15 سال قمری مکلف به انجام این فریضه الهی است. روایات متعدد بر چگونگی تعلیم این فریضه الهی بیان کرده اند. ائمه اطهار علیهم السلام در اهتمام این فریضه الهی امر به روزه گرفتن در قبل از سن بلوغ و بازخواست کردن از آن را در قبل از بلوغ و نیز در وقت بلوغ خواستار شده اند. آنچه که در جامعه امروزی کودکان را به عادت دادن روزه تا نصف روز، کمتر و یا بیشتر تشویق می کند در روایات نیز به همین نکته بیان تصریح شده است و معیار در میزان گرسنگی و تشنگی را به میزان طاقت کودک دانسته اند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام فرمود: ما کودکان خود را وقتی که هفت ساله اند امر به روزه گرفتن می کنیم به اندازه ای که توان روزه در آن روز را دارند اگرچه تا نصف روز یا بیشتر و یا کمتر باشد پس هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار می کنند تا اینکه عادت به روزه گرفتن کنند و توان آن را بیابند ولی شما کودکانتان را زمانی که نه ساله شدند به اندازه ای که توان روزه آن روز را دارند امر کنید و هنگامی که تشنگی بر آنان چیره شد افطار کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص409&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی کَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِیُّ بِالصَّلَاةِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ سَبْعِ سِنِینَ وَ سِتِّ سِنِینَ قُلْتُ فِی کَمْ یُؤْخَذُ بِالصِّیَامِ فَقَالَ فِیمَا بَیْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ أَوْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ إِنْ صَامَ قَبْلَ ذَلِکَ فَدَعْهُ‏ فَقَدْ صَامَ‏ ابْنِی فُلَانٌ قَبْلَ ذَلِکَ وَ تَرَکْتُهُ&amp;lt;ref&amp;gt;. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص381&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معاویه بن وهب به امام صادق علیه السلام عرض کرد که در چه سنی کودکان برای نماز بازخواست می شوند فرمود: بین شش و هفت سال. گفتم برای روزه در چه سنی بازخواست می شوند فرمود: بین چهارده یا پانزده سال و اگر قبل از آن سال روزه گرفت آزادش بگذارید فلان فرزندم پیش از این سن روزه گرفت و من آزادش گذاشتم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: ... وَ أَمَّا صَوْمُ التَّأْدِیبِ فَأَنْ یُؤْخَذَ الصَّبِیُّ إِذَا رَاهَقَ‏ بِالصَّوْمِ‏ تَأْدِیباً وَ لَیْسَ‏ بِفَرْضٍ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏4 ؛ ص83&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام فرمود: روزه آموزشی این است که وقتی کودک نزدیک بلوغ رسید برای تربیت و نه آنکه واجب باشد به روزه گرفتن وادار می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''اخلاق اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تبیین رفتارهای اسلامی در دوران کودکی بسیار آسانتر و راحت تر از بیان مسائل اعتقادی و احکام اسلامی است. شیوه های صحیح خوردن، خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن، بیان حکمت ها، دعاکردن و ارتباط داشتن با خدای متعال، دروغ نگفتن،  احترام گذاشتن و  بسیاری دیگر از رفتارهای اسلامی را می توان از همان دوران کودکی به فرزندان آموخت. از نامه ای حضرت امیر علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام به خوبی می توان استفاده کرد که هر آنچه که رشد اخلاقی و تربیتی و رشد عقل فرزند مؤثر است باید آموزش داده شود.  تعلیم بعضی از مسائل اخلاقی همانند بیان احکام شرعی و معارف اعتقادی واجب است. دروغ گفتن، غیبت، ظلم، تهمت، ناسزا گفتن و غیره از واجبات اخلاقی اند باید به کودک تعلیم داد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
لقمان حکیم در تعلیم واجبات اخلاقی مثل تواضع و عدم تکبر می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ* وَ اقْصِدْ فی‏ مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ&amp;lt;ref&amp;gt;. لقمان/18 و 19&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
(پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏ترین صداها صداى خران است.  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره گیری از اشعار در تعلیم حکمت ها بسیار مفید است. حضرت امیر علیه السلام تعلیم اشعار مفید را در یادگیری فرزندان توصیه می کرد. حضرت امیر علیه السلام از روایت کردن و تدوین شعر پدرش(ابوطالب) خوشحال می شد و فرمود: اشعار پدرم را یاد بگیرید و به فرزندان خود بیاموزید چرا که پدرم بر دین خدا بود و در شعر او علم زیادی است.&amp;lt;ref&amp;gt;. بحار الانوار، ج35، ص115&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''دوستی اهل البیت علیهم السلام''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستی پیامبرتان صلی الله علیه و آله و دوستی اهل بیتش علیهم السلام و بر خواندن قرآن&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بیان تاریخ اهل بیت علیهم السلام و فضائل آن بزرگواران در رشد و تربیت فرزند نقش مهم و اساسی دارد. ال انتخاب فردی به عنوان اقتداء در مسائل مهم فردی، اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی از جمله راه های تربیت صحیح اسلامی است. سوق دادن فرزند به حبّ اهل بیت علیهم السلام درحقیقت تعین راه و انتخاب درست در مسیر زندگی اوست.  اهل بیت علیهم السلام بر تربیت فرزندان بر محبت خودشان را توصیه کرده و یک شیوه آن را با فراگیری شعر سفارش کرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ شِعْرَ الْعَبْدِیِّ فَإِنَّهُ عَلَى دِینِ اللَّه‏&amp;lt;ref&amp;gt;. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال؛ ص401&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل بیت علیهم السلام است که نسبت به اهل بیت علیهم السلام ارادت خاصی داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;. سفیان بن مصعب عبدی کوفی از شعرای اهل‌بیت علیه السلام در قرن دوم هجری است که تاریخ دقیق ولادت و وفات وی مشخص نیست. وی از اصحاب امام صادق علیه السلام بشمار می‌رود که به حضور آن حضرت می‌رسید و قصائدش را قرائت می‌نمود و امام علیه السلام نیز افراد خانواده‌اش را فرامی‌خواند تا به اشعار وی از پشت پرده گوش دهند. همراهی عبدی با امام علیه السلام تنها در انس و الفت با آن حضرت یا رفت‌وآمد به نزد ایشان خلاصه نمی‌شد بلکه وی نزد امام علیه السلام از مقام و منزلتی برخوردار بود که ناشی از مودت و ایمان خالصانه وی نسبت به اهل‌بیت علیه السلام بود به‌طوری که امام علیه السلام در مورد او می‌فرمایند: ای شیعیان، شعر عبدی را به فرزندان خود تعلیم دهید چراکه وی در راه خداست.&lt;br /&gt;
از سوی دیگر به نظر می‌رسد که وی خود را وقف اهل‌بیت علیه السلام نموده است چراکه تمامی اشعاری که از او به‌دست‌آمده در این راستاست. هنگامی‌که اشعارش را مورد مطالعه قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که وی آن‌ها را به مدح اهل‌بیت علیه السلام به‌طور عموم و امام علی علیه السلام به‌طور خصوص و نیز رثاء امام حسین علیه السلام و سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها اختصاص داده است. همچنین قدرت شعری وی تا حدی بود که به‌محض شنیدن روایتی در فضائل اهل‌بیت علیه السلام آن را به نظم درمی‌آورد و از این‌رو می‌بینیم که اقتباس در جای‌جای اشعارش به چشم می‌خورد به‌گونه‌ای که تعدادی از احادیث و آیات قرآنی را در قالب شعر درآورده است. (سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام)&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: قرآن روز قیامت مردی (رنگ پریده )را می آورد و به پروردگارش می گوید: این شخص کسی است که من روزش را با تشنگی و شبش را به بیداری گرفته بودم و طمع او را به رحمت تو قوی کرده بودم و آرزهایش را به مغفرت تو گسترده بودم پس بر اساس گمان من درباره اش عمل کن. خداوند می فرماید: مُلک را به دست راستش و جادوانگی را به دست چپش دهید.... پدر و مادرش را زیوری دهید که تمام دنیا با آنچه در آن است به ارزش آن نباشد. پس همه مردم روز قیامت به آن پدر و مادر می نگرند و آن دو را عظیم می شمارند و خودشان نیز از این مقامشان به شگفتی فرو می روند و می پرسند: پروردگارا این عظمت از کجاست؟ خداوند می فرماید: این عظمت به سبب آموختن  قرآن به فرزندانتان و تربیت او بر اساس دین اسلام و محبّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «فرستاده خدای متعال» و حضرت علی علیه السلام «ولی خدا» و دین شناسی فرزندتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;. التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ ص450&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسؤلان تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم واجبات تنها بر عهده والدین نیست.  تعلیم تکالیف نسبت به کودکانی که پدر و مادر خود را در سوانح طبیعی و یا غیر طبیعی از دست داده اند با چه کسی است؟ مسؤلیت تعلیم تکالیف دینی بر عهده دو جایگاه حقوقی و حقیقی گذاشته شده است. والدین و حکومت باید این مسؤلیت را بر عهده گیرند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===والدین===&lt;br /&gt;
فرزندان دارای حقوق متعددی هستند. تعلیم حقوق الهی در انجام واجبات و محرمات خواه واجبات فقهی باشد و یا واجبات اخلاقی تنها محدود به والدین نخواهد بود. هر چند فرزند در دامان آنان رشد می کند و مسؤلیت های تربیتی و تعلیمی بیشتر بر عهده آنان است. در یک تقسیم بندی کلی والدین را در تعلیم تکالیف می توان به سه دسته تقسیم کرد که متأسفانه دو دسته از آنان احساس وظیفه ای نسبت به مسأله تعلیم ایجاد نقش نمی کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی والدین نسبت به تعلیم فرائض بی تفاوت اند؛&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش منفی در دینداری و دین شناسی دارند؛ &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی دیگر نقش مثبت در این امر ایفا می کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
والدین باید برای تعلیم تکالیف برنامه ریزی کرده و نه تنها تجربیات دینی و مطالعاتی خود به نسل آینده انتقال دهند؛ بلکه باید از مشاوران مذهبی راهنمایی های لازم را کسب کنند. موانع پیش رو را شناسایی و در رفع آن کوشا باشند. و در صورت انجام  آن، تشویق و در صورت بی رغبتی شیوه ای جدیدی را در تعلیم آنان ارائه دهند. روایات متعدد با خطاب «علّموا اولادکم» تکالیف فراوان به عهده والدین گذاشته است. امام سجاد علیه السلام فرمود: حق فرزندت این است که بدانی او از توست و خوب بدش در دنیا منتسب به توست. و همانا تو درباره آنچه بر عهده داری یعنی خوب تربیت کردن او و راهنمایی کردن او به سوی خداوند و یاری او در فرمان برداری از خداوند؛ مسؤلی. پس در کار او همانند کسی عمل کن که می دانی برای نیکی کردن به او پاداش می گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;.  من لایحضره الفقیه، ج2، ص 622&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
هر چند مسؤلیت این امر با والدین است اما چه بسا والدین به دلایل متعدد بطور مستقیم قدرت بر تعلیم واجبات ندارند لذا موظفند از معلّم خصوصی و یا دوست استفاده کنند و با ثبتنام در کانون های فرهنگی و غیره در تعلیم معارف و احکام اهتمام بورزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حکومت===&lt;br /&gt;
حکومت اسلامی برای اقامه قوانین الهی، موظف به ایجاد شرایط و فراهم کردن امکانات برای اقامه حقوق الهی است. در حکومت اسلامی حاکم جامعه نیز در تعلیم حدود اسلامی نقش دارد. فرزندانی که والدین خود را در اثر&lt;br /&gt;
سانحه طبیعی یا غیر طبیعی مثل جنگ، تصادف، اختلافات  و غیره از دست داده اند.  حکومت و نظام اسلامی عهده دار چنین کاری است. حضرت امیر علیه السلام الامام علی علیه السلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یُعَلِّمَ أَهْلَ‏ وَلَایَتِهِ‏ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِیمَانِ&amp;lt;ref&amp;gt;. غرر الحکم و درر الکلم؛ ص453&amp;lt;/ref&amp;gt; امام جامعه وظیفه دارد که حد و مرز اسلام و ایمان را به مردمان تحت حکومتش بیاموزد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً  وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ  فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ&amp;lt;ref&amp;gt;.نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34، ص79&amp;lt;/ref&amp;gt; اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى، اما حق شما بر من این است که خیر خواه شما باشم، و غنیمت شما را به نحو کامل به شما بپردازم، و شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید .و اما حقى که من بر شما دارم وفا به بیعتى است که با من نموده‏اید.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیامبراکرم صلی الله علیه و اله در یک روایت جامع همه جامعه را مسؤل زیردستانشان معرفی کرده است. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسول الله صلی الله علیه و آله:‏ أَلَا کُلُّکُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ کُلُّکُمْ‏ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ أَلَا فَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ‏&amp;lt;ref&amp;gt;. مجموعة ورام ؛ ج‏1 ؛ ص6&amp;lt;/ref&amp;gt;  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بدانید که همه شما مسؤلید و همه شما نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. فرمانروای مردم مسؤل مردم است و نسبت به زیردستانش بازخواست می شود. مرد، سرپرست خانواده است و نسبت به آن بازخواست می شود. زن، مسؤل خانه شوهر و فرزندان اوست و در برابر آن بازخواست می شود. برده، مسؤل مال مالک خود است و در برابر آن مسؤل است. پس بدانید که همه شما مسؤلید و همه تان در برابر زیردستان خود بازخواست می شوید. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«دولت اسلامی موظف است که براساس درک صحیح از نیازهای جامعه و با توجه به سرعت رو به شتاب در کاروان علم و فناوری و با آینده نگری برای تأمین همه نیازهای علمی جامعه اسلامی در جهت حفظ استقلال و عزت امّت اسلامی، نسبت به واجبات نظامیّه و از آن جمله آموزش و پرورش، سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و همه امکانات خود را در جهت گسترش کمی و کیفی آن به کار گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;. مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تربیت و تعلیم امری است که گام به گام و در طول مدّت به نتیجه مطلوب می رسد. طبیعی است که مسائل مربوط به خمس، زکات، معاملات، نذر، عهد و غیره را طول دوران رشد و ادراک عقلی باید تعریف کرد. وظیفه تعالیم و تکالیف الهی را نمی توان محدود به سنین خاصی درنظر گرفت و اگر دوران کودکی و یا جوانی در روایات بدان توجه شده حاکی از لزوم تمرین  وعادت دادن آنان در این سنین  دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «دل جوان چونان زمین کشت نشده است که هر بذری در آن افکنند می پذیرد من نیز پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت (به امور دنیا) مشغول شود به ادب آموزیت پرداختم.»&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ایجاد انگیزه===&lt;br /&gt;
والدین و حکومت باید  از هر آنچه در ترغیب کودکان به تعلیم فرائض مؤثر است کمک بگیرند. انتخاب مدارس و ثبت نام در کانون های فرهنگی، انتخاب دوستان خوب، خرید جایزه و وعده هایی که ترغیب کودک را بیشتر می کند و غیره از جمله عوامل مؤثر در تعلیم است. دولت باید نسبت به فرزندان یا والدینی که در ترغیب تعالیم کوشا هستند با کمک های مالی، زیارتی، اهداء جواز و غیره تشویق کرده و با تربیت نسلی شایسته جامعه را بدین سمت ترغیب کنند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار تعلیم وظایف دینی==&lt;br /&gt;
آموزش تعالیم دینی به عنوان یک وظیفه الهی بر عهده والدین و نظام است. کوتاهی یا تأخیر در این وظیفه آثار نامطلوبی در روح و جان کودک می گذارد. در ذیل به آثار و پیامدهای این مسأله اشاره می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حفظ جامعه از آسیب های اجتماعی===&lt;br /&gt;
تعالیم دینی علاوه بر آثار روحی و اخروی ، روابط خوب اجتماعی ، ارتباط با مردم و متخلق شدن به آداب اسلامی را در وجود انسان پرورش می دهد. ارتکاب  معاصی در جامعه فاقد معارف دینی  هر روز بیشتر می شود.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مراجعات فراوان به محاکم قضایی نتیجه عدم توجه به تربیت دینی و وظایف الهی است که در دوران کودکی نسبت بدان سهل انگاری شده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آثار اخروی===&lt;br /&gt;
پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود. در روایات مواردی را با عنوان صدقه جاریه - یعنی آنچه که انسان پس از مرگ بر اعمال خیر او افزوده می شود و از بهره های دنیوی آن برخوردار می شود- یاد شده است. فرزند صالح یکی از مصادیق اعمال صالح در روایات به شمار رفته که پس از فوت والدین، برای آنان طلب مغفرت می کند. هر میزان که در تعلیم فرائض کوشا و فرزند را در عمل به واجبات ترغیب کنند و پایه های فکری و عملی فرزند بر اساس این تربیت شکل بگیرد و در زندگی فردی و اجتماعی به منصه ظهور برساند والدین در ثواب اعمال وی شریک و نیز توجه فرزند در طلب مغفرت برای آنان نیز فزونتر خواهد شد. و این همان ذخیره اخروی است که در روایات به صدقه جاریه از آن یاد شده است.‏عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏ خَمْسَةٌ فِی‏ قُبُورِهِمْ‏ وَ ثَوَابُهُمْ‏ یَجْرِی إِلَى دِیوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحا &amp;lt;ref&amp;gt;. جامع الأخبار(للشعیری)؛ ص105&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج گروه هستند که در قبرند، ولی ثواب ایشان بر دیوان ایشان افزوده می شود. کسی که درخت خرمایی را بکارد و کسی که چاهی را حفر کند و کسی که مسجدی را برای خدا بنا کند و کسی که قرآن بنویسد و کسی که فرزند صالحی از خود بجا گذارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شیوه ها و ابزار های تعلیم واجبات دینی==&lt;br /&gt;
تعلیم و تربیت زمانی که با واژه دینی همراه می شود«تعلیم و تربیت دینی» حسّاسیت امر را دو چندان می کند. در عصری که هجوم فرهنگی، با شتابِ دوچندان به سوی فرزندان ما نشانه رفته و با شیوه های مختلفی سعی در دور کردن جوانان از مسائل دینی دارند. قدرت بازدارنده  قوی برای راسخ شدن احکام الهی در روح و جان فرزندان لازم است. در اینجا با بهره گرفتن از روایات معصومین علیهم السلام برخی شیوه های مؤثر را بیان می کنیم. در تعلیم هر کدام از واجبات مربوطه اعم از اعتقادی؛ احکام؛ اخلاق و غیره شیوه های مختص به خودش را باید اعمال کرد. لذا راههای تعلیم اعتقادات با تعلیم احکام به هر میزان که تخصصی انجام شود تأثیر آن بیشتر و مستدام ترخواهد بود. در این مقاله در مقام بیان راهکار کیفیت تعلیم نیستیم لذا به نحو عموم به مشترکاتی از شیوه ها بسنده کرده و در ذیل بیان می کنیم.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از تمثیل، قصص'''&amp;lt;ref&amp;gt;. راههای آموزش خداشناسی به کودکان، روزنامه کیهان، طه تهامی، 16 /9 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از الگوهای موفق'''&amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''ایجاد ارتباط با طبیعت و نسبت آن خالق هستی( برای  بیان اعتقادات توحیدی)''' &amp;lt;ref&amp;gt;. همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''طرح سؤالات مختلف و تقویت روحیه تفکّر'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از فیلم:'''فیلم جادوی تصویر است. یکی از ابزارهای بسیار نیرومند در ترویج فرهنگ اسلامی و تعلیم واجبات دینی در قالب طنز، انمیشین، سریال،برنامه کودک و غیره نیز می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از اردو:'''بهره گیری از اردوهای علمی و زیارتی و برگزاری مسابقات در ارائه بهتر هرچه تعلیم احکام نیز می باشد.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شعر:'''یکی از بهترین ابزارها در کیفیت تعلیم واجبات مورد توجه است. بسیاری از تکالیف مهم و کاربردی مثل نماز، وضو، و یا مسائل توحیدی را به زبان ساده کودکانه در قالب شعر به کودکان تعلیم داد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''راهنمایی فرزندان به کانون های فرهنگی و پایگاه های بسیج مساجد، مهدکودک های قرآنی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از جوائز برای تشویق  به یادگیری و عمل به احکام اسلامی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تلاوت قرآن'''ترنم تلاوت قرآن در منزل و همراهی همه اعضا در تلاوت (تلاوت جمعی یا فردی) خصوصاً سوره هایی که نکات تربیتی مثل سوره های نور، یوسف قصص، لقمان و احزاب و غیره در آن وجود دارد. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''غنی سازی کتب درسی و آموزش آن توسط معلمان و استادان با اخلاق'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''پیوند ارتباط عاطفی با فرزند'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از نگارش و ثبت پیام های معنوی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''استفاده از معلم خصوصی برای تعلیم وظایف الهی'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''برنامه ریزی تربیتی قبل از انعقاد نطفه:'''لازم است که والدین قبل از تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن نسبت به دستورات دینی که قبل و بعد انعقاد نطقه برای فرزند صالح بیان شده مطالعه داشته باشند. رعایت نکات دینی قبل از انعقاد و بعد از آن، زمینه بیشتری برای یادگیری تعالیم اسلامی در فرزند را بوجود می آورد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تشویق به خواندن کتب آموزنده که با هدف تعلیم یکی از واجبات الهی تدوین شده است.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''بهره گیری از دوستان و افرادی که فرزندان ما نسبت به سخنان آن حرف شنوایی بیشتری دارند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''شرکت در اعیاد و عزاداری ها:'''فرزندان را در آن شرکت داده و با توضیح مراسمات و بیان وقایع تاریخی، عمل به واجبات الهی را به عنوان اصل اولی برای فرزندان تبیین کنیم.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''در زندگی کودکان، هیچ کس بسان والدین اثر گذار نیست. والدین با شیوه محبت می توانند عمل به واجبات و تکالیف الهی را در حضور فرزند و با نشان دادن آن به اولاد، بهترین راه تعلیم را ارائه دهند.'''&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تهیه‌‌ی امکانات:'''&lt;br /&gt;
امکاناتی جذاب مانند سجاده‌ای زیبا، تسبیح، عطر، چادر و مقنعه‌ای مناسب، قبله نما و . . . فراهم کردن اسباب راحت وضو گرفتن مثلاً در زمستان با آب گرم و در تابستان با آب خنک، دستشویی تمیز با نور کافی و بدون وسایل اضافی، عامل موثری در تثبیت آموزش نماز و مقدمات آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;. http://www.emamraoof.ir/index.aspx?siteid=1&amp;amp;siteid=1&amp;amp;pageid=1933&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==هزینه آموزش تعالیم دینی==&lt;br /&gt;
یکی از مسائل مهم در فقه اجرت تعلیم واجبات است. آیا صحیح است که در تعلیم واجبات، اجرتی دریافت شود یا خیر؟ هزینه های مالی آن بر عهده چه کسی است. به عبارت دیگر در تعلیم واجبات به دیگران حتی فرزند آیا هزینه های انجام شده باید از مال پدر باشد یا فرزند؟ علامه حلی در پاسخ به این سؤال می فرماید: &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«اجرت تعلیم واجبات از مال طفل است. پس اگر برای طفل مالی نبود پدر باید هزینه های آن را بپردازد و الا اگر پدر طفل هزینه های تعلیم واجبات را نداشته باشد امام و حاکم جامعه باید این هزینه ها را بپردازد برای آنکه از مصالح است. جواز پرداخت اجرت از مال طفل تنها در تعلیم فاتحة الکتباب، سوره ها و واجبات از قرآن و ادب است و در غیر آن از تعلیم علوم دیگر اشکال دارد.» &amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام خمینی ره می فرماید:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«احتیاط واجب آن است که براى یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)؛ ج‌، ص: 551، مسأله999 بنابر نظر اکثر مراجع عظام تقلید از قبیل امام خمینی ره، آیت الله گلپایگانی ره، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله مکارم، آیت الله میرزا جواد آقاتبریزی ره، آیت الله سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما شیخ عباس قمی در کتاب غایة القصوی در ترجمه عروة الوثقی می نویسد:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جایز نیست اجیر شدن براى به جا آوردن واجبات عینیّه مثل نماز یومیه و واجبات کفائیّه مثل غسل دادن اموات و کفن کردن آنها و نماز بر آنها و مثل یاد دادن قدر واجب از اصول دین و فروع دین و قدر واجب از قرآن مثل حمد و سوره و مثل قضاوت و فتوى دادن و نحو آنها و هم چنین براى اذان گفتن. بلى، ضرر ندارد که قاضى و مفتى و مؤذن را از بیت المال معاش دهند. و جایز است اجیر شدن براى تعلیم فقه و حدیث و علوم ادبیّه و قرآن و غیر مقدار واجب آن»&amp;lt;ref&amp;gt;. الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى؛ شیخ عباس قمی، ج‌، ص: 341، مسأله 13&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حکم فقهی تعلیم فرائض دینی==&lt;br /&gt;
آیا حقّ تعلیم واجبات به عنوان یک امری لازم و واجب بر عهده والدین است تا حکم تکلیفی بر ذمة والدین باشد یا به صورت تأکید استحبابی و امری اخلاقی است که والدین به عنوان یک واجب اخلاقی به فرزندان بیاموزند.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مسأله از جمله مسائل اختلافی است که از زمان شیخ طوسی در کتاب مبسوط تا به الان مورد توجه بوده است. عده ای قائل به استحباب و بعضی قائل به وجوب شده اند. این مسأله به صورت استفتاء از بعضی مراجع سؤال شده است که در ذیل بیان می شود. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;هل یجب على الأب تعلیم أولاده الواجبات و المحرّمات، و حثّهم على الالتزام الشرعی؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله الخوئی: ینبغی على الأب تعلیم أولاده الأحکام الشرعیة، و الوظائف الدینیّة، من الواجبات و المحرّمات، و اللّه العالم. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله المیرزاجواد آقا التبریزی ره: بل لا یبعد الوجوب إذا ترکوا الواجبات، و فعلوا المحرّمات بسبب ترک التعلیم، نعم لا فرق فی التعلیم بین المباشرة و التسبیب&amp;lt;ref&amp;gt;. صراط النجاة (المحشى للخوئی)؛ ج‌، ص: 264، سؤال796&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;آیا تعلیم واجبات و محرمات به فرزندن و تشویق آنان به التزامات شرعی بر والدین واجب است؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله خوبی:  سزاوار است(خوب است) که پدر نسبت به تعلیم احکام شرعی و وظایف دینی فرزند- اعم از واجبات و محرمات- تقیّد داشته باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله میرزاجواد آقا تبریزی ره: بعید نیست که مسأله تعلیم واجبات بر پدر واجب باشد آن هم زمانی که فرزندان به سبب ترک تعلیم، ترک واجب کنند و نیز انجام محرمات را مرتکب شوند. بله در تعلیم واجبات فرقی بین پدر و کسی که با امر پدر انجام وظیفه کند نیست. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علامه حلی ره حکم به وجوب تعلیم واجبات به فرزند داده است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
«بر پدران و مادران تعلیم احکام طهارت و نماز و شرایع دیگر بعد از هفت سالگی واجب است. و در صورتی که اطفال بعد از ده سالگی اقدام به ترک واجبات کنند باید تنبیه شوند. چرا که بعد از ده سالگی زمان احتمال بلوغ جنسی کودکان وجود دارد پس چه بسا بالغ شده اما ... و در صورتی که قدرت بر روزه گرفتن داشته باشد امربه روزه گرفتن می شود. فیجب على الآباء و الأمهات تعلیمهم الطهارة و الصلاة و الشرائع بعد السبع، و الضرب على ترکها بعد العشر، لأنه زمان احتمال البلوغ بالاحتلام، فربما بلغ و لا یصدق، و یؤمر بالصیام مع القدرة»&amp;lt;ref&amp;gt;. نهایة الاحکام فی معرفة الاحکام، علامه حلی ره، ج1، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری ره: یادگیری قرآن را واجب دانسته و تعلیم قرآن را واجب کفایی می داند. (یجب تعلّم القرآن و تعلیمه کفایة)&amp;lt;ref&amp;gt;. مهذب الأحکام (للسبزواری)؛ ج‌، ص: 128، مسأله1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استفتاء===&lt;br /&gt;
'''سؤال:''' &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فرستادن فرزندان به مدرسه ‏هایی که بعضی از عقائد فاسد در آنها تدریس می ‏شود با فرض تأثیر نپذیرفتن آنان از آن افکار، چه حکمی دارد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر خوفی نسبت به عقاید دینی آنان وجود نداشته باشد و ترویج باطل هم نباشد و آنان بتوانند از یادگیری مطالب باطل و فاسد و گمراه‏کننده دوری کنند، اشکال ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای، سؤال1333،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''سؤال:'''  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر می باشد؟&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جواب: اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد. &amp;lt;http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=119&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;.  استفتائات تعلیم و تعلّم، آیت الله خامنه ای،  ‏  khamenei.ir&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیت الله بهجت ره&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
« اخذ اجرت بر تعلیم اطفال قرائت قرآن را، مانعى ندارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;. جامع المسائل (بهجت)؛ ج‌، ص: 479&lt;br /&gt;
/6/1396&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
معارف و احکام بانوان، نجف‌آبادى، حسین على منتظرى، در یک جلد، انتشارات مبارک، قم - ایران، دوم، 1427 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، عمیدى، سید عمید الدین بن محمد اعرج حسینى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج البلاغة (للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الخصال،ابن بابویه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الأمالی (للطوسی)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون - لبنان - بیروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الکافی (ط - الإسلامیة)، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع الأخبار(للشعیری)، شعیری، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حیدریة - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
إختیار معرفة الرجال، کشى، محمد بن عمر، رجال الکشی، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، پاینده، ابو القاسم، 1جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعة من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام حسن بن على علیه السلام، امام یازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى - عطایى، محمد رضا، م 1جلد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نهایة الإحکام فی معرفة الأحکام،حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، امام خمینى، سید روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شیخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پیروزى، قم - ایران، اول، 1423 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
صراط النجاة (المحشّى للخوئی)، خویى، سید ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مکتب نشر المنتخب، قم - ایران، اول، 1416 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مهذّب الأحکام (للسبزواری)، سبزوارى، سید عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آیة الله، قم - ایران، چهارم، 1413 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ایران، دوم، 1426 ه‍ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
1.	تربیت اعتقادی فرزند از منظر فقه، علیرضا اعرافی و سید نقی موسوی، نشریه، کاوشی نو در فقه، مقاله 3، دوره 20، شماره76، تابستان1392، ص48 تا 70&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	شیوه های ترغیب کودکان به نماز، حسن خلجی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	راه های آموز ش خداشناسی به کودکان( روزنامه کیهان، طه تهامی، 16/9/1392&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	نماز آموزی به فرزند در فقه تربیتی اسلام، سید نقی موسوی، علی رضا اعرافی، مجله پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، تابستان1392، سال 21، شماره19  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	چگونه فرزندانمان را با واجبات دینی و فرائض اسلام آشنا کنیم؟   http://shafaqna.com/persian/&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	کتاب تربیت دینی کودک و نوجوان: نکته ها و روش ها، مریم ادیب&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.	کتاب تربیت کودک از منظر آموزه های دینی، علی اصغر شعبان دوخت&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ آخِرُ دَعْوانَا‏ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
1.	معارف و احكام بانوان، نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، در يك جلد، انتشارات مبارك، قم - ايران، دوم، 1427 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2.	كنز الفوائد في حل مشكلات القواعد، عميدى، سيد عميد الدين بن محمد اعرج حسينى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3.	كنز الفوائد، كراجكى، محمد بن على، 2جلد، دارالذخائر - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4.	آیین تربیت، آیت الله ابراهیم امینی، انتشارات اسلامی، چ17، پاییز1381 &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5.	شعب الایمان، بیهقی، نزم افزار مکتب الشاملة  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6.	نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضى، محمد بن حسين، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7.	الخصال،ابن بابويه، محمد بن على، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8.	تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، طوسى، محمد بن الحسن، 10جلد، دار الكتب الإسلاميه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9.	الأمالي (للطوسي)، طوسى، محمد بن الحسن، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10.	دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، 2جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
11.	روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، آلوسى، محمود بن عبدالله، 16جلد، دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
12.	الكافي (ط - الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
13.	جامع الأخبار(للشعيري)، شعيري، محمد بن محمد، 1جلد، مطبعة حيدرية - نجف، چاپ: اول، بى تا.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
14.	تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
15.	تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
16.	بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
17.	إختيار معرفة الرجال، كشى، محمد بن عمر، رجال الكشي، 1جلد، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد - مشهد، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
18.	نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، پاينده، ابو القاسم، 1جلد، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
19.	غرر الحكم و درر الكلم (مجموموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، 1جلد، دار الكتاب الإسلامي - قم، چاپ: دوم، 1410 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
20.	من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق. &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
21.	التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، ، 1جلد، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
22.	مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر، ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى - عطايى، محمد رضا، م 1جلد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
23.	نهاية الإحكام في معرفة الأحكام،حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، 2 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
24.	توضيح المسائل (محشّٰى - امام خمينى)، امام خمينى، سيد روح اللّه موسوى، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، هشتم، 1424 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
25.	الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى،قمّى، محدث، شيخ عباس، 2 جلد، منشورات صبح پيروزى، قم - ايران، اول، 1423 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
26.	صراط النجاة (المحشّى للخوئي)، خويى، سيد ابو القاسم موسوى، 3 جلد، مكتب نشر المنتخب، قم - ايران، اول، 1416 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
27.	مهذّب الأحكام (للسبزواري)، سبزوارى، سيد عبد الأعلى، 30 جلد، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آية الله، قم - ايران، چهارم، 1413 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
28.	جامع المسائل (آیت الله بهجت ره)، گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، 5 جلد، دفتر معظم‌له، قم - ايران، دوم، 1426 ه‍ ق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
29.	سایت استفتائات رهبری   khameneiir &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
30.	سایت دانشنامه اهل البیت علیهم السلام  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
31.	ویکی فقه، فرقه مرجئه  &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
32.	مقاله مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی، محمد سروش محلاتی &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
33.	روزنامه کیهان، راههای آموزش خداشناسی به کودکان، طه تهامی، 16 /9/ 1392  &amp;lt;/ref&amp;gt;   &amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57266</id>
		<title>تعلیم واجبات دینی به فرزند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF&amp;diff=57266"/>
				<updated>2017-09-10T04:23:33Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ تعلیم واجبات دینی به فرزند را به فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:تعلیم واجبات دینی به فرزند]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=57263</id>
		<title>فرهنگ مصادیق:پرهیز از خودپسندی منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82:%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=57263"/>
				<updated>2017-09-10T04:15:36Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام را به [[فرهنگ مصادیق:پرهیز از خودپسندی منت گذاری و عجله در کلام ا...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;leftbox&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatearticle&amp;quot;&amp;gt;کتب مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatebook&amp;quot;&amp;gt;مقالات مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ۱ || [[منت گذاری بر خدا و رسول(ص)]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 || [[منت گذاری بر مردم]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesubject&amp;quot;&amp;gt;مصادیق مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatemedia&amp;quot;&amp;gt;چندرسانه ای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatepro&amp;quot;&amp;gt;مرتبطه ای بوستان&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesoft&amp;quot;&amp;gt;نرم افزارهای مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;p class=&amp;quot;relatesites&amp;quot;&amp;gt;پایگاه های اینترنتی مرتبط&amp;lt;/p&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! ردیف !! عنوان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته شده توسط محمد علی محسن زاده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
و ایاک و الاعجاب بنفسک واﻟﺛﻗﺔ بما یعجبک منها و حب الاطراﺀ فان ذلک من ﺃوثق فرص الشیطان فی نفسه للیمحق ما یکون من احسان المحنین.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و ایاک والمن علی رعیتک باحسانک ﺃو التزید فیما کان من فعلک ﺃو ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فان المن یبطل الاحسان و التزید یذهب بنور الحق و الخلف یوجب المقت عند الله و الناس.قال الله تعالی:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و ایاک واﻟﻌﺠﻟﺔ بالامور قبل ﺃو آن ها ﺃو التسقط فیها عند امکان ها ﺃو اﻟﻟﺠاﺠﺔ فیها اذا تنکرت ﺃو الوهن عنها اذا استوضحت فضع کل ﺃمر ﻤﯡﺿﻌﺔ و ﺃوقع کل ﺃمر موقعه.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مبادا هرگز دچار خود پسندی گردی و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست داشته باشی که همه این ها از بهترین فرصت های شیطان در نظر او برای هجوم و نابودی کردار نیک نیکوکاران است.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مبادا هرگز با احسان و خدمت هایی کهانجام دادی یر مردم منت گذاری یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری یا مردم را وعده ای بدهی سپس خلف وعده کنی منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند.و عمل خلاف وعده، خشم خدا و مردم را بر می انگیزد زیرا خدای بزرگ فرمود:. مبادا هرگز در کاری که وقت آن نرسیده است شتاب کنی یا در کاری که وقت آن رسیده است سستی ورزی یا در چیزی که(حقیقت آن)روشن نیست ستیز کنی و یا در کارهای آشکار کوتاهی کنی.تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوصش انجام دهی.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نکته ها و حکمت ها==&lt;br /&gt;
1-پرهیز از خود پسندی و خود بزرگ بینی&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2-اطمینان نکردن به امور خویشایند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3-علاقه نبستن به ستایش دیگران&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4-منت نگذاشتن در کارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5-پرهیز از بزرگ نمایی در کارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6-دوری از خلف وعده&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7-انجام به هنگام و به موقع کارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8-پرهیز از شتاب درکارها&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9-کوتاهی نکردن هنگام فراهم آمدن امکان انجام امور&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10-لجاجت نکردن هنگام نا مشخص بودن امور.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انتظارات-باید ها و نیاید ها(اهداف رفتاری برای مدیرو فرمانده)==&lt;br /&gt;
1-از هرگونه خود پسندی و خود بزرگ بینی دوری کند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2-به صرف اینکه شیفته چیزی شده است به آن اطمینان نکند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3-به ستایش دیگران علاقه نشان ندهد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4-به خاطر خدماتی که انجام می دهد منت نگذارد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5-کارهای خود را بزرگ نشان ندهد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
6-از وعده های خود تخلف نکند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
7-از شتاب در کارها قبل از رسیدن موعد آن بپرهیزد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
8-از کوتاهی در انجام کارها هنگام فراهم آمدن امکان انجام آن ها خودداری کند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
9-از هرگونه لجاجت هنگام نامشخص بودن امور دوری کند&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
10-هر کاری را در جا و موقع مناسب و خاص خود انجام هد&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شواهد از روایات امام==&lt;br /&gt;
1-&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2- &amp;lt;&amp;lt;شتاب برای ادراک کار خدا اصلاح آن است&amp;gt;&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
3-&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
4-&amp;lt;&amp;lt;و ان من استخف حالات الولاﺓ عند صالح الناس ﺃن یظن بهم حب الفخر و یوضع ﺃمرهم علی الکبر و قد کرهت ﺃن یکون جال فی ظنکم ﺃنی ﺃحب الاطراﺀ و استماع الثناﺀ و لست بحمد الله کذلک و لو کنت احب ﺃن یقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من اﻟﻌﻆﻤﺔ و الکبریا و ربما استحلی الناس الثنا بعد البلا فلا تثنوا علی بجمیل ثناﺀ لاخراجی نفسی الی الله سبحانه و الیکم من اﻟﺗﻗﻴﺔ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
فی حقوق لم افرغ من ﺃدائها و فرائض لابد من امضائها فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابرﺓ و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند ﺃهل البادرﺓ و لا تخالطونی بالمصاﻧﻌﺔ و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ﺃن یقال له ﺃو العدل ﺃن یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه فلا تکفوا عن مقاﻟﺔ بحق ﺃو مشورﺓبعدل فانی لست فی نفسی بفوق ﺃن ﺃخطی و لا آمن ذلک من فعلی الا ﺃن یکفی الله من نفسی ما هو ﺃملک به منی فانما ﺃنا و انتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره یملک من ﺃنفسنا و ﺃخرجنا مما کنا فیه لی ما صلحنا علیه ﻔﺃبدلنا بعد اﻟﺿﻟاﻟﺔ بالهدی و اعطانا البصیرﺓ بعد العمی&amp;gt;&amp;gt;.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;&amp;lt; از سخیف ترین حالات والیان نزد مردم این است که مردم گمان می کنند آنان به فخر و مباهات علاقه دارند و بنای کار خود بر کبر و غرور می نهند.بدم می آید که چنین گمان می کنید من جویای ثنا و ستایشم و سپاس خدا را که چنین نیستم اگر هم دوست داشتم که مرا بستایند به سبب فروتنی در برابر پروردگارم.آن را ترک می کردم زیرا تنها اوست که سزاوار عظمت و کبریاست.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بسیار پیش می آید که مردم پس ازانجام کار مهمی می خواهند که آنان را بستایند ولی مرا به سبب فرمانبرداری ام از خدا و رفتار نیکویی که با شما داشته ام به نیکی میستایید زیرا هنوز حقوقی هست که ادا نکرده ام و فرایظی بر گردن دارم که باید آن ه را به جا آورم آن گونه که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و آن چه را از مردم خشمگین هنگام خشمشان پنهانمی دارند از من پنهان مدارید به چاپلوسی و تملق نیز با من رفتار مکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید و نمی خواهم که مرا بزرگ انگارید زیرا هرکه شنیدن حق بر&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او گران آید یا نتواند اندرز کسی را در باب عدالت بشنود عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است پس با من از گفتن حق یا رای زدن به عدل باز نایستید زیرا من در نظر خود بزرگ تر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم ودر اعمال خود از خطا ایمن باشم مگر آن که خدا مرا در آن چه با نفس من رابطه دارد کفایت کند زیرا او توانا تر از من به من است م و شما بندگانی در دست قدرت پروردگاری هستیم که پرورش دهنده ای جز او نیست او در آن چه اختیارش را نداریم صاحب اختیار ماست اوست که ما را از آن چه در آن غوطه وریم بیرون می کشد و به راهی که صلاحمان در آن است می برد او بود که پس از گمراهی ما را هدیت کرد و پس از نابینایی بینایی بخشید&amp;gt;&amp;gt;.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
5-.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
.&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مطالب اضافه شده به متن اصلی==&lt;br /&gt;
===منت گذاری===&lt;br /&gt;
تعریف لغوی : به معنی اینکه کسی نسبت به دیگری نیکی و احسانی انجام دهد سپس به رخ او بکشد و او را سرزنش ‍کند آمده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تعریف اصطلاحی ـ به معنای نعمت و نیکی آمده مانند : وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْک مَرَّةً أُخْرَی سوره طه : آیه 37&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و بار دیگر هم در حق تو نیکی کرده بودیم . (منت خداوند به دیگران احسان و نعمت است) و یکی از اسماء الهی ، منّان است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی بیشتر به این معنی است کسی به دیگری احسان و نیکی کند و بعد به رخ او بکشد و او را سرزنش و اذیت کند و این از صفات ناپسندی است که آیات و روایات فراوانی آن رامذمت کردند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آیات===&lt;br /&gt;
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذیً&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سخنی نیکو با پرده پوشی یا عذر خواهی از صدقه ای که آزاری در پی دارد بهتر است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَلا تَمْنُن تَستَکْثرُ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منت مگذار ، و فزونی مطلب .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همانگونه که در حدیث آمده است که امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمود :&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَ قَالَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَلا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ قَالَ لَا تَسْتَکْثِرْ مَا عَمِلْتَ مِنْ خَیْرٍ لِلَّهِ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کار نیکی را که برای خدا انجام می دهی هرگز زیاد مشمر .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
2 ـ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمْ فی سبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلا أَذًی لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسانی که اموال خـود را در راه خـدا انفاق می کنند ، سپـس به دنبال انفاقی که کرده اند ، منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند ، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است ، و نه ترسی دارند ، و نه غمگین می شوند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این آیه به خـوبی استفاده می شود که انفاق در راه خدا در صورتی در پیشگاه پـروردگار مورد قبول واقع می شود که به دنبال آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش نیازمندان است ، نباشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابر این کسانی که در راه خـداوند بذل مال می کنند ولی به دنبال آن منت می گذارند یا کاری که موجب آزار و رنجش ‍است می کنند در حقیقت با این عمل ناپسند اجر و پاداش خود را از بین می برند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
آنچه در این آیه بیشتر جلب توجه می کند این است که قرآن در واقع سرمایه زندگی انسان را منحصر به سرمایه های مادی نمی داند ، بلکه سرمایه های روانی و اجتماعی را نیز به حساب آورده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
کسی که چیزی به دیگری می دهد و منتی بر او می گذارد و یا با آزار خود او را شکسته دل می سازد ، در حقیقت چیزی به او نداده است زیرا اگر سرمایه ای به او داده سرمایه ای هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شکست های روحی به مراتب بیش از مالی باشد که به او بخشیده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنابر این اگر چنین اشخاصی اجر و پاداش نداشته باشند کاملا طبیعی و عادلانه خواهد بود بلکه می توان گفت چنین افراد در بسیاری از موارد بدهکارند نه طلبکار زیرا آبروی انسان به مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکته دیگر اینکه منت گذاردن و اذیت کردن در آیه با کلمه (ثم) که معمولا برای فاصله بین دو حادثه (و به اصطلاح برای تراخی) است ذکر شده بنابر این معنی آیه چنین می شود کسانی که انفاق می کنند و بعدا منتی نمی گذارند و آزاری نمی رسانند پاداش آنها نزد پروردگار محفوظ است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و این خود می رساند که منظور قرآن تنها این نیست که پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خـالی از منت باشد بلکه در زمانهای بعد نیز نباید با یادآوری آن منتی بر گیرنده انفاق گذارده شود ، و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص ‍انسانی می رساند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
باید توجـه داشت که منت و آزاری که موجـب عدم قبول انفاق می شود اخـتصاص به مستمندان ندارد بلکه در کارهای عمومی و اجتماعی از قبیل جـهاد در راه خـدا و کارهای عام المنفعه که احتیاج به بذل مال دارد نیز رعایت این موضع لازم است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جـمله لهم اجـرهم عند ربهم به انفاق کنندگان اطمینان می دهد که پاداششان نزد پـروردگار محفوظ است تا با اطمینان خاطر در این راه گام بردارند زیرا چیزی که نزد خدا است نه خطر نابودی دارد و نه نقصان ، بلکه تعبیر (ربهم) پروردگارشان ، ممکن است اشاره به این باشد که خداوند آنها را پرورش می دهد و بر آن می افزاید .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جـمله و لا خـوف علیهم و لا هم یحزنون ، اشاره به این است که آنها هیچ نوع نگرانی نخواهند داشت ، زیرا خوف ، همانگونه که در سابق هم اشاره شد نسبت به امور آینده است ، و حزن و اندوه ، نسبت به امور گذشته ، بنابر این با توجه به اینکه پاداش انفاق کنندگان در پیشگاه خدا محفوظ است ، نه از آینده خود در رستاخیز ترسی دارند و نه از آنچه در راه خدا بخشیده اند ، اندوهی به دل راه می دهند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
بعضی نیز گفته اند آنها ترسی از فقر و کینه و بخل و مغبون شدن ندارند و نه غمی از آنچه انفاق کرده اند . حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) آمده : کسی که به فرد با ایمانی نیکی عطا کند ، سپس او را با سخـنی آزار دهد ، یا منتی بر او بگذارد ، به یقین انفاق خـود را باطل کرده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ولی آنها که چنین نکرده اند ، بیمی از باطل شدن انفاقها به خود راه نمی دهند ، اسلام در این زمینه به قدری دقیق است که بعضی از علماء پیشین گفته اند : هر گاه انفاقی به کسی کنی و بدانی که سلام کردن تو به او ، بر او سخت و گران است و یاد آور خاطره بخشش ، بر او سلام نکن .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تُبْطـِلُوا صدَقَتِکُم بِالْمَنِّ وَالاَذَی کالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکهُ صلْداً لا یَقْدِرُونَعَلی شیْءٍ مِّمَّا کسبُوا وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
ای کسانی که ایمان آورده اید ! بخـششهای خـود را با منت و آزار ، باطل نسازید ! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم ، انفاق می کند ، و به خـدا و روز رستاخیز ، ایمان نمی آورد ، (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن ، (قشر نازکی از) خاک باشد ، (و بذرهایی در آن افشانده شود ،) و رگبار باران به آن برسد ، (و همه خاکها و بذرها را بشوید ،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند . آنها از کاری که انجام داده اند ، چیزی به دست نمی آورند ، و خداوند ، جمعیت کافران را هدایت نمی کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تفسیر : دو مثال جالب در مورد انگیزه های انفاق&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آیه ، نخـست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاقهای خود را به خاطر منت و آزار ، باطل و بی اثر سازند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپـس دو مثال جالب برای انفاقهای آمیخته با منت و آزار و ریاکاری و خودنمائی و همچنین انفاقهائی که از ریشه اخلاص و عواطف دینی و انسانی سرچشمه گرفته بیان می کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید ! بخـششهای خـود را با منت و آزار باطل نسازید یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سپس این عمل را تشبیه به انفاقهائی که توأ م با ریاکاری و خودنمائی است می کند ، می فرماید : این همانند کسی است که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و ایمان به خـدا و روز رستاخیز ندارد کالذی ینفق ماله رئاء الناس ‍ولا یؤمن بالله والیوم الاخر .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و بعد می افزاید : کار او همچون قطعه سنگ صافی است که بر آن قشر نازکی از خاک باشد و بذرهایی در آن افشانده شود و باران درشت به آن برسد ، (و خاک و بذرها را بشوید) وآن را صاف رها سازد آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شیء مما کسبوا .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
چه تعبیر لطـیف و رسا و گویائی ؟ ! قطعه سنگ محکمی را در نظر بگیرید که قشر رقیقی از خاک روی آن را پوشانده باشد و بذرهای مستعدی نیز در آن خاک افشانده شود و درمعرض هوای آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد ، سپس باران دانه درشت پر برکتی بر آن ببارد ، با اینکه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است ، ولی به خاطر یک کمبود ، همه چیزاز بین می رود و این باران کاری جز این نمی کند که آن قشر باریک را همراه بذرها می شوید و پـراکنده می سازد و سنگ سخـت غیر قابل نفوذ را که هیچ گیاهی بر آن نمی روید با قیافه خشونت بارش آشکار می سازد ، چرا که بذرها در محل نامناسبی افشانده شده بود ، ظاهری آراسته و درونی خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازکی از خـاک روی آن را گرفته بود ، در حالی که پـرورش گیاه و درخـت نیاز به خاک عمیقی دارد که برای پذیرش ریشه ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاقهای آمیخته با منت و آزار که از دلهای سخت و قساوتمند سرچشمه می گیرد و صاحبانش هیچ بهره ای از آن نمی برند و تمام زحماتشان بر بادمی رود .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و در پـایان آیه می فرماید : و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند والله لا یهدی القوم الکافرین .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
اشاره به اینکه خداوند توفیق هدایت را از آنها می گیرد چرا که با پای خود ، راه کفر و ریا و منت و آزار را پـوییدند ، و چنین کسانی شایسته هدایت نیستند ، و به این ترتیب انفاقهای ریائی و آمیخته با منت و آزار ، همه در یک ردیف قرار گرفته اند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِی یُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنَّ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلِلَّهِ عَلَیْهِ فِیهِ الْمَنُّ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علی ابن سوید از امام رضا علیه السلام سؤال میکند که عجب و خودپسندی چیست ? امام فرمودند عجب درجاتی دارد یکی از درجاتش این است کسی به خدا ایمان بیاورد سپس بر خدا منت نهد که ایمان آورده در حالی که خداوند بر او منت نهاده خداوند اسباب ایمان آوردن او را برایش مهیا نموده است&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی عَنْ غِیَاثٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی کَرِهَ لِی سِتَّ خِصَالٍ وَکَرِهْتُهَا لِلْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِی وَأَتْبَاعِهِمْ مِنْ بَعْدِی مِنْهَا الْمَنُّ بَعْدَ الصَّدَقَةِ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسولخدا صلی الله علیه و آله : خداوند تبارک و تعالی ناپسند شمرد بر من شش خصلت را و من این شش خـصلت را بر فرزندان و پیروانم ناپسند شمردم یکی از اینها منت نهادن بعد از صدقه است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْمَنُّ یَهْدِمُ الصَّنِیعَةَ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام : منت نهادن ارزش نیکیها را از بین میبرد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
تحف العقول نهج ، [ نهج البلاغة ] فِی وَصِیَّتِهِ علیه السلام لِلْأَشْتَرِ وَإِیَّاکَ وَالْمَنَّ عَلَی رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِک&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علی علیه السلام : در وصیت به مالک اشتر میفرمایند : مبادا بخاطر نیکی که انجام میدهی بر مردم منت نهی .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَیْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی حَدِیثِ الْمَنَاهِی قَالَ وَمَنِ اصْطَنَعَ إِلَی أَخِیهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَثَبَّتَ وِزْرَهُ وَلَمْ یَشْکُرْ لَهُ سَعْیَهُ ثُمَّ قَالَ علیه السلام یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَی الْمَنَّان&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسولخـدا صلی الله علیه و آله : در حدیث مناهی میفرمایند : کسی که کار نیکی برای برادر دینی خویش انجام دهد سپس بر او منت نهد خداوند اجر و ثواب کارش&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نابود میکند و وزر و گناهش برایش میماند ؛ سپس حضرت فرمودند : خدای بزرگ میفرماید : منت گذار را از بهشت محروم کردم .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
وَفِی الْخـِصَالِ عَنِ الْخَلِیلِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ خُزَیْمَةَ عَنْ أَبِی مُوسَی عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ سُفْیَانَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مُسْهِرٍ عَنْ خَرَشَةَ بْنِ الْحُرِّ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ الْمَنَّانُ الَّذِی لَا یُعْطِی شَیْئاً إِلَّا بِمِنَّةٍ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
رسولخدا صلی الله علیه و آله : سه گروه خدا با آنها صحبت نمیکند یکی از آنها منتگذاری که هر چه به دیگری میبخشد بر او منت مینهد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مَنْ أَسْدَی إِلَی مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ آذَاهُ بِالْکَلَامِ أَوْ مَنَّ عَلَیْهِ فَقَدْ أَبْطَلَ اللَّهُ صَدَقَتَهُ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سولخدا صلی الله علیه و آله : کسی که کار نیکی برای مؤمنی انجام دهد سپس با کلامی او را اذیت کند یا بر او منت نهد خداوند صدقه او را باطل میکند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جـَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْهِ وَمُدْمِنُ الْخَمْرِ وَمَنَّانٌ بِالْفِعَالِ لِلْخَیْرِ إِذَا عَمِلَهُ&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام : به بهشت نمیرود کسی که عاق والدین است و کسی که شارب الخمر است و کسی که هر کار خیری را انجام میدهد همراه با منت است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
نکوهش منّت نهادن و ایذاء در صدقه&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
سزاوار است که صدقه دهنده از منّت نهادن و ایذاء بپرهیزد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
منّت نهادن ، این است که خود را نیکوکار ببیند ، و از لوازم آن : آشکارا انفاق کردن است و باز گفتن آن ، واداشتن توقّع پـاداش مانند سپاسگزاری و خدمت و تعظیم و اطاعت . و ایذاء (آزردن) ، آنست که او را سرزنش و ملامت کند و سبک شمارد و به خدمت گیرد ، و با او بدزبانی کند و روی ترش نماید و پرده وی بدرد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
معنی ایذاء و همچنین لوازم و نتایج ظاهری منّت نهادن روشن است . امّا منّت نهادن باطنی ، یعنی خود را نیکوکار دیدن ، از اینجا معلوم می شود که بعد از دادن صدقه بیش از پیش بعید بداند که گیرنده صدقه به او خیانت کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و امّا علاج منّت نهادن : این است که بفهمد در حقیقت آن فقیر گیرنده ، نیکوکار است ؛ زیرا او را به ثواب می رساند و از عذاب نجات می دهد ، و در گرفتن حقّ خدای تعالی نائب اوست ، که آن را به فقیر احاله کرده تا به وعده روزی که به وی داده وفا شود .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و علاج آزردن فقیر : این است که بداند که سبب آن زیاد شمردن عطا و صدقه خود و کراهت داشتن از انفاق مال و تکبّر بر فقیر گیرنده به سبب بهتر دانستن خود از اوست ، از این روکه خـود را بی نیاز و او را نیازمند می بیند ، و همه این ها جـهل و حماقت است . امّا زیاد و بزرگ شمردن عطـا و صدقه از این جـهت جهل است که آنچه می دهد در مقابل آنچه از رضای خدا و ثواب آخرت می طلبد بسیار اندک و ناچیز است . و انسان عاقل چگونه چیز اندک فانی خـود را در مقابل پـاداش عظـیم و جـاوید بزرگ می شمارد . و امّا کوچک شمردن فقیر ، درحالی که ـ چنانکه گذشت ـ فقیر از غنیّ برتر است ، پس چگونه خود را بهتر از او می بیند ؟ و در برتری فقیر همین بس که خـدای سبحان غنی را مسخـّر فقیر کرده ، به اینکه مال را با کوشش و رنج به دست آورد ، و در محافظت آن سعی نماید ، و به قدر نیاز فقیر به وی برساند . پـس در حقیقت غنی خـادم فقیر در جـستجـوی مال است علاوه بر اینکه آنچه از مال ستوده است برای فقیر ، و آنچه نکوهیده است از قبیل تحمّل مشقّت و به گردن گرفتن مظلمه و حفظ اضافات تا هنگام مرگ و خوردن دشمنان ، بر غنیّ است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و بالجـمله : خـردمند پـس از تأمّل و اندیشه ، می داند که آنچه می دهد در مقابل آنچه می گیرد اندک است ، و در حقیقت فقیر به وی نیکی می کند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود : (هر که بداند که آنچه می کند به خود می کند ، در تشکّر از مردم درنگ روا نمی دارد ، و دوستی آنها را کم نمی شمرد ، پس از دیگران سپاسگزاری آنچه به نفع خود داده ای و آبروی خویش را حفظ کرده ای مخواه ، و بدان که کسی که حاجتی از تو می خواهد آبروی خود را بیش از آبروی تو گرامی نداشته ، پس آبروی خود را گرامی دارو حاجت او را رد مکن) . و کسی که از منّت نهادن و آزردن دوری می جـوید باید هنگام عطا و انفاق برای فقیر تواضع کند ، و صدقه را در پیش او گذارد ، و نزد او بایستد ، یا دست خود را بگشاید تا فقیر بردارد ، به طوری که دست فقیر [ که دست خداست ] بالا باشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پنجم آنکه : از منّت نهادن بر فقیر و ایذای او دوری کند . و عطائی که به کسی نماید از صفحه خاطر محو سازد ، تا در دفتر حسناتش ثبت گردد ، که اگر از این صفت خبیثه اجتناب نکند . صدقه او باطل ، و عاطل می ماند .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنان که حق ـ سبحانه و تعالی ـ می فرماید که : یا أَیُّهَا الَّذی نَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَق اتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالاَذی سوره بقره : آیه 264 یعنی : ای مؤمنان باطـل مسازید صدقات خود را به منت نهادن و آزار دادن . و از سیّد انام مروی است که : کسی که با برادر مؤمن خـود نیکی کند و بر او منت نهد خـدای ـ تعالی ـ عمل او را از درجـه اعتبار ساقط سازد . و او را بر گناه خـود بگیرد . و سعی او را نپـذیرد . و منت نهادن ، این است که : همچنین داند که به آن فقیر احسانی نموده . و علامت ظـاهری آن ، این است که : در نزد مردم زبان به اظـهار آن گشاید وآن را نقل کند ، و از آن راه ، از فقیر چشم داشت ثنا و تعظیم و فرمانبرداری داشته باشد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و علامت باطنی آن ، این است که : بعد از عطا ، از آن فقیر خلاف ادبی یا خیانتی نسبت به آن شخـص واقع شود استبعاد نماید زیادتر از آنچه پیش از عطا استبعاد می نمود . و ایذا ، آن است که : او را سرزنش و ملامت کند . و پرده او را بدرد . و رو به او ترش نماید . و او را خفیف کند . و از مجالست آن عار داشته باشد . و خود را عالی تر از او داند . و کسی که مبتلا به این مرض باشد باید خود را از آن خلاص سازد .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
علاج منت گذاردن و ایذای فقیر&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و اما علاج خـلاصی از منت گذاردن ، آن است که : بداند که فی الحقیقه فقیر ، احسان نسبت به او کرده که صدقه او را قبول نموده ، و موجـب رستگاری او گردیده است . پس بایددهنده ، ممنون فقیر باشد . و بداند که : ـ همچنان که در حدیث وارد است ـ دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست . و آنچه به فقیر می رسد همانا که به خدا رسیده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
و از این جـهت ، سنّت است که : آنکه صدقه می دهد دست خود را ببوسد . و دست خود را بر بالای دست فقیر نگذارد . بلکه دست خود را بگشاید تا فقیر بردارد . و چگونه کسی هزار مرتبه ممنون نگردد از دستی که نایب دست خـداست و از او چیزی قبول می کند ؟ و با همه این ها خـدا هر صدقه را چندین مقابل عوض در دنیا و آخرت وعده فرموده است .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پـس اگر توقع و امید آن را ندارد زهی احمق که مال خـود را به عبث ضایع می کند . و اگر چشم عوض از خدا دارد پس به چه وجه منت بر فقیر گذارد ؟ و این مثل آن است که : کسی چیزی به تو حواله کند که به زید بدهی و او اضعاف مضاعف عوض به تو دهد و تو در چیزی که به زید می دهی منت بر او گذاری .&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;source&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;title&amp;quot;&amp;gt;منبع:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span class=&amp;quot;text&amp;quot;&amp;gt; [http://www.mohsenzade.com/index.php/component/content/article/9-1388-09-22-18-11-38/939-1390-07-22-11-36-00%D9%85%D9%86%D8%AA پایگاه اطلاع رسانی مذهبی محمدعلی محسن زاده] &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;hold&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div class=&amp;quot;return&amp;quot;&amp;gt;بازگشت به [[فرهنگ مصادیق]]&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=57264</id>
		<title>پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=57264"/>
				<updated>2017-09-10T04:15:36Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Razavi: Razavi صفحهٔ پرهیز ازخود پسندی-منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام را به [[فرهنگ مصادیق:پرهیز از خودپسندی منت گذاری و عجله در کلام ا...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فرهنگ مصادیق:پرهیز از خودپسندی منت گذاری و عجله در کلام امام علی علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Razavi</name></author>	</entry>

	</feed>